اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و همکلاسی های گرامی ، این اولین دیدگاهی هست که در این سایت بعد از ماهها عضویت ثبت میکنم .شغل من مدیر مالیه و هفته گذشته برای گرفتن بخشودگی جرایم مالیاتی به اداره امور مالیات مراجعه کردم . اون روز خیلی حس فوق العاده و فرکانس بالایی داشتم و کاملا تمرکزم روی نکات مثبت بود . سر ممیزی بود که باید دستور رسیدگی به درخواستها و نامه های من رو میداد که با دستخط بسیار زیبا و با روان نویس سبز خوش رنگ شروع به نوشتن کرد خیلی به نظرم زیبا بود و به زبان آوردم و تعریف خودم رو بیان کردم . ممیز خدماتی که می بایست کار منو در سیستم ثبت میکرد نام کوچکش بانو بود به نظرم نامی بسیار زیبا و محترمانه بود و در ذهنم گفتم همسرش در همه حال اون رو بانو صدا میزنه چقدر زیبا …و بهش گفتم که چ نام زیبایی داره در صورتیکه تعریف بداخلاق بودن اون خانوم رو خیلی شنیده بودم اما اون روز در طبقات من رو همراهی میکرد و خیلی تلاش کرد که کارم اون روز انجام بشه چون از تهران به شهرستان رفته بودم و مراجعه مجدد خیلی سخت بود و در نهایت رییس اداره هم گفت تا حالا به هیچ کس این درصد از بخشودگی رو ندادم . اینقدر کارهای من روان و عالی پیش رفت که کسی باورش نمیشد من چند میلیارد تومن بخشودگی گرفتم و انگار همه شده بودن دستی از دستان خداوند و من رو در انجام کارم یاری دادند . اما برعکس دیروز طی جلسه ای که با مدیریت مجموعه داشتم ، نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و روی نکات مثبت تمرکز کنم و منتقدانه صحبت کردم که نتیجه نا جالبی رو در پی داشت . باید بطور مداوم و لحظه روی خودمون کار کنیم تا نتایج پایداری رو بدست بیاریم .
از صمیم قلبم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستانی که با کامنت های زیباشون به نهادینه شدن آموزشها در ذهنمون کمک میکنند سپاسگزارم .
درود خدا بر استاد عزیز و گرامی، مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
خدایا سپاسگزارم به خاطر همه چیز مخصوصاً به خاطر این که استادی همچون استاد حسین عباسمنش رو جلوی راهم قرار دادی. استادی بینهایت مهربان، سخاوتمند، پر تلاش، مودب، منظم، باخدا، مومن، باهوش، اهل مطالعه، صاحب سبک، خوش رو، خوش کردار، درستکار، خوش سخن، با تجربه، شجاع، صادق، قابل اعتماد، سخنور، ثروتمند و…
من متعهدانه به آگاهی هائی که ایشون آموزش می دن، عمل می کنم و ثانیه به ثانیه نتایج تو زندگیم در حال رخ دادن هست، واقعاً امکان نوشتن نتایج عمل به آگاهی ها با وجود رخ دادن لحظه به لحظه ی اون برام مقدور نیست.
دنیای جدید من با دنیای قدیمم فرسنگ ها فاصله ها داره، واقعاً این دنیا ی جدید بینهایت زیباست.
غروب متوجه موضوعی خلاف اصول حاکم بر جهان هستی، با وجود کار روی اون باور خاص شدم، سعی کردم، کنترل ذهن کنم، از اون موضوع اعراض کردم و گفتم می خوام نتیجه ی اعتماد به خدا رو در این موضوع ببینم،
من مستمر باوره، ما به خدا اعتماد داریم رو انجام می دم می خوام در عمل هم نتایج رو ببینم.
البته عرض کنم نتایج بینهایت اند و من به اصول یقین دارم و به همین خاطر هست که به خودم گفتم حرفی که عمل نیاورد حرف مفت هست و اصول هیچ وقت تغییر نمی کنه پس، نگرانی جائی نداره و فقط به نکات مثبت و رخ دادن لحظه به لحظه اشون توجه کردم و الان هم دارم کامنت می نویسم به امید خدا نتیجه رو در پارت بعد خواهم نوشت
نکات مثبتی که امروز برای من رخ داده:
هدیه یک روز مرخصی بابت روز تولدم، دریافت هدیه تولدم، یک شومیز زیبا از خواهر بزرگم، دریافت هدیه یک شیشه ی بزرگ کمپوت گیلاس و ترشی لیته که خواهرم خودش درست کرده برای همسرم، دادن هدیه از گل های زیبام که خودم پرورش دادم به همسایه و بینهایت فیدبک عالی از ایشون، شب نشینی عالی با همسایه توی حیاط آپارتمانمون و صرف چائی و گفتگو با هم که ایشون فقط دائم از ویژگی های مثبت خانواده ی ما تعریف می کردند، موضوعی رو عنوان کردند و خواستند ما برای اون دعای خیر کنیم، دریافت چند نکته ی مهم از خانم همسایه که برای من بینهایت ارزشمند بود و قرار شد اون رو پیگیری کنم، هرس گلدون روی میز حیاط و کاشت چند گل جدید همزمان که با همسایه صحبت می کردم، گلدون روی میز حیاطمون بسیار زیبا شده بود که هم همسایه خیلی با ذوق تعریف می کرد و هم خودم از نگاه کردنش سیر نمی شدم، خرید یک شومیز زیبا برای مادرم، ایشون هدایائی که براش می یارن رو نمی پسندن ولی برای اولین بار از من خواست، از شومیز ی که برای زنداداشم هدیه گرفتم رنگ سبزش رو هم برای ایشون بگیرم، خبر خوش قبولی دختر برادر شوهرم در آزمون آموزش و پرورش و تبریک بهش و فیدبک فوق العاده ای که داشت و گفت زن عمو یادت هست عید برای خواندن آزمون چقدر بهم انرژی دادی ، دیدن مستند پانداها و گوش کردن به موسیقی زیبا همراه تصاویر طبیعت که همزمان با این جمله ی همسرم بود که بچه ها دقت کردید ما مثل عموم مردم سریالی نیستیم.
نکات اینقدر زیاده که اگر بخوام بنویسم همچنان باز هم نکته هست که می شه از زوایای مختلف بهش نگاه کرد.
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم .
خوشبختانه از اونجایی که در امریکا این فرهنگ Compliments وجود داره، منم اوایل که آمده بودم سوپرایز می شدم از این تحسین و تعریفی که افراد ناشناس از من می کردن. و این، انقدر برام جذاب بود که قلبم باز میشد وقتی این مورد رو میدیدم.و از همونجا شکرگذاری من به خاطر مهاجرتم شروع شد و بوضوح یادمه تمرین کردم که منم اینطوری از افراد تحسین کنم حتی زمانی که هنوز زبانم خیلی خوب نبود که اگر بعد از این تحسین بخواد بحث ادامه دار بشه من ترسی نداشتم از این موضوع.
حالا چرا این ترس وجود نداشت ؟
چون انقدر این فرهنگ تحسین کردن با خودش عشق به همراه داره که ناخودآگاه اون ترس و خجالت توش گم میشه …
.
.
مورد دیگه ای که اینجا متوجه اش شدم سلام کردن و صبح بخیر گفتن به هم هست …حتی کسایی که همدیگه رو نمی شناسن…
صبح بخیر گفتن رو خیلی بیشتر از ظهر بخیر یا عصر بخیر شنیدم …و فک میکنم دلیلیش اینه که اینجا یاد گرفتن شاید بطور ناآگاهانه که،
از همون سر صبح انرژیشون رو تنظیم کنن روی فاز مثبت ..
هنوزم که چندین ساله از مهاجرتم می گذره بعضی صبحها که میرم توی حیاط تا گلها رو آبیاری کنم ، هر شخصی از توی پیاده رو میگذره و من رو توی حیاط میبینه ، هم من بهش لبخند میزنم هم اون به من لبخند میزنه و صبح بخیر می گیم به همدیگه و این موضوع برام هنوز تازه گی داره و من رو یاد روزهای اول مهاجرتم میندازه…توی محل کار که این به یک فرهنگ نانوشته تبدیل شده و همه به هم صبح بخیر میگن…
این بسیار بسیار برای من ارزشمنده
جاداره اضافه کنم پارسال که آمدم ایران ، این تفاوت برام فاحش بود و انقدری که اینجا این موضوع رو دیده بودم ایران ندیدم.
.
نکته بسیار مهمی که این Compliments دادن با خودش داره اینه که ،ما به عنوان شخصی که شروع می کنیم به تحسین کردن دیگران ، حتی کسایی که نمی شناسیمشون ، دیوار قضاوت کم کم در ذهن ما کوتاه تر می شه…
به اینصورت که ،ذهن ما اینطوری تربیت میشه که ما با همه دوستیم و به همه عشق میورزیم حتی کسایی که نمی شناسیم
این موضوع اثرات بلند مدت زیادی با خودش داره که بعد از چند سال کاملا تفاوت خودت رو با بدنه جامعه متوجه میشی…
این برای من خیلی نوتیس می کنه و دوست داشتم این نکته رو اضافه کنم.
ولی قشنگ حس میکردم نشتی انرژی پیدا میکنم با هربار اینکارای به ظاهر بی اهمیت
وکاملا حس کردم که خدا داره بهم میگه رو این قسمت کار کن تا ارامش بیشتری داشته باشی
واقعا من زندگیم به لطف خداوند در اکثر تایمهای روز پراز ارامشه بخاطر همینم اون یه ذره کنتاکت سریع حالمو بد میکنه و میفهمم یه جایی خرابه و باید درستش کنم
خلاصه این موصوع مصادف شده بود با اتمام جلسه 6 کشف قوانین و مونده بودم براتمرین اون جلسه چیو انتخاب کنم
دقیقا خداوند بهم گفت شروع کن برا تمرین اون جلسه کار کردن رو روابط با نزدیکانت و اونا رو بهبود بده و سعی کن از یه آدم واکنش گرا خودتو تبدیل کنی به یه انسان خالق شرایط
اینم بگم که ذهن عزیز هم میومد وسط که نه تو باید حد ومرز واسه اطرافیات تعیین کنی پس احساس ارزشمندیت چی میشه ؟
تو داشتی فایل گوش میدادی و اینطوری تمرکزتو از دست میدی؟ اونا باید این مسائل رو درک کنن و……
ولی بلافاصله یادم افتاد که ملاک همهرچیز احساسه منه
منکه از اون رفتارام حس خوبی نداشتم پس این نجوای شیطانه
بعدش یاد نوشته فاطمه عزیز افتادم که تو یکی از کامنتهای اخیرشون نوشته بود وقتی دارم اشپزی میکنم و دخترم میاد که نقاشیشو نشون بده
من دست از اشپزی برمیدارم میرم کنارش میشینم و کلی از کارش تعریف میکنم و بعد اونو با حس خوب راهی میکنم بخاطر حس رهایی که دارم اینجوری غذامم خوشمزه تر میشه
(البته شاید جملاتو یکم اشتباه نوشته باشم فاطمه جان ببخش)
گفتم نه ذهن عزیزم گولم نزن
منکه خوب میدونم تو این زمینه ضعف دارم و امروز با این تضادها خداوند برام واضح کزد که باید از درون یه تغییراتی بدم
وبعد شروع کردم به جواب دادن سوالات جلسه 6 و واصح تر کن هدفم در این زمینه
بعدش یه حسی گفت یه کتابی چیزی نمیخوای بخونی؟
گفتم نه خداجونم خودت هدایتم کن قدمها رو چه جوری بردارم
و دیروز گفتم هربار هرکی صدام کرد نگم بله
بگم جانم
وکلمه جانم رو درشت نوشتم و زدم رو یخچال
وسعی کردم اینکارو انجام بدم
بعضی وقتها انقدر خنده دار میشد
مثلا شیرین میگفت مامان ؟ منم میگفتم بله
وبعد درحینی که اون داشت حرفشو شروع میکرد سریع یادم میومد میگفتم جانم
واون یهو متعجب میشد من چم شده ؟ چرا دوبار جوابشو میدم
خلاصه امروز صبح که دیدم فایلتون درباره روابط وبهبودش وراه های ارزشمندی که ارائه دادینه
گفتم خداحونم قربونت برم که تا گفتم هدایتم کن سریع یه فایل مرتبط فرستادی رو سایت
اونجا که گفتید تا حالا میخواستید همچین فایلی درست کنید ولی تنبلی کردید
تو دلم گفتم خداروشکر که تنبلی کردید و روزش امروز بود
چون من الان به تک تک این صحبت ها خیلی نیاز داشتم ودرست هرکلامتون تومغزم داره میشینه سرجاش
این فایلو امروز 6 یا 7 بار گوش دادم وسعی کردم تو ذهنم جملاتتون رو حک کنم
با اینکه هزاربار ازتون شنیده بودم که احساس مهم بودن و تعریف کردن از ادما چقدر تو روابط حیاتیه ولی با هربار که گوش میدادم میفهمیدم که انگار ذهن من اینجوری برنامه ریزی شده بود که حالا حس مهم بودن نده مگه چی میشه؟ حالا زیادم تعریف نکردی اتفاقی نمیوفته که و…..
من به نسبت از شیرین جلو روش زیاد تعریف میکنم ولی از پدرش نه
با اینکه تو شکرگزاریام نکات مثبتشو مینویسم ولی جلوش خیلی خیلی کم محسناتش رو میگم
اگه کاری بکنه هرچند کوچولو حتما ازش تشکر میکنم ولی بیام شخصی سازی کنم رفتاراش رو نه
درحالیکه فرید ادمیه که اگه ازش تعریف کنی و حس مهم بودن بش بدی انگار فرستادیش رو ابرها
وهزاران بار به شکلهای مختلف برات جبران میکنه
یادمه قبلنا همیشه میگفتم چرا این مرد انقدر نیاز دازه ازش تعریف کنن ؟ با اینکه میدونستم چقدر اینکار میتونه روابطمون رو عالیتر کنه ولی نمیکردم
میگم امروز فهمیدم برنامه ریزی غلط ذهنمو که حالا که چی اینهمه تعریف کنی ؟ اون خودشو درست کنه که نخواد بقیه ازش تعریف کنن !!
عجب داغونی بودم من عجب غرور مسخره ای داشتم
استاد این فایلتون یه نور وبرکت از طرف خداوند و یه چراع راهنما برام بود که چطوری این هدفو برم جلو و چه قدمهایی براش بردارم
یعنی گوش دادن به این فایل از خوندن هزارتا کتاب بیشتر برام مفید بود وقشنگ برام روشن کرد که هر روز چیو سعی کنم بهبود بدم
خدایاشکرت که منو در مسیرآگاهی و علم قرار دادی منو با استاد عزیزم واین سایت آشنا کردی و منو متعهد به استمرار در این زمینه کردی
اگه لطف تو نباشه من هر لحظه ممکنه گیوآپ کنم و برم قاطی جریان روزمرگی بشم لطف توئه که من هر روز مصمم تر دارم ادامه میدم
بازهم ممنونم ازتون بخاطر این رزق پربرکت و این فایل ارزشمندتون
چقدر این درس با آگاهی هایی که تو این چند روزه از دوره های 12 قدم و عزت نفس و هم جهت با خدا مرور کردم، هم راستا بود.
یکی از پاشنه های آشیل من بحث عزت نفسه و دارم روی این مسئله کار میکنم.
به نظرم این تمرین خیلی توی عزت نفس خودمون و دیگران تاثیر داره و میتونه حتی روابطمون رو بهتر کنه.
من قبلا به خاطر یک مسئله مالی از یکی از فامیلامون خیلی ناراحت بودم و هر روز این مسئله هی میومد تو ذهنم و حالم رو بد میکرد به حدی که حتی گریه ام میگرفت؛ حتی از اون فرد که متنفر هم شده بودم و ارتباط داشتن باهاش خیلی برام سخت شده بود.
بعد از آشنا شدن با مفاهیم مومنتوم و دوره بی نظیر هم جهت با جریان خدا، من سعی کردم به اون مسئله فکر نکنم و حالمو هر لحظه خوب کنم.
یه روز به ذهنم رسید که بیام و ویژگی های مثبتش و خوبی هایی که در حقم کرده رو برای خودم بنویسم.
با چند روز تکرار این تمرین، دیگه از اون فرد ناراحت نبودم و میگفتم این پول حق منه و از راه دیگه بهم میرسه.
بعد از چند ماه همون فرد بهم زنگ زد و تمام پول رو تو دو تا قسط پرداخت کرد.
این تمرین رو چندبار دیگه هم تو کار خودم انجام دادم و تاثیرش فوق العاده بود. برای مثال توی جلسه قرارداد با همون شرایطی که میخواستم مذاکره کردم و بهترین نتیجه ها رو از نظر مزایا و حقوق و دستمزد گرفتم. کارفرما هم خیلی احترام و احساس ارزشمندی بیشتر از قبل بهم داد و گفت خیلی خوشحاله که باهام کار میکنه و پیشنهاد ارتقا سازمانی گرفتم.
استاد من توی این چند وقته روی دوره هم جهت با جریان خدا، عزت نفس و 12 قدم کار کردم و سعی کردم همیشه حالمو خوب یا حداقل خنثی نگه دارم. با وجود اینها هر اتفاقی حتی جنگ که به ظاهر بد بودن، برای من نتایج مثبت و خوبی به همراه داشت.
حتی افرادی که تو کار برام بار ذهنی منفی داشتن از شرکت رفتن و کار کردن برام خیلی راحت تر و لذت بخش شد.
هر روز میبینم که چطور دستان خدا میان تو زندگیم و کمک میکنند که کارها رو سریع تر و راحت تر با هزینه کمتر جلو ببرم.
واقعا از این همه آگاهی های نابی که در اختیارمون میذارید سپاسگزارم.
امیدوارم هر روز شادی، ثروت و سعادت بیشتری رو تجربه کنید.
استاد خیلی وقت میشه تو دوره ها کامنت نذاشتم به لطف خدا و فایلهای بینظیر شما و عمل به تمرینات زندگی من طوری متحول شده که تمام ارزوهای یکی دوسال قبل خودم رو دارم زندگی میکنم. انشاالله بزودی شروع میکنم به نوشتن کامنت که به نظر خودم نوعی سپاسگزاری هستش.
فایل عالی و پر از درسی بود این فایل من تا حدودی این اخلاق رو دارم و دوستانم را با نکات مثبت و خلاقیت انها معرفی میکنم و باهاشون ارتباط میگیرم. ولی از امروز اگاهانه این کار رو میکنم تا عادت کلی من بشه و با این کار تمرکز میکنم روی نکات مثبت ادمها و باعث میشه ادمها هم روی نکات مثبت خودشون تمرکز و تامل کنند .
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم برای فایلهایی که میزارید و دید و دقت قوی دارید برای درک قانون در تک تک لحظات و اتفاقات زندگی و ان رو به ما هم می اموزید.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد و دوستان عزیزم
الف)
آنجایی که توانستید بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، احساس عشق، احترام، ارزشمندی و توانایی را در طرف مقابل خود برانگیخته کنید، خواه در حضور جمع و خواه در جمع دونفرهی خود.
بنویسید چه بازخوردهای مثبتی گرفتید و چه تأثیرات مثبتی بر رابطهی شما با آن فرد و حتی سایر جنبههای زندگی شخصی شما گذاشت.
تجربه من در رابطه با پدر مرحومم که بی نهایت به من کمک کرد با تمرکز بر کوچکترین ویژگی مثبت ایشون و نوشتن از اون ویژگی مثبت و دیدن اون ویژگی مثبت به حدی در من تاثیر میزاشت که اشک منو در میاورد مثلا تمیزی ایشون تو مرتب کردن لباس هاشون تو حمام رفتن و شیو صورت و مو که از من تقاضا میکرد و من براشون انجام میدادم یا نحوه غذا خوردن ایشون که من با اینکه در دوره سلامتی بودم ولی وقتی میدیدم ایشون چطوری با نظم و با عشق تمام غذاشون رو میخوردند از دیدنش لذت میبردم و حتی اروم بدون اینکه ایشون متوجه بشند اشک شوق میریختم و در موردش شکرگزاری مینوشتم و این حس خوبم به ایشون با اینکه بیان نمیشد ولی قلبی در وجودم بود ایشون به راحتی این فرکانس را از من میگرفتند و به من علاقه زیادی داشتند و این رابطه زیبا که در یکسال پایان عمر ایشون بیشتر شده بود و من با هدایت خداوند سعی میکردم از نکات منفی ایشون چشم پوشی کنم و بسیار به سکوت کردن و بحث نکردن و اعراض از نازیبا یها بینهایت من و ایشون رو به ارامش رسونده بود
باعث شد بدون هیچ مقاومتی به راحتی به ایشون رسیدگی کنم و در یک هفته قبل از فوت ایشون با چه عشقی با نگاهی سرشار از قدردانی و حتی عذر خواهی بابت اشتباهاتشون من رو غرق نوازش و بوسه و عشق ورزیدن میکرد و در زمان فوت ایشون در اغوش من و خواهرم که عاشقمون بود و ما هم عاشقش بودیم به اغوش خداوند بره و همیشه من به خاطر این رابطه این هدایت الهی برای رفتار درست با ایشون پیش خودم و خدای خودم سربلند و خوشحال باشم به خصوص وقتی سوره لقمان رو در مورد رابطه با پدر و مادر میخونم بی نهایت سپاسگزار خداوند میشم که منو هدایت کرد در مسیر درست کار درست رو انجام بدم
• ب)
آنجایی که یک فرد دیگر، بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، آدم مثبت و خداگونهی وجود شما را برانگیخته کرد و شما به خاطر توجه آن فرد به نکات مثبت تان و ابراز آنها، فقط خیر، خوبی و صلح را به او عرضه کردید…
• بیاد آوردن و نوشتن این تجارب به همهی ما کمک میکند تا نتایج جادویی اجرای این اصل را از هر دو جنبه ببینیم و عمل به آن را جزو اصول اصلی زندگی خود قرار دهیم و بیشتر باور کنیم که:
درون همهی انسانها یک وجه خداگونه است. اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، این وجه خداگونه را بیدار میکند و خداوند از این طریق، خیر و برکتهای زیادی وارد زندگی ما میکند.
تمرکز بر نکات مثبت ویژگی بارز خواهرم زهرا جان هست این ویژگی ایشون در رابطه با من به خصوص باعث شده که رابطه ما سرشار از عشق و محبت باشه هم فرکانس با هم باشیم با هم تجربه کنیم با هم رشد کنیم به هم کمک کنیم پایه هر کاری باشیم به هم اعتماد کنیم با هم لذت ببریم و از بودن با هم که پر از عشق هست نعت و خیر و خوشی و ارامش و زندگی ما بیشتر و بهتر میشه بی چشم داشت به هم عشق و مهربانی داشته باشیم زهرا جان همیشه از ویژگی مثبت من از زیبایی من تغییرات مثبت من میگه تحسین میکنه سپاسگزار هر کاری که میکنم باشه و باعث شده من هم بی قید و شرط هر کاری که بتونم براش انجام بدم و از وجودش لذت میبرم و یکی از شکرگزاری های هرروزه من وجود و حضور پر از ارزش ایشون در کنار من است
نکات بینهایت مهمی رو برای این احساس خوب ایجاد کردن در دیگران گفتید که برای من مهمترینش اینهاست
هر تعریف و تمجیدی واقعی و قلبی باشه تا فرکانس درست و صادقانه رو طرف مقابل درک کنه و کاملا واقعی باشه
احساس مهم بودن دادن به افراد در رابطه برام خیلی مهم هست
تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبت افراد از ظاهر افراذ استعداد و توانایی و مهارت افراد بزارم
یه جمله کوتاه و مختصر فقط اون ویژگی مثبت رو بگم
دنبال زمان خاصی نباشم برای تحسین هر وقت اون نکته مثبت رو دیدم همون زمان بگم
تعریف و تحسین رو با شخصی سازی کردن با توضیح بیشتر و بهتر از اون نکته مثبت بگم
این ویژگی رو در خودم بسازم تمرکز بر نکات مثبت بشه شخصیت من عادت من و همیشه بی مقاومت بهش عمل کنم
سعی کنم بیشتر شنونده باشم و شکارچی نکات مثبتی باشم که افراد از خودشون میگند و من در زمان مناسب ازش استفاده کنم
ویژگی عشق دادن و عشق گرفتن باید در من بیشتر بشه بی مقاومت عشق بدم و نگم پرو میشند من با این ویژگی خودم هم در مدار عشق از جهان قرار میگیرم
استاد جان تحسن برانگیز هستید وقتی این چنین اگاهی هایی رو بی دریغ به این خوبی منتشر میکنید الگویی بی بدیل برای من هستید در تمام جنبه های زندگیم عاااااشقتونم
فرمانروای جهانیان و رب العالمین ، قدرت اصلی و پروردگار من
استاد جانم سلام.
این ویدیو انگار جلسه ی تکمیلی ویدیو قبلی که سفر به دور آمریکا قسمت 249 بود.
دلیل آن عشق وصف ناپذیر گوت لیدی مشخص شد.
هر چند که هزاران ویدیو از شما وجود دارد که همینطور آدمها را شیفته ی خودتان کردید و در جای جای این سایت ردِ پاهاش هست ولی انگار فرکانس الان من آماده ی درک این نحوه ی رفتار و عشق دادن گوت لیدی شده است.
احسنت به شما استاد که شکارچی قهاری در پیدا کردن ویژگی های خوب افراد هستید و سریع و توصیفی و از ته دل به آنها بازخورد میدهید.
استاد جان، من خیلی وقت ها با انجام این کار خودم را در حاله ی امنیت و احترام نگه داشتم. مثلاً وقتی به یک فرد جدید که ترک هست میگم که من تا به اکنون فقط از ترک ها خوبی و محبت دیدم، انگار چاره ی دیگه ای برای طرف مقابلم نگذاشتم که فقط خوبی و محبت برای من به همراه داشته باشد و در حالت حداقلی، برای من ضرر و آسیبی نداشته باشد و رابطه مون کاملا محترمانه و درست پیش برود.
یا از زاویه ی دیگه، به خوبی به خاطر دارم تو یه جلسه ی کاری، طرف مقابل مذاکره از من و فن بیانم و صداقتم تعریف کرد و علاوه بر اینکه تا همین امروز که حداقل ده سال گذشته این خاطره را به خاطر دارم، توی آن مذاکره حساسیت ویژه ای برای خرج کردن صداقت و تعهدم داشتم.
استاد جان دوست دارم این را اضافه کنم که چند روز پیش در جمع دوستان پیشنهاد دادم که در مورد ویژگی های خوب هم، به هم بگیم. اتفاقی که افتاد این بود که علاوه بر انرژی و احساس خوبی که در همه ایجاد شد، هنوز که هنوز وقتی فکر میکنم ویژگی های خوب بیان شده در مورد خودم و حتی دوستانم در ذهن به خوبی نقش بسته و اصلا فراموش شدنی نیست.
استاد جانم دوست دارم به دو تا نکته ی کلیدی در این فایل اشاره کنم،
اولی اینکه گفتید باید اینقدر شخصیت قوی ای داشته باشید که بدون انتظار برگشت و جبران این تعریف را از طرف داشته باشید.
یعنی به نظرم نکته ی کلیدی این کار همین هست و به قول شما، این کار نیاز به یک شخصیت قوی و سیرابی از عشق دارد. چون هر گونه توقع و نیاز به گرفتن امتیاز از طرف مقابل، انجام دهنده ی این کار را فرسوده میکند و به جای ایجاد چرخه ی مثبت، چرخه ی معیوب به وجود میآورد.
نکته ی بعدی هم در مورد دادن حس « عدم جایگزینی » هست. اینکه به آدمها یادآوری کنیم که در قصه ی زندگی نقش تو، برای تو و مخصوص توست و تو در جای درستت به ایفای نقش پرداختی و صد البته قبل از همه باید خودم این باور را در خودم داشته باشم که من خاص و غیر قابل جایگزین هستم تا دنیا هم این را به من برگرداند.
استاد جان هزاران تشکر برای این ویدیو و این رزق الهی
به نام فرمانروای کل جهان هستی
سلام به استاد عزیزم و همکلاسی های گرامی ، این اولین دیدگاهی هست که در این سایت بعد از ماهها عضویت ثبت میکنم .شغل من مدیر مالیه و هفته گذشته برای گرفتن بخشودگی جرایم مالیاتی به اداره امور مالیات مراجعه کردم . اون روز خیلی حس فوق العاده و فرکانس بالایی داشتم و کاملا تمرکزم روی نکات مثبت بود . سر ممیزی بود که باید دستور رسیدگی به درخواستها و نامه های من رو میداد که با دستخط بسیار زیبا و با روان نویس سبز خوش رنگ شروع به نوشتن کرد خیلی به نظرم زیبا بود و به زبان آوردم و تعریف خودم رو بیان کردم . ممیز خدماتی که می بایست کار منو در سیستم ثبت میکرد نام کوچکش بانو بود به نظرم نامی بسیار زیبا و محترمانه بود و در ذهنم گفتم همسرش در همه حال اون رو بانو صدا میزنه چقدر زیبا …و بهش گفتم که چ نام زیبایی داره در صورتیکه تعریف بداخلاق بودن اون خانوم رو خیلی شنیده بودم اما اون روز در طبقات من رو همراهی میکرد و خیلی تلاش کرد که کارم اون روز انجام بشه چون از تهران به شهرستان رفته بودم و مراجعه مجدد خیلی سخت بود و در نهایت رییس اداره هم گفت تا حالا به هیچ کس این درصد از بخشودگی رو ندادم . اینقدر کارهای من روان و عالی پیش رفت که کسی باورش نمیشد من چند میلیارد تومن بخشودگی گرفتم و انگار همه شده بودن دستی از دستان خداوند و من رو در انجام کارم یاری دادند . اما برعکس دیروز طی جلسه ای که با مدیریت مجموعه داشتم ، نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و روی نکات مثبت تمرکز کنم و منتقدانه صحبت کردم که نتیجه نا جالبی رو در پی داشت . باید بطور مداوم و لحظه روی خودمون کار کنیم تا نتایج پایداری رو بدست بیاریم .
از صمیم قلبم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستانی که با کامنت های زیباشون به نهادینه شدن آموزشها در ذهنمون کمک میکنند سپاسگزارم .
به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست
درود خدا بر استاد عزیز و گرامی، مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
خدایا سپاسگزارم به خاطر همه چیز مخصوصاً به خاطر این که استادی همچون استاد حسین عباسمنش رو جلوی راهم قرار دادی. استادی بینهایت مهربان، سخاوتمند، پر تلاش، مودب، منظم، باخدا، مومن، باهوش، اهل مطالعه، صاحب سبک، خوش رو، خوش کردار، درستکار، خوش سخن، با تجربه، شجاع، صادق، قابل اعتماد، سخنور، ثروتمند و…
من متعهدانه به آگاهی هائی که ایشون آموزش می دن، عمل می کنم و ثانیه به ثانیه نتایج تو زندگیم در حال رخ دادن هست، واقعاً امکان نوشتن نتایج عمل به آگاهی ها با وجود رخ دادن لحظه به لحظه ی اون برام مقدور نیست.
دنیای جدید من با دنیای قدیمم فرسنگ ها فاصله ها داره، واقعاً این دنیا ی جدید بینهایت زیباست.
غروب متوجه موضوعی خلاف اصول حاکم بر جهان هستی، با وجود کار روی اون باور خاص شدم، سعی کردم، کنترل ذهن کنم، از اون موضوع اعراض کردم و گفتم می خوام نتیجه ی اعتماد به خدا رو در این موضوع ببینم،
من مستمر باوره، ما به خدا اعتماد داریم رو انجام می دم می خوام در عمل هم نتایج رو ببینم.
البته عرض کنم نتایج بینهایت اند و من به اصول یقین دارم و به همین خاطر هست که به خودم گفتم حرفی که عمل نیاورد حرف مفت هست و اصول هیچ وقت تغییر نمی کنه پس، نگرانی جائی نداره و فقط به نکات مثبت و رخ دادن لحظه به لحظه اشون توجه کردم و الان هم دارم کامنت می نویسم به امید خدا نتیجه رو در پارت بعد خواهم نوشت
نکات مثبتی که امروز برای من رخ داده:
هدیه یک روز مرخصی بابت روز تولدم، دریافت هدیه تولدم، یک شومیز زیبا از خواهر بزرگم، دریافت هدیه یک شیشه ی بزرگ کمپوت گیلاس و ترشی لیته که خواهرم خودش درست کرده برای همسرم، دادن هدیه از گل های زیبام که خودم پرورش دادم به همسایه و بینهایت فیدبک عالی از ایشون، شب نشینی عالی با همسایه توی حیاط آپارتمانمون و صرف چائی و گفتگو با هم که ایشون فقط دائم از ویژگی های مثبت خانواده ی ما تعریف می کردند، موضوعی رو عنوان کردند و خواستند ما برای اون دعای خیر کنیم، دریافت چند نکته ی مهم از خانم همسایه که برای من بینهایت ارزشمند بود و قرار شد اون رو پیگیری کنم، هرس گلدون روی میز حیاط و کاشت چند گل جدید همزمان که با همسایه صحبت می کردم، گلدون روی میز حیاطمون بسیار زیبا شده بود که هم همسایه خیلی با ذوق تعریف می کرد و هم خودم از نگاه کردنش سیر نمی شدم، خرید یک شومیز زیبا برای مادرم، ایشون هدایائی که براش می یارن رو نمی پسندن ولی برای اولین بار از من خواست، از شومیز ی که برای زنداداشم هدیه گرفتم رنگ سبزش رو هم برای ایشون بگیرم، خبر خوش قبولی دختر برادر شوهرم در آزمون آموزش و پرورش و تبریک بهش و فیدبک فوق العاده ای که داشت و گفت زن عمو یادت هست عید برای خواندن آزمون چقدر بهم انرژی دادی ، دیدن مستند پانداها و گوش کردن به موسیقی زیبا همراه تصاویر طبیعت که همزمان با این جمله ی همسرم بود که بچه ها دقت کردید ما مثل عموم مردم سریالی نیستیم.
نکات اینقدر زیاده که اگر بخوام بنویسم همچنان باز هم نکته هست که می شه از زوایای مختلف بهش نگاه کرد.
به نام خدای هدایتگرم
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم .
خوشبختانه از اونجایی که در امریکا این فرهنگ Compliments وجود داره، منم اوایل که آمده بودم سوپرایز می شدم از این تحسین و تعریفی که افراد ناشناس از من می کردن. و این، انقدر برام جذاب بود که قلبم باز میشد وقتی این مورد رو میدیدم.و از همونجا شکرگذاری من به خاطر مهاجرتم شروع شد و بوضوح یادمه تمرین کردم که منم اینطوری از افراد تحسین کنم حتی زمانی که هنوز زبانم خیلی خوب نبود که اگر بعد از این تحسین بخواد بحث ادامه دار بشه من ترسی نداشتم از این موضوع.
حالا چرا این ترس وجود نداشت ؟
چون انقدر این فرهنگ تحسین کردن با خودش عشق به همراه داره که ناخودآگاه اون ترس و خجالت توش گم میشه …
.
.
مورد دیگه ای که اینجا متوجه اش شدم سلام کردن و صبح بخیر گفتن به هم هست …حتی کسایی که همدیگه رو نمی شناسن…
صبح بخیر گفتن رو خیلی بیشتر از ظهر بخیر یا عصر بخیر شنیدم …و فک میکنم دلیلیش اینه که اینجا یاد گرفتن شاید بطور ناآگاهانه که،
از همون سر صبح انرژیشون رو تنظیم کنن روی فاز مثبت ..
هنوزم که چندین ساله از مهاجرتم می گذره بعضی صبحها که میرم توی حیاط تا گلها رو آبیاری کنم ، هر شخصی از توی پیاده رو میگذره و من رو توی حیاط میبینه ، هم من بهش لبخند میزنم هم اون به من لبخند میزنه و صبح بخیر می گیم به همدیگه و این موضوع برام هنوز تازه گی داره و من رو یاد روزهای اول مهاجرتم میندازه…توی محل کار که این به یک فرهنگ نانوشته تبدیل شده و همه به هم صبح بخیر میگن…
این بسیار بسیار برای من ارزشمنده
جاداره اضافه کنم پارسال که آمدم ایران ، این تفاوت برام فاحش بود و انقدری که اینجا این موضوع رو دیده بودم ایران ندیدم.
.
نکته بسیار مهمی که این Compliments دادن با خودش داره اینه که ،ما به عنوان شخصی که شروع می کنیم به تحسین کردن دیگران ، حتی کسایی که نمی شناسیمشون ، دیوار قضاوت کم کم در ذهن ما کوتاه تر می شه…
به اینصورت که ،ذهن ما اینطوری تربیت میشه که ما با همه دوستیم و به همه عشق میورزیم حتی کسایی که نمی شناسیم
این موضوع اثرات بلند مدت زیادی با خودش داره که بعد از چند سال کاملا تفاوت خودت رو با بدنه جامعه متوجه میشی…
این برای من خیلی نوتیس می کنه و دوست داشتم این نکته رو اضافه کنم.
.
ممنون استاد برای این فایل
به نام خدا
.
فرقی نمی کند از فرزندت تعریف کنی یا از همسایه
و یا از هر کسی دیگه ای مهم قانون است که عمل می کند
وقتی فایل را می دیدم گفتم مهم نیست در جایگاه آقای ترامپ هستی یا در جایگاهی که این بزرگان هستند مهم قانون است که ما را پیش می برد
یعنی با همین گفتن واقعی و درست گفتن نکات مثبت فرد یا افراد اون وجه مثبت و خوب اونها رو
به نمایش می گذاریم.
وقتی در دوازده قدم برای هر قدم استاد یک فایل
برای تمرکز روی نکات مثبت گذاشته اند این یعنی
خیلی مهمه و همین اصل و اساس است
و دنبال چیز دیگه ای نباش همین را پیش برو و تمام
وقتی در سفرها استاد اینقدر ازپسرشون مایک از عزیز دلشون تعریف می کردند باز نکته دارد که همین قانون است همین باعث صلح و دوستی و محبت و عشق میشود
با همین زبان ساده و روان
به همین راحتی
قانون ساده است
سختش نکنیم
نکته هایش را بگیریم و معجزات را ببینیم
خدایا شکرت برای سادگی و روانی و راحتی قانون
بنام خدایی که منتظر درخواستهای توست تا اجابتت کنه
سلام به استاد عزیزم که از وقتی تونستم انچه درمورد مدارها و فرکانس میگید رو بهتردرک کنم
دیگه از هدایتهایی که با یه فایل شما یا یه کامنت از یکی از عزیزان میشم تعجب نمیکنم
دوروزقبل همسرم از اصفهان برگشت و از همون اولین ساعات اومدنش من بشدت دیدم از لحاظ روابطی هممون تو درو دیواریم
اوضاع بد نبود ولی همون رفتن تو شونه جاده کاملاحس میشد
الکی بهم گیر میدادیم شوخی های بیخود
یعنی هرسه تامون باهم درگیری های ریز داشتیم
هربار میگقتم اخه چرا ؟
چرا نمیتونم اوضاعو کنترل کنم ؟
بعد که دقیق شدم دیدم از یه مقاومت اول صبح من همه چی شروع شد و ادامه پیدا کرد
قضیه روکه فهمیدم سعی کردم حداقل کاری که میکنم این باشه که هر کی هرچی میگه سکوت کنم
وباهاش بحث نکنم حتی درحد دو کلمه
اوضاع یکم آرومترشد و بعدشم همسرم رفت بیرون
عصر همون روز دخترم با دوستش رفتن تو کوچه دوچرخه سواری کنن
ومنم خوشحال که همه چی حل شده ویس گذاشتم تو گوشم و مشغول به کارام شدم
وسط کارام شیرین اومد دم در خونه که مامان آب بده
با اینکه لجم گرفته بود چرا بمن میگه و حواسم رو پرت میکنه آب روبهش دادم و دوباره پلی کردم فایلو که
دو دیقه بعدش گفت مامان به دوستمم آب بده
با یه احساس لج و دلخوری فایل رو پوز کردم و دستکش هارو دراوردم و آب بهش دادم
وتذکر که دیگه منو صدا نکن وقتی دارم کار میکنم و مخصوصا دارم چیزی گوش میدم
وقتی اونا رفتن یه ندایی تو قلبم صدا زد که سعیده
نمیتونستی بهتر برخورد کنی ؟
اونا فقط ازت اب خواستن
درسته مشغول کاربودی و تمرکزت رو فایلی بود که داشتی گوش میدادی
ولی مهربونتر باش
اون دخترته عزیز دلته
اگه با اون نتونی کنترل ذهن کنی و سریع واکنش نشون بدی پس با یکم غریبه تر ها چی ؟
بعد تموم اتفاقات صبح تو ذهنم مرور شد
کامنتی که برا یه عزیز نوشته بودم در مورد غرور و مقاومت
خلاصه یه تلتگری خدا بهم زد که سعیده اینو درستش کن
یادصحبت شما تویکی از قدمها افتادم که میگفتید
اگه اون روز هرجقدرم حالم خوب بود ولی وقتی با پسرم به مشکل برمیخوردم کاملا بهم میریختم
دیدم آره همینه الان موضوع من در مورد شیرین تنها نبود کلا من خوب صحبت کردن و احساس مهم بودن و خوب دادن به ادما بخصوص نزدیکانم رو بلد نیستم
درمورد ادمهای غریبه یکم بهتر بودم یعنی اگه یکی رو توخیابون میدیدم از نوع پوشش رنگ موش تعریف میکردم ولی در مورد نزدیک ترین افرادم نه
من باخودم هنوززبه صلح نرسیدم
من هنوز بلد نیستم تو یه سری موضوعات هرچند کوچیک واکنش نشون ندم
اگرچه تموم اون کارای من شاید از دید ادمای دیگه طبیعی باشه و بگن کاری نکردی
انقدر بخودت سخت نگیر
یکم اه و اوه کردی ویه غر کوچولو زدی اینا طبیعیه دیگه
ولی قشنگ حس میکردم نشتی انرژی پیدا میکنم با هربار اینکارای به ظاهر بی اهمیت
وکاملا حس کردم که خدا داره بهم میگه رو این قسمت کار کن تا ارامش بیشتری داشته باشی
واقعا من زندگیم به لطف خداوند در اکثر تایمهای روز پراز ارامشه بخاطر همینم اون یه ذره کنتاکت سریع حالمو بد میکنه و میفهمم یه جایی خرابه و باید درستش کنم
خلاصه این موصوع مصادف شده بود با اتمام جلسه 6 کشف قوانین و مونده بودم براتمرین اون جلسه چیو انتخاب کنم
دقیقا خداوند بهم گفت شروع کن برا تمرین اون جلسه کار کردن رو روابط با نزدیکانت و اونا رو بهبود بده و سعی کن از یه آدم واکنش گرا خودتو تبدیل کنی به یه انسان خالق شرایط
اینم بگم که ذهن عزیز هم میومد وسط که نه تو باید حد ومرز واسه اطرافیات تعیین کنی پس احساس ارزشمندیت چی میشه ؟
تو داشتی فایل گوش میدادی و اینطوری تمرکزتو از دست میدی؟ اونا باید این مسائل رو درک کنن و……
ولی بلافاصله یادم افتاد که ملاک همهرچیز احساسه منه
منکه از اون رفتارام حس خوبی نداشتم پس این نجوای شیطانه
بعدش یاد نوشته فاطمه عزیز افتادم که تو یکی از کامنتهای اخیرشون نوشته بود وقتی دارم اشپزی میکنم و دخترم میاد که نقاشیشو نشون بده
من دست از اشپزی برمیدارم میرم کنارش میشینم و کلی از کارش تعریف میکنم و بعد اونو با حس خوب راهی میکنم بخاطر حس رهایی که دارم اینجوری غذامم خوشمزه تر میشه
(البته شاید جملاتو یکم اشتباه نوشته باشم فاطمه جان ببخش)
گفتم نه ذهن عزیزم گولم نزن
منکه خوب میدونم تو این زمینه ضعف دارم و امروز با این تضادها خداوند برام واضح کزد که باید از درون یه تغییراتی بدم
وبعد شروع کردم به جواب دادن سوالات جلسه 6 و واصح تر کن هدفم در این زمینه
بعدش یه حسی گفت یه کتابی چیزی نمیخوای بخونی؟
گفتم نه خداجونم خودت هدایتم کن قدمها رو چه جوری بردارم
و دیروز گفتم هربار هرکی صدام کرد نگم بله
بگم جانم
وکلمه جانم رو درشت نوشتم و زدم رو یخچال
وسعی کردم اینکارو انجام بدم
بعضی وقتها انقدر خنده دار میشد
مثلا شیرین میگفت مامان ؟ منم میگفتم بله
وبعد درحینی که اون داشت حرفشو شروع میکرد سریع یادم میومد میگفتم جانم
واون یهو متعجب میشد من چم شده ؟ چرا دوبار جوابشو میدم
خلاصه امروز صبح که دیدم فایلتون درباره روابط وبهبودش وراه های ارزشمندی که ارائه دادینه
گفتم خداحونم قربونت برم که تا گفتم هدایتم کن سریع یه فایل مرتبط فرستادی رو سایت
اونجا که گفتید تا حالا میخواستید همچین فایلی درست کنید ولی تنبلی کردید
تو دلم گفتم خداروشکر که تنبلی کردید و روزش امروز بود
چون من الان به تک تک این صحبت ها خیلی نیاز داشتم ودرست هرکلامتون تومغزم داره میشینه سرجاش
این فایلو امروز 6 یا 7 بار گوش دادم وسعی کردم تو ذهنم جملاتتون رو حک کنم
با اینکه هزاربار ازتون شنیده بودم که احساس مهم بودن و تعریف کردن از ادما چقدر تو روابط حیاتیه ولی با هربار که گوش میدادم میفهمیدم که انگار ذهن من اینجوری برنامه ریزی شده بود که حالا حس مهم بودن نده مگه چی میشه؟ حالا زیادم تعریف نکردی اتفاقی نمیوفته که و…..
من به نسبت از شیرین جلو روش زیاد تعریف میکنم ولی از پدرش نه
با اینکه تو شکرگزاریام نکات مثبتشو مینویسم ولی جلوش خیلی خیلی کم محسناتش رو میگم
اگه کاری بکنه هرچند کوچولو حتما ازش تشکر میکنم ولی بیام شخصی سازی کنم رفتاراش رو نه
درحالیکه فرید ادمیه که اگه ازش تعریف کنی و حس مهم بودن بش بدی انگار فرستادیش رو ابرها
وهزاران بار به شکلهای مختلف برات جبران میکنه
یادمه قبلنا همیشه میگفتم چرا این مرد انقدر نیاز دازه ازش تعریف کنن ؟ با اینکه میدونستم چقدر اینکار میتونه روابطمون رو عالیتر کنه ولی نمیکردم
میگم امروز فهمیدم برنامه ریزی غلط ذهنمو که حالا که چی اینهمه تعریف کنی ؟ اون خودشو درست کنه که نخواد بقیه ازش تعریف کنن !!
عجب داغونی بودم من عجب غرور مسخره ای داشتم
استاد این فایلتون یه نور وبرکت از طرف خداوند و یه چراع راهنما برام بود که چطوری این هدفو برم جلو و چه قدمهایی براش بردارم
یعنی گوش دادن به این فایل از خوندن هزارتا کتاب بیشتر برام مفید بود وقشنگ برام روشن کرد که هر روز چیو سعی کنم بهبود بدم
خدایاشکرت که منو در مسیرآگاهی و علم قرار دادی منو با استاد عزیزم واین سایت آشنا کردی و منو متعهد به استمرار در این زمینه کردی
اگه لطف تو نباشه من هر لحظه ممکنه گیوآپ کنم و برم قاطی جریان روزمرگی بشم لطف توئه که من هر روز مصمم تر دارم ادامه میدم
بازهم ممنونم ازتون بخاطر این رزق پربرکت و این فایل ارزشمندتون
خدایاشکزت خدایاشکرت خدایاشکرت
با سلام خدمت استادعباسمنش عزیز و همه دوستان
چقدر این درس با آگاهی هایی که تو این چند روزه از دوره های 12 قدم و عزت نفس و هم جهت با خدا مرور کردم، هم راستا بود.
یکی از پاشنه های آشیل من بحث عزت نفسه و دارم روی این مسئله کار میکنم.
به نظرم این تمرین خیلی توی عزت نفس خودمون و دیگران تاثیر داره و میتونه حتی روابطمون رو بهتر کنه.
من قبلا به خاطر یک مسئله مالی از یکی از فامیلامون خیلی ناراحت بودم و هر روز این مسئله هی میومد تو ذهنم و حالم رو بد میکرد به حدی که حتی گریه ام میگرفت؛ حتی از اون فرد که متنفر هم شده بودم و ارتباط داشتن باهاش خیلی برام سخت شده بود.
بعد از آشنا شدن با مفاهیم مومنتوم و دوره بی نظیر هم جهت با جریان خدا، من سعی کردم به اون مسئله فکر نکنم و حالمو هر لحظه خوب کنم.
یه روز به ذهنم رسید که بیام و ویژگی های مثبتش و خوبی هایی که در حقم کرده رو برای خودم بنویسم.
با چند روز تکرار این تمرین، دیگه از اون فرد ناراحت نبودم و میگفتم این پول حق منه و از راه دیگه بهم میرسه.
بعد از چند ماه همون فرد بهم زنگ زد و تمام پول رو تو دو تا قسط پرداخت کرد.
این تمرین رو چندبار دیگه هم تو کار خودم انجام دادم و تاثیرش فوق العاده بود. برای مثال توی جلسه قرارداد با همون شرایطی که میخواستم مذاکره کردم و بهترین نتیجه ها رو از نظر مزایا و حقوق و دستمزد گرفتم. کارفرما هم خیلی احترام و احساس ارزشمندی بیشتر از قبل بهم داد و گفت خیلی خوشحاله که باهام کار میکنه و پیشنهاد ارتقا سازمانی گرفتم.
استاد من توی این چند وقته روی دوره هم جهت با جریان خدا، عزت نفس و 12 قدم کار کردم و سعی کردم همیشه حالمو خوب یا حداقل خنثی نگه دارم. با وجود اینها هر اتفاقی حتی جنگ که به ظاهر بد بودن، برای من نتایج مثبت و خوبی به همراه داشت.
حتی افرادی که تو کار برام بار ذهنی منفی داشتن از شرکت رفتن و کار کردن برام خیلی راحت تر و لذت بخش شد.
هر روز میبینم که چطور دستان خدا میان تو زندگیم و کمک میکنند که کارها رو سریع تر و راحت تر با هزینه کمتر جلو ببرم.
واقعا از این همه آگاهی های نابی که در اختیارمون میذارید سپاسگزارم.
امیدوارم هر روز شادی، ثروت و سعادت بیشتری رو تجربه کنید.
سلام استاد عزیزم
جناب آقای سید حسین عباسمنش
وقتی که این فایل تون در مورد ترامپ تو سایت دیدم از دیشب با اینکه ما کنار دریا هستیم واینترنت فوق العاده ضعیفه تمام تلاشم رو کردم ببینمش
عالیی بود
برخلاف همه رسانه ها تو ایران که از ترامپ بد میگن شما دارید از ترامپ تعریف میکنید دمت گرم بابا
چقدر شما حرفه ای شدید تو کارتون آخه بابا دمت گرم
من تمام فایل رو گوش دادم آخه من دوره عشق و روابط رو خریدم
درس 11در مورد برانگیخته کردن افراد در روابط گفتید
من بارها اونو گوش دادم واقعا حقیقت مطلقه
خیلی دارم تلاش میکنم از افراد تعریف کنم و ویژگی مثبتشون رو بهشون بگم از ته قلبم همه رو دوست داشته باشم واز همه مهمتر با خودم در صلح باشم
الان دیگه اگر کسی رفتار بدی باهام داره نمیگم فلانی چه آدم بدی میگم ببینم من چه فرکانسی فرستادم یا اینکه اون آدم چه چیزی رو میخواد بهم یادآوری کنه
برای همین دیگه از دیگران انتظار ندارم و سعی در خوب نگه داشتن حال خودم دارم
درود بر استاد عزیز و خانم شایسته
استاد خیلی وقت میشه تو دوره ها کامنت نذاشتم به لطف خدا و فایلهای بینظیر شما و عمل به تمرینات زندگی من طوری متحول شده که تمام ارزوهای یکی دوسال قبل خودم رو دارم زندگی میکنم. انشاالله بزودی شروع میکنم به نوشتن کامنت که به نظر خودم نوعی سپاسگزاری هستش.
فایل عالی و پر از درسی بود این فایل من تا حدودی این اخلاق رو دارم و دوستانم را با نکات مثبت و خلاقیت انها معرفی میکنم و باهاشون ارتباط میگیرم. ولی از امروز اگاهانه این کار رو میکنم تا عادت کلی من بشه و با این کار تمرکز میکنم روی نکات مثبت ادمها و باعث میشه ادمها هم روی نکات مثبت خودشون تمرکز و تامل کنند .
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم برای فایلهایی که میزارید و دید و دقت قوی دارید برای درک قانون در تک تک لحظات و اتفاقات زندگی و ان رو به ما هم می اموزید.
شاد و سلامت باشید.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد و دوستان عزیزم
الف)
آنجایی که توانستید بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، احساس عشق، احترام، ارزشمندی و توانایی را در طرف مقابل خود برانگیخته کنید، خواه در حضور جمع و خواه در جمع دونفرهی خود.
بنویسید چه بازخوردهای مثبتی گرفتید و چه تأثیرات مثبتی بر رابطهی شما با آن فرد و حتی سایر جنبههای زندگی شخصی شما گذاشت.
تجربه من در رابطه با پدر مرحومم که بی نهایت به من کمک کرد با تمرکز بر کوچکترین ویژگی مثبت ایشون و نوشتن از اون ویژگی مثبت و دیدن اون ویژگی مثبت به حدی در من تاثیر میزاشت که اشک منو در میاورد مثلا تمیزی ایشون تو مرتب کردن لباس هاشون تو حمام رفتن و شیو صورت و مو که از من تقاضا میکرد و من براشون انجام میدادم یا نحوه غذا خوردن ایشون که من با اینکه در دوره سلامتی بودم ولی وقتی میدیدم ایشون چطوری با نظم و با عشق تمام غذاشون رو میخوردند از دیدنش لذت میبردم و حتی اروم بدون اینکه ایشون متوجه بشند اشک شوق میریختم و در موردش شکرگزاری مینوشتم و این حس خوبم به ایشون با اینکه بیان نمیشد ولی قلبی در وجودم بود ایشون به راحتی این فرکانس را از من میگرفتند و به من علاقه زیادی داشتند و این رابطه زیبا که در یکسال پایان عمر ایشون بیشتر شده بود و من با هدایت خداوند سعی میکردم از نکات منفی ایشون چشم پوشی کنم و بسیار به سکوت کردن و بحث نکردن و اعراض از نازیبا یها بینهایت من و ایشون رو به ارامش رسونده بود
باعث شد بدون هیچ مقاومتی به راحتی به ایشون رسیدگی کنم و در یک هفته قبل از فوت ایشون با چه عشقی با نگاهی سرشار از قدردانی و حتی عذر خواهی بابت اشتباهاتشون من رو غرق نوازش و بوسه و عشق ورزیدن میکرد و در زمان فوت ایشون در اغوش من و خواهرم که عاشقمون بود و ما هم عاشقش بودیم به اغوش خداوند بره و همیشه من به خاطر این رابطه این هدایت الهی برای رفتار درست با ایشون پیش خودم و خدای خودم سربلند و خوشحال باشم به خصوص وقتی سوره لقمان رو در مورد رابطه با پدر و مادر میخونم بی نهایت سپاسگزار خداوند میشم که منو هدایت کرد در مسیر درست کار درست رو انجام بدم
• ب)
آنجایی که یک فرد دیگر، بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، آدم مثبت و خداگونهی وجود شما را برانگیخته کرد و شما به خاطر توجه آن فرد به نکات مثبت تان و ابراز آنها، فقط خیر، خوبی و صلح را به او عرضه کردید…
• بیاد آوردن و نوشتن این تجارب به همهی ما کمک میکند تا نتایج جادویی اجرای این اصل را از هر دو جنبه ببینیم و عمل به آن را جزو اصول اصلی زندگی خود قرار دهیم و بیشتر باور کنیم که:
درون همهی انسانها یک وجه خداگونه است. اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، این وجه خداگونه را بیدار میکند و خداوند از این طریق، خیر و برکتهای زیادی وارد زندگی ما میکند.
تمرکز بر نکات مثبت ویژگی بارز خواهرم زهرا جان هست این ویژگی ایشون در رابطه با من به خصوص باعث شده که رابطه ما سرشار از عشق و محبت باشه هم فرکانس با هم باشیم با هم تجربه کنیم با هم رشد کنیم به هم کمک کنیم پایه هر کاری باشیم به هم اعتماد کنیم با هم لذت ببریم و از بودن با هم که پر از عشق هست نعت و خیر و خوشی و ارامش و زندگی ما بیشتر و بهتر میشه بی چشم داشت به هم عشق و مهربانی داشته باشیم زهرا جان همیشه از ویژگی مثبت من از زیبایی من تغییرات مثبت من میگه تحسین میکنه سپاسگزار هر کاری که میکنم باشه و باعث شده من هم بی قید و شرط هر کاری که بتونم براش انجام بدم و از وجودش لذت میبرم و یکی از شکرگزاری های هرروزه من وجود و حضور پر از ارزش ایشون در کنار من است
نکات بینهایت مهمی رو برای این احساس خوب ایجاد کردن در دیگران گفتید که برای من مهمترینش اینهاست
هر تعریف و تمجیدی واقعی و قلبی باشه تا فرکانس درست و صادقانه رو طرف مقابل درک کنه و کاملا واقعی باشه
احساس مهم بودن دادن به افراد در رابطه برام خیلی مهم هست
تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبت افراد از ظاهر افراذ استعداد و توانایی و مهارت افراد بزارم
یه جمله کوتاه و مختصر فقط اون ویژگی مثبت رو بگم
دنبال زمان خاصی نباشم برای تحسین هر وقت اون نکته مثبت رو دیدم همون زمان بگم
تعریف و تحسین رو با شخصی سازی کردن با توضیح بیشتر و بهتر از اون نکته مثبت بگم
این ویژگی رو در خودم بسازم تمرکز بر نکات مثبت بشه شخصیت من عادت من و همیشه بی مقاومت بهش عمل کنم
سعی کنم بیشتر شنونده باشم و شکارچی نکات مثبتی باشم که افراد از خودشون میگند و من در زمان مناسب ازش استفاده کنم
ویژگی عشق دادن و عشق گرفتن باید در من بیشتر بشه بی مقاومت عشق بدم و نگم پرو میشند من با این ویژگی خودم هم در مدار عشق از جهان قرار میگیرم
استاد جان تحسن برانگیز هستید وقتی این چنین اگاهی هایی رو بی دریغ به این خوبی منتشر میکنید الگویی بی بدیل برای من هستید در تمام جنبه های زندگیم عاااااشقتونم
خدایا عاشقتم که عاشقمی
به نام حق
فرمانروای جهانیان و رب العالمین ، قدرت اصلی و پروردگار من
استاد جانم سلام.
این ویدیو انگار جلسه ی تکمیلی ویدیو قبلی که سفر به دور آمریکا قسمت 249 بود.
دلیل آن عشق وصف ناپذیر گوت لیدی مشخص شد.
هر چند که هزاران ویدیو از شما وجود دارد که همینطور آدمها را شیفته ی خودتان کردید و در جای جای این سایت ردِ پاهاش هست ولی انگار فرکانس الان من آماده ی درک این نحوه ی رفتار و عشق دادن گوت لیدی شده است.
احسنت به شما استاد که شکارچی قهاری در پیدا کردن ویژگی های خوب افراد هستید و سریع و توصیفی و از ته دل به آنها بازخورد میدهید.
استاد جان، من خیلی وقت ها با انجام این کار خودم را در حاله ی امنیت و احترام نگه داشتم. مثلاً وقتی به یک فرد جدید که ترک هست میگم که من تا به اکنون فقط از ترک ها خوبی و محبت دیدم، انگار چاره ی دیگه ای برای طرف مقابلم نگذاشتم که فقط خوبی و محبت برای من به همراه داشته باشد و در حالت حداقلی، برای من ضرر و آسیبی نداشته باشد و رابطه مون کاملا محترمانه و درست پیش برود.
یا از زاویه ی دیگه، به خوبی به خاطر دارم تو یه جلسه ی کاری، طرف مقابل مذاکره از من و فن بیانم و صداقتم تعریف کرد و علاوه بر اینکه تا همین امروز که حداقل ده سال گذشته این خاطره را به خاطر دارم، توی آن مذاکره حساسیت ویژه ای برای خرج کردن صداقت و تعهدم داشتم.
استاد جان دوست دارم این را اضافه کنم که چند روز پیش در جمع دوستان پیشنهاد دادم که در مورد ویژگی های خوب هم، به هم بگیم. اتفاقی که افتاد این بود که علاوه بر انرژی و احساس خوبی که در همه ایجاد شد، هنوز که هنوز وقتی فکر میکنم ویژگی های خوب بیان شده در مورد خودم و حتی دوستانم در ذهن به خوبی نقش بسته و اصلا فراموش شدنی نیست.
استاد جانم دوست دارم به دو تا نکته ی کلیدی در این فایل اشاره کنم،
اولی اینکه گفتید باید اینقدر شخصیت قوی ای داشته باشید که بدون انتظار برگشت و جبران این تعریف را از طرف داشته باشید.
یعنی به نظرم نکته ی کلیدی این کار همین هست و به قول شما، این کار نیاز به یک شخصیت قوی و سیرابی از عشق دارد. چون هر گونه توقع و نیاز به گرفتن امتیاز از طرف مقابل، انجام دهنده ی این کار را فرسوده میکند و به جای ایجاد چرخه ی مثبت، چرخه ی معیوب به وجود میآورد.
نکته ی بعدی هم در مورد دادن حس « عدم جایگزینی » هست. اینکه به آدمها یادآوری کنیم که در قصه ی زندگی نقش تو، برای تو و مخصوص توست و تو در جای درستت به ایفای نقش پرداختی و صد البته قبل از همه باید خودم این باور را در خودم داشته باشم که من خاص و غیر قابل جایگزین هستم تا دنیا هم این را به من برگرداند.
استاد جان هزاران تشکر برای این ویدیو و این رزق الهی