اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یه تجربه جالب از همین قضایا داشتم احساس کردم که باید اینجا بگم.البته شاید به نظر یه قسمتش منفی باشه اما برای من خیلی زیباست.من از وقتی باشما آشنا شدم تلویزیون رو که البته قبلاً هم خیلی اهلش نبودم کامل گذاشتم کنار.من بیشتر رادیو گوش میکردم فقط برنامه های آموزشی.که البته پیش میامد که خبر هم بشنوم.انقدر مشغول سایت شما و یادگیری بودم که حتی رادیو هم روشن نمیکردم.از این قضایا اصلاً خبر نداشتم. بیست و سوم بهمن ماه پسرم که پیش دبستانی میره مریض شد با تب بالا که من نتونستم کنترلش کنم و تنها هم بودم (قصد مهاجرت به شمال داریم و همسرم مدتیه برای کار اونجا هستن)صبح زود بردمش دکتر و جالبه که دکتر خیلی ساده با قضیه برخورد کرد و فقط وقتی خواستیم بیاییم بیرون گفت اگه مدرسه میره تا زمانی که تب داره نفرستش. همون شب موقع خواب،دخترم که ده سالشه گفت: مامان !داداش رو توی اتاق خودت بخوابون که ما مریض نشیم.پسرم به حدی حالش بد بود که چهار روز فقط روی مبل افتاده بودو من هم تمام مدتی که پسرم مریض بود خیلی ناخودآگاه مسائل بهداشتی و درمانی رو رعایت میکردم.البته خودم هم مبتلا شدم و جالب اینکه من آسم هم دارم.دچار تنگی نفس شدید شدم اما اصلا توجهی نداشتم همه ی فکرم روی قانون بود و مطالعه.و خودبخود من و پسرم بدون اینکه من دکتر برم خوب شدیم.( جالبه که قبلاً اگه یکی از بچه هام مریض میشد،اون دوتا هم مریض میشدن و این بار اون دوتا خوب بودن و مبتلا نشدن☺).تا اینکه خواهرم زنگ زد که سفارش کنه مواظب خودمون باشیم و من تازه اون موقع فهمیدم که اصلاً تو دنیا چخبر شده😊 وبعد هم که مدارس تعطیل شد
و فقط یه بار یه برنامه ی مفید و مثبت در این زمینه رو که هلال احمر لینکش رو پیامک کرده بود رو دیدم.و همینطور گذشت تا زن برادرم که تو شمال زندگی میکنه مبتلا به این قضیه شد.ووقتی از وضع و حال بیماریش گفت من تازه اون موقع فهمیدم که احتمال% ۹۸ من و پسرم مبتلا شده بودیم و چه راحت و به سلامتی از این قضیه عبور کردم!و جالبه که تو این مدتی که تا حالا تو خونه بودیم خیلی راحت تونستیم خوش بگذرونیم،با سه تا بچه و البته تنها یکم سخت بود اما درسای خیلی خوبی تو این مدت گرفتم .فهمیدم قانون حتی تو این موارد هم هست.و خلاقیت های زیادی تو این مدت به من الهام شد و انجامش دادیم .وقتی همسرم اومد گفت چقد بچه ها سرحال و بزرگ شدن در حالیکه اوایل بهمن سه روز اومده بود پیشمون.و تو این مدت، برعکس همه که می نالن از قرنطینه و این مسائل، دوربین گوشی من پر از اتفاقای خوبه که تو خونه ی ما افتاده.و خدا روشکر میکنم به خاطر این همه نعمت.(و در آخر بگم که وقتی پسرم مریض شد با خودم گفتم چرا اینجور شد من که تو همین مدت کوتاهی که عضو این خانواده شدم همیشه مثبت نگر بودم.و چون استاد میگفتن که اگه تضادی هم پیش اومد حتماً برای شما درسی داره.اینقد فکر کردم تا دیدم خودم بودم که باعث این بیماری شده بودم.چون همسرم نبود ناخودآگاه با خودم میگفتم که اگه یه وقت مشکلی برامون پیش اومد برای اینکه نگران ما نشه بهش اطلاع نمیدم.وقتی این فکر اشتباه خودم رو کشف کردم و به جاش ذهنم رو ازین فکر رها کردم به سرعت درمان بیماری من و پسرم به واسطه پدر نازنینم به ما پیشنهاد شد (دمنوش شیر زردچوبه)و من هم انجام دادم و خیلی سریع من و پسرم خوب شدیم.تاکید میکنم که دقیقاً یک هفته بعد تو ایران خبر این قضیه پخش شد.پس دوستان عزیز ببینید که چقدر این قانون به کار خودش به زیبایی ادامه میده اگر ما خواستارش باشیم برای ما فقط زیبایی اتفاق میافته.حتی حتی در تضاد ها هم به درس میده و راه روشن تری بعد ازینکه درسش رو فهمیدیم پیش روی ما قرار میده.❤❤❤به قول استاد عباسمنش قربون این خداااا 😘😘😘برم با این قانون قشنگش.
شااااد و سلامت و ثرررروتمند باشین در دنیا و آخرت🌹🌹🌹🌹
چقدر هماهنگی این دوتا فایل برام جالب بود. یکی فایل پنجم پرتو آگاهی و همین فایل که در مورد بیماری صحبت شد.
من شابد قبل این فایل اون یکی رو ده بار گوش داده بودم.
الان که این فایل رو دیدم گفتم یعنییی ببیییین!!!
اتفاقا الان که تب این حرف ها کلا افتاده ولی اون اوایل که خیلی داغ بود خدا وکیلی کوچکترین ترسی نداشتم به لطف الله.
چرا که خب با منش عباسمنش آشنا شدم و لطف خدا بود که این باور را بوجود بیارم و واز زندگیم لذت ببرم.
آقا من یه عزیز دل داشتم این بخاطر این جریانات راضی نبود بیاد بیرون و دوست داشت مثلا محافظت کنه از خودش.
ولی چون گفتم یا من یا بیماری…. خدای من الان فکر میکنم میبینم چقدر سخت بوده شاید براش.
ولی بهرحال همراه ما شد و کلی لذت بردیم از باهم بودن و اصلا خدا وکیلی توی این شرایط حساس کنونی کوچکترین ترسی نه تو دل من بود و نه دوست دخترم.
نه ماسک بود و نه دستکش و اصلا گفتم اگه قراره زندگی پایان بپذیره ک کاری از ما ساخته نیست. پس چرا تا وقت داریم لذت نبریم؟؟؟
این شد که تا الان از هر لحظه ش لذت بردیم و خدا رو شکر
خدادرو صدهزار مرتبه شکر.
البته اون مواقع تو فکرم بود بیام و سایت دنبال این موضوع بگردم ولی گفتم اصلا کوچکترین توجهی نمیکنیم به این شرایط و فقط پیش میریم، خدا خودش هدایت میکنه که الان هدایت شدم به این فایل
از اون جریانات یه سه چهار ماهی میگذرد و خدا رو شکر که زیبایی همه جا هست… چون خدا همه جا هست…
درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسی خودم ..امیدوارم حال دلتون عالی و تنتون سالم باشه
خدارو سپاسگزارم بابت فرصتی که به من داد برای دیدن این فایل و یادگرفتن درسهای جدید و تقویت باورهام …. واقعا وقتی به گذشته نگاه میکنم دقیقا فرمایش استاد را در لحظه لحظه اتفاقات زندگی خودم و به نوعی بقیه درک میکنم .. جاییکه در دوره بیماری این بیماری پاندمیک چه اتفاقاتی افتاد و الان درک میکنم چرا این اتفاقات افتاد ..کدوم اتفاقات؟؟؟ الان در مورد خانواده خودم عرض میکنم … من و همسر عزیزم و پسر 14 ساله ام و دختران 5 ساله ام در یک خانه هستیم و یک روز حال همسرم در اون شرایط اپیدمی بد شد و سریعا من و پسرم هم همینطور و رفتیم تست دادیم و بله ما هم مبتلا شده بودیم .. قشنگ یادمه که خانمم ترسید ولی من خیر و پسرم که اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده (صلح باخود بصورت ناخودآگاه) ..خب دخترا چی؟؟ هیچی اونها که اصلا مبتلا نشدند و اگر خاطرتون باشه شایع شده بود که این بیماری به اطفال کاری نداره …. خب بعد از دو روز پسرم کاملا مشکلش حل شد و من بعد از سه روز کاملا خوب شدم ولی همسرم با توجه به فرکانس ترسی که ساطع کرده بود ، دور از جونش تا پای مرگ رفت و شرایط برایش بقدری سخت شد که خدا میدونه و ده روز طول کشید تا با سرم و بیمارستان و … تونست خوشبختانه برگرده ولی نکته جالب در مورد دخترا هست که الان میفهمم چرا اصلا مبتلا نشدند چون اونها اصلا در اون سن روحشون پاکه پاکه و هیچ حرف ناامید کننده و انرژی منفی در ذهنشون نفوذ نکرده و هنوز خدایی هستند و ناخوداگاه با خودشون در صلح هستند و خب قانون جهان ثابته و اگه هر فردی با خودش در صلح باشه و اعتقادی به بیماری نداشته باشه و ناخوداگاه به اون فکر هم نمیکنه و طبیعتا بیمار هم نمیشه و علت اصلی هم همینه بنظر من و نه اینکه این ویروس روی بچه ها تاثیر نداره و با چشمان خودمون دیدیم که اگر انسان به چیزی باور نداشته باشه (حتی بصورت غیر ارادی و ناخودآگاه) اون چیز نمیتونه کوچکترین تاثیری روی فرد بذاره و در نهایت زندگیشو با لذت و شادی میگذرونه و امیدوارم این درس بزرگی برای همه ما باشه که بیشتر و بیشتر روی فرکانسهای ورودی ذهنمون کار کنیم و هر آشغالی رو اجازه ندیم تا وارد ذهنمون بشه تا انشالله روال زندگیمون هر روز بهتر از گذشته بشه و همونطور که استاد به نکته عالی اشاره کردند و واقعا لذت بردم و لبخند شادی روی لبانم نقش بست به خاطر یادگیری و درک جدیدی که پیدا کردم ، انسان در طول میلیونها سال تکامل خودشو طی کرده و همانند تمامی چیزهای دیگه دنیا بهتر و بهتر شده و سیستم ایمنی انسان هم از این قائده مستثنی نیست و قوی تر شده و بهبود پیدا کرده و باید این باور در ذهنم شکل بگیره که من دارای سیستم ایمنی پیشرفته تری هستم و قطعا بدنم از پس مشکلات خودش بر میاد بشرطی که من توکلم به خدا باشه و به سیستم تکاملی جهان اعتماد داشته باشم و با خودم در صلح و آرامش ناشی از این ایمان و باور باشم و اجازه بدم بدنم کار خودشو بکنه و برم دنبال کارهای دیگه زندگیم …. در کل امیدوارم همیشه همه مردم دنیا سالم و سلامت باشند و همواره به قول استاد در شرایط فوق العاده کنونی و لذت بخش کنونی باشیم ..چیزی که مطمئنم در زندگی بچه های سایت عباس منش داره هر روز بیشتر و بیشتر اتفاق میوفته و واقعا به خاطرش باید هر لحظه بگم که
خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
در پناه خدای مهربان شاد سالم و سلامت و ثروتمند باشید ..خدانگهدار
برای دست پیدا کردن به این کلید وجهت دهی به کانون توجه باید روی خودم کار کنم واین جریان یک شب یا دوشب نیست باید تا وقتی زنده هستم روی خودم کار کنم وسعی در دیدن وشنیدن وگوش دادن اتفاقات زیبا داشته باشم ویکی از چیزهایی که باعث ورود افکار وباورهای منفی می شود یعنی تلوزیون را باید حذف کنم که در این مورد خدارو شکر موفق بودم واگر این روند ادامه پیدا کند وجریان تکامل طی شود هدایت می شوم به اتفاقات خوب به افراد وموقعیتهای عالی در بهترین زمان در بهترین مکان قرار می گیرم واگر در این راه کم کاری کنم وذهنم را کنترل نکنم دوباره گرفتار اتفاقات بد می شوم .
جسم ما وبیماریهاش به ذهن وفرکانس ما واکنش نشون می دن جسم طی دوره تکاملش وگذشت زمان آنقدر قوی شده وسیستم ایمنی پیدا کرده که می تونه خودش هر بیماری رو دفع کنه وبه سلامتی برسه اما این ذهن هست که اجازه نمی ده و افکار بیماری زا باعث بیماری جسم می شه واگر این روند رو ادامه بدیم بیماری بیشتر وگرفتاری بیشتر پیش می یاد اما اگر روی ذهن کار کنیم جسم آنقدر قوی می شه که از پس هر بیماری بر می یاد.
پس برای سلامتی خوشبختی شادی وثروت وبودن در بهشت باید جهت داده به کانون توجه وآگاهانه خودمون رو از قرار گرفتن در مسیر نادرست دور کنیم واجازه ندیم ذهن درگیر افکار وباورهای منفی بشه وبه این ترتیب ذهن ساخته می شه وادامه این فرکانسها یک فرکانس غالب می سازه که ما رو به خواسته هامون می رسونه .
خدایا شکرت که هر بار دور می شم از این مسیر هدایتم می کنی وشکر که زمینه رو برای هدایت به وسیله سایت واستاد فراهم کردی.
خدایابی نهایت شکرت بابت احساس عالی که ازطریق دیدن رویِ ماه استادم وصحبت های نابشان هرلحظه دریافت می کنم ،شنوایی ام راسپاس وسلول به سلول این بدنِ سالم وپرانرژی ام …..
پرادایس زیبایم ،تکه ای ازبهشت خداوندبرروی زمین زیبا که وجوداستادم رادرخودجای داده است وتوجه من به سایه دریاچه روی سقف این خانه چوبیِ بالای میزتنیس ،بی نظیروزیبا خدایاشکرت.
آگاهانه زندگی کردن رابه من آموختید وآرام آرام حذف شدندچیزهایی که باید،ازجمله تلویزیون، درسته که درآن فایل های شماراتوسط گوشی زیبایم روی صفحه اش قرارمی گرفت وباعشق ولذت تماشامی کردم امابابازشدن درب مغازه به آنجاانتقال پیداکردوتمام.
امروزیادگرفته ام اطاق فکر برای خودم تشکیل دهم وهرروزذهنم راازاین آموخته های طلایی زینت ببخشم اطاق فکری باخداوندوآنچه هرروزازکلام استاددرنشانه روزانه وفایل هاودوره هاو…. به سمتش هدایت می شوم که همه معجزه است بخدا ، تا ذهنم عادت کندمثل ورزش عضلانی که یکسال هست هر6روزدرهفته انجام می دهم وجزء لاینفک زندگیم شده پس این هم امکان پذیراست وتوانایی لازمه راخداونددروجودمان قرارداده، بایداستفاده بهینه ودرست وآگاهانه ازآن انجام دهم وبه قول استادعضله مغزم قوی وذهنم همیشه بازوپاک باشدوهمه اینهاپکیج کاملی است که رشدوپیشرفتم رادرتمام زمینه هاشاهدباشم ،هرروزوهرروزپیوسته وباگام های استوارتردراین مسیرلبریزازآگاهی های طلایی…. ،چقدرارزشمندند، خدایابی نهایت شکرت ،هدایت کرده ای مرادر چه وادیِ مقدّسی، شکروسپاس……
زندگیم شده درهرشرایطی گوش دادن به فایل هاوآموختن های طلایی، ازجمله درپیاده رویِ هرروزم ،درانجام کارهای باعشق خانه وکمک عزیزدلم درآماده کردن مخلفات سفارشی ازطرف مشتریان عالی خداوند درنهایت سادگی وراحتی، خلاصه دیگرجایی درذهن نمانده که درتسخیرخداوندنباشد، فضاکاملا معنوی ونتایج عالی درتمام جنبه ها ،خدایا شکرت.
به لطف خداوندواستادعزیزم هراتفاقی بیفتدمریم بی غم وکاملا ریلکس، یه چشمک به خداوندومنتظرنتایج خیرکه اصلا دراین مدت اتفاقی هم خداروشکرنبوده که ذره ای حالم نوسان پیداکندولی بااین الگوی تاب وناب وخداوندقدرتمندآیا من برای هرچیزی راهکاری ندارم؟؟؟!!!!! مسلماًکلیدها بی نهایت، وقتی ذهن بازوقلب ازالهامات لحظه ای لبریز ،دیگرکار نجواهاتمامه،خدایاشکرت.
چقدرتکامل زیبا،مسیرخودرامی پیماید،اول بهبودی شخصیتی وبعدبایادگیری قوانین وعمل آگاهانه به آنهاآرام آرام معجزات معنوی ومادی است که جاری می شوند.
استادجانم ،مثال هاتون درموردغذای فاسدوبقیه مواردعالیه عالی ،این رُک بودن وصریح صحبت کردنتان چقدربه من انگیزه دادومراقوی ترم کرده درمنطقی صحبت کردن ،بیان اصل واتمام هربحثی وعملا shut down.
دردوران پندواندرز خخخخخخ هم یادم میاد مامغازه داشتیم وچقدرفروش عالیه آبگرمکن بوتان وپکیج دیواری ورادیاتوروقطعات مربوطه شان،که خودم بسته بندی کرده بودم بابرندمریم گلی(خنده)چقدرفروش عالی بود ،یادش بخیراکثرا مغازه های مرتبط باکار ما بسته بودندولی من باعشق می رفتم مغازه روبازوعالی فروش می کردیم،خدایاشکرت.
این شکرگزاری هرروزازحس کردنِ سلول به سلول تشکیل شده بدنم وبه لطف خداوندوشما وعمل کردن به قانون سلامتی هم که درنوع خودش بی نظیره ودیگر، بهبودیِ واقعی روح وجسم که درهم آمیخته شده اند،خدایاشکرت.
تفسیر زیبایتان ازمرگ هم خیلی به دلم می نشیندودیدن این پرادایس باعظمت وباشکوه خداوند ودیدن شما هم وجودم رالبریزمی کنداززیبایی ،آرامش واحساس عالی ،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.
فایل های (آرامش درپرتو آگاهی)عالیه درگوشی دانلودکرده وهرسری می شنوم ولذت برده وکلی انرژی به خودم تزریق می کنم.
جهان سپاس برای این همه آگاهی های که از جانب شما برای ما میایه
و این موضوع که شما بحث کردین دقیقا چقدر آگاهی های ما را بیشتر میکنه خصوصا وردی های ذهن ما که از هر طریق بالای ما میایه
یک وقت های یادم میایه اصلا رسا بخش از زندگیم شده بود خصوصا همین خبر ها چون وقتی خانه میرفتم پدرم دایم خبر گوش میکرد و مام همیشه عادت شده بود ناخواسته میدیدیم ولی آهسته آهسته با استاد که اشنا شدم کلن خبر ها را گذاشتیم کنار چندین سال شده
و همین طور روی مریضی هم سابق من دایم در یک فصل خاص مریض میشدم ولی حالا خدا را شکرررررر چندین سال شده که یک زره هم به سمت من مریضی نامده و اگر کمی مریض شوم دو سه ساعت بعد کاملا صحت مندم
دایم فکر کنیم که ما قوی هستیم و این قوی بودن جسم ما را وقتی تجسم میکنیم هرگز مریضی سمت ما نمیایه
در مورد مرگ هم استاد اینجا بحث کردن وقتی گفتن شب بخوابم صبح نباشم چقدر راحت میسازه این دیدگاه بسیار راحت شدممممم
و این فایل مثل همه فایل ها چقدر آگاهی داشت خدا را بی نهایت سپاس گذارمممممم خدا را شکررررر.
شاید تاثیر گذارین جمله این فایل برای من جمله:« عملکرد و فاصله آن با نتایج » بود.
چقدر استاد جان مثال درستی زدید واقعا بشر همین طوری راه و روش زندگی کردن رو یاد گرفته، با توجه به نتایجی که بدست آورده فهمیده که درست و غلط چیه.
مثلا اومده آب رو نوشیده و متوجه شده که چقدر تشنگی رو برطرف میکنه ؛ اومده چرخ رو به صورت گرد ساخته و دیده چقدر راحتتر میتونه جابجا میشه ؛ اومده واکسن رو ساخته و دیده چقدر جلوی پیش رفت بیماری رو گرفته و …
اصلا ذهن انسان اینطوری یاد میگیره ، با دیدن نتایج.
اما از اونجایی که مهمترین وظیفه مغز حفظ بقاست بشر اولیه یاد گرفت با محتاطانه عمل کردن جانش رو حفظ کنه. مثلا متوجه شد وقتی به دور و برش نگاه میکنه تا مورد حمله حیوانی قرار نگیره یا توی گودالی نیافته بهتر میتونه جانش رو حفظ کنه و حالا طوری شده که بعد گذشت میلیونها سال هم این آموزه رو فراموش نکرده و بنظر میرسه بیش از نود درصد مردم مدام تمرکزشون روی خطرات احتمالی هست تا بلکه بتونند خودشون رو از شر اونها رها کنند.
اما الان که در زمونه ای زندگی میکنیم که تحقیقات نشون داده انسان بزرگترین منبع فرکانسی جهانه، یعنی هر فرکانسی که بفرسته همون رو دریافت میکنه ، هنوز مردم نمیتونند باور کنند، هنوز گسترش این حقیقت زیاد اتفاق نیافتاده و بنظر میرسه سالهای سال باید بگذره تا نتایج زندگی آدمهایی که تمرکزشون روی خوبیها بوده روی طرز فکر آدمهای دیگه تاثیر بذاره و یواش یواش این فرهنگ چندین میلیون ساله تغییر کنه.
برای همینه که ماهایی که داریم نتایج زندگی شما رو میبینیم هی میخوایم تلاش کنیم از مدل فکری متداول جامعه فاصله بگیریم و حالا بسته به اندازه همت و تلاش مون نتیجه میگیریم.
اصلا استاد عباسمش عزیز اگر شما از خونه زندگی تون، از مسافرتها و آدمهای نازنینی که باهاشون ملاقات میکنید، از تندرستی و شیوه زندگی تون، عکس و فیلم توی سایت نمیذاشتید شاید یک صدم این جمعی که امروز با هم ، همسیر شدیم در این سایت جمع نمی شدیم. و خدا رو هزاران بار شکر که انسانی مثل شما که روزی از کس دیگری یادگرفته اصول رسیدن به زیبایی بیشتر، همت داشت، این حقایق رو سرسری نگرفت و متعهدانه تلاش کرد و حالا نه تنها خودش داره از زندگی لذت میبره بلکه جلودار خیل عظیمی شده که همگی مون باور کردیم تغییر مسیر افکار و رسیدن به نتایج دلخواه امری کاملا شدنی هست .
خدا میدونه هر کدوم از ما در جایگاهی که هستیم چقدر میتونیم الگوساز سایر افراد باشیم.
اگه کامنتهای قبلی منو خونده و به خاطر داشته باشید متوجه شدید که من در مسیر جذب خواسته ها مثل یک مدل سینوسی بارها بالا و پایین شدم اما همون مقداری که تونستم در نقطه بالایی نمودار رفتاری خودم باشم، روی دوتا فرزندم تاثیر گذاشته و اونها خدارو شکر خیلی بهتر از من موارد دلخواه شون رو جذب میکنند و گاها به من تذکر میدن که مامان داری برعکس فکر میکنی.
من خداوند رو هزاران هزار بار شاکرم بابت وجود انسان هایی که وقتی جامعه به مسیر اشتباه میافته، اونها با شهامت و قدرت راه دیگری رو در پیش میگیرند و آنقدر مناعت طبع دارند و سخاوتمند هستند که آموزه هاشون رو با دیگران به اشتراک میگذارند تا نوری برای هدایت سایر افراد جامعه باشه.
این فایل مثل همه فایلهای دیگه پر از نکته بود و میخوام تشکر کنم از مریم جان عزیز چون پروژه خانه تکانی توی این چند روز، اثرش رو از جهات مختلف روی زندگی من گذاشته و خیلی از این بابت خوشحال و سپاسگزارم.
ثروت، برکت، شادی، سلامتی و عشق رو برای همه عزیزان آرزومندم ️.
یه سلااام پر انرژی خدمت استاد عزیزم.
یه تجربه جالب از همین قضایا داشتم احساس کردم که باید اینجا بگم.البته شاید به نظر یه قسمتش منفی باشه اما برای من خیلی زیباست.من از وقتی باشما آشنا شدم تلویزیون رو که البته قبلاً هم خیلی اهلش نبودم کامل گذاشتم کنار.من بیشتر رادیو گوش میکردم فقط برنامه های آموزشی.که البته پیش میامد که خبر هم بشنوم.انقدر مشغول سایت شما و یادگیری بودم که حتی رادیو هم روشن نمیکردم.از این قضایا اصلاً خبر نداشتم. بیست و سوم بهمن ماه پسرم که پیش دبستانی میره مریض شد با تب بالا که من نتونستم کنترلش کنم و تنها هم بودم (قصد مهاجرت به شمال داریم و همسرم مدتیه برای کار اونجا هستن)صبح زود بردمش دکتر و جالبه که دکتر خیلی ساده با قضیه برخورد کرد و فقط وقتی خواستیم بیاییم بیرون گفت اگه مدرسه میره تا زمانی که تب داره نفرستش. همون شب موقع خواب،دخترم که ده سالشه گفت: مامان !داداش رو توی اتاق خودت بخوابون که ما مریض نشیم.پسرم به حدی حالش بد بود که چهار روز فقط روی مبل افتاده بودو من هم تمام مدتی که پسرم مریض بود خیلی ناخودآگاه مسائل بهداشتی و درمانی رو رعایت میکردم.البته خودم هم مبتلا شدم و جالب اینکه من آسم هم دارم.دچار تنگی نفس شدید شدم اما اصلا توجهی نداشتم همه ی فکرم روی قانون بود و مطالعه.و خودبخود من و پسرم بدون اینکه من دکتر برم خوب شدیم.( جالبه که قبلاً اگه یکی از بچه هام مریض میشد،اون دوتا هم مریض میشدن و این بار اون دوتا خوب بودن و مبتلا نشدن☺).تا اینکه خواهرم زنگ زد که سفارش کنه مواظب خودمون باشیم و من تازه اون موقع فهمیدم که اصلاً تو دنیا چخبر شده😊 وبعد هم که مدارس تعطیل شد
و فقط یه بار یه برنامه ی مفید و مثبت در این زمینه رو که هلال احمر لینکش رو پیامک کرده بود رو دیدم.و همینطور گذشت تا زن برادرم که تو شمال زندگی میکنه مبتلا به این قضیه شد.ووقتی از وضع و حال بیماریش گفت من تازه اون موقع فهمیدم که احتمال% ۹۸ من و پسرم مبتلا شده بودیم و چه راحت و به سلامتی از این قضیه عبور کردم!و جالبه که تو این مدتی که تا حالا تو خونه بودیم خیلی راحت تونستیم خوش بگذرونیم،با سه تا بچه و البته تنها یکم سخت بود اما درسای خیلی خوبی تو این مدت گرفتم .فهمیدم قانون حتی تو این موارد هم هست.و خلاقیت های زیادی تو این مدت به من الهام شد و انجامش دادیم .وقتی همسرم اومد گفت چقد بچه ها سرحال و بزرگ شدن در حالیکه اوایل بهمن سه روز اومده بود پیشمون.و تو این مدت، برعکس همه که می نالن از قرنطینه و این مسائل، دوربین گوشی من پر از اتفاقای خوبه که تو خونه ی ما افتاده.و خدا روشکر میکنم به خاطر این همه نعمت.(و در آخر بگم که وقتی پسرم مریض شد با خودم گفتم چرا اینجور شد من که تو همین مدت کوتاهی که عضو این خانواده شدم همیشه مثبت نگر بودم.و چون استاد میگفتن که اگه تضادی هم پیش اومد حتماً برای شما درسی داره.اینقد فکر کردم تا دیدم خودم بودم که باعث این بیماری شده بودم.چون همسرم نبود ناخودآگاه با خودم میگفتم که اگه یه وقت مشکلی برامون پیش اومد برای اینکه نگران ما نشه بهش اطلاع نمیدم.وقتی این فکر اشتباه خودم رو کشف کردم و به جاش ذهنم رو ازین فکر رها کردم به سرعت درمان بیماری من و پسرم به واسطه پدر نازنینم به ما پیشنهاد شد (دمنوش شیر زردچوبه)و من هم انجام دادم و خیلی سریع من و پسرم خوب شدیم.تاکید میکنم که دقیقاً یک هفته بعد تو ایران خبر این قضیه پخش شد.پس دوستان عزیز ببینید که چقدر این قانون به کار خودش به زیبایی ادامه میده اگر ما خواستارش باشیم برای ما فقط زیبایی اتفاق میافته.حتی حتی در تضاد ها هم به درس میده و راه روشن تری بعد ازینکه درسش رو فهمیدیم پیش روی ما قرار میده.❤❤❤به قول استاد عباسمنش قربون این خداااا 😘😘😘برم با این قانون قشنگش.
شااااد و سلامت و ثرررروتمند باشین در دنیا و آخرت🌹🌹🌹🌹
سلام به استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباس منش
سپاس خدایی رو که رحمتش بی منت هست ومهربانیش پر از لبخند
خدایی که مهرورزی رو می آموزد مهربانی رو هدیه میدهد
وقتی خداوند رو سرمشق ذهنمان و روحمان قرار بدهیم برای همه مشکلات پیروز میشویم
تا وقتی خدایی داریم که غیر ممکن ترین غیر ممکن هارو میتواندممکن ساز دیگر هیچ نگرانی نباید داشته باشیم
هرآنچه در دامان این دنیا و طبیعت برای ما رقم میخورد منشاء آن ذهن خود ماست
چه بهتر که ذهن ماخوبی را سرلوحه حال خوش خود کند
ما هیچ وقت بیمار نمی شویم مگر ذهن ما خودش را درگیر بیماری کند
خدایا ددوستتتتدارم ای بخشاینده بی منت است
❤❤❤❤❤❤❤
خداوند یگانه جهان را سپاسگذارم.
آفرین و احسنت به این فرمانروای هدایتگر.
چقدر هماهنگی این دوتا فایل برام جالب بود. یکی فایل پنجم پرتو آگاهی و همین فایل که در مورد بیماری صحبت شد.
من شابد قبل این فایل اون یکی رو ده بار گوش داده بودم.
الان که این فایل رو دیدم گفتم یعنییی ببیییین!!!
اتفاقا الان که تب این حرف ها کلا افتاده ولی اون اوایل که خیلی داغ بود خدا وکیلی کوچکترین ترسی نداشتم به لطف الله.
چرا که خب با منش عباسمنش آشنا شدم و لطف خدا بود که این باور را بوجود بیارم و واز زندگیم لذت ببرم.
آقا من یه عزیز دل داشتم این بخاطر این جریانات راضی نبود بیاد بیرون و دوست داشت مثلا محافظت کنه از خودش.
ولی چون گفتم یا من یا بیماری…. خدای من الان فکر میکنم میبینم چقدر سخت بوده شاید براش.
ولی بهرحال همراه ما شد و کلی لذت بردیم از باهم بودن و اصلا خدا وکیلی توی این شرایط حساس کنونی کوچکترین ترسی نه تو دل من بود و نه دوست دخترم.
نه ماسک بود و نه دستکش و اصلا گفتم اگه قراره زندگی پایان بپذیره ک کاری از ما ساخته نیست. پس چرا تا وقت داریم لذت نبریم؟؟؟
این شد که تا الان از هر لحظه ش لذت بردیم و خدا رو شکر
خدادرو صدهزار مرتبه شکر.
البته اون مواقع تو فکرم بود بیام و سایت دنبال این موضوع بگردم ولی گفتم اصلا کوچکترین توجهی نمیکنیم به این شرایط و فقط پیش میریم، خدا خودش هدایت میکنه که الان هدایت شدم به این فایل
از اون جریانات یه سه چهار ماهی میگذرد و خدا رو شکر که زیبایی همه جا هست… چون خدا همه جا هست…
به نام یکتا خالق.کاینات.بلاشریک.وبزرگتر از آنچه در ذهن و اندیشه من می گذرد….با سلام به مسافران کهکشان ستاره قطبی وناشناخته ها…
دوستان .ای لایو استاد که مانند قبل بی نظیر بود به نظر من نگاهی دوباره داشت به کنترل ذهن و اندیشه ودر نهایت. کلام
باید بقول فلورانس در کتاب چهار اثر معروفش پاسبانی بر در دروازه ذهن وکلام گذاشت تا مواظبت نماید بر ورودی ذهن و خروجی کلام
آگاه باشید که بر حسب کلامتان بر شما حکم خواهد شد وبی درنگ بازگشت افکار شما به سوی خودتان است
نگاه ناپخته و کنترل نشده .حریص است .و اشتیاق دارد به دیدن منفی ها.
همانطور که بارها از معابر گذشته آید و نتونستیم برای دیدن عکسی که بر دیوار چسبیده شده و نوشته شده مرگ بر اثر بیماری ..کرونا .مقاومت کنید
این ثابت شده که ذهن انسان بیشتر به سمت منفی ها و اخبار بد گرایش دارد
و باید آگاهانه تعلیم و تربیت یابد
باور از کلافهای نازکی تشکیل می شود که دایم بر روی هم تنیده شده تبدیل به طنابی محکم و مستحکم می شود
از تکرار جملاتی که فاصله این ذهن .کنکشا گر و روح رو نزدیکتر و نزدیکت ر. می کند
من باور دارم که خداوند .از حلم و اندیشه خودش در من دمیده..و حق الهی من نزد او محفوظ. است
ودر بهترین شرایط ودر بهترین زمان.وبهترین مکان به من داده می شود
ودر خاتمه . سلامتی هدیه الهی من است و ر ذهن الهی من چیزی به نام بیماری و یاس وجود ندارد .
هوالتوفیق
درود خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان هم فرکانسی خودم ..امیدوارم حال دلتون عالی و تنتون سالم باشه
خدارو سپاسگزارم بابت فرصتی که به من داد برای دیدن این فایل و یادگرفتن درسهای جدید و تقویت باورهام …. واقعا وقتی به گذشته نگاه میکنم دقیقا فرمایش استاد را در لحظه لحظه اتفاقات زندگی خودم و به نوعی بقیه درک میکنم .. جاییکه در دوره بیماری این بیماری پاندمیک چه اتفاقاتی افتاد و الان درک میکنم چرا این اتفاقات افتاد ..کدوم اتفاقات؟؟؟ الان در مورد خانواده خودم عرض میکنم … من و همسر عزیزم و پسر 14 ساله ام و دختران 5 ساله ام در یک خانه هستیم و یک روز حال همسرم در اون شرایط اپیدمی بد شد و سریعا من و پسرم هم همینطور و رفتیم تست دادیم و بله ما هم مبتلا شده بودیم .. قشنگ یادمه که خانمم ترسید ولی من خیر و پسرم که اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده (صلح باخود بصورت ناخودآگاه) ..خب دخترا چی؟؟ هیچی اونها که اصلا مبتلا نشدند و اگر خاطرتون باشه شایع شده بود که این بیماری به اطفال کاری نداره …. خب بعد از دو روز پسرم کاملا مشکلش حل شد و من بعد از سه روز کاملا خوب شدم ولی همسرم با توجه به فرکانس ترسی که ساطع کرده بود ، دور از جونش تا پای مرگ رفت و شرایط برایش بقدری سخت شد که خدا میدونه و ده روز طول کشید تا با سرم و بیمارستان و … تونست خوشبختانه برگرده ولی نکته جالب در مورد دخترا هست که الان میفهمم چرا اصلا مبتلا نشدند چون اونها اصلا در اون سن روحشون پاکه پاکه و هیچ حرف ناامید کننده و انرژی منفی در ذهنشون نفوذ نکرده و هنوز خدایی هستند و ناخوداگاه با خودشون در صلح هستند و خب قانون جهان ثابته و اگه هر فردی با خودش در صلح باشه و اعتقادی به بیماری نداشته باشه و ناخوداگاه به اون فکر هم نمیکنه و طبیعتا بیمار هم نمیشه و علت اصلی هم همینه بنظر من و نه اینکه این ویروس روی بچه ها تاثیر نداره و با چشمان خودمون دیدیم که اگر انسان به چیزی باور نداشته باشه (حتی بصورت غیر ارادی و ناخودآگاه) اون چیز نمیتونه کوچکترین تاثیری روی فرد بذاره و در نهایت زندگیشو با لذت و شادی میگذرونه و امیدوارم این درس بزرگی برای همه ما باشه که بیشتر و بیشتر روی فرکانسهای ورودی ذهنمون کار کنیم و هر آشغالی رو اجازه ندیم تا وارد ذهنمون بشه تا انشالله روال زندگیمون هر روز بهتر از گذشته بشه و همونطور که استاد به نکته عالی اشاره کردند و واقعا لذت بردم و لبخند شادی روی لبانم نقش بست به خاطر یادگیری و درک جدیدی که پیدا کردم ، انسان در طول میلیونها سال تکامل خودشو طی کرده و همانند تمامی چیزهای دیگه دنیا بهتر و بهتر شده و سیستم ایمنی انسان هم از این قائده مستثنی نیست و قوی تر شده و بهبود پیدا کرده و باید این باور در ذهنم شکل بگیره که من دارای سیستم ایمنی پیشرفته تری هستم و قطعا بدنم از پس مشکلات خودش بر میاد بشرطی که من توکلم به خدا باشه و به سیستم تکاملی جهان اعتماد داشته باشم و با خودم در صلح و آرامش ناشی از این ایمان و باور باشم و اجازه بدم بدنم کار خودشو بکنه و برم دنبال کارهای دیگه زندگیم …. در کل امیدوارم همیشه همه مردم دنیا سالم و سلامت باشند و همواره به قول استاد در شرایط فوق العاده کنونی و لذت بخش کنونی باشیم ..چیزی که مطمئنم در زندگی بچه های سایت عباس منش داره هر روز بیشتر و بیشتر اتفاق میوفته و واقعا به خاطرش باید هر لحظه بگم که
خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
در پناه خدای مهربان شاد سالم و سلامت و ثروتمند باشید ..خدانگهدار
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به بهترین استاد دنیا ومریم عزیز.
کلید:جهت دهی آگاهانه به کانون توجه.
فایل:لایو با استاد قسمت 11.
برای دست پیدا کردن به این کلید وجهت دهی به کانون توجه باید روی خودم کار کنم واین جریان یک شب یا دوشب نیست باید تا وقتی زنده هستم روی خودم کار کنم وسعی در دیدن وشنیدن وگوش دادن اتفاقات زیبا داشته باشم ویکی از چیزهایی که باعث ورود افکار وباورهای منفی می شود یعنی تلوزیون را باید حذف کنم که در این مورد خدارو شکر موفق بودم واگر این روند ادامه پیدا کند وجریان تکامل طی شود هدایت می شوم به اتفاقات خوب به افراد وموقعیتهای عالی در بهترین زمان در بهترین مکان قرار می گیرم واگر در این راه کم کاری کنم وذهنم را کنترل نکنم دوباره گرفتار اتفاقات بد می شوم .
جسم ما وبیماریهاش به ذهن وفرکانس ما واکنش نشون می دن جسم طی دوره تکاملش وگذشت زمان آنقدر قوی شده وسیستم ایمنی پیدا کرده که می تونه خودش هر بیماری رو دفع کنه وبه سلامتی برسه اما این ذهن هست که اجازه نمی ده و افکار بیماری زا باعث بیماری جسم می شه واگر این روند رو ادامه بدیم بیماری بیشتر وگرفتاری بیشتر پیش می یاد اما اگر روی ذهن کار کنیم جسم آنقدر قوی می شه که از پس هر بیماری بر می یاد.
پس برای سلامتی خوشبختی شادی وثروت وبودن در بهشت باید جهت داده به کانون توجه وآگاهانه خودمون رو از قرار گرفتن در مسیر نادرست دور کنیم واجازه ندیم ذهن درگیر افکار وباورهای منفی بشه وبه این ترتیب ذهن ساخته می شه وادامه این فرکانسها یک فرکانس غالب می سازه که ما رو به خواسته هامون می رسونه .
خدایا شکرت که هر بار دور می شم از این مسیر هدایتم می کنی وشکر که زمینه رو برای هدایت به وسیله سایت واستاد فراهم کردی.
خدارو شکر که حالم خوبه.
استاد متشکرم.
در پناه خدا.
سلام به روی ماه زیبای استادم ومریم جونم
وهمه دوستانُ عالیم
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
خدایابی نهایت شکرت بابت احساس عالی که ازطریق دیدن رویِ ماه استادم وصحبت های نابشان هرلحظه دریافت می کنم ،شنوایی ام راسپاس وسلول به سلول این بدنِ سالم وپرانرژی ام …..
پرادایس زیبایم ،تکه ای ازبهشت خداوندبرروی زمین زیبا که وجوداستادم رادرخودجای داده است وتوجه من به سایه دریاچه روی سقف این خانه چوبیِ بالای میزتنیس ،بی نظیروزیبا خدایاشکرت.
آگاهانه زندگی کردن رابه من آموختید وآرام آرام حذف شدندچیزهایی که باید،ازجمله تلویزیون، درسته که درآن فایل های شماراتوسط گوشی زیبایم روی صفحه اش قرارمی گرفت وباعشق ولذت تماشامی کردم امابابازشدن درب مغازه به آنجاانتقال پیداکردوتمام.
امروزیادگرفته ام اطاق فکر برای خودم تشکیل دهم وهرروزذهنم راازاین آموخته های طلایی زینت ببخشم اطاق فکری باخداوندوآنچه هرروزازکلام استاددرنشانه روزانه وفایل هاودوره هاو…. به سمتش هدایت می شوم که همه معجزه است بخدا ، تا ذهنم عادت کندمثل ورزش عضلانی که یکسال هست هر6روزدرهفته انجام می دهم وجزء لاینفک زندگیم شده پس این هم امکان پذیراست وتوانایی لازمه راخداونددروجودمان قرارداده، بایداستفاده بهینه ودرست وآگاهانه ازآن انجام دهم وبه قول استادعضله مغزم قوی وذهنم همیشه بازوپاک باشدوهمه اینهاپکیج کاملی است که رشدوپیشرفتم رادرتمام زمینه هاشاهدباشم ،هرروزوهرروزپیوسته وباگام های استوارتردراین مسیرلبریزازآگاهی های طلایی…. ،چقدرارزشمندند، خدایابی نهایت شکرت ،هدایت کرده ای مرادر چه وادیِ مقدّسی، شکروسپاس……
زندگیم شده درهرشرایطی گوش دادن به فایل هاوآموختن های طلایی، ازجمله درپیاده رویِ هرروزم ،درانجام کارهای باعشق خانه وکمک عزیزدلم درآماده کردن مخلفات سفارشی ازطرف مشتریان عالی خداوند درنهایت سادگی وراحتی، خلاصه دیگرجایی درذهن نمانده که درتسخیرخداوندنباشد، فضاکاملا معنوی ونتایج عالی درتمام جنبه ها ،خدایا شکرت.
به لطف خداوندواستادعزیزم هراتفاقی بیفتدمریم بی غم وکاملا ریلکس، یه چشمک به خداوندومنتظرنتایج خیرکه اصلا دراین مدت اتفاقی هم خداروشکرنبوده که ذره ای حالم نوسان پیداکندولی بااین الگوی تاب وناب وخداوندقدرتمندآیا من برای هرچیزی راهکاری ندارم؟؟؟!!!!! مسلماًکلیدها بی نهایت، وقتی ذهن بازوقلب ازالهامات لحظه ای لبریز ،دیگرکار نجواهاتمامه،خدایاشکرت.
چقدرتکامل زیبا،مسیرخودرامی پیماید،اول بهبودی شخصیتی وبعدبایادگیری قوانین وعمل آگاهانه به آنهاآرام آرام معجزات معنوی ومادی است که جاری می شوند.
استادجانم ،مثال هاتون درموردغذای فاسدوبقیه مواردعالیه عالی ،این رُک بودن وصریح صحبت کردنتان چقدربه من انگیزه دادومراقوی ترم کرده درمنطقی صحبت کردن ،بیان اصل واتمام هربحثی وعملا shut down.
دردوران پندواندرز خخخخخخ هم یادم میاد مامغازه داشتیم وچقدرفروش عالیه آبگرمکن بوتان وپکیج دیواری ورادیاتوروقطعات مربوطه شان،که خودم بسته بندی کرده بودم بابرندمریم گلی(خنده)چقدرفروش عالی بود ،یادش بخیراکثرا مغازه های مرتبط باکار ما بسته بودندولی من باعشق می رفتم مغازه روبازوعالی فروش می کردیم،خدایاشکرت.
این شکرگزاری هرروزازحس کردنِ سلول به سلول تشکیل شده بدنم وبه لطف خداوندوشما وعمل کردن به قانون سلامتی هم که درنوع خودش بی نظیره ودیگر، بهبودیِ واقعی روح وجسم که درهم آمیخته شده اند،خدایاشکرت.
تفسیر زیبایتان ازمرگ هم خیلی به دلم می نشیندودیدن این پرادایس باعظمت وباشکوه خداوند ودیدن شما هم وجودم رالبریزمی کنداززیبایی ،آرامش واحساس عالی ،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.
فایل های (آرامش درپرتو آگاهی)عالیه درگوشی دانلودکرده وهرسری می شنوم ولذت برده وکلی انرژی به خودم تزریق می کنم.
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید. عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام آنکه هر انچه دارممممم از ان اوست !
درود خدمت شما استاد عزیز
و سلام خدمت شما خانم شایسته عزیز
جهان سپاس برای این همه آگاهی های که از جانب شما برای ما میایه
و این موضوع که شما بحث کردین دقیقا چقدر آگاهی های ما را بیشتر میکنه خصوصا وردی های ذهن ما که از هر طریق بالای ما میایه
یک وقت های یادم میایه اصلا رسا بخش از زندگیم شده بود خصوصا همین خبر ها چون وقتی خانه میرفتم پدرم دایم خبر گوش میکرد و مام همیشه عادت شده بود ناخواسته میدیدیم ولی آهسته آهسته با استاد که اشنا شدم کلن خبر ها را گذاشتیم کنار چندین سال شده
و همین طور روی مریضی هم سابق من دایم در یک فصل خاص مریض میشدم ولی حالا خدا را شکرررررر چندین سال شده که یک زره هم به سمت من مریضی نامده و اگر کمی مریض شوم دو سه ساعت بعد کاملا صحت مندم
دایم فکر کنیم که ما قوی هستیم و این قوی بودن جسم ما را وقتی تجسم میکنیم هرگز مریضی سمت ما نمیایه
در مورد مرگ هم استاد اینجا بحث کردن وقتی گفتن شب بخوابم صبح نباشم چقدر راحت میسازه این دیدگاه بسیار راحت شدممممم
و این فایل مثل همه فایل ها چقدر آگاهی داشت خدا را بی نهایت سپاس گذارمممممم خدا را شکررررر.
در هر کجایییی دنیا باشید سر شار از انرژی باشید !
بسم الله الرحمن الرحیم
کنترل ذهن=کنترل زندگی
برهه حساس کنونی=عامل بیرونی
کنترل ورودیها:اخبار نگاه نکنید
حذف تلویزیون
استاد عزیزم شاید در شرایط عادی توی کنترل کردن ذهن موفق باشم اما هنوز تو شرایط خاص نتونستم کنترل کنم.
همین شرایط خاص که شما باز هم گفتید شرایط حساس کنونی هست باز عامل بیرونیه اما کنترلش واقعا جهاد اکبر میخاد.
عصاره این فایل باور ها هست.
باورها افکار تکرار شونده هستند
هر باوری در هر موضوعی داشته باشیم یا ایجاد کنیم برامون اتفاق می افته.
به نام خداوند رهنما و مهربان
سلام به استاد عزیزم و همراهان گرامی
شاید تاثیر گذارین جمله این فایل برای من جمله:« عملکرد و فاصله آن با نتایج » بود.
چقدر استاد جان مثال درستی زدید واقعا بشر همین طوری راه و روش زندگی کردن رو یاد گرفته، با توجه به نتایجی که بدست آورده فهمیده که درست و غلط چیه.
مثلا اومده آب رو نوشیده و متوجه شده که چقدر تشنگی رو برطرف میکنه ؛ اومده چرخ رو به صورت گرد ساخته و دیده چقدر راحتتر میتونه جابجا میشه ؛ اومده واکسن رو ساخته و دیده چقدر جلوی پیش رفت بیماری رو گرفته و …
اصلا ذهن انسان اینطوری یاد میگیره ، با دیدن نتایج.
اما از اونجایی که مهمترین وظیفه مغز حفظ بقاست بشر اولیه یاد گرفت با محتاطانه عمل کردن جانش رو حفظ کنه. مثلا متوجه شد وقتی به دور و برش نگاه میکنه تا مورد حمله حیوانی قرار نگیره یا توی گودالی نیافته بهتر میتونه جانش رو حفظ کنه و حالا طوری شده که بعد گذشت میلیونها سال هم این آموزه رو فراموش نکرده و بنظر میرسه بیش از نود درصد مردم مدام تمرکزشون روی خطرات احتمالی هست تا بلکه بتونند خودشون رو از شر اونها رها کنند.
اما الان که در زمونه ای زندگی میکنیم که تحقیقات نشون داده انسان بزرگترین منبع فرکانسی جهانه، یعنی هر فرکانسی که بفرسته همون رو دریافت میکنه ، هنوز مردم نمیتونند باور کنند، هنوز گسترش این حقیقت زیاد اتفاق نیافتاده و بنظر میرسه سالهای سال باید بگذره تا نتایج زندگی آدمهایی که تمرکزشون روی خوبیها بوده روی طرز فکر آدمهای دیگه تاثیر بذاره و یواش یواش این فرهنگ چندین میلیون ساله تغییر کنه.
برای همینه که ماهایی که داریم نتایج زندگی شما رو میبینیم هی میخوایم تلاش کنیم از مدل فکری متداول جامعه فاصله بگیریم و حالا بسته به اندازه همت و تلاش مون نتیجه میگیریم.
اصلا استاد عباسمش عزیز اگر شما از خونه زندگی تون، از مسافرتها و آدمهای نازنینی که باهاشون ملاقات میکنید، از تندرستی و شیوه زندگی تون، عکس و فیلم توی سایت نمیذاشتید شاید یک صدم این جمعی که امروز با هم ، همسیر شدیم در این سایت جمع نمی شدیم. و خدا رو هزاران بار شکر که انسانی مثل شما که روزی از کس دیگری یادگرفته اصول رسیدن به زیبایی بیشتر، همت داشت، این حقایق رو سرسری نگرفت و متعهدانه تلاش کرد و حالا نه تنها خودش داره از زندگی لذت میبره بلکه جلودار خیل عظیمی شده که همگی مون باور کردیم تغییر مسیر افکار و رسیدن به نتایج دلخواه امری کاملا شدنی هست .
خدا میدونه هر کدوم از ما در جایگاهی که هستیم چقدر میتونیم الگوساز سایر افراد باشیم.
اگه کامنتهای قبلی منو خونده و به خاطر داشته باشید متوجه شدید که من در مسیر جذب خواسته ها مثل یک مدل سینوسی بارها بالا و پایین شدم اما همون مقداری که تونستم در نقطه بالایی نمودار رفتاری خودم باشم، روی دوتا فرزندم تاثیر گذاشته و اونها خدارو شکر خیلی بهتر از من موارد دلخواه شون رو جذب میکنند و گاها به من تذکر میدن که مامان داری برعکس فکر میکنی.
من خداوند رو هزاران هزار بار شاکرم بابت وجود انسان هایی که وقتی جامعه به مسیر اشتباه میافته، اونها با شهامت و قدرت راه دیگری رو در پیش میگیرند و آنقدر مناعت طبع دارند و سخاوتمند هستند که آموزه هاشون رو با دیگران به اشتراک میگذارند تا نوری برای هدایت سایر افراد جامعه باشه.
این فایل مثل همه فایلهای دیگه پر از نکته بود و میخوام تشکر کنم از مریم جان عزیز چون پروژه خانه تکانی توی این چند روز، اثرش رو از جهات مختلف روی زندگی من گذاشته و خیلی از این بابت خوشحال و سپاسگزارم.
ثروت، برکت، شادی، سلامتی و عشق رو برای همه عزیزان آرزومندم ️.