live | سودمندترین سرمایه گذاری


سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:

  • چطور بدون سرمایه، کار را شروع کنم؛
  • اصول رونق کسب و کار؛
  • سرمایه های درونی که لازمه شروع کسب و کار شخصی است؛
  • اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارند، نگاه ما به آن اتفاقات است که به آنها معنا می بخشد؛
  • اصول بهبود کسب و کار؛
  • مهمترین باور برای اتصال به خداوند؛
  • روی توانایی ها و علائقت سرمایه گذاری کن؛

 

از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.

منتظر رد پای شما در گام دوم هستیم


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | سودمندترین سرمایه گذاری
    207MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | سودمندترین سرمایه گذاری
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

926 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فرزانه رضوانی» در این صفحه: 1
  1. -
    فرزانه رضوانی گفته:
    مدت عضویت: 888 روز

    سلام به استاد عزیزم،خانم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم.

    سپاسگزارم از خدایی که اینهمه نعمات را برای ما عطا کرده

    تشکری خاص از استاد عباس منش که یکی از دستان قدرتمند خداوند است که راه هدایت شده برای ما.

    تشکر از مریم بانو که تک بانوی سایت است.

    استاد عزیزم این روز تمرکزم بیشتر روی سایت است دیروز جمعه بود فقط تمرکز روی نکات مثبت بود نه اینکه صد درصد ولی کوشش کردم نهایت تلاش خود را کنم تا تمرکزم روی نکات مثبت و سپاسگزاری باشد.

    سه اتفاق افتاد که ایمان بیشتر و بیشتر شد.

    اول اینکه دلم خیلی خرمالومیخاست(یک نوع میوه) البته مه دیروز خانه خواهر کلان ام رفته بودم چون جمعه بود دلم میخاست وقت خود را با دختر شیرینش سحرجان که چهار ساله است خیلی دختر ناز و مهربان است بگذرانم.

    خوب ازینکه دلم خرمالو میخاست نزدیک چاشت بود از یک اتاق به اتاق دکه رفتم دیدم خرمالو ده آشپزخانه اش است همینکه مه رفتم خواهرم گفت فرزانه ای خرمالو را آبکش کو بخو واااااییی چی زود بر آورده شد به دلم آنقدر سپاسگزاری کردم از خدایی قشنگم.

    دومین اتفاق قرار بود امروز دوست پسرم بیبینم دلم برایش تنگ شده بودصبح گفتم کجایی گفت دورم نمیشه بیبینم خب منم که وابسته نیستم گفتم خوبه خوش بگذره ولی دلم میخاست بیبینم بعداز چاشت ساعتای دو خودش زنک زدم که میخایم بیبینمت خودش مکان را آدرس را داد که نزدیکترین آدرس برایم بود وقتی رفتم از من پیشتر سر قرار رسیده بود خدا را شکر که باهم قدم زدیم ،از نزدیک دیدیم و از بودن کنار هم لذت بردیم .

    اتفاق سوم

    یکم سرما خورده بودم گفتم یک تابلیت از دوا خانه بگیرم بعد این از یادم رفت آمدم خانه دیدم زن مامایم (زن دایی) ام آمده باهم قصه کردیم مادرم هم بود گفتم مادر میری بیرون برایم یک‌تابلیت بیار سرما خوردم زن مامایم فورا یک تابلیت را از کیف خود بیرون کد گفت این خیلی خوبه بگیر ازین بخور دوتابگیر بخور خدایا شکرت خدایا شکرت

    اینها همش ثروت و‌نعمته .

    خدا را هزاران بار سپاسگزارم

    حالا با ایمان تر شدم دکه الهامات و نشان ها خدا را کمی واضع تر میبینم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: