live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده


سرفصل آگاهی های این فایل شامل:

  • اگر مثل اکثریت جامعه فکر کنی و کانون توجه شما مثل آنها عمل کند، همان شرایطی را تجربه می کنی که اکثریت تجربه می کنند؛
  • به جای واکنش به اتفاقات نادلخواه، کانون توجه خود را معطوف به آنچه کن که می خواهی؛
  • منطق هایی برای “روی برگرداندن” از ناخواسته ها؛
  • من باید جریان زندگی ام را با کانون توجه ام بسازم نه اینکه با موجی پیش بروم که حاصل باورهای محدود کننده اکثریت جامعه است؛
  • ذهنیت خالق یعنی: مراقبت از کانون توجه؛
  • اکثریت جامعه، از صلح درونی با خود خارج شده اند؛
  • هر وقت خواستی از آدمها ایراد بگیری، از خودت بپرس: “آیا تاکنون اشتباه کرده ام؟”، اگر جواب منفی بود، آنوقت به خودت حق قضاوت بده؛
  • کنترل ذهن یعنی: واکنش نشان ندادن به اتفاقات نادلخواه؛
  • وقتی از اتفاقات نادلخواه اعراض کنی و به آنچه می خواهی توجه کنی، از بدنه جامعه جدا می شوی؛
  • خداوند در لحظه، به نیازها پاسخ می دهد؛
  • به اندازه ای که ساز و کار جهان را درک می کنی و به آن درک عمل می کنی، با خداوند هماهنگ می شوی؛

برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    164MB
    31 دقیقه
  • فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    30MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1148 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نور مهیمن» در این صفحه: 1
  1. -
    نور مهیمن گفته:
    مدت عضویت: 579 روز

    به نام خدای مهربانی که دنیا رو بر پایه ی نظم ، عشق ، آگاهی و راستی آفرید

    سلام به استاد مهربان و دوستان عزیز

    چندروزیه تصمیم گرفتم پروژه ی خانه تکانی ذهن رو شروع کنم و وقت بذارم واسه آگاهی هاش.. اما چیزی که جالب بود وقتی این فایل رو گوش دادم خنده ام گرفت به خودم، دقیقا من چند سال پیش مخاطب این فایل بودم …سالی که این اتفاق پیش اومد من دانشجو بودم و خدا می دونه چقدر تلاش می کردم حرف می زدم و استوری و پست میذاشتم و چون رشته ام حقوق بود اینو رسالتم می دونستم که از دنیا و آدما دفاع کنم،،، من اونموقع قانون رو نمی دونستم و نمی فهمیدم علتش چی بود که از در و دیوار واسم می بارید روابطم با همسر و بچه هام به شدت پرتنش شده بود و می دیدم که همسرم با صبوری فقط نادیده میگیره که اوضاع بدتر نشه…دوستان به دردنخوری که در مسائل سیاسی از من دوآتیشه تر بودن کنارم بودن…تا این که سال بعد آخرین و محکم ترین ضربه رو خوردم: در اوج ناباوری خانواده ام در یه قضیه ای زیر پای منو خالی کردن و به خاطر فشار زیاد عصبی که روی من بود افسردگی گرفتم و به کلی افسار کنترل زندگیم از دستم خارج شد در این گیر و دار کرونا هم گرفتم و خودم رو تنها توی اتاق قرنطینه کردم… همش کارم گریه بود یه روز صبح گوشی دستم بود و رفتم اینستا تو اکسپلور یه پست از استاد دیدم که می گفت خدا همیشه با منه در قلب منه و هرروز و هرروز و هرلحظه داره منو هدایت می کنه به آنچه که من میخوام… الانم باز گریه ام گرفت، اونموقع هم زدم زیر گریه و بلند بلند گریه کردم.. گفتم خدایا منم هدایت کن خیلی دلشکسته ام و خسته ام از این وضعیت…غروب گوشی رو دوباره دست گرفتم و یه پست دیگه اومد از دکتر قمشه ای که گفت هروقت حس کردی تنهایی و هیچ کس رو نداری ، سوره ی ضحی رو بخون که خدا واسه پیامبر قسم می خوره به روز و شب که هیچ وقت تو رو رها نکرده …من خیلی با قرآن مانوسم و یه آرامش خاصی همیشه ازش می گیرم… اینو هم یه نشونه ی دیگه دونستم و گفتم خدایا من فقط تو رو دارم بهت توکل می کنم این دوتا پست الکی نبود کمکم کن خودمو پیدا کنم و برم به راه درست… تو اینستا استاد رو دنبال کردم و شروع کردم به تغییر دادن خودم، قرصای افسردگی رو کنار گذاشتم و با تغذیه ی خوب تونستم دوره ی درمان کرونا رو زودتر طی کنم و حال روحیم هم با گوش دادن به حرفای استاد و هدایت خداوند و تلاش خودم بهتر شد شماره ام رو عوض کردم به دوستام گفتم میخوام یه مدت تنها باشم… تو اوج کرونا که همه ی باشگاه ها تعطیل بود کنار خونمون یه باشگاه بود که من هیچوقت ندیده بودمش ، خیلی اتفاقی دیدمش و رفتم اونجا و از مربی پرسیدم شما تعطیل نمی کنید گفت نه خیلی خلوتیم حدود 3،4 نفر هستن که تا غروب میان، گفتم منم میخوام بیام و خدا می دونه تایمی که من می رفتم کسی نبود ورزش رو شروع کردم،، هرروزصبح و آخرشب سپاسگزاری می کردم و تو دفترم می نوشتم در اوج ناباوری بعد چندماه برای اولین بار ، زمان جدیدی اعلام شد واسه تمدید ثبت نام ارشد و من چون به خاطر بیماری جا مونده بودم ثبت نام کردم به بزرگی خداوند امتحان ارشد به خاطر اوج گرفتن بیماری موکول شد به بهار سال بعد من تونستم درس بخونم و معجزه وار قبول شدم اونم تهران ،، همون سال وکالت آزمون دادم و قبول شدم و معجزه پشت معجزه، چندماه قبل از دفاع پایان نامه ام آزمون دکتری قبول شدم و نمی دونید چقدر خدای خوبم واسم شاهکار کرد نه از دوستای رابین هودم خبری بود نه از دلخوری و بحث با بچه هام ، نه بیماری و روابط فوق العاده ای که با همسر و اطرافیانم دارم واسه همه تعجب آوره هرجا میرم درها به فضل خداوند برام باز میشه،،، پارسال تصمیم گرفتم بیام تو سایت و ثبت نام کنم و دوتا از بهترین محصولات رو هم خریدم دوره ی 12 قدم و عزت نفس و همه چیز فوق العاده تر شده تو زندگیم باورهای اشتباهی که داشتم رو تغییر دادم و توحیدم با فایل های قرآنی 12 قدم قوی تر شد، وقتی استاد در یکی از جلسات قرآنی درمورد سوره ی ضحی صحبت کرد من فقط اشک ریختم و سپاسگزاری کردم و گفتم خدایا شکرت منو رها نکردی و هدایتم کردی که خودم رو که به تو وصلم پیدا کنم ،، الانم از درو دیوار واسم می باره ولی برعکس اون سالها فقط ثروت ، عشق ، سلامتی و هرچی بگم کم گفتم..دوست داشتم تجربه ام رو با دوستان به اشتراک بذارم و بگم واقعا همه چیز خودمونیم و فرکانس هامون… تا وقتی کانون توجه مون رو کنترل نکنیم تا وقتی مسئولیت صفر و صد زندگیمون رو نپذیریم هیچی تغییر نمی کنه

    خدای مهربانم هزاران مرتبه شکرت که تحت حمایت و عشق توام..

    خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که گوشهام فقط آگاهی های ناب رو میشنوه

    خدای بزرگم هزاران مرتبه شکرت که از طریق هزاران دستت زندگی و امورم رو مدیریت می کنی

    در پناه خداوند شاد و سلامت و آگاه و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: