live | اصل خارپشتی
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
ساز و کار جهان هستی چیست؟
روند تکاملی پیشرفت در توکل و توحید عملی به چه صورت است؟
تغییر شرایط زندگی یک فرایند از کار کردن روی باورها و تغییر آنهاست
مفهوم باورهای ثروت ساز؛
اصل خارپشتی برای تحول اوضاع مالی؛
مهم نیست اگر گاهی احساس شما بد می شود، بلکه مهم نماندن در احساس بد و تلاش برای بیشتر ماندن در احساس خوب است؛
منابع کاملتر درباره محتوای این فایل:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری | اصل خارپشتی182MB22 دقیقه
- زیبایی های Moab-Utah392MB20 دقیقه
- فایل صوتی | اصل خارپشتی21MB22 دقیقه






سلام استاد جان
سلام بچههای فوق العاده سایت
نمیدونید چه احساسات عجیبی رو این روزها دارم تجربه میکنم
و پشت سر هم باید اشکامو پاک کنم تا بتونم ببینم که بنویسم
امروز نشستم یک دفتر گذاشتم برای نوشتن آرزوهام
چون هدایت نشانه امروزم جلسه بینظیر مفهوم عملی ایمان به غیب بود
نجواها میومد که حالا فعلاً ولش کن
ولی از دو سه روز قبل به صورت عجیبی چیزهایی میشنیدم در مورد این 107 آرزو که توی این یک سال و نیم حتی یک بار این کلمه 107 رو نشنیده بودم خود خدا میدونه که میگم مگه میشه این فایلهای سایت تموم نشن من این همه نگاه کردم…
دفتر رو گذاشتم و شروع کردم به نوشتن و عرض چند دقیقه به خودم اومدم که 73 تا آرزو نوشتم زی که یادم اومد این بود که خیلیها وقتی میخوان بنویسن قبل از اینکه به 10 تا برسن انگار آرزوهاشون تموم میشه اینو از خود بچهها میشنیدم یا از خود استاد که بچهها اینجوری گفتن…
اما من 73 تا آرزو نوشتم
توی آرزوهای 50 بودم که احساس کردم دستم به شدت به خاطر تند تند نوشتن و نوشتن درد گرفته ….
به خدا گفتم خدایا خیلی دستم درد میکنه …
دستم نمیکشه بنویسم…
ولی تو داری همینجور میگی تا من بنویسم …
الان که این همه انگیزه دارم و ولع دارم برای اینکه خواستههامو بگم نباید استپ کنم…
میخوام بنویسم …
میخوام بازم بنویسممم…
و بهم گفت همینو ازم بخواه…
و آرزوی 55 شد این:
55. خداوندا دستان من را برای نوشتن و نوشتن و نوشتن تواناتر کن….
و به محض اینکه اینو نوشتم و رفتم سراغ آرزوی بعدیم یادم رفت آرزوی 55 رو …
چون غرق آرزوهای بعدی شده بودم…
و چند تا آرزو بعد..
احساس کردم که یه حس خاصی دستم داره …
دستم اصلاً اذیت نبود ..
نمیدونم چجوری بگم …
یه حسی بود …
یه لحظه انگار دلیل این حس رو بهم گفت…
خدا میخواست بهم بگه چک کن درد دستتو..
کمی پیش دیگه نمیتونستی از دردش ادامه بدی…
ببین دستت دیگه درد نمیکنه…
ببین من سریع الاجابم…
و ذهنم مدام اصرار داشت بگه نه بابا این درده…
تو داری نمیفهمی…
میخوای الکی خودتو گول بزنی که خدا سریع جواب داده.؟!…
ولی من دیدم که و حس کردم که درد نبودم…
آگاهی بود..
یک آگاهی که میخواست به یاد من بیاره خداوندم چه توانایی ای داره….
من تو این مسیر دارم غرق میشمم استاد جان…
اما هرچی بیشتر میفهمم از این خدا میخوام بیشتر و بیشتر بفهمم….
تمام روزم شده فکر کردن به این خدا…..
درسهای مربوط به رشته کاریم رو میخونم خدا رو توش میبینم…
آدما رو میبینم خدا رو توشون میبینم…
بچههامو همسرمو میبینم خدا رو توشون میبینم…
توی بینظمیها و نظمهای دنیا همیشه خدا رو میبینم…
هرچی جلوتر میرم خدا پررنگتر میشه….
هرجا رو نگاه میکنم خدا حواس منو به خودش جمع میکنه….
همین الان که دارم مینویسم تنها قسمتی از اذان که صداش بلند شد از بیرون از خونه و من شنیدم لا اله الا الله بود….
فکر کنید هیچ صدایی نباشه سکوت محضه وقت اذان تنها جملهای را که تو بشنوی صدای لا اله الا الله باشه…
همین الان احساسم گفت تو این رو شنیدی به خاطر اینکه به تو بگم معلومه که من خدام…
معلومه که هیچ خدایی توانایی خدایی کردنو مثل من نداره…
معلومه که جز من هیچ خدایی وجود نداره…
برای وقت گذاشتن برای فهمیدن ولعی دارم که تمومی نداره…..
تا چند وقت پیش دهنمو محکم میبستم که همسرم در این مورد نخواد منو قانع کنه و من از مسیر گمراه بشم…..
ولی انقدر همه چی برای من قوی داره قوانین و این خدا رو پایه گذاری میکنه که عین خیالم نیست که همسرم چی فکر میکنه و چی میگه…
و البته که ایشون به شدت آروم شدن راجع به این موضوعات…
یعنی بیشتر شنونده هستند و هیچی نمیگن….
و امروز به خودم گفتم ببین ماهرخ….
خدا حتی آدمهای اطرافتو برای تو متحول کرده…
خدایا شکرت بابت این قوانین ثابتت….
اون هم توی این دنیایی که همه فکر میکنن هیچ قانون ثابتی وجود نداره…
————–
در مورد درس امروز گام سوم :
لازمه بگم من اینها رو قبلاً شنیده بودم بارها…
ولی اصلاً چیزی نمیفهمیدم…
اولین موضوع موضوع فراوانی بود
موضوع اینکه توی این دنیا جاهایی هست که به حدی پرمخاطبه که به زبانهای مختلف دفترچه چاپ میکنند تا امکانات یک پارک رو معرفی کنند ….
و این برای من درس داشت
که هست …
زیاد هست …
خیلیها دارن از این زیادها استفاده میکنند ماهرخ جان…
تو هم استفاده کن….
یه مورد توی همین جا بود که استاد گفتن میخواستم تست کنم ببینم توی بیابون هم اینترنت هست یا نه و از یک تست استاد جان برای ما درس خداشناسی ساختند… و در نهایت گفتند که این هدایتی بود که باید این فایل ضبط میشد….
خدایا شکرت که ما به این هدایت وصلیم….
و بهره میبریم…
مورد بعدی اصل خارپشتی بود که منبع اصلی محتواهای روانشناسی هست
که اگه این اصل خارپشتی رو یاد بگیریم دیگه مهم نیست نظر دیگر کتابهای روانشناسی راجع به پیشرفت چیه….
در یک مسیر باش..
مثل خارپشت که فقط یک راه رو برای دفاع از خودش بلده….
و همون کار رو به بهترین نحو داره انجام میده…
و همیشه برنده است در مقابل روباه…
(این مثال مثال آدمی هست که توی یک مسیر قدم برمیداره آروم آروم پیش میره به در و دیوار نمیخوره یا کمتر میخوره و مثل داستان خرگوش و لاک پشت که برنده لاک پشت هست اینجا هم خارپشت برنده است یا اون شخصی که توی یک مسیر مشخص داره خودش رو و مهارتهاش رو افزایش میده)
البته یک راه دیگهای هم هست که اکثراً دارن این راه رو انجام میدن و نتایجشون هم مشخصه…
مثل روباه انواع و اقسام حیلهها ترفندها مهارتها شغلها و حرفهها را بلد باشی و هرکی ببینتت بهت بگه به به تو چقدر چیزهای مختلفی بلدی…
اما نون نداشته باشی بخوری…
فکر میکنم انقدر توی اطرافیان هممون این اشخاص هستند که همهمون یه چند تایی مثال داریم از این نوع افراد همه فن حریف…..
نتیجه اصل خارپشتی این هستش که راه خارپشته رو بریم نه راه روباهه همه فن حریف رو….
—————————
موضوع بعدی که به موضوع قبلی کاملا مرتبطه این هست که در مورد قوانین پیشرفت ثروت و موفقیت یک اصلی رو پیدا کنید و همون اصل رو دنبال کنید دیگه به فکر این نباشید نظر افراد دیگه در این رابطه چیه و اونا چه حرفی برای گفتن دارند؟….
خود من تا وقتی که این شکلی فکر میکردم طی سالهای زیادی که گذشت به هیچ جا نرسیدم…
تصمیم بگیر متعهد باش ثابت قدم باش و بمون پای حرفت ببین اون تصمیم نتیجهاش چی میشه……
در این مسیر باورهای زیادی هستند که جلوی کسب ثروت و پولدار شدن افراد را میگیرن…
در واقع میتونیم بگیم ذهن ما یک ذهن بیمار شده ست….
ذهنی که باید بشینی روش کار کنی تا درمانش کنی….
و این روند رو تا همیشه ادامه بدی مثل غذا خوردن….
چون این ذهن هیچ وقت ضد ضربه نمیشه….
چون این موضوعات غذای روح هستند….
گاهی آدم یادش میره انسان فراموش کاره باید مدام یاد خودت بیاری اصل خارپشتی رو…
——————-
قانون خیلی خیلی ساده است….
و استاد این رو توی تمام دورهها بارها فریاد زده….
——————
موضوع بعدی که بچهها سوال پرسیدند راجع به بالا پایین شدن احساساته…
ما آدم هستیم و این برای ما طبیعیه که احساساتمون بالا و پایین بشه….
این طبیعیه که گاهی اوقات کسی روی حساسیت های ما دست بذاره و ما اذیت و عصبی بشیم…
و تمرین کنیم تمرین کنیم و تمرین کنیم تا تعداد دفعات این عصبی شدن رو کم کنیم… تا این عصبی شدنها رو به ناراحت شدن تبدیل کنیم…. تا این ناراحت شدنها رو به چند لحظه احساس کمی بد تبدیل کنیم…. تا جایی که سریعا آگاه بشیم و این احساس رو بتونیم کنترلش کنیم به احساسات خوب… خوبتر… خیلی خوبتر… و عالی…
خدایا چه چیزهایی گفته شد…..
اگر همینها رو خودم بتونم رعایت کنم معرکه است……
حال خوب با عوامل درونی درست میشه …..
عوامل بیرونی حال خوب کنکهای موقتند…
پس دنبال خوب کردن حالمون از طریق بیرون نباشیم…
راه درسته رو انتخاب کنیم….
تا حال خوبمون همیشگی بشه….
—————–
موضوع بعد در مورد مسیر بود…
مسیر درست…
مهم اینه که مسیر درست رو بریم…..
چه آروم بریم چه تند مهم نیست…
مهم صحیح بودن مسیره…..
شما اگر مسیر صاف و درست رو بری هر چقدر هم که آروم بری زودتر از اون شخصی به مقصد میرسی که مدام داره تصمیماتش رو تغییر میده و مسیرش رو عوض میکنه……
باز هم موضوع و جریان مسابقه خرگوش و لاک پشت میاد تو ذهن من……
————
موضوع بعد موضوع قرآن بود..
قرآن خیلی درس داره توش…
قوانین اصلی کیهان توی قرآن نوشته شده…
و این قوانین به وضوح توش نوشته شده…
و به سادگی…
حتی یک درصد آدمها هم توی این مسیر قرآنی نیستند…
توی این مسیر و آگاهی و فهمیدن قوانین اصلی کیهانی نیستند….
————-
یه موضوع جالب دیگه که برای خودم نوشتمش این بود…
استاد به هیچ عنوان دایرکتها رو جواب نمیده…
قبلاً بارها این جمله را از ایشون شنیده بودم و نمیفهمیدم چرا….
ولی با دوباره شنیدن همین صحبت و توضیحشون در حد تکاملم فهمیدم…
هیچ دلیلی نداره ایشون دایرکتها رو جواب بده…
ایشون یک سایتی دارن که صادقانه تمام آگاهیهایی که بهشون داده میشه رو دارن توی فایلها ارائه میدن….
با توضیحاتی تمام و کمال در حد تکاملشون….
اگر کسی میاد سوال میپرسه یعنی میخواد یکی دیگه به جاش فکر کنه….
و به هیچ عنوان این جواب نمیده…
به خداوندی خدا قسم ن روز اولی که احساس کردم این صحبتها حقیقت محضه و همون روزهای اولی که وارد سایت شده بودم و با استاد آشنا شده بودم شروع کردم به خریدن فایلها و فقط گوش میدادم….
خدا شاهده من این همه فایلهای پولی رو خریدم و گوش دادم امروز نتایجم رو دارم از فایلهای رایگان میگیرم….
گاهی میگم خدایا چقدر تو راحت در دسترسی که من حتی نیاز نبود پول بدم برای فهمیدن قوانین….
چندین و چند دوره خریدم …
ولی خداوند میخواست از راحتترین راه به من بفهمونه خودش رو….
تا چند وقت پیش خیلی سختم بود و زورم میومد که از توی فایلهای رایگان درسهام رو بگیرم…
به خودم میگفتم بابا تو اون دوره رو 10 میلیون تومن خریدی ب برو اونو گوشش بده چیه همش میپلکی توی فایلهای رایگان….
بعد به خودم گفتم چه اهمیتی داره…
اصل فهمیدنه..
نه چه جوری فهمیدن…..
مگه مهمه که از چه طریقی باشه از چه دستی باشه….
به خداوندی خدا قسم خوندن کامنتها که رایگان بودن کلی برام درس داشتند…..
ولی تکامله دیگه….
و خود همین تکامل درسها توشه…
اتفاقا منو مطمئنتر میکنه که این مسیر مسیر درسته….
——————-
و صحبت آخری که شد در فایل گام 3 موضوع این بود که خداوند میشه و همواره داره با ما صحبت میکنه…..
مثل یک ایستگاه رادیویی که همیشه داره امواج رو پخش میکنه…
و ما باید خودمون رو تنظیم کنیم و موجمون رو تنظیم کنیم و فرکانسهامون رو تنظیم کنیم روی موج مربوط به خداوند…
موج مربوط به خداوند همون موجیه که توش تمام خوبیهاست..
موجی که خداوند توشه توش ثروت و نعمت و سلامت و فراوانیه…
و این موج موجیه که هر شخصی که درش باشه لا خوف علیهم ولا هم یحزنون میشه براش….
نترسی هست بر او و نه غمی…
کی؟!
کی نترسی هست بر او و نه غمی؟!
وقتی که فقط خدا رو بپرستی و فقط از او بخوای که هدایتگرت باشه که نعمت و ثروت رو وارد زندگیت کنه و فقط چشمت به اون باشه فقط و فقط…
و اما راه رو براش باز بزاری و به اون بسپاری که از چه طریقی میخواد اونها رو به تو بده…
خداوندا بینهایت سپاسگزارم ابت آگاهیهای امروز که قبل از نوشتن این متن فکر میکردم خیلی خوب فهمیدمشون و الان بعد از نوشتن این متن هم فکر میکنم بهتر فهمیدمشون…
و اما قانون تکامل همیشگی ست….
و این دنیایی که باهاش آشنا شدیم دنیای بینهایتهاست…..
—————-
به لطف خدای بزرگم با تعهدی که به خودم دادم که زیر هر کدوم از گامهایی که پیش میرم کامنتی بزارم رو دارم انجامش میدم…
و درسهام رو ازش میگیرم….
و رشد میکنم….
——–
خیلی خیلی ممنونم از شما دوست عزیزی که کامنت من رو خوندی….
آرزوی این رو دارم که همیشه صدای هدایتهای خدای خودت رو به وضوح و به آسانی بشنوی…..
عمل کنی و پیشرفت کنی….
باز هم از استاد عزیز و توحیدی خودم ممنونم …
خدا رو واقعاً شکر میکنم که اون دستی که قرار بود منو به حقیقت برسونه شما بودید….
شما دست بسیار قشنگی هستید….
شما دست بسیار مطمئن و و سر راستی هستید….
مریم جان شایسته عزیزم واقعا همیشه ازتون ممنونم …
عاشق شدن شما نسبت به این مسیر ما رو هم داره رشد میده…
همیشه میگم خدایا شکرت که خانم شایسته دوست داره فایل ضبط کنه از زندگیش..
همیشه میگم خدایا ممنونم ازت که همچین شخصی هست که علاقهاش از اون سر دنیا داره به درد من میخوره….
ممنونم ازت عزیزم ممنونم واقعاً…
طعم نوشتن کامنت توی سایت واقعا شیرینه…
خدایا شکرت بابت همه این آگاهیها..
و خدانگهدار همه شما باشه….