اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی سپاس لایو میزارین احساس زنده بودن و هم فرکانس بودنم با شما بیشتر میشه استاد عزیز بهترین معلم زندگیم
بهترین قسمتهای زندگی در بهشت برای من بزرگ تر شدن باور هام و خواسته هام احساس میکنم یواش یواش داره دیوارهای محدودیت های ذهینیم فرو می ریزه
عاشق دیدگاه های خانم شایسته عزیز شدم چقدر نگاهشون به زندگی زیباس واسه همین تفکر زیبا لیاقت زندگی در بهشت کنار شما دارن واقعا شایسته هستن
عاشق اون دیدگاه زیباشون شدم موقع افتادن درخت گفتن شاخه برگ ها صورتم نوازش کردن ..
موقع که زنبور نیش زدن گفتن شاید برای بدنم لازم بود
ممنون از شما استاد
وقتی که گفتین قطعش کن رفتم کمد کشو و لباس وسایل مرتب کردم اضافی ها رو ریختم بیرون چه حس باحالی بود قبلا کمبود جا داشتم کلی هم نق میردم الان داخل کمد هام جا اضافه هم اوردم خدایااااا شکرت گاهی فکر منفی گذشته میاد تو سرم میگم قطعش کن و بعد بعد ناخواسته لبخند میزنم
باشد تا به زودی با این تغییر تفکرم با هدایت خدای مهربونم منم زندگی در بهشت تجربه کنم
هرچند که تو این چند روز اینقد حس و حال خوب با همسرم تجربه کردم خداروشکر
ای جانم رکسانای قشنگم عاشق حس خوبتون شدم چقدر خالص و ناب بود حرفاتون از جنس امید خیلی خوب بود این جمله قطعش کن قطعا هیچوقت فراموش نخواهم کرد این جمله زیبا رو و حتما روی قلبم حک خواهم کرد
استاد عباسمنش عزیزم، استاد مریم جانم سلام. عاشقتونم و مثل همیشه رهرو سبک شما و ارادتمند همیشگیتون
دوستان محبوبم سلام و احترام.
امروز می خوام با یادآوری زمانهایی که به هدایتهام عمل کردم و نتایج شگفت انگیز دیدم به ذهنم منطق بدم برای باورپذیری تحقق خواسته هام.
اول اینو بگم که نمی دونم چرا دیشب افکار آزاردهنده بهم هجوم آوردن و احساسات منفیمو به مرز انفجار رسوندن، مثل یک طوفان ناگهانی که بصورت اشکهای بی وقفه از چشمام جاری شد.
اما تنها پناهگاهی که داشتم آغوش گرم پروردگارم بود.
دفتر نویسیمو با این جمله شروع کردم: الهی و ربی من لی غیرک؟
بعد به روش استاد شروع کردم به یاد آوردم نعمتهام رو.
اعتراف می کنم به طرز عجیبی انقدر حالم بد بود که خیلی اولش برام مشکل بود که حالمو خوب کنم و از نعمتهام سپاسگزاری کنم.
اصلا بدجور هورمونهام آب روغن قاطی کرده بودن.
پس به خودم فرصت دادم و ابتدا از حمد و ستایش پروردگار شروع کردم.
دقیقا صحبتهای استاد بود که تو ذهنم تکرار میشد، هرچند هنوز فایل امروز روی سایت نیومده بود ولی من از قبل این قوانین توی ذهنم جای گرفته بود. اینکه:
خوشبختی و احساس آرامش باید از درون بجوشه و وابسته به هیچ عامل بیرونی نباشه
هیچکسی مسئول آروم کردن من نیست و من باید بتونم قائم به ذات خودم باشم و فقط از رب قدرتمندم بخوام که کمکم کنه در همه حال آرام و شکرگزار باشم
پس شروع کردم به نوشتن صفات نیک خداوند. ستار العیوب، کاشف الکروب، رفیق من لا رفیق له، شفیق من لا شفیق له، مسبب الأسباب، رافع الدرجات، راحم العبرات و و و ….
بعد که کمی احساس منفیم کمتر شد و اشکهام از غم و ترس تبدیل به اشک عجز و ناتوانی در مقابل خالق توانگرم شد، شروع کردم به یادآوری نعمتها و داشته هام.
نوشتم و نوشتم و اشک ریختم و قلبم بیشتر و بیشتر شستشو شد. روحم آروم آروم جلا پیدا کرد.
با نهایت عجز و احساس بندگی در مقابل خدای بلندمرتبه بینا و شنوا، تو مرحله بعد شروع کردم به درخواست کردن. تضاد پیش روم رو برعکس کردم و ویژگیهای خواسته ام رو با جزییات مورد علاقه ام نوشتم.
به نوشتن ادامه دادم تا بالاخره اشکهام تموم شد. حالم خوب شد. دوباره خط فکریم صاف شد (نسبت به حالت خط خطی قبلش). سپاسگزار شدم. سبک شدم.
اونجا بود که بقول استاد تونستم تضادم رو وسیله ای بکنم برای شفاف شدن خواسته ام. همونجایی که توی فایل امروز موتورهای بسیار زیبا و متعددشون رو نشون می دادن و می گفتن من یک موتور 100 درب و داغون داشتم و آرزوم بود موتور خوب داشته باشم، حالا که دارمشون گذاشتم جلوی چشمم که همیشه نعمت داشتنشون برام تازگی داشته باشه.
منم دوباره نعمتهای زندگیم رو با خودم تکرار کردم تا برام تکراری و بدیهی نشن. که سپاسگزارتر بشم و احساسم رو به سمت بهتر شدن جهت دهی کنم.
چقدر این فرمولی که از استاد یاد گرفتم موثر و قدرتمنده.
یعنی منطق دادن به ذهن چموش برای مهار کردنش از طریق یادآوری نعمتهایی که قبلا نبود و بعد خلق شد.
من به لطف الله مهربان صاحب زندگی مشترکی شدم که درصد بسیار بالایی از آرامش و فراوانی و احترام و عشق توش جاریه.
ثروتهای مادی و معنوی این زندگی مشترک بیشتر شده و داره ماه به ماه و سال به سال بیشتر هم میشه.
یادمه زمانی که دلم واقعا می خواست ازدواج سالم و موفقی داشته باشم اما هنوز تو مدارش قرار نگرفته بودم و چقدر اذیت بودم. چه سالهای سختی به من گذشت. چون با قانون آشنا نبودم و بلد نبودم از موقعیتم لذت ببرم.
کمتر از یک سال شد که شروع کردم به تغییر و همین تغییر یک همسر بسیار خوب رو به زندگیم دعوت کرد و من در دریایی از آرامش خاطر آروم و قرار گرفتم.
من مادر شدم و این نعمت برام بیش از اونچه فکر می کردم خوشایند اومده.
من تصمیم گرفتم تغییر کنم و شخصیتم رو بهتر کنم و این بهبود شخصیت برام برکات بسیار بیشتری از جنبه های متعددی به ارمغان آورده که فکرشم نمی کردم اون جنبه ها هم خودبخود رشد کنن.
من از خدا دور بودم و نمی شناختمش، خدا برام یه غریبه بود که از دور منو نگاه میکنه و گهگاهی کارمو راه میندازه و گاهی هم ازم عصبانی میشه ولی به لطف این تغییرات خدا رو به طرز متفاوتی در دلم دعوت کردم که همیشه همراهمه، عاشق منه و قبل از درخواست کردن به فکر اجابت منه.
خدایی که ترسناک نیست و اگر رو به سوی مهر و نورش کنم فقط مهر و نور دریافت می کنم.
و این منم که اگر بهش پشت کنم در سایه خفت بار بی کسی و بی نعمتی زجر می کشم.
به یاد آوردم زمانهایی که قدمی حتی کوچیک برداشتم و خدا درها و دروازه ها برام باز کرد.
همین الانم که دارم بازنویسی می کنم هنوزم داره موارد فراموش شده ای یادم میاد و به لیست ذهنیم اضافه میشه. الهی شکر!
بله همش خداست. اول و آخر خداست. فقط منم و خدای من. نه هیچ ذره ای از جهان خارج از من.
من حتی برای جرأت قدم برداشتن هم محتاج خودشم. وقتی قدمهام سست میشه فقط ملجأ و منبع قدرتم خود خودشه.
اونه که به اعضای بدنم، به ذهنم انرژی و قوت میده که کوچکترین حرکتی بکنم.
دیشب هم نوشتم: قوّ علی خدمتک جوارحی
خدایا من از تو نور و انرژی حرکت به سوی خودت می خوام همونطور که ده ها و صدها جای دیگه تو زندگیم خودت حرکتم دادی.
من هیچ بودم و تو همه.
الانم اقرار می کنم که من به هر خیری که از جانب تو به من برسه فقیرم
مسیر حرکت به سوی خودت رو برام هموار کن.
خودت قوت قلب و نور افکارم باش.
منو از هرکس و هرچیزی غیر از خودت بی نیاز کن
همونطور که اون جاهایی که فقط من می دونم و خودت، بارها و بارها دستمو گرفتی و کمکم کردی توحید و ایمان عملیم رو نشون بدم.
این بار هم منو در مسیر اقدامات موثر توحیدی قرار بده.
مثل بندگان صالحت که در موردشون گفتی: فَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ
مرسی که صفات خدارونوشتی ومن باخوندش اشک توچشمام حلقه زد
واقعا با داشتن همچین خدایی نگران چی باشیم اخه؟؟؟
منم یادم میره گاهی اوقات قدرت وعظمتشو ودرگیر نجواها میشم مهم اینه که توش نمونیم وبتونیم ازاون افکارمنفی خود ارزشمندمون رو نجات بدیم وبه دریای ارامش برسیم
افرین بهت سعیده جان که خوب اینکارو انجام دادی
یه راه براش پیداکردی وازاحساس بد به خوب رسیدی بهت تبریک میگم عزیزم این خودش موفقیته
امادلیل اصلی کامنت نوشتنم ایه اخر کامنتته که عجیییب به دلم نشست چون هدایت قرانی امروزم بود ومن چقدر بااین ایه امروززیرباران زیبای پاییزی با خدا عشق بازی کردم اینقدر خوش گذشت اینقدر توحال خودم بودم وبقیه رو نمیدیدم که حسابی خیس خیس شدم
ایه رو که توکامنتت خوندم نتونستم برات ننویسم ….
بااین همزمانی بسیار شکرگزارخداوندم
موفق وشادباشی سعیده جانم درپناه الله یکتا
راستی توکارمورد علاقت هم که شروعش کردی اول بگم شاید اوایل بالا وپایین بشی ولی هیچ وقت ناامید نشو بالاخره نتیجه میگیری با ایمان قدم هاتو بردار
چه سورپرایز جالب بود رسیدن کامنتت در این موقع شب. هیچوقت ندیده بودم توی این ساعت کامنتها منتشر بشه و من پاسخ دریافت کنم.
الهی شکر چه نعمت زیبایی روزیم کردی.
اول خدا رو شکر کنم بابت بارون بسیار بسیار زیبا و پربرکتی که از دیشب دلم رو با خودش برده.
هزار بار شکر کردم، اینم یه بار دیگه.
چه هوایی شده، چه بهشتی شده خدایا بی اندازه شکرت.
زهرا جان اون آیه آخر یه نوایی به قلبم داد که اشکهام بلافاصله سرازیر شد. اون قسمت آخرش لهم مغفره و رزق کریم
میگه تو حرکت کن من روزی باارزش و کریم بهت میدم.
نگفته چه نوع روزی، این نعمت و روزی هرررر چیزی میتونه باشه ولی متاسفانه ماها ذهنمون فقط میره دنبال پول و مادیات.
در صورتیکه رزق خیلی معنای گسترده تر و عمیقتری داره.
من ازش خواستم و اونم اینجوری جوابمو داد. شرمنده ام کرد مثل همیشه.
امشب خیلی حال خوشی دارم. ستاره قطبیم تقریبا 90 درصدش تیک خورده و شبم همچنان ادامه داره و به لطف خدا میتونم اون مقدار باقیمونده رو هم انجام بدم و تیک بزنم.
اینه معجزه ستاره قطبی و توکل.
روزی حتی میتونه زمانیکه فکرشو نمی کنی، خارج از روال و روتین همیشگی به دستت برسه، مثل این کامنت محبت آمیز شما.
متشکرم بالت قوت قلبی که بهم دادی واسه کارم.
اونم به لطف خدا آروم ولی پیوسته در جریانه.
من هستم. آهسته و پیوسته. به امید سرعت بیشتر و پیوستگی منسجمتر.
عمل کردن به خواسته هام با دوره عملی دستیابی به رویاها خدایا شکرت
توحیدی تر شدنم با دوره جهانبینی توحیدی
خدایاشکرت
شناختن قوانین جهان با دوره کشف قوانین
خدایاشکرت
با فایلهای رایگانتون خدایاشکرت
در پرتو اگاهی که بی نظیرهست خدایاشکرت
سفربه دور امریکا که خیلی راهکارها ولذتها برام گفته شد خدایاشکرت
با مصاحبه با استاد که خیلی به منو به خودم نزدیکتر کرد خدایاشکرت
با تمرکز بر زیباییها که از کوچکترین چیزها ذهنمو به زیباییها میبره خدایاشکرت
با دوره ی فوق العاده زندگی دربهشت ساده زندگی کردن ولذت ازتنهاهییهام که اشکمو دراورده و سجده میکنم هرلحظه ی این فایلهارو
استاد چگونه میتونم جلوی اموزگاری به این دقیقی که تکامل زندگی خودش را با یک دوربین ساده موبایل به جهان نشون میده رو نپرستم ازش قدردان نباشم خدایاشکرت
شکرت به خاطر شکستن پلهای پشت سرم
به خاطر چیدن لیاقتها برای خودم
به خاطر بهبود حالم به خاطر ارزشمند دونستن خودم به خاطر افسردگی که سالها منو غرق خودش کرده بود و نجاتم داد
خدایاشکرت خدایاسپاسگزارم
استاد الهی قربونتونم بشم همینطور مریم عزیزم که با نوشته هاش هم گریه کردم وهم ذوق
استاد خیلی دوستتون دارم خیلی اگر حتی الان عمرم به پایان برسه راضی هستم که تونستم خدارو خودم رو جهان رو بشناسم و ارزشش رو داشت که تو این سایت وقت گذاشتم وجودم رو با قانون جهان گذاشتم با صدای شما با اموزشهای بدون کلک و بدون کوچکترین حاشیه ی شما گذاشتم
دوستتون دارم ازطرف مریم تیموری و همسرم غلامرضا که عاشقتونه
«آن چه از جنس افکارِ توست به سمت تو درحال حرکت است.
همانطور که تو به سمت آن درحرکتی
پس آرام وآسوده باش
وبگذار هستی کار خودش را در زمان خودش بکند…
کافیست انسان باشیم و عاشق…
مهر ورزیم و دستی بگیریم..
آنگاه میبینی که دنیا برایت میشود بهشت»
چند روز پیش بین دو تا از همکارام یه مسأله و صحبتی پیش اومد که باعث دلخوری یکی از اونا شد، اون دوستی که دلخور شده بود برای تلافی رفتار طرف مقابل، تصمیم گرفت مرخصی بگیره تا مرخصی همکارش کنسل شه.مرخصیشو رفت و به ظاهر به هدفش رسیده بود.ولی قسمت عجیب ماجرا اینجا بود که تو همون روزی که مرخصی بوده، یه اتفاق بدی براش پیش میاد و خلاصه کلی اذیت شده بود.
یه ماجرای دیگه تعریف کنم……
یکی از دوستام میخواست برای یه مناسبتی جشن مفصلی بگیره و کلی براش برنامه داشت می ریخت.حالا هدف چی بود؟؟؟میخواست عکسای جشن و استوری کنه و چشم یه سری از بدخواه هاشو دربیاره.
دقیقا فردای همون روزی که با من صحبت کرد و قصد و هدفشو از این کار گفت، همسرش بشدت مریض شد، به حدی درگیر اون شد که اصلا نتونست به جشن حتی فکر کنه.
از این دست ماجراها و اتفاق ها بسیار دارم که بنویسم چون چند روزه ذهنم بشدت درگیر پیدا کردن این نشونه هاست تا اون چیزی که بهش رسیدم و الان میخوام عنوانش کنم رو تایید کنه.
«معجزه ی نیت»
دوستان نمیدونید چقدر مهمه قصد و نیتتون از انجام کارها و رفتارهاتون چیه، مهم نیت و احساسیه که پشت اون عمل یا رفتاره، نه ظاهر خود عمل.
مثلاً فرض کنید ما داریم برای درآمدمون شکرگزاری میکنیم، ولی نیت چیه؟؟؟درامدم زیاد بشه
دارم برای خواسته م تجسم انجام میدم، نیت چیه؟؟؟تا بهش برسم
نیت باید پاک و خالص و خدایی باشه.
سر کیو داری شیره میمالی؟؟؟؟
کیو میخوای فریب بدی؟؟؟؟
خودتو؟؟؟؟خدارووو؟؟؟؟؟کائناتو؟؟؟؟؟؟
نیتت تا خالص نشه،
تا بوی خدایی نده
تا به قصد لذت بردن خالصانه نباشه
باور کنید هیچ ثمری نداره که هیچ، چه بسا که پیامد های بدتری هم خواهد داشت، مثل همون موارد بالا که تعریف کردم.
یه وقتایی نیتمون از رسیدن به هدف فخرفروشی و پز دادنه
تلاش برای رسیدن به خواسته و هدفمون، درآوردن چشم بقیه ست، برای ثابت کردن به بقیه ست که آقا ما اینیممممممم.
ولی همین نیت های پشت پرده، کارو خراب میکنه.
هدفت از انجام تمرین ها، فقط و فقط باید توحیدی و لذت بردن بیشتر خودت باشه، در غیر اینصورت جواب عکس میگیری.
و خدای یکتا را پرستید و هیچ چیزی را شریک وی نگیرید و نسبت به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و همسایه دور و نزدیک و دوستان موافق و رهگذران و بندگان که زیردست تصرف شمایند نیکی کنید، که خدا مردم متکبّر خودپسند را دوست ندارد.
سلام به یگانه بانو عزیز..
این ایه به صورت هدایتی اومد و تقدیمش میکنم رو روح شما…
یگانه بانو
خود خدا گفته که وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ
خودش از حال دل همه ما باخبر …
یکی از همکارام یه داستانی تعرف کرد از بچش خیلی جالب بود برام…
گفت اب داشتم میخوردم بعد از اینکه اب رو خوردم گفتم خدایا شکرت…
بعد بچش در میاد بهش میگه بابا خدارو شکر برای غذا خوردن فقد…
حالا داستان اینه که شما میگید خدا از نیت با خبر همیشه از خدا میخوایم که همچیز رو برای ما افزون کن بهترینشو بده ناب ترینشو بده ..
برای اینکه بتونیم دنیا رو جای قشنگتری کنیم برای اینکه قانون جهان هستی همینه
قانوت بدون تغیرر خدااااا
خدارو صد هزار بار شکر برای تمام زیبای هاش اره من سپاسگزاری کنم به جاهایی هدایت میشم که سپاس گزاری بیشتری میکنم …
ممنونم از کامنتتون یگانه بانو مهربان و بزرگ قلب…
در پناه جان جانان رب العاالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی
واااای من قربونت برم دختررررر چ مساله ی مهمی رو بهش اشاره کردیییی.نیت! واقعا مهمههه تا وقتی نیت خالص و الهی نباشه اصلا نمیتونیم حس خوب خالص بفرستیم .شاید سطحی حس خوب و ارتعاش خوب بدیم ولی عمیق و درست حسابی نیست واقعا .شاید برای همین هم هست تو ی دین هم انقددد به نیت نیک توجه شده.
دوست عزیز چقدر به دلم نشست که گفتید نیت برای لذت بردن باشه. واقعا همین طوره
اتفاقا خداوند ارزوهایی که از سر لذت بردنه رو خیلی سریع میده مولا با خودت میگی هوس قرمه سلزی کردم فرداش یا همون روز مامانت قرمه سبزی درست میکنه. با خودت میگی ای کاش به چیز دیگه خواسته بودم ولی الان میفهمم که اتفاقا چیزهایی که از روی هوسه و لذت بردن محض خیلی سریع تر داده میشه. چون ما هیچ احساس نیاز و کمبود و عجله نداریم، فقط یه هوسه.
استاد عزیزم به رسم معرفت ی دنیا ازتون سپاس گذارم که بازم برامون هدیه تدارک دیدین و از مریم زیبا هم ی دنیا تشکر که اون انگشتای قشنگش زحمت کشیده این فایل و این دوره رو تدوین کرده و برای ما اماده کرده. نمیدونم این سپاس گذاری من میتونه واقعا ادای دین کرده باشه یا نه ولی خدا میدونه که من با تمام وجودم با تک تک سلول هام دارم شکرگزاری میکنم و زمانی که دارم این همه آگاهی های ناب به صورت عملی تو زندگیم استفاده میکنم یعنی که دارم شکرگزاری میکنم. شاید هم کم باشه ولی انصافا هست.
وای استاد ی جاهایی عجیب با شما همزادپنداری میکنم اصلا ادم کارمند دولت و حقوق کارمندی و این قرتی بازیا نبودم میگفتم جهان وسعت زیادی داره نباید سهم من کوچیک باشه.پرسنل بخش طراحی ی ارگانی بودم تو بالاترین لول که کلی کلاس کاری داشت و حتی علم زیاد اما من همش میگفتم خدایا کار بهتر درامد بهتر. با این تفاسیر که برای قبول شدن اون شغل هم کلی سختی کشیده بودم.
من اصلا ی قانونی واسه خودم دارم که میگم وقتی برای هر کاری میگی خدایا دیگه خدا همش دست به کار میشه که بچینه برات. که بگه بنده ی من اگه صدام زدی من وظیفه خودم میدونم که پاسخ بدم بهت. نمیدانم زندگی من قبل از اشنایی با این سایت چجوری بوده اما از وقتی تو این سایت چادر زدم و تکون نخوردم فهمیدم من یک عمر دنبال نون خشکه بودم و قطعا هدایت خدا بوده که من در مسیری قرار بگیرم که وقتی برمیگردم به گذشته خودم حتی واسه خودمم جای تعجبه اون جایگاه و شکر خدا این جایگاه.
شاید هر روز که جلوتر میرم آگاهیم بیشتر میشه و رشد میکنم ولی من از همون روزای اول ورود به سایت متوجه شدم خلا بزرگ زندگیم توحید بوده و چون پیدا کرده بودمش هر لحظه ایمانم قوی تر میشد که این خدایی که استاد به من معرفی کرده تنها منبع تمام خواسته های من هست. به قول ی دوست عزیز اقای خوشدل اصلا مهم نیست که به کی داده به کی نداده اصلا مهم نیس چون به دیگران داده به منم میده گفت اصل اینه که اگه روزی هیچکسی هم در این دنیا نبود باید خدا بهم بده. باید هر آنچه که من میخوام رو بهم بده از ریز گرفته تا درشت.
وقتی خدا تنها منبع رزق و روزی در این جهانه من باید چقدر مشرک باشم که برای خواسته هام به دولت متوسل بشم به رئیس بانک متوسل بشم دلم به وام خوش باشه دلم به حقوق سر ماه خوش باشه
واقعا چرا؟؟
گاها ی سری عمل هایی که انجام میدیم به حدی فجیعه که اصلا مهم نیس باور ما چیه ما با این کارمون حتی قدرت خدا رو هم زیر سوال میبریم. گاها با ی عمل فوق العاده بی محتوا دست همه مشرکا رو از پشت میبندیم و من همیشه میگم چقدر گناه داره خدایی که خالق ماست و نهایت تمام لطف و موهبته اما ما انسان ها دائما در تلاشیم که هرکسی رو ببینیم جز خدا. و خدایا هزاران بار معذرت و شرمنده.
یادمه شرکت قبلی که کار میکردم ی بار به خاطر بحث با سرپرست منو اخراج کردن و من به هزاران نفر رو زدم که برگردم سرکار و مدت ها هر وقت اون افراد رو میدیدم انصافا از درون خجالت زده بودم که من برای این شغل و حقوق ناچیزش به چه افرادی متوسل شدم. اما وقتی به لطف خدا من هدایت شدم به این شغل مقدس فعلیم شاید نزدیک سه سال تماس میگرفتن بیا برای تسویه حساب و من میگفتم به پولش نیاز ندارم که روزی که رفتم برای تسویه حساب ازشون خواستم حق و حقوق منو واریز کنن به حساب ی خانمی که نیاز مالی داشت و خدا منو به فراوانی مالی رسونده بود که هیچ نیازی به اون مبلغ هایی که برای من نون خشکه بودن نداشتم.
و این روزها بیشتر از هر موقعی سلول به سلول من اینو درک کرده که تنها منبع رزق و روزی خداست و اون هر لحظه از بی نهایت طریق از بی نهایت رزق فراوان به زندگیم میاره. دقیقا همین افرادی که سال قبل من ازشون جنس تهیه میکردم دقیقا همون افراد الان اونا دارن از من جنس تهیه میکنن و خدا منو هم به این کفه ترازو آورد که بگه ببین ساناز قشنگم من تنها ی کاری بلدم اونم فقط پیشرفت و رشد اگه ی جایی داری درجا میزنی یا داری پسرفت میکنی یا داری میری جاده خاکی اون جاها دقیقا جایی هست که من نیستم و خودت تنهایی.
خدا هزاران بار روبروی من نشسته و میگه ببین من فقط ی مسیری رو بلدم اونم مسیر لذت شادی عشق وحال پیشرفت فراوانی و اگه جایی جز این داری میری اونجا جای من نیست و حق انتخاب هم با خودته.
خدایا هزاران بار شکرت
دقیقا همین دیروز به طرز معجزه آسا ی بدهی بزرگ رو به راحتی پرداخت کردم اونم فقط با سود فروش دو روز و این نعمت رو جز خدا هیچ موجودی نمیتونست به من بده.
خدایا هزاران بار شکرت
همین دیروز وقتی سر زمین ساخت و ساز کارگاهمون داشتم راه میرفتم و فکر میکردم خدا ی ایده جذابی بهم داد. برای شب نگهبان نداشتیم و همش میگفتم خدایا خودت منو هدایت کن ببینیم چیکار باید کنم و این جمله رو هر لحظه داشتم تکرار میکردم. ی آن گفت تو برو اون پمپ کف کش رو بیار و اون لوله مشکی رو هم بزن سرش و تمام این ابی که تو این کانال فنداسیون جمع شده رو خالی کن و بریز اون اطراف تا وقتی فردا بنا اومد کار کنه نخواد معطل شه و سریع استارت رو بزنه گفتم خدا نگهبان شب چی؟گفت انجام بده.
برای منی که ی عالمه کار یدی و کشاورزی کرده بودم انجام این کار مث اب خوردن بود اما عشقم میگفت دختر این کارا سخته انجام نده لباست کثیف میشه ببین همه جات خاکی شده و شل چسبیده؟میگفتم بزار ببینم این چیو خدا انداخته تو کله من بزار اجراش کنم. انصافا شاید کمتر از 2 ساعت تمام اون اب تخلیه شد و کل کانال اماده شد برای شروع فندانسیون امروز. چقدر خودم حال کردم و لذت بردم و گفتم ببین این هدایت منو بوده خدا خودش نگهبان رو پیدا میکنه.
اگه دیروز نگهبان سابق نرفته بود من هیچوقت سر اون زمین نمیرفتم و شاید بنا هم به ذهنش نمیرسید که با پمپ اب رو تخلیه کنه که به قول خودش میگفت یکی دو روز افتاب بزنه اب خودش میره تو زمین. دیشب کلی کیف کردم گفتم ببین من همیشه میگم شاید خدا فقط بلده پول و ثروت بده درصورتی که حتی تو افکار درست و ایده های درست هم فراوانی داره و این ایده چقدر برای ساخت این پروژه کارساز بود که هر لحظه عشقم از من تشکر میکرد و میگفت تو خیلی ذهنت خلاقه و همیشه بیا سر ساختمان و تو بگو من چیکار کنم تا کارارو انجام بدم.
خدایا هزاران بار شکرت
خدای معجزه گر من خدای وهاب سلیمان خدای رزاق و دوست داشتنی تو برای من تنها منبع فراوانی همه چیزی همه چیز هر خواسته ای.
و ازت ممنونم که سرچشمه فراوانی ات به سمت منم جاری هست همیشه محافظم باش و از من مراقبت کن و هر لحظه منو هدایت کن تا مفید باشم و رسالتمو انجام بدم
راستش شاید من خیلی نتونم جواب کاملی بدم و این سوال رو در بخش عقل کل بپرسی خیلی خیلی جواب های قشنگی خواهی گرفت.
اما من با توجه به میزان درکی که از این قانون دارم جواب میدم.
اول از هر چیزی تنها منبع رزق و روزی خداست و جز خدا هیچ احدی قدرتی برای رزق رسوندن به ماها ندارن.
وقتی شما فقط و فقط از خدا روزی بخواین خودش دستاشو میفرسته که بهت برسونن. و شما حتما حتما این باور رو بسازین که فقط از خدا طلب رزق کنین که نه تنها با ده روز تاخیر بلکه اگه تمام ماه هارو مستاجر کرایه پرداخت نکنه رزق شما سر جاش محفوظه و در زمان مناسب و در مکان مناسب به زندگی شما تزریق میشه.
بعدش به نظر من شما زیادی فوکوس کردین رو این ده روز و چون زیاد دارین بهش انرژی میدین قطعا جهان هم به فرکانس شما جواب میده دیگه. جهان آیینه باور و فرکانس های ماست. و چیزی جز فرکانس های ما به ما بازتاب نمیشه.
ی مثال میزنم
من خودم تا این لحظه مستاجر هستم هم خونم هم محل کارم
و این خونه که الان هستم سال چهارم هست تمدید کردم و دفتر کارم سال دوم.
صاحب خونم هر سال به زور خودش منو نگه میداره و میگه هر قیمتی تو بگی باهات میبندم فقط شما بشین.
اغلب سر تایم کرایه پرداخت میکنم اما بارها به هر دلیلی با چندین روز تاخیر پرداخت کردم اما همیشه صاحبخونه به اصرار منو نگه میداره و میگه چون خوشحسابی در صورتی که من چندین بار با چندین روز تاخیر پرداخت کردم.
اما صاحبخونه من فقط به پرداخت من فوکوس کرده نه به تاریخ پرداخت. و این شده بگراند ذهنش که من دارم سر تایم پرداخت میکنم.
یا دقیقا امسال صاحب دفترم به اصرار خودش به پایین ترین قیمت با من تمدید کرد چون گفت خوشحسابی ولی انصافا چندین ماه من با تاخیر پرداخت میکردم در طول سال هم چندین بار باهاش دعوا کردم بهش توپیدم بهش بی احترامی کردم اما اون فقط فوکوس کرده به نکات مثبت من و میگه چون خوشحسابی و هر ماه پرداخت میکنی چون از ملکم خیلی خوب مراقبت میکنی چون به سلامت ملکم اهمیت میدی.
الان هم شما فوکوس کنین به نکات مثبت مستاجر و اینکه هر ماه پرداخت میکنه براتون مهم باشه نه تاریخش.
من هزاران مستاجر دیدم که جیگر مالک رو خون کردن کرایه ندادن و حتی خونه طرف رو هم زدن نابود کردن.
بهتون حق میدم شاید شما هم برای اون عدد اون تاریخ برنامه ای داشته باشین ولی باید این باور داشته باشین که تنها کسی که همیشه همه مسائل شمارو حل میکنه فقط قدرت محض خداست و اون خودش راهشو بلده نمیخواد شما بهش راهنمایی کنین. هر چیزی هست بسپارین به خدا خودش به بهترین شکل حل میکنه.
اینکه بگی خدایا مستاجرم سر تایم کرایه رو بده تا من قسط فلان وام رو بدم اصلا اینجا خدا اضافه هست چیکاره هست؟خدا میگه خب تو خودت راهو بلدی چرا منو صدا زدی؟اگه میخوای من حل کنم پس به چگونگی حل شدنش کاری نداشته باش فقط توکل داشته باش که من حل میکنم مابقیش خودم بلدم.
بعدش شاید رسالت شما این باشه خونه شما سقف بالای سر ی خانواده یا شخص باشه و قطعا اون برای شما و زندگیت دعای خیر میکنه انرژی خوب میفرسته و این میشه توشه مسیر شما اما اگه بخواین هر ماه برین رو مخش هی زنگ چرا واریز نمیکنی طرف هم حس خوبی به شما نداره و قطعا حس بدش رو به شما هم القا میکنه.
و اینکه من در جایگاهی نیستم اینو بگم اما چه اشکال داره مستاجر رو درک کنین. شایدم واقعا در شرایطی هست که با تاخیر پرداخت میکنه. اخه ده روز که عددی نیست به قول استاد سقف آرزوهات رو ببر بالا
فرضا طرف از سر لج داره با تاخیر پرداخت میکنه وقتی شما رو نکات مثبت طرف فوکوس کنی و بابتش شکر گزاری کنی ناخوداگاه طرف خودش سرتایم پرداخت میکنه.
یادت نره هیچوقت
تنها منبع رزق و روزی فقط و فقط قدرت محض جهانیان هست و لاغیر. مابقی همه بازی مارپله هست همین
من الان که فکر میکنم میبینم درست هست ،خیلی حساس شدم تو این قضیه
اخه من چون قبلا یه چالشهای بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاد ، درس اش این بود که خط قرمز برای خودم نزاشته بودم و برای همین بعد از سالها منجر به طلاق با همسرم کشید ، واسه همین ، برای این موضوع هم از زاویه داشتن خط قرمز هام نگاه میکردم ، ومستاجر را برای دادن اجاره ، سر موقع مجبور میکردم ،البته با خوشی
ادم به هر تضادی که بخوره اون تضاده باعث پیشرفتش میشه و هرچیزی که الان داری به خاطر تضاد هایی بوده که قبلاً باهاشون روبرو شدی وقتی که باورهات درست بشه اون تضاد هایی که باعث گریه و ناراحتی تو شدن باعث شادیتون میشه
هر خواسته ای که داری و برات به دست آوردنش سخته یه روزی در اینده به دستش میاری پس نگران چطوری و چگونه اش نباش تو باورها تو تغییر بده شرایطت تغییر میکنه
ارزوهاتو فراموش نکن چون الان نداریش به این معنا نیست که نمیشه واقعا همینطوره زمانی ارزوم بود خونه ی بزرگ داشته باشم و برام غیر قابل باور بود که داشته باشمش ولی الان تو همون خونه دارم کامنت مینویسم و خیلی از خواسته های دیگم که الان دارمشون
با کسی در مورد ارزوهات صحبت نکن چون باورها تو خراب میکنن و برای اینکه روی باورها ت کار کنی به این معنا نیست که بشینی یه جا و کاری نکنی نه تو باید هم روی خودت کار کنی هم منبع درآمدی داشته باشی چون تو یک شبه به اینجا نرسیدی که بخوای با یک بار کار کردن روی خودت یا یک ماه یا یک سال میلیاردر بشی پس نیاز داری به تکامل
زمانی که روی خودت کار میکنی ایده هایی میاد که یکم از وضعیت الان تو بهتره بعد روی باورهات کار میکنی ایده های بعدی میاد عمل میکنی ایده بعدی میاد بعد ذره ذره بهتر میشی به صورت تکاملی
وقتی که داری تغییر میکنی عمل کن به ایده هایی که در ذهنت میاد ایده ای که بر نمی گرده به عوامل بیرونی ایده ای که با شرایط فعلیتون قابل اجراست فقط کافیه یک ذره همت کنی اراده و باور و ایمان داشته باشی ایده ای که با شرایط فعلی شما فاصله داره رو رها کن و ایده ای که یک ذره اوضاع رو بهتر میکنه کنه یه ذره
خوشبختی در یک عامل بیرون از مانیست خوشبختی به خونه و ماشین و پول نیست کسانی هستن که همه رو دارن اما فکر بیمار هم دارن غصه میخورن ناراحتن غرمیزنن و کینه و نفرت دارن ولی هیچوقت خوشبخت نیستن خوشبختی به حال و احساس خوبه به سپاسگذاریه وتحسین کردن زیبایی هاست و اگر باورهات درست باشند از لحظاتت لذت ببری حالت خوب باشه تمرکزت رو بزاری روی زیبایی ها نتیجه ی طبیعیه حال خوبت میشه ثروت نعمت سلامتی روابط خوب حال خوب و خودشون وارد زندگیت میشن بدون اینکه تو کاری بکنی
توحید اصل زندگیه همون صراط مستقیمه توحید یعنی مسئولیت زندگی خودت رو به گردن بگیر و بدون ما و خدا یکی هستیم و هر کسی که این ویژگی رو داشته باشه توسط خداوند هدایت میشه واین ویژگی اینه
لاخوف علیهم ولاهم یحزنون
مریم جان شایسته عزیزم الهه ام همسر حسین جان یه درخواست ازتون دارم که دوست دارم به عنوان کسی که همراه و همگام با استاد هستید از خودتون فایلی تهیه کنید تا ما بیشتر با شخصیت شما آشنا بشیم و نگاه های خودتونو از دید قانون از زندگیتون بگید فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا بخشی از زندگی الان شما بوده ولی دوست دارم شماهم خود افشایی از گذشتتون انجام بدید به عنوان خانمی که چطور از بندرعباس و کرمان ومعماری رسید به اینجایی که الان هستین شما چه تضادی داشتید که خداوند شمارو با استاد اشنا کرد چطور روی خودتون کار کردید باورهاتونو ایمانتونو اگه لطف کنید بگید دوستتون دارم
سپاسگزارم از خدایی کە برایم بهترین و شگفت انگیزترین الگوی زندە را خلق کردە است و مرا با او اشنا کردە است.
خدایا شکرت بابت اینهمە امکانات و اگاهی های ناب و متحول کنندە و روشن کنندە.
استاد سریال زندگی در بهشت واقعا معرکەس
کاری میکنە ادم بگە بهانە بی بهانە
پیش بە سوی خلق ثروت و فراوانی
پیش بە سوی ایمان و توکل بە اللە یکتا
پیش بە سوی تمرکز بر نکات نکات مثبت و احساسات خوب و زندگی کردن با عشق و لذت.
استاد من لایڤ رو زندە دیدم خیلی عالی بود و یک سوالی در این ١٠ قسمت کلا مغزم رو درگیر کردە بود و خیلی گرەی روانی بزرگی برام ایجاد کردە بود.
و لایڤ کە شروع شد چون میدونستم کە این سوال مسئلەای روانی و گرەای ذهنى در منە
و باید بە خودشناسی و تفکر عمیق در مورد خودم و باورهام بپردازم تا بدونم مشکلم کجاست سوالی نپرسیدم و فقط خودمو سپردم بە جریان الهی صحبت ها تا ببینم خالقم چە پیامی و چە نکتە ای رو از دل پرسش و پاسخ ها بهم میرسونە.
و اینم بگم کە از موقەای کە سفر بە دور امریکا رو مشاهدە کردم دیگە ترس و نگرانی ای بابت نتایجی کە میخوام بە دست بیارم ندارم چون ایمان و اعتمادم بە خداوند بسیار بیشترشدە و بسیار بە هدایت هایش و اینکە در موقع مناسب و در زمان مناسب هر موقە کە من امادە دریافت نتایجم بودم و تکاملم رو طى کردم خداوند اون نتایج رو وارد زندگی من میکنە ایمان پیدا کردم.
برای این مسئلە و گرە روانیم هم دقیقا همین کار رو کردم یعنی پرسش کردم و جوابش رو بە خالقم سپردم و مطمئن بودم کە جوابش رو دریافت میکنم..
اما اون گرەی روانی چی بود و چجوری حل شد؟
من با دیدن قسمت اول سریال زندگی در بهشت دقیقا احساس کردم روح تازەای در وجودم دمیدە شدە و کاملا منقلب شدم چون دقیقا در سفر بە دور امریکا هم بە شدت احساس میکردم کە خودم دارم این سفر رو انجام میدم و از درون احساس پر شدن میکردم و اتفاقات بسیار خوبی رو بعد از اون سفر در زندگیم تجربە کردم برای سریال زندگی در بهشت هم دقیقا همین احساس رو دارم اما شدتش بیشترە و بسیار این احساس رو عمیق تر تجربە میکنم در قسمت اول سر از پا نمی شناختم و مدام میگفتم خدایا شکرت خدایا شکرت
اما هرچە قسمت ها جلوتر می رفت من از درون خوشحالی و اشتیاقم کاهش پیدا میکرد
خیلی تعجب میکردم و برام سوال شد کە واقعا چرا؟؟؟
و بە این فکر فرو رفتم کە چە باور و فکر محدود کنندەای در من وجود دارە کە اشتیاق بسیار سوزانم رو دارە کاهش میدە و از بین میبرە؟!!!!
و واسە اینکە بە جواب برسم خیلی بیشتر در سریال غرق شدم
و در یکی از قسمت ها باورها و افکارهای محدود کنندە ام بالا امدند…
تو مغزم این باور بالا امد کە
همچین زندگی ای بعد از مدتی کسل کنندەس ههههههه
وای خدای من چقد شگفت زدە شدم
چون این جملە با یک احساس بسیار قوی همراە بود کە منو شوکە کرد..
و تو لایڤ یە نفر دقیقا این سوال رو پرسید
گفت زندگی در بهشت کسل کنندە نیست؟!
وای استاد جواب کوتاە و هوشمندانەای کە بە این پرسش دادید تمام اشتیاق و عشق منو بهم بازگرداند و درون منو شعلەور کرد و همون موقە احساس کردم گرەی روانیم باز شدە
میخواستم با تمام وجودم فریاد بزنم خدایاااااااااااااااااا شکررررررررررررررررررت
چقد پاسختون هوشمندانە بود
گفتید اگە شکرگزاری نکنید همە چیز بعد از مدتی کسل کنندە میشە ولی اگە شکرگزاری باشە نە کسل کنندە نیست.
این پاسخ برای من جرقەای بود کە اتش درونم رو دوبارە شعلەور کرد
و احساس رهایی و ازادی روانی بسیار زیادی کردم
و از دیشب تا حالا بهش فک میکنم و بە خودشناسی های بسیار عمیقی از خودم رسیدم متوجە شدم من هر وقت زندگیم خیلی بر وفق مرادم میشە و همە چی اوکیە انگیزە و شور و اشتیاقم رو از دست میدم و سرد میشم و زندگی برام کسل کنندە میشە و این مسئلە برای من بسیار بسیار سد بزرگی ایجاد کردە بود و ازش بی خبر بودم و با پاسخ هوشمندانەی شما انگار یکی یکی زنجیرهای بە هم وصل شدەی این سیم کشی توی ذهنم پارە شدن و بسیار احساس رهایی و ارامش و شادی و قدرت و انگیزە و شور و اشتیاق و عشق و حرکت میکنم.
احساس میکنم یە ادم دیگەای شدم…
احساس میکنم مسیر ساختن بهشتم باز شدە است…
دیشب از شدت خوشحالی تا صب خوابم نبرد و حدود ۴٠ صفحه براى خودم مطلب نوشتم و اگاهی های جدیدم رو ثبت کردم…
واسە همین نمیدونم چجوری بگم کە این ١٠ قسمت چجوری وسیلەی هدایت من از جانب خداوند شدن و درونم را امادە کردند
و لایڤ این ١٠ قسمت همچون چکشی این پروسەای کە با این ١٠ قسمت در من ساختە شدە بود رو تمام کرد…
الان بسیار هیجان زدەام و بولدوزر انجام کارهای درونی و بیرونیم شدەام ههههه
خدای من قرار است این سریال چگونە بە تکامل من کمک کند و چە تغییرات شگرف دیگری در من بە وجود میاورد؟!!
بی نهایت سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایستە عزیز بابت اینکە امادە سازی و بە اشتراک گذارى این تجربیات بسیار ارزشمند…
این همە گفتم بزار یە نکتەی دیگە هم بگم
استاد چند روز پیش باز خواب دیدم کە در همون کلبە واسە نهار دعوتم کردید و بهم گفتید کە تنیس بلدی گفتم ارە بابا در حد لالیگا
خندیدید و گفتید پس بیا باهم بازی کنیم
بازی رو شروع کردیم
در حد لالیگا چندبار بهتون باختم هههههه و مایک و خانم شایستە هم اونجا بودن و کلی بهم خندیدن کە با چە اعتماد بە نفسی بازی رو شروع کردم و چجوری امتیاز از دست میدادم.
عاشقتونم…
از اینکە وقت گذاشتین و این نوشتەها رو خوندین.سپاسگزارم.
سلام به اساتید عزیزودوست داشتنیم مریم جون واستاد که واقعا برای رسیدن به ارزوهامون نیازبه تابلو کائنات ودریم برد نداریم چون زندگی شما رو دیدن هرروز صبح برامون اینکارومیکنه وخودش یه دریم برد کاملو تمام عیاره
خدایا شکرت برای این دریم بردهای واقعی ودوست داشتنی وعزیز که مطمئنم یکی از ارزوهای تمام بچه های سایت والبته خود استاد که توحرفهاشون یه بار گفتن اینه که همه مون همواز نزدیک ببینیم وباهم باشیم وفیس تو فیس درباره قوانین زیبای الهی حرف بزنیم وکلی خوش بگذرونیم ودرباره توحید صحبت کنیم که به قول استاد بالاترین تمرکزبرنکات مثبته وای که چقد دوست دارم به این آرزو برسم خدایا شکرت برای داشتن چنین آرزوی زیبایی که قطعا دست یافتنی هست حرف استاد سنده وقتی میگن رویاها دست یافتنی هستن که رویای توشدن
ومنم منتظررسیدن به این رویام هستم که یکی از رویاهای زیبا وبزرگمه خدایاشکرت که منو به ارزوم میرسونی همین الان دارم حسش میکنم واقعا وبااحساس خوب وعالیم شکرگزارشم
واقعا زندگی دربهشت برامون زندگی دربهشتو عملی کرده هم تو این دنیا وهم تو اون دنیا از تصاویر زیباو قشنگش از روابط عاشقانه وصمیمی استاد و مریم جون عزیز واز کامنتهای زیبای دوستای عزیزو عشقی که هر نکته ای روکه بهش توجه نکردیم مارو به سمتش هدایت میکنن ومیشن دستان هدایتگر الله مهربان ودیگه چی بگم از قشنگیهای این بهشت که خود بودن تواین سایت به خدا که بهشته فقط نکات مثبت وزیبایی مگه تو بهشت غیرازاینا چیز دیگه هم هست مگه بهشت غیر یه حس خوب وعالی عاشق شدن به خدای مهربونت وهرچی که باعشق برای تو آفریده ومسخرت کرده هست
اخ اخ
بچه ها واقعا آدم اینجا میفهمه که خودش نیست که مینویسه دستان خداست که قراره آگاهی بده به همه ی اونایی که ازش هدایت خواستن وما میشیم دستش وچه حسی زیباتر وبهشتی عالی ترازاینکه دستان خداونت بشی تابرسونی به دیگران هرچی رو که ازخدادرخواست کردن خدایا شکرت که همین امشب منو به این آرزوم رسونی که به دوستام گفتم دلم میخواد مثل شما زیبا بنویسم واین من نیستم تویی که داری میگی چی بنویس
خدایا عاشقتم که ما به دنبال ثروت میایم تواین سایت اما تو عظیم ترین ثروت دنیا وجاودانه ترین ثروت دنیا یعنی خودتو به ما میدی ومارو میکشی با عشقت وچه لذتی بالاتراز کشته شدن به حس عاشقی تو خدایا عاشقتم
قبل از هر چیز بگم اسم زیبات خیلی خاص و ندیدم مثلش تا حالا ،حداقل توی اطراف من همچین اسمی نشنیدم اصلا ،چهره زیباتونم تکمیل کننده اسم قشنگتون شد و البته نگاه زیباتون به گذشتتون و نتایجی که بدست آوردین
توی آخر کامنت گفتید که با بیاد آوردن گذشتتون و اینکه چطور شرایط برای صما فراهم شد تا به خواستهاتون برسید لبخند شادی روی لبهای شما آورد ،خواستم بهتون بگم نه تنها باعث شادی شما شد بلکه دقیقا مثل شما منم لبخند روی لبهام نشست و قلبم باز شد از احساسی که در تک تک کلماتتون بود
من که لذت میبرم وقتی میبنم دوستانی مثل شما توی مسیر زندگیشون به خواثتهاشون رسیدن و پله به پله موفقیتشونو تحسین میکنم
انشاله که بازم از نتایجتون اینجا برامون بنویسید و باعث شادی بیشتر ما بشین
در پناه الله یکتا شادو خرم و سلامت و ثروتمند باشین
ده قسمت از سریال زندگی در بهشت برای من بسیار لذت بخش بود و هر روز مثل سریال جذاب سفر به دور آمریکا از آگاهی ها و قوانین جهان هستی بطور خیلی واقعی و بوضوح نشانگر باورهای قدرتمند در جهت رسیدن به خواسته ها و اهدافم بود
سیر تکاملی هر چه بهتر در همه زمینه های زندگی آنچنان آشکارا سخن از لذت بردن از لحظات زندگی آنچنان مشهود و واضح هست که من اصلا تمایلی برای زود رسیدن به اهدافم را احساس نمیکنم
چون به اون حد از آگاهی رسیدم که خداوند را مانند پدر و مادر ی مهربان و وهاب یافتم که برای لذت بردن از زندگیم هر آنچه را که باعث آرامش و آسایش من است در زمان درست مناسب و مکان درست و مناسب در اختیارم قرار دهد…
استاد عزیزم اونقدر چشم و گوش من را برای دیدن زیبایی های جهان هستی باز کرده ای که قدر تمام نعمت ها و برکت های الهی ام را بدانم
از ساده زیستن به معنای راحتی و آسوده تر بودن در همه جنبه های زندگی که به دنبالش آرامش و آسایش روح و روان و ذهن را بهمراه دارد…..
از روابط دوستانه و عاشقانه ی بدون وابستگی و بدون قید شرط
و در عین حال با نزاکت و مودبانه که خواسته هر انسان
نامحدودی است ….. وقتی اینقدر ذهن پر بار شود دیگر چیزی برای محدودیت وجود ندارد
از آشپزی های لذت بخش اگر بخوام شرحی بدهم همش چاشنی عشق و محبت به همراه دیگر ادویه جات و مواد افزودنی دیگر صدچندان رنگ و بوی عطر آگین را به تمام فضا پخش میکرد آنچنان که این عطر و بو از فرسنگ ها به مشام من میرسید بدون هیچ تاخیری…
از لوازم مورد استفاده با ارزش ابزار ها که هر کدام برای کاری ساخته شدن و بین همین ابزارها مسابقه ای است که می گویند من بهترینم .. من آسونترین ابزار هستم .. من کاربردی ترین ابزارم … هر کدام از این ابزار ها در عین کاربردیشان زیبا و بینظیر هستن و چشم از این همه تنوع و زیبایی سیر نمیشود
و هر کدام از نتیجه خود سربلند بیرون می آیند
از چاقوی آشپزخانه گرفته تا ظرف و ظروف و دیگ و قابلمه و موتورهای زیبا و رنگا رنگ و دل انگیز که علاوه بر زیبایی خیره کننده شان جلوه گر و تجلی خلقت را به ما نشان میدهد و غیره …..
واز اره شارژی با قدرت تا دلر و انبر برای قطع شاخه برگهای اضافی درختان و چکش و و اون آهنربای پانصد پوندی بینظیر
که استاد برای هر کدام از این ابزار ها توضیحات بسیار جامع و شگفت انگیزی را آشکار میکند
از وقتی دیدم استاد اینقدر زیبا و قشنگ راجب هر چیزی به این شیوه توضیح میدهد . من هم سعی میکنم داستان هر کدام از وسایل زندگیمو با چشم باز توجه کنم و با دقت بیشتری نگاه خریدارنه تری داشته باشم و بقول استاد
توجه به نکات مثبت…..
شاید قبلا ها از هر چی که خوشم میومد میخریدم و زیاد به نکات اصلی و داستان واقعی اون ابزار و یا اون شیی توجه عمیقی نداشتم
ولی الان اونقدر عمیق شدم که سخت پسند تر از قبلا نا شدم و به همه جوانب این وسایل توجه میکنم مثل کیفیت .. راحتی .. آسودگی… بهترین… زیبایی… و ارزش واقعی .. میزان کاربردی …. واینها برای من ملاک انتخاب شده و به هر انچه که میبینم با دقت بیشتری تمرکز میکنم…..
یاد گرفتم برای انتخاب های ذهنی ام هدایتی عمل کنم وهیچ کاری رو بدون مشورت با الهامات و نشانه های واضح و آشکار انجام ندهم …
یادمه چند وقت پیش برای کار بیزینسی که قرار بود انجام دهم و چند پیشنهاد به من شده بود……. و بهشون گفتم باشه من انجام میدم ولی لازم هست ی فرصتی به من بدید که مشورت و تحقیق کنم و بعد به شما خبر میدم
مشورت من فقط خدای خودم بود
فوری بعد از تماس در منزل با تنهایی لازمی که داشتم بطور مداوم هدایت میطلبیدم و از خدا میخواستم که هدایتی آشکار و واضح رو بدون هیچ اشتباهی درک کنم….
میدونید چی شد؟؟؟
خیلی جالب همون شخص به من زنگ زد و حس اظطرار رو در من بوجود اورد که همین الان باید این پول رو برام بریزی اگر دیر کنی دیگه کار از کار میگذره و تا فردا دیگه معلوم نیست که به این قیمت بتونی این کارو انجام بدی …. خلاصه مبلغ جوری بود که نمیشد با دستگاه عابر پرداخت کرد بنابر این مجبور بودم به بانگ مراجعه کنم ولی هر کاری کردم که خرده خرده پولو بحسابش واریز کنم قبول نمیکرد و حتی با تمام تلاشم سعی کردم که خودمو به بانک برسونم ولی تا رسیدم تعطیل شده بود … واین نشانه پر واضح و آشکار برای من بود که با تمام سود و منفعتی که بظاهر برای من داشت ولی خداوند مانع این کار من شد و من خیلی زود هدایت شدم و فهمیدم که دقیقا مورد لطف الهی قرار گرفتم و به دو پیشنهاد دیگه ای که سود کمتری داشت تمایل نشان بدهم چون هم کار اونها را راه می انداختم و هم سود خوبی برای من بود و در این کار بظاهر کم سود منفعت بیشتری وجود دارد…
از خانم شایسته فوق العاده دوست داشتنی و همراه و پایه در همه کارها که قدرت بتصویر کشیدن تمام این آگاهی ها رو پر واضح و آشکار و با تدبیر فراوان به ما نشان داده قدر دانی میکنم و زبان برای تشکر و سپاسگذاری برای این تدوین و ادیت کردن و همراهی با استاد زبان قاصره…
💓💓💓🙋♀️🙏💐
خانم شایسته به هیچ عنوان لحظه ای رو برای به تصویر کشیدن زیبایی ها از دست نمیدهند بخصوص اون زمانی که با یک دست دوربین بدست و با دست دیگر انبر و قیچی که داشتن درختان و هرس میکردن و از شاخه جدا میکردن .. واقعا خانم شایسته در نظافت و تمیزی هر جایی که حضور دارن مشهوده و با ریخت و پاش هایی که استاد میکنه ..😄😄😄. باز هم خانم شایسته با عشق و ذهن زیبا ومنظم شان همه جا رو عاشقانه مرتب میکند… اگه استاد ورده زبونش شده میگه عاسقتم💓💓💓💓💓
واقعا منم عاشقتم عزیزم 💐💐
یک خانم قدرتمند و زبل و تند و فرز و توانا در همه کارها و هوشمند و با آگاهی بسیار بالا
خیلی خیلی خداروشکر میکنم که یک زوج بسیار هم فرکانس در همه امورات هستید و همچنینن لازم و ملزوم همدیگر
خدایا شکرت
🙏🙏🙏🙏
اون قسمت هایی که داشتیید لامپ های زیبا رو جلوی خونه تعویض میکردید و اون چراغ دیوار کوب سر در بالای کلبه را در می آوردید و بعدش که تصمیم گرفتین که نرده های چوبی رو از بیخ بگنید آنچنان خنده ام گرفته بود و قهه قهه میزدم و بلند بلند میگفتم … وای خدای من چرا استاد به جون این خونه افتاده داره همی چیو میکنه….
و جالب تر از همه چی که خانم شایسته هم پایه بود
خیلی خیلی خندم میگرفت
ولی بعدا در ادامه داستان دیدم که چقدر همه چی عالی تر شده و لذت بردم
از این 👁👁 چشمی که به زیبایی توجه میکنه و دوست داره تا چشم کار میکنه فضای روبروش و چشم اندازش وسیع و زیبا باشه به چنین ایده هایی دست پیدا میکنه و وارد عمل میشه
اون لحظه ای که چکش افتاد توی آب اینقدر دوست داشتم که جوری فیلمو اسلومویشن و آرام نشان داده میشد که اون صحنه بیاد موندنی میشد خیلی شادی آور بود کلی خندیدم
حتی اون موقع که با اصرار خانم شایسته با آهن ربای لاکچری چکشو از آب بیرون میاوردین که مثل قلاب ماهیگیری چکشو از آب میاوردین بیرون واقعا همه صحنه های این سریال زیبا و به یاد موندنی است بویژه غروب صورتی رنگ آفتاب پرادایس خیلی روح نوازه و اون بارون عطر آگین روی دریاچه
امروز از صبح تا الان دارم این دیدگاه و مینویسم یعنی شاید من اون سرعت عمل در بیان و نوشتن مطالب و نداشته باشم . ولی با عشق و با تمرکز روی مطالب نوشتنیم می پردازم و این زمان بظاهر طولانی برای اینکه زود به انتهای دیدگاهم برسم بسیار بسیار لذت بخش هستش
و در نهایت از تمام دوستان و عزیزانی که دیدگاه منو مطالعه کردن و وقت گرانبهاشونو برای این نوشته هایم گذاشتن
قدر دانی و سپاسگذاری میکنم
و همچنین برای لایو شماره 15
استاد که از شب گذشته بطور فوقالعاده و با بیش از دو هزار نفر در پخش آنلاین حضور داشتن و جوابگوی بعضی از سوالات دوستان بودید نهایت سپاسگذاری را دارم
البته باید بگم من فقط تماشاچی بودم و عرض ادب و احوالپرسی را در این لایو داشتم چون من جواب تمام سوالاتم را از دویست و یا سیصد فایل های رایگان و با عضو شدن در سایت در بخش عقل کل و دیگر کامنت دوستان عزیزم دریافت کرده ام و دیگر برای من سوالی باقی نمونده جز اینکه بطور مداوم و پیوسته تمرکز و تمرین داشته باشم شاگرد شنوایی باشم…. البته با عمل ….. برای این دو استاد عزیزم باشم
صمیمانه از صدای پر مهر و محبت و گرم و صمیمی خانم شایسته تشکر و قدر دانی میکنم
خانم عفت سادات حسینی با سلام و درود بی کران به شما دوست و همراه گروه عباسمنش
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم از این همه لطف و انرژی مثبت تون .
از اینکه دیدگاه من در شماره 15 لایو استاد مورد پسند شما دوست گرامی واقع شده از جهان هستی برای این آگاهی ممنون و سپاسگذارم و با انرژی مثبت شما دوستان به امید خدا این آگاهی ها بیشتر و بیشتر شود
ممنون که با دیدگاهتون مروری کلی داشتید بر 10 قسمت قبلی و من چند مورد به ذهنم رسید که اضافه کنم،
جاهایی که خانم شایسته عزیز زیرکی شونو در گره زدن طناب به رخ میکشند هم خیلی جذاب و فوق العاده بود از توصیف گره هایی که استاد میزنه به شل گره یا تف کاری!!! و خیلی جالبه که استاد هم چون فرکانسش درسته با همون گره ها هم به مشکل بر نمیخوره و کارش به خوبی انجام میشه!!!
جوراباشم که نگو خیلی فوق العاده و نمکیه!!!!
من هم با توضیحات بی نقص استاد در زمینه نحوه رسیدن به ابزار های مختلف و یا ویژگی های هر ابزار خیلی موافقم و خیلی زیبا تضادی که بهش برخوردن هدایتی که شدن در رسیدن به نعمت جدید، توصیف میکنند از سرپیچ باریک تر لامپ گرفته تا خرید مجدد دو تا اهن ربا و سر پیچ برای شیر آبو …
و تصاویر قبل و بعد از عملی که خانم شایسته عزیز برامون میگیرند،خیلی زیبا میتونه لزوم کارهایی که انجام میشه رو تشریح کنه،
و چقدر خوبه که ما با دنبال کردن این سریال میتونیم بفهمیم چطور میشه با تغییر نگاهت به زندگی واقعا تجربیات بهتری داشته باشی و تجربه بهتر ما یعنی تجربه بهتر اطرافیان ما و خیلی این زنجیره جالبه که دو نفر ادم در اونسر دنیا زندگی می کنند و تاثیرش اینجا روی رفتار من با همسرم و بچه هام منعکس میشه و این همون گسترش جهانه که ایندو و به تبعش کاربران این سایت بهش هدایت شدند!!!
چقدر فایل خوبی بود. من همیشه عادت داشتم که لایوها رو نمیدیدم و بعدا که روی سایت گذاشته میشد میرفتم میدیدم. اما اینبار چون از قبل اعلام کرده بودین رفتم دیدم و چه جالب بود که گفتین نتونستین سیو کنید. گفتم حسم اشتباه نگفته بود.
حالا خدا رو شکر که روی سایت قرار داده شد. ولی من باورم قوی تر شد که حسم اشتباه نمیگه.
من در کل چه تو مدرسه چه الان تو زندگی تا اونجایی که یادم میاد هیچوقت سوال نمیکردم. یعنی اصلا سوالی تو ذهنم مطرح نمیشه که بخوام بپرسم. از این حالت زیادم راضی نیستم.
توی این فایل شما یه نکته گفتید و اون این بود که هر وقت هر چیزی رو میبینید دائما سوال براتون پیش میاد که چرا اینکار داره اینطوری انجام میشه؟ چرا اونطوری انجام نمیشه؟ این یه کلید بود برای تفکر کردن به اتفاقات اطرافم. که بی تفاوت از کنارشون رد نشم. خیلی راحت میشه راجع به مسائل فکر کرد و اونها رو تو ذهن تحلیل کرد و اونوقته که برات سوال پیش میاد.
من خیلی لذت بردم از این جمله و تصمیم گرفتم تمرین کنم این موضوع رو تا بتونم سوال پرسیدن رو یاد بگیرم.
مخصوصا اینکه گفتید بپرسید تا به شما داده شود.
مورد بعدی که خیلی برام مفید بود این بود که شما در خلال صحبتهاتون گفتید که چقدر با کسب و کارتون تونستید به گسترش جهان کمک کنین و طبق قانون هر چقدر که به گسترش جهان کمک کنی به همون میزان ثروت و نعمت وارد زندگیتون میشه.
من خب در شرف ایجاد کسب و کار جدیدم هستم و خیلی این جمله برام دل نشین بود.
به خودم گفتم باید فکر کنم که این کسب و کار جدیدی که دارم راه اندازیش میکنم چه کمکی به گسترش جهان میکنه؟ یا چطور میتونه بیشتر به گسترش جهان کمک کنه؟ کلی جواب به ذهنم رسید که یادداشت کردمشون.
بعدش اینقدر انگیزه گرفتم و احساس خوب داشتم که نگو.
خلاصه این فایل مثل همه فایلاتون پر از نکته است باید دوباره ببینم تا متوجه نکات بیشتری هم بشم.
پیشرفتتون بیشتر بشه علی جان عزت نفس داشتن رو تمرین کنیم تا بتونیم تو هر چیزی سماجت به خرج بدیم و سوال کنیم تا راهکارها وهدایتها بهمون گفته بشه شاد وپیروز باشید😍
چقدر ساده و بی آلایش نوشته بودید منم مثل شما اصلا سوالی ذهنم در گیر نمیکرد و الان که کامنت خوبتون خوندم فهمیدم که من از همه مسائل راحت میگذرم الهی شککککر بخاطر هدایتی که تو کامنتتون شدم
با سلام
خیلی سپاس لایو میزارین احساس زنده بودن و هم فرکانس بودنم با شما بیشتر میشه استاد عزیز بهترین معلم زندگیم
بهترین قسمتهای زندگی در بهشت برای من بزرگ تر شدن باور هام و خواسته هام احساس میکنم یواش یواش داره دیوارهای محدودیت های ذهینیم فرو می ریزه
عاشق دیدگاه های خانم شایسته عزیز شدم چقدر نگاهشون به زندگی زیباس واسه همین تفکر زیبا لیاقت زندگی در بهشت کنار شما دارن واقعا شایسته هستن
عاشق اون دیدگاه زیباشون شدم موقع افتادن درخت گفتن شاخه برگ ها صورتم نوازش کردن ..
موقع که زنبور نیش زدن گفتن شاید برای بدنم لازم بود
ممنون از شما استاد
وقتی که گفتین قطعش کن رفتم کمد کشو و لباس وسایل مرتب کردم اضافی ها رو ریختم بیرون چه حس باحالی بود قبلا کمبود جا داشتم کلی هم نق میردم الان داخل کمد هام جا اضافه هم اوردم خدایااااا شکرت گاهی فکر منفی گذشته میاد تو سرم میگم قطعش کن و بعد بعد ناخواسته لبخند میزنم
باشد تا به زودی با این تغییر تفکرم با هدایت خدای مهربونم منم زندگی در بهشت تجربه کنم
هرچند که تو این چند روز اینقد حس و حال خوب با همسرم تجربه کردم خداروشکر
خونه م بوی زندگی گرفته قشنگ انرژی شو حس میکنم
خداروشکر خداروشکر
ای جانم رکسانای قشنگم عاشق حس خوبتون شدم چقدر خالص و ناب بود حرفاتون از جنس امید خیلی خوب بود این جمله قطعش کن قطعا هیچوقت فراموش نخواهم کرد این جمله زیبا رو و حتما روی قلبم حک خواهم کرد
به نام خدای بخشنده بخشایشگر
پروژه خانه تکانی ذهن/ گام به گام
گام هفتم
خدای هدایتگرم سلام. خودت نور ذهن و قوت قلبم باش
استاد عباسمنش عزیزم، استاد مریم جانم سلام. عاشقتونم و مثل همیشه رهرو سبک شما و ارادتمند همیشگیتون
دوستان محبوبم سلام و احترام.
امروز می خوام با یادآوری زمانهایی که به هدایتهام عمل کردم و نتایج شگفت انگیز دیدم به ذهنم منطق بدم برای باورپذیری تحقق خواسته هام.
اول اینو بگم که نمی دونم چرا دیشب افکار آزاردهنده بهم هجوم آوردن و احساسات منفیمو به مرز انفجار رسوندن، مثل یک طوفان ناگهانی که بصورت اشکهای بی وقفه از چشمام جاری شد.
اما تنها پناهگاهی که داشتم آغوش گرم پروردگارم بود.
دفتر نویسیمو با این جمله شروع کردم: الهی و ربی من لی غیرک؟
بعد به روش استاد شروع کردم به یاد آوردم نعمتهام رو.
اعتراف می کنم به طرز عجیبی انقدر حالم بد بود که خیلی اولش برام مشکل بود که حالمو خوب کنم و از نعمتهام سپاسگزاری کنم.
اصلا بدجور هورمونهام آب روغن قاطی کرده بودن.
پس به خودم فرصت دادم و ابتدا از حمد و ستایش پروردگار شروع کردم.
دقیقا صحبتهای استاد بود که تو ذهنم تکرار میشد، هرچند هنوز فایل امروز روی سایت نیومده بود ولی من از قبل این قوانین توی ذهنم جای گرفته بود. اینکه:
خوشبختی و احساس آرامش باید از درون بجوشه و وابسته به هیچ عامل بیرونی نباشه
هیچکسی مسئول آروم کردن من نیست و من باید بتونم قائم به ذات خودم باشم و فقط از رب قدرتمندم بخوام که کمکم کنه در همه حال آرام و شکرگزار باشم
پس شروع کردم به نوشتن صفات نیک خداوند. ستار العیوب، کاشف الکروب، رفیق من لا رفیق له، شفیق من لا شفیق له، مسبب الأسباب، رافع الدرجات، راحم العبرات و و و ….
بعد که کمی احساس منفیم کمتر شد و اشکهام از غم و ترس تبدیل به اشک عجز و ناتوانی در مقابل خالق توانگرم شد، شروع کردم به یادآوری نعمتها و داشته هام.
نوشتم و نوشتم و اشک ریختم و قلبم بیشتر و بیشتر شستشو شد. روحم آروم آروم جلا پیدا کرد.
با نهایت عجز و احساس بندگی در مقابل خدای بلندمرتبه بینا و شنوا، تو مرحله بعد شروع کردم به درخواست کردن. تضاد پیش روم رو برعکس کردم و ویژگیهای خواسته ام رو با جزییات مورد علاقه ام نوشتم.
به نوشتن ادامه دادم تا بالاخره اشکهام تموم شد. حالم خوب شد. دوباره خط فکریم صاف شد (نسبت به حالت خط خطی قبلش). سپاسگزار شدم. سبک شدم.
اونجا بود که بقول استاد تونستم تضادم رو وسیله ای بکنم برای شفاف شدن خواسته ام. همونجایی که توی فایل امروز موتورهای بسیار زیبا و متعددشون رو نشون می دادن و می گفتن من یک موتور 100 درب و داغون داشتم و آرزوم بود موتور خوب داشته باشم، حالا که دارمشون گذاشتم جلوی چشمم که همیشه نعمت داشتنشون برام تازگی داشته باشه.
منم دوباره نعمتهای زندگیم رو با خودم تکرار کردم تا برام تکراری و بدیهی نشن. که سپاسگزارتر بشم و احساسم رو به سمت بهتر شدن جهت دهی کنم.
چقدر این فرمولی که از استاد یاد گرفتم موثر و قدرتمنده.
یعنی منطق دادن به ذهن چموش برای مهار کردنش از طریق یادآوری نعمتهایی که قبلا نبود و بعد خلق شد.
من به لطف الله مهربان صاحب زندگی مشترکی شدم که درصد بسیار بالایی از آرامش و فراوانی و احترام و عشق توش جاریه.
ثروتهای مادی و معنوی این زندگی مشترک بیشتر شده و داره ماه به ماه و سال به سال بیشتر هم میشه.
یادمه زمانی که دلم واقعا می خواست ازدواج سالم و موفقی داشته باشم اما هنوز تو مدارش قرار نگرفته بودم و چقدر اذیت بودم. چه سالهای سختی به من گذشت. چون با قانون آشنا نبودم و بلد نبودم از موقعیتم لذت ببرم.
کمتر از یک سال شد که شروع کردم به تغییر و همین تغییر یک همسر بسیار خوب رو به زندگیم دعوت کرد و من در دریایی از آرامش خاطر آروم و قرار گرفتم.
من مادر شدم و این نعمت برام بیش از اونچه فکر می کردم خوشایند اومده.
من تصمیم گرفتم تغییر کنم و شخصیتم رو بهتر کنم و این بهبود شخصیت برام برکات بسیار بیشتری از جنبه های متعددی به ارمغان آورده که فکرشم نمی کردم اون جنبه ها هم خودبخود رشد کنن.
من از خدا دور بودم و نمی شناختمش، خدا برام یه غریبه بود که از دور منو نگاه میکنه و گهگاهی کارمو راه میندازه و گاهی هم ازم عصبانی میشه ولی به لطف این تغییرات خدا رو به طرز متفاوتی در دلم دعوت کردم که همیشه همراهمه، عاشق منه و قبل از درخواست کردن به فکر اجابت منه.
خدایی که ترسناک نیست و اگر رو به سوی مهر و نورش کنم فقط مهر و نور دریافت می کنم.
و این منم که اگر بهش پشت کنم در سایه خفت بار بی کسی و بی نعمتی زجر می کشم.
به یاد آوردم زمانهایی که قدمی حتی کوچیک برداشتم و خدا درها و دروازه ها برام باز کرد.
همین الانم که دارم بازنویسی می کنم هنوزم داره موارد فراموش شده ای یادم میاد و به لیست ذهنیم اضافه میشه. الهی شکر!
بله همش خداست. اول و آخر خداست. فقط منم و خدای من. نه هیچ ذره ای از جهان خارج از من.
من حتی برای جرأت قدم برداشتن هم محتاج خودشم. وقتی قدمهام سست میشه فقط ملجأ و منبع قدرتم خود خودشه.
اونه که به اعضای بدنم، به ذهنم انرژی و قوت میده که کوچکترین حرکتی بکنم.
دیشب هم نوشتم: قوّ علی خدمتک جوارحی
خدایا من از تو نور و انرژی حرکت به سوی خودت می خوام همونطور که ده ها و صدها جای دیگه تو زندگیم خودت حرکتم دادی.
من هیچ بودم و تو همه.
الانم اقرار می کنم که من به هر خیری که از جانب تو به من برسه فقیرم
مسیر حرکت به سوی خودت رو برام هموار کن.
خودت قوت قلب و نور افکارم باش.
منو از هرکس و هرچیزی غیر از خودت بی نیاز کن
همونطور که اون جاهایی که فقط من می دونم و خودت، بارها و بارها دستمو گرفتی و کمکم کردی توحید و ایمان عملیم رو نشون بدم.
این بار هم منو در مسیر اقدامات موثر توحیدی قرار بده.
مثل بندگان صالحت که در موردشون گفتی: فَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ
سلام سعیده ی عزیزم
کامنتت برام ارزشمنده ممنونم که نوشتی
مرسی که صفات خدارونوشتی ومن باخوندش اشک توچشمام حلقه زد
واقعا با داشتن همچین خدایی نگران چی باشیم اخه؟؟؟
منم یادم میره گاهی اوقات قدرت وعظمتشو ودرگیر نجواها میشم مهم اینه که توش نمونیم وبتونیم ازاون افکارمنفی خود ارزشمندمون رو نجات بدیم وبه دریای ارامش برسیم
افرین بهت سعیده جان که خوب اینکارو انجام دادی
یه راه براش پیداکردی وازاحساس بد به خوب رسیدی بهت تبریک میگم عزیزم این خودش موفقیته
امادلیل اصلی کامنت نوشتنم ایه اخر کامنتته که عجیییب به دلم نشست چون هدایت قرانی امروزم بود ومن چقدر بااین ایه امروززیرباران زیبای پاییزی با خدا عشق بازی کردم اینقدر خوش گذشت اینقدر توحال خودم بودم وبقیه رو نمیدیدم که حسابی خیس خیس شدم
ایه رو که توکامنتت خوندم نتونستم برات ننویسم ….
بااین همزمانی بسیار شکرگزارخداوندم
موفق وشادباشی سعیده جانم درپناه الله یکتا
راستی توکارمورد علاقت هم که شروعش کردی اول بگم شاید اوایل بالا وپایین بشی ولی هیچ وقت ناامید نشو بالاخره نتیجه میگیری با ایمان قدم هاتو بردار
خداهواتوداره
سلام به خودت و لبخند زیبات زهرا جانم
چه سورپرایز جالب بود رسیدن کامنتت در این موقع شب. هیچوقت ندیده بودم توی این ساعت کامنتها منتشر بشه و من پاسخ دریافت کنم.
الهی شکر چه نعمت زیبایی روزیم کردی.
اول خدا رو شکر کنم بابت بارون بسیار بسیار زیبا و پربرکتی که از دیشب دلم رو با خودش برده.
هزار بار شکر کردم، اینم یه بار دیگه.
چه هوایی شده، چه بهشتی شده خدایا بی اندازه شکرت.
زهرا جان اون آیه آخر یه نوایی به قلبم داد که اشکهام بلافاصله سرازیر شد. اون قسمت آخرش لهم مغفره و رزق کریم
میگه تو حرکت کن من روزی باارزش و کریم بهت میدم.
نگفته چه نوع روزی، این نعمت و روزی هرررر چیزی میتونه باشه ولی متاسفانه ماها ذهنمون فقط میره دنبال پول و مادیات.
در صورتیکه رزق خیلی معنای گسترده تر و عمیقتری داره.
من ازش خواستم و اونم اینجوری جوابمو داد. شرمنده ام کرد مثل همیشه.
امشب خیلی حال خوشی دارم. ستاره قطبیم تقریبا 90 درصدش تیک خورده و شبم همچنان ادامه داره و به لطف خدا میتونم اون مقدار باقیمونده رو هم انجام بدم و تیک بزنم.
اینه معجزه ستاره قطبی و توکل.
روزی حتی میتونه زمانیکه فکرشو نمی کنی، خارج از روال و روتین همیشگی به دستت برسه، مثل این کامنت محبت آمیز شما.
متشکرم بالت قوت قلبی که بهم دادی واسه کارم.
اونم به لطف خدا آروم ولی پیوسته در جریانه.
من هستم. آهسته و پیوسته. به امید سرعت بیشتر و پیوستگی منسجمتر.
الهی شکر….
متشکرم متشکرم متشکرم دوست خوبم!
به نام خداوند هدایتگر
سلام به اموزگار زندگیم
سلام به استاد توانا
اموزگار مهربانم عالیجناب عشقم
روزت مبارک🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ایکاش که نزدیک بودم پاهاتو میبوسیدم
امروز برای شما مریم بانوی عزیزم دوتا شاخه
گل از حیاط خونمون کندم و اوردم گذاشتم
توی تنگ و به پاس سپاس واز راه دور
تقدیمتون میکنم
اموزگارم زندگیم رو به حدی تغییر
دادی که نمیدونم چجوری سپاسکزارت
باشم از هرجهت نگاه میکنم فقط
شکر گزار خدا هستم
چون نگاهم به همه چی تغییر کرده
عزت نفسم با دوره عزت نفس خدایاشکرت
ثروتم با دوره ثروت۱ خدایا شکرت
قدم برداشتم با دوره دوازده قدم خدایاشکرت
عمل کردن به خواسته هام با دوره عملی دستیابی به رویاها خدایا شکرت
توحیدی تر شدنم با دوره جهانبینی توحیدی
خدایاشکرت
شناختن قوانین جهان با دوره کشف قوانین
خدایاشکرت
با فایلهای رایگانتون خدایاشکرت
در پرتو اگاهی که بی نظیرهست خدایاشکرت
سفربه دور امریکا که خیلی راهکارها ولذتها برام گفته شد خدایاشکرت
با مصاحبه با استاد که خیلی به منو به خودم نزدیکتر کرد خدایاشکرت
با تمرکز بر زیباییها که از کوچکترین چیزها ذهنمو به زیباییها میبره خدایاشکرت
با دوره ی فوق العاده زندگی دربهشت ساده زندگی کردن ولذت ازتنهاهییهام که اشکمو دراورده و سجده میکنم هرلحظه ی این فایلهارو
استاد چگونه میتونم جلوی اموزگاری به این دقیقی که تکامل زندگی خودش را با یک دوربین ساده موبایل به جهان نشون میده رو نپرستم ازش قدردان نباشم خدایاشکرت
شکرت به خاطر شکستن پلهای پشت سرم
به خاطر چیدن لیاقتها برای خودم
به خاطر بهبود حالم به خاطر ارزشمند دونستن خودم به خاطر افسردگی که سالها منو غرق خودش کرده بود و نجاتم داد
خدایاشکرت خدایاسپاسگزارم
استاد الهی قربونتونم بشم همینطور مریم عزیزم که با نوشته هاش هم گریه کردم وهم ذوق
استاد خیلی دوستتون دارم خیلی اگر حتی الان عمرم به پایان برسه راضی هستم که تونستم خدارو خودم رو جهان رو بشناسم و ارزشش رو داشت که تو این سایت وقت گذاشتم وجودم رو با قانون جهان گذاشتم با صدای شما با اموزشهای بدون کلک و بدون کوچکترین حاشیه ی شما گذاشتم
دوستتون دارم ازطرف مریم تیموری و همسرم غلامرضا که عاشقتونه
بازم روزتون مبارک 🌹🌹🌹🌹🌻🌻🌻🌻😍😍😍😍😍😎😍😍😍😍😘😘😘😍😍😍
به نام خداوند عشق و مهربانی
سلام به دوستان پرمهر و خوبم
«آن چه از جنس افکارِ توست به سمت تو درحال حرکت است.
همانطور که تو به سمت آن درحرکتی
پس آرام وآسوده باش
وبگذار هستی کار خودش را در زمان خودش بکند…
کافیست انسان باشیم و عاشق…
مهر ورزیم و دستی بگیریم..
آنگاه میبینی که دنیا برایت میشود بهشت»
چند روز پیش بین دو تا از همکارام یه مسأله و صحبتی پیش اومد که باعث دلخوری یکی از اونا شد، اون دوستی که دلخور شده بود برای تلافی رفتار طرف مقابل، تصمیم گرفت مرخصی بگیره تا مرخصی همکارش کنسل شه.مرخصیشو رفت و به ظاهر به هدفش رسیده بود.ولی قسمت عجیب ماجرا اینجا بود که تو همون روزی که مرخصی بوده، یه اتفاق بدی براش پیش میاد و خلاصه کلی اذیت شده بود.
یه ماجرای دیگه تعریف کنم……
یکی از دوستام میخواست برای یه مناسبتی جشن مفصلی بگیره و کلی براش برنامه داشت می ریخت.حالا هدف چی بود؟؟؟میخواست عکسای جشن و استوری کنه و چشم یه سری از بدخواه هاشو دربیاره.
دقیقا فردای همون روزی که با من صحبت کرد و قصد و هدفشو از این کار گفت، همسرش بشدت مریض شد، به حدی درگیر اون شد که اصلا نتونست به جشن حتی فکر کنه.
از این دست ماجراها و اتفاق ها بسیار دارم که بنویسم چون چند روزه ذهنم بشدت درگیر پیدا کردن این نشونه هاست تا اون چیزی که بهش رسیدم و الان میخوام عنوانش کنم رو تایید کنه.
«معجزه ی نیت»
دوستان نمیدونید چقدر مهمه قصد و نیتتون از انجام کارها و رفتارهاتون چیه، مهم نیت و احساسیه که پشت اون عمل یا رفتاره، نه ظاهر خود عمل.
مثلاً فرض کنید ما داریم برای درآمدمون شکرگزاری میکنیم، ولی نیت چیه؟؟؟درامدم زیاد بشه
دارم برای خواسته م تجسم انجام میدم، نیت چیه؟؟؟تا بهش برسم
نیت باید پاک و خالص و خدایی باشه.
سر کیو داری شیره میمالی؟؟؟؟
کیو میخوای فریب بدی؟؟؟؟
خودتو؟؟؟؟خدارووو؟؟؟؟؟کائناتو؟؟؟؟؟؟
نیتت تا خالص نشه،
تا بوی خدایی نده
تا به قصد لذت بردن خالصانه نباشه
باور کنید هیچ ثمری نداره که هیچ، چه بسا که پیامد های بدتری هم خواهد داشت، مثل همون موارد بالا که تعریف کردم.
یه وقتایی نیتمون از رسیدن به هدف فخرفروشی و پز دادنه
تلاش برای رسیدن به خواسته و هدفمون، درآوردن چشم بقیه ست، برای ثابت کردن به بقیه ست که آقا ما اینیممممممم.
ولی همین نیت های پشت پرده، کارو خراب میکنه.
هدفت از انجام تمرین ها، فقط و فقط باید توحیدی و لذت بردن بیشتر خودت باشه، در غیر اینصورت جواب عکس میگیری.
بنام خداونده بخشنده و مهربانم…
۞ وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا
و خدای یکتا را پرستید و هیچ چیزی را شریک وی نگیرید و نسبت به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و همسایه دور و نزدیک و دوستان موافق و رهگذران و بندگان که زیردست تصرف شمایند نیکی کنید، که خدا مردم متکبّر خودپسند را دوست ندارد.
سلام به یگانه بانو عزیز..
این ایه به صورت هدایتی اومد و تقدیمش میکنم رو روح شما…
یگانه بانو
خود خدا گفته که وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ
خودش از حال دل همه ما باخبر …
یکی از همکارام یه داستانی تعرف کرد از بچش خیلی جالب بود برام…
گفت اب داشتم میخوردم بعد از اینکه اب رو خوردم گفتم خدایا شکرت…
بعد بچش در میاد بهش میگه بابا خدارو شکر برای غذا خوردن فقد…
حالا داستان اینه که شما میگید خدا از نیت با خبر همیشه از خدا میخوایم که همچیز رو برای ما افزون کن بهترینشو بده ناب ترینشو بده ..
برای اینکه بتونیم دنیا رو جای قشنگتری کنیم برای اینکه قانون جهان هستی همینه
قانوت بدون تغیرر خدااااا
خدارو صد هزار بار شکر برای تمام زیبای هاش اره من سپاسگزاری کنم به جاهایی هدایت میشم که سپاس گزاری بیشتری میکنم …
ممنونم از کامنتتون یگانه بانو مهربان و بزرگ قلب…
در پناه جان جانان رب العاالمین شاد سلامت و ثروتمند باشی
با عشق حسین عبادی بنده خوب خدا
واااای من قربونت برم دختررررر چ مساله ی مهمی رو بهش اشاره کردیییی.نیت! واقعا مهمههه تا وقتی نیت خالص و الهی نباشه اصلا نمیتونیم حس خوب خالص بفرستیم .شاید سطحی حس خوب و ارتعاش خوب بدیم ولی عمیق و درست حسابی نیست واقعا .شاید برای همین هم هست تو ی دین هم انقددد به نیت نیک توجه شده.
خیلی عالی بود دمتگرم بانوی با وقار.
دوست عزیز چقدر به دلم نشست که گفتید نیت برای لذت بردن باشه. واقعا همین طوره
اتفاقا خداوند ارزوهایی که از سر لذت بردنه رو خیلی سریع میده مولا با خودت میگی هوس قرمه سلزی کردم فرداش یا همون روز مامانت قرمه سبزی درست میکنه. با خودت میگی ای کاش به چیز دیگه خواسته بودم ولی الان میفهمم که اتفاقا چیزهایی که از روی هوسه و لذت بردن محض خیلی سریع تر داده میشه. چون ما هیچ احساس نیاز و کمبود و عجله نداریم، فقط یه هوسه.
به نام خدای معجزه ها
سلام استاد قشنگم و مریم زیبایی ها
سلام به همه همراهان این مسیر الهی
استاد عزیزم به رسم معرفت ی دنیا ازتون سپاس گذارم که بازم برامون هدیه تدارک دیدین و از مریم زیبا هم ی دنیا تشکر که اون انگشتای قشنگش زحمت کشیده این فایل و این دوره رو تدوین کرده و برای ما اماده کرده. نمیدونم این سپاس گذاری من میتونه واقعا ادای دین کرده باشه یا نه ولی خدا میدونه که من با تمام وجودم با تک تک سلول هام دارم شکرگزاری میکنم و زمانی که دارم این همه آگاهی های ناب به صورت عملی تو زندگیم استفاده میکنم یعنی که دارم شکرگزاری میکنم. شاید هم کم باشه ولی انصافا هست.
وای استاد ی جاهایی عجیب با شما همزادپنداری میکنم اصلا ادم کارمند دولت و حقوق کارمندی و این قرتی بازیا نبودم میگفتم جهان وسعت زیادی داره نباید سهم من کوچیک باشه.پرسنل بخش طراحی ی ارگانی بودم تو بالاترین لول که کلی کلاس کاری داشت و حتی علم زیاد اما من همش میگفتم خدایا کار بهتر درامد بهتر. با این تفاسیر که برای قبول شدن اون شغل هم کلی سختی کشیده بودم.
من اصلا ی قانونی واسه خودم دارم که میگم وقتی برای هر کاری میگی خدایا دیگه خدا همش دست به کار میشه که بچینه برات. که بگه بنده ی من اگه صدام زدی من وظیفه خودم میدونم که پاسخ بدم بهت. نمیدانم زندگی من قبل از اشنایی با این سایت چجوری بوده اما از وقتی تو این سایت چادر زدم و تکون نخوردم فهمیدم من یک عمر دنبال نون خشکه بودم و قطعا هدایت خدا بوده که من در مسیری قرار بگیرم که وقتی برمیگردم به گذشته خودم حتی واسه خودمم جای تعجبه اون جایگاه و شکر خدا این جایگاه.
شاید هر روز که جلوتر میرم آگاهیم بیشتر میشه و رشد میکنم ولی من از همون روزای اول ورود به سایت متوجه شدم خلا بزرگ زندگیم توحید بوده و چون پیدا کرده بودمش هر لحظه ایمانم قوی تر میشد که این خدایی که استاد به من معرفی کرده تنها منبع تمام خواسته های من هست. به قول ی دوست عزیز اقای خوشدل اصلا مهم نیست که به کی داده به کی نداده اصلا مهم نیس چون به دیگران داده به منم میده گفت اصل اینه که اگه روزی هیچکسی هم در این دنیا نبود باید خدا بهم بده. باید هر آنچه که من میخوام رو بهم بده از ریز گرفته تا درشت.
وقتی خدا تنها منبع رزق و روزی در این جهانه من باید چقدر مشرک باشم که برای خواسته هام به دولت متوسل بشم به رئیس بانک متوسل بشم دلم به وام خوش باشه دلم به حقوق سر ماه خوش باشه
واقعا چرا؟؟
گاها ی سری عمل هایی که انجام میدیم به حدی فجیعه که اصلا مهم نیس باور ما چیه ما با این کارمون حتی قدرت خدا رو هم زیر سوال میبریم. گاها با ی عمل فوق العاده بی محتوا دست همه مشرکا رو از پشت میبندیم و من همیشه میگم چقدر گناه داره خدایی که خالق ماست و نهایت تمام لطف و موهبته اما ما انسان ها دائما در تلاشیم که هرکسی رو ببینیم جز خدا. و خدایا هزاران بار معذرت و شرمنده.
یادمه شرکت قبلی که کار میکردم ی بار به خاطر بحث با سرپرست منو اخراج کردن و من به هزاران نفر رو زدم که برگردم سرکار و مدت ها هر وقت اون افراد رو میدیدم انصافا از درون خجالت زده بودم که من برای این شغل و حقوق ناچیزش به چه افرادی متوسل شدم. اما وقتی به لطف خدا من هدایت شدم به این شغل مقدس فعلیم شاید نزدیک سه سال تماس میگرفتن بیا برای تسویه حساب و من میگفتم به پولش نیاز ندارم که روزی که رفتم برای تسویه حساب ازشون خواستم حق و حقوق منو واریز کنن به حساب ی خانمی که نیاز مالی داشت و خدا منو به فراوانی مالی رسونده بود که هیچ نیازی به اون مبلغ هایی که برای من نون خشکه بودن نداشتم.
و این روزها بیشتر از هر موقعی سلول به سلول من اینو درک کرده که تنها منبع رزق و روزی خداست و اون هر لحظه از بی نهایت طریق از بی نهایت رزق فراوان به زندگیم میاره. دقیقا همین افرادی که سال قبل من ازشون جنس تهیه میکردم دقیقا همون افراد الان اونا دارن از من جنس تهیه میکنن و خدا منو هم به این کفه ترازو آورد که بگه ببین ساناز قشنگم من تنها ی کاری بلدم اونم فقط پیشرفت و رشد اگه ی جایی داری درجا میزنی یا داری پسرفت میکنی یا داری میری جاده خاکی اون جاها دقیقا جایی هست که من نیستم و خودت تنهایی.
خدا هزاران بار روبروی من نشسته و میگه ببین من فقط ی مسیری رو بلدم اونم مسیر لذت شادی عشق وحال پیشرفت فراوانی و اگه جایی جز این داری میری اونجا جای من نیست و حق انتخاب هم با خودته.
خدایا هزاران بار شکرت
دقیقا همین دیروز به طرز معجزه آسا ی بدهی بزرگ رو به راحتی پرداخت کردم اونم فقط با سود فروش دو روز و این نعمت رو جز خدا هیچ موجودی نمیتونست به من بده.
خدایا هزاران بار شکرت
همین دیروز وقتی سر زمین ساخت و ساز کارگاهمون داشتم راه میرفتم و فکر میکردم خدا ی ایده جذابی بهم داد. برای شب نگهبان نداشتیم و همش میگفتم خدایا خودت منو هدایت کن ببینیم چیکار باید کنم و این جمله رو هر لحظه داشتم تکرار میکردم. ی آن گفت تو برو اون پمپ کف کش رو بیار و اون لوله مشکی رو هم بزن سرش و تمام این ابی که تو این کانال فنداسیون جمع شده رو خالی کن و بریز اون اطراف تا وقتی فردا بنا اومد کار کنه نخواد معطل شه و سریع استارت رو بزنه گفتم خدا نگهبان شب چی؟گفت انجام بده.
برای منی که ی عالمه کار یدی و کشاورزی کرده بودم انجام این کار مث اب خوردن بود اما عشقم میگفت دختر این کارا سخته انجام نده لباست کثیف میشه ببین همه جات خاکی شده و شل چسبیده؟میگفتم بزار ببینم این چیو خدا انداخته تو کله من بزار اجراش کنم. انصافا شاید کمتر از 2 ساعت تمام اون اب تخلیه شد و کل کانال اماده شد برای شروع فندانسیون امروز. چقدر خودم حال کردم و لذت بردم و گفتم ببین این هدایت منو بوده خدا خودش نگهبان رو پیدا میکنه.
اگه دیروز نگهبان سابق نرفته بود من هیچوقت سر اون زمین نمیرفتم و شاید بنا هم به ذهنش نمیرسید که با پمپ اب رو تخلیه کنه که به قول خودش میگفت یکی دو روز افتاب بزنه اب خودش میره تو زمین. دیشب کلی کیف کردم گفتم ببین من همیشه میگم شاید خدا فقط بلده پول و ثروت بده درصورتی که حتی تو افکار درست و ایده های درست هم فراوانی داره و این ایده چقدر برای ساخت این پروژه کارساز بود که هر لحظه عشقم از من تشکر میکرد و میگفت تو خیلی ذهنت خلاقه و همیشه بیا سر ساختمان و تو بگو من چیکار کنم تا کارارو انجام بدم.
خدایا هزاران بار شکرت
خدای معجزه گر من خدای وهاب سلیمان خدای رزاق و دوست داشتنی تو برای من تنها منبع فراوانی همه چیزی همه چیز هر خواسته ای.
و ازت ممنونم که سرچشمه فراوانی ات به سمت منم جاری هست همیشه محافظم باش و از من مراقبت کن و هر لحظه منو هدایت کن تا مفید باشم و رسالتمو انجام بدم
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
باسلام خدمت ساناز خانم
حرفهاتون خیلی واضح ودلنشین بود
ولی من یه چالشی برام پیش اومده ، میدونم خدا برام میخواد یه چیزی رو یادم بده ،ولی متاسفا برام الهام نمیشه
چی کار باید بکنم ، مستاجرم هر ماه بعد ده روز معطلی اجاره را پرداخت میکنه ، نمیدونم با چه زبونی بفهمونم
ساناز خانم میشه من رو راهنماییم کنید ،خدا میخواد چه چیزی رو برام بفهمونه؟
به نام خدای معجزه ها
سلام لیلای غزیز
شبت بخیر دوستم
راستش شاید من خیلی نتونم جواب کاملی بدم و این سوال رو در بخش عقل کل بپرسی خیلی خیلی جواب های قشنگی خواهی گرفت.
اما من با توجه به میزان درکی که از این قانون دارم جواب میدم.
اول از هر چیزی تنها منبع رزق و روزی خداست و جز خدا هیچ احدی قدرتی برای رزق رسوندن به ماها ندارن.
وقتی شما فقط و فقط از خدا روزی بخواین خودش دستاشو میفرسته که بهت برسونن. و شما حتما حتما این باور رو بسازین که فقط از خدا طلب رزق کنین که نه تنها با ده روز تاخیر بلکه اگه تمام ماه هارو مستاجر کرایه پرداخت نکنه رزق شما سر جاش محفوظه و در زمان مناسب و در مکان مناسب به زندگی شما تزریق میشه.
بعدش به نظر من شما زیادی فوکوس کردین رو این ده روز و چون زیاد دارین بهش انرژی میدین قطعا جهان هم به فرکانس شما جواب میده دیگه. جهان آیینه باور و فرکانس های ماست. و چیزی جز فرکانس های ما به ما بازتاب نمیشه.
ی مثال میزنم
من خودم تا این لحظه مستاجر هستم هم خونم هم محل کارم
و این خونه که الان هستم سال چهارم هست تمدید کردم و دفتر کارم سال دوم.
صاحب خونم هر سال به زور خودش منو نگه میداره و میگه هر قیمتی تو بگی باهات میبندم فقط شما بشین.
اغلب سر تایم کرایه پرداخت میکنم اما بارها به هر دلیلی با چندین روز تاخیر پرداخت کردم اما همیشه صاحبخونه به اصرار منو نگه میداره و میگه چون خوشحسابی در صورتی که من چندین بار با چندین روز تاخیر پرداخت کردم.
اما صاحبخونه من فقط به پرداخت من فوکوس کرده نه به تاریخ پرداخت. و این شده بگراند ذهنش که من دارم سر تایم پرداخت میکنم.
یا دقیقا امسال صاحب دفترم به اصرار خودش به پایین ترین قیمت با من تمدید کرد چون گفت خوشحسابی ولی انصافا چندین ماه من با تاخیر پرداخت میکردم در طول سال هم چندین بار باهاش دعوا کردم بهش توپیدم بهش بی احترامی کردم اما اون فقط فوکوس کرده به نکات مثبت من و میگه چون خوشحسابی و هر ماه پرداخت میکنی چون از ملکم خیلی خوب مراقبت میکنی چون به سلامت ملکم اهمیت میدی.
الان هم شما فوکوس کنین به نکات مثبت مستاجر و اینکه هر ماه پرداخت میکنه براتون مهم باشه نه تاریخش.
من هزاران مستاجر دیدم که جیگر مالک رو خون کردن کرایه ندادن و حتی خونه طرف رو هم زدن نابود کردن.
بهتون حق میدم شاید شما هم برای اون عدد اون تاریخ برنامه ای داشته باشین ولی باید این باور داشته باشین که تنها کسی که همیشه همه مسائل شمارو حل میکنه فقط قدرت محض خداست و اون خودش راهشو بلده نمیخواد شما بهش راهنمایی کنین. هر چیزی هست بسپارین به خدا خودش به بهترین شکل حل میکنه.
اینکه بگی خدایا مستاجرم سر تایم کرایه رو بده تا من قسط فلان وام رو بدم اصلا اینجا خدا اضافه هست چیکاره هست؟خدا میگه خب تو خودت راهو بلدی چرا منو صدا زدی؟اگه میخوای من حل کنم پس به چگونگی حل شدنش کاری نداشته باش فقط توکل داشته باش که من حل میکنم مابقیش خودم بلدم.
بعدش شاید رسالت شما این باشه خونه شما سقف بالای سر ی خانواده یا شخص باشه و قطعا اون برای شما و زندگیت دعای خیر میکنه انرژی خوب میفرسته و این میشه توشه مسیر شما اما اگه بخواین هر ماه برین رو مخش هی زنگ چرا واریز نمیکنی طرف هم حس خوبی به شما نداره و قطعا حس بدش رو به شما هم القا میکنه.
و اینکه من در جایگاهی نیستم اینو بگم اما چه اشکال داره مستاجر رو درک کنین. شایدم واقعا در شرایطی هست که با تاخیر پرداخت میکنه. اخه ده روز که عددی نیست به قول استاد سقف آرزوهات رو ببر بالا
فرضا طرف از سر لج داره با تاخیر پرداخت میکنه وقتی شما رو نکات مثبت طرف فوکوس کنی و بابتش شکر گزاری کنی ناخوداگاه طرف خودش سرتایم پرداخت میکنه.
یادت نره هیچوقت
تنها منبع رزق و روزی فقط و فقط قدرت محض جهانیان هست و لاغیر. مابقی همه بازی مارپله هست همین
موفق باشی لیلای عزیزم
سلام ساناز جان ، ممنون عزیزم
حرفهاتون خیلی دلنشین ، واضح ومفید بود
من الان که فکر میکنم میبینم درست هست ،خیلی حساس شدم تو این قضیه
اخه من چون قبلا یه چالشهای بزرگی تو زندگیم اتفاق افتاد ، درس اش این بود که خط قرمز برای خودم نزاشته بودم و برای همین بعد از سالها منجر به طلاق با همسرم کشید ، واسه همین ، برای این موضوع هم از زاویه داشتن خط قرمز هام نگاه میکردم ، ومستاجر را برای دادن اجاره ، سر موقع مجبور میکردم ،البته با خوشی
ولی اصلا جواب نمیداد
بازم خیلی ممنون از توضیحات زیباتون
به نام خالق زندگی
سلام به اهل بهشت
ادم به هر تضادی که بخوره اون تضاده باعث پیشرفتش میشه و هرچیزی که الان داری به خاطر تضاد هایی بوده که قبلاً باهاشون روبرو شدی وقتی که باورهات درست بشه اون تضاد هایی که باعث گریه و ناراحتی تو شدن باعث شادیتون میشه
هر خواسته ای که داری و برات به دست آوردنش سخته یه روزی در اینده به دستش میاری پس نگران چطوری و چگونه اش نباش تو باورها تو تغییر بده شرایطت تغییر میکنه
ارزوهاتو فراموش نکن چون الان نداریش به این معنا نیست که نمیشه واقعا همینطوره زمانی ارزوم بود خونه ی بزرگ داشته باشم و برام غیر قابل باور بود که داشته باشمش ولی الان تو همون خونه دارم کامنت مینویسم و خیلی از خواسته های دیگم که الان دارمشون
با کسی در مورد ارزوهات صحبت نکن چون باورها تو خراب میکنن و برای اینکه روی باورها ت کار کنی به این معنا نیست که بشینی یه جا و کاری نکنی نه تو باید هم روی خودت کار کنی هم منبع درآمدی داشته باشی چون تو یک شبه به اینجا نرسیدی که بخوای با یک بار کار کردن روی خودت یا یک ماه یا یک سال میلیاردر بشی پس نیاز داری به تکامل
زمانی که روی خودت کار میکنی ایده هایی میاد که یکم از وضعیت الان تو بهتره بعد روی باورهات کار میکنی ایده های بعدی میاد عمل میکنی ایده بعدی میاد بعد ذره ذره بهتر میشی به صورت تکاملی
وقتی که داری تغییر میکنی عمل کن به ایده هایی که در ذهنت میاد ایده ای که بر نمی گرده به عوامل بیرونی ایده ای که با شرایط فعلیتون قابل اجراست فقط کافیه یک ذره همت کنی اراده و باور و ایمان داشته باشی ایده ای که با شرایط فعلی شما فاصله داره رو رها کن و ایده ای که یک ذره اوضاع رو بهتر میکنه کنه یه ذره
خوشبختی در یک عامل بیرون از مانیست خوشبختی به خونه و ماشین و پول نیست کسانی هستن که همه رو دارن اما فکر بیمار هم دارن غصه میخورن ناراحتن غرمیزنن و کینه و نفرت دارن ولی هیچوقت خوشبخت نیستن خوشبختی به حال و احساس خوبه به سپاسگذاریه وتحسین کردن زیبایی هاست و اگر باورهات درست باشند از لحظاتت لذت ببری حالت خوب باشه تمرکزت رو بزاری روی زیبایی ها نتیجه ی طبیعیه حال خوبت میشه ثروت نعمت سلامتی روابط خوب حال خوب و خودشون وارد زندگیت میشن بدون اینکه تو کاری بکنی
توحید اصل زندگیه همون صراط مستقیمه توحید یعنی مسئولیت زندگی خودت رو به گردن بگیر و بدون ما و خدا یکی هستیم و هر کسی که این ویژگی رو داشته باشه توسط خداوند هدایت میشه واین ویژگی اینه
لاخوف علیهم ولاهم یحزنون
مریم جان شایسته عزیزم الهه ام همسر حسین جان یه درخواست ازتون دارم که دوست دارم به عنوان کسی که همراه و همگام با استاد هستید از خودتون فایلی تهیه کنید تا ما بیشتر با شخصیت شما آشنا بشیم و نگاه های خودتونو از دید قانون از زندگیتون بگید فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا بخشی از زندگی الان شما بوده ولی دوست دارم شماهم خود افشایی از گذشتتون انجام بدید به عنوان خانمی که چطور از بندرعباس و کرمان ومعماری رسید به اینجایی که الان هستین شما چه تضادی داشتید که خداوند شمارو با استاد اشنا کرد چطور روی خودتون کار کردید باورهاتونو ایمانتونو اگه لطف کنید بگید دوستتون دارم
خدایا شکرت
سپاسگزارم از خدایی کە برایم بهترین و شگفت انگیزترین الگوی زندە را خلق کردە است و مرا با او اشنا کردە است.
خدایا شکرت بابت اینهمە امکانات و اگاهی های ناب و متحول کنندە و روشن کنندە.
استاد سریال زندگی در بهشت واقعا معرکەس
کاری میکنە ادم بگە بهانە بی بهانە
پیش بە سوی خلق ثروت و فراوانی
پیش بە سوی ایمان و توکل بە اللە یکتا
پیش بە سوی تمرکز بر نکات نکات مثبت و احساسات خوب و زندگی کردن با عشق و لذت.
استاد من لایڤ رو زندە دیدم خیلی عالی بود و یک سوالی در این ١٠ قسمت کلا مغزم رو درگیر کردە بود و خیلی گرەی روانی بزرگی برام ایجاد کردە بود.
و لایڤ کە شروع شد چون میدونستم کە این سوال مسئلەای روانی و گرەای ذهنى در منە
و باید بە خودشناسی و تفکر عمیق در مورد خودم و باورهام بپردازم تا بدونم مشکلم کجاست سوالی نپرسیدم و فقط خودمو سپردم بە جریان الهی صحبت ها تا ببینم خالقم چە پیامی و چە نکتە ای رو از دل پرسش و پاسخ ها بهم میرسونە.
و اینم بگم کە از موقەای کە سفر بە دور امریکا رو مشاهدە کردم دیگە ترس و نگرانی ای بابت نتایجی کە میخوام بە دست بیارم ندارم چون ایمان و اعتمادم بە خداوند بسیار بیشترشدە و بسیار بە هدایت هایش و اینکە در موقع مناسب و در زمان مناسب هر موقە کە من امادە دریافت نتایجم بودم و تکاملم رو طى کردم خداوند اون نتایج رو وارد زندگی من میکنە ایمان پیدا کردم.
برای این مسئلە و گرە روانیم هم دقیقا همین کار رو کردم یعنی پرسش کردم و جوابش رو بە خالقم سپردم و مطمئن بودم کە جوابش رو دریافت میکنم..
اما اون گرەی روانی چی بود و چجوری حل شد؟
من با دیدن قسمت اول سریال زندگی در بهشت دقیقا احساس کردم روح تازەای در وجودم دمیدە شدە و کاملا منقلب شدم چون دقیقا در سفر بە دور امریکا هم بە شدت احساس میکردم کە خودم دارم این سفر رو انجام میدم و از درون احساس پر شدن میکردم و اتفاقات بسیار خوبی رو بعد از اون سفر در زندگیم تجربە کردم برای سریال زندگی در بهشت هم دقیقا همین احساس رو دارم اما شدتش بیشترە و بسیار این احساس رو عمیق تر تجربە میکنم در قسمت اول سر از پا نمی شناختم و مدام میگفتم خدایا شکرت خدایا شکرت
اما هرچە قسمت ها جلوتر می رفت من از درون خوشحالی و اشتیاقم کاهش پیدا میکرد
خیلی تعجب میکردم و برام سوال شد کە واقعا چرا؟؟؟
و بە این فکر فرو رفتم کە چە باور و فکر محدود کنندەای در من وجود دارە کە اشتیاق بسیار سوزانم رو دارە کاهش میدە و از بین میبرە؟!!!!
و واسە اینکە بە جواب برسم خیلی بیشتر در سریال غرق شدم
و در یکی از قسمت ها باورها و افکارهای محدود کنندە ام بالا امدند…
تو مغزم این باور بالا امد کە
همچین زندگی ای بعد از مدتی کسل کنندەس ههههههه
وای خدای من چقد شگفت زدە شدم
چون این جملە با یک احساس بسیار قوی همراە بود کە منو شوکە کرد..
و تو لایڤ یە نفر دقیقا این سوال رو پرسید
گفت زندگی در بهشت کسل کنندە نیست؟!
وای استاد جواب کوتاە و هوشمندانەای کە بە این پرسش دادید تمام اشتیاق و عشق منو بهم بازگرداند و درون منو شعلەور کرد و همون موقە احساس کردم گرەی روانیم باز شدە
میخواستم با تمام وجودم فریاد بزنم خدایاااااااااااااااااا شکررررررررررررررررررت
چقد پاسختون هوشمندانە بود
گفتید اگە شکرگزاری نکنید همە چیز بعد از مدتی کسل کنندە میشە ولی اگە شکرگزاری باشە نە کسل کنندە نیست.
این پاسخ برای من جرقەای بود کە اتش درونم رو دوبارە شعلەور کرد
و احساس رهایی و ازادی روانی بسیار زیادی کردم
و از دیشب تا حالا بهش فک میکنم و بە خودشناسی های بسیار عمیقی از خودم رسیدم متوجە شدم من هر وقت زندگیم خیلی بر وفق مرادم میشە و همە چی اوکیە انگیزە و شور و اشتیاقم رو از دست میدم و سرد میشم و زندگی برام کسل کنندە میشە و این مسئلە برای من بسیار بسیار سد بزرگی ایجاد کردە بود و ازش بی خبر بودم و با پاسخ هوشمندانەی شما انگار یکی یکی زنجیرهای بە هم وصل شدەی این سیم کشی توی ذهنم پارە شدن و بسیار احساس رهایی و ارامش و شادی و قدرت و انگیزە و شور و اشتیاق و عشق و حرکت میکنم.
احساس میکنم یە ادم دیگەای شدم…
احساس میکنم مسیر ساختن بهشتم باز شدە است…
دیشب از شدت خوشحالی تا صب خوابم نبرد و حدود ۴٠ صفحه براى خودم مطلب نوشتم و اگاهی های جدیدم رو ثبت کردم…
واسە همین نمیدونم چجوری بگم کە این ١٠ قسمت چجوری وسیلەی هدایت من از جانب خداوند شدن و درونم را امادە کردند
و لایڤ این ١٠ قسمت همچون چکشی این پروسەای کە با این ١٠ قسمت در من ساختە شدە بود رو تمام کرد…
الان بسیار هیجان زدەام و بولدوزر انجام کارهای درونی و بیرونیم شدەام ههههه
باید پارو نزد وا داد باید دل رو بە دریا داد…….
.خدایاااااااااااااااااااااااااااااا شکرررررررتتتتتتتت
خدای من قرار است این سریال چگونە بە تکامل من کمک کند و چە تغییرات شگرف دیگری در من بە وجود میاورد؟!!
بی نهایت سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایستە عزیز بابت اینکە امادە سازی و بە اشتراک گذارى این تجربیات بسیار ارزشمند…
این همە گفتم بزار یە نکتەی دیگە هم بگم
استاد چند روز پیش باز خواب دیدم کە در همون کلبە واسە نهار دعوتم کردید و بهم گفتید کە تنیس بلدی گفتم ارە بابا در حد لالیگا
خندیدید و گفتید پس بیا باهم بازی کنیم
بازی رو شروع کردیم
در حد لالیگا چندبار بهتون باختم هههههه و مایک و خانم شایستە هم اونجا بودن و کلی بهم خندیدن کە با چە اعتماد بە نفسی بازی رو شروع کردم و چجوری امتیاز از دست میدادم.
عاشقتونم…
از اینکە وقت گذاشتین و این نوشتەها رو خوندین.سپاسگزارم.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام دوست من منم همین تو ذهنم الارم داد یه چند روزی بود دنبال افت فرکانسم بودم و جوابش همین ناسپاسی بود
خداروشکر برا هدایتش
سلام به اساتید عزیزودوست داشتنیم مریم جون واستاد که واقعا برای رسیدن به ارزوهامون نیازبه تابلو کائنات ودریم برد نداریم چون زندگی شما رو دیدن هرروز صبح برامون اینکارومیکنه وخودش یه دریم برد کاملو تمام عیاره
خدایا شکرت برای این دریم بردهای واقعی ودوست داشتنی وعزیز که مطمئنم یکی از ارزوهای تمام بچه های سایت والبته خود استاد که توحرفهاشون یه بار گفتن اینه که همه مون همواز نزدیک ببینیم وباهم باشیم وفیس تو فیس درباره قوانین زیبای الهی حرف بزنیم وکلی خوش بگذرونیم ودرباره توحید صحبت کنیم که به قول استاد بالاترین تمرکزبرنکات مثبته وای که چقد دوست دارم به این آرزو برسم خدایا شکرت برای داشتن چنین آرزوی زیبایی که قطعا دست یافتنی هست حرف استاد سنده وقتی میگن رویاها دست یافتنی هستن که رویای توشدن
ومنم منتظررسیدن به این رویام هستم که یکی از رویاهای زیبا وبزرگمه خدایاشکرت که منو به ارزوم میرسونی همین الان دارم حسش میکنم واقعا وبااحساس خوب وعالیم شکرگزارشم
واقعا زندگی دربهشت برامون زندگی دربهشتو عملی کرده هم تو این دنیا وهم تو اون دنیا از تصاویر زیباو قشنگش از روابط عاشقانه وصمیمی استاد و مریم جون عزیز واز کامنتهای زیبای دوستای عزیزو عشقی که هر نکته ای روکه بهش توجه نکردیم مارو به سمتش هدایت میکنن ومیشن دستان هدایتگر الله مهربان ودیگه چی بگم از قشنگیهای این بهشت که خود بودن تواین سایت به خدا که بهشته فقط نکات مثبت وزیبایی مگه تو بهشت غیرازاینا چیز دیگه هم هست مگه بهشت غیر یه حس خوب وعالی عاشق شدن به خدای مهربونت وهرچی که باعشق برای تو آفریده ومسخرت کرده هست
اخ اخ
بچه ها واقعا آدم اینجا میفهمه که خودش نیست که مینویسه دستان خداست که قراره آگاهی بده به همه ی اونایی که ازش هدایت خواستن وما میشیم دستش وچه حسی زیباتر وبهشتی عالی ترازاینکه دستان خداونت بشی تابرسونی به دیگران هرچی رو که ازخدادرخواست کردن خدایا شکرت که همین امشب منو به این آرزوم رسونی که به دوستام گفتم دلم میخواد مثل شما زیبا بنویسم واین من نیستم تویی که داری میگی چی بنویس
خدایا عاشقتم که ما به دنبال ثروت میایم تواین سایت اما تو عظیم ترین ثروت دنیا وجاودانه ترین ثروت دنیا یعنی خودتو به ما میدی ومارو میکشی با عشقت وچه لذتی بالاتراز کشته شدن به حس عاشقی تو خدایا عاشقتم
خدایاا شکرت وتوبهترین وصادق ترین وعده دهندگانی
لان شکرتم لازیدنکم
خدایا شکرت که بزرگم کردی به بزرگی خودت
بنام خدا
گام هفتم
در مورد ارزوها
استاد یادمه اوایل ازدواجم اوضاع مالی مناسبی نداشتیم
با اینکه منم کار میکردم ولی بازم ب سختی میرسید
چون هزینه زندگی پدرشوهرم با ما بود و همسرم که حقوق میگرفت
اگر مثلا بعد از پرداخت قسط و اجاره خونه ۶٠ هزار تومن میموند
۴٠ تومن میداد ب پدرشوهرم ( دونفر بودن)
و ٢٠ تومن میموند برای ما
یادمه همیشه دلم میخواست رستوران بریم
بیرون شام بخوریم
ولی پولش رو نداشتیم
و من برای اینکه همسرم سختش نشه
وقتی میرفتیم بیرون
اصلا ب معازه ها و رستوران و فست فودی ها نگاه هم نمیکردم
و گذشت و این خواسته راحت خرج کردن همیشه تو دل من بود
تا اوضاع کم کم تغییر کرد
و جوری شد که الان جز چیزای معمولی
یعنی یهو دلمون ساندویچ میخواد میریم بیرون میخوریم
یا ناهار کباب میخریم
یا پسرم کفش لازم داره
همون شب میریم خرید میکنیم نیاز نیس تا اخر ما صبر کنیم
ولی قبلا اینطوری نبوده واسه ١٠٠٠ تومن خرج کردن کلی تو ذهن و زبون باید دو دوتا چارتا میکردم
یا داشتن ماشین شخصیم که الان تو حیاط خونست و همیشه ارزو داشتم که فقط خودم اون استفاده کنم
ولی محبور بودم بدم پدر شوهرم تا باهاش بره سفر
( همسرم رودربایستی داشت و نمیتونست بگه ماشین لازم داریم
منم روم نمیشد و اصلا ایشون از من نمیپرسید که ماشین نیاز دازی یا نه
حق خودش میدید
و وقتی ماشین میبرد تو اون شرجی من باید تو خیابون منتظر تاکسی میموندم
چون جسارت نداشتم از مال خودم دفاع کنم و خدا هم میگفت بفرما
باهمسرم قهر و ناراحتی داشتیم از این بی ملاحظگی )
این خواسته تو دل من بود
و شرایط ب سمتی رفت که بیشتر از یک سال و نیم دیکه پدر همسرم مسافرت میخواد بره خدا ی جوری مهیا میکنه که ماشین من تو خونمون
و ایشون تا اون شهری که میخواد بره کسی هست که برسونتش مثل امروز که میخواد بره سفر
البته استاد ، جسارتی که خدا ب من داد و دل همسرم رو نرم کرد
باعث این شرایط شد
قبلا پدرهمسرم اصلا نمیپرسید ماشین رو لازم داری
فقط ب همسرم میگفت فردا میام ماشین میبرم میخوام برم سفر
و من لجم میگرفت که باباااا من صاحب ماشینم چرا ب تو میگه
و این خواسته تو وحودم بود که همسرم از من حمایت کنه
و دقیقا یادمه دفعه اخر ک پدرشوهرم برای ماشین ب همسرم گفت
همسرم جواب داد که ماشین مال صدی
ب خودش بگو
ایشونم رنگ زد برای ماشین و من گفتم لازم دارم
و تمااام
اخیشششش
یا زندگی توی خونه مستقل اون سالهای اول ازدواج ب همسرم میگفتم زمین ۴٠٠ متری دوست دارم
ولی ایشون میگفت
چ خبره
قواره ها همه ٢٠٠ متری
باید دوتا کنار هم بخریم ( یعنی بیخیال ما بزور پول یکیش داشته باشیم و بتونیم بسازیم)
ولی شد
خدا ی زمین ۴٠٠ متری تو ی محله اروم
و همسایه های محترم
با ویو کوه که طلوع خورشید از پنجره میبینم
بهم داد
خداروهزار مرتبه شکرررر
اینارو ک نوشتم
الان لبخند شادی رو لبم نشست
چ خوبه یاداوری اینا
چون باعث میشه ببینیم از کجا ب کجا رسیدیم
برامون عادی نشه
اینا همه ی روزی ارزوی من بوده
و این بنظرم خودش ی انگیزه و امید میده
ک ادامه بدیم و امیدوار باشیم ب رحمت و هدایت پروردگار
سلام صدی عزیز
قبل از هر چیز بگم اسم زیبات خیلی خاص و ندیدم مثلش تا حالا ،حداقل توی اطراف من همچین اسمی نشنیدم اصلا ،چهره زیباتونم تکمیل کننده اسم قشنگتون شد و البته نگاه زیباتون به گذشتتون و نتایجی که بدست آوردین
توی آخر کامنت گفتید که با بیاد آوردن گذشتتون و اینکه چطور شرایط برای صما فراهم شد تا به خواستهاتون برسید لبخند شادی روی لبهای شما آورد ،خواستم بهتون بگم نه تنها باعث شادی شما شد بلکه دقیقا مثل شما منم لبخند روی لبهام نشست و قلبم باز شد از احساسی که در تک تک کلماتتون بود
من که لذت میبرم وقتی میبنم دوستانی مثل شما توی مسیر زندگیشون به خواثتهاشون رسیدن و پله به پله موفقیتشونو تحسین میکنم
انشاله که بازم از نتایجتون اینجا برامون بنویسید و باعث شادی بیشتر ما بشین
در پناه الله یکتا شادو خرم و سلامت و ثروتمند باشین
لایو شماره 15
با سلام خدمت استاد عزیزم و
خانم شایسته گرامی
🙋♀️🙋♀️🙋♀️💓💓💓
ده قسمت از سریال زندگی در بهشت برای من بسیار لذت بخش بود و هر روز مثل سریال جذاب سفر به دور آمریکا از آگاهی ها و قوانین جهان هستی بطور خیلی واقعی و بوضوح نشانگر باورهای قدرتمند در جهت رسیدن به خواسته ها و اهدافم بود
سیر تکاملی هر چه بهتر در همه زمینه های زندگی آنچنان آشکارا سخن از لذت بردن از لحظات زندگی آنچنان مشهود و واضح هست که من اصلا تمایلی برای زود رسیدن به اهدافم را احساس نمیکنم
چون به اون حد از آگاهی رسیدم که خداوند را مانند پدر و مادر ی مهربان و وهاب یافتم که برای لذت بردن از زندگیم هر آنچه را که باعث آرامش و آسایش من است در زمان درست مناسب و مکان درست و مناسب در اختیارم قرار دهد…
استاد عزیزم اونقدر چشم و گوش من را برای دیدن زیبایی های جهان هستی باز کرده ای که قدر تمام نعمت ها و برکت های الهی ام را بدانم
از ساده زیستن به معنای راحتی و آسوده تر بودن در همه جنبه های زندگی که به دنبالش آرامش و آسایش روح و روان و ذهن را بهمراه دارد…..
از روابط دوستانه و عاشقانه ی بدون وابستگی و بدون قید شرط
و در عین حال با نزاکت و مودبانه که خواسته هر انسان
نامحدودی است ….. وقتی اینقدر ذهن پر بار شود دیگر چیزی برای محدودیت وجود ندارد
از آشپزی های لذت بخش اگر بخوام شرحی بدهم همش چاشنی عشق و محبت به همراه دیگر ادویه جات و مواد افزودنی دیگر صدچندان رنگ و بوی عطر آگین را به تمام فضا پخش میکرد آنچنان که این عطر و بو از فرسنگ ها به مشام من میرسید بدون هیچ تاخیری…
از لوازم مورد استفاده با ارزش ابزار ها که هر کدام برای کاری ساخته شدن و بین همین ابزارها مسابقه ای است که می گویند من بهترینم .. من آسونترین ابزار هستم .. من کاربردی ترین ابزارم … هر کدام از این ابزار ها در عین کاربردیشان زیبا و بینظیر هستن و چشم از این همه تنوع و زیبایی سیر نمیشود
و هر کدام از نتیجه خود سربلند بیرون می آیند
از چاقوی آشپزخانه گرفته تا ظرف و ظروف و دیگ و قابلمه و موتورهای زیبا و رنگا رنگ و دل انگیز که علاوه بر زیبایی خیره کننده شان جلوه گر و تجلی خلقت را به ما نشان میدهد و غیره …..
واز اره شارژی با قدرت تا دلر و انبر برای قطع شاخه برگهای اضافی درختان و چکش و و اون آهنربای پانصد پوندی بینظیر
که استاد برای هر کدام از این ابزار ها توضیحات بسیار جامع و شگفت انگیزی را آشکار میکند
از وقتی دیدم استاد اینقدر زیبا و قشنگ راجب هر چیزی به این شیوه توضیح میدهد . من هم سعی میکنم داستان هر کدام از وسایل زندگیمو با چشم باز توجه کنم و با دقت بیشتری نگاه خریدارنه تری داشته باشم و بقول استاد
توجه به نکات مثبت…..
شاید قبلا ها از هر چی که خوشم میومد میخریدم و زیاد به نکات اصلی و داستان واقعی اون ابزار و یا اون شیی توجه عمیقی نداشتم
ولی الان اونقدر عمیق شدم که سخت پسند تر از قبلا نا شدم و به همه جوانب این وسایل توجه میکنم مثل کیفیت .. راحتی .. آسودگی… بهترین… زیبایی… و ارزش واقعی .. میزان کاربردی …. واینها برای من ملاک انتخاب شده و به هر انچه که میبینم با دقت بیشتری تمرکز میکنم…..
یاد گرفتم برای انتخاب های ذهنی ام هدایتی عمل کنم وهیچ کاری رو بدون مشورت با الهامات و نشانه های واضح و آشکار انجام ندهم …
یادمه چند وقت پیش برای کار بیزینسی که قرار بود انجام دهم و چند پیشنهاد به من شده بود……. و بهشون گفتم باشه من انجام میدم ولی لازم هست ی فرصتی به من بدید که مشورت و تحقیق کنم و بعد به شما خبر میدم
مشورت من فقط خدای خودم بود
فوری بعد از تماس در منزل با تنهایی لازمی که داشتم بطور مداوم هدایت میطلبیدم و از خدا میخواستم که هدایتی آشکار و واضح رو بدون هیچ اشتباهی درک کنم….
میدونید چی شد؟؟؟
خیلی جالب همون شخص به من زنگ زد و حس اظطرار رو در من بوجود اورد که همین الان باید این پول رو برام بریزی اگر دیر کنی دیگه کار از کار میگذره و تا فردا دیگه معلوم نیست که به این قیمت بتونی این کارو انجام بدی …. خلاصه مبلغ جوری بود که نمیشد با دستگاه عابر پرداخت کرد بنابر این مجبور بودم به بانگ مراجعه کنم ولی هر کاری کردم که خرده خرده پولو بحسابش واریز کنم قبول نمیکرد و حتی با تمام تلاشم سعی کردم که خودمو به بانک برسونم ولی تا رسیدم تعطیل شده بود … واین نشانه پر واضح و آشکار برای من بود که با تمام سود و منفعتی که بظاهر برای من داشت ولی خداوند مانع این کار من شد و من خیلی زود هدایت شدم و فهمیدم که دقیقا مورد لطف الهی قرار گرفتم و به دو پیشنهاد دیگه ای که سود کمتری داشت تمایل نشان بدهم چون هم کار اونها را راه می انداختم و هم سود خوبی برای من بود و در این کار بظاهر کم سود منفعت بیشتری وجود دارد…
از خانم شایسته فوق العاده دوست داشتنی و همراه و پایه در همه کارها که قدرت بتصویر کشیدن تمام این آگاهی ها رو پر واضح و آشکار و با تدبیر فراوان به ما نشان داده قدر دانی میکنم و زبان برای تشکر و سپاسگذاری برای این تدوین و ادیت کردن و همراهی با استاد زبان قاصره…
💓💓💓🙋♀️🙏💐
خانم شایسته به هیچ عنوان لحظه ای رو برای به تصویر کشیدن زیبایی ها از دست نمیدهند بخصوص اون زمانی که با یک دست دوربین بدست و با دست دیگر انبر و قیچی که داشتن درختان و هرس میکردن و از شاخه جدا میکردن .. واقعا خانم شایسته در نظافت و تمیزی هر جایی که حضور دارن مشهوده و با ریخت و پاش هایی که استاد میکنه ..😄😄😄. باز هم خانم شایسته با عشق و ذهن زیبا ومنظم شان همه جا رو عاشقانه مرتب میکند… اگه استاد ورده زبونش شده میگه عاسقتم💓💓💓💓💓
واقعا منم عاشقتم عزیزم 💐💐
یک خانم قدرتمند و زبل و تند و فرز و توانا در همه کارها و هوشمند و با آگاهی بسیار بالا
خیلی خیلی خداروشکر میکنم که یک زوج بسیار هم فرکانس در همه امورات هستید و همچنینن لازم و ملزوم همدیگر
خدایا شکرت
🙏🙏🙏🙏
اون قسمت هایی که داشتیید لامپ های زیبا رو جلوی خونه تعویض میکردید و اون چراغ دیوار کوب سر در بالای کلبه را در می آوردید و بعدش که تصمیم گرفتین که نرده های چوبی رو از بیخ بگنید آنچنان خنده ام گرفته بود و قهه قهه میزدم و بلند بلند میگفتم … وای خدای من چرا استاد به جون این خونه افتاده داره همی چیو میکنه….
و جالب تر از همه چی که خانم شایسته هم پایه بود
خیلی خیلی خندم میگرفت
ولی بعدا در ادامه داستان دیدم که چقدر همه چی عالی تر شده و لذت بردم
از این 👁👁 چشمی که به زیبایی توجه میکنه و دوست داره تا چشم کار میکنه فضای روبروش و چشم اندازش وسیع و زیبا باشه به چنین ایده هایی دست پیدا میکنه و وارد عمل میشه
اون لحظه ای که چکش افتاد توی آب اینقدر دوست داشتم که جوری فیلمو اسلومویشن و آرام نشان داده میشد که اون صحنه بیاد موندنی میشد خیلی شادی آور بود کلی خندیدم
حتی اون موقع که با اصرار خانم شایسته با آهن ربای لاکچری چکشو از آب بیرون میاوردین که مثل قلاب ماهیگیری چکشو از آب میاوردین بیرون واقعا همه صحنه های این سریال زیبا و به یاد موندنی است بویژه غروب صورتی رنگ آفتاب پرادایس خیلی روح نوازه و اون بارون عطر آگین روی دریاچه
امروز از صبح تا الان دارم این دیدگاه و مینویسم یعنی شاید من اون سرعت عمل در بیان و نوشتن مطالب و نداشته باشم . ولی با عشق و با تمرکز روی مطالب نوشتنیم می پردازم و این زمان بظاهر طولانی برای اینکه زود به انتهای دیدگاهم برسم بسیار بسیار لذت بخش هستش
و در نهایت از تمام دوستان و عزیزانی که دیدگاه منو مطالعه کردن و وقت گرانبهاشونو برای این نوشته هایم گذاشتن
قدر دانی و سپاسگذاری میکنم
و همچنین برای لایو شماره 15
استاد که از شب گذشته بطور فوقالعاده و با بیش از دو هزار نفر در پخش آنلاین حضور داشتن و جوابگوی بعضی از سوالات دوستان بودید نهایت سپاسگذاری را دارم
البته باید بگم من فقط تماشاچی بودم و عرض ادب و احوالپرسی را در این لایو داشتم چون من جواب تمام سوالاتم را از دویست و یا سیصد فایل های رایگان و با عضو شدن در سایت در بخش عقل کل و دیگر کامنت دوستان عزیزم دریافت کرده ام و دیگر برای من سوالی باقی نمونده جز اینکه بطور مداوم و پیوسته تمرکز و تمرین داشته باشم شاگرد شنوایی باشم…. البته با عمل ….. برای این دو استاد عزیزم باشم
صمیمانه از صدای پر مهر و محبت و گرم و صمیمی خانم شایسته تشکر و قدر دانی میکنم
🙏🙏🙏🙏🙏
شب و روزتون خوش
💓💓💓💐💐
👣👣👣👣💓💓
دوست عزیزم رویا جون سلام
کامنت تون واقعا عالی وقشنگ بود ممنون که برداشتهای زیباتونو با ما به اشتراک گذاشتید عزیزم
خداروشکر بابت تمام زیبایی هایی که این سایت وعضو بودن درش بهمون داده
خداروشکر برای استادهای عاشق وهمفرکانس که واقعا تصویرسازی فوق العاده ای هستن برای این ارزوی ما
خداروشکر برای دوستای عزیزی که ندیده عاشقشون میشی بس که مهربونن ومثبت وپرانرژی که هرچی درک کردن رو دراختیار همه مون میزارن خدایا شکرت
خانم عفت سادات حسینی با سلام و درود بی کران به شما دوست و همراه گروه عباسمنش
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم از این همه لطف و انرژی مثبت تون .
از اینکه دیدگاه من در شماره 15 لایو استاد مورد پسند شما دوست گرامی واقع شده از جهان هستی برای این آگاهی ممنون و سپاسگذارم و با انرژی مثبت شما دوستان به امید خدا این آگاهی ها بیشتر و بیشتر شود
برایتان آرزوی موفقیت و آگاهی روز افزون را خواهانم
مممنون و سپاس🙏🙏🙏🙏🙏🙏
سلام رویا جان
ممنون که با دیدگاهتون مروری کلی داشتید بر 10 قسمت قبلی و من چند مورد به ذهنم رسید که اضافه کنم،
جاهایی که خانم شایسته عزیز زیرکی شونو در گره زدن طناب به رخ میکشند هم خیلی جذاب و فوق العاده بود از توصیف گره هایی که استاد میزنه به شل گره یا تف کاری!!! و خیلی جالبه که استاد هم چون فرکانسش درسته با همون گره ها هم به مشکل بر نمیخوره و کارش به خوبی انجام میشه!!!
جوراباشم که نگو خیلی فوق العاده و نمکیه!!!!
من هم با توضیحات بی نقص استاد در زمینه نحوه رسیدن به ابزار های مختلف و یا ویژگی های هر ابزار خیلی موافقم و خیلی زیبا تضادی که بهش برخوردن هدایتی که شدن در رسیدن به نعمت جدید، توصیف میکنند از سرپیچ باریک تر لامپ گرفته تا خرید مجدد دو تا اهن ربا و سر پیچ برای شیر آبو …
و تصاویر قبل و بعد از عملی که خانم شایسته عزیز برامون میگیرند،خیلی زیبا میتونه لزوم کارهایی که انجام میشه رو تشریح کنه،
و چقدر خوبه که ما با دنبال کردن این سریال میتونیم بفهمیم چطور میشه با تغییر نگاهت به زندگی واقعا تجربیات بهتری داشته باشی و تجربه بهتر ما یعنی تجربه بهتر اطرافیان ما و خیلی این زنجیره جالبه که دو نفر ادم در اونسر دنیا زندگی می کنند و تاثیرش اینجا روی رفتار من با همسرم و بچه هام منعکس میشه و این همون گسترش جهانه که ایندو و به تبعش کاربران این سایت بهش هدایت شدند!!!
در پناه الله یکتا!!!!!!!!!
با سلام خدمت شما خانم طنین
از اینکه دیدگاه من مورد پسند شما قرار گرفت و در نهایت نکته های جالبتری را نمایان کردید ممنون و سپاسگذارم
به امید خدا امیدوارم در همه کارهاتون موفق و سربلند باشید
🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
سلام استاد گرامی
چقدر فایل خوبی بود. من همیشه عادت داشتم که لایوها رو نمیدیدم و بعدا که روی سایت گذاشته میشد میرفتم میدیدم. اما اینبار چون از قبل اعلام کرده بودین رفتم دیدم و چه جالب بود که گفتین نتونستین سیو کنید. گفتم حسم اشتباه نگفته بود.
حالا خدا رو شکر که روی سایت قرار داده شد. ولی من باورم قوی تر شد که حسم اشتباه نمیگه.
من در کل چه تو مدرسه چه الان تو زندگی تا اونجایی که یادم میاد هیچوقت سوال نمیکردم. یعنی اصلا سوالی تو ذهنم مطرح نمیشه که بخوام بپرسم. از این حالت زیادم راضی نیستم.
توی این فایل شما یه نکته گفتید و اون این بود که هر وقت هر چیزی رو میبینید دائما سوال براتون پیش میاد که چرا اینکار داره اینطوری انجام میشه؟ چرا اونطوری انجام نمیشه؟ این یه کلید بود برای تفکر کردن به اتفاقات اطرافم. که بی تفاوت از کنارشون رد نشم. خیلی راحت میشه راجع به مسائل فکر کرد و اونها رو تو ذهن تحلیل کرد و اونوقته که برات سوال پیش میاد.
من خیلی لذت بردم از این جمله و تصمیم گرفتم تمرین کنم این موضوع رو تا بتونم سوال پرسیدن رو یاد بگیرم.
مخصوصا اینکه گفتید بپرسید تا به شما داده شود.
مورد بعدی که خیلی برام مفید بود این بود که شما در خلال صحبتهاتون گفتید که چقدر با کسب و کارتون تونستید به گسترش جهان کمک کنین و طبق قانون هر چقدر که به گسترش جهان کمک کنی به همون میزان ثروت و نعمت وارد زندگیتون میشه.
من خب در شرف ایجاد کسب و کار جدیدم هستم و خیلی این جمله برام دل نشین بود.
به خودم گفتم باید فکر کنم که این کسب و کار جدیدی که دارم راه اندازیش میکنم چه کمکی به گسترش جهان میکنه؟ یا چطور میتونه بیشتر به گسترش جهان کمک کنه؟ کلی جواب به ذهنم رسید که یادداشت کردمشون.
بعدش اینقدر انگیزه گرفتم و احساس خوب داشتم که نگو.
خلاصه این فایل مثل همه فایلاتون پر از نکته است باید دوباره ببینم تا متوجه نکات بیشتری هم بشم.
متشکرم.
سلام علی جان
دوست عزیزم بهتون تبریک
میگم اغاز کسب وکار جدیدتون
رو امیدوارم با رسیدن به تضادها
پیشرفتتون بیشتر بشه علی جان عزت نفس داشتن رو تمرین کنیم تا بتونیم تو هر چیزی سماجت به خرج بدیم و سوال کنیم تا راهکارها وهدایتها بهمون گفته بشه شاد وپیروز باشید😍
چقدر ساده و بی آلایش نوشته بودید منم مثل شما اصلا سوالی ذهنم در گیر نمیکرد و الان که کامنت خوبتون خوندم فهمیدم که من از همه مسائل راحت میگذرم الهی شککککر بخاطر هدایتی که تو کامنتتون شدم