live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- قدرت شگفت انگیز تضادها؛
- “تضادها”، انگیزه های لازم برای حرکت در مسیر خواسته ها را در ما ایجاد می کنند؛
- چگونه – حتی در شرایط نامساعد – ذهن خود را به سمت آنچه می خواهیم، جهت دهی کنیم؛
- شرایط کنونی، حاصل باورهای ماست. به اندازه ی بهبود باورهای ما، شرایط کنونی هم بهتر می شود؛
- هماهنگی با خداوند یعنی: به احساس خوب رسیدن در دل همین شرایط کنونی؛
- توقع از دیگران، نمود بزرگی از شرک است؛
- رابطه ما با خداوند به عنوان انرژی خالق؛
منابع مرتبط با آگاهی های این قسمت:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها108MB14 دقیقه
- فایل صوتی live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها13MB14 دقیقه














سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم.
رد پایی از قدم هفتمم
از روزی اولی که تعهد دادم روی ای پروژه کار کنم تا امروز خودم را بررسی کردم چقدر تغییر کردم خدا را صد هزار مرتبه شکر چقدر همزمانی های قشنگ برایم اتفاق میفته تعداد شأن خیلی زیاده هر چیزی را که از خدا میخایم تحقق پیدا میکنه البته در حد که برای ذهنم باور کردنی است مثل امشب گفتم خدایا امشب نمیخایم غذا بپزم فقط میخایم آرام بشینم روی باور هایم کار کنم یک غذا آماده میخایم ده دقیقه طول نکشید مادرم غذا آماده آورد خدایا هزاران مرتبه شکرت.
اتفاق قشنگی بعدی امشبم یک پرده داریم اتو کردنش یکم سخته چون تپل و ضخیم است مادرم روز شسته بود شب مرا گفت اتو بزن از خدا خواستم این یکی را اتو نزنم همینکه خواستم اتو کنم برق رفت خدایا شکرت که چقدر خواسته های مارا اجابت میکنی وقتی برق آمد خود مادرم اتو زد.خدایا شکرت شکرت.
نگاهم به تضاد خیلی خوب شده البته به اندازه که روی باور هایم کارمیکنم.
مثل الان چهل روز پیش یک برادر جوانم سکته قلبی کرد و فوت کرد من نسبت به دیگران آرام تر بودم حالا برادرم دیگرم سکته کرده دیگرا گریه میکنن ولی من در کمال آرامشم وقت خودم را در سایت می گذرانم که بهترین منبع است برایم
درسته چند ساعت اول ناراحت شدم چون اصلا باور نمیشد دو برادر جوانم سکته کنه ولی با منطق این که خدا همان که قسم که بدنیا آورده دوباره پس میگیره فقط چند مدت که باهم بودیم لذت بردیم.و این دو اتفاق برایم خیلی درس ها هم داشت که فقط در لحظه زندگی کنم و از زندگی که در لحظه دارم لذت ببرم نه در گذشته و در آینده زندگی کنم چون امکان داره یک ساعت بعد نباشم مثل برادرایم.
نگاهم به دنیا خیلی قشنگ شده از همه چیز سپاسگزارتر شدم از چیز هایی که خودم دارم ودیگرا داره حتا از بخاری گرم خانم برادرم ، از چهره صاف همکارم ، از مسیر راهم ،از توانایی هایم،از سایت که منبع توحیده،از موبایل ام ،از انترنت، از تنها قدم زدن در فصل خزان،از کشورم افغانستان ،از کارم که عاشق اش استم،از دانش آموزان و از همه اتفاقات روزانه ام هزاران بار سپاسگزاری میکنم حتا شده وقتی از جایم بلند میشم خود آگاه میگم خدایا شکرت تبدیل شده به یک روتین.
حالا دقیقا 12:13 شبه که فردا خاک سپاری برادرم است و من این کامنت را مینویسم در کمال آرامش البته یکم دلتنگ برادرم استمکه طبیعی است چون از خودم انتظار ندارم که یکدفعی به تکامل برسم همین که نسبت به مرگ برادر اولم در آرامشم، توحیدی تر فکر میکنم و ذهن خود را کنترل میکنم که چه خوراکی بدم این یک دنیا ارزش داره چون تکاملم طی میکنم خدایا هزاران بار سپاسگزارم.
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم ازت ممنونم که دستی از خدایی شدی برایم.
خدایا شکرت شکرت که دارمت و قشنگ تجربه ات میکنم که نزدیکی به من خیلی نزدیک،در وحود منی.