live | سودمندترین سرمایه گذاری
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- چطور بدون سرمایه، کار را شروع کنم؛
- اصول رونق کسب و کار؛
- سرمایه های درونی که لازمه شروع کسب و کار شخصی است؛
- اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارند، نگاه ما به آن اتفاقات است که به آنها معنا می بخشد؛
- اصول بهبود کسب و کار؛
- مهمترین باور برای اتصال به خداوند؛
- روی توانایی ها و علائقت سرمایه گذاری کن؛
از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.
منتظر رد پای شما در گام دوم هستیم
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | سودمندترین سرمایه گذاری207MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | سودمندترین سرمایه گذاری17MB18 دقیقه














گام دوم پوژه خانه تکانی ذهن: سودمندترین سرمایه گذاری
درسته گاهی فراموش میکنم و یادم میره که بدون سرمایه اولیه چه کار بزرگی انجام دادم و خدا چه درهایی به روم باز کرد و چه انسان های شریفی سر راهم قرار داد که به رشد و پیشرفتم کمک کردند. ولی همین که این فایل و نوشتن نکات منو به اون روزهایی میبره که از تو خونه مون و با یه گوشی موبایل که هر روز ازش استفاده میکردم استارت کار رو زدم و جلو رفتم… سرمایه اصلی اون روز من توکل به خدا و اعتماد به ایده ای بود که بر قلبم جاری شد… من بودم و یه مهارت عملی که یاد گرفته بودم و یه دنیای ناشناخته رو به روم…
اگه اون روز به یه اتاق کار مجهز، دوربین های حرفه ای، کارمند گرفتن، فلان قدر سرمایه مالی، وام و… فکر کرده بودم بدون شک اون ایده خاک میخورد و الان کسب و کار و همه زندگی من نشده بود. اون روزی که من شروع کردم پولی تو حسابم و جیبم نداشتم ولی الان انسان های زیادی از گوشه گوشه کشورم منو میشناسند و مشتری ام شدند. (الهی شکر)
چقدر گوش دادن به فایل ها و آگاهی ها، فکر کردن بهشون و… جلوی عجله کردن هام رو میگیره. الهی شکر که امروز با گام دوم پروژه اون روزها برام مرور شد…
تبلیغات
استاد چقدر حرفتون درست و به جاست که تو کارت رو با کیفیت انجام بده خدا آدمهای مناسب به سمت تو میفرسته، نیازی نیست دنبال آدمها بری که تو رو خدا بیایید، هنر و محصول منو بخرید
یه خانمی هست که تو یه کوچه پس کوچه، پارکینگ خونه اش رو تبدیل به یه لباس فروشی کوچولو کرده و فقط شیفت عصر کار میکنه. مشتری ها پشت و رو صف میکشن و برای اینکه برسه جواب همه رو بده شاگرد گرفته. این خانم نه تابلو داره، نه تبلیغات میکنه. من از زبان بچه های باشگاه مون شنیدم که فلان جا لباس های زیبا و قشنگی برای فروش میارن… کوچه پس کوچه و توی پارکینگ…
یه قصابی تو شهرمون هست که گوشت های عالی و خوشمزه محلی گوسفندایی که تو طبیعت چرا کردن و علف بیابون خوردن برای فروش میاره و ملت صف میکشن که ساعت 7 صبح بیاد قصابی باز کنه… قبل ظهر بری گوشت ها تموم شده… ساعت کاری اش 7 تا 11 صبح هست.
خدا بلده چه جوری کارها رو پیش ببره
من کدوم یک از مشتری هام تا حالا چهره به چهره دیدم؟ هیچکدوم رو نمیشناسم، خدا برام فرستاده و راحت اینترنتی ازم خرید کردند… الهی شکر
اگه سال ها قبل که هدایت خدا اومد که فلان کلاس هنری برو، الان اینو یاد بگیر، بعد برو سراغ فلان… من پشت گوش انداخته بودم که سرمایه اولیه از کجا بیارم؟ گیرم کلاس هم رفتم، بعدش چی؟ میشد همون ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته
خیلی دوست دارم رها بودن و نچسبیدن به خواسته رو بهتر درک کنم… خیلی دوست دارم از لحظه لحظه زندگی ام لذت ببرم …. همین الان که دارم مینویسم و روزهای قبل رو به خودم یادآوری میکنم، اشک شوق تو چشمام جمع شده و لبخند روی لبم هست، احساس میکنم قلبم بازتر شده و انگیزه ام برای ادامه مسیر بیشتر شده
خدا رو شکر به خاطر این گام، خدا رو شکر برای صحبت های استاد و خدا رو شکر برای احساس عمیق سپاسگزاری که با نوشتن این کامنت و یادآوری مسیر حس کردم