live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    194MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

590 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1967 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به هر دواستاد عزیز

    سلام به دوستان قشنگم

    وقتی کامنت می نویسم یه حرف های می نویسم انگار بیشتر از اینکه برای دیگران مفید باشه برای خودم نیاز بوده بعد کامنت میگم عع عجب جمله ای شد نه اینکه ادا دربیارماا نه از قبل هیچ چیز آماده نمیکنم وقتی کامنت مینویسم به خدام میگم خدایا بیا باهم بنویسم و این خدای مهربون وقتی از قلمم جاری میشه من سرشار از آگاهی های میشم که بهشون نیاز دارم و مایه آرامشم میشن نجوا های ذهنم مهار میشن خدا جونم ممنونم که همواره با من هستی

    خدایا شکرت که خودت را به من بخشیدی

    من هر روز صبح بعد از بیداری یک صفحه شکر گزاری مینویسم و بابت هر چیزی که در اون لحظه دارم سپاسگزاری میکنم با اینکه اگر تا آخر عمرم بخوام صبح تا شب نعمت های خدارو که در اختیار ما گذاشته بشمریم و بنویسم عاجز هستیم

    رَبِّ أَوۡزِعۡنِیٓ أَنۡ أَشۡکُرَ نِعۡمَتَکَ نمل 19

    ای صاحب اختیار توفیق ده مرا که شکر کنم نعمتت را

    من قبلا در شرایطی بودم نزدیک دو سه ساعت

    و اونجا همه چیز محدود بود

    در حدی که اختیار نداشتی یک لیوان چای بخوری هروقت که دلت بخواد و هزاران موارد دیگر

    یا موقعی که دبیرستان میخوندم خوابگاه می موندم چقدر تو تنگا بودیم حتی یک لیوان آب هم نداشتم که موقع تلف شدن بخوریم باید از خوابگاه خارج میشدی میرفتی اونور حیات تا یک لیوان آب بخوری

    و ما بطری پر میکردیم می آوردیم اونم تو اتاق ها گرم میشد…….و هزاران موارد دیگر

    الان که تو خونه خودم هستم و در نعمت های فراوان زندگی میکنم باید لحظه به لحظه ذکر شکر شکر باید از لبانم جاری بشه

    یا اصلا وقتی سه سال پیش رو به یاد میارم چقدر همه چیز تغییر کرده و همه چی از هر لحاظ بهبود پیدا کرده نمیگم عالی عالی شده ولی نسبت به گذشته تغییر 180 درجه ای داشته

    ولی انسان آنقدر عجول و طمع کار و زیاده خواه است که می بینی گذشتشو از یاد برده و تمرکزش رو نداشته هاش و داره کفران میکنه و ناسپاس میشه

    واژه کَفَرَ در زبان عربی به معنای پوشاندن هست

    ولی در قرآن کریم به معنای کافر ترجمه کردن

    وقتی عرب های گندم یا هر تخمی که در زمین میکارن میگن

    کَفرَ عنه یعنی آنرا پوشاندیم (با خاک)

    وقتی ما کفران میکنیم یعنی نعمت خدا رو انگار در زمین دفن میکنیم و نمی بینیم

    از خدا میخوام کمکم کنه شکر نعمت هایش را به جا بیارم و بتونم تمرکزم و توجهم روی نعمت هایم باشد نه روی نداشته هایم

    والذین هم علی صلاتهم یحافظون 34 معارج

    و کسانی که آنان بر توجه هایشان محافظت دارند

    من وقتی این آیه رو دیدم گفتم استاد چقدر خوب قرآن رو متوجه شدی

    یحافظون فعل مضارع هست و فعل مضارع در عربی معنای لحظه به لحظه و نو شدن رو ادا میکنه یعنی خدا میگه کسانی همواره مواظب کانون توجه خود هستند دیگه چطور میخواست واضح تر از این بگه

    خدایا شکرت که قرآن کریم رو فرستادی تا آواره و سرگران نشویم سپاسگزارم

    خدایا شکرت که هروز قرآن کریم میخوانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت که روز به روز فهم قرآن کریم را برایم آسان می سازی سپاسگزارم

    خدایا شکرت که مرا با استاد عباسمنش آشنا ساختی سپاسگزارم

    خدایا شکرت که عضو سایت عباسمنش هستم سپاسگزارم

    …….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1444 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان عالی خودم

    چقدر این فایل پر از نکته و آموزه های عالی و اساسی بود

    هر چه بیشتر روی خودم کار می کنم می بینم که هنوز بیشتر و بیشتر جا دارد تا باز روی خودم کار کنم

    یک نکته عالی استاد در اول این فایل گفتند که قابل تعمل و تفکر بود

    هر چه بیشتر روی خودم کار کن و بیشتر به این ایمان داشته باشم که خودم خالق زندگی خودم هستم بی شک بهتر و بیشتر می توانم باز روی خودم کار کنم و باز بیشتر روی خودم سرمایه گذاری کنم

    اینها همگی درس هایی است که می توان از صحبت های استاد درک کرد

    هر چه بیشتر من روی خودم کار کنم و از روند پشت سر خودم درس کسب کنم و درس بگیرم در نهایت این به نفع خودم است

    تمرکز کردن روی نکات مثبت

    توجه به زیبایی ها

    داشتن حال خوب

    توانایی کنترل ذهن

    اینها همه و همه باید همیشه در ذهن خودم داشته باشم مدام روی خودم کار کنم و به بهترین دستاورد هایی که می رسم بیاد داشته باشم که از کجا شروع کرده ام و به کجا رسیده ام

    نکته دیگر برای من این است که همیشه و همیشه سپاسگذاری را در ذهن خودم داشته باشم

    یک سپاسگذاری کاملا واقعی

    یک سپاسگذاری کاملا با حال خوب

    اینها همگی برای من این را دارد که می توانم به آسانی و حال خوبی به هر چیزی که دوست دارم دست پیدا کنم

    اولین نتیجه سپاسگذاری برای من این است که حالم را خوب می کند و به من آرامش می دهد

    خدای شکر که این نعمت سپاسگذاری را در وجود من قرار داده ای

    خدای من تو را سپاس که چشمهای من را بروی نعمت های خودت باز کرده ای

    و این نکته و این قانون وجود دارد که هر چه بیشتر سپاسگذاری کنم و هر چه بیشتر ببینم خدای مهربان هم بیشتر و بیشتر به من می دهد و سهم من را از زیبایی ها و نعمت ها افزایش می دهد

    همین تجربه استاد از بانک و کنترل کردن ذهن خودش برای من یک درس عالی داشت که زمانی که در کار خودم یک مهمان و یا پرسنل من اعصاب من را خورد می کنند خودم را کنترل کنم و بتوانم با توجه به نکات مثبت و حال خوبی ها آرامش خودم را حفظ کنم

    این کنترل کردن ذهن یعنی موفق شدن در همه موارد زندگی خودم

    اینجا باید این باور را در خودم بسازم که با توانایی کنترل کردن ذهن خودم براحتی می توانم یک زندگی موفق را برای خودم بسازم

    حتی خوابی که استاد دید برای من یک جرقه است که هر چه بیشتر روی خودم و باورهای خودم کار کنم بی شک من موفق تر خواهم بود

    هرگز نگاهم به دیگران نباشد

    هر گز خودم را با دیگران مقایسه نکنم

    فقط خودم و خودم هستم که برای خودم مهم هستم

    اینها همگی نکته هایی است که من از این فایل لایو ، درک کردم

    این نکته و این درس واقعا عالی بود

    وقتی که من شروع به حرکت و تغییر می کنم جهان هم به این حرکت و این تغییر پاسخ می دهد و به من کمک می کند تا بیشتر بتوانم در این مسیر تغییر خودم جلو بروم

    مثل تغییر که در کسب و کار خودم دادم

    مثل تغییری که در خورد و خوراک خودم دادم

    مثل تغییری که در شیوه زندگی خودم دادم که سالم سازی کنم و سالم زندگی کنم

    و هر چه بیشتر تمرین کنم بیشتر و بهتر می توانم توانایی کنترل ذهن خودم را در دست داشته باشم

    این را باید همیشه جز زندگی من باشد تا ملکه ذهن من بشود

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    عمران نوری گفته:
    مدت عضویت: 2255 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت باز هم منو هدایت کردی تا این فایل استاد رو گوش کنم و الهامات لازم رو از طرف خداوند رو از زبان استاد بشنوم

    از اونجایی که تو شرایط اوضاع مالی سختی قرار دارم و همش سعی میکنم ذهن خودم رو کنترل کنم اما دوباره متاسفانه نجواهای شیطانی باز تونستن روی من مسلط بشن و امروز حالم منو بد کرده بودن

    ولی از اونجایی که تو چند سالی که روی خودم و باورهام کار میکنم و تا حدودی به قوانین اشنا شدم اینو میدونم که به هر دلیلی اگر احساسم بد باشه حالا چه حق با من باشه چه حق با من نباشه طبق قانون بدون تغییر خداوند

    احساس بد = اتفاقات بد

    بنابراین با این حال اینو میدونم که اگر همین روند حالت منفی رو ادامه بدم و به ناخواسته بیشتر هدایت میشم

    و هر چه زودتر بیام روی خودم و ذهن خودم مسلط بشم و سریعتر جلوی افسار ذهنم رو بگیرم و بیارم تو جاده اصلی خیلی بهتر میتونم به خواسته‌هام برسم

    و درست مثل اینکه اگر وقتی دستت رو میکنی تو اتیش بدون شک دستت میسوزه

    بنابراین طبق قانونی که از گرما و اتیش و سوختی درک میکنیم اگاهانه حواسمون هست که به اتیش نزدیک نشیم

    و بعد مثل همیشه از خدا هدایت خواستم که کمکم کنه تا بتونم حالم رو خوب کنم

    و خداشکر هدایت شدم این فایل فوق العاده رو از استاد گوش کنم که استاد میگن

    ««هر زمان که حالتون بد میشه باید سعی کنید تو همون حالت تمرکز کنید به نعمتهایی که دارید و سپاسگزار خداوند باشید بابت اون نعمتهایی تو اون لحظه دارید

    و هر چقدر این سپاسگزار بودن رو ادامه بدید این باعث میشه معجزات براتون رخ بده »»

    بنابراین همین که من اینو پیغام رو از طرف خداوند شنیدم بالافاصله دفترم رو اوردم شروع کردم نوشتن نعمتهایی که تو اطرافم دارم و با نوشتن هر نعمت حسابی در مورد وجود اون نعمت و اینکه چه خوبیهایی برای من به همراه داشت با خودم حرف میزدم و توضیح میدادم و بعد دوباره نعمت بعدی رو بیاد میاوردم و مینوشتم

    جالبه شاید باور نکنید تو مدت خیلی کوتاهی که من این روند رو ادامه دادم به طرز عجیبی دیدم حالم بهتر شد و احساسم تغییر کرد و بعد مدتی ادامه دادن رفتم سراغ فرزندان و همسرم و اونها رو از خوشحالی بغل کردم و کلی از اونها سپاسگزاری کردم بابت وجودشون تو زندگی من و بعد یه اهنگ شاد محلی گذاشتم و کلی با بچه‌ها باهم رقصیدیم و الحمدالله حالم خیلی بهتر شد

    و بعد از اون بازی فوتبال ایران ولز شروع شد و نشستم اون فوتبال زیبا رو دیدم که تو دقایق اخر بازی سوپرایز شدیم

    ایران 2 ~ ولز 0

    و حتی این اتفاق و برد شیرین هم نعمتی بود از طرف خداوند برای من که بخاطر سپاسگزاری خوبی که قبلش انجام داده بودم

    و خداوند با این پیروزی خواست کمک کنه تا من احساس خوب و عالی بیشتری تجربه کنم

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت خود همین نعمت وجود سایت و این فضای بسیار پاک و معنوی که من دارم که هر موقع خواستم تمرکز کنم به نعمتهای بیشتر میتونم بیام سراغ سایت و فایلها و نعمتهایی فوق العاده‌ای که خداوند در اختیار من قرار داده استفاده کنم تا بتونم به خواسته‌هام توجه کنم تا طبق قانون اساس همون نعمت بیشتر بیشتر سمت من هدایت بشه

    خدایا امروز حالم خیلی خوب شد و خداشکر به لطف هدایت خداوند تونستم دوباره برگردم تو مسیر درست و بیام اگاهانه تمرکز کنم به چیزهایی که میخوام تو زندگیم داشته باشم

    بنابراین وقتی که من سپاسگزار باشم بقول قران آسون میشم برای آسونیها

    عاشق همه تون هستم

    دوست داشتم این احساس خوب رو با شما عزیزان به اشتراک بذارم

    انشالله هر کجا هستید در پناه الله یکتا ، شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    فعلا

    یا حق

    🙏🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2584 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام به استاد عزیزم ومریم جانم

    سلام دوستان خوبم.

    استاد من چقدر این فایلتون رو دوست دارم.

    سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر آموزشهاتون.

    استاد سپاسگزارم که اصل سپاسگزاری رو به ما آموختین چقدر درگذشته تو در ودیوار بودم وبا هرقدمی که میام جلو بیشتر متوجه اصل سپاسگزاری میشم که هنوز خیلی خیلی راه دارم تا به اصل سپاسگزارم برسم.

    استاد چقدر این رویایی که تعریفش کردین بهمون کمک میکنه که ثروت بی نهایت هستش وهیچ رقابتی در کار نیست وبا آرامش واحساس خوب وسپاسگزاری وبدون عجله به تک تک خواسته هامون برسیم.

    با کمک این فایلها هرلحظه اهمیت سپاسگزاری برام واضح تر وقابل درک ترمیشه،خداجونم صدهزار مرتبه شکر که از وقتی تعهد دادم سپاسگزار باشم وتوجهم روبزارم روی زیبایها،هر روز نشانه هاشو میبینم وهر روز هدایت میشم به یکی از فایلهای توحیدی استادم وانرژی میگیرم برای حرکت کردن دراین مسیر.

    این روزها که با دوتا کوچولوهام شبها قبل خواب سپاسگزاریهامون رو می‌کنیم کلی انرژیم مثبت میشه کلی به احساس عالی وخوب میرسم وبا یه آرامش قلبی خوب میخوابم.سپاسگزارم خداجونم

    برا ی همه آرزوی بهترینهارو دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3619 روز

    سلام

    خدایا شکرت برای همه چیزهایی که در هر قسمتی از این سایت برایم آموزنده است و همیشه عالی و تازه است.

    همیشه سعی کنیم که یکسره خدا را شکر کنیم برای اینکه از این مداری هستیم و دوستش نداریم و خارج شویم از سپاس خدا براحتی می توانیم استفاده کنیم و یا ازمداری که هستیم بخواهیم که بالاتر رویم براحتی و با لذت می توانیم ازهر چیزی سپاسگزاری کنیم و توجه به زیباییها داشته باشیم و هر چه در این راه بهتر و بیشتر عمل کنیم بهتر و مهارت بهتری کسب می کنیم و بهتر انجامش می دهیم.

    همیشه حواسمان باشد که گول ظاهر هر قضیه ای را نخوریم؛ هر چه که هست ما درستش را عمل کنیم و در این صورت طبق قوانین عمل می کنیم و نتیجه هم مشخص خواهد بود حتی اگر ظاهر قضیه طوری دیگر نشان دهد.

    وقتی تمرکز ما روی زیباییها باشد در هر جایی که باشیم و در هر شرایطی که با شیم زیباییهای بیشتری به سمت ما می آید و کافیست که ما در مدار زیباییها خود را قرار دهیم و از زیباییها و خوبیها یاد کنیم.

    اینقدر آدمهای زیبا و خوب در همه جا به هم برخورد می کنند که اصلا حس نمی کنم و نمی بینم که آدمی نازیبا هم در جهان باشد؛ هر جا می رویم همه با جان ودل به من کمک می کنند و به من احترام می گذارند .

    حتی پلیسی که می خواست مرا جریمه کند؛ برایش توضیح دادم که من فکر می کرد که اینجا برای پارک کردن اشکالی ندارد و بدون قصدی؛ اینجا پارک کردم و گفت که من نمی توانم آن را عوض کنم چون نوشته ام ولی مبلغش را با کمترین اندازه برایت خط می زنم و می نویسم . یا وقتی برای خرید جایی خاص می روم، شاگرد آنجا بدون اینکه من درخواستی کنم ؛ شماره موبایلش را به من داد که از قبل برایش اس ام اس کنم و فقط به آنجا رسیدم بهش بگویم و میوه ها و هر چه که خواسته بودم را بیاورد در ماشین ووو این قدر این موارد هر روزه برایم پیش می آید که نوشتنش زمان بر است.

    نیروهای عظیم و درونی در ما هست و بسیار هوشمندانه است که کافی است ما از آنها استفاده کنیم و آنها را ببینیم نه اینکه مثل قبل زندگی کنیم و به آنها واقف نباشیم و بخواهیم از آنها که در وجود همه ماست استفاده کنیم.

    تمرکز روی زیبا ییها داشته باشیم و با کوچکترین اتفاقی که ظاهری ناخوشایند دارد شروع به غر زدن و ناسپاسی نکنیم و بدانیم که در هر اتفاقی، کلی شکرانه وجود دارد و این راهی است که ما را به بهترینها هدایت میکند و برای بهتر و راحت انجام شدن کار؛ این لازم بوده است .

    هر کسی نتایج خودش را می گیرد و ما نمیتوانیم برای کسی جز خود؛ کاری انجام دهیم پس تا میتوانیم طبق قوانین و خوب عمل کنیم و نتیجه بگیری که دیگران هم خود بخواهند که پیروز و موفق شوند.

    دوره آفرینش را هر کسی درهر موردی که می خواهد لطفا حتما تهیه کند بی نظیر است بی نظیر. و چنان پایه های محکمی می سازد که همه موارد بعدی روی پایه و اساس درست و حسابی بنا شده اند و با هر بادی نمی لرزند این توصیه من برای همه افرادی است که در این سایت هستند و نتایج آن هم ازهمان لحظه که اولین فایل را می بینیم قابل مشاهده و حس است.

    چند روزی است که حسابی متمرکزانه دارم روی فایلهای رایگان کار می کنم؛ بسیار بسیارررررررررر عالی هستند و تازه فهمیدم که خانم شایسته گفتند که با تنظیم کردن آنها به شکل جدید چقدر متحول شده اند یعنی چه؛ هر کدام از یکی بهتراست و همه هم از هم بهتر. بسیار عالی است ودرسهایی در آن نهفته است که تا ابد کارایی دارد؛ یعنی چقدر عالی میشود که کسی دوره آفرینش را تهیه کند و استفاده کند و روی فایلهای رایگان هم کار کند چقدر موثر و عالی خواهد بود.

    دوره آفرینش را تهیه فرمایید با عمل کردن به همان جلسه اول؛ هزینه قسمتهای بعدی هم جور میشود.

    Just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      محمدحسین اسکندری گفته:
      مدت عضویت: 2385 روز

      آینا خانم سلام

      امیدوارم حالتون عالی و پراز انرژی باشید

      چند وقت پیش سوالی از شما در قسمت (برای من دیدگاه بنویس )پرسیدم که اون قسمت رو استاد برداشتن لطفا یه بار دیگه راهنماییم کنید:

      گاهی تو صحبت های استاد به تناقض برخورد میکنم که مثلا توی فلان فایل اینو گفته و الان داره اینو میگه .بعضی وقت ها درک میکنم که منظور استاد توی اون فایل چیز دیگه ای بوده ولی بیشتر مواقع نمیتونم ذهنمو کنترل کنم و ادامه بدم طبق تجربیات خودتون و آموزه های استاد راهنمایی کنید چطور میشه اینطور مواق ذهن رو کنترل کرد ویه سوال دیگه که چطور باور کنم استاد تمام آگاهی هایی که داره رو در اختیار ما میذاره؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        آینا راداکبری گفته:
        مدت عضویت: 3619 روز

        سلام

        در مورد سوال دوم: ما صحبتهای استاد را می پذیریم ودرک میکنیم؛ چون به یاد میاوریم؛ یعنی اینها که استاد می فرمایند، درست است و ما ذاتا این طور هستیم و قبولشان داریم ولی نوع زندگی کودکی و اطرافیان و تاثیر پذیری که از آنها داشتیم ما را از روحمون از آن چیزی که هستیم دور می کند.

        چرا عاشق نوزاد هستیم؛ من که نوزادی که تازه بدنیا آمده را دوست دارم ساعتها بشینم فقط نگاهش کنم؛ پاک است و خالص است؛ روحی لطیف دارد و انگار وقتی بغلش میکنم خلوص آن را و آرامش آن را میگیرم یک موجود پاک پاک که طی رفتار و گفتار اطرافیان و ترسها و … که اطرافیان به او میدهند به شخصیتی تبدیل میشود مثل خود ماها هر کدام ازماها در هر جای دنیا و بعد می فهمد که ترس چیست؛ گریه چیست و غم چیست وو و روحش لکه های سیاه را می گیرد؛ یعنی اینکه با این حرفها که آرام می شویم و روحمان آن را قبول دارد.

        بهترین راه یاد گرفتن؛ آموزش است؛ یکی از دلایلی که استاد اینها را یادمان میدهد همین باید باشد. چرا نخواهند بگویند مثلا چه نفعی برای ایشان دارد؛ این باور شما از باور کمبود است؛ فکر می کنید که استاد خدای نکرده دارند همه چیز را برای خودشان نگه میدارند و چون به بقیه می خواهندنرسه این طوری هستند و اصلا اصلا درست نیست؛ این قدر جهان از همه نظر فراوانی دارد که برای هر کسی تا بی نهایت می تواند پیشرفت کند؛ پس دلیلی برای اینکه همه را به ما نگویند نیست؛ اتفاقا ایشان می خواهند که پیشرفت کنند و چیزهای تازه به ما بگویندو این طور است که از کسانی که در این کار هستند جلو هستند. اصلا چرا ما در این سایت قفل شدیم و سراغ کسی دیگری نمی رویم؛ چون ذات ما این حرفها را قبول داره و به دلمان می نشیند؛ پس حس ما خوب است و در این سایت هستیم؛ گاهی که شاید شک کنید ان نجواهای ذهنی است و شیطان است که باید بهش بگید هر چی دلت می خواد بگو من استاد را قبول دارم و هر چی می گن گوش میکنم تو هم برو برای خودت هر چی می خوای بگو.

        در مورد سوال اول: هر چه که بیشتر روی خود کار میکنیم صحبتهای استاد را طوری دیگری درک میکنیم؛ ببینید ما کلاس اول دبستان هستیم با کلاس 12 ا م باهم خیلی فرق داریم یعنی دو دو تا میشود چهار تا برایمان مثل آب خوردن میشه و وقتی هم که وارد سایت میشویم کلاس اول هستیم بعد میرویم دوم و سوم ودیپلم و لیسانس و پروفسور و… دانشمند که می توانیم صاحب نظر هم باشیم. پس درک روز اول ما نمی تواند مثل درک یکسال بعد ما باشد با هم فرق دارد چون ما فرکانس و دیدگاهمان عوض شده است ؛ استاد همان استاد است حرفهایشان هم همان است و گرنه که این همه خواهان نداشتند و این همه از این سایت موفق نمی شدند.

        اصلا حرفهای ایشان در همه قسمتها یکی است و با هم هماهنگ است، ببینید زمانی در مورد باورها بیشتر صحبت می کنند؛ چون مثلا موضوع آن فایل باور هماهنگ با عمل ماست ؛ این را مثال زدم؛ و یا جایی بیشتر در مورد عمل صحبت میکنند؛ چون موضوع آن فایل بیشتر در مورد عمل کردن است مثلا در قسمت دانلودها، ایمانی که عمل می آورد را فایلهایش را ببینید.

        مثلا در فایل ثروت بیشتر صحبتهای استاد در مورد ثروت است در فایل عشق و مودت در مورد رابطه است و بیشتر روی روابط صحبت می کنند؛ پس همه حرفهای ایشان یکی است ولی بنا به آن دوره شاید تاکید ایشان بیشتر روی قسمتی بیشتر باشد.

        در مورد هر دو سوال: ما همیشه باید قائم به ذات باشیم؛ یعنی هر چه هست چه خوب چه ناخوب؛ به خاطر فکر ماست؛ در همه موارد در همه قسمتها حتی دولت وووو پس اگر باورهایتان این است برویم سراغ خودمان که من کجا دارم اشتباه میکنم و گرنه استاد که همه قبولش دارند…

        دیگر اینکه همیشه با مغز خود باید با منطق صحبت کنیم که قبول کند و قانع شود که دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشد و وقتی سروکله اش پیدا شد زود منطقش را بزارید جلوش که دیگر ساکت بشه و چند بار که این کار را کردید؛ خود به خود حضورش کمتر می شه و همیشه باید روی ذهنمان کار کنیم.

        مثلا : از خود بپرسید: چرا من به تناقض در حرفهای استاد می رسم: می گید که مثلا فایلی را مشکل دارم چندین بار گوش کردم با فایل فلان مورد هم که مشکل دارم چند بار گوش کردم و هر دو یکی است در صورتی که من مثلا شش ماه پیش طوری دیگر فکر می کردم . پس در مورد اخیری هم در فلان فایل به تناقض بر خوردم مطمئن هستم که با گوش دادن بیشتر آنها؛ به صراحت و شفافیت حرفهای استاد می رسم .

        اصلا هم با شک و تردید گوش ندهید بارها استاد در فایلهایشان گفتند که سه ماه حرفهای مرا مثل وحی منزل بپذیرید یعنی اصلا مقاومت نکنید که درسته یا نه و اگر درست بود که ادامه بده نبود ادامه نده.

        کاری که من کردم از روز اول این بود که؛ من اصلا انرژیم را نمی زارم روی این مورد که استاد دارند درست میگویند یا نه؛ می گویم فقط باید عمل کنیم هر چی که ایشان می گویند و والسلام. تا حالا هم به تناقضی بر نخوردم .

        اگر جایی هم اصلا نمی توانید خود را قانع کنید صبر کنید و بارها وبارها گوش کنید ریشه حرف ایشان وباوری که در آن است که می فهمید.

        JUST DO IT NOW

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3245 روز

    به نام خالقی که مرا خالق ولایق زندگی آفرید ،به نام او که هر چه دارم از اوست

    خداراسپاسگزارم که در این مسیر توحیدی در گامی دیگر همراه وهمقدم شما عزیزان هستم

    خداراسپاسگزارم به خاطر یه روز دیگه ،بخاطر بوی خوش زندگی

    خداراسپاسگزارم بخاطر وجود عزیزان ودوستان الهی ام

    سلام وهزاران درود به استاد ارجمندم، یار بهشتی استادم ،استاد شایسته نازنین ودوستان الهی ام

    چکار کنم که تا بعد از مدتی کار کردن روی باورها رارها نکنم

    این موضوع بر میگرده به باور ما ،که چقدر این کار کردن بر روی ذهنمون،توجه به نکات مثبت ،نوشتن ،احساس سپاسگزاری داشتن،اینکه صبح که از خواب بیدار میشیم بخاطر نعمتهامون سپاسگزاریم چقدر باور کنیم این نوع تفکر ،این نوع نگاه ،این نوع نگرش داره نتایج بهتری را برامون رقم میزند وقتی من قانون را درک کنم که افکار من وکانون توجه من اتفاقات وشرایط زندگی من را رقم میزند که باتوجه به نکات مثبت وسپاسگزاری تبدیل میشه به احساس خوب وطبق قانون احساس خوب =اتفاقات خوب وفقط کافی است این روند را ادامه بدم درسته که انسان فراموشکاره یعنی ما خیلی زود فراموش می‌کنیم که افکار ما داره اتفاقات زندگی مارا رقم میزند که اگر ما درگیر نتایج بشیم فراموش می‌کنیم عاملی که سبب شد، این نتایج رخ دهد وبر میگردیم به همان ویژگی‌های قبل وهر آنچه نتیجه گرفتیم از دست می‌ دهیم که بعد از آن،ممکن است بعضی از افراد نتیجه بگیرند قانون جواب نمی دهد، ولی بعضی افراد نیز بهتر فکر می کنند که چرا قانون جواب میده تا موقعی که من داشتم رو خودم کار می‌کردم تا موقعی که من تمرکزم را بزارم رو نکات مثبت وسپاسگزاری به خاطر داشته هام اوضاع عالی پیش میره ولی از وقتی که من درگیر حواشی شدم وفراموش کردن تمرکز برنکات مثبت وسپاسگزاری را ویواش یواش شروع کردم به گیر دادن ،غرزدن ،تمرکز بر نکات منفی،رها شدن در حالت وابستگی وبجای اینکه خودم یکاری کنم تا احساسم خوب شود توقع داشتم آن طرف یکاری بکند تا احساس من خوب شود به همین دلیل خیلی از ماها فراموش می کنیم که دلیل اصلی رسیدن ما به خوشبختی چی بوده وممکن است در وسط مسیر راه را گم کنیم ولی اگر ما به یاد خود بیاریم که چه عاملی سبب شده تا من زندگی بهتری داشته باشم ومدام به یاد خود بیاریم دلیل خوشبختی خود را وهر لحظه خودم را بررسی کنم تا اگر از مسیر خارج شدم بفهمم ودوباره شروع کنم با تمرکز بالاتر بر روی احساس خوب مخصوصا سپاسگزاری یعنی در هر حالتی سپاسگزاری معجزه می کند شیطان در قرآن میگه من از بالا وپایین وچپ وراست بر بندگان تو وارد میشوم وتومیبینی که خیلی از بندگان تو سپاسگزار نیستند یعنی سپاسگزاری یه ابزاری است که در تمام موارد چه در قله موفقیت باشی وچه در قعر بدبختی میتونه به ما احساس خوبی بدهد

    سپاسگزاری واقعی چیزی است که وقتی انجام بدیم قلبمون باز می شود حالمون خوب میشه وتمرکزمون میره رو نعمتها ،سلامتی ،روی زیبایی‌های اطرافمون ووقتی اینکار رو بکنیم اتفاقات عالی از در ودیوار وارد زندگیمان می‌شود سپاسگزاری درهایی از نعمت وثروت را به روی زندگی ما باز می‌کند ووقتی سپاسگزاری واقعی هست که وقتی انجامش می‌دهیم قلبمون به ما میگه در مسیر درست هستیم واحساسمان خوب می‌شود آرامش پیدا می‌کنیم

    هروقت نعمت‌ها را لیست می‌کنیم متوجه می‌شویم که چقدر نعمت داریم شیطان کارش این هست که از همه طرف به من حمله کند اگر در بهشت باشم وفقط ناخن کوچیک پام مشکل داشته باشد شیطان آن بهشت را برات تبدیل به جهنم میکند به خاطر همین وقتی سپاسگزاری می کنیم ولیست نعمتهایی که داریم می‌نویسیم اصلا آدم شرمنده میشه که من اینهمه نعمت دارم واتفاقات خوب داره در زندگیم میافته آنوقت من ناسپاسم بخاطر بی ارزش ترین موضوع که مثلا چرا ناخن انگشت کوچیک پام شکسته است شکر نعمت ،نعمتت افزون کند در قرآن خدا میفرماید اگر شما سپاسگزار باشید بر نعمتت می افزاید

    سپاسگزاری بزرگترین دروازه دریافت نعمت‌ها ست

    اگر من در هر حالتی سپاسگزار باشم که نه ترسی داشته باشم ونه غمی ،سپاسگزاری که باعث میشه تمرکزم را بزارم روی داشته هام رو استعدادها ،توانایی‌هایی که داریم وکارهایی که می‌توانیم انجام بدیم سپاسگزار ویژگی‌های مثبت خودمون باشیم به اندازه ای که سپاسگزار باشیم معجزات آن را می‌بینیم واین معجزات همان لحظه اتفاق می افتد وبدن ما واکنش نشون میده به این نوع فرکانس جدید ،سلامتی ما برمیگرده ،سیستم ایمنی بدن ما قوی میشه ،رفتار آدمها باما بهتر می شود

    چقدر ماها توانا هستیم که به جای اینکه ظاهر نامناسب قضیه را ببینیم تمرکز کنیم برروی چیزهایی که به ما احساس بهتری می دهد ،سپاسگزار باشیم وتوجه امان را از چیزهای منفی برداریم وبزاریم رو چیزهای خوب وچقدر توانمندیم که میتونیم شرایط را آنطور که دوست داریم خلق کنیم اگر فرکانس مناسب بفرستیم وسپاسگزار باشیم واگر ماتمرکز را بزاریم روی نعمت‌ها وزیبایی ها میتونیم ظاهر نازیبای یک مسئله را تغییر بدیم

    آدمهای کمی هستند که سپاسگزاری انجام می دهند وتمرکزشون بر زیباییهاست، آن تعداد کمی که دارند روی باورهاشون کار می کنند اصلا نگران بقیه نباشندورقابتی در کار نیست ،بقیه معلولندوهرچقدر بیشتر میگذره بیشتر متوجه میشیم که فضای جامعه ،فضایی است که همه گمراهند وهمه دارند زجر می کشند چون همه تمرکزشون برروی نازیبایی ها وناشکری هاست

    خداجونم تورا هزاران هزار بار شکر وسپاس که در این مسیر زیبا قرار دارم

    خداوندا تنها تورا میفرستم وتنها از تو یاری می جویم مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت وثروت داده ای هدایت کن ونه گمراهان ومغضوبان آمین

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1352 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیزم و گرامی

    استاد در مورد تمرکز بر روی نکات مثبت و سپاسگزاری گفتید من یاد ماجرایی که پارسال با کارکردن روی خودم رخ داده افتادم و دلم میخاد اینجا بگم برای اینکه برای خودم یادآوری بشه و ایمانم قوی بشه ، اتفاقا یکی دو روز پیش هم داشتم به همون اتفاق زیبا فکر میکردم و گفتم چطور اون معجزه برام رخ داد میتونه شرایط بهتر ازراین هم برام بشه و میشه و یعد فکر کردم من واقعا تو اون یک هفته ای که جهاد اکبر راه انداختم دقیقا چه کاری یا چه تمریناتی را انجام دادم که شگفت انگیز بود نتیجه ش من میگم معجزه معجزه که هنوزم که هنوزه هروقت میشینم بهش فکر میکنم قند تو دلم آب میشه …

    قضیه از این قراره که پارسال من به یک تضادی با همسرم برخوردم و ایشون تو خونه قلیون میکشید و هوا سرد و من بهمراه بچه هام باید اون سرمای به اندازه 1ساعت تا دوساعت تحمل میکردیم و من همیشه پتو مینداختم روم اما با این وجود سردم بود .

    و ایشون شب کار شد 7 صبح میومد خونه ، من باید از اتاق خواب بلند میشدم با چشمای بسته میرفتم پذیرایی کنار بچه ها میخابیدم که ایشون قلیون بکشه با اینکه در اتاق خواب بسته بود ولی بازهم ما سردمون میشد و صدای قلیون نمیذاشت بخوابیم این ماجرا هر روز بود تا اینکه من صبرم لبریز شد و رفتم باهاش صحببت کردم من با این وضعیت آرامش ندارم لطفا صبح ها که میای قلیون نکش من خوابم وقتی بیدار میشم دیگه نمیتونم بخوابم و واقعا ارامشم بهم میریزه .

    ایشون ناراحت شد و بامن حرف نمیزد و حتی بعد یکی دو روز که این ماجرا ادامه داشت بحث هم بینمون شد و داستان بدتر شد …

    اینجا من روی آوردم به تمرینات …و گفتم خدایا هدایتم کن همه چی خوب بود چرا یهو اینجوری شد من که داشتم روی خودم کار میکردم آرامش داشتم چرا باید عصبانی میشدم یاد حرف استاد افتادم که هرزمانی دارید روی خودتون کار میکنید و آرامش دارین هر اتفاقی هراتفاقی هراتفاقی براتون بیفته اون اتفاق خیره براتون …

    و شروع کردم اون باورهایی که اونروزها حالمو بهتر میکرد را تبدیل کردم به ویس و هر روز و هر لحظه گوش میدادم مثلا الخیر فی ما وقع ، هر اتفاقی بیفته به نفع منه، هرکسی بمن ضربه بزنه داره بمن خدمت میکنه ، هرچی پیش بیاد همون اتفاق خوبه ست ….

    و نکات مثبت و تمرکز و توجه به نکات مثبت زندگیمو زیر و رو کرد دگرگون کرد …تو گوشیم اتفاقا همونروزا بود به ذهنم رسید تو گوشیم کانال زدم نکات مثبت همسرم و هربار یعنی میگم هرباری که ذهنم شروع میکرد نجوا که منو بترسونه سریع گوشیو میگرفتم نکات مثبت همسرمو مینوشتم …

    تمرین بعدی تجسم و تجسم …خدایاااا چقدر خوب جواب میده همه ی این تمرینات در کنار هم ، تجسم میکردم اوضاع خیلی خوبه و من و همسرم در کنار فرزندانم در صلح و صفا هستیم و خونه ای با متراژ بزرگ خریدیم و چهارتایی رفتیم خرید مبلمان و تخت و روتختی و فرش و اثاث منزل …یادمه نجوا که میومد میرفتم پینترست مبلا را نگاه میکردم مبل انتخاب میکردم یعنی اونقدر تجسمات من واقعی بود و واقعی تو پینترست دنبال مبل میگشتم که حالمو خوب میکرد …

    تمرین بعدی …. نوشتن خواسته ها با سپاسگزاری.. مثلا خدایااا شکرت همسرم برای آرامش من ارزش قائل میشه ..خدایااا شکرت همسرم برای خواسته های من ارزش قائل میشه ، خدایااا شکرت همسرم صبح از سرکار برمیگرده آروم و بدون سروصدا دروباز میکنه آروم لباسشو در میاره میاد کنارم میخابه گوشیشو میزاره سایلنت که من در آرامش باشم ، خدایااا شکرت همسرم فلان همسرم بهمان ..

    یعنی خدا شاهده یک هفته من کارم شده بود همین تمرینات یعنی من یک لحظه بیکار نبودم و بخاطر همین نجواهای شیطان خداشاهده احازه ورود نداشتن به محض ورود تمرین انجام میشد و در نطفه خفه میشدن و حالم احساسم عجیب خوب میششد ….

    و ناگفته نمونه بعد از اون بحث همسرم دو سه روزی رفت شمال و من خونه بودم …

    و نتیجه و نتیجه شگفت انگیز بود معجزه و معجزه رخ داد …استاد من میگم شگفت انگیز من میگم معجزه شاید برای شما یا دوست عزیزی که بیاد بخونه بگه خب این چیه ؟ چیز خاصی نیست !! ولی برای من برای اون حس و حال عجیبی ک برای من رخ داد من میگم بالاتر معجزه ای بود که آتش برای ابراهیم به گلستان تبدیل شد یعنی میخام بگم برای من باورکردنی نبود اولین بار بود اینجوری روی خودم کار کرده بودم و چنین نتیجه ای که بعد یک هفته نصیبم شد از همسری ک اصلا نمیخام چیزی بگم …استاد مثل قضیه دستشویی رفتن شماست که فرمودید هر بار که میرین دستشویی خداروشکر میکنین و شاید برای بقیه طبیعی باشه این داستان منم همینه…شاید برای خیلیا طبیعی باشه ولی برای من که نداشتم و الان از همونروز تا به الان ادامه داره معجزه ست معجزه ی واقعی …

    همسرم عصر از شمال اومد و شبکار بود رفت شرکت و هفت صبح طبق معمول اومد خونه …5 صبح بلند شدم نمازمو بخونم شیطان گفت چه فایده یک هفته نکات مثبت و تجسم و ….الان میاد خونه دوباره همون آش و همون ماسه …دوباره باید بیدار بشی بری اونور بخوابی …

    من سعی میکردم توجه نکنم و الان یادم نمیاد چ جواب میدادم توی کامنتم توی عزت نفس کامل نوشتم و تا اینکه ساعت 7 شد صدای کلید اومد …من بعد نماز براش صبحانه آماده کرده بودم چون صبحانه میخورد بعد قلیون میکشید منم طبق روال همیشه آماده کردم بعد نماز خوابیدم …

    اومد داخل لباسشو درآورد منم رفتم آشپزخونه خودمو مشغول کردم خدای من گواهه این نجواها داشت مغز منو میخوردن الان فلان میشه الان بهمان میشه الان الان ….و نمیتونستم از آشپزخونه بیام بیرون اصلا نمیدونم چرا …تو آشپزخونه بودم انگار منتظر بودم ببینم همسرم از تو اتاق خواب در بالکن باز میکنه یا نه .ک بره آتیش روشن کنه و ….!!! یا اینکه نمیتونستم ببینم جلوی چشمم بره دوباره انجامش بده!! دیدم باز نکرد و اومد و رفت دستشویی …

    و برگشت توی اتاق خواب من قلبم 180 درجه میزد چون نمیدونستم هدفش چیه میخاد چیکار کنه !!!! و بصورت کاملا معجزه آسا دیدم رفت گرفت جای من خوابید و پتو را گذاشت سرش!!!!!

    من آروم گفتم صبحانه نمیخوری ؟؟؟ گفت نه میخام بخوابم …… من از ذوق من از شادی من از خوشحالی من از تعجب من من من من دست و پامو گم کردم سریع برق آشپزخونه را خاموش کردم

    بدو بدو رفتم بغلش کردم بخدا قسم دست خودم نبود بخدا قسم اصلا نفهمیدم دارم چیکار میکنم اصلا نفهمیدم چیشد دارم چی میبینم اصلا این مرد کسِ دیگه ای شده !!! این این چطور چطور قلبش نرم شده؟؟!!! چیشده اصلا این واقعیته ؟؟!!! من دارم خواب میبینم یا بیدارم؟؟؟

    ای خدا هیچکس نمیدونه تنها تو میدونی اون روز اون لحظه چی در وجودم در قلبم گذشت !!! چشمای من نور را دید !!! من خودِ خودِ خودِ خدا را اونجا دیدم خدا را اونجا حس کردم خدای من گواهه من خیلی خیلی خیلی خیلی واضح حس کردم خدا اونجاست و داره از ذوق من از شادی من اشک میریزه چون من همسرمو بغل کردم و اشک ریختم اشک ریختم

    اصلا دلم میخاست داد بزنم یک چیزی در وجودم بود میخاست داد بزنه فریاد بزنه بگه خدایاااا خدایااااا خدایاااااا شکرت خدایاااااا وجودت را شکر خدایااااا حضورت شکر خدااااایاااا معجزه ات را شکر

    همسرم بغل کردم اشک ریختم و گفتم مرسی ممنونم اگر بدونی تو با اینکارت چقدر خوشحالم کردی ممنونم ،

    اون میدونم میدونم از خوشحالی من خوشحال بود میدونم از روی شرمندگی چیزی نگفت فقط سرشو تکون داد حتی روش نشد تو چشمام نگاه کنه !!!!

    تاریخ دقیق این معجزه توی عزت نفس هست و میخام بگم از اونروز تا الان که دارم این کامنتو مینویسم همسرم حتی یکبار منو از خواب بیدار نکرد !!! و طبق خواسته ی من که نوشته بودم آروم در را باز میکنه بربری میخره و آروم میاد کنارم میخابه و تا زمانیکه من بیدار نشدم بیدار نمیشه !!!!علاوه بر اون توی این یکسال الان ببینید استاد هوا چقدرر اینجا سرده ایشون اگر خونه باشه روزی دوبار سه بار قلیون بکشه عین دوسه بار بالکن قلیون میکشه لباس گرم میپوشه البته من براش توی بالکن فرش پهن کردم حتی روی فرش ، روفرشی گذاشتم دوتا بالشت گذاشتم براش پتو گذاشتم هررروز البته هرروز که نه هروقت کثیف بشه براش تمیز میکنم و همیشه میره بالکن میکشه!!!

    و استاد هرباری که میره قلیون میکشه من کنار بخاری برای خودم پتو پهن کردم و یک میز دارم از صبح تا شب کارم اینه اینجا بشینم روی خودم کار کنم تمریناتو انجام بدم و حتی کاری که در مسیر علایقم هستم همینجا کنار بخاری انجام میدم و همیشه که ایشون بالکن میگم

    خدایااااا خدایاااا معبود محبوب من سپاسگزارم آرامش من شدی خداوندا میلیارد میلیارد بار توراشکر من اینجا و بچه ها اونور در آرامش کنار بخاری توی گرما نشستیم و راحتیم و همسرم بالکن قلیون میکشه خدایاااا شکرت…

    معجزه ی زندگی من با توجه و تمرکز به نکات مثبت رخ داد در بدترین وضعیتی بودم ک ترس تمام وجودمو گرفته بود مبادا فلان بشه اما با روش اینکه من خالق زندگیم هستم

    زندگیمو خلق کردم و دارم لذت میبرم

    ما توانا هستیم برای اینکه شرایط زندگیمون را اونجوری که میخایم خلق کنیم

    خدایاااا پروردگارا تو را شکر

    استاد عزیزم زنده باشید و سلامت

    الهی صد هزار بار تورا شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4030 روز

    سلام به روی ماه همه ی خانواده

    استاد اصلا فکر نمیکردم شما ناراحت بشید،یاد اون جمله تون افتادم که همیشه می گفتین هیچکی رو بت نکنید توی ذهنتون. درسهایی که از آن قسمت داستان گرفتم: 1)همه ی ما انسان هستیم پس در شرایط متفاوت ممکنه واکنش نشان بدهیم. ولی بعد با کنترل ذهن بازی تغییر میکنه. 2)در لحظه زندگی کنیم نذاریم ذهنمون بره توی دنیای دور آینده،‌همین آینده ی نزدیک باشیم.بعدا چیزهایی که خواسته ایم خود به خود اتفاق می افتد.

    خوابتان که توی سایت تحت عنوان” معلولیت ذهنی” فایلش بود و اینجا هم تعریفش کردین… اشاره کردین به گمراهی اکثریت انسانها و اینکه ما تعداد بسیار اندکی هستیم که داریم تلاش میکنیم توحیدی باشیم.فقط میتونم بگم شکر. و اما درباره ی سپاسگزاری و معجزاتش. انگار معنیشو تازه درک کردم. بعد از این همه مدت.خیلی برام عجیبه.یه جوری گفتین که به قول خودتون وقتی بهش فکر کنیم و بنویسیم واقعا اشکهامون بند نمیاد.وقتی از ته ته دلمون انجام میشه تأثیرش اونقدر عجیبه که هیچ جمله ای نمیتونه وصفش کنه.

    من دو هفته س که توی یک فرکانس عالی رفته ام از نظر حس خوب.و اتفاقات شگفت انگیز برام می افته.تقریبا هر روز با یکی دیگر از دوستان عباس منشی ام اونها رو به اشتراک میذارم و ایشون هم متقابلا همینطور. هی قانون رو تکرار میکنیم. و بعد این جمله که گفتید( بازی ساده س…) یعنی خداوند به همین زیبایی و سادگی برایمان بهترین ها را فراهم میکند به شرطی که ما این سادگی را درک کنیم.درکش برای من خیلی طول کشید در مداری که الان هستم. امیدوارم که بعد از این راحت تر درکش کنم.قانون احساس خوب=اتفاقات خوب

    از آگاهی هایی که با عشق برامون میگین سپاسگزارم.تلاش میکنم شاگرد عملگرایی باشم.

    برای همه ی اهالی خانواده ام شادی،آرامش، عشق، فراوانی و سلامتی خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    سعید رضا رادمنش گفته:
    مدت عضویت: 2687 روز

    سلام استاد توحیدی و هم قدم لایق مریم مهربون

    استاد این قبیل از اتفاقات که در بانک برای شما افتاده

    من بارها و بارها برام اتفاق افتاده اما چون قبل از رفتنم

    اون کار بمن الهام شده من دیگه در این جور مواقع میدونم

    که اگه توی بدترین شرایط هم منو قرار بدن فقط و فقط باید

    من ایمان داشته باشم که :

    نتیجه کار بنفع من تموم میشه و من فقط باید توجهم رو از

    روی ناخواسته ها بردارم و بر روی خواسته هام و داشته هام

    و زیبایی ها و تنها و تنها سپاسگذاری رب یکتا رو داشته باشم

    و استاد باورت می شه در تمام مواقع حتی قانونی که می گفتند

    هیچ راهی نداره باید این راه رو بری …. برای من شرایط و

    اتفاقاتی افتاده که :

    همه چیز بنفع من تموم شده!!!!!!!

    خدایا شکرت بخاطر قوانین بدون تغییرت …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1729 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    #بیستم یکم مهر پاداش های ویژه

    #گام هفدهم

    سلام سلام به روی ماه استاد عزیزم

    به روی ماه مریم بانو

    و به روی ماه تویی که این کامنت رو می خونی

    نکته اصلی این فایل برای من سپاسگزاری بود

    ++سپاسگزاری ابزاری است برای خلع سلاح ذهن و دوباره برگشتن به مسیر خلق زندگی دلخوه؛… سپاسگزاری تو هر حالتی واقعاً معجزه می کنه… قلبت باز میشه، سپاسگزاری که باعث بشه نه ترسی و نه غمی داشته باشی، حالت خوب میشه، بدنتون رها میشه، آرامش، تمرکزت میره روی نعمت ها، زیبایی های اطرافت==»» اون وقت اتفاقات عالی، بوم بوم بوم وارد زندگی میشه… جهان ادا و اطواری نیست هاااا… شیطان همیشه این توانایی رو داره که اگه حتی تو بهشت باشی، اما حالتو بد کنه و فکر کنی تو جهنمی… سپاسگزاری بزرگترین دروازه دریافت نعمت هاست… همون لحظه‌ی سپاسگزاری، تک تک سلول های بدن واکنش نشون میدن…

    ++چقدر ما توانمند هستیم برای اینکه شرایط زندگی مان را تغییر دهیم و چقدر راحت می توانیم این توانایی را فراموش کنیم و وارد روزمرگی و حاشیه ها شویم؛

    در مواقعی که ظاهر قضیه ناجالبه همون لحظه با کنترل ذهن و سپاسگزاری عمیق روی زیبایی های اون لحظه، ورق رو می تونیم به نفع خودمون برگردونیم و این اطمینان قلبی رو داشته باشیم که انجام میشه

    مثال بانک استاد…

    مثال خودم: چند روز پیش توی یه مدرسه ای جلسه داشتم… همون اول ورودم از مدیر خواستم که دفتر مشاهدات رو بِدَن من بنویسم، که مقاومت کرد و خلاصه با مدیرم صحبت کرد و با حالت ناراحتی دفتر و داد تا من بنویسم و بعد از اون هم با ناراحتی تو جلسه بود و هر از گاهی با حالت کنایه و مچ گیری من، سوالی مطرح می کرد یا درخواستی داشت… ولی خداروشکر به فضل خدا من اصلاً نمی دونم چطوری، تو اون شرایط ذهنم رو کنترل کردم و ذهنم ناخوداگاه رفت خوبی هاشو برام بلد کرد… اینکه چقدر حامی معلم های مدرسه خودشه… چقدر ارزش دانش اموز براش مهمه… چقدر به اولیاء احترام میزاره… چقدر رشد دانش اموز و ارامش معلم براش مهمه… استاد همه ی اینا ناخوداگاه به ذهنم می اومد و چند بار هم با شجاعت تونستم نکات مثبت ایشون رو بیان کنم و در انتهای جلسه دیدم که چقدر ایشون رفتارش با من تغییر کرد و چقدر اونجا یاد این آیه افتادم:

    فصلت:34

    وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ

    و نه نیکی یک شیوه است و نه بدی؛ تو به بهترین شیوه [بدی را از خود] دفع کن، در این صورت [خواهی دید] آن کس که میان تو و او دشمنی است، همچون دوستی گرم گردد.

    مؤمنون:96

    ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَصِفُونَ

    تو بدی را با شیوه‌ای که نیکوترین باشد دفع کن، ما به آنچه توصیف می کنن، داناتریم…

    ++قانون تغییر مکان زندگی… وقتی مثل بقیه فکر نکنم و مثل بقیه رفتار نکنم، قطعاً مثل بقیه هم نتیجه نمی گیرم و این اختلاف فرکانسی باعث میشه جهان از لحاظ فیزیکی هم منو جدا کنه

    مثال: وقتی تابستون با تمرکز روی خودم کار کردم، جهان منو از مدرسه ی قلبی جدا کرد و آورد مرکز مشاوره که هم کارم راحتتر و هم علاقه ی بیشتری بهش دارم… این مثال رو فردای اون روزی که گوش کردم دارم می نویسم… امروز بعد از ظهر مدرسه ای جلسه دارم به خاطر همین صبح تو خونه هستم و دارم روی فایل ها کار می کنم… در مسیر نور، آسان میشی برای آسانی ها… این وعده خداوند است

    الهی شکر برای این آسانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: