اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/08/27 ساعت 19:58
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت فایل عالی و خوب و بی نظیر استاد عباسمنش عزیز که امروز با من صحبت کردی و من رو به سیر روند تکاملی و کار بر روی ذهن و دوری از طمع و مقایسه و تمرکز روی مسیر رشد و ارتقاء خودم و فقط خودم رو با دیروز ثانیه ها و حتی روزهای قبل خودم مقایسه کنم نه با بقیه خدایا شکرت…
خدایا شکرت از اینکه به کارهای کامپیوتری مسلط هستم و میتوانم از این حرفه خودم درآمد کسب کنم خیلی ازت ممنونم که هر لحظه در حال حاضر حمایت گر من هستی خدایا شکرت…
درود استاد عزیز وقتی فکر میکنم میبینم تمام زجر و سختی هام زمانی بود که عجله کردم و با بقیه رقابت داشتم حرفاتون کاملا درسته زمانی که طبق قوانین میری جلو هم از مسیر لذت میبری هم به خواسته هات میرسی بدون اینکه اذیت بشی استاد عزیز تنتون همیشه سلامت باشه خیلی نیاز به حرفاتون داشتم و در درست ترین زمان حرفاتو رو گوش دادم
سلام خدمت استاد گرانقدرم و خانم شایسته ی عزیز و همه دوستان
اول می خواهم از نتایج و اتفاقات خوبی که در این هفته برایم رخ داد برایتان بگویم
خدا را هزار بار شکر که روز به روز هر چیز بهتر شده میره و تغییرات مثبت در زندگیم میبینم از خداوند بزرگم و استاد بی نظیرم سپاسگزاری میکنم
هفته خوب و پر خیر و برکت داشتم، همه چیز خوب نی بلکه بسیار خوب گذشت،
-مقدار پول به حقوق شوهرم اضافه شد.
-یک کار دیگری بود که ارتباط با من و دوستم داشت، بدون اینکه من رد کنم و خوب میدانستم که اگر جواب من منفی باشد دوستم از من خفه میشود و می رنجد، زیاد برم سخت بود وقتی ازم درخواست کرد برایش نی گفته نتوانستم اما در دلم به خداوندم می گفتم خدایا تو یک کاری کن که خودش منصرف شود چون من هیچ راضی نیستم خدایا کمکم کن لطفا، یک سره در دلم دعا میکردم و کمک می خواستم از خداوندم، چند دقیقه نگذشته بود که دیدم موضوع حل شده به همان قسمی که من میخواستم بی درنگ اشک خوشی در چشمانم حلقه شد و یک لحظه به اینکه خداوندم چگونه مرا کمک کرد و صدایم را شنید ساکت ماندم حیران و هیجان زده شدم و با خود گفتم بدون شک که خداوند صدای ما را میشنود و پاسخ میدهد به شرط اینکه به قدرتش اعتماد کنیم و کار ما را به او بسپاریم و بودنش را در وجود خود حس کنیم. خدایا شکرت
شروع کردم به شکرگزاری خداوند و چند لحظه کارم را توقف دادم به تنهایی بدون هیچ فکری دیگری با خداوندم بودم خدایا هزاران بار شکر به آن لحظه قشنگ و زیبا به آن حس که میخواهم باز ها حسش کنم و لذت ببرم 🫀
دوباره کارم را شروع کردم و در تمام مدت کارم به خداوند و به استاد عزیزم و به همه گام های که پشت سر گذاشتم و این همه نعمت ها معجزه ها و اتفاقات خوب فکر میکردم و با خود شکر گزاری میکردم
همه ی این اثار و نتایج خوب از آن جای شروع شد که با استاد عزیزم آشنا شدم قسمی که به امدنش من را چنان به خداوندم و توحید یکجا ساخته، آرامش و لذت بردن از زندگی و هر لحظه ام را آسان ساخته که من هیچ فکرش را نمی کردم
خدایا از زمین تا آسمانت و به هر اندازه ی که جا دارد شکر میکنم و شکرگزارت هستم
خدای خوبم هزاران بار شکر به وجود استاد عزیزم شکر که من را هدایت کردی به این مسیر خوب .
این را نوشتم تا یاد آوری و شکرگزاری از دست آورد های خورد در راه به اتفاقات بزرگ باز کند
و دیگر اینکه یادآوری به عزیزان هم مسیرم باشد که آنها هم متوجه تغییرات و نتایج خورد زندگی شان شوند
نکات مهم از فایل امروز، گام دوازده هم
وقتی قانون را درک نکنیم سر خود بلا و یاهم مشکلات میاریم
در هر کار باید آهسته آهسته رشد کنیم تجربه پیدا کنیم و به تدریج بالا بریم
در کار ما باید نیت ما ثابت کردن به دیگران یا نشان دادن به دیگران و عجله کردن نباشد
در کار های ما حرص، طمع، و حرف مردم نباشد
تکامل قانون دنیا است، هیچ راه گریز وجود ندارد
اگر تکامل را رعایت نکنیم به افسردگی ذهنی روانی و فیزیکی میرسم
چی فایل عالی و زیبا و چقدر استاد عزیزم به زیبایی و مثال های واضیع بیان کردن، عمر تان طولانی، سلامتی، آرامش ثروت بی کران نصیب تان خداوند بیشتر از آن بر تان بدهد که آرزویش را دارید
آرزوی آخر هفته خوب پر خیر و برکت نور و ارامش به شما دو عزیز استاد عزیزم و خانم شایسته جان ،
تو تک تک این قدم ها و گام ها محال بوده استاد عزیز درمورد قانون تکامل صحبت نکنید و قطعا این قانون اصل و هرکسی با این قانون قدم به قدم جا رفته نتیجه گرفته من این قانون رو کسب و کاری که الان دارم کاملا شهود و میتونم کامل درک کنم که ووقتی تو اروم وقتی حرص نداری وقتی عجله نمیکنی قطعا پاداشش هم میگیری درست یک سال و اندی گذشته به خاطر درک این قانون ی بدهکاری 700 تومنی برام ایجاد شد و همچنان درگیر وکیل و دادگاه هستم و باعث شد بک مالی کسب و کارمم بره و از زیر صفر شروع کنم شاید باورتون نشه من اندازه همین پولی که از دست دادم رو به دست آوردم و شکرگذار خدا هستم خیلی ها بهم گفتن وام بگیرم اما همیشه حرف شما تو گوشم بود که وام برابر است با دام به خدا توکل کردن و گذاشتم تو خدا بهم روزی و اعتبار بده و دمش گرم که برام جبران کرد و حتی تو رابطه ای هم که دارم واقعا همین بوده قبل ازاین رابطه باهرکسی وارد رابطه میشدم سری میگفتم ازدواج اما الان واقعا دلم ازدواج نمیخواد چون تو این رابطم همه چیز دارم و طرف مقابلمم بسیار انسان شریفی و کم کم به درک عمیقی از هم رسیدیم خواستم بگم که تو تمام جنبه های زندگیمون همین قانون تکامل موج میزنه اما به قول شما باید ظرف وجودت آماده باشه و بسیار هوشیار عمل کنیم که گرفتار عجله و طمع نشیم و بدونیم اروم اروم میشه قدم هارو طی کرد مرسی استاد عزیزم بااین که این دوره ها به رایگان گذاشتید اما بدون پرده و فوت و فن تمام آنچه که اصل هم هست رو به زبون میارید مچکرم استاد جانم
بارهاو بارهادر فایل های مختلف بر این موضوع تاکید کردید ولی یه بحثی که هست انسان فراموش کاره
بارهاو بار ها باید این موضوع رو تکرار کنم تا ملکه مغرم بشه
من سال ١٣٩٨ بود که دعوت شدم به یه تیم نتورک که خارجی بود و در ایران نمایندگی داشت و منی که تااون موقع کارگری میکردم اینور اونور ولی خب قول حرفها رو خوردم که بیا اینجاو در یک زمان کم ٢ الی 4 ساله ماهانه فلان قدر درآمد داشته باش و…
استادهمون موقع اگه همین یه بند از قانون کیهانی رو بلد بودم دیگه اصلا قبول نمیکردم و اصلا اتفاقای بعدی رخ نمیداد که سر از شکایت بازی در آوردم و منی که حتی یه هزار تومنی به کسی بدهی نداشتم تا خرخره رفتم زیر قرض و به تمام اعضای خانواده بدهکار شدم تمام دوستان و آشنایان و اعتبارم رو به کل از دست دادم
اینارو نمیگم که مثلا بله فلانی ها گناهکارن یا مثلا خودم رو سرزنش کنم و یا…
بلکه منظورم اینه که به قول استاد ما اگه قانون رو درک کنیم علاوه بر اینکه از مسیر لذت میبریم بلکه ثروت هم وارد زندگیمون میشه و هیچ گونه از این اتفاقا هم رخ نمیده
یعنی منم دقیقا مثل استاد آدمی هستم که واقعا اسم بدهکاری رو نمیتونم روم تحمل کنم و هر طوری شده بایدزود پرداختش کنم و تااون موقع ها اصلادر زندگیم بدهی نداشتم
بااستاد آشنا شدم وصبح تاشب درمحل کارم به فایل هاگوش میدادم البته فایل های هدایتی یعنی هرروز یه فایل از سایت دانلودمیکردم وبار هاگوش میکردم و کامنت میخوندم
قدم به قدم بدهی ها رو پرداخت کردم و از زیر صفر رسیدم به الان که برای خودم کسب و کارم رو دارم به لطف الله
به قول استاد خب وقتی قانون رو بدونی اصلا کارت به زیر صفر نمیرسه و از همون اول مسیر همواری رو طی میکنی کلا
داستان آشنایی من بااستاد خیلی معجزه واره و در روز هایی آشناشدم که سال ١4٠٠ شکست خورده بودم و تمام پول و اعتبارم و حتی خانوادم هم بهم اعتماد نداشتن و در روز هایی که در شهرک غرب تهران رفتم رستوران کارمیکردم و بدهی هام رو پرداخت میکردم در روز هایی که جای خواب نبود و روزا که رستوران کار میکردم شب هم همونجا در زمستان یه پلاستیک کیسه زباله مینداختیم کف زمین و با پتو روش میخوابیدیم واون روز ها بود که به صورت معجزه آسایی با استاد اشناشدم
اینارو مینویسم که رد پابذارم واسه خودم که خداچطور هوامو داشت
اون روز ها خدانجاتم داد و صفحه برگشت
با آموزه های استاد
باتعهد خودم
باایمان
آرام آرام بابهتر شدن وضعیتم که دیگه بدهی هام رو تموم کردم در رستوران که کار میکردم فقط خداخدا میکردم سر برج برسه و من دوره های استاد رو تهیه کنم از سایت
چه روز ها و چه شب هایی که از سر شوق وعشق داشتم ذوق میکردم و اشک شوق میریختم قبل از خواب
از میزان معجزه هایی که برام رخ میداد
ازمسیرهایی که برام باز میشد
از نعمت هایی غیر منتظره ای که وارد حسابم میشد
الان که دارم فکر میکنم میبینم تغیرات در زندگیم از زمانی شروع شد که خدا رو پشتیبان خودم دیدم
با آموزه های استاد کاملا باورمتغیر کرده
وبه میزانی هم که باورم تغیر کرده زندگیم هم تغیر کرده
استاد این فایل بی نظیر رو از این ب بعد سعی میکنم هفته ای یک ار گوش بدم تا بفهمم از کجا خوردم و یادم بیاد ک همه چیز خوب پیش میره و خوب پیش میرفت تا جایی ک من طبق این قانون پیش میرفتم و این تکامل ک جز اصلی ترین قانون خداونده رو یا یادم میره یا میخوام دورش بزنم ک ب هیچ وجه نمیشه و بزرگترین ضربه های من از نداشتن صبر همراه با رعایت قانون تکامله
یادمه ی کارگاهیو راه اندازی کردم با 2تا از دوستانم ک اوستای خودم میگفت فکر نکنم بتونی چون تاحالا نکردی
انرژی گرفتمو کردم و شد .ولی چون تکاملشو طی نکرده بودم و همش برام خیلی بزررررگ بود و زجررررررررررررررررررررررررر کشیدم تا شد و شریک گرفتم تا بشود بااینکه اونها هیچ کاره بودن در اصل همه کارارو من میکردم.
خلاصه با همه اون اتفاقات راه افتاد اولین سفارش زجیر گرفته شد طلا آب شد واسه ساخت کار کارگاه الم شده بود .ولی میثم از زجر زیادو رعایت نکردن تکامل 1ماه بعد اینکه کارگاهو راه انداخت واگذارش کرد ب شریکا و حتی از اون شغل هم اومدم بیرون
تکامل و قانونش و خداوند بخاطر رعایت نکردن قانونش با تانک از رو من رد شدن .و 2سال طول کشید تا بلند بشم
سپاسگزار خداوند هستم که بی نهایت بخشنده، توّاب، هدایت گر، غفور و رزاق هست.
با درود به استاد عباس منش و دیگر عزیزان،
در ابتدا لازم می دانم بابت این فایل آموزنده و ارزنده، قدردانی و تشکر بی نهایتم را اعلام کنم. این فایل از آن دست فایل هایی هست که تا مدت ها باید به آن رجوع کنم تا به درستی، آگاهی های آن را درک کنم.
پس از گوش دادن چند باره و تعمق در مورد آگاهی های این فایل و یادآوری قدم های پیشین، می فهمم که کدامین قدم و عمل من، به صورت ناخودآگاه، تکاملی بوده و کدامین غیر تکاملی.
چیزی که نسبت به آن اطمینان دارم، عدم درکم از تکامل است. مهم ترین قدم پیش رویم، درخواست هدایت از رب العالمین است، که بی هدایتش، ره به ناکجاآباد است، و تمرین و تمرین و تمرین آگاهانه برای درک و عمل به قانون تکامل.
سپاسگزار خداوند توانا و بخشاینده خود هستم که قدرت دریافت و درک الهامات و هدایت هایش را به ما داده است و نیز قدردان زحمات شما در انتشار آگاهی ها و الهامات الهی.
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته مهربان و یه سلامی هم میکنم به دوستان گلم در پروژه خانه تکانی ذهن..
به لطف خدا به گام 12 رسیدیم گامی بسیار حساس و دقیق به نام تکامل….
خب من خودم اصلا چیزی از تکامل نمیدونستم چه برسه به اینکه مثلا توی کارم تکاملی نداشتم و طبیعی بود که کسی هم درباره تکامل چیزی نمیدونست و انتقالی هم درکار نبود فقط یادگرفته بودیم بگیم آقا هر شغلی خاک خوری داره شش ماه یا یکسال باید خاک خوری کنی تا همه بشناسند تازه یه سری ها هم عقیده داشتن برای اینکه تو کارت شناختهتر بشی باید از اول تا آخرین روز کاریت باید باید توی یک مغازه باشی تا بهت اعتماد کنند و بگن آره این بنده خدا کاسب و اگه جنسش خراب بشه میبریم بهش پس میدیم و… خب اینا تا قبل آشنایی من با استاد و سایت بود آخه به اینجا هم ختم نمیشه کههههه من بعداز چندسال بودن در سایت و آموزشات استاد عزیزم تازه دو سال درک کردم تکامل ینی چی به چه دردی میخوره و هدفش چیه و چجوری میشه یادگرفتم و انجامش داد چون از اونجایی که ذهن من همش دنبال زود زود نتیجه گرفتن هستش اجازه رشد تکامل رو نمیداد تا اینکه با تمرین و یادآوری کردن به خودم مدام، این قانون رو درک کردم و تازه دارم ازش استفاده میکنم و وقتی ذهنم شروع میکنه برای عجله کردن اون یکی قسمت ذهنم آژیر خطر رو بصدا در میاره و میگه تکامل یادت نره خب اینجوری شد که تکامل رو میشه گفت تقریبا 60 الی 70 درصد درک کردم ….
خداروشکر تکامل رو الان دارم توی شغل خودم درک میکنم، از اونجایی که من تازه قریب به دو سال میشه که اومدم توی مغازه خودم کار املاک رو دارم ادامه میده و دارم مقایسه میکنم با دوسال قبل میبینم رشد خیلی خوبی داشتم و تونستم تکامل رو رعایت کنم مثلا سال اول خیلی سخت مشتری میومد توی طبقه اول پاساژ چون براشون اصلا جا نیوفتاده بود که املاک هم میشه طبقه اول به بالا هم باشه ولی الان در مقایسه با حدود دو سال پیش خیلی راحتتر و روانتر مشتری ها میان بالا بعضا تابلو ال ای دی املاک رو میبینن و میان بالا…. این برای من خیلی مقایسه شیرینی از تکامل منِ دو سال قبل و منِ امسال خداروشکر خداروشکر…
یکی از مسائلی که منوعشقم درباره تکامل داشتیم این بود که اویل فکر میکردیم که برای طی کردن تکاملمون باید بهش زمان بخوره تا تکاملمون طی بشه ولی خداروشکر توی یکی از فایلها استاد از تغییر یه فرکانس و رسیدن به خواسته گفتن که تکامل رو میشه با تغییر یه فرکانس طی کرد و این زنگی بود که توی ذهنم خورد و تا به الان با تغییر فرکانسهایم تکاملم رو طی میکنم.. مثالی که میتونم بزنم این که توی سال اولم که تو مغازه خودم شروع به کار کردم قرارداد نوشتن خیلی سخت بود که من اومدم برای رسیدن به این خواستم اول خودم رو آماده دریافت کردم با الگوهای قبلی خودم، تصویر سازی، داشتن فایلهای فروش و اجاره مناسب و ساختن باورهای مناسب به شغلم کردم هرچقدر که تونستم ظرف وجودم را بزرگتر کنم تعداد دریافت مشتری چه خرید چه فروش بیشتر شد و منجربه قرارداد شد و تکرار این روند الان ما رو رسونده به ماهی چندین قرارداد فروش خداروشکر به لطف خداوند…
توی بحث طمع و حرص و عجله واقعا استاد حرف قشنگی میزنه که بزرگترین اسلحه شیطان؛ من خیلی از برهه زمانی طمع، حرص و عجله رو داشتم و نتیجهاش فقط سرخوردگی بود و دست از پا درازتر بود برام مثلا همین ماه پیش بود برای اینکه یکی از ملکهای مشتریم از دستم نپره چون قیمتش خیلی عالی بود، به مشتریم زنگ زدم بردمش بازدید و خیلی عجله داشتم که به همون مشتری بفروشم که مبادا این فایل رو یکی دیگه بفروشه و خلاصه توی فروشش خیلی عجله کردم البته مشتریم پسند کرد و فکر کنم چون دید من خیلی عجله میکنم برای فروش اون واحد اجازه خواست تا فکر کنه که فکر کردن همانا فروش رفتن اون واحد بدست یه املاک دیگه همانا …. فرداش مشتریم زنگ زد گفت جلسه بذار آقای شاطری، منم زنگ زدم به مالک گفت فروش رفت… اونجا تازه متوجه شدم چه کلاه گشادی سر خودم گذاشتم و متوجه شدم که عجله و حرص اینکه رکورد بزنم تو ماه و فروش ماه پیش خودم رو بگیرم و از ترس اینکه ملک تو املاک دیگهای فروش نره بازی رو باختم و بد هم باختم فقط و فقط و فقط به خودم ولی تجربه شد برام که دیگه اینجوری جلو نرم و به الهامات خداوند توجه کنم…. حالا خداروشکر مشتریم تا به امروز هنوز ملکی رو نخریده قراره بهش ملک معرفی کنم به امید خدای مهربان….
حالا توی دور زدن تکامل برای رسیدن به خواسته بازهم مثال خودم رو میزنم، یه زمانی منو برادرم شرکت کامپیوتری زدیم که قبلش کابینت سازی داشتم و چقدر هم توش موفق بودیم و تکاملمون رو بخوبی طی کرده بودیم ولی چون علاقه شدیدی به کامپیوتر داشتیم تصمیم گرفتیم کابینت سازی رو جمع کنیم و بریم تو خط کامپیوتر و اینا خب از اونجایی که ما تا بحال هیچ تجربهای از شرکت داشتن نداشتیم در کنار سرمایهای داشتیم برای خودمون شریک گرفتیم از دوستان برادرم بودن و اومدیم شروع کردیم که این کار رو انجام بدیم اونجوری اینجوری بعد موفق میشیم برنامه ریختیم که زود زود به نتیجه برسیم درصورتیکه هیچ کدوم از ما هیچ تجربهای نداشتیم حتی برای یک روز هم که شده باشه توی هیچ شرکت کامپیوتری هم کار نکرده بودیم فقط دل رو زدیم به دریا شروع به کار کردن کردیم سایت زدیم، تراکت پخش کردیم، کلی تبلیغ کردیم و هزارتا کار دیگه ولی متاسفانه به سال نکشیده نتونستیم کُندشو خورد کنیم و مجبور شدیم کل کار رو جمع کنیم چرا؟؟؟ چون فکر میکردیم اگه دفترمون تو بهترین نقطه تهران باشه میترکونیم چون فکر میکردیم اگه شریک داشته باشیم میترکونیم و هزارتا دلیل دیگه که به خیال خودمون زود رشد کنیم و زود پولدار بشیم خلاصه ما که به هیچی رسیدیم و از مسیرمون هم هیچ لذتی نبردیم چون همش بدو بدو بدو بود برامون…..
حالا به آموزشات استاد یادگرفتم تا اونجایی که میتونم قانون تکامل رو رعایت کنم سعی نکنم دور بزنمش و برای اینکه بتونم به راحتی پیشرفت داشته باشم سعی میکنم خودمو با خود چند روز یا یکماه قبلم مقایسه کنم اولا اینجوری بهم احساس بهتری میده و تو دور مقایسه با دیگران نمیافتم و خودارزشمندی رو درون خودم بهبود میدم و آرام آرام رشد میکنم، دلیل اینکه ما شرکت رو کمتراز یکسال جمع کردیم این بود که میخاستیم از بقیه عقب نیفتیم و….که این بحث رو تو دوره احساس لیاقت استاد کاملا توضیح داده….
تمام سختی هایی که ما توی کارمون چه زمانی که کابینت سازی داشتیم تا چه الانی که املاک دارم فقط و فقط بخاطر اینه که عقب نیفتم از دیگران، بخاطر اینکه میخاستم 10 تا پله رو یباره برم بالا که یکی از دلایلش بخاطر کمبود عزت نفس بود زود به پول برسم تا منم برای خودم حرفی داشته باشم به منم عزت و احترام بذارن منو حساب کنند و… وگرنه الان تو همین شغلم به اندازهای که روی خودم و قوانین جهان هستی کار میکنم به همون اندازه نعمت و ثروت وارد زندگی من میشه و رشد میکنم در غیراینصورت نتیجه خاصی نمیگیرم، و توی دوره لیاقت استاد میگن ما همینی که به این دنیا اومدیم ارزشمندیم ما به خودی خود ارزشمندیم پس نباید خودمون رو با چیزی گره بزنیم یا اگه پول داشته باشیم عزت نفسمون بالاس اگه نه پایینه……
خداروشکر میکنم که توی ایم پروژه هستم و خودم رو به گام 12 رسوندم و کامنتش رو گذاشتم، خیلی ازتون سپاسگزارم
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
– تکامل به معنی زمان زیاد نیس بلکه یعنی وقتی آماده باشیم به خواسته مون میرسیم شاید در شروع کار برای اینکه اماده بشیم کمی زمان ببره اما بعدش بوم بوم اتفاقات پشت سر هم میفته
– طمع و حرص بزرگترین اسلحه شیطانه. انسان تا وقتی نتونه طمع و حرص و عجله رو در وجودش مهار کنه، زندگی روی خوشش رو بهش نشون نمیده.
– یکی از دلایلی که افراد نمیخوان قانون تکامل رو رعایت کنن اینه که میخوان به بقیه نشون بدن من پولدارم من بهتر از بقیه ام من به هدفم رسیدم یعنی بیشتر به خاطر اینه که روی بقیه رو کم کنن. وقتی ما بقیه رو تو زندگیمون لحاظ می کنیم، میخوایم روی دیگران رو کم کنیم، میخوایم به بقیه ثابت کنیم، وقتی میریم تو این فضا کارای احمقانه می کنیم.
– هر بار برای هر قدم فکر کنم، ببینم الان جایگاه من کجاست تو اون موضوع خاص، چقدر قبلا تونستم کارهایی رو انجام بدم، ببینم کاری که الان میخوام انجام بدم با اقداماتی که قبلا تو این موضوع خاص انجام دادم و نتایجی که قبلا بهش رسیدم چقدر تفاوت داره. و باتوجه به بررسی ای که کردم بیام یه درجه بالاتر رو تارگت قرار بدم.
– اگه عجله نکنی و تکاملت رو طی کنی شاید اولش کند پیش بره ولی خیالت راحت به چیزی که میخوای میرسی بعد ازینکه تکاملت رو طی کنی میفتی روی دور و اتفاقات بزرگتری میفته و سرعت رشدت بیشتر میشه.
– اینکه من سال اول و بعدترش با تلاشی که در کارم میکردم نتایج مد نظرم رو نمیگرفتم به دلیل باورهای نادرستم بود ولی من فکر میکردم تلاشم رو باید بیشتر کنم هی گاز میدادم درحالیکه مشکل از رعایت نکردن تکامل و وجود ترمزها(باورهای نامناسب و ناهماهنگ با خواسته ام، کمبود در اعتماد به نفس و احساس لیاقت، باورهای نادرست در مورد پول و … ) بود.
– اگه نخوای تکامل رو رعایت کنی و سنگ بزرگ برداری به پوچی و افسردگی میرسی: دقیقا اتفاقی که برای من افتاد. به نظرم یه نشونه که میتونه بهم نشون بده ایا در مسیرم تکاملی دارم پیش میرم یا نه، اینه که از زندگیم لذت میبرم در عین اینکه تلاش می کنم(در مسیر علاقه ام پیش میرم) و رو به جلو در حرکتم، به نظرم حداقل فصلی 1بار به خودم و زندگیم نگاه کنم ببینم نسبت به قبلم پیشرفت کردم(نه نسبت به بقیه ها نسبت به قبل خودم) اگه اره پس تکامل رو درست دارم جلو میبرم اگه نه اونوقت باید بررسی کنم که اشکال از کجاس اگر که عملکرد(تلاش) داشتم پس حتما باورهام ایراد داره روی باورهام کار کنم. در کل احساس خوب و بدم نشون میده چقدر در مسیر درست (و در حال رعایت تکامل) هستم یا نیاز به اصلاح مسیر دارم. در زمینه اهداف و برنامه هام گاهی هم ممکنه بالافاصله بعد از اینکه اونچه که برای اولین قدم فکر می کنم درسته رو انجام دادم، از بازخوردش بفهمم که نیازه اصلاحش کنم، و بعد از اصلاح، دوباره که انجامش دادم میتونم بازم بررسی کنم و دوباره از بازخوردش بفهمم که آیا نیاز به اصلاح مجدد داره یا نه، اگه خوب بود پس همون رو ادامه بدم اگه نه اصلاحش کنم.
– به نظرم یه نشونه اینکه تو روند تکاملی زندگیم لازمه یه استپ برم بالاتر و یه پروژه جدید برای خودم بردارم اینه که ببینم تو نقطه ای هستم که همه چی خیلی خوبه و من سوار زندگی هستم و همه چی خیلی روال داره پیش میره اونوقت باید خودم یه درجه تو خواسته هام برم بالاتر یا یه بهبود جدید در خودم و زندگیم رو شروع کنم وگرنه خیلی زود غرق روزمرگی و زندگی خوبی که منطقه امنم شده میشم و اگه خودم پروژه برندارم، جهان تضادهایی رو برام بوجود میاره که مجبور بشم به رشد و حرکت به سمت بالاتر، پس قبل از اینکه تضادها بیان سراغم، خودم بیام زندگیم و شخصیتم و خواسته ها و برنامه هام رو بررسی کنم ببینم کجاها میتونم بازم بهبود بدم و رشد کنم و از با الویت ترینش شروع کنم. یعنی وقتی اوضاع خوبه حالا تو کارم تو روابطم و … باید این سوال رو از خودم بپرسم که چیکار کنم که از این بهتر بشه؟ چطور میتونم بهترش کنم و بازم بهتر؟ و همواره وقتی اوضاع خوبه این سوالهارو از خودم بپرسم چون اگه نپرسم شرایط خوب ثابت نمیمونه و اگه من آگاهانه بهترش نکنم اروم اروم به سمت پایین و بد شدن حرکت میکنه ولی انقدر اروم که متوجهش نمیشیم(اثر قورباغه ای) مگر اینکه آگاهانه از خودم اون سوال رو وقتی همه چی خوب و عالیه بپرسم و همواره در جهت بهتر شدن قدم بردارم.
– به نظرم بهتره برای تکاملی پیش رفتن برای یه خواسته خاص به جای اینکه بخوام کل مسیر و مدت زمان هر استپ رو مشخص کنم فقط قدم اول رو متناسب با بررسی ای که از وضعیت و نتایج قبلیم دارم تعیین کنم و یه تایمی رو برای بررسی در نظر بگیرم حالا با توجه به خواسته ممکنه 1هفته بعد یا کمتر یا بیشتر باشه، بعد که قدم اول رو رفتم و زمان بررسی فرا رسید ببینم روندم چطور بود، استپ اول برام چقدر راحت یا چقدر چالشی بود، بعدش تصمیم بگیرم که برای ادامه آیا همون روند رو برم یا وارد استیت یه درجه بالاتر بشم یا شاید حتی لازمه یه درجه کمترش کنم و همچنین زمان بررسی بعدی رو تعیین کنم و همینجوری پیش برم تا به خواسته و پیشرفت در موضوع مد نظرم برسم و جلوی وسوسه ام برای عجله کردن(و حرص و طمع) رو بگیرم و جلوی کنجکاوی ام برای ترسیم رودمپ که ببینم دقیقا چقدر قراره طول بکشه رو بگیرم چرا که تو پروسه مسیر، هدایتها میاد، دستان خدا و ایده ها میاد و ممکنه کلی روند رسیدن رو برام کوتاه تر کنه، پس به جای تمرکز کردن روی ترسیم کل مسیر و تلاش برای افزایش سرعتم فقط روی همون استیتی که هستم تمرکز کنم و فوکوس کنم روی خودم، نتایجم، احساسم در لحظه حال، و دیدن کوچکترین پیشرفتها و بهبودهام. قشنگم زندگی همین مسیریه که برای رسیدن به خواسته ها و پیشرفتهام طی می کنم، اگه این مسیر، رنج اور و پر از استرس و سختی باشه به این معنیه که زندگیم داره سخت و رنج اور میگذره و بر فرض هم که با زجر و تلاش زیاد به یه خواسته ای برسم اخرش میگم خب که چی، این همه بدبختی کشیدم واسه این! و به پوچی و افسردگی میرسم و به دلیل فشار بیش از حد به خودم و زده میشم و همه چی رو رها کرده و یه مدت کلا استراحت می کنم که اینجوری میرم تو قهقرا و انقدر دور میشم از همه چی که بعد ازینکه ریکاوری شدم دوباره باید همه چی رو از اول شروع کنم ولی اگه آهسته و پیوسته برم همیشه حالم خوبه و رشد هم میکنم.
– به نظرم خوبه که هفته ای یه بار مثلا هر اخر هفته یه می تایم داشته باشم و روند طول هفته ام رو بررسی کنم که چیکارا کردم چه بهبودهایی داشتم و برای هفته بعد ایا همین روند رو برم یا اگه نه چطور میتونم بهبودش بدم یا ایا لازمه یه پروژه(یا نکست استپ) بردارم.
– حواسم باشه انگیزه بدون رعایت قانون تکامل جواب نمیده: ممکنه به دلیل انگیزه زیاد یه کوچولو نتیجه بگیری ولی بعدش رعایت نکردن قانون تکامل تو رو زمین میزنه. مثل اوایل شروع کارم که به دلیل انگیزه و تلاش زیاد یه سری نتایج گرفتم ولی به دلیل رعایت نکردن قانون تکامل(هنوز js رو بلد نبودم رفتم سراغ انگولار، هنوز به js مسلط نشده بودم و خوب یادش نگرفته بودم رفتم سراغ ری اکت) چقدر به خودم زجر دادم و درنهایت امید و انگیزه ام رو از دست دادم. کلا خیلی مهمه به بقیه کار نداشته باشی، نگاه نکن فلانی میگه من اینجوری خوندم بعد تو هم جو بگیرتت بخوای مثل اون پیش بری، اولا من دقیق بکگراند اونو نمیدونم و خیلی موقع ها خودشون هم نمیگن(یا نمیدونن) که بابا لامصب تو یه زبان برنامه نویسی دیگه بلد بودی حالا یهو رفتی سراغ انگولار از پسش براومدی یا چمیدونم یه پیشینه ای از کار کردن در حوزه برنامه نویسی یا تحصیلات مرتبط و … داشتی بعد حالا اومدی یهو این قدم رو برداشتی ، بله برای اون فرد کاملا تکاملش رو طی کرده بوده(اما در ظاهر مشخص نبوده) و طبیعیه که خیلی راحت و ایزی از پسش بربیاد، اصلا از کجا میفهمم که تکاملش رو طی کرده چون راحت و ایزی بوده براش، ولی خودش اشاره نمی کنه یا ممکنه اصلا نمیدونه که دلیل اینکه میتونه یهو این قدم رو برداره به دلیل پیشینه و سایر قدمهایی که در حوزه های دیگه برداشته، پس الما لطفا و خواهشن کاری نداشته باش به روند بقیه و مسیر بقیه، تو با بررسی کارهایی که قبلا کردی و تکیه بر هدایت خداوند قدم بعدی خودت رو تعیین کن و انجام بده نگران نباش که آی دیر شد عقب افتادم، چرا که اولا زندگی مسابقه نیست که، من میخوام از زندگیم لذت ببرم و رشد پایدار داشته باشم نه اینکه به هر قیمتی و با عجله و فشار زیاد، یه رشد موقتی بدست بیارم، ثانیا درسته که در کوتاه مدت به نظر میاد بقیه دارن از تو جلوتر و بهتر پیش میرن(شاید حتی بدون رعایت کردن تکامل) شایدم اونا خرگوش بازیگوش باشن و تو لاک پشتی که با استمرار در نهایت زودتر از خط پایان عبور می کنه، منظورم اینه که در دراز مدت نتایج تو ممکنه از اونا خیلی بزرگتر بشه هر چند که بازم میگم زندگی مسابقه نیس و من نباید دنبال ثابت کردن خودم(و موفقیتم) به بقیه باشم، تکامل رو که رعایت کنم به اندازه ای که مدارم میره بالاتر به خواسته ها و نتایج بزرگتری میرسم در عین اینکه از زندگیم لذت میبرم. یعنی اگه در زندگیم رشد و لذت رو باهم دارم بدونم که دارم به درستی تکامل رو رعایت می کنم و در چنین شرایطی خیالم راحت مدام زندگیم و شرایطم بهتر و بهتر خواهد شد.
– حتی رودمپ هایی که میگن استاندارد یادگیری فلان چیز و فلان مسیر شغلی هست رو هم چشم بسته انجام ندم، صرفا به عنوان راهنما کنار دستم باشه ولی باتوجه به پیشینه خودم و هدایت خدا ببینم قدم بعدی من چی باشه و اگه چطور انجام بشه باعث رشد من میشه. رودمپ ها رو انسانها ساختن اما من هدایتی فراتر از دانش انسانها دارم و اون خداییه که فرمانروای جهان هست و در ضمن هیچ دستور العمل ثابتی، برای همه انسانها جواب نمیده چون ما انسانها کاملا متفاوتیم، گذشته مون، امکاناتمون و … پس حتما از خدا بخوام که هدایتم کنه که برای من قدم بعدی چیه. یادم باشه رعایت نکردن قانون تکامل منو توی کارم چندین دفعه به نقطه ای رسوند که از نظر روحی و ذهنی مریض و خسته و سرخورده و افسرده شدم جوری که پیشرفت چیه حتی انگیزه هیچ حرکتی رو نداشتم و کلی زمان برد تا بتونم خودم رو ریکاوری کنم پس، از اون تجربه ها استفاده کنم تا از این به بعد برای هر تصمیم و برنامه ای باتوجه به کارهایی که قبلا کردم قدم هام رو بردارم و هر بار کمی بزرگترش کنم. من تو عمل به قانون سلامتی هم در سری اول چون تکامل رو رعایت نکردم متحمل زجر و سختی شدم و اصلا نتونستم از اون انرژی و زمان ازاد بیشتر، در جهت پیشرفت در زندگیم استفاده کنم چون خیلی با فشار زیاد، خودم رو در چارچوب قانون سلامتی نگه داشته بودم الان میفهمم اینکه احساسم خوب نبود و فشار زیادی متحمل میشدم واسه این بود که تکامل رو رعایت نکرده بودم وگرنه زندگی به سبک قانون سلامتی واقعا فوق العاده و لذت بخشه. خلاصه هرجا میبینی چیزی داره سخت پیش میره و احساست خوب نیس بدون یکی از دلایلش میتونه این باشه که داری عجله می کنی و تکامل رو رعایت نمی کنی.
– باید به گذشته ات نگاه کنی، کارهایی که تا الان انجام دادی رو بنویسی یه قدم جلوتر رو انتخاب کنی برای هدف بعدی ات، بعد که رسیدی یه قدم جلوتر و به همین ترتیب.
– اگه حرف مردم رو در نظر نگیرم، عجله نمی کنم، یکی از اصلی ترین دلایل عجله کردن و حرص زدن که بدو زود باش باید زودتر برسی واسه اینه که میخوام مردم بگن به به چه چه، واسه اینکه به بقیه نشون بدم چقدر خفنم چقدر موفقم، دیگران ببینن که من اینو دارم اونو دارم، الما دیدی وقتی مبنا و اساس زندگیت رو میزاری که به نتایجی برسی که بقیه به به چه چه کنن یا رویِ بقیه رو کم کنی چقدر از زندگیت ناراضی میشی چقدر ناشاد میشی و پر از استرس و اضطراب و … میشی ، رضایت واقعی و شادی از زندگیت رو زمانهایی داشتی که برای خودت زندگی کردی برای دل خودت در جهت فلان هدف قدم برداشتی نه برای اینکه به بقیه ثابت کنی که ببین من تونستم ببین من موفقم، حتی در مورد پیشروی در حوزه علایقت وقتی تایید دیگران رو مد نظر قرار دادی، نه رضایت و احساس خوب خودت رو، دیدی که چقدر زندگی رو به خودت زهر کردی.
– عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگیه ما نداره مگراینکه باور کنیم و اونوقت تاثیر میذاره، و باور داشتن به تاثیرگذاری عوامل بیرونی یعنی شرک(قدرت دادن به غیر خدا)، و کسی که شرک میورزه باورهایی داره، که با وجود اون باورها امکان نداره به خوشبختی برسه، نه در این دنیا نه در اون دنیا. اما اگه فقط روی خدا حساب کنی و اونو تنها قدرت حاکم بر جهان و بر زندگیت بدونی هم در این جهان هم در اون دنیا بهشت رو تجربه می کنی.
– وقتی رو چیزی که نمیخوای تمرکز می کنی همون رو وارد زندگیت می کنی و از همون جنس رو تجربه می کنی، مثالش ترامپ و بایدن: اونایی که موافق ترامپن که توجهشون روی ترامپه و عکس ترامپ رو همه جا زدن و عاشق ترامپن، اما اونایی که موافق بایدن و مخالف ترامپن به جای اینکه عکس بایدن رو روی پرچم و … بزنن مدام میگن ما متنفریم از ترامپ و روی بایدن هیچ تمرکزی نیس، پس همه توجه ها روی ترامپه لذا ترامپ رئیس جمهور میشه و شد. مهم نیس شما چی میخوای(بایدن) مهم اینه توجهت روی چیه(ترامپ یا اون دیدگاه، چون بحث شخص نیس بلکه مسئله دیدگاهیه که ازش متنفری و داری بهش توجه میکنی) یعنی استفاده درست از قانون در اینجا این بود که به جای توجه و صحبت از بدیهای ترامپ، رسانه ها و افراد میومدن از خوبی های بایدن و کارهایی که میخواد انجام بده صحبت میکردن و مقاله منتشر میکردن و … .
– اگه تغییر بنیادین در باورهات و شخصیتت ایجاد نشه نتایج بزرگی به دست نمیاری، با تغییرات ظاهری(لباس و …) نتیجه نمیگیریا، در مورد کارم هم با بهبود باورهام، افزایش اعتماد به نفس و احساس لیاقت، افزایش مهارت و تسلطم در حوزه شغلم نتیجه میگیرم نه با تغییرات و اقدامات ظاهری مثل بهتر کردن پروفایل لینکدین و گیتهاب، بهتر کردن ظاهریِ رزومه، ارسال کیلویی رزومه و انجام تعداد زیاد مصاحبه، خوندن و حفظ کردن سوالای مصاحبه درحالیکه اصل مفاهیم رو به خوبی درک نکردم و صرفا جوابارو حفظ کردم و … .
– برنامه ی قرار دادن فایلها در سایت خیلی مشخص نیس، هدایتی پیش میریم: چقدر موضوع هدایتی پیش رفتن مهمه یعنی من هرجا اجازه دادم هدایتها بیاد و طبق قلبم عمل کردم نتایج عالی شده، زندگیم روی روال قرار گرفته. من باید مقوله هدایت رو سرلوحه تمام تصمیمات و برنامه هام قرار بدم و فارغ از اینکه چه پلنی داشتم، امروز چیکار میخواستم بکنم، اگه هدایتی اومد هدایت رو انجام بدم و بیخیال اقدامی که قرار بود انجام بدم یا فکر میکردم درسته که انجام بدم بشم، اینکه با چه شرکتی مصاحبه برم یا نرم، امروز چقدر اموزش ببینم یا چقدر کار کنم، ایا جلسه دیلی فلان گروه رو شرکت کنم یا نه، ایا این تسکی که فلان گروه ازم خواسته رو قبول کنم که انجام بدم یا نه، امروز چه فایلی گوش بدم و کدوم تمرینِ فایلها رو امروز انجام بدم، دیگه مثالهاش بی انتهاش و در تمام جنبه های زندگی باید فقط “هدایت” رو مبنا قرار بدم، نه مغز و دانش خودم، و نه تجربه خودم، و نه راهنمایی و حرف و تجربه دیگران.
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/08/27 ساعت 19:58
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت فایل عالی و خوب و بی نظیر استاد عباسمنش عزیز که امروز با من صحبت کردی و من رو به سیر روند تکاملی و کار بر روی ذهن و دوری از طمع و مقایسه و تمرکز روی مسیر رشد و ارتقاء خودم و فقط خودم رو با دیروز ثانیه ها و حتی روزهای قبل خودم مقایسه کنم نه با بقیه خدایا شکرت…
خدایا شکرت از اینکه به کارهای کامپیوتری مسلط هستم و میتوانم از این حرفه خودم درآمد کسب کنم خیلی ازت ممنونم که هر لحظه در حال حاضر حمایت گر من هستی خدایا شکرت…
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God we trust)
درود استاد عزیز وقتی فکر میکنم میبینم تمام زجر و سختی هام زمانی بود که عجله کردم و با بقیه رقابت داشتم حرفاتون کاملا درسته زمانی که طبق قوانین میری جلو هم از مسیر لذت میبری هم به خواسته هات میرسی بدون اینکه اذیت بشی استاد عزیز تنتون همیشه سلامت باشه خیلی نیاز به حرفاتون داشتم و در درست ترین زمان حرفاتو رو گوش دادم
بنام خداوند فضل و رحمت
سلام خدمت استاد گرانقدرم و خانم شایسته ی عزیز و همه دوستان
اول می خواهم از نتایج و اتفاقات خوبی که در این هفته برایم رخ داد برایتان بگویم
خدا را هزار بار شکر که روز به روز هر چیز بهتر شده میره و تغییرات مثبت در زندگیم میبینم از خداوند بزرگم و استاد بی نظیرم سپاسگزاری میکنم
هفته خوب و پر خیر و برکت داشتم، همه چیز خوب نی بلکه بسیار خوب گذشت،
-مقدار پول به حقوق شوهرم اضافه شد.
-یک کار دیگری بود که ارتباط با من و دوستم داشت، بدون اینکه من رد کنم و خوب میدانستم که اگر جواب من منفی باشد دوستم از من خفه میشود و می رنجد، زیاد برم سخت بود وقتی ازم درخواست کرد برایش نی گفته نتوانستم اما در دلم به خداوندم می گفتم خدایا تو یک کاری کن که خودش منصرف شود چون من هیچ راضی نیستم خدایا کمکم کن لطفا، یک سره در دلم دعا میکردم و کمک می خواستم از خداوندم، چند دقیقه نگذشته بود که دیدم موضوع حل شده به همان قسمی که من میخواستم بی درنگ اشک خوشی در چشمانم حلقه شد و یک لحظه به اینکه خداوندم چگونه مرا کمک کرد و صدایم را شنید ساکت ماندم حیران و هیجان زده شدم و با خود گفتم بدون شک که خداوند صدای ما را میشنود و پاسخ میدهد به شرط اینکه به قدرتش اعتماد کنیم و کار ما را به او بسپاریم و بودنش را در وجود خود حس کنیم. خدایا شکرت
شروع کردم به شکرگزاری خداوند و چند لحظه کارم را توقف دادم به تنهایی بدون هیچ فکری دیگری با خداوندم بودم خدایا هزاران بار شکر به آن لحظه قشنگ و زیبا به آن حس که میخواهم باز ها حسش کنم و لذت ببرم 🫀
دوباره کارم را شروع کردم و در تمام مدت کارم به خداوند و به استاد عزیزم و به همه گام های که پشت سر گذاشتم و این همه نعمت ها معجزه ها و اتفاقات خوب فکر میکردم و با خود شکر گزاری میکردم
همه ی این اثار و نتایج خوب از آن جای شروع شد که با استاد عزیزم آشنا شدم قسمی که به امدنش من را چنان به خداوندم و توحید یکجا ساخته، آرامش و لذت بردن از زندگی و هر لحظه ام را آسان ساخته که من هیچ فکرش را نمی کردم
خدایا از زمین تا آسمانت و به هر اندازه ی که جا دارد شکر میکنم و شکرگزارت هستم
خدای خوبم هزاران بار شکر به وجود استاد عزیزم شکر که من را هدایت کردی به این مسیر خوب .
این را نوشتم تا یاد آوری و شکرگزاری از دست آورد های خورد در راه به اتفاقات بزرگ باز کند
و دیگر اینکه یادآوری به عزیزان هم مسیرم باشد که آنها هم متوجه تغییرات و نتایج خورد زندگی شان شوند
نکات مهم از فایل امروز، گام دوازده هم
وقتی قانون را درک نکنیم سر خود بلا و یاهم مشکلات میاریم
در هر کار باید آهسته آهسته رشد کنیم تجربه پیدا کنیم و به تدریج بالا بریم
در کار ما باید نیت ما ثابت کردن به دیگران یا نشان دادن به دیگران و عجله کردن نباشد
در کار های ما حرص، طمع، و حرف مردم نباشد
تکامل قانون دنیا است، هیچ راه گریز وجود ندارد
اگر تکامل را رعایت نکنیم به افسردگی ذهنی روانی و فیزیکی میرسم
چی فایل عالی و زیبا و چقدر استاد عزیزم به زیبایی و مثال های واضیع بیان کردن، عمر تان طولانی، سلامتی، آرامش ثروت بی کران نصیب تان خداوند بیشتر از آن بر تان بدهد که آرزویش را دارید
آرزوی آخر هفته خوب پر خیر و برکت نور و ارامش به شما دو عزیز استاد عزیزم و خانم شایسته جان ،
و همه دوستان را دارم
به نام خدا
سلام خدمت همگی دوستان
تکامل…
تکامل یعنی آماده شدن برای رسیدن به خواسته هامون
طمع و حرص بزرگ ترین مانع برای داشتن یک زندگی قشنگ!
داستان تکامل توی همه موضوعات قابل مشاهده است.
از تکامل رشد توی گیاهان و جانداران تا تکامل توی داستان حضرت محمد…!
زندگی قرار نیست رنج کشیدن باشد…
اگر قانون تکامل رو خوب درک کنیم از زندگی مون لذت میبریم در حالی که به خواسته هامون هم میرسیم.
قانون تکامل یعنی به گذشته خودمون نگاه کنیم و ببینیم که چه کارهایی انجام دادیم و الان سعی کنیم یک قدم جلوتر بریم.
اینم شد یه چکیده از نکات فایل که روز چهارشنبه آماده کرده بودم ولی الان قسمت شد که بفرستم.
در پناه حق و فعلا خدانگهدار.
تو تک تک این قدم ها و گام ها محال بوده استاد عزیز درمورد قانون تکامل صحبت نکنید و قطعا این قانون اصل و هرکسی با این قانون قدم به قدم جا رفته نتیجه گرفته من این قانون رو کسب و کاری که الان دارم کاملا شهود و میتونم کامل درک کنم که ووقتی تو اروم وقتی حرص نداری وقتی عجله نمیکنی قطعا پاداشش هم میگیری درست یک سال و اندی گذشته به خاطر درک این قانون ی بدهکاری 700 تومنی برام ایجاد شد و همچنان درگیر وکیل و دادگاه هستم و باعث شد بک مالی کسب و کارمم بره و از زیر صفر شروع کنم شاید باورتون نشه من اندازه همین پولی که از دست دادم رو به دست آوردم و شکرگذار خدا هستم خیلی ها بهم گفتن وام بگیرم اما همیشه حرف شما تو گوشم بود که وام برابر است با دام به خدا توکل کردن و گذاشتم تو خدا بهم روزی و اعتبار بده و دمش گرم که برام جبران کرد و حتی تو رابطه ای هم که دارم واقعا همین بوده قبل ازاین رابطه باهرکسی وارد رابطه میشدم سری میگفتم ازدواج اما الان واقعا دلم ازدواج نمیخواد چون تو این رابطم همه چیز دارم و طرف مقابلمم بسیار انسان شریفی و کم کم به درک عمیقی از هم رسیدیم خواستم بگم که تو تمام جنبه های زندگیمون همین قانون تکامل موج میزنه اما به قول شما باید ظرف وجودت آماده باشه و بسیار هوشیار عمل کنیم که گرفتار عجله و طمع نشیم و بدونیم اروم اروم میشه قدم هارو طی کرد مرسی استاد عزیزم بااین که این دوره ها به رایگان گذاشتید اما بدون پرده و فوت و فن تمام آنچه که اصل هم هست رو به زبون میارید مچکرم استاد جانم
سلام استاد عزیزم
بارهاو بارهادر فایل های مختلف بر این موضوع تاکید کردید ولی یه بحثی که هست انسان فراموش کاره
بارهاو بار ها باید این موضوع رو تکرار کنم تا ملکه مغرم بشه
من سال ١٣٩٨ بود که دعوت شدم به یه تیم نتورک که خارجی بود و در ایران نمایندگی داشت و منی که تااون موقع کارگری میکردم اینور اونور ولی خب قول حرفها رو خوردم که بیا اینجاو در یک زمان کم ٢ الی 4 ساله ماهانه فلان قدر درآمد داشته باش و…
استادهمون موقع اگه همین یه بند از قانون کیهانی رو بلد بودم دیگه اصلا قبول نمیکردم و اصلا اتفاقای بعدی رخ نمیداد که سر از شکایت بازی در آوردم و منی که حتی یه هزار تومنی به کسی بدهی نداشتم تا خرخره رفتم زیر قرض و به تمام اعضای خانواده بدهکار شدم تمام دوستان و آشنایان و اعتبارم رو به کل از دست دادم
اینارو نمیگم که مثلا بله فلانی ها گناهکارن یا مثلا خودم رو سرزنش کنم و یا…
بلکه منظورم اینه که به قول استاد ما اگه قانون رو درک کنیم علاوه بر اینکه از مسیر لذت میبریم بلکه ثروت هم وارد زندگیمون میشه و هیچ گونه از این اتفاقا هم رخ نمیده
یعنی منم دقیقا مثل استاد آدمی هستم که واقعا اسم بدهکاری رو نمیتونم روم تحمل کنم و هر طوری شده بایدزود پرداختش کنم و تااون موقع ها اصلادر زندگیم بدهی نداشتم
بااستاد آشنا شدم وصبح تاشب درمحل کارم به فایل هاگوش میدادم البته فایل های هدایتی یعنی هرروز یه فایل از سایت دانلودمیکردم وبار هاگوش میکردم و کامنت میخوندم
قدم به قدم بدهی ها رو پرداخت کردم و از زیر صفر رسیدم به الان که برای خودم کسب و کارم رو دارم به لطف الله
به قول استاد خب وقتی قانون رو بدونی اصلا کارت به زیر صفر نمیرسه و از همون اول مسیر همواری رو طی میکنی کلا
داستان آشنایی من بااستاد خیلی معجزه واره و در روز هایی آشناشدم که سال ١4٠٠ شکست خورده بودم و تمام پول و اعتبارم و حتی خانوادم هم بهم اعتماد نداشتن و در روز هایی که در شهرک غرب تهران رفتم رستوران کارمیکردم و بدهی هام رو پرداخت میکردم در روز هایی که جای خواب نبود و روزا که رستوران کار میکردم شب هم همونجا در زمستان یه پلاستیک کیسه زباله مینداختیم کف زمین و با پتو روش میخوابیدیم واون روز ها بود که به صورت معجزه آسایی با استاد اشناشدم
اینارو مینویسم که رد پابذارم واسه خودم که خداچطور هوامو داشت
اون روز ها خدانجاتم داد و صفحه برگشت
با آموزه های استاد
باتعهد خودم
باایمان
آرام آرام بابهتر شدن وضعیتم که دیگه بدهی هام رو تموم کردم در رستوران که کار میکردم فقط خداخدا میکردم سر برج برسه و من دوره های استاد رو تهیه کنم از سایت
چه روز ها و چه شب هایی که از سر شوق وعشق داشتم ذوق میکردم و اشک شوق میریختم قبل از خواب
از میزان معجزه هایی که برام رخ میداد
ازمسیرهایی که برام باز میشد
از نعمت هایی غیر منتظره ای که وارد حسابم میشد
الان که دارم فکر میکنم میبینم تغیرات در زندگیم از زمانی شروع شد که خدا رو پشتیبان خودم دیدم
با آموزه های استاد کاملا باورمتغیر کرده
وبه میزانی هم که باورم تغیر کرده زندگیم هم تغیر کرده
استاد تشکر
در پناه الله یکتاشادو پیروزباشید
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام بچه ها
استاد این فایل بی نظیر رو از این ب بعد سعی میکنم هفته ای یک ار گوش بدم تا بفهمم از کجا خوردم و یادم بیاد ک همه چیز خوب پیش میره و خوب پیش میرفت تا جایی ک من طبق این قانون پیش میرفتم و این تکامل ک جز اصلی ترین قانون خداونده رو یا یادم میره یا میخوام دورش بزنم ک ب هیچ وجه نمیشه و بزرگترین ضربه های من از نداشتن صبر همراه با رعایت قانون تکامله
یادمه ی کارگاهیو راه اندازی کردم با 2تا از دوستانم ک اوستای خودم میگفت فکر نکنم بتونی چون تاحالا نکردی
انرژی گرفتمو کردم و شد .ولی چون تکاملشو طی نکرده بودم و همش برام خیلی بزررررگ بود و زجررررررررررررررررررررررررر کشیدم تا شد و شریک گرفتم تا بشود بااینکه اونها هیچ کاره بودن در اصل همه کارارو من میکردم.
خلاصه با همه اون اتفاقات راه افتاد اولین سفارش زجیر گرفته شد طلا آب شد واسه ساخت کار کارگاه الم شده بود .ولی میثم از زجر زیادو رعایت نکردن تکامل 1ماه بعد اینکه کارگاهو راه انداخت واگذارش کرد ب شریکا و حتی از اون شغل هم اومدم بیرون
تکامل و قانونش و خداوند بخاطر رعایت نکردن قانونش با تانک از رو من رد شدن .و 2سال طول کشید تا بلند بشم
اینم رد پا از خودم ک هر روز بخونم
سپاس گزارم استاد عزیزم
در پناه رب امن العالمین باشین.
به نام خداوند بخشنده و مهربان،
سپاسگزار خداوند هستم که بی نهایت بخشنده، توّاب، هدایت گر، غفور و رزاق هست.
با درود به استاد عباس منش و دیگر عزیزان،
در ابتدا لازم می دانم بابت این فایل آموزنده و ارزنده، قدردانی و تشکر بی نهایتم را اعلام کنم. این فایل از آن دست فایل هایی هست که تا مدت ها باید به آن رجوع کنم تا به درستی، آگاهی های آن را درک کنم.
پس از گوش دادن چند باره و تعمق در مورد آگاهی های این فایل و یادآوری قدم های پیشین، می فهمم که کدامین قدم و عمل من، به صورت ناخودآگاه، تکاملی بوده و کدامین غیر تکاملی.
چیزی که نسبت به آن اطمینان دارم، عدم درکم از تکامل است. مهم ترین قدم پیش رویم، درخواست هدایت از رب العالمین است، که بی هدایتش، ره به ناکجاآباد است، و تمرین و تمرین و تمرین آگاهانه برای درک و عمل به قانون تکامل.
سپاسگزار خداوند توانا و بخشاینده خود هستم که قدرت دریافت و درک الهامات و هدایت هایش را به ما داده است و نیز قدردان زحمات شما در انتشار آگاهی ها و الهامات الهی.
در پناه پروردگار یکتا باشید.
《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته مهربان و یه سلامی هم میکنم به دوستان گلم در پروژه خانه تکانی ذهن..
به لطف خدا به گام 12 رسیدیم گامی بسیار حساس و دقیق به نام تکامل….
خب من خودم اصلا چیزی از تکامل نمیدونستم چه برسه به اینکه مثلا توی کارم تکاملی نداشتم و طبیعی بود که کسی هم درباره تکامل چیزی نمیدونست و انتقالی هم درکار نبود فقط یادگرفته بودیم بگیم آقا هر شغلی خاک خوری داره شش ماه یا یکسال باید خاک خوری کنی تا همه بشناسند تازه یه سری ها هم عقیده داشتن برای اینکه تو کارت شناختهتر بشی باید از اول تا آخرین روز کاریت باید باید توی یک مغازه باشی تا بهت اعتماد کنند و بگن آره این بنده خدا کاسب و اگه جنسش خراب بشه میبریم بهش پس میدیم و… خب اینا تا قبل آشنایی من با استاد و سایت بود آخه به اینجا هم ختم نمیشه کههههه من بعداز چندسال بودن در سایت و آموزشات استاد عزیزم تازه دو سال درک کردم تکامل ینی چی به چه دردی میخوره و هدفش چیه و چجوری میشه یادگرفتم و انجامش داد چون از اونجایی که ذهن من همش دنبال زود زود نتیجه گرفتن هستش اجازه رشد تکامل رو نمیداد تا اینکه با تمرین و یادآوری کردن به خودم مدام، این قانون رو درک کردم و تازه دارم ازش استفاده میکنم و وقتی ذهنم شروع میکنه برای عجله کردن اون یکی قسمت ذهنم آژیر خطر رو بصدا در میاره و میگه تکامل یادت نره خب اینجوری شد که تکامل رو میشه گفت تقریبا 60 الی 70 درصد درک کردم ….
خداروشکر تکامل رو الان دارم توی شغل خودم درک میکنم، از اونجایی که من تازه قریب به دو سال میشه که اومدم توی مغازه خودم کار املاک رو دارم ادامه میده و دارم مقایسه میکنم با دوسال قبل میبینم رشد خیلی خوبی داشتم و تونستم تکامل رو رعایت کنم مثلا سال اول خیلی سخت مشتری میومد توی طبقه اول پاساژ چون براشون اصلا جا نیوفتاده بود که املاک هم میشه طبقه اول به بالا هم باشه ولی الان در مقایسه با حدود دو سال پیش خیلی راحتتر و روانتر مشتری ها میان بالا بعضا تابلو ال ای دی املاک رو میبینن و میان بالا…. این برای من خیلی مقایسه شیرینی از تکامل منِ دو سال قبل و منِ امسال خداروشکر خداروشکر…
یکی از مسائلی که منوعشقم درباره تکامل داشتیم این بود که اویل فکر میکردیم که برای طی کردن تکاملمون باید بهش زمان بخوره تا تکاملمون طی بشه ولی خداروشکر توی یکی از فایلها استاد از تغییر یه فرکانس و رسیدن به خواسته گفتن که تکامل رو میشه با تغییر یه فرکانس طی کرد و این زنگی بود که توی ذهنم خورد و تا به الان با تغییر فرکانسهایم تکاملم رو طی میکنم.. مثالی که میتونم بزنم این که توی سال اولم که تو مغازه خودم شروع به کار کردم قرارداد نوشتن خیلی سخت بود که من اومدم برای رسیدن به این خواستم اول خودم رو آماده دریافت کردم با الگوهای قبلی خودم، تصویر سازی، داشتن فایلهای فروش و اجاره مناسب و ساختن باورهای مناسب به شغلم کردم هرچقدر که تونستم ظرف وجودم را بزرگتر کنم تعداد دریافت مشتری چه خرید چه فروش بیشتر شد و منجربه قرارداد شد و تکرار این روند الان ما رو رسونده به ماهی چندین قرارداد فروش خداروشکر به لطف خداوند…
توی بحث طمع و حرص و عجله واقعا استاد حرف قشنگی میزنه که بزرگترین اسلحه شیطان؛ من خیلی از برهه زمانی طمع، حرص و عجله رو داشتم و نتیجهاش فقط سرخوردگی بود و دست از پا درازتر بود برام مثلا همین ماه پیش بود برای اینکه یکی از ملکهای مشتریم از دستم نپره چون قیمتش خیلی عالی بود، به مشتریم زنگ زدم بردمش بازدید و خیلی عجله داشتم که به همون مشتری بفروشم که مبادا این فایل رو یکی دیگه بفروشه و خلاصه توی فروشش خیلی عجله کردم البته مشتریم پسند کرد و فکر کنم چون دید من خیلی عجله میکنم برای فروش اون واحد اجازه خواست تا فکر کنه که فکر کردن همانا فروش رفتن اون واحد بدست یه املاک دیگه همانا …. فرداش مشتریم زنگ زد گفت جلسه بذار آقای شاطری، منم زنگ زدم به مالک گفت فروش رفت… اونجا تازه متوجه شدم چه کلاه گشادی سر خودم گذاشتم و متوجه شدم که عجله و حرص اینکه رکورد بزنم تو ماه و فروش ماه پیش خودم رو بگیرم و از ترس اینکه ملک تو املاک دیگهای فروش نره بازی رو باختم و بد هم باختم فقط و فقط و فقط به خودم ولی تجربه شد برام که دیگه اینجوری جلو نرم و به الهامات خداوند توجه کنم…. حالا خداروشکر مشتریم تا به امروز هنوز ملکی رو نخریده قراره بهش ملک معرفی کنم به امید خدای مهربان….
حالا توی دور زدن تکامل برای رسیدن به خواسته بازهم مثال خودم رو میزنم، یه زمانی منو برادرم شرکت کامپیوتری زدیم که قبلش کابینت سازی داشتم و چقدر هم توش موفق بودیم و تکاملمون رو بخوبی طی کرده بودیم ولی چون علاقه شدیدی به کامپیوتر داشتیم تصمیم گرفتیم کابینت سازی رو جمع کنیم و بریم تو خط کامپیوتر و اینا خب از اونجایی که ما تا بحال هیچ تجربهای از شرکت داشتن نداشتیم در کنار سرمایهای داشتیم برای خودمون شریک گرفتیم از دوستان برادرم بودن و اومدیم شروع کردیم که این کار رو انجام بدیم اونجوری اینجوری بعد موفق میشیم برنامه ریختیم که زود زود به نتیجه برسیم درصورتیکه هیچ کدوم از ما هیچ تجربهای نداشتیم حتی برای یک روز هم که شده باشه توی هیچ شرکت کامپیوتری هم کار نکرده بودیم فقط دل رو زدیم به دریا شروع به کار کردن کردیم سایت زدیم، تراکت پخش کردیم، کلی تبلیغ کردیم و هزارتا کار دیگه ولی متاسفانه به سال نکشیده نتونستیم کُندشو خورد کنیم و مجبور شدیم کل کار رو جمع کنیم چرا؟؟؟ چون فکر میکردیم اگه دفترمون تو بهترین نقطه تهران باشه میترکونیم چون فکر میکردیم اگه شریک داشته باشیم میترکونیم و هزارتا دلیل دیگه که به خیال خودمون زود رشد کنیم و زود پولدار بشیم خلاصه ما که به هیچی رسیدیم و از مسیرمون هم هیچ لذتی نبردیم چون همش بدو بدو بدو بود برامون…..
حالا به آموزشات استاد یادگرفتم تا اونجایی که میتونم قانون تکامل رو رعایت کنم سعی نکنم دور بزنمش و برای اینکه بتونم به راحتی پیشرفت داشته باشم سعی میکنم خودمو با خود چند روز یا یکماه قبلم مقایسه کنم اولا اینجوری بهم احساس بهتری میده و تو دور مقایسه با دیگران نمیافتم و خودارزشمندی رو درون خودم بهبود میدم و آرام آرام رشد میکنم، دلیل اینکه ما شرکت رو کمتراز یکسال جمع کردیم این بود که میخاستیم از بقیه عقب نیفتیم و….که این بحث رو تو دوره احساس لیاقت استاد کاملا توضیح داده….
تمام سختی هایی که ما توی کارمون چه زمانی که کابینت سازی داشتیم تا چه الانی که املاک دارم فقط و فقط بخاطر اینه که عقب نیفتم از دیگران، بخاطر اینکه میخاستم 10 تا پله رو یباره برم بالا که یکی از دلایلش بخاطر کمبود عزت نفس بود زود به پول برسم تا منم برای خودم حرفی داشته باشم به منم عزت و احترام بذارن منو حساب کنند و… وگرنه الان تو همین شغلم به اندازهای که روی خودم و قوانین جهان هستی کار میکنم به همون اندازه نعمت و ثروت وارد زندگی من میشه و رشد میکنم در غیراینصورت نتیجه خاصی نمیگیرم، و توی دوره لیاقت استاد میگن ما همینی که به این دنیا اومدیم ارزشمندیم ما به خودی خود ارزشمندیم پس نباید خودمون رو با چیزی گره بزنیم یا اگه پول داشته باشیم عزت نفسمون بالاس اگه نه پایینه……
خداروشکر میکنم که توی ایم پروژه هستم و خودم رو به گام 12 رسوندم و کامنتش رو گذاشتم، خیلی ازتون سپاسگزارم
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن
خدایا شکرت
ایاک نعبد و ایاک
– تکامل به معنی زمان زیاد نیس بلکه یعنی وقتی آماده باشیم به خواسته مون میرسیم شاید در شروع کار برای اینکه اماده بشیم کمی زمان ببره اما بعدش بوم بوم اتفاقات پشت سر هم میفته
– طمع و حرص بزرگترین اسلحه شیطانه. انسان تا وقتی نتونه طمع و حرص و عجله رو در وجودش مهار کنه، زندگی روی خوشش رو بهش نشون نمیده.
– یکی از دلایلی که افراد نمیخوان قانون تکامل رو رعایت کنن اینه که میخوان به بقیه نشون بدن من پولدارم من بهتر از بقیه ام من به هدفم رسیدم یعنی بیشتر به خاطر اینه که روی بقیه رو کم کنن. وقتی ما بقیه رو تو زندگیمون لحاظ می کنیم، میخوایم روی دیگران رو کم کنیم، میخوایم به بقیه ثابت کنیم، وقتی میریم تو این فضا کارای احمقانه می کنیم.
– هر بار برای هر قدم فکر کنم، ببینم الان جایگاه من کجاست تو اون موضوع خاص، چقدر قبلا تونستم کارهایی رو انجام بدم، ببینم کاری که الان میخوام انجام بدم با اقداماتی که قبلا تو این موضوع خاص انجام دادم و نتایجی که قبلا بهش رسیدم چقدر تفاوت داره. و باتوجه به بررسی ای که کردم بیام یه درجه بالاتر رو تارگت قرار بدم.
– اگه عجله نکنی و تکاملت رو طی کنی شاید اولش کند پیش بره ولی خیالت راحت به چیزی که میخوای میرسی بعد ازینکه تکاملت رو طی کنی میفتی روی دور و اتفاقات بزرگتری میفته و سرعت رشدت بیشتر میشه.
– اینکه من سال اول و بعدترش با تلاشی که در کارم میکردم نتایج مد نظرم رو نمیگرفتم به دلیل باورهای نادرستم بود ولی من فکر میکردم تلاشم رو باید بیشتر کنم هی گاز میدادم درحالیکه مشکل از رعایت نکردن تکامل و وجود ترمزها(باورهای نامناسب و ناهماهنگ با خواسته ام، کمبود در اعتماد به نفس و احساس لیاقت، باورهای نادرست در مورد پول و … ) بود.
– اگه نخوای تکامل رو رعایت کنی و سنگ بزرگ برداری به پوچی و افسردگی میرسی: دقیقا اتفاقی که برای من افتاد. به نظرم یه نشونه که میتونه بهم نشون بده ایا در مسیرم تکاملی دارم پیش میرم یا نه، اینه که از زندگیم لذت میبرم در عین اینکه تلاش می کنم(در مسیر علاقه ام پیش میرم) و رو به جلو در حرکتم، به نظرم حداقل فصلی 1بار به خودم و زندگیم نگاه کنم ببینم نسبت به قبلم پیشرفت کردم(نه نسبت به بقیه ها نسبت به قبل خودم) اگه اره پس تکامل رو درست دارم جلو میبرم اگه نه اونوقت باید بررسی کنم که اشکال از کجاس اگر که عملکرد(تلاش) داشتم پس حتما باورهام ایراد داره روی باورهام کار کنم. در کل احساس خوب و بدم نشون میده چقدر در مسیر درست (و در حال رعایت تکامل) هستم یا نیاز به اصلاح مسیر دارم. در زمینه اهداف و برنامه هام گاهی هم ممکنه بالافاصله بعد از اینکه اونچه که برای اولین قدم فکر می کنم درسته رو انجام دادم، از بازخوردش بفهمم که نیازه اصلاحش کنم، و بعد از اصلاح، دوباره که انجامش دادم میتونم بازم بررسی کنم و دوباره از بازخوردش بفهمم که آیا نیاز به اصلاح مجدد داره یا نه، اگه خوب بود پس همون رو ادامه بدم اگه نه اصلاحش کنم.
– به نظرم یه نشونه اینکه تو روند تکاملی زندگیم لازمه یه استپ برم بالاتر و یه پروژه جدید برای خودم بردارم اینه که ببینم تو نقطه ای هستم که همه چی خیلی خوبه و من سوار زندگی هستم و همه چی خیلی روال داره پیش میره اونوقت باید خودم یه درجه تو خواسته هام برم بالاتر یا یه بهبود جدید در خودم و زندگیم رو شروع کنم وگرنه خیلی زود غرق روزمرگی و زندگی خوبی که منطقه امنم شده میشم و اگه خودم پروژه برندارم، جهان تضادهایی رو برام بوجود میاره که مجبور بشم به رشد و حرکت به سمت بالاتر، پس قبل از اینکه تضادها بیان سراغم، خودم بیام زندگیم و شخصیتم و خواسته ها و برنامه هام رو بررسی کنم ببینم کجاها میتونم بازم بهبود بدم و رشد کنم و از با الویت ترینش شروع کنم. یعنی وقتی اوضاع خوبه حالا تو کارم تو روابطم و … باید این سوال رو از خودم بپرسم که چیکار کنم که از این بهتر بشه؟ چطور میتونم بهترش کنم و بازم بهتر؟ و همواره وقتی اوضاع خوبه این سوالهارو از خودم بپرسم چون اگه نپرسم شرایط خوب ثابت نمیمونه و اگه من آگاهانه بهترش نکنم اروم اروم به سمت پایین و بد شدن حرکت میکنه ولی انقدر اروم که متوجهش نمیشیم(اثر قورباغه ای) مگر اینکه آگاهانه از خودم اون سوال رو وقتی همه چی خوب و عالیه بپرسم و همواره در جهت بهتر شدن قدم بردارم.
– به نظرم بهتره برای تکاملی پیش رفتن برای یه خواسته خاص به جای اینکه بخوام کل مسیر و مدت زمان هر استپ رو مشخص کنم فقط قدم اول رو متناسب با بررسی ای که از وضعیت و نتایج قبلیم دارم تعیین کنم و یه تایمی رو برای بررسی در نظر بگیرم حالا با توجه به خواسته ممکنه 1هفته بعد یا کمتر یا بیشتر باشه، بعد که قدم اول رو رفتم و زمان بررسی فرا رسید ببینم روندم چطور بود، استپ اول برام چقدر راحت یا چقدر چالشی بود، بعدش تصمیم بگیرم که برای ادامه آیا همون روند رو برم یا وارد استیت یه درجه بالاتر بشم یا شاید حتی لازمه یه درجه کمترش کنم و همچنین زمان بررسی بعدی رو تعیین کنم و همینجوری پیش برم تا به خواسته و پیشرفت در موضوع مد نظرم برسم و جلوی وسوسه ام برای عجله کردن(و حرص و طمع) رو بگیرم و جلوی کنجکاوی ام برای ترسیم رودمپ که ببینم دقیقا چقدر قراره طول بکشه رو بگیرم چرا که تو پروسه مسیر، هدایتها میاد، دستان خدا و ایده ها میاد و ممکنه کلی روند رسیدن رو برام کوتاه تر کنه، پس به جای تمرکز کردن روی ترسیم کل مسیر و تلاش برای افزایش سرعتم فقط روی همون استیتی که هستم تمرکز کنم و فوکوس کنم روی خودم، نتایجم، احساسم در لحظه حال، و دیدن کوچکترین پیشرفتها و بهبودهام. قشنگم زندگی همین مسیریه که برای رسیدن به خواسته ها و پیشرفتهام طی می کنم، اگه این مسیر، رنج اور و پر از استرس و سختی باشه به این معنیه که زندگیم داره سخت و رنج اور میگذره و بر فرض هم که با زجر و تلاش زیاد به یه خواسته ای برسم اخرش میگم خب که چی، این همه بدبختی کشیدم واسه این! و به پوچی و افسردگی میرسم و به دلیل فشار بیش از حد به خودم و زده میشم و همه چی رو رها کرده و یه مدت کلا استراحت می کنم که اینجوری میرم تو قهقرا و انقدر دور میشم از همه چی که بعد ازینکه ریکاوری شدم دوباره باید همه چی رو از اول شروع کنم ولی اگه آهسته و پیوسته برم همیشه حالم خوبه و رشد هم میکنم.
– به نظرم خوبه که هفته ای یه بار مثلا هر اخر هفته یه می تایم داشته باشم و روند طول هفته ام رو بررسی کنم که چیکارا کردم چه بهبودهایی داشتم و برای هفته بعد ایا همین روند رو برم یا اگه نه چطور میتونم بهبودش بدم یا ایا لازمه یه پروژه(یا نکست استپ) بردارم.
– حواسم باشه انگیزه بدون رعایت قانون تکامل جواب نمیده: ممکنه به دلیل انگیزه زیاد یه کوچولو نتیجه بگیری ولی بعدش رعایت نکردن قانون تکامل تو رو زمین میزنه. مثل اوایل شروع کارم که به دلیل انگیزه و تلاش زیاد یه سری نتایج گرفتم ولی به دلیل رعایت نکردن قانون تکامل(هنوز js رو بلد نبودم رفتم سراغ انگولار، هنوز به js مسلط نشده بودم و خوب یادش نگرفته بودم رفتم سراغ ری اکت) چقدر به خودم زجر دادم و درنهایت امید و انگیزه ام رو از دست دادم. کلا خیلی مهمه به بقیه کار نداشته باشی، نگاه نکن فلانی میگه من اینجوری خوندم بعد تو هم جو بگیرتت بخوای مثل اون پیش بری، اولا من دقیق بکگراند اونو نمیدونم و خیلی موقع ها خودشون هم نمیگن(یا نمیدونن) که بابا لامصب تو یه زبان برنامه نویسی دیگه بلد بودی حالا یهو رفتی سراغ انگولار از پسش براومدی یا چمیدونم یه پیشینه ای از کار کردن در حوزه برنامه نویسی یا تحصیلات مرتبط و … داشتی بعد حالا اومدی یهو این قدم رو برداشتی ، بله برای اون فرد کاملا تکاملش رو طی کرده بوده(اما در ظاهر مشخص نبوده) و طبیعیه که خیلی راحت و ایزی از پسش بربیاد، اصلا از کجا میفهمم که تکاملش رو طی کرده چون راحت و ایزی بوده براش، ولی خودش اشاره نمی کنه یا ممکنه اصلا نمیدونه که دلیل اینکه میتونه یهو این قدم رو برداره به دلیل پیشینه و سایر قدمهایی که در حوزه های دیگه برداشته، پس الما لطفا و خواهشن کاری نداشته باش به روند بقیه و مسیر بقیه، تو با بررسی کارهایی که قبلا کردی و تکیه بر هدایت خداوند قدم بعدی خودت رو تعیین کن و انجام بده نگران نباش که آی دیر شد عقب افتادم، چرا که اولا زندگی مسابقه نیست که، من میخوام از زندگیم لذت ببرم و رشد پایدار داشته باشم نه اینکه به هر قیمتی و با عجله و فشار زیاد، یه رشد موقتی بدست بیارم، ثانیا درسته که در کوتاه مدت به نظر میاد بقیه دارن از تو جلوتر و بهتر پیش میرن(شاید حتی بدون رعایت کردن تکامل) شایدم اونا خرگوش بازیگوش باشن و تو لاک پشتی که با استمرار در نهایت زودتر از خط پایان عبور می کنه، منظورم اینه که در دراز مدت نتایج تو ممکنه از اونا خیلی بزرگتر بشه هر چند که بازم میگم زندگی مسابقه نیس و من نباید دنبال ثابت کردن خودم(و موفقیتم) به بقیه باشم، تکامل رو که رعایت کنم به اندازه ای که مدارم میره بالاتر به خواسته ها و نتایج بزرگتری میرسم در عین اینکه از زندگیم لذت میبرم. یعنی اگه در زندگیم رشد و لذت رو باهم دارم بدونم که دارم به درستی تکامل رو رعایت می کنم و در چنین شرایطی خیالم راحت مدام زندگیم و شرایطم بهتر و بهتر خواهد شد.
– حتی رودمپ هایی که میگن استاندارد یادگیری فلان چیز و فلان مسیر شغلی هست رو هم چشم بسته انجام ندم، صرفا به عنوان راهنما کنار دستم باشه ولی باتوجه به پیشینه خودم و هدایت خدا ببینم قدم بعدی من چی باشه و اگه چطور انجام بشه باعث رشد من میشه. رودمپ ها رو انسانها ساختن اما من هدایتی فراتر از دانش انسانها دارم و اون خداییه که فرمانروای جهان هست و در ضمن هیچ دستور العمل ثابتی، برای همه انسانها جواب نمیده چون ما انسانها کاملا متفاوتیم، گذشته مون، امکاناتمون و … پس حتما از خدا بخوام که هدایتم کنه که برای من قدم بعدی چیه. یادم باشه رعایت نکردن قانون تکامل منو توی کارم چندین دفعه به نقطه ای رسوند که از نظر روحی و ذهنی مریض و خسته و سرخورده و افسرده شدم جوری که پیشرفت چیه حتی انگیزه هیچ حرکتی رو نداشتم و کلی زمان برد تا بتونم خودم رو ریکاوری کنم پس، از اون تجربه ها استفاده کنم تا از این به بعد برای هر تصمیم و برنامه ای باتوجه به کارهایی که قبلا کردم قدم هام رو بردارم و هر بار کمی بزرگترش کنم. من تو عمل به قانون سلامتی هم در سری اول چون تکامل رو رعایت نکردم متحمل زجر و سختی شدم و اصلا نتونستم از اون انرژی و زمان ازاد بیشتر، در جهت پیشرفت در زندگیم استفاده کنم چون خیلی با فشار زیاد، خودم رو در چارچوب قانون سلامتی نگه داشته بودم الان میفهمم اینکه احساسم خوب نبود و فشار زیادی متحمل میشدم واسه این بود که تکامل رو رعایت نکرده بودم وگرنه زندگی به سبک قانون سلامتی واقعا فوق العاده و لذت بخشه. خلاصه هرجا میبینی چیزی داره سخت پیش میره و احساست خوب نیس بدون یکی از دلایلش میتونه این باشه که داری عجله می کنی و تکامل رو رعایت نمی کنی.
– باید به گذشته ات نگاه کنی، کارهایی که تا الان انجام دادی رو بنویسی یه قدم جلوتر رو انتخاب کنی برای هدف بعدی ات، بعد که رسیدی یه قدم جلوتر و به همین ترتیب.
– اگه حرف مردم رو در نظر نگیرم، عجله نمی کنم، یکی از اصلی ترین دلایل عجله کردن و حرص زدن که بدو زود باش باید زودتر برسی واسه اینه که میخوام مردم بگن به به چه چه، واسه اینکه به بقیه نشون بدم چقدر خفنم چقدر موفقم، دیگران ببینن که من اینو دارم اونو دارم، الما دیدی وقتی مبنا و اساس زندگیت رو میزاری که به نتایجی برسی که بقیه به به چه چه کنن یا رویِ بقیه رو کم کنی چقدر از زندگیت ناراضی میشی چقدر ناشاد میشی و پر از استرس و اضطراب و … میشی ، رضایت واقعی و شادی از زندگیت رو زمانهایی داشتی که برای خودت زندگی کردی برای دل خودت در جهت فلان هدف قدم برداشتی نه برای اینکه به بقیه ثابت کنی که ببین من تونستم ببین من موفقم، حتی در مورد پیشروی در حوزه علایقت وقتی تایید دیگران رو مد نظر قرار دادی، نه رضایت و احساس خوب خودت رو، دیدی که چقدر زندگی رو به خودت زهر کردی.
– عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگیه ما نداره مگراینکه باور کنیم و اونوقت تاثیر میذاره، و باور داشتن به تاثیرگذاری عوامل بیرونی یعنی شرک(قدرت دادن به غیر خدا)، و کسی که شرک میورزه باورهایی داره، که با وجود اون باورها امکان نداره به خوشبختی برسه، نه در این دنیا نه در اون دنیا. اما اگه فقط روی خدا حساب کنی و اونو تنها قدرت حاکم بر جهان و بر زندگیت بدونی هم در این جهان هم در اون دنیا بهشت رو تجربه می کنی.
– وقتی رو چیزی که نمیخوای تمرکز می کنی همون رو وارد زندگیت می کنی و از همون جنس رو تجربه می کنی، مثالش ترامپ و بایدن: اونایی که موافق ترامپن که توجهشون روی ترامپه و عکس ترامپ رو همه جا زدن و عاشق ترامپن، اما اونایی که موافق بایدن و مخالف ترامپن به جای اینکه عکس بایدن رو روی پرچم و … بزنن مدام میگن ما متنفریم از ترامپ و روی بایدن هیچ تمرکزی نیس، پس همه توجه ها روی ترامپه لذا ترامپ رئیس جمهور میشه و شد. مهم نیس شما چی میخوای(بایدن) مهم اینه توجهت روی چیه(ترامپ یا اون دیدگاه، چون بحث شخص نیس بلکه مسئله دیدگاهیه که ازش متنفری و داری بهش توجه میکنی) یعنی استفاده درست از قانون در اینجا این بود که به جای توجه و صحبت از بدیهای ترامپ، رسانه ها و افراد میومدن از خوبی های بایدن و کارهایی که میخواد انجام بده صحبت میکردن و مقاله منتشر میکردن و … .
– اگه تغییر بنیادین در باورهات و شخصیتت ایجاد نشه نتایج بزرگی به دست نمیاری، با تغییرات ظاهری(لباس و …) نتیجه نمیگیریا، در مورد کارم هم با بهبود باورهام، افزایش اعتماد به نفس و احساس لیاقت، افزایش مهارت و تسلطم در حوزه شغلم نتیجه میگیرم نه با تغییرات و اقدامات ظاهری مثل بهتر کردن پروفایل لینکدین و گیتهاب، بهتر کردن ظاهریِ رزومه، ارسال کیلویی رزومه و انجام تعداد زیاد مصاحبه، خوندن و حفظ کردن سوالای مصاحبه درحالیکه اصل مفاهیم رو به خوبی درک نکردم و صرفا جوابارو حفظ کردم و … .
– برنامه ی قرار دادن فایلها در سایت خیلی مشخص نیس، هدایتی پیش میریم: چقدر موضوع هدایتی پیش رفتن مهمه یعنی من هرجا اجازه دادم هدایتها بیاد و طبق قلبم عمل کردم نتایج عالی شده، زندگیم روی روال قرار گرفته. من باید مقوله هدایت رو سرلوحه تمام تصمیمات و برنامه هام قرار بدم و فارغ از اینکه چه پلنی داشتم، امروز چیکار میخواستم بکنم، اگه هدایتی اومد هدایت رو انجام بدم و بیخیال اقدامی که قرار بود انجام بدم یا فکر میکردم درسته که انجام بدم بشم، اینکه با چه شرکتی مصاحبه برم یا نرم، امروز چقدر اموزش ببینم یا چقدر کار کنم، ایا جلسه دیلی فلان گروه رو شرکت کنم یا نه، ایا این تسکی که فلان گروه ازم خواسته رو قبول کنم که انجام بدم یا نه، امروز چه فایلی گوش بدم و کدوم تمرینِ فایلها رو امروز انجام بدم، دیگه مثالهاش بی انتهاش و در تمام جنبه های زندگی باید فقط “هدایت” رو مبنا قرار بدم، نه مغز و دانش خودم، و نه تجربه خودم، و نه راهنمایی و حرف و تجربه دیگران.
عالی بود Elma
منم تقریباً مسیرم با شما یکی هست.
صحبت ها عالی بود
در شرایطی که گفتی بودی، بودم
درک میکنم چه روز های را پشت سر گذاشتی.
از خدا خواستم راهنمایی کنه که با کامنت شما روبرو شدم و چیز ها زیادی جا افتاد و یاد گرفتم.
خدایا شکرت !!!!
ممنون ازت خدایا برای هدایت هایت.
ممنونم ازت Elma بابت صحبت های سازنده و مفید و کمک کننده که برامون نوشتی.