اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدارو شکر میکنم که منو توی مسیر درست قرارداده،استاد جان من تا حالا از محصولات شما به جز فایلهای رایگان استفاده نکردم اما با همین نکته های ریزی اما مهمی که توی فایلهای رایگان میفرمایید خیلی از لحاظ مالی و روابط عاطفی و همینطور مالی پیشرفت خوبی داشتم،من از روزی که فایلهای روزشمار زندگی من رو شروع کردم متوجه شدم من ی خواسته ای دارم که سالها دوست داشتم بهش برسم اما هرگز براش زحمتی نکشیدم و فقط توی دلم میخواستم ولی با شروع این دوره رایگان که به نظرم بسیار بسیار ارزشمند هست سعی کردم ی کاری برای رسیدن بهش انجام بدم و الان که حدود دو ماه از شروعش میگذره هر روز دارم براش ی قدم برمیدارم و توی دفترم ایده هایی که بهم داده میشه رو بنویسم و باور جدید خوب برای اون بسازم،بله من توی این مدت کاملا به حرف شما رسیدم که باید به ایده هایی که داده میشه عمل کنم،و دنبال ایده هایی باشم که با شرایط فعلی من همخونی داشته باشه و خدا رو شکر میکنم که در تمام این مدت با احساس عالی و با عشق قدم برداشتم،خدایا شکرت.استاد عزیز از شما هم بسیار تشکر میکنم برای تمام این امکاناتی که توی سایت در اختیار ما قرار دادید،ممنون و سپاسگزار خداوند هم هستم که با شما آشنا شدم.الهی شکر.یا حق
سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم.
رد پایی از قدم هفتمم
از روزی اولی که تعهد دادم روی ای پروژه کار کنم تا امروز خودم را بررسی کردم چقدر تغییر کردم خدا را صد هزار مرتبه شکر چقدر همزمانی های قشنگ برایم اتفاق میفته تعداد شأن خیلی زیاده هر چیزی را که از خدا میخایم تحقق پیدا میکنه البته در حد که برای ذهنم باور کردنی است مثل امشب گفتم خدایا امشب نمیخایم غذا بپزم فقط میخایم آرام بشینم روی باور هایم کار کنم یک غذا آماده میخایم ده دقیقه طول نکشید مادرم غذا آماده آورد خدایا هزاران مرتبه شکرت.
اتفاق قشنگی بعدی امشبم یک پرده داریم اتو کردنش یکم سخته چون تپل و ضخیم است مادرم روز شسته بود شب مرا گفت اتو بزن از خدا خواستم این یکی را اتو نزنم همینکه خواستم اتو کنم برق رفت خدایا شکرت که چقدر خواسته های مارا اجابت میکنی وقتی برق آمد خود مادرم اتو زد.خدایا شکرت شکرت.
نگاهم به تضاد خیلی خوب شده البته به اندازه که روی باور هایم کارمیکنم.
مثل الان چهل روز پیش یک برادر جوانم سکته قلبی کرد و فوت کرد من نسبت به دیگران آرام تر بودم حالا برادرم دیگرم سکته کرده دیگرا گریه میکنن ولی من در کمال آرامشم وقت خودم را در سایت می گذرانم که بهترین منبع است برایم
درسته چند ساعت اول ناراحت شدم چون اصلا باور نمیشد دو برادر جوانم سکته کنه ولی با منطق این که خدا همان که قسم که بدنیا آورده دوباره پس میگیره فقط چند مدت که باهم بودیم لذت بردیم.و این دو اتفاق برایم خیلی درس ها هم داشت که فقط در لحظه زندگی کنم و از زندگی که در لحظه دارم لذت ببرم نه در گذشته و در آینده زندگی کنم چون امکان داره یک ساعت بعد نباشم مثل برادرایم.
نگاهم به دنیا خیلی قشنگ شده از همه چیز سپاسگزارتر شدم از چیز هایی که خودم دارم ودیگرا داره حتا از بخاری گرم خانم برادرم ، از چهره صاف همکارم ، از مسیر راهم ،از توانایی هایم،از سایت که منبع توحیده،از موبایل ام ،از انترنت، از تنها قدم زدن در فصل خزان،از کشورم افغانستان ،از کارم که عاشق اش استم،از دانش آموزان و از همه اتفاقات روزانه ام هزاران بار سپاسگزاری میکنم حتا شده وقتی از جایم بلند میشم خود آگاه میگم خدایا شکرت تبدیل شده به یک روتین.
حالا دقیقا 12:13 شبه که فردا خاک سپاری برادرم است و من این کامنت را مینویسم در کمال آرامش البته یکم دلتنگ برادرم استمکه طبیعی است چون از خودم انتظار ندارم که یکدفعی به تکامل برسم همین که نسبت به مرگ برادر اولم در آرامشم، توحیدی تر فکر میکنم و ذهن خود را کنترل میکنم که چه خوراکی بدم این یک دنیا ارزش داره چون تکاملم طی میکنم خدایا هزاران بار سپاسگزارم.
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم ازت ممنونم که دستی از خدایی شدی برایم.
خدایا شکرت شکرت که دارمت و قشنگ تجربه ات میکنم که نزدیکی به من خیلی نزدیک،در وحود منی.
زندگی من پر از تضاد بوده استاد، تضادهایی که منو ساخت و رشد داد.
از تضادها در شغل گرفته تا روابط عاطفی و خانوادگی…
چقدر فایلهای این پروژه جواب تک تک سوالهای منه
حس میکنم هر روز با دیدن هر فایل دوباره متولد شدم و خدا بغلم کرده
احساس سبکی و آرامش عجیبی بعد از گوش دادن به این فایلها دارم.
استاد من همیشه دیگران رو تحسین کردم و براشون خوشحال بودم
همیشه از موفقیتهای هم سن و سالام و دوستام و اعضای خانوادم حالا هر موفقیتی در زمینه ی مالی ، عاطفی و…. اینقدر خوشحال میشدم که انگار برای خودم اون موفقیت اتفاق افتاده… اولین کسی که بهشون تبریک میگه و حتی اشک شوق براشون میریزه منم
همیشه بجای اینکه بگم خوشبحالت میگم واقعا خوشحالم برات و نتیجه ی این کارم رو دیدم بهترین همسر دنیا رو دارم که باهاش احساس خوشبختی میکنم که با من هم مدار و هم فرکانسه و اونم سایت شما رو دنبال میکنه و مهمتر از همه یه قلب مهربون دارم که فقط برای همه شادی میخواد..
اما در مورد ایده ها:
6ساله آنلاین شاپ دارم ولی نتیجه ی خوبی نگرفتم اونم بخاطر باورهای اشتباه مثل اینکه مردم ندارن ازشون کمتر پول بگیر و….
و چون با چندتا تولیدی کار میکنم و حالت واسطه ای دارم راضی نیستم و میخوام روو پای خودم وایسم
تا چند وقت پیش با گذروندن چند قدم از دوره ی عالی 12 قدم سعی کردم روی باورهام کار کنم ایده ی فروش حضوری به ذهنم رسید و بهش عمل کردم. و چون اون ایده با شرایط الانم هماهنگ بود تونستم نتیجه ی خوبی بگیرم با فروش چندتا تیشرت و جوراب شروع کردم و همشو فروختم راستشو بخواید همسرم گفت من سرمایه ی اولیه اش رو بهت میدم منم خوشحال شدم ولی بار بعد حس کردم بازم مسئولیت رو به عهده ی عامل بیرونی گذاشتم باید خودم دست ب کار بشم نجواهایی اومد ک تو ی سرمایه ی بزرگ میخوای چیه داری با پول کم سفارش کم میگیری اینجا بود ک باز ناامید شدم ولی با دیدن این فایل فهمیدم باید این ایده رو رها کنم و با همون سرمایه ی کم ادامه بدم تا نتیجه ی بهتری بگیرم چون این ایده بیشتر از شرایط الان منه….
هرچند با ایمان به خداوند و تعهد ب پروژه ی خانه تکانی ذهن و درست کردن باورهام و شجاعتم پول و برکت داره میاد توی زندگیم از جایی ک فکرشو نمیکنم و میتونم خودم با درآمد خودم سفارش بگیرم
استاد با تمام وجود از تمام تلاشهای شما و مریم بانوی عزیز سپاسگزارم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام هفتم
باورهایی برای امکانپذیری آرزوها
هر چیزی که بخوایی میتونی به وجود بیارین
هر چیزی که توی زندگیم دارم به خاطر تضادهایی که بهش برخوردم
اون تضادها باعث شد که این خواستهها به وجود بیاد
وقتی باورهاتون درست میشه همه اون تضادهایی که خیلی گریه ناراحتی داشتن باعث شادیتون میشه
برای خواستههامون سعی کنیم تعهد بدیم و واقعاً به صورت جدی روی باورهامون کار کنیم، آرزوهاتون رو فراموش نکنید فکر نکنید من چون اینو ندارم تا ابد هم نمیتونم داشته باشم اتفاقاً اونا باید انگیزه به شما بده و این انرژی رو در شما آزاد کنه که برید به سمت خواستههاتون
نه اینکه بگید چون من ندارم چون نمیشه بشینم حسرت بخورم بشینم به اونایی که دارن فحش بدم کاری که همه مردم میکنن
اگر میخواهید مثل همه مردم نتیجه نگیرید مثل همه مردم عمل نکنید
آرزوهاتون رو نگه دارید بنویسید،
پس اون چیزهایی که میبینید خودتون ندارید فکر نکنید که قراره که تا ابد نداشته باشید
من اون موقعها با این نگاه بود که اِ یک خواسته دیگه هم شکل گرفت اینم میخوام، یعنی با این نگاه به قضایا نگاه میکردم نه با این نگاه که اونا دارن من ندارم الهی کوفتشون بشه
الهی فلان بشه
میگفتم خدایا شکرت اینم میتونم داشته باشم
به جای اینکه ناامید بشم به جای اینکه بگم چرا بقیه اینو دارن چرا اینجوریه چرا من نمیتونم به خودتون بگید که من الان با این باورها این جایگاه رو دارم باورهام تغییر کنه همونجور که بقیه تونستن این نعمتها رو داشته باشن منم میتونم داشته باشم
همه چیز برمیگرده به باورهای خودم
دوست داشتم اینو بدونید و ازش استفاده کنید و بدونید هیچ محدودیتی در کار نیست هرچی که هست توی ذهن ماست اگر چیزی نداری به این دلیل نیست که ناتوانی به این دلیله که یه سری باورها رو از گذشته داشتیم که به ما کمک نکرده برای اینکه داشته باشیم یکی از مهمترین اون باورها اینه که ما مسئولیت زندگی خودمون رو دادیم دست دیگران باورهامون رو درست کنیم خود به خود همه چیز درست میشه
همه چیز تغییر میکنه
تحسین کنید آدمهایی که نعمتهایی که شما میخواهید رو دارن خوشحال باشید به خاطرشون
بنویسید که من خوشحال شدم که اینو دیدم که یه خواستهای برام شکل گرفت
از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم که در مورد این حرفها با کسی صحبت نکنم چون دیدم باورهای منو هم خراب میکنه
خیلی از آدمهای انگیزه بخش بودن که بهم میخندیدن میگفتن شتر در خواب بیند پنبه دانه
از یه جایی به بعد با کسی صحبت نکردم حرفی نزدم نگفتم که میخوام به چی برسم نشستم روی خودم کار کردم،
روی خودم کار کردم فکر نکنید نشستم تو خونه رو خودم کار کردم
نه روی باورهام کار میکردم داشتم مسافرکشی هم میکردم با تاکسی توی بندرعباس
روی باورهام کار میکردم تو تهران داشتم کار میکردم پوستر تو دیوار میچسبوندم،
این نیست که بگم من نشستم خونه خوابیدم روی باورهام کار کردم
نه روی باورهام کار میکردم هر ایدهای هم که همون موقع به ذهنم میومد عمل میکردم
به صورت تکاملی ایدههای خوبی میاد اولش ایدههایی میاد که یه ذره از فضای قبلی بهتره بعد روی باورهات کار میکنی اون ایده رو عمل میکنی ایدههای بهتری میاد
یه ذره بهتر
عمل میکنی
آی ملت عمل میکنید به ایدههاتون
هیچ کاری نمیخواد بکنه هیچ حرکتی نمیخواد بکنه
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
وقتی ایدهای به ذهنت میاد داری تغییر میکنی ایده رو بهش عمل کن
چه ایدهای رو عمل کنی؟؟
ایدهای که برنمیگرده به عوامل بیرونی
نمیگه که اگر میخوای فلان کارو بکنی باید بری با فلانی شریک بشی
باید فلان وام رو بگیری
ایدههایی که با شرایط فعلیتون قابل انجامه فقط کافیه بند کفشت رو سفتتر ببندی فقط کافیه که یه ذره همت اراده باور ایمان داشته باشی
ایدههای اینجوری رو عمل کنید تاکید میکنم اون ایدههایی که به شما الهام میشه یه چیزی یه ذره بهتر از وضعیت فعلیتونه
اگر ایدهای به شما الهام میشه یه چیزی خیلی از وضعیت فعلی شما بالاتره هنوز فاصله دارید باهاش
اونو رها کنید یه چیزی یه ذره بهتر اوضاع رو یه ذره بهتر کنه همینجوری یه ذره بهتر یه ذره بهتر
بعضیها میخوان همون یه شبه یه ماهه یه ساله میلیاردر بشن
همون یه ذره بهتر همه چی رو به شما میده، فکر نکنید این ماشین و موتور و خونهها منو خوشبختترین آدم دنیا کرده
نه خوشبختی برای من از همون موقعی بود که توی خیابونهای بندرعباس پیاده راه میرفتم و خدا را شکر میکردم و تحسین میکردم زیباییهای اطراف رو
تحسین میکردم ثروتمندها رو
خوشبختی احساس خوبه
نه ماشین و خونه
اگر تو بهترین کشور دنیا باشی بهترین وسایل زندگی هم داشته باشی اما فکرت بیمار باشه غصه بخوری گیر بدی غر بزنی نق بزنی تو دلت کینه و نفرت داشته باشی هیچ وقت خوشبخت نیستی
اما اگه باورهات درست باشه و از لحظاتت لذت ببری و تمرکزت رو بذاری بر روی زیباییها حالت خوب باشه ثروت و خوشبختی نتیجه حال خوبه
نتیجه طبیعی باورهای خوبه
خودش وارد زندگیت میشه
نمیخواد کار خاصی بکنی
این بحث توحیدی که من روش اینقدر تاکید میکنم این بحث توحیدی همون نگاهیه که مسئولیت رو بندازیم گردن بقیه و از بقیه انتظار داشته باشیم یعنی شرک
چرا اینقدر در مورد شرک و توحید صحبت میکنم به خاطر اینکه کل داستان همینه
اینکه یه روزی که من خدای خودم رو باور کردم گفتم بقیهای وجود ندارن،
خدا کجاست؟؟
تو قلب منه، با منه، خدا پیش منه، منو خدا یکی هستیم
توی قرآن هرجا از کلمه سخر
از ریشه سخر به معنای تسخیر به معنای مسخر شدن استفاده کرده گفته ما فلان کوهها و دریاها و زمین و آسمون را مسخر خودمون کردیم
توی آیههای دیگه اومده عین همونها رو گفته ما مسخر شما کردیم
یعنی ما و خدا با هم یکی هستیم با هم
تفاوتی نداریم
ما از خداییم
ما باورهای خدایی داشته باشیم مثل خداوند زندگی خودمون رو خلق میکنیم
چون اون وعده رو به ما داده
آیه صریح قرآنه
میگه وقتی به زمین اومدید هدایت از طرف من میاد هرکی از هدایت من پیروی کنه لا خوف علیهم ولا هم یحزنون
هرچی توی زندگیمون داریم به واسطه ی برخورد با تضاد ها به وجود اومدن
؛من خودم از روزی که با قانون آشنا شدم هر چند وقت یه بار از لحلاظ مالی صفر میشدم سخت بود برام ولی همیشه یه جوری آشغال ها رو میزدم زیره مبل ،اما این سری آخر که همین چند روزه پیش بود خیلی اذییت شدم و از خدا خواستم و هدایت شدم به این دوره ی رایگان و فهمیدم که توی این سه سال هیچ وقت برای انجام تمرینات تعهد نداشتم و بخاطره همین هم تغییر اساسی نکردم خودم و باور هام و این تضاد بالاخره بعد از سه سال به من فهموند که برای تغییر بنیادین باور ها باید جهادی اکبر به پا کنم و برای هر حرف استاد الگو ومنطق بیارم تا ذهنم اون هاروبپذیره و برام باور پذیر بشه .نه این که فقط گوش کنم و دنبال آگاهی جدید باشم
2بجتی اینکخ با دیدن شرایط خوب دیگران ناامید بشیم به خودمون بگیم من شرایط الانم بخاطر باور های الانمه ،که با تغییر باورهام میتونم همین نعمت هایی که دیگران دارن رو داشته باشم
اگر کسی تونسته داشته باشه یعنی منم میتونم
قانون برای همه یکیه
اگر ندارم به این معنی نیست که ناتوانم به این دلیله یک سری باور هایی از گذشته داشتم که به من برای رسیدن به خواسته هام کمک نکرده
3درمورد خواسته اه و آرزوهامون با گسی صحبت نکنیم این فقط خراب کردن باور ها وانرژی های خودمونه
*(از یکی از استاید خارجی شنیدم که وقتی خواستمون روتوی ذهنمون نگه میداریم و کسی نمیگیم خیلی انگیزه و انرژی بیشتری برای رسیدن به اون داریم )
هممون این رو تجربه کردیم وقتی خواسته هامون رو بین همه جار میزنیم کم کم انگیزمون رو برای رسیدن به اون از دست میدیم و چون برای ذهن عادی میشه انگاری دارش و دیگه تلاشی نمیکنه برای رسیدن به اون
4برای کار کردن روی خودمون کارمون رو کنار نزاریم و توی همه ی شرایطی روی خودمون کار کنیم
من میخام تجربه خودم رو از رها کردن کارم بگم
من اون اول ها که با قانون آشنا شدم روزانه 2 الی 3 ملیون درآمد داشتم ولی کاره مورد علاقم نبود
وقتی کمی به فایلها گوش دادم اومد اون کار رو رها کردم و خودم رو بدون ورودی مالی کردم ،الان هنوز ورودی مشخصی بعد 3 سال ندارم و این باعث شد که هرچی احساس لیاقت و عزت نفس ساخته بودم ازبین رفت ومنی که از 10 سالگی پول میساختم الان توی 30 سالگی این فشاره بزرگی بهم بیاره
البته به لطف خدا کم کم دارم مسیره مورد علاقمو با عمل به الهاماتم و هدایت خداوند پیدا میکنم
اگر یه بار شده پس بازم میشه
وقتی روی باورهامون کار میکنیم متناسب باشرایط فعلیمون یه سری ایده هابه ما به صورت تکاملی میاد که برای انجام دادنشون نیاز به اراده ی کمی قوی تر داریم،ایده های بزگی که برای انجام دادنشون زیاد سختی باید بکشیم و دست به دامن عوامل بیرونی مثل وام و قرض یا کمک دیگرا ن هست رو باید رها کنیم ،اون ها برای بعدا هست
5خوشبتختی به این معنا نیست که ما تو
ی زندگیمون همه چیز داشته باشیم
خوشبختی احساسه خوبه و ثروت نتیجه ی طبیعیه احساس خوبه و نمیخاد بخاطرش کاره خاصی انجام بدیم
6 وقتی مسئولیت زندگیمکن رو بپذیرم باور میکنیم که خدا همیشه بامنه ،توی قلبمه و من و خدا یکی هستیم و هرچی برای پیشرفت رو نیازه داشته باشم رو من میگه ،خودش توی قرآن گفته که ما زمین و زمان رو مسخره شما کردیم
*خداوند توی قرآن میگه شما به زمین هبوط کردیدو حتما از سمت من هدایت هایی برای شما میاد و هرکس که از هدایت های من پیروی کنه نه غمگین خواهد بود و نه ترسی بر اون هست
به هیچ وجه ما رها شده نیستیم ،وقتی به خداوند وصل بشیم همه چی بهمون گفته میشه
مثل موسی و یا مادرش که خدا رهاش نکرد،مثل یوسف،مثل یغوب ،مثل حضرت محمد توی جنگ خندق ،مثل ایده ی تند خوانی به استاد عباسمنش
انسان از روزه اول برای غذا خوردن ،خوابیدن ،برای تولید مثل،کشف کردن آتش ،برای خوردن گوشت حیوانات(برای آب پز کردن،و بعدکباب کردن)،برای آرامش گرفتن،برای درامان ماندن از خطرات ،برای هر مشکلی که میتونسته داشته باشه هدایت شده
حالا چطور فراموش کردیم این همه هدایت رو و الان توی کوچیکترین مشکلات سر در گم و پر از ترس میشیم
خودم رو میگم تا الان هزاران بار هدایت شدم که آقا آروم باش و از زندگیت لذت ببر خدا کارهارو انجام میده و انصافا همشه به بهترین شکل انجام داده غیر از مواردی که به صلاحم نبوده
ولی تا یه کمی اوضاع سخت میشه و یه مشکلی پیش میاد دوباره میریزم به هم دیگه و ناسپاس میشم و چنان میچسپم به اون مشکل که نمیزارم خدا حلش کنه
خیلی مهمه این رها بوده توی همه ی جوانب زندگیمون کاری که استاد عباسمنش عالی انجامش داده
“تضادها”، انگیزه های لازم برای حرکت در مسیر خواسته ها را در ما ایجاد می کنند؛
چگونه – حتی در شرایط نامساعد – ذهن خود را به سمت آنچه می خواهیم، جهت دهی کنیم؛
من یکی دو روز میشه که به یه تضادی کوچیکی برخوردم که ذهنم رو درگیر کرد،
یه موضوعی که مر بوط به پمپ آب ساختمون ما میشه،
خدارا شکر همین الان که دارم می نویسم این موضوع حل شد،
ولی توی این یکی دو روزه نا خود آگاه یسری ترس ها و نگرانی های بی ربط سراغم اومد که حالم رو بد کنه،
من همشه از خودم سوال می پرسیدم که دلیل این حسن چیه؟ حواست هست ترس الکی تو دلت افتاده؟ دلیل نگرانیت چیه؟
ببین چی داره توی ذهنت می گذره که این حس رو تو وجودت ایجاد کرده؟
من هر موقع که یکم از این سایت و آموزشات فاصله می گیرم یه سری ترس ها و نگرانی های الکی میاد سراغم و من متوجه میشم که از مسیر دور شدم،
من تقریبا بیشتر از یک هفته میشه که تمرکزی رو دوره هام کار نکردم، چون تمرکز رو کلاسم هست که ان شاالله موفقانه فردا تمام میشه،
درسته هر شب یه کامنت می زارم ولی اگر روزانه چندین ساعت فایل گوش ندهم دور شدن از اصل رو تو وجودم احساس می کنم، با حس های بدی که سراغ میاد،
خدارا شکر می کنم که الان حسم خوب شد تضاد بر طرف شد درسشو گرفتم و بزرگتر شدم با حل این مسئله،
خدارا شکر میکنم که این فایل نشانه ای امروزم بود و در بهترین زمانش به دستم رسید، تا حال منو خوب کنه،
من همیشه از تضاد ها ترس داشتم،
یادمه از بچگی همیشه دعا می کردم که خدا فلان اتفاق نیوفته که من می ترسم، فلان مشکل و مسله برام پیش نیاد که توانایی حل کردن شو ندارم،
و…..
ولی از موقع که با مباحث سایت آشنا شدم این دیدگاهم رو تغیر دادم، الان اینجوری دعا می کنم که خدایا منو از تضاد های که تو زندگی پیش میاد بزرگتر کن تا توانایی حل کردن شونو داشته باشم،
تضاد ها جزئ از زندگی هستن، امکان نداره تو زندگی تضادی پیش نیاد،
فقط ما باید ظرفیت مونو بالا ببریم،
این جملات رو همیشه و هر موقع که تضادی برام پیش میاد که می خواهد حال منو بد کنه با خودم تکرار می کنم خیلی حسم بهتر میشه،
خدارا شکر خیلی بهتر از قبل شدم توی این زمنیه ولی خیلی جاداره رو خودم کار کنم،
شرایط کنونی، حاصل باورهای ماست. به اندازه ی بهبود باورهای ما، شرایط کنونی هم بهتر می شود؛
خدارا شکر می کنم که صفر تا صد مسولیت زندیگم رو پذیرفتم، و میدانم که شرایط الانم باور های خودم هست، و خودم خلقش کردم،
هماهنگی با خداوند یعنی: به احساس خوب
رسیدن در دل همین شرایط کنونی؛
این روزها نشانه های زیادی دریافت می کنم که باید توحیدی تر باشم، باید بیشتر توکل کنم، باید بیشتر بسپارم به خالق توانا و رها تر باشم،
توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
خدارا شکر می کنم که توی این زمینه خیلی خوب عمل کردم،
و میتونم بگم که تقریبا هیچ توقعی از دیگران ندارم و مسولیت تمام زندگیم رو پذیرفتم،
رابطه ما با خداوند به عنوان انرژی خالق؛
خدای مهربانم می خواهم بیشتر حضورت را درقلبم و در زندگیم احساس کنم،
می خواهم متوکل تر و نترس تر باشم،
خدایا هدایتم کن به سمت توحید به سمت قرآن به سمت هر آنچه که منو بتو نزدیکتر می کنه،
خدایا هزاران بار سپاسگزارم بابت همه چی!
خدایا شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت ایجاد این فضایی بهشتی،
واقعا نمی دانم اگر عضو این سایت نمی بودم و با قوانین آشنا نمی شدم الان کجایی این دنیا بودم و با چه سختی زندگی می کردم،
خدایا هزاران بار سپاسگزارم که هدایتم کردی به مسیر درست…!
بهترین انگیزه ای که از حرفهای استاد میگیرم اینه که باورای خودت تا اینجا رسوندتت دوسش نداری خودت میتونی تغییرش بدی و بهتر باشی
دومین نکته اینکه هر ایده ای به ذهنت میرسه باید اجرا بشه به شرط اینکه شرایط اجراش باشه و به خاطر اون ایده وام وقرض نگیری و خیلی اذیت نشی امیدوارم آرزوهای از یاد رفتم رو که فکر میکردم دیگه نمیشه بهش رسید رو دوباره به یادم بیارم و برای رسیدنش برنامه ریزی کنم ای کاش از سالها پیش قوانین رو میدونستم ای کاش از فیلتر میدونستم باید درون رو تغییر داد تا بیرون تغییر کنه
سلام به استاد عزیز، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
آرزو های خود را فراموش نمیکنم، اگر الان ندارم این به این معنی نیست که تا ابد نداشته باشم ، همین نداشتن های امروزم برایم انگیزه میشود و انرژی را آزاد میکند تا به خواسته هایم برسم ، به قول استاد عزیز بعد از این ، به هر تضاد میگویم ، آه چقدر خوب یک خواسته دیگر هم شکل گرفت
اما، با درست کردن باور ها میتوان از تضاد ها خواسته ها را بدست آورد
الان که اینجا هستم نتیجه باور های من است ، پس باور هایم را تغیر میدهم و همانطور که دیگران توانستن نعمت ها را داشته باشند من هم بدست میاورم ، و اگر من همه نعمت ها را ندارم به معنی این نیست که من ناتوان و از دیگران کم هستم , بلکه آنها باور های خوب داشتن و من باور های داشتم که کمک ام نکردند ، پس روی باور های خود کار میکنم و آنها را بخاطر نعمت های شان تحسین میکنم و برایشان از عمق دل خوش میشوم
روی باور های خود کار میکنم و زندگی ام را همچنان در هر شرایطی که هست پیش میبرم ، ایده های کوچک که میایند به آنها عمل میکنم ( ایمان بدون عمل حرف مفت است ) ، تکاملی این ایده ها بزرگتر میشود و با عمل کردم به آنها نتیجه ها هم تکاملی بدست میاید ، از ایده های استفاده میکنم که در شرایط فعلی من امکان پذیر است ، مثلا ایده شریک شدن با دیگران و وام گرفتن ، یعنی از ایده های که به عوامل بیرونی ربط دارد استفاده نمیکنم
خوشبختی احساس خوب است، که از ، در صلح بودن با خودم ، لذت بردن از هر لحظه و تحسین زیبایی های که میبینم و لذت بردن از همین زندگی الانم ،بدست میاید ، وقتی حال من خوب است پس ثروت هم وارد زندگی ام میشود ، چون حال خوب مساوی به اتفاقات خوب است
وقتی خدا را باور کنم ، بقیهٔ وجود ندارد ، و از شرک هم پاک میشوم ، مسولیت را به دیگران نمی اندازم و از دیگران توقع هم ندارم برای تغیر زندگی ام .
باید به خداوند وصل شوم تا در همه مسیر هدایتم کند، خودش به من وعده هدایت داده من را تنها نگذاشته و اگر من ازهدایت خدا پیروی کنم نه ترس دارم و نه غمگین ام
سلام خدمت استاد عزیزم ، مریم جان دوست داشتنی و تمام همراهان نازنینی که دارن کامنت من رو مطالعه میکنن
به نشانه ی روزانهم اعتماد کردم و وارد این صفحه شدم
اولش یکم شک داشتم که فایل رو ببینم یا نه
برم دوباره روی دوره ی دوازده قدم کار کنم
اما به هر حالی که بود تصمیم گرفتم که از آموزه های این فایل بهره ببرم
و بوووووممممم…..
دقیقا جواب سوالی که مدتها در ذهنم بود رو گرفتم
و چقدر خوشحالمممم
چند وقتی میشه که تمرکز کردم برای رسیدن به یکی از خواسته هام و طبق اموزه های استاد میدونم که برای رسیدن به خواسته ی خودم باید بتونم افرادی که در حال حاضر صاحب اون موقعیت هستن رو تحسین کنم
اما هر بار که پیش میومد نجواهای ذهنیم اجازه نمیداد که بتونم با حال خوب تحسین کنم ، که معمولا از قدرت کلامم استفاده میکردم و سعی میکردم با کلام ذهنم رو کنترل کنم
از خدای مهربونم خواستم که کمکم کنه و راهی رو پیش من باز کنه که بتونم دیگران رو راحت تر تحسین کنم
و همین امروز هدایت شدم به این صفحه
خدایا شکرت ^-^
الان فهمیدم که اولا الان صاحب اون موقعیت نیستم و این به معنی ابدی بودن نیست و در آینده بدستش میارم
دوم اینکه شرایط کنونی من بخاطر باور های منه و چون دارم روی باورهام کار میکنم شرایط من هم تغییر میکنه
سوم اینکه از این به بعد در چنین موقعیت هایی میگم ” من خوشحالم که این صحنه رو دیدم و خواسته اش در وجودم متبلور شد ، خداجونم منم میخوامششش”
چهارم اینکه اگه یکی تونسته بهش برسه قطعا منم میتونم بشرط درست کردن ذهنیت مناسب
و آخرین مورد اینکه ” من الان احساسم خوبه ، حالم خوبه پس خوشبختم”
همون طور که استاد تو فایل جلسه ی 1 قدم دوم توضیح میدن که ما میخواییم به خواستمون برسیم برای اینکه احساس خوب رو تجربه کنیم
خب من همین الان هم شادم و خوشحالم پس خوشبختم
حالا بیشتر روی خودم کار میکنم تا به خواسته هام برسم برای اینکه خوشبخت تر و خوشحال تر باشم
شکر گزار حضرت عشق که اگر لازم باشد هر کاری می کند تا ما را برگرداند
سلام همراهان گرامی
امروز به لطف او دریافتم که اگر دنیا برای تو به شکلی می خواهی نیست
وقت آن از آن تضاد ها استفاده کنی، آن ها را جایگزین کنی با چیزی می خواهی
به اینگونه که در درونت ببینی که با چه می توانم آن چیز دوست داشتنی برسم.
آن شرایط مثبت و رحمت و ثروت بی نهایت و عشق اش و سلامتی برایمان می خواهد
ما هم میتوانیم و میشود.
این یک مسیر است، با جلو رفتن هرروز در آن لذت بیشتر میبریم
و با این تضاد ها ما انرژی میگیریم تا به سمت خواسته هایمان پیش برویم تا باور هایمان را بهبود ببخشیم.
خداوند به ما الهامات تکاملی می دهد و باید به آن ها با اراده، تعهد، تمرکز به مسیر و زیبایی ها عمل کنیم
خداوند پاسخ این حرکات را میدهد.
این زندگی عادلانه است یک دلایل آن این است که ما مسئول 100% زندگی خود هستیم و خودمان آن را میسازیم.
ما جانشین خداوند هستیم، تمام این نعمت ها برای ما قرار داده است
برای استفاده از تمامی نعمت های او ما باید دائما به او وصل باشیم.
تسلیم خدا باش، اگر هستی آرام و شاد خواهی بود.
ممنون
و خدایی که در این نزدیکیست.
خدارو شکر میکنم که منو توی مسیر درست قرارداده،استاد جان من تا حالا از محصولات شما به جز فایلهای رایگان استفاده نکردم اما با همین نکته های ریزی اما مهمی که توی فایلهای رایگان میفرمایید خیلی از لحاظ مالی و روابط عاطفی و همینطور مالی پیشرفت خوبی داشتم،من از روزی که فایلهای روزشمار زندگی من رو شروع کردم متوجه شدم من ی خواسته ای دارم که سالها دوست داشتم بهش برسم اما هرگز براش زحمتی نکشیدم و فقط توی دلم میخواستم ولی با شروع این دوره رایگان که به نظرم بسیار بسیار ارزشمند هست سعی کردم ی کاری برای رسیدن بهش انجام بدم و الان که حدود دو ماه از شروعش میگذره هر روز دارم براش ی قدم برمیدارم و توی دفترم ایده هایی که بهم داده میشه رو بنویسم و باور جدید خوب برای اون بسازم،بله من توی این مدت کاملا به حرف شما رسیدم که باید به ایده هایی که داده میشه عمل کنم،و دنبال ایده هایی باشم که با شرایط فعلی من همخونی داشته باشه و خدا رو شکر میکنم که در تمام این مدت با احساس عالی و با عشق قدم برداشتم،خدایا شکرت.استاد عزیز از شما هم بسیار تشکر میکنم برای تمام این امکاناتی که توی سایت در اختیار ما قرار دادید،ممنون و سپاسگزار خداوند هم هستم که با شما آشنا شدم.الهی شکر.یا حق
سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم.
رد پایی از قدم هفتمم
از روزی اولی که تعهد دادم روی ای پروژه کار کنم تا امروز خودم را بررسی کردم چقدر تغییر کردم خدا را صد هزار مرتبه شکر چقدر همزمانی های قشنگ برایم اتفاق میفته تعداد شأن خیلی زیاده هر چیزی را که از خدا میخایم تحقق پیدا میکنه البته در حد که برای ذهنم باور کردنی است مثل امشب گفتم خدایا امشب نمیخایم غذا بپزم فقط میخایم آرام بشینم روی باور هایم کار کنم یک غذا آماده میخایم ده دقیقه طول نکشید مادرم غذا آماده آورد خدایا هزاران مرتبه شکرت.
اتفاق قشنگی بعدی امشبم یک پرده داریم اتو کردنش یکم سخته چون تپل و ضخیم است مادرم روز شسته بود شب مرا گفت اتو بزن از خدا خواستم این یکی را اتو نزنم همینکه خواستم اتو کنم برق رفت خدایا شکرت که چقدر خواسته های مارا اجابت میکنی وقتی برق آمد خود مادرم اتو زد.خدایا شکرت شکرت.
نگاهم به تضاد خیلی خوب شده البته به اندازه که روی باور هایم کارمیکنم.
مثل الان چهل روز پیش یک برادر جوانم سکته قلبی کرد و فوت کرد من نسبت به دیگران آرام تر بودم حالا برادرم دیگرم سکته کرده دیگرا گریه میکنن ولی من در کمال آرامشم وقت خودم را در سایت می گذرانم که بهترین منبع است برایم
درسته چند ساعت اول ناراحت شدم چون اصلا باور نمیشد دو برادر جوانم سکته کنه ولی با منطق این که خدا همان که قسم که بدنیا آورده دوباره پس میگیره فقط چند مدت که باهم بودیم لذت بردیم.و این دو اتفاق برایم خیلی درس ها هم داشت که فقط در لحظه زندگی کنم و از زندگی که در لحظه دارم لذت ببرم نه در گذشته و در آینده زندگی کنم چون امکان داره یک ساعت بعد نباشم مثل برادرایم.
نگاهم به دنیا خیلی قشنگ شده از همه چیز سپاسگزارتر شدم از چیز هایی که خودم دارم ودیگرا داره حتا از بخاری گرم خانم برادرم ، از چهره صاف همکارم ، از مسیر راهم ،از توانایی هایم،از سایت که منبع توحیده،از موبایل ام ،از انترنت، از تنها قدم زدن در فصل خزان،از کشورم افغانستان ،از کارم که عاشق اش استم،از دانش آموزان و از همه اتفاقات روزانه ام هزاران بار سپاسگزاری میکنم حتا شده وقتی از جایم بلند میشم خود آگاه میگم خدایا شکرت تبدیل شده به یک روتین.
حالا دقیقا 12:13 شبه که فردا خاک سپاری برادرم است و من این کامنت را مینویسم در کمال آرامش البته یکم دلتنگ برادرم استمکه طبیعی است چون از خودم انتظار ندارم که یکدفعی به تکامل برسم همین که نسبت به مرگ برادر اولم در آرامشم، توحیدی تر فکر میکنم و ذهن خود را کنترل میکنم که چه خوراکی بدم این یک دنیا ارزش داره چون تکاملم طی میکنم خدایا هزاران بار سپاسگزارم.
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم ازت ممنونم که دستی از خدایی شدی برایم.
خدایا شکرت شکرت که دارمت و قشنگ تجربه ات میکنم که نزدیکی به من خیلی نزدیک،در وحود منی.
به نام خالق زیبایی ها
درود به تمامی دوستان هم مدارم و استاد عزیزم
گام هفتم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن
تضادها :
زندگی من پر از تضاد بوده استاد، تضادهایی که منو ساخت و رشد داد.
از تضادها در شغل گرفته تا روابط عاطفی و خانوادگی…
چقدر فایلهای این پروژه جواب تک تک سوالهای منه
حس میکنم هر روز با دیدن هر فایل دوباره متولد شدم و خدا بغلم کرده
احساس سبکی و آرامش عجیبی بعد از گوش دادن به این فایلها دارم.
استاد من همیشه دیگران رو تحسین کردم و براشون خوشحال بودم
همیشه از موفقیتهای هم سن و سالام و دوستام و اعضای خانوادم حالا هر موفقیتی در زمینه ی مالی ، عاطفی و…. اینقدر خوشحال میشدم که انگار برای خودم اون موفقیت اتفاق افتاده… اولین کسی که بهشون تبریک میگه و حتی اشک شوق براشون میریزه منم
همیشه بجای اینکه بگم خوشبحالت میگم واقعا خوشحالم برات و نتیجه ی این کارم رو دیدم بهترین همسر دنیا رو دارم که باهاش احساس خوشبختی میکنم که با من هم مدار و هم فرکانسه و اونم سایت شما رو دنبال میکنه و مهمتر از همه یه قلب مهربون دارم که فقط برای همه شادی میخواد..
اما در مورد ایده ها:
6ساله آنلاین شاپ دارم ولی نتیجه ی خوبی نگرفتم اونم بخاطر باورهای اشتباه مثل اینکه مردم ندارن ازشون کمتر پول بگیر و….
و چون با چندتا تولیدی کار میکنم و حالت واسطه ای دارم راضی نیستم و میخوام روو پای خودم وایسم
تا چند وقت پیش با گذروندن چند قدم از دوره ی عالی 12 قدم سعی کردم روی باورهام کار کنم ایده ی فروش حضوری به ذهنم رسید و بهش عمل کردم. و چون اون ایده با شرایط الانم هماهنگ بود تونستم نتیجه ی خوبی بگیرم با فروش چندتا تیشرت و جوراب شروع کردم و همشو فروختم راستشو بخواید همسرم گفت من سرمایه ی اولیه اش رو بهت میدم منم خوشحال شدم ولی بار بعد حس کردم بازم مسئولیت رو به عهده ی عامل بیرونی گذاشتم باید خودم دست ب کار بشم نجواهایی اومد ک تو ی سرمایه ی بزرگ میخوای چیه داری با پول کم سفارش کم میگیری اینجا بود ک باز ناامید شدم ولی با دیدن این فایل فهمیدم باید این ایده رو رها کنم و با همون سرمایه ی کم ادامه بدم تا نتیجه ی بهتری بگیرم چون این ایده بیشتر از شرایط الان منه….
هرچند با ایمان به خداوند و تعهد ب پروژه ی خانه تکانی ذهن و درست کردن باورهام و شجاعتم پول و برکت داره میاد توی زندگیم از جایی ک فکرشو نمیکنم و میتونم خودم با درآمد خودم سفارش بگیرم
استاد با تمام وجود از تمام تلاشهای شما و مریم بانوی عزیز سپاسگزارم
خدای خوبم عاشقتم که منو به این سایت هدایت کردی
دوستون دارم
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام هفتم
باورهایی برای امکانپذیری آرزوها
هر چیزی که بخوایی میتونی به وجود بیارین
هر چیزی که توی زندگیم دارم به خاطر تضادهایی که بهش برخوردم
اون تضادها باعث شد که این خواستهها به وجود بیاد
وقتی باورهاتون درست میشه همه اون تضادهایی که خیلی گریه ناراحتی داشتن باعث شادیتون میشه
برای خواستههامون سعی کنیم تعهد بدیم و واقعاً به صورت جدی روی باورهامون کار کنیم، آرزوهاتون رو فراموش نکنید فکر نکنید من چون اینو ندارم تا ابد هم نمیتونم داشته باشم اتفاقاً اونا باید انگیزه به شما بده و این انرژی رو در شما آزاد کنه که برید به سمت خواستههاتون
نه اینکه بگید چون من ندارم چون نمیشه بشینم حسرت بخورم بشینم به اونایی که دارن فحش بدم کاری که همه مردم میکنن
اگر میخواهید مثل همه مردم نتیجه نگیرید مثل همه مردم عمل نکنید
آرزوهاتون رو نگه دارید بنویسید،
پس اون چیزهایی که میبینید خودتون ندارید فکر نکنید که قراره که تا ابد نداشته باشید
من اون موقعها با این نگاه بود که اِ یک خواسته دیگه هم شکل گرفت اینم میخوام، یعنی با این نگاه به قضایا نگاه میکردم نه با این نگاه که اونا دارن من ندارم الهی کوفتشون بشه
الهی فلان بشه
میگفتم خدایا شکرت اینم میتونم داشته باشم
به جای اینکه ناامید بشم به جای اینکه بگم چرا بقیه اینو دارن چرا اینجوریه چرا من نمیتونم به خودتون بگید که من الان با این باورها این جایگاه رو دارم باورهام تغییر کنه همونجور که بقیه تونستن این نعمتها رو داشته باشن منم میتونم داشته باشم
همه چیز برمیگرده به باورهای خودم
دوست داشتم اینو بدونید و ازش استفاده کنید و بدونید هیچ محدودیتی در کار نیست هرچی که هست توی ذهن ماست اگر چیزی نداری به این دلیل نیست که ناتوانی به این دلیله که یه سری باورها رو از گذشته داشتیم که به ما کمک نکرده برای اینکه داشته باشیم یکی از مهمترین اون باورها اینه که ما مسئولیت زندگی خودمون رو دادیم دست دیگران باورهامون رو درست کنیم خود به خود همه چیز درست میشه
همه چیز تغییر میکنه
تحسین کنید آدمهایی که نعمتهایی که شما میخواهید رو دارن خوشحال باشید به خاطرشون
بنویسید که من خوشحال شدم که اینو دیدم که یه خواستهای برام شکل گرفت
از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم که در مورد این حرفها با کسی صحبت نکنم چون دیدم باورهای منو هم خراب میکنه
خیلی از آدمهای انگیزه بخش بودن که بهم میخندیدن میگفتن شتر در خواب بیند پنبه دانه
از یه جایی به بعد با کسی صحبت نکردم حرفی نزدم نگفتم که میخوام به چی برسم نشستم روی خودم کار کردم،
روی خودم کار کردم فکر نکنید نشستم تو خونه رو خودم کار کردم
نه روی باورهام کار میکردم داشتم مسافرکشی هم میکردم با تاکسی توی بندرعباس
روی باورهام کار میکردم تو تهران داشتم کار میکردم پوستر تو دیوار میچسبوندم،
این نیست که بگم من نشستم خونه خوابیدم روی باورهام کار کردم
نه روی باورهام کار میکردم هر ایدهای هم که همون موقع به ذهنم میومد عمل میکردم
به صورت تکاملی ایدههای خوبی میاد اولش ایدههایی میاد که یه ذره از فضای قبلی بهتره بعد روی باورهات کار میکنی اون ایده رو عمل میکنی ایدههای بهتری میاد
یه ذره بهتر
عمل میکنی
آی ملت عمل میکنید به ایدههاتون
هیچ کاری نمیخواد بکنه هیچ حرکتی نمیخواد بکنه
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
وقتی ایدهای به ذهنت میاد داری تغییر میکنی ایده رو بهش عمل کن
چه ایدهای رو عمل کنی؟؟
ایدهای که برنمیگرده به عوامل بیرونی
نمیگه که اگر میخوای فلان کارو بکنی باید بری با فلانی شریک بشی
باید فلان وام رو بگیری
ایدههایی که با شرایط فعلیتون قابل انجامه فقط کافیه بند کفشت رو سفتتر ببندی فقط کافیه که یه ذره همت اراده باور ایمان داشته باشی
ایدههای اینجوری رو عمل کنید تاکید میکنم اون ایدههایی که به شما الهام میشه یه چیزی یه ذره بهتر از وضعیت فعلیتونه
اگر ایدهای به شما الهام میشه یه چیزی خیلی از وضعیت فعلی شما بالاتره هنوز فاصله دارید باهاش
اونو رها کنید یه چیزی یه ذره بهتر اوضاع رو یه ذره بهتر کنه همینجوری یه ذره بهتر یه ذره بهتر
بعضیها میخوان همون یه شبه یه ماهه یه ساله میلیاردر بشن
همون یه ذره بهتر همه چی رو به شما میده، فکر نکنید این ماشین و موتور و خونهها منو خوشبختترین آدم دنیا کرده
نه خوشبختی برای من از همون موقعی بود که توی خیابونهای بندرعباس پیاده راه میرفتم و خدا را شکر میکردم و تحسین میکردم زیباییهای اطراف رو
تحسین میکردم ثروتمندها رو
خوشبختی احساس خوبه
نه ماشین و خونه
اگر تو بهترین کشور دنیا باشی بهترین وسایل زندگی هم داشته باشی اما فکرت بیمار باشه غصه بخوری گیر بدی غر بزنی نق بزنی تو دلت کینه و نفرت داشته باشی هیچ وقت خوشبخت نیستی
اما اگه باورهات درست باشه و از لحظاتت لذت ببری و تمرکزت رو بذاری بر روی زیباییها حالت خوب باشه ثروت و خوشبختی نتیجه حال خوبه
نتیجه طبیعی باورهای خوبه
خودش وارد زندگیت میشه
نمیخواد کار خاصی بکنی
این بحث توحیدی که من روش اینقدر تاکید میکنم این بحث توحیدی همون نگاهیه که مسئولیت رو بندازیم گردن بقیه و از بقیه انتظار داشته باشیم یعنی شرک
چرا اینقدر در مورد شرک و توحید صحبت میکنم به خاطر اینکه کل داستان همینه
اینکه یه روزی که من خدای خودم رو باور کردم گفتم بقیهای وجود ندارن،
خدا کجاست؟؟
تو قلب منه، با منه، خدا پیش منه، منو خدا یکی هستیم
توی قرآن هرجا از کلمه سخر
از ریشه سخر به معنای تسخیر به معنای مسخر شدن استفاده کرده گفته ما فلان کوهها و دریاها و زمین و آسمون را مسخر خودمون کردیم
توی آیههای دیگه اومده عین همونها رو گفته ما مسخر شما کردیم
یعنی ما و خدا با هم یکی هستیم با هم
تفاوتی نداریم
ما از خداییم
ما باورهای خدایی داشته باشیم مثل خداوند زندگی خودمون رو خلق میکنیم
چون اون وعده رو به ما داده
آیه صریح قرآنه
میگه وقتی به زمین اومدید هدایت از طرف من میاد هرکی از هدایت من پیروی کنه لا خوف علیهم ولا هم یحزنون
نه ترسی و نه غمی داره
یعنی اینجوری نیست که بگی ما رها شدهایم توی باد
نه ما وصل بشیم به خداوند
اون به ما میگه
توی همه چی به ما میگه،
به نام خدا
روز هفتم از تعهد خانه تکانی ذهن گام به گام
1تضادها به ما انگیزه میدن برای رسیدن به خواسته ها
هرچی توی زندگیمون داریم به واسطه ی برخورد با تضاد ها به وجود اومدن
؛من خودم از روزی که با قانون آشنا شدم هر چند وقت یه بار از لحلاظ مالی صفر میشدم سخت بود برام ولی همیشه یه جوری آشغال ها رو میزدم زیره مبل ،اما این سری آخر که همین چند روزه پیش بود خیلی اذییت شدم و از خدا خواستم و هدایت شدم به این دوره ی رایگان و فهمیدم که توی این سه سال هیچ وقت برای انجام تمرینات تعهد نداشتم و بخاطره همین هم تغییر اساسی نکردم خودم و باور هام و این تضاد بالاخره بعد از سه سال به من فهموند که برای تغییر بنیادین باور ها باید جهادی اکبر به پا کنم و برای هر حرف استاد الگو ومنطق بیارم تا ذهنم اون هاروبپذیره و برام باور پذیر بشه .نه این که فقط گوش کنم و دنبال آگاهی جدید باشم
2بجتی اینکخ با دیدن شرایط خوب دیگران ناامید بشیم به خودمون بگیم من شرایط الانم بخاطر باور های الانمه ،که با تغییر باورهام میتونم همین نعمت هایی که دیگران دارن رو داشته باشم
اگر کسی تونسته داشته باشه یعنی منم میتونم
قانون برای همه یکیه
اگر ندارم به این معنی نیست که ناتوانم به این دلیله یک سری باور هایی از گذشته داشتم که به من برای رسیدن به خواسته هام کمک نکرده
3درمورد خواسته اه و آرزوهامون با گسی صحبت نکنیم این فقط خراب کردن باور ها وانرژی های خودمونه
*(از یکی از استاید خارجی شنیدم که وقتی خواستمون روتوی ذهنمون نگه میداریم و کسی نمیگیم خیلی انگیزه و انرژی بیشتری برای رسیدن به اون داریم )
هممون این رو تجربه کردیم وقتی خواسته هامون رو بین همه جار میزنیم کم کم انگیزمون رو برای رسیدن به اون از دست میدیم و چون برای ذهن عادی میشه انگاری دارش و دیگه تلاشی نمیکنه برای رسیدن به اون
4برای کار کردن روی خودمون کارمون رو کنار نزاریم و توی همه ی شرایطی روی خودمون کار کنیم
من میخام تجربه خودم رو از رها کردن کارم بگم
من اون اول ها که با قانون آشنا شدم روزانه 2 الی 3 ملیون درآمد داشتم ولی کاره مورد علاقم نبود
وقتی کمی به فایلها گوش دادم اومد اون کار رو رها کردم و خودم رو بدون ورودی مالی کردم ،الان هنوز ورودی مشخصی بعد 3 سال ندارم و این باعث شد که هرچی احساس لیاقت و عزت نفس ساخته بودم ازبین رفت ومنی که از 10 سالگی پول میساختم الان توی 30 سالگی این فشاره بزرگی بهم بیاره
البته به لطف خدا کم کم دارم مسیره مورد علاقمو با عمل به الهاماتم و هدایت خداوند پیدا میکنم
اگر یه بار شده پس بازم میشه
وقتی روی باورهامون کار میکنیم متناسب باشرایط فعلیمون یه سری ایده هابه ما به صورت تکاملی میاد که برای انجام دادنشون نیاز به اراده ی کمی قوی تر داریم،ایده های بزگی که برای انجام دادنشون زیاد سختی باید بکشیم و دست به دامن عوامل بیرونی مثل وام و قرض یا کمک دیگرا ن هست رو باید رها کنیم ،اون ها برای بعدا هست
5خوشبتختی به این معنا نیست که ما تو
ی زندگیمون همه چیز داشته باشیم
خوشبختی احساسه خوبه و ثروت نتیجه ی طبیعیه احساس خوبه و نمیخاد بخاطرش کاره خاصی انجام بدیم
6 وقتی مسئولیت زندگیمکن رو بپذیرم باور میکنیم که خدا همیشه بامنه ،توی قلبمه و من و خدا یکی هستیم و هرچی برای پیشرفت رو نیازه داشته باشم رو من میگه ،خودش توی قرآن گفته که ما زمین و زمان رو مسخره شما کردیم
*خداوند توی قرآن میگه شما به زمین هبوط کردیدو حتما از سمت من هدایت هایی برای شما میاد و هرکس که از هدایت های من پیروی کنه نه غمگین خواهد بود و نه ترسی بر اون هست
به هیچ وجه ما رها شده نیستیم ،وقتی به خداوند وصل بشیم همه چی بهمون گفته میشه
مثل موسی و یا مادرش که خدا رهاش نکرد،مثل یوسف،مثل یغوب ،مثل حضرت محمد توی جنگ خندق ،مثل ایده ی تند خوانی به استاد عباسمنش
انسان از روزه اول برای غذا خوردن ،خوابیدن ،برای تولید مثل،کشف کردن آتش ،برای خوردن گوشت حیوانات(برای آب پز کردن،و بعدکباب کردن)،برای آرامش گرفتن،برای درامان ماندن از خطرات ،برای هر مشکلی که میتونسته داشته باشه هدایت شده
حالا چطور فراموش کردیم این همه هدایت رو و الان توی کوچیکترین مشکلات سر در گم و پر از ترس میشیم
خودم رو میگم تا الان هزاران بار هدایت شدم که آقا آروم باش و از زندگیت لذت ببر خدا کارهارو انجام میده و انصافا همشه به بهترین شکل انجام داده غیر از مواردی که به صلاحم نبوده
ولی تا یه کمی اوضاع سخت میشه و یه مشکلی پیش میاد دوباره میریزم به هم دیگه و ناسپاس میشم و چنان میچسپم به اون مشکل که نمیزارم خدا حلش کنه
خیلی مهمه این رها بوده توی همه ی جوانب زندگیمون کاری که استاد عباسمنش عالی انجامش داده
دوستون دارم خدانگهدار
بنام خالق توانا!
خدایا شکرت!
138
وخدای که همیشه سریع العجابه هست،
قدرت شگفت انگیز تضادها؛
“تضادها”، انگیزه های لازم برای حرکت در مسیر خواسته ها را در ما ایجاد می کنند؛
چگونه – حتی در شرایط نامساعد – ذهن خود را به سمت آنچه می خواهیم، جهت دهی کنیم؛
من یکی دو روز میشه که به یه تضادی کوچیکی برخوردم که ذهنم رو درگیر کرد،
یه موضوعی که مر بوط به پمپ آب ساختمون ما میشه،
خدارا شکر همین الان که دارم می نویسم این موضوع حل شد،
ولی توی این یکی دو روزه نا خود آگاه یسری ترس ها و نگرانی های بی ربط سراغم اومد که حالم رو بد کنه،
من همشه از خودم سوال می پرسیدم که دلیل این حسن چیه؟ حواست هست ترس الکی تو دلت افتاده؟ دلیل نگرانیت چیه؟
ببین چی داره توی ذهنت می گذره که این حس رو تو وجودت ایجاد کرده؟
من هر موقع که یکم از این سایت و آموزشات فاصله می گیرم یه سری ترس ها و نگرانی های الکی میاد سراغم و من متوجه میشم که از مسیر دور شدم،
من تقریبا بیشتر از یک هفته میشه که تمرکزی رو دوره هام کار نکردم، چون تمرکز رو کلاسم هست که ان شاالله موفقانه فردا تمام میشه،
درسته هر شب یه کامنت می زارم ولی اگر روزانه چندین ساعت فایل گوش ندهم دور شدن از اصل رو تو وجودم احساس می کنم، با حس های بدی که سراغ میاد،
خدارا شکر می کنم که الان حسم خوب شد تضاد بر طرف شد درسشو گرفتم و بزرگتر شدم با حل این مسئله،
خدارا شکر میکنم که این فایل نشانه ای امروزم بود و در بهترین زمانش به دستم رسید، تا حال منو خوب کنه،
من همیشه از تضاد ها ترس داشتم،
یادمه از بچگی همیشه دعا می کردم که خدا فلان اتفاق نیوفته که من می ترسم، فلان مشکل و مسله برام پیش نیاد که توانایی حل کردن شو ندارم،
و…..
ولی از موقع که با مباحث سایت آشنا شدم این دیدگاهم رو تغیر دادم، الان اینجوری دعا می کنم که خدایا منو از تضاد های که تو زندگی پیش میاد بزرگتر کن تا توانایی حل کردن شونو داشته باشم،
تضاد ها جزئ از زندگی هستن، امکان نداره تو زندگی تضادی پیش نیاد،
فقط ما باید ظرفیت مونو بالا ببریم،
این جملات رو همیشه و هر موقع که تضادی برام پیش میاد که می خواهد حال منو بد کنه با خودم تکرار می کنم خیلی حسم بهتر میشه،
خدارا شکر خیلی بهتر از قبل شدم توی این زمنیه ولی خیلی جاداره رو خودم کار کنم،
شرایط کنونی، حاصل باورهای ماست. به اندازه ی بهبود باورهای ما، شرایط کنونی هم بهتر می شود؛
خدارا شکر می کنم که صفر تا صد مسولیت زندیگم رو پذیرفتم، و میدانم که شرایط الانم باور های خودم هست، و خودم خلقش کردم،
هماهنگی با خداوند یعنی: به احساس خوب
رسیدن در دل همین شرایط کنونی؛
این روزها نشانه های زیادی دریافت می کنم که باید توحیدی تر باشم، باید بیشتر توکل کنم، باید بیشتر بسپارم به خالق توانا و رها تر باشم،
توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
خدارا شکر می کنم که توی این زمینه خیلی خوب عمل کردم،
و میتونم بگم که تقریبا هیچ توقعی از دیگران ندارم و مسولیت تمام زندگیم رو پذیرفتم،
رابطه ما با خداوند به عنوان انرژی خالق؛
خدای مهربانم می خواهم بیشتر حضورت را درقلبم و در زندگیم احساس کنم،
می خواهم متوکل تر و نترس تر باشم،
خدایا هدایتم کن به سمت توحید به سمت قرآن به سمت هر آنچه که منو بتو نزدیکتر می کنه،
خدایا هزاران بار سپاسگزارم بابت همه چی!
خدایا شکرت
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت ایجاد این فضایی بهشتی،
واقعا نمی دانم اگر عضو این سایت نمی بودم و با قوانین آشنا نمی شدم الان کجایی این دنیا بودم و با چه سختی زندگی می کردم،
خدایا هزاران بار سپاسگزارم که هدایتم کردی به مسیر درست…!
سلام به همه عزیزان و استاد محترم
بهترین انگیزه ای که از حرفهای استاد میگیرم اینه که باورای خودت تا اینجا رسوندتت دوسش نداری خودت میتونی تغییرش بدی و بهتر باشی
دومین نکته اینکه هر ایده ای به ذهنت میرسه باید اجرا بشه به شرط اینکه شرایط اجراش باشه و به خاطر اون ایده وام وقرض نگیری و خیلی اذیت نشی امیدوارم آرزوهای از یاد رفتم رو که فکر میکردم دیگه نمیشه بهش رسید رو دوباره به یادم بیارم و برای رسیدنش برنامه ریزی کنم ای کاش از سالها پیش قوانین رو میدونستم ای کاش از فیلتر میدونستم باید درون رو تغییر داد تا بیرون تغییر کنه
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
آرزو های خود را فراموش نمیکنم، اگر الان ندارم این به این معنی نیست که تا ابد نداشته باشم ، همین نداشتن های امروزم برایم انگیزه میشود و انرژی را آزاد میکند تا به خواسته هایم برسم ، به قول استاد عزیز بعد از این ، به هر تضاد میگویم ، آه چقدر خوب یک خواسته دیگر هم شکل گرفت
اما، با درست کردن باور ها میتوان از تضاد ها خواسته ها را بدست آورد
الان که اینجا هستم نتیجه باور های من است ، پس باور هایم را تغیر میدهم و همانطور که دیگران توانستن نعمت ها را داشته باشند من هم بدست میاورم ، و اگر من همه نعمت ها را ندارم به معنی این نیست که من ناتوان و از دیگران کم هستم , بلکه آنها باور های خوب داشتن و من باور های داشتم که کمک ام نکردند ، پس روی باور های خود کار میکنم و آنها را بخاطر نعمت های شان تحسین میکنم و برایشان از عمق دل خوش میشوم
روی باور های خود کار میکنم و زندگی ام را همچنان در هر شرایطی که هست پیش میبرم ، ایده های کوچک که میایند به آنها عمل میکنم ( ایمان بدون عمل حرف مفت است ) ، تکاملی این ایده ها بزرگتر میشود و با عمل کردم به آنها نتیجه ها هم تکاملی بدست میاید ، از ایده های استفاده میکنم که در شرایط فعلی من امکان پذیر است ، مثلا ایده شریک شدن با دیگران و وام گرفتن ، یعنی از ایده های که به عوامل بیرونی ربط دارد استفاده نمیکنم
خوشبختی احساس خوب است، که از ، در صلح بودن با خودم ، لذت بردن از هر لحظه و تحسین زیبایی های که میبینم و لذت بردن از همین زندگی الانم ،بدست میاید ، وقتی حال من خوب است پس ثروت هم وارد زندگی ام میشود ، چون حال خوب مساوی به اتفاقات خوب است
وقتی خدا را باور کنم ، بقیهٔ وجود ندارد ، و از شرک هم پاک میشوم ، مسولیت را به دیگران نمی اندازم و از دیگران توقع هم ندارم برای تغیر زندگی ام .
باید به خداوند وصل شوم تا در همه مسیر هدایتم کند، خودش به من وعده هدایت داده من را تنها نگذاشته و اگر من ازهدایت خدا پیروی کنم نه ترس دارم و نه غمگین ام
در پناه خدای یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید
به نام یگانه خداوند جهان هستی
سلام خدمت استاد عزیزم ، مریم جان دوست داشتنی و تمام همراهان نازنینی که دارن کامنت من رو مطالعه میکنن
به نشانه ی روزانهم اعتماد کردم و وارد این صفحه شدم
اولش یکم شک داشتم که فایل رو ببینم یا نه
برم دوباره روی دوره ی دوازده قدم کار کنم
اما به هر حالی که بود تصمیم گرفتم که از آموزه های این فایل بهره ببرم
و بوووووممممم…..
دقیقا جواب سوالی که مدتها در ذهنم بود رو گرفتم
و چقدر خوشحالمممم
چند وقتی میشه که تمرکز کردم برای رسیدن به یکی از خواسته هام و طبق اموزه های استاد میدونم که برای رسیدن به خواسته ی خودم باید بتونم افرادی که در حال حاضر صاحب اون موقعیت هستن رو تحسین کنم
اما هر بار که پیش میومد نجواهای ذهنیم اجازه نمیداد که بتونم با حال خوب تحسین کنم ، که معمولا از قدرت کلامم استفاده میکردم و سعی میکردم با کلام ذهنم رو کنترل کنم
از خدای مهربونم خواستم که کمکم کنه و راهی رو پیش من باز کنه که بتونم دیگران رو راحت تر تحسین کنم
و همین امروز هدایت شدم به این صفحه
خدایا شکرت ^-^
الان فهمیدم که اولا الان صاحب اون موقعیت نیستم و این به معنی ابدی بودن نیست و در آینده بدستش میارم
دوم اینکه شرایط کنونی من بخاطر باور های منه و چون دارم روی باورهام کار میکنم شرایط من هم تغییر میکنه
سوم اینکه از این به بعد در چنین موقعیت هایی میگم ” من خوشحالم که این صحنه رو دیدم و خواسته اش در وجودم متبلور شد ، خداجونم منم میخوامششش”
چهارم اینکه اگه یکی تونسته بهش برسه قطعا منم میتونم بشرط درست کردن ذهنیت مناسب
و آخرین مورد اینکه ” من الان احساسم خوبه ، حالم خوبه پس خوشبختم”
همون طور که استاد تو فایل جلسه ی 1 قدم دوم توضیح میدن که ما میخواییم به خواستمون برسیم برای اینکه احساس خوب رو تجربه کنیم
خب من همین الان هم شادم و خوشحالم پس خوشبختم
حالا بیشتر روی خودم کار میکنم تا به خواسته هام برسم برای اینکه خوشبخت تر و خوشحال تر باشم
در پناه الله یکتا