live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 45 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1028 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سپاسگزارم خداوندی را که هرچه داریم از اوست.

    سلام خدمت استاد بزرگوار و همه عزیزان. استادجان واقعا این فایل ارزش بارها دیدن داره. با دیدن فیلم خونه سیمانی اصلا دگرگون شده ام اصلا ایمان و باورم به اینکه میتونم صد برابر قوی تر شد. ایمانم به خداوند به خودم به قدرت تجسمم هزار برابر بیشتر شد. خدا را شکر

    واقعا پنج سال پیش ضبط شد ولی الان زمانش بود که روی سایت قرار بگیره چون الان ما تو ارتعاشش قرار گرفتیم واقعا ادم میتونه هرچیزیو میخواد خلق کنه خدایا شکرت

    چقدر متحول شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سپیده آقایاری گفته:
    مدت عضویت: 2116 روز

    با نام و یاد خدا

    خانه تکانی ذهن گام بیست و ششم

    استاد عزیزم، خانم شایسته دوست داشتنی و دوستای خوبم سلام

    از زمانی که قدرت نوشتن کامنت و الهاماتی که در حین نوشتن کامنت میشه رو درک کردم واقعا سعی میکنم برای تمامی فایلها به اندازه درک و توانم کامنت بذارم و این معجزه میکنه. خدایا کمکم کن تا توی این کامنت هم درک بهتری داشته باشم.

    با وجودی که من دوره دوازده قدم رو چند بار کار کردم، اما اعتراف میکنم منم جز افرادی بودم که فکر میکردم تجسم یعنی توی شرایط خاصی بشینی و شمع و عود روشن کنی و خیلی تمرکزی چشمات رو ببندی و تجسم کنی و خب هیچ وقت باهاش ارتباط برقرار نکردم تا الان این فایل رو دیدم.

    یعنی استاد چقدر درست میگید که شماها خیلیاتون حرفای من رو نمیفهمید تا زمانش برسه. میدونید همین باور چقدر به ما کمک میکنه تا آرام تر باشیم؟ تا دست از تقلا برداریم؟ چه برای اینکه بقیه حرف ما رو بفهمن چه خودمون بخوایم چیزی رو درک کنیم. و اصلا در مورد یادگیری مهارتها هم همینه. خیلی چیزا رو اولش نمیتونیم درست انجام بدیم اما باید پیش بریم تا جا بیفته.

    کل زندگی مثل یه کوه خیلی خیلی عظیمه که قراره بریم ازش بالا و نمیتونیم با زور زدن و فشار آوردن یه روزه خودمون رو به بالای قله برسونیم. اما هر چی میریم بالاتر، آماده تر میشیم، ورزیده تر میشیم و تصویر کامل تری از پایین کوه میبینیم و مراحل قبلی برامون راحت تر میشه.

    من که با زور و تقلا هم با تجسم ارتباط برقرار نکردم چون اصلا فهم درستی ازش نداشتم. الان دوزاری قشنگ افتاد که بابا تجسم همون کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت و کنترل آگاهانه کانون توجهه. همون صلاته. همین که من به جای فکر کردن به ناخواسته هام به خواسته ها فکر کنم. حتی نوشتن در مورد خواسته هام، یا دیدن ویدیوهایی که بهم حس عالی بده و منو تو فرکانس مناسب قرار بده مثل سریال سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت، یا تحسین داشته های بقیه اینا همه تجسمه. اینا همه ما رو در فرکانسی قرار میده که ذهنمون رو ببریم به سمت خواسته ها و به جهان بگیم چی میخوایم. و دیگه فقط این میمونه که ما با کدوم شکل تجسم کردن بیشتر ارتباط برقرار میکنیم.

    گام اول هم که برای قدم گذاشتن در مسیر درست پذیرش مسئولیت 100٪ زندگیمونه.

    حالا اگه من پذیرفتم این موضوع رو و در شرایط ناخواسته هستم، پس میدونم که این شرایط رو هم خودم ایجاد کردم. پس میتونم این شرایط رو به سمت شرایط مطلوب تغییر بدم. به چه شکل؟ با تجسم و تمرکز به خواسته ها. چون من دیگه برگی توی باد نیستم که باد هر جا خواست من رو ببره. من کنترل دارم روی ذهنم و روی زندگیم. میتونم باورهام رو تغییر بدم. میتونم فرکانس ارسالی به جهان رو تغییر بدم. من واکنش نمیدم به اتفاقها بلکه خلق میکنم و میتونم طی یه روند تکاملی هر روز بهتر و بهتر بشم.

    در مورد بحث تنهایی، بازم اعتراف میکنم که من اون اوایل که شروع کردم به کار کردن روی فایلها خیلی تنها شدم. یعنی هیچ دوستی نداشتم (البته هنوزم ندارم). اما اون زمان خیلی احساس خوبی به این قضیه نداشتم و یادمه از خداوند میخواستم که دوستهای هم مدار سر راهم قرار بده و هر روز تو ستاره قطبی مینوشتم. یه بار ایمیل زدم به استاد که جلساتی ترتیب بدن تا بچه هایی که تو ایران هستن ببینن همدیگه رو. حتی یه بار به خانم فرهادی زنگ زدم و ایشون هم گفتن استاد همچین کاری نمیکنن. اون زمان خیلی حرف زدن رو دوست داشتم. فکر کنم همه بچه های سایت این مسیر رو گذروندن که تو یه مقطعی خیلی دوست داریم حرفای قشنگ بزنیم اما هر چی میگذره میل به حرف زدن کم و کمتر میشه و دوست داری ساعتها بشینی یه جا و فکر کنی به قوانین، با خدای خودت صحبت کنی، رو باورهای خودت کار کنی.

    چقدر زیبا میشه قانون رو در همین کبوتر با کبوتر باز با باز تو زندگیمون مشاهده کنیم. من حتی نزدیکترین عضو خانواده ام دقیقا به همین شکل از زندگی من جدا شد. مهم نیست چه رابطه خونی با هم داشته باشیم، مهم اینه که همونطور که جهان فرزند نوح رو ازش جدا کرد، هر کسی رو که در مدار ما نباشه از زندگی ما جدا میکنه. خداوند انقدر آدمهایی رو از زندگیم دور کرده که الان فقط میگم خدایا شکرت. جهان کارش رو عالی انجام میده.

    افرادی که من الان باهاشون تو محیطهای مختلف برخورد میکنم به هیییچ عنوان با افرادی که قبلا میدیدم شباهتی ندارن. حتی یه مورد جالبی که جدیدا اتفاق افتاد، تو کلاس نقاشی یه فردی بود که خیلی قدیمی تر از من بود و رفتارهاش خیلی خوشایند نبود. باورتون نمیشه اما یه دعوا تو پیش اومد و بعد از اون دیگه نیومد (جالبه که منم روز دعوا نبودم انقدر که قانون مدارها داره خوب عمل میکنه). الان انقدر محیط کلاس خوب و آروم شده و همه بچه ها عالی و یه دست و صمیمی هستن. خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مریم اکبری گفته:
      مدت عضویت: 776 روز

      سلام سپیده جونی،

      دختر اولین خطت رو خوندم انگار ، مهر تایید از طرف خدا بود به باوری که جدیدا بهش رسیدم،

      دختر منم هر وقت می‌خوام کامنت بزارم و سوالی دارم ، خدا جونی به دلم الهام می‌کنه و هدایتم می‌کنه یا خودمونی تر بگم که باهم زمان نوشتن کامنت حرف میزنند و راهنماییم میکنه،

      فکر میمردم من فقط اینطوریم نگو با همه اینطوریه موقع نوشن، چه باحاله خدامون،

      پس این آیه. اش بی دلیل نیست که به قلم و آنچه مینویسیدد قسم خورده،

      من اوایل فقط فکر میکردم فقط منظورش نوشتن با مداد یا خودکار ،

      که الان با توجه به زمانه خودمون با کیبورد نوشتن هم اوکیه،

      چون خدا با شرایط هر زمانه کار میکنه،

      خدا باحالی

      سپیده قشنگه، موفق باشی دختری

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 2334 روز

    واذا سئلک عبادی عنی فانی قریب. اجیب دعوت الداع اذا دعان فلیستجیبولی و یومنو بی، لعلهم یرشدون .

    استاد جانم مدتی که از خدا هدایت خواستم و خدا هم شدیداً دست به کار شده و چه قشنگ باهام حرف میزنه

    این روزها حضور خدا را تو قلبم شفافتر احساس میکنم

    کامنت یکی از دوستان را می‌خوندم و تو متنش این آیه را آورده بود به قلبم افتاد که خدا بهم میگه اینهم یک سند دیگه از حرفای من، هر چی تجسم کنی، هر طور منو بخونی، اجابتت میکنم، حالا مرد میدون باش و منو بخون، زیبا بخون، من اجابتت میکنم

    استاد قبلا ی ترمز ذهنی داشتم ک حالا ب فلان نعمت هم رسیدی، که چی آخرش… دوباره شرایط برمیگرده و مثل قبل میشه…. انگار شیطان میخواست دست و پامو ببنده و منو تو همون موقعیت نادلخواه نگه داره

    اما خدا تو سایت شما تو صحبت های شما بهم گفته نعمت ها و فراوانی های من انقدرررررر زیادن که هر چی ببینی بازم هست بهترش هم هست

    از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به درآید

    من بسمت زیبایی ها نعمت ها برکت های خدا در حرکتم و خیلی زود به مدار جدید و بالاتر میرسم

    دوستتون دارم شما و مریم بانوی عزیزمو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مریم اکبری گفته:
      مدت عضویت: 776 روز

      سلام زری جونم

      اینجا کامنتت من رو به فکر فرو برد ، که بعد یک ربع اومدم برات بنویسم،

      نوشتی هر جور که منو بخونی،

      وای وای

      الان مثلاً همسر بد اخلاقی داریم و ما فقط روی این اخلاقش تمرکز کنیم و کانون توجه مون رو مدام روش بزاریم،

      خدا رو اینطوری خوندیم و اونم هی اینطوری وارد زندگیمون میشه،

      ولی اگر روی وفاداریش زوم‌کتیم ، همینطور وارد زندگی مون میشه و کم کم اون اخلاقش هم مثبت میشه ،

      خدایا بهم کمک کن تو راه اعراض خدایا ….

      زری جون موفق باشی دختر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        زری گفته:
        مدت عضویت: 2334 روز

        سلام مریم جانم

        ی تجربه از خودم بگم، من توی این مسیری ک قدم گذاشتم، یه زمانی به توصیه استاد، اینستا را از گوشیم حذف کردم…

        اما اون موقع ها ک هنوز خیلی خوب بلد نبودم ذهنم را کنترل کنم، روی گوشیم بازی نصب میکردم، و همزمان با گوش دادن فایل ها، یا مواقعی که تضادی پیش میومد سعی میکردم با اون بازی، ذهنم را از روی ناخواسته بردارم، بهانه امم این بود که استاد خودش هم گفته بازی کامپیوتری می‌کرده پس الان منم بازی کنم ایرادی ندارد

        اما ای دل غافل ک من تایم زیادی برای بازیها میذاشتم، بعد ب خودم میومدم بازی را پاک میکردم، بعد ی تایم کوتاه دوباره ذهنم گولم میزد و بازی نصب میکردم، تا اینکه ی روز، قلبم بهم گفت تو زیادی دچار حاشیه شدی، اصل را رها کردی، همین بازی تو گوشی هم شده حاشیه و تو را از اصل دور کرده

        آخه من خیلی سعی میکنم به مسائل از دید حاشیه و اصل نگاه کنم و حلشون کنم.

        خلاصه بعد از اون صحبت، بازی را از گوشیم پاک کردم و هر وقت هم ک ذهنم اومد دوباره گولم بزنه، جلوش مقاومت کردم

        شدم پایه ثابت سایت، تو عقل کل کامنت میخونم، توی فایلها کامنت میخونم

        و واقعا این کامنت ها چه برکتی دارن و واقعا واقعا کلام استاد بهم ثابت شد که کامنت بچه ها را بخونید، خودتون کامنت بگذارین…. واقعا پی بردم که استاد از چه گنج گرانبهایی دارن صحبت میکنند…. باورت میشه دو تا از سیمانی ترین مقاومت های ذهنی من توی همین کامنت ها ب راحتی آب خوردن، برداشته شد…

        خوشحالم ک کامنتم برات موثر بوده

        برای خودمون چشم های زیبا بین از خدا می‌طلبم. امید دارم ک تک‌تک زیبایی ها و نعمات ناب و پر از سرور و شعف خدا را با تمام قلبمون احساس کنیم زندگی کنیم…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    امین صفرپور گفته:
    مدت عضویت: 1657 روز

    به نام خدا

    با تشکر عز استاد بابت این محتوا که حقیقتا برام بسیار بسیار ارزنده بود

    چندین صفحه نوت بردای کردم و رگباری آگاهی فرستاده میشد

    با این انرژی و توانایی خارق العاده ای که خدا بهمون داده چه کارایی که نمیشه کرد

    اینکه هر لحظه از شبانه روز در حال تجسم اگاهانه مثبت‌باشیم بنظرم مصادقی از عبادته مصداقی از سپاسگزاری

    امروز که بعد چن هفته به خانواده که شهرستان هستم سرزدم متوجه شدم چه حکمتی در این فاصله افتادن بین من و اونا هست

    الان خونه ای در اختیار دارم استقلال کامل

    شغل مناسب و ازادی برای انجام هر کاری

    ارامش‌بابت تفکر و خلق خدایا شکرت

    از‌محل کار تا خونه من راه پر ترافیکی هست که گاها تاکسی هم سخت پیدا میشه

    یادم میاد زمستون دو سال پیش دو روز متوالی وقتی از سر کار بیرون می اومدم تحسم کردم وقتی برسم محل سوار شدن به راحتی تاکسی گیرم میاد

    هر دو روزش یه ماشین خوب یک دقیقه هم نشده بود که برسم اونجا سوارک کردن

    جفتشون تو مسیر پادکست خوب گذاشتن که کلی برام جالب بود

    و جفتشون هم کرایه نگرفتن گفتن مسافرکش نیستیم فقط دیدیم کسی وایستاده سوار کردیم

    اما برام وساله چرا ادامه ندادم از این قدرت در همه مسائل استفاده کنم

    خدایا شکرت بابت اگاهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 190 روز

    سلام به استاد عباسمنش و بانو شایسته ی عزیز

    و همه ی دوستان آگاهم

    تجسم اون زمانی بود که من نمیدونستم قدرت تجسم تا به این حد زیاده و من اتفاقات زندگی خودم رو خوب یا بد بوجود میاوردم،.

    تجسم اون موقعی بود که دانشگاه رفتن خیلی سخت بود و من با تلاش و تجسم دانشگاه مورد علاقم قبول شدم

    تجسم اون موقعی بود که من با افکارم شغل مورد علاقم رو بدست آوردم.

    تجسم اون موقعی بود که من با افکارم با فرد دلخواهم ازدواج کردم.

    تجسم اون موقعی بود که من با افکارم خانه ی رویاییم رو خریدم.

    تجسم اون موقعی بود که …. و اینها گوشه ی کوچکی از زیبایی‌های بود که الان به یاد آوردم و با تجسم برام اتفاق افتاده بود.

    و من تازه میفهمم که قدرت تجسم چقد زیاده،که با تجسم کردن شرایطی بوجود میاد که من به خواسته هام برسم.

    چقدر میتونستم خلق کنم زندگی دلخواه و رویایی ترم رو، اما ناخودآگاه ناخواسته ها رو به زندگیم دعوت کردم.

    اما بازهم خدارو هزاران بار سپاسگزارم که آگاه شده ام که می‌توانم آگاهانه زندگیم رو قشنگتر خلق کنم.

    باز هم سپاسگزارم از استاد عشق و نور که با این فضای پر از آگاهی ما رو آگاهتر کرد.

    به امید خلق زندگی زیباتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    فاطمه السادات میردهقان گفته:
    مدت عضویت: 2037 روز

    به نام الله

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیز

    صبح بعد از دیدن جلسه دوم یک احساس قوی بهم گفت روی سایت فیلم جدید رو برو ببین .وقتی اومدم صفحه اصلی دیدم نوشته فایل جدید.جمله جمله و کلمه کلمه این فیلم برای من هدایت هست ، گویی خدا با این فایل منو هدایت کرد.مخصوصا این جمله فایل که این فایل برای 5 سال قبل هست.دیروز من قدم اول را تهیه کردم تاریخش برای 5 سال قبل بود.به خودم گفتم وای چقدر من عقبم.اما این فایل استاد بهم آرامش داد که دیر نشده برای موفقیت …

    ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    نازیلا محجوب گفته:
    مدت عضویت: 763 روز

    سلام استاد جان

    این فایل مثل همیشه پر از آگاهی‌های ناب بود

    اونجا ک گفتین دوستانی ک در مدار شما نیستن حذف میشن، تنها میشی که رو خودت کار کنی

    بخدا قصه‌ی من همینه

    من یک تعدادُ آگاهانه حذف کردم و دایره روابطم کمتر کردم و یک تعداد خودش کمتر شده حضورشون در زندگیم

    البته من فک میکردم مشکل در منه ، من خیلی اندک گیر شدم چی شده که با هرکی حال نمیکنم، دنبال خدا در افراد هم نیستم فقط رفتارهایی میبینم که با من در تفاوته ، مثلا یک سری بی تفاوتی‌های محض

    اولش گمانم براین شد شاید توجه کردم رو این، ولی هرچه میگذره من رهاترم، من دیگه نیاز به هیچ توجه‌ایی ندارم، من حتی ماهی دو یا سه بار بهم زنگ میاد،دیگه اصن دوست ندارم زیاد صحبت کنم ، زیاد دلیل بیارم، توضیح بدم ،قانع کنم دوستانو

    فقط یک آرامش دور خودم کشیدم، از شبکات اجتماعی به دورم، گه گاهی میرم یک شعر جدید پست میکنم چون گاهی مینویسم

    دیگه یوتیوب هست که مصاحبه افراد ببینم

    وتسپ زیاد نیستم

    به قول شما این شرایط باعث شده بیشتر رو خودم کار کنم، بیشتر تکیه کنم به خدا، بیشتر فرصت برا مطالعه داشته باشم

    خیلی ممنون استاد عزیزم که با شنیدن این فایل من به جواب رسیدم

    بس که خودمو ملامت میکردم که نازی اصلاح شو

    روابط خودتو درست کن

    حال من نه حرف بدی، نه کار بدی انجام میدم ولی آنچه راهم میبینم در خور خودم شایسته خودم نمیبینم

    همینه ک من تنهایی را انتخاب کردم با تعداد محدودی از کسانی ک واقعن دوستم هستند .

    هدایت خدا باعث شد دیگه در خودم دنبال عیب نباشم بدانم مدار من در حال تغییره و طبیعیه که یک سری آدمها حذف بشن از زندگیم و کمک الله، براینکه من رو خودم بیشتر کار کنم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 785 روز

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم مریم جان و دوستان عزیز سایت️

    امروز یاد یکی از کامنت ها افتادم که نوشته بودن اگه یه ذره هم انرژی توو بدنت هست توو سایت بمون خداروشکر میکنم که این جمله به موقع یادم افتادم چند روز پیش این فایلو نکته برداری کردم و کامنت هارو خوندم ولی خودم کامنت نذاشتم خداروشکر امروز تونستم برگردم به سایت و اقدام کنم به نوشتن کامنت خدایا شکرت️

    نکات فایل :

    خیلی از آدم ها فکر میکنند که شرایط فعلی شون هرچی هست غیرقابل تغییره و این شرایط رو ابدی و دائمی میدونن اینکه همینی که هست و باید بسوزیم و بسازیم و از قدرت فکرشون غافلند و درگیر روزمرگی هستند . درحالیکه افرادی ک به خداوند و به قدرت خلق زندگی شون باور دارند میدونند که فارغ از شرایط فعلی مثل خانواده، کشور، اشتباهات گذشته میتونه شرایط به طور کلی و باور نکردنی متحول بشه و تغییر بنیادین بکنه .

    همه ی ما از صبح تا شب در حال تجسم هستیم ولی اغلب مواقع درحال تجسم ناخواسته ها هستیم و به همین دلیل دائما ناخواسته هارو در زندگی تجربه میکنیم. کاری که باید بکنیم هدایت کردن این انرژی فکری به مسیر خواسته هامونه نه چیزهایی که نمی خوایم درواقع تجسم چیزی غیر از جهت دهی آگاهانه افکار به سمت خواسته مون نیست . موقعیت فعلی ما چیزی نیست جز افکار گذشته ی ما یعنی چیزی که الان هست رو خودمون خلق کردیم که پذیرفتن این اولین قدم برای تغییر زندگی است و ربطی به خانواده و کشور ندارد ، شاید اونها روی ما تاثیر گذاشته باشند و ما پذیرفته باشیم و خلق کرده باشیم ولی در نهایت ما بودیم که قبول کردیم و تکرارش کردیم و خلق کردیم . هرچه بیشتر کنترل افکارمون رو بدست بگیریم و مراقب افکار و ورودی ها باشیم میتونیم از شرایط فعلی بیرون بیایم که البته این یک روند تکاملی ست و به مرور با تمرین بهتر و بهتر میشویم

    خیلی اوقات ما اتفاقات رو ناخواسته خلق کردیم مثل نوزادی که روی صورتش چنگ میزنه چون کنترلی روی دستش نداره درحال حاضر ما کنترل کامل روی دستمون داریم ولی کنترل روی افکارمون نداریم. البته افکار برای اثرگذاری و خلق اتفاقات نیاز دارند که تکرار بشند و فرکانس اونها تقویت بشه و بک فاصله ی زمانی ای طی بشه و اینطور نیست که وقتی فکر بد کردیم سریعا همون لحظه اتفاق بیفته بلکه تکرار افکار یعنی همون باورها اتفاقات مثبت یا منفی رو رقم میزنه . علت اینکه از ثروت 1 و 2 نتیجه گرفتند کار کردن روی باورهاست مثلا باور به اینکه هیچ کاری به اندازه‌ ی ثروتمند شدن مارو به خداوند نزدیک نمیکنه و ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست چون آدم فقیر چیزی در زندگیش نیست که در آن خدارو ببینه درحالیکه با دیدن نعمت ها خدا را میبینیم و خدا را به عنوان صاحب نعمت ها میبینیم

    اون شرایط سختی که درش هستیم درواقع همون تضادها، اونقدر میتونه به ما کمک کنه که بعدا به عنوان نعمت از آنها یاد میکنیم. درواقع همون تضادها، یک سری خواسته ها و انگیزه ها برامون ایجاد میکنه که به موفقیت برسیم .

    مثلا یه نفر یک پیام بدی از پارتنرش دریافت میکنه افراد معمولی دائما به آن فکر میکنند و داستان سازی میکنه در ذهنش که دعوامون میشه منو تحقیر میکنه من گریه میکنم و … درواقع یک فیلم با کیفیت از چیزی که نمی خواد در ذهنش به خاطر یه پیام بد میسازه درحالیکه نمیدونه افکار و باورهای خودش میتونه اون پیام رو واقعی کنه چون شرایط درهر لحظه میتونه تغییر کنه ولی افراد از قدرت خلق افکارشون در جهت نابودی زندگیشون استفاده میکنند

    هیچ آدمی در دنیا نیست که بتونه 100 درصد ذهنشو کنترل کنه ولی به اندازه‌ای که میتونه نتیجه میگیره کلا در جهان مادی صفر و یک وجود ندارد . چون کوچکترین کار مثبت، نتایج بزرگی رو بوجود میاره و برعکس لذا کمالگرایی و سختگیری در کار نباشه چون با تمرین بهتر و بهتر میشویم .

    همه چیز میتونه تغییر کنه فارغ از اینکه شرایط حال ما چجوریه به شرطی که جدیت در کنترل ورودی ها و افکار و ساختن باورها داشته باشیم .

    وقتی ما شروع میکنیم به کار کردن روی خودمون، آدم های دور ما تغییر میکنند و سرمون خلوت میشه از آدم هایی با افکار نامناسب حتی اگر تنها شویم چون این نشانه ی کارکردن قانون است .

    نکته ی مهم داشتن احساس خوب هنگام تجسم است

    بنده ها به این دلیل زجر میکشند که بی ایمانند

    درواقع ریشه ی اصلی تجسم ایمان به غیب است

    سپاسگزارم از خانواده ی عزیزم️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 1879 روز

    سلام استاد فوق العاده

    ومریم خانم بی نظیر

    ودوستای عزیز هم فرکانسی

    پررررر از اگاهی بود خداروشکر

    دیدم خودم یه مدته کمتر واکنش نشون میدم به شرایط ناخواسته لحظه ای که پیش میاد یا مدت زمان کمتری تو فکرشم وذهنمو برمیدارم ومیزارم روی داشته هام یا راه حل چقدر عوض شدم

    صلح درونیم بیشتر شده به همه ی افرادی که کامنت منو میخونید بهتون پیشنهاد میدم دوره ی لیاقت رو بخرید بی نهایت عالیه برای شناخت خود واحساس خوب نسبت به خود

    نکاتی که این فایل برام داشت

    اول از همه بپذیر که تمام شرایط فعلی تو خودت ساختی

    حتی اگه بقیه یا چیزی تاثیر گذاشته این تو بودی که تاثیر گرفتی

    هیچ کس قدرتی در زندگیم نداره قدرت تو دستای منه قدرت افکار منه

    تجسم خواسته ها بدون توجه به شرایط فعلی

    وقتی تجسم میکنی خدا بهتر از اونو بهت میده فراتر از رویاهات

    من باید یاد بگیرم ذهنم وافکارمو جهات دهی کنم به سمت خواسته هام

    این قدرتی یه که دارم وهمیشه استفاده میکردم ومیکنم ولی نااگاهانه بوده از الان بعد باید اگاهانه تر استفاده کنم

    چقدر لذت بردم وقلبم باز شد وقتی گفتی من دقیقا این محله رو تصور کرده بودم ونشون دادی

    وراجبه مریم جون گفتی که دقیقا همون خصوصیات ولی فراتر از رویات این برای من یک الگو فوق العاده شد

    عاشق این فایل شدم دوس دارم بارها گوش بدم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 457 روز

    سلام و ادب . سپاسگزار خدا هستم که هر روز آگاهی و انگیزه تازه ای به من می ده .

    استاد عزیز واقعا سپاسگزارم ، که اینقدر خالصانه و صادقانه و سخاوتمندانه آنچه رو یاد گرفتید ، در اختیار ما می گذارید ‌. چه خیری ازین بالا تر ؟؟؟

    خانم شایسته عزیزم ممنونم از شما که این سایت رو رده بندی کردید و این که امروز منو به این فایل هدایت کردید .

    جانا سخن از درد دل ما گفتی

    استاد جان من با تمام وجودم حرفهای شما رو درک و باور دارم و خیلی برام جالبه که امروز گویی خدا با این فایل به من امید می داد که تنهایی و بیماری خیر بزرگیه که اومده تا من آگاهانه تر به خودم و شرایطم فکر کنم . سپاسگزارم که این هدایت به من رسید . خیلی دلگرم شدم و خیلی آموختم .

    فهمیدم که هنوز هم می توانم در آینده خودم تاثیر گذار باشم . به ایده هایی که در ذهنم اومده اهمیت بدم . جدی بگیرم ، روشون تمرکز کنم و موفقیت رو ببینم . واقعا سخنان شما رو باید با طلا نوشت . شاید این جملات ، در طی روز به گوش ما برسه اما این همه گوهر و آموزه ، یک جا ، واقعا گنجه .

    واقعا سپاسگزارم . برای رشد و موفقیت شما و همه خانواده ، دعا می کنم . عاقبتتون بخیر و عافیت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: