live | پاسخ های کلیدی به چند سوال
نکته مهم: فایل فقط به صورت صوتی است
سوالاتی که در این فایل پاسخ داده شده است شامل:
- منظور از نگرش خالق یا نگرش واکنش دهنده چیست؟
- منظور از تقوا چیست؟
- آیا هر شرایطی هرچقدر نادلخواه را می توان در زندگی تغییر داد؟
- چگونه به احساس خوب پایدار برسیم؟
- درباره دریافت الهامات خداوند بگویید؛
- عملکرد توحیدی درباره مهاجرت، چگونه است؟
- با چه باور و منطقی جلوی حسادت کردن را بگیریم؟
- چگونه به احساس خوب پایدار برسیم؟
- از کجا بدانم که در چه فرکانسی هستم؟
- استاد آن زمان که در بندرعباس پیاده روی می کردید و فایل گوش می دادید، موضوع آن فایلها چه بود؟
نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی ام
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی live | پاسخ های کلیدی به چند سوال10MB11 دقیقه












به نام خدای مهربان
خداوندی که در هر لحظه از زندگیم، دارم به لطف کار کردن مداوم بر روی خودم حضورش رو بیشتر در زندگیم احساس میکنم. خدایی که دارم حضورش رو در شادیم، حال خوبم، آرامشم، انجام دادن کارهای مورد علاقم، اعتماد به نفسم، احساس لیاقتی که میکنم، هر فایلی که توی این سایت بینظیر میشنوم و به دانشم در مورد قوانین این جهان اضافه میکنم، هر باوری که در دفترم مینویسم و روش کار میکنم، هر موفقیتی که تاحالا کسب کردم، در قسمت نشانه امروز من که هر روز به طرز معجزه آسایی منو به فایلی هدایت میکنه که از همه بیشتر بهش نیاز دارم، هر طرحی که انتخاب میکنم و نقاشیش میکنم و … حس میکنم. انشاءالله که هر روز این ایمان من بیشتر بشه و بتونم در تمامی جنبه های زندگیم همواره روبه رشد و پیشرفت و حس خوب باشم.
از تاثیرات خیلی مهم کار کردن بر روی خودم، میتونم به این نکته اشاره کنم که توی این چند روز به طرز عجیبی ارتباط بین مغز و قلبم خیلی قوی شده؛ به این صورت که اگه قلبم چیزی رو بعنوان ورودی نامناسب مغزم بدونه، مغزم به طور ناخودآگاه اون مطلب رو پس میزنه. این ارتباطه انگار باعث شده مغزم در راستای قلبم کار کنه و در کنترل خواسته های من کار کنه. یعنی هر چیزی که بعنوان ورودی میبینم (از اتفاقات دور و برم تا مثلا چیزی مثل یه ویدئوی یوتیوب)، از چیزهایی که بعنوان ورودی میشنوم (از حرف های اطرافیانم تا یه فایل صوتی، یه موسیقی و …) هر چیزی که بعنوان یک فکر درون سرم میاد تا مثلا در مورد یه موضوعی نظر بده (که معمولا چون این همه سال اینطوری تمرین دیده این عمل به طور ناخودآگاه اتفاق میفته)، ارتباط گرفتن و وقت گذروندن با آدمای دورو برم؛ میتونم بگم روی تک تکشون حساس شدم و زوم کردم و کاملا آگاهانه روی احساس قلبیم در مورد حرف ها، اتفاقات و ورودی ها تمرکز کردم. نه که بخوام با پیش فرض های قبلیم اونا رو قضاوت کنم، چون این کار کاملا اشتباهه بلکه صرفا تابع حسی هستم که قلبم در مورد اون موضوعات داره. و میبینم که این چند روزه که کار کردن رو به صورت مداوم بر روی خودم شکل دادم، چقدر راحت میتونم یه محتوایی که حس بدی رو بهم انتقال میده و داره احساس بد و منفی رو پراکنده میکنه به راحتی پس بزنم و اصلا برام مهم نباشه که اون حرفی که داره زده میشه از طرف چه کسی داره زده میشه و یا چقدر بقیه دارن بهش توجه میکنن و ازش تعریف میکنن. اصلا برام اهمیتی نداره که حرف هایی که زده میشه از طرف چه کسیه چون قبلا خیلی پیش میاومد که افراد خیلی موفق و خوبی رو قبول داشتم و هرچی میگفتن رو باور میکردم چون:
1. احساس کمبود عزت نفسم باعث میشد فکر کنم چون اونا موفق شدن پس هرچی میگن درست تر از منه و همه حرفاشون درسته و بر اساس تجربه است.
2. هیچ فیلتری برای ورودی های مغرم نداشتم و قانون فرکانس رو رعایت نمیکردم که ورودی های ذهنم رو آگاهانه انتخاب و کنترل کنم.
اما الان به لطف خدا به شدت بر روی این مسئله دارم کار میکنم و به لطف خدا هر روز بهتر از دیروز مسئله تقوا یا به قول استاد کنترل ذهن رو یاد میگیرم و بهش مسلط میشم.