اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
فکر میکنم باید قبل از اینکه بخواهم چیزی بنویسم باید قانون را برای خودم معنی کنم قانون یکسری چیزها که هر کنشی ،واکنشی دارد اگر دستم را روی آتش بگیرم میسوزد و اتفاقی غیر از این نیست و خاصیت آتش سوزاندن هست پس وقتی میگیم قانون اینه یعنی اگر غیر از این انجام بدهی نتیجه ی دلخواه نمیگیری
وقتی قانون اینه که توجه به نکات مثبت ،اتفاقات از همون جنس در زندگیت پیش میاد چرا باید به نکات منفی توجه کنم اگر منفی توجه کنم خوب اتفاقات منفی در زندگیم پیش میاد پس باید ذهنم حالیش بشه که به نکات مثبت توجه کند
و چون چند ساله توجه به نکات منفی هست سخت هست ولی شدنی هست و باید تمرین کنم و الان خیلی بهتر از قبلم ولی باید بهتر بشوم
نمونه اش الان از سر کار میومدم و ترافیک خیلی بزرگی به خاطر آتش سوزی ایجاد شده بود در سرویس هر کسی یه چیزی میگفت ،من به ذهنم گفتم ببین چقدر ثروت در خیابانهای شهر و کشور در
جریانه که فقط نیم ساعت خیابان بسته شد و چقدر انواع ماشینها کیلومتر ها ایستاده بودند و آیا این جز ثروت هست و ذوق کردم از اینهمه ثروت و به تک تک انسانها در حد دیدم نگاه میکردم و در ذهنم میگفتم تو چقدر ثروتمندی که الان در ماشین خودت و سلامت و عالی نشستی و به سمت مسیر در حال حرکت هستی
قضاوت هم سعی میکنم انجام ندهم چون نمیدانم خودم در موقعیت آن فرد باشم چیکار میکنم پس قضاوت نمیکنم و به من هم ربطی ندارد
هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند اگر این جمله را درک کنم خیلی راه را درست تر پیش میرم
سعی کن به نکات مثبت و آدمهای مثبت توجه کنی تا انسانها و اتفاقاتی از همون جنس وارد زندگیت شوند
چقدر بعضی از کلمات کلیدی تان قابل تامل هست وساعت ها آدم را به فکر فرو میبرد.
یک نکته خیلی جالبی که ساعتها ذهنم را درگیر کرد این است که من واکنش گر هستم یا نه وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم چقدر بادی به هر جهت بودم وبا کوچکترین تکانه جامعه من هم تکان میخوردم .
یادم میاد وقتی بچه مدرسه ای بودم البته تا دانشگاه این رویه خونه ما بود که مادرم تا چشماشو باز میکرد تا صبحانه حاضر کنه و ما را راهی مدرسه کنه اولین کارش این بود که رادیو رو روشن میکرد و روی شبکه خبر بود ساعت شش ونیم صبح اولین ورودی مان اخبار بود وچقدر روی اوضاع و شرایط زندگی وروحیاتمان تاثیر گذار بود .
چقدر این موضوع الان توی زندگیم کمتر شده و این را مدیون آگاهی هایی از سمت شما هستم.
دومین نکته پرچالش این فایل برایم این بود کسی که میتواند ذهن خودش را کنترل کند خالق میشود و کسی که نمتواند کنترل کند واکنشگر میشود.
در طول روز تلاشم براین باشه که از ذهنم مراقبت کنم تا خالق باشم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و سایر دوستانی که در این مسیر همراه هستن و وجودشون مطمئنا کیفیت این مسیر را بالا میبره
من بعد از شنیدن این فایل وقتی فکر میکردم دیدم از خیلی قبل ها من اصلا علاقه ای به سیاست و فوتبال نداشتم و همیشه نسبت به مسائلی که به من ربط داشته و من تاثیر گذار بودم فکر کردم و ی جورایی همیشه شرایط به نفع من تموم شده بیماری های خیلی کمی رو تجربه کردم
تو قسمتی که درباره کنترل ذهن صحبت کردید من یک تجربه بگم من مهاجرت کرده بودم و گواهینامه اینجا را نداشتم کارفرما من به من گفت که تو رانندگی کن به مشروب نخور پشت ماشین نشین هر مسئله ای پیش بیاد من حل میکنم من یک شب داشتم فکر میکردم که فردا پلیس منو بگیره من بگم مدارک ندارم بگه خیلی با شخصیتت حال کردم و برو فردای اون شب من رفتم سرکار و تو تایم غروب وقتی داشتم برمیگشتم ترافیک شد من گوشیمو برداشتم و باز که کردم موتور پلیس کنارم بودو از من خواست که کنار جاده پارک کنم و دقیقا وقتی مدارک از من خواست و گفتم گواهینامه ندارم از من گواهینامه ایران و خواست که اون هم همراهم نبود و داشتم تو گالری گوشیم دنبال عکسش میگشتم که چشم اقای پلیس به کارت ملی افتاد و اشاره کرد که همینه بده ثبتش کنم و در نهایت جریمه کرد منو و رفت اونجا بود که به خودم گفت یعنی انقدر سریع میشه اتفاق بیوفته شب فکر کردم فرداش اتفاق افتاد
این چند وقت که روی این جلسه ام، روند رخ دادن اتفاقات کندتر شده اما اوضاع در کل بر وفق مراده خداروشکر.
حس میکنم که گاهی اوقات آروم گرفتن هم خودش میتونه یه بخش مهمی از مسیر باشه، راستش داشتن چالش ها و قبول مسئولیت های جدید و نترسیدن از اتفاقات پیشرو و اینکه قدم بزاری توی دل مسیری که میدونی موجب پیشرفتت میشه خیلی خوبه، اما برای اولین باره که آدم کلی هیاهو تو دلش داره.
مثلا الان من باز هم اون دغدغه ها رو دارم اما الان کمی روند آروم تر شده و من با آرامش بیشتری دارم سعی میکنم اون مسائل رو حل کنم.
پس این سکونی که در اصل هم سکون نیست و نتیجه تلاش های قبلی من هم هست هم میتونه مفید باشه و دوست دارم که بابتش شکرگزار خداوند متعال باشم.
و درس هایی که از این جلسه گرفتم
قرار نیست هر کاری که بقیه میکنن تا که با اجتماع فیت بشن رو منم انجام بدم چون من دنبال نتایج متفاوتی نسبت به اکثر افراد جامعه ام.
یه چالش برای آخر این هفته در نظر گرفتم و امیدوارم که خوب پیش بره
خانه تکانی ذهن گام 8 ( ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ،خداروشکر میکنم که دوباره تونستم بیام و کامنت بزارم و دوباره به مسیر دوست داشتنی خودم برگردم ،چند روز طول کشید این گام و اونم دلیلش نداشتن تمرکز هستش، یا همون نداشتن کنترل ذهن
خوب مریم جااان عزیزم این فایل بازمانگار آب رو آتیش ،همش با خودممیگفتم ای بابا چرا نمیرم کامنت بزارم ،چرا روتین روزانه ام انجام نمیدم ،همش داشتم خودمو تنبیه میکردم تا اینکه دیگه امروز مصمم شدم گوش کنم این فایل و جواب سوالاتم گرفتم ،و اولین چیزی که دیدم در رفتار و کردار همین موضوع بود که اگر تو مثل عموم جامعه رفتار کنی نتایج مشابه اون ها میگیری و انتظار نداشته باش متفاوت ببینی وقتی متفاوت میشن نتایج که خودت هم متفاوت عمل کنی ،یعنی همون روتین روزانه ات رو متعهدانه داشته باشی شرایطی که الان در اینجا هست بازم همون شرایط حساس کنونی و این شرایط هیچ وقت عوض نمیشه مگر اینکه من خودم رو عوض کنم دیدگاهمدرو عوض کنم کانون توجه ام رو عوض کنم و بزارم روی خواسته هام
مریم جان و استاد عزیزم منمتوجه شدم که اگر من خودم ایزوله نکنم و از افراد سمی دوری نکنم ،از رفت آمد های الکی جلوگیری نکنم نتایج من هم میشه مثل همون هایی که باهاشون در ارتباطم و این تاثیر مستقیم روی شخصیتم میزاره ،روی روند مالیم میزاره میرسه به جای اینکه بیام روی خودممتمرکز شم ناخواسته وارد بحث هایی میشم که به شرایط حساس کنونی بر میگرده و این موضوع بر میگرده به رفت و آمد با افرادی که در این چاله گیر کردن و به جای اینکه خودشون رو مقصر بدونن دیگران مقصر میدونن و چقدر این روزهای من که در رفت و آمد با یک افراد بودم با این فایل یکی بود و خداروشکر زود متوجه شدم و به عشق دلمگفتم بیا خودمون ایزوله کنیم البته اینم بگم که عشقم همیشه به من میگه که رفت و آمد باید کمکنیم ولی انگار ناخواسته ادمچشم باز میکنه می بینه درگیرش شده ،واقعا تجربه شخصیم میگم دیدم وقتی میرم خونه مادرم یا خواهرم یا دایی خودم متوجه میشم چقدر درگیر مسایل اونا میشم و چون کلا آدم حمایت گری هستم سعی در حل کردن مسائل اون هارو دارم و این یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های من هستش که استاد عزیزم اینجا قشنگ بهش اشاره کرد ،اگر میخوای نتایج متفاوت بگیری باید مثل 5 درصد جامعه باشی نه 95 درصد ،باید متفاوت عمل کنی تا متفاوت نتیجه بگیری
و موضوع مهم که شاید بگم 99 درصد فایل های استاد راجع به همینه موضوع کنترل ذهن که واقعا کار هر کسی نیست به خصوص وقتی شرایط داره نادلخواه پیش میره ،این روزها عجیب دارم این صحبت هارو درک میکنم وقتی آدم شرایطش نامناسب هستش کنترل ذهنش سخت میشه ولی به قول استاد اولش از آدم انرژی زیادی میگیره ولی وقتی یاد میگیری که اغراض کنی و آگاهانه کانون توجه ات رو بزاری روی نکات مثبت، روی خواسته ها دیگه کم کم میتونی از پس ذهنت بر بیای وقتی عضله کنترل ذهنت قوی اش اون موقع دیگه کار راحت تره و من الان دارم تجربه شخصیم میگم مادامی که روتین روزانه ام رو انجام دادم ،خودم ایزوله کردم و خودمو غرق این سایت الهئ کردم نتایج کن فیکون شده . اولین نتیجه این کار کردن ها آرامش ذهن که سرچشمه همه ی اتفاقات خوبی که تو زندگیمون میافته ،خداروشکر میکنم که دوباره به مسیر خودم برگشتم و سعی میکنم که ثابت قدم باشم وبیام از نتایج خوبم بنویسم
ممنون استاد جان ،ممنون مریم جان هر دوتاتون عشقین،عاااشقتونم
با هر گامی که برمیدارم واقعا میتونم بفهمم کمی بهتر از روز قبل شدم مهم نیست آهسته برم مهم این که تو این راه ثابت قدم باشم برای منی که کمال گرا بودم این آهستگی خودش میتونه ی نشونه خوب باشه و چه قدر مثال های عالی استاد ازاین قوانین میزنه واقعا قوانین در عین سادگی خیلی گول زننده هست ولی بدون فوت و فن حتی تو فایل های رایگان که همین فایل ها خودش گنج هستن داره بیان میکنه فکر کن تو این فایل ها چه قدر خالص داره این قوانین زندگی رو میگه تو فایل های خریداری شده چی میگه خدایی استاد تو دستان خدایی دراین قرن و قایده بازی کلا کنترل ذهن اما سخته خیلی سخت ی جاهای کنترل کردنش مرگ بار ولی به قول خودتون شبیه عضله هست هی باید قوی بشه هی باید آگاهانه تمرینش داد ی جاهای دل بهش داد ی جاهای حق رو بدی بهش ی جاهای به سازش برقصی تا باهات مسیر جدید رو بیاد کنترل ذهن کنترل زندگی میتونه کاری باهات کنه ره صد سال رو توی دو سه سال رفت و یا میتونه کاری کن ره صد ساله یک قرن طول بکشه
بازی زندگی و قوانین خدا این بودا که من خالقم ن هیچ عامل بیرون من درگیر قوانینی که برامون گذاشتن نشیم بدونیم با همین ذهن میتونیم خیلی کارا کنیم که آدم ها بگن یارو چه خوش شانس بود الهی شکر که میشه به هرچیزی در این دنیا رسید قبل ازاین که دیر بشه مرسی ازت استاد بابت این آگاهی ها که خواستی ماهم تو این مسیر باشیم
سلام واقعا خیلی خوشحال که توی خانواده صمیمی استاد عباس منش هستم
میدونید من تا الان که بزرگ شدم خیلی دنبال این بودم که یکی بیاد برام بگی خدا کی هست و الان دارم نزدیک میشم و دارم حرف های استاد را گوش میدم با دل جون میدونی استاد وقت ادم به خود واقعی اش نزدیک میشه تقریبا همه اطرافیان اش را از دست میدهد حتی دوستان ،خواهر،برادر البته اگه خوب به قضیه نگاه کنی تو اون وقت که به خود واقعی ات را شناختی یه آرامش داره که تا حالا در عمر ات اون طور آرامش نداشتی
خب البته طبیعی هم هست که همه را از دست بدی چرا چون تو آنوقت نمیتوانی مثل انها فکر کنی مثل انها عمل کنی
و نمیتوانی اون توقع که انها از تو داره را انجام بدی نتوانی پای حرف های شون بیشنی نتوانی باهاش از فلان کسی بهمن حرف بزنی از شرایط زمان گله کنی باهاشون خب معلومه که اون موقع فرد دوست داشتنی محسوب نمیشی براشون
البته به نظرم تنهایی بهتره وقت که کسی ندونی حرف هایت را ندانی به چی فکر میکنی واقعا
ساکت در کنار خودت فقط با خودت هیچ کس نه واین قشنگه وقت تنهایی با خودت حرف بزنی چایی بخوری
واقعا از فایل هایتون خیلی ممنون هستم خیلی چیزها را اموختم ودارم یاد میگیرم
به نام خداوند بخشنده مهربانم خدایی که هدایت میکند مرا به سمته زیبایی و فراوانی
سلام استاد نازنینم و مریم زیبایم
خداروشکر میکنم که مثل اکثریت جامعه فکر نمیکنم و کلا رفتار و گفتار و همه و همه حتی نتایجم شکر خدا متفاوته و از این روند خوشحالم و شکرگزار خداوند مهربانم هستم
باید بیشتر از اینا روی فایلها تمرکز و کار کنم چون بیشتر از اینا نتیجه میخوام
کنترل ذهن یعنی واکنش نشان ندادن به اتفاقات نا دلخواه
ذهنت خالق یعنی مراقبت از کانون توجه
ما با اعراض کردن از ناخواسته ها از افراد جامعه جدا میشیم
و خیلی متن مفید بود برای من و خدا را شکر میگویم سپاسگزارش هستم
سلام خدمت استاد عزیزم مریم جان شایسته و تمام دوستان عزیزم
تمام اتفاقات زندگیه ما حاصل کانون توجه ما باورهای ماست.واقعا وقتی ک ب این درک برسیم متوجه میشیم تموم کاری ک ما باید انجام بدیم توجه ب چیزیه ک احساس مارو خوب میکنه و تو همین راستا کنترل ذهن ک من شخصا واسه خودم اصل قرارش دادم ک تو هر شرایطی یجوری ب موضوعاتی نگاه کنم ک احساس خوبی بهم بده و الخیر فی ما الوقع تو نگاهم باشه
و انصافا از وقتی این طرز نگاه رو پیدا کردم اصلا اتفاق ناجالبی هم نبوده چ برسه بد.خداروشاکرم واسه قوانین ثابت و بدون تغییری ک گذاشته ک بخودش قسم خیالم راحته و امیدوار ب اتفاقات خوب بهتر
و این باور ک از استاد یاد گرفتم و خیلی هم ازش استفاده میکنه اینه ک مهم نیست با چه منطقی دستتو توی آتیش میکنی ،دستت میسوزه
احساستو خوب نگه دار (لاجرررررم )ب جایه بهتر هدایت میشی.این یک قانون است
سپاس گزارم استاد عزیزم و مریم جان شایسته بابت این آموزشهای بی نظیر
به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست
بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افتد
قانون چیست
فکر میکنم باید قبل از اینکه بخواهم چیزی بنویسم باید قانون را برای خودم معنی کنم قانون یکسری چیزها که هر کنشی ،واکنشی دارد اگر دستم را روی آتش بگیرم میسوزد و اتفاقی غیر از این نیست و خاصیت آتش سوزاندن هست پس وقتی میگیم قانون اینه یعنی اگر غیر از این انجام بدهی نتیجه ی دلخواه نمیگیری
وقتی قانون اینه که توجه به نکات مثبت ،اتفاقات از همون جنس در زندگیت پیش میاد چرا باید به نکات منفی توجه کنم اگر منفی توجه کنم خوب اتفاقات منفی در زندگیم پیش میاد پس باید ذهنم حالیش بشه که به نکات مثبت توجه کند
و چون چند ساله توجه به نکات منفی هست سخت هست ولی شدنی هست و باید تمرین کنم و الان خیلی بهتر از قبلم ولی باید بهتر بشوم
نمونه اش الان از سر کار میومدم و ترافیک خیلی بزرگی به خاطر آتش سوزی ایجاد شده بود در سرویس هر کسی یه چیزی میگفت ،من به ذهنم گفتم ببین چقدر ثروت در خیابانهای شهر و کشور در
جریانه که فقط نیم ساعت خیابان بسته شد و چقدر انواع ماشینها کیلومتر ها ایستاده بودند و آیا این جز ثروت هست و ذوق کردم از اینهمه ثروت و به تک تک انسانها در حد دیدم نگاه میکردم و در ذهنم میگفتم تو چقدر ثروتمندی که الان در ماشین خودت و سلامت و عالی نشستی و به سمت مسیر در حال حرکت هستی
قضاوت هم سعی میکنم انجام ندهم چون نمیدانم خودم در موقعیت آن فرد باشم چیکار میکنم پس قضاوت نمیکنم و به من هم ربطی ندارد
هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند اگر این جمله را درک کنم خیلی راه را درست تر پیش میرم
سعی کن به نکات مثبت و آدمهای مثبت توجه کنی تا انسانها و اتفاقاتی از همون جنس وارد زندگیت شوند
در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و سعادتمند باشید
سلام استاد
چقدر بعضی از کلمات کلیدی تان قابل تامل هست وساعت ها آدم را به فکر فرو میبرد.
یک نکته خیلی جالبی که ساعتها ذهنم را درگیر کرد این است که من واکنش گر هستم یا نه وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم چقدر بادی به هر جهت بودم وبا کوچکترین تکانه جامعه من هم تکان میخوردم .
یادم میاد وقتی بچه مدرسه ای بودم البته تا دانشگاه این رویه خونه ما بود که مادرم تا چشماشو باز میکرد تا صبحانه حاضر کنه و ما را راهی مدرسه کنه اولین کارش این بود که رادیو رو روشن میکرد و روی شبکه خبر بود ساعت شش ونیم صبح اولین ورودی مان اخبار بود وچقدر روی اوضاع و شرایط زندگی وروحیاتمان تاثیر گذار بود .
چقدر این موضوع الان توی زندگیم کمتر شده و این را مدیون آگاهی هایی از سمت شما هستم.
دومین نکته پرچالش این فایل برایم این بود کسی که میتواند ذهن خودش را کنترل کند خالق میشود و کسی که نمتواند کنترل کند واکنشگر میشود.
در طول روز تلاشم براین باشه که از ذهنم مراقبت کنم تا خالق باشم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و سایر دوستانی که در این مسیر همراه هستن و وجودشون مطمئنا کیفیت این مسیر را بالا میبره
من بعد از شنیدن این فایل وقتی فکر میکردم دیدم از خیلی قبل ها من اصلا علاقه ای به سیاست و فوتبال نداشتم و همیشه نسبت به مسائلی که به من ربط داشته و من تاثیر گذار بودم فکر کردم و ی جورایی همیشه شرایط به نفع من تموم شده بیماری های خیلی کمی رو تجربه کردم
تو قسمتی که درباره کنترل ذهن صحبت کردید من یک تجربه بگم من مهاجرت کرده بودم و گواهینامه اینجا را نداشتم کارفرما من به من گفت که تو رانندگی کن به مشروب نخور پشت ماشین نشین هر مسئله ای پیش بیاد من حل میکنم من یک شب داشتم فکر میکردم که فردا پلیس منو بگیره من بگم مدارک ندارم بگه خیلی با شخصیتت حال کردم و برو فردای اون شب من رفتم سرکار و تو تایم غروب وقتی داشتم برمیگشتم ترافیک شد من گوشیمو برداشتم و باز که کردم موتور پلیس کنارم بودو از من خواست که کنار جاده پارک کنم و دقیقا وقتی مدارک از من خواست و گفتم گواهینامه ندارم از من گواهینامه ایران و خواست که اون هم همراهم نبود و داشتم تو گالری گوشیم دنبال عکسش میگشتم که چشم اقای پلیس به کارت ملی افتاد و اشاره کرد که همینه بده ثبتش کنم و در نهایت جریمه کرد منو و رفت اونجا بود که به خودم گفت یعنی انقدر سریع میشه اتفاق بیوفته شب فکر کردم فرداش اتفاق افتاد
سلام وقتتون بخیر و حال دلتون عالی
این چند وقت که روی این جلسه ام، روند رخ دادن اتفاقات کندتر شده اما اوضاع در کل بر وفق مراده خداروشکر.
حس میکنم که گاهی اوقات آروم گرفتن هم خودش میتونه یه بخش مهمی از مسیر باشه، راستش داشتن چالش ها و قبول مسئولیت های جدید و نترسیدن از اتفاقات پیشرو و اینکه قدم بزاری توی دل مسیری که میدونی موجب پیشرفتت میشه خیلی خوبه، اما برای اولین باره که آدم کلی هیاهو تو دلش داره.
مثلا الان من باز هم اون دغدغه ها رو دارم اما الان کمی روند آروم تر شده و من با آرامش بیشتری دارم سعی میکنم اون مسائل رو حل کنم.
پس این سکونی که در اصل هم سکون نیست و نتیجه تلاش های قبلی من هم هست هم میتونه مفید باشه و دوست دارم که بابتش شکرگزار خداوند متعال باشم.
و درس هایی که از این جلسه گرفتم
قرار نیست هر کاری که بقیه میکنن تا که با اجتماع فیت بشن رو منم انجام بدم چون من دنبال نتایج متفاوتی نسبت به اکثر افراد جامعه ام.
یه چالش برای آخر این هفته در نظر گرفتم و امیدوارم که خوب پیش بره
به نام خداوند جان و جهان
خانه تکانی ذهن گام 8 ( ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده)
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ،خداروشکر میکنم که دوباره تونستم بیام و کامنت بزارم و دوباره به مسیر دوست داشتنی خودم برگردم ،چند روز طول کشید این گام و اونم دلیلش نداشتن تمرکز هستش، یا همون نداشتن کنترل ذهن
خوب مریم جااان عزیزم این فایل بازمانگار آب رو آتیش ،همش با خودممیگفتم ای بابا چرا نمیرم کامنت بزارم ،چرا روتین روزانه ام انجام نمیدم ،همش داشتم خودمو تنبیه میکردم تا اینکه دیگه امروز مصمم شدم گوش کنم این فایل و جواب سوالاتم گرفتم ،و اولین چیزی که دیدم در رفتار و کردار همین موضوع بود که اگر تو مثل عموم جامعه رفتار کنی نتایج مشابه اون ها میگیری و انتظار نداشته باش متفاوت ببینی وقتی متفاوت میشن نتایج که خودت هم متفاوت عمل کنی ،یعنی همون روتین روزانه ات رو متعهدانه داشته باشی شرایطی که الان در اینجا هست بازم همون شرایط حساس کنونی و این شرایط هیچ وقت عوض نمیشه مگر اینکه من خودم رو عوض کنم دیدگاهمدرو عوض کنم کانون توجه ام رو عوض کنم و بزارم روی خواسته هام
مریم جان و استاد عزیزم منمتوجه شدم که اگر من خودم ایزوله نکنم و از افراد سمی دوری نکنم ،از رفت آمد های الکی جلوگیری نکنم نتایج من هم میشه مثل همون هایی که باهاشون در ارتباطم و این تاثیر مستقیم روی شخصیتم میزاره ،روی روند مالیم میزاره میرسه به جای اینکه بیام روی خودممتمرکز شم ناخواسته وارد بحث هایی میشم که به شرایط حساس کنونی بر میگرده و این موضوع بر میگرده به رفت و آمد با افرادی که در این چاله گیر کردن و به جای اینکه خودشون رو مقصر بدونن دیگران مقصر میدونن و چقدر این روزهای من که در رفت و آمد با یک افراد بودم با این فایل یکی بود و خداروشکر زود متوجه شدم و به عشق دلمگفتم بیا خودمون ایزوله کنیم البته اینم بگم که عشقم همیشه به من میگه که رفت و آمد باید کمکنیم ولی انگار ناخواسته ادمچشم باز میکنه می بینه درگیرش شده ،واقعا تجربه شخصیم میگم دیدم وقتی میرم خونه مادرم یا خواهرم یا دایی خودم متوجه میشم چقدر درگیر مسایل اونا میشم و چون کلا آدم حمایت گری هستم سعی در حل کردن مسائل اون هارو دارم و این یکی از بزرگترین پاشنه آشیل های من هستش که استاد عزیزم اینجا قشنگ بهش اشاره کرد ،اگر میخوای نتایج متفاوت بگیری باید مثل 5 درصد جامعه باشی نه 95 درصد ،باید متفاوت عمل کنی تا متفاوت نتیجه بگیری
و موضوع مهم که شاید بگم 99 درصد فایل های استاد راجع به همینه موضوع کنترل ذهن که واقعا کار هر کسی نیست به خصوص وقتی شرایط داره نادلخواه پیش میره ،این روزها عجیب دارم این صحبت هارو درک میکنم وقتی آدم شرایطش نامناسب هستش کنترل ذهنش سخت میشه ولی به قول استاد اولش از آدم انرژی زیادی میگیره ولی وقتی یاد میگیری که اغراض کنی و آگاهانه کانون توجه ات رو بزاری روی نکات مثبت، روی خواسته ها دیگه کم کم میتونی از پس ذهنت بر بیای وقتی عضله کنترل ذهنت قوی اش اون موقع دیگه کار راحت تره و من الان دارم تجربه شخصیم میگم مادامی که روتین روزانه ام رو انجام دادم ،خودم ایزوله کردم و خودمو غرق این سایت الهئ کردم نتایج کن فیکون شده . اولین نتیجه این کار کردن ها آرامش ذهن که سرچشمه همه ی اتفاقات خوبی که تو زندگیمون میافته ،خداروشکر میکنم که دوباره به مسیر خودم برگشتم و سعی میکنم که ثابت قدم باشم وبیام از نتایج خوبم بنویسم
ممنون استاد جان ،ممنون مریم جان هر دوتاتون عشقین،عاااشقتونم
به امید دیدار در گام های بعدی
خداروشکر میکنم
با هر گامی که برمیدارم واقعا میتونم بفهمم کمی بهتر از روز قبل شدم مهم نیست آهسته برم مهم این که تو این راه ثابت قدم باشم برای منی که کمال گرا بودم این آهستگی خودش میتونه ی نشونه خوب باشه و چه قدر مثال های عالی استاد ازاین قوانین میزنه واقعا قوانین در عین سادگی خیلی گول زننده هست ولی بدون فوت و فن حتی تو فایل های رایگان که همین فایل ها خودش گنج هستن داره بیان میکنه فکر کن تو این فایل ها چه قدر خالص داره این قوانین زندگی رو میگه تو فایل های خریداری شده چی میگه خدایی استاد تو دستان خدایی دراین قرن و قایده بازی کلا کنترل ذهن اما سخته خیلی سخت ی جاهای کنترل کردنش مرگ بار ولی به قول خودتون شبیه عضله هست هی باید قوی بشه هی باید آگاهانه تمرینش داد ی جاهای دل بهش داد ی جاهای حق رو بدی بهش ی جاهای به سازش برقصی تا باهات مسیر جدید رو بیاد کنترل ذهن کنترل زندگی میتونه کاری باهات کنه ره صد سال رو توی دو سه سال رفت و یا میتونه کاری کن ره صد ساله یک قرن طول بکشه
بازی زندگی و قوانین خدا این بودا که من خالقم ن هیچ عامل بیرون من درگیر قوانینی که برامون گذاشتن نشیم بدونیم با همین ذهن میتونیم خیلی کارا کنیم که آدم ها بگن یارو چه خوش شانس بود الهی شکر که میشه به هرچیزی در این دنیا رسید قبل ازاین که دیر بشه مرسی ازت استاد بابت این آگاهی ها که خواستی ماهم تو این مسیر باشیم
سلام بر همگی دوستان
اگر ذهن مون رو به روی موارد منفی باز بذاریم، همیشه در حال شنیدن اخبار بد قرار می گیریم.
اگر مثل عموم مردم فکر می کنیم و عمل می کنیم؛ قطعا مانند آنها نتیجه می گیریم.
افکار و کانون توجه ما داره زندگی مون رو رقم میزنه
افکارمون رو به سمتی هدایت کنیم که احساس قدرت و آرامش در ما ایجاد کنه!
خودمون خالق زندگی مون باشیم و خودمون رو به دست جریان نسپاریم.
آگاهانه تلاش کنیم که افکارمون رو کنترل کنیم.
ما باید خالق جریان زندگی خودمون باشیم نه اینکه زندگی داستان ما رو خلق کنه!
ما باید تصمیم بگیریم که خودمون زندگی خودمون رو بسازیم
قانون: زندگی من داره با افکار و کانون توجه من خلق میشه
پس کار ما اینه که کانون توجه خودمون رو کنترل کنیم
اگر در یک جامعه مدام اتفاقات ناگوار میوفته پس کانون توجه اکثریت اون جامعه در مسیر نادرستی!!!
هر کس به موفقیتی رسیده تونسته ذهنش رو کنترل کنه
با هر منطق و نگرشی اگر به چیزی فکر می کنیم که دوست نداریم اتفاق بیوفته داریم همونو وارد زندگی مون می کنیم.
توجه روی زیبایی ها بگذاریم تا هدایت شویم به جای زیبا
اگر از لحاظ فرکانسی تغییر کنیم، از لحاظ فیزیکی هم جامون تغییر میکنه!
هر جایی که میخوایم ایراد بگیریم از آدمها خودمونو بزاریم جای اونها!
تمام پیشرفت بشر از دل اشتباهات بوجود آمده
هر چی فرکانس بالاتر بره آدمهای اطراف هم تغییر میکنن
اگر چیزی یا کسی ناراحت مون میکنه سعی کنیم تمرکزمون رو از روش برداریم
یه جوری تمرکز کنیم که فقط خبرهای خوب و اتفاقات خوب در مسیرمون قرار بگیرن
هر زمان که نیاز به یک آگاهی داشته باشیم که ما رو از لحاظ فرکانسی بالاتر ببره خداوند در مسیرمون قرار میده
این آگاهی ها و این مسیر دقیقا مثل قطعه های پازل هستند…
در پناه رب مطلق جهان و فعلا خدانگهدار
سلام واقعا خیلی خوشحال که توی خانواده صمیمی استاد عباس منش هستم
میدونید من تا الان که بزرگ شدم خیلی دنبال این بودم که یکی بیاد برام بگی خدا کی هست و الان دارم نزدیک میشم و دارم حرف های استاد را گوش میدم با دل جون میدونی استاد وقت ادم به خود واقعی اش نزدیک میشه تقریبا همه اطرافیان اش را از دست میدهد حتی دوستان ،خواهر،برادر البته اگه خوب به قضیه نگاه کنی تو اون وقت که به خود واقعی ات را شناختی یه آرامش داره که تا حالا در عمر ات اون طور آرامش نداشتی
خب البته طبیعی هم هست که همه را از دست بدی چرا چون تو آنوقت نمیتوانی مثل انها فکر کنی مثل انها عمل کنی
و نمیتوانی اون توقع که انها از تو داره را انجام بدی نتوانی پای حرف های شون بیشنی نتوانی باهاش از فلان کسی بهمن حرف بزنی از شرایط زمان گله کنی باهاشون خب معلومه که اون موقع فرد دوست داشتنی محسوب نمیشی براشون
البته به نظرم تنهایی بهتره وقت که کسی ندونی حرف هایت را ندانی به چی فکر میکنی واقعا
ساکت در کنار خودت فقط با خودت هیچ کس نه واین قشنگه وقت تنهایی با خودت حرف بزنی چایی بخوری
واقعا از فایل هایتون خیلی ممنون هستم خیلی چیزها را اموختم ودارم یاد میگیرم
ممنون ومتشکرم امیدوارم که همیشه شاد و موفق باشید
التبه برای همه سلامتی،شادی وسعادت آرزو میکنم
به نام خداوند بخشنده مهربانم خدایی که هدایت میکند مرا به سمته زیبایی و فراوانی
سلام استاد نازنینم و مریم زیبایم
خداروشکر میکنم که مثل اکثریت جامعه فکر نمیکنم و کلا رفتار و گفتار و همه و همه حتی نتایجم شکر خدا متفاوته و از این روند خوشحالم و شکرگزار خداوند مهربانم هستم
باید بیشتر از اینا روی فایلها تمرکز و کار کنم چون بیشتر از اینا نتیجه میخوام
کنترل ذهن یعنی واکنش نشان ندادن به اتفاقات نا دلخواه
ذهنت خالق یعنی مراقبت از کانون توجه
ما با اعراض کردن از ناخواسته ها از افراد جامعه جدا میشیم
و خیلی متن مفید بود برای من و خدا را شکر میگویم سپاسگزارش هستم
خدایا برای امروزم و دستانت ممنونم
سلام خدمت استاد عزیزم مریم جان شایسته و تمام دوستان عزیزم
تمام اتفاقات زندگیه ما حاصل کانون توجه ما باورهای ماست.واقعا وقتی ک ب این درک برسیم متوجه میشیم تموم کاری ک ما باید انجام بدیم توجه ب چیزیه ک احساس مارو خوب میکنه و تو همین راستا کنترل ذهن ک من شخصا واسه خودم اصل قرارش دادم ک تو هر شرایطی یجوری ب موضوعاتی نگاه کنم ک احساس خوبی بهم بده و الخیر فی ما الوقع تو نگاهم باشه
و انصافا از وقتی این طرز نگاه رو پیدا کردم اصلا اتفاق ناجالبی هم نبوده چ برسه بد.خداروشاکرم واسه قوانین ثابت و بدون تغییری ک گذاشته ک بخودش قسم خیالم راحته و امیدوار ب اتفاقات خوب بهتر
و این باور ک از استاد یاد گرفتم و خیلی هم ازش استفاده میکنه اینه ک مهم نیست با چه منطقی دستتو توی آتیش میکنی ،دستت میسوزه
احساستو خوب نگه دار (لاجرررررم )ب جایه بهتر هدایت میشی.این یک قانون است
سپاس گزارم استاد عزیزم و مریم جان شایسته بابت این آموزشهای بی نظیر
در پناه رب العالمین باشین