این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/10/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-16 02:24:222024-11-08 04:57:12live | قرآن آسان است و نیاز به تفسیر ندارد
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سپاسگذارم خدای مهربانم که هدایت کردی به این سایت نزد استا
د عزیزم تا تورا آن طور که هستی بشناسم.
سپاسگذارم استاد عزیزم که خدارا آن طور که هست برایم معرفیش کردی.
باید اعتراف کرد که قبل از آشنایی با آموزش های این سایت و شناخت قوانین الهی منم مثل اکثریت مردم جامعه مشرک بیش نبوده ام.
و خدا میداند که اگر هدایت نمیشدم به راه صراط المستقیم الان سر نویشت من چی بود و کجای بد بختی های این دنیا بودم.
من هر لحظه سپاسگذارم بابت هدایتم و بابت شناخت خودم و شناخت خدای واقعی درون خودم و خلق زندگیم درین دنیایی مادی که میتونست برایم جهنمی بیش نباشد و الان شده بهشت…
دنیای که خودم با افکارم خلقش کردم.
دنیایی که هر لحظه اش برایم آرامش و لذت هست و جدا شدم از بدنه ی جامعه و این برایم بسیار ارزشمند هست.
استاد عزیزم این یک واقعیت هست که من خدای درونم را توسط شما شناختم و روز به روز عاشق تر میشم و میدانم که اون نیز عاشق منه.
خدارا سپاسگذارم که قلبم را پاک کرد از هر شرک و آلوده گی.
خدارا شکر که در مدار آگاهی های ناب این گام هم قرار گرفتم.
همانطور که استاد عزیز فرمودند بارها در خود قرآن گفته شده که این کتاب مبین است اگر در ان تعقل کنید.
طبق تجربه خودم بار اول که قران رو خوندم یک جایی کمی متوجه میشدم و یک جایی اصلا هیچ نمی فهمیدم
بار دومی انگار ساده تر شده درکش
و حتما بارها و بارهای بعدی هی بیشتر ازش درک میکنم.
و همین یعنی تکامل
من هیچ وقت قرآن رو نخونده بودم و از وقتی با استاد آشنا شدم کم کم شروع کردم به خوندن قران
حالا همون روز اول که نمیشه من همشو متوجه بشم .تازه این کتاب در طی زمان نازل شد و نه یک شبه.
و خداروشکر که استاد دیدگاه ما رو به قرآن عوض کرد و باعث شد که ما بریم و از کتاب آسمانی مون که برای هدایت اومده استفاده کنیم نه وقتی کسی مرد براش نوار قرآن بزارند
نمیدونم این چه سودی داره وقتی قرآن با صدای عربی پخش میشه و من معنی شو نمیدونم.
خدایا هدایتم کن تا از سپاسگذاران باشم و نه از گمراهان.
استاد من قرآن رو خیلی قبول دارم پیامبران رو روم هم خیلی به شدت برای فرستادگان خداوند و دستان اون ارزش قائل هستم اما هر وقت که به خوام با خداوند صحبت کنم روی من به سمت خودش بوده مثلا خیلی من دیدم که میگن خیلی از افراد که خدایا به دست بریده ی …. قسم میدمت که فلان کارم برام بکن یا مثلا امام ….توروخدا قسمت میدم فلان کارم رو حل کن گره زندگیم فقط به دست خودت باز میشه ولی من کلا از همون اول فقط روی صحبتم با خودش بوده یعنی یادمه یک بار که رفته بدوم حرم امام رضا بعد مثلا میگفتم وحس میکردم که اونجا به خداوند خیلی نزدیک ترم بعد هر خواسته ای که داشتم رو می خواستم بگم فقط اسم خداوند بر روی زبانم جاری میشد به اطرافیانم که نگاه میکردم که اون امام رو مخاطب قرار میدادن من تعجب می کردم در حالی که فک کنم واسته قرار دادن معصومین و امامان برای رسیدن به خواسته ها عیب نباشه
و اینکه من خیلی روی نماز و وضو حساسم یعنی بارها و بارها چک میکنم که جایی ایراد و اشکالی نباشه و این بشدت من رو ازار میده بله واقعا رنج میبرم چون خداوند برای همه ی بندگانش به راحتی قابل دسترس هست و هر وقت که بخواهیم و اراده کنیم میتونیم به سوی اون قدم برداریم اما از اینکه انقدر سخت می تونم از این راه با خداوند ارتباط برقرار کنم واقعا ناراحتم اینکه هر بار باید وضو. رو چک کنم اینکه توی گوگل سرچ میکنم تا ببینم چه چیزایی در مورد نماز صحیح هستن من دوست دارم خیلی راحت باشم با خدای خودم بتونم به اسان ترین روش ممکن ارتباط برقرار کنم می دونم که همهی اینها باور های محدود کننده ای هستن که باید روی انها کار کنم تا قوی بشم دوست داشتم شما رو از نزدیک ببینم تا تمام سوالاتم رو از خودتون بپرسم
و در مورد قران می دونم که جواب تمام سوالات من توی قران هست و یک روزی میرسه که میشینم و با دقت کامل اون رو مطالعه میکنم
تکامل
استاد زمانی که انسان قدم در این مسیر بسیار زیبا میزاره خود به خود خداوند اون رو هدایت میکنه چه کسانی که خودشون کلا از قبل باور های خوبی داشتن که اون های که تازه درمیسر قرار گرفتن من هم زمانی که کارم رو شروع کردم هیچ استعداد و توانایی و علاقه ای نسبت به اون در خودم نمی دیدم و اما کم کم کار کردم به صورت عملی دوخت و دوز رو شروع کردم در مورد اون چند ماه مطالعه کردم امتحان های رو شرکت کردن با افراد مختلف کار کردم بعد از یک سال مشغول به کار شدم اون هم به صورت کار اموز تمرین کردم یه جاهایی خراب کردم و از اونها تجربه کسب کردم تا به در امد رسیدم می دونم که هنوز هم این کار گسترده تر و پیشرفته از اون چیزیه که من شروع کردم و دارم ادامه میدم اما هر چیزی و هر کاری اول باید تکامل خودش رو طی کنه تا به نتیجه دلخواه برسه من بار ها در زندگیم افرادی رو دیدم دوستانی رو دارم که خیلی با شوق و اشتیاق اون کار رو شروع کردن خیلی ذوق داشتن برای انجام اون اما بدون اینکه بخوان تکامل رو طی کنند و از همون اول بدون اطلاعات و اگاهی اون کار رو شروع کردن تا از همون اول به در امد برسن و بعد از مدتی کوتا از اون کار زده شدن و خیلی اسون مسیرشون رو تغییر دادن
تکامل یکی از مهم ترین اصل های پیشرفت هست
استاد عزیرم از شما ممنون و سپاسگزارم که این فایل زیبا رو در اختیار ما قرار دادین
در پناه الله یکتا همیشه شاد وثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
سپاسگزارم بخاطر این طبیعت فوق العاده ای که در بکگراند شما هست و اون رو میبینیم
استاد عزیزم به خاطر آموزههای شما و عمل با این آموزههای فوق العاده در دوران شیوع آن بیماری به لطف خدا به خاطر اینکه تمرکزم بر نکات مثبت بود و تمرکزی بر این بیماری نداشتم خداوند مدام در حال هدایت من به مسیرهای بهتر درستتر بود و دیدیم که در آن مدت تنها افرادی به مسیرهای بهتر و پیشرفت هدایت شدند که به نکات مثبت این بیماری و فرصتهای جدیدی که این بیماری ایجاد میکرد بودند و مدام در مسیر پیشرفت قرار داشتند ثروتهای آنچنانی به دست آوردند فقط برای اینکه تمرکزشان به زیباییها و نکات مثبت بود و دیدیم که افرادی هم که تمرکز زیادی روی این بیماری داشتند مدام به مسیرهای بدتر هدایت شدند به قول خداوند ما شما را هدایت میکنیم به آن مسیری که بخواهید
و دیدیم که بسیاری از افراد افول زیادی داشتند و به مسیرهای نادرست هدایت شدند
ولی من خدا را شاکرم که با عمل به آموزشهای شما و با توجه به اینکه در آن مدت شیوع بیماری ه درستی روی آموزشهای شما تمرکز داشتم حتی به لطف خدا یک بار هم این بیماری را تجربه نکردم و مدام به مسیرهای بهتر هدایت شدم
استاد میبینیم که الان در جامعه ما بسیاری از افراد تمرکزشان آیات متشابه است و به همین دلیل روز به روز در حال پس رفت هستند و به همین دلیل هست که به دیدگاه خیلی از افراد جامعه در حال نزول میباشد
به قول خداوند تنها افرادی به دنبال تاویل آیات متشابه میروند که در قلبشان مرض است
و میبینیم که در این شرایط افراد بسیار زیادی در حال پیشرفتهای بسیار زیاد هستند به این دلیل که به دنبال تاویل این آیات نیستند و تمرکزی بر آنها ندارند
بی نهایت از شما سپاسگزارم برای این آگاهی های فوق العاده ای که همیشه به ما میدهید
گام20ام به نام الله دوست ویارهمیشگی، سلام به خدا. وسلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. استادپدرمن سنش بالابوددرزمان ماکه آخرین بازمانده هاش هستیم خیلی پیرباعزت بودکه هنوزهم عزتمندیش توتمام فامیل،دوست،آشناوغریبه هرکس میشناختش یادش میکنند.پیرزنده دل بود!محاسن سفید،صورت نورانی ،گوژپشت بود.قندبلندولی خمیده وفرتوت نبود.روحانی ازبس که نمازوقرآن میخوانددعاهای کمیل ندبه ودعاهای ماه رمضان وموذن هم بود. چون پدرمن بعدازفوت همسرشون بامادرم که همسن دخترش بوده ازدواج کرده!پس من خیلی ثروتمندم قبل ازبه دنیاآمدنم تکامل داشتم خواهر،خواهرشوهر،خواهرزن،خاله وعمه بودم وفورروفراوانی!الهی شکرت پدرمن ازنوجوانی قاری قرآن بوده ولی خواهربرادرهام که ازمن بزرگترن هیچکدام پیش پدرم قرآن نیاموختیم!.خواهروبرادرپدریم که قرآن بلدنبودن .ومادرم وقتی قرآن میخواندی خط رانشان میداد ولی بلدنبودبخواندازبس که دوست داشت قرآن رو وازبچه گی یتیم بوده به قول قدیمیهامثل بره ای که نه سیرشیرخورده! نه سیرعلف شده!وحالا برای مدرسه وسوادما4تاخواهرو2برادرخیلی تلاش داشت شب وروزش رابه هم دوخته بودازخیاطی،لحاف وتشک دوزی ،پشم ریسی ،جودرو،گندم درو،میوه جمع کنی وهر کاری میکردچون عیال واربودیم. ومن وخواهرقبل ازمن هم نازداربودیم! به خصوص من!منوخواهرقبل ازخودم باهم مدرسه رفتیم ازبس من وابسته بودم سنم قانونی نبوداوایل انقلاب بودیایکسال قبل انقلاب بوده یادم نیست ازبس که بچه بودیم راهنمامیخواست بیادمامیترسیدیم 6تاخواهرتویک کلاس بودیم. کوچکهاهمسن بودیم. خواهربزرگهاهمسن بودن .منوخواهرم،ونوه دایم2تاخواهربودن،دوستمون هم 2تاخواهربودن ،خبراومدامروزبرای واکسن زدن میان توروستاومدرسه،یااون زمان میگفتن :راهنمامیاددرس بپرسه. ازترس وگریه ما3تاخواهرهای کوچک رو3تاخواهرهای بزرگ فراری میدادن!! ازبس که برامون آمدن راهنمابه مدرسه وحشتناک بود.یک روزبراواکسن میخواستن بیان حالایادم نیست اومدن یانه!مدرسه هم که دروپیکرنداشت. ماروفراری دادن. من رفتم خونه، نوه داییم گمشده شب ازتوقبرستون که خواب بوده پیداش کردن !اون دوستمون ازقبرستوناردشده به طرف زمینهای کشاورزی گم شده بود. وحالاهم بزرگ شدیم ترس ازخداوبی پولی بی خانگی وبی ماشینی وبی شغلی خوب چه دنیایی چه خدایی !یادمه خواهرم رفت مدرسه گریه میکردم منم برم قبولم نمیکردن خیلی ریزه میزه بودم وسنم کم بود!ولی استرس داشتم مادرم به معلمهاگفت: حالابزارین باخواهرش سرکلاس بنشینه اگه قبول نکردن بعدابزارین کلاسهای کودکستان ولی من توکلاس اول بابجه های بزرگترازخودم پیش رفتم نمیدانم کلاس ابتدایی بودیم یاواردراهنمایی شدیم درس قرآن داشتیم خداپشت پناه اون معلمی که قرآن خواندن به ماآموخت گفت بچه هاعجله نکنیدقرآن مثل فارسی خودمونه فقط اَاِاُوالی آخر…اضافه کنیدتمام! من دیگه گرفتم ازهمون بچه گی هم توی جلسات دورهمی ماه رمضان بعدازخوردن سحری باپدرم مسجدبرانماز میرفتیم وازنمازباخانمهای جلسه قرآنی میرفتیم خانه قاری قرآن که خیلی ازاین همسایه ها ی روستامون ساکن بهشت هستندروحشون شاد وازهمون بچه گی غلطهای بزرگترهایاهم سنوسالهای خودمومیگفتم! که حتی حاج خانم جلسه مون قاری بودعلط میخواندمن درستش میکردم عروس عمم اخمم میکرد!میگفت :غلطهای قاری رونگیر!میگفتم: چرا؟میگفت :بزرگتره زشته توسنت کمه مادراین حدقرآن خواندیم!وتا6سال پیش توی محله قاری قرآن بودم. معنی روکه میخوندم خدابه هرکه بخواهدروزی زیادوبه هرکه بخواهدروزی کم میدهدمنم میگفتم خوب خدابره باهمون عزیزکرده هاش ماهم که علف هرزیم اگه تودنیابراخداسودی نداریم لااقل ازبت پرستاضررکمتری به دنیامیزمیم! استادازنظرمن که ازدیگران شنیده بودم یاخودم توقرآن خونده بودم همه آدمهای دوران حضرت محمد(ص)کافروبت پرست بودن!چون سنگ وچوب رامیتراشیدن ومیپرستیدن .وهمه مردمی که دردوره جمهوری اسلامی ایران زندگی میکننددیگه مسلمونن حالاشیخهاوکتاب خونها وقرآن خونها نمازباقرآئت خونهاهمه بهشتین ولی مایکم بهشت میریم یکم جهنم جامون عوض میشه ویک پُلی روتجسم میکردم به گفته ی:مادرم که واقعاتوی خواب دیده بودمیگفت :ازسرقبرستون تاقله ی کوه قلعه که روبروی هم قرارگرفتن وبین این دوفاصله یک دره ای است روستاورودخانه قرارگرفته میگفت: ازسمت راستم سرمابودبدنم یخ زده بود!ولی سمت چپم ازگرمای آتش میسوخت وپل به باریکی مویسروبه تیزی شمشیرولی من مثل سواربرمرکبی بودم همش ذکریاعلی ویازهررامیگفتم :پل برام وسیع میشدوبه مقصدرسیم موفق شدم .استادمنم همین تصویرهنوزتوی ذهنم هست ولی اون دره برام مثل صحرای خشک است ومَردهایی بودن ازبس که هیزم برای جهنم آوردن کمرشون خم شده ودستاشون بغلشون افتاده راه میرن قدیمی هستند!اباوقباپوش هستند!که مدام هیزمهاروریختن بازهم کمه دوباره بدوبروبیارووهیزم انباشته هم نداشتن ازیک جای دوربایدبرن پیداکنن دیگه کم آوردن. وتوی قبرهم نکیرومنکرباگرزهای آتشین منتظرماهستند!بخصوص بعدازخواندن کتاب سیاحت غرب ودیدن این فیلم گریه میکردم خدایاتوکه میدونستی الهی خیرنبینی که ماروبه دنیاآوردی گوشه دنیاخالی نباشه! ویک مسابقه ای بین خودت وشیطان گذاشتی ببینی باامتحان کردن روی ماکدومتون برنده میشین خدالعنت کنه این آدم وحوای شکم شل رواین دوتافراخ خودشونونگه نداشتن چیزی که خداگفت: نخورین خوردن !حالاخودشون بلدبودن توبه کنن به مقام پیامبری رسیدبازن وبچه هاش به بهشتن ماروبدبخت کردن همینجوربی صاحب موندیم! یااینکه خدایاچرامیهمانی کوچکتربامیزبانی بهترراه ننداختی اگه عده ی کمتری انسان بودخوب نعمتهای بیشتری به مایابقیه میرسید!این افکاریک قرآن خون هست!ویکروزپسرم توصف نانوایی بوده یک آقای میان سال صحبت میکرده ازکتاب وسی دی سیاحت غرب دیدین وازاین حرفهاپسرم گفته آره دیدم وخواندم خدالعنتش کنه که این همه ترس ونگرانی تودل همه به دروغ انداخت!پسرم میگفت اون آقاگفته اون کتاب روپدرمن نوشته! میگفت :صحبتهاادامه یافت ولی درموردچیزدیگه واینومیخواستم بگم که خواهرپدری من به مادرم گفته بودبابام که به من قرآن خواندن رویادندادولی به این خواهروبرادرهام چه خوب یادداده مادرم درجوابش گفت اصلایک کلام به بچه های من یادنداده خودم بازحمتهای خودم مدرسه کذاشتمشون وبرای4تادخترگوشواره هدیه کردم که قرآنتونوخوب یادگیرین وخوب بخوانید که روحم روشادکنین وهمه خدابیامرزی به پدرومادرم میدن وقتی تومجالس میخونم.وخواهرپدریم گفت پس من چی مادرم برای اوهم یک انگشترطلاخرید!این آموجی،قلب وبوسه برامادرم. البته توی این6نفرمن ازهمه قرآن رورونترمیخونم تنهایاتوی جمع زیادصلاخجالت نمیکشم بقیه خواهربرادرهام اصلاجرات خواندن یک آیه روندارن مگردوره قرآن محله خودشون همیشه خواهرقبل خودم که2تادخترداره تومراسم هامیگه کنارلیلابنشینین بخونین تااسترستون بریزه اونهاخیلی به ندرت این کارومیکنن ولی میگن مامان اگه خوبه خودت بخون ولی ازبچه گی هم خواهرم زیادبلدنبودووخجالت میکشیدبخونه!ولی زیرک وپول جمع کنه برعکس من! وامروزخاطرات مدرسه رانوشتم که بگم اززمان ورودبه جامعه ترسهاشکل گرفته حالابنده برای پاکسازیش بایدخودم روبه منبع انرژی به نام خداوصل کنم که نجاست شرک راازوجودم پاک کنم.بایک ندانم کاری خدایاتورابه هم خودت قسم حالامیگم خیرببینی انشاالله کمکم کن نجاتم بده به خدامن تسلیمم!دوستان براتون آرزوی یکتاپرستی،خودشناسی،خداشناسی روداروم برای خودم وخانواده ام بیشتر درآخرسلام وخداقوت به چشمهای پاکی که کامنتموخوندوبابت خندهای زیباتون به منه قاری قرآن خداحافظ.
به نام الله یکتا—قانون تکامل یک قانونی ست که زندگی من را تغییر داد.نگرش من را در قدم هایی که برمیدارم و نتایجی که میگیرم و اینکه چقدر حالم خوبه و گله و شکایت نمیکنم و از جایی که هستم و از شرایطی که دارم و شغلی که دارم لذت میبرم و نتایج رو میبینم که آروم در حال بزرگ شدن هست.تکامل را رعایت کردن واقعا کار هر کسی نیست مثل کلام قرآن که از زبان شیطان گفته شده که همه را گمراه میکنم بغیر از بندگان قلیل و اندک که بندگی تو را میکنند.این نشان میدهد قانون را رعایت کردند سخت است اما اگر آگاه باشیم که نتایج کوچک اندک اندک بزرگ میشود و آن را ببینیم و توجه کنیم و سپاسگزار الله باشیم و لذت ببریم بعد از مدتی سرعت رشد افزایش میابد و مثل چرخ دادن چرخ و فلک در پارک اولش انرژی بیشتری میطلبد اما وقتی که راه افتاد هر لحظه انرژی مصرفی کم و کم و کمتر میشود اما نکته اینجاست که نمیتوانی این مصرف انرژی را قطع کنی و فقط با انرژی کمتر چرخ و فلک میچرخد-این نمونه بارز حرکت و ادامه دادن تا نتایج است اما آگاهیم که هیچوقت این اعمالی که ما را به این سطح آورده نباید قطع شود و فقط با لذت همینطور سرعت دریافت خواسته هامان بیشتر میشود.واقعا زندگی زیباست و من از رشد دوبرابری درآمدم در حال لذت بردن هستم و از کاری که دارم لذت میبرم و کیف میکنم که با عشق پولسازی میکنم و قوانین جهان هستی را رعایت میکنم. قدردان زحمات استاد هستیم…1403/12/10
خداروشکر میکنم امروز هم با آگاهیهای خوب و کامنت های خیلی قشنگ شما روزم را شروع کردم و درسهای زیادی یاد گرفتم
دوستان خوب وثابت قدم مثل شما در این سایت الهی نعمتی هستند که ما در هر لحظه احساس مون رو خوب نگه میداریم ودر مسیر درست زندگی قدم برمیداریم امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
من هم دقیقا در مورد واکسن سوال دارم و دلیل سوال هام هم دقیقا صحبت های شما است
شما باور دارید که بدن انسان خودش خودش را درست میکنه و ده ها بار شنیدم که شما فرمودید با آب لیمو و عسل مداوا شدید پس اگر ایمان قوی دارید به این مطلب پس جرا باید واکسن زد پس چرا میفرمایید صدها ساله واکسن هست خوب داروها هم صد ها سال هست هستن پس چرا شما از اب لیمو استفاده میکنید این نکته و تضاد سوال بر انگیز هست که منم دوست دارم جوابش را در مورد برسی با صحبت های شما بشنوم
مورد دوم این هست که ما با زدن واکسن دقیقا داریم به اون توجه میکنیم من نمیدونم چجوری شما میفرمایید بهش توجه نکنید
چطور با توجه نکردن میشه واکسن زد ؟؟
ممنون میشم بفرمایید که همه روشن بشن در این مورد بازم عرض میکنم سوالات فقط در مورد این هست که مقایسه میشه با فرمایشات شما و الا اصلا کاری به دیدگاه عموم مردم نداریم
و مطلب سوم در جلسه هفتم دوره ثروت فرمودید مسیری که اکثریت مردم میرن را بهش شک کن خوب الان اکثرا واکسن میزنن تکلیف این باور چیه
تا جایی که من متوجه شدم دلیل واکسن زدن استاد، توجه به بیماری نبوده. بلکه فقط به این دلیل واکسن زدند تا آزادیشون محدود نشه چون استاد اهل مسافرت هستند و الان اولین چیزی که ازمسافر طلب میکنند یا کارت واکسن یا جواب تست منفی.
چون یکبار از استاد شنیدم که گفتند بخاطر محدود نشدن آزادیشون زودتر واکسن زدند.
ولی درمورد موضوع دوم که گفتید وبراتون سوال شده، الان برای من هم سوال شد.
شاید این سوال را هم به مرور و با بالاتر رفتن اگاهیمون متوجه بشیم.
اینم میدونم که واکسن کرونا تفاوتش با واکسن هایی که در بچگی زدیم این است که این واکسن خیلی سریع ساخته شده و هنوز در مرحله تست عوارض هست و برای اولین بار داره روی انسان آزمایش میشه. حالا مشخص نیست در طی سالهای آینده، چه عوارضی ایجاد میکنه یا ان شاالله که ایجاد نکنه.
سلام دوست عزیز ممنونم و سپاسگزار از جواب شما دقیقا درست فرمودید استاد با توجه به رفع محدودیت سفر احتمالا واکسن زدن و منم اگر بزنم دقیقا در جهت رفع این مانع خواهد بود چون به لطف پروردگار سیستم دفاعی بدن من همچون سدی عظیم محلت و مجال به هیچ ویروسی را نمیده و من هر روز بابت این نعمت بزرگ سپاسگزار پروردگار جهان هستم
باز هم از استاد عزیز تشکر میکنم بابت این همه آگاهی 🙏🙏🙏
سلام به استاد عزیزم،مریم جان و تک تک همکاران تیم استاد عباسمنش و دوستانی که مطمئنم مثل خودم به زیبایی هدایت شده اند که از آموزه های استاد نهایت استفاده رو در زندگیشون ببرند. این اولین بار هست که دارم کامنت میذارم. بخاطر کمال گرایی که دارم،دلم میخواست از نتایج بزرگم صحبت کنم ولی تصمیم گرفتم بر این ویژگی هم غلبه کنم.
میخوام در خصوص موضوع جنجالی واکسن تجربه ام رو براتون بگم. یکی از باورهایی که من با کار کردن روی خودم،از سال ۹۵و پیرو صحبتهای استاد در ذهنم ایجاد کردم این بود که من در هر شرایطی سالم،قدرتمند،جوان و زیبا هستم
بدن من برای سلامتی، به هیچ ماده شیمیایی نیاز ندارد.
همه نعمتهای خداوند پر از خاصیت طبیعی برای سلامتی ام هستند.
همه مواد خوراکی که من استفاده میکنم سالم و مقوی هستند.
همیشه خوراکی های ارگانیک براحتی در دسترسم هست و سیستم دفاعی مرا قدرتمند میسازد.
و پیرو همین باور در۹۹ درصد زندگی ام از خوردن داروهای شیمیایی دوری میکردم و هممه تمرکزم فقط و فقط روی سلامتیه. در هر لحظه و هرجا. در هر آب و هوایی و با هر شرایطی که در جامعه ایجاد میشه.تا رسیدیم به شرایط موجود و وضعیتی که در کشور ایجاد شد.
اخبار که کلا صفر. شنیدن وصحبت کردن با دیگران ممنوع.وتمرکزم رو فقط و فقط گذاشتم روی باورهایی که ایجاد کرده بودم .
یه جورایی حتی عمدا خودمو به چالش میکشیدم. مثلا ماسک نمیزدم حتی در جاهای شلوغ مثل مترو. یا توی اتوبوس از اصفهان به تهران و بالعکس.ببینم آیا میتونم با وجود این هممممه آدم که ماسک وشیلد به چهره دارند،احساس بد و ترس از این مسئله در من بوجود نیاد؟ فقط برای کارهای اداری،اونم چون کارمو انجام نمیدادند مجبور میشدم ماسک بزنم. کلا میخواستم قدرت خودمو محک بزنم که اصلامیتونم توجهم و افکارو احساسمو در عمل و در شرایط بحرانی کنترل و مدیریت کنم یا نه؟ آیا میتونم آگاهی هایی که بدست آوردم را در عمل اجرا کنم؟
برای کنترل توجهم مثلا توی مترو که میرفتم برای اینکه افرادی که ماسک زدند را نگاه نکنم که توجهم معطوف شون نشه،خودمو مشغول گوشیم میکردم.
خلاصه کل این دو سالی که گذشت را من با کنترل توجه و فکر و احساسم و ایجاد باورهای درست سپری کردم. موقع تزریق واکسن هم زمانیکه اکثرا دوز سومشون رو هم زده بودند،من تازه داشتم دور اول را میزدم و به همین دوز اول هم اکتفا کردم. تازه از بدنم عذر خواهی هم میکردم که مجبورم مواد شیمیایی بهش وارد کنم.😆😆البته اینم به اجبار بود. چون همایشی قرار بود برم که کارت واکسن شرط ورودش بود.
به لطف خدا در تمام لحظات در صحت و سلامتی کامل بودم. اینجا میخوام به همه دوستان عزیزم بگم که بچه ها ایمان داشتن در زندگی خیییلی مهمه. نه تنها ایمان به خدا،بلکه ایمان به خودتون به قدرت خودتون. به قدرت افکار و باورها و احساسات تون. ایمان خودتون را در شرایط ناآرام و بحرانی محک بزنید. زمانیکه همه چیز آرام هست که همه آدمها اوکی هستند.
کسیکه میگه ایمان داره نه شک میکنه،نه میترسه،نه تردیدی داره. اگه ته دلت ذره ای شک،ترس،تردید،غم یا هر احساس منفی دیگری هست، این نشون میده تو ایمان نداری. ایمان داشتن به حرف نیست. در عمل خودشو نشون میده.
کنترل ذهن ،افکار،رفتار،احساسات،که در روانشناسی،پایه و اساس اکثر رویکردهای درمانی هست،دقیییقا تمرکز قانون جذب یا بهتره به قول استاد بگیم تمرکز قوانین آفرینش برای بدست گرفت زندگی و سرنوشتمون، روی همین ابعاد انسان هست.من بخاطر تحصیلاتم که روانشناسی و مشاوره هست هر آنچه در رویکردهای روانشناسی میخونم،با قوانین جذب وآفرینش مطابقت میدم و عیناً همپوشانی این دو را میبینم.
در آخر تشکر میکنم از تیم پر قدرت استادقدرتمندم عباسمنش بخاطر آموزشهای کاملا اصولی، منطقی، صحیح و جامع و کاملشون. بچه ها از هیچ چیز توی زندگیتون نترسید. چون به سرتون می یاد.
موضوع اینکه ما نباید مثل عموم مردم فکر کنیم و عمل کنیم ، چون کشور ما بیشتر هیجانی هست و گاهی یک مساله جزئی باب میشه و سر زبانها می افته و گاها باعث نگرانی مردم میشه،
بهترین کار اینکه اخبار مربوط به اینطور مسائل دنبال نکنیم
سعی کنیم هدایتی کار بکنیم یعنی شرایطی هست که واقعا تصمیم گرفتن سخته ، دراین شرایط از خداوند درخواست هدایت میکنیم
نکته بعدی کتاب قرآن هست که نیاز به تفسیر ندارد چون آیاتش واضح وروشن هست و آیات محکم اساس قرآن هست و اصل ومادر قرآن هست.
و معنی آیات متشابه را فقط خدا میداند ، و هیچ کس حتی راسخون در علم هم قادر به تفسیر آیات متشابه نیستن .
سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش وخانم شایسته و تشکر و قدردانی فراوان دارم برای ارائه ای این دوره ای هدیهای ارزشمند و عالی و…
به نظر من علت اصلی تفاوت و موفقیت زیاد استاد عباسمنش درک و تدریس قانون تکامل است.
قانونی که به وضوح در کتاب قرآن توضیح داده شده است ولی تاکنون هیچ کس درباره ای آن صحبت نکرده است و استاد عباسمنش به روشی عالی این قانون را برای اولین بارتدریس میکند.
علما و اهل فن به جای تدریس این مطالب ارزشمند از قرآن،مدام بر نکاتی از آیات متشابه تأکید دارند که هیچ عذابی در قرآن برای آنها نیامده است،مثلا اگر خانمی یک لاخ موی او بیرون باشد میگویند که در جهنم اورا از همان لاخ مو آویزان میکنند،در صورتی که استاد عباسمنش به روشی عالی در فایل های حجاب در قرآن توضیح میدهند که برای این موارد هرگز عذابی در قرآن نیامده است و اصلاً آن آیاتی که هم از حجاب نابرده است به موضوعات دیگری اشاره دارد نه حجاب زن…
استاد عباسمنش به روشی عالی در جلسات آفرینش تلفیقی از آیات قرآن و قانون جذب را توضیح میدهد که با عمل به آن موضوعات هر خواسته ای برای ما ممکن میشود.
خودمن چند سال پیش تا جلسه ای 5قانون آفرینش را ادامه دادم و هر روز اتفاقات و شرایط عالی را تجربه میکردم و هر خواسته ای برای من ممکن بود.
اما به دلیل سهل انگاری از ادامه دادن آن دوره ای ارزشمند کوتاهی کردم و شرایط سخت هرروز بیشتر و بیشتر میشد تا که چند روز پیش جلسه ای 6قانون آفرینش را خریداری کردم و میدانم با ادامه دادن این دوره آینده ای روشن و اتفاقات عالی در انتظار من هستند.
من فکر میکنم که آن دوره به خاطر اینکه در اوایل کار استاد عباسمنش برگزار شده است نه تنهاتقریباً به تمامی سؤالات افرادی که در جلسات حاظر هستند ودر شرایطی ناملایم و سخت زندگی میکنند پاسخ داده میشود و کلی از ابهامات زندگی ما برطرف میشود بلکه نقشه ای از سعادت و خوشبختی را در اختیار ما قرار میدهد…
استاد در آن سالها گفتند که من از ایران مهاجرت خواهم کرد و اکنون در بهترین مکان جهان باعزیز دلشان مشغول لذت بردن هستند.
بنام خدایی فراوانی..
گام 20 | قرآن آسان هست نیاز به تفسیر ندارد.!
سپاسگذارم خدای مهربانم که هدایت کردی به این سایت نزد استا
د عزیزم تا تورا آن طور که هستی بشناسم.
سپاسگذارم استاد عزیزم که خدارا آن طور که هست برایم معرفیش کردی.
باید اعتراف کرد که قبل از آشنایی با آموزش های این سایت و شناخت قوانین الهی منم مثل اکثریت مردم جامعه مشرک بیش نبوده ام.
و خدا میداند که اگر هدایت نمیشدم به راه صراط المستقیم الان سر نویشت من چی بود و کجای بد بختی های این دنیا بودم.
من هر لحظه سپاسگذارم بابت هدایتم و بابت شناخت خودم و شناخت خدای واقعی درون خودم و خلق زندگیم درین دنیایی مادی که میتونست برایم جهنمی بیش نباشد و الان شده بهشت…
دنیای که خودم با افکارم خلقش کردم.
دنیایی که هر لحظه اش برایم آرامش و لذت هست و جدا شدم از بدنه ی جامعه و این برایم بسیار ارزشمند هست.
استاد عزیزم این یک واقعیت هست که من خدای درونم را توسط شما شناختم و روز به روز عاشق تر میشم و میدانم که اون نیز عاشق منه.
خدارا سپاسگذارم که قلبم را پاک کرد از هر شرک و آلوده گی.
خدارا شکر که در مدار آگاهی های ناب این گام هم قرار گرفتم.
درپناه پروردگار مهربان باشید..!
به نام رب جهانیان
سلام
گام بیستم
همانطور که استاد عزیز فرمودند بارها در خود قرآن گفته شده که این کتاب مبین است اگر در ان تعقل کنید.
طبق تجربه خودم بار اول که قران رو خوندم یک جایی کمی متوجه میشدم و یک جایی اصلا هیچ نمی فهمیدم
بار دومی انگار ساده تر شده درکش
و حتما بارها و بارهای بعدی هی بیشتر ازش درک میکنم.
و همین یعنی تکامل
من هیچ وقت قرآن رو نخونده بودم و از وقتی با استاد آشنا شدم کم کم شروع کردم به خوندن قران
حالا همون روز اول که نمیشه من همشو متوجه بشم .تازه این کتاب در طی زمان نازل شد و نه یک شبه.
و خداروشکر که استاد دیدگاه ما رو به قرآن عوض کرد و باعث شد که ما بریم و از کتاب آسمانی مون که برای هدایت اومده استفاده کنیم نه وقتی کسی مرد براش نوار قرآن بزارند
نمیدونم این چه سودی داره وقتی قرآن با صدای عربی پخش میشه و من معنی شو نمیدونم.
خدایا هدایتم کن تا از سپاسگذاران باشم و نه از گمراهان.
ردپای روز 1
سلام به استاد زیبایی ها
سلام به تمام هم هدایتی های عزیرم
استاد من قرآن رو خیلی قبول دارم پیامبران رو روم هم خیلی به شدت برای فرستادگان خداوند و دستان اون ارزش قائل هستم اما هر وقت که به خوام با خداوند صحبت کنم روی من به سمت خودش بوده مثلا خیلی من دیدم که میگن خیلی از افراد که خدایا به دست بریده ی …. قسم میدمت که فلان کارم برام بکن یا مثلا امام ….توروخدا قسمت میدم فلان کارم رو حل کن گره زندگیم فقط به دست خودت باز میشه ولی من کلا از همون اول فقط روی صحبتم با خودش بوده یعنی یادمه یک بار که رفته بدوم حرم امام رضا بعد مثلا میگفتم وحس میکردم که اونجا به خداوند خیلی نزدیک ترم بعد هر خواسته ای که داشتم رو می خواستم بگم فقط اسم خداوند بر روی زبانم جاری میشد به اطرافیانم که نگاه میکردم که اون امام رو مخاطب قرار میدادن من تعجب می کردم در حالی که فک کنم واسته قرار دادن معصومین و امامان برای رسیدن به خواسته ها عیب نباشه
و اینکه من خیلی روی نماز و وضو حساسم یعنی بارها و بارها چک میکنم که جایی ایراد و اشکالی نباشه و این بشدت من رو ازار میده بله واقعا رنج میبرم چون خداوند برای همه ی بندگانش به راحتی قابل دسترس هست و هر وقت که بخواهیم و اراده کنیم میتونیم به سوی اون قدم برداریم اما از اینکه انقدر سخت می تونم از این راه با خداوند ارتباط برقرار کنم واقعا ناراحتم اینکه هر بار باید وضو. رو چک کنم اینکه توی گوگل سرچ میکنم تا ببینم چه چیزایی در مورد نماز صحیح هستن من دوست دارم خیلی راحت باشم با خدای خودم بتونم به اسان ترین روش ممکن ارتباط برقرار کنم می دونم که همهی اینها باور های محدود کننده ای هستن که باید روی انها کار کنم تا قوی بشم دوست داشتم شما رو از نزدیک ببینم تا تمام سوالاتم رو از خودتون بپرسم
و در مورد قران می دونم که جواب تمام سوالات من توی قران هست و یک روزی میرسه که میشینم و با دقت کامل اون رو مطالعه میکنم
تکامل
استاد زمانی که انسان قدم در این مسیر بسیار زیبا میزاره خود به خود خداوند اون رو هدایت میکنه چه کسانی که خودشون کلا از قبل باور های خوبی داشتن که اون های که تازه درمیسر قرار گرفتن من هم زمانی که کارم رو شروع کردم هیچ استعداد و توانایی و علاقه ای نسبت به اون در خودم نمی دیدم و اما کم کم کار کردم به صورت عملی دوخت و دوز رو شروع کردم در مورد اون چند ماه مطالعه کردم امتحان های رو شرکت کردن با افراد مختلف کار کردم بعد از یک سال مشغول به کار شدم اون هم به صورت کار اموز تمرین کردم یه جاهایی خراب کردم و از اونها تجربه کسب کردم تا به در امد رسیدم می دونم که هنوز هم این کار گسترده تر و پیشرفته از اون چیزیه که من شروع کردم و دارم ادامه میدم اما هر چیزی و هر کاری اول باید تکامل خودش رو طی کنه تا به نتیجه دلخواه برسه من بار ها در زندگیم افرادی رو دیدم دوستانی رو دارم که خیلی با شوق و اشتیاق اون کار رو شروع کردن خیلی ذوق داشتن برای انجام اون اما بدون اینکه بخوان تکامل رو طی کنند و از همون اول بدون اطلاعات و اگاهی اون کار رو شروع کردن تا از همون اول به در امد برسن و بعد از مدتی کوتا از اون کار زده شدن و خیلی اسون مسیرشون رو تغییر دادن
تکامل یکی از مهم ترین اصل های پیشرفت هست
استاد عزیرم از شما ممنون و سپاسگزارم که این فایل زیبا رو در اختیار ما قرار دادین
در پناه الله یکتا همیشه شاد وثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
به نام خداوند هدایتگر و توانا
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گرامی
سپاسگزارم بخاطر این طبیعت فوق العاده ای که در بکگراند شما هست و اون رو میبینیم
استاد عزیزم به خاطر آموزههای شما و عمل با این آموزههای فوق العاده در دوران شیوع آن بیماری به لطف خدا به خاطر اینکه تمرکزم بر نکات مثبت بود و تمرکزی بر این بیماری نداشتم خداوند مدام در حال هدایت من به مسیرهای بهتر درستتر بود و دیدیم که در آن مدت تنها افرادی به مسیرهای بهتر و پیشرفت هدایت شدند که به نکات مثبت این بیماری و فرصتهای جدیدی که این بیماری ایجاد میکرد بودند و مدام در مسیر پیشرفت قرار داشتند ثروتهای آنچنانی به دست آوردند فقط برای اینکه تمرکزشان به زیباییها و نکات مثبت بود و دیدیم که افرادی هم که تمرکز زیادی روی این بیماری داشتند مدام به مسیرهای بدتر هدایت شدند به قول خداوند ما شما را هدایت میکنیم به آن مسیری که بخواهید
و دیدیم که بسیاری از افراد افول زیادی داشتند و به مسیرهای نادرست هدایت شدند
ولی من خدا را شاکرم که با عمل به آموزشهای شما و با توجه به اینکه در آن مدت شیوع بیماری ه درستی روی آموزشهای شما تمرکز داشتم حتی به لطف خدا یک بار هم این بیماری را تجربه نکردم و مدام به مسیرهای بهتر هدایت شدم
استاد میبینیم که الان در جامعه ما بسیاری از افراد تمرکزشان آیات متشابه است و به همین دلیل روز به روز در حال پس رفت هستند و به همین دلیل هست که به دیدگاه خیلی از افراد جامعه در حال نزول میباشد
به قول خداوند تنها افرادی به دنبال تاویل آیات متشابه میروند که در قلبشان مرض است
و میبینیم که در این شرایط افراد بسیار زیادی در حال پیشرفتهای بسیار زیاد هستند به این دلیل که به دنبال تاویل این آیات نیستند و تمرکزی بر آنها ندارند
بی نهایت از شما سپاسگزارم برای این آگاهی های فوق العاده ای که همیشه به ما میدهید
در پناه الله یکتا شاد و تندرست و ثروتمند باشید
گام20ام به نام الله دوست ویارهمیشگی، سلام به خدا. وسلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم. استادپدرمن سنش بالابوددرزمان ماکه آخرین بازمانده هاش هستیم خیلی پیرباعزت بودکه هنوزهم عزتمندیش توتمام فامیل،دوست،آشناوغریبه هرکس میشناختش یادش میکنند.پیرزنده دل بود!محاسن سفید،صورت نورانی ،گوژپشت بود.قندبلندولی خمیده وفرتوت نبود.روحانی ازبس که نمازوقرآن میخوانددعاهای کمیل ندبه ودعاهای ماه رمضان وموذن هم بود. چون پدرمن بعدازفوت همسرشون بامادرم که همسن دخترش بوده ازدواج کرده!پس من خیلی ثروتمندم قبل ازبه دنیاآمدنم تکامل داشتم خواهر،خواهرشوهر،خواهرزن،خاله وعمه بودم وفورروفراوانی!الهی شکرت پدرمن ازنوجوانی قاری قرآن بوده ولی خواهربرادرهام که ازمن بزرگترن هیچکدام پیش پدرم قرآن نیاموختیم!.خواهروبرادرپدریم که قرآن بلدنبودن .ومادرم وقتی قرآن میخواندی خط رانشان میداد ولی بلدنبودبخواندازبس که دوست داشت قرآن رو وازبچه گی یتیم بوده به قول قدیمیهامثل بره ای که نه سیرشیرخورده! نه سیرعلف شده!وحالا برای مدرسه وسوادما4تاخواهرو2برادرخیلی تلاش داشت شب وروزش رابه هم دوخته بودازخیاطی،لحاف وتشک دوزی ،پشم ریسی ،جودرو،گندم درو،میوه جمع کنی وهر کاری میکردچون عیال واربودیم. ومن وخواهرقبل ازمن هم نازداربودیم! به خصوص من!منوخواهرقبل ازخودم باهم مدرسه رفتیم ازبس من وابسته بودم سنم قانونی نبوداوایل انقلاب بودیایکسال قبل انقلاب بوده یادم نیست ازبس که بچه بودیم راهنمامیخواست بیادمامیترسیدیم 6تاخواهرتویک کلاس بودیم. کوچکهاهمسن بودیم. خواهربزرگهاهمسن بودن .منوخواهرم،ونوه دایم2تاخواهربودن،دوستمون هم 2تاخواهربودن ،خبراومدامروزبرای واکسن زدن میان توروستاومدرسه،یااون زمان میگفتن :راهنمامیاددرس بپرسه. ازترس وگریه ما3تاخواهرهای کوچک رو3تاخواهرهای بزرگ فراری میدادن!! ازبس که برامون آمدن راهنمابه مدرسه وحشتناک بود.یک روزبراواکسن میخواستن بیان حالایادم نیست اومدن یانه!مدرسه هم که دروپیکرنداشت. ماروفراری دادن. من رفتم خونه، نوه داییم گمشده شب ازتوقبرستون که خواب بوده پیداش کردن !اون دوستمون ازقبرستوناردشده به طرف زمینهای کشاورزی گم شده بود. وحالاهم بزرگ شدیم ترس ازخداوبی پولی بی خانگی وبی ماشینی وبی شغلی خوب چه دنیایی چه خدایی !یادمه خواهرم رفت مدرسه گریه میکردم منم برم قبولم نمیکردن خیلی ریزه میزه بودم وسنم کم بود!ولی استرس داشتم مادرم به معلمهاگفت: حالابزارین باخواهرش سرکلاس بنشینه اگه قبول نکردن بعدابزارین کلاسهای کودکستان ولی من توکلاس اول بابجه های بزرگترازخودم پیش رفتم نمیدانم کلاس ابتدایی بودیم یاواردراهنمایی شدیم درس قرآن داشتیم خداپشت پناه اون معلمی که قرآن خواندن به ماآموخت گفت بچه هاعجله نکنیدقرآن مثل فارسی خودمونه فقط اَاِاُوالی آخر…اضافه کنیدتمام! من دیگه گرفتم ازهمون بچه گی هم توی جلسات دورهمی ماه رمضان بعدازخوردن سحری باپدرم مسجدبرانماز میرفتیم وازنمازباخانمهای جلسه قرآنی میرفتیم خانه قاری قرآن که خیلی ازاین همسایه ها ی روستامون ساکن بهشت هستندروحشون شاد وازهمون بچه گی غلطهای بزرگترهایاهم سنوسالهای خودمومیگفتم! که حتی حاج خانم جلسه مون قاری بودعلط میخواندمن درستش میکردم عروس عمم اخمم میکرد!میگفت :غلطهای قاری رونگیر!میگفتم: چرا؟میگفت :بزرگتره زشته توسنت کمه مادراین حدقرآن خواندیم!وتا6سال پیش توی محله قاری قرآن بودم. معنی روکه میخوندم خدابه هرکه بخواهدروزی زیادوبه هرکه بخواهدروزی کم میدهدمنم میگفتم خوب خدابره باهمون عزیزکرده هاش ماهم که علف هرزیم اگه تودنیابراخداسودی نداریم لااقل ازبت پرستاضررکمتری به دنیامیزمیم! استادازنظرمن که ازدیگران شنیده بودم یاخودم توقرآن خونده بودم همه آدمهای دوران حضرت محمد(ص)کافروبت پرست بودن!چون سنگ وچوب رامیتراشیدن ومیپرستیدن .وهمه مردمی که دردوره جمهوری اسلامی ایران زندگی میکننددیگه مسلمونن حالاشیخهاوکتاب خونها وقرآن خونها نمازباقرآئت خونهاهمه بهشتین ولی مایکم بهشت میریم یکم جهنم جامون عوض میشه ویک پُلی روتجسم میکردم به گفته ی:مادرم که واقعاتوی خواب دیده بودمیگفت :ازسرقبرستون تاقله ی کوه قلعه که روبروی هم قرارگرفتن وبین این دوفاصله یک دره ای است روستاورودخانه قرارگرفته میگفت: ازسمت راستم سرمابودبدنم یخ زده بود!ولی سمت چپم ازگرمای آتش میسوخت وپل به باریکی مویسروبه تیزی شمشیرولی من مثل سواربرمرکبی بودم همش ذکریاعلی ویازهررامیگفتم :پل برام وسیع میشدوبه مقصدرسیم موفق شدم .استادمنم همین تصویرهنوزتوی ذهنم هست ولی اون دره برام مثل صحرای خشک است ومَردهایی بودن ازبس که هیزم برای جهنم آوردن کمرشون خم شده ودستاشون بغلشون افتاده راه میرن قدیمی هستند!اباوقباپوش هستند!که مدام هیزمهاروریختن بازهم کمه دوباره بدوبروبیارووهیزم انباشته هم نداشتن ازیک جای دوربایدبرن پیداکنن دیگه کم آوردن. وتوی قبرهم نکیرومنکرباگرزهای آتشین منتظرماهستند!بخصوص بعدازخواندن کتاب سیاحت غرب ودیدن این فیلم گریه میکردم خدایاتوکه میدونستی الهی خیرنبینی که ماروبه دنیاآوردی گوشه دنیاخالی نباشه! ویک مسابقه ای بین خودت وشیطان گذاشتی ببینی باامتحان کردن روی ماکدومتون برنده میشین خدالعنت کنه این آدم وحوای شکم شل رواین دوتافراخ خودشونونگه نداشتن چیزی که خداگفت: نخورین خوردن !حالاخودشون بلدبودن توبه کنن به مقام پیامبری رسیدبازن وبچه هاش به بهشتن ماروبدبخت کردن همینجوربی صاحب موندیم! یااینکه خدایاچرامیهمانی کوچکتربامیزبانی بهترراه ننداختی اگه عده ی کمتری انسان بودخوب نعمتهای بیشتری به مایابقیه میرسید!این افکاریک قرآن خون هست!ویکروزپسرم توصف نانوایی بوده یک آقای میان سال صحبت میکرده ازکتاب وسی دی سیاحت غرب دیدین وازاین حرفهاپسرم گفته آره دیدم وخواندم خدالعنتش کنه که این همه ترس ونگرانی تودل همه به دروغ انداخت!پسرم میگفت اون آقاگفته اون کتاب روپدرمن نوشته! میگفت :صحبتهاادامه یافت ولی درموردچیزدیگه واینومیخواستم بگم که خواهرپدری من به مادرم گفته بودبابام که به من قرآن خواندن رویادندادولی به این خواهروبرادرهام چه خوب یادداده مادرم درجوابش گفت اصلایک کلام به بچه های من یادنداده خودم بازحمتهای خودم مدرسه کذاشتمشون وبرای4تادخترگوشواره هدیه کردم که قرآنتونوخوب یادگیرین وخوب بخوانید که روحم روشادکنین وهمه خدابیامرزی به پدرومادرم میدن وقتی تومجالس میخونم.وخواهرپدریم گفت پس من چی مادرم برای اوهم یک انگشترطلاخرید!این آموجی،قلب وبوسه برامادرم. البته توی این6نفرمن ازهمه قرآن رورونترمیخونم تنهایاتوی جمع زیادصلاخجالت نمیکشم بقیه خواهربرادرهام اصلاجرات خواندن یک آیه روندارن مگردوره قرآن محله خودشون همیشه خواهرقبل خودم که2تادخترداره تومراسم هامیگه کنارلیلابنشینین بخونین تااسترستون بریزه اونهاخیلی به ندرت این کارومیکنن ولی میگن مامان اگه خوبه خودت بخون ولی ازبچه گی هم خواهرم زیادبلدنبودووخجالت میکشیدبخونه!ولی زیرک وپول جمع کنه برعکس من! وامروزخاطرات مدرسه رانوشتم که بگم اززمان ورودبه جامعه ترسهاشکل گرفته حالابنده برای پاکسازیش بایدخودم روبه منبع انرژی به نام خداوصل کنم که نجاست شرک راازوجودم پاک کنم.بایک ندانم کاری خدایاتورابه هم خودت قسم حالامیگم خیرببینی انشاالله کمکم کن نجاتم بده به خدامن تسلیمم!دوستان براتون آرزوی یکتاپرستی،خودشناسی،خداشناسی روداروم برای خودم وخانواده ام بیشتر درآخرسلام وخداقوت به چشمهای پاکی که کامنتموخوندوبابت خندهای زیباتون به منه قاری قرآن خداحافظ.
به نام الله یکتا—قانون تکامل یک قانونی ست که زندگی من را تغییر داد.نگرش من را در قدم هایی که برمیدارم و نتایجی که میگیرم و اینکه چقدر حالم خوبه و گله و شکایت نمیکنم و از جایی که هستم و از شرایطی که دارم و شغلی که دارم لذت میبرم و نتایج رو میبینم که آروم در حال بزرگ شدن هست.تکامل را رعایت کردن واقعا کار هر کسی نیست مثل کلام قرآن که از زبان شیطان گفته شده که همه را گمراه میکنم بغیر از بندگان قلیل و اندک که بندگی تو را میکنند.این نشان میدهد قانون را رعایت کردند سخت است اما اگر آگاه باشیم که نتایج کوچک اندک اندک بزرگ میشود و آن را ببینیم و توجه کنیم و سپاسگزار الله باشیم و لذت ببریم بعد از مدتی سرعت رشد افزایش میابد و مثل چرخ دادن چرخ و فلک در پارک اولش انرژی بیشتری میطلبد اما وقتی که راه افتاد هر لحظه انرژی مصرفی کم و کم و کمتر میشود اما نکته اینجاست که نمیتوانی این مصرف انرژی را قطع کنی و فقط با انرژی کمتر چرخ و فلک میچرخد-این نمونه بارز حرکت و ادامه دادن تا نتایج است اما آگاهیم که هیچوقت این اعمالی که ما را به این سطح آورده نباید قطع شود و فقط با لذت همینطور سرعت دریافت خواسته هامان بیشتر میشود.واقعا زندگی زیباست و من از رشد دوبرابری درآمدم در حال لذت بردن هستم و از کاری که دارم لذت میبرم و کیف میکنم که با عشق پولسازی میکنم و قوانین جهان هستی را رعایت میکنم. قدردان زحمات استاد هستیم…1403/12/10
به نام هدایت الله
سلام خدمت دوستان هم فرکانسی خوبم در این سایت الهی
خداروشکر میکنم امروز هم با آگاهیهای خوب و کامنت های خیلی قشنگ شما روزم را شروع کردم و درسهای زیادی یاد گرفتم
دوستان خوب وثابت قدم مثل شما در این سایت الهی نعمتی هستند که ما در هر لحظه احساس مون رو خوب نگه میداریم ودر مسیر درست زندگی قدم برمیداریم امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام استاد عزیز
من هم دقیقا در مورد واکسن سوال دارم و دلیل سوال هام هم دقیقا صحبت های شما است
شما باور دارید که بدن انسان خودش خودش را درست میکنه و ده ها بار شنیدم که شما فرمودید با آب لیمو و عسل مداوا شدید پس اگر ایمان قوی دارید به این مطلب پس جرا باید واکسن زد پس چرا میفرمایید صدها ساله واکسن هست خوب داروها هم صد ها سال هست هستن پس چرا شما از اب لیمو استفاده میکنید این نکته و تضاد سوال بر انگیز هست که منم دوست دارم جوابش را در مورد برسی با صحبت های شما بشنوم
مورد دوم این هست که ما با زدن واکسن دقیقا داریم به اون توجه میکنیم من نمیدونم چجوری شما میفرمایید بهش توجه نکنید
چطور با توجه نکردن میشه واکسن زد ؟؟
ممنون میشم بفرمایید که همه روشن بشن در این مورد بازم عرض میکنم سوالات فقط در مورد این هست که مقایسه میشه با فرمایشات شما و الا اصلا کاری به دیدگاه عموم مردم نداریم
و مطلب سوم در جلسه هفتم دوره ثروت فرمودید مسیری که اکثریت مردم میرن را بهش شک کن خوب الان اکثرا واکسن میزنن تکلیف این باور چیه
ممنون میشم توضیح بدید
با تشکر فراوان از مطالب عالی شما
سلام دوست عزیز
تا جایی که من متوجه شدم دلیل واکسن زدن استاد، توجه به بیماری نبوده. بلکه فقط به این دلیل واکسن زدند تا آزادیشون محدود نشه چون استاد اهل مسافرت هستند و الان اولین چیزی که ازمسافر طلب میکنند یا کارت واکسن یا جواب تست منفی.
چون یکبار از استاد شنیدم که گفتند بخاطر محدود نشدن آزادیشون زودتر واکسن زدند.
ولی درمورد موضوع دوم که گفتید وبراتون سوال شده، الان برای من هم سوال شد.
شاید این سوال را هم به مرور و با بالاتر رفتن اگاهیمون متوجه بشیم.
اینم میدونم که واکسن کرونا تفاوتش با واکسن هایی که در بچگی زدیم این است که این واکسن خیلی سریع ساخته شده و هنوز در مرحله تست عوارض هست و برای اولین بار داره روی انسان آزمایش میشه. حالا مشخص نیست در طی سالهای آینده، چه عوارضی ایجاد میکنه یا ان شاالله که ایجاد نکنه.
به امید خدا
سلام دوست عزیز ممنونم و سپاسگزار از جواب شما دقیقا درست فرمودید استاد با توجه به رفع محدودیت سفر احتمالا واکسن زدن و منم اگر بزنم دقیقا در جهت رفع این مانع خواهد بود چون به لطف پروردگار سیستم دفاعی بدن من همچون سدی عظیم محلت و مجال به هیچ ویروسی را نمیده و من هر روز بابت این نعمت بزرگ سپاسگزار پروردگار جهان هستم
باز هم از استاد عزیز تشکر میکنم بابت این همه آگاهی 🙏🙏🙏
سلام به استاد عزیزم،مریم جان و تک تک همکاران تیم استاد عباسمنش و دوستانی که مطمئنم مثل خودم به زیبایی هدایت شده اند که از آموزه های استاد نهایت استفاده رو در زندگیشون ببرند. این اولین بار هست که دارم کامنت میذارم. بخاطر کمال گرایی که دارم،دلم میخواست از نتایج بزرگم صحبت کنم ولی تصمیم گرفتم بر این ویژگی هم غلبه کنم.
میخوام در خصوص موضوع جنجالی واکسن تجربه ام رو براتون بگم. یکی از باورهایی که من با کار کردن روی خودم،از سال ۹۵و پیرو صحبتهای استاد در ذهنم ایجاد کردم این بود که من در هر شرایطی سالم،قدرتمند،جوان و زیبا هستم
بدن من برای سلامتی، به هیچ ماده شیمیایی نیاز ندارد.
همه نعمتهای خداوند پر از خاصیت طبیعی برای سلامتی ام هستند.
همه مواد خوراکی که من استفاده میکنم سالم و مقوی هستند.
همیشه خوراکی های ارگانیک براحتی در دسترسم هست و سیستم دفاعی مرا قدرتمند میسازد.
و پیرو همین باور در۹۹ درصد زندگی ام از خوردن داروهای شیمیایی دوری میکردم و هممه تمرکزم فقط و فقط روی سلامتیه. در هر لحظه و هرجا. در هر آب و هوایی و با هر شرایطی که در جامعه ایجاد میشه.تا رسیدیم به شرایط موجود و وضعیتی که در کشور ایجاد شد.
اخبار که کلا صفر. شنیدن وصحبت کردن با دیگران ممنوع.وتمرکزم رو فقط و فقط گذاشتم روی باورهایی که ایجاد کرده بودم .
یه جورایی حتی عمدا خودمو به چالش میکشیدم. مثلا ماسک نمیزدم حتی در جاهای شلوغ مثل مترو. یا توی اتوبوس از اصفهان به تهران و بالعکس.ببینم آیا میتونم با وجود این هممممه آدم که ماسک وشیلد به چهره دارند،احساس بد و ترس از این مسئله در من بوجود نیاد؟ فقط برای کارهای اداری،اونم چون کارمو انجام نمیدادند مجبور میشدم ماسک بزنم. کلا میخواستم قدرت خودمو محک بزنم که اصلامیتونم توجهم و افکارو احساسمو در عمل و در شرایط بحرانی کنترل و مدیریت کنم یا نه؟ آیا میتونم آگاهی هایی که بدست آوردم را در عمل اجرا کنم؟
برای کنترل توجهم مثلا توی مترو که میرفتم برای اینکه افرادی که ماسک زدند را نگاه نکنم که توجهم معطوف شون نشه،خودمو مشغول گوشیم میکردم.
خلاصه کل این دو سالی که گذشت را من با کنترل توجه و فکر و احساسم و ایجاد باورهای درست سپری کردم. موقع تزریق واکسن هم زمانیکه اکثرا دوز سومشون رو هم زده بودند،من تازه داشتم دور اول را میزدم و به همین دوز اول هم اکتفا کردم. تازه از بدنم عذر خواهی هم میکردم که مجبورم مواد شیمیایی بهش وارد کنم.😆😆البته اینم به اجبار بود. چون همایشی قرار بود برم که کارت واکسن شرط ورودش بود.
به لطف خدا در تمام لحظات در صحت و سلامتی کامل بودم. اینجا میخوام به همه دوستان عزیزم بگم که بچه ها ایمان داشتن در زندگی خیییلی مهمه. نه تنها ایمان به خدا،بلکه ایمان به خودتون به قدرت خودتون. به قدرت افکار و باورها و احساسات تون. ایمان خودتون را در شرایط ناآرام و بحرانی محک بزنید. زمانیکه همه چیز آرام هست که همه آدمها اوکی هستند.
کسیکه میگه ایمان داره نه شک میکنه،نه میترسه،نه تردیدی داره. اگه ته دلت ذره ای شک،ترس،تردید،غم یا هر احساس منفی دیگری هست، این نشون میده تو ایمان نداری. ایمان داشتن به حرف نیست. در عمل خودشو نشون میده.
کنترل ذهن ،افکار،رفتار،احساسات،که در روانشناسی،پایه و اساس اکثر رویکردهای درمانی هست،دقیییقا تمرکز قانون جذب یا بهتره به قول استاد بگیم تمرکز قوانین آفرینش برای بدست گرفت زندگی و سرنوشتمون، روی همین ابعاد انسان هست.من بخاطر تحصیلاتم که روانشناسی و مشاوره هست هر آنچه در رویکردهای روانشناسی میخونم،با قوانین جذب وآفرینش مطابقت میدم و عیناً همپوشانی این دو را میبینم.
در آخر تشکر میکنم از تیم پر قدرت استادقدرتمندم عباسمنش بخاطر آموزشهای کاملا اصولی، منطقی، صحیح و جامع و کاملشون. بچه ها از هیچ چیز توی زندگیتون نترسید. چون به سرتون می یاد.
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته
سلام به همه دوستان گلم
موضوع اینکه ما نباید مثل عموم مردم فکر کنیم و عمل کنیم ، چون کشور ما بیشتر هیجانی هست و گاهی یک مساله جزئی باب میشه و سر زبانها می افته و گاها باعث نگرانی مردم میشه،
بهترین کار اینکه اخبار مربوط به اینطور مسائل دنبال نکنیم
سعی کنیم هدایتی کار بکنیم یعنی شرایطی هست که واقعا تصمیم گرفتن سخته ، دراین شرایط از خداوند درخواست هدایت میکنیم
نکته بعدی کتاب قرآن هست که نیاز به تفسیر ندارد چون آیاتش واضح وروشن هست و آیات محکم اساس قرآن هست و اصل ومادر قرآن هست.
و معنی آیات متشابه را فقط خدا میداند ، و هیچ کس حتی راسخون در علم هم قادر به تفسیر آیات متشابه نیستن .
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش وخانم شایسته و تشکر و قدردانی فراوان دارم برای ارائه ای این دوره ای هدیهای ارزشمند و عالی و…
به نظر من علت اصلی تفاوت و موفقیت زیاد استاد عباسمنش درک و تدریس قانون تکامل است.
قانونی که به وضوح در کتاب قرآن توضیح داده شده است ولی تاکنون هیچ کس درباره ای آن صحبت نکرده است و استاد عباسمنش به روشی عالی این قانون را برای اولین بارتدریس میکند.
علما و اهل فن به جای تدریس این مطالب ارزشمند از قرآن،مدام بر نکاتی از آیات متشابه تأکید دارند که هیچ عذابی در قرآن برای آنها نیامده است،مثلا اگر خانمی یک لاخ موی او بیرون باشد میگویند که در جهنم اورا از همان لاخ مو آویزان میکنند،در صورتی که استاد عباسمنش به روشی عالی در فایل های حجاب در قرآن توضیح میدهند که برای این موارد هرگز عذابی در قرآن نیامده است و اصلاً آن آیاتی که هم از حجاب نابرده است به موضوعات دیگری اشاره دارد نه حجاب زن…
استاد عباسمنش به روشی عالی در جلسات آفرینش تلفیقی از آیات قرآن و قانون جذب را توضیح میدهد که با عمل به آن موضوعات هر خواسته ای برای ما ممکن میشود.
خودمن چند سال پیش تا جلسه ای 5قانون آفرینش را ادامه دادم و هر روز اتفاقات و شرایط عالی را تجربه میکردم و هر خواسته ای برای من ممکن بود.
اما به دلیل سهل انگاری از ادامه دادن آن دوره ای ارزشمند کوتاهی کردم و شرایط سخت هرروز بیشتر و بیشتر میشد تا که چند روز پیش جلسه ای 6قانون آفرینش را خریداری کردم و میدانم با ادامه دادن این دوره آینده ای روشن و اتفاقات عالی در انتظار من هستند.
من فکر میکنم که آن دوره به خاطر اینکه در اوایل کار استاد عباسمنش برگزار شده است نه تنهاتقریباً به تمامی سؤالات افرادی که در جلسات حاظر هستند ودر شرایطی ناملایم و سخت زندگی میکنند پاسخ داده میشود و کلی از ابهامات زندگی ما برطرف میشود بلکه نقشه ای از سعادت و خوشبختی را در اختیار ما قرار میدهد…
استاد در آن سالها گفتند که من از ایران مهاجرت خواهم کرد و اکنون در بهترین مکان جهان باعزیز دلشان مشغول لذت بردن هستند.
خدانگهدار