اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این یه هم زمانی بینظیر بود برای من من همین نیم ساعت پیش دوره عزت نفس رو خریدم از سایت
یه حس فوق العاده ای دارم یه حس ارامش ودر کنار اون هیجان زده
واین یه هماهنگی بینظیر بود برای من که من این دوره رو برای سرمایه گذاری روی خودم گرفتم
به چیزی که فکر میکنم اینه که به محض اینکه در مدار دریافت چیزی باشی اونو دریافت میکنی
حتی اگه پول یه چیزی رو داشته باشی اما در مدارش نباشی بهش نمیرسی
همین نکته این رو به من یاداوری میکنه به جای اینکه به خودم وجهان فشار بیارم برای رسیدن به خواسته هام خودم رو با رعایت تکامل وهماهنگی در مدار دریافت خواسته هام قرار بدم
مدارم رو ببرم بالا وجهان به قول استاد لاجرم مجبور میشه که من رو به خواسته هام برسونه واینکه از کجا اون وظیفه جهانه
این فایل پر از آگاهی هست. آگااهی هایی که هر کدوم ما به اندازه مدارمون درکشون میکنیم.
استاد گفتن توی کارتون ،توی مسیر رشدتون عجله نکنید! شما با ادامه دادن این مسیر حتتتتتما نتیجه خواهید گرفت. عجله نکنید!عجله نکنید!
این حرفشون مستقیم با من بود. با اینکه توی خیلی از جنبه ها کللللللی تغییر مثبت کرده ام بازم نگاهم به دیگرانه و تفسیرم از پیشرفت، از مقایسه با دیگران نشأت گرفته و خودمو موفق نمیدونم.
باباااا تو همین الانشم کلی تغییر کردی. قانون جواب داده. شک نکننن. حتما موفقیت های بالاتر رو هم تجربه خواهی کرد. آروم باش. عجله نکن.
نکات آخر استادو یادت باشه!! مدت زمان رسیدن به خواسته هابه اندازه تغییر ماست. تمرکزتو بزار روی بهبود باور هات و تمرین کردن.
احساس عدم لیاقت!
اتفاقا همین امروز بعد از اشتباهی که کردم، اصن دلم نمیخاست بیام گام دوم رو انجام بدم، چون احساس میکردم به خاطر اشتباهم از خدا دور شدم، به خدا خیانت کردم، دیگه لایق محبت پروردگار نیستم.
ولی چون تعهد دادم، اومدم و فایلو گوش دادم و بلافاصله دستای پر مهر پروردگار رو که داشت سرمو نوازش میکرد حس کردم. بهم گفت اشکالی نداره، خودتو سرزنش نکن، من دوست دارم، میدونم ته دلت میخای بهتر شی، درکت میکنم، تو باید تکاملتو طی کنی، روز به روز بهتر میشی، من تو رو بابت اشتباهاتت سرزنش نمیکنم.
و بهم جسارت اینو داد که با دیدن استاد که با لبخند و عزت نفس بالا گفتن “بله!! من از خودم تعریف میکنم. پس چی!!” منم تمرین آگهی بازرگانی رو که دو هفته میشه پشت گوش انداختم رو برم بلافاصله بعد از فایل انجام بدم و چقققققققدر احساسم خوب شد، چققققدر به خودم افتخار کردم، چقدددر خودمو بغل کردم و قربون صدقم رفتم.
بله!ما از لحظه ای که خودمون رو لایق بدونیم، خدا هم ما رو لایق خواهد دونست و هدایت ها رو میشنویم.
خدارو شکر که منو توی این مسیر زیبا با این دوستای زیبادل قرار داد.
بنام خداوند مهربانم که همراه منه و منو دوست داره کنار منه و هدایتگر منه و منو تنها نمیزاره خدایا شکرت.
سلام به استاد بزرگوارم و خانم شایسته مهربانم سلام به همه دوستان خیلی خوشحالم و خیلی ذوق دارم از اینکه گام دوم رو هم امروز هدایت شدم که بردارم و چقدر زیبا داره ایراد های من در هر فایلی به من گفته میشه من دقیقا با اینکه دوره روانشناسی ثروت 1 رو دارم و به فکر خودم روش کار کردم و دارم کار میکنم اما افکارم هنوز تغییری نکرده و خیلی قشنگ زمانی که داشتیم از مسافرت آخرمون برمیگشتیم خونه برای شروع مدارس من داشتم به این فکر میکردم که چقدر خوب میشد خدا توی جاده سر راهمون طلایی گنجی میزاشت و ما خیلی زود و راحتر به ثروت و راحتی میرسیدیم و خیلی قشنگ بعدش مچ ذهنم رو گرفتم که داری چی میگی هنوز تغییر نکردی هنوز ایمان نداری و فکر میکنی با پیدا کردن طلایی یا شانسی یا ارثی یا….میتونی به موفقیت مالی برسی و چقدر راحت ذهنم بهونه آورد برای خودش که آره الان تو روی خودت کار کردی و در مدار بالاتر هر اتفاق خوبی ممکنه بیفته و تو راحتر به ثروت برسی ولی من درک میکنم که این نوع تفکر جنسش از ایمان و توکل نبود جنسش از شرک و حساب کردن روی عوامل بیرونی برای رسیدن به خوشبختی بود و ذهنم میخواد از طی کردن تکامل فرار کنه و یک شبه ره صد ساله رو بره و این راه براش لذت بخش تره و من میدونم که باید جایی رنج و لذت درباره اینکه من یک شبه به ثروت برسم رو یا تکاملی و از پایه قوی رشد کنم را جابجا کنم تا حرکت های مستمر و درست رو بردارم و انشالله به خوشبختی دنیا و آخرت برسم و من همین الان روی یک برگه تغییر این رنج و لذت رو نوشتم که باید این نوع فکر در ذهنم عوض بشه تا اعمال و رفتارم تغییر کند و این یک ایده ای الهامی بود که در همین کامنت نوشتن به من گفته شد که باید انجامش بدم خدایا شکرت در همین گام های اول ایده عملی برای حرکت دادی خدایاشکرت این تازه شروع تغییراته به قول استاد احساس خیلی خوبی دارم خدایا شکرت ممنونم استادان خوبم دوستتون دارم خداوند خیرتون بده .
خدایا شکرت که من هر آنچه دارم از آن توست من که چیزی نمیدانم رب من عالم و تواناست .
~||استفاده از مهارت ها و توانایی هام و سرمایهگذاری کردن روی خودم سودمندترین سرمایه گذاری زندگیم هست||
=> جدی گرفتن “شروع کار و برداشتن قدم اول” در ابتدای مسیر کسب و کار؛ خیلی مهمه که این درک رو داشته باشم که سرمایه از حرکت انسان در مسیر بوجود میاد و اگر ذهنیت این رو دارم که استارت کار حتما باید با یک سرمایه اولیه باشه لازمه که باور و دیدگاهم عوض بشه؛ باید قانون تکامل رو در مسیر و طی کردن روند به خودمون یادآور بشیم تا انتظار نداشته باشیم که از ابتدای کار بخوایم سنگ بزرگ برداریم!! و از همون قدم های کوچیک اما مستمر و ادامه دار شروع کنیم برای گسترش دادن کسب و کار و ایجاد ورودی مالی؛ این خیلی خوبه که از افراد ثروتمند الگوبرداری کنیم اما موضوع مهم تری که وجود داره اینه که روند تکاملی که اونها طی کردن و هم مدنظر بگیریم و ردپاهاشون رو به درستی دنبال کنیم مثلا عجله کردن و انتظار بیجا برای نتایج بزرگ گرفتن بعد از دیدن نتایج افراد ثروتمند، نشون میده که ما نه تنها قانون تکامل رو درک نکردیم بلکه بک گراند فردی که نتایجش رو دیدیم رو درنظر نگرفتیم که اون هم از یه جایی شروع کرده بدون سرمایه خاصی با همون چیزی که بلد بوده قدم هاش رو برداشته، ادامه داده و اون سرمایه رو هی با قدم برداشتن و جلو رفتن در مسیرش ساخته و هی نتایجش بزرگ شده و شده چیزی که ما میبینیم
=> تشخیص اصل از فرع در موضوع شکرگزاری؛ نیاز نیست حساسیت به خرج بدیم که آقا حتما شکرگزاری من باید توی دفترم نوشته بشه، روزانه nتا باشه یا..! اصل موضوع رو بهش بپردازیم که رسیدن به احساس خوب با حالا نوشتن این شکرگزاری هاست یا اصلا گفتن شون پوینت قضیه اینه که من با شکرگزاری و توجه کردن به نکات و اتفاقات مثبت و زیبایی ها بتونم احساسم رو بهتر کنم و این سپاسگزاری برای در مدار زیبایی ها و نعمت ها بودن رو ابراز و احساس کنم؛ از طرفی قانون فرکانس رو به خودمون یادآوری کنیم که این جهان با فرکانس های ما کار داره با چیزی که داریم از خودمون ارسال میکنیم با اون باورها و احساسات پشت عمل مون و نه نوع عملی که حالا نوشتن باشه یا گفتار یا.. و بقیش هم کار جهانه دیگه که ورودی های ما رو تبدیل میکنه به همون جنس از خروجی ها و به زندگی مون وارد میکنه
=> بحث وابستگی، اولا ببینیم وابستگی چیه؟! وابستگی یعنی من نگاهم این باشه که تا اون شرایط خاص، اون آدم خاص، اون ثروت خاص، اون خونه یا ماشین خاص، اون نتیجه خاص رو نداشته باشم نمیتونم از زندگی لذت ببرم!!
وابستگی در روابط یعنی اینکه من نمیتونم به تنهایی از زندگیم و ارتباطی که با خودم دارم لذت ببرم و نیاز دارم یک دوستی، همراهی، پایهای یا اون کسی که در رابطه با من قرار داره کنارم باشه، رفتار خوبی با من داشته باشه، دوستم داشته باشه و انتظار دارم اون ‘عامل بیرونی’ حال من رو خوب کنه تا بتونم از زندگی لذت ببرم!!
وابستگی در بحث روابط، اینه که ما این لذت بردن رو وصل کرده باشیم به یک آدم خاص یعنی کسی که خودش رو دوست نداره و دوست داشتن خودش رو در گروی دوست داشته شدن از طرف دیگری میدونه تا بتونه از زندگیش لذت ببره و مسلما همچین فردی هیچوقت نمیتونه از زندگیش لذت ببره مگر اینکه شروع کنه برای خودش ارزش قائل شدن، دوست داشتن خودش، تغییر دادن باورهاش و کار کردن روی اونها
=> بحث تبلیغات و شراکت در گسترش کسب و کار؛ اگر ما قوانین رو خوب درک کنیم شراکت در کار رو کنار میگذاریم، منطقش هم اینه که با کنار گذاشتن شراکت ما یاد میگیریم که مسئولیت تمام کارمون رو به عهده بگیریم؛ هرآنچه که برای گسترش دادن کارمون نیاز داریم رو خودمون یاد بگیریم؛ کلی انرژی و زمان سیو میشه و نمیخواد چیزی رو برای کسی توجیه کنیم یا توضیح بدیم بلکه راضی شه ایده های ما رو عملی کنه؛ دست مون بازه برای اجرا کردن شیوه ها و باورهای خودمون مثل تبلیغ نداشتن در کار و جلوگیری از هزینه ها و در راستای اون قدرتمند کردن باورهای فراوانی مون برای اینکه بتونیم بیشتر به خداوند اعتماد و کارهامون رو با همکاری با این نیروی هدایتگر پیش ببریم و مطمئنیم خداوند کارها رو به راحتی جلو میبره و هرکسی رو که نیاز داشته باشیم در زمان مناسبش وارد زندگی مون میکنه
=> اهمیت علاقه داشتن و انجام دادن با کیفیت کار؛ در این موضوع مهمه که درک کنیم اصلا بحث داشتن استانداردهای لازم نیست! بحث داشتن علاقه به کار که منجر میشه به کیفیت زبانزد هست طوری که افراد با عشق برای کارِت هزینه میپردازند؛ درواقع این خداوند هست که افراد رو به سمت کسب و کار هدایت میکنه و خود خداوند میشه تبلیغ برای ما! اون هم از طریق مؤثرترین شیوه یعنی تبلیغات دهان به دهان.. استاد چقدر من میتونم تایید کنم این شیوه از تبلیغات رو ازبس که مواجه شدم باهاش و به چشم خودم دیدم چقدررر روی ذهنیت من اثر گذاشته و ازش استفاده کردم مثلا یه کافی شاپی که اتفاقا یه گوشهای یه جایی از شهر بوده که اصلا کسی هم فکرش رو نمیکرد انقدر خلاق باشند، فضای داخلش زیبا باشه و کیفیت محصولاتش عالی باشه اما تبلیغ دهان به دهان چقدر اطمینان میده به آدم که با خیال راحت و ذهن مثبت بره به سمت چیزی که از بقیه تعریف کیفیت کار اون کسب و کار رو شنیده و به همین راحتی و با اطمینان هم لذتش رو ببره و هم با عشق هزینه بپردازه
=> نحوه اتصال به خداوند؛ در رابطهای که ما با خداوند داریم، خداوند همیشه با ما در اتصالِ موضوع اصلی اینه که من خودم رو انسان لایقی میبینم برای این اتصال؟! و احساسات محدودکننده ای که جلوی احساس لیاقت من رو میگیرند مثل رو روشون تمرکزی کار کنم تا جنس این رابطه با کیفیت تر بشه تا خودم رو در فرکانس شنیدن و استفاده از الهامات و هدایت خداوند قرار بدم
=> اهمیت موضوع عزتنفس برای دیدن توانایی هامون و تبلیغ کردن خودمون و دیدن کارهایی که تونستیم انجام بدیم.. این بحث رو خیلی ها (از جمله خودم) درش ایراد دارند که نمیتونن به راحتی و اطمینان از خودشون تعریف کنند و آشیلش هم برمیگرده به {اهمیت حرف مردم} که
‘حالا اگر من از خودم و توانایی هام تعریف کنم بقیه چی میگن؟’
‘از نظر دیگران چه آدم مغرور و نا متواضعی هستم!’
یعنی انقدر نظر بقیه براش اهمیت پیدا میکنه که ندیدن توانایی ها و کارهایی که تونسته از پسش بر بیاد رو با این جمله توجیه میکنه که ‘حالا کار خاص و بزرگی هم نبوده ها!’
و این ناتوانی در تعریف کردن از خودمون، توانایی ها و کارها و موفقیت هایی که داشتیم رو میایم اینطوری توجیه میکنیم و نادیده میگیریم!! و جالبتر اینه که تعجب میکنیم وقتی کسی رو با این توانایی میبینیم که از خودش و کارهایی که انجام داده تعریف میکنه:)) اینجاست که نقش کارکردن روی دوره عزتنفس با اقتدار پر رنگ میشه
=> سرعت رسیدن به خواسته ها به اندازه سرعت تغییر منه که این نیاز داره به تکامل و زمان! درک کنیم که ما نیاز داریم به زمان برای تغییر شخصیتی که یک شبه ساخته نشده که انتظار یک شبه تغییرش رو هم داشته باشیم! اما به اندازهای که مقاومت نداشته باشیم درباره یکسری موارد خیلی راحت و سریع نتیجه هاش رو هم میبینیم و در مواردی که مقاومت داشته باشیم و زمان نیاز داشته باشیم برای تغییر باورها مون، تکامل مون رو طی کنیم برای جایگزین کردن باورهای درست و تمرین کردن شون برای ایجاد و دیدن نتایج دلخواه درباره خواسته موردنظرمون
=> نحوه بالا نگه داشتن احساسات و انرژی؛ توی این مورد برمیگرده به تکرار کردن باورهایی که روشون کار میکنیم، شکرگزاری کردن و توجه کردن به نکات مثبت اطراف مون، صحبت کردن با خودمون درباره قوانین و نتایجی که تونستیم با عمل کردن به قوانین در زندگی خلق کنیم و تایید کردن مسیر از کارهایی هست که احساس مون رو خیلی خوب نگه میداره و به نسبتی که ما از روحیه و احساس خوب بالایی برخوردار هستیم به همون اندازه هم نتایج هم بهتر و بهتر میشه چون این یک قانون است
=> سودمندترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری روی خودمونِ برای گسترش دادن اون کار و توانایی که خیلی خوب بلدیم، کار کردن و سرمایه گذاری کردن روی علایق خودمون و نه اینکه بخوایم به عنوان درآمد و سود کردن روی سرمایه گذاری خرید ملک، طلا، دلار یا هرچیز دیگه حساب باز کنیم و منتظر سود حاصل از اونها باشیم بلکه ورودی مالی مون رو بیشتر کنیم؛ دیدگاه ما باید این باشه که من از علایق و توانایی های خودم کسب ثروت میکنم و بعد اگر دوست داشتم این سرمایه رو تبدیل کنم به چیزهای مختلف و اونجا دیگه عملا برام پول یا سود مهم نیست چون انقدر توانایی و کار خودم برام ثروت و ورودی ایجاد میکنه که دیگه عملا نه نیازی دارم و نه نگرانی برای تبدیل سرمایهام
خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا ذهنم رو با بهترین و قدرتمندترین ورودی ها تغذیه کنم، و این گام رو هم با تعهد بردارم^^
با شنیدن فایل امروز من متوجه شدم که یکی از دلایلی که در کارم به موفقیت نرسیدم استفاده از وام های بانکی بود که قبلاً گرفته بودم برای خرید ماشین و اومدم از اونارو بعنوان سرمایه اولیه استفاده کردم برای شروع کار
یعنی من باید بدون اینکه فکر کنم اونارو دارم کارمو شروع میکردم و بعد آروم آروم و پله پله مسیر تکاملی ام رو طی میکردم
و درس خیلی بزرگی که یاد گرفتم این بود که عجله نکنم و خودم رو با هیچ کس مقایسه نکنم.
و الان اینجا کاری که دارم انجامش میدم سرمایهگذاری روی خودمه چون تا زمانی که از درون بزرگ نشم بیرون هم هیچ اتفاقی رخ نمی ده.
البته الان چون هیچ ایده ای هم برای حل مسائلم ندارم دارم به روشی که استاد در قسمت هفتم دوره شیوه حل مسائل گفتند ، عمل می کنم .
ظاهر اتفاقی که برای من افتاد اصلا قشنگ نیست اما چون نگاه منه که به اون اتفاق معنی میده پس من هم سعی کردم جوری بهش نگاه کنم که به من احساس بهتری بده و همینطور مسئولیت تمام اون قضیه رو به عهده گرفتم و سعی میکنم با همون فرمونی که رفتم تو خاکی برگردم به صراط مستقیم.
این روزها فقط از خدا هدایت خواستم آرامش و احساس خوب خواستم.
سعی میکنم روی احساس لیاقت کار کنم و هم خودم لایق دریافت هدایت های خداوند بدونم
چرا که قبلاً همش ایده های ذهنم رو اجرا کردم و فقط روی غیر خدا حساب کردم که تهش شد این.
از خدا میخواهم که صدای قلبم رو بیشتر از هر صدایی کنه و گوش های منو فقط به اون صدا آشنا کنه و در وجودم جرات انجام و اجرای الهامات رو قوی کنه.
واقعا خسته نباشید میگم به خانم شایسته عزیز که زحمت میکشن و در پروژه جدیدشون خانه تکانی ذهن گام به گام:
1ـ برای شروع کسب و کار شخصی حتما لازم نیست که سرمایه زیادی اول داشته باشیم که کار رو شروع کنیم، از قدم های کوچیک اما تکاملی میتونیم شروع کنیم مثل جابز ها و بیل گیتس ها که از کوچیک شروع کردن و نتیجه گرفتن ، همون اول همه چی نداشتن ، ینی ما یکی رو میبینم پیشرفت کرده مقایسه میکنیم و همش عجله داریم که نتیجه ای که طرف مقابل مثلا توی چهار سال گرفته ما هم توی همون سال اول اون نتیجه رو بگیریم.
2ـ در مورد وابسته بودن هم اینه که هر چه که ما احساس خوب و حال خوب درونی مون رو به کسی یا چیزی گره بزنیم مثلا یک شخص یا مثلا اینکه بگیم من فلان کار فلان ماشین رو داشتم الان حالم خوب بود ، احساس خوب درونیمون رو به مواد و هرچیزی که باعث باشه که تا اون موضوع نباشه ما از زندگیمون لذت نبریم میشه وابستگی ، و خصوصا توی روابط کسی که اینجوری باشه تا ابد نمیتونه از زندگیش لذت ببره، مگه اینکه باور هاش رو عوض کنه و یک تجدید نظری در مورد افکارش توی روابطش داشته باشه.
3ـ در مورد تبلیغات هم بقول استاد از وقتی که قانون رو شناختند تبلیغات انجام ندادن و اینکه وقتی شما عاشق کارت باشی و تلاش کنی و کار با کیفیت ارائه بدی خداوند آدم هارو هدایت میکنه به سمت کسب وکار ما ، مثال مغازه هایی که نه تبلیغات خاصی داشتن ولی فروششون عالیه از کوچیک شروع کردن و درست کار رو باعشق انجام دادن و خودشون رو با بقیه کسب و کار ها مقایسه نکردن ، و مشتری ها هدایت شدن به سمت این کسب و کار ها .
4ـ نحوه اتصال به خداوند : موضوع اینه که خداوند بما وصله ولی ما احساس لیاقت نداریم و میگیم من گناهکار منه فلان در وجود خودمون نمی بینیم که اصن ما به خدا وصلیم و او همیشه در کنار ماست و این باور مارو از منبع دور میکنه.
5ـ تعریف از خود :انسانی که اعتماد بنفس بالایی داره میتونه از خودش تعریف کنه و توانایی و نتایجش رو بگه ، ما فکرمیکنیم کسی که از خودش تعریف کنه آدم متواضعی نیست ولی نه کسی که نتونه از خودش تعریف کنه و نتایجش رو بگه به جایی نمیرسه!
5ـ سرعت رسیدن به خواسته هامون به سرعت تغییر ما بستگی داره ، خیلی از ماها زمان میبره تغییر کنیم.
6ـ برای بالا نگهداشتن سطح انرژی مهمترین کار تکرار باور های مناسب ، صحبت کردن با خودمون، سپاسگزاری کردن، و آگاهانه تمرکز کردن بر روی نکات مثبته که باعث میشه بیشتر مواقع احساس خوبی رو تجربه کنیم.
خیلی خوشحالم که کامنت دومم رو بروی سایت میذارم و خدارو سپاسگزارم که در این مسیر زیبا با شما هستم.
به نام خدای جدیدم، هوشیار ثروتمند با درایت خوش سلیقه
بیشتر نکته هایی که در جریان این فایل گفته شد رو من تجربه کردم
تبلیغ پولی
منتظر سرمایه و وقت مناسب و مکان مناسب برای شروع بیزنس بودن
همه رو تجربه کردم
بخاطر اینکه همش توی ذهنم این باور بود که خوب کجای شهر فضا داشته باشم شرکت بزنم، خوب پولشو از کجا تامین کنم وسیله ها رو باید بخرم
از طرفی پروسه ثبت شرکت برام پیچیده شده بود، این پیچیده فکر کردن باعث شده بود مسیر برام پیچیده بشه، چقدر هزینه مشاور ثبت شرکت کردیم، چقدر رفتیم سوپیشینه دادیم پول تاکسی دادیم روزهایی میشد که ماشین نداشتیم و الان میفهمم که وقتی اونطوری کار میپیچه یعنی دست نگهدار! یعنی این مسیری نیست که خدا آماده کرده, چون مسیر خدا راحته, روان و دلچسبه
ولی با تمام این پیچیدگی ها که سر در نمی اوردم ازشون، هدایت خواستم، هنوز از مسیر قانون جذب و قوانین چیزی نمیدونستم ولی خواستم و هدایت شدم از مسیرهای الهی به استادی که از طریق ایشون با استاد عباسمنش آشنا شدم و مسیرم داشت شکل میگرفت
اعتماد بنفس بیشتری پیدا کرده بودم، جهان جدیدی رو شناختم که دیدم با خواسته های من هماهنگی و نزدیکی و شباهت بیشتری داره، خواسته ها در من شکل گرفت واضحتر شد و باعث شد که از شغل قبلی م بیام بیرون، جریان ش رو قبلا تعریف کردم، ولی همیشه خودم رو تحسین میکنم به خودم میگم اگر اون شد، اگر تونستی خودت تصمیم بگیری و اجرا کنی الان هم به هیچ شخص دیگه ای غیر از خودت و خدا احتیاج نداری
خدای من سپاسگزارم
توی همین جریان تغییرات بود که هدایت شدم به شکل دیگه ای از ثبت شرکت که نه تنها خیلی راحتتر بود بلکه خدا جوری اسون کرد منو که به چشم به هم زدنی مدرک رو دریافت کردم، و همین رو هم بعدها متوجه شدم که یک کمالگرایی ذهنی بوده، چرا که حتی یکبار، حتی یکبار از اون مدرک استفاده نکردم و این باعث شدم که از سال 99 تا امروز یادم بمونه که ابزارگرا نباشم، و هربار که ذهنم منو عقب میکشه بخاطر کمبود یک ابزار و شرایط بیرونی خاص، بدونم که یک دام ذهنیه
(البته همین الانش هم توی این دام هستم، الان که پاراگراف بالا رو خدا هدایت کرد نوشتم متوجه شرایط م شدم هم در زمینه مهاجرت هم گسترش کسب و کارم هم روابط
خدای من سپاسگزارم بخاطر اینکه حواست بهم هست حتی وقتی خودم حواسم نیست، خدای من سپاسگزارم)
کسب و کار جدید و شخصی مون رو با دوستم شروع کردیم و معجزه پشت معجزه، قرنطینه جهانی برای من و ما برکت داشت، نه تنها تعطیل نشدیم بلکه خدا براحتی مشتری ها رو هدایت میکرد و انلاین میفروختیم و فضای رایگان مبله داشتیم, همون سال اول درامدی رو تجربه کردم مشتری و پروژه هایی رو تجربه کردم که توی تمام سالهایی که کار کردم و با وام گرفتن مبلغی رو پس انداز کرده بودم، تجربه ش نکرده بودم، درآمد اون سال بیشتر از تمام پس اندازم بود
شیرین
فبای الا ربکما تکذبان
؟
خدایی که توی اون شرایط قرنطینه اونهمه مشتری هدایت کرد و پول ساختی, الان که رشد کردی، ادم بهتر و کاملتر و کمی موحدتر شدی هدایت نمیکنه؟ رها میکنه تو رو؟ از چی نگرانی از کنسل شدن از چی؟ خدا رو به یاد بیار که همیشه هدایت کرد، جاهایی که حتی فکرشم نمیکردی
نترس
آروم باش
مطمین باش
تبلیغ دادیم به شخصی که خیلی بنظرمون کار درست بود، پولشم نقد دادیم، فقط یکنفر مشتری از طریق اون تبلیغ اومد
توی فروش با یک سایتی همکاری کردیم که بعد از مدتی دیدیم داره تولیدات رو کنترل میکنه که نه اینطوری کار بزنید این چه رنگیه و … و بعد از مدتی خدا هدایت کرد و کات کردیم، حتی دوستی بود که در مرحله ای از کار بخشی از فروش کیف های ما رو انجام میداد و دقیقا وقتی که دیگه همکاری مون صفر شد بعدها متوجه شدم و فکر کردم و درک کردم که چون وابسته فروشش شده بودم خودم باعث شدم که کار به آخر برسه
من در ابتدای شروع کسب و کارم سرمایه ای نداشتم، خیلی راحت یک مقدار چوب بدستمون رسید رایگان، رنگ و قلم مو هم داشتیم از قبل، ذوق و استعداد و خلاقیت مون هم که خدا بهمون داده بود برکت لذت بردن از کارمون هم خدا بهمون داده بود، شروع کردیم و کم کم فرش های چوبی مون خلق شدن و تا به امروز مدام هدایت شدیم کارمون اسونتر شد هزینه های تولیدمون کمتر شد، وارد حوزه پوشاک شدیم و کیف تولید کردیم، ورکشاپ گذاشتیم
هرجا شرک داشتم کارم متوقف شد، هرجا به غیر خدا وابسته شدم چه شخص، چه سایت، چه ابزاری خاص، خودم با شرکم باعث شدم که کارم متوقف بشه و بقول استاد، این درسی بود که باید میگرفتم و الان چند وقتیه دارم به صلح میرسم با خودم و احساس خودم رو آگاهانه دارم خوب میکنم و خودم و دیگران رو میبخشم و بــــاور دارم این مسیر درسته، جواب میده حتما جواب میده
اینقدر دارم هدایت دریافت میکنم، نشونه ها رو میبینم که نمیتونم و نمیخوام نادیده بگیرمشون یا بیتاثیر و بیهوده بدونمشون
خدای من واقعا بابت این رشد شخصیتی ازت ممنونم واقعا واقعا واقعا سپاسگزارم
بعضی وقتا قلبم باز میشه از حجم احساس سپاسگزاری که دارم ولی کلمات کم میارم برای ابرازشون
ولی
خدای من تو میشنوی قبل از اینکه به زبان بیارم و میخونی قبل از اینکه بنویسم
خدایا ممنونم واقعا ممنونم
هروقت تبلیغات رو به خدا سپردم، خودم سهم خودم رو انجام دادم تجسم کردم سپاسگزاری کردم باور کردم که این قوانین جواب میدن، خدا شاهکار کرده
اتفاقا چند روز پیش که این فایل گام دوم روی سایت اومد، همون روز من جلسه کاری داشتم، جلسه ای که همششششش هدایت خدا بود، اصلا من چیزی جز هدایت و برنامه خدا نمیدیدم توی قضیه، صحبت های اولیه ای که شده بود وقتی برگشتم خونه شک داشتم، ولی وقتی این فایل رو شنیدم تصمیم قطعی گرفتم و گفتم اگر قرار به تبلیغات پولی شد من کنار میکشم و میگم اگر دوست دارید من براتون کار میکنم ولی دیگه شریک قضیه نیستم، و خدای من خدای من، همون روز عصر رفتیم برای جلسه دوم و اصلا انگار خدا اونجا بود داشت جلسه رو مدیریت میکرد، دیگه حتی حرفی از تبلیغات پولی نشد، حتی حتی پرینت پوستر هم کنسل شد و قرار شد مجازی تبلیغات رو پیش ببریم
و
حتی یکی از دوستان جمله ای گفت که دیدم این هم فکر و فرکانس بودن رو فقط خدا میتونه جور کنه و بقول مریم جان در دوره کشف قوانین، وقتی دیدم خدا اینطور داره هدایت میکنه، باور کردم که خدا داره حمایت میکنه
دوستمون که اونجا میزبان بود گفت من اصلا از خرید قسطی خوشم نمیاد احساس ناامنی و کافی نبودن بهم میده، یعنی این جمله رو گفت، من چشمام ستاره ای شد که این همون صراط مستقیم خدای منه با بندگان نعمت داده شده و هدایت شده ش
همون مسیریه که پاداش منه برای ادامه ندادن معاشرت هایی که متوجه شده بودم دیگه هم فرکانس نیستیم و کشیدم کنار از خیلی روابط و دوستی ها و دورهمی ها و خدا با بندگان صالح ثروتمند و خوش فکر و توحیدیش همنشینم کرد
چون
خودم رشد کردم
ادم حسابی تر شدم
خدای من وااااقعا سپاسگزارم
الان در حالی دارم این کامنت رو مینویسم، که پوستر دوره رو طراحی کردم، فرستادم بچه ها ببینن، این فایل رو بارها و بارها گوش کردم و کیف کردم از اینکه خدا تبلیغ میکنه اعتبار من میشه پارتی من میشه رزق من میشه و لذذذذت
من کارم فقط لذت بردنه
تحسین کنم و لذت ببرم
موفق بشم و لذت ببرم
از سرمایه های درونی که خدا بهم داده استفاده کنم و لذت ببرم
خداروسپاس ک بی نهایت زیبا هدایت میکند مارو نسبت ب شرایطمون ب یه سری فایل ها
من مدت کوتاهی میشه ک کسب و کار خودمو استارت زدم و شروع کردم با همون شرایط و همون چیزی ک داشتم برای خودم یک مزون کوچیک راه انداختم جایی ک من قرار گرفتم ب صورت هدایتی جایی هست ک بزرگ ترین مزون ها کنار منه و بسیار بسیار درامد های بالایی دارن و موفق و شلوغ هستند
و یه سری افراد وسوسم میکردن ک پول قرض بگیر از کسی و لباس های خاص بزار تو مزونت و خیلی تشویق ب قرض کردن یا چک دادن میکردن منو و واقعا داشتم وسوسه میشدم ولی خداروشک ک هدایت شدم ب این فایل و تصمیم گرفتم عجله نکنم وبزارم تکاملم طی بشه و قدم های اول خودمو با قدم های صدم دیگران مقایسه نکنم سعی کنم کار باکیفیت انجام بدم با عشق کار کنم تا خدا خودش تبلیغ کار منو بکنه و افراد مناسب رو ب سمت من هدایت بکنه و سعی میکنم مواقعی ک مزون های دیگر بسیار شلوغ هستن تحسینشون کنم و از دید دیگری نگاه کنم ب ان ها تا حسم و خوب نگه دارم
خدارو بی نهایت سپاس ک دراین مسیر قرار گفتم و از خدا میخام همیشه هدایتگر من باشد
سلام و درود بی پایان به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان
خدا رو شاکرم که طبق تعهدی که به خودم دادم امروز هم این موفق شدم این فایل لایو استاد رو ببینم و کامنت بزارم
و نظرات دوستان رو بخونم
من خودم کارم رو با عشق و علاقه شروع کردم حتی روزهای اول به این فکر نمیکردم که بخوام ازش درآمدی داشته باشم
عاشق نقاشی بودم و برای حال خوب خودم شروع به یادگیری و کار کردم و در ادامه اونقدر پیشرفت کردم که اول توی منزل به تعداد خیلی کم هنرجو میگرفتم و بعد به راحتی آموزشگاه زدم و در ادامه هدایت شدم به سمتی که مجوز رسمی فنی حرفه ای بگیرم
و از سرمایه صفر شروع کردم و الان درآمد خوبی دارم
چیزی که در این مسیر طی شد همان تکامل و عشق و علاقه به کارم و عدم نگرانی بابت درآمد که خدا رو شکر تا اینجا داره خوب پیش میره
البته اینو بگم من در چند سال اخیر دچار چالش هایی شدم مخصوصا زمانی که سایت و آموزش های استاد و دوره ها دور شدم
گاهی خودم رو با کسانی مقایسه کردم که کاملا اشتباه بود و….
کار کردن روی ذهن،کنترل افکار و تلاش و پشتکار …باید دایمی باشه تا نتایج پابرجا و روبه جلو باشه
خیلی خوشحالم شکرگزارم که این فرصت به من داده شده که امروز بتونم این فایل رو گوش بدم و مرور کنم چقدر قشنگ تو همین اول صحبتهاتون اشاره کردین که افرادی که کارآفرین شدن افرادی که ثروتمند شدن بالای 90 درصد اونها مسیر درست از مسیر علاقمندیهاشون از مسیر چیزی که دوسش داشتند تونستن به ثروت برسند برعکس اون چیزی که همیشه از گذشتگان ما به ما رسیده و شنیدیم که اگه طرف به یه مال و منال رسیده بهش ارث رسیده یا یه طلای گنجی پیدا کرده یعنی این باوره واقعاً فقط دلیلش یه چیزه اونم عدم شناخت قوانین و آگاهی از قانونهایی که توی جهان وجود داره هست و فردی که این حرفها رو باور میکنه و اینها رو میپذیره چون حقیقت رو درک نکرده و حقیقت براش میون اون همه نگاههای اشتباه و باورهای محدود کننده پنهان شده و پوشیده شده
همین اول فایل شما واقعاً باعث شد که دوباره برام مرور بشه و خیلی از خانم شایسته ممنون و سپاسگزارم که باعث شد دوباره با این تعهد همواره و همیشگی که روی خودش و روی تغییر باورهاش داره باعث بشه که ما هم ذهنمون یه خونه تکونی بشه و دوباره با شنیدن هر کدوم از این آگاهیها درک بهتری از قانون داشته باشیم و بفهمیم که خداوند چه جوری داره عملکرد میکنه و ما باید چه جوری خودمون رو با این قانون هماهنگتر کنیم و اتفاقاً وقتی اینها رو دوباره مرور میکنیم ذهنمون بیشتر درگیرش میشه ذهنمون بیشتر تایید میکنه که اون آگاهیهایی که دارم دریافت میکنم چقدر درسته و چقدر تا الان وقتی من به اندازهای که باورش کردم به من نتایج خیلی خوب توی زندگیم داده، اینجا در مورد قانون تکاملم دارید صحبت میکنی استاد که طرف توی جای درست خودش قرار گرفت و بعد اینجوری نبود که یه شبه بالا بیاد اینجوری بود که طبق اون قدمهایی که برمیداشت طبق اون الهاماتش و ایدههایی که بهش داده میشد طرف قدم برمیداشت و جهانم بهش پاسخ میداد یعنی یه سیری رو طی کرده یه مسیری رو طرف طی کرده برای اینکه به اون موفقیتی که حالا ما آرزوش داریم رسیده.
چقدر قشنگ گفتید استاد اینجا که بارها این سوال ایجاد شده که من برای اینکه مثلاً فلان کسب و کار شروع کنم فلان چیزو داشته باشم باید فلان عدد و رقم توی حسابم باشه برای شروع فلان کسب و کار من فلان سرمایه رو ندارم که این کارو انجام بدم
ولی اینجا شما به وضوح دارین یک موضوع رو بهش اشاره میکنین که سرمایه اصلی اون قدمهای شما سرمایه اصلی اون ایمان شما سرمایه اصلی اون تجربیات شماست که توی مسیر به دست میارید و اونها واقعاً بهترین سرمایهگذاری که شما میتونین انجام بدین و شما حالا اون سرمایه رو دارید و کافیه فقط خودتون رو در مسیر قرار بدید و همین میشه سرمایه شما.
میدونید یه جاهایی این ما قانون رو خوب درک نکردیم مخصوصاً در مورد بحث تکامل اینکه آدم وقتی روی ذهنش کار میکنه قطعاً یه سری اقدامات عملی یک سری ایدهها بهش داده میشه اگه ما همون ایدههایی که خیلی به نظر من با شرایطمونم خیلی دور نیست که انجامش بدیم عمل بکنیم تکاملمونم داریم طی میکنیم یعنی هر بار که بهمون ایدهای داده میشه الهام میشه که اونو انجام بدیم سرعت تکامل ما هم بیشتر میشه و به این ترتیبه که ما توی یک مسیر تصاعدی هم قرار میگیریم.
یه نکته دیگه هم که تو حرفاتون دارین میگین اینه که همش عجله وجود داره توی اون حالا رسیدنهای ما به خواستههامون چرا چون ما یه جاهایی به جای تمرکز روی خودمون و شکرگزاری به خاطر داشتههامون و تمرکز برای بهتر کردن و بهبود زندگیمون و برداشتن قدمهامون و الهامات و ایدههامون داریم به زندگی بقیه نگاه میکنیم داریم خودمونو به بقیه مقایسه میکنیم که از این قافله عقب نیفتیم و اون حس عجله کردن میاد سراغمون و وقتی حسمونم بد باشه طبق قوانین خب ایدههایی که بهمون داده میشه ایدههای کارایی نیست قدمهایی که برمیداریم هم چون با احساس بد احساس عجله همراه نتیجه دلخواه رو برامون به وجود نمیاره.
یکی دیگه از نکاتی که دوست دارم از صحبتاتون بهش اشاره کنم بحث تداوم و بحث استمرار توی مسیریه که داری حرکت میکنی این خیلی مهمه که وقتی آدم یک مسیری رو با آگاهی انتخاب میکنه و به درستی نتایجش ایمان داره باید دیگه ادامش بده و این نیست که مثلاً یه وقت انجامش بده یه وقت انجامش نده و افراد موفق و ثروتمند هم انسان هستند و اونها هم تلاش کردن به نظر من تلاش ذهنی که خودشون رو توی اون مسیری که حس میکردن درسته نگه دارند و ادامه بدن و اون احساس خوب توی هر شرایطی بهشون کمک کرده که بتونن با اون استمرار توی مسیرشون با اون ادامه دادنشون به خواستههاشون برسن.
اینجا یه واژه خیلی قشنگی که من خیلی دوسش دارم بهش میرسیم به نام صبر صبر یعنی ادامه دادن با احساس خوب چیزی که من وقتی درکش کردم خیلی نگاهم به کلمه صبر و واژه صبر تغییر کرد
چقدر قشنگ گفتین یه نکته دیگه رو که برای خودتون کار رو سخت نکنید یعنی اگه میخواین شکرگزاری کنین قانون اصلی رو درک کنید قانون میگه که حالت خوب باشه احساست خوب باشه حالا وقتی داری به نعمتها توجه میکنی حالت خوبه به نوعی داری همون شکرگزاری و تمرین شکرگزاری رو انجام میدی انصافاً این جمله شما باعث شد که بیشتر روی احساس خوب تمرکز کنم حالا چه دوست دارم اون شکرگزاریم رو بنویسم چه ننویسم مهم ارسال اون فرکانس احساس خوب است و تو با شیوههای مختلف میتونی این کارو انجام بدی چه با کلامت چه با نوشتنت.
این نشون میده که هدف از انجام این تمرینات اینه که ما یاد بگیریم که اون احساس خوب تومون ایجاد بشه تمرین کنیم که یاد بگیریم چه جوری از قانون استفاده بکنیم و قانون اصلی همون حس خوب است همون احساس خوب است چون اگه شکرگزاری فقط کلامی باشه و من فقط یک سری عبارات رو بنویسم بدون اینکه اون رو حس کنم هیچ اثر و هیچ تاثیری نداره.
یک جمله بعدی رو که بهش اشاره کردین که سوال یکی از دوستان بود این بود که وابستگی توی روابط چیه؟
چقدر قشنگ این جمله توی وجودم نشست با همین حرفتون وقتی مرورش کردم که وابستگی یعنی تو از زندگیت لذت نبری و لذت بردن خودت رو به یک شخص به یک مکان به یک عامل بیرون از خودت وصل کنی و این میشه وابستگی و این میتونه توی هر موردی اتفاق بیفته نه تنها توی روابط بلکه توی هر جنبه دیگهای میتونه باشه من حالم خوب نیست تا زمانی که اون موضوع توی زندگیم باشه تا زمانی که من اون ثروته رو داشته باشم تا زمانی که من اون روابط خاص رو داشته باشم تا زمانی که من به فلان سفر برم به فلان ماشین برسم به فلان خونه برسم…
و هزاران موضوعی که میتونه معنای وابستگی برای ما داشته باشه و این یک نوع احساس بد در ما ایجاد میکند و طبق اون قانون خدا باز وقتی احساس بدی داری اتفاقات بدی رو تجربه میکنی از مسیر تجربه شادی خوشحالی خوشبختی لذت ثروت و نعمتهای خدا دور میشیم.
و چقدر قشنگ من از آموزههای شما یاد گرفتم استاد و واقعاً یک مسیر برای اینکه بهبود بیشتری تو این موضوع توی خودم بدم اینه که از زندگیم از داشتههام از هر آنچه که خدا به من بخشیده لذت ببرم و انصافاً از زمانی که دوره راهنمایی عملی دستیابی به رویاها رو تهیه کردم و جلسه اولش رو گوش دادم بارها و بارها با وجود اینکه من دوره رو تهیه کرده بودم برای اینکه فکر میکردم شما توی این دوره قرار مطالب عجیب و غریبی رو بگین ولی توی همون جلسه اول من با این گفته شما روبرو شدم که از هر آنچه که دارین لذت ببرین از لحظههاتون لذت ببرین از زندگیتون لذت ببرید و به معنای عمیق زندگی فکر کنید و توجه کنید و برسید بهش که این واقعاً بزرگترین دستاورد و این توحیدیترین نگاه که یک آدم به این احساس و به این نگاه و به این باور برسه واقعا خدا را شکر میکنم که تا الان تا حدود خوبی تونستم بعد از اون نگاه شما توی جلسه اول راهنمای عملی دستیابی به رویاها اینو توی خودم ایجاد کنم و سعی کنم تحت هر شرایطی از زندگیم لذت ببرم. چه نکتهای بهش اشاره کردین استاد که طرف خودشو دوست نداره اینجوری وابسته شرایط و آدمها و موقعیتها میشه و اینجا همون بحث احساس لیاقت میاد وسط.
ما خودمون رو لایق نمیبینیم اینکه همینجوری احساسمون خوب باشه از زندگیمون لذت ببریم و فکر میکنیم با وجود یک آدمهای خاص یا یک شرایط خاص از زندگی میتونیم لذت ببریم به خاطر همین نگاه احساس لیاقته به خاطر مقایسه است مقایسه کردن خودمون با دیگران.
و باز هم از خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که اومده نکات کلیدی فایلها و حرفهای استاد رو در قالب یک پروژه خانه تکانی ذهن آورده و توی هر قدم یا هر فایل واقعاً چیزهایی رو داره مرور میشه که به شخصه دارم گوشش میدم میگم من تو این موضوع هنوز جای خیلی بهبود دارم و جای بهتر شدن دارم.
موضوع بعدی که بهش اشاره میکنیم بحث تبلیغاته بحث مسئولیت پذیر بودن تو حوزه کسب و کار اینکه ما وقتی کاری رو شروع میکنیم وقتی میخوایم کسب و کار خودمون رو داشته باشیم به فکر شریک داشتن نباشیم چون استاد توی فایلهای دیگر گفتن شریک داشتن یعنی ما خودمونو باور نمیکنیم ما توانمندیها رومون رو باور نداریم ما دنبال اینیم که اگه یه جایی ما موفقیت نرسیدیم اگه یه جایی موفق نشدیم شکست خوردیم یک شریکی داشته باشیم که مقصر اون اتفاقات رو گردنش بندازیم، و چقدر خوبه که از همین گفتههای استاد عباس منش همین تجربیاتش در مورد درسهایی که خداوند بهش داده در مورد موحد بودن توی کسب و کار توحیدی بودن توی کسب و کار زودتر درسهامو بگیرم و نکته جالب دیگهای که هی برای من داره تازهتر میشه و درکش داره بهتر جا میافته اینه که “استاد میگه من قوانین رو درک کردم”
وقتی آدم آگاهی رو میشنوه در حد آگاهیه در حد شنیده از وقتی باورهای جدید افکار جدید رو آدم به ذهنش فرود میده در حد همون شنیده قرار داره ولی وقتی تکرار میشه با شیوههای مختلف با روشهای مختلف یواش یواش درک اون موضوع تو وجود آدم میشینه و این خیلی نکته مهمی بود که استاد بهش اشاره کرد.
در مورد شراکت یا استاد یه نکتهای بهش اشاره میکنه اینکه من احساساتی بودم در مورد اون افرادی که باهاشون شراکت کردم یعنی اون احساسات که نتیجه اشتباهی برای استاد به وجود آورد از باورهای اشتباه اومد از اون باورهایی که بارها استاد در موردش صحبت میکنه باورهایی که محدود کننده هستند که ما از جامعه از خانواده از جهان اطرافمون گرفتیم و اسمش رو معرفت یا آدم خوب بودن یا اون حس عذاب و وجدان گذاشتن برامون و اصلاً برای خدایی که قوانین خودش رو داره احساسات یا اون افکار بشری چی میگه اون طبق اصول خودش داره حرکت میکنه و بازخورد افکار درست رو با نتایج درست میده و پاسخ افکار نادرست و باورهای نادرست رو با نتایج نادلخواه به انسانها نشون میده.
و چقدر خوبه که این جمله استاد رو میشنوم در مورد شناخت خود شناخت خدا شناخت قانونی که تو جهان هست و اینکه رو خودش کار کرده و این شناخت باعث شده که از همون تضادها از همون نتایج ناهماهنگ و ناخواسته به نتایج خواسته برسه.
یعنی حتی استاد عباس منش در مورد تبلیغات نگاه درستشو درک کرده و درسهای خودشم تو این مسیر گرفته و اینجوری هم نبوده که بگه من یه آدم بیخطا بودم اشتباه نکردم هرگز ولی اینو نمیگه ولی قشنگ میاد میگه که من همین کارا رو انجام دادم ولی فهمیدم با مسیری که میتونه به من جواب بده این کارها نتایج پایدار برای من ایجاد نمیکنه موفقیت پایدار و ثروت پایدار برای من ایجاد نمیکنه.
و یه نکته طلایی و کلیدی در مورد کسب و کارهایی میگه که شاید اون عوامل بیرونی برای پیشرفت و موفقیت و ثروت من شدن رو ندارم مثل بودن توی محیط باکلاس و بالا شهر بودن مثل زدن بیلبوردهای قشنگ و زیبا یا چیدمان و طراحی داخلی با مثلاً وسایل خیلی شیک و زیبا رو ندارند یعنی اون عواملی که خیلی از آدمها برای رشد یا برای موفقیت و ثروتمند شدن یک کسب و کاری مهم میدونن اون کسب و کارها نداشتند ولی مشتری فراوان زیاد داشتن ولی فروشهای زیاد داشتن که واقعاً باعث تعجب خود ما میشه و خیلیای دیگه میشه که طرف هیچ کدوم از اونا رو نداره لی انقدر مشتری داره انقدر ثروت داره میسازه و این همون الگوگیری و دیدن افرادیه که برخلاف اون باورهای محدودی که به ما داده شده دارن نتیجه میگیرند پس یک عواملی در درون فرد داره ایجاد میشه که این نتایج رو توی بیرونش ایجاد کرده.
و واقعاً توحید هیچ چیزی نیست جز اون قدرت دادن به خداوند باور فراوانی باور به رزاق بودن خداوند به وهاب بودن خداوند به اینکه خداوند من را یاری میکنه کمک میکنه برام مشتری میشه مشتری میاره اینکه با تمام اون ترسها آدم حرکت میکنه و به یک نیرویی ایمان میاره که مسائلی هم توی کارم توی کسب و کارم توی بیزینسم رخ بده خدا برام حلش میکنه اینا یعنی توحید توحید در عمل اینکه خودت رو لایق میبینی لایق یک زندگی خوب لایق دیده شدن لایق اینکه از توانمندیهات و علایقت در جهت رشد استفاده کنی در جهت خدمت کردن به خودت و جهانت استفاده کنی اینا یعنی توحید واقعاً احساس میکنم چیزی جز این نیست و عین همون” توحید در عملِ “.
یه نکته دیگه در مورد صحبتهای استاد اینه که به کار با کیفیت اعتقاد داره اینکه وقتی تو کارت با کیفیت باشه وقتی عاشق اون کاری که داری انجام میدی باشی و ذهنیت و باور درست در مورد کار در مورد پول در مورد ثروت در مورد خداوند ایجاد بکن بدون تبلیغ کردن و با اون سیستم خداوند با اون خدایی که داره همه چیز رو مدیریت میکنه آدمهای مناسب رو به کسب و کارت که مشتری تو بشن هدایت میکنه. اینجا استاد میگه از قدرت سوال خودتون استفاده کنید و یه چیز دیگه هم میگه میگه تاثیری که کلام داره و قدرتی که کلام داره میتونه خداوند از این طریق براتون انجام بده که افراد با کلامشون تبلیغات کلامی دهان به دهان شما رو بشناسند و چقدر اصول ساده میتونه باشه اصول قوانین و چقدر عمل کردن بهش میتونه برای ما نیاز به تمرین و تکرار داشته باشه تا بتونیم یادش بگیریم.
خدایا چه چیزایی رو دارم تو این فایل میشنوم که شاید مثلاً بارها توی فایلهای مختلف شنیده بودما ولی واقعاً احساس میکنم توی یک مداری قرار گرفتم که میتونم اینها رو درک کنم و میتونم توی مسیرم به کار ببرم اینکه شما عاشق کارتون باشین و وابسته به مشتری نباشید این جمله خیلی کلیدیه که همون بحث وابستگیه که ما به عوامل بیرونی برای لذت بردن و برای حال خوب وابستهایم و دقیقاً یکی از ضوعات در مورد وابستگی همین میتونه باشه در کسب و کار که ما وابسته اومدن مشتریمون نباشیم رها باشیم و بذاریم که خدا بهترین آدمها رو به سمتمون هدایت کنه حالمون خوب باشه از درون و واقعاً این فقط کنترل ذهن میخواد و ایمان و تقوا.
یکی از اون باورهایی که ما باید به شدت توی وجود خودمون ایجاد کنیم و تقویتش کنیم همین که خدا روزی من رو میرسونه همون خدایی که روزی پرنده رو توی آسمون میرسونه و به یک مورچه در دل خاک روزی میده این باور واقعاً میتونه توی کسب و کار من من رو موفق کنه.
سوال بعدی در مورد نحوه اتصال ما به خدا و چقدر جواب بینهایت هدایتی رو استاد داد که خدا همیشه به ما وصله یعنی یه باوریه که خیلی میتونه هم تو خودم خیلی تاثیرگذارتر بشه و باورهای معنویم رو خیلی تقویت کنه و باورهای درستم نسبت به قوانین رو تقویت کنه اینه که خدا همیشه به من وصله این منم که با ارسال فرکانسهای هر لحظهام و توجهاتم به خدا یا نزدیکتر میشم وصلتر میشم یا این اتصاله رو دور میکنم یعنی از اون فضائه دورتر میشم خب.
چقدر اینجا قشنگ این موضوع رو ربط دادیم به احساس عدم لیاقت که وقتی انسان خودشو لایق این ارتباط و این هم صحبتی و این اتصال نبینه دقیقاً توی زندگیش تو روابط توی جنبههای مختلف زندگیش خودشو نشون میده این کمبود لیاقت و ارزشمندی که احساس میکنه آدم به واسطه دیدهها و شنیدههاش و انسانهایی که اطرافش بودن.
این مهمترین باوریه که میتونه جلوی دریافت الهامات و هدایتهای خدا رو برای هر انسانی بگیره وقتی باور نداشته باشه که لایق هم صحبتی و دریافت الهامات و هدایتهای خداوند.
درباره تعریف از خود و اینکه از خودمون از توانمندیهامون تعریف کنیم استاد چقدر قشنگ صحبت کردی که من از خودم از توانمندیهام تعریف میکنم از دستاوردام تعریف میکنم و واقعاً این تعریف کردن تمجید کردن از خود نشانه تغییر خیلی بزرگی باورهای شما و هر آدمی که مثل شما عمل بکنه.
و یه نکته دیگه هم که من از صحبتهای شما درآوردم اینه که اتفاقا برعکس اون باورای محدودی که بهمون گفتن که نباید از خودت تعریف کنی تمجید کنی باید عمل کنی چون این یه باور اشتباه و برای کسی که میخواد موفق بشه و پیشرفت کنه و ثروتمند بشه این ذهنیت و این باور بهش هیچ وقت کمک نمیکنه به جایی نمیرسونه اونو.
و چقدر مرز بین تعریف و تمجید و تحسین خود و اعتبار اون نتایج و دستاوردهایی که گرفتید رو درست تشخیص دادید که اعتبارش به خداوند چون اگه اون کمکتون نمیکرد چون اگه اون هدایتتون نمیکرد هیچ وقت به این جایگاه نمیرسیدین و البته که به خاطر اینکه تغییر دادین خودتونو به خاطر دیدن ارزشمندیهاتون و توانمندیهاتون خودتون رو تحسین میکنین خودش نشونه درک درست قانونه.
یه دوست دیگه سوال میپرسه در مورد عددها و رقمهایی که از لحاظ مالی استاد به دست آوردن و میگه که آقا این شرایط برای همه نیست برای استاد عباس منش بوده که از صفر شروع کرده بر حسب تکاملش، قدمهایی که برداشته به الهاماتش عمل کرده و چقدر مثلاً ذهنیتش در مورد ثروت و در مورد خداوند و ارتباط این دو بهتر بوده و این قرار نیست برای هر کسی به شکل یکسان تغییر کنه و نتایج رو به وجود بیاره و این و این درک به من و بقیه دوستان هم خیلی میتونه کمک کنه که از هر جایی هستی اگر باورات نسبت به ثروت درسته به خدا درستتره خیلی زود میتونی از لحاظ مالی پیشرفته خیلی عالی را داشته باشی نه لزوماً از صفر
چقدر این توضیحتونو دوست داشتم استاد عباس منش که گفتین سرعت رسیدن ما به خواستهها به اندازه سرعت تغییرات ماست.
یه نکته دیگه که در مورد اینکه انگیزه خودتون رو چه جوری نگه میدارید در مسیر میگفتین که من با تکرار همین مباحث و با تکرار همین آگاهیها باعث میشه که انگیزه خودم رو نگه دارم و هر روز توی مسیر خودمو قرار بدم.
یه نکتهای هم در مورد سرمایه گذاری گفتین که گفتیم بهترین سرمایهگذاری اینه که آدم تو خودش سرمایهگذاری کنه و اون سرمایهگذاری که خودت انجام میدی باعث شناخت علایقت میشه مثلاً شما توی حوزه ملک علاقه زیادی به ملک دارین و این از شناخت خودتون اومده رو خودتون بیشتر سرمایهگذاری میکنید تا روی املاکتون یا ملکاتون و این یه سبک شخصیه به نظر من و هدایت شدنشم به سمتی که ما توی چه موضوعاتی سرمایهگذاری کنیم توی بیرون هم اون جریان به ما میگه اون جریان هدایت به ما گفته میشه بر اساس اون مسیری که داریم حرکت میکنیم خداوند ما رو هدایت میکنه.
و نگاهتون به سرمایهگذاری اینه که سرمایهگذاری همون دنبال کردن مسیر علاقهتونه همون عشقیه که با کارتون دارین همون سرمایه گذاری کردن روی توانمندی و مهارتهاییه که داریم.
اینم یه نکته دیگه راه درآمد ما از اون توانمندیهاییه که داریم از اون توانمندایی که خدا بهمون بخشیده و برای هر کسی یک سری توانمندیها بلده و علاقشه و بیشتر دوستش داره
و میگه اگه ما بریم دنبال همون توانمندی و استعدادهایی که خدا به ما داده خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم ثروت و نعمت وارد زندگیمون میشه و اصلاً دیگه نگران این نمیشیم که روی چه موضوعی سرمایهگذاری کنیم که درآمدمون بیشتر و بیشتدرآمدمون بیشتر بشه.
تمام آدمایی که میبینید ثروتمند و موفق شدن از مسیر علایقشون به این ثروت و موفقیت رسیدن.
اگه سهام بیل گیتس یا وارن بافت اینقدر ارزشمنده به خاطر اینکه اونا روی خودشون سرمایهگذاری کردن روی توانمندیهاشون سرمایهگذاری کردن.
و اگه رو خودمون سرمایهگذاری کنیم بیشتر از چیزی که فکر میکنیم سود میکنیم.
استاد نمیدونم چه جوری ازت تشکر کنم اصلاً گوش دادن به این فایل و همزمان آگاهیهایی که به من داده میشد و درکهایی که به من داده میشد تا بنویسم برای من از هر چیزی توی این لحظه با ارزشتره و خدا رو خیلی شکرگزارم که یک روزی ازش خواستم که حقیقت رو به من نشون بده و الان فرای اون چیزی که من خواستم دارم هر بار دریافت میکنم تو این مسیر بینهایت قشنگ و زیبا و الهی عاشقتونم بازم از شما خانم شایسته خیلی ممنونم میدوارم این درکها هر روز توی وجودم بیشتر و بیشتر بشینه و هر روز ایمانم به خدای خودم بیشتر و بیشتر بشه توکلم بهش بیشتر بشه و باور کنم خدایی رو که برای منم بهترینهاشو میخواد و من رو لایق بهتریناش خلق کرده.
به خدای بزرگ میسپارمتون همیشه در آرامشو عشق و سلامتی و ثروت پایدار و ابدی باشین.
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین
وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی
سرمایه گذاری سودمند
این یه هم زمانی بینظیر بود برای من من همین نیم ساعت پیش دوره عزت نفس رو خریدم از سایت
یه حس فوق العاده ای دارم یه حس ارامش ودر کنار اون هیجان زده
واین یه هماهنگی بینظیر بود برای من که من این دوره رو برای سرمایه گذاری روی خودم گرفتم
به چیزی که فکر میکنم اینه که به محض اینکه در مدار دریافت چیزی باشی اونو دریافت میکنی
حتی اگه پول یه چیزی رو داشته باشی اما در مدارش نباشی بهش نمیرسی
همین نکته این رو به من یاداوری میکنه به جای اینکه به خودم وجهان فشار بیارم برای رسیدن به خواسته هام خودم رو با رعایت تکامل وهماهنگی در مدار دریافت خواسته هام قرار بدم
مدارم رو ببرم بالا وجهان به قول استاد لاجرم مجبور میشه که من رو به خواسته هام برسونه واینکه از کجا اون وظیفه جهانه
تاگام بعدی در پناه حق
سلام دوستای قشنگم.
(گام دوم)
این فایل پر از آگاهی هست. آگااهی هایی که هر کدوم ما به اندازه مدارمون درکشون میکنیم.
استاد گفتن توی کارتون ،توی مسیر رشدتون عجله نکنید! شما با ادامه دادن این مسیر حتتتتتما نتیجه خواهید گرفت. عجله نکنید!عجله نکنید!
این حرفشون مستقیم با من بود. با اینکه توی خیلی از جنبه ها کللللللی تغییر مثبت کرده ام بازم نگاهم به دیگرانه و تفسیرم از پیشرفت، از مقایسه با دیگران نشأت گرفته و خودمو موفق نمیدونم.
باباااا تو همین الانشم کلی تغییر کردی. قانون جواب داده. شک نکننن. حتما موفقیت های بالاتر رو هم تجربه خواهی کرد. آروم باش. عجله نکن.
نکات آخر استادو یادت باشه!! مدت زمان رسیدن به خواسته هابه اندازه تغییر ماست. تمرکزتو بزار روی بهبود باور هات و تمرین کردن.
احساس عدم لیاقت!
اتفاقا همین امروز بعد از اشتباهی که کردم، اصن دلم نمیخاست بیام گام دوم رو انجام بدم، چون احساس میکردم به خاطر اشتباهم از خدا دور شدم، به خدا خیانت کردم، دیگه لایق محبت پروردگار نیستم.
ولی چون تعهد دادم، اومدم و فایلو گوش دادم و بلافاصله دستای پر مهر پروردگار رو که داشت سرمو نوازش میکرد حس کردم. بهم گفت اشکالی نداره، خودتو سرزنش نکن، من دوست دارم، میدونم ته دلت میخای بهتر شی، درکت میکنم، تو باید تکاملتو طی کنی، روز به روز بهتر میشی، من تو رو بابت اشتباهاتت سرزنش نمیکنم.
و بهم جسارت اینو داد که با دیدن استاد که با لبخند و عزت نفس بالا گفتن “بله!! من از خودم تعریف میکنم. پس چی!!” منم تمرین آگهی بازرگانی رو که دو هفته میشه پشت گوش انداختم رو برم بلافاصله بعد از فایل انجام بدم و چقققققققدر احساسم خوب شد، چققققدر به خودم افتخار کردم، چقدددر خودمو بغل کردم و قربون صدقم رفتم.
بله!ما از لحظه ای که خودمون رو لایق بدونیم، خدا هم ما رو لایق خواهد دونست و هدایت ها رو میشنویم.
خدارو شکر که منو توی این مسیر زیبا با این دوستای زیبادل قرار داد.
عاشق همتونم◉‿◉
بنام خداوند مهربانم که همراه منه و منو دوست داره کنار منه و هدایتگر منه و منو تنها نمیزاره خدایا شکرت.
سلام به استاد بزرگوارم و خانم شایسته مهربانم سلام به همه دوستان خیلی خوشحالم و خیلی ذوق دارم از اینکه گام دوم رو هم امروز هدایت شدم که بردارم و چقدر زیبا داره ایراد های من در هر فایلی به من گفته میشه من دقیقا با اینکه دوره روانشناسی ثروت 1 رو دارم و به فکر خودم روش کار کردم و دارم کار میکنم اما افکارم هنوز تغییری نکرده و خیلی قشنگ زمانی که داشتیم از مسافرت آخرمون برمیگشتیم خونه برای شروع مدارس من داشتم به این فکر میکردم که چقدر خوب میشد خدا توی جاده سر راهمون طلایی گنجی میزاشت و ما خیلی زود و راحتر به ثروت و راحتی میرسیدیم و خیلی قشنگ بعدش مچ ذهنم رو گرفتم که داری چی میگی هنوز تغییر نکردی هنوز ایمان نداری و فکر میکنی با پیدا کردن طلایی یا شانسی یا ارثی یا….میتونی به موفقیت مالی برسی و چقدر راحت ذهنم بهونه آورد برای خودش که آره الان تو روی خودت کار کردی و در مدار بالاتر هر اتفاق خوبی ممکنه بیفته و تو راحتر به ثروت برسی ولی من درک میکنم که این نوع تفکر جنسش از ایمان و توکل نبود جنسش از شرک و حساب کردن روی عوامل بیرونی برای رسیدن به خوشبختی بود و ذهنم میخواد از طی کردن تکامل فرار کنه و یک شبه ره صد ساله رو بره و این راه براش لذت بخش تره و من میدونم که باید جایی رنج و لذت درباره اینکه من یک شبه به ثروت برسم رو یا تکاملی و از پایه قوی رشد کنم را جابجا کنم تا حرکت های مستمر و درست رو بردارم و انشالله به خوشبختی دنیا و آخرت برسم و من همین الان روی یک برگه تغییر این رنج و لذت رو نوشتم که باید این نوع فکر در ذهنم عوض بشه تا اعمال و رفتارم تغییر کند و این یک ایده ای الهامی بود که در همین کامنت نوشتن به من گفته شد که باید انجامش بدم خدایا شکرت در همین گام های اول ایده عملی برای حرکت دادی خدایاشکرت این تازه شروع تغییراته به قول استاد احساس خیلی خوبی دارم خدایا شکرت ممنونم استادان خوبم دوستتون دارم خداوند خیرتون بده .
خدایا شکرت که من هر آنچه دارم از آن توست من که چیزی نمیدانم رب من عالم و تواناست .
به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی
گام دوم از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”
~||استفاده از مهارت ها و توانایی هام و سرمایهگذاری کردن روی خودم سودمندترین سرمایه گذاری زندگیم هست||
=> جدی گرفتن “شروع کار و برداشتن قدم اول” در ابتدای مسیر کسب و کار؛ خیلی مهمه که این درک رو داشته باشم که سرمایه از حرکت انسان در مسیر بوجود میاد و اگر ذهنیت این رو دارم که استارت کار حتما باید با یک سرمایه اولیه باشه لازمه که باور و دیدگاهم عوض بشه؛ باید قانون تکامل رو در مسیر و طی کردن روند به خودمون یادآور بشیم تا انتظار نداشته باشیم که از ابتدای کار بخوایم سنگ بزرگ برداریم!! و از همون قدم های کوچیک اما مستمر و ادامه دار شروع کنیم برای گسترش دادن کسب و کار و ایجاد ورودی مالی؛ این خیلی خوبه که از افراد ثروتمند الگوبرداری کنیم اما موضوع مهم تری که وجود داره اینه که روند تکاملی که اونها طی کردن و هم مدنظر بگیریم و ردپاهاشون رو به درستی دنبال کنیم مثلا عجله کردن و انتظار بیجا برای نتایج بزرگ گرفتن بعد از دیدن نتایج افراد ثروتمند، نشون میده که ما نه تنها قانون تکامل رو درک نکردیم بلکه بک گراند فردی که نتایجش رو دیدیم رو درنظر نگرفتیم که اون هم از یه جایی شروع کرده بدون سرمایه خاصی با همون چیزی که بلد بوده قدم هاش رو برداشته، ادامه داده و اون سرمایه رو هی با قدم برداشتن و جلو رفتن در مسیرش ساخته و هی نتایجش بزرگ شده و شده چیزی که ما میبینیم
=> تشخیص اصل از فرع در موضوع شکرگزاری؛ نیاز نیست حساسیت به خرج بدیم که آقا حتما شکرگزاری من باید توی دفترم نوشته بشه، روزانه nتا باشه یا..! اصل موضوع رو بهش بپردازیم که رسیدن به احساس خوب با حالا نوشتن این شکرگزاری هاست یا اصلا گفتن شون پوینت قضیه اینه که من با شکرگزاری و توجه کردن به نکات و اتفاقات مثبت و زیبایی ها بتونم احساسم رو بهتر کنم و این سپاسگزاری برای در مدار زیبایی ها و نعمت ها بودن رو ابراز و احساس کنم؛ از طرفی قانون فرکانس رو به خودمون یادآوری کنیم که این جهان با فرکانس های ما کار داره با چیزی که داریم از خودمون ارسال میکنیم با اون باورها و احساسات پشت عمل مون و نه نوع عملی که حالا نوشتن باشه یا گفتار یا.. و بقیش هم کار جهانه دیگه که ورودی های ما رو تبدیل میکنه به همون جنس از خروجی ها و به زندگی مون وارد میکنه
=> بحث وابستگی، اولا ببینیم وابستگی چیه؟! وابستگی یعنی من نگاهم این باشه که تا اون شرایط خاص، اون آدم خاص، اون ثروت خاص، اون خونه یا ماشین خاص، اون نتیجه خاص رو نداشته باشم نمیتونم از زندگی لذت ببرم!!
وابستگی در روابط یعنی اینکه من نمیتونم به تنهایی از زندگیم و ارتباطی که با خودم دارم لذت ببرم و نیاز دارم یک دوستی، همراهی، پایهای یا اون کسی که در رابطه با من قرار داره کنارم باشه، رفتار خوبی با من داشته باشه، دوستم داشته باشه و انتظار دارم اون ‘عامل بیرونی’ حال من رو خوب کنه تا بتونم از زندگی لذت ببرم!!
وابستگی در بحث روابط، اینه که ما این لذت بردن رو وصل کرده باشیم به یک آدم خاص یعنی کسی که خودش رو دوست نداره و دوست داشتن خودش رو در گروی دوست داشته شدن از طرف دیگری میدونه تا بتونه از زندگیش لذت ببره و مسلما همچین فردی هیچوقت نمیتونه از زندگیش لذت ببره مگر اینکه شروع کنه برای خودش ارزش قائل شدن، دوست داشتن خودش، تغییر دادن باورهاش و کار کردن روی اونها
=> بحث تبلیغات و شراکت در گسترش کسب و کار؛ اگر ما قوانین رو خوب درک کنیم شراکت در کار رو کنار میگذاریم، منطقش هم اینه که با کنار گذاشتن شراکت ما یاد میگیریم که مسئولیت تمام کارمون رو به عهده بگیریم؛ هرآنچه که برای گسترش دادن کارمون نیاز داریم رو خودمون یاد بگیریم؛ کلی انرژی و زمان سیو میشه و نمیخواد چیزی رو برای کسی توجیه کنیم یا توضیح بدیم بلکه راضی شه ایده های ما رو عملی کنه؛ دست مون بازه برای اجرا کردن شیوه ها و باورهای خودمون مثل تبلیغ نداشتن در کار و جلوگیری از هزینه ها و در راستای اون قدرتمند کردن باورهای فراوانی مون برای اینکه بتونیم بیشتر به خداوند اعتماد و کارهامون رو با همکاری با این نیروی هدایتگر پیش ببریم و مطمئنیم خداوند کارها رو به راحتی جلو میبره و هرکسی رو که نیاز داشته باشیم در زمان مناسبش وارد زندگی مون میکنه
=> اهمیت علاقه داشتن و انجام دادن با کیفیت کار؛ در این موضوع مهمه که درک کنیم اصلا بحث داشتن استانداردهای لازم نیست! بحث داشتن علاقه به کار که منجر میشه به کیفیت زبانزد هست طوری که افراد با عشق برای کارِت هزینه میپردازند؛ درواقع این خداوند هست که افراد رو به سمت کسب و کار هدایت میکنه و خود خداوند میشه تبلیغ برای ما! اون هم از طریق مؤثرترین شیوه یعنی تبلیغات دهان به دهان.. استاد چقدر من میتونم تایید کنم این شیوه از تبلیغات رو ازبس که مواجه شدم باهاش و به چشم خودم دیدم چقدررر روی ذهنیت من اثر گذاشته و ازش استفاده کردم مثلا یه کافی شاپی که اتفاقا یه گوشهای یه جایی از شهر بوده که اصلا کسی هم فکرش رو نمیکرد انقدر خلاق باشند، فضای داخلش زیبا باشه و کیفیت محصولاتش عالی باشه اما تبلیغ دهان به دهان چقدر اطمینان میده به آدم که با خیال راحت و ذهن مثبت بره به سمت چیزی که از بقیه تعریف کیفیت کار اون کسب و کار رو شنیده و به همین راحتی و با اطمینان هم لذتش رو ببره و هم با عشق هزینه بپردازه
=> نحوه اتصال به خداوند؛ در رابطهای که ما با خداوند داریم، خداوند همیشه با ما در اتصالِ موضوع اصلی اینه که من خودم رو انسان لایقی میبینم برای این اتصال؟! و احساسات محدودکننده ای که جلوی احساس لیاقت من رو میگیرند مثل رو روشون تمرکزی کار کنم تا جنس این رابطه با کیفیت تر بشه تا خودم رو در فرکانس شنیدن و استفاده از الهامات و هدایت خداوند قرار بدم
=> اهمیت موضوع عزتنفس برای دیدن توانایی هامون و تبلیغ کردن خودمون و دیدن کارهایی که تونستیم انجام بدیم.. این بحث رو خیلی ها (از جمله خودم) درش ایراد دارند که نمیتونن به راحتی و اطمینان از خودشون تعریف کنند و آشیلش هم برمیگرده به {اهمیت حرف مردم} که
‘حالا اگر من از خودم و توانایی هام تعریف کنم بقیه چی میگن؟’
‘از نظر دیگران چه آدم مغرور و نا متواضعی هستم!’
یعنی انقدر نظر بقیه براش اهمیت پیدا میکنه که ندیدن توانایی ها و کارهایی که تونسته از پسش بر بیاد رو با این جمله توجیه میکنه که ‘حالا کار خاص و بزرگی هم نبوده ها!’
و این ناتوانی در تعریف کردن از خودمون، توانایی ها و کارها و موفقیت هایی که داشتیم رو میایم اینطوری توجیه میکنیم و نادیده میگیریم!! و جالبتر اینه که تعجب میکنیم وقتی کسی رو با این توانایی میبینیم که از خودش و کارهایی که انجام داده تعریف میکنه:)) اینجاست که نقش کارکردن روی دوره عزتنفس با اقتدار پر رنگ میشه
=> سرعت رسیدن به خواسته ها به اندازه سرعت تغییر منه که این نیاز داره به تکامل و زمان! درک کنیم که ما نیاز داریم به زمان برای تغییر شخصیتی که یک شبه ساخته نشده که انتظار یک شبه تغییرش رو هم داشته باشیم! اما به اندازهای که مقاومت نداشته باشیم درباره یکسری موارد خیلی راحت و سریع نتیجه هاش رو هم میبینیم و در مواردی که مقاومت داشته باشیم و زمان نیاز داشته باشیم برای تغییر باورها مون، تکامل مون رو طی کنیم برای جایگزین کردن باورهای درست و تمرین کردن شون برای ایجاد و دیدن نتایج دلخواه درباره خواسته موردنظرمون
=> نحوه بالا نگه داشتن احساسات و انرژی؛ توی این مورد برمیگرده به تکرار کردن باورهایی که روشون کار میکنیم، شکرگزاری کردن و توجه کردن به نکات مثبت اطراف مون، صحبت کردن با خودمون درباره قوانین و نتایجی که تونستیم با عمل کردن به قوانین در زندگی خلق کنیم و تایید کردن مسیر از کارهایی هست که احساس مون رو خیلی خوب نگه میداره و به نسبتی که ما از روحیه و احساس خوب بالایی برخوردار هستیم به همون اندازه هم نتایج هم بهتر و بهتر میشه چون این یک قانون است
=> سودمندترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری روی خودمونِ برای گسترش دادن اون کار و توانایی که خیلی خوب بلدیم، کار کردن و سرمایه گذاری کردن روی علایق خودمون و نه اینکه بخوایم به عنوان درآمد و سود کردن روی سرمایه گذاری خرید ملک، طلا، دلار یا هرچیز دیگه حساب باز کنیم و منتظر سود حاصل از اونها باشیم بلکه ورودی مالی مون رو بیشتر کنیم؛ دیدگاه ما باید این باشه که من از علایق و توانایی های خودم کسب ثروت میکنم و بعد اگر دوست داشتم این سرمایه رو تبدیل کنم به چیزهای مختلف و اونجا دیگه عملا برام پول یا سود مهم نیست چون انقدر توانایی و کار خودم برام ثروت و ورودی ایجاد میکنه که دیگه عملا نه نیازی دارم و نه نگرانی برای تبدیل سرمایهام
خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا ذهنم رو با بهترین و قدرتمندترین ورودی ها تغذیه کنم، و این گام رو هم با تعهد بردارم^^
سلام
امروز روز دوم هست که من خانه تکانی رو شروع کردم
با شنیدن فایل امروز من متوجه شدم که یکی از دلایلی که در کارم به موفقیت نرسیدم استفاده از وام های بانکی بود که قبلاً گرفته بودم برای خرید ماشین و اومدم از اونارو بعنوان سرمایه اولیه استفاده کردم برای شروع کار
یعنی من باید بدون اینکه فکر کنم اونارو دارم کارمو شروع میکردم و بعد آروم آروم و پله پله مسیر تکاملی ام رو طی میکردم
و درس خیلی بزرگی که یاد گرفتم این بود که عجله نکنم و خودم رو با هیچ کس مقایسه نکنم.
و الان اینجا کاری که دارم انجامش میدم سرمایهگذاری روی خودمه چون تا زمانی که از درون بزرگ نشم بیرون هم هیچ اتفاقی رخ نمی ده.
البته الان چون هیچ ایده ای هم برای حل مسائلم ندارم دارم به روشی که استاد در قسمت هفتم دوره شیوه حل مسائل گفتند ، عمل می کنم .
ظاهر اتفاقی که برای من افتاد اصلا قشنگ نیست اما چون نگاه منه که به اون اتفاق معنی میده پس من هم سعی کردم جوری بهش نگاه کنم که به من احساس بهتری بده و همینطور مسئولیت تمام اون قضیه رو به عهده گرفتم و سعی میکنم با همون فرمونی که رفتم تو خاکی برگردم به صراط مستقیم.
این روزها فقط از خدا هدایت خواستم آرامش و احساس خوب خواستم.
سعی میکنم روی احساس لیاقت کار کنم و هم خودم لایق دریافت هدایت های خداوند بدونم
چرا که قبلاً همش ایده های ذهنم رو اجرا کردم و فقط روی غیر خدا حساب کردم که تهش شد این.
از خدا میخواهم که صدای قلبم رو بیشتر از هر صدایی کنه و گوش های منو فقط به اون صدا آشنا کنه و در وجودم جرات انجام و اجرای الهامات رو قوی کنه.
سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
واقعا خسته نباشید میگم به خانم شایسته عزیز که زحمت میکشن و در پروژه جدیدشون خانه تکانی ذهن گام به گام:
1ـ برای شروع کسب و کار شخصی حتما لازم نیست که سرمایه زیادی اول داشته باشیم که کار رو شروع کنیم، از قدم های کوچیک اما تکاملی میتونیم شروع کنیم مثل جابز ها و بیل گیتس ها که از کوچیک شروع کردن و نتیجه گرفتن ، همون اول همه چی نداشتن ، ینی ما یکی رو میبینم پیشرفت کرده مقایسه میکنیم و همش عجله داریم که نتیجه ای که طرف مقابل مثلا توی چهار سال گرفته ما هم توی همون سال اول اون نتیجه رو بگیریم.
2ـ در مورد وابسته بودن هم اینه که هر چه که ما احساس خوب و حال خوب درونی مون رو به کسی یا چیزی گره بزنیم مثلا یک شخص یا مثلا اینکه بگیم من فلان کار فلان ماشین رو داشتم الان حالم خوب بود ، احساس خوب درونیمون رو به مواد و هرچیزی که باعث باشه که تا اون موضوع نباشه ما از زندگیمون لذت نبریم میشه وابستگی ، و خصوصا توی روابط کسی که اینجوری باشه تا ابد نمیتونه از زندگیش لذت ببره، مگه اینکه باور هاش رو عوض کنه و یک تجدید نظری در مورد افکارش توی روابطش داشته باشه.
3ـ در مورد تبلیغات هم بقول استاد از وقتی که قانون رو شناختند تبلیغات انجام ندادن و اینکه وقتی شما عاشق کارت باشی و تلاش کنی و کار با کیفیت ارائه بدی خداوند آدم هارو هدایت میکنه به سمت کسب وکار ما ، مثال مغازه هایی که نه تبلیغات خاصی داشتن ولی فروششون عالیه از کوچیک شروع کردن و درست کار رو باعشق انجام دادن و خودشون رو با بقیه کسب و کار ها مقایسه نکردن ، و مشتری ها هدایت شدن به سمت این کسب و کار ها .
4ـ نحوه اتصال به خداوند : موضوع اینه که خداوند بما وصله ولی ما احساس لیاقت نداریم و میگیم من گناهکار منه فلان در وجود خودمون نمی بینیم که اصن ما به خدا وصلیم و او همیشه در کنار ماست و این باور مارو از منبع دور میکنه.
5ـ تعریف از خود :انسانی که اعتماد بنفس بالایی داره میتونه از خودش تعریف کنه و توانایی و نتایجش رو بگه ، ما فکرمیکنیم کسی که از خودش تعریف کنه آدم متواضعی نیست ولی نه کسی که نتونه از خودش تعریف کنه و نتایجش رو بگه به جایی نمیرسه!
5ـ سرعت رسیدن به خواسته هامون به سرعت تغییر ما بستگی داره ، خیلی از ماها زمان میبره تغییر کنیم.
6ـ برای بالا نگهداشتن سطح انرژی مهمترین کار تکرار باور های مناسب ، صحبت کردن با خودمون، سپاسگزاری کردن، و آگاهانه تمرکز کردن بر روی نکات مثبته که باعث میشه بیشتر مواقع احساس خوبی رو تجربه کنیم.
خیلی خوشحالم که کامنت دومم رو بروی سایت میذارم و خدارو سپاسگزارم که در این مسیر زیبا با شما هستم.
در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید.
سلااااااااام
به نام خدای جدیدم، هوشیار ثروتمند با درایت خوش سلیقه
بیشتر نکته هایی که در جریان این فایل گفته شد رو من تجربه کردم
تبلیغ پولی
منتظر سرمایه و وقت مناسب و مکان مناسب برای شروع بیزنس بودن
همه رو تجربه کردم
بخاطر اینکه همش توی ذهنم این باور بود که خوب کجای شهر فضا داشته باشم شرکت بزنم، خوب پولشو از کجا تامین کنم وسیله ها رو باید بخرم
از طرفی پروسه ثبت شرکت برام پیچیده شده بود، این پیچیده فکر کردن باعث شده بود مسیر برام پیچیده بشه، چقدر هزینه مشاور ثبت شرکت کردیم، چقدر رفتیم سوپیشینه دادیم پول تاکسی دادیم روزهایی میشد که ماشین نداشتیم و الان میفهمم که وقتی اونطوری کار میپیچه یعنی دست نگهدار! یعنی این مسیری نیست که خدا آماده کرده, چون مسیر خدا راحته, روان و دلچسبه
ولی با تمام این پیچیدگی ها که سر در نمی اوردم ازشون، هدایت خواستم، هنوز از مسیر قانون جذب و قوانین چیزی نمیدونستم ولی خواستم و هدایت شدم از مسیرهای الهی به استادی که از طریق ایشون با استاد عباسمنش آشنا شدم و مسیرم داشت شکل میگرفت
اعتماد بنفس بیشتری پیدا کرده بودم، جهان جدیدی رو شناختم که دیدم با خواسته های من هماهنگی و نزدیکی و شباهت بیشتری داره، خواسته ها در من شکل گرفت واضحتر شد و باعث شد که از شغل قبلی م بیام بیرون، جریان ش رو قبلا تعریف کردم، ولی همیشه خودم رو تحسین میکنم به خودم میگم اگر اون شد، اگر تونستی خودت تصمیم بگیری و اجرا کنی الان هم به هیچ شخص دیگه ای غیر از خودت و خدا احتیاج نداری
خدای من سپاسگزارم
توی همین جریان تغییرات بود که هدایت شدم به شکل دیگه ای از ثبت شرکت که نه تنها خیلی راحتتر بود بلکه خدا جوری اسون کرد منو که به چشم به هم زدنی مدرک رو دریافت کردم، و همین رو هم بعدها متوجه شدم که یک کمالگرایی ذهنی بوده، چرا که حتی یکبار، حتی یکبار از اون مدرک استفاده نکردم و این باعث شدم که از سال 99 تا امروز یادم بمونه که ابزارگرا نباشم، و هربار که ذهنم منو عقب میکشه بخاطر کمبود یک ابزار و شرایط بیرونی خاص، بدونم که یک دام ذهنیه
(البته همین الانش هم توی این دام هستم، الان که پاراگراف بالا رو خدا هدایت کرد نوشتم متوجه شرایط م شدم هم در زمینه مهاجرت هم گسترش کسب و کارم هم روابط
خدای من سپاسگزارم بخاطر اینکه حواست بهم هست حتی وقتی خودم حواسم نیست، خدای من سپاسگزارم)
کسب و کار جدید و شخصی مون رو با دوستم شروع کردیم و معجزه پشت معجزه، قرنطینه جهانی برای من و ما برکت داشت، نه تنها تعطیل نشدیم بلکه خدا براحتی مشتری ها رو هدایت میکرد و انلاین میفروختیم و فضای رایگان مبله داشتیم, همون سال اول درامدی رو تجربه کردم مشتری و پروژه هایی رو تجربه کردم که توی تمام سالهایی که کار کردم و با وام گرفتن مبلغی رو پس انداز کرده بودم، تجربه ش نکرده بودم، درآمد اون سال بیشتر از تمام پس اندازم بود
شیرین
فبای الا ربکما تکذبان
؟
خدایی که توی اون شرایط قرنطینه اونهمه مشتری هدایت کرد و پول ساختی, الان که رشد کردی، ادم بهتر و کاملتر و کمی موحدتر شدی هدایت نمیکنه؟ رها میکنه تو رو؟ از چی نگرانی از کنسل شدن از چی؟ خدا رو به یاد بیار که همیشه هدایت کرد، جاهایی که حتی فکرشم نمیکردی
نترس
آروم باش
مطمین باش
تبلیغ دادیم به شخصی که خیلی بنظرمون کار درست بود، پولشم نقد دادیم، فقط یکنفر مشتری از طریق اون تبلیغ اومد
توی فروش با یک سایتی همکاری کردیم که بعد از مدتی دیدیم داره تولیدات رو کنترل میکنه که نه اینطوری کار بزنید این چه رنگیه و … و بعد از مدتی خدا هدایت کرد و کات کردیم، حتی دوستی بود که در مرحله ای از کار بخشی از فروش کیف های ما رو انجام میداد و دقیقا وقتی که دیگه همکاری مون صفر شد بعدها متوجه شدم و فکر کردم و درک کردم که چون وابسته فروشش شده بودم خودم باعث شدم که کار به آخر برسه
من در ابتدای شروع کسب و کارم سرمایه ای نداشتم، خیلی راحت یک مقدار چوب بدستمون رسید رایگان، رنگ و قلم مو هم داشتیم از قبل، ذوق و استعداد و خلاقیت مون هم که خدا بهمون داده بود برکت لذت بردن از کارمون هم خدا بهمون داده بود، شروع کردیم و کم کم فرش های چوبی مون خلق شدن و تا به امروز مدام هدایت شدیم کارمون اسونتر شد هزینه های تولیدمون کمتر شد، وارد حوزه پوشاک شدیم و کیف تولید کردیم، ورکشاپ گذاشتیم
هرجا شرک داشتم کارم متوقف شد، هرجا به غیر خدا وابسته شدم چه شخص، چه سایت، چه ابزاری خاص، خودم با شرکم باعث شدم که کارم متوقف بشه و بقول استاد، این درسی بود که باید میگرفتم و الان چند وقتیه دارم به صلح میرسم با خودم و احساس خودم رو آگاهانه دارم خوب میکنم و خودم و دیگران رو میبخشم و بــــاور دارم این مسیر درسته، جواب میده حتما جواب میده
اینقدر دارم هدایت دریافت میکنم، نشونه ها رو میبینم که نمیتونم و نمیخوام نادیده بگیرمشون یا بیتاثیر و بیهوده بدونمشون
خدای من واقعا بابت این رشد شخصیتی ازت ممنونم واقعا واقعا واقعا سپاسگزارم
بعضی وقتا قلبم باز میشه از حجم احساس سپاسگزاری که دارم ولی کلمات کم میارم برای ابرازشون
ولی
خدای من تو میشنوی قبل از اینکه به زبان بیارم و میخونی قبل از اینکه بنویسم
خدایا ممنونم واقعا ممنونم
هروقت تبلیغات رو به خدا سپردم، خودم سهم خودم رو انجام دادم تجسم کردم سپاسگزاری کردم باور کردم که این قوانین جواب میدن، خدا شاهکار کرده
اتفاقا چند روز پیش که این فایل گام دوم روی سایت اومد، همون روز من جلسه کاری داشتم، جلسه ای که همششششش هدایت خدا بود، اصلا من چیزی جز هدایت و برنامه خدا نمیدیدم توی قضیه، صحبت های اولیه ای که شده بود وقتی برگشتم خونه شک داشتم، ولی وقتی این فایل رو شنیدم تصمیم قطعی گرفتم و گفتم اگر قرار به تبلیغات پولی شد من کنار میکشم و میگم اگر دوست دارید من براتون کار میکنم ولی دیگه شریک قضیه نیستم، و خدای من خدای من، همون روز عصر رفتیم برای جلسه دوم و اصلا انگار خدا اونجا بود داشت جلسه رو مدیریت میکرد، دیگه حتی حرفی از تبلیغات پولی نشد، حتی حتی پرینت پوستر هم کنسل شد و قرار شد مجازی تبلیغات رو پیش ببریم
و
حتی یکی از دوستان جمله ای گفت که دیدم این هم فکر و فرکانس بودن رو فقط خدا میتونه جور کنه و بقول مریم جان در دوره کشف قوانین، وقتی دیدم خدا اینطور داره هدایت میکنه، باور کردم که خدا داره حمایت میکنه
دوستمون که اونجا میزبان بود گفت من اصلا از خرید قسطی خوشم نمیاد احساس ناامنی و کافی نبودن بهم میده، یعنی این جمله رو گفت، من چشمام ستاره ای شد که این همون صراط مستقیم خدای منه با بندگان نعمت داده شده و هدایت شده ش
همون مسیریه که پاداش منه برای ادامه ندادن معاشرت هایی که متوجه شده بودم دیگه هم فرکانس نیستیم و کشیدم کنار از خیلی روابط و دوستی ها و دورهمی ها و خدا با بندگان صالح ثروتمند و خوش فکر و توحیدیش همنشینم کرد
چون
خودم رشد کردم
ادم حسابی تر شدم
خدای من وااااقعا سپاسگزارم
الان در حالی دارم این کامنت رو مینویسم، که پوستر دوره رو طراحی کردم، فرستادم بچه ها ببینن، این فایل رو بارها و بارها گوش کردم و کیف کردم از اینکه خدا تبلیغ میکنه اعتبار من میشه پارتی من میشه رزق من میشه و لذذذذت
من کارم فقط لذت بردنه
تحسین کنم و لذت ببرم
موفق بشم و لذت ببرم
از سرمایه های درونی که خدا بهم داده استفاده کنم و لذت ببرم
پول بسازم و سود کنم و لذت ببرم
اسون بشم و لذت ببرم
خدای من
خوبه که هستی تا چگونگی ها رو به تو بسپارم
هنوز باهات کار دارم، هنوز هدایت و حمایت میخوام
بوس محکم
ب نام هدایت گر مهربان
سلامی سرشارازعشق وحس خوب ب استادعزیزم و مریم جان
خداروسپاس ک بی نهایت زیبا هدایت میکند مارو نسبت ب شرایطمون ب یه سری فایل ها
من مدت کوتاهی میشه ک کسب و کار خودمو استارت زدم و شروع کردم با همون شرایط و همون چیزی ک داشتم برای خودم یک مزون کوچیک راه انداختم جایی ک من قرار گرفتم ب صورت هدایتی جایی هست ک بزرگ ترین مزون ها کنار منه و بسیار بسیار درامد های بالایی دارن و موفق و شلوغ هستند
و یه سری افراد وسوسم میکردن ک پول قرض بگیر از کسی و لباس های خاص بزار تو مزونت و خیلی تشویق ب قرض کردن یا چک دادن میکردن منو و واقعا داشتم وسوسه میشدم ولی خداروشک ک هدایت شدم ب این فایل و تصمیم گرفتم عجله نکنم وبزارم تکاملم طی بشه و قدم های اول خودمو با قدم های صدم دیگران مقایسه نکنم سعی کنم کار باکیفیت انجام بدم با عشق کار کنم تا خدا خودش تبلیغ کار منو بکنه و افراد مناسب رو ب سمت من هدایت بکنه و سعی میکنم مواقعی ک مزون های دیگر بسیار شلوغ هستن تحسینشون کنم و از دید دیگری نگاه کنم ب ان ها تا حسم و خوب نگه دارم
خدارو بی نهایت سپاس ک دراین مسیر قرار گفتم و از خدا میخام همیشه هدایتگر من باشد
سلام و درود بی پایان به استاد عباسمنش عزیز و مریم جان
خدا رو شاکرم که طبق تعهدی که به خودم دادم امروز هم این موفق شدم این فایل لایو استاد رو ببینم و کامنت بزارم
و نظرات دوستان رو بخونم
من خودم کارم رو با عشق و علاقه شروع کردم حتی روزهای اول به این فکر نمیکردم که بخوام ازش درآمدی داشته باشم
عاشق نقاشی بودم و برای حال خوب خودم شروع به یادگیری و کار کردم و در ادامه اونقدر پیشرفت کردم که اول توی منزل به تعداد خیلی کم هنرجو میگرفتم و بعد به راحتی آموزشگاه زدم و در ادامه هدایت شدم به سمتی که مجوز رسمی فنی حرفه ای بگیرم
و از سرمایه صفر شروع کردم و الان درآمد خوبی دارم
چیزی که در این مسیر طی شد همان تکامل و عشق و علاقه به کارم و عدم نگرانی بابت درآمد که خدا رو شکر تا اینجا داره خوب پیش میره
البته اینو بگم من در چند سال اخیر دچار چالش هایی شدم مخصوصا زمانی که سایت و آموزش های استاد و دوره ها دور شدم
گاهی خودم رو با کسانی مقایسه کردم که کاملا اشتباه بود و….
کار کردن روی ذهن،کنترل افکار و تلاش و پشتکار …باید دایمی باشه تا نتایج پابرجا و روبه جلو باشه
بهترین ها رو براتون آرزو میکنم
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیزم
خیلی خوشحالم شکرگزارم که این فرصت به من داده شده که امروز بتونم این فایل رو گوش بدم و مرور کنم چقدر قشنگ تو همین اول صحبتهاتون اشاره کردین که افرادی که کارآفرین شدن افرادی که ثروتمند شدن بالای 90 درصد اونها مسیر درست از مسیر علاقمندیهاشون از مسیر چیزی که دوسش داشتند تونستن به ثروت برسند برعکس اون چیزی که همیشه از گذشتگان ما به ما رسیده و شنیدیم که اگه طرف به یه مال و منال رسیده بهش ارث رسیده یا یه طلای گنجی پیدا کرده یعنی این باوره واقعاً فقط دلیلش یه چیزه اونم عدم شناخت قوانین و آگاهی از قانونهایی که توی جهان وجود داره هست و فردی که این حرفها رو باور میکنه و اینها رو میپذیره چون حقیقت رو درک نکرده و حقیقت براش میون اون همه نگاههای اشتباه و باورهای محدود کننده پنهان شده و پوشیده شده
همین اول فایل شما واقعاً باعث شد که دوباره برام مرور بشه و خیلی از خانم شایسته ممنون و سپاسگزارم که باعث شد دوباره با این تعهد همواره و همیشگی که روی خودش و روی تغییر باورهاش داره باعث بشه که ما هم ذهنمون یه خونه تکونی بشه و دوباره با شنیدن هر کدوم از این آگاهیها درک بهتری از قانون داشته باشیم و بفهمیم که خداوند چه جوری داره عملکرد میکنه و ما باید چه جوری خودمون رو با این قانون هماهنگتر کنیم و اتفاقاً وقتی اینها رو دوباره مرور میکنیم ذهنمون بیشتر درگیرش میشه ذهنمون بیشتر تایید میکنه که اون آگاهیهایی که دارم دریافت میکنم چقدر درسته و چقدر تا الان وقتی من به اندازهای که باورش کردم به من نتایج خیلی خوب توی زندگیم داده، اینجا در مورد قانون تکاملم دارید صحبت میکنی استاد که طرف توی جای درست خودش قرار گرفت و بعد اینجوری نبود که یه شبه بالا بیاد اینجوری بود که طبق اون قدمهایی که برمیداشت طبق اون الهاماتش و ایدههایی که بهش داده میشد طرف قدم برمیداشت و جهانم بهش پاسخ میداد یعنی یه سیری رو طی کرده یه مسیری رو طرف طی کرده برای اینکه به اون موفقیتی که حالا ما آرزوش داریم رسیده.
چقدر قشنگ گفتید استاد اینجا که بارها این سوال ایجاد شده که من برای اینکه مثلاً فلان کسب و کار شروع کنم فلان چیزو داشته باشم باید فلان عدد و رقم توی حسابم باشه برای شروع فلان کسب و کار من فلان سرمایه رو ندارم که این کارو انجام بدم
ولی اینجا شما به وضوح دارین یک موضوع رو بهش اشاره میکنین که سرمایه اصلی اون قدمهای شما سرمایه اصلی اون ایمان شما سرمایه اصلی اون تجربیات شماست که توی مسیر به دست میارید و اونها واقعاً بهترین سرمایهگذاری که شما میتونین انجام بدین و شما حالا اون سرمایه رو دارید و کافیه فقط خودتون رو در مسیر قرار بدید و همین میشه سرمایه شما.
میدونید یه جاهایی این ما قانون رو خوب درک نکردیم مخصوصاً در مورد بحث تکامل اینکه آدم وقتی روی ذهنش کار میکنه قطعاً یه سری اقدامات عملی یک سری ایدهها بهش داده میشه اگه ما همون ایدههایی که خیلی به نظر من با شرایطمونم خیلی دور نیست که انجامش بدیم عمل بکنیم تکاملمونم داریم طی میکنیم یعنی هر بار که بهمون ایدهای داده میشه الهام میشه که اونو انجام بدیم سرعت تکامل ما هم بیشتر میشه و به این ترتیبه که ما توی یک مسیر تصاعدی هم قرار میگیریم.
یه نکته دیگه هم که تو حرفاتون دارین میگین اینه که همش عجله وجود داره توی اون حالا رسیدنهای ما به خواستههامون چرا چون ما یه جاهایی به جای تمرکز روی خودمون و شکرگزاری به خاطر داشتههامون و تمرکز برای بهتر کردن و بهبود زندگیمون و برداشتن قدمهامون و الهامات و ایدههامون داریم به زندگی بقیه نگاه میکنیم داریم خودمونو به بقیه مقایسه میکنیم که از این قافله عقب نیفتیم و اون حس عجله کردن میاد سراغمون و وقتی حسمونم بد باشه طبق قوانین خب ایدههایی که بهمون داده میشه ایدههای کارایی نیست قدمهایی که برمیداریم هم چون با احساس بد احساس عجله همراه نتیجه دلخواه رو برامون به وجود نمیاره.
یکی دیگه از نکاتی که دوست دارم از صحبتاتون بهش اشاره کنم بحث تداوم و بحث استمرار توی مسیریه که داری حرکت میکنی این خیلی مهمه که وقتی آدم یک مسیری رو با آگاهی انتخاب میکنه و به درستی نتایجش ایمان داره باید دیگه ادامش بده و این نیست که مثلاً یه وقت انجامش بده یه وقت انجامش نده و افراد موفق و ثروتمند هم انسان هستند و اونها هم تلاش کردن به نظر من تلاش ذهنی که خودشون رو توی اون مسیری که حس میکردن درسته نگه دارند و ادامه بدن و اون احساس خوب توی هر شرایطی بهشون کمک کرده که بتونن با اون استمرار توی مسیرشون با اون ادامه دادنشون به خواستههاشون برسن.
اینجا یه واژه خیلی قشنگی که من خیلی دوسش دارم بهش میرسیم به نام صبر صبر یعنی ادامه دادن با احساس خوب چیزی که من وقتی درکش کردم خیلی نگاهم به کلمه صبر و واژه صبر تغییر کرد
چقدر قشنگ گفتین یه نکته دیگه رو که برای خودتون کار رو سخت نکنید یعنی اگه میخواین شکرگزاری کنین قانون اصلی رو درک کنید قانون میگه که حالت خوب باشه احساست خوب باشه حالا وقتی داری به نعمتها توجه میکنی حالت خوبه به نوعی داری همون شکرگزاری و تمرین شکرگزاری رو انجام میدی انصافاً این جمله شما باعث شد که بیشتر روی احساس خوب تمرکز کنم حالا چه دوست دارم اون شکرگزاریم رو بنویسم چه ننویسم مهم ارسال اون فرکانس احساس خوب است و تو با شیوههای مختلف میتونی این کارو انجام بدی چه با کلامت چه با نوشتنت.
این نشون میده که هدف از انجام این تمرینات اینه که ما یاد بگیریم که اون احساس خوب تومون ایجاد بشه تمرین کنیم که یاد بگیریم چه جوری از قانون استفاده بکنیم و قانون اصلی همون حس خوب است همون احساس خوب است چون اگه شکرگزاری فقط کلامی باشه و من فقط یک سری عبارات رو بنویسم بدون اینکه اون رو حس کنم هیچ اثر و هیچ تاثیری نداره.
یک جمله بعدی رو که بهش اشاره کردین که سوال یکی از دوستان بود این بود که وابستگی توی روابط چیه؟
چقدر قشنگ این جمله توی وجودم نشست با همین حرفتون وقتی مرورش کردم که وابستگی یعنی تو از زندگیت لذت نبری و لذت بردن خودت رو به یک شخص به یک مکان به یک عامل بیرون از خودت وصل کنی و این میشه وابستگی و این میتونه توی هر موردی اتفاق بیفته نه تنها توی روابط بلکه توی هر جنبه دیگهای میتونه باشه من حالم خوب نیست تا زمانی که اون موضوع توی زندگیم باشه تا زمانی که من اون ثروته رو داشته باشم تا زمانی که من اون روابط خاص رو داشته باشم تا زمانی که من به فلان سفر برم به فلان ماشین برسم به فلان خونه برسم…
و هزاران موضوعی که میتونه معنای وابستگی برای ما داشته باشه و این یک نوع احساس بد در ما ایجاد میکند و طبق اون قانون خدا باز وقتی احساس بدی داری اتفاقات بدی رو تجربه میکنی از مسیر تجربه شادی خوشحالی خوشبختی لذت ثروت و نعمتهای خدا دور میشیم.
و چقدر قشنگ من از آموزههای شما یاد گرفتم استاد و واقعاً یک مسیر برای اینکه بهبود بیشتری تو این موضوع توی خودم بدم اینه که از زندگیم از داشتههام از هر آنچه که خدا به من بخشیده لذت ببرم و انصافاً از زمانی که دوره راهنمایی عملی دستیابی به رویاها رو تهیه کردم و جلسه اولش رو گوش دادم بارها و بارها با وجود اینکه من دوره رو تهیه کرده بودم برای اینکه فکر میکردم شما توی این دوره قرار مطالب عجیب و غریبی رو بگین ولی توی همون جلسه اول من با این گفته شما روبرو شدم که از هر آنچه که دارین لذت ببرین از لحظههاتون لذت ببرین از زندگیتون لذت ببرید و به معنای عمیق زندگی فکر کنید و توجه کنید و برسید بهش که این واقعاً بزرگترین دستاورد و این توحیدیترین نگاه که یک آدم به این احساس و به این نگاه و به این باور برسه واقعا خدا را شکر میکنم که تا الان تا حدود خوبی تونستم بعد از اون نگاه شما توی جلسه اول راهنمای عملی دستیابی به رویاها اینو توی خودم ایجاد کنم و سعی کنم تحت هر شرایطی از زندگیم لذت ببرم. چه نکتهای بهش اشاره کردین استاد که طرف خودشو دوست نداره اینجوری وابسته شرایط و آدمها و موقعیتها میشه و اینجا همون بحث احساس لیاقت میاد وسط.
ما خودمون رو لایق نمیبینیم اینکه همینجوری احساسمون خوب باشه از زندگیمون لذت ببریم و فکر میکنیم با وجود یک آدمهای خاص یا یک شرایط خاص از زندگی میتونیم لذت ببریم به خاطر همین نگاه احساس لیاقته به خاطر مقایسه است مقایسه کردن خودمون با دیگران.
و باز هم از خانم شایسته عزیز تشکر میکنم که اومده نکات کلیدی فایلها و حرفهای استاد رو در قالب یک پروژه خانه تکانی ذهن آورده و توی هر قدم یا هر فایل واقعاً چیزهایی رو داره مرور میشه که به شخصه دارم گوشش میدم میگم من تو این موضوع هنوز جای خیلی بهبود دارم و جای بهتر شدن دارم.
موضوع بعدی که بهش اشاره میکنیم بحث تبلیغاته بحث مسئولیت پذیر بودن تو حوزه کسب و کار اینکه ما وقتی کاری رو شروع میکنیم وقتی میخوایم کسب و کار خودمون رو داشته باشیم به فکر شریک داشتن نباشیم چون استاد توی فایلهای دیگر گفتن شریک داشتن یعنی ما خودمونو باور نمیکنیم ما توانمندیها رومون رو باور نداریم ما دنبال اینیم که اگه یه جایی ما موفقیت نرسیدیم اگه یه جایی موفق نشدیم شکست خوردیم یک شریکی داشته باشیم که مقصر اون اتفاقات رو گردنش بندازیم، و چقدر خوبه که از همین گفتههای استاد عباس منش همین تجربیاتش در مورد درسهایی که خداوند بهش داده در مورد موحد بودن توی کسب و کار توحیدی بودن توی کسب و کار زودتر درسهامو بگیرم و نکته جالب دیگهای که هی برای من داره تازهتر میشه و درکش داره بهتر جا میافته اینه که “استاد میگه من قوانین رو درک کردم”
وقتی آدم آگاهی رو میشنوه در حد آگاهیه در حد شنیده از وقتی باورهای جدید افکار جدید رو آدم به ذهنش فرود میده در حد همون شنیده قرار داره ولی وقتی تکرار میشه با شیوههای مختلف با روشهای مختلف یواش یواش درک اون موضوع تو وجود آدم میشینه و این خیلی نکته مهمی بود که استاد بهش اشاره کرد.
در مورد شراکت یا استاد یه نکتهای بهش اشاره میکنه اینکه من احساساتی بودم در مورد اون افرادی که باهاشون شراکت کردم یعنی اون احساسات که نتیجه اشتباهی برای استاد به وجود آورد از باورهای اشتباه اومد از اون باورهایی که بارها استاد در موردش صحبت میکنه باورهایی که محدود کننده هستند که ما از جامعه از خانواده از جهان اطرافمون گرفتیم و اسمش رو معرفت یا آدم خوب بودن یا اون حس عذاب و وجدان گذاشتن برامون و اصلاً برای خدایی که قوانین خودش رو داره احساسات یا اون افکار بشری چی میگه اون طبق اصول خودش داره حرکت میکنه و بازخورد افکار درست رو با نتایج درست میده و پاسخ افکار نادرست و باورهای نادرست رو با نتایج نادلخواه به انسانها نشون میده.
و چقدر خوبه که این جمله استاد رو میشنوم در مورد شناخت خود شناخت خدا شناخت قانونی که تو جهان هست و اینکه رو خودش کار کرده و این شناخت باعث شده که از همون تضادها از همون نتایج ناهماهنگ و ناخواسته به نتایج خواسته برسه.
یعنی حتی استاد عباس منش در مورد تبلیغات نگاه درستشو درک کرده و درسهای خودشم تو این مسیر گرفته و اینجوری هم نبوده که بگه من یه آدم بیخطا بودم اشتباه نکردم هرگز ولی اینو نمیگه ولی قشنگ میاد میگه که من همین کارا رو انجام دادم ولی فهمیدم با مسیری که میتونه به من جواب بده این کارها نتایج پایدار برای من ایجاد نمیکنه موفقیت پایدار و ثروت پایدار برای من ایجاد نمیکنه.
و یه نکته طلایی و کلیدی در مورد کسب و کارهایی میگه که شاید اون عوامل بیرونی برای پیشرفت و موفقیت و ثروت من شدن رو ندارم مثل بودن توی محیط باکلاس و بالا شهر بودن مثل زدن بیلبوردهای قشنگ و زیبا یا چیدمان و طراحی داخلی با مثلاً وسایل خیلی شیک و زیبا رو ندارند یعنی اون عواملی که خیلی از آدمها برای رشد یا برای موفقیت و ثروتمند شدن یک کسب و کاری مهم میدونن اون کسب و کارها نداشتند ولی مشتری فراوان زیاد داشتن ولی فروشهای زیاد داشتن که واقعاً باعث تعجب خود ما میشه و خیلیای دیگه میشه که طرف هیچ کدوم از اونا رو نداره لی انقدر مشتری داره انقدر ثروت داره میسازه و این همون الگوگیری و دیدن افرادیه که برخلاف اون باورهای محدودی که به ما داده شده دارن نتیجه میگیرند پس یک عواملی در درون فرد داره ایجاد میشه که این نتایج رو توی بیرونش ایجاد کرده.
و واقعاً توحید هیچ چیزی نیست جز اون قدرت دادن به خداوند باور فراوانی باور به رزاق بودن خداوند به وهاب بودن خداوند به اینکه خداوند من را یاری میکنه کمک میکنه برام مشتری میشه مشتری میاره اینکه با تمام اون ترسها آدم حرکت میکنه و به یک نیرویی ایمان میاره که مسائلی هم توی کارم توی کسب و کارم توی بیزینسم رخ بده خدا برام حلش میکنه اینا یعنی توحید توحید در عمل اینکه خودت رو لایق میبینی لایق یک زندگی خوب لایق دیده شدن لایق اینکه از توانمندیهات و علایقت در جهت رشد استفاده کنی در جهت خدمت کردن به خودت و جهانت استفاده کنی اینا یعنی توحید واقعاً احساس میکنم چیزی جز این نیست و عین همون” توحید در عملِ “.
یه نکته دیگه در مورد صحبتهای استاد اینه که به کار با کیفیت اعتقاد داره اینکه وقتی تو کارت با کیفیت باشه وقتی عاشق اون کاری که داری انجام میدی باشی و ذهنیت و باور درست در مورد کار در مورد پول در مورد ثروت در مورد خداوند ایجاد بکن بدون تبلیغ کردن و با اون سیستم خداوند با اون خدایی که داره همه چیز رو مدیریت میکنه آدمهای مناسب رو به کسب و کارت که مشتری تو بشن هدایت میکنه. اینجا استاد میگه از قدرت سوال خودتون استفاده کنید و یه چیز دیگه هم میگه میگه تاثیری که کلام داره و قدرتی که کلام داره میتونه خداوند از این طریق براتون انجام بده که افراد با کلامشون تبلیغات کلامی دهان به دهان شما رو بشناسند و چقدر اصول ساده میتونه باشه اصول قوانین و چقدر عمل کردن بهش میتونه برای ما نیاز به تمرین و تکرار داشته باشه تا بتونیم یادش بگیریم.
خدایا چه چیزایی رو دارم تو این فایل میشنوم که شاید مثلاً بارها توی فایلهای مختلف شنیده بودما ولی واقعاً احساس میکنم توی یک مداری قرار گرفتم که میتونم اینها رو درک کنم و میتونم توی مسیرم به کار ببرم اینکه شما عاشق کارتون باشین و وابسته به مشتری نباشید این جمله خیلی کلیدیه که همون بحث وابستگیه که ما به عوامل بیرونی برای لذت بردن و برای حال خوب وابستهایم و دقیقاً یکی از ضوعات در مورد وابستگی همین میتونه باشه در کسب و کار که ما وابسته اومدن مشتریمون نباشیم رها باشیم و بذاریم که خدا بهترین آدمها رو به سمتمون هدایت کنه حالمون خوب باشه از درون و واقعاً این فقط کنترل ذهن میخواد و ایمان و تقوا.
یکی از اون باورهایی که ما باید به شدت توی وجود خودمون ایجاد کنیم و تقویتش کنیم همین که خدا روزی من رو میرسونه همون خدایی که روزی پرنده رو توی آسمون میرسونه و به یک مورچه در دل خاک روزی میده این باور واقعاً میتونه توی کسب و کار من من رو موفق کنه.
سوال بعدی در مورد نحوه اتصال ما به خدا و چقدر جواب بینهایت هدایتی رو استاد داد که خدا همیشه به ما وصله یعنی یه باوریه که خیلی میتونه هم تو خودم خیلی تاثیرگذارتر بشه و باورهای معنویم رو خیلی تقویت کنه و باورهای درستم نسبت به قوانین رو تقویت کنه اینه که خدا همیشه به من وصله این منم که با ارسال فرکانسهای هر لحظهام و توجهاتم به خدا یا نزدیکتر میشم وصلتر میشم یا این اتصاله رو دور میکنم یعنی از اون فضائه دورتر میشم خب.
چقدر اینجا قشنگ این موضوع رو ربط دادیم به احساس عدم لیاقت که وقتی انسان خودشو لایق این ارتباط و این هم صحبتی و این اتصال نبینه دقیقاً توی زندگیش تو روابط توی جنبههای مختلف زندگیش خودشو نشون میده این کمبود لیاقت و ارزشمندی که احساس میکنه آدم به واسطه دیدهها و شنیدههاش و انسانهایی که اطرافش بودن.
این مهمترین باوریه که میتونه جلوی دریافت الهامات و هدایتهای خدا رو برای هر انسانی بگیره وقتی باور نداشته باشه که لایق هم صحبتی و دریافت الهامات و هدایتهای خداوند.
درباره تعریف از خود و اینکه از خودمون از توانمندیهامون تعریف کنیم استاد چقدر قشنگ صحبت کردی که من از خودم از توانمندیهام تعریف میکنم از دستاوردام تعریف میکنم و واقعاً این تعریف کردن تمجید کردن از خود نشانه تغییر خیلی بزرگی باورهای شما و هر آدمی که مثل شما عمل بکنه.
و یه نکته دیگه هم که من از صحبتهای شما درآوردم اینه که اتفاقا برعکس اون باورای محدودی که بهمون گفتن که نباید از خودت تعریف کنی تمجید کنی باید عمل کنی چون این یه باور اشتباه و برای کسی که میخواد موفق بشه و پیشرفت کنه و ثروتمند بشه این ذهنیت و این باور بهش هیچ وقت کمک نمیکنه به جایی نمیرسونه اونو.
و چقدر مرز بین تعریف و تمجید و تحسین خود و اعتبار اون نتایج و دستاوردهایی که گرفتید رو درست تشخیص دادید که اعتبارش به خداوند چون اگه اون کمکتون نمیکرد چون اگه اون هدایتتون نمیکرد هیچ وقت به این جایگاه نمیرسیدین و البته که به خاطر اینکه تغییر دادین خودتونو به خاطر دیدن ارزشمندیهاتون و توانمندیهاتون خودتون رو تحسین میکنین خودش نشونه درک درست قانونه.
یه دوست دیگه سوال میپرسه در مورد عددها و رقمهایی که از لحاظ مالی استاد به دست آوردن و میگه که آقا این شرایط برای همه نیست برای استاد عباس منش بوده که از صفر شروع کرده بر حسب تکاملش، قدمهایی که برداشته به الهاماتش عمل کرده و چقدر مثلاً ذهنیتش در مورد ثروت و در مورد خداوند و ارتباط این دو بهتر بوده و این قرار نیست برای هر کسی به شکل یکسان تغییر کنه و نتایج رو به وجود بیاره و این و این درک به من و بقیه دوستان هم خیلی میتونه کمک کنه که از هر جایی هستی اگر باورات نسبت به ثروت درسته به خدا درستتره خیلی زود میتونی از لحاظ مالی پیشرفته خیلی عالی را داشته باشی نه لزوماً از صفر
چقدر این توضیحتونو دوست داشتم استاد عباس منش که گفتین سرعت رسیدن ما به خواستهها به اندازه سرعت تغییرات ماست.
یه نکته دیگه که در مورد اینکه انگیزه خودتون رو چه جوری نگه میدارید در مسیر میگفتین که من با تکرار همین مباحث و با تکرار همین آگاهیها باعث میشه که انگیزه خودم رو نگه دارم و هر روز توی مسیر خودمو قرار بدم.
یه نکتهای هم در مورد سرمایه گذاری گفتین که گفتیم بهترین سرمایهگذاری اینه که آدم تو خودش سرمایهگذاری کنه و اون سرمایهگذاری که خودت انجام میدی باعث شناخت علایقت میشه مثلاً شما توی حوزه ملک علاقه زیادی به ملک دارین و این از شناخت خودتون اومده رو خودتون بیشتر سرمایهگذاری میکنید تا روی املاکتون یا ملکاتون و این یه سبک شخصیه به نظر من و هدایت شدنشم به سمتی که ما توی چه موضوعاتی سرمایهگذاری کنیم توی بیرون هم اون جریان به ما میگه اون جریان هدایت به ما گفته میشه بر اساس اون مسیری که داریم حرکت میکنیم خداوند ما رو هدایت میکنه.
و نگاهتون به سرمایهگذاری اینه که سرمایهگذاری همون دنبال کردن مسیر علاقهتونه همون عشقیه که با کارتون دارین همون سرمایه گذاری کردن روی توانمندی و مهارتهاییه که داریم.
اینم یه نکته دیگه راه درآمد ما از اون توانمندیهاییه که داریم از اون توانمندایی که خدا بهمون بخشیده و برای هر کسی یک سری توانمندیها بلده و علاقشه و بیشتر دوستش داره
و میگه اگه ما بریم دنبال همون توانمندی و استعدادهایی که خدا به ما داده خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم ثروت و نعمت وارد زندگیمون میشه و اصلاً دیگه نگران این نمیشیم که روی چه موضوعی سرمایهگذاری کنیم که درآمدمون بیشتر و بیشتدرآمدمون بیشتر بشه.
تمام آدمایی که میبینید ثروتمند و موفق شدن از مسیر علایقشون به این ثروت و موفقیت رسیدن.
اگه سهام بیل گیتس یا وارن بافت اینقدر ارزشمنده به خاطر اینکه اونا روی خودشون سرمایهگذاری کردن روی توانمندیهاشون سرمایهگذاری کردن.
و اگه رو خودمون سرمایهگذاری کنیم بیشتر از چیزی که فکر میکنیم سود میکنیم.
استاد نمیدونم چه جوری ازت تشکر کنم اصلاً گوش دادن به این فایل و همزمان آگاهیهایی که به من داده میشد و درکهایی که به من داده میشد تا بنویسم برای من از هر چیزی توی این لحظه با ارزشتره و خدا رو خیلی شکرگزارم که یک روزی ازش خواستم که حقیقت رو به من نشون بده و الان فرای اون چیزی که من خواستم دارم هر بار دریافت میکنم تو این مسیر بینهایت قشنگ و زیبا و الهی عاشقتونم بازم از شما خانم شایسته خیلی ممنونم میدوارم این درکها هر روز توی وجودم بیشتر و بیشتر بشینه و هر روز ایمانم به خدای خودم بیشتر و بیشتر بشه توکلم بهش بیشتر بشه و باور کنم خدایی رو که برای منم بهترینهاشو میخواد و من رو لایق بهتریناش خلق کرده.
به خدای بزرگ میسپارمتون همیشه در آرامشو عشق و سلامتی و ثروت پایدار و ابدی باشین.