live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    237MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
    17MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد جولان پور گفته:
    مدت عضویت: 1885 روز

    دروبرشمااستادعزیزم

    امروزبه این فایل هدایت شدم

    استادچه تفسیرزیبایی ازرایگان عنوان کردیدکه فایل هارایگان نیست اماشمانیازنیست بهایی برای اون پرداخت کنید

    واقعالذت بردم ازتوضیح شمادربخش بندی انجام شده درسایت که عصاره تکامل همیشگی سایت بوده هست وبهترهم خواهدشد

    واقعااین بخش بندی انجام شده عالیه

    من ازصدای شماوبیان شمابسیارتاثیرمیگیرم

    وچه جالب اینکه توضیح دادیدحتی یکثانیه حاضرنیستیدوقت بزاریدبرای کسانی که دراین فراکانس نیستنداین کلام برمیگرده به عمل به قانون وشناخت خوب قانون که میگه اون افرادی که دراین مدارنیستن اصلامتوجه مواردنمیشوند

    استادعزیزم ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2236 روز

    سلام استاد عزیزم

    قانون کبوتر با کبوتر باز با باز

    این قانون همون اعتماد کردن رو جریان هدایت هست

    ما باید روی جریان هدایت حساب کنیم و روابط خودمونو مدیریت کنیم

    وقتی دوسه بار از یک نفر چیزای منفی دیدیم که ناخوسته ما بود باید ازش دوری کنیم باید زیاد پیشو نگیریم

    اونوقت خداوند و جربان هدایت مارو ازش جدا میکنه و قانون کبوتر با کبور باز با باز رو رعایت میکنیم

    استاد درسته قانون اینه ولی ماهم باید بهش عمل کنیم ماهم باید یه حرکتی بکنیم

    وقتی از کسی خوشمون نمیاد باید باتمرکز بر نکات مثبتش سعی کنیم ازش جدا بشیم

    اونوقت خداوند مارو به جاهای بهتر هدایت میکنه

    خیلی وقتا شده که قانون رو درست درک نکردم

    و سعی کردم با آدمی که نامناسبه بمونم و حرفمم این بود که دارم روی نکات مثبتش تمرکز میکنم

    اون نکات منفیش خود به خود حذف میشه

    اما نه تنها حذف نشده بلکه باعث شده به زندگی خودم ضربه بخوره

    پس نتیجه گیری کردم که نباید منتظر تغییرات یه نفر باشیم

    باید کانون توجه خودمونو مدیریت کنیم

    باید مراقب خودمون باشیم تا دیگران

    چون خیلی وقتا هست توهم برمون میداره که من کانون توجهمو در مورد این شخصی رعایت میکنم و این شخص تغییر میکنه در حالی که این قانون نیست

    این دقیقا خلاف خود ارزشمندی هست قانون اینه خودخواه باشی توی خرج کردن کانون توجهت نه اینکه به خودت ضربه بزنی تا به یکی دیگه کمک کنی این جواب نمیده

    تو باید برای خودت ارزش قائل باشی

    به دنبال اصل باشیم نه حواشی

    اصل اینه روی خودمون کار کنیم ورودی هامونو کنترل کنیم

    و نگران هیییچ کس نباشیم

    و به شدت خودخواه باشیم در انتخاب آدمهایی که باهاشون هستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سارا صارمی گفته:
    مدت عضویت: 2375 روز

    سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم

    هر فایلی رو که خانم شایسته به عنوان یکی از گامهای این پروژه قرار میدن ، من بعدش میگم عجب فایل بی نظیری بود ، چرا من تا حالا اینا رو ندیده بودم یا متوجه نشده بودم درحالیکه من فایل زیاد میدیدم .

    مهمترین علتش اینه که خودم رو ملزم کردم به درست استفاده کردن از این فایلها و تا حد زیادی پیامشون رو متوجه میشم ، دیگه فقط هدفم این نیست مثل یک مُسکِن ازشون استفاده کنم و رفع تکلیف باشه ، در واقع با تعریف این پروژه ملزم شدیم به تغییر واقعی …

    حالا بریم سراغ آگاهی های فایل :

    – در مورد تشخیص اصل از فرع صحبت شد ، توی حالتیکه از روی کلام بقیه نخوایم باورها و نگرشهای اصلیشون رو پیدا کنیم ، به دو علت :

    یکی اینکه ممکنه در مورد یه موضوع خیلی خاص باشه و برداشت ما اشتباه باشه

    دو اینکه اکثرا آدمهای موفق توی شرایط خاص مورد پسند مخاطب صحبت می کنن ، شاید هم خودشون متوجه نشن اصلا

    من دیروز یه تجربه ای توی همین حوزه داشتم ، من یه همکاری دارم که بسیار توی کارش موفق هست و از نظر جایگاه اجتماعی و درآمد بسیار عالیه ، البته چند بار هم شکستهای بدی تو حوزه مالی داشته ولی مشکلش رفع شده و درکل آدم موفقی هست ، اما ظاهرشون خیلی آدم بی اعتقادی نشون میده .

    دیروز توی مکالمه تلفنیشون با کسی دیگه از یه جمله ای استفاده کرد که دیدگاه اصلیشون رو خیلی ناخودآگاه متوجه شدم ، طرف مقابلش میگفت مثلا بریم با فلانی یه قراری بذاریم نظرش رو جلب کنیم و بعد جواب ایشون به طرف مقابل این بود : داداش ما تا خدا رو داریم به کسی احتیاج نداریم … هوامونو نداشته باشه اصلا

    من تا اینو شنیدم کامل متوجه شدم که عامل اصلی که داره کار ایشون رو پیش میبره چی هست !

    – دنبال چیزی تو زندگی مون نگردیم ، حالا توی هر حوزه ای . در واقع دنبال گشتن نشون میده قانون رو هنوز نمی دونیم و درک نکردیم ، در واقع اصلا اصلا اصلا لازم نیست ما دنبال چیزی بگردیم و هماهنگی خاصی انجام بدیم ، مثلا :

    دنبال پول باشیم

    دنبال آدم مناسب باشیم

    دنبال سلامتی باشیم

    و …

    یکی از قوانین اداره جهان هستی ، قانون کبوتر با کبوتره، یعنی :

    وقتی تو مسیردرستی نمی خواد دنبال ایده بگردی ، دنبال آدمها و … طبق قانون اون موضوع خودش تو رو دنبالت میکنه …

    و یادمون باشه هیچ ضرورتی به ضجر کشیدن نیست ، خودش اتفاق میفته …

    پس اگر چیزی توی زندگیمون هست که از نظر ما نامناسبه ، یعنی ما خودمون نامناسبیم توی اون مورد … وای چقدر این جمله طلاییه ، چقدر قدرت بخشه ، چقدر حس امنیت و آرامش میده …

    پس دستور کار این باشه: بدون توجه به نظر جامعه و فرهنگ و بقیه ، اولویت اولمون این باشه که بریم توی مسیر درست و فقط خودمون رو بررسی کنیم ! هر چی هست توی این ذهن من داره اتفاق میفته !

    بیایم باورهامون رو کندوکاو کنیم ، گفتگوهای ذهنیمون رو ، واکنش هامون رو و بعد می فهمیم …

    خیلی خووووب بود این آگاهی ، اصل این فایلها خودشون دارن واسه ما تعیین مسیر انجام میدن ، انشالله که بتونیم این آگاهی ها رو بپذیریم و اجراشون کنیم

    از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم و از خدای بخشنده که ما رو به این مسیر هدایت کرد… برای هممون بهترین ها باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم بی نظیر.

    سپاسگزارم ازتون که این جریان رو ایجاد کردید که کنار هم دیگه هر روز روی خودمون کار کنیم.

    من دستور العمل استفاده از این دوره رو مجدد مرور کردم و دارم ردپاهایی که در دفتر نوشتم از هر روز رو در سایت هم ثبت می‌کنم امیدوارم مفید واقع بشه هم برای خودم و هم برای دوستان عزیزم.

    این فایل در مورد این موضوع صحبت کرد که تمرکزمون رو بگذاریم روی اصل نه فرع.

    من همیشه میگفتم این اصل و فرع که استاد میگه دقیقا یعنی چی؟ چطور میشه عمقی درکش کنم؟ البته هنوز جای کار دارم.

    اصل یعنی اینکه روی خودمون کار کنیم و بگذاریم جهان هدایتمون کنه به مسیر درست.

    اگر من روی خودم کار می‌کنم جهان من رو هدایت میکنه به سمت آگاهی‌ها، ایده‌ها و شرایط و آدم‌ها و اتفاقاتی که برای من مناسب هستند. مثل استاد که گفت من روی خودم کار می‌کنم بعد دیدم برای جریان واکسن هدایت شدم به جایی که گفت فقط واکسن مادرنا داریم و من گفتم پس این حتما برای من خوب بوده که هدایت شدم بهش.

    یعنی وقتی روی خودمون کار می‌کنیم باید ببینیم در هر لحظه داریم به چه چیزی هدایت میشیم، گاهی اوقات فکر می‌کنیم نه من این چیز رو نمیخوام و این نباید وارد زندگی من بشه اما بعد می‌بینی که وقتی میخواهی بروی یک مسیر دیگه جهان مقاومت نشون میده یا نشونه میده اونجا میفهمی که باید تسلیم باشی و حتما این موضوع برای تو خوب بوده.

    در مورد داستان بیماری من یک تجربه دارم. از اونجایی که من روی فایل تسلط ذهن بر جسم کار کرده بودم و همچنین فایل‌های آرامش در پرتو آگاهی رو بارها گوش کرده بودم به این نتیجه رسیده بودم که بدن من قدرت این رو داره که از پس هر مشکلی بر بیاد. در مورد بحث سیستم ایمنی، و همچنین فایل های توحیدی رو سلامتی هم تاثیر دارن و کار کرده بودم. اتفاقی که افتاد وقتی این بیماری اومد من هر جایی که میخواستم میرفتم و اصلا نگران نبودم که این بیماری نکنه بیاد سراغ من و از طرفی رعایت هم میکردم پروتوکل های فروشگاه ها و .. رو. البته یکم مقاومت داشتم مثلا باشگاه که میرفتم میگفتن باید ماسک بزنی من میگفتم ولش کن من باشگاه نمیرم ولی حاضر نیستم ماسک بزنم. گاهی اوقات هم شیطنک میکردم و بدون ماسک کارم رو انجام میدادم وقتی باشگاه خلوت بود و مشکلی بوجود نیومد. در اون زمان همه ترس داشتن از اینکه بیرون برن ولی من بیرون میرفتم. اوایلش خانواده اصرار میکردن که نرو منم برای اینکه اذیت نشن نمیرفتم تا اینکه گفتم خدایا اگه من دوست دارم بیرون برم تو خودت شرایط رو فراهم میکنی و من با این موضوع نمیجنگم و تمرکزم رو میگذارم رو خواسته. و جالبه که فضا برای بیرون رفتن من همیشه فراهم میشد و من با خیال راحت پیاده روی و … ام رو میرفتم. جالبه همه مریض میشدن ولی من مریض نشدم. حتی یادم هست به خاطر یک داستانی که حالا شاید بعدا براتون تعریفش کردم که باعث معافیت سربازی من شده من برای حل این مسئله‌ام هدایت شدم به یک بیمارستانی که از قضا باید اونجا میموندم تا کارهایی که خدا برای این خواسته من هست رو انجام بده (البته اون موقع مقاومت داشتم بابت این اتفاق و میگفتم یعنی چی من باید اینجا باشم هی فکر میکردم یک جای قانون رو درست استفاده نکردم ولی با آگاهی امروزم میفهمم که باید تسلیم خداوند میبودم و خیریت رو میدیدم تا کارها انجام بشه) خلاصه در اون بیمارستان دیدم یک دکتری رد شد و گفت کسی رو اینجا بستری نکنید این ها همه همین بیماری رو دارن. بعد من نگران نشدم و حتی اونجا هم گفتم سیستم ایمنی بدن من قوی هست و رفتم. جالب هست من حتی در اون شرایط هم بیمار نشدم و فقط یک شب به اندازه چند ساعت احساس سرماخوردگی کردم و همون موقع تو ذهنم تکرار میکردم که سیستم ایمنی من بسیار قوی هست و از پس هر مشکلی بر میاد و من به سرعت باد خوب شدم. خیلی باورهام در مورد سلامتی خوب بود و من از اونجا سُرُ مُرُ گُنده بیرون اومدم. من باز هم به دلیل هدایت خداوند و شرایط جوری فراهم شد بدون اینکه من کاری بکنم که واکسن هم نزنم و اگر قرار بود زده بشه میبایست تسلیم میشدم ولی باورم بر این بود که بدن من قوی هست و مشکلی نیست. تا الان هم که خدمتتون دارم این کامنت رو مینویسم اصلا به مشکلی برخورد نکردم. شده به دلیل کار نکردن روی باورهای سلامتی و افکار بیماری زا خودم یا خوردن یک ماده غذایی نامناسب در طول این چند سال یک شب تا صبح احساس بیماری بکنم ولی تو همون شرایط هم سعی کردم ذهنم رو کنترل بکنم و خوب شدم در صورتی که افرادی رو که میبینم مرتب بیمار هستن حالا هر بار یک بیماری ای ولی من هیچیم نمیشه و این رو مدیون باورهای قدرتمند کننده ای هستم که شما گفتید و خداوند من رو به سمتش هدایت کرد. و البته اعتبار این نعمت رو به خدا میدم که این ایمان و تعهد رو در من ایجاد کرد که این مسیر رو حرکت کنم واقعا اگر کمک خدا و آگاهی خدا و قدرت خداوند و لطفش به من نبود هرگز این اتفاق نمی‌افتاد و من این باورها رو ایجاد نمیکردم چون من در گذشته آدمی بودم که به اندازه سر سوزن هم به این چیزها اعتقاد نداشتم و به خاطر علومی که تو دوران تحصیل بهمون در مورد ویروس ها و باکتری ها و … گفته بودن و تاثیرش روی زندگی این باورهای سلامتی رو چرت محض میدونستم و میگفتم غیرعلمیه. ولی به دلیل اینکه به خاطر مشکلات زندگی از خدا درخواست کردم نجاتم بده و احساس عجز کردم خداوند هم سنگ تموم گذاشت و من رو به سمت این آگاهی ها هدایت کرد و به من ایمانی داد که باورشون کنم تکرارشون کنم و ازشون تاثیر بگیرم و باعث شده این اتفاقات توی زندگیم بیفته.

    در این فایل در مورد این موضوع صحبت شد که اگر در به در دنبال این هستی که با افراد مثبت اندیش باشی، اگر در به در دنبال این هستی که پول بیاد تو زندگیت و .. در مسیر نادرست هستی. تو روی خودت کار میکنی در مسیر درست قرار میگیری خود به خود شرایطی ایجاد میشه ایده ها آدم ها و شرایطی بوجود میان که تو رو به این شرایط میرسونن. اگر این اتفاق نمی افته یعنی تو در مسیر درست نیستی. اگر با آدم های دری وری هستی یعنی تو در مسیر درست نیستی.

    این در مورد من از یک جهت صادقه. من نمیدونم خودم چرا اینجوری هستم. من دوست دارم با آدم ها باشم و صحبت کنم اما نمیدونم چرا اصولا اغلب خودم رو تنها می‌کنم و از جمع ها فاصله میگیرم. اگر مهمونی ای باشه که احساس کنم خوبه میرم اگر عروسی ای باشه میرم کلا فضاهای شاد رو ببینم خوبه میرم و اگر میخوام با خانواده باشم و بگیم و بخندیم میرم و با خودم ورودی مثبت هم میبرم که بگذاریم روی تی وی و با هم دیگه ببنیم و بخندیم که تمرکز مثبت باشه ولی اینکه بخوام وقتم رو باهاشون بگذرونم که در مورد مسائل حاشیه ای صحبت بشه، نمیرم، کلا دوست خاص ای هم ندارم و پیاده روی هم که میرم تنها میرم. با این موضوع اغلب راحت هستم اما گاهی اوقات هم این افکار میاد که استاد اینجوری زندگی نمیکنه و میگه من دوست های زیادی دارم چرا من اینطوری نیستم؟ چرا من دوست‌های زیادی ندارم؟ کلا دوست ندارم چه برسه به دوست صمیمی. خیلی اوقات هم جهان شرایط رو ایجاد کرده که دوستی شکل بگیره اما من ازش فاصله گرفتم و نرفتم. داستان چیه؟ کجای من ایراد داره؟ چرا ترس دارم از اینکه با کسی دوست بشم؟ گاهی اوقات احساس می‌کنم که خیلی خوب میشد که دوست‌های خوبی و مثبتی میداشتم، تنهایی زیادی هم خوب نیست، احساس میکنم این موضوع به اعتماد به نفس پایین من برمیگرده و من احساس می‌کنم به اندازه کافی خوب نیستم، ایراد و اشکال دارم. به اندازه کافی نمیتونم ارتباط خوب بگیرم، اینطور نیست که من اعتماد به نفس ارتباط با آدم ها رو نداشته باشم نه تو جامعه میرم و کارم رو انجام میدم اما در بحث دوست شدن تمایل نشون نمیدم. شایدم به خاطر این هست که من فکر میکنم نمیتونم دوست خوبی برای افراد باشم کلا این حوزه رو باید یک فکر اساسی در موردش بکنم. گاهی اوقات در رابطه‌ی دوستی بودن رو وقت تلف کردن میدونم. گاهی اوقات از بیان کردن نظراتم می‌ترسم. گاهی اوقات حس می‌کنم شاید باورهای اشتباهی داشته باشم و آدم پرفکت و خفنی نباشم. این کمال گرایی همیشه در من هست که میخوام پرفکت و بهترین باشم و هیچ ایراد و اشکالی نداشته باشم. شاید به خاطر این هست که در گذشته به خاطر رفتار و اعمال و باورهای اشتباهی که داشتم تحقیر شدم و تصمیم گرفتم که دیگه پرفکت باشم تا با کسی ارتباط برقرار کنم و اگه اشتباهی در من باشه چیز خوبی نیست و نباید اینطور باشه.

    مورد دیگه ای که در این فایل در موردش صحبت شد در مورد مصاحبه هایی هست که با افراد ثروتمند و موفق انجام میشه که مثلا فردی مثل ایلان ماسک میگه که من فکرش رو نمیکردم که موفق بشم ولی در عمل میاد این همه کار میکنه و روی این همه ترس هاش پا میگذاره و این همه سرمایه‌های زندگیش رو میگذاره روی پروژه‌هاش. خب چطور میشه گفت که این فرد باور نداشته که موفق میشه و بعد این همه کار میکنه؟ عملکردش که این رو نشون نمیده که باور نداره. اگر ذهنش رو نمیتونست کنترل کنه که این همه کار نمیکرد. پس یک خودباوری ای این وسط بوده که این همه حرکت کرده. من فکر میکنم به خاطر این ترس‌هایی که همه موقع شروع کار داریم این حرف رو زده. چون خیلی ها مثل خود من وقتی میخوایم یک کارهایی رو انجام بدیم ترس و نگرانی هایی داریم و فکر میکنیم که نمیتونیم موفق بشیم ولی زورمون به ذهنمون میرسه و اون کار رو انجام میدیم و لطف خدا هم هست و اون کارها درست پیش میره و بعد پیش خودمون میگیم فکر نمیکردم که جواب بده.

    در مورد بحث انرژی ها، من واقعا به این موضوع انرژی مثبت محیط اعتقاد دارم که وجود داره و منتقل میشه و همیشه هم به دنبال انجام تمریناتی هستم که این حال خوب رو در خودم ایجاد کنم. خیلی اوقات میشه که به یک سری مکان ها میرم یا با یک سری آدم ها ارتباط برقرار می کنم و .. و یک انرژی مثبت رو از اون شرایط دریافت می‌کنم و به قولی حالمون بهتر میشه. به قول استاد حال خوب مسری هست. و باید ما جوری روی خودمون کار کنیم که این حال خوب و مثبت رو بتونیم در خودمون ایجاد کنیم. گاهی اوقات هم که نمیتونیم ایجاد کنیم باید به دنبال راهکار دیگه‌ای باشیم. استاد در فایل های قبلی هم اشاره کردن که بالا نگه داشتن سطح انرژی به میزانی هست که ما می‌تونیم ذهنمون رو کنترل کنیم. گاهی اوقات ذهنمون رو نمی‌تونیم کنترل کنیم و باید دنبال یک راه دیگه باشیم. به نظرم یکی از بهترین کارها این هست که تفکر کنیم چه کارهایی رو انجام بدیم که حامون خوب بشه؟ رفتن به مکان های خاص هست، پیاده روی هست، گوش دادن برخی موسیقی‌ها هست، رقصیدن هست، استفاده از فایل های تمرکز بر نکات مثبت هست، بودن در جمع های مثبت هست، سپاسگزاری کردن و تمرکز بر داشته ها هست، دعا کردن و خیر خواستن برای دیگران خواستن هست، تفکر وابسته نبودن به افراد و موقعیت‌ها و حساب نکردن روی افراد هست و دست خدا رو باز بگذاریم که از بی نهایت دستش حال خوب رو به ما بده هست. باورهای مثبت داشتن هست مثلا در مورد مثبت کردن انرژی محیط، اگر با این باور محیط زندگیت رو تمیز کنی که من دارم قدر نعمت هام رو میدونم و بهشون اهمیت میدم و تمیزشون میکنم و عشقم رو بهشون منتقل می‌کنم و با تمام وجودم این کار رو انجام میدم و باور داشته باشی که حالا که داری این کار رو انجام میدی این اشیاء و وسایل و خونه شعور دارن و میرن نعمت های بهتر رو بهشون خبر میدن که بیان سراغ تو و میگن ببین این فرد خیلی فوق العاده است و بیایید ماله این بشین چون خیلی میفهمه این کار هم باعث میشه هم انرژی اون محیط مثبت بشه و هم نعمت ها در زندگیم بهتر بشه. مثلا من با عشق به کاکتوس هام رسیدگی می‌کنم گلدون هاشون رو تمیز میکنم زیرشون رو تمیز میکنم بهشون آب میدم و … و همین باعث میشه که جهان به من کاکتوس‌ های باحال تر برسونه. یک بار برادرم بهم میده، یک بار میبینم یکی کاکتوس رو گذاشته سر خیابون و .. من هدایت میشم به سمت این جور اتفاقات.

    ولی حالا حرف استاد در مورد انرژی ها هم این هست که اگر تو در مسیر درست باشی و روی خودت کار کنی به جای اینکه مثلا بری فنگ شویی بخونی خود به خود به سمت ایده ها آدم ها شرایط و حتی کتاب ها و آگاهی ها و اقداماتی هدایت بشی که خروجیش باعث میشه انرژی محیط هم برات مثبت بشه. چون خدا هدایت می‌کنه فقط باید در مسیر درست باشی یعنی هر روز روی خودت کار کنی.

    عاشقتونم. دوستتون دارم. امیدوارم برکت و ثروت و سلامتی و عشق و زیبایی و آسانی ها از در و دیوار وارد زندگیتون بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Fariba گفته:
    مدت عضویت: 1711 روز

    سلام و درود خداوند بر شما.

    چه لذتیه حس معنوی آدم بعد از دیدن یه فایل رایگان از استاد که اشک شوق بر چشمم جاری کرد(البته یه فایل دیگه) و بعد دوباره تو سایت اومدم گفتم بذار درباره این فایل هم کامنت بذارم.

    من خیلی وقته به شمار ارقام و اعداد دارم رو خودم کار میکنم سه یا چهار سال… شب و روز ای صدا تو گوشم بوده… اما خیلی وقتا اینا مسکن من بود البته ناگفته نماند خیلی اوقاتم تاثیر جادویشو تو زندگیم دیدم تو این سالها اما اگر اون۳ یا ۴ سالی که من رو خودم کار میکردم به عمق این دوماه بود الان مطمنم که مدارم خیلی خیلی بالاتر بود… اما افسوس نمیخورم خداروشکر باز هم فهمیدم.

    آره واقعا خیلی تحت تاثیر فرعیات بودم اول از همه یه چیزی فهمیدم حالا برم تو سر همه بکوبم،،بخام اطرافیانمو تغییر بدم،، بخام جلب توجه کنم،،من هنوز نمیفهمیدم شرک میورزم،، من هنوز نفهمیده بودم تنها قدرتم تو جهان خدا نبود،، من هنوز اصل قانونو درک نکرده بودم و با هر ناراحتی کلا بهم میریختم،، من از بقیه توقع داشتم،، من با نزدیکانم زمان زیادی درد و دل میکردم،،من هنوز فکر میکردم زندگی بقیه رو من میتونم نجات بدم،،نجوای ذهنم قدرت فوق العاده ایی داشت و هر وقت اراده میکرد تقریبا ساعتهای طولانی منو تحت کنترل خودش درمیاورد،، من هنوز غمگین بودم،، من از اتفاقاتی که رخ نداده بود ترس داشتم،،من به کی توکل کرده بودم؟!

    اول از همه بگم من خیلی خیلی بهتر شده بودم با گوش دادن به این فایلا اما کارم یه گوش دادن بود بدون تمرکز موقع شستن ظرف یا آشپزی یا… درک میکردم لذت میبردم میگفتم اره همینه اما در عمل بسیار ضعیف بودم… البته نه به ضعیفی دوران قبل از این فایلها..

    من دوماهه عمیق رو این فایلا تمرکز کردم اصن الان دارم میفهم چی به چیه؟… اون موقع حتی یه کامنتم نمیذاشتم انگار حس حسادت تو وجودم بود بذارم که چی بقیه بخونن چی به من میرسه.. من برا خودم بفهمم کافیه.. دقیقا برخلاف قوانین جهان بود افکارم.

    چی بگم وقتی آدم‌ واقعا این مسیر این حرفای ناب این مسیری که شبیهش هیچ جا ندیدم، رو جلو میاد خیلی پرده ها از جلو چشمش کنار میره، خیلی آرامش تو زندگیم بیشتر شد آراااام تر شدم ترسهام کمتر شده، منی که خیلی به آدما بها میدادم فلان کارو برام کنه زودتر به پول برسم خیلی راحت کنارشون زدم و به خدا توکل کردم و حالا میتونم تکامل رو باور کنم من یه شبه نمیتونم به جایی که میخام برسم.. خیلی کنترل ذهنم بهتر شده، تو اوج عصبانیت میتونم به خودم بگم بسه بابا کم پر و بال بده به نجواهای ذهنت، منی که تو این سالها یه بارم اینجوری نمیتونستم ذهنمو کنترل کنم،وقتی از کسی بد میگم تا یادم میوفته طبق قوانین میترسم و سعی میکنم ادامه ندم، توقعمو از آدما کم کردم، دارم بیشتر از چیزای کوچک هم لذت میبرم، وای خیلی قشنگ تر با زیبایی ها دیوانه میشم و لذت میبرم مثل لذت دیدن بارون یا لذت خوردن یه غذا یا لذت دیدن یه فایل استاد..،، هنوز خیلی جای کار دارم خیلیییی امیدوارم بتونم زودتر با تمام وجودم با گوش چشم باز تو این مسیر باشم و حواسم جمع باشه که خلاف قوانین عمل نکنم.

    من طی سالهایی که فایلها رو گوش میکردم با اینکه عمل به اونا خیلی کم انجام میشد اما خیلی معجزات بزرگ دیدم که همه رو گذاشتم وقتی کمی دیگه نتیجه گرفتم بگم…

    و حالا به خودم میگم فریبا ببین اگه واقعا با همین تمرکز ادامه بدی بکجا که نمیرسی… همه جا ثروت سلامتی و هرچیز خوبی که تو جهانه..

    من تنها راهم همین مسیره تا لحظه مرگم مطمنم مطمنم…

    باید خیلی رو خودم کار کنم توجهمو روی اصل بذارم (خیلی مهمه)

    خدا هرکسی رو که لازم باشه تو این مسیر میاره و هرکسی که نخاد هدایت نمیشه…

    خداروشکر که من در این راه هدایت الهی هستم خدایا مرسی که تنهتم نذاشتی که کنارمی که مراقبمی که میگی گوش کن عمل کن مرررسی عاشقتم من تو تنها قدرت زندگی من هستی.

    استاد جان و خانم شایسته مهربون و قدرتمند ممنونم از تمام محبتهاتون🙏💙سلامتی ثروت نعمت بیشتر حال خوب و خدا (انتهای هرچی خوبیه) رو براتون آرزو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    راضیه اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    سلام به استاد عزیزم.

    آره استاد سایت واقعا عالی هست و البته روز به روز بهتر هم میشه،و واقعا نمیشه به فایل های دانلودی گفت رایگان چون واقعا ارزشمند هستند و به اندازه یک دوره کامل درس دارند….

    این پاشنه آشیل منم هست که فک میکنم با یه بار گوش دادن کافیه اما هربار به این نتبجه میرسم که باید اونقدررر کار کنم که باورهام عوض بشه،شخصیتم عوض بشه تا نتایجم عوض بشه.

    اما استاد خدارو شکر من خیلی درگیر حواشی نمیشم و بیشتر دوست دارم روی اصل قانون کار کنم و واقعا به هدایت ایمان دارم،وقتی در مسیر درست باشی،آدم های درست سر راهت قرار میگیره و ایده های درست بهت الهام میشه…من هم قبل از اینکه قانون رو بدونم دوست داشتم خونه ام پر از وسیله باشه و شلوغ باشه و میدونم که نشات گرفته از عزت نفس پایینم بود…

    وقتی شخصیت قبلیم‌رو با الانم مقایسه میکنم خدارو هزار بار شکر میکنم برای تغییرات شخصیتی ام،چقدر نظر دیکران برام مهم بود البته هنوز هم خوب نشدم و فقط سعی میکنم بهتر باشم،من هم هنوز خیلی دوست دارم که یه نفر باشه که راجع به قانون باهاش صحبت کنم البته خداروشکر همسرمم هم مسیر با خودم هست و از اعضای سایت هست و واقعا حس خوبیه که وقتی با کسی هم مسیر هستی صحبت کنی چون باور هاتون تقوبت میشه البته به شرط اینکه هدفت از این صحبت ها اثبات خودت نباشه و فقط برای تقویت باورهات باشه.و واقعا به این اعتقاد دارم که نیاز نیست ما ادم هم مسیر با خودمون پیدا کنیم چون وقتی در مسیر درست باشیم آدم های هم مدار و هم جهت با خودمون رو جذب میکنیم بدون اینکه تقلایی کرده باشیم، وقتی در مسیر باشیم،ثروت،سلامتی،روابط خوب و….همشون روز به روز بهتر میشن.

    به امید بهبودی روز به روز….

    پبروز باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سولماز ستاری گفته:
    مدت عضویت: 2567 روز

    و مثال واضح دیگری که دارم از یادگیری رانندگی هست.

    که باور کنید اگر من قصه مو بگم یک تراژدی واقعی هست .

    حقیقتش من تا بعداز دانشگاه اصلا علاقه ای به یادگیری رانندگی نداشتم و اصلا نیازی احساس نمیکردم ول بعد از ازدواجم به شدت نیازم شد ومنم علاقه مند شدم .

    نتیجه و خلاصه بگم کلی باورهای مخرب از خانواده خودم داشتم که مثلا تو نمیتونی بری یادبگیری و …

    و من مقاومت کردم و رفتم یاد گرفتم ولی اصلا باورهامو ردست نکرده بودم و نکته کلیدی اینکه اصلا حاضر نبودم تکامل رو رعایت کنم و فقط میخواستم هرجوررر که شده مدرکمو بگیرم و التماس میکردم که مدرک بگیرم و میگفتم حالا بعدش یاد میگیرم و این در حالی بود که ساعتها آموزش میدیدم ولی انگار نه انگار.

    و به نظر خودم دو عامل باورهای نادرست و رعایت نردن تکاملم با یه پروسه باورنکردنی آخر سر مدرکم رو گرفتم بعداز ۴ بار ردشدن.

    و البته آرزو به دل هستم که به راحتی بتونم رانندگی کنم .

    و هنوز به طور جدی براش اقدام نکردم.

    چون میگم فعلا متعهد شدم زبان رو کارکنم.

    و بعدش بیام سراع رانندگی باباورهای مناسب و البته رعایت تکامل.

    با تشکر فراوان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    نوشین نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 2347 روز

    به نام الله یکتا ❤️

    لا حول و لا قوه الا بالله

    وقتی به دست خداوند می سپاری یه دست خوب کسی سپردی ،خدایا راه را نشانم بده ،چشمانم را برای دیدن حقیقت روشن کن ،قلبم را برای عشق به خودم و عشق به خودت و عشق به انسانها بازتر کن ،چقدر زیبا گفتید استاد قانون تکامل باید طی بشه ،باز من چند ماه کار نکردم و یادم رفت ،

    برنامه بیست ساله جف بزوس ،وای خدایا بیست سال برای ساختن ثروت و بیزینس ،چقدر آرام آرام ،چقدر پله به پله این معنای هدایت واقعی خداوند هست ،برای ما هم باید زمان پرواز فرا برسه ،زمانی که بالهامونو باز کنیم و پرواز را یاد بگیریم و شروع به حرکت کنیم چون زندگی زیباست ،زندگی ارزش حرکت کردن و شروع را داره ،زندگی یعنی عشق یه انسانها،عشق به خودت ،عشق برای دیدم موهبت ها و فرصت های جدید ،عشق برای ساختن و درس گرفتن از تضاد ،استاد چه دیر فهمیدیم اینستاگرام نشت انرژی هست ،و چقدر زمانم را صرف اینستاگرام و صفحات مجازی کردم ،ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه هست ،پس هیچ وقت برای شروع دیر نیست ،هر روز یک معجزه است برای تغییر ،برای پذیرفتن و ادامه دادن

    خدایا شکرت 🌹🌹🌹🙏🙏🙏🤗🤗🤗🤗❤️❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محسن مقدم گفته:
    مدت عضویت: 4028 روز

    سپاسگذارم

    خیلی خوب شده که فایلهاتون کوتاه شده در حد 15 دقیقه خیلی بهتر شده یک موضوع رو تو هر فایل میتونیم روش تمرکز کنیم و فکر کنیم و مثالهاش رو تو زندگی خودمون پیدا کنیم و تحقیق کنیم و عمل کنیم . تو این فایل مفهوم ثم تو قران برای من جالب بود من بدنبال مواردش در قران گشتم و در اغلب موارد یک پروسه طولانی بود وقتی میگه

    ((چگونه خدا را انکار مى‏کنید؟ با آنکه مردگان بودید شما را زنده کرد، سپس مى‏میراند و بعد زنده مى‏کند و بعد بسوى او بازگشت داده مى‏شوید.))

    بنظرم زنده کردن دوباره هم یهویی نیست طبق این ایه یک پروسه ای باید بگذره

    اما جاهایی هم که از ثم استفاده میکنه که زمان زیادی نمیگذرد مثل این

    ((و یاد آرید که چهل شب را به موسى وعده کردیم، سپس گوساله را به پرستش گرفتید و ستمکار بودید.))

    سپاسگذارم بابت آگاهی های فایل هاتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امیر حسین صداقت گفته:
    مدت عضویت: 1592 روز

    سلام استاد من دوماهه با شما اشنا شدم

    و فقط از همین فایل های رایگان شما استفاده کردم

    واینکه باور کن نمیدونم چجوریه که همه چیو دارم تغیر میدم احساس ارامش .احساس راحتی و رهایی که همه چیو سپردم به خدا و فقط روی افکارم تمرکز کردم و همه چی داره به سمت من میاد باور نکردنیه و فکر میکنم نکته مهم و مثبتم اینه که نکات مثبت کوچکی که به وجود میاد فوری میفهمم و بیشتر این مسیر رو میفهمم و واقعا قانون تکامل رو هم رعایت کردم بدون اینکه بدونم تازه تو این فایل از شما شنیدم

    باور کنید یک سال بود که همش میگفتم خدا کجایی نمیبینمت تا اینکه صحبت های شما رو شنیدم و به همه سوالاتم رسیدم…

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: