live | کنترل ورودی های ذهن - صفحه 53


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

751 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Nazli گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی , مریم بانوی عزیز و دوستانه همراه

    گام 14 از پروژه خانه تکانی ذهن

    به نیمه راه رسیدم و بالاخره سرعتم در گذروندن فایل ها داره بیشتر میشه.

    – مبحث واکنش نشون ندادن به اتفاقات ینی انرژی ندادن به افکار و اتفاقات منفی نه سرکوب یا نادیده گرفتن آنها. اتفاقات بد را بپذیریم و بدون قضاوت نگاهش کنیم و انرژیمان را بذاریم برای قدم بعدی که خواسته من چیست و چکاری برای رسیدن به آن خواسته می توان انجام داد.

    – زمان‌هایی که اکثریت جامعه درگیر افکار منفی هستند بهترین زمان برای رشد ماست زیرا فرصتها کمتر شلوغ و رقابتی می شوند و ما میتونیم با قدمهای آگاهانه و سریع از این فرصتها استفاده کنیم.

    -و حالا اصل تغییر زاویه ی دید و مدیریت انرژی ذهنی در مواجهه با اتفاقات منفی ، سعی کنیم به سادگی گذر کنیم و به این فرکانس منفی قدرت ندهیم در عوض اون رو فرصتی جدید برای یادگیری و کسب تجربه ببینیم.

    – مطلب فاصله‌ بین عمل و نتیجه هم جالب توجه بود در مورد افکار منفی که دائما تکرار میشن و یه الگو در زندگی ما بوجود میارن.

    – چرا ذهن تاثیر کاملی برجسم دارد به خاطر اینکه این دو از هم جدا نیستند بصورت یک سیستم واحد به طور مستمر با هم در ارتباط هستند.

    هر چیزی که ذهن تجربه می کنه مثل افکار و باورهاو احساسات به سیگنال‌های شیمیایی وهورمونی بدن تبدیل می شن و وضعیت جسم رو تحت تاثیر قرار میدن. در واقع ما باید ذهنمون رو مثل یه فرمانده تربیت کنیم که تاثیر گذار و انتخاب کننده باشه نه متأثر از محیط و قربانی شرایط.

    مسلما ذهن آرام ومثبت و متمرکز بدن سالم تر و با انرژی بیشتر به ارمغان می‌آورد. و برعکسش اگر ذهن پر از ترس و فشار و منفی بافی باشد بدن تحت فشار و آسیب قرار می گیرد.

    لطف خدا را شاکرم برای یک گام جلوتر

    سپاس و درود به استاد گرامی و عزیز دلشان

    و سپاسگزارم از دوستان سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 163 روز

    به نام خدای ک فرمانروای کل جهانیان هست هرچ داریم ازاوست خدایاشکرت سپاسگزارم

    سلام ودرودب استادعزیزم وهمه دوستان گل سایت بهشتی

    گام 14کنترل ورودی ذهن

    خدروشکرمیکنم خداوندمنوب اینجاهدایت کرد ک من ب خودم بیام کجاکارم همش منفی منفی افکارمنفی داشته باشم وقتی گفتم خدایاکمکم کن راهم پیداکنم چرامن اینجوریم همش شرایط سخت مشکلات هست دوران جنگ واقعا فرکانسم اومده خیلی پایین ک روتاثیرداشت جوری بودجسم وروحم مریض شدراهی درمان شدم

    الان خداروشکرخیلی خوبم

    کنترل ورودی ذهن دارم

    انرژی مثبت دارم

    شکرگزاری انجام میدم

    حذف رسانه .حذف فضای مجازی .حذف افرادمنفی ک همش نداری ومریضی .غبیت اینها چیزها.وقتی کی حرف منفی بزنم مم ب جاش توذهنم ب خودم میگم قشنگم توخیلی عالی هستی تومیتونی ب جاهای بالاتربری تواینده خیلی خوبی داری بجای افکارمنفی دارم مثلا مدل لباس توذهنم طراحی میکنم

    قبلن هرک چیزی بهم میگفت خودخوری میکردم تاصبح اشک میریختم الان اصلن بیدی نیستم ک بلرزم حتی بهم میگفتن چراازدواج نکردی چرا توموندی .خواستگارمیاومدم افکارمنفی میاومدسراغم فرکانسش ب من نمیخوررجورنمیشدالان ن کنترل ورودی ذهنم ک دارم تمرینات دارم حرفهای قشنگی ب خودم میگم ظاهروباطنم عالی هستن چراکسی ازروحسادت هی بهت منفی ترزیق کنه ک منفی واردذهنت بشه وقتی تواشراف مخلوقاتی تو در دانه خدایی خداوندمنوافریده من مظهرخوبی وعشق ومحبت زندگی هستم ن خودم بایدافکارمنفی داغون کنم شیطان بهم بخنده

    گمراهم کنه الان مدتی ک کنترل ورودی ذهنم انجام میدم انرژی مثبت حرفهای مثبت ذهن مثبت وقتی من قلب وروحم پاک چراباحرفهای منفی مردم ذهنم خراب کنم من شادم پرانرژیم

    من ادم بودم توجشن وعروسی اولین نفری بودم خوب میرقصیدم رقص واسم انرژی خوشی هیجان داشت

    این مدت ک ذهنم منفی شده بود مریض بودم حتی خواستگاری واسم اومد گفت ن ارایش کن ن تومراسمات برقص حجاب کامل گفتم والامن نمیتونم شرایطی تو میگی باشم من ادمی هستم بایدخودم باشم ن موجودی تودرست کنی بی انرژی بی هیجان ناراحت وغمگین تبدیل کنی .

    من لیاقت دارم بهترین زندگی داشته باشم درست خواستگارردکردم وقتی نمیتونم باکسی باشم محدودیت واسم ایجادمیکنم چرابایدیه عمرزندگی کنم ک غصه بخورم برم عروسی بجایی ک شادوشنگول باشم بنشینم غصه بخورم اجازه رقصیدن ندارم

    من میخام باکسی ازدواج کنم باهم برقصیدم باهم سفربریم.و……..

    خداب من شوهرخوبی میده مطءمنم چون خداوندمنوافریده دیگه نباید حرفهای اطرافیان روتاثیرداشته باشه خودم زجربدم دخترفلانی شوهرکردتوموندی درست ادم بایدازدواج کنه

    اما باید باکسی ازدواج کنه هم فرکانس باشن هموبفهمن ن ازدواجی ک بخاطرحرف مردم انجامش بدی دوروزبعدطلاق بگیری هی بگن ازدواج کردی خیلی اطرافیان دیدم شکست خوردن خودش کم بود بچه ای طلاقی اضافه کردن .

    درکل ادم بایدکنترل ورودی ذهنش درست کنه ب جاهای حرفهای سمی کنشده مردم ب خودت بگومن مشکلی ندارم من عالی هستم من خوشبختم من سالم هستم من هستم من پیشرفت کردم من سعادتمندم

    خبرهای رسانه موج افکارمنفی ک هی تکرارتکرارمیشه مامتوجه نمیشیم چ بلایی سرخودمون اوردیم من رسانه حذف کردم بجاش توسایت استادعباس منش هستم کناب میخونم اشپزی وتمیزی .بیرون باخانواده و…..

    وقتم هدرنمیدم یه نفرزنگ بزنه هی غبیت کنه بجاش ازوقتم استفاده دزست میکنم هم پیشرفت دارم هم ذهنم کنترل ورودی داره حرفهای مثبت شکرگزاری وسپاسگزاری خدارومیکنم خدایاشکرت سپاسگزارم این موقعیت خوب خوش هستم هرروزبهترازدیروزم ….فک کن من یه زمانی همش گریه کردم حیف باچشای قشنگم ناشکری کردم غمگین بودم الان میگم خدایاشکرت ب این همه نعمت دادی لبخندبرلبام دارم ب موج وانرژی منفی توجه نکنم ب جاش فکرمیکنم توذهنم تکرارکنم فقط انرژی مثبت حرفهای مثبت ب خودم ترزیق میکنم

    صبحها بیدارمیشم اول خداروشکرمیکنم بخاطربیدارشدنم امروزهم میتونم زندگی کنم خوبی وخوشی بیشتزواردزندگیم بشه خدایاشکرت سپاسگزارم بعدش جلواینه ب خودم میگم سلام قشگترین فرستاده خداوندتوبهترینی توسالمترینی توخوشبختترین توخوشتیپترینی توکارافرین موفقی هستی توزیبارویی توسعادتمندی توپولدارترینی توثروتممندتری خودم بوس میکنم بالبخندروزم شروع میکنم خداروشکرسپاسگزارم خیلی بهترشدم سپاسگزارم سپاسگزارم کنترل ورودی ذهنم تکامکلی داره درست میشه

    ممنونم استادعزیزم یه روزی برسه اینقدرمدارم بره بالاازشدت خوشحالی خوب جیغ بزنم خوب برقصم خدایاشکرت سپاسگزارم بهت نزدیکترشدم دیروزیه چیزی ب مامانم گفتم بریم بیرون پیاده روی پیش خودم هی تکرارکردم خداروزی رسان منه خدایاشکرت هی تکرارتکرارمتوجه نشدم یه یدفه اقایی گفت خانم بفرمایدنذریه گفتم خداروزی منم فرستادی ازش گرفتم گفتم خداداده نبایدنگیرم بعدش شب واسم پول وازیرشدگفتم خدایاشکرت سپاسگزارم بدون اینکه بگم خودش طلبم فرستادخدایاشکرت سپاسگزارم

    ممنونم استادعزیزم وهمه دوستان گل سایت

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از اوست

    خدایا من نمیفهمم من عقلم نمیرسه من نمی‌دانم من توانایی ندارم تو به من بگو تو دستمو بگیر و تو نشانه ها و هدایت ها رو به من بگو

    شکرت سپاسگزارتم

    سلام ای زیباترین استاد عزیزم و سلام به مریم قشنگم مریم زیبا سخن و توحیدیم

    الهی شکرت برای امروزم که‌ فرصتی دوباره برای زنده بودن و نفس‌ کشیدن و تلاشی دوباره برای تغییر کردنم دادی تا بتوانم بسازم و خلق کنم

    شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم

    کنترل ذهن خیلی خیلی مهمه ما هر چه داریم و نداریم از کنترل ذهن و عدم آن ست

    با شکرگزاری در هر شرایطی میتوانم ذهن رو کنترل کنیم و درجه عصبانیت و خشم رو پایین بیاریم

    و یا می‌توانیم عزت نفسمون رو بالا ببریم

    همه چیز ذهن و باور ماست

    پس باید خیلی روش کار کنیم و هر روز تلاش کنیم تا بهتر از دیروز باشیم

    فرکانسها از ورودی ما در طول روز تشکیل می‌شوند و اگر آگاهانه باشند و با تکرار آنها تبدیل به باور می‌شوند و همین باورها هستن که وقتی تقویت می‌شوند خودشون رو در رفتار ما نشان می‌دهند

    و با کنترل کردن ذهن احساسه خوب داربم و این احساس خوب ما رو به شکرکزاری می‌رساند و توجه مون به نعمت‌ها و موهبات خداوند میرود

    و باز جهان پاسخ توجه ما رو می‌دهد این چرخه زیبای جهان ست

    و این فایل امروز نشانه من بود و خیلی خوشحالم که در کنترل ذهنم بهتر شدم و خدا رو سپاسگزارم که هر چه دارم از قدرت اوست

    خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و پر رزق و روزی فراوان

    خدایا شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    امیررضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 151 روز

    به نام خدای مهربان

    چقدر کنترل ذهن مهم است و باید مراقب ذهنمان باشیم واقعا اگر درک کنیم همین طور که غذا می خوریم اگر غذایی که می خوریم بوی بد دهد فاسد باشد ما آن غذا را نمی خوریم اینقدر که ما به غذای خود دقت می کنیم باید به غذای روح خود هم دقت کنیم و اهمیت دهیم فکر منفی فکر ترس فکر ناامیدی و افکار منفی دقیقا مثل سم در غذا است مثل غذایی فاسد اما فرقش چیه اینکه اگر ما غذای فاسد و سمی بخوریم همان لحضه اثرش روی بدن نشان می دهد اما افکار منفی فوری نتیجه را نشان نمی دهد برای همین متوجه اثر مخرب فکر منفی نمی شویم اما با تکرار فکرهای منفی اثر خطرناک دارد با یک بار فکر منفی اتفاقی نمی افتد چون مدام به افکار منفی فکر می‌کنیم اثر بدی می گذارد و باعث افسردگی و بیماری های جسمی و روانی در طولانی مدت می شود مثل علف هرز که رشد می کند چگونه؟ با توجه ما توجه ما فوق العاده قدرت دارد پس اگاهانه به جای توجه کردن به ترس و باورهای منفی به شکرگذاری و باورهای مثبت توجه کنیم حتی در سختی ها هم زیبایی هایی وجود دارد که می شود به آنها توجه کرد تضادها باعث پیشرفت جهان می شود توجه کنیم به زیبایی ها تا به احساس خوب برسیم توجه کنیم به اینکه خدا چقدر این جهان زیبا آفریده همین بدن انسان که میلیون ها سال تکامل طی کرده که به این مرحله رسیده واقعا چقدر بدن انسان خدا قدرتمند آفریده بدنی که این همه تکامل پشت سر گذرانده است خدایی که انسان اشرف مخلوقات آفریده و به انسان جایگاه برتر داده و بدنی برای انسان آفریده که پر از شگفتی است از مغزی که هنوز دانشمندان نتوانستند آن را کامل بشناسند و تمام اعضای بدن که هر کدام یک شگفتی است چقدر خدا زیبا آفریده به این زیبایی ها توجه کنیم این باور من است که من را خدا بسیار قوی آفریده است خدایی که انسان را آفرید و به او برتری بخشید ما انسان ها موجوداتی هستیم که خدا وقتی انسان را آفرید به خودش آفرین گفت و در نهایت با مرگ به سمت او باز می گردیم خدایی که دوست دارد به سمت او باز گردیم ما با مرگ از بین نمی رویم نابود نمی شویم و با مرگ از این جهان به جهان دیگر می رویم کسی که با خدا است از مرگ ترسی ندارد چون می داند خدا همیشه با اوست و کنار اوست از مرگ نمی توان فرار کرد چون این وعده خداست که همه می میرند و وعده خدا حق است

    همه از خداییم و بازگشتمان به سوی اوست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 132 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد، صبح بخیر

    در مورد سلامتی، من به خاطر اینکه فکر میکردم سینوزیت دارم و تا باد سرد بهم بخوره زود سردرد میگیرم، همیشه مراقبت میکردم تو فصل سرما، و از اونجایی که کلا آدم سرمایی هستم خیلی خودمو میپوشونم،، اما، از روزی که صحبت های شما رو شنیدم و سعی کردم آگاهانه روی ذهنم کار کنم که حدود یک دو ماه هست،، خداروشکر هیچ مسئله ای نداشتم، حتی دخترم آنفلوآنزای خیلی شدید گرفت که خب دکتر گفته بود واگیر داره و مراقبت کنین، من هر لحظه کنارش بودم بدون ماسک و توی همون لحظات مدام به خودم میگفتم که بدن من کاملا ایمنه، یه جورایی داشتم رو خودم کار میکردم ببینم نتیجه ش چطور میشه… خداروشکر دخترم خوب شد و منهم کنارش خیلی خوب هستم.

    همین نتایج به ظاهر ریز، ایمان آدم رو بسیار توی اون مسئله قوی میکنه، برای منکه اینطوره.

    استاد من خیلی اهل تلوزیون بودم، اخبار نه ولی فیلم خیلی دوس داشتم و هنوزم دارم، اما از هفته ی اول گوش کردن به فایلهای شما،، تصمیم جدی گرفتم که بزارم کنار… منی که صبح تا چشام باز می‌شد اول تی وی رو روشن میکردم، الان شاید موقع ناهار یه کارتون با بچه ها ببینم شایدم نه،، بعدش میره تا موقع شام که بازم با بقیه یه فیلم خنده دار انتخاب میکنیم گاهی و اون رو میبینیم، با اینکه برام سخته خیلی وقتا، اما اینقدر خودم رو سرگرم کردم که فراموش کنم، چون میدونم چه ورودی هایی به ذهنم داره.

    اینم یه بخشی از برنامه ی من که خواستم بگم همواره در مسیرم به لطف خدا.

    در پناه خداوند یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    پوریا دارایی گفته:
    مدت عضویت: 2980 روز

    عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیز خدا را شکر می‌کنم که به این فایل هدایت شدم و این مطلب رو امروز صبح گوش دادم کاملاً با حرف استاد موافقم راجع به کنترل ورودی‌های ذهن و باورهای مناسب داشتن نسبت به سیستم ایمنی بدن و یا حالت کلی سلامتی البته باورسازی در هر موردی و در هر موضوعی بسیار عالیه و می‌تونه اثرات بسیار شگفت‌انگیزی توی زندگی ما داشته باشه راجع به مسئله سلامتی بخوام بهتون بگم اینه که من حدود 5 یا 6 سال پیش بود که در مورد سلامتی باورهای زیادی نوشتم و کار کردم روی خودم الان که 6 سال از اون قضیه می‌گذره من تا به حال حتی یک آمپول هم نزدم بوده بعضی وقت‌ها قرص سردرد استفاده می‌کردم اما اینکه من مریضی عجیب و غریبی بگیرم یا مریض بشم یا بیمار بشم هرگز هرگز در طول این 6 سال من اینو بگم که ما یک خانواده 4 نفره هستیم بارها بوده که از این چهار نفر سه نفر مریض بودند من تنها بین اون‌ها بودم اون وقت مریضی که آنفولانزا بود حرف‌های عجیب و غریبی در مورد این بیماری زده می‌شد که یه سری چیزهایی که ساخته ذهن خود اون افراد بود اما من بیمار نمی‌شدم کوچک‌ترین احساس بیماری هم پیدا نمی‌کردم خاطرم هست در دوران کرونا من سرباز بودم و مسئولیت من دژبان ارشد بود من مجبور می‌شدم هر روز شاید بیشتر از 90 نفر یا 100 نفر رو بازرسی بدنی بکنم لمس بکنم و در فاصله خیلی نزدیک به اون‌ها باشم تمام اون مدت 2 سال حتی واکسن هم نزدم حتی یک بار هم مریض نشدم نه تنها کرونا حتی یه سرماخوردگی ساده هم من دچارش نشدم من فکر می‌کنم از این قضیه باید در موارد خیلی زیادی توی زندگیمان استفاده بکنیم که بتونیم با باورسازی با کنترل ورودی‌های ذهن به اون چیزی که می‌خوایم توی زندگیمون برسیم نسبت به ورودی‌های ذهن خیلی حساس بودم یعنی حالا که یادم میاد اگر کسی از خونواده من کنار من از بیماری‌های مختلف صحبت می‌کرد جلوشو می‌گرفتم می‌گفتم لطفاً از بیماری ها با من صحبت نکن یا اینکه بحث رو منحرف می‌کردم به یه چیز بهتر و باید بگم که به قول شاعر

    اگر داشتی پیش چشمت شیشه کبود

    لاجرم عالم کبودت می‌نمود

    من از این قضیه استفاده کردم و خواستم راجع بهش این رو به شما بگم و همینطور اثبات باشه برای خودم که بیشتر و بهتر این مسیر رو ادامه بدم و همینطور یک رد پایی باشه از خودم چرا که من قانون رو فهمیدم تا حدودی و می‌خوام روی تمام موضوعات زندگیم ازش استفاده کنم

    امیدوارم که شاد و موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2378 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان همراه

    استاد چه قدر جالب که بهمون یاد دادید که مرگ یک واقعیت گریز ناپذیر است و به درستی بپذیریمش این را هم بهمون یاد دادین که مدل مرگمون را میتونیم جزو انتخاب هامون بذاریم خیلی جالب بود برام این احساسی که بعد از شنیدن حرف هاتون بهم دست داد

    وای خدای بزرگ ما چه قدر خالق و منتخب زندگی خودمون هستیم و فقط کافیه این مورد را بپذیریم و درک کنیم تا زندگی را بفهمیم تا بتونیم لذت ببریم از تولد تا مرگ انتخاب خودمون است البته که من کامل درک نکردم و همه موضوعات را نپذیرفتم ولی به لطف خدا و هدایت های الهی در این هم مسیری کم کم دارم یاد می گیرم و چیز هایی را میپذیرم و قطعا در موارد بسیاری مقاومت دارم و حتی جاهایی هست که داغونم و الانم به خاطر آرامشی که موقع اومدن و وقت گذاشتن در این سایت دارم این موضوع را پذیرفتم ممکن بود جایی دیگه اگر بیان می‌شد مقاومت داشتم

    آرامش اینجا خودش گوش دل را برای پذیرفتن آماده میکنه

    خداراشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2081 روز

    سلام و درود به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و دوستان.

    خدایا تنها تو رو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.

    خدایا منو به راه راست و درست هدایت کن دقیقا به راه کسایی که بهشون نعمت و فراوانی و ثروت و سلامتی و آرامش دادی.

    ازینکه برای بار دوم برای این فایل رد پا ثبت میکنم بسیار خوشحالم و سپاسگزار.خدایا بابت آگاهی های بی نهایت این فایل ازت سپاسگزارم واقعا.

    درک من و نکات فایل گام چهاردهم:

    هرکدوم از ما اگه الان اینجا هستیم بخاطر شرایط حساس کنونی هستش که داخلش هستیم و به دلیل گرفتن این تصمیم که میخوایم تغییرش بدیم به شرایط فوق العاده و لذتبخش کنونی.

    یکی از اصلی ترین کلید های این تغییر ، کلید کنترل ذهن هستش.

    « کنترل ذهن = واکنش نشون ندادن به شرایط بیرونی»

    طرف ماشینش پنچر میشه اعصابش خورد میشه، توی خیابون اگر کسی بد رانندگی کنه اعصابش خورد میشه، اگربه کسی زنگ بزنه و طرف جواب نده اعصابش خورد میشه و…

    تا وقتی که ذهن ما به این اتفاقات واکنش نشون بده( توجه کنه)از همین جنس اتفاقات رو بیشتر و بیشتر به زندگیش دعوت میکنه چون اتفاقات زندگی مارو افکار و باورهامون رقم میزنن.چون تمرکز و توجه ما روی عوامل بیرونی هستش و فرکانسمون بصورت خودکار روی اون اتفاقات تنظیم میشه ازین اتفاقات توی زندگی ما بیشتر و بیشتر اتفاق میوفته و زندگیمون همیشه توی شرایط حساس قرار میگیره.

    اینجاست که کنترل ذهن میتونه به ما کمک کنه الته اصلا آسون نیست بلکه بسیار هم مشکله و فقط با تمرین و تکرار میتونید درش پیشرفت کنید.

    از اخبار و رسانه ها آگاهانه دوری کنید و تمرکز و توجهتونو از روشون بردارید.وقتی شما اجازه میدی اخبار و رسانه و حتی مردم تو ذهن شما زیاد حرف بزنن و بذرشونو توی ذهن شما بکارن شما چیزی رو توی زندگیت خلق میکنی که اونا بهت دادن.

    در حقیقت چیزی توی زندگی ما خلق میشه که بهش توجه میکنیم و شما توجهتون میره روی اون چیزایی که اونا بهتون دادن و شما تبدیل به یک ربات میشید که در خدمت بقیه هست و هرچیزی که اونا بخوان رو توی زندگی خودم خلق میکنم( واقعا الان که دقت میکنم به توضیحات استاد و باز شدن این مسئله ، چقدر ابلهانس کارمون و من چقدر تجربه این شکلی داشتم بزرگترینش این بود که من واقعا دلم نمیخواست بچه دار بشم توی اون سن و یک مدت یک بنده خدایی پیله شد به من که تو بچه دار میشی به زودی و ازین حرفا در قالب شوخی میزد بهم و من چون شدیدا میترسیدم ازین موضوع به یک ماه نکشید که متوجه بارداریم شدم الان دلیلشو واضح میفهمم که چقدر اشتباه کردم و حرفای اونو که ناخواسته من بود اجازه دادم به خوردم بده ) البته الان صدهزار بار شکر که بسیار راضی هستمو عاشق پسرمم ولی خب اون موقع جز ناخواسته هام بود.

    اخبار و رسانه همیشه در 99٪ مواقع تمرکزشون بر روی اخبار منفی و شرایط نا جالب هستش چرا؟

    چون مخاطبشون که مردم باشه این خبر هارو دوست دارن و براشون جذابه و اونو چیزیو تولید میکنند که مخاطب و مشتریشون بخواد.

    رسانه ها اون بذر رو توی ذهن مردم میپاشن و اگر تو اون بذر منفی رو توی ذهنت نمیخوای پس مشتری اونا نباش.

    اگر شرایط بد و توی زندگیت نمخوای باید ورودی های ذهنتو کنترل کنی ( اولش قطعا سخته اما به مرور که این کارو تکرار کنی به نقاطی میرسی که ورودی های منفی خود به خود کمتر و کمتر میشن و جایی میرسی که تمام ورودی هات مثبت هستن و اصلا نیازی به کنترل ندارن).

    همه ما روی غذایی که هر روز میخوریم حساسیم و وسواس داریم که تمیز پخت شده باشه ، فاسد نباشه، بوی بد نده، مو و آشغال توس نباشه. دقیقا همین حساسیت رو باید نسبت به غذایی که به روحمون میدیم(ورودی ها یعنی افرادی که باهاشون در ارتباطیم، شبکه های اجتماعیو… چه بذری رو توی ذهنتون میپاشن؟ ، چه خوراکی رو به خوردتون میدن؟ باید حساس باشید.

    اگر این بذر به شما احساس بدی داد و جز ناخواسته های شما بود اونو نخورید و بذرشو توی ذهنتون نپاشید.

    اگر غذای فاسد بخوری نتیجه اش نهایتا تا دو سه ساعت بعد با دلپیچه و دلدرد خودشو نشون میده امااا اگر غذای روحتون فاسد باشه و اینقدر اینو تکرار کنید که توی فرکانسش قرار بگیرید نتیجه رو وقتی میبینید که فراکنستون به ثبات برسه کی میرسه با تکرار تمرکز و توجه به اون بذر و تکرار اون توجه.

    «یک موقعیت هایی هست که مثلا یک خبر بد میشنوید که جوری تفسیرش میکنید که نه تنها احساستونپ بد نمیکنه بلکه باعث حال خوبتون میشه»

    تمرینت این باشه که هر اتفاقی که افتاد جوری تفسیرش کن که به احساس خوب برسی.

    هر روز منتظر معجزه و اتفاقات خوب توی زندگیتون باشید و اگر نیوفتاد شک کنید که ورودی های امروز من چی بوده که نتیجه این شده؟؟

    بدن ما حاصل میلیون ها سال تکامل رو به بهبود هستش میلیون ها سال بهبود همیشگی رو تجربه کرده این یعنی سیستم ایمنی بدن ما فوق العاده قویه و چیزی نیست که نتونه حلش کنه. البته فراموش نکنیم که:

    «ذهن انسان تاثیر کاملی بر جسمش دارد و اگر نگاهتون به جسمتون خوب باشه عملکرد جسمتونم عالی خواهد بود.

    مرگ چیز عجیبی نیست یک اتفاق طبیعیه که برای هر کسی میوفته در زمانش و راه گریزی هم نداری. اگر زمانش برسه امکان نداره بتونی جلوشو بگیری و اگرم زمانش نرسیده باشه امکان نداره که از دنیا بری.

    سعی کنیم که در هر اتفاقی نیمه پر لیوان رو نگاه کنیم و با این دید به مشکلات و تضاد ها نگاه کنیم که حتما اونا باعث پیشرفتمون میشن.

    از دل هر اتفاقی نکات مثبتشو بکشید بیرون و اینقدر تکرار کنید که تمام اتفاقا مثبت بشن و نیاز به تلاشی نداشته باشی.

    من نمیخوام مثل مردم نتیجه بگیرم پس در نتیجه متفاوت ازونا فکر میکنم و عمل میکنم. بهترین زمان برای جدا شدن از این جامعه زمانی هستش که اونا در اوج درگیری با افکار منفی هستن تو میتونی به سمت اهدافت بدویی در زمانی که همه لنگان لنگان راه میرن تو برای پیشرفتت بدو.

    95٪ مردم توی مسیر اشتباه هستن پس نباید مثل اونا فکر کنی و رفتار کنی و حرف بزنی و عمل کنی و حرفاشونو بشنوی و در کل باهاشون کاری داشته باشی تا بتونی نتیجه متفاوت بگیری.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    سلام

    با کنترل ذهن ( ورودی های مناسب ) دنیای پیرامونت رو کنترل میکنی و اتفاق های جالب برات می افته .

    پس یاد بگیرم به اتفاق های بیرون واکنش نشون ندم و آگاهانه سعی کنم توجه نکنم و روند کنترل ذهن رو ادامه بدم .

    مثله اینکه زنگ زدم به دوستم جواب نداد ، سریع واکنش نشون ندم و ذهنم رو کنترل کنم به سمت مثبت .

    ورودی های نامناسب = خروجی های هماهنگ با ورودی

    کنترل ذهن = ورودی مناسب = خروجی مناسب و هدایت شدن به سمت بهترین هاااا

    هواسم باشه همین ورودی ها ، اتفاق های زندگیم رو رقم میزنه .

    وقتی هواست به غذای مناسب بدنت هست و‌ غذای فاسد نمیخوری پس هواست به غذای روحت هم باشه .

    فاصله بین عمل و نتیجه :

    وقتی غذای فاسد رو بخوری چند ساعت بعد بدن واکنش نشون میده ،

    افکار نامناسب فاصله زمانی میخواد و وقتی هی تکرار میشه و توجه میکنی ، پس کم کم قدرت میگیره و اتفاقات رقم میخوره ولی دیگه این اتفاقات بد عادی میشه برات ، باید این موضوع رو درک کنی ، مثله خوردن زمین ، از دست دادن رابطه ، پول گم کردن و ….

    تا حالا دقت به این موضوع نکرده بودم ، اگه چنین اتفاقی می افتاد میگفتم عادی دیگه .

    اونجا که میگید من منتظرم اتفاق های خوب بیفته و هر روز منتظر معجزه هستم و اگه اتفاق های خوبِ روزم کم باشه سریع میگم من چه کم کاری کردم !!!!!

    « ذهن انسان تاثیر کامل بر جسم دارد »

    « احساس خوب و باور خوب نسبت به جسم ، عملکرد خوب و بهتر جسم »

    مثال جالب یکی از دوستان :

    وقتی مویی رو لباست هست ، دوستت بهت میگه و تو توجهت میره سمت ریزش مو ، ولی وقتی آگاهانه بخوایم ذهنمون رو کنترل کنیم ، وقتی میگع روی لباست مو ریخته ، بگیم مو دیگه ، چندتا تار ریختنش طبیعیه .

    به سادگی گذر کنی و قدرت ندی به این فرکانس و خود بخود رها میشه ، و این میشه تغییر زاویه ی دید و

    خوش بینی.

    جملات تاکیدی برای باور سلامتی :

    سیستم ایمنی من قوی و هوشمند است و از من به بهترین شکل محافظت می‌کند.

    گلبول هاى سفید من قوی هستن و هر لحظه در حال ترمیم و بازسازى بدن من هستند.

    مکانیزم بدن من جورى است که دائما در حال تولید سلول جدید و سالم است .

    در جسم من همه چیز ، خوب و عالى پیش مى رود و وضعیت سلامتى من هر لحظه بهتر و بهتر میشود .

    روند طبیعى جهان هستى ، سلامتى و زایش وبهبود است ، پس طبیعیه که من سالم وسلامت باشم .

    سلامتى وآرامش ، حق طبیعى من است ، خداروشکر که جسم و روحم در سلامتى کامل است .

    به صدای بدنم گوش می‌دهم و فقط زمانی که واقعاً گرسنه هستم، غذا می‌خورم .

    هر لقمه را با آگاهی می‌جویم و از طعم و مواد مغذی آن لذت می‌برم .

    ذهن من آرام و قلب من آسوده است. من در لحظه حال زندگی می‌کنم .

    من لیاقت شادی، آرامش و عشق را دارم و آنها را به زندگی خود دعوت می‌کنم.

    با هر دم ، آرامش را به درونم می‌فرستم و با هر بازدم استرس را بیرون می‌دهم .

    بدن من زیبا، کارآمد و شایسته مهربانی است .

    من هر شب راحت به خواب می‌روم و خوابی عمیق و ترمیم‌کننده دارم .

    من بدنم را به خاطر همه‌ی کارهای شگفت‌انگیزی که انجام می‌دهد، دوست دارم و قدرشناسم .

    سلامتی من ، حق طبیعی من است و من هر روز قدم‌هایی برمی‌دارم تا آن را حفظ کنم .

    موهبت تندرستی مرا زنده نگه داشته است .

    در آینه‌ای که هر روز صیقل می‌خورد،

    خود را روشن‌تر می‌بینم.

    در این مکتب، با هر درس، بهارِ جانم را عمیق‌تر حس می‌کنم و خویشتن را می‌شناسم.

    و امروز، با دل آگاه، خدای را شکر می‌گویم ،

    از شما بابت برپا کردن این مسیرِ نورانی، صمیمانه قدردانم.

    سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ساناز گفته:
      مدت عضویت: 132 روز

      سلام دوست عزیز،

      چقدر جملات تاکیدی فوق‌العاده ای گفتی شما، ممنون و سپاسگزارم.

      من برای خودم یادداشت میکنم.

      خواستم ازتون تشکر کنم و بگم ممنونم که به من این جملات رو هدیه دادین تا تکرارشون کنم.

      من به جملات تاکیدی خیلی باور دارم و تقریبا هر روز اینکارو میکنم از جنبه های مختلف، و این جملات ناب رو هم بهشون اضافه میکنم، بازم سپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مهربان مهربانی گفته:
    مدت عضویت: 242 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز

    جمله ای که واقعا تاثیرگذار بود این بود که اگر به عوامل بیرونی واکنش بدیم واکنش ذهنه یعنی آنقدر باید روی خودمون کار کنیم که عوامل بیرون روی ما تاثیر نگزارند و این واقعا جهادی بزرگ است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: