live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها
    108MB
    14 دقیقه
  • فایل صوتی live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها
    13MB
    14 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

642 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    سلاااام به استاد جان و همین اول کار

    Ohhh my godddd🥹❤️

    چرا ؟

    میگم الان !

    من خیلی از شب ها وقت شام که من و همسر و دخترا کنار همیم از فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا میزارم!اونم‌روی تلویزیون ! با چه کیفتی و چه اندازه ای! انقدر حااال میده که نگوو و نپرررس😎👌

    ازونجا که دیشب شیرفلکه اینترنت قطع بود 😂

    یادم اومد ی قسمت که فکر کنم اخرین قسمت سریال بود ۲۵۹ که من عاشقش شدم دانلود کردم و رو گوشی دارمش !

    همون رو گزاشتم و شروع کردیم به دیدن و غذا خوردن که لذت غذا خوردن چندبرابر میشد 🥰

    خااصه رسیدیم به اونجا که استاد پرید تو اب و‌همسرم گفت عههه مگه تو اب الی گیتور نداشت ؟؟؟ چطور استاد پرید تو اب بدون هیچ ترسی ؟

    و من جوابی براش نداشتم!🤨

    تا امروز وقت ناهار دیدم این لایو روی سایت از فایل های دانلودی پیشنهاد شده!و گذاشتمش تا ببینیم باهم !

    و thats right!

    جواب سوال دیشب همون اول لایو اوومد ،به همیین راحتی!

    فاصله سوال تا جواب ۲۴ساعت هم نشد !!!😎

    دیگه خدا چه جوری باید به من ثابت کنه این سایت ،این فایل ها ،این استاد،این بچه هااایی که اینجا فعالیت میکنن چقدررر جادویی ان‌!

    چقدر درستند! چقدر آن‌تایمند! چقدررررر همه چیز سر جای‌درستشه!!!

    بله …بله ….

    امروز یک مهر محکم دیگه روی ایمان اینجانب خوورد و بخاطرش از خداوند و از شما بی نهایت سپاسگزااارم 🫶🫶🫶

    در پناه الله باشیددد عزیزان 🌺🌺🌺🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2520 روز

    پروژه ی«خانه تکانی ذهن، گام به گام»

    گام هفتم live | باورهایی برای امکان پذیری آرزوها

    خدایا امروز می‌خوام با بهترین ها و دل خوشی ها و کامیابی ها سوپرایزم کنی

    چقدر جالب همزمانی من با روز هفتم مهر مصادف شد با گام هفتم از این بهتر و از این قشنگتر !!!! این همزمانی ها یعنی نشانه های الهی برای من و شما عزیزی که داری این کامنت و میخونونی

    الهی حال دلتون عالی و احوالتون متعالی باشه

    سلام و هزاران درود و سلام به روی ماه استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم و ساکنین این سایت بهشتی و فضایی

    خانم شایسته جان عزیزم

    خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم که این فایل رو به دو قسمت کردید . چون آنقدر موضوعات مختلف در فایل بوده که واقعا جا داشته بع قسمت های کوچکتر تقسیم بشه . وقتی به یک موضوع خاص تمرکز بشه بیشتر می تونیم متمرکز بشیم .. آخه استاد عزیزمون آنقدر این آموزه هاشون عمیق ها و پر محتوا ست که من هر وقت می‌خوام کامنت بنویسم نمی تونم همه ی مطالب رو در یک کامنت بنویسم تازه برای یک موضوع خاص آنقدر کامنتم طولانی میشه که جا داره پیشاپیش از دوستان عزیزم تشکر کنم که حوصله بخرج میدم و کامنت طولانی منو با حوصله می خوانند

    از دوستان عزیزم هم تشکر و قدردانی میکنم که با خواندن کامنت ها ی زیبا و پر محتواشون منو به نشانه ها و درک و آگاهی بیشتری هدایت میکنند ممنون و سپاسگذارم خدایاااا شکرت

    موضوع صحبت این لایو اینکه وقتی ما به تضادی برمی خوریم خواسته هامون شکل میگیره و استاد بخاطر آن تضادهایی که برای موتور قدیمی داشتند و بخاطر آن تضادها ی گذشته شون این خواسته و آرزو در وجودشون شکل گرفت و به موتور علاقه ی زیادی داشتند و با تمرکز به خواسته شون به این خواسته شون هم رسیدن و الان بهترین و زیباترین موتورها رو داخل خونه شون گذاشتند تا همیشه جلوی چشمشان باشد تا همیشه یادشون بمونه که چطور به خواسته شون رسیدن و الان خیلی بهتر از آن چه که تصورش را می کردند و فکر میکردند به موتورها ی زیبا و بهتر و قشنگتری رسیدن و دارند … خدایا شکرت

    و آن پارکینگی که بهترین ماشین ها و دوچرخه ها و جت اسکی روی آب و آن خانه ی فوق العاده زیبا در بهترین منطقه ی ثروتمند نشین با اون محیط دل انگیز و سرسبز و جدول بندی شده و بینظیر در بهترین نقطه ی کره زمین در بهترین کشور و ایالت و منطقه دارند .. آن آب و هوای فوق العاده عالی و سرزمین های همیشه سرسبز خدایاااا شکرت که روز گذشت این فایل رو دیدم و چندین و چندین بار مدام این فایل رو تماشا کردم یعنی با آگاهی های الآنم خیلی خیلی بیشتر تمرکز کردم … خیلی بصدای پا و حرکت استاد گوش دادم … پیش خودم گفتم حرکت کردن باید اینجوری باشه ها.. صدای حرکت باید دلنشین باشه . صدای حرکت باید یک ریتم منظم و بهم پیوسته داشته باشه … صدای حرکت باید کوتاه کوتاه و منظم باشه..؟!!!

    منم باید صدای حرکاتمو بشنوم

    منم باید صدای حرکاتمو منظم کنم ..

    صدای راه رفتن من با دلنشین باشه

    ترو خدا یکبار دیگه این فایل رو پلی کنین!!

    گوش کنید!!!

    ببینید من چی میگم!!!

    بخدا صدای راه رفتن استاد با اون دمپایی روی آسفالت داشت با من حرف میزد .. ! فقط گوش کنیدددد

    بعدش بقول خانم شایسته عزیز گفتند . میبینید انگار جرقه ای در ذهن زده میشه و یک آگاهی خالص رو دریافت میکنی !!!؟

    انگار منم همئن جوری شده بودم . هی استپ میکردم دوباره می‌دیدم و گوش میدادم ..

    روز گذشته بعد از نوشتن کامنت گام ششم برنامه ریزی کرده بودم که اتاق تکونی کنم و و اتاقمو زیر و رو تر و تمیز کنم و چیزهایی که مورد نیازم نیست رو جمع آوری کنم و بریزم دور … پیش خودم گفتم حالا که می‌خوام شروع به کار کنم چنتا از فایل ها رو بصورت رندم بذارم در حین کار گوش کنم و ببینم .. بقول استاد میگفتند در زمانی که فایل های ضبط شده خودشون رو گوش میکردند توی تاکسی هم کار میکردند و فعالیت میکردند .. اینجور نبود که توی اتاق بشینند و تجسم سازی کنند .. بلکه در حین کار کردن روی باورهاشون هم کار میکردند .. اتفاقا دیروز پیش خودم گفتم سه تا فایل چگونه درآمد خود را در یکسال سه برابر کنیم رو بذارم همینطوری صبح تا شب گوش کنم شاید بالای هفت هشت ده بار گوش دادم هی استپ میکردم و هی فایل رو گوش میدادم بعدش گفتم باید یک فایل دیگه رو تنگش کنم و ببینم … بعد آن فایل که برنامه نویس زندگیت باش را کلیک کردم و گوش کردم و موتور سواری استاد و خانم شایسته را نگاه میکردم .. یعنی استاد همش تاکید داشتند که به خواسته هامون توجه داشته باشیم یهویی یاد گذشته های دور خودم افتادم و داشتم فکر میکردم که چقدر خواسته های کوچیک و بزرگ خوب و عالی داشتم ولی بهشون نرسیدم … بعد همینطور که داشتم این فایل ها رو گوش میدادم درس هایی رو که از تضادهای گذشته ام گرفته بودم همینطور میومد جلوی چشم .. رفته بودم بالای چهار پایه جلوی پنجره نشستم و به آسمان خیره شدم .

    پیش خودم گفتم من خیلی هدفهای قشنگی داشتم و مدام در برای رسیدن به خواسته ام هم تلاش میکردم پس یهویی چی شد؟؟؟

    چی شد همانجا و در گذشته ی آرزوهام استپ کردم؟؟

    خیلی خوبع آدم بطور عمیق به تضادهایی فکر کنه که بفهمه اصلا چی شد که آنطوری که میخواست طبق خواسته اش پیش نرفت ..و این خیلی جای سوال داشت برام

    مثلا به یادگذشته های خیلی دور افتادم و به یادم اومد که یادمه کلاس پنجم دبستان بودم داشتم با کتابام ور میرفتم مادرخدابیامرزم یکروز ازم پرسید وقتی درس تو تمام کردی می‌خوایی چیکاره بشی!؟ هنوز انقلاب نشده بود منم خیلی دختر شاداب و سرزنده ای بودم . خیلی سریع بهش گفتم می‌خوام میهماندار هواپیما بشم .. مادرم کمی بهم نگاه کرد و خوشحال شد که چنین طرز تفکر خوبی دارم با خوشحالی بهم گفت (هنوز چهره ی خوشحالی آنموقشو یادمه ) گفت خوبع می‌دونی میهماندار هواپیما باید قد بلند باشه!!!؟. در صورتی که من نسبت به هم سن و سال های خودم هم خوش اندام بودم و هم خیلی زیبا با موهای پر پشت مشکی بلند .. گفت الان تو سن رشد هستی سسعی کن هی بپری بالا تا قدتت بلند بشه .. منم همش توی مدرسه شیشه ی بالای سر در کلاس مون رو نشونه میکردم که دستم به بالای شیشه ی بالای سر در کلاس برسه .. توی راهروی مدرسه می‌دویدم یه چیزی رو بالای دیوار نشونه میکردم که بلند بپرم تا دستم بهش بخوره .. می پریدم که توپ رو بندازم توی حلقه ی بسکتبال .. می دیدم با پرش بلند می دویدم … سال بعدش وارد راهنمایی شدم آنموقهع توی مدرسه برای کلاس ورزش مون باید اعلام میکردیم که چه ورزشی رو دوست داریم یعنی باید ثبت نام میکردیم .. میخواستم بسکتبال ثبت نام کنم ولی انگار تعدادش به اندازه نبود یعنی متقاضی در آن موقع کم بود بخاطر همین کلاسش در یک مقطعی دیرتر تشکیل شد . بعدش رفتم والیبال ثبت نام کردم فقط بخاطر اینکه بپرم بالا و پایین که قدم بلند بشه .. آنموقع ما کلاس موسیقی هم داشتیم .. یک مربی آقای جوان خوش تیپ با ذوق داشتیم که پیانو و اورگ درس میداد . از همانجا به پیانو علاقمند شدم و شلوغ ترین کلاس همین کلاس موسیقی بود چون رِنج سنی وجود نداشت از اول تا سوم راهنمایی توی یک سالن بزرگ دور این استاد خوش تیپ جوان جمع می‌شدیم کلی برامون آهنگ های خوشکل میزد و فکرشو بکنید این دخترها چقدر میخندیدن و خوشحالی میکردند . البته مدرسه ما بقول معروف مختلط بود. یعنی دختر و پسر با هم در مدرسه درس میخوانند فقط سر نیمکت ها معمولا جداگانه مینشستن ولی همه با هم مهربان و بامحبت بودند .. پسرهای بزرگتر هم خیلی روی دخترهای مدرسه غیرتی بودند .. یعنی کسی جرآت نداشت که مزاحم دخترا بشن واقعا وقتی یادم میاد میبینم چقدر احساس امنیت وجود داشت چقدر در کنار همین پسرا احساس غرور میکردیم و از آنجایی که دختر و پسرا یک نوع رقابت از نظر درسی بین شون وجود داشت و از اینکه معلم بچه ها رو برای پاسخگویی میاوردشون پای تخته که درسو جواب بدهند معمولا سعی میکردند درساشون رو بخونن تازه تقلب هم به دخترا می رسوندن . و بقول معروف جلوی هم خیط نشن . پسرا خیلی هوای دخترا را داشتند بخاطر همین یک جو و فضای فوق العاده دوست داشتنی و رقابتی و گرم و صمیمی بود .. توی حیاط برای دخترا پفک و چیپس می خریدن !!!!! یادش بخیر

    خیلی الان احساسم خوب شد وقتی یاد آن زمان های شیرین و زیبا افتادم آنقدر حواسم به نوشتن بود که یادم رفت الان داره بارون قشنگی می‌باره یهویی صدای بارون رو شنیدم و ذوق کردم و از روی همون چهار پایه دوباره به آسمان و گل های روی بالکنم نگاه لذت بخشی کردم خدایااآاا شکرت

    روز گذشته همین طور که بساب بساب و بشور بمال میکردم و فایل ها رو گوش میدادم پیش خودم گفتم .. انگار من باید همیشه آن زمان های خوشکل رو بیاد بیارم و خودمو کنناکش کنم ببینم آخه چی شد که من دنبال خواسته ام نرفتم … چی شد به آن خواسته ی رویاییم نرسیدم .. چقدر خواسته هام قشنگ و دست یافتنی بود .. آنقدر دست یافتنی بود که همش فکر میکردم خیلی زود بهش میرسم و میرم کلاس های دوره ی میهمانداری هواپیما رو میگذرونم و مشغول میشم. یعنی اینقدر راحت بود همه چی !!! خلاصه‌ی داستان

    اینکه دقیقا یادم نمیاد که دوم و یا سوم راهنمایی بودم که انقلاب بثمر رسید و مدرسه ها تا مدتها تعطیل و شلوغ پلوغی بود . و کلا همه چی انگار برای من تموم شده بود .. آنموقع ما گوهردشت کرج توی یک خانه ویلایی خیلی بزرگ زندگی میکردیم . ما توی خیابان چهارم شرقی بودیم کلا گوهردشت کرج در آن زمان ده دوازده تا خیابان شرقی غربی بیشتر نداشت و دو تا هم فلکه بقیه اش بیابانی بود و مدرسه ی راهنمایی جدید التاسیس ما هم در آخرین خیابان بود ولی یک مدرسه ی فوق العاده بزرگ و نوساز و شیک و عالی با بهترین امکانات و اصولی ساخته بودند با نیمکت های جدید و نو تخته سیاه بزرگ و خوشکل دستشویی های زیاد و بزرگ جداگانه پسرانه و دخترانه .. آن موقع توی خیابان سیزدهم غربی بود که یک خیابان آسفالت شده برتر و تمیز طویل .. بخاطر افتتاحیه ی مدرسه ی راهنمایی کل آن خیابان را آسفالت تازه کرده بودند . وقتی الان بیاد میارم خیلی لذت میبرم .. آره بچه ها. آخرین خیابان سیزدهم گوهردشت بود و همه ی اطرافش تا پای کوه بر و بیابون بود فقط یک مدرسه جدید التاسیس در آن وجود داشت .. الان فکر کنم تا پای کوه خیابان شده. یک روزی که با خواهرم رفتیم گوهردشت خیلی خیلی برگ شده بود …

    وقتی زنگ آخر میخورد و بچه ها تعطیل می شدند می‌رفتند خانه اگر کسی جا می موند توی اون خیابان خیلی ترسناک بود چون پرنده پر نمی‌زد می ترسیدی که بیایی بیرون . من همیشه می‌دیدم که یوقت عقب نمونم .. چون واقعا هیچی و هیچی توی اون خیابان وسیع و بزرگ وجود نداشت ..

    خلاصه بعد از انقلاب کشور نا امن شده بود بخصوص گوهردشت و مهرشهر .. کارگران به خانه های ویلایی شبیخون میزدن .. با اینکه ما با مادر بزرگ و پدربزرگ و دو تا دایی هام و دوتا خاله هام زندگی میکردیم و بقول معروف جمعیتی بودیم ولی روزا همه سر کار می‌رفتند و ما هم مدرسه بودیم و کلا مادر بزرگ و پدر بزرگم و پسر خاله ی یکی دو ساله ام که از پدر یتیم شده بود و پیشمون زندگی میکرد تنها میشدن … خاله ام هم بعد از فوت شوهرش در جوانی رفت سر کار و شیفت بیمارستان طبی کودکان بود از کرج می یومد تهران سر کار گاهی شبها شیفت بود و نمی یومد خانه .. خلاصه دیگه هیچکس توی آن خانه ی بزرگ ویلایی ششصد متری نمی تونست زندگی کنه .کسی نبود .. این بود که ظاهر قضیه خیلی نا امن شده بود و بخاطر همین اونجا رو فروختیم اومدیم خیابان سی و سوم یوسف آباد تهران طبقه ی اول حیاط دار سیصد متری از یک ساختمان سه طبقه که خیلی هم خوشکل بود .. هر چند برای ما خیلی سخت بود که از یک خانه ی ششصد متری بیایی توی خانه ی حیاط دار سیصد متری !!!! واقعا الان که فکرشو میکنم میبینم چقدر ما شاهانه زندگی میکردیم و ثروتمند بودیم که خانه ی سیصد متری برامون کوچیک بود ولی هیچوقت احساس نمی‌کردیم که ما ثروتمند هستیم چون ما از اول توی خانواده ی بزرگ و خوب زندگی میکردیم ..

    نمی‌دونم چی شد صحبت های من به این اینجا ها کشیده شد !!! .. آره داشتم داستان اینکه من چه خواسته ای داشتم و به خواسته ام که می خواستم میهماندار هواپیما بشم شروع شد و رسیدم به این حرفاااااا !!!

    آره بعد از اینکه اومدیم تهران هنوز چند سالی جو متشنج بود و تمام دانشگاهها تعطیل شده بود و منم کلا دلسرد شده بودم از اینکه دیگه آرزوهام بر باد فنا رفته بود و هنوز دیپلم نگرفتم که دختر عموی همسر خدا بیامرزم همسایه ی دیوار به دیوار مون توی یوسف آباد بودیم اومدند خواستگاری و در یک چشم به هم زدن ازدواج و غیره ….

    دیروز با شنیدن فایل های استاد یک جرقه ای به ذهنم زده شد

    گفتم ببین رویااااا .. اگر تو برای رسیدن به خواسته آت مصمم بودی نباید زیر بار ازدواج میرفتی . دانشگاه تعطیل شده که شده … یعنی یکجوری شده بود که فکر میکردیم دیگه هیچوقت دانشگاهها باز نمیشن .. مثل الان طالبان. در افغانستان شده بود .. انگار هنگ شده بودم. .. اصلا به هیچی دیگه فکر نمی‌کردم و انداختم به گردن خدا …

    آره دیگه خدا نخواست

    خدا اینجوری خواست

    قسمت مون همین بود

    و یک مشت باورهای مذهبی درب داغون..

    دیروز همش بخودم میگفتم..!

    باید به هدفت فکر می کردی .. باید مثل همون پرشی که میکردی تا دستت به هدفت بخوره برای اینکه قد بلند بشه به خواسته آت تمرکز میکردی ..باید یکسره به اون هدفت چشم میدوختی ..بلاخره ضربالمثل جوینده یابنده هست بدرد همین روزا میخوره دیگه !!

    یهویی با صدای بلند فریاد زدم .. ایندفعه دیگه نمی‌زارم … این دفع دیگه از هدفم چشم نمی پوشم … این دفع به شرایط ظاهری نگاه نمیکنم … ایندفعه دیگه نمیگم خب حالا اوضاع که اینجوریه و یا اونجوریع پس خواسته ی من دست نیافتنیه !!!

    دیگه کوتاه نمیاممممم

    خدا رو شکر دخترم خونه نبود و خدا رو شکر چند روزه که تهرانه .. منم با خیال راحت بلند بلند با خودم فریاد میزدم حرف میزنم …

    دیشب میخواستم بیام این احساس مو براتون بنویسم ولی آنقدر خسته ی کار شده بودم که نمی تونستم بشینم با حوصله بنویسم .. باور کنید این باور آنچنان با دیدن این فایل ها در ذهنم جرقه زد که تا شب با خودم بلند بلند صحبت میکردم . میگفتم دیگه به هیچکس اجازه نمیدهم که خواسته های منو به باد فنا بده .. آنقدر سماجت بخرج میدم آنقدر بهش تمرکز میکنم آنقدر تکرار و تکرار و تمرین میکنم که خوده خداوند خودش از این استمرارم خجالت بکشه .. آن موقع ها از این آگاهی ها و مدارها و فرکانس ها اطلاعی نداشتم ولی الان که آگاه شدم . الان که فهمیدم داستان چیع …. الان که من فهمیدم که به هر آنچه توجه کنم از اساس آن جنس توجه ام وارد زندگیم میشه .. الان که چنین استادانی دارم .. الان دیگه اینترنت هست . الان دیگه این فایل های استادان هست … دیگه نمی تونی بندازی گردن دولت و جامعه و خانواده و فرهنگ و دلار و ریس جمهور و غیره… حتی اگر سنگ هم از آسمان بیاره. من کوتاه نمیاممممم

    هر روز دارم روی باورهام کار میکنم نه یکساعت و دو ساعت و سه ساعت و چهار ساعت بلکه بطور شبانه روزی .. صبح تا شب چندین بار مجبور میشم گوشیمو بذارم شارژ بشه … زمانی که گوشیم شارژ میشه میرم توی دفتر شروع به نوشتن میکنم بعدش کلی همینطور فکر میکنم و فکر میکنم و باورهای قدرتمند برای خودم می سازم دیگه نـــــــه خسته میشم و نه دیگه کنار میکشم و نـــــــه خواسته مو فراموش میکنم و نـــــــــه دیگه هیچ مسایل بیرونی نمیتونه منو از خواسته ام جدا کنه .. اگع این افکار منه که زندگی مو می سازه . اگه این تمرکز و تکرار و تکرار مداومت زندگی منو می سازه . اگه این تلاش های شبانه روزی من برای رسیدن به هدفم زندگی منو می سازه ..!!! دیگه کوتاه نـــمــیـــام!!ممممم!

    چقدر خوب شد وقتی داشتم کارای خانه تکونی و یا اتاق تکونی رو انجام میدادم این فایل ها رو بطور رندم گوش دادم و نگاه میکردم انگار واقعا به ذهنم و افکارم هم یک تکون حسابی دادم و همینطور که دارم کار میکنم دارم باورها مو هم تقویت میکنم . همش میگم بـــــاید بـــشه. باید بشود . باید این خواستمو بهش برسم آن هم بسادگی براحتی به آسانی و سهولت به زیبایی و عزتمندانع و از کوتاهترین مسیر!!!

    طبیعیع که براحتی بشود ..

    چون قانونش اینه که بخواهیم و بشود!!!

    چطوری شو ؟؟؟. مـــــن نمیدونم

    از کجا شو ؟؟؟ مـــــن نمی‌دونم

    خودت راهشو بلدی و باید بهم نشون بدی!!!

    خودت باید ذهنمو باز کنی!!!

    خودت باید هدایتم کنی!!

    من خواستم تو هم باید اجابتش کنی .. به من هیچ ربطی نداره وظیفه تویه که شرایط رو برام مهیا کنی !!

    خودت قدم به قدم ها ی من باید باشی

    خودت منو باید روی شانه هایت بنشانی وببری به همان‌جایی که رسالتم هست !!

    خودت باید برام بسازی !!!

    خودت باید برام بیاری!!

    التماست هم نمیکنم … وظیفهتع که هدایتم کنی… یعنی دیگه زدم به سیم آخررررررر

    من که عقلم نمی رسه . من که هیچی بلدش نیستم . من که خودمو بدست تو سپردم

    خودت هم باید برنامه ریزی و هندلش کنی

    من فقط می‌دونم آن خواسته ای که در قلبم نشاندی یعنی رسالت منع و منم بــــایـــد بهش بـــــرســـم پــــس خــــودت دستمو محکم توی دســـتـــای خودت گره بزن+++++

    خدایااا دیدی که دارم به خودت میگم پس تو هم وظیفه اتع که منو بسمت آن مسیرم هدایتم کنی

    خدایا الان که من جزیی از تو هستم پس بهم جواب بده کدامیک از رسیدن به خواسته ها و آرزوها و اهدافم پیش نیاز رسیدن به دیگر اهداف مقدسم هست که باید انجام بشه؟؟؟؟؟

    امروز من باید چه کاری انجام بدم که به هدفم نزدیکتر بشم؟؟؟!

    تو برای من چه کاری می‌کنی که نشانه ها و هدایت های الهی تو را بوضوح و به روشنی ببینم ؟؟؟

    تو برام چه اتفاقات و شرایط و همزمانی هایی در نظر گرفتی که سوپرایزم کنی؟؟؟؟

    خدایا خودت با بهترین ها سوپرایزم کن الهی آمین

    خدایا خودت کمکم کن که همه ی کارها و همه ی برنامه ها و همه ی امورات زندگیم را با مدیریت خودت چیده مان و برنامه ریزی و هماهنگ و هندلش کنی و سروسامان ببخشی که والاترین نظم و هماهنگی و آرامش و آسایش و سلامتی و نعمت و پول و ثروت و برکت الهی در زندگیم حاکم است الهی آمین

    سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد برای رسیدن به اهداف و خواسته هایم.

    خدایااا خودت هدایتم کن و با من حرف بزن

    با بهترینع بهترین هدایت هایت و صدای بلند الهام و شهود و خواب و رویا .. چشم و دل من رو روشن کن تا بتوانم نشانه های واضح و آشکار پر رنگ ترا بوضوح و به روشنی ببینم و بشنوم و بفهمم و درک کنم و آگاه شوم و بی درنگ اطاعت کنم

    خدایا شکرت

    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    شکر نعمت به جای آرید شما رو می‌افزایم

    صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونی‌ها

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      معصومه پهلوان گفته:
      مدت عضویت: 1463 روز

      سلام به خواهر عزیزم رویا جان

      انشاالله به تمام آرزو هایت برسی خواستن توانستن است.

      بااین همتی که کردی وارده ی قوی به هدفت می‌رسی

      من هم یه کار گاه کوچک خیاطی دارم چند نوع پوشاک را تولید میکنم

      تقریبا 7ساله که کار گاه دارم اما این آرزو وهدف را بیست سال پیش با همسرم داشتیم که همچین تولیدی بزنیم اما راه وچاه را نمی‌دانستیم واز خیاطی سر در نیاوردم چندین سال فقط تو آرزو هام بود و اقدامی نتونستم بکنم چون میترسیدم از اینکه نتونم به سر انجام برسانم

      تا 7سال پیش باز دفتر این هدفم باز شد حتی پول یک چرخ خیاطی را هم بخرم نداشتم از برادرم قرض گرفتم و تقریباً سه

      ماه تو یه کارگاه رفتم کار چرخ کاری را یاد گرفتم خیلی خوشحال بودم که من دارم فقط راسته دوزی میکنم بعد هم یه مقدار وام برداشتم وپارچه خریدم و شلوار زنانه تولید کردم وآنقدر تو رویاهایم می‌دیدم که یه کار گاه تولیدی دارم چند تا خیاط برام کار میکنن که طی این چند سال من کامل خیاطی را با علاقه ای که داشتم بدون اینکه آموزشگاه برم یاد گرفتم هم اکنون ده تا خیاط دارم و تقریبا فصلی همه چیز تولید میکنم

      من آنقدر ذوق خیاطی داشتم که ساعت 5 صبح شروع میکردم وبعضی اوقات تا 12شب مشغول خیاطی بودم

      همسرم بعضی اوقات اعصابش بهم می‌ریخت می‌گفت من کار گاه را جمع کنم اما من پافشاری میکردم وشبانع روزی کار کردم وپا بر جا ماند والان خیلی خوشحالم وقتی میرم مغازه های شهرم تولیدات خودم را پشت ویترین ها وتو رگال ها میبینم به خودم افتخار میکنم که کار خودمه

      خواهر عزیزم انشاالله بتونی به خواسته است برسی

      .موفق باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        پریسا و جلال گفته:
        مدت عضویت: 1491 روز

        به نام خداوند بخشنده مهربان

        سلام خدمت دوست عزیزم معصومه جان

        عزیزم تحسینت میکنم به خاطر اراده قوی که برای ادامه راحت داشتی

        بسیار عالی بود

        کامنت زیبایی رو گذاشتی

        مچکرم که اون رو به اشتراک گذاشتی و باعث شدی آگاهی من بالا بره

        هر کجا که هستی شاد و موفق باشی

        پریسا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      آرزو میرکاظمی گفته:
      مدت عضویت: 829 روز

      سلااااااام خوشگلم ،سلام قشنگم

      سلام به رویایی که من از کامنتاش صبوری ،طی کردن تکامل رو بدرستی،ارامش رو درک میکنم …

      بببیییییین لذت بردم (همش میگفتم آره همینه یا ممیریم یا به اهدافمون میرسیم)

      بابا عالیییییی بود کامنتتون ،مرسی که نوشتی یعنی من کاملا تجسم کردم خونه پدر بزرگتونو همه رو حتی اونجا که تنها بودین و فریاد زدین که این دفعه باید برسم به هدفم بااااااایدیه عاقاااااااا جان

      رویا جونم تو رووووو خداااااااا تمام تلاشتو بکن به هدفت برسی تا من بکوبم به دهن ذهنم

      منطقشو قانع کنم

      من بهت افتخار میکنم حالمو عالی کردی حالت عالیییییییی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پریسا و جلال گفته:
      مدت عضویت: 1491 روز

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام خدمت دوست عزیزم رویا جان

      دختر تو بینظیری

      واقعا من از خاطرات و کامنت زیبات لذت بردم

      باورهای عالی رو مطرح کردی

      خداروشکر که هدایت شدم که کامنت شما رو بخوانم

      و خداروشکر که شما هدایت شدی که کامنت بزاری

      مچکرم

      هر کجا که هستین با احساس خوب و آرامش زندگی رو سپری کنین

      موفق باشید

      پریسا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    یزدان نظری گفته:
    مدت عضویت: 2939 روز

    راستشو بخواین دیشب که لایو رو دیدم، یه حسی درونم راضی نبود. انگار اون چیزایی که باید درک نمیکردم.

    ذهنم اومد بهونه اورد که علتش تداخل سوال خیلی از بچه ها بود کیفیت مطالب مورد رضایتم نبود …

    اما

    من آموخته ام که تا زمانی کامنت یه فایل رو نذارم، نه اگاهی جدیدی میتونم از فایل درک کنم و نه میتونم اون اگاهی رو در ذهنم ثبت کنم.

    پس امشب دفترو باز کردم و فیلم رو که از سایت دانلود کرده بودم پلی کردم.

    یهو دیدم فایل عمودیه و من دوتا راه بیشتر ندارم …

    یا ماینتور سیستم رو ۹۰ درجه بچرخونم یا طی این یک ساعت گردنم رو ۹۰ درجه خم نگه دارم😁

    البته راه سوم رو انتخاب کردم و سعی کردم با پلیر های مختلف فیلم رو بچرخونم. برنامه های مختلف رو سعی کردم اما گزینه ای برای چرخش ندیدم!

    از این سعی و تلاش کلافه شدم چون میدونستم راه راحت تری هم باید داشته باشه.

    اولش خواستم فایلی که دانلود کرده بودم رو بیخیال بشم و از داخل سایت فیلم رو پلی کنم اما ….

    با خودم گفتم این یه تضاده و اگه الان حلش نکنم پس کی؟! بازم ممکنه در آینده به چنین تضادی بر بخورم!

    پس سریع تو گوگل سرچ کردم “نحوه چرخاندن فیلم در vlc player ”

    در سیم ثانیه راه حل رو پیدا کردم و خیلی شیک و مجلسی و سریع فیلم رو چرخوندم.

    خوشحال شدم از حل مسئله و حس شیرینی بود. جالبه همون تضادی که ظاهرا حال ادمو میگیره، اگه حل بشه به همون اندازه حال ادمو خوب تر میکنه!

    خب بریم سراغ لایو …

    من تمام نکات رو یادداشت کردم تا چیزی از زیر دستم در نره!

    اول از همه با کلاه زیباتون شروع میکنم و میخوام بگم کلاهتون هم خوشرنگه و هم ساده و هم شیک. من عاشق این سادگی ام.

    در نگاه دوم اون پویایی و متغییر بودن دریاچه پشت سر توجهم رو جلب کرد.

    پرادایس عزیز مثل همیشه در حال حرکت و رشد …

    عاشق اون موجهای متوالی و پشت سرهم اما ریزی هستم که از چپ به راست در حال حرکتن.

    در مورد علی گیتار (!) باید بگم که تز زمانی شنیدم چنین چیزی داخل پرادایس هم ممکنه باشه ترس وجودمو گرفت. اون راحتی و لذت تمام و کمال از اون محیط رو ازم گرفت و من یه مقدار ترس ورم داشت! همش یاد صحنه های مستندشون میفتم که خر و گوره خر کنار آب رو یه لقمه میکنه و براش فرقی نداره خر بود یا گوره خر (!)

    اما

    این نکته خیلی برام جالب بود که علی گیتار با کروکودیل فرق داره و به بزرگی و درندگی اونا نیست. به این نتیجه رسیدم که اون هیولاهایی که من در ذهنم دارم کروکودیله و با توضیحات استاد متوجه شدم که علی گیتار ها حتی خجالتی هستن !! یعنی من عاشق این اصطلاح خجالتی شدما! یعنی از جمع میترسن😂

    با حرفای استاد خیلی حسم بهتر شد و معلوم بود که باورا داره بهتر میشه و تا حدی با علیگیتارا به صلح رسیدم که وقتی شنیدم طرف با اسلحه پودرش کرده یه طوری شدم!

    خلاصه میخوام به این نکته مثبت اشاره کنم که به جای کروگودیل، الیگیتر دارین و جای شکر داره که خجالتی هستن😁👍

    بگذریم …

    اون حرفتون که گفتین شکر گذاری باعث میشه همه ی زندگی هرروز براتون جدید باشه و ناسپتسی باعث تکراری شدن میشه منو یاد اون حرف شما انداخت که مردم امریکا وقتی شما رو میبینن، فکر میکنن تازه مهاجرت کردین امریکا به قدری همه جرا براتون فوق العادست!

    دقیقا این مثال که تو ذهنم اومد، هدایت خداوندم بود در تایید حرف شما و در جهت درک اون باور!

    می بینی ؟! حتی مثال هارو خودش بهم میگه و کمکم میکنه بهتر درکش کنم.

    یا یه مثال دیگه …

    ما اگه هروز به اسمون دقت کنیم و شکر گزاری کنیم، به این نتیجه میریسیم که امکان نداره آسمون دو روز مثل هم باشه! شاید شبیه باشن ولی یکسان نیستن. خب سپاسگزاری بود که باعث شد به این نتیجه برسیم حتی اسمون بالای سرمون هرروز جدید و تازست. هرروز که چه عرض کنم هر ثانیه در حال تغییره …

    اما‌ کافیه ناسپاس باشیم … اون موقع ست که برمیگردیم میگیم اسمون خدا همیشه در هر جا و مکانی یکسانه و اسمون، اسمونه و همخ جا یک رنگه!

    عالی بود این باور استاد عزیزم.

    وقتی دیشب داستان درخت کاری شما در پارادیس رو شنیدم زیاد درک نکردم

    اما

    وقتی امروز صبح دیدم جوانه های بذر گلی که کاشته بودم یهو غش کردن، خیلی ناراحت شدم و با ناراحتی رفتم سر کار … اما تو راه … قبل اینکه برسم تمام تلاشمو کردم تا حلش کنم و منطقیش کنم و دیگه بابتش ناراحت نباشم. تا میتونستم دلیل و منطق اوردم برای ذهنم تا گریه ش رو ساکت کنم اما بی فایده بود چون ذهنم همش میگفت که این اتفاق طبیعی نیست و امکان نداره برای شخصی مثل استاد چنین اتفاقی بیفته و زحماتش هدر بره ….

    ذهنم همش سعی داشت جریان رو به خاطر کوتاهی من در اجرای قوانین جلوه بده ! (یعنی تا این حد بچم رو عادت دادم به قوانین!)

    اما

    یهو یه جرقه خورد در ذهنم ….

    نه بابا …. !

    استادم همین اتفاق براش پیش اومده! جریان درختای پارادایس که دیشب توضیح داد!

    وای انگار آبی که رو آتیش بریزی ذهنم خاموش شد و در دلم احساس بهتری رو حس کر دم.

    ذهنم که خاموش شد بهش گفتم ببین حتی استاد هم این اتفاق براش پیش اومده! حتی اگه من کوتاهی کردم و قانونی از قوانین رو به خوبی اجرا نکرده باشم (مثلا تکامل)، حتی استاد هم به استادیش چنین اتفاقی رو تجربه کرده.

    خب انسانیم و ممکن الخطا! حتی خوده استاد همیشه میگن هیچ موقع نمیتونیم ۱۰۰ درصد قانون رو بدون نقص اجرا کنیم و یک روند تکاملی هست که هر چه جلوتر بریم، “کم نقص تر ” اجراش میکنیم!

    پس طبیعیه اگه حتی اشتباه هم کرده باشم و اشتباهم رو میپذیرم و من عاشق خودمم با همین اشتباهم.

    اخ خدای من چه طور باور کنم همین داستان به ظاهر ساده درخت کاری استاد هم میتونست برام هدایتی باشه. هدایتی که اونجوری ذهن درگیرم رو آزاد کنه و با حال خوب روزم رو شروع کنم.

    خدایا شکرت

    بریم سراغ نکته بعدی که گفتن با کنترل ذهن در همین شرایط و همین مکان میتونیم به مکان های زیباتری برسیم‌ .

    چقدر این جمله بهم احساس خوبی داد … ! احساس خوب؟! خوب که نه …

    چه احساسی به آدم دست میده اگه ببینه استاد داره حرفایی رو میزنه که تو نه تنها درک کردی، بلکه چه مدته اجراش کردی و داری اجراش میکنی و از همون مکان و شرایط اوج لذت رو بردی!

    چقدر دوست دارم خودم رو تحسین کنم که چقدر خوب تونستم در شرایط و مکانی که همه ی افراد مشغول ناله و گله بودن، نه تنها ساکت بودم، بلکه اوج لذتم رو از همون مکان و شرایط بردم و بهترین خاطرات رو تنهایی با خودم در همونجا ساختم! چقدر دوست دارم به یاد بیارم عمل کردنم رو تطبیقش با این حرف استاد!

    اصلا دست من نیست ها …

    خداوندم خودش داره هدایتم میکنه که با نوشتن هر نکته ای، کلی مثال رو یاداوربشم برای اون نکته تا نه تنها اون نکته رو ببلعم، بلکه هضم و جذبش کنم!

    خدایا شکرت

    حست میکنم همینجا …

    لابلای همین کیبورد

    همین انگشتانم

    همین هماهنگی ذهن و روحم

    خدایا شکرت

    نکته ی بعدی این بود که گفتین تا قسمت ۲۵ سریال رو اماده کردین!

    باورتون میشه اگه بگم این خودش یه هدایت و الکوی هدایتی خیلی تاپ بود برام در راستای هدفی که دارم!؟ اخه حتی حرفای ساده و به ظاهر عادی شما نه تنها برام هدایته، بلکه خیلی بیشتر از حرفای دیگه برام اگاهی بخشه!

    راستی استاد شاید جالب باشه بگم قبل اینکه شما بگین قبلا اونجا پرورش ماهی بوده، من خودم هم چنین حدسی میزدم.

    وقتی سر کلاس تکثیر و پرورش ماهی بودم دقیقا یاد پرادایس و اون حلقه ی سفید روی اب که پشت کلبه بود افتادم و با خودم گفتم مطمئنم استاد اونجا یک توری مشبک کوچیک داره که هر موقع میره ماهی تازه باشه و سریع یکی رو بیرون بیاره و چقدر همون موقع تحسین کردم این ایده رو …. . حتی با توجه به اصولی که سر کلاس اموختیم کلی پیشنهاد کارساز و بهتر به ذهنم رسیده بود و با خودم گفتم هر موقع دیدمتون حتما باهاتون در میان بذارم.

    واقعا شکر داره این خدای حیرت انگیزم

    نکته بعدی شما در مورد این بودش که نمیخواین در مورد رژیم چیزی بگین چون هنوز نتیجه ی بزرگی نگرفتین و تا نتیجه ای نکرفتین، نمیخواین در موردش صحبتی بشه!

    همونجا که گفتین تا نتیجه نگرفتیم نبایو حرف بزنیم، سریع ذهنم روشن شد و درگیر تضادی شد که همین یک ماه پیش کوتاهش کرده بودم اما ظاهرا دوباره رشد کرده که ذهنم رو درگیر کرد!

    یکی از بدترین و مخرب ترین باورایی که من و همه ی دوستانن داشتیم، نسبت دادن همین جمله ی شما به کامنت گذاریمون در سایت بود!

    یعنی دقیقا یادمه با خودم میگفتم نمیخوام بیام و الکی حرف بزنم از چیزایی که هنوز نتیجه ی بزرگی بهم نداده!

    حتی مطمئن اکثر کسایی که این کامنتو میخونن تایید میکنن و خودشون هم با این بهونه راضی به کامنت گذاری نیستن!

    اما میخوام همینجا خودمو قانع کنم… شاید برای دوستانم مفید واقع بشه.

    اول از همه استاد این حرفو نسبت به اون کسی میگن که هنوز از اون مکتبی که “تدریس” میکنن هیچ نتیجه ای نگرفتن ! دقت کردین؟ کسی که مکتبی رو تدریس میکنه! چیزی رو به بقیه درس میده! کلاس میذاره برای جمعیتی از مردم! میگه کسی که خودش نتیجه ای از اون موضوع نگرفته چرا باید بیاد و تدریسش کنه! استاد میگه اگه کسی بیل زدن بلده اول از همه باغچه خودشو بیل بزنه!

    من به یه مثالی هدایت شدم! یادمه تا همین چند سال پیش که رزمی میرفتم، نسبت به استادمون خیلی افتخار میکردم. چون علی رغم سنشون، یک ذره چربی یا شکم نداشتن و پا به پای در تمرینات شرکت میکردن و توان فوق العاده ای داشتن! اما یادمه باقی اساتید حتی جوان تر از ایشون، به قول خودشون بازنشسته شده بودن یا سنی ازشون گذشته بود و در حالی که پر از چربی و شکم اضافه بودن در حال تدریس تکواندو بودن! اونم در حالی که خودشون سر کلاس حتی عرق نمیکردن چه برسه به تمرین!

    این مثال دقیقا برام جا نداخت حرف استاد رو … اینکه اگه کسی جایی ادعایی داره باید اول از همه خودش توی اون زمینه رشد چشمگیری کرده باشه!

    اولا چرا ما باید این موضوع رو به کامنت گذاری خودمون و حرفامون توی سایت نسبت بد یم؟ رو چه حسابی؟

    مگه غیر اینه که ما کامنت میذاریم تا تمرین اون فایل رو به جا اورده باشیم؟ مگه غیر اینه که ما داریم تمرین مون رو به صورت الکترونیکی و عمومی انجام میدیم تا اولا همیشه ارشیو داشته باشیم برای خودمون و دوما باقی بچه ها هم به نکته ای هدایت بشن! ما این تمرین رو برای خودمون انجام میدیم تا نکات اون فایل برامون روشن بشه و در ذهنمون حک بشه منتهی در قالب ارشیو و عمومی.

    دوما ….

    مگه نتیجه شاخ و دم داره که ما خودمون رو بی نتیجه فرض میکنیم! ؟

    من خودم رو مثال میزنم ….

    نتایج همین امروز خودم رو …

    اول از همه صبح به خوبی تونستم اون تضاد غش کردن جوانه هامو حل کنم.

    اینن توانایی رو قبلا داشتم؟ ! معلومه نه

    بعدش سر کار که بودم به خوبی وظایفم رو به خوبی انجام دادم و ازم راضی بودن همه. این نتیجه نیست؟

    همون لحظه بود که بهترین ایده در خصوص جهش مالی و اجتماعی و … به قلبم افتاد و هدایت شدم که به این هدف برسم و این هدف در من شکل بگیره. تا حدی که تا خوده خونه لبخند رو لبام باشه و از خوشحالی این ایده پر در بیارم! این نتیجه نیست گلابیه!؟

    همین امروز عصر بود که تونستم یکی دیگه از تضاد های اساسی زندگیم رو در دفتر خاطراتم منطقی کنم. بازم نتیجه نیست پس چیه؟

    همین که من الان دارم به خوبی نکات رو هن بازگو میکنم و هم درک میکنم و هم مثال میزنم‌ نتیجه نیست؟

    من فقط نتایج امروزم رو گفتم نه نتایج یک ماه و ۱۴ روزی که از نو متولد شدم!

    خدایا شکرت

    بریم سراغ نکته بعدی

    استاد من عاشق این خصلت بخشیدن شما هستم … .

    این که اون وسایل قدیمی و عطیقه ی خونه رو بخشیدین واقعا برای من مثل یک الگوعه …

    خب روندش تکاملیه

    خوده من هم دارم شروع میکنم این عادتو.

    مثلا اگه همیشه ضایعات و اهن پاره و … داشتیم و اینا رو به قیمت روز به ضایعاتی میفروختم، تازگیا همونا رو بهش میدم اما نه به صورت فروش! بلکه همینطوری میبخشم بهشون.

    خیلی هم حس خوبی از این کارم میگیرم چون میدونم بخشیدن هم تکاملیه و باید تکامل طی بشه و من دارم تکاملم رو از پله اول شروع میکنم و واقعا هم به خودم افتخار میکنم‌.

    خدایا شکرت

    عه …

    موجا مسیرشون تغییر کرده انگار ک جهت باد عوض شده! اول فیلم از چپ به راست بود و الان از چپ و جلو به سمت شما میاد!

    و یک جمله ی فوق طلایی گفتین…

    آدم موفق کسیه که یک کارو به نحو احسنت انجام میده و یک شغل داره نه چندتا شغل های متعدد!

    باید اعتراف کنم هنوز به درک مناسبی از این جمله نرسیدم چون هنوز نمیدونم چه کاری بهتر از کارای دیگه میتونم انجام بدم. یه جورایی میشه گفت کارای زیادی بلدم و چون از بچگی با این باور بزرگ شدیم که ادم باید همه چی بلد باشه (به اصطلاح همه فن حریف باشه) اصلا به این فکر نکردم که کدوم کار رو بهتر از بقیه انجام خواهم داد. یه سری حدسا میزنم ولی مطمئن نیستم. الان دارم مینویسم که به درک بهتری برسم …

    اما یه صدایی میاد!

    داره میگه اصلا مهم نیست که نمیدونی …

    با همونی که حدس میزنی شروع کن و روی همون تمرکز کن و هرجا حس کردی اشتباه میکردی، هیج ایرادی نداره و برو سراغ گزینه بعدی. الان همینی که فکرشو میکنی انجام بده. البته حس میکنم حدسم درست باشه و هدایت امروزم در خصوص هدفم این حدس رو برام باز کرد

    خدایا شکرت

    راستی استاد چه خوبه که پارادایس ا ن قدرام طبیعت وحشی نداره و شرایط دست به دست هم داده در عین نچرال و طبیعی بودنش، زیاد وحشی و ترسناک نباشه و این خکدش یک نعمته! درود بر شما

    اونجا که گفتین عاشق تنهایی هستین و تنهایی یعتی تویی و خدا، خیلی به دلم نشست. فکرشو بکن … دل یه طبیعن ساکت باشی، پر از جلوه های خدا، و تودتی تک و تنها و با صدای خداوندت.

    حتی لازم نیست حتما طبیعت باشه

    همین که زیبا بین باشیم و در سکوت خونه به زیبایی های خونه و بیرون خونه تمرکر کنیم یعنی انگار دل طبیعتیم و مشغول صحبت با خداییم. این بهترین استراتژی ممکنه

    خدایا شکرت

    اون جمله که گفتین اگه یکم مغرور شدم یعنی خوب رو خودم کار کردم خیلی منو به فکر برد. کاری به خوده جمله ندارم

    از دیشب که جمله رو شنیدیم تا امشب که دوباره در فایل دیدم، همشتو ذهنم بود که چقدر عالی در لحظه بهترین جواب رو به دوستمون دادین و چقدر جواب منطقی و عالی و اموزنده ای بود!

    این واقعا منو حیرت زده کرد!

    استاد اون ایده درب شیشه ای عالیه!

    یعنی هرچه میگذره دارم میبینم به صورت تکاملی دارین سعی میکنین که هربار ، ویو دریاچه رو بهتر و بهتر کنین.

    اول درختای هرز بهتون گفته شد

    بعد که انجامش دادین بریدن نرده ها گفته شد

    الان هم بریدن دیوار ها و پنجره ها و استفاده از شیشه!

    دارم به این فکر میکنم اولا چقدر همه ی ایده ها تکاملی بود

    دوما خونه ی پارادایس داره به کلبه ای معلق رو اب تبدیل میشه … به طوری که حس کنی روی یک تخته اب شناوری تا اینکه یک خونه محکمه!

    این واقعا خیرت انگیز و رویاییه و من تحسین میکنم این خداط درون شما رو ک بهترین ایده ها زو بهتون میده!

    و من عاشق این عبارت شما شدم‌که گفتین رابطه ی شما با عزیز دلتون طوری که پایه همه چیه! این عبارت پایه همه چی خیلی خوب بود و یه نعمت بزرگ و قشنگه.

    خدایا شکرت برای این نعمتم

    و نکته ی اخر شما که به جرئت میگم باید با الماس تراشیده بشه این بود که به میزانی که جهان رو گسترش بدیم، نعما و ثروت کسب میکنیم!

    خدای من این. در تایید همون ایده و الهام صبح من و تعیین هدف کاریم بود که منو متحیر کرد

    باید بگم واقعا اولین باره این جمله رو میشنوم و با شنیدنش غرق حال خوبم.

    آموختم هر هدف کاری که دارم، به میزانی که مردم بیشتر و سهم بیشتری از جهانو گسترش بده نتیجه بخش خواهد بود.

    این عالیه!

    بی نهایت ممنونم.

    استاد من حرفی که اول کامنت زدم رو پس میگیرم و باید اعتراف کنم که نه تنها چیزی از لایوهای قبلی کم نداشت، شاید هم بیشتر! حداقلش برای خوده من پر از هدایت بود

    خداروشکر میکنم و سپاسگزارم که همیشه با دلتون و ندای قلبتون جلوی دوبین میایید و زبان باز می کنید که یافث میشه خیلیا مثل من از طریق همین صحبتای به ظاهر عادی هدایت بشن.

    بازم ممنونم و خدا روشکر میکنم هر لحظه بهم چشمک میزنه و خود نشون میده!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      Beh Afarin گفته:
      مدت عضویت: 2222 روز

      به نام رب تنها فرمانروای دنیا و به نام خدایی که من رو خالق زندگی خودم قرار داده.

      سلام و درود به دوست خوب و قدرتمندم یزدان عزیز..

      گل کاشتیییییی پسررر،،عالییی بود بابا،خیلی کیف کردم..👏👏👏👏👏

      امیدوارم بهترین ها نصیبت بشه..💓💓💓🌸💐🌸💐

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        یزدان نظری گفته:
        مدت عضویت: 2939 روز

        سلام من به آفریننده زیبایی ها!

        چقدر خوشحال شدم از اینکه دیدم نه تنها کامنت شما لایک خورده، بلکه به عنوان کپشن فایل انتخاب شده!

        چقدر خوشحالم از پیشرفت فوق العاده ی شما!

        میدونم …

        میتونم حدس بزنم علتش رو

        چرا که شما دقیقا مثل یک ماه پیش من و عزیز دلم در حال رشد فوق العاده ای هستین.

        میدونم چرا …

        بذارین خودم بگم

        اول از همه متعهد شدین و متعهدانه تصمیم گرفتین دوباره سمت سایت بیاین! این بار با ایمان! با تعهد! و این یعنی تولدی دوباره!

        شما از همون روز اولش الهامات رو دریافت کردین! که مثلا پروفایلی جدید بساز!

        چرا از همون روز اول؟!

        چون خداوند فقط تعهد ما رو میخواد! نه تعهد کتبی و قسم و قران! نه ! همین که شما با ایمان برگشتین به راهی که منتهی به سعادته یعنی تعهد!

        و خدایی که تعهدو ایمان رو ببینه، همه چی رو میگه و همه چی رو میده!

        و نتیجش میشه همین پیشرفت فوق العاده ای که دارم از شما میبینم!

        باورم نمیشه که دقیقا مثل ما از کتاب رویاها شروع کردین و اول کامنت رو اونجا گذاشتین!

        و بعدش، روز به روز دارم پیسرفت های بیشتر و بیشتر شما رو میبینم!

        میدونم چرا …

        چون تعهد لاجرم بها پرداخت بها میاره! شما متعهد شدین و به خاظر تعهد، لاجرم مدت زمان زیادی به اندازه یک شغل جدید برای این آموزه ها میذارین و با تمرکز و کیفیت، مشغول کار کردن هستین.

        بازم میخوام یک نکته دیگه رو تحسین کنم …

        کامنت گذاری و نوشتن شما! کاملا میدونم تا الان درک کردین که کامنت گذاری چه معجزه ای میکنه! اگه غیر این بود این کارو ادامه نمیدادین و این نتایج عالی رو نمیگرفتین! پس نمیگم که کامنت گذاری چه معجزه ای میکنه چون میدونم دارین لمسش میکنین و به عنوان تمرینی عملی برای هر فایل انجامش میدین!

        و تحسین میکنم نتایجی که گرفتین!

        نمونه بارزش تعداد دیدگگاه های پروفایلتون!

        یادتونه شبی که به خدا گفتین کاش کسی برای منم کامنت بذاره؟!

        بعد دقیقا فردای همون روز من و یکی دیگه از دوستان هدایت شدیم به پروفایل شما …

        اون موقع دوتا کامنت بود و الان شیش تا !

        این نتیجه نیست پس چیه؟!

        آرزو میکنم با اتصال دائمی به رب و اجرای بی چون و چرای هدایت هاش، پیشرفت بیشترتون رو ببینیم!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          Beh Afarin گفته:
          مدت عضویت: 2222 روز

          به نام رب تنها مالک و فرمانروای دنیا

          به نام خدایی که من رو مالک زندگی خودم قرار داده..

          یزدان جان،برادرم..

          هم فرکانسم..

          هم مدارم..

          هم کلاسی با تجربه و با آگاهی ترم..

          نمیدونی چقدر در حال شگفتیم..

          تمام این پیشرفتایی که دارم به چشم میبینمو آرزو کردم و بهش رسیدم..

          نمیدووونی که چقدر خوشحالم که اینجاام پیش شماهااا دوستان گلم..

          همون وقتی که کامنت پر از آگاهیتو توی کتاب رویاهایی که رویا نیستن و تحسینت کردم،همون روزم آروز کردم که منم بتونم پیشرفت کنم و دارم پیشرفت میکنم..

          هر لحظه دارم باهاتوون رشد میکنم..

          اعتراف میکنم کامنتات اونقدر پر از آگاهیه که درک خیلی جملاتش براام سخته ولییی ادامه میدم به خوندنشون و با خودم میگم ببین بفرین ادامه ندی و نری جلو،دنیا ازت پیشی میگیره و باز میشی مثل قبل..

          من هیج وقت راضی به معمولی بودن نبودمم و همش دنبال راهی بودم که بتونم بهترین خوودم باشم..

          و خوشحالم که بهترین جای دنیا رووو پیدا کردم..

          خدایی خیلی جاها رو عوض کردم تا اینجا رسیدمممم،و همینه که الان با تعهد دارم میرم جلووو..

          چووون بقیه جاها رو دیدم و الان باعشق قدر این گوهر،این گنج با ارزشو میدونم..

          ممنونم که حواست به پیشرفتامهههه..

          بنویسسس،همیشه از آگاهی هات بنویس که من به اندازه کهکشان راه شیری پذیرای دریافت آگاهی های بینظیرتمم و

          امشب هم یه کامنت بی نظیر دیگه ت رو مطالعه کردم که مخم سوووت کشییید و همون لحظه کپیش کردم روی سیستمم و تا بارهااای بار بخونمششش..

          موفق تررین باشی..با آگاهی ترین داداش دنیا

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد ابراهیم نشانم

    سلام خدمت استاد شایسته عزیزم

    سلام خدمت همگی دوستانم

    چه فایل ارزشمند و پر از آگاهی هست.همون چیزی که احتیاج الانم بود.انگار خانم شایسته میدونه ما چی می‌خواهیم.

    احساس خوب مساوی اتفاقات خوب

    اتفاقات خوب وقتی می افته که احساسمون خوب باشه،احساس خوب پایدار هم از اطمینان قلبی می آد.

    از ایمان می آد ،از این می آد که آدم صد در صد بدونه که اتفاقات زندگی رو خودش با افکارش رقم میزنه.

    من خودم خالق زندگیم بودم و هستم.فیلم و بعد کتاب راز رو همون اوایل که اومده بود دیدم و خوندم و پذیرفتم ،منتها یه مشکلی در قسمت مذهب داشتم که میگفتم پس اگه من خالقم خدا جایگاهش کجاست و به همین دلیل یادمه یه روز گفتم یا باید کتاب‌های دینی و قرآن رو بزارم کنار یا کتاب‌های به قول خودم در اون زمان ،غربی رو بزارم کنار که کتاب‌های موفقیت اساتید آمریکا و غرب رو دیگه نخوندم.

    تا رسید سال 1400 و آشنایی دوباره با استاد و فهم بهتر و خدا رو شکر که الان به این درک رسیدم.

    تمام اتفاقات زندگی خودمون رو دوباره میگم تمام 100درصد اتفاقات زندگی خودمون رو خودمون ساختیم و می‌سازیم.چه آگاهانه چه نا آگاهانه .

    هر اتفاقی دلیلی داره که فرکانس اثر گذاشته.هیچ وقت به هیچی گیر نده،به بختت،سرنوشتت، اقبالت،دعا دیگران،جادو و…‌.

    خودم مسئولم کنترل کنم افکارم رو و خودم حالا که میدونم آگاهانه تولید انرژی درست کنم.

    چقدر استاد الگوی خوبی هستند و چقدر استاد خوبی هستند و چقدر بزرگواری و کرامت دارند که در اختیار میزارن داشته هاشون رو.همونها که روزی آرزو بوده براشون رو خلق کردن و فیلم گرفتن.

    در مورد هدایت ها هم ،با باورهای درست وصل شدنه که البته من تو این مورد خوب نیستم و دارم سعی میکنم باورهای درست بسازم .

    استاد عزیزم سپاسگزارم از اینکه با عشق مسیر رو رفتین و توضیح میدین و دوست دارید دیگران هم پیشرفت کنند.

    استاد عزیزم تحسین میکنم آزادی مالیتون رو،عزت نفستون رو،توحیدتون رو،عشقتون رو،ایمانتون رو و امیدوارم روزی من هم مثل شما بشم.

    استاد شایسته عزیز خدا قوت عرض میکنم،سپاسگزارم که پس از درک اصل دارید سعی می‌کنید ما هم به شما برسیم و جا نمونیم.

    الهی هزاران میلیارد بار شکرررررررررررت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  5. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 906 روز

    بنام خداوند هدایت گر من بنام خداوند این شهامت وشجاعت رو بهم داد که خودم قطعی از وجود اون دونسته باشم بنام خداوندی خیر مطلق هست خدایا شکرت بنام خداوند شما سر راه من گذاشته تا از طریق شما باورهای توحیدی وخدای در خودم ایجاد کنم چقدر زیبا در مورد تضاد صحبت کردی چطور این تضاد ها پشت سر گذاشته وباعث شده خواست شکل بگیرد وقتی به خواست رسیدی چقدر،احساحس سپاسگزاری،میکنی این حس حال مرا از درون تعغیر دادی که پذیرفتم تضاد که الان برایم پیش اومده نتیجه باورهای خودم ونتیجه افکار بیمار خودم با یک تضاد بعد هدایت خداوند شده که هیچ وقت نا امید به درگاه خداوند نشدم اگر الان شراط مالیم شرایط روحی شراط، توی هر وضعیت هستم اومدن که مرا خواسته درمن شکل بگیرد خدایا اول از هر چیزی در درون آین تضاد می خواهم طعم خوشبختی رو توی همین وضعیتی که دارم بچشم با همین بدهکاری ها با همین وضعت که دارم خوشبختی یعنی خداوند درون بدون وابستگی خوشبختی یعنی احساحس،خوب بدون اینکه کوچکترین وابستگی،به عوامل بیرون مثل پول همسر وفرزندان ماشین ویا هر چیزی بیرون از خودت خوشبختی یعنی توجه به زیبای ها ی خداوند وتوجه نشانه ای خداوند خداوند خواسته من در برابر قدرت تو خیلی،کوچیکه بدون شک هر ایده ای بهم بده ای که شراط مالیم تعغیر کنه که وردی منزل تعغیر بدم در کنار احساحس،خوبم بی نظیر واجرای میکنم بدون هیچ حساب کتابی،اون ایده رو اجرای میکنم خدایا شکرت خدایا در درون این تضاد مرا هوشیار وآگاه بیداروسپاسگزلری کن آرزوی قلبی هست مثل زمان هدایت خودت از نعمت های اطرافم نه فقط،مال خودم نعمت های اطراف بینم وسپاسگزار باشم چون زمان هدایت دقیقا ه. جا نعمتی ثروتی زیبای پیشرفتی ایده ای رو نی دیدم از خداوند سپاسگزاری می کردم دوست. دارم اون شرایط،در درون این تضاد دوره درمن ایجاد بشود با توجه به آگاهی ها که جدیدن به دادی که خداوند خیر مطلق هست که باید توجه ام به چه چیزی باشد خدایا دوست دارم وآرزو دارم یکی آرزوهایم باورهای استاد در مورد توحید در درون خودش ساخته همون باورها رو به صورت تکاملی در درون خودم بسازم وقتی هدفت توحید باشه هر آنچه بخواهی بدست می آوری وقتی هدفت توحید تکاملی باشه همان طور که باورهای استاد رو گذشته وزندگی نامه اش،می خونه ام شراط من خیلی شاید بهتر از اون هم باشه وپس اکر اون تونسه باورهای توحیدی در خودش بسازه پس من می توانم در عمل این رو انجام بدم چون اون نیرو در درون هر دوی ما وجود داره اون نیرو نه وفقط،در درون ما درون همه بندگان وجوداره خداوند این لطف بهدمن کرد چون از ش درخواست کردم ایم نیرو رو در درون من بیدار وهشیار کرد باید با بقیه مردم متفاوت فکر کنم که نتیجه متفاوت بگیریم چون من فقط،رو قدرت اون نیروی درونی وخدای که مرا هدایت کرده حساب میکنم خدایا شکرت خدای که از طریق درونم واز طریق طبیعت با اویکی می شوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  6. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2279 روز

    به نام خدایی که منو آنی و کمتر از آنی به حال خودم رها نکرده همواره منو به طرز ویژه ای هدایت میکنه

    سلام به استادان عزیزم و دوستان عزیز

    این دو قسمت از این اگاهیها رو خود من نیاز دارم با قدرت خود خدا بفهممش به همین دلیل عین همون گفته های استاد رو نوشتم خدایا خودت این اگاهیها رو در وجودم قلبی کن

    اصل خوشبختی چی هست

    سعی کردم هرچی تو این قسمت استاد گفت عینش رو بنویسم تا خودم ودوستان عزیزم انشالله در مدار درکش قرار بگیریم

    فکر نکن داشتن اون پول و خونه وماشین همه خوشبختی رو به تو میده

    نه خوشبختی از همین حالا تو همین شرایط شکرگزار خدا باشی و تحسین کنی زیبایی های اطرافت رو تحسین کنی ثروتمندان رو

    خوشبختی احساس خوبه نه ماشین وخونه و اگر تو بهترین کشور دنیا باشی بهترین وسایل رو داشته باشی اما اگر فکرت بیمار باشه غصه بخوری ،گیر بدی ،غر بزنی ،نق بزنی ،تو دلت کینه و نفرت داشته باشی هیچ وقت خوشبخت نیستی

    اما اگر باورهات درست باشه و از لحظاتت لذت ببری ،تمرکژت رو بزاری بر روی زیباییها ،حالت خوب باشه ثروت و خوشبختی میاد

    ثروت نتیجه حال خوبه ،نتیجه طبیعیه باورهای خوبه خودش وارد زندگیت میشه نمیخواد کار خاصی بکنی

    حالا اینارو ما میگیم یه سری ها تو مدارش هستند می‌فهمند،یه سری ها نیستند نمیفهمند بعدا می‌فهمند یه سری ها هم هیچ وقت نمی فهمند

    باور توحیدی

    این نگاه که مسئولیت زندگیمون رو بدیم به یکی دیگه و از بقیه انتظار داشته باشیم شرکه

    کل داستان همینه ،روزی که خدای خودتو باور میکنی ،میگی دیگه بقیه ای وجود نداره

    خداکجاست ؟خدا تو قلب منه ،خدابامنه ،خداپیش منه ،من و خدا یکی هستیم

    خدایی که تو قرآن گفته هرجا از کلمه سخره ،از ریشه سخره به معنای تسخیر به معنای مسخر شدن استفاده کرده مثلا گفته ما فلان کوه ها و دریاها و زمین و آسمون مسخر خداونده مسخر خودمون کردیم توی آیه های دیگه اومده عین همون رو گفته ما مسخر شما کردیم یعنی ما و خدا با هم یکی هستیم ما باهم تفاوتی نداریم ما از خداییم

    ما باورهای خدایی داشته باشیم ما مثل خداوند زندگی خودمون رو خلق میکنیم چون این وعده رو به ما داده

    چون به ما در آیه صریح قرآن گفته وقتی به زمین اومدید هدایت از طرف من میاد هرکسی از هدایت من پیروی کنه لا خوف علیهم و لا تحزنون نه ترسی و نه غمی داره

    یعنی اینجوری نیست که ما بگیم ما رها شده ایم توی باد رها شدیم و خودمون باید….نه ما وصل بشیم به خدا به ما میگه تو همه چی به ما میگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  7. -
    فرزانه الهی گفته:
    مدت عضویت: 2906 روز

    سلام مریم نازنین

    سلام استاد دلها

    مریم جان خیلی ممنونم بابت این کار ارزشمندی که انجام دادی عزیزم ، خدا حفظت کنه ، موجی از آگاهی و شادی در قلب ما راه انداختی با این کار هدایتی و الهی ، قطعا خداوند شما رو در این مسیر قرار داد تا ما رفرش بشیم

    این نغزگویه ها در سایت بوده مثل یک کتاب قدیمی ارزشمند که کسی متوجهش نبوده ولی شما تر و تازه و زنده اش کردین

    من عاشق فایل های نغز و کوتاهم که بتونم ده‌ها بلکه صدها بار برکه خشکیده وجودم رو باهاش آبیاری کنم و دریایی و صیقلی بشم

    از صبح چندین بار این فایل رو گوش دادم

    نمی‌دونی چه نوری در دلم تابیده ،ان شالله روشن بمونه

    مطلب زیاده در مورد این فایل ، برای هر جمله اش میشه یه کتاب کامنت نوشت،

    فقط هدفم تشکر خالصانه و مخلصانه برای این تلاش و حرکت مقدس شما بود.

    شما و استاد عزیز و همه دوستان رو به خدا می سپارم و براتون بهترین ها را آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    Ehsan Moqadam گفته:
    مدت عضویت: 2252 روز

    به نام خالق عشق و زیبایی

    درود و خداقوت به استاد عزیز، خانم شایسته نازنین و همه همراهان خوبم در این پروژه الهی

    من همیشه خیلی زیاد به مفهوم خوشبختی فکر میکنم یعنی از یه جایی به بعد متوجه شدم که صرف داشتن یا تجربه کردن یه سری خواسته‌ها باعث تجربه خوشبختی نمیشه برای همین برام مهم شد که بفهمم خوشبختی یعنی چی و چطور میشه به خوشبختی رسید.

    شکرخدا هدایت‌ها هم هربار داره من رو به درک بیشتر و تجربه بهتر این مفهوم سوق میده.

    به نظرم پایه و اساس خوشخبتی در زندگی درک قوانین جهان هستیه یعنی وقتی ما با کارکرد جهان آشنا میشیم این به ما کمک میکنه که بتونیم خودمون رو هماهنگ کنیم با این کارکرد و هرچقدر که در عمل بهتر این کار رو انجام میدیم، سطح باکیفیت‌تری از مفهوم خوشبختی رو در زندگیمون تجربه میکنیم.

    به عبارت بهتر، فارغ از اینکه ما در حال حاضر در چه شرایطی هستیم، به محض اینکه تلاش میکنیم که طبق اصول جهان هستی عمل کنیم، از همان نقطه ما در مسیر خوشبختی قرار داریم و در ادامه، این روند خودش ما رو به درجات بالاتری از این مفهوم هدایت میکنه و تمام ابزار و آگاهی‌هایی که مورد نیازمون هست رو سر راهمون در زمان مناسب قرار میده.

    برای من درک این روند تبدیل به حیاتی‌ترین موضوع زندگیم شده واقعاً.

    تو این فایل هم استاد به چندتا از مهم‌ترین اصول کارکرد جهان هستی اشاره کردند مثل مفهوم و کارکرد تضادها، تحسین دیگران، فراموش نکردن آرزوها.

    اگر بخوام یه پژوهشی در زندگی خودم داشته باشم باید اعتراف کنم که در بسیاری از اوقات زندگیم من درگیر تضادهایی شدم که در زندگیم رخ داده و دقیقاً در همان زمان گله و شکایت‌ها اتفاق افتاده، حسادت‌ها و کینه‌ورزی‌ها رخ داده و درنهایت اثری از آرزوها که نبوده هیچ، تمام فضای ذهن و زندگی به این سمت رفته که چکار کنم فقط این مسئله نباشه و بتونم یه نفس راحت بکشم.

    وقتی به بخش‌هایی از تجربه زندگی خودم و اکثریت جامعه که نگاه میکنم میبینم دقیقاً همین الگو داره تکرار میشه و ازونجایی که انقدر این الگو تکرار شده ذهن من و بقیه به این نتیجه رسیده که اصلاً راهش همینه دیگه تو وقتی یه مشکلی برات پیش میاد باید یه کاری کنی اون مشکل نباشه، درصورتی‌که مفهوم تضاد کارکردی فراتر ازین حرفا داره. به نظرم خدا انقدر بیکار نیست که بشینه برای تک تک ماها فکر کنه ببینه خب الان این داره خیلی حال میکنه چکار کنم حالشو بگیرم یکم علافش کنم یه مدت کاری با من نداشته باشه.

    شما به یه کامپیوتر نگاه کنید یا به یک ماشین، چقدر انسان‌ها دارند تلاش میکنند، تکنولوژی داره پیشرفت میکنه و پیچیده‌تر میشه که درنهایت کاربری ساده‌تری رو ایجاد کنه، بعد وجود انسان با تمام پیچیدگی‌هاش برای این خلق شده که درگیر اجاره خونه یا چیزهای پیش‌پا افتاده باشه؟

    وقتی ما به این درک میرسیم که تمام جهان هستی از انرژی تشکیل شده و این انرژی در هرلحظه درحال تبدیل شدنه میتونیم به این حقیقت هم برسیم که اگر ما با توجه به قدرتی که در اختیارمون قرار داده شده آگاهانه این انرژی رو تبدیل نکنیم این انرژی خودش رو تبدیل میکنه و احتمالاً ما به این نتیجه میرسیم که خب چقدر زندگی نادلخواه شده اما درحقیقت این کم‌کاری و بی‌توجهی خودمون بوده.

    مثلاً وقتی استاد داشتند در مورد تحسین کردن دیگران صحبت میکردند من داشتم به حقیقت این موضوع فکر میکردم و با خودم میگفتم ببین وقتی تو یک نفری رو تحسین میکنی و توجه میکنی به یک اتفاق خوشایند تو داری این انرژی رو تبدیل میکنی به اون حالتی که می‌خوای و وقتی این کارو میکنی خیلی خوب میفهمی که دلیل اینکه زندگی داره رویی رو به تو نشان میده که تو دوست نداری دقیقاً به این معناست که تو این اصول رو به خوبی درک و اجرا نکردی.

    نمی‌خوام از بحث خارج بشم اما خیلی‌ها این حقیقت رو درک نکردن، خود من به این وضوحی که دارم میگم این حقیقت رو در عمل اجرا نمیکنم اما ایمان دارم که طی یک روند تکاملی بهبودهای بیشتری در این زمینه رخ میده.

    دیروز با یکی از دوستان داشتم صحبت میکردم و ایشون داشتند از اساتید دیگه‌ای که درحال آموزش هستند صحبت میکردند و من بهشون گفتم که به نظرم این کنجکاوی ذهن برای دنبال کردن راهنمایی‌های مختلف به‌نوعی فرار از درک و اجرای اصول ساده زندگی میشه. ذهن ما خیلی دوست داره که یه راهی پیدا کنه که اصل رو اجرا نکنه و من خودم از وقتی که فهمیدم آگاهانه دارم سعی میکنم جلوی این کنجکاوی‌هارو بگیرم.

    تمام احساسات منفی، تضادها و مسائلی که در زندگی پیش میاد، هشدارهایی از سمت جهان هستی‌اند که به ما میگن حواست به این تبدیل انرژی باشه. به افکارت، رفتارهات، عادت‌ها، صحبت‌هات، واکنش‌هات و احساسات غالبت در زندگی توجه کن. داری چه شکلی به این انرژی میدی؟ آیا شکلی که داره دوست داشتنیه؟

    همین امروز قبل از اینکه بیام این کامنت رو بنویسم از خودم این سوال رو پرسیدم که الان چه چیزهای خوبی تو زندگیم هست؟

    بعد که شروع کردم به لیست کردن و قشنگ داشتم حس میکردم اثر مثبت اون نعمت رو همانجا به خودم گفتم که ما چقدر ساده از این نعمت‌ها غافل شدیم. اگر به اندازه‌ای که ما توجه میکنیم به تضادها و مسائل نادلخواه، توجه کنیم به چیزهایی که داریم و بتونیم حسشون کنیم چه اتفاقی در زندگی ما رخ میده؟

    من به این نتیجه رسیدم که باید وقت گذاشت، آگاهانه باید این کارو انجام داد و به عنوان حیاتی‌ترین موضوع زندگی بهش نگاه کرد نه با احساس نگرانی، با این احساس که من میدونم که خودم خالق زندگیم هستم و این قدرت بهم داده شده پس برای خلق زندگی دلخواهم آگاهانه وقت میگذارم، فارغ از شرایطی که الان دارم آگاهانه وقت میگذارم، این کارکرد و مفهوم اصلیه صلاه است.

    مکانیزم انسان فراموش میکنه، درگیر میشه، بی‌تفاوت میشه اما وقتی که این صلاه آگاهانه تبدیل به یک عادت میشه درصد این حالت‌ها و خروج از مسیر خلق آگاهانه زندگی کمتر میشه.

    راهش همینه، راه رسیدن به چیزهایی که مارو به خوشبختی باکیفیت‌تر میرسونه درک و اجرای همین اصوله

    همه چیز میتونه تغییر کنه، ما این قدرت رو داریم که تغییرش بدیم و فقط باید روی این مسئله کار کنیم

    واقعاً خداروشکر میکنم که در این مسیر هستم و هربار کیفیت بهتری از خوشخبتی رو تجربه میکنم.

    از استاد عزیز، خانم شایسته که آماده کردند این پروژه رو و همه دوستان خوبی که همراه هستند در این پروژه تشکر میکنم و از خدای مهربان برای هممون آرزوی بهترین لحظات و ناب‌ترین تجربیات رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      زهرا سرلک گفته:
      مدت عضویت: 1210 روز

      سلام به احسان جان مقدم برادر توحیدی عزیزم

      دو ماهی هست کامنت هاتون رو دنبال میکنم شگفت زده شدم از روح لطیف شماو نوشته های پر از درک و آگاهی شما،بی نهایت تحسینتون میکنم بابت درک بالاتون واقعا من خیلی از کامنت های شما استفاده میکنم ،باکامنت هاتون دریچه ای توی قلب من بازمیشه وخدامیدونه که چه انرژی بهتون برمیگرده،بنویسید که امثال من با فایل های استاد عزیزم ونوشته های شما بهتر قانون رو درک میکنند و به مدار بالاتری میرن،هرچقدر سپاسگزاری کنم از شما جبران درک وفهمی که با نوشته هاتون به من می‌دین نمیشه،بهترین هارو برای شما وهمه ی دوستان عزیزم آرزومیکنم،از خداوند می‌خوام که سرشار از نور و ثروت وآگاهی باشید،درپناه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مرضیه پری پور گفته:
    مدت عضویت: 3059 روز

    به نام هدایتگر وهاب

    سلام

    روزی که این لایو رو در اینستا داشتین ما اون ساعت جایی بودیم، و با خودم گفتم تا ۲۴ ساعتی که توی اینستا می مونه می بینم تا بعدا توی سایت بیاد. شنبه صبح توی برنامه روزانه ام نوشتم دیدن فایل لایو استاد ، وقتی رفتم اینستا دیدم فایل نیست و اون فایل تون رو دیدم که گفته بودید سیو نشده. تا می خواست حسم بد شه، با خودم گفتم این همه دارم فایل های استاد رو می بینم و تاکید ایشان رو برای دیدن خیر در هر چیزی، نباید حسم بد شه، بعد دوباره با خودم گفتم خدایی که استاد رو حمایت و هدایت می کنه تا به خواسته هایش برسه، منم به این خواسته می رسونه و من این رسیدن رو نشانه واضح از حمایت و هدایت خدا برای رسیدن به خواسته هام خواهم دونست و ایمانم به قوانین الهی بیشتر و قوی تر میشه. چون در خوشبینانه ترین حالت که تازه خودتون فایل رو سیو کرده بودین، چند روز طول می کشید تا روی سایت قرار بگیره.

    وقتی اومدم توی سایت که فایل جدید زندگی در بهشت رو دانلود کنم وقتی فایل لایو رو دیدم اشک شوق ریختم به خاطر قدرت، حمایت و هدایت خدا جونم و کلی سپاسگزاری کردم بابت این نشونه واضح، همون روز یکبار دیدمش اما با خودم قرار گذاشته بودم تا چندین بار فایل های زندگی در بهشت ۷,۸,۹,۱۰ رو ندیدم و کامنت براشون ننوشتم و درس هاشون رو دریافت نکردم، برای این لایو کامنت نذارم. خدا رو هزار مرتبه شکر که امروز لایق شدم تا برای این فایل کامنت بنویسم کلی درس و آگاهی از دل این فایل بیرون بیارم و ان شاالله و به یاری و حمایت خدا انجام شون بدم.

    استاد تمام لحظات این ده قسمت رو من باهاتون زندگی کردم، کلی درس گرفتم ، چند تا از ترمز هام رو شناختم، چقدر باور های قدرتمند کننده ام ، قوی تر و محکم تر شد ، تمرکز روی زیبایی ها رو بهتر انجام میدم و بیشتر صدق بالحسنی و سپاسگزار تر شدم، حتی خیلی از کارهایی که برای خونه انجام می دادین رو من هم توی خونه انجام می دادم. استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم برای تهیه این سریال و نشان دادن شیوه درست زندگی کردن ، ممنونم ، چقدر زندگی برام لذت بخش تر شده. خدا رو شکر

    «چی میشه که بهشت هم تکراری بشه؟ با ناشکری کردن» تکراری شدن یک چیز یعنی دیگه ازش لذت نبریم، از داشتنش خسته بشیم، و داشتن اون شادمون نکنه، این یعنی افتادن توی یکنواختی. با ناشکری کردن اون نعمت ، شاد بودن و لذت بردن رو از خودمون دور می کنین. ولی با سپاسگزاری کردن و توجه کردن به نکات مثبت هر چیزی روز به روز نکات مثبت بیشتری رو پیدا می کنیم در نتیجه اون نعمت برامون لذت بخش تر و جذاب تر میشه. و به نعمت‌های بیشتری هدایت می‌شیم. استاد این مطلب یک درس برام داشت که هر چیزی برام یکنواخت شد یعنی دارم ناشکری می کنم، و این بهم هشدار می‌دهد تا با توجه و تمرکز گذاشتن روی نکات مثبتش و سپاسگزاری بابت اون ، به نعمت‌های بیشتری هدایت بشم.

    « ما چیکار کنیم که بتونیم توی چنین بهشتی زندگی کنیم؟ به نظرم هر کسی توی هر شرایطی که هست و بتونه ذهنش رو کنترل کنه، طبق قانون بدون تغییر خداوند هدایت میشه به جاهای بهتر ، هی لول به لول بهتر میشه.»

    اینکه من توی همین شرایطی که الان دارم، لذت ببرم ، سپاسگزاری کنم حالم خوب باشه، به نکات مثبت توجه کنم، بدونم که این یک رونده و تکاملش باید طی بشه تا به زندگی در ملکی شبیه پارادایس و تجربه بینهایت نعمت در تمام جوانب زندگی برسم ، به خدا توکل کنم، بزرگ فکر کنم و کوچک قدم بردارم. استاد درادامه تعهدم و تصمیمی که برای جلسه اول عزت نفس در مورد توجه به نکات مثبت و سپاسگزاری بابت اونا، از نیمه اسفند تا امروز که نیمه اردیبهشته دقیقا دوتا سالنامه کامل سپاسگزاری بابت نعمت ها و نکات مثبت و نشانه ها وتجربیات عالی زندگی ام پر کردم که با توکل به خدا این روند روز به روز بهتر میشه، استاد زندگیم پر از نعمته و روز به روز هم داره در تمام جوانب بهتر میشه. چندین بار در روز با نوشتن یا خوندن اونا لبریز احساس لیاقت و سپاسگزاری و لذت میشم و اشک شوقم جاری میشه. خدایا شکرت، شکرت، شکرت.

    خداااااااااااای من تا جلسه ۲۵ زندگی در بهشت آماده شده سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم، خداجونم دیدن و دریافت الهامات و هدایت هایت را از دل این فایل ها روزیم کن.

    « تفریحات آبی در دریاچه؟ یک وسایلی سفارش دادم از آمازون برای تفریحات آبی» چه کیفی بکنه استاد و عزیزدلش و چه لذتی ببریم ما چقدر خواسته ها برامون به وضوح برسه. خدایا شکرت شکرت شکرت

    خدایاااا، آخه هوای پاردایس هم مثل بهشته، نه گرمه نه سرده. چقدر زیبا میشه بهشت رو در این دنیا تجربه کرد. چقدرررررر بهشته این پارادایس ‌💖

    استاد در مورد لذت نبردن تون از وسایل قدیمی که خدا رو شکر منم این ویژگی رو دارم ، برای اینه که نگاه تون فقط رو به جلوئه، رو به پیشرفت، رو به توسعه. وسایل قدیمی زیبا هستن اما فقط برای یکباردیدنشون توی موزه. وقتی که روز به روز جهان پیشرفت می کنه و وسایل جدیدتر، با کیفیت تر کارا تر و راحتر به وجود میاد، خوب اونا رو تهیه می کنیم. استاد این علاقه بعضی ها به اشیاء قدیمی البته توی افرادی که من می شناسم دوتا باور محدود کننده رو پیدا کردم ، یکی اینکه ارزش و ریشه دار بودن و هویت خودشون رو می خوان با این وسایل نشون بدن و یکی دیگه هم اینه که به چشم یک سرمایه گذاری و اینکه شاید یک روز به پول خورد نگاهشون می کنن، اکثرشون هم اینقدر برای نگهداری از اونا استرس دارن که واقعا لذتی ازشون نمی برن.

    جمله طلایی:

    «آدم وقتی که خودش درست باشه، کارش درست باشه، جهان هدایت می کنه انسان ها رو به سمتش و نیازی به تبلیغات نیست»

    «دلیل یونیک بودن فایل هاتون چیه؟ اینه که خودمونیم ، نقش بازی نمی کنیم» چقدر این جمله درس داره، وقتی که خودمون باشیم ، سبک شخصی خودمون رو داشته باشیم و به اون پایبند باشیم، یکی از سکوهای موفقیت مون میشه، و این از توحید بی نظیر استاد نتیجه میشه، اینکه نظر و عقیده دیگران هیچ تاثیری روی زندگی شون ندارن. اون وقت هم از لحظه لحظه زندگی شون لذت می برن ، هم فایل ها و محصولات عالی میسازن، هم بهترین الگو برای ما میشن.

    چقدرررررر بهشت می تونه زیباتر بشه، استاد وقتی گفتید ایده های زیادی داریم یکیش هم پل زدن به اون طرف دریاچه است، با خودم گفتم واقعا چقدر میشه همه چیز زیباتر و راحتر بشه.

    جمله طلایی:

    « یک آدم موفق، آدمیه که یک کار رو عالی انجام میده»

    تمام افراد موفق یک کاری رو که بهش علاقه دارند و دوستش دارن رو توش به مهارت رسیدن . در واقع هر کاری​ پتانسیل این رو داره که توش به موفقیت و ثروت برسیم.

    استاد در مورد تنهایی و لذت بردن و رشد کردن به وسیله اون توی عزت نفس خیلی عالی توضیح دادین ، همین جا بازم خواستم تشکر کنم و به دوستانی که این محصول رو ندارن، توصیه می کنم حتماً حتماً حتماً این محصول رو تهیه کنند و اون و با جان و دل گوش بدن و بهش عمل کنند. البته من هنوز جلسه سومم و از این سه جلسه کلی احساس ارزشمندی و لیاقتم بیشتر شده، خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم برای این نعمت در زندگیم.

    « من برنامه بلند مدت ندارم ، فقط حرکت می کنم ، مسیرها گفته میشه»

    روزی چند بار با خودمون این شعر رو می خوانیم :

    باید پارو نزد وا داد

    باید دل رو به دریا داد

    خودش می بردت هرجا دلش خواست

    به هر جا برد بدون ساحل همون جاست

    این همون رها بودن در دست خداست، این همان تسلیم خدا بودنه، این همان توحید و توکل داشتنه، و هر وقت ما هم از مرحله تکرار زبانی به درک و عمل رسیدیم اون وقت ما هم مثل استاد لایق زندگی در بهشت می‌شیم. خدا جونم برای رسیدن به این درجه ، حامی و هدایتگر مون باش.

    « من یه آدمیم که زیاد سوال می پرسم» این همان چیزیه که توی فایل ده درس از انیشتین برای حفظ​ کنجکاوی مقدس در موردش توضیح دادین ، وقتی سوال های مثبت از خودمون بپرسیم به جواب ها و راه حل های خوب هم هدایت می‌شیم.

    « بپرسید تا به شما داده شود» من این سوال پرسیدن از خودمون رو باید خیلی تمرین کنم تا توش قوی بشم.

    ۱۳۰۰ پوند قدرت یک آهنربا!!!!؟؟؟؟؟ خدایا شکرت برای این همه پیشرفت و بالا تر رفتن کیفیت در جهان.

    خداجونم سپاسگزارم برای وضوح این خواسته که می خواهم رابطه‌ای تا این حد عالی که بین استاد و خانم شایسته هست رو در بهترین کیفیتش تجربه کنم.

    «طبق قانون ثابت جهان هستی هر کسی که باعث گسترش جهان بشه، به اندازه ای که گسترش ایجاد می کنه، به همون اندازه نعمت و ثروت وارد زندگیش میشه.»

    خدا جونم سپاسگزارم برای وضوح خواسته ای که می خواهم با کار و رسالت زندگیم در جهان گسترش عالی ایجاد کنم وجودم و کارم خیر زیادی رو در جهان ایجاد کنه.

    روز به روز موفق تر شو توحیدی ترین الگوی دنیا.

    روزت با چند روز تاخیر مبارک، عامل ترین استاد دنیا.

    دوستتون دارم و بهترین ها رو براتون آرزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      نفیسه حبیبی گفته:
      مدت عضویت: 2372 روز

      عاااالی نوشتی مرضیه جون. فوق العادست حست. چقد لذت بردم از قلمت. واقعا خوشحالم و سپاسگذارم که انرژیمو خوب کردی. وارد سایت شدم و نشونه خواستم تا تنش وجودم کم بشه و هدایت شدم به کامنت تو.با نگاه و حس قشنگی دارم چشمامو میبندم و میخوابم تا فردا یه صبح تازه و فوق العاده رو شروع کنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3059 روز

        سلام نفسیه جان

        ممنونم به خاطر لطفت نازنینم

        ان شاالله همیشه حال دلت خوب، وجود نازنینت آرام و متصل به تنها فرمانروای جهانیان باشه.

        اتفاقا الان در دفتر سپاسگزاریم، بعد از نوشتن مابقی زیبایی ها و نکات مثبت امروز و مرورشون انقدر احساس لذت و امید آرامش و سپاسگزاری کردم که با چشمان پر از اشک برای خدا نوشتم :

        «برای تمام نعمت های غیر قابل شمارش ات در زندگی ام و برای تجربه این روز بی نظیر سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

        خداجونم امروز را به تو می سپارم هر آنچه نیکی که در افکار و گفتار و رفتارم بود ، ده برابر کن و برایم حفظ کن و طبق وعده خودت ده برابر شان کن و فرکانس آنها را قدرتمند و افزون کن و بیشتر از آنها را در زندگیم وارد کن و هر آنچه که نیکی نبود با غفور بودن خودت بی اثر کن و از بین ببر و با رحیم بودن و فاضل بودنت هر کدام را با ده برابر نیکی و خیر جایگزین کن. تو بزرگی تو تنها ترین قدرت و فرمانروای جهانیان هستی، از تو باید بزرگ خواست.

        و اکنون در آرامش و ایمان و توکل به تو به بستر می روم، به امید دیدن خواب های زیبا و امید بخش و شادی آفرین و به امید فردایی که در تمام جوانب بهتر و عالی تر از امروز است ، ان شاالله، مرا هدایت و حمایت کن و یک روز پر از نعمت را روزیم کن آرام جانم.»

        وقتی که اومدم بخوابم هدایت شدم به کامنت تو، و دیدم نعمت های خدا برای امروزم هنوز تمام نشده و من با تمام وجودم سپاسگزاری اش را می کنم.

        عزیز دلم برای تو و تمام عزیزانم در این خانواده صمیمی و همه عزیزانم و همه مردم دنیا فردایی بهتر، عالی تر، پر از نعمت، ثروت ، سلامتی، توحید، ایمان، رشد ، آرامش، شادی، لذت ، و شنیدن خبرهای خوب و تجربه اتفاقات عالی رو از تنها فرمانروای جهانیان، خدای پاسخگو و اجابت کننده خواستارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محبوبه زینلی پور گفته:
      مدت عضویت: 2528 روز

      سلام دوست عزیز…احسنت ب این نوشته..

      من باتموم‌نظرات شما موافقم…

      برای وضوح خواسته باید بگم ک واقعا منم ب این نوع شناخت رسیدم

      وقتی قدم برمیداری درجهت خواسته هات با وجودترس ونگرانی وای ایمانت رو میخای نشون بدی میبینی ک همه چی پشت سرهم برات درست میشه واین نشون دهنده ی قانون جهانه…

      من وقتی تصمیم گرفتم وتنجتمش دادم بی هوا ب سمت ادمهایی هدایت شدم ازطریق فضای مجازی ک تونستم بدون هیچ‌گونه شناخت قبلی باهاشون ارتباط بگیرم(که این از عزت نفس واعتماد بنفس میاد ..دوره های عزت نفس استاد کارخودش و کرد🤗😁)وتونستم ایده ام و اجرایی کنم ویک قدم برای خواسته ام بردارم…

      خداروشکرمیکنم ک این جهان وافرید با قوانین بدون تغییرش…

      شاد وپیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3059 روز

        سلام محبوبه جان

        من عاشقتم عزیزدلم و خدا رو هزاران بار برای این هم مداری سپاسگزارم

        ممنونم که برام نوشتی ، دست خیر رسان خدا ، کامنتت دقیقا نشانه خدا بود برای من. در مورد دوره عزت نفس

        برای ساخت عزت نفس فوق‌العاده ات تحسینت می کنم

        خدا ا رو هزاران مرتبه برای هدایت دایمی اش سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

        دوستت دارم عزیزززززززم

        از تنها فرمانروای جهانیان بهترین‌ها را برایت خواستارم 😘😘😘😘🌹🌹🌹🌹

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      علی فتحی گفته:
      مدت عضویت: 3029 روز

      به نام خالق یکتا

      سلام دوست عزیز از این همه درک زیباتون ممنونم و از اینکه این آگاهیهایی که درک کردین رو با ما به اشتراک میذارید سپاسگذارم

      در پناه حق شاد و سلامت و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3059 روز

        سلام دوست خوبم

        ممنونم از لطفتون

        خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم که بر کامنتم جاری میشه تا هر روز و هر لحظه درک بیشتری نسبت به این مسیر رویایی پیدا کنم

        خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم که براتون مفید بوده

        از تنها فرمانروای جهانیان برایتان بهترین‌ها را آرزومندم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ندا گفته:
      مدت عضویت: 3159 روز

      دوست عزیزم مرضیه جان سلام

      نمیدونم چطور هدایت شدم به کامنت شما، فقط میدونم باید این کامنت رو اینجا والان میخوندم، چقدرعالی نوشتی عزیزم.

      خداروسپاسگزارم ازداشتن دوستانی چون شما وازداشتن چنین استادی،

      راستی روزتون مبارک بهترین و پرفکت ترین استاد دنیا.

      هرچقدر پیش میرم درک بهتری ازاین موضوع پیدامیکنم که جهان هنوز نزاییده استادی خبره ترو پرفکت تر ازشما. ❤️😍❤️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مرضیه پری پور گفته:
        مدت عضویت: 3059 روز

        به به، خدایا شکرت که نعمت های امروزت در زندگیم بی پایان است. ببین چه عزیزی برام کامنت گذاشته.

        سلام هدیه عزیزم

        ممنون از لطفت عزیز دلم

        من می دونم چطوری هدایت شدی ، خداجونم گفت ، این مرضیه امروز خیلی دختر خوبی بوده، بذار من جایزه بارونش کنم. و تو عزیز دلم رو که همیشه از وجود نازنینت و کامنت های زیبات کلی حس خوب می گیرم و کلی درس ازشون یاد می گیرم رو هدایت کرده تا منو خوشحال تر کنه، عاشقتتتتم خداجونم، و دوستت دارم دست مهربان خدا هدیه عزیزم

        واقعاً استادمون یک دونه است.

        خدا رو به خاطر داشتن چنین استاد پرفکتی و چنین دوستان نازنینی سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

        هدیه جانم برایت بهترین‌ها را آرزومندم عزیزم ‌😘

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مرضيه ابراهيمي گفته:
    مدت عضویت: 2503 روز

    سلام به استادم،روزت مبارک عزیزم

    سلام به مریم جانم

    و سلام به دوستان گلم

    استاد طبق ایده ایی که چند روز پیش بهم الهام شد،اول راجب فایلهای دیگه ایی که در قسمت محبوبترین دانلودها میبینم،براتون مینویسم

    واقعا کنجکاو شدم که چرا اینقدر امریکایی ها ثروتمند هستند،که هدایت شدم به فایل چرا امریکا ثروتمند است؟

    استاد وقتی از شکرگزاری گفتی،واقعا لذت بردم،دیدم امریکایی ها طبق گفتن شما توو سریال زندگی در بهشت توحیدی تر هستند،این فایل رو هم دیدم،گفتی که روز شکرگزاری دارند،واقعا گفتم ادم مگه میشه شکرگزار باشه و فقیر بمونه،لذت بردم،و تصمیم گرفتم روز تولدمو رو به نام روز شکرگزاری نامگذاری کنم،مشتاقانه منتظره روز تولدم هستم.خدایا شکرت

    استاد من عاشق کلاه تون شدم،چقدر زیباست،اسم سایتمون هم که روش نوشته بود،دیگه بیشتر لذت بردم،خدایا شکرت

    خدایا شکرت برای منظره رویایی بهشتمون واقعا بینظیره

    واقعا منم کنجکاو بودم که این علی گیتور کجاست،خوب شد کشتینش،چون وقتی میدیدم شنا میکنی،استرس میگرفتم،بعد اینجور حال خودمو خوب میکردم که استاد حسش خوبه،چیزیش نمیشه،اما ته دلم باز یه کوچولو استرس بود،خدایا شکرت که مواظب استادمون هستی

    واقعا ناشکریه که زندگی ادمو تکراری میکنه،خدارو شکر میکنم از وقتی دارم شمارو میبینم که با انجام دادن هرکاری از خداوند تشکر میکنی،بیشتر شکرگزارتر شدمه،و این باعث شده که حالم خیلی بهتر بشه،خدایا شکرت

    استاد منکه واقعا از صمیم دلم دوست دارم،و همیشه از خداوند تشکر میکنم که توو این زندگی،شما رو بهم داد،تا یکتاپرستی رو به معنای واقعی یاد بگیرم و انجامش بدم،خدایا شکرت

    استاد راستی،من توو عمرم خوراک لوبیا نخورده بودم،از وقتی دیدم شما لوبیا میخوری،دارم لوبیا میخورم،واقعا چقدر خوشمزه ست،من خودمو از این نعمت بینظیر چقدر الکی محروم کرده بودم،خدایا شکرت

    کنترل کردن ذهنمون و داشتن احساس خوب در جایی که هستیم واقعا زندگی رو رویایی میکنه،قبلا همش شکوه میزدم از اینکه دوست ندارم توو این شهر زندگی کنم،اما این دو ماه و خورده ایی که توو سایت اومدم،و بارها در فایلهای متفاوت ازتون شنیدم تا در اونجایی که هستیم از زندگیمون لذت نبریم،نمیتونیم به جای بهتر بریم،از اونموقع واقعا شکرگزار شهرم شدم،چه نکات مثبتی داشت که من چشممو روشون بسته بودم،دیگه وقتی میرم بیرون فقط زیبایی میبینم،چقدر نگاهم عوض شده،واقعا نگاه ماست که مهمه،زندگیم زیبا شده،خدایا شکرت

    آخه من فایل رویاهایت رو باور داشته باش رو دیدم که فکر میکنم قسمت اولش بود که خونتون رو تووی بندرعباس دیدم،گفتم ببین استاد کجا بود اما نگاهش مهم بود و اون احساسی که داشت،واقعا استاد شما توو هر چیزی بهترین الگو هستی،خدایا شکرت

    ادامه دادن تمرکز بر زیبایی ها،از دیشب شروع کردم به دیدن فایلهای سفرنامه به دور امریکا،خدای من واقعا حس کردم،که نگاهم چقدر عضو شده،چقدر با دیدن زیبایی ها بیشتر دارم لذت میبرم،دیدن شرکت مرسدس بنز،دیدن تکامل پروانه ها،دیدن شرکت کوکا کولا،اون رودخونه ی زیبا،من قبلا این فایلهارو دیده بودم،اما اینجور لذت نبرده بودم.

    اونجا مایک میگه آنچه مرا از پای در نمیآورد،قویترم میکند،خدای من این دقیقا جمله ی من بودم توو روزهای سخت زندگیم،فقط یادم میاد توو خیابونها راه میرفتم گریه میکردم و این جمله رو تکرار میکردم،چون میخواستم تغییر کنم راهشو بلد نبودم،مطمئن خداوند خواست مصمم بودنمو برای تغییر ببینه بعد هدایتم کنه چون بعد از چند ماه با این مسیر اشنا کرد،خدای من برای این هدایت بینظیرت شکرت

    این سایت و سریال زندگی در بهشت چه معجزاتی رو برام بوجود اورده بودو خبر نداشتم،خیلی نگاهم زیباتر،مثبت تر و راحتتر شده،خدایا شکرت

    پروردگارم واقعا تو میخوای منو کجا ببری،حس میکنم روی آب رودخونه دراز کشیدم و دارم نهایت لذت رو میبرم و جلو میرم،خدایا شکرت

    استاد خدارو شکر میکنم برای خریدن پارودایس،چون واقعا من اونموقع هم که در قران راجب بهشت بارها بارها خونده بودم،همچین تصوری در ذهنمم نیومده بود،اما حالا وقتی قران میخونم،به آیه های بهشت که میرسم،فقط پارودایس در ذهنم تداعی میشه،دیگه میدونم واقعا بهشت همینه،خدایا شکرت که هدایتم کردی تا بهشتت رو در این دنیا ببینم،خدایا شکرت

    آب چشمه،این بهشته،خب معلومه آبش از چشمه ست،خدایا شکرت

    تفریحات آبی،استاد مشتاقانه منتظرم ببینم،خدایا شکرت

    این آمازون با دل من چه ها کرده،خیلی مشتاقم ازش خرید کنم،ایشالله که خداوند هدایتم میکنه تا از این شرکت هیولا خرید کنم،الهی آمین

    خدایا بابت نعمت عسل شکرت

    خدایا بابت بازی پینک پنک شکرت

    نصب پروژکتور،استاد به نظرم اون قسمت پایین نصبش کنی،واقعا دریاچه دیدنی تر میشه،مشتاقم برای نصب پروژکتور،خدایا شکرت

    خدای من استاد همه چیز داره،دوربین،چقدر عالی،واقعا این ایده ی عکس گرفتن،فوق العاده ست،وقتی اون سمت دریاچه رو میدیدم،میگفتم بابت عکس گرفتنه،از وقتی که نرده ها برداشته شد که دلم بیشتر عکس میخواست،خدایا شکرت برای این ایده ی بینظیر،مشتاقانه منتظرم بک گرند لپ تاپمو از عکس های بهشتمون بزارم

    واقعا منم همش میگفتم بره ها کجان،خیلی خوشگل و با مزه بودن،خدایا شکرت

    استاد واقعا راست میگیا،الان متوجه شدم پاکی و تمیزی سایته که بی نهایت به من احساس خوب میده که ساعت ها وقتمو در این گنج بگذرونم،خدایا شکرت

    مسافرت،ایول استاد لطفا برامون از سفرتون فایل بزاری،ببینیم،خدایا شکرت،وقتی گفتی سفر،اینقدر کیف کردم،احساس کردم منم میخوام باهاتون بیام،شاید جسما کنارتون نباشم،اما خدا میدونه که روحم با شماست،به امید یک سفر بینظیر

    استاد مشخصه که خودتون هستید،بابا بخدا شما پیامبر ما هستی،مگه رسالتتون نشر یکتا پرستی نیست،خب رسالت حضرت محمد(ص)،حضرت ابراهیم،حضرت موسی و…همین بوده

    ما داشتیم یک عمر به ظاهر خدا رو میپرستیدیم،اما واقعا این نبود،من خدا رو با شما شناختم،یکتاپرستی رو دارم از شما یاد میگیرم،تعجب میکنم چرا بعضی از ادمها سنگ رو قلبشون بستن که اینو درک نمیکنن،همیشه بابت اینکه قلبم براحتی این خوبی ها رو میپذیره،از خداوند تشکر میکنم،دلیل بودنم در اینجا هم همینه،که قلبم راحت پذیرفت که استاد پیامبر عصر ما هستند،خدایا شکرت

    استاد واقعا شما توو هر جنبه از زندگی الگو هستی،منکه دارم سعی میکنم یکتاپرست باشم،این حرفهارو برا چاپلوسی که نمیزنم،واقعا حقیقت همینه،شما الگوی بینظیری هستی

    از وقتی دارم فایلهای شما رو میبینم،خواسته هام بزرگتر شده،بابا من فکر میکردم اومدم توو این دنیا که فقط ببینم نه اینکه بدست بیارم

    از وقتی فایل رویاهایت رو باور داشته باش رو دیدم،خونتون تووی بندرعباس،خداشاهده هر روز دارم خونه های فوق العاده زیبا،ماشینهای بینظیر،جواهرات و… رو انتخاب میکنم که منم بخرم،حتما هم میخرم،وقتی استاد تونست منم میتونم،خب همینه الگو بودن

    منم بخرم،میشم الگوی خیلیهای دیگه،و همینطور جهان گسترش پیدا میکنه

    چقدر مشتاقم برای دیدن قسمت های جدید بهشتمون

    یه آدم موفق یه کاری رو خیلی خوب انجام میده،امیدوارم بتونم در طی تکامل بهتر درکش کنم،خدایا شکرت

    ایلان ماسک یکی از منبع های ثروته،واقعا خدارو شکر میکنم که با این منبع اشنا شدم و امیدوارم یه روزی منم بتونم ازش خرید کنم،خدایا شکرت

    تنهایی،استاد باور میکنی،من از وقتی اومدم توو این سایت،گفتم میخوام تنها باشم،خطمو عوض کردم،تا بتونم فقط با سایت در ارتباط باشم،چقدر عالی بوده تا الان این تنهایی،البته من از وقتی خدا رو پیدا کردم،میگم من تنها نیستم،خدا باهامه،بخوام با کسی حرف بزنم،با خودش میزنم،باهاش میگم میخندم،لذت میبرم،جایی ام گیر کنم،ازش میخوام هدایتم کنه و خیلی راحت هدایتم میکنه،با خودم و خدای خودم در صلح قرار گرفتم،ایشالله که صلحمون پایدار بمونه،آمین

    خدایا شکرت برای شرکت هیوندای

    سوال پرسیدن،قبلا همش میخواستم اگه مسئله ایی پیش میاد حتما خودم حلش کنم،اما از وقتی که شما رو دیدم،دیگه خودمو اذیت نمیکنم،خیلی راحت سوال میکنم،خدایا شکرت

    وای دربهای شیشه ایی بزرگ،چه میشود این بهشتمون،خونه رویاهای منم درب های شیشه ایی بزرگ داره،حتی گفتم یه قسمت از خونه ام سقفش شیشه باشه که بتونم راحت آسمون رو تماشا کنم،خدای من بینظیره،خدایا شکرت

    خدایا بابت آهنربمون شکرت

    شجاعت و جسارت در اجرا کردن ایده ها که استاد خدا میدونه چقدر با وجود شما و مریم جانم درون من شجاعت و جسارت بوجود اومده،خدایا شکرت

    تخم ها،منتظرم ببینم چه ایده ایی براش اومده،مطمئنم ایده ی فوق العاده اییه،خدایا شکرت

    خدایا بایت براونی و دوستانش چون اسکورتها شکرت

    ممنونم استادم

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: