live | باور به «امکان پذیری»
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- رشد شخصیت = بهبودهای مستمر در « تقویت نقاط قوت شخصیتی» و «اصلاح نقاط ضعف شخصیتی»؛
- اگر اهمیت کنترل ذهن را درک کنیم، کنترل ذهن کاری عملی تر می شود؛
- هدفگذاری، ساختن باورهای هماهنگ با اهداف، تقسیم هدف به قدم های کوچک و قابل اجرا؛
- عادت های روزانه قدرتمندکننده، اهداف به ظاهر بزرگ را نیز محقق می کنند؛
- با این ایمان هدفگذاری کن که: تحقق این هدف، برای من امکان پذیر است؛
- زندگی شما وقتی تغییر می کند که عادت های رفتاری شما تغییر کند؛
- شور و شوق و استمرار در مسیر هدف، نشات گرفته است از «باور به امکان پذیر بودن»؛
- ساختن انگیزه دائمی برای حرکت در مسیر هدف؛
- بزرگترین عامل از دست دادن نعمت در زندگی، ناسپاسی است؛
- “ناسپاسی”، انسان را گمراه می کند و اوضاع زندگی را بدتر می کند؛
- اگر قدر نعمت ها را ندانید، فقط به مدار “بدتر شدن شرایط” دسترسی دارید؛
- دیدن نعمت ها و سپاسگزاری برای آنها، اوضاع را هر روز بهتر می کند؛
- وقتی سپاسگزار می شوی، هدایت می شوی؛
- اگر می خواهی فردا از امروز بهتر شود، هدف خود را تمرکز بر نعمت های امروز بگذار؛
- سپاسگزاری یعنی: توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی؛
- وقتی روند سپاسگزاری ادامه پیدا کند، وارد مدار نعمت های بیشتر می شوی؛
- علاقه”، کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه می تواند تغییر کند اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است؛
- پیروی از شور و شوق درونی برای تجربه و قدم برداشتن در آن مسیر-به صورت تکاملی-به علائق شما جهت می دهد و باعث رشد شما می شود؛
- تغییر بنیادین یعنی: “من خودم باید مولد باشم”
منابع کامل تر درباره آگاهی های این فایل
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | باور به «امکان پذیری»201MB40 دقیقه
- فایل صوتی live | باور به «امکان پذیری»39MB40 دقیقه














به نام خدای زیباییها
همان خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد.
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که مجدد فرصت نوشتن در این فضای ارزشمند سایت را برای من فراهم کرد.
ابتدا ایده ای به ذهنم رسید که صحبتهای استاد را بازنویسی کنم یعنی یه جورایی از روی صحبتهای این فایل رونویسی کنم٬ اما ایده تکامل یافت و قصد دارم مثل قبل دیدگاه و برداشت خودم را با تحلیل صحبتهای استاد بنویسم.
این کار باعث کنترل کانون توجه و راهکاری بسیار عالی برای کنترل ذهن محسوب میشه٬ مخصوصا در شرایطی که نجواهای ذهنی قدرت گرفتند (به قول استاد در دوره هم جهت با خداوند: مومنتوم گرفتند) و غلبه بر اونها تعهد و تمرکز زیادی میخواد.
هنگام تضادها کنترل ذهن کار راحتی نیست٬ اما اگر موفق به این کار شویم وارد مدارهای بالاتر شده و به موفقیتهای بزرگ دست پیدا میکنیم.
بدون اینکه ایده ای داشته باشم با توکل بر خدا شروع میکنم و از خودش میخوام که منو هدایت کنه تا بنویسم و ردپایی ارزشمندی از خودم بجا بذارم و نوشته ای پر محتوا تولید کنم٬
تمامی اعتبار اینها و هر آنچه که در زندگی دارم از آن خداست و او همیشه همراه و پشتیبان منه.
خدایا سپاسگزارم
سال 1404 که در ماههای ابتدایی آن هستیم شروعی دوباره برای برنامه ریزی مجدد زندگی و کار کردن روی خودمونه.
اگه تعهد داشته باشیم که امسال را متفاوت آغاز کنیم و با تمرکز بیشتری روی خودمون کار کنیم٬ به طوری که شخصیت جدیدی در ما شکل بگیره و باورهای جدیدی را در ذهن نهادینه کنیم٬ در نتیجه این کار فرکانس ما تغییر کرده و به مدارهای بالاتر صعود میکنیم٬
اونوقت خواهیم دید که زندگی روی خوش به ما نشون میده و در تمام ابعاد تغییر و پیشرفت را به وضوح میبینیم٬
اتفاقات بهتری برامون رخ میده٬ افراد با کیفیت تری وارد زندگی ما شده و به ما احترام میگذارند و دستی از دستان خداوند میشن تا ما به خواسته هامون برسیم٬ حالمون خوب میشه٬ زندگی از نظر ما بسیار زیبا میشه و هر آنچه که میبینیم زیبایی و عشق و ثروت هست و تمام این اتفاقات به صورت آرام آرام و طبیعی و به صورت تکاملی ( نسبت با رشد باورهای ما) رخ میده.
دلیل این همه تغییر فقط تعهدی هست که به خودمون دادیم تا با قدرت روی خودمون کار کنیم و مادامی که این روند را ادامه دهیم نتایج و صعود به مدارهای بالاتر هم ادامه خواهد داشت.
لذا باید همیشه و هر لحظه برای ما مثل سال جدید باشه (چون در شروع سال جدید افراد انگیزه بیشتری برای برنامه ریزی و تلاش دارند) و شور و اشتیاقی که در آغاز سال برای تغییر و ساختن ورژن بهتری از خودمون داریم رو حفظ کنیم و مسیر را با تعهد و قدرت ادامه بدیم.
در صورت به وجود آمدن تضادها دلسرد نشده و ادامه و ادامه و ادامه بدیم.
با رسیدن بهار هوا عالی میشه٬ درختان شکوفه میدن و کوه و جنگل و زمین٬ همه جا سبز میشه و طبیعت دوباره زنده میشه و رشد میکنه٬
این تغییر و زنده شدن دوباره طبیعت گویای این است که همیشه فرصت برای بهتر شدن و تبدیل شدن به ورژن بهتر شخصیتی و باوری وجود داره٬ فقط باید شروع و اقدام کنیم و مسیر را با تعهد ادامه بدیم٬
نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنیم و
نقاط ضعف رو به نقطه قوت و نقاط قوت را قویتر کنیم٬
خواسته و اهداف جدید تعیین کرده و باورهای هماهنگ با آنها را ایجاد کنیم٬
در این شرایط فرکانس ما تغییر و به مدارهای بالاتر راه پیدا می یابیم و کیفیت بالاتری از زندگی را در تمام ابعاد تجربه میکنیم.
این قانون ثابت جهان هست که ما کنترل همیشگی و صد در صد روی زندگیمون داریم و میتونیم با تغییر فرکانس و باورها٬ زندگی دلخواه خود را بسازیم.
چون خداوند قوانینی را خلق کرده٬ که ما قادر هستیم به هر آنچه که میخواهیم برسیم و هر آنچه را که میخواهیم خلق کنیم٬ بشرطی که از قوانین درست استفاده کنیم و در مسیر آنها حرکت کنیم.
خدایا سپاسگزارم
بیس و پایه قوانین کانون توجه ماست.
با توجه کردن به چیزی و تکرار آن توجه ( مثبت یا منفی)٬ باعث شکل گیری باورهای متناسب با جنس اون توجه در ذهن شده و این باورها با ارسال فرکانس نتایج متناسب با خود را به وجود می آورد.
پس به هر چیزی که بیشتر توجه میکنیم از جنس همان توجهات بیشتر وارد زندگی ما میشود که بیانگر این است: کنترل زندگی ما در کنترل کانون توجه ماست.
ما با کنترل کانون توجه٬ ذهن خود را کنترل میکنیم و با کنترل ذهن٬ کنترل زندگی را در دست میگیریم و این جمله طلایی زندگیست:
کنترل ذهن = کنترل زندگی
کنترل ذهن اصلی ترین عامل موفقیت و خوشبختی ست.
خیلی مواقع ما قادر به کنترل ذهن نبوده و نجواها بسیار قوی هستند اما اگر اهمیت این موضوع ( کنترل ذهن) را در زندگی بدونیم کار راحت تر میشه.
برای کنترل ذهن نخست باید کانون توجه را کنترل کنیم٬ برای کنترل کانون توجه باید مراقب ورودیهای ذهنی ( شنیده ها و دیده ها) باشیم و ورودی قدرتمند کننده به ذهن بدیم.
راه دوم به خواسته ها توجه کنیم.
یعنی لیستی از اهداف و خواسته های واقعی تهیه کنیم٬ به اونها توجه و لحظه رسیدن به خواسته را مجسم کنیم.
در ادامه مسیر رسیدن به اهداف را کوچکتر کرده و آنها را به بخشهای کوچکتر و روزانه تقسیم کرده و اقدام کنیم.
برنامه روزانه رسیدن به اهداف را هر روز تکرار کنیم تا تبدیل به عادتهای ما شود.
در هر مرحله با توجه به باورهای ما٬
ایده هایی به ما الهام میشه٬ که باید به اونها عمل کنیم.
پس از آن٬ مهمترین موضوع تکرار این روند بصورت روزانه هست.
با تکرار این کار هر روز کانون توجه خود را کنترل کرده و بر روی خواسته ها تمرکز میشویم و کنترل ذهن را در دست میگیریم.
در ثانی با تکرار این روند عادتهای جدید و سازنده در خود ایجاد میکنیم٬
هر چقدر تکرار ما بیشتر باشه و با تمرکز و توجه بیشتری این تکرارها انجام بشه٬ احساس ما در حین این اقدامات درگیر شده و قدرتمندتر پیش میرویم٬
نتیجه این موضوع ساختن عادتهای قدرتمند کننده تر هست ( به زبان ساده عادتهای بسیار قویتری میسازیم)٬ چون قدرت عادتهای ما بستگی به میزان احساس ما حین اقدام و تکرار دارد.
در مورد عادتها میشود گفت؛
راز اصلی موفقیت های بزرگ ایجاد عادتهای قوی هست.
عادتهای ما ( درست یا اشتباه) در طول شبانه روز زندگی ما را تحت کنترل خود دارند٬ چرا که با باورهای قوی ادغام شده و در ضمیر ناخودآگاه ما ریشه کرده اند.
اگه بتوانیم از آنها در جهت رسیدن به خواسته ها استفاده کرده و باورهای جدید قدرتمند در مسیر رسیدن به اهداف ایجاد کنیم٬ اونوقت هیچی جلودار ما نبوده و با قدرت به سمت اهداف پیش رفته و به راحتی به خواستهها میرسیم٬ بشرط آنکه باورهای درست ایجاد کنیم.
خدایا سپاسگزارم
در نتیجه عامل مهم و ریشه ای در رسیدن به رویاها باورهای درست و قدرتمند هستند.
اگر با این باور اهداف خود را بنویسیم : که خداوند جهان را بر پایه قوانین ثابت خوشبختی خلق کرده و هرگز خارج از قوانین عمل نمیکند٬ این قوانین برای همیشه و برای همه کار میکنند٬ اگه در مسیر آنها حرکت کنیم و از اونها بدرستی استفاده کنیم٬ میتوانیم زندگی دلخواه خود را خلق کنیم.
ما قدرت خلق زندگی را داریم و وقتی خواسته ها را مینویسیم با این باور بنویسیم که خداوند وعده خلق آنها را داده و قطعا به اونها میرسیم٬ فقط باید در مسیر قوانین حرکت کنیم.
این باور به ما اشتیاق حرکت کردن میده و تحت این شرایط زندگی ما بهشت برین میشه.
در نتیجه عامل اصلی خلق زندگی دلخواه٬ ساختن باورهای قدرتمند است.
پس هنگامی که لیست اهداف را تهیه میکنیم بدانیم و باور کنیم که قراره خلق بشه و اتفاق بیافته و دقیقا خدا به ما میگه هر چی که میخوای رو بنویس تا بهت عطا کنم.
خدایا سپاسگزارم
نکته کلیدی و مهم موضوع اینه که :
هرچقدر بیشتر از خدا بخواهیم و هر چقدر با جزئیات بیشتری بخواهیم و زیاده خواه باشیم و همه چیز رو از خودش بخواهیم٬
نشون میده ما به قدرت خدا ایمان داریم٬ خداوند را تنها قدرت جهان میدونیم و فقط اون قادر هست که ما را به خواسته هامون برسونه٬ با این کار ایمان خود را نشون میدیم٬ فقط به خداوند توکل میکنیم و با داشتن حال خوب و احساس خوب مبنی بر اینکه بر تنها قدرت و صاحب اختیار جهان تکیه کردیم و از او طلب کردیم٬ از مسیر زندگی لذت میبریم٬ شاد هستیم و براحتی ( تاکید می کنم براحتی) به خواسته ها میرسیم.
این کار یعنی ما فقط بندگی خدا رو میکنیم٬ قدرت را به اون میدیم٬ چون وظیفه ما بندگی و وظیفه او خدایی کردن است.
لذا بر شانه های خداوند نشسته و خودش همه چیز را برای ما هموار و به ما عطا میکنه.
این موضوع با آیه های محکم و توحیدی قرآن منطبق بوده و از خداوند زیادی خواستن و با حال خوب خواستن٬ امیدوارانه طلب کردن٬ مصداق توحید هست.
خدایا سپاسگزارم
رسیدن به زندگی دلخواه و خوشبختی و موفقیت مستلزم تلاش و تعهد و ادامه روند میباشد.
اما منظور تلاش جسمی نیست٬ بلکه تلاش ذهنی و فعالیت ذهنی مثبت هست٬ تلاش ذهنی انرژی و تعهد بیشتری میطلبد اما نتیجه ای درخشان به بار داشته و خیلی زود به نتیجه میرسد.
چون قانون خداوند بر اساس فرکانس بنیان گذاری شده و فرکانس ما از ذهن و باورهای ذهنی ما و باورهای ما از کنترل ذهن و کنترل کانون توجه (که همان کنترل ورودیهاست) نشأت میگیرد.
پس کنترل کانون توجه و کنترل ذهن همان تلاش ذهنی برای رسیدن به خوشبختی است٬
در نتیجه خوشبختی درون ماست و علت زندگی اکنون ما ذهنیت ماست.
خوشبختی و موفق بودن موضوعی کاملا درونی بوده و ربطی به عوامل بیرونی ندارد. مصداق این موضوع افراد بسیار موفقی هستند که با دست خالی و از جایگاه پایین شروع کرده و به موفقیتهای بزرگ رسیده و ثروتمند واقعی هستند.
عادتهای سازنده و تاثیر گذار که در اثر تکرار و تداوم یک روند ساخته میشوند علت اصلی موفقیت آنها بوده و این عادتها از باورهای درست و غنی در مسیر موفقیت حاصل شده اند.
خدایا سپاسگزارم
متاسفانه اکثر افراد بعد از مدتی انگیزه خود را از دست داده و همه چیز را رها میکنند و به شیوه های قبلی برمیگردند.
برای جلوگیری از این اتفاق یکی از بهترین راهها نوشتن است.
نوشتن در مورد موفقیتهای روزانه از کوچک تا بزرگ.
ثبت دستاوردهای هر روز در دفتر مخصوص و سپاسگزاری بابت آنها بصورت شبانه.
همچنین ثبت نشانه هایی که روزانه در زندگی میبینیم٬ این نشانه ها را در دفتر مخصوص یادداشت کرده و با مرور آنها با خود بگوییم که از وقتی در مسیر قانون خداوند حرکت کردم خداوند خیلی سریع با این نشانه به من پاسخ داد که مسیرم درست بوده و باید با قدرت ادامه بدم.
این کارها (ثبت موفقیت ها و نشانه ها و مرور آنها)٬ باعث یادآوری شده و به ما خاطر نشان می کند که از کجا شروع کرده و به چه دستاوردی رسیده ایم و با این کار نجواهای ذهنی خلع سلاح شده و با ذهن آزاد مسیر را طی میکنیم.
ذهن نمیتواند بهانه ای برای آنها بیاورد٬ چون در زندگی اتفاق افتاده و کامل قابل باور بوده و آن را لمس کرده ایم.
در این مواقع بر نجواهای ذهنی فائق آمده و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را کسب میکنیم.
همچنین تمرین معروف به سناریو نویسی روزانه در کنترل کانون توجه در ابتدای روز بسیار مفید بوده و نتایج عالی در پی دارد.
مطابق این تمرین هر روز صبح قبل از شروع فعالیت روزانه اتفاقات و خواسته هایی که دوست داریم در طول روز به آنها برسیم را یادداشت کرده و برای آنها سپاسگزاری میکنیم٬ سپس فعالیت روزانه را آغاز میکنیم.
با تکرار و تداوم تمرین اشاره شده (که فقط به یک قلم و کاغذ نیازمند است)٬ معجزه واقعی را در زندگی خود میبینیم.
این تمرینها کانون توجه ما را کنترل کرده٬ تمرکز و حواس ما را به سمت خواسته ها میبرد و همچنین سپاسگزاری بابت آنها ما را به مدارهای بالاتر سوق داده و هر چقدر در این مسیر احساس خوبی داشته باشیم سرعت رسیدن به خواسته ها و اتفاقات بیشتر میشود.
خدایا سپاسگزارم
استاد در مورد بدتر شدن شرایط باید بگم هنگامی که این لایو برگزار شد اوایل سال 1399 بود و الان سال 1404 که اگه بخواهیم شرایط اون موقع را با الان مقایسه کنیم٬ از لحاظ اقتصادی نسبت به الان بهشت برین بود.
طبق گفته استاد برای افرادی که ناسپاسی کرده و تمام تمرکز و توجه به اخبار و رسانه و حرفهای جامعه هست هر چی پیش میره شرایط بدتر میشه و این روند ادامه داره.
فرقی نمیکنه این افراد حتی اگر در آمریکا زندگی کنند که تورم تک رقمی داره٬ باز هم به طریق دیگه ای گرفتاری وارد زندگی اونها میشه.
توی همین اوضاع و شرایط الان هم که افراد زیادی ناله میکنند٬ کسانی هستند که بقول استاد در جاده جنگلی قدم زنان٬ سوت میزنند و پول درمیارن و خوشبختی را در همه ابعاد تجربه میکنند.
این دسته از افراد همیشه وجود دارند اما تعداد اونها نسبت به کسانی که ناسپاسی میکنند بسیار کم است.
اینها باور دارند که میتونن زندگیشون رو خلق کنند٬ منتظر دیگران نیستند٬ باور دارند که همیشه فرصت برای رشد و ثروتمند شدن وجود داره ( باور فراوانی).
بجای اینکه گله و شکایت کنند به دنبال شکار فرصت ها هستند و براش اقدام میکنند و به سرانجام میرسونند.
مهمترین خصیصه اینها عملگرا بودن و اقدام کردن است که ناشی از باورهای قدرتمندی هست که در ذهن خود ساختند.
این باورها در اثر تکرار و تمرین و از همه مهمتر عملگرا بودن ایجاد شده.
وقتی اقدام میکنیم و این کار را از ایده های کوچکتر شروع کرده و آرام آرام گسترش میدیم٬ ذهن منطقی رو به چالش میکشیم.
با این کار نتیجه ملموس ( اما در ابتدای کار کوچک) گرفته و نجواهای ذهنی ساکت شده و ذهن حرفی برای گفتن نداره٬ چون نتیجه رو دیده و باور کرده که میشه.
در نتیجه این کار باور به حرکت کردن و شدن کم کم قدرت گرفته و با تکرار این روند بصورت تکاملی (تکاملی فرکانسی)٬ این باور قویتر شده و اگر این روند ادامه پیدا کند٬ همین یک باور ما را به موفقیتهای بزرگ میرسونه.
پس عملگرایی در اجرای ایده ها٬ راهی مهم و بسیار قوی برای ایجاد باورهای قدرتمند هست.
باید شروع کنیم و نترسیم٬ از کوچک شروع کرده و آرام آرام گسترش دهیم.
این خصوصیت افراد موفق هست که شرایط براشون مهم نیست٬ چون باور دارند که همیشه فرصت هست٬ در نتیجه ایده هایی که به ذهنشون میرسه رو عملی میکنند٬ حتی اگه مکانی که در اون قرار دارن امکان اجرای اون ایده را نداشته باشه٬ به جایی هدایت میشن که پتانسیل رشد و اجرای اون را داشته باشه.
اینها ثابت میکنند همه چیز از درون افراد و ذهنیت و باورها نشأت میگیره.
این موضوع برای اکثر افراد بسیار چالش برانگیز بوده و مقاومت زیادی دارند.
البته من نمیخوام صفر و یک به این موضوع نگاه کنم٬ چون بالاخره همه ما انسان بوده و درگیر موفقیتهای بدست آمده شده و یا در اثر تضادها ناامید شده و از مسیر خارج میشویم٬
اما تعهد ما به موفق شدن و ساختن یک زندگی با کیفیت در همه ابعاد٬ در این مواقع به کمک ما میاد و باید خیلی سریع خود را جمع و جور کرده و به مسیر اصلی بازگردیم.
با طی تکامل تعهد خود را بیشتر کرده و با قویتر شدن باورهای سازنده و مثبت٬ دفعات کمتری از مسیر خارج شده و زمان کمتری در آن بمانیم.
این موضوع مانند سایر مسائل بصورت تکاملی بوده و اگر در ابتدای راه دچار خطا شدیم٬ نباید خود را سرزنش کنیم٬ فقط باید تحت هر شرایطی ادامه بدیم و به خودمون بگیم که این تنها راه برای رسیدن به موفقیت هست و من فقط این راه را دارم.
در این مواقع ذهن بهتر میتونه تمرکز کنه و به سمت خوشبختی و سعادت پیش برویم.
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیز در مورد سپاسگزاری صحبت کردید.
نزدیکترین فرکانس به خداوند٬
وقتی برای داشته ها و نعمت های زندگی سپاسگزاری میکنیم و اون را هنگام سپاسگزاری حس میکنیم و به احساس خوب میرسیم٬ در چنین شرایطی باور میکنیم که چقدر به خداوند نزدیک هستیم و خداوند چقدر ما را دوست داره که این نعمت گرانبها را به ما داده٬ این احساس اوج احساس خوشبختیه و باعث میشه نعمت های بیکران وارد زندگی ما بشه.
با سپاسگزاری کردن مستقیماً کانون توجه به داشته ها متمرکز شده و باعث راحت تر شدن کنترل ذهن در مواقع تضادها میشه.
سپاسگزاری تنها فرکانسی است که ما باور میکنیم به معنای واقعی در لحظه خوشبخت هستیم چون نعمتهای زیادی داریم.
گاهی اوقات ما خواسته هایی را داریم٬ آنها را مینویسیم و به اون توجه میکنیم تا وارد زندگی ما بشه.
اما سپاسگزاری توجه ما را در همون لحظه به نعمتهایی جلب میکنه که الان داریم اما از اون غافل بودیم و با حس کردن اون نعمت در زندگی٬ در لحظه احساس خوشبختی داریم٬ چون نعمتها در زندگی اکنون وجود دارند و ما سپاسگزاری واقعی انجام دادیم.
برای ساختن ذهن سپاسگزار٬ راه اول تکرار و تکرار و تمرین است.
اما حین سپاسگزاری تعدد نعمات که میشماریم مهم نیست٬ بلکه مهم احساس ما در لحظه سپاسگزاری هست.
چون احساس ما دقیقا بیانگر فرکانس ماست و اگر موفق شویم حین سپاسگزاری از یک نعمت به احساس خوب برسیم٬ نشون میده مسیر را درست طی کردیم و اگر همین روند را ادامه بدیم٬ قویترین فرکانس جهان را ارسال میکنیم و بیشترین نتایج را در زندگی کسب میکنیم.
توی قرآن بارها به سپاسگزاری اشاره شده.
مخصوصا سوره ابراهیم آبه 7 :
و (نیز به یادآور) هنگامى که پروردگارتان اعلام فرمود: همانا اگر شکر کنید، قطعاً شما را مىافزایم، و اگر کفران کنید البتّه عذاب من سخت است.
این آیه و بسیاری آیه های دیگه در قرآن تفاوت افراد سپاسگزار با شخص ناسپاس را مشخص میکنه.
خداوند در این آیه از واژه « لَأَزِیدَنَّکُمْ » استفاده کرده.
اگر سپاسگزاری کنید شما را می افزایم و زیاد میکنم.
این یعنی سپاسگزاری فقط به معنی زیاد شدن نعمتها نیست٬ بلکه با سپاسگزاری درون ما بزرگ میشه و رشد میکنه.
در این حالت خدا را بیشتر در زندگی حس میکنیم٬ به الهامات و ایده های برتر دسترسی بیشتر و راحت تری داریم٬ به مدارهای بالاتر راه پیدا کرده و از همه مهمتر آرامش درون بیشتری بدست می آوریم.
لذا بجای اینکه روزانه بخواهیم موارد زیادی سپاسگزاری کرده و بنویسیم٬ دو سه مورد اصلی که در زندگی کنونی ما بسیار حیاتی هستند را یادداشت کرده و برای هر کدام وقت بگذاریم٬ روی اون موضوع تمرکز کرده و از خودمان سوال کنیم: که وجود این نعمت در زندگی چه برکاتی را به همراه داشته و بدون این نعمت زندگی من چه وضعیتی داشت؟
تمام مواردی که به ذهن میرسد را ثبت کنیم و اونهارو بخونیم و موقعیتهای متفاوت زندگی که وجود اون نعمت باعث برکات شده و یا از تضادی در زندگی جلوگیری کرده را به یاد بیاریم.
با این روش با تمرکز قوی روی نعمتهای مهم٬ به احساس خوب میرسیم و هنگامی که به احساس خوب برسیم یعنی نزدیکترین فرکانس به خداوند را ارسال کرده و به خدا نزدیک شده ایم.
در این مواقع انسان احساس خوشبختی محض را تجربه میکنه و احساس میکنه عزیز دل خداست که خداوند همچین نعمت گرانبهایی را در اختیار او قرار داده٬ باور میکنه خداوند او را اشرف مخلوقات و جانشین خودش روی زمین معرفی و تمام آسمانها و زمین را مسخر او کرده و از روح خودش در او دمیده.
این احساس باعث آرامش بسیار عمیقی شده و نعمات بیشماری را به زندگی وارد میکند.
حال هر چقدر این احساس سپاسگزاری را بهتر کرده و ماندگاری بیشتری در این احساس خوب داشته باشیم٬ با قدرت و سرعت در مسیر قوانین حرکت کرده و خوشبختی و نعمات واقعی در تمام ابعاد وارد زندگی ما میشود.
مواردی که اشاره شد گوشه ای از اهمیت سپاسگزار بودن در زندگیست و موارد بیشماری را هنگام سپاسگزاری کردن تجربه میکنیم که زیبایی آنها وصف نشدنیه.
ذهن سپاسگزار به داشته ها و نعمت ها توجه و به خاطر آنها سپاسگزاری میکنه.
به زیباییها توجه می کنه و به خاطر آنها سپاسگزاری میکنه.
در تضادهای زندگی به نیمه پر لیوان نگاه و به خاطر آنها سپاسگزاری می کنه.
لذا به سمت زیباییها و نعمتهای بیشتری هدایت شده و در زندگی خود تجربه میکنه.
هر چقدر این روند ادامه پیدا کنه رشد نعمت ها و زیباییهای زندگی بیشتر و بیشتر میشه و این روند تا بینهایت ادامه داره.
خدایا سپاسگزارم
اگه یاد بگیریم در زندگی دنبال علائق خود رفته و شغلی را انتخاب کنیم که به آن علاقمندیم٬ هم زندگی لذت بخش شده و هم سرعت رشد بسیار بیشتر میشود.
چون کاری که مورد علاقه ما باشد را با احساس خوب انجام داده و از انجام آن لذت میبریم.
در چنین شرایطی از کار خسته نشده و به آن به چشم تفریح نگاه می کنیم.
برای توسعه و گسترش آن با اشتیاق قدم برمی داریم و با حس لذت تمام به دنبال پیشرفتهای ایجاد شده و آموختن مهارتهای جدید در آن زمینه میرویم.
در واقع ما کار نمیکنیم بلکه زندگی می کنیم٬ چون از انجام آن لذت میبریم.
واضح است که اکثر تایم روزانه ما در شغلمان میگذرد پس اکثر روز را با لذت سپری کرده و حتی در شرایط به ظاهر بد هم رشد کرده و مشتری خود را داریم.
چون با عشق و علاقه کاری را انجام دادن و لذت بردن از آن فرکانس قوی را ارسال کرده و به مدارهای بالاتر مرتبط با آن زمینه راه پیدا میکنیم.
مصداق این موضوع زندگی نامه کارآفرینان بزرگ است که با تمام عشق و علاقه به شغل خود چسبیده و به موفقیتهایی در زمینه علایق خود رسیده اند که در تاریخ نظیر ندارد.
افراد ثروتمند خودساخته ( که بیش از 85 درصد از جمعیت ثروتمندان جهان را تشکیل داده و هر روز نیز به تعداد آنها افزوده میگردد) از این قبیل افراد هستند.
مثل زاکربرگ که با عشق و علاقه پروژه شبکه اجتماعی را دنبال کرد و به ثروت بالای 200 میلیارد دلار رسید و ثروتمندترین جوان جهان شد.
یا بیل گیتس که با عشق برنامه نویسی ویندوز را دنبال کرد و موفق شد با عرضه ویندوز زیر ساخت و دنیای نرم افزار را دگرگون کند به طوری که تمامی نرم افزارها بر روی ویندوز نصب شده و ثروتمندترین فرد جهان شد.
مانند وارن بافت که از کودکی با عشق و علاقه سرمایهگذاری را دنبال کرد و به ثروتمندترین سرمایه گذار جهان و تاریخ تبدیل شد و به جایی رسید که افرادی مثل بیل گیتس از او تبعیت کرده و توصیه های سرمایه گذاری او برای بسیاری در جهان الگو و سرمشق است.
و یا مثل ایلان ماسک که با اسپیس ایکس و تسلا جهان را متحول کرد و ثروتمند ترین فرد جهان شد.
و یا در داخل ایران عسگراولادی که تاجر بزرگ خشکبار در جهان بود و بسیار افراد دیگر که با علاقه راه خود را طی کرده و از تضادهای زندگی درس گرفته اند٬ خواسته های خود را مشخص نموده و با اشتیاق در مسیر علائق خود قدم برداشتند.
نکته قابل تامل در زندگی این افراد سوپر موفق این بوده که در یک زمینه فعالیت داشته و تمام تمرکز خود را بر روی همان علائق خود گذاشتند و به موفقیتهای بزرگ رسیدند ( البته استثنا هم وجود دارد) اما موفقیتهای عظیم آنها در همان زمینه ای بوده که با علاقه کار کرده و کمپانی خود را گسترش دادند.
این نشون میده قدرت اشتیاق سوزان (همان موردی که ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در ابتدای کتاب به اون اشاره داره) بر هر تضادی فائق میاد و افراد را به جایگاه عظیم میرساند.
اشتیاق سوزان نشان از احساس عالی برای انجام کار بوده٬ احساس ما نیز همان فرکانس ماست و جهان هم بر اساس فرکانس ما عمل میکنه و فرکانس عالی ما را در مدار عالی قرار داده و به نتایج عظیم میرساند.
اما سوال اینجاست که چطوری به علایق خود پی ببریم؟
اگه ما در زندگی دنبال این موضوع باشیم و به ایده ها عمل کنیم آرام آرام به مسیر درست هدایت شده و با رسیدن به هر خواسته و هدفی در زندگی اولا باور به شدن در وجود ما قویتر شده و ثانیا کم کم پی به علاقه خود میبریم.
با رسیدن به هر هدفی میفهمیم که به اون کار علاقه داشتیم و از مسیر اون لذت بردیم یا خیر.
نکته بعدی اینه که اگه کاری را براحتی و بدون صرف انرژی زیاد انجام میدیم میتونه یکی از نشانه های علاقه ما باشه و اگه از مسیر رسیدن به اون هدف و انجام کارها در مسیر لذت میبریم باز هم یکی از نشانه های علاقمندی در آن زمینه است.
اما همانطور که استاد توضیح دادند این موضوع با حرکت کردن و اقدام ما بصورت تکاملی رشد کرده و آرام آرام به مسیر عشق و علاقه خود هدایت میشویم.
فقط باید حرکت کنیم و اقدام کنیم بقول شرکت نایک : Just Do It
فقط انجامش بده.
این حرف را باید با طلا نوشت چون حاصل سالها تجربه صاحب کمپانی نایک یکی از بزرگترین کمپانی های جهان بوده که محصولاتش به تمام دنیا صادر شده و در تمام جهان شناخته شده است.
خدایا سپاسگزارم
و اما در مورد قرآن کتابی که بر اساس توحید و قوانین ثابت جهان نازل شده و راز خوشبخت زیستن را بیان میکند.
آیه هفتم سوره آل عمران به زیبایی هر چه تمام این کتاب را معرفی کرده و آیه ها را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم میکند.
موضوع حجاب و بسیاری دیگه از موضوعاتی که برای جامعه حائز اهمیت شده ( مثل چشم ضخم و موارد بسیار) جزو موارد متشابه هستند که در برخورد سلیقه ای با قرآن و نگاهی منفعت طلبانه تفسیر شده و افراد زیادی آنها را باور کردند.
در صورتی که خداوند در پنج آیه اول سوره بقره به زیبایی بنیان و شالوده قرآن را توضیح داده که درس زندگیه.
استاد از شما سپاسگزارم که این دیدگاه را بمن دادید که به قرآن نزدیکتر بشم.
شما اولین کسی بودید که از آیه های قرآن تفسیری عالی را استخراج کرده و به ما ثابت شد که قرآن کتاب زندگی٬ شاد زیستن و یکتا پرستی هست.
قرآن کتابی فرکانسی و بر مبنای توحید بوده و آیه هایی که بر پیامبر نازل شده در دسته بندی محکم و متشابه بوده٬
آیه های محکم مبنای زندگی بوده و عمل به اونها سعادت و خوشبختی را به وجود میاره٬ بشرطی که به اصل توجه کنیم و روی اصل قرآن که توحید هست تمرکز کنیم.
توحید یعنی خداوند رب العالمین هست واژه ای که 980 بار در قرآن تکرار شده تا بیان کنه تنها قدرت و صاحب اختیار جهان رب هست.
و منطق قرآن این بوده که موضوعات با اهمیت را تکرار کرده تا اهمیت و جایگاه آن در زندگی اثبات بشه.
مثل واژه یشا که به معنای این است : اگر در قانونمندی خداوند باشد.
که بیان میکنه جهان بر مبنای قوانین ثابت خلق شده و هر کس از قوانین پیروی کنه سعادتمند و خوشبخت میشه.
یا مثل آیه های:
بما قدمت ایدیهم
بما کانوا یعملون
مثل واژه حزن که با لای نفی بارها تکرار شده و تاکید بر دوری جستن از احساس بد را داره.
مثل واژه شکرگراری به اشکال مختلف که تاکید بر سپاسگزاری کردن از خداوند هست.
مثل واژه اعراض که تاکید بر بی توجهی کردن به مسائل بی اهمیت و توجه کردن به مسائل مهم را داره.
و از همه مهمتر توحید که در تمام آیات قرآن بیان شده که قدرت از آن خداست٬ خدا را بپرستیم٬ قدرت را از آن او دانسته و فقط از او رزق و روزی و خواسته های خود را بخواهیم و با این کار بندگی خدا را کرده و در مسیر سعادت و سربلندی و خوشبختی قرار میگیریم.
استاد هر آنچه از این نوع تفسیر آموختم از شما آموختم٬ واقعا دست مریزاد من هیچکس را ندیدم که قبل از شما بتونه همچین تفسیری ارائه بده.
خدایا سپاسگزارم
همانطوری که استاد اشاره کردند بهترین سرمایه گذاری روی باورها و کانون توجه ماست.
وقتی این موضوع را در اولویت قرار داده و با جدیت روی ذهنیت و کنترل کانون توجه کار کنیم٬ به مسیری هدایت میشویم که افراد٬ ایده ها٬ شرایط و الهاماتی را دریافت می کنیم که براحتی پول ساخته و هر روز به ثروت ما اضافه میشود و این قانون ثابت جهان هست که هر چه باورهای قدرتمندی بسازیم در مدار ثروت بیشتری قرار گرفته و براحتی پول میسازیم.
ثروت تماما یک ذهنیت بوده و هر کسی که به ثروتهای زیاد و پایداری رسیده ذهنیت ثروتمندی داشته است.
اما کار کردن روی ذهن و باور ها راحت نیست بلکه نیازمند تلاش ذهنی زیادی بوده و تلاش ذهنی موضوعی هست که اکثر افراد از آن گریزان و دنبال پول در دنیای بیرون هستند.
چون مقاومت ذهنی بالایی داشته و حاضر نیستند مسیر فکری و باوری خود را تغییر دهند به همین دلیل دست به هر کاری و هر سختی میزنند تا پول بیشتری دربیارن اما ناکام میمانند چون اصل موضوع که همان تلاش ذهنی و اصلاح باورهاست را رها کردند.
هر کس روی باورهای خودش کار کنه و بتونه ذهنیت مولد و پولساز خلق کنه حتی اگه در بورس هم پول بذاره سود میکنه.
موضوع طرز تفکر ما و باورهای ماست.
چیزی که اساس و پایه جهان بوده و خداوند مبنای زندگی هر فرد را بر اساس فرکانسها و باورهای او قرار میدهد.
خدایا سپاسگزارم که باز هم موقعیت نوشتن را بمن دادی.
هر آنچه نوشتم تو گفتی و من نوشتم.
استاد عزیز از شما هم بابت این لایو پر محتوا و صحبتهای ارزشمندی که ارائه دادید ممنونم.
امیدوارم تونسته باشم ردپای خوبی بجا بذارم و ابتدا برای یادآوری به خودم نوشتم.
خدایا سپاسگزارم
سلام و عرض ادب
کامنت بسیار تأثیرگذاری بود.
ایمان شما ستودنیه
از این کامنت حدودا پنج سال میگذره.
امیدوارم الان هم مثل اون موقع با ایمان و قدرت این مسیر را ادامه داده و به موفقیتهای بزرگتر برسید.
این همه توی سایت و فایلها و کامنت ها در مورد کنترل ذهن خوندیم و نوشتیم٬ اما توی کامنت شما به معنای واقعی کنترل ذهن را دیدم. واقعا در این مورد بسیار عالی و توانا عمل کردید و خداوند هم پاداش این کنترل ذهن را داد.
خیلی عالی و بسیار قهارانه از دل تضادهای زندگی رشد کردید و به این نقطه رسیدید.
خدا را سپاسگزارم که موفقیتهای شما را علی الخصوص در حوزه کنترل ذهن و نتایج مالی خوندم.
براستی که تضادهای زندگی عامل رشد و پیشرفت ما هستند اگر نگاه درست و مثبت به آنها داشته باشیم.
موفقیتهای شما را قبلاً در سایت شنیده بودم اما این حد از کنترل ذهن و توانایی در ادامه دادن در دل تضادها واقعا منو متعجب کرد.
به این میگن ایمان
به این میگن قدرت باور
موفق و پیروز باشید.