live | سودمندترین سرمایه گذاری
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- چطور بدون سرمایه، کار را شروع کنم؛
- اصول رونق کسب و کار؛
- سرمایه های درونی که لازمه شروع کسب و کار شخصی است؛
- اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارند، نگاه ما به آن اتفاقات است که به آنها معنا می بخشد؛
- اصول بهبود کسب و کار؛
- مهمترین باور برای اتصال به خداوند؛
- روی توانایی ها و علائقت سرمایه گذاری کن؛
از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.
منتظر رد پای شما در گام دوم هستیم
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | سودمندترین سرمایه گذاری207MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | سودمندترین سرمایه گذاری17MB18 دقیقه














به نام خدای مهربان
خداوندی که من رو هدایت کرد تا امروز و در این لحظه به خصوص در اینجا باشم و این فایل رو بشنوم و به خاطر این هدایت، تمامی هدایت های گذشته از او سپاسگزارم و درخواست تداوم این هدایت رو برای تمام لحظات دیگر زندگیم دارم.
از وقتی که شروع کردم به درک اتفاقاتی که داره توی جهان اطراف میفته، همواره برام سوال بود که چرا آدم ها کاری که دوست دارن رو دنبال نمیکنن؟ همواره آدم هایی رو میدیدم که توانایی های خیلی خفنی داشتن و بسیار در اون زمینه مستعد بودن، اما شاید بتونم بگم 99 درصد افرادی که تا اون زمان میشناختم، شغلشون، منبع درآمدشون چیزی کاملا متفاوت با علایق و اون توانایی درونیشون بود و هنوزم هست و میتونم بگم تقریبا همه اون 99 درصد علایقشون رو به طور کامل کنار گذاشتن و ازشون دوری کردن تا به چیزی که بهش به اصطلاح زندگی و امرار معاش میگن برسن.
اوایل فکر میکردم و برام سوال بود که چرا این اتفاق میفته؟ مگه انقدر سخته که کار مورد علاقت رو انجام بدی؟ وقتی بزرگ شدم، تازه دلیلش رو فهمیدم. «ترس». بزرگترین مانعی که مخصوصا در ما، کسانی که در ایران زندگی میکنیم به شدت در اعماق وجود ما ریشه دوانده و باعث میشه حتی فکر کردن به مسیری که از طریق علایقمون باشه برامون غیرممکن جلوه کنه. ترس از شکست، ترس ناشی از بی ایمانی، ترس از طرد شدن، ترس حاصل شده از باورهای نسل های پدران و مادران ما و پدران اونها. باورهایی که نسل به نسل چرخیدن و کلی حوادث و تجربه رقم خورده و ما پدران ما و بعد از اونها، ما، بدون هیچ فکری اونها رو پذیرفتیم و داریم با اونها زندگی میکنیم غافل از اینکه اون باورها دارن شرایط امروز و وضعیت الان زندگی ما رو شرح میدن و میسازن.
بعد از اینکه با هدایت خدای خوبم، کسی که تنها یاور من بود و منو تنها نذاشت، کسی که ایمان، شعله امید و عشق رو درون من زنده نگه داشت، منو به صحبت های استاد خوبم هدایت کرد، مطمئن شدم که دنبال کردن مسیر علایق، به قول اون افرادی که ترسیدن یه توهم نیست. فرار از واقعیت نیست بلکه تنها راه سعادت و تجربه یه زندگی پر از عشقه. زندگی ای که تمامیت کنترلش دست ماست و خداوند قدرت خلق اون رو فقط و فقط در اختیار خود ما قرار داده، ولی ما به جای اینکه فرمون رو بدیم دست خدا یا به قول استاد روی شونه های خدا بشینیم، فرمون رو میدیم دست چیزها یا کسایی مثل تقدیر، دولت، خانواده، شریک، جامعه، کشور، جبر مکانی و … و با اینکار، شرک رو در زندگیمون پخش میکنیم و وقتی شرک وجودمون رو پر کنه دیگه جایی برای خدا نمیمونه تا سعادت رو حس کنی. البته خود من همین الان کلی باور شرک آلود نهان دارم که باید پیداشون کنم و از شرشون خلاص بشم و خداوند من رو هدایت کرده تا اینجا باشم و مطمئنم هر کسی رو هدایت میکنه، فقط نکته اینجاست که آیا ما هدایت رو میبینیم؟ آیا حسش میکنیم؟