live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهربان مهربانی گفته:
    مدت عضویت: 272 روز

    خداروشکر فایل 18رو گوش کردم چقدر ایمان و آرامش شما رو دوست دارم اینکه فقط به قلبتون

    توجه میکنین و ایمان دارین همیشه خدا بهترینها رو براتون میاره خیلی ارزشمنده هر روز سعی میکنم یادآوری کنم که بتونم از ترس به دور باشم ترس از بی ایمانی خداست و خیلی دوست دارم از این ترسها رها بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    علی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1940 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به همه دوستان و استادان عزیزم😍🥰

    استاد جانم چقدر زیبا راجب قانون تکامل صحبت کردی خیلی فوقالعاده بود من که با شنیدن صحبت های قشنگ شما همیشه اصلا یک تلنگری میخورم، مدت ها به حرف هاتون فکر میکنم و سعی فراوان میکنم که اون ها رو توی زندگیم اجرا کنم😉

    من از اول با قانون تکامل مشکل داشتم اصلا درکش نمیکردم میگفتم نمیشه، اصلا غیر ممکنه، باید سختی بکشی باید درد بکشی باید جهش بلند انجام بدی ، باید تلاشی طاقط فرسا بکنی باید پله ها رو بپری، خلاصه یک عالمه باور غلط که بار ها و بار ها ضربه خوردم

    مثلا من ورزش که میکردم( فیتنس) به جای اینکه تکامل رو طی کنم میخواستم یه روزه هیکلم خوب بشه پس سخت تمرین میکردم از همون روز اول و چقدر اشتباه بود به جای اینکه اول ملایم شروع کنم اصلا اصولی، یه ذره یه ذره پیشرفت کنم میخواستم یه ماهه بدن خوبی داشته باشم و این باعث شد که من اصلا ورزش رو رها کنم، زده شدم خیلی خیلی این مثلا توی زندگی من تکرار شده مثلا یه شبه میخواستم رانندگی یاد بگیرم یه شبه میخواستم پولدار بشم

    اما اینها برای قبل هست به لطف الله مهربان و هدایت گر هدایت شدم به آموزه های استاد جانم و تکامل را تا حدودی یاد گرفتم و هنوز خیلی جا داره که روی خودم کار کنم

    وقتی قانون تکامل رو بفهمی و درک کنی و عمل کنی به اون هم باعث میشه عزت نفست بره بالا چون اون خواسته های بی جا وقتی به نتیجه نمی‌رسید باعث می‌شد تو زده بشی و نا امید بشی از خودت ولی وقتی تکامل رو طی میکنی هم آرامش رو داری هم حال خوب رو داری هم احساس خوب، احساس سپاس گذاری و نتیجه می‌گیری اصلا تمرکزت میره روی نتایج، هرچند به ظاهر کوچک ولی این تکامله این یه پله پیشرفت هست و میدونی که داره جواب میده داره عملی میشه

    عاشقتونم 🥰😍❤️🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    گام هجدهم: کبوتر با کبوتر باز با باز

    به قول قرآن همه چیز در مسیر درسته نعمت سلامتی خوشبختی ثروت فقط و فقط در مسیر درست قرار داره برای اینکه به نعمت برسیم باید مسیرمون درست باشه همون مسیری که پیامبران رفتن مسیر یکتاپرستی و اگه در مسیر درست هستیم و اتفاقات اینطور که باید باشه نیست باید روی باورهایمان کار کنیم روی ایمانمان کار کنیم از شک و تردید بیابیم بیرون و ایمان خالصانه به خداوند داشته باشیم من از زمانی که خودم و شناختم سعیم بر این بوده که مسیر درست و انتخاب کنم و در مسیر درست حرکت کنم همیشه دوست داشتم اون کاری رو انجام بدم که خوبه هر جایی که کار کردم همیشه این و مد نظرم قرار دادم که کارمو به بهترین شکل ممکن انجام بدم و اساس زندگی من در مسیر درست بوده ولی باورهای خوبی نداشتم چون آگاهی نداشتم و خیلی باورهای محدود کننده ای تو ذهنم قرار گرفته بود و تمام طول عمرم قبل از آشنایی با استاد عزیزم به همون منوال زندگی کردم مخصوصا باورهای مذهبی که چقدر باورهای مخربی برام بوده و حالا از زمان آشنایی ام با استاد عزیزم در همون مسیر درست که قبلاً بودم هستم ولی با آگاهی بهتر و ساختن باورهای بهتر و برداشتن ترمزهایی که در مسیر زندگیم قرار داشته و سپاسگزاری و توجه به زیبایی‌ها و کنترل ورودیهای ذهنم و… به چیزهایی که قبلاً نداشتم رسیدم مثل سلامتی مثل رابطه خوب با دیگران مثل آرامش فقط در مورد ثروت باید خوب روی خودم کار کنم و باور هامو درست کنم بخدا استاد هر چی میگن درسته اگه مثلاً تو زندگی من نیست باید بگردم و ایراد کار و پیدا کنم چون باور دارم که همه چیز در مسیر درست قرار گرفته من باید خودمو با قانون خداوند متعال هماهنگ کنم وگرنه قانون برای همه یکیه و هر کسی اندازه ظرف وجودش دریافت می‌کنه باید ظرف وجودمو افزایش بدم باید خیییییلی خوب و عالی روی شخصیتم کار کنم باید روی ایمانم کار کنم هر چقدر من بتونم در طول روز آرامش بیشتری داشته باشم زندگیم روانتر میشه مسیرم هموارتر میشه هر چقدر من بتونم از زاویه ای به موضوعات نگاه کنم که احساس بهتری داشته باشم در مسیر رسیدن به خواسته هام قرار گرفتم خداوند خیر مطلقه پس من هم که جزئی از خداوند هستم باید خیر مطلق باشم چطور استاد عزیزم می‌تونه پس منم میتونم و برای اینکه به اون حد از بینش برسم باید ذهنمو از افکار قدیمی پاک کنم و این هم تکامل میخواد و ذهنمو با باورهای خوب آشنا کنم دنبال الگوهای مناسب بگردم و ذهنمو منطقی کنم و بهش حالی کنم که منم میتونم جور دیگه ای فکر کنم مقاومت‌ها مو بردارم و رها بشم از هر قید و بندهایی که یک عمر گریبان‌گیرم بودن و روی همین تغییرات دارم کار میکنم خداوند و هزاران بار شکر میکنم که در این خانه تکانی ذهن هستم و هر روز دارم میبینم گوش میکنم می‌نویسم کامنت می‌زارم فکر میکنم و ذهنم و درگیر این موضوعات عالی میکنم هر چقدر سپاسگزار باشم نمیتونم ابن محبت خانم شایسته مهربون و جبران کنم که ما رو جمع کرد و در این مسیر حرکت میکنیم برای بهتر شدن زندگی خود برای یاد گرفتن بهتر میسر زندگی برای خوب بودن در اینجا جمع شدیم من چققققققدر انسان لایقی هستم و خداوند هدایتم کرد به این سایت و به این جمع از دوستان بینظیری که دارم خداوند و هزاران میلیارد بار شکر میکنم بابت زمان حالی که دارم خدایا شکرت شکرت شکرت ….

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3149 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیزم

    و دوستان عزیزم در این پروژه

    امروز گام هجدهم من از پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام من هست

    بابت کامنتهای خوبی که میذارید ازتون ممنونم

    از هر کامنت چیزهای زیادی یاد میگیرم

    یکی دیگه از فایلهای خوب استاد واقعا چیزای مهمی بود که باید بارها برای خودم مرور کنم تا بهتر بتونم درک کنم و بهشون عمل کنم

    و نمود رو توی زندگیم ببینم

    خداروشکر که اینجام و هر روز کمی بهتر از دیروز سعی میکنم به شیوه و نگاهی که استاد عباسمنش بارها توی فایلهای داره تکرار میکنه عمل کنم

    هر بار سعی میکنم کمی بهتر از دیروز خودم باشم

    گاهی سخت میشه و سخت هست برام ولی من متعهد هستم به این که تغییر کنم و زندگیمو تغییر بدم

    توی این فایل استاد چندین مثال از اصل و نحوه نگاه درست داشتن به موضوعات به شکلی وارد مسیر های فرعی گمراه کننده نشیم زدند و بنظرم هر بار هر کدوممون با گوش دادن به این فایل میتونیم بهتر درک کنیم کجای زندگیمون روی اصل و این حرفها منطبق کجا درگیر فرعیات که ما رو دور میکنه از اساس

    و جالبه با خوندن کامنت های بچهای پروژه هر کدوم متوجه شدم سعی کردند فرعیاتی که درگیر بودن شناسایی کنند و بیان توی مسیر اصل

    چون این مثال‌های استاد فقط فقط برای این هست که ما متوجه مسیراصلی در تک تک موضوعات زندگیمون بشیم

    خداروشکر من از وقتی که پروژه شروع شده هر روز دارم سعی میکنم با یادآوری مثل فایل گوش دادن یا با خودم صحبت کردن اصل پیدا کنم و بیشتر توش بمونم

    هرچند مقاومت شدیدی دارم نسبت به صحبت های استاد و حتی بعضی کامنتها ولی باید ادامه داد بالاخره ذره ذره این باور در وجودم می نشینه

    با ایمان

    مریم درویشی

    1403/7/27

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهسا گفته:
    مدت عضویت: 2091 روز

    سلام و درود

    وقتی در مسیر درست باشی هدایت میشی به راه های درست

    تو اصل رو رعایت کن،اونوقت به راه های درست هدایت میشی

    خود به خود کار درست رو انجام میدی

    پس اصل رو بچسب و حواشی رو رها کن!

    جذابیت قانون اینه که

    وقتی در مسیر درستی ، پول میاد دنبالت، ایده پیاد، راهکار میاد، ادم های خوب میان دنبالت

    اونی که توووو میخوای میاد توی زندگیت،بهت گفته میشه،در مسیرت قرار میگیره

    خدا که برای اجابت درخوایت های تو زجری نمیکشه،قانون انجامش میده، سیستم کارو انجام میده،این قانون جهانه،فقط تو در مسیر درست باش!

    تمرکزت روی هر چی باشه به سمتش هدایت میشی

    روی خودت کار کن، تمرکز کن روی زیباییها، روی شکرگزاری،روی فراوانی و در مسیر درست باش اونوقت پیتونی به قلبت اعتماد کنی، خداوند هدایتت میکنه،کار درست بهت گفته میشه

    و اون چیزی کهبه دردت میخوره وارد زندگیت میشه

    شگفت انگیزه!!!

    خدایا شکرت برای این مسیر آگاهی بخش

    استاد جونم عاشقتم

    مریم جونم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1786 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الهی به امید خودت

    گام 18

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم جانم و دوستان همراهم

    زمانی که شما در مسیر درست قرار بگیرید هدایت میشوید به راههای درست

    واقعا تنها راه سعادت مسیر درست هست

    تنها راه خوشبختی مسیر درست هست

    به لطف الله هر لحظه در آرامشم

    زمانیکه آرامشم به هم میریزه و هیچی سر جای درست خودش نیست

    متوجه میشم که راهم را دارم اشتباه میرم

    البته هر چند منم خیلی زود به زود از مسیر خارج میشم

    اما یه قانونی با خدا گذاشتم و باهاش حرف زدم گفتم هر وقت دیدی من راهم را کج میرم و اشتباه میرم قربونت برم منو بغل کن و بوسم کن و نوازشم کن و به مسیر درست هدایت کن

    چون من بنده هستم و فراموش کار و شیطان هم هر لحظه کمینم نشسته پس تو هوامو داشته باش

    قبل از شیطان تو دست به کار شو و منو به مسیر درست هدایت کن

    بچه هامو هم هر لحظه به خدا سپردم که خدایا من هیچ کاره هستم اونا هدیه های تو به من هستند

    و من مالک اونا نیستم

    من فقط اونا را واسطه شدم که به این دنیا دعوت کنیم

    پس خودت هدایتشون کن به مسیر بندگی خودت

    هدایت کن به راه الهی خودت و همین باعث شده یک آرامش خاصی پیدا کنم و نگران آینده ی بچه هام نیستم

    چون ایمان دارم خدا اونا را دیگه هدایت می‌کنه

    چون من باشم و نباشم اونی که این بچه ها را مواظبت می‌کنه خدا هست

    پس از خدا بخواهیم و بهش توکل کنیم خودش هدایت میکند

    و واقعا سر هر فرعی که داری اشتباه میری سریع میارتت تو راه

    خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم

    پس مارا به راه راست هدایت کن به راه آنان که به آنها نعمت داده ای نه گمراهان عالم

    خدایا عاشقتم که منو هدایت کردی به این سایت و این دریای نور و آگاهی

    استاد دوست دارم و ازتون ممنونم که انقدر به ما یاد آور میشوید قانون را و رعایت کردن قانون را کاش منم مثل شما یک ذره رعایت کنم که به اندازه ای که رعایت کنم هم نتیجه خواهم دید و خدا هم به اندازه ی عمل من هدایتم می‌کنه

    خدایا به همه ی عزیزان این سایت عشق،ارامش،سلامتی و ثروت عظیم هدیه کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ابوالقاسم اتابکی گفته:
    مدت عضویت: 1260 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان سایت منم خیلی خوشحالم که تو این سایت هستم با شما دوستان خوب و مثبت اندیشان هستم این همه دوست خوب در کنارم دارم خدا رو شکر. احساس خوبی دارم از وقتی که وارد سایت شدم. دارم روی خودم کار میکنم. خیلی چیزها یاد گرفتم. واقعان تشکر میکنم استاد بزرگوار برا ما هستی مرسی،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2069 روز

    به نام خداوند وهاب

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته

    سلام به دوستان این سایت توحیدی

    گام هجدهم

    این فایل به من یادآوری کرد که همه چی خودت هستی

    و اگه الان داری از کسی انتقاد میکنی و با اون هر روز سر و کار داری مشکل خودتی آقا

    اون بنده خدا رو تو جذب کردی

    و گر نه اون داشت زندگیشو میکرد و احتمالا افراد دور و برش هم با هاش راحت بودند.

    موضوع بعدی اینکه گروه عباسمنشی تشکیل بدیم تو شهرمون و ……

    من از یه نفر دیگه که اونا هم سه نفر بودند انگار پیام این مسیر رو گرفتم

    و بعد ما یک گروه 4 نفره بودیم که باهم میرفتیم طبیعت گردی و هدف گذاری می کردیم و ..‌‌‌‌‌……

    ولی کم کم جدا شدیم و جالبه اونا فکر کنم که هنوز عضو سایت هم نیستند

    دوباره یک سال پیش یک دوستی که اومده بود تو این مسیر و منو هم میشناخت هم بیرون چون شهرمون کوچیک هست و هم به عنوان شاگرد استاد عباسمنش

    و چند نفر دیگه انگار از طرف اون اومده بودند و این دوست از من هم دعوت کرد که بیا با هم حرف بزنیم و قرار گذاشتیم هفته بعد تو مغازه یکی از همون دوستان جمع شدیم

    خوب شروع کردیم به صحبت کردن من دیدم که انگار اینا دیگه کلا تو در و دیوار هستند

    و بالاخره منم هر چی تلاش کردم که موضوع رو به اینا بفهمونم نشد. چرا ؟ چون خود من هم تو در و دیوار بودم

    واقعا نیاز به هیچ کار اضافه ای نیست

    فقط و فقط باید روی خودمون کار کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محبوبه ویسی گفته:
    مدت عضویت: 746 روز

    به نام خالقم که منو به بهترین شکل موجود آفرید

    سلام گرم من به استاد عزیز و تمام اشخاص که دارند کامنت منو میخونند.

    سپاسگزارم بابت تولید این محتوای بینظیر و پر از آگاهی

    •وقتی به یک چیز باور داشته باشیم،چون ایمان داریم بهش میرسیم و اون جایگاه رو لایق خودمون میدونیم براش حرکت میکنم و مستمر براش فعالیت میکنم

    •وقتی به چیزی باور نداشته باشیم و ایمان رسیدن به آن را در ذهنمان نداشته باشیم و خودمان را لایق آن جایگاه نمیدانیم و برای ان حرکت نمیکنیم.

    زمانی که در مسیر درست هستیم،به بهترین

    موارد هدایت میشویم و این اتفاق ناخوآگاه صورت میگیرد و نیاز به هیچ تلاشی نیست،فقط باید تلاش کنیم که در مسیر درست بمانیم.

    مسیر درست=هدایت

    مسیر درست= کنترل ذهن

    کنترل ذهن =کنترل ورودی ها

    کنترل ورودی ها=ایجاد حس خوب

    ایجاد حس خوب =شروع اتفاق های عالی متداوم

    شروع اتفاق های عالی متداوم=رسیدن به خواسته ها به راحتی

    ▪وقتی دارم دنبال چیزی میگردیم اعمم از ثروت یا شخص یا موقعیت خاصی یعنی راه رو داریم اشتباه میریم و این که خداوند درست نشناختیم و به او ایمان کامل نداریم پس اگر میخوایم به چیزی برسیم باید در ابتدایی مسیر متوجه باشیم که وضعیت در حال حاضر در آن هستیم برای فرکانس های که از گذشته فرستادیم، و با تغییر خودمان و فرستادن فرکانس های جدید میتونیم به خواسته هایمان بدون هیچ زحمت برسیم.

    تغییر خود میدونم کار راحتی نیست،ولی این میدونم که خودم دارم هر روز در کنترل ذهن و ایجاد حس خوب دارم بهتر دیروز میشوم ،تغییر ها بزرگ نیست،ولز هست و رو به بالا هست ،و بابت این بسیار خوشحالم و خدا رو شکر میکنم.

    و قانون شاهکار:

    کبوتر با کبوتر،باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز

    یعنی اگه میخوای به چیزی برسی،باید خودت مثل اون کنی تا با،هم در یک مدار پرواز کنید و لذت ببرید.

    وقتی در مسیر درست هستیم ،ایده ها ناخود اگاه می ایند،از جایی که حتی فکر نمیکنیم.

    پس نتیجه میگیریم=

    من اگه تو مسیر ثروت و فراوانی باشم،پول دنبالم میدود و نه من دنبال پول!

    بدای این کار باید خودم رو لایق ثروتمند شدن بدونم و به فراوانی جهان هستی باور داشته باش ام.

    اگر من در مسیر عشق باش ام ،عشق به دنبال من میآید و نه من دنبال عشق باشم.

    برای این کار باید خودم رو لایق عشق و بهترین اشخاص بدانم.

    پس این جا سوال پیش میاد مسیر درست چه نوع مسیر هست؟

    1》مسیری که تو بتونی کنترل ذهن داشته باشی

    2》توی اکثر اوقات ارامش داشته باشی

    3》ورودی ها تو کنترل کنی

    4》سپاسگزاری و تحسین کردند

    در کل لذت بردند از زندگی و داشتن شور شوق در زندگی نسبت به دیروز و یک لحظه قبل

    دوستان میدونم نوشتن یا گفتن این موضوعات راحته ولی در عمل اسون نیست،

    ولی یک خبر خوب وجود داره او اونم اینه

    لازم نیست همه این کار ها رو یک روز انجام بدیم، وقت زیاده دوستان،وقتی یکی شو اگاهانه شروع کنیم به موارد دیگر نیز هدایت میشویم فقط باید اصل را یادمون نره و اونم اینه=

    احساس خوب= اتفاق های خوب

    ●وقتی دنبال چیزی میگردیم و رنج و زجر میکشیم؛یعنی به خداوندمون اعتماد نداریم، بار زندگی رو به تنهایی به دوش میکشیم و این نمونه کامل از شرک هست.

    ○وقتی به خداوند اعتماد داریم،نیازی به هیچ رنج و زحمت و نگرانی نیست ،چون خداوند هست و او بهترین اسپانسر این جهان هستش و البته قدرتمندترین، فقط باید به اسپانسر او را قبول کنیم و بهش دست فرمون زندگیمون بدیم.

    مسیر درست=اصل=کار کردن روی خودمون و باورهامون و دل نبستن به عوامل بیرونی

    حاشیه رفتن یعنی چه؟یعنی یک عامل بیرونی را مقصر اوضاعیمان بدانیم، که اصلا این طور نیست فقط و فقط خود ما خالق زندگی مان هستیم بهتون پیشنهاد میدم هر روز صبح این به خودتون یاد اوری کنید و بعدش فرکانس هایتان را آغاز کنید.

    وقتی به چیزی هدایت شویم،باید تسلیم شویم ،چون پرودگار ما رو به بهتربن چیز ها هدایت میکند،و نشونه هدایت شدن آرامش و حس خوب هست.

    وقتی تمرکز میکنیم،به عوامل بیرونی مثل اخبار،نظر مردم،فضای مجازی،اون زمان باعث ایجاد حس بدو ترس در ما میشود و باید انتظار اتفاق های بدتر باشیم.

    زمانی که به مرحله اهمیت ندادن به حرف مردم و عوامل بیرون میرسیم، یعنی به خدواند و هدایت او کاملا اعتماد داریم، و هیچ گله و اعتراضی نمیکنیم، روی موارد مثبت تمرکز میکنیم و احساسمان رو عالی نگه میداریم.

    شیوه عملکرد استاد عباس منش

    1.اصلا روی عوامل بیرونی کاری ندارد،و به حرف آنها اهمیت نمیدهد

    2.روی خودشکار میکند،و هر روز باورهاشو بهبود میدهد.

    3.تا وقتی استاد روی خودش کار میکند،خدواند ایشان به بهترین چیز ها هدایت میکند

    4.خداوند دارد به هر مقدار که استاد داره روی خودش کار میکند ،به همان مقدار هدایت میکند.

    کار کردند استاد روی خودش یعنی چی؟

    ذهن اشو کنترل میکند، سپاسگزاری هر روز و هر لحظه مستمر، توجو به نکات مثبت،دیدن مسائل به زاویه دیگر که به او حساس بهتری بدهد .

    □دانستن همه چیز اصلا لازم نیست،اگر در مسیر درست باشیم،و به بهترین ها هدایت میشویم.

    آرامش دائمی وجود ندارد

    =

    آرامش رو باید هر لحظه در ذهن ایجاد کرد

    هرچه قدر باور های مناسب تری در خودمان ایجاد کنیم،ارامش بیشتر و بیشتر وارد زندگیمان میشود.

    در پناه حق هر جوری که دوست دارید،باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1937 روز

    به نام خدای مهربانم

    فایل نشانه امروزم: لایو استاد-شماره 33

    سلام به اساتید عزیزم، سلام به دوستان خوبم

    خداروشکر میکنم برای یک روز عالیه دیگه که خداوند مهربانم، باز هم با نشانه هاش با من صحبت کرد و بهم نشون داد که راهم درسته. احساس میکنم این همزمانیها، نشانه تائید خداونده.

    چون خودم همش سعی میکنم، هم به اتفاقات فکر کنم، و هم تصمیماتی رو که میگیرم رو با معیار قوانین بررسی کنم. و به نظرم می رسید که دارم درست عمل میکنم و از اینجا به بعدش رو باید صبر کنم تا درآینده مشخص بشه که آیا تصمیمم درسته بوده؟

    درست مثل اینه که یه فرمول داری، و داری طبق اون فرمول مواد رو باهم ترکیب میکنی. در لحظه آخر میری چند بار دیگه فرمول رو چک میکنی، اندازه مواد رو چک میکنی، همه وسایل رو چک میکنی و ترکیبشون میکنی.

    الان من توی همچین شرایطی هستم. مرحله به مرحله دارم این کار رو انجام میدم و پیش میرم. میدونم که بعد از انجام هر مرحله هم باید آروم باشم. آروم باشم و ایمان داشته باشم به خدایی که داره مسیر رو به من نشون میده.

    تنها کار من اینه که با ایمان به جریان هدایت، به این جریانی که نمیبینیمش ولی درکش میکنم، خودم رو بهش بسپارم و اجازه بدم هدایتم کنه.

    الهی به امید خودت:

    دیروز موقع شستن ظرفها، هدفونم رو گذاشتم توی گوشم و یکی از فایلهای 12 قدم رو که توی فیوریتم گذاشته بودم رو پلی کردم. با اینکه یکی از فایلهای مورد علاقه ام بود، ولی بعد از چند لحظه گفتم نه اینو نمیخوام. میخوام اونی که مربوط به هدایت بود رو گوش کنم. فایل جلسه اول از قدم 6 که با داستان اون بز شروع میشه. که اتفاقا به طرز جالبی زمان فایل، با زمان انجام کارهای خونه هماهنگ شد و وقتی کارهام تموم شد، فقط 2 دقیقه از فایل باقی مونده بود.

    امروز که فایل نشانه ام رو شروع کردم که گوش بدم، وقتی استاد صحبتشون رو با این جمله شروع کردن:

    در مورد هدایت و شهود و اینا توی دوره هامون گفتیم…

    پیش خودم گفتم: ااا چه جالب. منم دیروز دنبال فایلهای هدایت بودم.

    و فکر کردم خوب اینم از همزمانیه فایل امروز. ولی قضیه بیشتر از این چیزها بود.

    …………………………………………………………………………….

    یکی دو روز پیش، در مورد یه موضوع کاری مربوط به تابستون پیشِ روست، یه سوالی برام پیش اومد، اما خیلی هم مایل نبودم بهش فکر کنم و بهش توجه کنم.

    ولی چون چند بار یادم اومد، احساس کردم که این یک هدایته و باید این سوال رو بپرسم.

    به اون کسی که با این موضوع ارتباط داشت پیغام دادم و اون هم گفت که منم اینو نمیدونم ولی برات میپرسم. فرداش برام پیغام گذاشت و گفت رفتم بپرسم ولی اون فردی که اطلاع داشته نبوده و همکارش هم گفته که حتما باید از خودش بپرسید. حالا فردا سعی میکنم دوباره برم سمتش و بپرسم.

    منم تشکر کردم و گفتم باشه.

    شبش توی تمرین ستاره قطبیم برای خدا نوشتم که طبق الهامی که به من کردی، من اقدام کردم و حالا خودت بهم خبرهای خوب رو برسون. این بخشی از اون نوشته است:

    سلام سلام و صد سلام دوست و راهنمای به نیکی خوان من. سلام سرپرست و وکیل کارساز و خشنود و وفادار من. سلام ای به نیکی خوان. طبق امر و دستور خودت به بنده خوب و متوکلت پیغام دادم که برای اون موضوع بپرسه. نتیجه رو به خودت میسپارم. تو وکیل و کارساز و چاره ساز و به آسانی ساز من هستی. تو تنها قدرت هستی ای خشنود. فردا با پیغامهایی شاد و مسرور و رضایت بخش من رو بیدار و شادان بگردان و چنان کن که من راضی و خشنود و سپاسگزار باشم و از خوشحالی سجده شکر به جا بیاورم. ان شا الله که تو هم از من راضی و خشنود و باشی خدای خوبم خدای قشنگم خدای مهربانم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    صبح که خواب بیدار شدم، دیدم برام پیغام گذاشته که امروز دوباره رفته و پرسیده و بهش گفتن که انجام این کار حدود 2 ماه زمان میبره. و بهم گفت که اگر میخوایش، الان وقتشه.

    خوب این یه چیزی بود که من اصلا خبر نداشتم و هیچ چیز جز هدایت خداوند نمیتونست من رو از این موضوع مطلع کنه.

    نکته دیگه ای هم که من ازش متوجه میشم اینه که:

    این یادآوری، و هدایت شدن به اینکه این سوال رو بپرسم، یعنی اینکه باید انجامش هم بدم.

    احساس میکنم این از اون جاهاییکه باید تسلیم و آرام باشم و همه چیز رو به خدا بسپارم.

    و چون حس کردم که معنی این هدایت اینه که پس باید انجامش هم بدم، توی ستاره قطبی امروز صبحم نوشتم:

    «دوست عزیز و قدرتمندم… خالق و فرمانروا و خشنودِ بلندمرتبه من، هزاران بار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم برای پیغام فوق العاده و عالیی که امروز من رو با شنیدنش بیدار کردی. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم. سپاسگزارم برای اینکه این بنده خوب و صالحت رو سر راه من قرار دادی و سپاسگزارم که بهم الهام کردی که بهش پیغام بدم. سپاسگزارم که هدایتم کردی برای این کار.

    و اینکه تو اینو به یاد من آوردی رو، نشونه این میدونم که میخوای این کار رو انجام بدم. پس حتما خودت هم همه کارهاشو رو انجام میدی به حول و قوه الهی ان شا الله خدایا خیلی خوشحالم و خیلی سپاسگزارم ازت همه کارها و ملحقاتش رو به خودت میسپارم که تو بهترین کاردان و کارساز و آسان ساز منی و میدانم به آسانترین و شادترین و باحالترین حالت و روش همه کارها رو جفت و جور میکنی و خودت همه کارها رو انجام میدی. من این کار رو به خودت میسپارم و خودم آزاد و رها به سر میبرم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم». (البته این خلاصه شده اشه)

    وقتی توی دقیقه 22:35 فایل، بعد از چند لحظه سکوت، استاد جان [خیلی بی مقدمه] گفتن:

    خدارو صد هزار مرتبه شکر

    دست خدا سپردی؟… دست خوب کسی سپردی.

    من اینو یک نشانه و پیغام واضح از خدا میدونم که قلبم رو مطمئن تر میکنه…. ایمانم رو بیشتر میکنه…. قدمها رو محکمتر و استوارتر میکنه. خدایا شکرت

    …………………………………………………………………………….

    این فایل یک هدایت و همزمانی دیگه هم برام داشت که دونستنش برای خودم خیلی مهمه.

    حس میکنم یکی از ترمزها و باورهای محدود کننده ام رو در چند روز گذشته پیدا کردم، و خدا هم از زبان استاد بهم گفت که درست متوجه شدی… این همون چیزیه که باید متوجه میشدی و حالا دیگه میتونی درستش کنی.

    داستان از این قراره که من طبق یه احساسی که نسبت به انجام یه کاری (پروژه ای) داشتم، و قبلا هم توی چندتا از کامنتهام راجع بهش نوشتم، هدایت شدم به اینکه اون کار رو انجام بدم. درواقع خدا از طریق کامنت دوست خوبم غزل جان باهام حرف زد و هدایتم کرد به انجام اون پروژه.

    در تمام روزهای قبل از دریافت اون کامنت، هر بار که یادم به اون پروژه میوفتاد، یه ترکیبی از احساس عذاب وجدان و سردرگمی از اینکه اصلا نمیدونم باید انجامش بدم یا نه، این هدایته یا نه، رو در خودم احساس میکردم.

    تا اینکه بعد از اون کامنت متوجه شدم که خوب صد درصد باید انجامش بدم.

    خلاصه من شروع کردم، و لا به لای کارهای دیگه ام هر وقت فرصت میشه، دارم بخشیش رو انجام میدم.

    ولی دوباره یه عذاب وجدان دیگه اومد سراغم که: خدا از کلی وقت پیش بهت گفته بود این کارو شروع کن. ولی تو هی گوش ندادی و این همه مدت که وقت آزاد بیشتری داشتی رو از دست دادی و هدرش دادی.

    خوب این نجواها، جسته گریخته میومدن توی ذهنم و میدونستم چون حس ناخوبی در من ایجاد میکنن، نجواهای شیطانن. ولی دلیل قانع کننده ای هم نمیتونستم براش بیارم که احساسم رو خوب کنه.

    (از اینجا به بعد، این مسیر رو مینویسم که هم اگر خودم در آینده لازم داشتم، و هم برای دوستانی که این فایل رو میخونن. شاید در آینده بتونیم از روشهای مشابه در مسائلمون استفاده کنیم).

    یه روز داشتم توی عقل کل جوابهای دوستان رو به یه سوالی میخوندم (یه سوال دیگه ای بود ربطی به این موضوع نداشت)، که رسیدم به یکی از جوابها (فکر کنم جواب آقا ابراهیم بود) که نوشته بود: ممکنه ذهنت فلان جور بگه، اگه گفت، تو هم در جواب بگو فلان و بهمان. و یه چیزی راجع به اینکه اشکال نداره، خدا کمکم میکنه و خدا انجام میده براش نوشته بود.

    حتی الان درست یادم نیست موضوع چی بود و جواب چی بود. فقط یادمه وقتی خوندمش یه لحظه احساس کردم با اون جواب، ذهنم خلع سلاح شد.. نتونست ادامه بده…. نتونست ایراد دیگه ای توی اون ماجرا پیدا کنه.

    بعد از این بود که (به صورت ناخودآگاه) منم هر بار اون نجوا درمورد از دست دادن زمان میومد توی ذهنم، یه جوابهایی شبیه به این بهش میدادم. مثلا میگفتم:

    اشکال نداره، خدا به وقت من برکت میده که توی همین زمان بتونم کلی از کارهاش رو انجام بدم.

    یا اینکه: اشکال نداره، خدا کمکم میکنه که توی زمان کمتری به اون نتیجه ای که میخوام برسم.

    و اینجوری ذهنم ساکت میشد…

    بعد از چند وقت، اینم بهش اضافه شد که:

    اصلا خدا از اول میدونست که من ممکنه دیر تصمیم به انجام این کار بگیرم، به خاطر همین از اون موقع به من الهام کرد که من در زمان درستش کار رو شروع کنم.

    (البته این چیزایی که مینویسم به این معنی نیست که بگم خوبه کارها رو به تعویق بندازیم و بعدش با این حرفا خودمون رو آروم کنیم. نه… نکته اینه که منم دارم تکاملم رو در عمل کردن و اطمینان کردن به الهاماتم طی میکنم… در اعتماد کردن به جریانی که نمیبینمش ولی وجود داره.

    و حالا که دیگه اون کار رو شروع کردم، نمیخواستم نجواها احساسم رو بد کنن. اما درعین حال دارم یاد میگیرم که دفعه های بعد سریعتر و راحتتر به الهاماتم عمل کنم).

    خلاصه هربار، یه چیزی بهم الهام میشد که در مقابل نجواهای ذهنم بهش بگم و ساکتش کنم. تا اینکه دیروز یا پریروز بود که این موضوع به فکرم اومد که مگه تو همیشه دلت نمیخواست که شرایطت یه جوری باشه که وقت آزاد زیادی داشته باشی؟

    مگه همین چند روز پیش برای خدا ننوشتی دوست دارم شغلی داشته باشم که به راحتی بتونم برای سایت، دوره ها، کامنت گذاشتن و کامنت خوندن وقت بزارم؟

    پس چرا حالا فکر میکنی این دو ماه رو هدر داری چون فقط روی سایت و دوره ها کار کردی و روی اون پروژه کار نکردی؟

    به غیر از اینه که تو فکر میکنی زمانی داری از وقتت استفاده مفیدی میکنی که عین تراکتور بشینی پشت سیستم و کار کنی؟

    اگه اینطور نیست چرا احساس بدی داری از اینکه چرا زودتر این کار رو شروع نکردی؟

    بعد یادم اومد که من بارها با خودم به این نتیجه رسیده بودم که من باور کمبود وقت دارم. حتی چند بار هم توی کامنتها و عقل کل راجع بهش سرچ کردم و نکات کامنتها رو توی یه فایل برای خودم کپی کردم.

    احساس میکنم همه اینها به هم گره خوردن و ربط دارن.

    بعد بهم گفته شد چرا فکر میکنی این پروژه حتما باید چند ماه طول بکشه؟

    چرا پیش فرضت رو روی چند ماه گذاشتی، که حالا ناراحت این باشی که 2 ماهش از دست رفت؟

    چرا فکر نمیکنی که خدا یک هفته ای میتونه انجامش بده؟ (حتی الان که دارم مینویسمش هم ذهنم مقاومت داره! میگه نه یک هفته ای که نمیشه!)

    بعد از این دریافت، برای خدا نوشتم:

    خدای قشنگم، خدای زیبابین و زیباپسندم، من تازه امروز متوجه شدم که باید برای این شروع دوباره پروژه و هدایتهایی که دارم دریافت میکنم سپاسگزار باشم ازت. باید از مهشید درونم هم سپاسگزار باشم که داره تلاش میکنه که دعوت خدای خودش رو لبیک بگه و آروم آروم داره در این راه قدم برمیداره. خدایا سپاسگزارم به خاطر وجودت… به خاطر وجود داشتنت در وجودم…. بخاطر وجود خودم… به خاطر وجود مهشید درونم… سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    خلاصه…

    خیلی کامنتم طولانی شد…

    وقتی استاد این فایل گفتن:

    ««بعضیا میگن بیاین پدر خودمون رو در بیاریم…. بدو بدو بدو

    توی زندگی…. بدوو این کارو بکنیم… بدو موفق بشیم… بدو فلان کنیم… بدو بهمان کنیم

    همش زور ردن و همش دویدن و همش زجر کشیدن…»».

    دیدم اااا… اینکه همین فکر چند روز پیش منه…

    یعنی استاد، فکر کنم این اولین باره که من اینقدر واضح دارم مفهوم گاز و ترمز رو متوجه میشم. اتفاقا توی فایل امروز روز شمار هم بهش اشاره کردید.

    یعنی من از یه طرف یه زندگی آرام و ریلکس از خدا میخوام، که هم کارهام رو به سادگی و با آرامش انجام بدم، و هم بتونم روی خودم و روی این آگاهی ها کار کنم،…

    ولی از طرفی هم، وقتی در حال بدو بدو نیستم، احساس میکنم که دارم وقتم رو تلف میکنم. و زمانی از خودم راضیم که پدرم دراومده باشه از بس پشت سیستم نشستم!!! یعنی انگار تند تند باید همه کارها و هدفها رو انجام بدی که بری مرحله بعد و برنده بشی وگرنه سوختی!

    حس میکنم الان خدا یه موقعیت دِمو از آینده بهم داده و داره میگه ببین حست چجوریه؟ اوکی باهاش؟

    استاد چقدررررر این فایل برام آگاهی داشت. بینهایت ازتون سپاسگزارم. چقدر حرف داشت برای من.

    …………………………………………………………………………….

    یه چیز دیگه هم بگم

    این درمورد فایلهای دانلودیه استاده….

    دوستانی که در مورد قیمت محصولات و اینجور چیزها میگن، به عنوان کسی که پول خرید دوره های استاد رو داشت، و خرید، ولی فقط تونست از اوناییش استفاده کنه که در مدارش بود، بهتون میگم:

    تا زمانیکه در مدار دریافت اون آگاهی ها نباشیم، چیزی ازش دریافت نمیکنیم. حتی اگر استاد بیاد بگه آقا این دوره رایگان، ببر و استفاده کن.

    من دوره رواشناسی ثروت 1 و عزت نفس رو چند سال پیش خریدم. ولی هنوز نتونستم ازشون استفاده کنم. یعنی پیش نمیره… هی شروع میکنم، ولی ادامه پیدا نمیکنه.

    دلیلش هم اینه که همش از دوره 12 قدم برام نشانه میومد، ولی من فکر میکردم خوب من که پولش رو دارم، بزار اونارو هم بخرم. فکر میکردم اینجوری سریعتر به نتیجه میرسم. (باز هم همون زیاد کار کردن و عجله کردن)

    من فکر میکنم حتی اگر اون دوره ها رایگان هم بودن، اونی که در مدار دریافت اون آگاهی ها نباشه، مثل همین فایلهای دانلودی باهاشون برخورد میکنه و احتمالا ساده از کنارشون میگذره. همونطور که الان ساده از کنار فایلهای دانلودی میگذره.

    اصلا به نظرم کاش اسم فایلهای دانلودی، «دوره های دانلودی» یا «دوره های رایگان» بود، که دوستانی که نمیتونن فعلا از دوره های پولی تهیه کنن، با خیال راحت از اینا استفاده کنن. و فکر نکنن تا از دوره های پولی استفاده نکنن نتیجه نمیگیرن. تا فکر نکنن که چون اسم «دوره» روی اینا نیست، پس فایده ای هم ندارن.

    یادمه خود من هم که برای بار اول که درباره سایت استاد شنیدم، اون 2 تا دوست خوبی که هدایتم کردن به آشنایی با استاد، بهم گفتن که به جز فایلهای دوره ها، کلی فایل رایگان هست که میتونی دانلود کنی و ازشون استفاده کنی… ولی من پیش خودم فکر کردم: خوب فایلهای رایگانی که ملت میذارن توی سایتهاشون که فایلهای اصلیشون نیست… فایل اَلَکیا رو رایگان میزارن….

    اما اشتباه میکردم.

    میخوام بگم، چون خودم هم همینطور فکر میکردم، برای همین هم حس این دوستان رو میفهمم. ولی الان میبینم که چقدر فایلهای دانلودی نکته دارن و بعضی وقتها ساعتها طول میکشه که نکاتشون رو یادداشت کنم.

    نکته اش اینه که:

    باید با فایلهای دانلودی هم مثل فایلهای دوره ها برخورد کنیم.

    باید دفترمون رو بزاریم جلومون و ریز به ریز نکاتش رو بنویسیم.

    باید بارها و بارها گوششون بدیم.

    کامنتهاشون رو بخونیم.

    اگه تمرین داره، تمرینش رو انجام بدیم.

    برداشتمون رو از اون فایل توی کامنتها بنویسیم.

    دقیقا همون کارهایی که استاد توی فایلهای دوره ها میگن که انجام بدیم.

    در نهایت، چیزی که من در این مدت از نتایج و کامنتهای دوستان توی سایت متوجه شدم اینه که، اگر کسی از فایلهای دانلودی استفاده کنه، یا مستقیما به اون نتیجه ای که دنبالش هست هدایت میشه، و یا اینکه به خرید اون دوره ای هدایت میشه که بهش کمک میکنه به اون خواسته اش برسه… یعنی یکی از نتایج استفاده درست از فایلهای دانلودی همین هست که: پول خرید دوره مورد نیاز جور میشه.

    قصدم این بود که نکات این فایل رو هم بنویسم، ولی اینقدر کامنتم طولانی شد که حس کردم بهتره اونارو اینجا ننویسم.

    استاد جان، استاد عزیزم،

    نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم و چطور احساس قلبیم رو بهتون منتقل کنم.

    شما زندگی من (و میدونم زندگی هزاران نفر دیگه) رو نجات دادید… شما زندگی رو برای من شیرین کردین…

    من در بزرگترین رویاهام هم چنین احساسی رو نمیدیدم…

    وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ

    و هر کس نفسی را حیات بخشد مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده.

    (بخشی از آیه 32 سوره مائده)

    خیلی ازتون سپاسگزارم. بینهایت سپاسگزارم…

    میدونم که دوست دارید شاگرداتون با نتایجشون باهاتون صحبت کنن… ان شا الله نتایجم اون قدر واضح و بزرگ بشن که بتونم بیام با افتخار براتون تعریفشون کنم.

    خانم شایسته عزیزم، مثل هزاران باری که توی خیالم در آغوش گرفتمون، در آغوش میگیرمتون و میبوسمتون.

    براتون خیر و برکت و خوشبختی آرزو میکنم عزیزانم

    فَانْظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِکَ لَمُحْیِی الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿50﴾

    پس به آثار رحمت‏ خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده مى‏ گرداند در حقیقت هم اوست که قطعا زنده‏ کننده مردگان است و اوست که بر هر چیزى تواناست.

    وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِیحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ یَکْفُرُونَ ﴿51﴾

    و اگر بادى بفرستیم و [کشت‏ خود را] زردشده ببینند قطعا پس از آن کفران مى کنند.

    فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ ﴿52﴾

    تو نمی‏توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی می‏گردانند.

    وَمَا أَنْتَ بِهَادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ ﴿53﴾

    و تو کوران را از گمراهی‏شان به راه نمى ‏آورى تو تنها کسانى را مى ‏شنوانى که به آیات ما ایمان مى ‏آورند و خود تسلیمند. (سوره روم)

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه بهرامیان گفته:
      مدت عضویت: 1054 روز

      به نام پروردگار مهربان وهدایتگر.

      سلام مهشید عزیز.

      امروز صبح همین طور که توی رختخواب بودم سراغ نشانه روزم رفتم واین فایل اومد وکامنت زیبای شما.

      نشانه روز شما نشانه من شد.

      بیشتر از هر چیز ونکته ای عاشق حرف زدنتون با خدا شدم چقدر قشنگ دوست خطابش کردید چقدر راحت باهاش حرف زدید.

      به خودم گفتم فاطمه ببین تو هنوز خدا رو اینقدر نزدیک نمی بینی هنوز انگار یه فرمانروایی که نشسته روی تخت پادشاهیش اون بالاها وتو این پایین ازش خواهش والتماس می کنی.

      اما مهشید عزیز باهاش دوست شده اوردتش کنار خودش به راحتی باهاش درد دل می کنه ازش می خواد کمکش کنه وکارها رو بهش می سپاره.

      طرز حرف زدنتون با خدا من رو به یاد فایلی از استاد انداخته که می گفت خدا همه چیز هست وهیچ چیز نیست خدا تو خدا من خدا یه حشره یه پروانه و…..

      من دیگه الان کاملا به این نکته رسیدم که راه حل همه مشکلات وچاره همه کارها فقط توحیده اول از همه باید این مساله برام حل بشه باید به خداشناسی برسم باید با خدا دوست باشم باید حاضر ببینمش باید بدونم همیشه وهمه جا هدایتم می کنه فقط باید گوش بدم وعمل کنم بقیه کارها مثل آب خوردن حل می شه.

      مهشید جان متشکرم روزم رو ساختی با این نامه های زیبات برای خدا.

      تصمیم گرفتم من هم همین جور عاشقانه ودوستانه با خدا حرف بزنم.

      خدا رو سپاس برای نشانه امروز برای وجود استاد ومریم جان برای این سایت الهی وبرای دوستانی چون مهشید جان.

      خدارو سپاس برای حس قشنگ الانم.

      خدارو سپاس که می تونم شکر وسپاس بگم.

      در پناه خدا.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: