live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    194MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

590 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    به نام خدا، سلام.

    از شنیدن این فایل خیلی لذت بردم.

    امروز بارها و بارها گوش‌دادم.

    یه چیزی که خیلی کاربردیه برام و گوشم زنگ زد این نکته ی مهمی بود که از زبان استاد شنیدم و الان برام یاداوری شد مجدد:

    یکی از راه های کنترل ذهن،سپاس گزاری هست.

    امروز همین یه دونه رو تمرین کردم.

    نجوا اومد، اگاهانه سپاس گزاری کردم و به زیبایی ها توجه کردم تا صدای نجوا رو ضعیف و قطع کنم.

    ذهنمو با سپاس گزاری کنترل کردم.

    الهی شکرت.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2185 روز

    بسم الله النور

    سلام به استاد عزیزم و مریم نازنین

    عاشقتونم و سپاسگزارم بابت این لایو پر از آگاهی

    نکته اول سپاسگزاری که کلید رسیدن به خواسته ها

    تمرکز بر نکات مثبت

    کنترل ذهن

    و رسیدن به احساس خوب هست

    و از قدرت نوشتن که باعث میشه فرکانس من رو بالاتر ببره و تمرکزمو رو بیشتر متوجه می‌کنه تا بیشتر و بیشتر به یاد بیارم

    نکته بعدی کنترل ذهن در هر شرایط هست که داستان بانک رو گفتید که باعث میشه نتایج بهتری رقم بخوره و باز اینجا سپاسگزاری می‌تونه بیشترین کمک رو بکنه چون وصل میشم به نیروی عظیم که تنها قدرت هست

    وقتی سپاسگزار باشم حتی میتونم رفتار آدم هارو برانگیخته کنم به نفع خودم

    وقتی از حق به جانبی پرهیزکنم میتونم سپاسگزار باشم

    نتایج وقتی من تصمیم میگرم نگاه بهترین هر ماجرا داشته باشم از همون موقع تغییر می‌کنه و به نفع من پیش می‌ره

    استاد از داستان بانک میشن کل قانون رو نگاه کرد و میشه دید که شما تو این چند ساعت چقدر دقیق و عمیق به قانون عمل کردید و نتیجه شد رضایت شما و تمام داستان در نهایت به نفع شما شد

    یاد بگیرم تمرکزمو از نکات منفی بردارم و بزارم روی نکات مثبت و سپاسگزاری

    وقتی من قانون رو میدونم باید به اون عمل کنم و حواسم به نجوا ها باشه و به ظاهر نگاه نکنم من میتونم ظاهر رو تغییر بدم اگر سپاسگزار باشم و من فراموش میکنم ازاین قدرتم استفاده کنم

    قسمت دوم

    فراوانی آدم هابی که تو لایو حضور داشتن خدایا شکرت 😍

    دقیقا بینهایت انرژی میگیرم وقتی ازقوانین حرف می‌زنیم

    داستان خواب شما هم بازم کلی درس

    اول سوالات خوب بپرسم (که شما گفتید چیکار کنم راجب مساعل مالی همون نتیجه رو که در روابط گرفتم بگیرم )و پاسخ همیشه داده میشود یعنی پاسخ در درون من است مثل خواب شما که بعد از این سوالات اتفاق افتاد

    و پاسخ اینکه مسابقه ای در کار نیست و تو نیازنداری با کسی مسابقه بدی تو میتونی دنیا خودتو بسازی و فقط با کار کردن روی باور ها میشه دنیایی بسازی که بهشت رو همین الان تجربه کنی

    ومعنی معلولیت ذهنی اینکه تمام مدت تمرکزتو بزاری روی نکات منفی نه این معلویتی که ما به بعضی از آدم های خاص میگیم

    و دلیل اتفاقات ناخوشایند فقط و فقط تمرکز روی همون جنس اتفاقات و اخبار و نازیبایی و ناسپاسی هست

    اما دنیای تو تغییر می‌کنه وقتی تعهد میدی که نگاهتو تغییر بدی و سعی کنی تمرکز بزاری روی زیبایی ها

    و قسمت بعدی راجب قانون آفرینش

    نظر منم اینه که عالی هست چون منم دنیام با این دوره زیبا تغییر کرد و الان هربار که گوش میدم خودمو با گذشته مقایسه میکنم فقط میتونم بگم خدایا شکرت

    تکامل تکامل در درک سپاسگزاری و عملکرد هرچه بیشتر سعی کنم روی خودم کار کنم تکامل رو طی میکنم و به مدار درک بهتر و عملکرد بهتر میرسم

    عملکرد من نشون دهنده باور های من هست نه حرفام دقیقا استاد این نکته طلایی هست

    زندگی در بهشت واقعا بینظیر هست استاد که تغییر و رشد کوانتومی من از شروع این سریال شروع شد که قانون رو به عینه در زندگی روز مره شما دیدم و درک کردم

    تغییر مکان

    وقتی من باور هامو تغییر میدم جهان هم شروع می‌کنه به هدایت من به سمت جاهای بهتر مگر اینکه مقاومت داشته باشم که همون باور های غلط راجب مکان های جدید هست که دقیقا شما با سریال زندگی در بهشت کلی باور های منو شخم زدید راجب کل جهان و بخصوص آمریکا

    حرکت به امید بهبود جهان و تغییر جهان و شهامت مهاجرت کردن و تغییر

    بازم یاد آوری اینکه وقتی درست روی باور هام کار کنم خداوند هدایت می‌کنه منو به جاهایی همسنگ باور های من

    به اجبار مهاجرت نکن برای تغییر و بهبود با شهامت حرکت کن و مهاجرت کن

    باور ها و ایمان فاکتور اصلی هست

    سرمایه گذاری روی خودم باعث میشه خیلی خیلی بیشتر از این ها دریافت کنم (دقیقا استاد محصولات شما بینهایت ارزشمند هستند )

    ترس ها :وقتی تو دل ترس ها میری میبینی که ترسی وجود ندارد وقتی با ایمان حرکت کنی دقیقا اینو من لمس کردم و تجربه کردم و پا گذاشتم روی یک عالمه ترس و حرکت کردم و نتیجه بسیار عالی شد

    قانون خیلی ساده است و هیچ وردر وروز خاص و اعمال خاصی وجود ندارد این باور ها یعنی محدود کردن خودم و خدا به روز خاص و کار خاصی

    ساز و کار جهان پاسخ به فرکانس های منع به همین سادگی

    من سعی کنم با همین تمرین های ساده مثل سپاسگزاری و تمرکز زرنکات مثبت و کنترل وردی ها و ساخت باور های قدرتمند کننده

    هرچه که باعث میشه ترس های من کمتر بشه و امید و ایمان و قدرت من بیشتر بشه به من کمک می‌کنه

    کنترل وردی ها فیلتر کردن آدم های منفی

    کنترل وردی ها همه چیزه

    خدایا شکرت که استاد جان داره میگه بچه‌ای سایت بچه‌ای خاصی هست 😍😘

    هیچ تکنیک خاصی لازم نیست داستان خیلی ساده است مثل قرآن که خیلی روان و آسان هست

    وقتی با این ذهنیت به قرآن نگاه کنم میبینم که چقدر قانون رو ساده و قابل فهم برای من بیان می‌کنه قوانین رو به زبان ساده میگه

    کل داستان ساده است ونمیخاد دنبال راه عجیب و غربیت باشم برای خوشبختی

    وقتی میتونی آیندتو پیش بینی کنی که درک کنی قانون رو

    عاشقتونم که زندگیتون آنقدر شفاف هست و دقیقا استاد خودتون هستید و دلیل تاثیر گذاری هم همینه که شما خودتون هستید بدون ماسک و نقاب زدن

    عاشقتونم که آنقدر راحت و ساده قانون رو آموزش میدید

    و هرچه به قانون عمل کنم اعتماد به نفسم بیشتر میشه و نتایج بزرگتر میشه

    استاد جان دقیقا دلیل تاثیر گذاری حرف های شما اینه که خودتون اولین عامل به حرف هاتون هستید

    آزادی زمانی و مکانی و مالی دقیقا توی تک تک فایل هاتون مشخص هست

    لذت بردن از داشته هات هست

    سبک شخصی شما بینظیرع استاد همین مرغ و خروس ها و این جای بسیار زیبا ومهمتر ازصفر ها و اعداد حساب بانکی لذت بردن از همون که هست

    باور کنید که بازی پیچیده نیست چون خیلی ساده است نمیبینمیش

    همین سپاسگزاری بینهایت تاثیر گذار است

    کل داستان اینه که ذهن مو کنترل کنم زندگیمو میتونم کنترل کنم

    ساخت باور ها ی قدرتمند کننده باعث میشه نتایج بهتری بگیرم و هرروز و هرروز که کار کنم نتایج مدام و پایدار و بیشتر و بیشتر میشه

    استاد جان عاشقتونم و عزت شما ابدی و پایدار باشه

    وقتی من روی خودم کار میکنم مدار اطراف منم تغییر می‌کنه

    استاد یک عالمه نتایج عالی هست که دلم میخاد حتما براتون بگم

    و عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘😍😍🤗🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  3. -
    Amir گفته:
    مدت عضویت: 2855 روز

    سلام. صحبت از شکرگزاری شد و من دوست داشتم یکی از تجربه هامو از شکرگزاری بگم.

    یکی از لذتها و تفریحات من پیاده رویه که اغلب هم با دوستانم میریم. یکبار یادمه که خیلی پیاده روی کرده بودیم و حسابی گشنه شده بودیم، شدیدا هوس پیتزا کردیم بعد نگاه کردیم دیدیم پول پیتزا نداریم، بجای پیتزا رفتیم یه نون روغنی با پنیر خامه ای خریدیم و مشغول خوردنش شدیم و من انقدر از درون بدون اینکه حتی واژه ای در درون من گفته بشه، در قلبم سپاسگذار خداوند بودم بخاطر اون نون پنیر که تمام وجود من سرشار از احساس فوق العاده ای شد و قلبا خداوند رو شکر کردم بخاطر اون لحظه.

    بعد از خوردن نون پنیر دوباره راه افتادیم و هرکس رفت سمت خونه خودش و وقتی من رسیدم خونه دیدم خواهرم پیتزا سفارش داده و یدونه هم برای من سفارش داده و پیتزا هم تازه رسیده و گرم و خوشمزه آماده زدن تو رگه. و من نشستم با عشق اون پیتزا رو خوردم و تمام وجودم سرشار از شگفتی شد از اینهمه لطف خداوند بمن.

    طبق تجربه من اگر ادم واقعا با قلبش احساس سپاسگذاری داشته باشه نعمتها و خوشی ها میدون بطرفش و من بزرگترین حس سپاسگذاری رو در وجود خداوند در بطن تک تک سلولهای خودم و اینکه من با خداوند احاطه شدم، با یک نیروی خیرخواه عظیم که ابرقدرت مطلق هستیه و اون قدرت عاشق منه، عاشق اینه که من همیشه حال دلم عالی باشه، پیدا کردم.

    واقعا بزرگترین سپاسگزاری من که انگار فورمولیه برا همه ی سپاسگراریهای دیگه وجود خداوند در درون منه که بمن حس اطمینان قلبی در مورد همه چی میده مگر زمانهایی که من فراموش میکنم که همچین وجودی وجود داره و اجازه میدم ترسها و ناامیدی ها منو شکار کنن.

    برای هممون و بخصوص خودم قلبی سپاسگزار آرزو میکنم که همچین قلبی دروازه ورود نعمتهاست به زندگی.

    یا حق👋🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  4. -
    آيدا رفيع زاده گفته:
    مدت عضویت: 2582 روز

    سلام استاد عزیزم

    الان که دارم کامت مینویسم تا دقیقه ٢٠ فایل رو گوش دادم .

    اونجایی که گفتین اگر از ته قلبتون سپاس گزاری خدارو بکنین به خاطر چیز هایی که دارین و سپاس گزاری به صورت سبک شدن بدن و احساس آرامش واقعی نمایان میشه ،مجزه رخ میده ، همون لحظه فایل رو متوقف کردم و گفتم خدایا از ته قلبم شکرت و واقعا سبک شدم .گقتین سپاس گزاری واقعی کاری میکنه که شما نه غمی داشته باشین و نه ترسی . احساس بعد از سپاس گزاری من هم دقیقا همین بود .

    شما گفتین اگه اینجوری و با این احساس سپاس گزاری کنین معجزه رخ میده و واقعا رخ داد استاد ، همین الان یکی از وسایلم که ٣ هفته پیش داخل سایت گذاشتم توسط یک فرد فوق العاده خوب از یه شهر دیگه فروش رفت و مبلغش همین الان وارد حسابم شد .

    اون فرد گفت من و خانومم به این وسیله احتیاج داشتیم ولی پیدا نمیکردیم ،همین الان احساسمون گفتیم بریم این قسمت سایت سرچ کنیم و آگهی شما رو دیدیم و خیلی خوشحال شدیم و بلافاصله زنگ زدیم …

    خواسته من فروش وسایلم با قیمت مد نظرم و به راحتی بود و میخواستم به افرادی فروخته شن که قدرشونو بدونن و با اشتیاق و رضایت خریداری کنن … با این تمرین سپاس گزاری که من از ته دلم انجامش دادم در واقع دروازه ورود نعمت رو باز کردم و یک نفر دیگه از یک نقطه دیگه روی این کره زمین یک خواسته درش شکل گرفت و جهان مارو در مدار هم قرار داد که هم خواسته من تحقق پیدا کنه و هم خواسته اون فرد . پس در واقع زمانی که ما یک خواسته به جهان ارسال میکنیم ، کاری که جهان میکنه اینکه افرادی که به خواسته ما ارتباط پیدا میکنن و یا کسانی که خواسته ما به طریقی خواسته اون هارو برآورده میکنه رو در مدار هم قرار میده و در زمان مناسب افراد به هم برخورد میکنن . من یادگرفتم که عجله نکنم جهان بدون نقص کارشو انجام میده و خواسته ما در زمان مناسب محقق میشه … نه خیلی زود و نه خیلی دیر .. اگه یه خواسته خیلی وقته که محقق نشده به خاطر اینکه خودمون جلوی ورود اون خواسته به زندگیمون رو گرفتیم یعنی خودمون یا خیلی به اون خواسته چسبیدیم و یا میترسیم با ورود اون خواسته به زندگیمون یه چیزیو از دست بدیم و یا یه اتفاق بدی بیفته .

    من یک هفته پیش میخواستم یک زمین خریداری کنم که ملزوم به فروش سکه هام بود ولی دقیقا یک روز قبل از خریداری قیمت سکه اومد پایین و من نتونستم معامله کنم . اون موقع به خودم گفتم چرا باید این اتفاق بیفته ؟ و احساس ناراحتی ، ترس و اضطراب به سراغم اومد . دیروز یاد این حرف استاد افتادم که گفتن :” وقتی شما روی خودتون کار میکنین هر اتفاق به ظاهر بد هم که براتون میفته دقیقا همون اتفاقی هست که شما رو به خواستتون میرسونه” ، وقتی اینو به خودم گفتم حالم خیلی خوب شد و رها کردم این مسئله رو . گفتم پس خدا در زمان درست بهم میگه باید چه کار کنم .

    امروز هم با این فایل فهمیدم که مواقعی که اوضاع اونجوری که من میخواستم پیش نمیره و اونجوری که من فکر میکردم نمیشه ، رهاش کنم و از ته قلبم به خدا بگم خدایا شکرت به خاطر نعمت هایی که الان تو زندگیم هست . اگه اینکارو بتونم همیشه در چنین مواقعی آگاهانه انجام بدم واقعا معجزه رخ میده و به قول مدیر فنی سایت آقای ابراهیم ” یا همون اتفاق خوبی میفته که فکرشو میکردم یا اتفاق فوق العاده بهتری میفته که حتی فکرش هم نمیتونستم بکنم “

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  5. -
    مهران سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2286 روز

    سلام بهترین استاد من، چقدر احساس نزدیکی میکنم بهتون آقای عباسمنش، چند شب پیش خواب دیدم کنار صاحل نشستیم و دارین برام صحبت میکنین.

    بعد با هواپیما رفتیم یک جای دیگه و من از پنجره هوا پیما از بیرون فیلم میگرفتم و شما میگفتین بعدا برام بفرست تا بزارمش روی سایت😊

    استاد بیشتر از سه ساله که دارم باشما زندگی میکنم و اصلا فکر نمیکنم که ازم دورین و منو نمیشناسین، چون هر روز حرفاتون تو گوشمه و دارین باهام صحبت میکنین.

    من اصلا تو سایت نظر نمیزارم، نمیدونم چرا، شاید با تایپ کردن با گوشی راحت نیستم اما تمام خواسته هام و احساسات خوبمو توی دفترم مینویسم و دارمشون.

    حال این روز های من مثل اون زمانیه که میگفتین تو خیابون راه میرفتم و اشک میریختم.

    به برکت این بیماری مجبورم موقع پیاده روی ماسک بزنم و اشک ریختن برام راحت تره و خجالت نمیکشم.

    استاد کلی اتفاقات بزرگ تو زندگیم افتاده و داره میفته، چون احساس میکنم به قانون ایمان اووردم و مثل روز برام روشن شده همه چی.

    اینقدر به خواسته ها رسیدم که فکر میکنم الان خوابم و دارم رویا پردازی میکنم.

    خیلی وقت به خودم میگم وقتشه که بری حداقل با یک پیام از استادت سپاسگذاری کنی اما باز میگم من چه بکنم چه نه، استادم خیرش رو تو زندگیش میبینه که من رو اینقدر به خدام نزدیک کرده و بهم یاد داده چطور از قدرت بی انتهای رببم استفاده کنم.

    شاید نظر نزارم تو سایتتون اما همیشه از صمیم قلبم دوستون دارم و بهترین هارو واستون میخوام.

    به امید دیدارتون.

    شاگرد و همفرکانستون مهران😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3355 روز

    به نام خدای مهربان و رزاق

    سلام

    سپاسگذاربودن بزرگ ترین ویژگیه یک انسان موحده

    تو چیز هایی داری توی زندگیت که همیشه میبینیشون از کنارشون به راحتی رد میشی ذهنت میگه خب که چی همه دارن همینه که هست برات عادیه که تو زندگیت باشن به راحتی نادیده میگیریشون اما زمانی شروع می‌کنی میگی خدایا شکرت یه فرش دارم تو خونه بعد میگی اااا خدایا شکرت یه خونه دارم که فرش رو داخلش انداختم اوه من چشم دارم که میتونم هم خونم رو ببینم هم فرشمو و همینطوری کم کم تمام داشته هات ردیف میشن جلوی چشمات دستان سالم که باهاش آشپزی می‌کنی تمام وسایلی که تو اشپز خونته هرچقدر ادامه بدیم هی میان چیز هایی که هرروز از کنارشون رد میشیم سلامتی که با هیچی نمیشه به دستش اورد به قول استاد با چند میلیارد میتونی سلامتی رو بخری رابطه درست رو چطور حال خوب رو سپاسگذار همین داشته هات باش اینا رو نمیتونی بخری ولی میتونی با سپاسگذاری از خدات دروازه ای از همین نعمت ها رو وارد زندگیت کنی چون اون موقع وصلی به منبع خیرو برکت و حال خوب و سلامتی هروقت حالت بده از چیز های کوچولو شروع کن به سپاسگذاری اونوقت میبینی چطور ورق برمیگرده کسی با تو دشمنی داره بد اخلاقی می‌کنه باهات توجهت رو بزار روی سپاسگذاری روی نکات مثبت نمیتونی نکات مثبت اون فرد رو ببینی بزار روی نکات مثبتی که می‌تونی هرجایی پیدا کنی و عین شکارچی که دنبال اهویه تو هم شکارچیه نکات مثبت باش و سپاسگذار همین ویژگی که بلد شدی تا از این نکات مثبت بیشتر وارد زندگیت بشه قلبت باز بشه ارامش بیاد سراغت

    استاد وقتی به خوابتون فکر میکنم از خودم و خدام خجالت میکشم که منم جز همین دسته معلولین بودم و با ذهنیت معلولم داشتم چنگ میزدم به زمین تا به چیزی برسم و خدارو شکر میکنم هدایت شدم هدایت شدم به سمت شما و کسانی که به انان نعمت داده شده نه گمراهان استاد عزیزم باورهای ما نشان دهنده زندگی ما هستند اینو باور کردم و ازتون سپاسگذارم که خدای واقعی رو توحید رو هر لحظه به ما یاد اور می‌شید مریم جانم خیلی ازت سپاسگذارم من خیلی با این فایل ها بزرگ شدم احساس میکنم جوونه داخل خاک اولی سرش زده بیرون سبز شدم دارم کم کم بزرگ تر از دیروزم میشم دارم قد میکشم انشالله خدا کمکم کنه ثابت قدم بمونم

    دوستتون دارم بوس بهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      مائده کردی گفته:
      مدت عضویت: 2788 روز

      سلام به حسین عزیزم هم فرکانسی

      درود خداوند بر تو باد

      با مطالعه کامنتت یاده دیروز خودم افتادم وقتی فایل و گوش گردم

      داشتم برای خودم نهار درست میکردم که حسم گفت وسط پختن نهار برو دفترتو بردار بیار

      شاید باورت نشه دفترمو آوردم

      شروع کزدم به شکرگزاری

      از آشپزخونه وسایلش قابلمه و تابه

      موادی که باهاش داشتم غذا درست میگردم

      ادویه جات ها گازی که داشتم

      بشقاب و چنگال ها

      دستای سالمی که میتونم باهاشون آشپزی کنم …..

      و و و

      خدای من خدای من

      برای بار اول یود یهوچنین حسی داشتم حس داشتن حس اینکه من همه چی دلرم واقعا حس کمبود نداشتم

      خدای من شکرت

      عجیب دیروز احساسش کردم….

      تحسینت میکنم مرد قوی برای تعهدت به این سلسله فایل ها

      برای اینکه داری روی خودت متعهدانه کار میکنی احسنت بهت

      سپاسگزارم برای کامنتی گه نوشتی

      دمت گرم حسین عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    یگانه بانو گفته:
    مدت عضویت: 1044 روز

    سلام به خانواده بزرگ عباسمنشی ها

    چقدر خوشحالم که تو جمع شما هستم و خدا می‌دونه که چقدر از خوندن کامنت های دوستان علی الخصوص تجربیاتشون لذت میبرم و چقدر آگاهی بدست میارم و چقدر انگیزه میگیرم.من مدت ها بود خواننده خاموش بودم ولی دلم نیومد که چیزی ننویسم، بالاخره باید از یه جایی شروع کرد شاید نتیجه ی منم انگیزه ای بشه برای دوستان.

    من کتاب معجزه شکرگزاری و قبل آشنایی با استاد خونده بودم و خیلی بهش علاقه داشتم، اصلا یه علاقه و اعتقاد خاصی به شکرگزاری دارم با اینکه مرتب انجام ندادم ولی نمی‌دونم چرا حس میکردم جواب میده.شاید به خاطر آرامشی بود که بعد انجام شکرگزاری بهم دست میداد.

    من چند سال پیش از کارم استعفا دادم نمیخوام زیاد وارد جزئیات بشم و بگم چرا ولی کاملا یهویی شد اونم به درخواست شخصی که بهم وعده یه کار بهتر با شرایط دلخواهمو داده بود.از فردای استعفام تو محل کار جدید مشغول ب کار شدم، بهم وعده های خوبی داده شده بود،و منم خوشحال از اینکه بالاخره تو بیمارستانی مشغول شدم که هر چی بگم همونه از حقوقم گرفته تا شیفت ها و حتی انتخاب همکارایی ک قراره با من کار کنند.یک هفته رفتم و اومدم ولی دیدم اصلا این جای جدید خوشحالم نمیکنه، فضاش برام سنگین بود، حس خوبی از همکارام نمیگرفتم،حتی مسیر رفت و امدش برام عذاب آور بود،یعنی با وجود اینکه قرار بود همه چی بر وفق مراد من باشه ولی اصلا حس خوبی بش نداشتم.بیشتر از ده روز نتونستم تحمل کنم، کلی با خودم کلنجار رفتم تا خودمو راضی کنم،پیش خودم گفتم کاری ک نتونه حس خوب بهم بده و قراره با عذاب باشه رو من نمیخوام حتی اگه شرایط خوبی از نظر دیگران ممکنه داشته باشه.سر این کارم نرفتم

    دیگه من از اونجا رونده و از اینجا مونده شدم

    از کار قبلیمم استعفا داده بودم و دیگه بیکار شدم

    خیلی عصبی و نگران و ناراحت بودم.اصلا نمی‌دونستم چیکار باید بکنم.چند روزی به همین روال گذشت پیش خودم میگفتم این همه کار کردی یکمم استراحت کن لذت ببر طوری نمیشه ک.ولی انقدر ذهنم درگیر این مسأله بود نمیتونستم آرامش بگیرم و لذت ببرم از این لحظه.

    با خدا خلوت کردم گفتم خدایا من به امید کس دیگه کارمو از دست دادم فکر میکردم خیلی شرایط خوبیه.ولی راضیم نکرد خوشحالم نکرد.حالا موندم چیکار کنم خودت کارمو درست کن .من آدم تو خونه موندن نیستم هر جوری ک صلاح میدونی برام درست کن سپردم ب خودت .بعد این صحبت ها یکم آروم شدم از فرداش چند جا رفتم رزومه دادم.

    تا اینکه دو سه روز بعدش یکی از همکارای سابقم بهم زنگ زد گفتش که یکی از دکترهایی که قبلا من با ایشون کار کرده بودم خبردار شدن ک من از کارم استعفا دادم و خواستن ک برم دیدنشون.ایشون مدیر بیمارستان خصوصی بودن،ولی من تو این بیمارستان کار نکرده بودم جای دیگه ای با ایشون همکاری داشتم.

    خلاصه بعد این تماس از خوشحالی داشتم پرواز میکردم هنوز چیزی مشخص نبود اصلا معلوم نبود درمورد چ کاری میخوان بام حرف بزنن ولی چون من اینو یه نشونه می‌دیدم خیلی خوشحالم میکرد ک آقااااااا خدا حواسش بهم هستا…..

    ایشون و دیدم قرار بر این شد من یه تایمی ک مشخص نکردن چقدر برم بیمارستان اونا تا سهامدارای دیگه هم منو بشناسن هم کارمو ببینن بعدش اگه موافق بودن بام قرارداد ببندن.

    چند روزی رفتم ولی دلم قرص نبود چون یه آقای دیگه ای هم همزمان با من می اومدن و قرار بود یکی از ما دو تا بمونیم

    میرفتم می اومدم کارمو خوب انجام میدادم ولی دلم زیاد آروم نبود

    کاری ک کردم اومدم مشخصات شغل ایده المو مشخص کردم و به حالت شکرگزاری نوشتم انگار ک همین الان دارمش.هر روز بعد نماز میخوندمش و احساس خوبی بهم دست میداد.دیگه آروم بودم میگفتم خدایا من شغلی با این مشخصات میخوام حالا یا اینجا یا هر جای دیگه ک خودت میدونی.اصراری ندارم حتما همین بیمارستان باشه

    از فرداش با اطمینان و حس خوبی میرفتم سرکار چون خیالم راحت بود من یه شغلی با این مشخصات خواهم داشت ایمان زیادی داشتم .چون میدونستم شکرگزاری جواب میده.من حتی تاریخ قراردادم هم اول بهمن ماه مشخص کرده بودم.در این حد با جزئیات نوشتم.

    نمیخوام زیاد طولانی بشه ولی در این حد بگم که تقریبا دو سه هفته بعد این شکرگزاری ها و احساس خوبی ک داشتم بهم اطلاع دادن ک من انتخاب شدم و میتونم کارمو به صورت جدی شروع کنم.شرایطش دقیقا همونی بود ک نوشته بودم و هر روز بخاطرش شکرگزاری میکردم.حتی با اینکه یه هفته از بهمن ماه گذشته بود بهم گفتن قراردادو از یکم بهمن میزنن

    بچه ها من واقعا به شکرگزاری ایمان داشتم البته نه فقط لفظی کاملا قلبی.طوری ک ایمان داشتم خدا شرایط و جوری هماهنگ می‌کنه ک من به شغلی با مشخصات دلخواهم برسم.ایمان داشتم خدا داره برام میچینه من باید آروم باشم و احساسم خوب باشه.لازمه ایمان بخدا آرامشه.من ایمانمو با آرامشم ثابت کردم و شد

    عاشقتووووووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      Omid گفته:
      مدت عضویت: 1591 روز

      سلام یگانه عزیز خیلی کامنت عالی و پر از احساس آرامشی بود ایمان قلبی موج میزد تو این دستانت دلم قرص شد بعضی وقتا به خاطر نداشتن ایمان و مطمئن نبودن از حکمتی ک در اون اتفاق هست ما ناراحت و نا امید میشیم از درگاه خداوند…در واقع خیر و لطف خدا همیشه شامل حال همه ی ما در تمام لحظه های سخت هست ولی این ما هستیم ک سطل ها رو بر عکس گرفتیم و از باران رحمت و الطاف اللهی بی نصیب میمانیم

      موفق و موئد باشید

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 894 روز

    به نام خدا

    سلام عزیزان

    برای منم این اتفاق پیش امده که اون نعمت رو نداشتم و الان دارم و بعد یه مدتی بدیهی شده و دیگه اون احساس خوب کمرنگ شده و من برای این که بتونم برگردم به اون احساس به خودم یاداوریش میکنم که ببین این نتیجه قانون هست و به خودم میگم

    یا موقعیکه مینویسم واقعا میفهمم چقدر زندگیم رو نعمت ها احاطه کرده و حرف استاد رو کاملا قبول دارم . تمرکز بر نعمت ها رو من باید سرلوحه زندگیم قرار بدم.

    در رابطه با این موضوع من یه بسته سفارش داده بودم که برام بیارن و مدتی طول کشید و بلاخره بعد مدت ها اوردن و زنگ زدن که بیا ببر من اولش خیلی ناراحت بودم .به خودم میگفتم غرور نزن و به زور شروع میکردم به کنترل ذهن به دیدن زیبایی ها و سپاسگذاری و رسیدم اونجا که کارام انجام شد ولی باز یه شرایط ناراحت کننده همونجا اومد و من سعی میکردم حالم رو خوب کنم و موقعی که برگه تحویل رو گفتن بده به انباردار. انباردار نبود و من مجبور بودم که به مدت نامعلومی صبر کنم و همون جا یه ادم گفت بیا برات انجامش میدم و با اینکه وسیله سنگین بود کمک کرد برای حملش و هم اینکه با اینکه وسیله نداشتم خداوند به راحتی یه ماشین جور کرد و بنده خدا این وسایل رو که بزرگ بودن اجازه داخل ماشینش گذاشت و در ادامه شبش ده برابر اون وسیله سود کردم و لذت ببردم

    تمام زندگی روی باورهای من میچرخه و من فرمانده زندگی خودم هستم . شما در تمام فایل ها از باورها میگین و تمام اصل زندگی باور من به خودم است و مهمه که من در این مسیر کنترل ذهن کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  9. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    درود بر تو استاد عزیزم

    کلا قرآن برای آدم های زود باوره ، برای آدم های ساده ای که کمتر در معرض منطق های زمینی قرار گرفتند ، برای آدم هایی که آلایش کمتری دارند ، برای کسانیه که کمتر در معرض غبار های انسانی و ساخت و ساز های ذهنی به ظاهر منطقی قرار داشتند ، منطق قرآن را افرادی سریع تر درک میکنند که در ذهن شون آپارتمان ها و برج های کمتری از مصالح ورودی های محیطی ساخته اند …. بله استاد عزیزم ! قرآن اونقدر ساده س که ما باورش نمی کنیم چون ما هزاران قرآن در ذهن خودمون درست کردیم و اونها را مثل وحی منزل پذیرفتیم و طبیعیه که کتاب به این سادگی و جملات تا این حد مشخص را باور نکنیم ، ما اصولا قبول نداریم که زندگی دارای یک شیوه طبیعی ست و ما کلا ، بودن در حالت نرمال را قبول نداریم …. مایی که سنگلاخ را باور کردیم طبیعیه که الیس الله بکاف عبده را باور نمی کنیم ، ما ، الا بذکر الله تطمئن القلوب را نمی تونیم از ته جون بگیم و باهاش آروم بشیم و برای آدم های زمین با این منطق های سخت و سیمانی ، طبیعیه که سپاسگزاری و آثار سپاسگزاری قابل باور نباشه ، ما خدا را کافی نمی دونیم ، ما یاد گرفتیم که روی دیگران حساب کنیم چون هیچکس نگفت که از انرژی خداوند چجوری استفاده کنیم ، خیلی ها هنوز با انرژی بودن و نیرو بودن خدا مشکل دارند ولی احمقانه نیروی آدم ها را در زندگی خودشون باور کردند … من صدبار فایل تنها روی خدا حساب کنید را گوش کردم اما هربار میفهمم که دفعه قبلی کمتر درکش کرده بودم یعنی باید روزی هزار بار به یاد خودم بیارم که الیس الله بکاف عبده و آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست تا یادم بیاد که انرژی خلق کننده من به تنهایی برای من کافیه و اونه که دستها را می فرسته نه اینکه من بلند بشم برم و دست پیدا کنم …..

    استاد یه جمله ناب گفتی در این لایو که کسانی از سپاسگزاری نتیجه میگیرند که باور کنند سپاسگزاری میتونه نتایج را و شرایط را و موقعیت ها را و افراد را تغییر بده … درسته استاد ، واقعا باور سپاسگزاری بعنوان یک تکنیک برای زندگی میتونه نتیجه ایجاد کنه و این چیزیه که خیلی ها قبولش نمی کنند … من بخاطر پاشنه آشیل م چند ماهی را در شرایط روحی بسیار سختی گذروندم اما نتیجه تمام اون سختی ها این بود که الان دیگه حرفهای تو مثل آبی که توی اسفنج نفوذ میکنه براحتی در ذهن من فرو میره و مقاومتی در برابر حرفهات ندارم یعنی اونقدر نرم و لطیف شدم که باور میکنم …. و هرگز فکر نمی کردم بعد از عبور از اون پاشنه آشیل دردناک به این درجه از درک برسم …

    من فهمیدم که توحید همه چیزه و توحید ، هم درده و هم درمان یعنی در مسیر توحید ممکنه به درد و تضاد بربخوری و بعد با توحید درمان میشی و همینه که استاد میگه اگر در مسیر توحید باشید هر اتفاقی که براتون بیفته ، درسته … حتی اگر در ظاهر اتفاق بدی باشه ، و تضاد به معنی مجازات نیست بلکه تضاد ، اون چیزیه که از درون خودمون میجوشه و به سطح میاد و وقتی به سطح میاد ما دردش را حس میکنیم اما نمی دونیم که اون درد همیشه در ما نهفته بوده و حالا با کار کردن روی خودمون ، شناسایی شده و به بیرون از وجود ما هدایت میشه و وقتی به سطح میاد و می خواد از ما خارج بشه ما در قالب درد و شرایط نا خواسته ، حسش میکنیم اما نمی دونیم که در حال تجربه چه نعمتی هستیم ، نعمت گذر از یک نا خواسته و آمادگی برای دریافت خواسته و وقتی تضاد از ما خارج بشه ما فضایی بکر و روحانی را در خودمون حس میکنیم ، فضایی که تا الان از شرک پرشده بود و ما نمی فهمیدیم اما حالا اون جنس سبکی و بی وزنی را حس میکنیم و وقتی به این حالت می رسیم حرفهای استاد در ما متفاوت از قبل اثر میکنه و ما اینو میفهمیم…. و من اینا را با تمام وجودم حسشون کردم … و حالا از اینکه تونستم رنج های سخت و سیمانی خودم را به الماسی از جنس لطافت تبدیل کنم خیلی خوشحالم ، از اینکه آدمی شدم که منطق ساده قرآن را میتونه در خودش براحتی هضم کنه و باور کنه خیلی خوشحالم ، از اینکه فهمیدم پدرم اون آدم گنده ای که من فکر می کردم هرچی میگه درسته ، نیست و من خودم میتونم کامل تر از هرکسی برای ساختن زندگی خودم باشم خیلی خوشحالم … از اینکه فهمیدم من اون فرزند آخری نیستم که همه ازش بیشتر می فهمیدند و درست تر می گفتند خیلی خوشحالم … از اینکه دارم می بینم که همون افراد بواسطه پذیرفتن خبرهای بی بی سی و شبکه من و تو چجوری حالشون بد میشه و من خودم هستم که خوراک ذهنم را تعیین میکنم خیلی خوشحالم …

    سپاسگزاری یک کار آرام کننده و یک مسکن برای سپری کردن لحظه های سخت نیست بلکه یک راهکار بسیار قوی و مهم برای خلق زندگی دلخواهه …فقط باید اینو باورش کرد …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  10. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2033 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا (84 کهف)

    ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیزی رشته‌ای به دست او دادیم.

    =======================================

    خانه تکانی ذهن گام به گام

    گام هفدهم:لایو|خروج از جامعه “معلولان باوری” و خلق زندگی دلخواه

    سلام به استاد عزیز و استاد بانو شایسته دوستان نازنینم در این سایت الهی

    امیدوارم که حال همگی عالی باشه

    تنها دلیل نتایج ما عمل به قانونه، اول قوانین رو باید بشناسیم و بعد طبق اونها عمل کنیم، چندتا قانون ساده و کلی هست که در همه موارد جواب میده

    توجه به نکات مثبت کنیم، چون قانون اینه که به هر چه که توجه می کنیم از اصل و اساس همون وارد زندگیمون میشه

    احساس خودمونو خوب نگهداریم، چون قانون اینه که احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد

    سپاسگزاری از خداوند بخاطر نعمتهامون چون هر چی بیشتر سپاسگزاری کنیم نعمتهای بیشتری بما داده میشه،خداوند خودش در قرآن با تأکید گفته

    لَئن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم

    اگر شکرگزار باشید حتماً شما را می افزایم،

    یعنی ظرف وجودمونو بزرگتر می کنه و در نتیجه نعمتهای بزرگتر و بیشتری وارد زندگیمون میشه

    و ایمان به این قانون که من خالق زندگی خودم هستم

    و اگر میخوایم نتایجمون پایدار باشه باید همواره طبق قانون عمل کنیم، مثل غذا خوردن که اینجور نیست که یه بار غذا بخوریم و برامون کافی باشه هر روز باید رو باورامون کار کنیم و اونا رو بهبود بدیم

    یادمه که چند سال پیش تو یکی از فایلهایی که گوش کردم استاد  این قضیه خواب دیدن و مسابقه با معلولان رو تعریف کرد، و اون زمان زیاد برام مفهوم نبود الان خیلی واضحتر درک می کنم

    مخصوصاً وقتی که در ارتباط با بقیه قرار می گیرم، تفاوت بین خودم و بقیه خیلی زیاد برام آشکار میشه انگار هر کدوم از یک سیاره جدایی هستیم

    من فقط باید رو خودم متمرکز باشم و خودمو دریابم

    خدا رو شکر که این روزا بیشتر حواسم به خودم و کارهام هست، و دریافتم که هر چقدر کمتر حرف بزنم به نفع خودم هست، بیشتر عمل کنم

    دیروز با همسرم و دختر عزیزم نسیم جان که چند روزی هست اومده ایران رفتیم خونه خواهرم که اسمش سعیده هست و منو یاد سعیده شهریاری عزیزم میندازه که واقعاً نورانی و توحیدی هست خدا حفظش کنه و انشاءالله بزودی از کامنتهای توحیدیش بهره مند میشیم،

    اینقدر خوب بود و خوش گذشت که من همش سپاسگزاری می کردم و متوجه بودم که این رابطه قشنگ رو من (و دخترام) با کار کردن رو خودمون و عمل کردن به آموزه های استاد خلق کردیم،خواهرم به نسیم گفت من هروقت با مامانت صحبت می کنم آرامش می گیرم، چقدر من خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم

    خواهرم می گفت صبح پسرش رفته آشپزخونه و دیده که مامانش چند جور غذای خوشمزه تدارک دیده برای ناهار، و بعد بشوخی به مامانش گفته ننه چه کردی برای سُعاد جونت(من اسم شناسنامه ایم فاطمه هست ولی از بدو تولد تا حالا همه منو به اسم سُعاد میشناسن و صدا میزنن)

    این رابطه قشنگ رو من خلق کردم، با ابراز محبتم، با گفتن ویژگیهای زیبا و مثبت عزیزانم به خودشون، و هر روز رابطه مون خدا رو شکر قشنگتر و دلپذیرتر میشه،با دخترام که دیگه از اونهم قشنگتر، با همسرم هم خدا رو شکر خیلی رابطه مون خوبه خیلی بهتر از قبله، ولی یه سری ایرادهایی دارم که بیشر باید حواسم باشه و بیشتر رو خودم کار کنم، تا انشاءالله در این زمینه هم شاهد رابطه عالیتری باشم

    امروز در حین گوش کردن به فایل و نت برداری کردن و کامنت نوشتن، تمرین عملی صحبتهای استاد شد، اونجا که من با ایرپاد داشتم به فایل گوش می کردم، و ناگهان صدا قطع شد، من فکر کردم شارژش تموم شده و خواستم که کابل شارژر رو وصل کنم و به برق بزنم، که متوجه شدم کابل رو همراه خودم نیاوردم، (ما آخه دیروز از تهران اومدیم خونه شهرستانمون)

    با حال خوب و بدون اینکه ناراحت بشم پذیرفتم و خدا رو شکر کردم که هدفون معمولی هم دارم، و نگاهم به مناظر زیبای اطراف خونه مون افتاد که از همه پنجره های خونه چشم اندازمون هست، و خودبخود شروع به سپاسگزاری کردم، و جالب اینه که چند ثانیه بعد صدای ایرپاد دوباره در اومد و من تونستم با ایرپاد ادامه بدم…خدا رو هزاران بار شکر

    یه موضوعی که چند روزه دلم میخواد مطرح کنم اینه که بنظرم هر روز یک گام روی سایت قرار میگیره یه کمی زوده، حد اقل برای من اینجوره، من الان خیلی بیشتر از دو ساعت وقت میزارم، شاید حد اقل 4-5 ساعت وقت میزارم که چند بار فایل رو گوش بدم و درباره اش فکر کنم،نت برداری کنم و خیلی هم دوست دارم که کامنت بنویسم، ولی کارهای دیگه ای هم دارم و باید به اونها هم برسم، و یک جور حس عجله در من ایجاد می کنه

    امیدوارم که این گامهابه شکل یک روز در میون باشه تا من هم بتونم همگام با انرژی مثبت بقیه پیش برم، البته تا حالا هم همه گامها رو گوش کردم، ولی نتونستم همه رو نت برداری کنم و کامنت بنویسم، چندتاش نیمه کاره توی نوت گوشیم مونده

    خدا رو شکر برای این مسیر قشنگی که خداوند منو به سمتش هدایت کرد

    خدا رو شکر برای وجود استاد عزیزم و استاد شایسته جانم و همه دوستان عزیزم که با کامنتهای بینظیرشون افق دیدم وسیعتر میشه و از زوایای دیگری به موضوع نگاه می کنم و راهکارهای جدیدی یاد می گیرم

    خدا رو بینهایت شکر برای همه نعمتهای زندگیم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و موفق باشید و سعادتمند در هر دو جهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای: