live | باور به «امکان پذیری» - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | باور به «امکان پذیری»
    201MB
    40 دقیقه
  • فایل صوتی live | باور به «امکان پذیری»
    39MB
    40 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1321 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندا رنجبری گفته:
    مدت عضویت: 3651 روز

    این لایو رو یادمه سال نود و نه دیدم به جرات میتونم بگم درک الانم هزار برابر شده بود، نه تنها هیچ مقاومتی در مورد هیچ کدوم از حرفای استاد توی این فایل نداشتم بلکه برعکس تمامشون رو توی این سال ها تجربه کردم، زندگی کردم و شده جزو باورهام.

    استاد جان میخوام یه سپاسگزاری ویژه کنم برای اینکه اون موقع این لایو رو گرفتید و این صحبت ها رو کردید این حرف ها برای کسی که درک کنه و درمدارش باشه حرف های بسیار مهم و حیاتی ای هست. صحبت های سرنوشت ساز که میتونه به مسیر زندگی آدم یه چرخش بزرگ‌ بده.

    استاد از صمیم قلبم و با تمام وجودم به خاطر این فایل سپاسگزارتونم.

    چقدر صحبت هاتون در مورد نحوه ی هدفگذاری مهم و دقیق بود یه دوره ی هدفگذاری کامل بود به نظرم‌.

    خیلی ها هدفگذاری یاد میدن اما اون بخش ذهنی اش که دلیل اصلی رقم خوردن اون اهداف هست رو عنوان نمیکنن، اما شما میگید هدف انتخاب کردی باید ذهنت رو کنترل کنی باید باورهای مناسب در مورد هدفت بسازی اهرم رنج و لذت ایجاد کنی شور و شوق عامل اصلی رسیدن به هدفه، قانون تکامل رو باید توی مبحث هدفگذاری رعایت کنی، خیلی خیلی مهمه این صحبت ها، یعنی اگر رعایت بشه این موارد هر چیزی امکان پذیره واقعا، یعنی دقیقا مریم جان اسم بسیار با مسما و درستی برای فایل انتخاب کردن.

    تکرار، تمرین، تمرکز، توجه کردن به اصل که توی این مورد، هدف ما میشه اون اصل و هر چیزی جز اون میشه حاشیه، من ریویو کردن مهارتم اسپیکینگم رو و تقویت و بهبود زبان انگلیسی رو به عنوان هدف سه ماهه ی الانم انتخابش کردم،‌ میخوام بعد از سه ماهه ی پائیز باز هدف سه ماهه بگذارم و باز دوباره شروع کنم به تکرار و تمرین و ساخت حافظه ی عضلانی و دانش ناخودآگاه در زبان، تا زمانی که سال تموم بشه، شش ماهه ی اول رو کلا تمرکز کردم روی ذهنم و باورهام خصوصا دوره ی لیاقت و دوره ی ثروت یک و الان برای شش ماهه ی دوم سال به اذن الله مهربانم وارد مسیر حرکت و عمل به ایده ها شدم. من متوجه شدم برای این هدف نیاز دارم به تمرین و تکرار و این تمرین و تکرار خیلی اهمیتش بالاست این قدم های دیلی و روزانه خیلی مهم هست و ایناست که داره نتایج رو رقم‌ میزنه، دلیل اینکه با قدرت این هدف رو انتخاب کردم این هست که قبلا نتیجه گرفتم من قبلا دو سال برای زبان وقت گذاشتم و جواب داد و تونستم به هدفم که صحبت به زبان انگلیسی هست برسم و حالا میخوام همون رو بهبود بدم با این باور که امکان پذیره حالا که به سطح خوبی رسیدم و تونستم برسم و این بت که زبان سخته توی ذهنم شکسته شد پس میتونم بازم بهتر بشم.

    استاد جان میگید اگر به شش ماه قبل برگردی میبینی چیزایی که شش ماه پیش داشتی نعمت بوده، استاد جان برای من هم نعمت های شش ماه پیشم هست هم نعمت های جدید اضافه شده و هم اون نعمت هایی که بوده بهبود پیدا کرده، این نشون میده منم به حول و قوه ی الهی از جرگه ی آدمای ناسپاس در اومدم.

    استاد جان میگید وقتی انسان سپاسگزار باشد هدایت میشود، من چند وقتی بود خیلی زیاد توی بحث رابطه ی عاطفی داشتم سپاسگزاری انجام میدادم، با تمام وجودم شکر میکردم و نکات مثبت همسرم رو لیست میکردم، اصلا برنامه ای نداشتم برای اینکه رابطه ام رو بهبود بدم میگفتم همینی که هست خیلی عالیه و راضی هستم اگر همین رابطه به همین شکل پایدار بمونه تا ده سال بعدهم راضی ام، اتفاقی که افتاد بعد از چند روز ادامه ی سپاسگزاری یه اتفاقی افتاد توی رابطه ام با همسرم که به ظاهر یه تضاد ناجالب بود اما ذهنم رو کنترل کردم و در نهایت اون تضاد منجر به یه نتیجه ی شیرین شد و یه عادتی که همسرم داشت و خیلی روی مخ من بود اما هرگز نمیتونستم تصورش هم بکنم که بگذاره کنار و ترک کنه اون عادت رو، درست شد، اینقدر ساده و غیر قابل باور درست شد که هنوز فکر میکنم دارم‌ خواب میبینم، یعنی منی که فکر میکردم همسرم با همین ویژگی و خصلت ها خیلی ام خوبه خیلی ام عالیه و سپاسگزارش بودم و اصلا نارضایتی نداشتم،، با سپاسگزاری و توجه به نکات مثبتش هدایت شدم به ایده ای که باعث شد اون عادت همسرم ترک بشه و رابطه ی ما عاشقانه تر و فوق العاده تر بشه و الان بعد از سیزده سال زندگی حس میکنم تازه نامزد کردیم و مشغول شناخت و آشنایی هم هستیم اینقدر که این رابطه تر و تازه شده و بهبود پیدا کرده. این رو به عنوان رد پا نوشتم هم برای خودم و هم برای دوستان که بگم سپاسگزاری نتایج اش قابل باور نیست با سپاسگزاری هر چقدرم اوضاع خوب باشه خودتم راضی باشی بیشترم نخوای باز طبق قانون هدایت میشی به بهتر، به زور بهت نعمت داده خواهد شد.

    استاد جان در مورد اینکه کار کردن نباید حکم زور داشته باشه صحبت کردید اینکه ما باید عاشق کار کردن باشیم اینکه توی آمریکا خیلی از افراد داوطلبانه بدون دریافت مزد میرن بعد از بازنشستگی پارک‌ها رو تمیز می‌کنند استاد جان توی ایران هم این موارد هست اما توی حرم امام رضا علیه السلام، یعنی همه چیز برمی‌گرده به عقاید و باورهای ما، همونطور که کار کردن توی حرم امام رضا برای یه عده اونقدر مقدس و الهی هست که بدون دستمزد با جان و دل توی صف می‌ایستند تا بعد از ماه‌ها نوبتشون بشه تا انجامش بدن و هیچ پولی هم قرار نیست بابتش دریافت کنند اگر کاری را هم که توی جامعه انجام میدن همینطور باشه و الهی و مقدس بدونن دیگه به زور نمیرن سر کار یا غر نمی‌زنن یا احساس بدبختی نمی‌کنن یا خوشبختی رو توی بیکار بودن و بیکار چرخیدن نمی‌دونن، اگر ما باور داشته باشیم که هر روز که سر کار می‌ریم قراره برای ما ثواب نوشته بشه اگر پول ساختن توی ذهن ما یک کار معنوی و الهی باشه اون وقت ما با جان و دل کار انجام میدیم حتی اگر قرار باشه بابتش دریافتی نداشته باشیم.

    موضوع بعدی که صحبت شد تکامل در شکل‌گیری علایق هست طبق تجربه‌ای که داشتم باور دارم که توی حرکت کردن علایق ما شکل می‌گیره و هرگز با نشستن و فکر کردن نمی‌تونیم به وضوح برسیم لازم نیست از الان مسیرهای آینده را بدونیم قدم‌های اولیه رو برداریم و نگران نباشیم هدایت خواهیم شد این کنترل کردن ذهن در مورد چگونگی خیلی مورد مهمی هست خیلی وقت‌ها فکر کردن به چگونگی هست که ما را گمراه و ناامید می‌کنه دیگه انگیزه‌ای برای ادامه دادن نداریم و دیگه انگیزه‌ای برای ادامه دادن و شور و شوقی برای برداشتن قدم‌ها نداریم.

    این تفکر که من پولم رو بدم جایی بهم ماهیانه بده کلاً تفکر فقر آلودیه من به عنوان شخصی که قبلاً کارمند بوده و الان پا تو مسیر کسب و کار شخصی خودش گذاشته می‌خوام بگم که اینکه من برم یه جا وایستم و طبق زمان و نه بهره‌وری کار کنم و بهم ماهانه پول بدن هم تفکر فقر آلودیه ما زمانی فقط باید کارمند بودن را ادامه بدیم که میخوایم چیز یاد بگیریم و بعد از اینکه تجربه کسب کردیم خیلی لازم هست که بتونیم خودمون مولد باشیم و ثروت ایجاد کنیم آزادی که با باورهای درست جهت دهی بشه بی‌نهایت میشه ازش ثروت ایجاد کرد تا اینکه زمانمون و آزادیمون رو بفروشیم و در ازاش چندرغاز دریافت کنیم.

    ما برای اینکه نتایج توی زندگیمون تغییر کنه نیاز داریم به یک تغییر بنیادین، تغییر بنیادین یعنی تو خودت باید مولد باشی نه بانک نه بورس، نه…

    استاد جان میپرسید چرا روی خودت حساب نمی‌کنی چرا فکر می‌کنی خودت نمی‌تونی مولد باشی؟ بگذارید من جوابش رو بدم چون ما برای توانایی‌ها و استعدادهامون ارزش قائل نیستیم چون خودمون رو باور نکردیم دقیقاً همین باوره که نمی‌ذاره ما به جایی برسیم این باور که من خودم که نمیتونم خودم‌ که عرضه‌ای ندارم.

    اینکه خیلی از افراد پولشون رو گذاشتن یه جای دیگه تا بهشون ماهیانه بده و ارزش پول از بین رفته دقیقاً بلاییه که سر آدم‌های غیر مولد می‌آید.

    می‌خوای پول بیاد توی زندگیت باید تغییر کنی نمیشه مثل قبل فکر کنی و انتظار داشته باشی شرایط تغییر کنه وقتی روی خود سرمایه‌گذاری کنی “هزار برابر” بیشتر می‌تونی پول بسازی روی آگاهی‌هات روی باورهات روی یادگیری روی علایقت تو روی خودت سرمایه‌گذاری کن تو متخصص بشو “صدها برابر” پولی که بانک و بورس و کارمندی می‌خواد بهت بده رو می‌تونی بسازی صدها برابر…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1330 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بایت بودن درمسیر حق

    سپاس گزار خداوندم بابت نعمت بزرگ احساسات

    سپاس گزار خداوندم بابت اینکه در مسیر درست استقامت میورزم و از هر چیزی برام باارزشه این

    این کامنت رو تا نصفه نوشته بودم که گوشی برا اولین بار هنگ کرد و از سایت خارج شد و پاک شد کامنتم و ذهنم گف ولش کن حالا بعدا ،این همه نوشته بودی از اول میخوای بنویسی؟؟؟ گفتم اره بهترشم مینویسم ،من کارم اینه تو رو ساکت کنم و به نظراتت گوش ندم

    خلاصه

    وقتی اهمیت کنترل ذهن رو درک میکنی ، کنترل ذهن کاذی عملی تر میشود .

    عادتهای قدرتمند کننده روزانه ،خواسته های بزرگتر را نیز محقق میکند .

    این دوتا جمله ایده داد تا بنویسم

    یادمه پارسال که توی کار ملک بودم ،بسیار بسیار خوب و در حد واقعا قابل قبولی میتونستم ذهنم رو کنترل کنم و ارامشم رو در 95درصد مواقع حفظ کنم و سپاس گزار داشته هام باشم ،یعنی توی کاری مثل املاک که خیلی از اشخاص این حوزه میگن کاره فرسایشیه و یک باور محدود کنندس من سعی میکردم با قانون تطبیق بدم این کارو ،یعنی چی ؟؟؟ در مواجه با بدترین تضادها که جیبمم خالی بود سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم و ارام باشم و الان که یادم میاد خیلی عالی میتونستم این کارو انجام بدم ،با چه نگاهی ؟؟؟ با این نگاه که این تضادها پله ی صعود منه و چه درسی رو باید بگیرم ؟؟؟ و تمام‌اون تضادها بلا استثنا به نفع من تموم میشد ،چون من نگاهم الخیر فی ماوقع بود و این جمله استاد که میگفتن شما باید درس های زیادی رو یاد بگیرید رو یادم میاوردم و اصن ذهنم همش مثبت بود ،

    مثلا وقتی دقیقه 90که دوسه بار معمله که کمیسیون خوبیم داشت کنسل میشد ،من خیلی اروم بودم و میگفتم که حتما خیره و خدا هدایت میکرد با این نگاه که اگر ایرادی توی ذهنم داشتم برطرف میکردم ویا به هم زده بود طبق خواسته ی من که مشتری خوب برسونه

    یا مثلا اگر که مشتری بد به طورم میخورد که الان واقعا حضور ذهن ندارم که مثال بزنم چون شاید یکی دوتا هم نبوده ،

    هر موقع که مشتری بد بود ،حالا سره کمیسیون دادن ، سره این که بزنه زیره حرفش والا ماشالله ، اصن انگار یک ارامشی بر وجود من حاکم بود که میگفت به درون نگاه کن و من با بیرون اصن کاری نداشتم و میومدم میگفتم که خب چه باوری باید تغییر کنه تا این مشتری ها تغییر کنن؟؟؟ چه باوری باید بسازم مثلا در زمینه گرفتن کمیسیون که معضل 99درصد اشخاص این کاره ،که به من راحت با عشق پرداخت کنن ؟؟ بعد ایده میومد که روی احساس لیاقتت و ارزشمندی خدماتی که ارائه میدی کار کن و بعد جنس مشتری ها عوض میشد و میگفتم چطور ادامه دار باشه ؟؟؟ میدیدم قانون داره میگه که توجه به هر چیزی باعث گسترش اون چیز میشه و می اومدم به مشتری های نازنین و با صداقت و شریفی که باهاشون معامله کرده بودم تو ذهنم فک میکردم و تحسینشون میکردم و بابت حضور مشتری های دست به نقد و با صداقت و خوش حساب و خوش قول از خداوند تشکر میکردم و اوضاع هرروز بهتر و بهتر میشد و سه ماهی به صورت تکاملی درامدم داشت میرف بالا و قشنگ حرفهای استاد رو درک میکردم ،موضوع راحت شدن با یک ظرف وجودی جدید ،موضوع نگران نبودن از تکرار نتیجه و….. اگاهی های فوق العاده ای که استاد در قدم اول راجب تکامل زدن در دوره 12 قدم .

    حالا میخوام بگم که بعدا عجله کردن کار دیتم داد و حوزه ی علاقه مندیمم نبود و 4قدم اول دوره 12قدم باعث شد که من سوق داده بشم به حوزه ی علاقه مندیم و حریف ترسهام بشم .

    میخوام بگم که توی زمینه ی املاک که بودم امروز خداوندیک باره دیگه اهمیت کنترل ذهن رو یادم انداخت

    حالا توی مثال های املاک اگر توجه کرده باشید نوشتم که ارامش خاصی داشتم حتی در مواجه با تضادها و حالم خوب بود و‌ اوضاع زود خوب میشد ، درسته ؟؟؟

    حالا میخوام بگم که این ارامش از کجا اومده بود

    همون جمله دوم بالا که میگه : عادتهای قدرتمندکننده روزانه ،خواسته های بزرگتر رو هم محقق میکنه

    اون ارامش حاصل درک اهمیت کنترل ذهن بود که اون هم با استمرار در مسیر درست و نتیجه گرفتن از این مسیر بوجود اومده بود .

    یعنی توی مثالها که نوشتم و واقعا این مثال هارو خداوند یادم انداخت و الانم هدایت شدم به رستورانی که پارسال میومدم و روی خودم کار میکردم واینا هدایته نه اتفاق ، اینکه نوشتم تماما نگاهم به درون بود و فقط میگفتم چه باوری باید ساخته بشه و یا تغییر کنه و اصن به بیرون کاری نداشتم ، همه ی اینا حاصل عادتهای قدرتمند کننده بود که هر روز و هر هفته و هرماه اوضاع در تمام ابعاد داشت بهشت میشد نه فقط مالی ، یکی از بی نظیرترین سالها در حوزه ی روابط رو‌پارسال تجربه کردم ، در زمینه ی سلامتی فوق العاده ،در زمینه معنویت که اشک نزدیکی به خداوند و حس وجودش اکثر مواقع بود و اینایی که نوشتم بیشترش در اون سه ماه طلایی بود

    حالا عادتهای قدرتمند کننده که هرروز داشتم چی بود که منوبه اون حد از ارامش رسونده بود و هر بار وارد مداری میکرد که نعمت های بیشتری وجود داره ؟؟؟

    چه عادتهایی باعث میشد که من عالی سمت خودمو انجام بدم و نگران نباشم و انقد هماهنگ با قانون باشم که به محض رخ دادن تضاد یا اتفاقی ، همون لحظه نگاهم به درون باشه ،که این موضوع خیلی مهمه ،خیلی مهمه اینکه شما همون لحظه اول نگاهت به درون باشه و انگشت اشاره سمت خودت و بهبود باوری .

    من یادمه اول صب با سپاس گزاری شروع میکردم و اونموقع ها صب میرفتم باشگاه و بعد میومدم حداقل روزی سه ساعت چهار ساعت ظهرا توی سایت بودم و فایل گوش میدادم و کامنت مینوشتم که کامنت هام هست الان توی سایت ، بعد مثلاهدایت میشدم و معامله ها انجام میشد ،شب که میومدم خونه قبل خواب حتما قران میخوندم و بابت نکات مثبت روزم سپاس گزاریمو مکتوب میکردم و می‌خوابیدم و با هیچ ادم اضافه ای که بخواد انرژی خواری کنه ارتباطی نداشتم ، همین عادتهای سازنده زندگی رو گلستان کرده بود و الان که نگاه میکنم با این مثالهایی که خدا به یادم اورد و هدایت کرد ،میبینم من اونموقع کلا خودم رو احاطه کرده بودم با این اگاهی ها و کلا توی فضای سایت و اموزه ها بودم و هیچ رفت و امدیم نداشتم در اون مدت با اشخاص منفی و اصن توی مدار من نبودن ، حتی اونموقع عموم که یه مسیری رو باهم میومدیم تا خونه با ماشین اون ،باورتون شاید نشه حتی یک کلمه به غیر سلام و خدافظی بین ما رد و بدل نمیشد ،

    چرا؟؟؟ چون من متعهد بودم و اصن توی یک فضا نبودیم و بنده خدا اخه چه حرفی میزد ؟؟ نقطه ی مشترکی برای صحبت نداشتیم ،

    الان باز دوباره خداوند هدایت کرد امروز تا اهمیت کار کردن روی ذهن و کنترل ذهن رو به یاد بیارم و به یاد بیارم مسیری که داشت جواب میداد ، البته میدونیم ها ولی خیلی موقع ها میایم توی سایت حتی و فک‌ میکنیم که داریم روی خودمون کار میکنیم ،اما نه کار کردن باید نتیجه نشون بده والا که اَندر خَم یه کوچه ایم

    و الان که دارم فک میکنم حرف استاد رو تایید میکنم ، تماما اون مسیری که من پارسال رفتم و‌اون نتایج رو رقم زد ،تماما تلاش ذهنی بوده

    و با هر بار نتیجه اومدن ایمانم بیشتر میشد و اوضاع بهتر و خب اگر این تعهد رو الان که درحوزه ی مورد علاقم پرورش اندام نشون بدم و‌سمت خودمو انجام بدم با این شور وشوقی که دارم چه نتایجی انتظارمو میکشه ؟؟؟

    الهی شکرت بابت قوانین ساده و بدون تغییرت و قدرتی که به من برای خلق زندگی دلخواهم عطا کردی

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .

    درپناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    کیمیا گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    سلام به استاد مهربونم و مریم جون نازنین

    سلام دوست ها و خانواده ی قشنگ عباسمنش

    چقــــــــدر این فایل پر از نکته و اگاهی بود.

    حس میکنم بارها و بارها باید گوش بدم و هر دفعه یک موضوع رو توش درک کنم…

    حس میکنم نوشتن و ساختن باور های همسو با هدف یه انقلابه توی زندگی، بعدش همه چیز متفاوت میشه.حس و حال و موقعیت و شرایط ها …

    راست میگین استاد، فقط باید باورش کنیم.از اونجایی مطمئنم درست میگین که تجربش کردم ولی توی موضوعات کوچیک تر که برام باور پذیر بوده.حالا باید سعی کنم باور های منطقی بسازم که بتونم ذهنمو قانع کنم و بپذیرم که رسیدن به خواسته هام یه امر کاملا منطقی و بدیهیه.نیازی نیست من براش تلاشی بکنم.من فقط باید درخواست کنم و بهم داده میشه…

    برای اینکه همیشه سپاسگزار باشم مثل بازی بهش نگاه میکنم.من خیلی توی ذهنم با خودم حرف میزنم معمولا…هممون از این مکالمات درونی داریم.عموما سعی میکنم بگردم چیزای خوبو پیدا کنم و راجبهشون با خودم حرف بزنم و قضاوتشون کنم.قضاوت خوب ها..مثلا یه مشتری میاد تو کافه باهاش بوی خوبی میاد

    سریع بهش توجه میکنم پیش خودم میگم دمش گرم چقدر به خودش عشق میده،عطر خوب میزنه‌بهداشتشو رعایت میکنه توی این گرما بوی خوب میده،خداروشکر بابت اینکه من میتونم الان این بوی فوق العادرو حین انجام کارم استشمام کنم…

    اینجوری همیشه دنبال نکات مثبتم و در انتها بابتش سپاسگزارم

    اخیرا هم متوجه شدم بزرگترین نعمت ما سلامتیه

    الهی شکر بابت بدن سالم و تندرست و سرشار از قدرتمون.

    وقتی حالم خوبه میفهمم بدنم بهتر کار میکنه، به قوله معروف همه چیزش ریلیز تره…

    پس وقتی افکار منفی دارم، به خودم اسیب میزنم…این یه نوع ناسپاسی و قدرنشناسیه….

    باید مواظب تک تک کارایی که میکنیم و فکرایی که از ذهنمون عبور میکنه باشیم واقعا.

    بابت کوچیک کردن قدم ها هم باید بگم که من قبلا خیلی عجله میکردم دقیقا میخواستم یه شبه همه چیزو تغیر بدم

    یه مدت کلا شل شدم و به هیچکدون از هدفام فکر نمیکردم

    بی انگیزه فقط یه روتین روزمره رو انجام میدادم ولی اروم اروم بهبود های کوچیک به لایف استایلم دادم

    ذهنم باز شد

    هدفای جدید پیدا کردم، قدمای کوچیک به سمتشون دارم بر میدارم

    مثلا یکی از هدفام‌این‌بود که عملا براش کاریم نکردم… چشمام ضعیف بود خیلی دوست داشتم عملش کنم تا دیگه عینک نزنم

    فقط از خدا خواستمش، همون روز عصر به طرز شگفت انگیزی یه خانومه مهربون اومد کافه که از همسایه هامون بود،

    شروع کرد به تعریف که اره من دو هفته پیش چشمامو عمل کردم پیش فلان دکتر و خیلی راضی یودم خیلی کارش عالی بود تو هم اگه میخوای عمل کنی بیا ادرسشو میدم برو پیشش

    تمام روند کارو بهم گفت حتی گفت مطبش نرو معطل میشی من قبلا رفتم، بیا ساعت یک ربع یه نه صبح پنجشنبه برو فلان کیلینیک بگو وقت معاینه میخوام واسه عمل لیزیک…

    من همه اطلاعاتی که گفت توی نوت گوشیم زدم که گمش نکنم، حالم وقتی داشت حرف میزد خیلی خوب بود، درای قلبم باز بود

    حس کردم این اون هدایتس

    رفتم شب توی اینترنت اسم دکتررو سرچ کردم خداشاهده حتی یکدونه نظر و ریویو منفی ازش ندیدم

    کلینیکشم از خونمون یک ربع فاصله داشت

    برای مامانم تعریف کردم و گفتم میخوام برم پیش دکتره عمل کنم، مامانم نگران بود هی میگفت به حرف یکنفر که نمیشه، بازم برو تحقیق کن چشم خیلی حساسه و این حرفا…ولی من چنان دلم قرص و محکم بود که این هدایت خداس عمرا کاری غیرشو انجام بدم

    از حس قلبیم میفهمیدم…

    اصلا همه چیز خدایی بود، حتی پولشم خدایی جور شد و رفتم و به راحتی پلک‌زدن انجامش دادم و تموم شد

    الانم که دارم کامنت میزارم با چشمای خودم بدون عینک لذت میبرم

    خداروهزارمرتبه شکر

    زندگی واقعا اسونه فقط باید سعی کنیم سختش نکنیم،وقتی فکر میکنی یه خواستت خیلی دست نیافتنیه به کارایی که فقط درخواست کردی و انجام شده فکر کن..اونارو یادت بیار…

    ساده فکر کنیم،ساده بپذیریم،ساده عمل کنیم و ایمان داشته باشیم ساده بهمون داده میشه

    خیلی دوستون دارم…طولانی شد و خارج از حوصله

    امیدوارم حال دل تکتکتون اروم و شاد باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    Ramtin Seisan گفته:
    مدت عضویت: 3214 روز

    به نام خداوند بخشنده

    واااای که چقدر با ارزش بودن این حرفها بخدا، جددا که وقتی‌ سوالات بچه‌ها رو شنیدم در اون لایو گفتم این فایل واقعا باید جزو محصولات میبود، استاد برای من این فایل یکی‌ از فایلهای بینظیر بود، یه حس عجیبی‌ داشت، خیلی‌ باهاش ارتباط گرفتم چون من جواب سوالام رو گرفتم، جوری واضح خدا از زبان شما با من حرف زد که فقط اشک شوق می‌ریختم، استاد این روزها به شدت هدایتها رو دارم دریافت می‌کنم، ازش خواستم که واضح باهم حرف بزن وای خدا شاهده انقدر واضح جواب میده که اشک من رو درمیاره، بعضی‌ وقتها وقتی‌ شما میگفتید خدا هدایتم کرد یا مثلا نشانه‌های واضح و مشخص میداد( مثل خوابی‌ که دیدید که اسم یک شهر یا ایالتی‌ آورده بود که حتی نمیشناختید) یه همچین چیزی بود… اون موقع به هیچ عنوان فکر نمیکردم شما دارید دروغ میگید چون خیلی‌ باورتون داشتم اما می‌گفتم برای استاد فقط اتفاق میافته چون خیلی‌ با ایمان هست، و اون ایمان رو اصلا من نداشتم و شاید هنوز هم ندارم، به هر حال منظورم اینه که فکر می‌کردم امکان نداره انقدر واضح من رو هدایت کنه، اما ازش می‌خواستم من می‌خوام مثل استاد باشم که همه چیز رو با هدایت انجام میده و روی عقل خودشون حساب نمی‌کنه، و جملات تاکیدی که گفتید رو هر روز تکرار می‌کنم، رابطه‌ام با خدا یه شکل دیگه شده اصلا، وای استاد وقتی‌ در تر س رو باز کردید به خدا اون صدای گرما و دمای هوا رو حس کردم، یعنی‌ چون من عاشق هوای گرمم وقتی‌ این صحنه رو دیدم صدایی که با باز کردن در تر س شنیدم آشنا بود، صدای هوای گرم، قشنگ حس کردم اونجام، این رو یادتون باشه روزی که من با شما دقیقا توی همون تر س نشستم و دارم از نتایج و احساس خوبم میگم و شما هم دارید لذت می‌برید، پر از امید پر از اعتماد به خداوندم، این فایل به آدم جون دوباره میده، خدایا شکرت که پیامت رو شنیدم، شکرت که هدایتت رو دریافت کردم، ممنونم استاد عزیز، مهربان، که آدم با تمام وجود میتونه بهتون بگه استاد، آخه من مقاومت داشتم به کسی‌ الکی‌ بگم استاد، شما لایق بهترین‌های جهان هستید بهترین استاد راهنما، بهترین پیام رسان خداوند، بهترین دست خداوند، عاشقتم مریم جان که با وجود این که ندیدمت ولی‌ پر از عشقی‌، نمونه و الگو هستید برای من، ممنونم برای تمام زحماتی که می‌کشید و این فایلها رو آماده می‌کنید.

    عاشق همتونم.

    Somi

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    حبیب پس افکند گفته:
    مدت عضویت: 2818 روز

    سلام استاد نازنین من سال نوع تون هم مبارک باشه، آخه فدای تو من بشم تو الگو زندگی من هستی من دیدم که تو دقیقه ۴۱ یه لحضه عصبی شدی( بخاطرحجاب) خواهش می کنم ازت که توجوع نکن اونا نه می شنون نه می بینن چونکه گوش هاشون رو گرفتن تا نشنون،

    عاشقتم استاد نازنین من 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙋‍♂️🙋‍♂️🙏🙏🙏🙏🙏🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    محسن mohsenta57 گفته:
    مدت عضویت: 1245 روز

    بنام خدای خالق نعمتهای بینهایت

    درود خدمت استادعباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و همه خانواده عزیزتر از جانم در سایت …

    خدارا سپاسگزارم بابت فرصتی که امروز صبح به من داد تا زنده باشم و این فایل عالی راببینم و درسهایی عالی از اون برای بهبود شرایط خودم و در نهایت دنیایی که دراون زندگی میکنم ،کسب کنم ..

    سپاسگزاری واژه ای است که شاید در نظر اول به معنی تشکر و قدردانی به خاطر لطفیه که یک نفر یا خداوند به ما کرده اما به نظر من سپاسگزاری یعنی توجه خالصانه به اینکه من لایق این نعمت خاص و حتی تمام نعمتهای خداوند هستم و بواسطه این توجه خاصه که قطعا احساست عالی میشه و ر نتیجه اون تبدیل میشی به ارسال کننده فرکانس مثبت و خب جهان هم حاضر و آماده است برای اجابت اتفاقات مشابه با اون فرکانس و چقدر این عمل الهی و منطبق بر قوانین ثابت جهانه … خدایا شکرت

    چقدر من این آیه «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ

    و پروردگارتان اعلام کرد که اگر شاکر باشید افزونى به شما عطا خواهیم کرد و اگر کفران کنید مجازات من سخت است. سوره ابراهیم- آیه » را دوست دارم و نمیدونید چه انقلابی در وجود من به پا کرده به نحوی که اینقدر روی این موضوع تمرکز کردم که حتی دخترهای 8 ساله من هم یادش گرفتند و ازش استفاده میکنند و بابت این موضوع خدارا سپاسگزارم و کامل داره قانون جهان را بدون هیچ سانسوری توضیح میده که اگر من شکرگذار باشم قطعا بزرگ میشم و ظرفیت پذیرش نعمتهای بیشمار و بیشتری را بدست خواهم آورد و چقدر این موضوع را در گذشته نمیدانستم و به ضررم تمام شده که البته امروز و با این دیدگاه میدونم که باید انجام میشده و اتفاق میوفتاده تا تکاملم را طی کنم و برسم به امروزم و به امید خدا با ادامه دادن این راه به اون سطح از زندگی و آرامشی که مد نظرمه و مورد رضایت خودم و خداوند مهربان هست خواهم رسید .////

    خدایا سپاسگزارم به خاطر نعمت سلامتی

    خدایا سپاسگزارم به خاطر داشتن خانواده عالی

    خدایا سپاسگزارم به خاطر داشتن فرصت سپاسگزاری

    خداسپاسگزارم به خاطر عضویت در این سایت الهی

    در پناه خدای رزاق ،شاد ،پیروز ، سربلند ، سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    الهام وابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1825 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم جانم

    خدایاشکرت برای دیدن این فایل ارزشمند.

    خدایا هرروز درک وآگاهی منو زیادتر کن.

    خدایا کمکم کن تا چشمام زیبایی و نعمتها بیشتری رو ببینم.

    خدایا کمکم کن که در شکر گزاری واقعی استمرار داشته باشم و بشه روتین زندگیم سپاس گذار یم دلی و واقعی باشه.

    خدایا کمکم کن که روی رشد شخصیتم کار کنم و بهبودهای مستمر در تقویت نقاط قوام و اصلاح نقاط منفی شخصیتم.

    کنترل ذهن خیلی مهمه و من باید این مهم بودن رو درک کنم و، کنترل ذهن رو عملی تر انجام بدم.

    در زندگیم باید هدفهامو بنویسم.و هدفهام رو تقسیم کنم به هدفهای کوچیک تر.

    وبعدشم ساختن باورهای هماهنگ با هدفهام. که بشه این باورهام. عادتهای روزانه زندگیم ومنو به اهدافش برسونه

    با این ایمان و توحید و باور که به هدفم رسیدم.

    رسیدن به اهدافم امکان پذیر میکنم.

    زندگی من زمانی تغییر می‌کنه که عادتهای روتین من تغییر کنه.

    شور و شوق و استمرار در مسیر هدف باعث رسیدن به هدفم میشود

    دیدن نعمت ها و سپاسگزاری برای آنها، اوضاع را هر روز بهتر می کند؛

    وقتی سپاسگزار تر می شوم، هدایت می شوم

    سپاسگزاری یعنی: توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی؛

    وقتی روند سپاسگزاری ادامه پیدا کند، وارد مدار نعمت های بیشتر می شوی؛

    تغییر بنیادین یعنی: “من خودم باید مولد باشم”

    خدایا من دوست دارم خودم مولد باشم..

    خدایا من لایق تمام نعمتهای هستم.

    خدایا تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری و هدایت میخواهم.

    خدایا شکرت.مهر ماه متفاوتی امسال برای خودم ساختم.

    امسال در کنار عشق جانم. هرروز صبح در رستوران مون هستیم وهم با عشق کار میکنیم.هم لذت می‌بریم وهم پولسازی میکنیم.

    امسال مهر ماه بچه هام هر چیزی که دلشون بخواه از هر نوع غذایی همیشه در دسترسشون هست و میخورم.

    خدایا شکرت برای وجود این همه نعمت در زندگیم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    باران ناصر گفته:
    مدت عضویت: 1667 روز

    در ادامه..

    اما در قبال تمام کارهایی که برای زندگیمون انجام میدم احساس لیاقت نمی کنم و همیشه سرم به خاطر وابستگی مالی به همسرم پایینه و همسرم هم نا خودآگاه از این مورد در بحثهامون به نفع خودش استفاده می کنه حتی به من پول توجیبی نمیده من در قبال تمام تلاشی که تو خونه می کنم حتی یه تشکر خالی دریافت نمی کنم هم تو خونه به بهترین نحو کارها را انجام میدم هم تو شرکتی که کار می کنم همه راضی‌اند و هم به بچمون به نحو عالی میرسم هم خرج خودمو درمیارم و هم بیشتر وقتها خرج بچمون رو میدم اما باز خودمو لایق نمی دونم و فکر می کنم حق با همسرم حتی وقتی به ناحق باهام بد رفتار میکنه

    امروز یه حسی به من گفت که من در اشتباهم اینکه می ترسم از همسرم که یه وقت به من بگه برو من چیکار کنم! امروز حسم گفت حتی اگه بهت بگه برو تو چیزی را از دست نمیدی بلکه اونه که یه گنج بزرگ را تو زندگیش از دست میده تو توی زندگی اون مثل یه نعمت بزرگی و باید قدر خودتو بدونی اگه بری اونه که زندگیش بالا و پایین میشه نه تو تو می تونی برگردی به زندگی قبلیت و می تونی بدون اون هم زندگیتو مدیریت کنی مطمئنن خدا هیچوقت رهات نمی کنه و همیشه حامی تو هست پس از هیچ بنده ای نترس و شرک نورز

    این فکر به من آرامش داد و یه گردگیری به ذهنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    منیره صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 647 روز

    سلام ودرود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته نازنین!

    چقد مثال خوبی زدید از یه بچه که بدون یادگیری اعداد و جمع تفریق و… پافشاری در یاد گیری انتی گرال داره منم همین جوری هستم در رسیدن به هدفم و عجولم که پس کی به خواسته ام می رسم، استاد خیلی سپاس گزارم که با این مثال قانون تکامل رو برام روشن کردید و چقد آروم تر و صبور تر شدم با شنیدن این مثال تون .

    من باید هدفم رو به اهداف کوچکتر تقسیم کنم و هر روز براش یه قدم هر چند کوچک بردارم و باور داشته باشم که این قدم های کوچک و مستمر در روند زمان نتیجه ی رو که می‌خوام برام رقم میزنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    بانوی اردیبهشت گفته:
    مدت عضویت: 1312 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان همفرکانسی

    استاد روز به روز بیشتر عاشقتون میشم و بیشتر حرفهاتون را میفهمم و ازش لذت میبرم.واقعا کلمه استاد برازنده شماست و حرفها تون نشون میده که چقدر روی خودتون و ذهنتون کار کردین من اصلا یه وقتهایی مبهوت حرفهایی میشم که در لحظه در پاسخ به سوالات افراد میدین.نمونه اش امروز که داشتم این فایل لایو را که مال 4 سال پیشه را می‌دیدم که شما در پاسخ به اون فردی که روی ذهنیتش از قرآن تعصب داشت و ازتون پرسید که چرا کلمه برف در قرآن نیومده ؟ و شما پاسخ دادین که چون برفی در عربستان و زمان پیامبر اونجا وجود نداشته و من یه لحظه جا خوردم که وای خدای من چه پاسخ صحیحی !!!!

    اگه در لحظه از من این سوال را می‌پرسیدند اصلا نمی‌دونستم چه جوابی باید به این سوال بدهم و یه بار دیگه هم تو گفتگوی دوستان با استاد شما در جواب استاد عرشیانفر که داشتند از ایمان و اعتماد به خدا در حضرت ابراهیم میگفتند شما گفتین که این ایمان و اعتماد به خدا در نتیجه سالها کار کردن حضرت ابراهیم روی خودش بوده که اون لحظه هم من دوباره مغزم از این همه اطلاعات و پاسخ های به

    جا و درست سوت کشید که واوو استاد تو دیگه کی هستی!!!

    فقط از خدا میخواهم که استاد بمونید برامون و خدا حفظتون کنه و ما را هدایت کنه تا مثل شما این مسیر زیبا را طی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: