live | اصل خارپشتی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
ساز و کار جهان هستی چیست؟
روند تکاملی پیشرفت در توکل و توحید عملی به چه صورت است؟
تغییر شرایط زندگی یک فرایند از کار کردن روی باورها و تغییر آنهاست
مفهوم باورهای ثروت ساز؛
اصل خارپشتی برای تحول اوضاع مالی؛
مهم نیست اگر گاهی احساس شما بد می شود، بلکه مهم نماندن در احساس بد و تلاش برای بیشتر ماندن در احساس خوب است؛
منابع کاملتر درباره محتوای این فایل:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری | اصل خارپشتی182MB22 دقیقه
- زیبایی های Moab-Utah392MB20 دقیقه
- فایل صوتی | اصل خارپشتی21MB22 دقیقه






به نام خداوند بخشندهی مهربان
گام سوم: اصل خارپشتی
اگر زمان زیادی بزارم و یه قانون رو خیلی خوب یاد بگیرم و تا جایی که میتونم زمان بذارم و درکش کنم و بتونم از اون قانون استفاده کنم خیلی بهتر از اینه که مدام بخوام راغ مطالب متفاوت برم و بخوام اونها رو یک بار بخونم قبلا اینجوری بودم خیلی دنبال مطالب جدید بودم دنبال کتابهای جدید بودم دنبال پادکستهای جدید بودم ولی از یه جایی به بعد یاد گرفتم اینجوری نباشم!
یادم نمیاد دقیقاً از کی ولی الان که به خودم نگاه میکنم دیگه اونجوری نیستم خیلی صبورتر شدم وقتی که دارم روی دورهها کار میکنم دیگه عجله ندارم که برم به فایل بعدی که ببینم اونجا چی گفته اینا همش نشون میده که من دارم یه تکاملیو طی میکنم این نشون میده که من چقدر در اوایل مسیر خام بودم مثلاً فکر میکردم اگه فایلها رو هرچه زودتر تا آخر برسونم قراره نتیجه بگیرم…
از این برهم گذر کردم دیگه انسان فراموشاره خیلی زود همه چیزو فراموش میکنه برای همینه که باید هر روز روی خودمون کار کنیم برای همینه که باید هر روز روی قانون وقت بذاریم سعی میکنم هر روز یه زمانی رو به گوش دادن پادکستها و نوشتن اختصاص بدم و کامنت بچههای دیگر را بخونم اما کامنت نوشتن خودش یک فرکانس خالصی و میطلبه پس خدا را شکر میکنم که همین الان دارم کامنت مینویسم که الان در فرکانس نوشتن این مطالب توی این سایت الهی هستم اگر هر روز روی خودم کار کنم و سعی کنم دقیقاً مثل کشتیگیر عمل کنم که یه فن رو بلده و اون رو به بهترین شکل انجام میده اینجوری میتونه دیگه هر کشتیگیری رو ببره و تمام تلاشمو میکنم که مثل این مثال عمل کنم…
اصل خارپشتی
از مطالعه رفتار خارپشت و روباه این نتیجه به دست اومده که هر باری که این دو تا با هم مبارزه میکنند خارپشت که هیچی بلد نیست جز یک روش در مقابل روباهی که هزاران کلک بلده
نتیجه اینطوره که هر بار خارپشت میبره چون یه چیز رو بلده و اون رو خیلی عالی انجامش میده باید دقیقاً از قوانین هم همینطور استفاده کرد و کنترل ذهن رو به عنوان یک اصل خیلی خیلی خوب یاد گرفت…
من خودم از اون آدمهایی هستم که این طرز فکر اشتباهو داشتم که باید همه چیزو بلد باشم مثلاً فکر میکردم اگه یه نفر یه چیزی بلده که من اونو بلد نیستم حتماً من یه نقصی دارم اصلاً درک نمیکردم که هر کسی تو یه چیزی خوبه و هر کسی یه تخصصی داره
الان دیگه اونجوری فکر نمیکنم دوباره یادم نمیاد از کی ولی میدونم از وقتی که توی این مسیر هستم و با استاد آشنا شدم فهمیدم که همه قرار نیست تو همه چیز خوب باشند پس بهتره رو چیزایی که زوم کنم که توش خوب هستم و مهارت خوبی دارم مثلاً من میدونم رقصم زیاد خوب نیست همیشه مامانم خیلی بهم میگفتش که تو چرا نمیتونی خوب برقصی و من همیشه ناراحت میشدم …
ولی خب اگه تمرین کنم میتونم توش عالی بشم اما اون استعدادی که ذاتاً من توی کار با کامپیوتر و یا کار با تکنولوژی دارم رو واقعاً هر کسی نداره….
برای هر کسی محدودیت در باورهای فرق داره مثلاً یه سری افراد باورهای محدود کننده بیشتری تو مسائل مالی دارند و یه سری کمتر در واقع ما باید سعی کنیم که پاشنه آشیلمونو پیدا کنیم و روش کار کنیم و بقیه مسائل هم از یاد نبریم و صبور باشیم تا نتایج ما بزرگ بشه اینجوری نیستش که من یک بار کار کنم و فکر کنم که دیگه همه چی تموم شده این باورهای محدود کننده از گذشتهها با من هر باری که من دارم روش کار میکنم و رشد میکنم باورهای من هم در حال تغییره و اگر توی نقطه بایستم دیگه توی اون نقطه ثابت نمیمونم بلکه من دارم کم و کم به عقب برمیگردم.
یه مسئلهای که من باورام توش خیلی خیلی خوبه مربوط میشه به سلامتی، مادرم از بچگی زیاد حساس نبود که لباس زیاد بپوشم یا یه سری چیزا رو نخورم من یادم میاد که وقتی که هوا سرد بود همیشه لباس کم میپوشیدم و همیشه خیلی کمم پیش میومد که سرما بخورم اما یه نکتهای که فکر میکنم پاشنههای آشیل منه مربوط میشد به مسائل مالی و همچنین احساس لیاقت که میطلبه روش کار کنم و پذیرفتمش یه چیزی که بهش پی بردم اینه که من مقاومت خیلی زیادی روی مسائل مالی دارم و وقتی میخوام مستقیماً روی این مسئله کار کنم احساس میکنم که یه مقاومت شدیدی دارم که حالمو بد میکنه در نتیجه از استاد یاد گرفتم که تمرکزم بذارم روی قسمتی که مقاومت کمتری دارم….
اینکه احساسم بالا پایین بشه طبیعیه چون من یک انسان هستم اصلاً واژه انسان از نسیان میاد خیلی طبیعیه که شرایط متفاوتی و تجربه کنم ولی اون چیزی که خیلی مهمه اینه که من هیچ وقت تو احساس بد نمونه اینکه بدونم وقتی احساسم بده دارم دستمو توی آتیش میکنم و اصلاً مهم نیستش که با چه نیتی دارم این کارو میکنم نتیجه اینه که دست من خواهد سوخت و وقتی احساس من خوب میشه که من باورهای خودم رو تغییر بدم و بدونم میشه به همه مسائل از شرایطی نگاه کرد که احساس بهتری به من بده باید بدونم که احساس خوب من به عامل بیرونی بستگی نداره من باید خودم بتونم احساس خودم رو مدیریت کنم….
تفکر یکی از اصولیه که میتونه زندگی آدم رو خیلی تغییر بده وقتی که به خدا توکل دارم در واقع از چیزی نمیترسم آرامش دارم پیامبرانم اگه توی شرایط خیلی سخت و حاد تونستن با خداوند توکل کنند اونا هم از چیزهای کوچک شروع کردن تکامل خودشونو طی کردن و هرچی که جلوتر برم این توکل میتونه بزرگتر بشه مهم اینه که من در مسیر درست باشم حتی اگه آرام آرام هم پیش برم میدونم که دارم زیباییها را میبینم و لذت میبرم ولی اگه بخوام تند برم ولی همش مسیرمو عوض کنم هیچ فایدهای نداره…
الهی شکرت
سلام به الهام عزیز
از خوندن کامنتت خیلی لذت بردم و یادم اومد چه وقتهایی که شرایط و احساساتی مشابه تو رو تجربه میکردم و تو چقدر قشنگ راجع بهشون نوشتی تحسینت میکنم که انقدر با حوصله برامون توضیح دادی که درکت است ثبات فرکانسی چیه و فکر میکنی چیکار باید بکنیم که در احساس بد نمونیم…
“میدونید این مثل چی میمونه؟ مثل این میمونه که شما یه مسیری رو برای رسیدن به قله طی کنید و وقتی یه کم خسته میشید و احساستون بد میشه و ناامید میشید، خودتون رو از دره پرت کنید پایین کوه یا خودتون رو تو یه سرازیری به سمت پایین کوه رها کنید و فرداش انتظار داشته باشید وقتی چشم باز میکنید صحیح و سالم تو همون جای قبلی باشید!!!”
“درست شبیه اینه که فتح قله اورست هفته ها طول میکشه اما اگه خودتون رو از بالای همون کوه پرت کنید پایین خیلی سریع میفتادید پایین و دوباره یه مدت زمان طولانی لازمه تا به جای قبلیتون برسید، نه به همون اندازه ای که سقوطتون زمان برده.”
چقدر این دو تا مثالت فوق العاده بود و چقدر برای من موندن در مدارها رو واضحتر و ملموس تر کرد و فکر میکنم در کنار مثال دستم رو تو آتیش کردم باید مثال از کوه افتادن هم برای کنترل احساساتم استفاده کنم
امیدوارم در ممنتوم مثبت پایدار باشیم