اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و دوستان فعال و پر تلاش برای تمرکز بر زیبایی ها
اتفاقاً من توی نُت گوشیم لیست افرادی که میشناسم رو نوشتم و جلوی اسمشون چندتا از ویژگی های مثبتشون رو نوشتم و آخرش هم با سپاسگزاری کردن از خدا تمومش کردم و بعد برای نفر بعدی هم همینطور
همین باعث شده ارتباطات آرام تری رو تجربه کنم چون چند سال پیش ها ارتباطات پر تنشی داشتم ولی الان خیلی وقته واقعاً همه چیز خیلی آرام و در صلح شده مخصوصاً ارتباطات
حالا طبق گفته های استاد عباسمنش باید بیشتر کار کنم توی این مورد یعنی تمرکز بر نکات مثبت آدم ها با صحبت کردن در موردشون
حالا من در مورد یه موضوعی توی قرآن سرچ زدم که شاید بی ربط با این فایل نیست
موضوع دقیقاً همین قانونی هستش که داره کار میکنه
چند وقتی هست که یک الگویی توی قرآن توجه منو به خودش جلب کرده، تا حالا هم چندباری در موردشون توی قرآن جستجو کردم تا به یه درکی از این الگو برسم
دوتا ریشه سه حرفی هست که بالای 10بار شاید 17 بار توی آیات قرآن با هم دیگه امده
(و به جای خدا چیزهایی می پرستند که نه سودشان می دهد و نه زیانشان می رساند؛ و کافر همواره بر ضد پروردگارش پشتیبان است)
سود و زیان
سود و زیان
شاید آدم بخواد از نگاه انسانی خودش فکر کنه بگه که خدا که جریان خیر و برکته، پس همیشه باعث سود و منفعت آدم هستش، پس چرا توی این آیات ضرر و زیان رو هم داره همراه سود و منفعت میاره!
برای اینکه بهتر بفهمیم آیات 106 و 107 سوره یونس رو ببینید چی میگه:
(و اگر خداوند، زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمیسازد؛ و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند؛ و او غفور و رحیم است)
دقیقاً داره قانون رو میگه
یعنی اولاً تنها نیروی حاکم بر جهان همون خداونده
خدایی که هر چیزی که توی دنیا هست از خودش شکل گرفته و گسترش پیدا کرده
دوماً رفتار خداوند همون رفتاریه که استاد عباسمنش در موردش گفته یعنی عملکرد سیستمی
خداوند براساس فرکانسی که از افکار من دریافت میکنه، با من با زندگی من رفتار میکنه
وقتی میگیم رفتار خداوند یعنی رفتار جهان
جهان مجموعه ای از آدم ها، زمان ها، مکان ها، موقعیت ها، فرصت ها، ایده ها، اتفاقات و شرایط و کلی چیزه دیگه میشه
که کل جهان از خداوند شکل گرفته (استاد عباسمنش در مورد قانون خیلی عالی در جلسه اول دوره همجهت با جریان خداوند صحبت کرده)
پس میتونیم بگیم رفتار خداوند همون چیزیه که از آدم ها، زمان ها، مکان ها، موقعیت ها، فرصت ها، ایده ها، اتفاقات و شرایط و کلی چیزه دیگه دریافت میکنیم
چرا؟
چون کل جهان از خداونده
پس رفتار خداوند همون رفتاریه که از جهان میبینیم که دقیقاً از فرکانس هایی هستش که در هر لحظه ارسال میکنیم
بابت همین توی اون آیات علاوه بر اینکه داره میگه تنها کسی که بندگیشو باید کنیم خداونده، از سود و زیان با هم صحبت میکنه چون تنها نیرویی که داره واکنش میده به فرکانس های هر کدوم از ما آدم ها همون نیرویی هستش که داریم بندگیشو میکنیم
اتفاقاً یه مثالی از محیط سایت توی ذهنم امد که خیلی به درک عملکرد سیستمی خداوند کمک کرد
محیط سایت منظورم هر سایتی که توی اینترنت هست نه صرفاً سایت استاد عباسمنش…
به عنوان مثال اگر بخوام وارد یه صفحه از سایت بشم باید روی لینک اون صفحه کلیک کنم، به محض اینکه کلیک میکنم تا وارد اون صفحه بشم همون لحظه یک درخواست به صورت HTTP به سرور سایت ارسال میشه
سرور یک فضای نامحدودی هست که سایت از اون طریق داره اجرا میشه
برای اینکه بتونم محتویات اون صفحه ای که وارد شدم رو ببینم، سرور سایت بخاطر درخواستی که من براش فرستادم به من پاسخ میده
پاسخ سرور هم به صورت HTTP هستش
حالا پاسخ سرور سایت به من، برگردوندن یا نمایش تمام محتویات اون صفحه ای هستش که من از طریق لینک صفحه وارد شدم
یعنی حتی اگر خودم ندونم، من با هر کلیکی که بر روی هر لینکی از صفحه سایت میکنم در اصل دارم یک درخواستی رو به سرور میفرستم و سرور هم در پاسخ به درخواست من محتویات اون صفحه از سایت رو به من نشون میده
مثلاً اگر الان وارد این صفحه از سایت شدین و دارین کامنت ها و محتویات این صفحه رو میبینید و میخونید، این بخاطر پاسخی هستش که سرور به درخواست شما داده
پاسخ سرور سایت به درخواست ما، همیشه به شکل محتویاتی هستش که یک انسان میتونه از اون صفحه ببینه و بخونه و درک کنه، نه صرفاً کدهایی که توی سرور داره اجرا میشه
فرکانسی که همواره داره از افکار ما به جهان ارسال میشه همون درخواستی هستش که ما به جهان (سرور) میفرستیم و جهان هم پاسخی که به ما و زندگی ما بر میگردونه همون اتفاقات یا شرایط یا موقعیت ها یا ایده ها یا آدم هایی هستش که ما درخواستش رو دادیم
به نظرتون این اصل، شما رو یاد چه آیه ای از قرآن میندازه؟
(هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، درخواست درخواست کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا رشد کنند)
درخواست کسی که درخواست میکنه رو پاسخ میده
مثل سیگنالی که از سمت کاربر به سرور ارسال میشه و سرور سایت هم با برگردوندن محتویات صفحه سایت به کاربر پاسخ میده
یعنی خدا همیشه یک پاسخ دهندهست
همانطوری که من و هر کس دیگه ای همیشه درخواست کننده هستیم
در اصل سیگنالی که داریم ارسال میکنیم همون درخواستی هستش که برای خدا میفرستیم و خدا هم طبق فرکانسی که دریافت کرده اتفاقات و شرایط و آدم های هماهنگ با افکارمو رو به زندگیمون برمیگردونه
بابت همین هم هست که وقتی تمرکز میکنیم روی نکات مثبت آدم ها، دقیقاً طبق توضیحات استاد عباسمنش در این فایل رابطه بهتری با اون فرد یا افرادی که از ویژگی مثبتشون گفتیم شکل میگیره چون این همون رفتار جهان به کانون توجه ماست
از استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل پر محتوا که به شخصه توی این مورد خیلی از قبل بهتر شدم ولی میدونم که هنوز خیلی جای کار دارم
من سایت های قرآنی که از اینترنت مطالعه میکنم یکیش سایت دانشنامه اسلامی هستش که توی گوگل با عنوان سوره های قرآن جستجو بزنید براتون اول یا دوم از نتایج جستجو رو همین سایت رو نشون میده و بعد سایت پایگاه جامع قرآن هستش که توی سرچ موضوعی و کلمه ای و ریشه ای خیلی حرفه ای هستش و سایت پارس قرآن هم هستش که میتونید ازشون استفاده کنید
اگر هم قصد دانلود اپلیکیشن قرآنی رو دارین همون سایت پایگاه جامع قرآن که واردش بشید برای گوشی های اندرویدی اپلیکیشن داره
البته سایت های دانشنامه اسلامی و پارس قرآن رو سعیده خانم شهریاری عزیز معرفی کردن که اعتبارش میرسه به ایشون:)))
ممنون دوست عزیز چقد واضح و روشن بیان کردید من چند بار کامنت شما رو خوندم و به قول عام مطلب جا افتاد مفهموم فرکانس عالی بود استفاده از آیه های قرآنی بیشتر مطلب را باز کرد و دقیقا با افکار و منطق ذهن ما تطابق داشت
سلام دوست خوب و همفرکانسی من چقدر شما قانون رو درست و قشنگ فهمیدید اینکه خداوند با عمل به ایمان تون به شما پاداش میدهد رو خیلی تو زندگیم تجربه کردم دقیقا نیم ساعت پیش تو گوگل زدم آیه 107 سوره یونس و اونجا ترجمه شو خواندم بعد از اون یک راست هدایت شدم به سایت و کامنت های این فایل چون چند روز پیش هم وقتی این فایل روی سایت گذاشته شد سریع رفتم و گوشش دادم تو گوشه ذهنم بود ک چقدر این فایل واسم تاثیر گذار بود و منتظر کامنت ها بودم امروز دوباره هدایت شدم و این دفعه اومدم سراغ کامنت ها که به طرز شگفت انگیزی با کامنت شما برخورد کردم و دقیقا آیه 107 سوره یونس رو هم شما اینجا ترجمه کرده بودین و این نشونه واسم خیلی حس خوب داد از شما و انتشار این حس خوب و این کامنت بینظیر تشکر و قدردانی میکنم آقا حسن گل
به نام خدایی که همه چیز می شود همه کس را خدای آسانی ها خالق عشق خالق فراوانی
سلام به استاد عزیزم کسی که میتونه از دونالد ترامپ به این صورت صحبت کنه ، کسی که زندگی منو زیر و رو کرده با درسهای توحیدی اش، کسی که کمکم کرد ایمان و ثروت و سلامتی و عشق و …. وارد زندگیم کنم.
ساعات اول صبح روز زیبای 3 شهریور هست در سال جادویی من . باید آماده بشم تا برسم به مراسم اجرای رقص برادر زاده نازم خوشگل عمه و در حال نوشتن ستاره قطبی و گوش کردن به این فایل جادویی عالی ساده و شیک
زندگی سخت ساده ست و ما به سادگی سخت زندگی کرده ایم
این خود منه . من سخت زندگی کردم ولی دیگه میخوام حالا که بازی رو یاد گرفتم بهش عمل کنم .
میخوام مثل استاد حتی به نکات مثبت پرزیدنت ترامپ هم توجه کنم . چون این قانونه چون این خیلی ساده ست . چون نتیجه تو دلش هست .
( تازه استاد زبان انگلیسی مون هم تقویت میشه حق باشماست . با یه تیر دو نشون می زنیم .
Kill two birds with one stone)
کلا تمام این اتفاق سود و سود و سود هست .
استاد من اخیرا با یه انسان بسیار شریف محترم با شخصیت فعال زرنگ جذاب ورزشکار و دوست داشتنی آشنا شدم که اونقدرررررررر ویژگی های مثبت دارن که یه مقدار راستش دارم روی عزت نفس خودم و احساس لیاقتم کار میکنم که در مقابل این شخص احساس عالی داشته باشم .
و تعریف میکنم ازشون بهشون میگم مثلا لهجه بسیار زیبای بلوچ دارن . خیلی انسان شوخی هستن . خیلی باانگیزه هستن و واقعا من تحت تاثیر شخصیت و ویژگی های ایشون قرار گرفتم .
جالبه استاد میدونید من دارم چیکار میکنم ؛ من دارم تمرین جلسه 7 دوره عشق و مودت در روابط رو ناخودآگاه تکرار میکنم که اون سری درش موفق نبودم و این خواسته ناخودآگاه و دل من بوده که خدا سرراهم گذاشت و خودش در قلبم جاری شد:
لیلی من برو عمل کن و نشون بده که از وابستگی ها و نتایج رها هستی برو که این مسیر پر از عشق و ایمان و توحید هست برو من خودم کنارت هستم مراقبتم و روزهای عالی تر در راه هست. وقت عملگرایی ست . برو همه چیز درسته سرجاش هست
و من بارها تو زندگی ام تاثیر این اتفاق رو دیدم که توجه به نکات مثبت افراد چه نتایجی داره منتهی به شرط استمراررررررررر در عمل . درسهای استاد رو باید تکرار کنیم . تنها راهش همینه و شاید نتیجه در مورد همین شخص یا موضوع نباشه ولی حتما در جایی یا همینجا خودش رو نشون میده .
مهم احساس خوب پاک زیبا مهربان و توحیدی هست که در قلبم دارم و حضور پررنگ خدام رو حس میکنم
استاد دارم همه درسهاتون رو امتحان میدم. دارم صبار شکور رو تمرین میکنم . دارم برای آدمهایی که در مسیرم قرار میگیرن میگردم و تو رو پیدا میکنم .
به نام خدای بخشندگی مهربون سلام به همه دوستان عزیزم و استادعباسمنش آرامبخش و تاثیرگذار .
بعد از مدتهای طولانی امروز دوست دارم که بنویسم.
استاد سپاسگزارم از محتوای ارزشمندی که در اختیارمون قرار دادین. هرگز یادم نمیره که محتواهای شما باعث شدن که از یک بیابون پر از خار و شن داغ بیرون بیام و وارد یک جنگل سرسبز بشم و صدای پرندهها و آبشار رو بشنوم و عشق و برکت و خوشحالی و امنیت و فراهم بودن رو تجربه کنم .
اخیراً یک تجربهای داشتم که دوست دارم با شما به اشتراک بذارم.
یه آدمی بود در فامیل نزدیکمون ه نمیتونستم ارتباطم رو باهاش قطع کنم، به شدت احساس میکردم که با همه صحبتهاش میخواد بگه که من بهترم من عالیترم من با سلیقهام من خوش تیپم من تاثیرگذارم من ثروتمندم من خوشبختم و تو هیچی نیستی!
وقتی میخواستیم با همدیگه صحبت کنیم میپرید وسط حرفم و چندین و چند بار جملههای تکراری رو با صدای بلند میگفت:)
یه طوری از اتفاقها تعریف میکرد انگار فقط اون میدونه و هیچکس دیگهای خبر نداره.
سلام به استاد عزیزم، آقای عباسمنش، و دوستان گرامی.
خیلی خوشحالم که بعد از مدتها دوباره این فرصت پیش اومده تا درباره محتوای ارزشمندی که استاد عزیزمون با ما به اشتراک گذاشتن، تجربهم رو بنویسم.
چند وقت پیش توی زندگیم آدمی بود، از اعضای نزدیک فامیل، که هیچوقت نمیشد رابطه رو باهاش قطع کنم. اما هر بار که میدیدمش، حس میکردم با همه وجودش میخواد بگه: «من از تو بهترم، تو هیچی نیستی!»
وقتی درباره موفقیتها یا اتفاقهای خوب زندگیش حرف میزد، جوری میگفت که انگار فقط خودش لایق این خوشبختیه و هیچکس دیگهای نیست. حتی وقتی من درباره یه اتفاق خوب تو زندگیم باهاش صحبت میکردم، سعی میکرد اون رو کوچیک جلوه بده و بگه: «این که چیزی نیست، منم همچین چیزی رو دارم.»
اگه چیزی بلد نبود و من بهش یاد میدادم، چند روز بعد طوری درباره همون موضوع حرف میزد که انگار اون به من یاد داده!
وقتی وسیله جدیدی میخریدم، هیچوقت تحسین نمیکرد. اگر هم ازش تعریف میکردم، حتی یه تشکر ساده هم نمیگفت.
اما اگه یه نقصی توی من پیدا میکرد—مثلاً یه جوش روی صورتم—بلافاصله یادآوری میکرد و همزمان تأکید میکرد که «پوست من چقدر خوبه، چرا پوست تو اینطوری شده؟»
همه اینها باعث میشد هر بار که میدیدمش، حرص بخورم و ناراحت بشم.
بعد از هر دیدار، تا مدتها توی ذهنم رفتارهاش رو مرور میکردم و پیش خودم میگفتم: «من که آدم خوب و مهربونیام، همه منو دوست دارن، پس حتماً مشکل از اونه! اون آدم حسودیه، آدم خوبی نیست، و… .واقعیتش بدمم نمیومد که یکی بیاد پشت سرش صحبت کنه و من با نقاب مهربانانه بگم نهههه اتفاقا خیلی آدم خوبیه ولی زیر زیرکی به بدیهاش فکر کنم. ولی ازینکه یکیدیگه ام مثل من نگاهش بده نسبت به اون ، خیلیم ذوق زده بودم . حس میکردم هربازخورد منفی درباره اون ، یه بازخورد مثبت درباره منه . پس کاااملا درباره اون آدم از راه قانون منحرف شده بودم و دلم میخواست سر به تنشنباشه »
تا اینکه یه روز وقتی داشتم به بدی هاش فکر میکردم یه الهام قلبی گرفتم؛ اینکه:
«تو حقی نداری پشت سرش فکر بد کنی، حقی نداری ازش بدت بیاد.ما طرفدار اون هستیم سعی کن زیباییهای وجودش رو ببینی. این تو هستی که داری بد نگاه میکنی وگرنه اون خیلی مهربونه.
این جمله هی توی ذهنم تکرار میشد که ما طرفدار اون هستیم . تو حقی نداری پشت سرش بد بگی ! حقیقتا انگار با اون الهام قلبی یکی محکم زد توی دهنم .
وقتی فکر کردم دیدم دقیقا همینطوره . انقدر آدم خوب و مهربون و سخاوتمندیه که هرکسی دوست داره با یه همچین آدمی دوست باشه یا یه خواهر اینطوری داشته باشه. انقدر بانمک و خوش خنده ست که اگر تو جمعمون باشه ، بیشتر خوش میگذره .
دیدم من هم به صورت ناخوداگاه یه سری رفتارها دارم که خیلی نازیباان . شاید هرکسی باشه بد برداشت کنه . پس همونطور که من اشتباه میکنم یا ممکنه ناخواسته حرفی بزنم که کسی ناراحت شه و به خودش بگیره، پس ممکنه که یک نفرم همین مسئله رو داشته باشه
وقتی با این نگاه دوباره بهش فکر کردم، دیدم برداشتهام باعث شده منم باهاش رفتار سردی داشته باشم. همین رفتار منم حس بدی بهش منتقل میکرد و اونم به شکل ریز و ناخودآگاه با رفتارهاش این حس بد رو برمیگردوند.
آخرین باری که از هم جدا شده بودیم و ما برگشته بودیم خونمون ، یه پیام براش نوشتم و گفتم:
الان داشتم به ک ماهی که کنار هم بودیم فکر میکردم و یادت کردم
دوست داشتم که ویژگیهای خوبتو بهت بگم تا همونطور که من از فکر کردن بهت لذت بردم تو هم از خودت لذت ببری🩷
تو خیلی مهربونی،
واقعا خیلی خوش قلبی،
خیلی خوش تیپ و خوش پوشی،
مثل یه خواهر میمونی و صمیمانه رفتار میکنی،
وقتی که یکجا هستی خیلی بیشتر خوش میگذره، موقع گلابگیری و باغ و عیدکه شمال رفتیم با تو خیلی بیشتر بهمون خوش گذشت.
خیلی آدم خوش قلبی هستی،
خیلی بانمکی و خندههات خیلی قشنگه،
مدل صحبت کردنت خیلی شیرینه.
خیلی باوقاری،
خیلی خوش هیکلی و حالا که باشگاه میری خیلی جذابتر به نظر میرسی.
خیلی سخاوتمندی،
خیلی باجنبهای.
خیلی هم خوشگلی وصدات هم خیلی جذاب و قشنگه
و واقعا خیلی خوبه که هستی
وقتی این پیام رو فرستادم، انگار آب روی آتیش وجود هر دومون ریختم. دفعه بعد که دیدمش، کاملاً متفاوت شده بود؛ رفتارش دوستانهتر و مهربونتر شده بود. انگار تمام خوبیای دنیا تو وجودش جمع شده بود اینبار .یادم اومد که من قبلا که حالم از دستش بد بود نه به خاطر رفتار اون ، بلکه به خاطر نوع نگاه خودم بوده. شاید هنوزم تحسین زیادی نمیکرد، اما اینبار من دیگه حساس نبودم. میذاشتم هر چقدر میخواد از خودش بگه، با عشق گوش میدادم و سعی میکردم همونطور که هست بپذیرمش و منم دوباره تعریفش کنم . حتی اونجا که داشت یه چیزیو میگفت که من خودم بهش گفته بودم ، ولی زده بود پای دانسته های خودش، گوش میدادم و با مهر میگفتم چقدر جالب :) این پذیرش باعث شد حتی یه لحظه هم از دستش ناراحت نشم و کنار هم تجربه قشنگی داشته باشیم و خیلی خیلی بیشتر بهمون خوش بگذره .
استاد عزیزم، دقیقاً همونطور که شما میگین، همه آدما دوست دارن دیده بشن، دوست دارن ویژگیهای مثبتشون رو دیگران بگن و تحسین کنن. وقتی ما این کار رو با دل و نیت پاک انجام میدیم، اون آدم این انرژی خوب رو میگیره و به شکل یه اتفاق خوب برمیگردونه.
البته شاید اوایل نتیجهای نبینیم و طرف مقابل همون رفتارهای قبلی رو تکرار کنه. اما وقتی ما تصمیم میگیریم به جای تمرکز روی نکات منفی، زیباییها رو ببینیم و به خاطر شکرگزاری از نعمتهای خداوند این کار رو ادامه بدیم—نه به خاطر تأیید گرفتن از آدمها—کمکم شخصیت خودمون ساخته میشه.
وقتی با مداومت، آدمها رو همونطور که هستن میپذیریم، و از دید خداوند بهشون نگاه میکنیم و مثل خداوند میبخشیم و تحسین میکنیم، جهان هم کمکم روی خوشش رو بهمون نشون میده. اونوقته که میبینیم آدمها از زمین تا آسمون تغییر کردن.
قدردانم که فرصت نوشتن داشتم.
سپاسگزارم از شما به خاطر آگاهیهای نابی که جاری میکنید.
قدردانم که میتونم تجربه های دوستانمو بخونم و یاد بگیرم.
قبل از اینکه کامنتتو بخونم اشتم عکست رو نگاه میکردم. چقدر در کنار عزیز دُردونهت خنده خوشگلی داری و چقدر حافظ جانم عزیز و قشنگه. خدا حفظتون کنه برای هم.
چقدر قشنگ نوشتی. چقدر خوب تحلیل کردی. وقتی که داشتم از تجربه مینوشتم به هیچ کدوم از این مواردی که گفتی توجه نکردم. و حالا که تحلیلت رو خوندم متوجه شدم که از چه اصلی استفاده کردم. سپاسگزارم ازت به خاطر اینکه یادآوری کردی.
دلم تنگ شده بود برای خوندنت. خدا حفظت کنه ممنونم که هستی
و خیلی خیلی بیشتر ممنونم که با همه شرایطی که داشتین و گفتین ولی پای اجرای قانون در عمل موندین تا اونجایی که نتیجه کسب کردین
و برای به اشتراک گزاشتن اون تجربه با همه بچه های سایت
ازتون ممنونم با بت هر سه مرحله
و یه جمله بسیار زیبا تو کامنتتون خوندم که نوشتین :
اما وقتی ما تصمیم میگیریم به جای تمرکز روی نکات منفی، زیباییها رو ببینیم و به خاطر شکرگزاری از نعمتهای خداوند این کار رو ادامه بدیم—نه به خاطر تأیید گرفتن از آدمها—کمکم شخصیت خودمون ساخته میشه.
این تیکه آخرش که : “شخصیتمون ساخته بشه”
از نظر من و از دیدگاه من بسیار بسیار بسیار زیبا و عالی بود
ازتون ممنونم
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
حقیقتاً به نظر من ساختن شخصیت مهمترین کاریه که هر آدمی میتونه انجام بده و چقدر خوبه که خودخواهانه به قانون عمل کنیم.
خودخواهان عمل کردن به قانون به معنای اینه که توحیدی نگاه کنیم،نگاه شخصیت سازانه داشته باشیم،قدردان باشیم،و فقط توی این مسیر به سود خودمون نگاه کنیم. سود ما در این مسیر زیبا نگاه کردن به دیگران و مهربان بودن و دگر دوستی در کنار خوددوستیه
غزل جان چقدر خوشحال شدم کامنت دیدم خیلی وقت بود خبری ازت تو سایت نبود خیلی با خواهرم یادت می کردم و می گفت از غزل جان خبری نیست انشالله که پر از موفقیت باشی
خیلی خوب از خودت نوشتی چه تجربه پر از درسی بود در مقابل آدمهایی که فقط خودشان می بینند کوتاه بیایی و بی نیازی برسی و قلبی به آن آدم احساس مهم بودن بدهی و ورق برگرده الان که فکر می کنم تو 12قدم این طوری بودم و اصلا بازخورد آدمها برام مهم نبود ولی الان دیگه این طوری نیستم و نمیتونم آن طوری باشم اتفاقا کامنت هم نوشتم که تمرکز بر نکات مثبت نتیجه اش برای من متفاوت بود الان با متن شما فهمیدم که شاید در مقابل بعضی آدمها باید این طوری باشی ولی یکم سخت میشه راستش من بعد از احساس لیاقت تغییر کردم و فکر کنم ارزشمندی خیلی خیلی مهم است به هر حال دوست عزیز خیلی خوشحال شدم که دوباره تو سایت آمدی موفق باشی.
سلام زهرا جون. سپاسگزارم دوست من ، از شما و خواهر عزیزتون به خاطر اینکه یادم کردین.
چقدر خوبه که یه خواهر دارید که میشه باهاش درباره چیزهای خوب صحبت کرد قانونو یادآوری کرد. خدا حفظتون کنه برای هم.
منم وقتی نگاه کردم دیدم که قبلاً خیلی بهتر از قانون استفاده میکردم. آدم وقتی یه خورده بهتر میشه و اتفاقهای خوبو توی زندگیش تجربه میکنه یادش میره که به واسطه کارهایی که انجام میداده این اتفاقها افتاده. اما وقتی یادت میاد و متوجه میشی که الان دیگه مثل قبل عمل نمیکنی و خواستار این هستی که اتفاقهای خوبِ قبل دوباره توی زندگیت پررنگتر بشه جون میگیری که دوباره مثل قبل به قانون عمل کنی.
دیشب که رفته بودم پیادهروی مثل روزهای اولی که قانون رو یاد گرفته بودم شروع کردم به دیدن نکات مثبت و در تمام طول مسیر با خودم نکات مثبت محلمون رو بازگو کردم..
محله جدیدی که در اون هستیم بسیار بسیار از محله قبلی سطح بالاتره. خیابانهای قشنگتری داره. آدمهای باکلاستر و ثروتمندتری داره. خونههای خیلی قشنگتر و لاکچریتری داره. پر از درخت و باغچه ست. و به همه امکانات دسترسی داره.
اما من انگار عادت توجه به نکات مثبت رو یکم فراموش کرده بودم و فکر میکردم که اتفاقاً خیلی نگاهم مثبته. دیروز که شروع کردم آگاهانه درباره نکات مثبت خیابان صحبت کردم دیدم که واقعاً این کار ازم انرژی میبره و این نشون میداد که من از این مسیر دور شده بودم..
امیدوارم هممون در مسیر دیدن زیباییها قدردانی از نعمات بینهایت خداوند قرار بگیریم. و متوجه هدایتها و نعمتهای زندگیمون باشیم.
خدا رو شکر میکنم که امروز صبح، خوندن کامنت شما، روزی من شد
دوست خوب و توحیدی من، چقدررررر خوب و زیبا و ساده این قانون رو برای ما یادآوری کردی رفتاری که دیگران با ما دارند، بخاطر طرز فکر ما و فرکانسی هست که ما ارسال کردیم
ما هم مثل شما یه نفر تو فامیل داریم که همه از دستش شاکی هستند، و اکثر فامیل رو از خودش رنجونده و بعضی ها دیگه باهاش رابطه ندارند
چون خیلی خیلی با همه سر هر موضوعی بحث میکنه و خودش رو دانای کل میدونه، که آخر همه ی این بگو مگو ها چیزی جز کدورت نمیشد
من کلا این قانون رو فراموش کرده بودم که ما فقط باید روی خوبیهای دیگران تمرکز کنیم، و کاری به رفتارهای بد اون نداشته باشیم
توی جمع فقط از خوبیهاش بگیم، چون هر کسی دوست داره که دیگران از اون تعریف کنند و نکات مثبت اون رو ببینند
منم تصمیم گرفتم که دیگه روی رفتار خوب اون شخص تمرکز کنم، که دیگه خبری از بحث و جدل نباشه، و فقط خوبیهاش رو بروز بده
و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی می کنند [از نظر حمایت و پشتیبانی] برای تو بس است.
===================================
خدایا شکرت برای همه ی نعمتهام
خدایا هرآنچه دارم از آن توست و از فضل کرم و رحمت و محبتت بمن رسیده
الهی مثل همیشه محتاج هدایت و کمکت هستم
تو بگو تا بنویسم
———-
سلام به استاد جان جانانم و استاد مریم جان نازنینم و همه ی دوستان هم مسیر
الهی که حال دلتون خوب و پر از آرامش الهی باشین
خدا رو صد هزار مرتبه شکر برای رزق پر برکت امروزمون
یک فایل پر از آگاهیهای ناب که دوبار با دقت هم تصویری و هم صوتی شو دیدم و گوش کردم
آقای ترامپ واقعاً تحسین بر انگیزه و من اون گفتگوهاش با هیلاری کلینتون رو درهمون زمان انتخابات ریاست جمهوری امریکا همه شو دیده بودم
و قبل از انتخابات ریاست جمهوری کلی کارها کرده و موفق بوده
همسرش ملانیا چقدر زیبا و موفقه
دوازده سال از من کوچیکتره، توی نوو مستوی یوگسلاوی بدنیا اومده چند سال هنرپیشه بوده، هم تو اسلوونی هم تو امریکا
دومین بانوی اول متولد خارج از امریکاست و لیستی از اولینها و دومیها رو داره..
استاد جانم تمام این صحبتاتون انگار
داشتین منو می گفتین! من الان دقیقاً در همین موقعیتم.. وجه خوب آدما رو برانگیخته میکنم،ووو..
و البته الانم نیست خیلی وقته که این چنینم
من از وقتی که دانشجوی شما شدم(نمی دونم الان دیگه چرا گریه ام گرفته و اشکام داره میریزه) قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
و توجه به زیباییها و اعراض از نازیباییها رو محکم چسبیدم و بزرگترین دستاوردم همین احساس خوبه و نعمتها و زیباییهایی که هر روز خدا جانم داره بیشتر و بهترشو میده و بینهایت ازش سپاسگزارم
بینهایت تجربه ها و مثال دارم هم از گذشته که هنوز با شما و قوانین آشنا نبودم و هم بعد از آشنایی با شما
از گذشته ی خیلی دور بگم:
خواهرم زهرا وقتی که چند ماه بود ازدواج کرده بود، بمن زنگ زد و گفت داییمون فردا میخواد بیاد خونه مون و گفته ناهار باقالی پلو درست کن.. منم که بلد نیستم؟!
بهش گفتم (اینجا اول نوشتم اشکال نداره، ولی عوضش کردم با مسئله ای نیست، که بار منفی نداشته باشه) مسئله ای نیست من میام برات درست می کنم..
فرداش صبح زود رفتم خونه شون چون خونه شون خیلی از ما دور بود، اون شرق تهران بود و ما غرب تهران، و باقالی پلو گوشت درست کردم و خیلی هم عالی شد،وقتی که کارم تموم شد گفتم من دیگه میرم، گفت بابا زحمت کشیدی ناهار درست کردی حد اقل بمون خودت هم بخور! بهش گفتم نه دیگه بهتره برم،
و حالا سکانس دیگه ی مربوط به همون ماجرا چند هفته پیش بود که همین خواهرم با همسر و بچه هاش و اون یکی خواهرم هم با همسر و بچه هاش اومدن خونمون در طالقان زیبا
بعد خواهرم زهرا وقتی که همه جمع بودیم اون ماجرا رو تعریف کرد و خطاب به همسرم گفت آقای زمانی من هیچوقت یادم نمیره که سعاد از اون غذا نخورد و زود برگشت خونه و داییم فکر کرد که خودم اون باقالی پلوی خوشمزه رو درست کردم و گفت عجب غذای خوشمزه ای درست کردی به به…
—-
و در چند روزی که همه شون اینجا بودن دوتا خواهرام ناهار درست کردن و رفتیم کنار رودخونه بساط پهن کردیم و ناهار خوردیم
بعد همون موقع که داشتیم ناهار می خوردیم من فیلم گرفتم و برای یکی از دوستان که بیرون از سایت باهاش در ارتباطم فرستادم و دونه دونه معرفی کردم:
این خواهرم زهراست که استاد دانشگاهه، اینم دخترشه که دکترای زبان فرانسه خونده و هنوز دفاع نکرده، و تو همون دانشگاهشون استاد دانشگاهه و داره زبان فرانسه تدریس می کنه، و علاوه بر اون کلاس خصوصی هم داره و چندتا دانشجو داره که یکیشون تو خود فرانسه است،
واینهم اون یکی خواهرمه که همه اش تو کار ماساژ صورت و ماسک میوه درست کردن برای خودش و دخترشه(خخخ)
اینم پسرشه که تو کار صادرات و واردات به روسیه است و اینقدر کاردسته که صاحبکارش گفته بدون تو کارهامون لنگه،
و اینم دخترشه که تو صدا و سیما کار می کنه و علاوه بر اون عضو سایت بهشتیمون هم هست.. و الی آخر…
باز تو همون چند روز که دور هم نشسته بودیم صحبت از عقایدمون و استاد شد.. و از طرف اکثریت بجز چند نفر محکوم شدم
مخصوصاً همین خواهرم زهرا، و خدا روشکر که زود هشیارمون کرد و دیگه ادامه ندادیم بعدشم آقایون رفتن بالا و ما پایین از خاطرات خوشمون می گفتیم، بعد من دیدم همین خواهرم داره یه چیزی تو گوشیش تایپ می کنه، فکر کردم که داره درباره ی همون بحثمون می نویسه گفتم چی داری می نویسی؟ گفت بیا خودت بخون
همون متنشو اینجا براتون کپی می کنم:
سلام و شب بخیر
خواهر عزیزم بحثی با هم داشتیم
این بحث ها ذره ای از محبت قلبی من به
شما را کم نمی کند
دیگه هم بحثی نخواهیم داشت انشاء الله
دوست دارم با تمام وجود(ایموجی بوس و قلب)
و سه روز موندن و کلی خوش گذشت…
با همسرم هم این مسئله رو گاه و بیگاه داریم
ایشون ویژگیهای بسیار بسیار زیادی داره و خدا رو شکر زندگیمون با هم خیلی خوبه
امروز هم طبق برنامه هر روزم بعد از نماز صبح که همون وقت اذان خوندم اومدم تو سایت بهشتیمون و دیدم به به فایل جدید اومده
تصویریشو گذاشتم دانلود بشه و همینجوری که دانلود میشد، توی تختم که خوابیده بودم آنلاین نگاه کردم، و البته که خوابم نبرد، بعد هم رفتم دوچرخه سواری و حرکتهای مختلف رو تمرین کردم و بعد هم بیشتر از یکساعت پیاده روی توی کوچه باغهای طالقان که واقعاً خیلی زیباست و حتی اگه ادم نخواد به زیباییها توجه کنه نمیشه چون هرچی ببینه همه اش زیباییه، و …
و ماجراها و گفتگوهایی با همسرم داشتیم که به امید خدا در کامنت دیگری می نویسم
نکته مهم این فایل و صحبتهای بینظیر شما استاد عزیزم که در ارتباط با من و بخصوص گفتگوهای امروز من و همسرم برای من نشانه بود این بود که با ایشون سخن کوتاه بگم
بقول معروف کم گوی و گزیده گوی
ایشون ویژگیهای خیلی زیادی داره و بارها تحسینش کردم هم به خودش گفتم و هم به دیگران وقتی که خودش حضور داره گفتم
و چندین کامنتم و پاسخهایی که به دوستان دادم شاهدن که به دوستان گفتم تعریف از همسرتون چه دونفره و چه در جمع و در حضور خودش چه معجزه هایی می کنه…
استاد جانم بینهایت برای این فایل ارزشمند از شما سپاسگزارم
هر کلمه ی این پاسخت رو میخوندم احساسم چندین برابر عالی و عالیتر شد،تا جایی که فکر کردم دارم پرواز می کنم!
تحسینت می کنم خیلی زیاد
واقعاً هر کسی نمی تونه این مدلی بنویسه مگر اینکه قلبش مثل شما زلال و پاک باشه نگاه تیزبین و زیبابین داشته باشه
بهار جان من بیشتر کامنتاتو می خونم و لذت میبرم..
شما جزو دوستای قدیمی ام هستی و یادمه حدود سه سال پیش اولین بار برات پاسخ نوشتم و شما هم جواب دادی
از همون وقت عالی بودی و هر روز هم بهتر شدی
ماشاءالله به شما!
چقدر خوب روی خودت کار می کنی، کامنت می نویسی و به تعداد زیادی از دوستان پاسخ میدی، چقدر باورهای ثروت ساز ساختی و تو همه ی زمینه ها پیشرفت های درخشانی کردی!!
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه ی تلاشهات و موفقیتهات
الهی که روزافزون باشه الهی که حال دلت تصاعدی زیباتر و عالیتر بشه
میدانید به نظرم بهشت جایی هست که مومنان همچین رابطه ای با هم دارند.
دیگری را از خودش و همه را از منبع عشق و رحمت و زندگی میبینند.
خدا به استادم عمر طولانی و با عزت بده، که در بهشت زندگی کرد و به ما سرگشته ها گفت که یک وقت بی خبر نمونید که بهشت همینجاست.
خانم سلیمی عزیزم مثل روز برام روشن هست که یک روز دستان نرم و مادرانه ی شما را در دستان خواهم گرفت و در چشمان نافذ و زیبا و کهربایی تان نگاه خواهم کرد و تمام احساساتی که در من زنده کردید را با زبان شیرینم، که یاد گرفتم فقط به زیبایی بچرخانم، به شما خواهم گفت.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و دوستان نازنینم
من روزی که با مبحث توجه به نکات مثبت دیگران اشنا شدم اولایل اومدنم توی سایت بود که خیلی مقاومت داشتم و یه جورایی فکر میکردم دارم به طرف خوبی میکنم .
مثلا وقتی توی رابطه م به یه الگوی تکراری مواجه شدم
و توی عقل کل سرچ کردم تمام پاسخ ها این بود که به نکات مثبتش توجه کن
با خودم میگفتم بابا این طرف مقابل داره اذیتم میکنه ، چه کاریه که توجه کنم به خوبیاش، خیلی برام زور داشت
خلاصه وقتی نتایج بعضی از دوستانو دیدم گفتم خب منم امتحان میکنم ضرری که نداره
البته اینم بگم من توی توجه به نکات مثبت اطرافم و افراد غریبه خیلی عالی بودم حتی قبل از تمام این اگاهی ها و قبل از سایت ، توی باشگاه نااگاهانه خیلی از بچه ها رو تحسین میکردم ، یه جورایی خیلی حس خوبی بهم میداد و انرژی میگرفتم و یا تو فامیل هر کسی لباس نو میخرید که من خوشم می اومد یا موهاشو رنگ میکرد من خیلی بهش توجه نشون میدادم و ازش تعریف میکردم .
اما توی مواردی که مسئله ای برام پیش می اومد مثلا با کسی به مشکل میخوردم یا توی رابطه با همسرم وقتی دعوامون میشد اصلا نمیتونستم این کارو کنم.
ولی وقتی نتایج بچه های سایت و دیدم گفتم این بار انجامش میدم و وقتی اومدم نکات مثبت همسرم و بنویسم به زور سه تا مورد نوشتم . خیلی سریع قانون خودش و نشون داد و همون روز من با رفتار خوب همسرم مواجه شدم ، اما متاسفانه چون ادامه نمی دادم فقط همون دو روز نتبجشو میدیدم .
جالبه که با الگوهای تکراری بازم نمیفهمیدم ایرادم از کجاست .
میگفتم من که دارم رو خودم کار میکنم پس چرا دو روز رابطم خوبه با همسرم و دو روز بد.
میگفتم حتما مدارمون داره عوض میشه و شاید هم فرکانس نیستیم با هم که این الگو هی تکرار میشه.
به لطف دوره ی فوق العاده دوازده قدم و هدایت خواستن از خداوند و ریشه یابی این الگوی تکراری
متوجه شدم که مسئله اینجاس که من با خودم در صلح نیستم و توجه به نکات مثبت باید همیشگی باشه تا من همیشه در احساس خوب نسبت به همسرم باشم نه فقط یک روز .
از اونجا دیگه شروع شد مثل یک بمب توی مغزم منفجر شد اره همینه و اومدم هر روز نوشتن نکات مثبت ، هر روز نکته ی مثبت جدیدی پیدا میکردم تو وجود همسرم البته شایدم چون من توجهم به مثبت ها بود این نکته های مثبت بیشتر میشد .
هم زمان دوره ی دوازده قدم و شروع دوباره از اول دیدن سفر به دور امریکا و تحسین کردن استاد و زندگیش و سفرنامه .
استاد خیلی قشنگ میگه که اتفاقات خوب اونقدر اروم و طبیعی اتفاق میفته که متوجهش نمیشیم .
من انگار چشم باز کردم دیدم خدای من .
هدایت شدم به رزو ویلای کلبه ای توی سوادکوه جایی که بیشتر بلاگرا میرن برای فیلم و عکس اونقدر که زیباست و رویایی.
همسرم و دیدم که تو اوج عصبانیت وقتی منو میبینه اروم ترین ادم روی زمین میشه
همسرم توی طول روز یکساعت خونس و از من میخواد از بهترین گل فروشی شهر با کارتش گل بخرم و از دیدن گلها لذت ببرم اونم بدون درخواست من.
و من دارم بهشتی رو تجربه میکنم که خیلی اسون و راحت بدون تقلا فقط با توجه به نکات مثبت و تحسین کردن به دست اوردمش .
رفتارش با بچه هام زمین تا اسمون تغییر کرده و نتیجه ی جدید اینکه وقتی من بعد از دیدن این فایل دیشب توی جمع خودمون و بچه ها ازش تعریف کردم و تحسینش کردم که با وجود داشتن شغل تعویض روغن این قدر تمیز و مرتبه و همیشه به نظافتش خیلی اهمیت میده، امروز صبح با این پیام از خواب بیدار شدم که نوشته بود:
ازت ممنونم که صبح زود بیدار میشی و برام صبحانه اماده میکنی با یه قلب .
کسی که توی ١٧ سال زندگی مشترک اولین بارش بود این پیامو برام مینوشت .
من امروز میخواستم داد بزنم بگم به خدا قانون جواب میده فقط باید ما بهش عمل کنیم .
بابت اجرای عالی قانون در زندگیتون و ثبت نتایج اون درسایت
واقعا چقدر عالیه که مسئله بزرگی رو تو زندگیتون فقط با اجرای یک قانون بسیار ساده که اجرای این قانون در عمل نیاز به هیچ عامل بیرونی نداشت رو به نتیجه رسوندین و اینجا بسیار عالی و زیبا و خلاصه برای ما هم نوشتین تا برای ما هم یه قوت قلب بشه
وقتی دوستان میان از نتایجشون مینویسن خیلی خیلی عالی و زیبا و تاثیر گذارتر هستش تا اینکه لز آگاهی هایی بنویسن که شاید هیچ وقت درعما بهش عمل نکردن
ازتون ممنونم هم برای اجرای قانون در عمل
هم برای ادامه تا حصول کامل نتیجه
و هم ثبت نتایجتون و به اشتراک گزاشتن نتایجتون در ابن سایت زیبا برای همه دوستان گرامی
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید
ازت ممنونم که اومدی ودرمورد روابطت نوشتی دقیقا جایی بود که منم میلنگم و همین حرفها رو با خودم میزنم که چرا روابط من هی دچار مشکل میشه منکه دارم رو خودم کار میکنم شاید مدارم عوض شده و من وهمسرم باید مسیرمون رو عوض کنیم .
راستش منم نمیتونم چند تا نکته ی مثبت از همسرم به یاد بیارم و هیچ وقت روی این قضیه تمرکز نکردم
ولی الان با دیدن فایل و نوشته ی زیبای شما ترغیب شدم اینکار رو امتحان کنم وکمی تمرکز بزارم روی نکات مثبت همسرم وبهش بگم و ازش تشکر کنم حتما نتایج شگفت انگیزی درانتظارم هست
خیلی خوشحالم که هدایت شدم به خوندن کامنت ارزشمندت و خدارو شکر میکنم که برای هر سوالی پاسخی هست
زیبا جانم ازت متشکرم وخیلی اسمت رو دوست دارم و حتی خودت رو
سلام زهرا جان و دوستانی که به من خیلی لطف دارن و خوش حالم که تونستم عمل کنم و نتایجم و بنویسم به لطف خداوند تا منم سهمی داشته باشم
و دستی باشم از دستان خداوند در ایجاد احساس خوب برای دوستان نازنینم
منم شما و خانواده ی خوبم و خیلی دوست دارم .
زهرا جان شما هم مثل من ، تغییر زاویه دید و نگاه رو از استاد خیلی شنیدی.
ولی من امروز یه جور دیگه این تغغیر نگاه و درک کردم
امروز وقتی با خواهرم تلفنی حرف میزدم و از اونجایی که قانون و یاد گرفتم ، متوجه شدم حرفای خواهرم چقدر احساس بد به من داد اون قدر که برای کنترل ذهن حمله کردم سمت فایل های استاد در اون حد حس و حالم بد شد. حالا اصل قضیه میدونی چیه همسرم خیلی بیشتر از من اگاه هستش از رفتار خواهرم و دوساله منع کرده رفت و امد کردن و اینکه من همیشه این موضوع رو تو ذهنم اون قدر بزرگ کرده بودم و از همسرم دیوی ساخته بودم که منو به اسارت گرفته ، ولی امروز با تمام وجودم همسرم و دستی از دستان خداوند دیدم که میخواد منو از ادم های سمی و منفی دور کنه حتی اشکم در اومد و رفتم توی دفترم نوشتم ، یه نکته ی مثبت دیگه از همسرم :
خدایا شکرت که همسری دارم که احساس خوب من براش مهمه و سعی میکنه برای داشتن احساس خوب من ، هر کاری کنه مثل همین منع دیدار .
میبینی تغییر نگاه رو.
زهرا جان خیلی از رفتارهای همسرمون که ما فکر میکنیم بده به نفعمونه و در حقیقت همون رفتار بد یه نکته مثبته چون اون ادم تکه ای از خداونده و از طرف خداونده حتی با رفتار بد اومده تا به ما درسی بده .
پس عزیزم با تغییر زاویه دید و نگاهت خیلی نکات مثبت زیادی میتونی پیدا کنی از همسرت که بنویسی .
اینم کار خدا بود تا بنویسم
امیدوارم روزی برسه که حرفای استاد و با تمام وجودمون درک و عمل کنیم .
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و دوست عزیزم زیبا جان
تحسینت میکنم به خاطر این نگاه زیبایی که داری و این تعهدت برای توجه به نکات مثبت همسرت
دقیقا مشابه همین اتفاق هم برای من افتاد با این تفاوت که من منع شدم برای رفت و آمد با دوست صمیمی و نزدیکم
البته که خیلی وقت بود که خودم متوجه شده بودم که دیگه از نظر فرکانسی با هم ،هم مدار نیستیم ولی من همیشه به نکات مثبت دوستم نگاه میکردم و انصافا هم همیشه هم بین ما خوشی و خوبی بود
ولی یه چند باری تضاد پیش اومد بین من و همسرم که دقیقا یا قبل ملاقات با دوستم بود یا بعداز ملاقات با او؛به طوری که این تضاد اخیر خیلی جدیتر بود که دیگه این بار همسرم من رو منع کرد از رفت و آمد با او
من تا الان با این باور که حتما خیری برای من و دوستم داشته
حتما به نفع من بوده این منع دیدار
حتما باعث پیشرفت و رشد شخصیت من میشه
دارم جلوی نجواهای ذهن رو میگیرم
و کامنت شما ایده زیبایی به من داد که من با این نگاه به این تضاد و رفتار همسرم نگاه کنم
🟣 «زندگی بهارهافشاری همونجایی شکوفا میشه که شک نمیکنه باید فقط نکات مثبتو ببینه »
استاد عباسمنش بارها در دورههای مختلف از دیدن مصاحبههای آدمایی مثل ایلان ماسک، هادی ساعی، زیدان، عسگر اولادی، سرینا ویلیامز، راجر فدرر، جوکوویچ، ترامپ و ریچارد برانسون ــ سمبل رسیدن به خواستهها از راههای ساده و آسان ــ صحبت کردن.
استاد گفتن: «آنجایی که توانستید بنا به اصل تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن، احساس عشق، احترام، ارزشمندی و توانایی رو در طرف مقابل خود برانگیخته کنید ــ چه در حضور جمع و چه در یک گفتوگوی دونفره ــ بنویسید.»
منم که برای حضور در جمعها، اول باید به خودسازی برسم تا بتونم بهترینِ خودم باشم، سریع یه سؤال برام پیش اومد:
چرا اون فردی که میخوام بهش توجه کنم ونکات مثبتش رو ببینم، خودِ من نباشم؟!
اما اشتباه نکنین….. این بار نمیخوام از خودم بنویسم؛ میخوام از کسی بنویسم که این کارو خیلی بهتر از من و خیلیهای دیگه انجام داده.
راستش وقتی نشستم پای برنامهی «رُک شو» و گفتگوی مجید واشقانی با بهاره افشاری رو دیدم، اصلاً انتظار نداشتم چیزی ببینم که اینـــــقدر منو تـــــــکون بده. من فکر میکردم میخوام یه گفتوگوی معمولی ببینم، پر از سؤالهای کلیشهای و جوابهای معمولی. ولی چیزی که توی اون دو ساعت شنیدم، خیلی بیشتر از یه گفتگوی ساده بود.
انگار داشتم میدیدم چطور یه آدم، با همهی تضادها و سختیها، با سکوتها و تنهاییها، خودش رو ساخته و حالا اومده جلوی دوربین، و بیهیچ تظاهر، از راه و رسم زندگی حرف میزنه. اونم طی یک بحث چالشی اما زیبا .
نکتهی جالب اینجا بود که مجید واشقانی با همون ادبیات خیلی عامیانه و ساده داشت حرف میزد؛ دقیقاً مثل آدمهای کفِ جامعه.
⭕️ اما بهاره افشاری… انگار یه «لِوِل» بالاتر بود. مدل صحبت کردنش، انتخاب کلماتش، شیوهی نگاهش به زندگی، خیـــــــــــــــلی شبیه بچههای سایت عباسمنشداتکام بود.
من دقیقاً داشتم میدیدم که چطور یه «سوپراستار» توی این کشور، بیآنکه اسم عباسمنش بیاره، همون مسیر رو زندگی کرده: مسیر صبّار شکور بودن.
به قول خودش ، زندگی رو زندگی کرده بود .
~~~~~
کلماتی که از دلش میاومد
توی این دو ساعت، یهسری کلمات خیلی تکرار شد.حالا آشکارا یا درلفافه؛ کلماتی که اصــــــــــلاً اتفاقی نبودن. مثلاً:
• خودکنترلی
• تسلیم
• توکل به خدا
• سکوت
• مهاجرت
• هوش هیجانی
• آرامش
• خودباوری
• عدم پاسخ به شایعهها
• حفظ مدار
• جهان رو جای بهتری کردن
● اِعراض کردن
● مسیر
● کشف و شهود
●سپردن به خدا
● نتیجهای که دستشه
● معاشران و معاشرت
● غرور
● تنهایی
● حفظ آرامش ( ممنتوم مثبت)
● عدم پاسخ دهی به توهینها و شایعات ( حفظ مدار )
● وابستگی
● خـــــــــــــــدا
اینا فقط کلمه نبودن؛ اینا ردپاهای یه سفر درونی بودن. سفری که این دختر، بهتنهایی، توی خلوتش رفته بود. و من وقتی زندگیشو با این کلمات سِت میکردم، میدیدم: حقا و انصافا این آدم سالها توی تنهایی و تضادهاش تمرین کرده و حالا داره از یه جایگاه متفاوت حرف میزنه.
~~~~~
سه ســـــال سکوت
بهاره بیش از سه سال سکوت کرده بود.
⭕️ ببینین ، سکوت برای یه آدم اینــــــــــقدر مشهور که از هر بچه مدرسهای اسمشو بپرسی میشناسدش چه برسه به بقیه، چیزی نیست که راحت باشه.
برای یه سلبریتی که همهی عمرش جلوی دوربین بوده، سکوت مثل یه تبعید خودخواستهست. ولی اون انتخاب کرد.
انتخاب کرد سکوت کنه، نه برای قهر با دنیا، نه برای فرار از نقدها، بلکه برای اینکه مدارش رو نگه داره. برای اینکه اجازه نده حرفها و شایعهها مومنتوم منفی زندگیشو خراب کنه.
این همون چیزیه که استاد عباسمنش میگن : صبّار بودن یعنی توی تضادها مومنتوم منفی نسازی.
□ بهاره دقیقاً همین کارو کرده بود .
~~~~~~
صبّار شکور بودن؛ رمز موندن در اوج
بذار ساده بگم: یه نفر ممکنه یه بار تو زندگیش سوپراستار بشه. یه فیلم، یه نقش، یه اتفاق. ولی اینکه بتونه 24 سال این شهرت رو نگه داره، اونم توی کشوری مثل ایران که هر روز هزار تا شایعه، هزار تا نقد، هزار تا بدخواه وجود داره، این فقط با یه مهارت ممکنه: صبّار شکور بودن.
صبّار بودن یعنی وقتی همه علیهت حرف میزنن، تو آروم بمونی، اعتماد کنی به خدا و نذاری ذهن پر از مومنتوم منفی بشه.
شکور بودن یعنی وقتی کوچکترین فرصتی دستت میاد، یا کوچکترین نعمت و توجهی میگیری، بابتش شاکر باشی و همونو سکوی پرش قرار بدی.
و این دقیقاً همون چیزیه که توی زندگی بهاره اتفاق افتاده.
~~~~~
یه نگاه قرآنی
قرآن یه آیه داره که خیلی اینجا به دل میشینه:
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»
🪶بهاره انگار این آیه رو زندگی کرده. با هر سختی که براش ساختن، با هر شایعه و تضادی که جلوش گذاشتن، اون آسونی خودش رو پیدا کرده. و این آسونی، نتیجهی صبّار بودنشه.
یه جای دیگه هم خدا میگه:
«لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»
و این آیه دقیقاً دربارهی شکور بودن بهارهست. اون بابت همون کمترین فرصتها شاکر بود، خدا رو 99 درصدی دیده و خودش رو یک درصدی . بابت هر اتفاق خوب سپاسگزاری کرد، و خدا هم بیشتر بهش داد.
~~~~~
غرور مولد وسکوت سازنده
یه کلمهی دیگه که گاهی در لفافه توی حرفهاش تکرار میشد، «غرور» بود. خیلی جالبه، چون معمولاً ما کلمهی غرور رو بار منفی میگیریم. ولی اون داشت از یه غرور متفاوت حرف میزد: غروری که باعث میشه آدم قدر خودش رو بدونه، حد و مرز داشته باشه، و اجازه نده هرکسی هر حرفی بزنه و تأثیر بذاره.
این غرور، به اضافهی سکوتی که انتخاب کرده بود، باعث شد توی مدار خودش بمونه.
استاد میگن : «حفظ مدار یعنی تمرکز نکردن رویِ خودِ تضادها، جواب ندادن به توهینها.»
و من توی این گفتوگو داشتم میدیدم که یه نفرواقعاً اینو زندگی کرده.
~~~~~~
دست خدا وسط ماجرا
یه چیزی رو خیلی پررنگ دیدم: دست خدا.
چند سال سکوت کرد، ولی درست در لحظهای که باید، درست در جایی که لازم بود، خدا یه دست به سمتش فرستاد؛ مجید واشقانی.
این آدم، با همهی عامیانه بودنش، سختترین مهمون رو برای اولین قسمت برنامهش یعنی سختترین قسمت، انتخاب کرد. چرا؟ چون خدا خواست.
و این شد یه سکوی پرتاب دوباره برای بهاره.
به قول شما بچههای سایت : این همون «دستی از دستان خدا» بود.
~~~~~
درس برای من
حالا چرا من اینقدر روی این موضوع مکث کردم؟ چون دیدم این فقط قصهی یه سلبریتی نیست. این قصهی همهی ماست.
همهی ما توی زندگیمون تضاد داریم. همهمون شایعه میشنویم. همهمون آدمهایی داریم که ازمون خوششون نمیاد.
فرق ما باآدمهایی مثل بهاره اینه که اونا صبّار شکور شدن. و من میخوام روی این نقطه مثبت شخصیت بهاره و امثال اون تمرکز کنم
🪶 تا کائنات از جنس همین رو بهم برگردونن .
صبّار میشن، یعنی توی فراز و فرودها مومنتوم منفی نمیسازن.
شکور میشن، یعنی توی کوچیکترین داشتهها شاکر می مونن.
و خدا هم به وعدهش عمل میکنه:
«لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛
هیــــــــــچ ترسی براشون نیست و هیچ غمی ندارن.
~~~~~~~
□ جمعبندی
الان وقتی به مسیر بهاره نگاه میکنم، میبینم یه دختر از سن 20-22 سالگی توی اوج شهرت بوده، کلی حرف پشت سرش زده شده، اما حکایت این دختر باوقار شبیه اون بیت حافظشیرازی هست که میگه :
یارَب این بَچِّهٔ تُرکان چه دلیرند به خون
که به تیرِ مُژه، هر لحظه شکاری گیرند ؛
کلی بالا و پایین داشته.
■ اما هنوز بعد از 24 سال توی اوجهست. چرا؟؟!؟!
● چون با وجود نقاط ضعفی که شاید به زعمِ منه عباسمنشی که اینهمه آموزش دیدم از استاد، توی شخصیتش میبینم ،مثل خیلی آدمها، امــــــــــا بلد بوده صبّار شکور باشه.
● چون بلد بوده خودش رو درمدارنگه داره.
● چون فهمیده ارزش خودش به نگاه مردم نیست، به نگاه خداست.
این همون درسیه که ما توی سایت عباسمنشداتکام بارها خوندیم، تمرین کردیم،
و حالا نمونهی زندهش رو میتونیم توی زندگی یه آدم واقعی ببینیم.
🟣 اگه تونستین حتما اینیک قسمت این برنامه رو ببینین. شاید شما بتونین حتی نکات شگفتانگیزتری رو از اینگفتگو استخراج کنین .
چون شما دوستان ِ اینمکان بهشتی خیلی تیزبین هستین .
الان یهویی به ذهنم رسید که بگم، خواهش دارم استاد، یه گفتوگوی آنلاین با بانو افشاری بذارید که ما هم بتونیم همزمان پای این مکالمه بشینیم و لذت ببریم.
ای پروردگارم و ای رزاق من، ای خالق من و ای صاحب موهبت های عظیم در زندگیم، ای رب من و ای هدایتگرم، نور هدایت خودت رو بر قلبم نازل کن و من رو یاری کن و اجازه بده تا از تو بنویسم.
خدایا تو از وصف و حمد و ستایش من بینیازی ولی من محتاجترین بنده تو هستم برای توحید و حمد و ستایش تو. خدایا قلب و ذهن و روح و جسم من از نوشتن و گفتن و حتی تجسم کردن تو عاجز و ناتوان ست، من برای سپاسگزاری از نعمت های تو بشدت ضعیف و ناتوان هستم. خدایا این حداقل ها رو از من بپذیر، چون مطمئنم تو صاحب فضل عظیم و بینهایت هستی. خدایا بشدت به رحمتت امیدوارم و نسبت به فراوانی و فضل تو حریص و مشتاق هستم.
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان نازنینم در این سایت.امیدوارم که حالتون خوب و مثبت و عالی باشه و همواره در پناه رب العالمین باشید.
و همچنین سلام و درود ویژه به استاد شایسته بزرگوار و از همین تریبون دلتنگی و مراتب اعتراض خودم رو غیبت طولانی مدت شما ابراز میکنم. و بقول حافظ شیرازی: « بنمای رخ که خلقی … »
خداوند متعال رو بینهایت شاکر و سپاسگزارم بخاطر نعمت حضور در این سایت و آشنایی با قوانین الهی.
از خداوند متعال درخواست هدایت و یاری میکنم که هر روز بتونم بهتر و بیشتر به این قوانین عمل کنم تا ایمانم رو تقویت کنم.
————————————————————————————
همین اول کار اعتراف میکنم از این سیاستمدار جماعت کلاً خوشم نمیاد، هیچکدوم از اینایی که سر میز بودن رو هم نمیشناختم به جز دان و امی (دان همون دونالد ترامپ ، امی هم همون امانوئل مکرون) ؛ باور شخصی من اینه که این افراد و حرفهای سیاسی شون کلاً جلوی دوربین و رسانهست، اصلا اینها نیومدن کار سیاسی کنن، اینها فقط اومدن بیزینس کنن، و حرفهای سیاسی شون صرفاً خوراک ورودی ذهن های مردم عادیه، ایرانی و خارجی هم نداره؛ کلاً تصمیمات سیاسی جای دیگه گرفته میشه، اینها خودشون کارمند جای دیگه هستن. (حتی فکر میکنم اون دوره 12 روزه هم نمایش بوده و همه مون رو گذاشتن سر کار ؛ نمونه اش این بود که سال 2020 فیلم تاپگان2 رو ساختن و 2022 اکرانش کردن، حمله به تاسیساتی که کنارش پایگاه هوایی بود که اف 14 داشت، تأسیسات اصفهان و پایگاه هشتم شکاری، و ما تنها دارنده اف 14 در جهان هستیم…)
و البته نکته مثبت ماجرا برام این بود که مدتها اخبار سیاسی رو دنبال نکردن، بالاخره داره خودش رو نشون میده. من حتی نمیدونستم صدراعظم آلمان عوض شده.
ولی خب قانون همیشه قانونه. هیچ تغییری در سنتهای الهی نیست؛ توی قرآن قوانین زیادی رو مطرح شده و مخصوصاً یه سریا رو با افعال امری بیان کرده و کلید واژه «لعلکم» براش آورده.
یعنی اینکه این کار رو انجام بده «تا در نتیجه» به فلان وضعیت برسی. و شرط و شروط دیگه ای نیاورده. شرط و شروطی مثل اسم و نژاد و دین و مذهب و ملیت و سرزمین و جنسیت و ظاهر و پوشش … تقریباً در بیشتر مواقع گفته شده این کار رو انجام بدین تا فلان نتیجه حاصل بشه. و تمام …
مثلاً توی سوره بقره قوانین روزه رو گفته و بعدش گفته «تا در نتیجه» تقوا و کنترل ذهن تون بیشتر بشه. به لحاظ علمی ثابت شده پرخوری تمرکز انسان رو کاهش میده و فستینگ قدرت تمرکز و قدرت کنترل ذهن انسان رو افزایش میده.
یا مثلاً توی سوره یاسین گفته تقوا داشته باشید «تا در نتیجه» مورد رحمت قرار بگیرید.
یا مثلاً توی سوره روم نشانه های رحمت خداوند رو گفته و گفته از فضل خداوند بخواهید «باشد که » شکرگزاری کنید. (یا به عبارت ساده تر با شکرگزاری کردن توی احساس خوب بمونید)
وقتی کلمه «لعلکم» رو توی قرآن سرچ کردم 68 تا ریزالت برام پیدا کرد که واقعاً از خدا میخوام منو یاری و هدایت کنه بتونم همه این «لعلکم»ها رو بررسی کنم و به عمل دربیارم و از برکاتشون متنعم بشم.
—————————
یکی از این قوانین هم قطعاً قوانین مربوط به برقراری رابطه درست با انسانهاست. یعنی فارغ از اینکه چه آدمی باشی، شغلت چی باشه، توی چه سرزمینی باشی و توی چه شرایطی باشی، دین و مذهب و عقیدهت چی باشه ، اگر این قوانین رو به کار ببری به نتایج خوب و مثبت میرسی.
یکی از مثالهای واضحش همون آیه 159 سوره آل عمران بود «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ» آقا شما پیغمبر خدا باشی ولی بداخلاق باشی همه از دور و برت دور میشن. ولی با مردم مهربون باشی هر شغلی که داری مردم عاشقت میشن.
دومین اعتراف من هم اینه که توی این زمینه ارتباطات و توجه به ویژگی های مثبت افراد و صحبت کردن در مورد ویژگیهای مثبت آدمها اصلا آدم خوبی نیستم. اصلا نمیتونم از تجربیات خودم بگم. هیچوقت آدمی نبودم که از خوبیهای دیگران صحبت کنم. اینکه توی جمع به ویژگیهای مثبت هر فردی توجه کنم و در مورد یه ویژگی خاص بخوام صحبت کنم هیچوقت این کار رو انجام ندادم. و یه جورایی «مقاومت» هم دارم این کارو انجام بدم.
خود این مقاومت داشتن، آلارم خوبیه. هر جا آلارم داری باید همونجا رو بررسی کنی. (مثل پنلهای مشاهده رویدادها توی آتشنشانیه، هر واحدی یا هر ساختمونی آلارم خاصی میزنه، میریم همونجا، همون رو بررسی میکنیم)
اگر مقاومت دارم دوتا دلیل داره ، دلیل اول اینکه همین موضوع دقیقا یکی از پاشنه های آشیل منه و باید روش کار کنم؛ اصلا مقاومت یعنی جایی که نیاز به رسیدگی داره.
دلیل دوم هم اینه که باورهای گذشته من در این زمینه مشکل داره. در گذشته هر چی دیدم، هر چی بوده بدگویی کردن و غیبت و انتقاد از دیگران و مقصر دونستن بقیه بوده. همش این بوده که بقیه چقدر بد هستن ولی ما خوبیم. (طرف میومد حرف بزنه و نصیحت کنه ، هر چی شاخصهای بدی بود رو از دیگران مثال میزد، وقتی نوبت کار خوب میشد از خودش مثال میزد، خودش شده بود شاخص و مقیاس سنجش …) هر چی دیده بودیم یا تعریفهای افراطی یا چاپلوس مأبانه بود ، یا اگر کسی از کسی تعریف میکرد با بدبینی اون شخص رو متهم به چاپلوسی میکردن، یا چرت و پرت های دیگهای گفته میشد…
————————————————————————————
بریم بعضی از آیات قرآن رو بررسی کنیم ببینیم در مورد ارتباطات توی قرآن چی گفته شده، «باشد که خودم پند بگیرم و به عمل بیارم»
در مورد موضوع سلام کردن و پاسخ به سلام:
186 نساء «وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا» که دستور میدهد اگر به شما سلامی داده شد، پاسخ آن را بهتر دهید یا حداقل مانند آن پاسخ دهید.
در مورد موضوع اهمیت حریم خصوصی و رعایت اصول برای ورود به منزل دیگران :
آیه 27 سوره نور «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَىٰ أَهْلِهَا ۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» این آیه مؤمنان رو از ورود به خانههایی که متعلق به دیگرانه و متعلق به خودشون نیستند، منع میکنه تا زمانی که اجازه بگیرن و بر ساکنین اون خانه سلام کنند، در ادامه گفته «زیرا این کار برای شما بهتر است تا پند و اندرز بگیرید» و همچنین در آیه 61 همین سوره نور میگه : «فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَىٰ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّهً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَهً طَیِّبَهً ۚ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» پس هرگاه به خانه هایی وارد شدید، «بر خودتان سلام کنید» که درودی است از سوی خدا پربرکت و پاکیزه، خدا این گونه آیات را برای شما بیان می کند تا بیندیشید. میگه وقتی با رعایت اصول وارد میشی و سلام میکنی، به نفع خودته. (یعنی همه اصول و موازین اخلاقی رو رعایت میکنی، نه صرف گفتن کلمه سلام)
موضوع گفتگو و کلام شایسته در قرآن :
83 نساء : «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»؛ یعنی با مردم به نیکی و خوش زبانی سخن بگویید.
70 أحزاب: «وَ قُولُوا قَولاً سَدِیدًا»؛ با سخنی استوار و حق بگویید و از سخن بیهوده بپرهیزید.
44 طٰه: «فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً لَیِّنًا»؛ با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو. (به موسی میگه با فرعون با گفتار نرم گفتگو کن ، شاید پند و تذکر بگیره و شاید خشیت از خدا پیدا کنه؛ چقدر شبیه به همون آیه 159 آل عمران که به پیامبر اسلام میگه شما به این قانون عمل کردی که نتیجه گرفتی)
32 أحزاب: «وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا»؛ حرف خوب و پسندیده بزنید.
ما خودمون هم وقتی یه نفر حرف بی ارزش بزنه دید خوبی نسبت بهش نداریم یا اینکه از ارتباط گرفتن امتناع میکنیم. (براش خاطره هم دارم ولی مجبورم کامنتمو ادامه بدم طولانی نشه)
موضوع اجتناب از غیبت و تهمت و سرک کشیدن توی حریم خصوصی دیگران:
ای اهل ایمان از ظن و گمان بسیار بسیار اجتناب کنید. (دیگران رو قضاوت نکنید؛ من خودم ابتدای کامنتم سیاسیون رو قضاوت کردم ولی چون این کارو کردم دیگه ماست مالیش نمیکنم، برم پاکش کنم، که بگم من آدم خوبیم بقیه باید بهتر باشن، نه من خودم توی این زمینه قضاوت نکردن دیگران اصلا از خودم راضی نیستم)
در ادامه میگه سرک نکشید ، تجسس و جاسوسی همدیگه رو نکنید (اینو میتونم بگم در اکثر مواقع مراقبم ولی نه همیشه باید خودمو بهبود بدم)
در ادامه میگه غیبت نکنید … (بازم خودم تو این زمینه انگشتم سمت خودمه، باید خودم رو بهبود بدم، اصلا به خودم نمره قبولی نمیدم)
آیه 19 سوره نور هم در این زمینه یه جورایی هشدار داده.
موضوع صداقت و راستگویی در قرآن:
42 بقره : «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (و حق را با باطل مخلوط نکنید، وحق را در حالی که می دانید پنهان نکنید.
119 توبه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید (به عبارتی دیگه همراهی و همراستا شدن و الگو گرفتن از افراد راستگو و صادق، آگاهانه صداقت رو در خودمون رشد بدیم)
مجدداً آیه 70 احزاب: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا» ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید (کلا چیزی بگید که پایه و اساس داشته باشه، جای پاش محکم باشه، حکایت سستی خونه عنکبوت نباشه، دروغ پاش سسته، چون منطق پشتش نیست. بالاخره فرو میریزه)
در توصیف حضرت ابراهیم علیه السلام یکی از مهمترین شاخصه های شخصیت عظیم حضرت ابراهیم توی آیه 41 سوره مریم خداوند میفرماید : «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِبْرَاهِیمَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا» داستان ابراهیم رو برای مردم یادآوری کن چون این پیامبری صدیق بود (نمیگه صادق بر وزن فاعل ، میگه صدیق بر وزن فعیل ، یعنی بسیار بسیار صادق )
در مورد حضرت اسماعیل سرگذشت زیادی توی قرآن گفته نشده (اونجوری که در مورد موسی و ابراهیم و یوسف پرداخته) ولی مهمترین شاخصه اسماعیل در آیه 54 سوره مریم میفرماید : «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَبِیًّا» و در این کتاب، [سرگذشتِ] اسماعیل را یاد کن، که او وفا کننده به عهد و فرستاده ای پیامبر بود.
و باز هم در مورد ادریس پیامبر از توصیفی مشابه ابراهیم علیه السلام استفاده شده؛ در آیه 56 مریم: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا»
و در این کتاب، [سرگذشتِ] ادریس را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود.
خداوند خودش شخصاً مهر تایید میزنه پای صداقت ابراهیم و اسماعیل و ادریس. (ای جانم)
آقاااااااااااا آیه بشارت رو نوش جان کنید، چقدر لذت بخشه ، خدا رو شکر (چشمان قلبی و ذوق زده)…
خداوند فرمود: این روزی است که راستگویان را راستی و صدقشان سود دهد. برای آنان بهشت هایی است که از زیرِ آن نهرها جاری است، همیشه در آن جاودانه اند، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند؛ این است رستگاری بزرگ.
موضوع شکرگزاری و قدردانی از نگاه قرآن:
از ابتدای قرآن توی سوره حمد مبحث حمد و ستایش خداوند بیان شده. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (همه ستایش ها، ویژه الله، یگانه فرمانروای جهانیان است) تاکید شده که ستایش ویژه خداست. (نظر شخصی من اینه که حتی قدردانی و سپاسگزاری از آدمها هم توی این دسته سپاسگزاری از خداوند میگنجه، یعنی من دو میلیون بار بگم خدایا شکرت، ولی از آدمها تشکر و قدردانی نکنم بنظرم میرسه این کار من در پیشگاه خداوند ناقص هست؛ این نظر شخصی منه ممکنه درست نباشه)
آیه 7 سوره ابراهیم : «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» (هنگامی که پروردگارتان اعلام کرد: «اگر شکرگزار باشید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است»
144 آل عمران: «وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ»خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.
—————————
آقا من کم آوردم. اینها فقط در مورد گفتار بود. کلی مباحث دیگه هست در مورد مهارتهای رفتاری و ارتباط گرفتن با آدمها (مثل: اعتمادسازی، همکاری و مشارکت و مشورت و همدلی، بخشش و گذشت، فروتنی و تواضع، احسان و نیکوکاری، برقراری ارتباط و … ). باورم نمیشه همه اینا رو قرآن به منِ مسلماننما گفته ولی من بهشون عمل نمیکنم. پناه بر خدا. اینقدر آیات قرآن رو اینجا کپی پیست کردم برای بقیه ولی خودم بهشون عمل نکردم. خدا به دادم برسه.
خیلی لذت میبرم از اینکه با آیاتی از قرآن کامنتت را شروع میکنی و منم دوست دارم این چنین کامنتم شروع کنم ،منم دوست دارم کامنت بنویسم و از آنچه که بر قلبم نازل میشه بنویسم و تحسین میکنم شما را که با تعهد و جهاد اکبری مدام خودتو رشد میدی و در این مسیر شگفت انگیز قدم بر میداری و با نوشتن کامنت های هدایتی و انجام این مأموریت قانون را یاد آوری میکنی و تمرینات را به شکل بهتری انجام میدی
ــ تحسینت میکنم که قبل از نوشتن کامنت سپاس گذار خداوند هستی و ازش طلب هدایت میکنی و تسلیم هستی و خودت را به جریان هدایت میسپاری
ــ تحسینت میکنم که خودت هستی و هر آنچه که در رفتارت هست را بیان میکنی مثل همین احساسی که به سران این اجلاس داشتی و چقدر خوبه و چقدر تو قدرتمند هستی که هر طوری هستی نمایش میدی و خود واقعیت هستی .
ــ تحسینت میکنم که در ایات قرآن مسلط هستی لااقل تا جایی که من میبینم تسلط داری و هر باری که کامنتی ازت خوندم در راجع به موضوع اون فایل از قرآن آیاتی را مثال زدی مثل همین مثالهایی که در این فایل زدی .
ــسپاس گذارم بابت این کامنت خوبی که نوشتی وکلی از آیات قرآن مثال زدی ،دوست دارم دنبالت کنم و این کامنت های خوبت را بخونم و همیشه از مثالهای قرآنی که میزنی بهره مند بشم
و در آخر اون جمله ی تیمسار خلبان حسین علی ذوالفقاری عالی بود
Hello God, I am doing my best, you have the control
سلام خدا ، من بهترین خودم رو انجام میدم. فرمون دست توئه.
سپاس گذارم حمید جان
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشی در دنیا و آخرت
امیدوارم که حالت خوب و مثبت و توحیدی باشه. و همیشه قلبت به نور خداوند منور باشه.
از شما متشکرم و بینهایت تحسینت میکنم. تحسینت میکنم بخاطر این همه تلاش و استمرار و تعهد توی مسیر.
مجید جان اعتراف میکنم به عزت خداوند قسم من هیچی از آیات قرآن نمیدونم. من هیچی از آیین نگارش متن نمیدونم. به خودش قسم اون چیزایی که ابتدای کامنت مینویسم و اظهار عجز و ناتوانی میکنم تعارف نیست ، واقعاً واقعاً ابراز عجز و ناتوانیه. واقعاً میگم من دلم میخوام بنویسم ، دلم میخواد از تو بنویسم، ولی نمیدونم چی بنویسم. ولی مطمئنم تو هدایتم میکنی. خودت بگو تا بنویسم.
من خودم که میدونم از خودم هیچی ندارم. از کدوم دستاوردم بنویسم؟ از کدوم موفقیتم بنویسم؟ هر چی هست نعمت خداست. اون منت سرم گذاشته. من که سواد درست و حسابی ندارم، چی از قرآن بلدم که بخوام بنویسم، یه آیه ای رو به دلم میندازه میگه اینو بنویس، بعد وسط آیات چندتا کلمه رو خودش برام مشخص میکنه.
بقول حافظ شیرازی: «آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم»
مجید جان اگر شما هم واقعا دوست دارید از آیات قرآن بهره ببرید، از خداوند خودش بخواید.
این دوتا آیه سند مکتوب که خدا داده دست من و شما، تضمین داده. (استغفرالله؛ اگر نخواد به وعدهش عمل کنه که همه بنده هاش روز قیامت از همین آیات علیه خودش استفاده میکنن، که خدایا چرا به وعدهت عمل نکردی)
بر خودش واجب کرده ، تضمین داده، هر چی ما بخوایم اجابت کنه. اصلا توی 186 بقره أجیب یعنی همواره در حال اجابت هست، و این پروسه اجابت بندگان حتی لحظه ای از سوی خداوند قطع نمیشه؛ اگر من دریافت نمیکنم من تو باغ نیستم. از خود خداوند بخواین و مطمئن باشید اجابتتون میکنه.
خیییلی خیییلی سپاسگزارم به خاطر این کامنتتون. البته همیشه لذت می برم از خوندن کامنتهای شما. امروز در راستای کنترل ذهن اولنشستم تا حالم رو خوب کنم بعد کارها رو شروع کنم. از کامنت شما شروع کردم چون نرسیده بودم و تو ذهنم بود حتما بخونم.
همین یک کامنت کافی بود که حالم عالی بشه خیییلی خوب بود چیزی فراتر از لذت بود. حتی یکی از دوستانم اسمش صدیق هست. اون قسمت که یکی از صفات حضرت ابراهیم صدیق هست رو براش فرستادم و گفتم این اسم واقعا برازنده ات هست چون بسیار بسیار راستگو هستی. و اون جمله تیمسار رو که نگم براتون سریع رفتم نوشتم تو عکس بک گراند گوشیم و شد بک گراند که همیشه جلوی چشمم باشه.
و حالا من با حال خوب و انرژی فرآواااان روزم رو با یکساعت و نیم تاخیر شروع می کنم.
سلام و درود به شما خواهر بزرگوار. امیدوارم که حالتون خوب و مثبت و توحیدی باشه و همواره به نور توحید متصل باشید.
از شما متشکرم بخاطر پاسخی که برام نوشتین. و خداوند رو شاکرم که کامنتم مورد رضایتتون واقع شده. احساس آرامش از سوی خداست و اعتبار این کلمات هم با خداست. ان شاالله که بتونم همیشه در مدار دریافت هدایتها باقی بمونم تا بتونم از آیات و نشانه های خداوند بنویسم. حرف زدن و نوشتن از خداوند مایه عزتمندی و آبروی بندههاست.
برای شما از درگاه خداوند متعال بینهایت نعمت و ثروت و سلامتی و شادکامی و آرامش رو آرزو میکنم.
سلام آقای امیری . به محض بیدار شدن و گوشی به دست گرفتن هدایت شدم به کامنت شما . خیلی لذت بردم از آنچه نوشته بودین .
تحسین تون میکنم که اینقدر خودتون هستین .چه صادقانه خودت رو توصیف کردی .واقعا مرحبا .
ممنونم که مجموعه ای از ایه های مربوط رو برامون اینجا گذاشتی من که لذت بردم .
اونجایی که از ویژگی حضرت ابراهیم گفتی چشمام پر اشک شد .میدونی چیه همسرم مردی بسیار صادق . درستکار و راستگوییه . ولی متاسفانه چه باوری. داریم و تو تمام این سالها چی شنیدم ؟ هر چی چوب میخوریم از صداقتمونه . این دوره زمونه آدم صادق ته چاهه . از آدم صادق تاجایی میتونن سواستفاده میکنن . صداقت داشتن خیلی وقتها به ضررت تموم میشه .وووو
واین شده که صداقت بی ارزش شده متاسفانه و بیشتر وقتها سودی واسمون نداشته .
به قول استاد تو یکی از فایل ها میگفتن.ویزگی خودت رو اررزشمند بدون تا حتی بتونی ازش ثروت بسازی .صداقت یه ویژگی بسیار بارزه که میتونه برای انسان ثروت همه جانبه بسازه که سر امدش ارامشه
باید تمرکزی روی این باورهای اشتباه کار کنیم و انشالله با کمک و یاری خداوند درستش میکنیم .
بسیار بسیار از شما ممنونم بابت نوشتن این آیه .و مثال هایی که زدین. الان ایمانم به صداقت داشتن .مساویه با موفق شدن .بسیار بیشترشده .و الگویی همچون پیامبران دارم
بی نهایت سپاسگزارم ازتون .
و تحسین تون میکنم که اینچنین فروتن و متواضع هستین .
منم از خداوند با تمام وجودم درخاست میکنم که خودش منو تو خوندن و درک و فهم قرآن هدایت و حمایت و یاری کنه
کامنت شما رو خوندم در مورد صداقت همسرتون و این که نوشتید:
واین شده که صداقت بی ارزش شده متاسفانه و بیشتر وقتها سودی واسمون نداشته .
خواستم بگم من هم بسیار انسان صادقی هستم یعنی وقتی از کسی میپرسند یک ویژگی این خانم رو بگو میگن صداقت. من تا حالا چندین محل کار مختلف رو عوض کردم ولی همیشه وقتی به یک مساله ای برخورد میکردند و نمیفهمیدن الان کدوم حرف درست هست از من در مورد اون مساله سوال می کردند. این صداقت جزو اصول من در زندگی هست و هیچ وقت ازش کوتاه نمیام.
من حتی دو الی سه مورد که میدونستم اگر راست بگم ممکنه برام بد بشه نتونستم چیز دیگه ای غیر حقیقت بگم. و خیلی از نزدیکانم و حتی همکارانم به من میگفتند چرااااا این حرف رو زدی طرف فلان میکنه بهمان میکنه… دقیقا هم طرف اون کار رو کرد و من نامه استعفا رو نوشتم و تحویلش دادم….
الان که برمیگردم به چندسال پیش میبینم تمام اون صداقتها برام خیر بوده … خیر مطلق…
به قول استاد که میگن وقتی تو مسیری داری میری و میزنی تو دل ترسهات همه فکر میکنند دیوانگی هست ولی تو ته قلبت آرومه و مطمئنی کارردرست رو داری انجام میدی… و این اطمینان قلبی و آرامش رو من موقع گفتن حقیقت حتی جایی که به ظاهر برام بد بوده داشتم و خوشحالم از این بابت.
جالبه دیروز در دسته کنترل ذهن یکی از فایلها در مورد آنتونی جاشوا بود که استاد مصاحبه ایشون رو داشتند تحلیل میکردند بعد از شکستش. یکجا که گزارشکر از آنتونی می پرسه اگر مثلا وقتی ضربه نمیخورد به چشمهات و تار نمیشد عملکردت چطور بود؟ و اون جواب میده همونجوری ادامه میدادم مثل قبلش. و این صداقت در کلام رو من خوشم اومد و خییییلی حال کردم که استاد در ادامه گفتند که این صداقت خیلی براشون مهم بوده و گفتند شاید خیلی از بچه ها الان به این جمله آنتونی دقت نکردند…. من همونجا گفتم استاااااااد استاااااد من دقت کردم و انقدر ذوق مرگ شدم که نگو …
من همیشه این باور رو داشتم که صداقت برای من در نهایت چیزی جز خیر و برکت و خوش شانسی نداره و همیشه هم همین رو تجربه کردم.
سلام و درود بر شما به رسم و فرموه استادمان خواستم اولین تعریف و تمجید بعد از دین این فایل رو از همینجا شروع کنم بسیار خوب و با نکته های دقیق ایه های نورانی قران را عنوان کردید . سپاس فراوان در پناه الله مهربان باشیدد
از لطف شما بسیار ممنون و سپاسگزارم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این کامنت رو دوست داشتین. اعتبار همه این کامنت ها با خداست، از خدا میخوام کمکم کنه همونجوری که زیاد حرف میزنم، زیاد هم عمل کنم. ایمانی که عمل نیاره هیچ ارزشی نداره.
مدتهاست که کامنت های شما و خانم شهریاری عزیز و دوستان دیگرو دنبال میکنم
بسیار زیاد به خاطر این حد از اونستون با قرآن تحسینتون میکنم و اینکه میتونید انقدر عالی در آیات دقت کنید و تحلیلشون کنید
امیدوارم همواره در مدار توحید قرار داشته باشید و توفیقاتتون روز افزون باشه و چراغ راهی باشید برای من و دوستانی که در این مسیر در کنار شما قدم هامون رو استوارتر برمیداریم
بسیار سپاسگزارتون هستم که وقت گرانبهاتون رو لطف میکنید و برای ما از تجربیاتتون مینویسید
و ما رو هم در بهتر درک کردن کلام خدا شریک میکنید…
واقعا کامنتتون عاااالی بود
بسیار زیاد لذت بردم و هر بار که کامنت های شما رو میخونم واقعا قلبم باز میشه و ترغیب میشم که من هم بیشتر برای درک این آیات که سراسر درس انسان سازی هست وقت بزارم
انشالله در پناه رب العامین همواره سالم و شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید
سلام و درود بر استاد عباسمنش گرانقدر و همه عزیزانم
تو این روزها که دور دور رئیس جمهورها و قدرتهای جهانه و هر کدوم بنوعی دارن جولان میدن و قدرت خودشون رو به رخ میکشن، یه تلنگری خدا بمن زد که ابر قدرت جهان خداست و ممکنست یک ثانیه دیگه هیچ کدوم از اینها که جهان را به بازیچه خودشان گرفته اند در پست ترین و ضعف ترین موقعیت ممکن قرار بگیرند،
تاریخ پر از پادشاهان و فرعونهائیست که در زمانه خودشان خدایی میکردن و مردم خدایشان میدانستن. اما به زباله دانی تاریخ پیوستند و نام نشانی از آنها باقی نمانده است مثل هیتلر و صدام و …
چند روز پیش داشتم نامه ملانیا به پوتین رو میخوندم . نامه ای که ترامپ به پوتین در دیدارشان در آلاسکا تحویلش داده بود. در اون نامه ملانیا به درستی پای انسانیت و حق کودکان برای داشتن آرامش در زندگی رو به پوتین یادآور شده بود و پوتین رو برای اجرای این رسالت بزرگ صلح مسئول دانسته بود و ایشان را تشویق به گرفتن این تصمیم تاریخی و دست کشیدن از جنگ و برقراری صلح کرده بود. احساسات انسانی و نگاه مسئولانه و احساس وظیفه و انجام رسالت بانوی اول برایم ستودنی بود. دوست داشتم خودم را مخاطب این نامه فرض کنم و از دریچه نگاه پوتین به جهان و این نامه نگاه کنم . آیا تحت تاثیرش قرار میگرفت؟ یا مثل همون نامه معروف زمان پیامبر پاره میشد و به زباله دانی انداخته میشد آنهم با نیشخندی تلخ!
تو همین افکار بودم که با خودم گفتم آیا چنین نامه ای برای نتانیاهو هم فرستاده؟ آیا کودکان آنجا هم مثل کودکان سرزمین آبا و اجدادی اش برایش مهم هستند؟ یا فقط این احساسات انسانی در جایی بروز میکند که منافعی هم همراهش باشد؟!!!
استاد دیروز این فایل رو در محل کارم تماشا کردم و الان دارم در یوسف آباد پل سوم کوچه 25 براتون مینویسم. همینقدر اتفاقات رندگی به سرعت در حال اتفاق افتادن است!
بعد از دیدن این فایل به ما ماموریت دادن که برای شرکت در جشنواره ای که امروز برگزار شد و بصورت تقریبا یهویی اعلام شده بود به تهران بیائیم.
جرقه نوشتن این کامنت امروز صبح در ذهنم زده شد. یاد این فایل افتادم که دیروز دیدم و شما از استایل و نحوه حرف زدن ترامپ و رئیس جمهور کشورهای اروپایی گفتین و من امروز در سالن اجلاس سران در چند قدمی رئیس جمهور ایران بودم . نزدیکترین جایی که توی اون سالن هنگام سخنرانی دکتر پزشکیان وجود داشت. نشستنمون اونجا هم هدایتی بود استاد شاید باور نکنید اونجایی که ما نشستیم رو هیچ کسی حاضر نشده بود بنشیند و اکثر جاها یا رزرو بود یا زودتر از ما اومده بودن پر کرده بودن. امسال دومین باریست که در سه ماه گذشته رئیس جمهور رو از فاصله نزدیک ملاقات میکنم. در طول سخنرانی حواسم به استایل ایستادن و زبان بدن و نحوه حرف زدنشون بود.چیزی که برام بولد شده بود این بود که ایشون در قالب رئیس جمهور فرو نرفته بود بلکه این رئیس جمهوری بود که در قالب ایشون قرار گرفته بود!!!
این اولین رئیس جمهوری نیست که از نزدیک میبینم اما قطعا اولین رئیس جمهوری بود که خودش بود! اولین رئیس جمهوری بود که رئیس جمهور بودن چیزی بهش اضافه نکرده بود! اولین رئیس جمهوری بود که نگاه بالا به پائین نداشت، اولین رئیس جمهوری بود که درونش از ورای جسم خاکی اش هویدا بود. ساده و بی تکلف و بی ادا و اطوار و بی اعتنا به هر نوع پروتکل و تشریفاتی که اطرافیان سعی در القا و انجام دادنش دارن.
یه جفت کفش کالج که نو نبود و مشخص بود مثل خود ما کفش روزمره اش است، یه شلوار جین راحت که اونم نو نبود یه پیرهن ساده با یه کاپشن که جدیدا برای رئیس جمهورها مد شده! حرفهاش رو از روی کاغذ نمی خوند، مطلبی از قبل آماده نکرده بود، از دلش میخوند، خودمانی گفت، بدون لفاظی و قلمبه سلمبه حرف زدن و ادعای فضل هم نکرد و گفت این چیزایی که نشون دادین و گفتین نمیدونم درسته یا نه. یه چیز رو قلبم گواهی میداد تونم این بود که پاک و صادق و ساده زیسته و همه وجودش و آرزوش پیشرفت و سر بلندی ایرانه نه جناح یا فرد یا گروه خاصی و اصلا در این طیف بندی های جناحی نمی گنجه.
برگردیم به فایل، استاد من توجه به نکات مثبت رو از شما یاد گرفتم، تحسین توانایی و دیدن نکات مثبت ادمهای اطرافم رو از شما یاد گرفتم، نمیگم تونستم اینکار رو خوب انجام بدم ولی سعی میکنم بهتر از قبل باشم. البته قابل قساس یا گذشته ام نیستم. زیرا دقیقا من نقطه مقابل داستان بودم. تمام تمرکزم روی نکات منفی و اتفاقات بد بود. از منفی 1000 اومدم نزدیک های صفر، هنوزم البته به صفر نرسیدم ولی از آن انجماد گذشته فاصله گرفتم. دلیل تهیه دوره عشق و مودت هم همین بود. هر چند هنوز فرصت نکردم بطور جدی اون دوره رو دنبال کنم و همزمان روی چند دوره تمرکز بذارم. ولی میدونم حالا حالاها من باید روی خودم کار کنم و سعی کنم بهتر و بهتر بشم. استاد آدمی که نکات مثبت دیگران رو میبینه و بهشون میگه آرامش بیشتری هم داره علاوه بر اینکه احساس خوبی که منتقل میکنه در ذهن دیگران ماندگار میشه و چند برابرش رو دریافت میکنه و این یکی از نعمت های عمل به قانون در زندگی مان است و صدها برابر آن به دنبالش خواهد آمد.
خدا رو شکر برای این همزمانی و این فرصتی که خدا در اختیارم در آرامش و سکوت قرار داد تا این کامنت رو بنویسم. اگه غلط املایی چشمای نازنینتون رو اذیت کرد، به بزرگواری خودتون ببخشید چون با گوشی نوشتم و قصد ویرایشش رو ندارم . در پناه خداوند باشید، یا حق
بینهایت لذت بردم و استفاده کردم از این کامنت زیبات
که مثل همیشه حاوی مطالب سودمند و کاربردیه
تحسینت می کنم خیلی زیاد
چیزهایی که در مورد دکتر پزشکیان گفتی دقیقاً همون چیزیه که من چند روز پیش به همسرم گفتم!!
ایشون تی وی رو روشن کرده بود و داشت اخبار نگاه میکرد، که آقای پزشکیان رو نشون میداد با همین توصیفاتی که شما در این کامنتت گفتی،البته من صدای تلویزیونو نمیشنیدم طبق توافقمون، ولی از بعضی نوشته های صفحه یا زیرنویس یه چیزایی دستگیرم میشد
اینکه خود خودشه ساده و بی تکلفه و با رییس جمهور شدن هیچ عوض نشده، و جناحی فکر نمی کنه و در فکر پیشرفت و بهبود کشورشه و و و..
اصلاً چهره اش هم دلنشینه، و فرکانس صداقت و درستیش رو آدم میتونه تشخیص بده حتی اگه حرفاشو نشنوه..
باز هم از مشابهت ها بگم که من هم آقای خاتمی رو سالها پیش دقیقاً دوبار دیدم،اونهم در زمان ریاست جمهوریش بود که وقتی که ما قطر بودیم و ایشون دوبار اومد اونجا و در مهمونی سفارت که خصوصی بود هم من و هم دخترهام با ایشون صحبت کردیم، و عکس گرفتیم
ایشون هم خود خودش بود، و معتقد به گفتگوی تمدنها بود..
بشدت با شما موافقم تو این قسمت:
ولی میدونم حالا حالاها من باید روی خودم کار کنم و سعی کنم بهتر و بهتر بشم. استاد آدمی که نکات مثبت دیگران رو میبینه و بهشون میگه آرامش بیشتری هم داره علاوه بر اینکه احساس خوبی که منتقل میکنه در ذهن دیگران ماندگار میشه و چند برابرش رو دریافت میکنه و این یکی از نعمت های عمل به قانون در زندگی مان است و صدها برابر آن به دنبالش خواهد آمد.
دوست دارم یه نکته رو بشما یاد آوری کنم
اینکه هر کسی هر جایی هست، جای درستشه..
یه وجه تفاوت جالب اینکه من همیشه با گوشی می نویسم و ویرایشش می کنم و خیلی دقت می کنم که غلط املایی نداشته باشه
البته که شما هم شکسته نفسی کردی
و همه ی کامنتات پرباره و دسته بندی شده و مرتب و منظمه
یادش بخیر دوره احساس لیاقت
چه نارنگی های خوشمزه ای سعیده جان شهریاری میاورد می خوردیم
از اون موقع آشناییمون بیشتر شد صمیمی تر شدیم و تابحال ادامه داره، خدا رو صدهزار مرتبه شکر
ازت ممنونم برای همه ی کامنتای خوبت
خدا رو میلییاردها بار شکر برای وجود نازنینت، برای همسرت و شینای عزیز، و همه ی نعمتهای زندگیت
آقا اسد الله عزیز باز هم سپاسگزارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از درگاه رب العالمین برای شما درخواست می کنم
ممنونم از اینکه ذره ای از الطاف و محاسن بیشمارتون رو بمن بخشیدین!
شما نه تنها برای فرزندان دلبندتان؛ بلکه برای همه اعضای این سایت الهی اسوه و الگوی بی نظیری هستید و همواره شما را تحسین میکنم که حتی بیشتر از ما به فکر رشد و پیشرفت و تعالی و افزایش ظرف وجودتان هستید.
چند روز پیش بصورت اتفاقی داشتم کامنت جلسه اول دوره همجهت با جریان خداوند سعیده جان رو می خوندم و اونجا که اشاره کرده بودن که“خانم سلیمی عزیزم،هدِ همه ی دانشجوهاست،صندلیvip دارند،حرف حرف ایشونه،لطفا مواضع شخصیشون رو حتما رعایت کنید،با تشکر!” و با خودم گفتم واقعآ همانطور شد که سعیده گفت و کامنت های شما و فعالیتتون در سایت این رشد نجومی رو به عینه اثبات میکنه و ازین بابت بهتون تبریک میگم.
سپاسگزارم بابت یادآوری این نکته زیبا که ” هر کسی هر جایی هست، جای درستشه…” و واقعیت هم جز این نیست. همه چیز بر میگرده به اینکه ما دنبال موفقیتیم یا نه؟ کسی که دنبال موفقیته از موفقیت دیگران خوشحال میشه و دنبال الگوها و پترن ها و باورهایی میگرده که اون شخص داره و به این موفقیت رسیده. در حالی که عامه ما در مواجه با موفقیت دیگران به «طرفَهُ العَینی» سعی میکنیم اونو به پارتی و نفوذ و پول و شانس و سایر عوامل بیرونی نسبت بدیم و به جای اینکه بگیم اگه برای اون شده، برای من هم میشه! میایم و این محرک رو در نطفه دفن میکنیم و میگیم آخیشششش!!!
در اینکه مهارت ها و توانایی خانمها اگه بیشتر از ما آقایون نباشه، قطعآ کمتر نخواهد بود هیچ شکی ندارم. نمونه اش هم همین حواس چندگانه ای است که قادرید همزمان مسائل مختلفی رو با هم کنترل و مدیریت کنید. یه چیزی بگم خنده رو لبتون بیاد. وقتیکه تو جاده خانمم مشغول صحبت باهام میشه یهو میبینه سرش خورد به سقف ماشین! چرا؟ چون ذهن من مشغول فکر کردن به حرفهاشه و نمیتونه همزمان سرعت گیر داخل جاده رو مدیریت کنه یا میبینی مسیری رو اشتباهی رفتم و مجبوریم برگردیم اونوقته که میگه من حرف نزنم بهتره خخخ
سپاسگزارم از خداوند برای وجود با ارزش عزیزانی چون شما در زندگیم که لذت زندگی را برایم صد چندان کرده است. پوزش میخواهم بابت تاخیر در پاسخ. من دیشب دیر وقت برگشتم و دوست داشتم امروز کامنت به دستتون برسه که برق رفت و گفتم الخیر فی ماوقع. امیدوارم در زمان مناسبش به دستتون برسه. سلام منو به آقای زمانی و دخترهای گلتون برسونید. باآرزوی دیدار روی ماهتون. یا حق
سلام به شاگرد زرنگ دانشگاه توحید و خودشناسی استاد عباسمنش عزیزم
اگه با همین فرمون برید جلو چند وقته دیگه آنقدر با رئیس جمهور راحت و صمیمی میشد که وقتی رئیس جمهور رو ملاقات کردی، میزنی به کتفش و بهش میگی چطوری مسعود؟، کم پیدایی پسر!!!(کلی استیکر خنده)
قبلا حتی در مقابل یه مدیر مدرسه دست و پام رو گم میکردم و خودم رو در مقابل اون کوچک میدیم، ولی الان به لطف خدا و آموزههای استاد ،در مقابل هر مقامی که باشم انگار کنار یه آدم معمولی هستم و سعی میکنم احترام موقعیت طرف رو بکنم و گرنه ذره ای احساس نمی کنم که مثلا طرف کاره ای است، و فقط سعی می کنم قدرت رو خدا بدهم. خدا را شکر لااقل شرک های بزرگ رو دارم می شناسم و سعی می کنم از آنها دور باشم.
در ضمن اون تعریف هایی که از رئیس جمهور کردی خیلی عالی بود، من تا الان بخاطر بدگویی های اطرافیان حس خوبی نسبت بهش نداشتم ولی با تعریف های شما نظرم عوض شده، گرچند که سعی می کنم که اخبار و حرف های بقیه رو گوش نکنم ولی جسته گریخته، از بدی های این بنده خدا میشنوم و اول بار بود که تعریف و تمجید درست و بدون حاشیه شنیدم. سپاس گذارم بخاطر این دید زیبابین تان، که باعث شد این رو برام روشن کنه.
شینا جان دختر ورزشکار و هنرمندمون چطوره؟ در چه حاله؟ هر کجا هست خدا نگهداش باشه.
در پناه حق روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و شادتر و موفق تر باشی.
خدمتتون عرض کنم که منزل ما تو خیابون رضوانه و من هر روز دنبال کلمه رضوان در جدول ساعت خاموشی اداره برقم که ببینم ساعت چند خاموشی داریم خخخ
جدا از شوخی یه تشکر بکنم بابت این دو کامنتی که برایم فرستادین و از همه عزیزانی که برایم کامنت نوشتن و این صفحه رو نورانی و چراغونی کردن با کامنت های پر از مهرشان.
رضوان جان رشد و پیشرفتت رو در این مدت به عینه میبینم و همواره تحسینتون میکنم که به فکر رشد و پیشرفتید و از رفتن به دل ترسهاتون نمی ترسید و شخصیت مستقل تر و قوی تر و ورژن بهتری از خودتان ساختید و این قایل تقدیره.
شینا هم سلام میرسونه؛ وارد دوران نوجوانی شده و بقول معروف برای خودش خانمی شده. مرتب کلاسهای شنا و زبان رو دنبال میکنه و میبینم که از زندگیش لذت میبره. تو شنا دیگه حرفه ای شده و یکی از مشوق هامون برای نوشتن سپاسگزاری های روزانه و انداختن در تنگی شیشه ای که جلو چشممون باشه (یکی از تمرینات دوره همجهت با جریان خداوند) هست.
امیدوارم در این روزهای گرم دلتون خنک باشه به امید و ایمان و نور الهی. براتون از خداوند وهاب سلامتی و خوشبختی و نعمت و ثروت و رزق بی حساب آرزو میکنم. در پناه خداوند باشید. یا حق
من امروزم را با الهامات و نشانه های خداوند آغاز می کنم و فرمان زندگی ام را به خداوند می سپارم تا امورات زندگی ام را به بهترین نحو مدیریت کند.
خداوند در درون من است و هر لحظه مرا هدایت می کند.
چرخ جهان دائما در کار است تا من را به خواسته هایم برساند.
من در هر لحظه منتظر اتفاقات خوب در زندگی ام هستم.زندگی من روز به روز دارد بهتر و بهتر می شود و درآمد و ثروت و رزق من همواره در حال افزایش است.
امروز در زندگی من معجزه رخ می دهد.
من فوق العاده ام من بی نظیرم من استثنائی ام من خلاقم اعتماد به نفس من بالاست عزت نفس من عالی است من توانمندم همه منو دوست دارن و به من احترام می گذارند و برایم ارزش قائلند.
من از کسی غیبت نمی کنم از کسی انتقاد نمی کنم چیزی را سرزنش و محکوم نمی کنم گلایه و شکایت نمی کنم به ناخواسته هایم توجه نمی کنم و توجهم بر دیدن و تایید نکات مثبت، ثروت ها، موفقیت ها و فراوانی هاست.
من نکات مثبت و موفقیت هایم حتی اگر کوچک باشند، دائما به خودم یادآوری می کنم تا در ذهنم بولد شود و نجواهای ذهنم را می خواهد انگیزه و اشتیاقم را نابود کنند و مرا از ادامه دادن به مسیر دلسرد کنن خاموش کنم.احساس خوب، قطبنمای درونی من است که مسیر درست را به من نشان میدهد.احساس خوب سوخت رسیدن به خواست هایم است .
با رسیدن به آرزوهایم به احساس خوب نمی رسم بلکه با احساس خوب است که به آرزوهایم می رسم هرگز با احساس بد کاری را انجام ندهم یا تصمیمی نگیرم زیرا طبق قانون احساس بد مساوی است با اتفاقات بد در نتیجه ،نتیجه خوبی برایم حاصل نمی شود. فکرم را به وسیله کنترل کانون توجه ام هدایت کنم زیرا فکر مساوی است با توجه .
در هر لحظه زندگی از خودم سوال کنم دارم به چه چیزی توجه می کنم؟
من در زندگی ام فقط به خداوند قدرت می دهم و فقط از او می خواهم زیرا رزق و روزی من دست خداست .
ایمان دارم چیزی که متعلق به من است را کسی نمی تواند از من بگیرد .
من جزئی از خداوندم زیرا روح خدا در من دمیده شده، اگر خدایم را قدرتمند بدانم خودم هم قدرتمند می شوم و قوی می شوم.
هرگز از خداوند کم نخواهم بلکه همواره از خداوند زیاد و زیادتر بخواهم زیرا خداوند به اندازه باورهایم در زندگی ام تجلی می یابد.
افزایش رقم بانکی نشانه ثروتمند شدن نیست زیرا اگر من تغییر نکنم همان نتایج قبلی برایم تکرار می شود.
من به اندازه سر سوزنی قدرت تغییر زندگی دیگران را ندارم ولی به اندازه کل هستی در تغییر زندگی خودم توانمندم.
تا می توانم انتظارم را از خودم بالا ببرم و انتظارم را از دیگران پایین بیاورم زیرا راز خوشبختی همین است .
اگر دوست دارم به دیگران کمک کنم باید نتایجم با آنها سخن بگوید نه خودم زیرا تا وقتی نتیجه در دست نداشته باشم کسی حرف مرا جدی نمی گیرد .
هیچ عامل بیرونی در زندگی من تاثیرگذار نیست و وقتی که تمرکزم روی خودم است و دارم روی خودم کار می کنم هرگونه واکنش و اعتراض من نسبت به یک عامل بیرونی شرک به خداست زیرا قدرت را از خداوند گرفته ام و به آنها در زندگی ام قدرت داده ام.
همه ترس ها شکلی از بی ایمانی اند همه ترس ها توهم اند وقتی نگران کسی می شوم وقتی نگران آینده ام ام یعنی ایمان ندارم اگر یک نفر در جهان موفق به انجام کاری شده است پس من هم می توانم کافیست مثل او بیندیشم و باورهای او را داشته باشم دلیل انجام ندادن کارها تنبلی نیست بلکه نداشتن شور و شوق و با انگیزه و فشن است که با اهرم رنج و لذت ذهنمان مرتبط است.
اصلا مهم نیست که به چه علت یا به چه دلیلی یا به چه توجیهی احساسم بد است زیرا احساس بدم دارد من را از نعمت و ثروت و سعادت دور می کند و اتفاقات و شرایط بدتر و سخت تری برایم می سازد.
ادامه دادن به احساس بد مانند دست بردن در آتش است.
همه مسائل راه حل دارند و راه حلشان ایستاده است و درون خودشان است و نزدیک خودشان است .
خداوند خیر مطلق است خداوند یک انرژی خیریه جاری است که در حال گسترش جهان است با هر دیدی جهان و خداوند را نگاه کنم جهان و خداوند همان گونه برایم خواهد شد زیرا جهان به دید نظاره گرش واکنش نشان می دهد.
دنیا فانی نیست و آن دنیا ادامه همین دنیاست کسی که در این دنیا بهشت را برای خودش خلق می کند در آن دنیا هم در بهشت خواهد بود .
به هر چیزی که توجه کنم دارم در آن مورد باور می سازم اگر دارم به ثروت توجه می کنم دارم باور ثروتساز می سازم اگر به سلامتی و نعمت و زیبایی دارم توجه می کنم یعنی دارم باورهای سلامتی و نعمت و زیبایی می سازم هر احساس یا فکری که کمبود را در من برانگیزد و بُلد کند فکر و احساسی شیطانی است مراقب آن باشم در مورد خواسته ها و آرزوهایم با خودم و خداوند حرف بزنم و گفتگوهای ذهنی انجام دهم و تصویرسازی ذهنی انجام دهم و در ذهنم آن فضا را بسازم و به عشق خدا بمانم که نشانه اش احساس خوبم است.
امکان ندارد ورودی نامناسبی دریافت کنم ولی خروجی مناسبی داشته باشم به همین دلیل کنترل آگاهانه ورودی ها اینقدر اهمیت دارد .
به هر احساس خوبی که می رسم سعی کنم آن را برای خودم نگه دارم و تا می توانم آن را تعمیم و گسترش دهم و مدت زمان بیشتری در آن احساس بمانم و به خودم بگویم آخ جون این احساس و حال خوب دارد اتفاقات و حال خوب تری را برایم می سازد هیچ چیز در زندگی به خودی خود معنا ندارد و این ما هستیم که با نوع نگاهمان به اتفاقات زندگی مان معنا می بخشیم .
مهم ترین کار هر روزم لذت بردن از امروز با تمام وجود است هرگز لذت بردن از امروزم را به تعویق نندازم زیرا امروز ممکن است آخرین روز زندگی ام باشد.
و حال خوش الانم کلید رسیدن به خواسته هایم است.
.
.
.
به نام خدای روزی ده بی منت
سلام، صبح شما به خیر و شادی و سلامتی و نعمات بی پایان الهی
صبح همین که چششم رو باز کردم، یادم اومد که خیلی وقته به گلها آب ندادم. و برای این یادآوری از خدای متعال تشکر کردم و یادم به گفته شما در بارورسازی خرداد 403 افتادم که گفته بودید:
من امروزم را با الهامات و نشانه های خداوند آغاز می کنم
آب دادن به گلدون ها، الهام خداوند بود، خدای مهربان، حواسش به همه هست و آنوقت ما نگران، آینده خودمان و بچه هایمان می شویم.
سپاس گذارم بخاطر باورهای زیبایی که نوشتید و با اجازه ی نگرفته از شما اینجا کپی می کنم.
خوشحالم که در این مکان مقدس هستم و هدایت شدم به خواندن کامنت زیبایت شما
من همیشه کامنتهای زیبا و مفید شما که کلی هم نکته و مطالب،مفید داره را میخونم و لذت میبرم بارها خواستم برایتان بنویسم ولی چون بیشتر در محل کار میخونم و آنجا مراجعه کننده دارم نشد
خدارا شکر امروز که تعطیل هستم و در خانه ،گفتم بهترین وقت است که از شما تشکر کنم برای دل نوشته های زیباتون .
برادر خوبم یه خبر خوش بدم خوشحال بشید برای خودم باور نکردنی بود ،من با خواندن کامنت های شما به نوعی تازه با ایلام آشنا شدم تا قبلش هیچ آشنایی با این استان زیبا و شهر قشنگ ایلام نداشتم به غیر از نامش که در کتابهای درسی خوانده بودم .
به از آشنایی با شما و دنبال کردن کامنتهای زیبایت ،درر گوگل سرچ کردم و جاهای زیبا وطبیعت قشنگ ایلام را دیدم چقدر ایلام زیبایی داره وقشنگه .و این خواسته در من شکل گرفت که یه روز بیام ایلام و جاهای زیبایش را ببینم .
من عاشق طبیعت هستم.
و خواسته دیگرم داشتن یه دوست کرد بود تعریف کردها را خیلی شنیده بودم و یادمه یه بار آقای علیخانی در برنامه اش از دوست کردش تعریف کرد و گفت حیفه که انسان دوست کرد نداشته باشه و من افتخار میکنم که چنین دوستی دارم .
من خوشحال بودم که در این سایت دوست کرد از ایلام دارم
و حالا نکته جالب اینجاست که من چون در محل کارم دست تنها بودم بعد از نزدیک یک سال یه همکار جدید برایم اومد اواخر خرداد ماه
یه خانم خوشگل ،خوب ،مهربان ،گرم و دوست داشتنی و جالب اینجاست وقتی ازش پرسیدم اهل کجا هستید ؟
گفت اهل ایلام هستم
من بلافاصله شما در نظرم امدی و گفتم منم یه دوست ایلامی دارم به نام آقای زرگوشی .
خانم بهنام هم گفتن آره با زرگوش اشنا هستم و من اهل بدره ایلام هستم .
چقدر ذوق کردم که خداوند یه همکار خوب و عالی ،کرد از ایلام دستش را گرفت و آوردش یزد و گذاشت تو دست من .
اقا زرگوشی به قدری بامحبت ،دوست داشتنی است که خدا میدونه .
محیط کار آنقدر برام دلچسب و آرام شده که خدا را هزار بار سپاسگزارم.
و اینها همه از لطف خداوند مهربان است .
این خانم جوان تازه ازدواج کرده و به خاطر کار همسرش به یزد آمده در آزمون استخدامی قبول شده و الان همکارم هست .
باورتون میشه من بارها شجاعتش را در مهاجرت به یزد ستایش کردم و تحسینش کردم چون اینجا هیچ که را نداره و تنها با همسرش به اینجا آمدن.
من بارها بهش گفتم که هر کار داشتی من عین خواهر بزرگترت ،بهم بگو و او چقدر با تواضع و فروتنی از من تشکر کرده .
و جالب اینجاست اون زیبایی های ایلام ،اون دره و دشت قشنگ را که الان نامش از ذهنم پاک شده در گوشی او دیدم که فروردین ماه با خانواده اش اونجا بودن و فیلم گرفته بودن و چه طبیعت زیبایی داشت کلی لذت بردم .
امیدوارم به زودی بیام ایلام و اون زیبایی ها را تجربه کنم.
برادر خوبم خوشحالم که دوستان خوب ایلامی دارم .
از خداوند برایتان سلامتی موفقیت آرامش آرزومندم.
امیدوارم شما را هم از نزدیک ببینم .
سلام مرا به خانم زیبا و دختر دلبرتان شینا جان برسانید.
ممنونم از لطف و مهرتان بانو. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت نصیبم شد که بتوانم بعد از برگشتن از طبیعت جواب کامنت پر مهرتان را بنویسم.
خوشحالم که شما هم عاشق طبیعت هستین. به نظرم آدمهایی که عاشق طبیعتند به اساس و اصل خویش نزدیکترند و این موهبت بزرگیست که هر کسی ندارد و از این بابت بهتون تبریک میگم.
لحظاتی قبل که از دامن طبیعت داشتیم برمی گشتیم داشتم به همسرم میگفتم که اگه کسی الان از این منظره فیلم بگیره شاید غیر قابل باور باشه این حجم از جمعیت که در دامن طبیعت عین خونه خودشون چراغونی کردن و مشغول کباب کردن و شام خوردنن آنهم در این وقت سال و قطعآ برای مردم نه تنها ایران بلکه جهان غیر قابل باور باشد این طبیعت دوستی و بودن در دامن طبیعت!
تبریک بهتون میگم بابت همکار جدیدتون (خانم بهنام) که اتفاقآ یه همکار منم با فامیلی بهنام دارم که خیلی خانم دقیق و باسواد و منظم و مسئولیت پذیریه. مطمئنم شما هم چیزهای زیادی رو می تونید از همدیگه یاد بگیرید و خوشحالم که یه دوست دیگه ایلامی پیدا کردید. سلام منو خدمتشون بسونید.
طبیعت بدره در ایام بهار یکی از زیباترین جاهای کشور برای دید و بازدیده و طبیعت بسیار زیبایی داره که قطعا تصاویر خاص ترش رو حتما مشاهده خواهید کرد. از همینجا دعوت میکنم در ایام بهار مهمان ما باشید و از طبیعت زیبای زاگرس لذت ببرید.
خدا رو شکر در این سایت الهی دوستان خیلی خوب و ارزشمندی از یزد حضور دارند و همواره مردم خوب یزد و لهجه شیرینشان برای من دل انگیز و جذاب است. قبل شروع پندمیک ایام عید رو مهمان شهر زیبا و تمیز اردکان و شهر یزد بودم و کلی خاطره سازی کردیم و بهترین آب و هوا را تجربه کردیم و مصداق بودن در زمان مناسب در مکان مناسب بود برای ما زیرا تمام کشور در اون ایام درگیر سرما و سیل بود ولی ما از غوغای جهان فارغ فقط لذت و زیبایی تجربه کردیم. یه دوست ارزشمند هم که از بزرگان و دانشمندان کشور است و نویسنده چیره دستی هم هست جناب آقای دکتر پاپلی یزدی که افتخار آشنایی و دوستی با ایشان را دارم و مجموعه 6-7 جلدی کتاب شازده حمام از جمله کتابهای مشهور ایشان است و علاقه مرا به مردمان این دیار و این خطه زیبا دو چندان کرد. امیدوارم شما هم در اولین فرصت مهمان ما باشید و از طبیعت زیبای اینجا نهایت لذت رو ببرید. برایتان بهترینها را آرزو میکنم دوست عزیز در پناه خداوند باشید. یا حق
مثل همیشه کامنت عالی باکیفیت با جمله بندی زیبا و تاثیر گذار اینقدر خوب مینویسین آدم دوست داره بارها بخونه همیشه با خودم میگم چه دفترهایی از نت برداری با خط زیبا و خودکارهای رنگی دارین .
چقدر خوبه همیشه در همه جا ما نکات مثبت دیگران رو ببینیم حتی اگه در یک جلسه رسمی باشه .
بله رئیس جمهور مردمی ما جناب دکتر پزشکیان هم نکات مثبت بالای داره که از دید پنهان نمیمونه.خوبه ما هم سعی کنیم نکات مثبت مسئولین خودمان را هم ببینیم اینها که از ترامپ بدتر نیستن .
منم خیلی سعی میکنم نکات مثبت آدمها رو ببینم ولی گاها نجواها و واکنشها نقطه مقابل رو نشون میده.
همه آدمها قطعا نکات مثبتی دارند پیدا کردن و توجه به این نکات برای خود ما خیلی خوبه حتی اگه به طرف مقابل یادآوری نکنیم
با دیدن این فایل از استاد با خودم گفتم کاش استاد عزیزم از نکات مثبت رییس جمهور یا رهبر عزیزمون سخن میگفتن کاش از ایمان وتوکل رهبر مون حرف میزدن کاش از نگین انگشترش حرف میزدن که ان معک ربی روش حک شده کاش بچه های سایت بیشتر از ایران عزیزمون بگن تحسین کنن
ممنونم واقعا ازتون از دیدگاهتون لذت بردم .من آمریکا رو دوست دارم ولی عاشق ایرانم ایران سرزمین راستی وصداقت وپیشرفت
امشب کاملا هدایتی نمیخوام بگم اتفاقی چون قطعا هیچ چیزی در زندگی ما اتفاقی نیست به کامنت بی نظیرت هدایت شدم شاید دلیلش این بود که چند روز بفکرتون بودم
اسداله عزیز من کاملا از فضای سیاسی دورم وحتی کمترین اطلاعی در مورد شخصیتهای سیاسی جهان ندارم ترامپ رو از فایلهای استاد میشناسم ورئیس جمهور کشور خودمون از صحبتهای همسرم واز دیگران هر چه که از تاریخ در مدرسه خواندم ،وهمیشه هم سعی کردم از این زاویه به شخصیتهای سیاسی نگاه کنم که من جای آنها نیستم که بخوام در مورد عملکردشان قضاوت کنم ولی خوشحال شدم از اینکه از زبان شما ویژگیهای شخصیتی مثبت آقای پزشکیان را شنیدم وسپاسگزار خداوندم که اینچنین زیبا بندگانش رو هدایت میکند
بهترین بهترینها را که فقط خداوند به آن عالم هست براتون آرزو میکنم
[ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده میشدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
خدای عزیز وشیرین و ناز ودلبرم،من به تو،به نورتو،به عشق تو،به هدایت تو و به هر خیری که از سمت تو به من برسه و من رو با جریان پربرکتت هماهنگ تر کنه،فقیرم،خدایا من اون کسی هستم که به این صلات ها،به این نوشتن ها،به این تکرار و تمرین قانون، به صدق بالحسنی بودن محتاج و نیازمندم،خدایا کمکم کن با عشق تو،از تو بنویسم،خدایا این صلات رو مایه ی روشنی قلبم،آرام تر شدن ذهنم،خالص تر شدن فرکانسم و هجرت به سمت یک مدار بالاتر قرار بده،آمین یا رب العالمین.
عاشقتم خدا و این عشق،بزرگترین سرمایه ی زندگیمه.
=====================================
به نام خدای مهربان…
سلام به شما دوست عزیز…
من سعیده شهریاری هستم و باز هم سپاسگزار خداوندم که یکبار دیگه به من فرصت داد بتونم در بهترین زمان،صلاتم رو پشت سر استاد عباس منش اقامه کنم… :)
پس هنگامی که صلات را به پایان بردید، خدا را در حال ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید. و همین که مطمئن شدید،صلات را اقامه کنید. مسلماً صلات همواره در اوقاتی مشخص و معین وظیفه ای مقرّر و لازم بر مؤمنان است.
الهی صد هزارمرتبه شکرت.
آقااااا،حالتون چطوره؟!رو به راهید؟! رو به رشدید؟!قلب هاتون پر از نوره؟!جیباتون پر از پوله؟!جسماتون پر از سلامتی؟!روح و ذهنتون در هماهنگی؟!
الهی صدهزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت یک روز دیگه روی این کره ی خاکی به ما فرصت زندگی دادی،فرصت دیدن،شنیدن،حرف زدن،نوشتن،فرصت بندگی و تجربه ی احساس عمیق خوشبختی بی قیدو وشرط،فرصت تجربه ی فرکانس سپاسگزاری،فرصت خلق آگاهانه ی زندگی،فرصت کنترل کانون توجه به سمت آگاهی برتر،فرصت دیدن یک فایل جدید و پربرکت دیگه،فرصت اقامه ی صلات…
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از کسانی که کافر شدهاند اطاعت کنید، شما را به گذشتههایتان بازمیگردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد.
بَلِ اللَّهُ مَوْلَاکُمْ ۖ وَهُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ(150 آل عمران)
بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است.
استاد عزیز ومهربون و الهی و نورانی من،بی نهایت ازتون سپاسگزارم که باز هم سخاوتمندانه یک فایل پر از آگاهی رو بهمون هدیه دادید و از خداوند سپاسگزارم که کمکم کرده در مدار شما و آموزش های الهیتون پایدار بمونم و در مسیر توحید استقامت بورزم…
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می دادند، بشارت باد.
یکی دو هفته پیش،داشتم عبارت تاکیدی های روی دیوار خونه رو میخوندم یکهو چشمم خورد به یک برگه ی جدید که دست خط خودم بود ولی من اون رو نچسبونده بودم…
روش نوشته بود:
به نام خداوند جان وخرد،کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوندجای،خداوند روزی ده رهنمای
جلسات قرآنی دوره ی دوازده قدم
چگونه فکر خدا را بخوانیم؟
اسفند 1401
نگو دخترم،نیکا توی دفتر های قدیمی من داشته میگشته،بعد تا اینو دیده،برگه رو کنده زده به دیوار،فکر کرده اینم مثلا بقیه ی برگه هایی که چسبوندم عبارت تاکیدییه،ولی من که میدونستم کار نیکا نیست…کار خدای نیکاست که داره منو هدایت میکنه باید به چه جلساتی گوش بدم… وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ
وقتی به جلسه ی قرآنی قدم 1 گوش دادم گفتم خدایااااا،این همه آگاهی قرآنی…چقدر من لازم داشتم دوباره به این صحبت ها گوش بدم و قلبم پر از نور بشه و بیشتر شیرینی حلاوتِ آیه های قرآن رو درک کنم…
این قدم اول هدایت…قدم دوم چی بود؟!
اومدم برم جلسه قرآنی قدم 2 رو گوش بدم،فکر کردم جلسه 6 ،جلسه قرآنیه،اما جلسه 6 یک فایل هدیه از صحبت های استاد عباس منش و استاد شایسته بود در مورد اصل قانون و تمرکز بر نکات مثبت هر چیز ،تمرکز بر نکات مثبت محل کار،خونه،شهر،رابطه و….
یعنی چنان این آگاهی ها در بهترین زمان روی سیم کشی های مغز من جفت و جور شد که من گفتم خداااایاااااا دمتتتتت گرررررررم،تو بی نظیرییییییی،بی نظیییییر….
حاجی فرمون فقط دست تو باشه،من اصلا رانندگی که بلد نیستم هیچ،حتی بلد نیستم راه برم…جای من فقط روی دوش تو…
واقعا چقدر خودِ من احتیاج دارم هر روز و هروز اصل قانون رو به یاد خودم بیارم تا بتونم درست بهش عمل کنم…نمیدونم چرا انقدر فراره،چرا انقدر زود یادمون میره،چرا انقدر زود دست از اصولی بازی کردن میکشیم و میخوایم روی عقل وتوانایی های خودمون حساب کنیم،درحالیکه به ضرس قاطع هممون میدونیم نتایج شگفت انگیز زندگی ما زمانی رقم خورده که ما داشتیم به اصل قانون درست عمل میکردیم…
@@پیام بازرگانی:اگر فکر کردید من میدونستم ضرس قاطع چه جوری نوشته میشه و نرفتم سرچ نکردمش،سععععععخت در اشتباهید:)@@
الهی صدهزار مرتبه شکرت:)
برم سراغ تمرین های استاد شایسته ی قشنگم:
الف)
آنجایی که توانستید بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، احساس عشق، احترام، ارزشمندی و توانایی را در طرف مقابل خود برانگیخته کنید، خواه در حضور جمع و خواه در جمع دونفرهی خود.
بنویسید چه بازخوردهای مثبتی گرفتید و چه تأثیرات مثبتی بر رابطهی شما با آن فرد و حتی سایر جنبههای زندگی شخصی شما گذاشت.
درمورد این موضوع من کوله باری از تجربه دارم….
اولین نمود واضح قانون رو من درمورد رئیس بیمارستانمون دیدم،زمانی که ایشون رئیس بیمارستان ما شد،من هنوز با قانون آشنا نبودم و من هم مثل بقیه فقط ویژگی های نامناسبش رو میدیدم و دقیقا همون رفتاری رو ازشون دریافت میکردم که مابقی پرسنل…انقدر که از ویزیت رفتن باهاش میترسیدم…یادمه اون موقع تو بخش قلب کار میکردم…وقتی ایشون میومد ویزیت مثلا به جای اینکه درمورد شرح حال مریض ازت بپرسه،یهو میگفت همین الان به من بگو نیمه عمر داروی آدنوزین چیه؟!یا همین الان بگو رنج نرمال cpk چنده؟!اصلا مریض چرا pvc میزنه؟!
آقااااا،شما اومدی ویزیت یا تشخیص صلاحیت؟!دنبال چی میگردی؟!
مسئله این نبود که ما جواب این سوالات رو ندونیم،مسئله اون احساس بدی بود که انگار رئیس جلوی مریض و همراه مریض دنبال مچ گیری و ضایع کردنته…
این تازه یکی از ویژگی هاشون بود…مابقی بماند…
اینجوری بود که دیگه کل پرسنل جلوی روش خم و راست میشدن،پشت سرش فحش و ناسزا…و کلا ازش فراری …
وقتی با قانون آشنا شدم،مخصوصا اون اوایل که به قول استاد در توحید عملی11 آدم کمتر روی مغز خودش حساب میکنه و بیشتر به خدا توکل میکنه…
تلاش کردم در وجود این آدم نکات مثبت پیدا کنم،انصافا کار راحتی نبود…ولی من ممارست کردم و پیداشون کردم…
مثل اینکه چقدر خوبه از وقتی این رئیس اومده،همه با دقت بیشتری کار میکنند…مثل اینکه چقدر خوبه بیمارستان نظم بیشتری گرفته،چقدر خوبه که انقدر به سطح اطلاعات پرسنلش اهمیت میده،چقدر خوبه همیشه مرتب و با کت وشلوار میاد برای ویزیت،مثل اینکه چقدر این شومیزی که میپوشه خوش رنگه…
و دیگه با هیچ کدوم از همکارام درمورد بحث هایی که میکردن هم کلام که نشدم هیچ،حتی وقتی حرف میزدن هندزفری میزاشتم که اصلا نشنوم که اونا چی میگن…
و به خدا قسم بازی به طرز معجزه آسایی عوض شد…
فقط برای من و محجوبه جان که تنها همکار هم فرکانس و شاگرد استاد عباس منش بود…
یعنی دکتر که میومد ویزیت،بچه ها میگفتن میشه شما باهاش برید؟!نمیدونم چرا انقدر با شما رفتار خوبی داره؟!یا میخواستن باهاش تماس بگیرن درمورد بیمار صحبت کنن میگفتن میشه شما زنگ بزنید؟!
موقع cpr دکتر بالای سر بچه ها وایمستاد حتی پوکه های اپی نفرین رومیشمرد که یک وقت دروغ نگفته باشن که مثلا 10 تا اپی نفرین رو زدن…
ولی وقتی من ومحجوبه سر cpr بودیم،حتی یکوقتایی بالای سر مریض هم نمیومد…همونجا روی صندلی کنار استیشن مینشست و از دورنگامون میکرد و میگفت بعدا بهم بگید چندتا دارو زدید من تو برگه ی cpr بنویسم…
درحالیکه بقیه میترسیدن باهاش حرف بزنن،من و محجوبه باهاش شوخی میکردیم،سر به سرش میزاشتیم و اون فقط میخندید!!!
و اون لحظه ی قیافه ی بقیه دیدنی بود که داستان چیه دکتر هر بار با ما حرف میزنه انقدر تنده،انقدر دنبال گیر دادن و اشتباه گرفتن از ماست،چرا به این دوتا میرسه هیچی که بهشون نمیگه هیچ…تازه باهاشون بگو بخند هم داره…
یعنی اونروزها،انقدر با دقت بی نظیر به قانون عمل میکردم که هر روزم برام بهشت بود بهشت…
به ظاهر میرفتیم شیفت توی icu!!! ولی در واقع شیفت کاری نبود…مهمونی بود…بزن وبرقص…خنده های انفجاری…غذا سفارش بده…بریم ته باغ حیاط بیمارستان تاب بازی …
واقعا از بهترین روز های زندگیم همون روز ها بود و اون احساس خوب…اون تمرکز لیزری روی زیبایی ها ،اون اعراض از ناخواسته ها و توکل بر خداوند و قوانین شگفت انگیزش،باعث شد همون رئیسی که همه آرزووو میکردن ازین بیمارستان بره،پشت سرش ناسزا میگفتن و میترسیدن حتی باهاش حرف بزنن…
همونرئیس،همون رئیس،همون رئیس
یکتنه پشت سر من وایساد و شد تنها حامی انتقالی من وهرکاری از دستش برمیومد برای من انجام داد تا من بتونم ازون بیمارستان برم!!!
قشنگ اونروز آخر رو یادمه وقتی رفتم نامه ی پایان کارم رو گرفتم،برام نوشت:بدینوسیله در تاریخ 30 آبان 1402 پایان کار خانم سعیده شهریاری اعلام میگردد.
بعد زیر برگه مهر وامضا ریاستش روزد وداد دستم و گفت دعا میکنم هرجایی میری برات بهترین ها رقم بخوره….
اون لحظه یکی از پرسنل که مدت ها بود که میخواست انتقالی بگیره وهیچ کس باهاش موافقت نمیکرد،توی اتاق رئیس بود وتا این صحنه رو دید،گفت: دکتر دست مارم بگیر!!!!
ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا میخوانید، هرگز نمیتوانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید، نمیتوانند آن را باز پس گیرند! هم این طلبکنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان!
با خودم گفتم آدمها به دست های خدا نگاه میکنن…و نمیدونن این خداست که داره کارهارو انجام میده…
این پیروی از قوانین خداوند که باعث میشه کارها به راحتی پیش بره…نه توانایی مخلوقات خدا…
الله اکبر …همین الان که این خط رو نوشتم،صدای این آیه رو از گوشی بچه ها شنیدم:
من امروز آنان را در برابر صبری که کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.
الهی شکرت،الهی صدهزار مرتبه شکرت،خدایا تا جایی که آسمونت جا داره شکرت…
یادم اومد وقتی داشتم مراسم تحلیف پرزیدنت ترامپ رو میدیدم،داشتن میگفتن ایشون فکر کنم در ایالت میشیگان با مسلمان ها دیداری داشتن و رهبر اون ها به آقای ترامپ گفته الله پشت وپناه شما هست و از شما حمایت میکنه…یا یادمه استاد قبلا توی فایلی گفتن که آقای ترامپ زیاد این جمله رو میگه: God Bless America
و البته که از نتایج زندگیش هم مشخصه که چه نوع افکاری توی سرش میچرخه…
هرجا ردپای موفقیت هست،نامِ توحید میدرخشد.
این فقط یک مورد از نمود واضح قانون توی زندگیم بود،من صدها مثال دارم بزنم که چطور با تمرکز روی ویژگی ها مثبت آدم ها،کلا بازی رو برای خودم عوض کردم،چه با مسئولین اورژانس کودکان…چه با فروشنده های نمایندگی هامون تو کیش…چه با خانواده م و حتی با سرسخت ترین آدم هایی که هیچ راهی برای ارتباط درست گرفتن باهاشون نبود…
فقط باید این قانون رو درست اجرا کرد و در عمل استمرار به خرج داد،تا به قول استاد جان فرکانس ها به آستانه ی خلق اتفاقات مثبت برسه…
واونوقت معجزه ها به صورت واقعی وارد زندگیمون میشه،به راحتی،به راحتی،به راحتی
ب)
آنجایی که یک فرد دیگر، بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، آدم مثبت و خداگونهی وجود شما را برانگیخته کرد و شما به خاطر توجه آن فرد به نکات مثبت تان و ابراز آنها، فقط خیر، خوبی و صلح را به او عرضه کردید…
این یکی یکم خنده داره:))) همین چندوقت پیش هم اتفاق افتاد…
یک روزی از خواب بیدار شدم و شروع کردم برنامه ریزی کردن برای کارهای اونروز…ولی به طرز عجیبی تموم فکروذهنم پیش دوستم،فاطمه جان بود…
اصلا نمیدونستم چرا،هر آهنگی که تو خونه میزاشتم بلند بلند براش میخوندم:)از صبحتا ظهر50 تا کامنت تحسین برانگیز و پر از ابراز عشق وعلاقه تو سرم براش مینوشتم،انقدر دیگه توسرم داشت اِرور جای خالی کافی نمی باشد میزد،هرچقدر میخواستم تمرکز کنم روی کارهای خودم،ذهن وقلبم فقط فریاد میزد: فاطمه،فاطمه ،فاطمه…
اصلا یک وضعیی:)یعنی یک جایی دیگه خودم ترسیدم و به خدا گفتم خدایا داستان چیه؟!من چمشده؟!آقا من خودم کار و زندگی دارم،چرا امروز اینجوری منو مجنون کردی:))))))
اون صبح گذشت و فکر کنم بعد از ظهر بود که فاطمه جان سر یک موضوعی بهم پیام داد و وسط صحبت هاش گفت که دیشب با داداش رسول نشستن 2 نفری،2 ساعت تموم فقط درمورد خوبی های من حرف زدن….
واااای:) ترکیده بودم از خنده،گفتم آخه مسلموناااا،اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید…این چه کاریه شما با من میکنید آخه:)))) حداقل به من خبر میدادید من بدونم،از صبح فکر کردم دیوونه شدم:))))من میگم خدایا من چم شده آخه،چرا دارم فقط برای فاطمه آهنگ عاشقانه میخونم!!!بگو پس…زیر سر خودتون بود…:))))
آخیش…اللهم آخیش…
خدایاشکرت برای فرصت تکرار وتمرین قانونو نوشتن از اتفاقات خوب زندگی…
خدایا،خداوکیلی دمت گرم،خودت کمکم کن بتونم همیشه و همیشه و همیشه به قانون درست عمل کنم،کمکم کن هیچ وقت فکر نکنم خودم حالیمه،فکر نکنم همه چی رو بلدم،فکر نکنم من کاری کردم برای اینکه اتفاقات خوب برام بیفته،خدایا کمکم کن همیشه یادم بمونه هرچی که دارم از آن توعه،کمکم کن همیشه خودمو فقیر بدونم به هر خیری که از سمت توبه من برسه،کمکم کن همیشه خودمو محتاجت بدونم،کمکم کن همیشه سرم جلویتوپایین باشه،کمکم کن همیشه کارهام رو برای رضایت وجلب توجه تو انجام بدم نه هیچ کسدیگه،خدایا کمکم کن همیشه در فرکانس تحسین باقی بمونم و نزارم ذهنم جفتک بندازه،خدایا کمکم کن همیشه به تو وصل بمونم….
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.
عاشق این شوخی هات هستم که وسط کامنت ها از خودت در وکنی:-)
پیام بازرگانی:اگر فکر کردید من میدونستم ضرس قاطع چه جوری نوشته میشه و نرفتم سرچ نکردمش،سععععععخت در اشتباهید:)@@
چقدر خوب مینویسی و چقدر قلم روغن کاری شده ای داری
ـ تحسینت میکنم که در اکثر اتفاقات و موضوعات و رفتارها ایاتی از قرآن بیادت میاد درواقع هدایت میشی و این به خاطر کارکردن روی مباحث قرآنی و درک قوانین که با تمرین و استمرار خلق کردی
سلام پرستار دلها چقدر نوشتن برای تو سخته کجایی نمیدونم فقط میخوام بهت بگم خداروشکر که پیدا کردی اونی رو که باید پیدا میکردی سعیده جان با اشکهایی که از قلبم سرازیر میشه برات نوشتم خواستم بگم من خواهر ندارم البته شناسنامه ای ولی خیلی وقته که تو رو دارم دوست دارم شاد باشی وسلامت ید الله فوق ایدیهم.
امیدوارم هرجا هستی روی دوش خدا و در پناه امن الهی باشی
دختر چقدر نفست گرمه
بعداز مدت ها امروز با دیدن این همه تحسین و توجه به نکات مثبت وخوندن این کامنت های عالی هدایت شدم به نوشتن کامنت
من هنوز فایل و ندیدم و فقط اعلان کامنت شما روی گوشیم اومد و من اومدم از نوشته های زیبات لذت ببرم و همین اول صبح فرکانسمو تنظیم کنم روی نعمت ها و زیبایی ها و هدایت شدم به اینجا وسط اینهمه قشنگی ،بهشت زیبایی که استاد عزیزم و مریم جون مثل دوتا باغبون مهربون دارن تو این بهشت میلیون ها میلیون گل بهشتی و توحیدی پرورش میدن و هر لحظه به واسطه ی این خیر رسوندن به بنده های خدا دارن به مدارهای بالاتر و بالاتر هدایت میشن
انصافا وقتی وارد سایت میشی انگار پاتو مستقیم گذاشتی وسط بهشت و فقط و فقط زیبایی و عشق و آرامش و لذت میبینی این همه صفا و صمیمیت و یکدلی بین اعضای سایت و دوستی هایی که از دل همین کامنت ها جوونه زده
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت این هدایت الهی ات و شکر بابت وجود نازنین استادم و مریم بانو که شایسته ی مدال افتخار معلمی هستن
سعیده ی عزیزم از شما هم سپاسگزارم که با نوشتن هات و یاد آوری قانون در قالب تجربه های بی نظیر خودت از عمل به قانون اینطور زیبا باعث جهت دهی ذهن هر بیننده ای میشی و الگویی شدی برای شاگرد اول شدن در مکتب توحید و بندگی
و تسلیم بودن در برابر امر خداوند
فکر میکنم سال هاست میشناسمت از بس نوشته هاتو زیبا و صادقانه مینویسی آدم احساس میکنه داره به حرف های خواهرش گوش میده همینقدر صمیمی و زیبا
خدایاشکرت که این سایت برقراره و هرروز داره رشد و پیشرفت میکنه و هر فایل یک دوره ی کامل و بی نظیر هست برای آگاه ترشدن و آگاهانه زیستن
آخه کجا بری که اینهمه قشنگی ببینی و لذت ببری
سعیده جانم واقعا برام شدی مثل یک خواهر بزرگتر و آگاه که هروقت مسأله ای دارم میام و کامنت هاتو میخونم تا یادبگیرم چطوراون مسأله رو حل کنم و رهنمود کنترل کنم و هربار خدا هدایتم میکنه به کامنتی که جوابم داخلش هست و واقعا این ها همه از لطف خدا و قدرت بینظیر خداونده که به محض اینکه ازش درخواست میکنی اجابت میکنه و در لحظه هدایت میکنه
امیدوارم هرروز قلبت پرنورتر و روشن تر بشه به نور الهی و با قلم زیبات بنویسی و تحسین کنی و توجه کنی به زیبایی ها و نعمت ها و دستی بشی از دستان خداوند برای منی که هنوز خیلی راه دارم تا توحیدی شدن و تسلیم بودن هنوز باید خیییییلی درس بگیرم از استاد جان و شما شاگرد اول های کلاس عشق و توحید
کامنت های شما خط به خطش درس و نکته های شگفت انگیز داره. یعنی وقتی کامنت های شما رو میخونم درس های مختلف میگیرم و شیوه نگاهتون به زندگی، تعهدی که دارین، ارتباطتون با خدا و عشق بازی ای که با او دارین برام درس و درس هست. واقعا خداروشاکر میکنم که در چنین سایت بی نظیری حضور دارم و این فرصت رو خدا بهم داده که چنین آگاهی های ناب و تجربیات بی نظیری رو دریافت کنم.
شما بی نظیر هستی سعیده جان و براتون بهترین ها رو از خدا میخوام، نتایج الهی که میگیری نوش جونت باشه، با کامنتت واقعا فرکانسم بالا رفت و کلی از تمرینات شما استفاده کردم.
سلام سعیده جون .شاگرد اول سایت بهشتی . خاستم بهت بگم خیلی ایول داری دمت گرررررررم . با این همه تعهدت با این قلمت . من که کلی لذت میبرم از نوشته هات . تحسینت میکنم از اینجا تا اسموووووووو..ن هفتم ، &&
از ایه های قرآنی که مینویسی خیلی لذت میبرم وازت سپاسگزارم عزیزم . ممنونم که با قلم زیبات هم خنده به لبمون میاری هم اشک شوق به چشمامون . هم ارامش به قلبمون .
من لایکت میکنم و از خدا میخام لایکت کنه عزیزم الهی که همیشه . همیشه بدرخشی خوشکلم
این تمرین رو آگاهانه تودفترم انجام میدادم و کم کم وارد برنامه ی روزانه م کردم به شکلی عملی خداروشکر….
خداروشکر میکنم که دفترهایی مخصوص این تمرین دارم
و داخلش از ویژگیهای مثبت و کنترل ذهن ها ونتایج
دوستان بهشتیم دراین سایت بهشتی مینویسم
چقدر این کار باعث شده که الگوهای درستی توذهنم
شکل بگیره و تاجایی که فرصت میکنم برای دوستان
نازنینم پاسخ مینویسم وتحسین شون میکنم خداروشکر..
نتیجه ی ارزشمند ومقدس :
سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت
خیلی به من کمک کرد که تمرکز بذارم به زیبایی ها
و ویژگیهای مثبت آدمها رو ببینم و بیان کنم
جالبه 21 روز از دیدن این فایلها و کامنت نوشتن ما میگذره
که نتیجه از راه رسید و دوره ی روانشناسی ثروت 1
به راحتی و آسونی ودر بهترین زمان وارد زندگی مون شد
خدا همیشه شاهکار میکنه
و درلحظه پاسخ میده به باورهای ما …
تازه من تو جلسات دوره ی هم جهت با جریان خداوند
(موسیقی رویش) دارم یادمیگیرم چه جوری
به خدا اعتماد کنم و پای خدا وایسم
ودارم یادمیگیرم که اصل قانون فراوانی چیه !!!
خدایا شکرت بی نهایت شکرت برای نعمت آگاهی…
مثال های بعدی :
یه بار برای سمانه جان صوفی عزیز کامنت نوشتم
تو فایل تمرکز برزیبایی ها و تحسینش کردم که
استاد شایسته جان لایکش کرده
همون لحظه که کامنتم تموم شد هنوز تایید نشده بود
مامانم زنگ زد که داداشم ازسفر اردبیل برگشته
و دوکیلو پنیر و کره محلی برام سوغاتی آورده ..
یا همین چندروز پیش سعیده جان عکس نیلا ونیکا جانم فرستاد با مدال تو ورزشگاه و همراهی پدرومادرعزیزش
یعنی نمیدونین من چه حالی داشتم از اینهمه قشنگی
فیلمها وتمرینکردن هاشون معرکه بود و خوشگل
نتیجه چی شد ؟؟؟؟ آشنایی من با یه نرم افزار کاربردی تر
و راحت تر انجام دادن کارهام …
لیلی جان اسفندیاری امسال براشون از طرف محیط کارش جشن گرفتن و از طبیعت اونجا و فواره ها برام عکس فرستاد ،نمیدونین چه بهشتی بود
چقدر همکاراش اهل دل بودن
همه زیبای خاصی داشتن و پرانرژی وناز بودن
دقیقا ده روز بعدش من وهلیسا تو همون مکان دعوت شدیم به جشن از طرف مدرسه شون و فیلمش برای لیلی جان فرستادم وگفتم ببببین قانون چقدر دقیق ودرست جواب میده ،منی که از پشت گوشیم عاشق این مکان بهشتی شدم ، دعوت شدم دقیقا
به همین مکان برای جشن ..
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای وجود تموم
انسان های ارزشمند تو زندگیم
مثال های بعدی از خانواده :
عید امسال ، کل خانواده رفتن اردبیل بخاطر مادربزرگم
ولی بعداز 13بدر ، دایی م بهم زنگ زد که
میخوان بیان خونه ی ما
منم خیلی عالی گفتم خونه هستیم…
دایی م تا وارد خونه ی ما شد
من خیلی از بوی عطرش خوشم اومد
و اولین تحسین رو ، بیان کردم
گفتم دایی ساختمون پرشد از بوی عطرت!
این عطر کی خریده ؟!
گفت زندایی برای تولدم خریده
گفتم زندایی مثل همیشه خوش سلیقه است …
زندایی بی نظیره تو تربیت بچه ها،
تو خونه داری ، تو آشپزی …
از همه مهمتر اینکه زندایی همیشه
آرومه و من عاشق این آرامشش هستم
یهو دیدم دایی م چشماش پراز اشک شد
گفتم چی شد یهو ؟؟
گفت دوساعت پیش باهم بحث مون شد
وقتشه اینجا ازش عذرخواهی کنم …
اتفاقا خونه ی چند نفرهم رفتیم عیددیدنی
ولی با حس وحال ناخوب وعصبی…
بماند که بعدش چقدر گفتیم وخندیدیم
و عیدی گرفتم اونم تپل خداروشکر..
چقدر احساس ارزشمندی کردیم همگی …
فردای اون روز حدود ده تا قرآن در رنگهای مختلف
به رسول جان هدیه دادن تو محیط کارش
که منم برای دوستان بهشتی مون فرستادم با عششششق..
و حدود پنج روز بعد زندایی م ، کل خانواده رو
دعوت کرد خونه شون و مهمونی دادن
یه دورهمی بی نظیری شکل گرفت
تو این مهمونی چقدر فرصت کردم
از قشنگیای اطرافیانم گفتم و تحسین شون کردم
با عششششق فراوون ..
دوروز پیش خواهرزاده ی من تو مسابقات تکواندو
حذف شد ، حمید به من گفته بود خاله اگه برنده شدم
بیایی با بچه ها خونه ی بابایی (پدر من )بخوابیم
منم قبول کرده بودم منتها باخت
و با گریه زنگ زدبهم از سالن ورزشگاه …
گفتم حمید من و بچه ها خونه بابایی هستیم
هروقت اومدی بیا اینجا منتظرتیم …
انگار دنیارو بهش داده بودی
خواهرم با پسرهاش اومد اونجا
چقدر تحسینش کردم که سکوت کرده…
ازش قدردانی کردم که با اینهمه خستگی ،
لطف کرده و اومده و حرفی به این بچه نزده ….
میدونین نتیجه چی شد ؟
همسایه ی مامانم ینا که عروس هلندی ش
چهارتا تخم گذاشته بود وجوجه هاش یه ماه پیش
دراومده بودن ، همون روز یکی از جوجه هارو
با قفس آورد داد به حمید
یه عروس هلندی لپ گلی حدود یه ماهه
خیلی ناز ودلبر
باید ساعتها بشینی نگاش کنی
با چه عشقی قفس پرنده ش رو
این بچه تزیین میکرد با کامواهای مامانم….
به خواهرم گفتم اینم از برکات سکوت امروزته
گفتم واااایییی طاهره
نگاه کن چه جوری حمید رو نگاش میکنه
انگار میشناسه
از قفس در اوردیم تو خونه ی مامانم ینا
رفت بالای پرده نشست ….
پرواز کردن این پرنده خیلی دلبرونه بود
حالا من نازش میکردم
حمید میگفت خاله عاشق شدی ها …
گفتم آره حمید جان
هرکی ببینه عاشقش میشه
از بس قشنگه ….
نتیحه چی شد ؟ هدایت شدیم به یه سفر دلچسب
و پراز زیبایی و قشنگی در دل جنگل و رودخونه …
همزمان با این سفر دوتا نقطه آبی قشنگ دریافت کردم
که رزق خداوند میدونم
و خبر مهدکودک رفتن لیلین جانم شنیدم
اومدم بابت فیلمهای این قندک ویس بفرستم
که اسم منو تونست بگه
وااااااییی خدایا شکرت من روی ابرا بودم
خیلی حس خوبیهههه
احساس لیاقتم رفت تا آسمون
چهل صددفه ویسش گوش دادم با ذووووق وهیجان
نتیجه چی شد ؟ خودکار پاکنی بنفش رنگ دریافت کردم
با دوتا دفتر و یه سبد ریحون تازه باغچه ی بی نظیر …
من نمیدونم چرا هروقت کامنت شما ، محسن جان توحیدی و سعیده شهریاری نازنین رو میخونم از ذوق گریه ام میگیره
چقدر حس خوبیه وقتی میبینم انقدر رها هستید و خیلی خوب زیبایی ها رو میبینید ، تحسین میکنید
این همه اتفاق فوق العاده داره 100% قانون رو متذکر میشه نشونه ای از درست بودن مسیره
واقعا تحسینتون میکنم ، آفرین بر شما ، آفرین به تعهد تون
راستی تقریبا یک ماه پیش تو یکی از کامنتاتون با اجازه شما چند تا باور خوب رو واسه خودم نوشتم و هر روز صبح که از خواب پا میشم با اون ها شروع میکنم :
خدایا این خواسته هایی که در قلبمه هدیه ای از طرف توئه پس رسیدنیه اما تو حکیمی تو علیمی وتا من لیاقتش رو نسازم نمی فرستیش
خدایا توفیق شکر گزاری به قلبم بده و کمکم کن سپاسگزار تر باشم
خدایا هر جا از مسیر خارج شدم بهم گوشزد کن تا تسلیم خودت باشم تا بندگی تو کنم تا خودتو منبه همه چیز بدونم
خدایا کمکم کن همون آدمی بشم که این خواسته ها براش طبیعی و عادیه
خدایا کمک کن باور کنم همه چیز از درون خودمه*
خدایا به من یاد بده که چجوری نعمتهای زندگیم رو ببینم ، بشنوم و بچشم
خدایا کمکم کن و بهم بگو چجوری ذهنم رو قانع کنم و حالیش کنم که خدای خیلی بزرگه و قدرت داره
و کلی باور دیگه
و این باور ها باعث شده چقدر آرام تر باشم و چقدر اتفاقات عااالی برام بیافته و چقدر رزق و روزی بیشتری وارد زندگیم شه
همینجا از شما سپاسگزارم بخاطر این همه باور خوب که با نوشتنش دارید به افراد بسیاری کمک میکنید که خودشون رو بهتر بشناسن و هم خداشون رو بهتر بشناسن همچنین هم جهت با جریان خداوند بشن بابت همه چیز ممنونم از شما
بسیار سپاسگزارم که باورهایی که از کامنت فاطمه جان گرفته بودید
برای ما هم به اشتراک گذاشتید
استاد عزیز بارها گفتن که با نوشتن کامنت و به اشتراک گذاشتن نتایج خود ،به گسترش آگاهی دیگر بچه های سایت و گسترش جهان کمک میکنید
و شما هم با نوشتن این باور های،عالی همینطور عمل کردید .
من هم با خوشحالی این باورهای قشنگ را در دفتر شکر گزاری ام نوشتم تا هر روز صبح و شب چشمانم را نورانی کنه و با تکرارش ذهنم را آرام کنم و نتایج عالی اش را ببینم
خیلی ازتون سپاسگزارم واسه کامنت خوبی که برام نوشتید
کاملا با شما موافقم ، ما تو این سایت اومدیم که رشد کنیم ، احساسمون عااالی بشه و هر چیزی که باعث این احساس خوب میشه رو به اشتراک بزاریم و در اصل داریم کمک میکنیم جهان جای بهتری بشه واسه زندگی کردن
حالا همه مون تو این سایت با تجربیاتمون داریم این کار رو میکنیم ، خیلی ها با شغلشون ، خیلی ها با آموزش ، یسری با ثروت ساختن و…. هزاران راه دیگه این کار رو انجام میدن و این یعنی کمک به گسترش جهان که همون هدف اصلی خداوند برای خلق این جهانه و این مسیر همیشه ادامه داره به شکل های مختلف
خانوم حکیمیان عزیز منم براتون بهترین ها رو از الله یکتا میخوام
امیدوارم کنار همسر و بچه های گل در سلامت کامل باشی و آرامش مهمان همیشگی خانه تان باشه
چند روز پیش هدایت شم به یکی از کامنت هات که در مورد بارداری و کنترل ذهنی که داشتی، نوشته بودی ، منم العان تو چنین موقعیتی هستم، و میخوام بارداری دوم ام رو تجربه کنم و چقدر نیاز داشتم به خوندن اون کامنت
بسیار زیبا بود کلی ذوق کردم و کلی ایده گرفتم برای توجه به خواسته ام
چند روز پیش داشتم اسامی دخترانه رو تو سایت های مختلف سرچ میکردم وسطش خوابم برد
خواب دیدم مشهد تو حرم بودیم و کلی آقا با چراغ های در دستشون به ردیف ایستاده بودن و ما هم وسط شون بودیم ، من شما و دختر تون ، بعد شما گفتی، هلیسا
رو آوردم مشهد نیت کردم هلیسا خادم امام رضا بشه ،و قبول کردن دخترت هم بود با موهای خوشگل چتری که یه چادر کوچولو رو خودش انداخته بود، کلی صحبت کردی اما ،چیزی جز تکه ای که نوشتم یادم نموند ،خیلی خوابم برام جالب بود دوست داشتم برات بنویسم
مرسی از کامنت های زیبا و رسا ی که مینویسی و خدا رو شکر بابت عشقی که بین شما و آقا رسول برقرار هست
سلام فاطمه جان عزیزم من واقعا لذت میبرم از کامنت های شما و اینکه هرروز منو ایوب جان در مورد شما صبحت میکنیم همیشه به ایوب جان میگم من عاشق فاطمه جانم هستم که اینقد قشنگ به قوانین عمل میکنه و اینکه از ویژگی های مثبت افراد همیییشه تو کامنت هاش گفته واقعا شما بی نظیری .من لذت میبرم ازتون .تحسینتون میکنم که واقعا شاگرد زرنگ استادی باعث افتخارمه که با عشق کامنت های شمارو میخونم و از نتایج بی نظیرتون لذت میبرم وهمچنین آقا رسول عزیز هم واقعا کامنت هاشون انرژی فوق العاده به آدم میده .انشالله در کنارهم موفق ترین باشین به امید خدای مهربان .
و جالب اینجاست فاطمه جان من همیشه کامنت های شمارو میخونم قشنگ انرژی فوق العاده عالی میره تو وجودم قلبم باز میشه ،خیلی قشنگ انرژی مثبتت منتقل میشه ،خییلی عالی هستی خیلی خوشحالم برات عزیزم .
یه بار کامنتی براتون نوشتم که منم مثل شما ویژگی مثبت افراد و مینویسم اون کامنت شما انگیزه بیشتر بهم داد نوشتن عالیه ،صحبت کردن عالیه .ولی من یه مدت مشغول بودم یادم رفت بنویسم صحبت میکردم با ایوب جان ولی کمتر شده بود با این فایل استاد دوباره شروع کردم به امید الله منم مثل شما اینقد قشنگ تمرکز میکنی رو نکات مثبت افراد منم انجام بدم و نتایج عالی بگیرم .
سلام بر فاطمه جان جانان الهی که مثل خواهر از بودنش در این سایت بهشتی لذت می برم ….
نوووووووش جانت باشه این زندگی لذت بخشی که خودت خلقش کردی برای خودت و نتیجه اش اینکه خودت کیفش را میکنی …
سپاس از پروردگار از نتایج عااالی فاطمه جانم …این هم تحسین من از نتایج شما در سایت
این هم بگم که فقط نتایجت حال خوب به من نمیدهد، بلکه نوع نگارشت، زبان ساده مثال زدن هایت، این ها همه باعث ایجاد حال خوب در خواندن کامنت هایت میکند و حالا آخرشو بگم که چه اثراتی بر من خواننده دارد که خیلی تلاش میکنم که مثل شما باشم … چون دوست دارم و میدونم نتایجم با این نوع افکار و باورها، گلباران تر می شود ….
هر بار که کامنتت را میخوانم آنقدر ساده و روان هست آنقدر قابل لمس هست ،که انگار کنارم نشستی و داری برام تعریف میکنی .
نمیدونم خودت هم میدانی که در کامنت هایی که میزاری چقدر نکات خانه داری ، همسر داری ،دوست یابی ،احساس لیاقت وجود داره
من هر بار میخوانم کلی چیز یاد میگیرم خدا را هزاران بار سپاسگزارم
فاطمه جانم ،شما یه همسر عالی برای رسول جان
یه مادر عالی برای محمد حسن جان و هلیسا خانم گلم ،یه خواهر خوب و مهربان برای خواهر و برادرت
یه خاله فوق العاده برای خواهر زاده هات ،یه دختر عالی برای پدر و مادرت
و یه عضو فعال وموفق خانواده عباسمنش هستی
الگوی خیلی خوب و عالی برای ما هستی .
من خودم از کامنتهات طرز فکر صحیح، نوع رفتار با کودک ،با همسر وحتی با خواهر وبرادرم را یاد گرفتم
اتفاقات زندگیت را آن قدر ساده و در عین حال عالی توضیح می دهی که در دل تمام این اتفاقات با تیز بینی ات کلی نکات مثبت بیرون می کشی
بر روی آنها تمرکز میکنی و لاجرم طبق قانون بدون تغییر خداوند ،هدایت میشوی به زیبایی های بیشتر
همه ما در زندگی چنین زیبایی هایی داریم ولی ساده ازش می گذریم و یادمان می رود که با اعتماد به خداوند و هم جهت شدن با جریانش ،چه در هایی به رویمان گشوده شده
چقدر،سبک زندگی ما ها عوض شده و زندگی برایمان شیرین تر شده .
فاطمه جانم چقدر قشنگ که دفتری داری تا نکات مثبت را می نویسی و به ذهنت میلیارد ها بار یاد اوری می کنی تا اون مقاومت ذهن بشکنه و انصافا بسیار،عالی،عمل کرده ای .
بهت تبریک میگم و چقدر تحسینت میکنم .
ممنونم که برایمان می نویسی .
این کامنتت را من چهار بار خواندم از بس حس قشنگی ازش میگیرم
باز هم سپاسگزارم
سلام من را به اقا رسول عزیز ،محمد حسن جان و هلیسا جان برسان .
سلام فاطمه جان . خواهر پر ذوق و قشنگم . نمیدونی چقدر از خوندن کامنتت لذت بردم تا جاییکه نمیدونم چرا بی اختیار اشک پهنای صورتم رو پوشوند انکاری تمام خاسته ی قلبی منو تو.داری زندگی میکنی . چه زیبا و با چه مهربونی تحسین میکنی زیبایی ها رو افراد رو . و به زبون میاری و چه زیباتر که به خودشون ابراز میکنی . همیشه و همیشه آرزو داشتم و دارم که بتونم خوبی هاو قشنکی های دیگران رو به خودشون بگم وابراز کنم ولی خیلی ذهنم مقاومت داره . یه جور خجالت یه مانع قوی نمیزاره که با افراد. راحت باشم . و اون چیزایی که به چشمم میاد . میبینم رو به زبون بیارم . .کامنتت خیلی حالم رو خوب کرد و این خاسته ی منو قویتر. کرد. یه راهکار بهم.داد که اول بیام از نوشتن شروع کنم و آروم آروم به زبون بیارم .البته تو دلم میگم ها .مسعله ام تو بیان کلماته مخصوصا به خود فرد .
خدارو شکر میکنم به کامنت زیبای شما هدایت شدم کلی حال دلم خوب شد . از بیان این همه حس خوب . منم سرشار از ذوق و شوق شدم . اشکم سرازیره . مرسی ممنونم خوش سخنم
چقد مثله همیشه کامنت زیبایی نوشتید و من بیشتر اوقات از دوره هم جهت با جریان خداوند هرجلسه کامنت شما رو میخونم و نکته ای که متوجه شدم که قابل تحسین هست ،این که شما برای تمامی اسم ها چه آشنا چه غیر آشنا پسوند (جان)اضافه میکنید و این خیلی زیباس و به طرف مقابلتان احترام و ارزشمندی رو هدیه میدهید خیلی ستودنی هس این ویژگی دمتون گرم . و این یه شیوه خیلی خوب برای ارتباطات هس که من از شما یاد گرفتم . ممنونم از شما و از استاد عزیز که باعث میشن ما کلی چیزی یاد بگیریم و به نکات مثبت فک کنیم و نگاه کنیم الهی شکرت.
مدتیه که کامنت های تو رو در فایل های مختلف می بینم و از خوندنش کلی لذت میبرم.
ازت ممنونم که انقدر صادقانه و زیبا می نویسی. فاطمه جان من هم بر حسب هدایت الله امروز اومدم این فایل رو دیدم. مدتی بود که رابطم با یکی از اطرافیان نزدیکم یکمی از قشنگی در اومده بود و امروز از خدا خواستم که منو هدایت کنه و امروز به طرز معجزه آسایی با این فایل استاد روبرو شدم و با جان و دل گوش دادم و عمل کردم. جوری که همون لحظه ویدئو رو قطع کردم و به همون آشنامون زنگ زدم و برای کاری که برام امروز انجام داده بود تشکر کر دم و کلی تحسینش کردم. همه تحسین ها واقعی بود و از حالت تملق هم در اومده بود، برای همین هم اون آشنامون کلی از این تعریف و تحسین حالش خوب شد و کلی از منم تشکر کرد که بر اش چند روز پیش کاری رو انجام داده بود و اما اون وقت نگرده بوده که من زنگ بزنه و تشکر کنه.
فقط تو قانون رو ببین. من که تشکر کردم اون بلافاصله این تشکر رو برگردوند. بعد از این تماس اشک از چشمام جاری شد و فقط خداروشکر کردم که چقدر قشنگ هدایت می کنه.
بازم ازت ممنونم و خیلی خوشحالم که با دوست بهشتی همچون تو آشنا شدم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و دوستان فعال و پر تلاش برای تمرکز بر زیبایی ها
اتفاقاً من توی نُت گوشیم لیست افرادی که میشناسم رو نوشتم و جلوی اسمشون چندتا از ویژگی های مثبتشون رو نوشتم و آخرش هم با سپاسگزاری کردن از خدا تمومش کردم و بعد برای نفر بعدی هم همینطور
همین باعث شده ارتباطات آرام تری رو تجربه کنم چون چند سال پیش ها ارتباطات پر تنشی داشتم ولی الان خیلی وقته واقعاً همه چیز خیلی آرام و در صلح شده مخصوصاً ارتباطات
حالا طبق گفته های استاد عباسمنش باید بیشتر کار کنم توی این مورد یعنی تمرکز بر نکات مثبت آدم ها با صحبت کردن در موردشون
حالا من در مورد یه موضوعی توی قرآن سرچ زدم که شاید بی ربط با این فایل نیست
موضوع دقیقاً همین قانونی هستش که داره کار میکنه
چند وقتی هست که یک الگویی توی قرآن توجه منو به خودش جلب کرده، تا حالا هم چندباری در موردشون توی قرآن جستجو کردم تا به یه درکی از این الگو برسم
دوتا ریشه سه حرفی هست که بالای 10بار شاید 17 بار توی آیات قرآن با هم دیگه امده
ریشه نفع و ضرر
در اغلب آیات هم نسبت داده شده به خدا
مثلاً سوره انبیاء آیه 66 رو ببینید چی میگه:
قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُکُمْ شَیْئًا وَلَا یَضُرُّکُمْ
(گفت: آیا به جای خدا چیزهایی را می پرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی رسانند؟!)
توی آیه 89 سوره طه هم قبلش داره در مورد سامری میگه که مجسمه گوساله درست کرده بودند که اینو میگه:
أَفَلَا یَرَوْنَ أَلَّا یَرْجِعُ إِلَیْهِمْ قَوْلًا وَلَا یَمْلِکُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا
(آیا نمیبینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنان نمیدهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانی برای آنها نیست؟!)
اینجا هم داره اشاره میکنه به بُتی که ساخته بودند و آخرش، هم سود رو میگه و زیان رو با هم میگه
توی آیه 55 سوره فرقان هم دوباره داره همینو میگه:
وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُهُمْ وَلَا یَضُرُّهُمْ ۗ وَکَانَ الْکَافِرُ عَلَىٰ رَبِّهِ ظَهِیرًا
(و به جای خدا چیزهایی می پرستند که نه سودشان می دهد و نه زیانشان می رساند؛ و کافر همواره بر ضد پروردگارش پشتیبان است)
سود و زیان
سود و زیان
شاید آدم بخواد از نگاه انسانی خودش فکر کنه بگه که خدا که جریان خیر و برکته، پس همیشه باعث سود و منفعت آدم هستش، پس چرا توی این آیات ضرر و زیان رو هم داره همراه سود و منفعت میاره!
برای اینکه بهتر بفهمیم آیات 106 و 107 سوره یونس رو ببینید چی میگه:
وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُکَ وَلَا یَضُرُّکَ ۖ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِینَ
(و جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو میرساند و نه زیانی، مخوان! که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود)
وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ ۚ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۚ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
(و اگر خداوند، زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمیسازد؛ و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند؛ و او غفور و رحیم است)
دقیقاً داره قانون رو میگه
یعنی اولاً تنها نیروی حاکم بر جهان همون خداونده
خدایی که هر چیزی که توی دنیا هست از خودش شکل گرفته و گسترش پیدا کرده
دوماً رفتار خداوند همون رفتاریه که استاد عباسمنش در موردش گفته یعنی عملکرد سیستمی
خداوند براساس فرکانسی که از افکار من دریافت میکنه، با من با زندگی من رفتار میکنه
وقتی میگیم رفتار خداوند یعنی رفتار جهان
جهان مجموعه ای از آدم ها، زمان ها، مکان ها، موقعیت ها، فرصت ها، ایده ها، اتفاقات و شرایط و کلی چیزه دیگه میشه
که کل جهان از خداوند شکل گرفته (استاد عباسمنش در مورد قانون خیلی عالی در جلسه اول دوره همجهت با جریان خداوند صحبت کرده)
پس میتونیم بگیم رفتار خداوند همون چیزیه که از آدم ها، زمان ها، مکان ها، موقعیت ها، فرصت ها، ایده ها، اتفاقات و شرایط و کلی چیزه دیگه دریافت میکنیم
چرا؟
چون کل جهان از خداونده
پس رفتار خداوند همون رفتاریه که از جهان میبینیم که دقیقاً از فرکانس هایی هستش که در هر لحظه ارسال میکنیم
بابت همین توی اون آیات علاوه بر اینکه داره میگه تنها کسی که بندگیشو باید کنیم خداونده، از سود و زیان با هم صحبت میکنه چون تنها نیرویی که داره واکنش میده به فرکانس های هر کدوم از ما آدم ها همون نیرویی هستش که داریم بندگیشو میکنیم
اتفاقاً یه مثالی از محیط سایت توی ذهنم امد که خیلی به درک عملکرد سیستمی خداوند کمک کرد
محیط سایت منظورم هر سایتی که توی اینترنت هست نه صرفاً سایت استاد عباسمنش…
به عنوان مثال اگر بخوام وارد یه صفحه از سایت بشم باید روی لینک اون صفحه کلیک کنم، به محض اینکه کلیک میکنم تا وارد اون صفحه بشم همون لحظه یک درخواست به صورت HTTP به سرور سایت ارسال میشه
سرور یک فضای نامحدودی هست که سایت از اون طریق داره اجرا میشه
برای اینکه بتونم محتویات اون صفحه ای که وارد شدم رو ببینم، سرور سایت بخاطر درخواستی که من براش فرستادم به من پاسخ میده
پاسخ سرور هم به صورت HTTP هستش
حالا پاسخ سرور سایت به من، برگردوندن یا نمایش تمام محتویات اون صفحه ای هستش که من از طریق لینک صفحه وارد شدم
یعنی حتی اگر خودم ندونم، من با هر کلیکی که بر روی هر لینکی از صفحه سایت میکنم در اصل دارم یک درخواستی رو به سرور میفرستم و سرور هم در پاسخ به درخواست من محتویات اون صفحه از سایت رو به من نشون میده
مثلاً اگر الان وارد این صفحه از سایت شدین و دارین کامنت ها و محتویات این صفحه رو میبینید و میخونید، این بخاطر پاسخی هستش که سرور به درخواست شما داده
پاسخ سرور سایت به درخواست ما، همیشه به شکل محتویاتی هستش که یک انسان میتونه از اون صفحه ببینه و بخونه و درک کنه، نه صرفاً کدهایی که توی سرور داره اجرا میشه
فرکانسی که همواره داره از افکار ما به جهان ارسال میشه همون درخواستی هستش که ما به جهان (سرور) میفرستیم و جهان هم پاسخی که به ما و زندگی ما بر میگردونه همون اتفاقات یا شرایط یا موقعیت ها یا ایده ها یا آدم هایی هستش که ما درخواستش رو دادیم
به نظرتون این اصل، شما رو یاد چه آیه ای از قرآن میندازه؟
آیه 186 سوره بقره:
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
(هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، درخواست درخواست کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا رشد کنند)
درخواست کسی که درخواست میکنه رو پاسخ میده
مثل سیگنالی که از سمت کاربر به سرور ارسال میشه و سرور سایت هم با برگردوندن محتویات صفحه سایت به کاربر پاسخ میده
یعنی خدا همیشه یک پاسخ دهندهست
همانطوری که من و هر کس دیگه ای همیشه درخواست کننده هستیم
در اصل سیگنالی که داریم ارسال میکنیم همون درخواستی هستش که برای خدا میفرستیم و خدا هم طبق فرکانسی که دریافت کرده اتفاقات و شرایط و آدم های هماهنگ با افکارمو رو به زندگیمون برمیگردونه
بابت همین هم هست که وقتی تمرکز میکنیم روی نکات مثبت آدم ها، دقیقاً طبق توضیحات استاد عباسمنش در این فایل رابطه بهتری با اون فرد یا افرادی که از ویژگی مثبتشون گفتیم شکل میگیره چون این همون رفتار جهان به کانون توجه ماست
از استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل پر محتوا که به شخصه توی این مورد خیلی از قبل بهتر شدم ولی میدونم که هنوز خیلی جای کار دارم
براتون بهترینِ بهترین ها رو آرزو میکنم
سلام دوست عزیز
ای کاش میتونستم به کامنت شما بیشتر از پنج ستاره بدم. چقدر زیبا و شیوا قوانین رو توضیح دادید. قشنگ ذهنم توجیه شد.
تا به حال اینطوری به تحسین کردن نکات مثبت ادمها و کلا هرچیزی در این جهان فکر نکرده بودم. از کامنتتون اسکرین شات گرفتم تا حتما در دفترم یادداشتش کنم.
ممنونم برای اینکه اینقدر خوب توضیح دادید .
در پناه خدا سلامت و ثروتمند و در آرامش باشید همیشه
سلام آقا حسن عزیز.
خیلی عالی، علمی و واضح قوانین رو توضیح دادید، خداروشاکرم که دوستان خوبی مثل شما توی این سایت بهشتی حضور دارن.
یه سوال دارم: میشه بگید از کدوم سایت قرآن کریم رو دانلود کنم که جامع وکامل باشه؟
سلام مژگان خانم نازنین
ممنون از لطف و محبت شما
من سایت های قرآنی که از اینترنت مطالعه میکنم یکیش سایت دانشنامه اسلامی هستش که توی گوگل با عنوان سوره های قرآن جستجو بزنید براتون اول یا دوم از نتایج جستجو رو همین سایت رو نشون میده و بعد سایت پایگاه جامع قرآن هستش که توی سرچ موضوعی و کلمه ای و ریشه ای خیلی حرفه ای هستش و سایت پارس قرآن هم هستش که میتونید ازشون استفاده کنید
اگر هم قصد دانلود اپلیکیشن قرآنی رو دارین همون سایت پایگاه جامع قرآن که واردش بشید برای گوشی های اندرویدی اپلیکیشن داره
البته سایت های دانشنامه اسلامی و پارس قرآن رو سعیده خانم شهریاری عزیز معرفی کردن که اعتبارش میرسه به ایشون:)))
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
ممنون دوست عزیز چقد واضح و روشن بیان کردید من چند بار کامنت شما رو خوندم و به قول عام مطلب جا افتاد مفهموم فرکانس عالی بود استفاده از آیه های قرآنی بیشتر مطلب را باز کرد و دقیقا با افکار و منطق ذهن ما تطابق داشت
پایدار باشید
سلام و درئد حسن آقا عزیز
چقدر کامنت زیبایی را مرقوم کرده اید .
من عموما کامنتهایی که طولانی هستند را مطالعه نمی کنم . اما نوشته شما خیلی جالب و زیبا من را جذب کرد .
مورد سود و زیان در قرآن که به آن اشاره کردید عالی بود و امیدوارم استاد در اینخصوص فایلی را تهیه بفرمایند
در خصوص سایت و ورود به سایت هم عالی نوشته اید .
دستمریزاد
سلام دوست خوب و همفرکانسی من چقدر شما قانون رو درست و قشنگ فهمیدید اینکه خداوند با عمل به ایمان تون به شما پاداش میدهد رو خیلی تو زندگیم تجربه کردم دقیقا نیم ساعت پیش تو گوگل زدم آیه 107 سوره یونس و اونجا ترجمه شو خواندم بعد از اون یک راست هدایت شدم به سایت و کامنت های این فایل چون چند روز پیش هم وقتی این فایل روی سایت گذاشته شد سریع رفتم و گوشش دادم تو گوشه ذهنم بود ک چقدر این فایل واسم تاثیر گذار بود و منتظر کامنت ها بودم امروز دوباره هدایت شدم و این دفعه اومدم سراغ کامنت ها که به طرز شگفت انگیزی با کامنت شما برخورد کردم و دقیقا آیه 107 سوره یونس رو هم شما اینجا ترجمه کرده بودین و این نشونه واسم خیلی حس خوب داد از شما و انتشار این حس خوب و این کامنت بینظیر تشکر و قدردانی میکنم آقا حسن گل
به نام خدایی که همه چیز می شود همه کس را خدای آسانی ها خالق عشق خالق فراوانی
سلام به استاد عزیزم کسی که میتونه از دونالد ترامپ به این صورت صحبت کنه ، کسی که زندگی منو زیر و رو کرده با درسهای توحیدی اش، کسی که کمکم کرد ایمان و ثروت و سلامتی و عشق و …. وارد زندگیم کنم.
ساعات اول صبح روز زیبای 3 شهریور هست در سال جادویی من . باید آماده بشم تا برسم به مراسم اجرای رقص برادر زاده نازم خوشگل عمه و در حال نوشتن ستاره قطبی و گوش کردن به این فایل جادویی عالی ساده و شیک
زندگی سخت ساده ست و ما به سادگی سخت زندگی کرده ایم
این خود منه . من سخت زندگی کردم ولی دیگه میخوام حالا که بازی رو یاد گرفتم بهش عمل کنم .
میخوام مثل استاد حتی به نکات مثبت پرزیدنت ترامپ هم توجه کنم . چون این قانونه چون این خیلی ساده ست . چون نتیجه تو دلش هست .
( تازه استاد زبان انگلیسی مون هم تقویت میشه حق باشماست . با یه تیر دو نشون می زنیم .
Kill two birds with one stone)
کلا تمام این اتفاق سود و سود و سود هست .
استاد من اخیرا با یه انسان بسیار شریف محترم با شخصیت فعال زرنگ جذاب ورزشکار و دوست داشتنی آشنا شدم که اونقدرررررررر ویژگی های مثبت دارن که یه مقدار راستش دارم روی عزت نفس خودم و احساس لیاقتم کار میکنم که در مقابل این شخص احساس عالی داشته باشم .
و تعریف میکنم ازشون بهشون میگم مثلا لهجه بسیار زیبای بلوچ دارن . خیلی انسان شوخی هستن . خیلی باانگیزه هستن و واقعا من تحت تاثیر شخصیت و ویژگی های ایشون قرار گرفتم .
جالبه استاد میدونید من دارم چیکار میکنم ؛ من دارم تمرین جلسه 7 دوره عشق و مودت در روابط رو ناخودآگاه تکرار میکنم که اون سری درش موفق نبودم و این خواسته ناخودآگاه و دل من بوده که خدا سرراهم گذاشت و خودش در قلبم جاری شد:
لیلی من برو عمل کن و نشون بده که از وابستگی ها و نتایج رها هستی برو که این مسیر پر از عشق و ایمان و توحید هست برو من خودم کنارت هستم مراقبتم و روزهای عالی تر در راه هست. وقت عملگرایی ست . برو همه چیز درسته سرجاش هست
و من بارها تو زندگی ام تاثیر این اتفاق رو دیدم که توجه به نکات مثبت افراد چه نتایجی داره منتهی به شرط استمراررررررررر در عمل . درسهای استاد رو باید تکرار کنیم . تنها راهش همینه و شاید نتیجه در مورد همین شخص یا موضوع نباشه ولی حتما در جایی یا همینجا خودش رو نشون میده .
مهم احساس خوب پاک زیبا مهربان و توحیدی هست که در قلبم دارم و حضور پررنگ خدام رو حس میکنم
استاد دارم همه درسهاتون رو امتحان میدم. دارم صبار شکور رو تمرین میکنم . دارم برای آدمهایی که در مسیرم قرار میگیرن میگردم و تو رو پیدا میکنم .
دنبال تو هستم خدایا .
تو خدای آسانی ها هستی .
تو عشق ابدی منی .
تو بلدی همه چیز رو مدیریت کنی.
من تنهایی هیچ کاری بلد نیستم.
خدایا خیلیییییییی دوست دارم
استاد ممنونم برای همه چیز
شما استاد دل و قلب من هستید
به امید دیدارتون
سلام لیلی قشنگ وزیبا.
چقدر کامنتت خلاصه مفید ولذتبخش بود.
این جمله خیلی برام موثر بود:
زندگی سخت ساده ست و ما به سادگی سخت زندگی کرده ایم.
براتون آرزوی خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت رو دارم.
به نام خدای بخشندگی مهربون سلام به همه دوستان عزیزم و استادعباسمنش آرامبخش و تاثیرگذار .
بعد از مدتهای طولانی امروز دوست دارم که بنویسم.
استاد سپاسگزارم از محتوای ارزشمندی که در اختیارمون قرار دادین. هرگز یادم نمیره که محتواهای شما باعث شدن که از یک بیابون پر از خار و شن داغ بیرون بیام و وارد یک جنگل سرسبز بشم و صدای پرندهها و آبشار رو بشنوم و عشق و برکت و خوشحالی و امنیت و فراهم بودن رو تجربه کنم .
اخیراً یک تجربهای داشتم که دوست دارم با شما به اشتراک بذارم.
یه آدمی بود در فامیل نزدیکمون ه نمیتونستم ارتباطم رو باهاش قطع کنم، به شدت احساس میکردم که با همه صحبتهاش میخواد بگه که من بهترم من عالیترم من با سلیقهام من خوش تیپم من تاثیرگذارم من ثروتمندم من خوشبختم و تو هیچی نیستی!
وقتی میخواستیم با همدیگه صحبت کنیم میپرید وسط حرفم و چندین و چند بار جملههای تکراری رو با صدای بلند میگفت:)
یه طوری از اتفاقها تعریف میکرد انگار فقط اون میدونه و هیچکس دیگهای خبر نداره.
سلام به استاد عزیزم، آقای عباسمنش، و دوستان گرامی.
خیلی خوشحالم که بعد از مدتها دوباره این فرصت پیش اومده تا درباره محتوای ارزشمندی که استاد عزیزمون با ما به اشتراک گذاشتن، تجربهم رو بنویسم.
چند وقت پیش توی زندگیم آدمی بود، از اعضای نزدیک فامیل، که هیچوقت نمیشد رابطه رو باهاش قطع کنم. اما هر بار که میدیدمش، حس میکردم با همه وجودش میخواد بگه: «من از تو بهترم، تو هیچی نیستی!»
وقتی درباره موفقیتها یا اتفاقهای خوب زندگیش حرف میزد، جوری میگفت که انگار فقط خودش لایق این خوشبختیه و هیچکس دیگهای نیست. حتی وقتی من درباره یه اتفاق خوب تو زندگیم باهاش صحبت میکردم، سعی میکرد اون رو کوچیک جلوه بده و بگه: «این که چیزی نیست، منم همچین چیزی رو دارم.»
اگه چیزی بلد نبود و من بهش یاد میدادم، چند روز بعد طوری درباره همون موضوع حرف میزد که انگار اون به من یاد داده!
وقتی وسیله جدیدی میخریدم، هیچوقت تحسین نمیکرد. اگر هم ازش تعریف میکردم، حتی یه تشکر ساده هم نمیگفت.
اما اگه یه نقصی توی من پیدا میکرد—مثلاً یه جوش روی صورتم—بلافاصله یادآوری میکرد و همزمان تأکید میکرد که «پوست من چقدر خوبه، چرا پوست تو اینطوری شده؟»
همه اینها باعث میشد هر بار که میدیدمش، حرص بخورم و ناراحت بشم.
بعد از هر دیدار، تا مدتها توی ذهنم رفتارهاش رو مرور میکردم و پیش خودم میگفتم: «من که آدم خوب و مهربونیام، همه منو دوست دارن، پس حتماً مشکل از اونه! اون آدم حسودیه، آدم خوبی نیست، و… .واقعیتش بدمم نمیومد که یکی بیاد پشت سرش صحبت کنه و من با نقاب مهربانانه بگم نهههه اتفاقا خیلی آدم خوبیه ولی زیر زیرکی به بدیهاش فکر کنم. ولی ازینکه یکیدیگه ام مثل من نگاهش بده نسبت به اون ، خیلیم ذوق زده بودم . حس میکردم هربازخورد منفی درباره اون ، یه بازخورد مثبت درباره منه . پس کاااملا درباره اون آدم از راه قانون منحرف شده بودم و دلم میخواست سر به تنشنباشه »
تا اینکه یه روز وقتی داشتم به بدی هاش فکر میکردم یه الهام قلبی گرفتم؛ اینکه:
«تو حقی نداری پشت سرش فکر بد کنی، حقی نداری ازش بدت بیاد.ما طرفدار اون هستیم سعی کن زیباییهای وجودش رو ببینی. این تو هستی که داری بد نگاه میکنی وگرنه اون خیلی مهربونه.
این جمله هی توی ذهنم تکرار میشد که ما طرفدار اون هستیم . تو حقی نداری پشت سرش بد بگی ! حقیقتا انگار با اون الهام قلبی یکی محکم زد توی دهنم .
وقتی فکر کردم دیدم دقیقا همینطوره . انقدر آدم خوب و مهربون و سخاوتمندیه که هرکسی دوست داره با یه همچین آدمی دوست باشه یا یه خواهر اینطوری داشته باشه. انقدر بانمک و خوش خنده ست که اگر تو جمعمون باشه ، بیشتر خوش میگذره .
دیدم من هم به صورت ناخوداگاه یه سری رفتارها دارم که خیلی نازیباان . شاید هرکسی باشه بد برداشت کنه . پس همونطور که من اشتباه میکنم یا ممکنه ناخواسته حرفی بزنم که کسی ناراحت شه و به خودش بگیره، پس ممکنه که یک نفرم همین مسئله رو داشته باشه
وقتی با این نگاه دوباره بهش فکر کردم، دیدم برداشتهام باعث شده منم باهاش رفتار سردی داشته باشم. همین رفتار منم حس بدی بهش منتقل میکرد و اونم به شکل ریز و ناخودآگاه با رفتارهاش این حس بد رو برمیگردوند.
آخرین باری که از هم جدا شده بودیم و ما برگشته بودیم خونمون ، یه پیام براش نوشتم و گفتم:
الان داشتم به ک ماهی که کنار هم بودیم فکر میکردم و یادت کردم
دوست داشتم که ویژگیهای خوبتو بهت بگم تا همونطور که من از فکر کردن بهت لذت بردم تو هم از خودت لذت ببری🩷
تو خیلی مهربونی،
واقعا خیلی خوش قلبی،
خیلی خوش تیپ و خوش پوشی،
مثل یه خواهر میمونی و صمیمانه رفتار میکنی،
وقتی که یکجا هستی خیلی بیشتر خوش میگذره، موقع گلابگیری و باغ و عیدکه شمال رفتیم با تو خیلی بیشتر بهمون خوش گذشت.
خیلی آدم خوش قلبی هستی،
خیلی بانمکی و خندههات خیلی قشنگه،
مدل صحبت کردنت خیلی شیرینه.
خیلی باوقاری،
خیلی خوش هیکلی و حالا که باشگاه میری خیلی جذابتر به نظر میرسی.
خیلی سخاوتمندی،
خیلی باجنبهای.
خیلی هم خوشگلی وصدات هم خیلی جذاب و قشنگه
و واقعا خیلی خوبه که هستی
وقتی این پیام رو فرستادم، انگار آب روی آتیش وجود هر دومون ریختم. دفعه بعد که دیدمش، کاملاً متفاوت شده بود؛ رفتارش دوستانهتر و مهربونتر شده بود. انگار تمام خوبیای دنیا تو وجودش جمع شده بود اینبار .یادم اومد که من قبلا که حالم از دستش بد بود نه به خاطر رفتار اون ، بلکه به خاطر نوع نگاه خودم بوده. شاید هنوزم تحسین زیادی نمیکرد، اما اینبار من دیگه حساس نبودم. میذاشتم هر چقدر میخواد از خودش بگه، با عشق گوش میدادم و سعی میکردم همونطور که هست بپذیرمش و منم دوباره تعریفش کنم . حتی اونجا که داشت یه چیزیو میگفت که من خودم بهش گفته بودم ، ولی زده بود پای دانسته های خودش، گوش میدادم و با مهر میگفتم چقدر جالب :) این پذیرش باعث شد حتی یه لحظه هم از دستش ناراحت نشم و کنار هم تجربه قشنگی داشته باشیم و خیلی خیلی بیشتر بهمون خوش بگذره .
استاد عزیزم، دقیقاً همونطور که شما میگین، همه آدما دوست دارن دیده بشن، دوست دارن ویژگیهای مثبتشون رو دیگران بگن و تحسین کنن. وقتی ما این کار رو با دل و نیت پاک انجام میدیم، اون آدم این انرژی خوب رو میگیره و به شکل یه اتفاق خوب برمیگردونه.
البته شاید اوایل نتیجهای نبینیم و طرف مقابل همون رفتارهای قبلی رو تکرار کنه. اما وقتی ما تصمیم میگیریم به جای تمرکز روی نکات منفی، زیباییها رو ببینیم و به خاطر شکرگزاری از نعمتهای خداوند این کار رو ادامه بدیم—نه به خاطر تأیید گرفتن از آدمها—کمکم شخصیت خودمون ساخته میشه.
وقتی با مداومت، آدمها رو همونطور که هستن میپذیریم، و از دید خداوند بهشون نگاه میکنیم و مثل خداوند میبخشیم و تحسین میکنیم، جهان هم کمکم روی خوشش رو بهمون نشون میده. اونوقته که میبینیم آدمها از زمین تا آسمون تغییر کردن.
قدردانم که فرصت نوشتن داشتم.
سپاسگزارم از شما به خاطر آگاهیهای نابی که جاری میکنید.
قدردانم که میتونم تجربه های دوستانمو بخونم و یاد بگیرم.
در پناه خداوند رحمان باشید.
سلام غزل جانم.
اول که خیلی خوشحال شدم اسمت رو اینجا دیدم و بلافاصله کامنتت رو خوندم.
کامنتت مثل همیشه بسیار کاربردی و زیبا بود و به جانم نشست.
ممنونم که با مثال از زندگی و افکار و رفتار خودت، این اصل مهم رو دوباره یاداوری کردی بهمون:
اینکه افکار و زاویه ی دید من، خیلی مهمه و میتونه یه چیزی رو زشت یا زیبا نشون بده بهم.
من باید انتخاب کنم چطوری بهش نگاه کنم.
چطوری در موردش فکر کنم.
چه چیزی رو بهش توجه کنم، و چه چیزهایی رو بهشون توجه نکنم.
اینکه کانون توجهم کجا باشه و بهش مومنتوم بدم.
ممنونم عزیز دل که این کامنتو نوشتی، اینکه از خودت و یه مثال واقعی که همه مون هم تو روابطمون گاهی تجربه اش میکنیم، نوشتی.
مرسی از شجاعت و جسارتت.
مرسی که از بهبود عملکرد و افکارت نوشتی.
شاد باشی و همیشه در مسیر بهبود.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام سمانه عزیزم. امیدوارم که عالی باشی
قبل از اینکه کامنتتو بخونم اشتم عکست رو نگاه میکردم. چقدر در کنار عزیز دُردونهت خنده خوشگلی داری و چقدر حافظ جانم عزیز و قشنگه. خدا حفظتون کنه برای هم.
چقدر قشنگ نوشتی. چقدر خوب تحلیل کردی. وقتی که داشتم از تجربه مینوشتم به هیچ کدوم از این مواردی که گفتی توجه نکردم. و حالا که تحلیلت رو خوندم متوجه شدم که از چه اصلی استفاده کردم. سپاسگزارم ازت به خاطر اینکه یادآوری کردی.
دلم تنگ شده بود برای خوندنت. خدا حفظت کنه ممنونم که هستی
خیلی از شما تشکر میکنم بابت اجرای قانون در عمل
و خیلی خیلی بیشتر ممنونم که با همه شرایطی که داشتین و گفتین ولی پای اجرای قانون در عمل موندین تا اونجایی که نتیجه کسب کردین
و برای به اشتراک گزاشتن اون تجربه با همه بچه های سایت
ازتون ممنونم با بت هر سه مرحله
و یه جمله بسیار زیبا تو کامنتتون خوندم که نوشتین :
اما وقتی ما تصمیم میگیریم به جای تمرکز روی نکات منفی، زیباییها رو ببینیم و به خاطر شکرگزاری از نعمتهای خداوند این کار رو ادامه بدیم—نه به خاطر تأیید گرفتن از آدمها—کمکم شخصیت خودمون ساخته میشه.
این تیکه آخرش که : “شخصیتمون ساخته بشه”
از نظر من و از دیدگاه من بسیار بسیار بسیار زیبا و عالی بود
ازتون ممنونم
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
سپاسگزارم از شما به خاطر دیدگاهتون.
حقیقتاً به نظر من ساختن شخصیت مهمترین کاریه که هر آدمی میتونه انجام بده و چقدر خوبه که خودخواهانه به قانون عمل کنیم.
خودخواهان عمل کردن به قانون به معنای اینه که توحیدی نگاه کنیم،نگاه شخصیت سازانه داشته باشیم،قدردان باشیم،و فقط توی این مسیر به سود خودمون نگاه کنیم. سود ما در این مسیر زیبا نگاه کردن به دیگران و مهربان بودن و دگر دوستی در کنار خوددوستیه
سلام به دوست قدیمی غزل جان
غزل جان چقدر خوشحال شدم کامنت دیدم خیلی وقت بود خبری ازت تو سایت نبود خیلی با خواهرم یادت می کردم و می گفت از غزل جان خبری نیست انشالله که پر از موفقیت باشی
خیلی خوب از خودت نوشتی چه تجربه پر از درسی بود در مقابل آدمهایی که فقط خودشان می بینند کوتاه بیایی و بی نیازی برسی و قلبی به آن آدم احساس مهم بودن بدهی و ورق برگرده الان که فکر می کنم تو 12قدم این طوری بودم و اصلا بازخورد آدمها برام مهم نبود ولی الان دیگه این طوری نیستم و نمیتونم آن طوری باشم اتفاقا کامنت هم نوشتم که تمرکز بر نکات مثبت نتیجه اش برای من متفاوت بود الان با متن شما فهمیدم که شاید در مقابل بعضی آدمها باید این طوری باشی ولی یکم سخت میشه راستش من بعد از احساس لیاقت تغییر کردم و فکر کنم ارزشمندی خیلی خیلی مهم است به هر حال دوست عزیز خیلی خوشحال شدم که دوباره تو سایت آمدی موفق باشی.
سلام زهرا جون. سپاسگزارم دوست من ، از شما و خواهر عزیزتون به خاطر اینکه یادم کردین.
چقدر خوبه که یه خواهر دارید که میشه باهاش درباره چیزهای خوب صحبت کرد قانونو یادآوری کرد. خدا حفظتون کنه برای هم.
منم وقتی نگاه کردم دیدم که قبلاً خیلی بهتر از قانون استفاده میکردم. آدم وقتی یه خورده بهتر میشه و اتفاقهای خوبو توی زندگیش تجربه میکنه یادش میره که به واسطه کارهایی که انجام میداده این اتفاقها افتاده. اما وقتی یادت میاد و متوجه میشی که الان دیگه مثل قبل عمل نمیکنی و خواستار این هستی که اتفاقهای خوبِ قبل دوباره توی زندگیت پررنگتر بشه جون میگیری که دوباره مثل قبل به قانون عمل کنی.
دیشب که رفته بودم پیادهروی مثل روزهای اولی که قانون رو یاد گرفته بودم شروع کردم به دیدن نکات مثبت و در تمام طول مسیر با خودم نکات مثبت محلمون رو بازگو کردم..
محله جدیدی که در اون هستیم بسیار بسیار از محله قبلی سطح بالاتره. خیابانهای قشنگتری داره. آدمهای باکلاستر و ثروتمندتری داره. خونههای خیلی قشنگتر و لاکچریتری داره. پر از درخت و باغچه ست. و به همه امکانات دسترسی داره.
اما من انگار عادت توجه به نکات مثبت رو یکم فراموش کرده بودم و فکر میکردم که اتفاقاً خیلی نگاهم مثبته. دیروز که شروع کردم آگاهانه درباره نکات مثبت خیابان صحبت کردم دیدم که واقعاً این کار ازم انرژی میبره و این نشون میداد که من از این مسیر دور شده بودم..
امیدوارم هممون در مسیر دیدن زیباییها قدردانی از نعمات بینهایت خداوند قرار بگیریم. و متوجه هدایتها و نعمتهای زندگیمون باشیم.
مراقب خودتون باشین. بوس از راه دور
سلام غزل عزیز
امیدوارم حال دلت عالی عالی باشه
خدا رو شکر میکنم که امروز صبح، خوندن کامنت شما، روزی من شد
دوست خوب و توحیدی من، چقدررررر خوب و زیبا و ساده این قانون رو برای ما یادآوری کردی رفتاری که دیگران با ما دارند، بخاطر طرز فکر ما و فرکانسی هست که ما ارسال کردیم
ما هم مثل شما یه نفر تو فامیل داریم که همه از دستش شاکی هستند، و اکثر فامیل رو از خودش رنجونده و بعضی ها دیگه باهاش رابطه ندارند
چون خیلی خیلی با همه سر هر موضوعی بحث میکنه و خودش رو دانای کل میدونه، که آخر همه ی این بگو مگو ها چیزی جز کدورت نمیشد
من کلا این قانون رو فراموش کرده بودم که ما فقط باید روی خوبیهای دیگران تمرکز کنیم، و کاری به رفتارهای بد اون نداشته باشیم
توی جمع فقط از خوبیهاش بگیم، چون هر کسی دوست داره که دیگران از اون تعریف کنند و نکات مثبت اون رو ببینند
منم تصمیم گرفتم که دیگه روی رفتار خوب اون شخص تمرکز کنم، که دیگه خبری از بحث و جدل نباشه، و فقط خوبیهاش رو بروز بده
ممنون و سپاسگزارم به خاطر کامنت قشنگی که نوشتی
امیدوارم که توی تمام مراحل زندگیت بدرخشی
در پناه الله
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ
ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی می کنند [از نظر حمایت و پشتیبانی] برای تو بس است.
===================================
خدایا شکرت برای همه ی نعمتهام
خدایا هرآنچه دارم از آن توست و از فضل کرم و رحمت و محبتت بمن رسیده
الهی مثل همیشه محتاج هدایت و کمکت هستم
تو بگو تا بنویسم
———-
سلام به استاد جان جانانم و استاد مریم جان نازنینم و همه ی دوستان هم مسیر
الهی که حال دلتون خوب و پر از آرامش الهی باشین
خدا رو صد هزار مرتبه شکر برای رزق پر برکت امروزمون
یک فایل پر از آگاهیهای ناب که دوبار با دقت هم تصویری و هم صوتی شو دیدم و گوش کردم
آقای ترامپ واقعاً تحسین بر انگیزه و من اون گفتگوهاش با هیلاری کلینتون رو درهمون زمان انتخابات ریاست جمهوری امریکا همه شو دیده بودم
و قبل از انتخابات ریاست جمهوری کلی کارها کرده و موفق بوده
همسرش ملانیا چقدر زیبا و موفقه
دوازده سال از من کوچیکتره، توی نوو مستوی یوگسلاوی بدنیا اومده چند سال هنرپیشه بوده، هم تو اسلوونی هم تو امریکا
دومین بانوی اول متولد خارج از امریکاست و لیستی از اولینها و دومیها رو داره..
استاد جانم تمام این صحبتاتون انگار
داشتین منو می گفتین! من الان دقیقاً در همین موقعیتم.. وجه خوب آدما رو برانگیخته میکنم،ووو..
و البته الانم نیست خیلی وقته که این چنینم
من از وقتی که دانشجوی شما شدم(نمی دونم الان دیگه چرا گریه ام گرفته و اشکام داره میریزه) قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
و توجه به زیباییها و اعراض از نازیباییها رو محکم چسبیدم و بزرگترین دستاوردم همین احساس خوبه و نعمتها و زیباییهایی که هر روز خدا جانم داره بیشتر و بهترشو میده و بینهایت ازش سپاسگزارم
بینهایت تجربه ها و مثال دارم هم از گذشته که هنوز با شما و قوانین آشنا نبودم و هم بعد از آشنایی با شما
از گذشته ی خیلی دور بگم:
خواهرم زهرا وقتی که چند ماه بود ازدواج کرده بود، بمن زنگ زد و گفت داییمون فردا میخواد بیاد خونه مون و گفته ناهار باقالی پلو درست کن.. منم که بلد نیستم؟!
بهش گفتم (اینجا اول نوشتم اشکال نداره، ولی عوضش کردم با مسئله ای نیست، که بار منفی نداشته باشه) مسئله ای نیست من میام برات درست می کنم..
فرداش صبح زود رفتم خونه شون چون خونه شون خیلی از ما دور بود، اون شرق تهران بود و ما غرب تهران، و باقالی پلو گوشت درست کردم و خیلی هم عالی شد،وقتی که کارم تموم شد گفتم من دیگه میرم، گفت بابا زحمت کشیدی ناهار درست کردی حد اقل بمون خودت هم بخور! بهش گفتم نه دیگه بهتره برم،
و حالا سکانس دیگه ی مربوط به همون ماجرا چند هفته پیش بود که همین خواهرم با همسر و بچه هاش و اون یکی خواهرم هم با همسر و بچه هاش اومدن خونمون در طالقان زیبا
بعد خواهرم زهرا وقتی که همه جمع بودیم اون ماجرا رو تعریف کرد و خطاب به همسرم گفت آقای زمانی من هیچوقت یادم نمیره که سعاد از اون غذا نخورد و زود برگشت خونه و داییم فکر کرد که خودم اون باقالی پلوی خوشمزه رو درست کردم و گفت عجب غذای خوشمزه ای درست کردی به به…
—-
و در چند روزی که همه شون اینجا بودن دوتا خواهرام ناهار درست کردن و رفتیم کنار رودخونه بساط پهن کردیم و ناهار خوردیم
بعد همون موقع که داشتیم ناهار می خوردیم من فیلم گرفتم و برای یکی از دوستان که بیرون از سایت باهاش در ارتباطم فرستادم و دونه دونه معرفی کردم:
این خواهرم زهراست که استاد دانشگاهه، اینم دخترشه که دکترای زبان فرانسه خونده و هنوز دفاع نکرده، و تو همون دانشگاهشون استاد دانشگاهه و داره زبان فرانسه تدریس می کنه، و علاوه بر اون کلاس خصوصی هم داره و چندتا دانشجو داره که یکیشون تو خود فرانسه است،
واینهم اون یکی خواهرمه که همه اش تو کار ماساژ صورت و ماسک میوه درست کردن برای خودش و دخترشه(خخخ)
اینم پسرشه که تو کار صادرات و واردات به روسیه است و اینقدر کاردسته که صاحبکارش گفته بدون تو کارهامون لنگه،
و اینم دخترشه که تو صدا و سیما کار می کنه و علاوه بر اون عضو سایت بهشتیمون هم هست.. و الی آخر…
باز تو همون چند روز که دور هم نشسته بودیم صحبت از عقایدمون و استاد شد.. و از طرف اکثریت بجز چند نفر محکوم شدم
مخصوصاً همین خواهرم زهرا، و خدا روشکر که زود هشیارمون کرد و دیگه ادامه ندادیم بعدشم آقایون رفتن بالا و ما پایین از خاطرات خوشمون می گفتیم، بعد من دیدم همین خواهرم داره یه چیزی تو گوشیش تایپ می کنه، فکر کردم که داره درباره ی همون بحثمون می نویسه گفتم چی داری می نویسی؟ گفت بیا خودت بخون
همون متنشو اینجا براتون کپی می کنم:
سلام و شب بخیر
خواهر عزیزم بحثی با هم داشتیم
این بحث ها ذره ای از محبت قلبی من به
شما را کم نمی کند
دیگه هم بحثی نخواهیم داشت انشاء الله
دوست دارم با تمام وجود(ایموجی بوس و قلب)
و سه روز موندن و کلی خوش گذشت…
با همسرم هم این مسئله رو گاه و بیگاه داریم
ایشون ویژگیهای بسیار بسیار زیادی داره و خدا رو شکر زندگیمون با هم خیلی خوبه
امروز هم طبق برنامه هر روزم بعد از نماز صبح که همون وقت اذان خوندم اومدم تو سایت بهشتیمون و دیدم به به فایل جدید اومده
تصویریشو گذاشتم دانلود بشه و همینجوری که دانلود میشد، توی تختم که خوابیده بودم آنلاین نگاه کردم، و البته که خوابم نبرد، بعد هم رفتم دوچرخه سواری و حرکتهای مختلف رو تمرین کردم و بعد هم بیشتر از یکساعت پیاده روی توی کوچه باغهای طالقان که واقعاً خیلی زیباست و حتی اگه ادم نخواد به زیباییها توجه کنه نمیشه چون هرچی ببینه همه اش زیباییه، و …
و ماجراها و گفتگوهایی با همسرم داشتیم که به امید خدا در کامنت دیگری می نویسم
نکته مهم این فایل و صحبتهای بینظیر شما استاد عزیزم که در ارتباط با من و بخصوص گفتگوهای امروز من و همسرم برای من نشانه بود این بود که با ایشون سخن کوتاه بگم
بقول معروف کم گوی و گزیده گوی
ایشون ویژگیهای خیلی زیادی داره و بارها تحسینش کردم هم به خودش گفتم و هم به دیگران وقتی که خودش حضور داره گفتم
و چندین کامنتم و پاسخهایی که به دوستان دادم شاهدن که به دوستان گفتم تعریف از همسرتون چه دونفره و چه در جمع و در حضور خودش چه معجزه هایی می کنه…
استاد جانم بینهایت برای این فایل ارزشمند از شما سپاسگزارم
عاشقتونم
خداوند خیر کثیر و پاداشهای بینهایت بشما عطا کند
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای یک صلات دیگه
خودم و همگی را به خدای مهربان میسپارم
من دورتون بگررررردم
من از نوشته های شما
که
واقعیه، دلیه، زیباست، توحیدیه، پر از بلوار فراوانیه و …
سیرررر نمیشم.
من دورتون بگررررردم
بخدا که توی یک خط،
قربون صدقه تون میرم.
تو خط بعدی،
از شدت صداقت شما،
گریه ام میگیره.
توی یک خط، پرواز میکنم
به زیبایی های بهشتی طالقان
تو یک خط،
حس میکنم با ثروتمندترین و لاکچری ترین آدم دنیا طرف هستم.
آنچه خوبان همه دارند،
شما یک جا دارید.
من دورتون بگررررردم.
سلام بروی ماه بهار جانم
الهی خودم دورت بگردم و دیگه برنگردم چقدر شما مهربونی آخه!
چقدر پر از عشق و مهری عزیز دلم
چقدر زیبا نوشتی
چقدررر زیبا تحسین کردی
هر کلمه ی این پاسخت رو میخوندم احساسم چندین برابر عالی و عالیتر شد،تا جایی که فکر کردم دارم پرواز می کنم!
تحسینت می کنم خیلی زیاد
واقعاً هر کسی نمی تونه این مدلی بنویسه مگر اینکه قلبش مثل شما زلال و پاک باشه نگاه تیزبین و زیبابین داشته باشه
بهار جان من بیشتر کامنتاتو می خونم و لذت میبرم..
شما جزو دوستای قدیمی ام هستی و یادمه حدود سه سال پیش اولین بار برات پاسخ نوشتم و شما هم جواب دادی
از همون وقت عالی بودی و هر روز هم بهتر شدی
ماشاءالله به شما!
چقدر خوب روی خودت کار می کنی، کامنت می نویسی و به تعداد زیادی از دوستان پاسخ میدی، چقدر باورهای ثروت ساز ساختی و تو همه ی زمینه ها پیشرفت های درخشانی کردی!!
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه ی تلاشهات و موفقیتهات
الهی که روزافزون باشه الهی که حال دلت تصاعدی زیباتر و عالیتر بشه
عاشقتم و قلب روشنت رو میبوسم
و بهترینها رو برات آرزو می کنم
به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان
قلب فراوان فراوان فراوان
خانم سلیمی عزیزم
سلام
میدانید به نظرم بهشت جایی هست که مومنان همچین رابطه ای با هم دارند.
دیگری را از خودش و همه را از منبع عشق و رحمت و زندگی میبینند.
خدا به استادم عمر طولانی و با عزت بده، که در بهشت زندگی کرد و به ما سرگشته ها گفت که یک وقت بی خبر نمونید که بهشت همینجاست.
خانم سلیمی عزیزم مثل روز برام روشن هست که یک روز دستان نرم و مادرانه ی شما را در دستان خواهم گرفت و در چشمان نافذ و زیبا و کهربایی تان نگاه خواهم کرد و تمام احساساتی که در من زنده کردید را با زبان شیرینم، که یاد گرفتم فقط به زیبایی بچرخانم، به شما خواهم گفت.
تا اون روز جادویی
شما را منبع عشق، ثروت، لطافت، زندگی میسپارم.
به نام خداوند هدایتگر و مهربانم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و دوستان نازنینم
من روزی که با مبحث توجه به نکات مثبت دیگران اشنا شدم اولایل اومدنم توی سایت بود که خیلی مقاومت داشتم و یه جورایی فکر میکردم دارم به طرف خوبی میکنم .
مثلا وقتی توی رابطه م به یه الگوی تکراری مواجه شدم
و توی عقل کل سرچ کردم تمام پاسخ ها این بود که به نکات مثبتش توجه کن
با خودم میگفتم بابا این طرف مقابل داره اذیتم میکنه ، چه کاریه که توجه کنم به خوبیاش، خیلی برام زور داشت
خلاصه وقتی نتایج بعضی از دوستانو دیدم گفتم خب منم امتحان میکنم ضرری که نداره
البته اینم بگم من توی توجه به نکات مثبت اطرافم و افراد غریبه خیلی عالی بودم حتی قبل از تمام این اگاهی ها و قبل از سایت ، توی باشگاه نااگاهانه خیلی از بچه ها رو تحسین میکردم ، یه جورایی خیلی حس خوبی بهم میداد و انرژی میگرفتم و یا تو فامیل هر کسی لباس نو میخرید که من خوشم می اومد یا موهاشو رنگ میکرد من خیلی بهش توجه نشون میدادم و ازش تعریف میکردم .
اما توی مواردی که مسئله ای برام پیش می اومد مثلا با کسی به مشکل میخوردم یا توی رابطه با همسرم وقتی دعوامون میشد اصلا نمیتونستم این کارو کنم.
ولی وقتی نتایج بچه های سایت و دیدم گفتم این بار انجامش میدم و وقتی اومدم نکات مثبت همسرم و بنویسم به زور سه تا مورد نوشتم . خیلی سریع قانون خودش و نشون داد و همون روز من با رفتار خوب همسرم مواجه شدم ، اما متاسفانه چون ادامه نمی دادم فقط همون دو روز نتبجشو میدیدم .
جالبه که با الگوهای تکراری بازم نمیفهمیدم ایرادم از کجاست .
میگفتم من که دارم رو خودم کار میکنم پس چرا دو روز رابطم خوبه با همسرم و دو روز بد.
میگفتم حتما مدارمون داره عوض میشه و شاید هم فرکانس نیستیم با هم که این الگو هی تکرار میشه.
به لطف دوره ی فوق العاده دوازده قدم و هدایت خواستن از خداوند و ریشه یابی این الگوی تکراری
متوجه شدم که مسئله اینجاس که من با خودم در صلح نیستم و توجه به نکات مثبت باید همیشگی باشه تا من همیشه در احساس خوب نسبت به همسرم باشم نه فقط یک روز .
از اونجا دیگه شروع شد مثل یک بمب توی مغزم منفجر شد اره همینه و اومدم هر روز نوشتن نکات مثبت ، هر روز نکته ی مثبت جدیدی پیدا میکردم تو وجود همسرم البته شایدم چون من توجهم به مثبت ها بود این نکته های مثبت بیشتر میشد .
هم زمان دوره ی دوازده قدم و شروع دوباره از اول دیدن سفر به دور امریکا و تحسین کردن استاد و زندگیش و سفرنامه .
استاد خیلی قشنگ میگه که اتفاقات خوب اونقدر اروم و طبیعی اتفاق میفته که متوجهش نمیشیم .
من انگار چشم باز کردم دیدم خدای من .
هدایت شدم به رزو ویلای کلبه ای توی سوادکوه جایی که بیشتر بلاگرا میرن برای فیلم و عکس اونقدر که زیباست و رویایی.
همسرم و دیدم که تو اوج عصبانیت وقتی منو میبینه اروم ترین ادم روی زمین میشه
همسرم توی طول روز یکساعت خونس و از من میخواد از بهترین گل فروشی شهر با کارتش گل بخرم و از دیدن گلها لذت ببرم اونم بدون درخواست من.
و من دارم بهشتی رو تجربه میکنم که خیلی اسون و راحت بدون تقلا فقط با توجه به نکات مثبت و تحسین کردن به دست اوردمش .
رفتارش با بچه هام زمین تا اسمون تغییر کرده و نتیجه ی جدید اینکه وقتی من بعد از دیدن این فایل دیشب توی جمع خودمون و بچه ها ازش تعریف کردم و تحسینش کردم که با وجود داشتن شغل تعویض روغن این قدر تمیز و مرتبه و همیشه به نظافتش خیلی اهمیت میده، امروز صبح با این پیام از خواب بیدار شدم که نوشته بود:
ازت ممنونم که صبح زود بیدار میشی و برام صبحانه اماده میکنی با یه قلب .
کسی که توی ١٧ سال زندگی مشترک اولین بارش بود این پیامو برام مینوشت .
من امروز میخواستم داد بزنم بگم به خدا قانون جواب میده فقط باید ما بهش عمل کنیم .
استاد خوبم سپاسگزارم که قانون و بهم یاد دادی
سپاسگزارم که منو با توجه به زیبایی ها اشنا کردی
استاد شما بینظیری و من همیشه تحسینت میکنم.
خدایا شکرت
از شما ممنونم خانم قاسمی گرانی؛
بابت اجرای عالی قانون در زندگیتون و ثبت نتایج اون درسایت
واقعا چقدر عالیه که مسئله بزرگی رو تو زندگیتون فقط با اجرای یک قانون بسیار ساده که اجرای این قانون در عمل نیاز به هیچ عامل بیرونی نداشت رو به نتیجه رسوندین و اینجا بسیار عالی و زیبا و خلاصه برای ما هم نوشتین تا برای ما هم یه قوت قلب بشه
وقتی دوستان میان از نتایجشون مینویسن خیلی خیلی عالی و زیبا و تاثیر گذارتر هستش تا اینکه لز آگاهی هایی بنویسن که شاید هیچ وقت درعما بهش عمل نکردن
ازتون ممنونم هم برای اجرای قانون در عمل
هم برای ادامه تا حصول کامل نتیجه
و هم ثبت نتایجتون و به اشتراک گزاشتن نتایجتون در ابن سایت زیبا برای همه دوستان گرامی
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید
سلام زیبا جان
ازت ممنونم که اومدی ودرمورد روابطت نوشتی دقیقا جایی بود که منم میلنگم و همین حرفها رو با خودم میزنم که چرا روابط من هی دچار مشکل میشه منکه دارم رو خودم کار میکنم شاید مدارم عوض شده و من وهمسرم باید مسیرمون رو عوض کنیم .
راستش منم نمیتونم چند تا نکته ی مثبت از همسرم به یاد بیارم و هیچ وقت روی این قضیه تمرکز نکردم
ولی الان با دیدن فایل و نوشته ی زیبای شما ترغیب شدم اینکار رو امتحان کنم وکمی تمرکز بزارم روی نکات مثبت همسرم وبهش بگم و ازش تشکر کنم حتما نتایج شگفت انگیزی درانتظارم هست
خیلی خوشحالم که هدایت شدم به خوندن کامنت ارزشمندت و خدارو شکر میکنم که برای هر سوالی پاسخی هست
زیبا جانم ازت متشکرم وخیلی اسمت رو دوست دارم و حتی خودت رو
نامت قطعا برازندت هست .
عاشقتم درپناه الله باشی .
سلام زهرا جان و دوستانی که به من خیلی لطف دارن و خوش حالم که تونستم عمل کنم و نتایجم و بنویسم به لطف خداوند تا منم سهمی داشته باشم
و دستی باشم از دستان خداوند در ایجاد احساس خوب برای دوستان نازنینم
منم شما و خانواده ی خوبم و خیلی دوست دارم .
زهرا جان شما هم مثل من ، تغییر زاویه دید و نگاه رو از استاد خیلی شنیدی.
ولی من امروز یه جور دیگه این تغغیر نگاه و درک کردم
امروز وقتی با خواهرم تلفنی حرف میزدم و از اونجایی که قانون و یاد گرفتم ، متوجه شدم حرفای خواهرم چقدر احساس بد به من داد اون قدر که برای کنترل ذهن حمله کردم سمت فایل های استاد در اون حد حس و حالم بد شد. حالا اصل قضیه میدونی چیه همسرم خیلی بیشتر از من اگاه هستش از رفتار خواهرم و دوساله منع کرده رفت و امد کردن و اینکه من همیشه این موضوع رو تو ذهنم اون قدر بزرگ کرده بودم و از همسرم دیوی ساخته بودم که منو به اسارت گرفته ، ولی امروز با تمام وجودم همسرم و دستی از دستان خداوند دیدم که میخواد منو از ادم های سمی و منفی دور کنه حتی اشکم در اومد و رفتم توی دفترم نوشتم ، یه نکته ی مثبت دیگه از همسرم :
خدایا شکرت که همسری دارم که احساس خوب من براش مهمه و سعی میکنه برای داشتن احساس خوب من ، هر کاری کنه مثل همین منع دیدار .
میبینی تغییر نگاه رو.
زهرا جان خیلی از رفتارهای همسرمون که ما فکر میکنیم بده به نفعمونه و در حقیقت همون رفتار بد یه نکته مثبته چون اون ادم تکه ای از خداونده و از طرف خداونده حتی با رفتار بد اومده تا به ما درسی بده .
پس عزیزم با تغییر زاویه دید و نگاهت خیلی نکات مثبت زیادی میتونی پیدا کنی از همسرت که بنویسی .
اینم کار خدا بود تا بنویسم
امیدوارم روزی برسه که حرفای استاد و با تمام وجودمون درک و عمل کنیم .
مثل امروز من از درک تغییر زاویه نگاه.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و دوست عزیزم زیبا جان
تحسینت میکنم به خاطر این نگاه زیبایی که داری و این تعهدت برای توجه به نکات مثبت همسرت
دقیقا مشابه همین اتفاق هم برای من افتاد با این تفاوت که من منع شدم برای رفت و آمد با دوست صمیمی و نزدیکم
البته که خیلی وقت بود که خودم متوجه شده بودم که دیگه از نظر فرکانسی با هم ،هم مدار نیستیم ولی من همیشه به نکات مثبت دوستم نگاه میکردم و انصافا هم همیشه هم بین ما خوشی و خوبی بود
ولی یه چند باری تضاد پیش اومد بین من و همسرم که دقیقا یا قبل ملاقات با دوستم بود یا بعداز ملاقات با او؛به طوری که این تضاد اخیر خیلی جدیتر بود که دیگه این بار همسرم من رو منع کرد از رفت و آمد با او
من تا الان با این باور که حتما خیری برای من و دوستم داشته
حتما به نفع من بوده این منع دیدار
حتما باعث پیشرفت و رشد شخصیت من میشه
دارم جلوی نجواهای ذهن رو میگیرم
و کامنت شما ایده زیبایی به من داد که من با این نگاه به این تضاد و رفتار همسرم نگاه کنم
ممنونم ازت که دیدگاهت رو به اشتراک گذاشتی
در پناه خداوند موفق و سربلند باشی
پریسا
سلام به دوست عزیزم زیبا قاسمی
چقدر قشنگ و چقدر نازنین و با کلی حس قشنگ این کامنت و نوشتی
چقدر قشنگ تونستی از قانون در عمل استفاده کنی واقعا افرین به همچین ایمانی
همین که ما ایراد های خودمون و پیدا میکنیم و قبول میکنیم و روشون کار میکنیم بلافاصله جهان به ما پاسخ خواهد داد مخصوصا در قسمت پاشنه های اشیل
این ته عدالت خداونده که هر لحظه سوپرایزمون میکنه
واقعا سپاسگزارم از این کامنت زیبا و تاثیرگزاری که اینجا برامون گذاشتید
درپناه الله یکتا باشید
🟣 «زندگی بهارهافشاری همونجایی شکوفا میشه که شک نمیکنه باید فقط نکات مثبتو ببینه »
استاد عباسمنش بارها در دورههای مختلف از دیدن مصاحبههای آدمایی مثل ایلان ماسک، هادی ساعی، زیدان، عسگر اولادی، سرینا ویلیامز، راجر فدرر، جوکوویچ، ترامپ و ریچارد برانسون ــ سمبل رسیدن به خواستهها از راههای ساده و آسان ــ صحبت کردن.
استاد گفتن: «آنجایی که توانستید بنا به اصل تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن، احساس عشق، احترام، ارزشمندی و توانایی رو در طرف مقابل خود برانگیخته کنید ــ چه در حضور جمع و چه در یک گفتوگوی دونفره ــ بنویسید.»
منم که برای حضور در جمعها، اول باید به خودسازی برسم تا بتونم بهترینِ خودم باشم، سریع یه سؤال برام پیش اومد:
چرا اون فردی که میخوام بهش توجه کنم ونکات مثبتش رو ببینم، خودِ من نباشم؟!
اما اشتباه نکنین….. این بار نمیخوام از خودم بنویسم؛ میخوام از کسی بنویسم که این کارو خیلی بهتر از من و خیلیهای دیگه انجام داده.
راستش وقتی نشستم پای برنامهی «رُک شو» و گفتگوی مجید واشقانی با بهاره افشاری رو دیدم، اصلاً انتظار نداشتم چیزی ببینم که اینـــــقدر منو تـــــــکون بده. من فکر میکردم میخوام یه گفتوگوی معمولی ببینم، پر از سؤالهای کلیشهای و جوابهای معمولی. ولی چیزی که توی اون دو ساعت شنیدم، خیلی بیشتر از یه گفتگوی ساده بود.
انگار داشتم میدیدم چطور یه آدم، با همهی تضادها و سختیها، با سکوتها و تنهاییها، خودش رو ساخته و حالا اومده جلوی دوربین، و بیهیچ تظاهر، از راه و رسم زندگی حرف میزنه. اونم طی یک بحث چالشی اما زیبا .
نکتهی جالب اینجا بود که مجید واشقانی با همون ادبیات خیلی عامیانه و ساده داشت حرف میزد؛ دقیقاً مثل آدمهای کفِ جامعه.
⭕️ اما بهاره افشاری… انگار یه «لِوِل» بالاتر بود. مدل صحبت کردنش، انتخاب کلماتش، شیوهی نگاهش به زندگی، خیـــــــــــــــلی شبیه بچههای سایت عباسمنشداتکام بود.
من دقیقاً داشتم میدیدم که چطور یه «سوپراستار» توی این کشور، بیآنکه اسم عباسمنش بیاره، همون مسیر رو زندگی کرده: مسیر صبّار شکور بودن.
به قول خودش ، زندگی رو زندگی کرده بود .
~~~~~
کلماتی که از دلش میاومد
توی این دو ساعت، یهسری کلمات خیلی تکرار شد.حالا آشکارا یا درلفافه؛ کلماتی که اصــــــــــلاً اتفاقی نبودن. مثلاً:
• خودکنترلی
• تسلیم
• توکل به خدا
• سکوت
• مهاجرت
• هوش هیجانی
• آرامش
• خودباوری
• عدم پاسخ به شایعهها
• حفظ مدار
• جهان رو جای بهتری کردن
● اِعراض کردن
● مسیر
● کشف و شهود
●سپردن به خدا
● نتیجهای که دستشه
● معاشران و معاشرت
● غرور
● تنهایی
● حفظ آرامش ( ممنتوم مثبت)
● عدم پاسخ دهی به توهینها و شایعات ( حفظ مدار )
● وابستگی
● خـــــــــــــــدا
اینا فقط کلمه نبودن؛ اینا ردپاهای یه سفر درونی بودن. سفری که این دختر، بهتنهایی، توی خلوتش رفته بود. و من وقتی زندگیشو با این کلمات سِت میکردم، میدیدم: حقا و انصافا این آدم سالها توی تنهایی و تضادهاش تمرین کرده و حالا داره از یه جایگاه متفاوت حرف میزنه.
~~~~~
سه ســـــال سکوت
بهاره بیش از سه سال سکوت کرده بود.
⭕️ ببینین ، سکوت برای یه آدم اینــــــــــقدر مشهور که از هر بچه مدرسهای اسمشو بپرسی میشناسدش چه برسه به بقیه، چیزی نیست که راحت باشه.
برای یه سلبریتی که همهی عمرش جلوی دوربین بوده، سکوت مثل یه تبعید خودخواستهست. ولی اون انتخاب کرد.
انتخاب کرد سکوت کنه، نه برای قهر با دنیا، نه برای فرار از نقدها، بلکه برای اینکه مدارش رو نگه داره. برای اینکه اجازه نده حرفها و شایعهها مومنتوم منفی زندگیشو خراب کنه.
این همون چیزیه که استاد عباسمنش میگن : صبّار بودن یعنی توی تضادها مومنتوم منفی نسازی.
□ بهاره دقیقاً همین کارو کرده بود .
~~~~~~
صبّار شکور بودن؛ رمز موندن در اوج
بذار ساده بگم: یه نفر ممکنه یه بار تو زندگیش سوپراستار بشه. یه فیلم، یه نقش، یه اتفاق. ولی اینکه بتونه 24 سال این شهرت رو نگه داره، اونم توی کشوری مثل ایران که هر روز هزار تا شایعه، هزار تا نقد، هزار تا بدخواه وجود داره، این فقط با یه مهارت ممکنه: صبّار شکور بودن.
صبّار بودن یعنی وقتی همه علیهت حرف میزنن، تو آروم بمونی، اعتماد کنی به خدا و نذاری ذهن پر از مومنتوم منفی بشه.
شکور بودن یعنی وقتی کوچکترین فرصتی دستت میاد، یا کوچکترین نعمت و توجهی میگیری، بابتش شاکر باشی و همونو سکوی پرش قرار بدی.
و این دقیقاً همون چیزیه که توی زندگی بهاره اتفاق افتاده.
~~~~~
یه نگاه قرآنی
قرآن یه آیه داره که خیلی اینجا به دل میشینه:
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»
🪶بهاره انگار این آیه رو زندگی کرده. با هر سختی که براش ساختن، با هر شایعه و تضادی که جلوش گذاشتن، اون آسونی خودش رو پیدا کرده. و این آسونی، نتیجهی صبّار بودنشه.
یه جای دیگه هم خدا میگه:
«لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»
و این آیه دقیقاً دربارهی شکور بودن بهارهست. اون بابت همون کمترین فرصتها شاکر بود، خدا رو 99 درصدی دیده و خودش رو یک درصدی . بابت هر اتفاق خوب سپاسگزاری کرد، و خدا هم بیشتر بهش داد.
~~~~~
غرور مولد وسکوت سازنده
یه کلمهی دیگه که گاهی در لفافه توی حرفهاش تکرار میشد، «غرور» بود. خیلی جالبه، چون معمولاً ما کلمهی غرور رو بار منفی میگیریم. ولی اون داشت از یه غرور متفاوت حرف میزد: غروری که باعث میشه آدم قدر خودش رو بدونه، حد و مرز داشته باشه، و اجازه نده هرکسی هر حرفی بزنه و تأثیر بذاره.
این غرور، به اضافهی سکوتی که انتخاب کرده بود، باعث شد توی مدار خودش بمونه.
استاد میگن : «حفظ مدار یعنی تمرکز نکردن رویِ خودِ تضادها، جواب ندادن به توهینها.»
و من توی این گفتوگو داشتم میدیدم که یه نفرواقعاً اینو زندگی کرده.
~~~~~~
دست خدا وسط ماجرا
یه چیزی رو خیلی پررنگ دیدم: دست خدا.
چند سال سکوت کرد، ولی درست در لحظهای که باید، درست در جایی که لازم بود، خدا یه دست به سمتش فرستاد؛ مجید واشقانی.
این آدم، با همهی عامیانه بودنش، سختترین مهمون رو برای اولین قسمت برنامهش یعنی سختترین قسمت، انتخاب کرد. چرا؟ چون خدا خواست.
و این شد یه سکوی پرتاب دوباره برای بهاره.
به قول شما بچههای سایت : این همون «دستی از دستان خدا» بود.
~~~~~
درس برای من
حالا چرا من اینقدر روی این موضوع مکث کردم؟ چون دیدم این فقط قصهی یه سلبریتی نیست. این قصهی همهی ماست.
همهی ما توی زندگیمون تضاد داریم. همهمون شایعه میشنویم. همهمون آدمهایی داریم که ازمون خوششون نمیاد.
فرق ما باآدمهایی مثل بهاره اینه که اونا صبّار شکور شدن. و من میخوام روی این نقطه مثبت شخصیت بهاره و امثال اون تمرکز کنم
🪶 تا کائنات از جنس همین رو بهم برگردونن .
صبّار میشن، یعنی توی فراز و فرودها مومنتوم منفی نمیسازن.
شکور میشن، یعنی توی کوچیکترین داشتهها شاکر می مونن.
و خدا هم به وعدهش عمل میکنه:
«لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛
هیــــــــــچ ترسی براشون نیست و هیچ غمی ندارن.
~~~~~~~
□ جمعبندی
الان وقتی به مسیر بهاره نگاه میکنم، میبینم یه دختر از سن 20-22 سالگی توی اوج شهرت بوده، کلی حرف پشت سرش زده شده، اما حکایت این دختر باوقار شبیه اون بیت حافظشیرازی هست که میگه :
یارَب این بَچِّهٔ تُرکان چه دلیرند به خون
که به تیرِ مُژه، هر لحظه شکاری گیرند ؛
کلی بالا و پایین داشته.
■ اما هنوز بعد از 24 سال توی اوجهست. چرا؟؟!؟!
● چون با وجود نقاط ضعفی که شاید به زعمِ منه عباسمنشی که اینهمه آموزش دیدم از استاد، توی شخصیتش میبینم ،مثل خیلی آدمها، امــــــــــا بلد بوده صبّار شکور باشه.
● چون بلد بوده خودش رو درمدارنگه داره.
● چون فهمیده ارزش خودش به نگاه مردم نیست، به نگاه خداست.
این همون درسیه که ما توی سایت عباسمنشداتکام بارها خوندیم، تمرین کردیم،
و حالا نمونهی زندهش رو میتونیم توی زندگی یه آدم واقعی ببینیم.
🟣 اگه تونستین حتما اینیک قسمت این برنامه رو ببینین. شاید شما بتونین حتی نکات شگفتانگیزتری رو از اینگفتگو استخراج کنین .
چون شما دوستان ِ اینمکان بهشتی خیلی تیزبین هستین .
الان یهویی به ذهنم رسید که بگم، خواهش دارم استاد، یه گفتوگوی آنلاین با بانو افشاری بذارید که ما هم بتونیم همزمان پای این مکالمه بشینیم و لذت ببریم.
سلام استاد عباس منش .
سلام آقامحسن .
استاد چه پیشنهاد خوبی دادن آقا محسن . واقعا خیلی خوب میشه اگه همچین لایوی بذارین .
من زود بدوم برم این قسمت اول رو دانلود کنم ببینم ؛ اینجوری که شما گفتین خیلی کنجکاو شدم ببینم کی و چی بدون استاد عباس منش عباسمنشی شده .
البته احتمالا بقول استاد زیاد از دنیا سیلی خورده تا تونسته در بیست و چهار سالگیه شهرتش تازه بیاد و این مدل زندگی رو به زبون بیاره.
چقدر جالبه یه سوپراستار از جنس ما ،یهو وسط یه لایو زنده بگه : من به هر خیری که از جانب خدا بهم برسه محتاجم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
«قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِّنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَهً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ»
(ﻋﻴﺴﻲ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﻳﺎ؛ ﺍﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺎ؛ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﻔﺮﻩ ﺍﻱ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﻦ ﺗﺎ ﻋﻴﺪﻱ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻭ ﻧﺴﻞ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﻣﺎ ، ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺗﻮ؛ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺨﺶ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻧﻲ)
(114 مائده)
————————————————————————————
بنام خدای هدایتگرم؛
ای پروردگارم و ای رزاق من، ای خالق من و ای صاحب موهبت های عظیم در زندگیم، ای رب من و ای هدایتگرم، نور هدایت خودت رو بر قلبم نازل کن و من رو یاری کن و اجازه بده تا از تو بنویسم.
خدایا تو از وصف و حمد و ستایش من بینیازی ولی من محتاجترین بنده تو هستم برای توحید و حمد و ستایش تو. خدایا قلب و ذهن و روح و جسم من از نوشتن و گفتن و حتی تجسم کردن تو عاجز و ناتوان ست، من برای سپاسگزاری از نعمت های تو بشدت ضعیف و ناتوان هستم. خدایا این حداقل ها رو از من بپذیر، چون مطمئنم تو صاحب فضل عظیم و بینهایت هستی. خدایا بشدت به رحمتت امیدوارم و نسبت به فراوانی و فضل تو حریص و مشتاق هستم.
چون تو العزیز الوهاب هستی؛
چون تو کریم هستی؛
چون تو الرحمن الرحیم هستی؛
چون تو الغنی الحمید هستی؛
چون تو خیرالرازقین هستی؛
چون تو علیم بذات الصدور هستی؛
«رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»
————————————————————————————
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان نازنینم در این سایت.امیدوارم که حالتون خوب و مثبت و عالی باشه و همواره در پناه رب العالمین باشید.
و همچنین سلام و درود ویژه به استاد شایسته بزرگوار و از همین تریبون دلتنگی و مراتب اعتراض خودم رو غیبت طولانی مدت شما ابراز میکنم. و بقول حافظ شیرازی: « بنمای رخ که خلقی … »
خداوند متعال رو بینهایت شاکر و سپاسگزارم بخاطر نعمت حضور در این سایت و آشنایی با قوانین الهی.
از خداوند متعال درخواست هدایت و یاری میکنم که هر روز بتونم بهتر و بیشتر به این قوانین عمل کنم تا ایمانم رو تقویت کنم.
————————————————————————————
همین اول کار اعتراف میکنم از این سیاستمدار جماعت کلاً خوشم نمیاد، هیچکدوم از اینایی که سر میز بودن رو هم نمیشناختم به جز دان و امی (دان همون دونالد ترامپ ، امی هم همون امانوئل مکرون) ؛ باور شخصی من اینه که این افراد و حرفهای سیاسی شون کلاً جلوی دوربین و رسانهست، اصلا اینها نیومدن کار سیاسی کنن، اینها فقط اومدن بیزینس کنن، و حرفهای سیاسی شون صرفاً خوراک ورودی ذهن های مردم عادیه، ایرانی و خارجی هم نداره؛ کلاً تصمیمات سیاسی جای دیگه گرفته میشه، اینها خودشون کارمند جای دیگه هستن. (حتی فکر میکنم اون دوره 12 روزه هم نمایش بوده و همه مون رو گذاشتن سر کار ؛ نمونه اش این بود که سال 2020 فیلم تاپگان2 رو ساختن و 2022 اکرانش کردن، حمله به تاسیساتی که کنارش پایگاه هوایی بود که اف 14 داشت، تأسیسات اصفهان و پایگاه هشتم شکاری، و ما تنها دارنده اف 14 در جهان هستیم…)
و البته نکته مثبت ماجرا برام این بود که مدتها اخبار سیاسی رو دنبال نکردن، بالاخره داره خودش رو نشون میده. من حتی نمیدونستم صدراعظم آلمان عوض شده.
ولی خب قانون همیشه قانونه. هیچ تغییری در سنتهای الهی نیست؛ توی قرآن قوانین زیادی رو مطرح شده و مخصوصاً یه سریا رو با افعال امری بیان کرده و کلید واژه «لعلکم» براش آورده.
یعنی اینکه این کار رو انجام بده «تا در نتیجه» به فلان وضعیت برسی. و شرط و شروط دیگه ای نیاورده. شرط و شروطی مثل اسم و نژاد و دین و مذهب و ملیت و سرزمین و جنسیت و ظاهر و پوشش … تقریباً در بیشتر مواقع گفته شده این کار رو انجام بدین تا فلان نتیجه حاصل بشه. و تمام …
مثلاً توی سوره بقره قوانین روزه رو گفته و بعدش گفته «تا در نتیجه» تقوا و کنترل ذهن تون بیشتر بشه. به لحاظ علمی ثابت شده پرخوری تمرکز انسان رو کاهش میده و فستینگ قدرت تمرکز و قدرت کنترل ذهن انسان رو افزایش میده.
یا مثلاً توی سوره یاسین گفته تقوا داشته باشید «تا در نتیجه» مورد رحمت قرار بگیرید.
یا مثلاً توی سوره روم نشانه های رحمت خداوند رو گفته و گفته از فضل خداوند بخواهید «باشد که » شکرگزاری کنید. (یا به عبارت ساده تر با شکرگزاری کردن توی احساس خوب بمونید)
وقتی کلمه «لعلکم» رو توی قرآن سرچ کردم 68 تا ریزالت برام پیدا کرد که واقعاً از خدا میخوام منو یاری و هدایت کنه بتونم همه این «لعلکم»ها رو بررسی کنم و به عمل دربیارم و از برکاتشون متنعم بشم.
—————————
یکی از این قوانین هم قطعاً قوانین مربوط به برقراری رابطه درست با انسانهاست. یعنی فارغ از اینکه چه آدمی باشی، شغلت چی باشه، توی چه سرزمینی باشی و توی چه شرایطی باشی، دین و مذهب و عقیدهت چی باشه ، اگر این قوانین رو به کار ببری به نتایج خوب و مثبت میرسی.
یکی از مثالهای واضحش همون آیه 159 سوره آل عمران بود «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ» آقا شما پیغمبر خدا باشی ولی بداخلاق باشی همه از دور و برت دور میشن. ولی با مردم مهربون باشی هر شغلی که داری مردم عاشقت میشن.
دومین اعتراف من هم اینه که توی این زمینه ارتباطات و توجه به ویژگی های مثبت افراد و صحبت کردن در مورد ویژگیهای مثبت آدمها اصلا آدم خوبی نیستم. اصلا نمیتونم از تجربیات خودم بگم. هیچوقت آدمی نبودم که از خوبیهای دیگران صحبت کنم. اینکه توی جمع به ویژگیهای مثبت هر فردی توجه کنم و در مورد یه ویژگی خاص بخوام صحبت کنم هیچوقت این کار رو انجام ندادم. و یه جورایی «مقاومت» هم دارم این کارو انجام بدم.
خود این مقاومت داشتن، آلارم خوبیه. هر جا آلارم داری باید همونجا رو بررسی کنی. (مثل پنلهای مشاهده رویدادها توی آتشنشانیه، هر واحدی یا هر ساختمونی آلارم خاصی میزنه، میریم همونجا، همون رو بررسی میکنیم)
اگر مقاومت دارم دوتا دلیل داره ، دلیل اول اینکه همین موضوع دقیقا یکی از پاشنه های آشیل منه و باید روش کار کنم؛ اصلا مقاومت یعنی جایی که نیاز به رسیدگی داره.
دلیل دوم هم اینه که باورهای گذشته من در این زمینه مشکل داره. در گذشته هر چی دیدم، هر چی بوده بدگویی کردن و غیبت و انتقاد از دیگران و مقصر دونستن بقیه بوده. همش این بوده که بقیه چقدر بد هستن ولی ما خوبیم. (طرف میومد حرف بزنه و نصیحت کنه ، هر چی شاخصهای بدی بود رو از دیگران مثال میزد، وقتی نوبت کار خوب میشد از خودش مثال میزد، خودش شده بود شاخص و مقیاس سنجش …) هر چی دیده بودیم یا تعریفهای افراطی یا چاپلوس مأبانه بود ، یا اگر کسی از کسی تعریف میکرد با بدبینی اون شخص رو متهم به چاپلوسی میکردن، یا چرت و پرت های دیگهای گفته میشد…
————————————————————————————
بریم بعضی از آیات قرآن رو بررسی کنیم ببینیم در مورد ارتباطات توی قرآن چی گفته شده، «باشد که خودم پند بگیرم و به عمل بیارم»
در مورد موضوع سلام کردن و پاسخ به سلام:
186 نساء «وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا» که دستور میدهد اگر به شما سلامی داده شد، پاسخ آن را بهتر دهید یا حداقل مانند آن پاسخ دهید.
در مورد موضوع اهمیت حریم خصوصی و رعایت اصول برای ورود به منزل دیگران :
آیه 27 سوره نور «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتًا غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَىٰ أَهْلِهَا ۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» این آیه مؤمنان رو از ورود به خانههایی که متعلق به دیگرانه و متعلق به خودشون نیستند، منع میکنه تا زمانی که اجازه بگیرن و بر ساکنین اون خانه سلام کنند، در ادامه گفته «زیرا این کار برای شما بهتر است تا پند و اندرز بگیرید» و همچنین در آیه 61 همین سوره نور میگه : «فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَىٰ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّهً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَکَهً طَیِّبَهً ۚ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» پس هرگاه به خانه هایی وارد شدید، «بر خودتان سلام کنید» که درودی است از سوی خدا پربرکت و پاکیزه، خدا این گونه آیات را برای شما بیان می کند تا بیندیشید. میگه وقتی با رعایت اصول وارد میشی و سلام میکنی، به نفع خودته. (یعنی همه اصول و موازین اخلاقی رو رعایت میکنی، نه صرف گفتن کلمه سلام)
موضوع گفتگو و کلام شایسته در قرآن :
83 نساء : «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»؛ یعنی با مردم به نیکی و خوش زبانی سخن بگویید.
70 أحزاب: «وَ قُولُوا قَولاً سَدِیدًا»؛ با سخنی استوار و حق بگویید و از سخن بیهوده بپرهیزید.
44 طٰه: «فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً لَیِّنًا»؛ با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو. (به موسی میگه با فرعون با گفتار نرم گفتگو کن ، شاید پند و تذکر بگیره و شاید خشیت از خدا پیدا کنه؛ چقدر شبیه به همون آیه 159 آل عمران که به پیامبر اسلام میگه شما به این قانون عمل کردی که نتیجه گرفتی)
32 أحزاب: «وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا»؛ حرف خوب و پسندیده بزنید.
ما خودمون هم وقتی یه نفر حرف بی ارزش بزنه دید خوبی نسبت بهش نداریم یا اینکه از ارتباط گرفتن امتناع میکنیم. (براش خاطره هم دارم ولی مجبورم کامنتمو ادامه بدم طولانی نشه)
موضوع اجتناب از غیبت و تهمت و سرک کشیدن توی حریم خصوصی دیگران:
12 حجرات: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا ۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ»
ای اهل ایمان از ظن و گمان بسیار بسیار اجتناب کنید. (دیگران رو قضاوت نکنید؛ من خودم ابتدای کامنتم سیاسیون رو قضاوت کردم ولی چون این کارو کردم دیگه ماست مالیش نمیکنم، برم پاکش کنم، که بگم من آدم خوبیم بقیه باید بهتر باشن، نه من خودم توی این زمینه قضاوت نکردن دیگران اصلا از خودم راضی نیستم)
در ادامه میگه سرک نکشید ، تجسس و جاسوسی همدیگه رو نکنید (اینو میتونم بگم در اکثر مواقع مراقبم ولی نه همیشه باید خودمو بهبود بدم)
در ادامه میگه غیبت نکنید … (بازم خودم تو این زمینه انگشتم سمت خودمه، باید خودم رو بهبود بدم، اصلا به خودم نمره قبولی نمیدم)
آیه 19 سوره نور هم در این زمینه یه جورایی هشدار داده.
موضوع صداقت و راستگویی در قرآن:
42 بقره : «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (و حق را با باطل مخلوط نکنید، وحق را در حالی که می دانید پنهان نکنید.
119 توبه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید (به عبارتی دیگه همراهی و همراستا شدن و الگو گرفتن از افراد راستگو و صادق، آگاهانه صداقت رو در خودمون رشد بدیم)
مجدداً آیه 70 احزاب: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا» ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید (کلا چیزی بگید که پایه و اساس داشته باشه، جای پاش محکم باشه، حکایت سستی خونه عنکبوت نباشه، دروغ پاش سسته، چون منطق پشتش نیست. بالاخره فرو میریزه)
در توصیف حضرت ابراهیم علیه السلام یکی از مهمترین شاخصه های شخصیت عظیم حضرت ابراهیم توی آیه 41 سوره مریم خداوند میفرماید : «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِبْرَاهِیمَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا» داستان ابراهیم رو برای مردم یادآوری کن چون این پیامبری صدیق بود (نمیگه صادق بر وزن فاعل ، میگه صدیق بر وزن فعیل ، یعنی بسیار بسیار صادق )
در مورد حضرت اسماعیل سرگذشت زیادی توی قرآن گفته نشده (اونجوری که در مورد موسی و ابراهیم و یوسف پرداخته) ولی مهمترین شاخصه اسماعیل در آیه 54 سوره مریم میفرماید : «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَبِیًّا» و در این کتاب، [سرگذشتِ] اسماعیل را یاد کن، که او وفا کننده به عهد و فرستاده ای پیامبر بود.
و باز هم در مورد ادریس پیامبر از توصیفی مشابه ابراهیم علیه السلام استفاده شده؛ در آیه 56 مریم: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیًّا»
و در این کتاب، [سرگذشتِ] ادریس را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود.
خداوند خودش شخصاً مهر تایید میزنه پای صداقت ابراهیم و اسماعیل و ادریس. (ای جانم)
آقاااااااااااا آیه بشارت رو نوش جان کنید، چقدر لذت بخشه ، خدا رو شکر (چشمان قلبی و ذوق زده)…
آیه 119 مائده :
«قَالَ اللَّهُ هَٰذَا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ ۚ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ۚ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»
خداوند فرمود: این روزی است که راستگویان را راستی و صدقشان سود دهد. برای آنان بهشت هایی است که از زیرِ آن نهرها جاری است، همیشه در آن جاودانه اند، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند؛ این است رستگاری بزرگ.
موضوع شکرگزاری و قدردانی از نگاه قرآن:
از ابتدای قرآن توی سوره حمد مبحث حمد و ستایش خداوند بیان شده. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (همه ستایش ها، ویژه الله، یگانه فرمانروای جهانیان است) تاکید شده که ستایش ویژه خداست. (نظر شخصی من اینه که حتی قدردانی و سپاسگزاری از آدمها هم توی این دسته سپاسگزاری از خداوند میگنجه، یعنی من دو میلیون بار بگم خدایا شکرت، ولی از آدمها تشکر و قدردانی نکنم بنظرم میرسه این کار من در پیشگاه خداوند ناقص هست؛ این نظر شخصی منه ممکنه درست نباشه)
آیه 7 سوره ابراهیم : «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» (هنگامی که پروردگارتان اعلام کرد: «اگر شکرگزار باشید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است»
144 آل عمران: «وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ»خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.
—————————
آقا من کم آوردم. اینها فقط در مورد گفتار بود. کلی مباحث دیگه هست در مورد مهارتهای رفتاری و ارتباط گرفتن با آدمها (مثل: اعتمادسازی، همکاری و مشارکت و مشورت و همدلی، بخشش و گذشت، فروتنی و تواضع، احسان و نیکوکاری، برقراری ارتباط و … ). باورم نمیشه همه اینا رو قرآن به منِ مسلماننما گفته ولی من بهشون عمل نمیکنم. پناه بر خدا. اینقدر آیات قرآن رو اینجا کپی پیست کردم برای بقیه ولی خودم بهشون عمل نکردم. خدا به دادم برسه.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
————————————————————————————
وقتی میخواستم کامنت نوشتن رو شروع کنم هیچ ایده ای نداشتم چی میخوام بنویسم. فرمون رو سپردم دست خودش.
یاد جمله تیمسار خلبان حسینعلی ذوالفقاری افتادم.
میگفت وقتی میرفتیم پرواز میگفتم:
Hello God, I am doing my best, you have the control
سلام خدا ، من بهترین خودم رو انجام میدم. فرمون دست توئه.
در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و تندرست و متنعم باشید. فرمون زندگی تون دست أرحم الراحمین باشه.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام حمید جان
خیلی لذت میبرم از اینکه با آیاتی از قرآن کامنتت را شروع میکنی و منم دوست دارم این چنین کامنتم شروع کنم ،منم دوست دارم کامنت بنویسم و از آنچه که بر قلبم نازل میشه بنویسم و تحسین میکنم شما را که با تعهد و جهاد اکبری مدام خودتو رشد میدی و در این مسیر شگفت انگیز قدم بر میداری و با نوشتن کامنت های هدایتی و انجام این مأموریت قانون را یاد آوری میکنی و تمرینات را به شکل بهتری انجام میدی
ــ تحسینت میکنم که قبل از نوشتن کامنت سپاس گذار خداوند هستی و ازش طلب هدایت میکنی و تسلیم هستی و خودت را به جریان هدایت میسپاری
ــ تحسینت میکنم که خودت هستی و هر آنچه که در رفتارت هست را بیان میکنی مثل همین احساسی که به سران این اجلاس داشتی و چقدر خوبه و چقدر تو قدرتمند هستی که هر طوری هستی نمایش میدی و خود واقعیت هستی .
ــ تحسینت میکنم که در ایات قرآن مسلط هستی لااقل تا جایی که من میبینم تسلط داری و هر باری که کامنتی ازت خوندم در راجع به موضوع اون فایل از قرآن آیاتی را مثال زدی مثل همین مثالهایی که در این فایل زدی .
ــسپاس گذارم بابت این کامنت خوبی که نوشتی وکلی از آیات قرآن مثال زدی ،دوست دارم دنبالت کنم و این کامنت های خوبت را بخونم و همیشه از مثالهای قرآنی که میزنی بهره مند بشم
و در آخر اون جمله ی تیمسار خلبان حسین علی ذوالفقاری عالی بود
Hello God, I am doing my best, you have the control
سلام خدا ، من بهترین خودم رو انجام میدم. فرمون دست توئه.
سپاس گذارم حمید جان
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشی در دنیا و آخرت
سلام و درود به شما مجید جان.
امیدوارم که حالت خوب و مثبت و توحیدی باشه. و همیشه قلبت به نور خداوند منور باشه.
از شما متشکرم و بینهایت تحسینت میکنم. تحسینت میکنم بخاطر این همه تلاش و استمرار و تعهد توی مسیر.
مجید جان اعتراف میکنم به عزت خداوند قسم من هیچی از آیات قرآن نمیدونم. من هیچی از آیین نگارش متن نمیدونم. به خودش قسم اون چیزایی که ابتدای کامنت مینویسم و اظهار عجز و ناتوانی میکنم تعارف نیست ، واقعاً واقعاً ابراز عجز و ناتوانیه. واقعاً میگم من دلم میخوام بنویسم ، دلم میخواد از تو بنویسم، ولی نمیدونم چی بنویسم. ولی مطمئنم تو هدایتم میکنی. خودت بگو تا بنویسم.
من خودم که میدونم از خودم هیچی ندارم. از کدوم دستاوردم بنویسم؟ از کدوم موفقیتم بنویسم؟ هر چی هست نعمت خداست. اون منت سرم گذاشته. من که سواد درست و حسابی ندارم، چی از قرآن بلدم که بخوام بنویسم، یه آیه ای رو به دلم میندازه میگه اینو بنویس، بعد وسط آیات چندتا کلمه رو خودش برام مشخص میکنه.
بقول حافظ شیرازی: «آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم»
مجید جان اگر شما هم واقعا دوست دارید از آیات قرآن بهره ببرید، از خداوند خودش بخواید.
60 غافر : «وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»
186 بقره : «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
این دوتا آیه سند مکتوب که خدا داده دست من و شما، تضمین داده. (استغفرالله؛ اگر نخواد به وعدهش عمل کنه که همه بنده هاش روز قیامت از همین آیات علیه خودش استفاده میکنن، که خدایا چرا به وعدهت عمل نکردی)
بر خودش واجب کرده ، تضمین داده، هر چی ما بخوایم اجابت کنه. اصلا توی 186 بقره أجیب یعنی همواره در حال اجابت هست، و این پروسه اجابت بندگان حتی لحظه ای از سوی خداوند قطع نمیشه؛ اگر من دریافت نمیکنم من تو باغ نیستم. از خود خداوند بخواین و مطمئن باشید اجابتتون میکنه.
چه کسی راستگو تر از خداوند به وعده خویش؟
در پناه رب العالمین باشید مجید جان.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام آقای امیری
خیییلی خیییلی سپاسگزارم به خاطر این کامنتتون. البته همیشه لذت می برم از خوندن کامنتهای شما. امروز در راستای کنترل ذهن اولنشستم تا حالم رو خوب کنم بعد کارها رو شروع کنم. از کامنت شما شروع کردم چون نرسیده بودم و تو ذهنم بود حتما بخونم.
همین یک کامنت کافی بود که حالم عالی بشه خیییلی خوب بود چیزی فراتر از لذت بود. حتی یکی از دوستانم اسمش صدیق هست. اون قسمت که یکی از صفات حضرت ابراهیم صدیق هست رو براش فرستادم و گفتم این اسم واقعا برازنده ات هست چون بسیار بسیار راستگو هستی. و اون جمله تیمسار رو که نگم براتون سریع رفتم نوشتم تو عکس بک گراند گوشیم و شد بک گراند که همیشه جلوی چشمم باشه.
و حالا من با حال خوب و انرژی فرآواااان روزم رو با یکساعت و نیم تاخیر شروع می کنم.
از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم
سلام و درود به شما خواهر بزرگوار. امیدوارم که حالتون خوب و مثبت و توحیدی باشه و همواره به نور توحید متصل باشید.
از شما متشکرم بخاطر پاسخی که برام نوشتین. و خداوند رو شاکرم که کامنتم مورد رضایتتون واقع شده. احساس آرامش از سوی خداست و اعتبار این کلمات هم با خداست. ان شاالله که بتونم همیشه در مدار دریافت هدایتها باقی بمونم تا بتونم از آیات و نشانه های خداوند بنویسم. حرف زدن و نوشتن از خداوند مایه عزتمندی و آبروی بندههاست.
برای شما از درگاه خداوند متعال بینهایت نعمت و ثروت و سلامتی و شادکامی و آرامش رو آرزو میکنم.
در پناه رب العالمین باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام آقای امیری . به محض بیدار شدن و گوشی به دست گرفتن هدایت شدم به کامنت شما . خیلی لذت بردم از آنچه نوشته بودین .
تحسین تون میکنم که اینقدر خودتون هستین .چه صادقانه خودت رو توصیف کردی .واقعا مرحبا .
ممنونم که مجموعه ای از ایه های مربوط رو برامون اینجا گذاشتی من که لذت بردم .
اونجایی که از ویژگی حضرت ابراهیم گفتی چشمام پر اشک شد .میدونی چیه همسرم مردی بسیار صادق . درستکار و راستگوییه . ولی متاسفانه چه باوری. داریم و تو تمام این سالها چی شنیدم ؟ هر چی چوب میخوریم از صداقتمونه . این دوره زمونه آدم صادق ته چاهه . از آدم صادق تاجایی میتونن سواستفاده میکنن . صداقت داشتن خیلی وقتها به ضررت تموم میشه .وووو
واین شده که صداقت بی ارزش شده متاسفانه و بیشتر وقتها سودی واسمون نداشته .
به قول استاد تو یکی از فایل ها میگفتن.ویزگی خودت رو اررزشمند بدون تا حتی بتونی ازش ثروت بسازی .صداقت یه ویژگی بسیار بارزه که میتونه برای انسان ثروت همه جانبه بسازه که سر امدش ارامشه
باید تمرکزی روی این باورهای اشتباه کار کنیم و انشالله با کمک و یاری خداوند درستش میکنیم .
بسیار بسیار از شما ممنونم بابت نوشتن این آیه .و مثال هایی که زدین. الان ایمانم به صداقت داشتن .مساویه با موفق شدن .بسیار بیشترشده .و الگویی همچون پیامبران دارم
بی نهایت سپاسگزارم ازتون .
و تحسین تون میکنم که اینچنین فروتن و متواضع هستین .
منم از خداوند با تمام وجودم درخاست میکنم که خودش منو تو خوندن و درک و فهم قرآن هدایت و حمایت و یاری کنه
در پناه خدای عادل و مهربان باشید
سلام خانم سنگونی عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه
کامنت شما رو خوندم در مورد صداقت همسرتون و این که نوشتید:
واین شده که صداقت بی ارزش شده متاسفانه و بیشتر وقتها سودی واسمون نداشته .
خواستم بگم من هم بسیار انسان صادقی هستم یعنی وقتی از کسی میپرسند یک ویژگی این خانم رو بگو میگن صداقت. من تا حالا چندین محل کار مختلف رو عوض کردم ولی همیشه وقتی به یک مساله ای برخورد میکردند و نمیفهمیدن الان کدوم حرف درست هست از من در مورد اون مساله سوال می کردند. این صداقت جزو اصول من در زندگی هست و هیچ وقت ازش کوتاه نمیام.
من حتی دو الی سه مورد که میدونستم اگر راست بگم ممکنه برام بد بشه نتونستم چیز دیگه ای غیر حقیقت بگم. و خیلی از نزدیکانم و حتی همکارانم به من میگفتند چرااااا این حرف رو زدی طرف فلان میکنه بهمان میکنه… دقیقا هم طرف اون کار رو کرد و من نامه استعفا رو نوشتم و تحویلش دادم….
الان که برمیگردم به چندسال پیش میبینم تمام اون صداقتها برام خیر بوده … خیر مطلق…
به قول استاد که میگن وقتی تو مسیری داری میری و میزنی تو دل ترسهات همه فکر میکنند دیوانگی هست ولی تو ته قلبت آرومه و مطمئنی کارردرست رو داری انجام میدی… و این اطمینان قلبی و آرامش رو من موقع گفتن حقیقت حتی جایی که به ظاهر برام بد بوده داشتم و خوشحالم از این بابت.
جالبه دیروز در دسته کنترل ذهن یکی از فایلها در مورد آنتونی جاشوا بود که استاد مصاحبه ایشون رو داشتند تحلیل میکردند بعد از شکستش. یکجا که گزارشکر از آنتونی می پرسه اگر مثلا وقتی ضربه نمیخورد به چشمهات و تار نمیشد عملکردت چطور بود؟ و اون جواب میده همونجوری ادامه میدادم مثل قبلش. و این صداقت در کلام رو من خوشم اومد و خییییلی حال کردم که استاد در ادامه گفتند که این صداقت خیلی براشون مهم بوده و گفتند شاید خیلی از بچه ها الان به این جمله آنتونی دقت نکردند…. من همونجا گفتم استاااااااد استاااااد من دقت کردم و انقدر ذوق مرگ شدم که نگو …
من همیشه این باور رو داشتم که صداقت برای من در نهایت چیزی جز خیر و برکت و خوش شانسی نداره و همیشه هم همین رو تجربه کردم.
به خدای بزرگ می سپارمتون
سلام و درود بر شما به رسم و فرموه استادمان خواستم اولین تعریف و تمجید بعد از دین این فایل رو از همینجا شروع کنم بسیار خوب و با نکته های دقیق ایه های نورانی قران را عنوان کردید . سپاس فراوان در پناه الله مهربان باشیدد
سلام و درود فراوان به شما دوست عزیزم.
از لطف شما بسیار ممنون و سپاسگزارم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این کامنت رو دوست داشتین. اعتبار همه این کامنت ها با خداست، از خدا میخوام کمکم کنه همونجوری که زیاد حرف میزنم، زیاد هم عمل کنم. ایمانی که عمل نیاره هیچ ارزشی نداره.
از شما متشکرم. در پناه رب العالمین باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
سلام آقای امیری عزیز
مدتهاست که کامنت های شما و خانم شهریاری عزیز و دوستان دیگرو دنبال میکنم
بسیار زیاد به خاطر این حد از اونستون با قرآن تحسینتون میکنم و اینکه میتونید انقدر عالی در آیات دقت کنید و تحلیلشون کنید
امیدوارم همواره در مدار توحید قرار داشته باشید و توفیقاتتون روز افزون باشه و چراغ راهی باشید برای من و دوستانی که در این مسیر در کنار شما قدم هامون رو استوارتر برمیداریم
بسیار سپاسگزارتون هستم که وقت گرانبهاتون رو لطف میکنید و برای ما از تجربیاتتون مینویسید
و ما رو هم در بهتر درک کردن کلام خدا شریک میکنید…
واقعا کامنتتون عاااالی بود
بسیار زیاد لذت بردم و هر بار که کامنت های شما رو میخونم واقعا قلبم باز میشه و ترغیب میشم که من هم بیشتر برای درک این آیات که سراسر درس انسان سازی هست وقت بزارم
انشالله در پناه رب العامین همواره سالم و شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
به نام یگانه فرمانروای هستی
سلام و درود بر استاد عباسمنش گرانقدر و همه عزیزانم
تو این روزها که دور دور رئیس جمهورها و قدرتهای جهانه و هر کدوم بنوعی دارن جولان میدن و قدرت خودشون رو به رخ میکشن، یه تلنگری خدا بمن زد که ابر قدرت جهان خداست و ممکنست یک ثانیه دیگه هیچ کدوم از اینها که جهان را به بازیچه خودشان گرفته اند در پست ترین و ضعف ترین موقعیت ممکن قرار بگیرند،
تاریخ پر از پادشاهان و فرعونهائیست که در زمانه خودشان خدایی میکردن و مردم خدایشان میدانستن. اما به زباله دانی تاریخ پیوستند و نام نشانی از آنها باقی نمانده است مثل هیتلر و صدام و …
چند روز پیش داشتم نامه ملانیا به پوتین رو میخوندم . نامه ای که ترامپ به پوتین در دیدارشان در آلاسکا تحویلش داده بود. در اون نامه ملانیا به درستی پای انسانیت و حق کودکان برای داشتن آرامش در زندگی رو به پوتین یادآور شده بود و پوتین رو برای اجرای این رسالت بزرگ صلح مسئول دانسته بود و ایشان را تشویق به گرفتن این تصمیم تاریخی و دست کشیدن از جنگ و برقراری صلح کرده بود. احساسات انسانی و نگاه مسئولانه و احساس وظیفه و انجام رسالت بانوی اول برایم ستودنی بود. دوست داشتم خودم را مخاطب این نامه فرض کنم و از دریچه نگاه پوتین به جهان و این نامه نگاه کنم . آیا تحت تاثیرش قرار میگرفت؟ یا مثل همون نامه معروف زمان پیامبر پاره میشد و به زباله دانی انداخته میشد آنهم با نیشخندی تلخ!
تو همین افکار بودم که با خودم گفتم آیا چنین نامه ای برای نتانیاهو هم فرستاده؟ آیا کودکان آنجا هم مثل کودکان سرزمین آبا و اجدادی اش برایش مهم هستند؟ یا فقط این احساسات انسانی در جایی بروز میکند که منافعی هم همراهش باشد؟!!!
استاد دیروز این فایل رو در محل کارم تماشا کردم و الان دارم در یوسف آباد پل سوم کوچه 25 براتون مینویسم. همینقدر اتفاقات رندگی به سرعت در حال اتفاق افتادن است!
بعد از دیدن این فایل به ما ماموریت دادن که برای شرکت در جشنواره ای که امروز برگزار شد و بصورت تقریبا یهویی اعلام شده بود به تهران بیائیم.
جرقه نوشتن این کامنت امروز صبح در ذهنم زده شد. یاد این فایل افتادم که دیروز دیدم و شما از استایل و نحوه حرف زدن ترامپ و رئیس جمهور کشورهای اروپایی گفتین و من امروز در سالن اجلاس سران در چند قدمی رئیس جمهور ایران بودم . نزدیکترین جایی که توی اون سالن هنگام سخنرانی دکتر پزشکیان وجود داشت. نشستنمون اونجا هم هدایتی بود استاد شاید باور نکنید اونجایی که ما نشستیم رو هیچ کسی حاضر نشده بود بنشیند و اکثر جاها یا رزرو بود یا زودتر از ما اومده بودن پر کرده بودن. امسال دومین باریست که در سه ماه گذشته رئیس جمهور رو از فاصله نزدیک ملاقات میکنم. در طول سخنرانی حواسم به استایل ایستادن و زبان بدن و نحوه حرف زدنشون بود.چیزی که برام بولد شده بود این بود که ایشون در قالب رئیس جمهور فرو نرفته بود بلکه این رئیس جمهوری بود که در قالب ایشون قرار گرفته بود!!!
این اولین رئیس جمهوری نیست که از نزدیک میبینم اما قطعا اولین رئیس جمهوری بود که خودش بود! اولین رئیس جمهوری بود که رئیس جمهور بودن چیزی بهش اضافه نکرده بود! اولین رئیس جمهوری بود که نگاه بالا به پائین نداشت، اولین رئیس جمهوری بود که درونش از ورای جسم خاکی اش هویدا بود. ساده و بی تکلف و بی ادا و اطوار و بی اعتنا به هر نوع پروتکل و تشریفاتی که اطرافیان سعی در القا و انجام دادنش دارن.
یه جفت کفش کالج که نو نبود و مشخص بود مثل خود ما کفش روزمره اش است، یه شلوار جین راحت که اونم نو نبود یه پیرهن ساده با یه کاپشن که جدیدا برای رئیس جمهورها مد شده! حرفهاش رو از روی کاغذ نمی خوند، مطلبی از قبل آماده نکرده بود، از دلش میخوند، خودمانی گفت، بدون لفاظی و قلمبه سلمبه حرف زدن و ادعای فضل هم نکرد و گفت این چیزایی که نشون دادین و گفتین نمیدونم درسته یا نه. یه چیز رو قلبم گواهی میداد تونم این بود که پاک و صادق و ساده زیسته و همه وجودش و آرزوش پیشرفت و سر بلندی ایرانه نه جناح یا فرد یا گروه خاصی و اصلا در این طیف بندی های جناحی نمی گنجه.
برگردیم به فایل، استاد من توجه به نکات مثبت رو از شما یاد گرفتم، تحسین توانایی و دیدن نکات مثبت ادمهای اطرافم رو از شما یاد گرفتم، نمیگم تونستم اینکار رو خوب انجام بدم ولی سعی میکنم بهتر از قبل باشم. البته قابل قساس یا گذشته ام نیستم. زیرا دقیقا من نقطه مقابل داستان بودم. تمام تمرکزم روی نکات منفی و اتفاقات بد بود. از منفی 1000 اومدم نزدیک های صفر، هنوزم البته به صفر نرسیدم ولی از آن انجماد گذشته فاصله گرفتم. دلیل تهیه دوره عشق و مودت هم همین بود. هر چند هنوز فرصت نکردم بطور جدی اون دوره رو دنبال کنم و همزمان روی چند دوره تمرکز بذارم. ولی میدونم حالا حالاها من باید روی خودم کار کنم و سعی کنم بهتر و بهتر بشم. استاد آدمی که نکات مثبت دیگران رو میبینه و بهشون میگه آرامش بیشتری هم داره علاوه بر اینکه احساس خوبی که منتقل میکنه در ذهن دیگران ماندگار میشه و چند برابرش رو دریافت میکنه و این یکی از نعمت های عمل به قانون در زندگی مان است و صدها برابر آن به دنبالش خواهد آمد.
خدا رو شکر برای این همزمانی و این فرصتی که خدا در اختیارم در آرامش و سکوت قرار داد تا این کامنت رو بنویسم. اگه غلط املایی چشمای نازنینتون رو اذیت کرد، به بزرگواری خودتون ببخشید چون با گوشی نوشتم و قصد ویرایشش رو ندارم . در پناه خداوند باشید، یا حق
سلام به آقا اسد الله جان شیرمرد توحیدی خداوند
بینهایت لذت بردم و استفاده کردم از این کامنت زیبات
که مثل همیشه حاوی مطالب سودمند و کاربردیه
تحسینت می کنم خیلی زیاد
چیزهایی که در مورد دکتر پزشکیان گفتی دقیقاً همون چیزیه که من چند روز پیش به همسرم گفتم!!
ایشون تی وی رو روشن کرده بود و داشت اخبار نگاه میکرد، که آقای پزشکیان رو نشون میداد با همین توصیفاتی که شما در این کامنتت گفتی،البته من صدای تلویزیونو نمیشنیدم طبق توافقمون، ولی از بعضی نوشته های صفحه یا زیرنویس یه چیزایی دستگیرم میشد
اینکه خود خودشه ساده و بی تکلفه و با رییس جمهور شدن هیچ عوض نشده، و جناحی فکر نمی کنه و در فکر پیشرفت و بهبود کشورشه و و و..
اصلاً چهره اش هم دلنشینه، و فرکانس صداقت و درستیش رو آدم میتونه تشخیص بده حتی اگه حرفاشو نشنوه..
باز هم از مشابهت ها بگم که من هم آقای خاتمی رو سالها پیش دقیقاً دوبار دیدم،اونهم در زمان ریاست جمهوریش بود که وقتی که ما قطر بودیم و ایشون دوبار اومد اونجا و در مهمونی سفارت که خصوصی بود هم من و هم دخترهام با ایشون صحبت کردیم، و عکس گرفتیم
ایشون هم خود خودش بود، و معتقد به گفتگوی تمدنها بود..
بشدت با شما موافقم تو این قسمت:
ولی میدونم حالا حالاها من باید روی خودم کار کنم و سعی کنم بهتر و بهتر بشم. استاد آدمی که نکات مثبت دیگران رو میبینه و بهشون میگه آرامش بیشتری هم داره علاوه بر اینکه احساس خوبی که منتقل میکنه در ذهن دیگران ماندگار میشه و چند برابرش رو دریافت میکنه و این یکی از نعمت های عمل به قانون در زندگی مان است و صدها برابر آن به دنبالش خواهد آمد.
دوست دارم یه نکته رو بشما یاد آوری کنم
اینکه هر کسی هر جایی هست، جای درستشه..
یه وجه تفاوت جالب اینکه من همیشه با گوشی می نویسم و ویرایشش می کنم و خیلی دقت می کنم که غلط املایی نداشته باشه
البته که شما هم شکسته نفسی کردی
و همه ی کامنتات پرباره و دسته بندی شده و مرتب و منظمه
یادش بخیر دوره احساس لیاقت
چه نارنگی های خوشمزه ای سعیده جان شهریاری میاورد می خوردیم
از اون موقع آشناییمون بیشتر شد صمیمی تر شدیم و تابحال ادامه داره، خدا رو صدهزار مرتبه شکر
ازت ممنونم برای همه ی کامنتای خوبت
خدا رو میلییاردها بار شکر برای وجود نازنینت، برای همسرت و شینای عزیز، و همه ی نعمتهای زندگیت
آقا اسد الله عزیز باز هم سپاسگزارم و بهترینهای دنیا و آخرت رو از درگاه رب العالمین برای شما درخواست می کنم
سلام و درود خداوند بر بانو سلیمی عزیزم
ممنونم از اینکه ذره ای از الطاف و محاسن بیشمارتون رو بمن بخشیدین!
شما نه تنها برای فرزندان دلبندتان؛ بلکه برای همه اعضای این سایت الهی اسوه و الگوی بی نظیری هستید و همواره شما را تحسین میکنم که حتی بیشتر از ما به فکر رشد و پیشرفت و تعالی و افزایش ظرف وجودتان هستید.
چند روز پیش بصورت اتفاقی داشتم کامنت جلسه اول دوره همجهت با جریان خداوند سعیده جان رو می خوندم و اونجا که اشاره کرده بودن که“خانم سلیمی عزیزم،هدِ همه ی دانشجوهاست،صندلیvip دارند،حرف حرف ایشونه،لطفا مواضع شخصیشون رو حتما رعایت کنید،با تشکر!” و با خودم گفتم واقعآ همانطور شد که سعیده گفت و کامنت های شما و فعالیتتون در سایت این رشد نجومی رو به عینه اثبات میکنه و ازین بابت بهتون تبریک میگم.
سپاسگزارم بابت یادآوری این نکته زیبا که ” هر کسی هر جایی هست، جای درستشه…” و واقعیت هم جز این نیست. همه چیز بر میگرده به اینکه ما دنبال موفقیتیم یا نه؟ کسی که دنبال موفقیته از موفقیت دیگران خوشحال میشه و دنبال الگوها و پترن ها و باورهایی میگرده که اون شخص داره و به این موفقیت رسیده. در حالی که عامه ما در مواجه با موفقیت دیگران به «طرفَهُ العَینی» سعی میکنیم اونو به پارتی و نفوذ و پول و شانس و سایر عوامل بیرونی نسبت بدیم و به جای اینکه بگیم اگه برای اون شده، برای من هم میشه! میایم و این محرک رو در نطفه دفن میکنیم و میگیم آخیشششش!!!
در اینکه مهارت ها و توانایی خانمها اگه بیشتر از ما آقایون نباشه، قطعآ کمتر نخواهد بود هیچ شکی ندارم. نمونه اش هم همین حواس چندگانه ای است که قادرید همزمان مسائل مختلفی رو با هم کنترل و مدیریت کنید. یه چیزی بگم خنده رو لبتون بیاد. وقتیکه تو جاده خانمم مشغول صحبت باهام میشه یهو میبینه سرش خورد به سقف ماشین! چرا؟ چون ذهن من مشغول فکر کردن به حرفهاشه و نمیتونه همزمان سرعت گیر داخل جاده رو مدیریت کنه یا میبینی مسیری رو اشتباهی رفتم و مجبوریم برگردیم اونوقته که میگه من حرف نزنم بهتره خخخ
سپاسگزارم از خداوند برای وجود با ارزش عزیزانی چون شما در زندگیم که لذت زندگی را برایم صد چندان کرده است. پوزش میخواهم بابت تاخیر در پاسخ. من دیشب دیر وقت برگشتم و دوست داشتم امروز کامنت به دستتون برسه که برق رفت و گفتم الخیر فی ماوقع. امیدوارم در زمان مناسبش به دستتون برسه. سلام منو به آقای زمانی و دخترهای گلتون برسونید. باآرزوی دیدار روی ماهتون. یا حق
به نام خدای بخشنده ی مهربان
سلام به شاگرد زرنگ دانشگاه توحید و خودشناسی استاد عباسمنش عزیزم
اگه با همین فرمون برید جلو چند وقته دیگه آنقدر با رئیس جمهور راحت و صمیمی میشد که وقتی رئیس جمهور رو ملاقات کردی، میزنی به کتفش و بهش میگی چطوری مسعود؟، کم پیدایی پسر!!!(کلی استیکر خنده)
قبلا حتی در مقابل یه مدیر مدرسه دست و پام رو گم میکردم و خودم رو در مقابل اون کوچک میدیم، ولی الان به لطف خدا و آموزههای استاد ،در مقابل هر مقامی که باشم انگار کنار یه آدم معمولی هستم و سعی میکنم احترام موقعیت طرف رو بکنم و گرنه ذره ای احساس نمی کنم که مثلا طرف کاره ای است، و فقط سعی می کنم قدرت رو خدا بدهم. خدا را شکر لااقل شرک های بزرگ رو دارم می شناسم و سعی می کنم از آنها دور باشم.
در ضمن اون تعریف هایی که از رئیس جمهور کردی خیلی عالی بود، من تا الان بخاطر بدگویی های اطرافیان حس خوبی نسبت بهش نداشتم ولی با تعریف های شما نظرم عوض شده، گرچند که سعی می کنم که اخبار و حرف های بقیه رو گوش نکنم ولی جسته گریخته، از بدی های این بنده خدا میشنوم و اول بار بود که تعریف و تمجید درست و بدون حاشیه شنیدم. سپاس گذارم بخاطر این دید زیبابین تان، که باعث شد این رو برام روشن کنه.
شینا جان دختر ورزشکار و هنرمندمون چطوره؟ در چه حاله؟ هر کجا هست خدا نگهداش باشه.
در پناه حق روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و شادتر و موفق تر باشی.
سلام و درود خداوند بر رضوان عزیزم
آقا ما روزی نیست که به یاد شما نباشیم؟!!!
میدونم میگی چطور؟
خدمتتون عرض کنم که منزل ما تو خیابون رضوانه و من هر روز دنبال کلمه رضوان در جدول ساعت خاموشی اداره برقم که ببینم ساعت چند خاموشی داریم خخخ
جدا از شوخی یه تشکر بکنم بابت این دو کامنتی که برایم فرستادین و از همه عزیزانی که برایم کامنت نوشتن و این صفحه رو نورانی و چراغونی کردن با کامنت های پر از مهرشان.
رضوان جان رشد و پیشرفتت رو در این مدت به عینه میبینم و همواره تحسینتون میکنم که به فکر رشد و پیشرفتید و از رفتن به دل ترسهاتون نمی ترسید و شخصیت مستقل تر و قوی تر و ورژن بهتری از خودتان ساختید و این قایل تقدیره.
شینا هم سلام میرسونه؛ وارد دوران نوجوانی شده و بقول معروف برای خودش خانمی شده. مرتب کلاسهای شنا و زبان رو دنبال میکنه و میبینم که از زندگیش لذت میبره. تو شنا دیگه حرفه ای شده و یکی از مشوق هامون برای نوشتن سپاسگزاری های روزانه و انداختن در تنگی شیشه ای که جلو چشممون باشه (یکی از تمرینات دوره همجهت با جریان خداوند) هست.
امیدوارم در این روزهای گرم دلتون خنک باشه به امید و ایمان و نور الهی. براتون از خداوند وهاب سلامتی و خوشبختی و نعمت و ثروت و رزق بی حساب آرزو میکنم. در پناه خداوند باشید. یا حق
من امروزم را با الهامات و نشانه های خداوند آغاز می کنم و فرمان زندگی ام را به خداوند می سپارم تا امورات زندگی ام را به بهترین نحو مدیریت کند.
خداوند در درون من است و هر لحظه مرا هدایت می کند.
چرخ جهان دائما در کار است تا من را به خواسته هایم برساند.
من در هر لحظه منتظر اتفاقات خوب در زندگی ام هستم.زندگی من روز به روز دارد بهتر و بهتر می شود و درآمد و ثروت و رزق من همواره در حال افزایش است.
امروز در زندگی من معجزه رخ می دهد.
من فوق العاده ام من بی نظیرم من استثنائی ام من خلاقم اعتماد به نفس من بالاست عزت نفس من عالی است من توانمندم همه منو دوست دارن و به من احترام می گذارند و برایم ارزش قائلند.
من از کسی غیبت نمی کنم از کسی انتقاد نمی کنم چیزی را سرزنش و محکوم نمی کنم گلایه و شکایت نمی کنم به ناخواسته هایم توجه نمی کنم و توجهم بر دیدن و تایید نکات مثبت، ثروت ها، موفقیت ها و فراوانی هاست.
من نکات مثبت و موفقیت هایم حتی اگر کوچک باشند، دائما به خودم یادآوری می کنم تا در ذهنم بولد شود و نجواهای ذهنم را می خواهد انگیزه و اشتیاقم را نابود کنند و مرا از ادامه دادن به مسیر دلسرد کنن خاموش کنم.احساس خوب، قطبنمای درونی من است که مسیر درست را به من نشان میدهد.احساس خوب سوخت رسیدن به خواست هایم است .
با رسیدن به آرزوهایم به احساس خوب نمی رسم بلکه با احساس خوب است که به آرزوهایم می رسم هرگز با احساس بد کاری را انجام ندهم یا تصمیمی نگیرم زیرا طبق قانون احساس بد مساوی است با اتفاقات بد در نتیجه ،نتیجه خوبی برایم حاصل نمی شود. فکرم را به وسیله کنترل کانون توجه ام هدایت کنم زیرا فکر مساوی است با توجه .
در هر لحظه زندگی از خودم سوال کنم دارم به چه چیزی توجه می کنم؟
من در زندگی ام فقط به خداوند قدرت می دهم و فقط از او می خواهم زیرا رزق و روزی من دست خداست .
ایمان دارم چیزی که متعلق به من است را کسی نمی تواند از من بگیرد .
من جزئی از خداوندم زیرا روح خدا در من دمیده شده، اگر خدایم را قدرتمند بدانم خودم هم قدرتمند می شوم و قوی می شوم.
هرگز از خداوند کم نخواهم بلکه همواره از خداوند زیاد و زیادتر بخواهم زیرا خداوند به اندازه باورهایم در زندگی ام تجلی می یابد.
افزایش رقم بانکی نشانه ثروتمند شدن نیست زیرا اگر من تغییر نکنم همان نتایج قبلی برایم تکرار می شود.
من به اندازه سر سوزنی قدرت تغییر زندگی دیگران را ندارم ولی به اندازه کل هستی در تغییر زندگی خودم توانمندم.
تا می توانم انتظارم را از خودم بالا ببرم و انتظارم را از دیگران پایین بیاورم زیرا راز خوشبختی همین است .
اگر دوست دارم به دیگران کمک کنم باید نتایجم با آنها سخن بگوید نه خودم زیرا تا وقتی نتیجه در دست نداشته باشم کسی حرف مرا جدی نمی گیرد .
هیچ عامل بیرونی در زندگی من تاثیرگذار نیست و وقتی که تمرکزم روی خودم است و دارم روی خودم کار می کنم هرگونه واکنش و اعتراض من نسبت به یک عامل بیرونی شرک به خداست زیرا قدرت را از خداوند گرفته ام و به آنها در زندگی ام قدرت داده ام.
همه ترس ها شکلی از بی ایمانی اند همه ترس ها توهم اند وقتی نگران کسی می شوم وقتی نگران آینده ام ام یعنی ایمان ندارم اگر یک نفر در جهان موفق به انجام کاری شده است پس من هم می توانم کافیست مثل او بیندیشم و باورهای او را داشته باشم دلیل انجام ندادن کارها تنبلی نیست بلکه نداشتن شور و شوق و با انگیزه و فشن است که با اهرم رنج و لذت ذهنمان مرتبط است.
اصلا مهم نیست که به چه علت یا به چه دلیلی یا به چه توجیهی احساسم بد است زیرا احساس بدم دارد من را از نعمت و ثروت و سعادت دور می کند و اتفاقات و شرایط بدتر و سخت تری برایم می سازد.
ادامه دادن به احساس بد مانند دست بردن در آتش است.
همه مسائل راه حل دارند و راه حلشان ایستاده است و درون خودشان است و نزدیک خودشان است .
خداوند خیر مطلق است خداوند یک انرژی خیریه جاری است که در حال گسترش جهان است با هر دیدی جهان و خداوند را نگاه کنم جهان و خداوند همان گونه برایم خواهد شد زیرا جهان به دید نظاره گرش واکنش نشان می دهد.
دنیا فانی نیست و آن دنیا ادامه همین دنیاست کسی که در این دنیا بهشت را برای خودش خلق می کند در آن دنیا هم در بهشت خواهد بود .
به هر چیزی که توجه کنم دارم در آن مورد باور می سازم اگر دارم به ثروت توجه می کنم دارم باور ثروتساز می سازم اگر به سلامتی و نعمت و زیبایی دارم توجه می کنم یعنی دارم باورهای سلامتی و نعمت و زیبایی می سازم هر احساس یا فکری که کمبود را در من برانگیزد و بُلد کند فکر و احساسی شیطانی است مراقب آن باشم در مورد خواسته ها و آرزوهایم با خودم و خداوند حرف بزنم و گفتگوهای ذهنی انجام دهم و تصویرسازی ذهنی انجام دهم و در ذهنم آن فضا را بسازم و به عشق خدا بمانم که نشانه اش احساس خوبم است.
امکان ندارد ورودی نامناسبی دریافت کنم ولی خروجی مناسبی داشته باشم به همین دلیل کنترل آگاهانه ورودی ها اینقدر اهمیت دارد .
به هر احساس خوبی که می رسم سعی کنم آن را برای خودم نگه دارم و تا می توانم آن را تعمیم و گسترش دهم و مدت زمان بیشتری در آن احساس بمانم و به خودم بگویم آخ جون این احساس و حال خوب دارد اتفاقات و حال خوب تری را برایم می سازد هیچ چیز در زندگی به خودی خود معنا ندارد و این ما هستیم که با نوع نگاهمان به اتفاقات زندگی مان معنا می بخشیم .
مهم ترین کار هر روزم لذت بردن از امروز با تمام وجود است هرگز لذت بردن از امروزم را به تعویق نندازم زیرا امروز ممکن است آخرین روز زندگی ام باشد.
و حال خوش الانم کلید رسیدن به خواسته هایم است.
.
.
.
به نام خدای روزی ده بی منت
سلام، صبح شما به خیر و شادی و سلامتی و نعمات بی پایان الهی
صبح همین که چششم رو باز کردم، یادم اومد که خیلی وقته به گلها آب ندادم. و برای این یادآوری از خدای متعال تشکر کردم و یادم به گفته شما در بارورسازی خرداد 403 افتادم که گفته بودید:
من امروزم را با الهامات و نشانه های خداوند آغاز می کنم
آب دادن به گلدون ها، الهام خداوند بود، خدای مهربان، حواسش به همه هست و آنوقت ما نگران، آینده خودمان و بچه هایمان می شویم.
سپاس گذارم بخاطر باورهای زیبایی که نوشتید و با اجازه ی نگرفته از شما اینجا کپی می کنم.
به نام خداوند مهربان
سلام بر دوست عزیزم آقای زرگوشی
چقد خوب شرح دادین رئیس جمهور رو
من تا حالا اصلا ندیدم هیچ کدوم از این رئیس جمهورهارو
اما میدونم که ابن انسان واقعا خودشه که من الا دارم کامنتی رو میخونم که شر ح حال این اقاس
و تحسین میکنم شما رو که با چشم قلب دیدید این اجلاس رو نه با دید انسانی واقعا آفرین
حس خیلی خوبی من از کامنت شما گرفتم
ممنونم و ممنون از استاد عزیز که به خوبی این جلسه سران رو پوشش دادن برای ما و درس هایی که میشه از ی انسان مثل تراپ گرفت آفرین استاد عزیزم
و مرسی برای این فایل که ی گوشه از دوره عشق و موت رو میشه تو این فایل شنید مرسی
در پناه حق باشید
شاد سالم سلامت سعادتمند و ثروتمند
به نام خداوند بخشنده ومهربان
خدایی که هر لحظه در حال هدایت من است .
سلام آقای زرگوشی عزیز
خوشحالم که در این مکان مقدس هستم و هدایت شدم به خواندن کامنت زیبایت شما
من همیشه کامنتهای زیبا و مفید شما که کلی هم نکته و مطالب،مفید داره را میخونم و لذت میبرم بارها خواستم برایتان بنویسم ولی چون بیشتر در محل کار میخونم و آنجا مراجعه کننده دارم نشد
خدارا شکر امروز که تعطیل هستم و در خانه ،گفتم بهترین وقت است که از شما تشکر کنم برای دل نوشته های زیباتون .
برادر خوبم یه خبر خوش بدم خوشحال بشید برای خودم باور نکردنی بود ،من با خواندن کامنت های شما به نوعی تازه با ایلام آشنا شدم تا قبلش هیچ آشنایی با این استان زیبا و شهر قشنگ ایلام نداشتم به غیر از نامش که در کتابهای درسی خوانده بودم .
به از آشنایی با شما و دنبال کردن کامنتهای زیبایت ،درر گوگل سرچ کردم و جاهای زیبا وطبیعت قشنگ ایلام را دیدم چقدر ایلام زیبایی داره وقشنگه .و این خواسته در من شکل گرفت که یه روز بیام ایلام و جاهای زیبایش را ببینم .
من عاشق طبیعت هستم.
و خواسته دیگرم داشتن یه دوست کرد بود تعریف کردها را خیلی شنیده بودم و یادمه یه بار آقای علیخانی در برنامه اش از دوست کردش تعریف کرد و گفت حیفه که انسان دوست کرد نداشته باشه و من افتخار میکنم که چنین دوستی دارم .
من خوشحال بودم که در این سایت دوست کرد از ایلام دارم
و حالا نکته جالب اینجاست که من چون در محل کارم دست تنها بودم بعد از نزدیک یک سال یه همکار جدید برایم اومد اواخر خرداد ماه
یه خانم خوشگل ،خوب ،مهربان ،گرم و دوست داشتنی و جالب اینجاست وقتی ازش پرسیدم اهل کجا هستید ؟
گفت اهل ایلام هستم
من بلافاصله شما در نظرم امدی و گفتم منم یه دوست ایلامی دارم به نام آقای زرگوشی .
خانم بهنام هم گفتن آره با زرگوش اشنا هستم و من اهل بدره ایلام هستم .
چقدر ذوق کردم که خداوند یه همکار خوب و عالی ،کرد از ایلام دستش را گرفت و آوردش یزد و گذاشت تو دست من .
اقا زرگوشی به قدری بامحبت ،دوست داشتنی است که خدا میدونه .
محیط کار آنقدر برام دلچسب و آرام شده که خدا را هزار بار سپاسگزارم.
و اینها همه از لطف خداوند مهربان است .
این خانم جوان تازه ازدواج کرده و به خاطر کار همسرش به یزد آمده در آزمون استخدامی قبول شده و الان همکارم هست .
باورتون میشه من بارها شجاعتش را در مهاجرت به یزد ستایش کردم و تحسینش کردم چون اینجا هیچ که را نداره و تنها با همسرش به اینجا آمدن.
من بارها بهش گفتم که هر کار داشتی من عین خواهر بزرگترت ،بهم بگو و او چقدر با تواضع و فروتنی از من تشکر کرده .
و جالب اینجاست اون زیبایی های ایلام ،اون دره و دشت قشنگ را که الان نامش از ذهنم پاک شده در گوشی او دیدم که فروردین ماه با خانواده اش اونجا بودن و فیلم گرفته بودن و چه طبیعت زیبایی داشت کلی لذت بردم .
امیدوارم به زودی بیام ایلام و اون زیبایی ها را تجربه کنم.
برادر خوبم خوشحالم که دوستان خوب ایلامی دارم .
از خداوند برایتان سلامتی موفقیت آرامش آرزومندم.
امیدوارم شما را هم از نزدیک ببینم .
سلام مرا به خانم زیبا و دختر دلبرتان شینا جان برسانید.
در پناه حق باشید
سلام و درود خداوند بر بانو حکیمیان عزیز
ممنونم از لطف و مهرتان بانو. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت نصیبم شد که بتوانم بعد از برگشتن از طبیعت جواب کامنت پر مهرتان را بنویسم.
خوشحالم که شما هم عاشق طبیعت هستین. به نظرم آدمهایی که عاشق طبیعتند به اساس و اصل خویش نزدیکترند و این موهبت بزرگیست که هر کسی ندارد و از این بابت بهتون تبریک میگم.
لحظاتی قبل که از دامن طبیعت داشتیم برمی گشتیم داشتم به همسرم میگفتم که اگه کسی الان از این منظره فیلم بگیره شاید غیر قابل باور باشه این حجم از جمعیت که در دامن طبیعت عین خونه خودشون چراغونی کردن و مشغول کباب کردن و شام خوردنن آنهم در این وقت سال و قطعآ برای مردم نه تنها ایران بلکه جهان غیر قابل باور باشد این طبیعت دوستی و بودن در دامن طبیعت!
تبریک بهتون میگم بابت همکار جدیدتون (خانم بهنام) که اتفاقآ یه همکار منم با فامیلی بهنام دارم که خیلی خانم دقیق و باسواد و منظم و مسئولیت پذیریه. مطمئنم شما هم چیزهای زیادی رو می تونید از همدیگه یاد بگیرید و خوشحالم که یه دوست دیگه ایلامی پیدا کردید. سلام منو خدمتشون بسونید.
طبیعت بدره در ایام بهار یکی از زیباترین جاهای کشور برای دید و بازدیده و طبیعت بسیار زیبایی داره که قطعا تصاویر خاص ترش رو حتما مشاهده خواهید کرد. از همینجا دعوت میکنم در ایام بهار مهمان ما باشید و از طبیعت زیبای زاگرس لذت ببرید.
خدا رو شکر در این سایت الهی دوستان خیلی خوب و ارزشمندی از یزد حضور دارند و همواره مردم خوب یزد و لهجه شیرینشان برای من دل انگیز و جذاب است. قبل شروع پندمیک ایام عید رو مهمان شهر زیبا و تمیز اردکان و شهر یزد بودم و کلی خاطره سازی کردیم و بهترین آب و هوا را تجربه کردیم و مصداق بودن در زمان مناسب در مکان مناسب بود برای ما زیرا تمام کشور در اون ایام درگیر سرما و سیل بود ولی ما از غوغای جهان فارغ فقط لذت و زیبایی تجربه کردیم. یه دوست ارزشمند هم که از بزرگان و دانشمندان کشور است و نویسنده چیره دستی هم هست جناب آقای دکتر پاپلی یزدی که افتخار آشنایی و دوستی با ایشان را دارم و مجموعه 6-7 جلدی کتاب شازده حمام از جمله کتابهای مشهور ایشان است و علاقه مرا به مردمان این دیار و این خطه زیبا دو چندان کرد. امیدوارم شما هم در اولین فرصت مهمان ما باشید و از طبیعت زیبای اینجا نهایت لذت رو ببرید. برایتان بهترینها را آرزو میکنم دوست عزیز در پناه خداوند باشید. یا حق
سلام به برادر اسد اله زرگوشی عزیزم
مثل همیشه کامنت عالی باکیفیت با جمله بندی زیبا و تاثیر گذار اینقدر خوب مینویسین آدم دوست داره بارها بخونه همیشه با خودم میگم چه دفترهایی از نت برداری با خط زیبا و خودکارهای رنگی دارین .
چقدر خوبه همیشه در همه جا ما نکات مثبت دیگران رو ببینیم حتی اگه در یک جلسه رسمی باشه .
بله رئیس جمهور مردمی ما جناب دکتر پزشکیان هم نکات مثبت بالای داره که از دید پنهان نمیمونه.خوبه ما هم سعی کنیم نکات مثبت مسئولین خودمان را هم ببینیم اینها که از ترامپ بدتر نیستن .
منم خیلی سعی میکنم نکات مثبت آدمها رو ببینم ولی گاها نجواها و واکنشها نقطه مقابل رو نشون میده.
همه آدمها قطعا نکات مثبتی دارند پیدا کردن و توجه به این نکات برای خود ما خیلی خوبه حتی اگه به طرف مقابل یادآوری نکنیم
سلام آقای زرگوشی عزیز
امیدوارم حالتون عالی باشه.
با دیدن این فایل از استاد با خودم گفتم کاش استاد عزیزم از نکات مثبت رییس جمهور یا رهبر عزیزمون سخن میگفتن کاش از ایمان وتوکل رهبر مون حرف میزدن کاش از نگین انگشترش حرف میزدن که ان معک ربی روش حک شده کاش بچه های سایت بیشتر از ایران عزیزمون بگن تحسین کنن
ممنونم واقعا ازتون از دیدگاهتون لذت بردم .من آمریکا رو دوست دارم ولی عاشق ایرانم ایران سرزمین راستی وصداقت وپیشرفت
زنده باد ایران
سلام به دوست عزیزم
واقعا از کامنتتون لذت بردم چرا که هم مرتبط با موضوع این فایل بود و هم شما خیلی ظریف و ماهرانه در مورد رئیس جمهور عزیزمون نوشتید
من هم چنین حسی رو نسبت به ایشون دارم و خوشحالم که شما تونستید ایشون رو از نزدیک ببینید و نظرتون رو مطرح کنین و مهر تائید بر حس من نسبت به ایشون بزنید
سپاسگزارم ازتون
موفق و سعادتمند و ثروتمند باشید
بنام خدای مهربانِ مهربان
سلام به اسداله عزیز
امیدوارم حال دلت عالی عالی باشه
امشب کاملا هدایتی نمیخوام بگم اتفاقی چون قطعا هیچ چیزی در زندگی ما اتفاقی نیست به کامنت بی نظیرت هدایت شدم شاید دلیلش این بود که چند روز بفکرتون بودم
اسداله عزیز من کاملا از فضای سیاسی دورم وحتی کمترین اطلاعی در مورد شخصیتهای سیاسی جهان ندارم ترامپ رو از فایلهای استاد میشناسم ورئیس جمهور کشور خودمون از صحبتهای همسرم واز دیگران هر چه که از تاریخ در مدرسه خواندم ،وهمیشه هم سعی کردم از این زاویه به شخصیتهای سیاسی نگاه کنم که من جای آنها نیستم که بخوام در مورد عملکردشان قضاوت کنم ولی خوشحال شدم از اینکه از زبان شما ویژگیهای شخصیتی مثبت آقای پزشکیان را شنیدم وسپاسگزار خداوندم که اینچنین زیبا بندگانش رو هدایت میکند
بهترین بهترینها را که فقط خداوند به آن عالم هست براتون آرزو میکنم
یاحق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ﴿١5٩ آل عمران﴾
[ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده میشدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١6٠آل عمران﴾
اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
خدای عزیز وشیرین و ناز ودلبرم،من به تو،به نورتو،به عشق تو،به هدایت تو و به هر خیری که از سمت تو به من برسه و من رو با جریان پربرکتت هماهنگ تر کنه،فقیرم،خدایا من اون کسی هستم که به این صلات ها،به این نوشتن ها،به این تکرار و تمرین قانون، به صدق بالحسنی بودن محتاج و نیازمندم،خدایا کمکم کن با عشق تو،از تو بنویسم،خدایا این صلات رو مایه ی روشنی قلبم،آرام تر شدن ذهنم،خالص تر شدن فرکانسم و هجرت به سمت یک مدار بالاتر قرار بده،آمین یا رب العالمین.
عاشقتم خدا و این عشق،بزرگترین سرمایه ی زندگیمه.
=====================================
به نام خدای مهربان…
سلام به شما دوست عزیز…
من سعیده شهریاری هستم و باز هم سپاسگزار خداوندم که یکبار دیگه به من فرصت داد بتونم در بهترین زمان،صلاتم رو پشت سر استاد عباس منش اقامه کنم… :)
فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلَاهَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِکُمْ ۚ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ ۚ إِنَّ الصَّلَاهَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا ﴿١٠٣نسا﴾
پس هنگامی که صلات را به پایان بردید، خدا را در حال ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید. و همین که مطمئن شدید،صلات را اقامه کنید. مسلماً صلات همواره در اوقاتی مشخص و معین وظیفه ای مقرّر و لازم بر مؤمنان است.
الهی صد هزارمرتبه شکرت.
آقااااا،حالتون چطوره؟!رو به راهید؟! رو به رشدید؟!قلب هاتون پر از نوره؟!جیباتون پر از پوله؟!جسماتون پر از سلامتی؟!روح و ذهنتون در هماهنگی؟!
الهی صدهزار مرتبه شکرت.
خدایا شکرت یک روز دیگه روی این کره ی خاکی به ما فرصت زندگی دادی،فرصت دیدن،شنیدن،حرف زدن،نوشتن،فرصت بندگی و تجربه ی احساس عمیق خوشبختی بی قیدو وشرط،فرصت تجربه ی فرکانس سپاسگزاری،فرصت خلق آگاهانه ی زندگی،فرصت کنترل کانون توجه به سمت آگاهی برتر،فرصت دیدن یک فایل جدید و پربرکت دیگه،فرصت اقامه ی صلات…
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ(149 آل عمران)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از کسانی که کافر شدهاند اطاعت کنید، شما را به گذشتههایتان بازمیگردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد.
بَلِ اللَّهُ مَوْلَاکُمْ ۖ وَهُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ(150 آل عمران)
بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است.
استاد عزیز ومهربون و الهی و نورانی من،بی نهایت ازتون سپاسگزارم که باز هم سخاوتمندانه یک فایل پر از آگاهی رو بهمون هدیه دادید و از خداوند سپاسگزارم که کمکم کرده در مدار شما و آموزش های الهیتون پایدار بمونم و در مسیر توحید استقامت بورزم…
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ(30 فصلت)
بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می دادند، بشارت باد.
یکی دو هفته پیش،داشتم عبارت تاکیدی های روی دیوار خونه رو میخوندم یکهو چشمم خورد به یک برگه ی جدید که دست خط خودم بود ولی من اون رو نچسبونده بودم…
روش نوشته بود:
به نام خداوند جان وخرد،کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوندجای،خداوند روزی ده رهنمای
جلسات قرآنی دوره ی دوازده قدم
چگونه فکر خدا را بخوانیم؟
اسفند 1401
نگو دخترم،نیکا توی دفتر های قدیمی من داشته میگشته،بعد تا اینو دیده،برگه رو کنده زده به دیوار،فکر کرده اینم مثلا بقیه ی برگه هایی که چسبوندم عبارت تاکیدییه،ولی من که میدونستم کار نیکا نیست…کار خدای نیکاست که داره منو هدایت میکنه باید به چه جلساتی گوش بدم… وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ
وقتی به جلسه ی قرآنی قدم 1 گوش دادم گفتم خدایااااا،این همه آگاهی قرآنی…چقدر من لازم داشتم دوباره به این صحبت ها گوش بدم و قلبم پر از نور بشه و بیشتر شیرینی حلاوتِ آیه های قرآن رو درک کنم…
این قدم اول هدایت…قدم دوم چی بود؟!
اومدم برم جلسه قرآنی قدم 2 رو گوش بدم،فکر کردم جلسه 6 ،جلسه قرآنیه،اما جلسه 6 یک فایل هدیه از صحبت های استاد عباس منش و استاد شایسته بود در مورد اصل قانون و تمرکز بر نکات مثبت هر چیز ،تمرکز بر نکات مثبت محل کار،خونه،شهر،رابطه و….
یعنی چنان این آگاهی ها در بهترین زمان روی سیم کشی های مغز من جفت و جور شد که من گفتم خداااایاااااا دمتتتتت گرررررررم،تو بی نظیرییییییی،بی نظیییییر….
حاجی فرمون فقط دست تو باشه،من اصلا رانندگی که بلد نیستم هیچ،حتی بلد نیستم راه برم…جای من فقط روی دوش تو…
واقعا چقدر خودِ من احتیاج دارم هر روز و هروز اصل قانون رو به یاد خودم بیارم تا بتونم درست بهش عمل کنم…نمیدونم چرا انقدر فراره،چرا انقدر زود یادمون میره،چرا انقدر زود دست از اصولی بازی کردن میکشیم و میخوایم روی عقل وتوانایی های خودمون حساب کنیم،درحالیکه به ضرس قاطع هممون میدونیم نتایج شگفت انگیز زندگی ما زمانی رقم خورده که ما داشتیم به اصل قانون درست عمل میکردیم…
@@پیام بازرگانی:اگر فکر کردید من میدونستم ضرس قاطع چه جوری نوشته میشه و نرفتم سرچ نکردمش،سععععععخت در اشتباهید:)@@
الهی صدهزار مرتبه شکرت:)
برم سراغ تمرین های استاد شایسته ی قشنگم:
الف)
آنجایی که توانستید بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، احساس عشق، احترام، ارزشمندی و توانایی را در طرف مقابل خود برانگیخته کنید، خواه در حضور جمع و خواه در جمع دونفرهی خود.
بنویسید چه بازخوردهای مثبتی گرفتید و چه تأثیرات مثبتی بر رابطهی شما با آن فرد و حتی سایر جنبههای زندگی شخصی شما گذاشت.
درمورد این موضوع من کوله باری از تجربه دارم….
اولین نمود واضح قانون رو من درمورد رئیس بیمارستانمون دیدم،زمانی که ایشون رئیس بیمارستان ما شد،من هنوز با قانون آشنا نبودم و من هم مثل بقیه فقط ویژگی های نامناسبش رو میدیدم و دقیقا همون رفتاری رو ازشون دریافت میکردم که مابقی پرسنل…انقدر که از ویزیت رفتن باهاش میترسیدم…یادمه اون موقع تو بخش قلب کار میکردم…وقتی ایشون میومد ویزیت مثلا به جای اینکه درمورد شرح حال مریض ازت بپرسه،یهو میگفت همین الان به من بگو نیمه عمر داروی آدنوزین چیه؟!یا همین الان بگو رنج نرمال cpk چنده؟!اصلا مریض چرا pvc میزنه؟!
آقااااا،شما اومدی ویزیت یا تشخیص صلاحیت؟!دنبال چی میگردی؟!
مسئله این نبود که ما جواب این سوالات رو ندونیم،مسئله اون احساس بدی بود که انگار رئیس جلوی مریض و همراه مریض دنبال مچ گیری و ضایع کردنته…
این تازه یکی از ویژگی هاشون بود…مابقی بماند…
اینجوری بود که دیگه کل پرسنل جلوی روش خم و راست میشدن،پشت سرش فحش و ناسزا…و کلا ازش فراری …
وقتی با قانون آشنا شدم،مخصوصا اون اوایل که به قول استاد در توحید عملی11 آدم کمتر روی مغز خودش حساب میکنه و بیشتر به خدا توکل میکنه…
تلاش کردم در وجود این آدم نکات مثبت پیدا کنم،انصافا کار راحتی نبود…ولی من ممارست کردم و پیداشون کردم…
مثل اینکه چقدر خوبه از وقتی این رئیس اومده،همه با دقت بیشتری کار میکنند…مثل اینکه چقدر خوبه بیمارستان نظم بیشتری گرفته،چقدر خوبه که انقدر به سطح اطلاعات پرسنلش اهمیت میده،چقدر خوبه همیشه مرتب و با کت وشلوار میاد برای ویزیت،مثل اینکه چقدر این شومیزی که میپوشه خوش رنگه…
و دیگه با هیچ کدوم از همکارام درمورد بحث هایی که میکردن هم کلام که نشدم هیچ،حتی وقتی حرف میزدن هندزفری میزاشتم که اصلا نشنوم که اونا چی میگن…
و به خدا قسم بازی به طرز معجزه آسایی عوض شد…
فقط برای من و محجوبه جان که تنها همکار هم فرکانس و شاگرد استاد عباس منش بود…
یعنی دکتر که میومد ویزیت،بچه ها میگفتن میشه شما باهاش برید؟!نمیدونم چرا انقدر با شما رفتار خوبی داره؟!یا میخواستن باهاش تماس بگیرن درمورد بیمار صحبت کنن میگفتن میشه شما زنگ بزنید؟!
موقع cpr دکتر بالای سر بچه ها وایمستاد حتی پوکه های اپی نفرین رومیشمرد که یک وقت دروغ نگفته باشن که مثلا 10 تا اپی نفرین رو زدن…
ولی وقتی من ومحجوبه سر cpr بودیم،حتی یکوقتایی بالای سر مریض هم نمیومد…همونجا روی صندلی کنار استیشن مینشست و از دورنگامون میکرد و میگفت بعدا بهم بگید چندتا دارو زدید من تو برگه ی cpr بنویسم…
درحالیکه بقیه میترسیدن باهاش حرف بزنن،من و محجوبه باهاش شوخی میکردیم،سر به سرش میزاشتیم و اون فقط میخندید!!!
و اون لحظه ی قیافه ی بقیه دیدنی بود که داستان چیه دکتر هر بار با ما حرف میزنه انقدر تنده،انقدر دنبال گیر دادن و اشتباه گرفتن از ماست،چرا به این دوتا میرسه هیچی که بهشون نمیگه هیچ…تازه باهاشون بگو بخند هم داره…
یعنی اونروزها،انقدر با دقت بی نظیر به قانون عمل میکردم که هر روزم برام بهشت بود بهشت…
به ظاهر میرفتیم شیفت توی icu!!! ولی در واقع شیفت کاری نبود…مهمونی بود…بزن وبرقص…خنده های انفجاری…غذا سفارش بده…بریم ته باغ حیاط بیمارستان تاب بازی …
واقعا از بهترین روز های زندگیم همون روز ها بود و اون احساس خوب…اون تمرکز لیزری روی زیبایی ها ،اون اعراض از ناخواسته ها و توکل بر خداوند و قوانین شگفت انگیزش،باعث شد همون رئیسی که همه آرزووو میکردن ازین بیمارستان بره،پشت سرش ناسزا میگفتن و میترسیدن حتی باهاش حرف بزنن…
همونرئیس،همون رئیس،همون رئیس
یکتنه پشت سر من وایساد و شد تنها حامی انتقالی من وهرکاری از دستش برمیومد برای من انجام داد تا من بتونم ازون بیمارستان برم!!!
قشنگ اونروز آخر رو یادمه وقتی رفتم نامه ی پایان کارم رو گرفتم،برام نوشت:بدینوسیله در تاریخ 30 آبان 1402 پایان کار خانم سعیده شهریاری اعلام میگردد.
بعد زیر برگه مهر وامضا ریاستش روزد وداد دستم و گفت دعا میکنم هرجایی میری برات بهترین ها رقم بخوره….
اون لحظه یکی از پرسنل که مدت ها بود که میخواست انتقالی بگیره وهیچ کس باهاش موافقت نمیکرد،توی اتاق رئیس بود وتا این صحنه رو دید،گفت: دکتر دست مارم بگیر!!!!
همون موقع یاد آیه ی 73 حج افتادم:
یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ
ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا میخوانید، هرگز نمیتوانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید، نمیتوانند آن را باز پس گیرند! هم این طلبکنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان!
با خودم گفتم آدمها به دست های خدا نگاه میکنن…و نمیدونن این خداست که داره کارهارو انجام میده…
این پیروی از قوانین خداوند که باعث میشه کارها به راحتی پیش بره…نه توانایی مخلوقات خدا…
الله اکبر …همین الان که این خط رو نوشتم،صدای این آیه رو از گوشی بچه ها شنیدم:
إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١مومنون﴾
من امروز آنان را در برابر صبری که کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.
الهی شکرت،الهی صدهزار مرتبه شکرت،خدایا تا جایی که آسمونت جا داره شکرت…
یادم اومد وقتی داشتم مراسم تحلیف پرزیدنت ترامپ رو میدیدم،داشتن میگفتن ایشون فکر کنم در ایالت میشیگان با مسلمان ها دیداری داشتن و رهبر اون ها به آقای ترامپ گفته الله پشت وپناه شما هست و از شما حمایت میکنه…یا یادمه استاد قبلا توی فایلی گفتن که آقای ترامپ زیاد این جمله رو میگه: God Bless America
و البته که از نتایج زندگیش هم مشخصه که چه نوع افکاری توی سرش میچرخه…
هرجا ردپای موفقیت هست،نامِ توحید میدرخشد.
این فقط یک مورد از نمود واضح قانون توی زندگیم بود،من صدها مثال دارم بزنم که چطور با تمرکز روی ویژگی ها مثبت آدم ها،کلا بازی رو برای خودم عوض کردم،چه با مسئولین اورژانس کودکان…چه با فروشنده های نمایندگی هامون تو کیش…چه با خانواده م و حتی با سرسخت ترین آدم هایی که هیچ راهی برای ارتباط درست گرفتن باهاشون نبود…
فقط باید این قانون رو درست اجرا کرد و در عمل استمرار به خرج داد،تا به قول استاد جان فرکانس ها به آستانه ی خلق اتفاقات مثبت برسه…
واونوقت معجزه ها به صورت واقعی وارد زندگیمون میشه،به راحتی،به راحتی،به راحتی
ب)
آنجایی که یک فرد دیگر، بنا به اصل «تمرکز بیقید و شرط بر نکات مثبت و بیان آن»، آدم مثبت و خداگونهی وجود شما را برانگیخته کرد و شما به خاطر توجه آن فرد به نکات مثبت تان و ابراز آنها، فقط خیر، خوبی و صلح را به او عرضه کردید…
این یکی یکم خنده داره:))) همین چندوقت پیش هم اتفاق افتاد…
یک روزی از خواب بیدار شدم و شروع کردم برنامه ریزی کردن برای کارهای اونروز…ولی به طرز عجیبی تموم فکروذهنم پیش دوستم،فاطمه جان بود…
اصلا نمیدونستم چرا،هر آهنگی که تو خونه میزاشتم بلند بلند براش میخوندم:)از صبحتا ظهر50 تا کامنت تحسین برانگیز و پر از ابراز عشق وعلاقه تو سرم براش مینوشتم،انقدر دیگه توسرم داشت اِرور جای خالی کافی نمی باشد میزد،هرچقدر میخواستم تمرکز کنم روی کارهای خودم،ذهن وقلبم فقط فریاد میزد: فاطمه،فاطمه ،فاطمه…
اصلا یک وضعیی:)یعنی یک جایی دیگه خودم ترسیدم و به خدا گفتم خدایا داستان چیه؟!من چمشده؟!آقا من خودم کار و زندگی دارم،چرا امروز اینجوری منو مجنون کردی:))))))
اون صبح گذشت و فکر کنم بعد از ظهر بود که فاطمه جان سر یک موضوعی بهم پیام داد و وسط صحبت هاش گفت که دیشب با داداش رسول نشستن 2 نفری،2 ساعت تموم فقط درمورد خوبی های من حرف زدن….
واااای:) ترکیده بودم از خنده،گفتم آخه مسلموناااا،اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید…این چه کاریه شما با من میکنید آخه:)))) حداقل به من خبر میدادید من بدونم،از صبح فکر کردم دیوونه شدم:))))من میگم خدایا من چم شده آخه،چرا دارم فقط برای فاطمه آهنگ عاشقانه میخونم!!!بگو پس…زیر سر خودتون بود…:))))
آخیش…اللهم آخیش…
خدایاشکرت برای فرصت تکرار وتمرین قانونو نوشتن از اتفاقات خوب زندگی…
خدایا،خداوکیلی دمت گرم،خودت کمکم کن بتونم همیشه و همیشه و همیشه به قانون درست عمل کنم،کمکم کن هیچ وقت فکر نکنم خودم حالیمه،فکر نکنم همه چی رو بلدم،فکر نکنم من کاری کردم برای اینکه اتفاقات خوب برام بیفته،خدایا کمکم کن همیشه یادم بمونه هرچی که دارم از آن توعه،کمکم کن همیشه خودمو فقیر بدونم به هر خیری که از سمت توبه من برسه،کمکم کن همیشه خودمو محتاجت بدونم،کمکم کن همیشه سرم جلویتوپایین باشه،کمکم کن همیشه کارهام رو برای رضایت وجلب توجه تو انجام بدم نه هیچ کسدیگه،خدایا کمکم کن همیشه در فرکانس تحسین باقی بمونم و نزارم ذهنم جفتک بندازه،خدایا کمکم کن همیشه به تو وصل بمونم….
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفرهای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.
استاد جان،عاااااااشششقتونم بی قید وشرط…
دوستون دارم ازروشنی قلبم…
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان ومکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
به نام خدای مهربان
سلام سعیده جان
عاشق این شوخی هات هستم که وسط کامنت ها از خودت در وکنی:-)
پیام بازرگانی:اگر فکر کردید من میدونستم ضرس قاطع چه جوری نوشته میشه و نرفتم سرچ نکردمش،سععععععخت در اشتباهید:)@@
چقدر خوب مینویسی و چقدر قلم روغن کاری شده ای داری
ـ تحسینت میکنم که در اکثر اتفاقات و موضوعات و رفتارها ایاتی از قرآن بیادت میاد درواقع هدایت میشی و این به خاطر کارکردن روی مباحث قرآنی و درک قوانین که با تمرین و استمرار خلق کردی
ــ سپاس گذارم بابت کامنت های شگفت انگیزت
آخیش…اللهم آخیش…:-)
سلام پرستار دلها چقدر نوشتن برای تو سخته کجایی نمیدونم فقط میخوام بهت بگم خداروشکر که پیدا کردی اونی رو که باید پیدا میکردی سعیده جان با اشکهایی که از قلبم سرازیر میشه برات نوشتم خواستم بگم من خواهر ندارم البته شناسنامه ای ولی خیلی وقته که تو رو دارم دوست دارم شاد باشی وسلامت ید الله فوق ایدیهم.
سلام به شما دوست عزیز ومهربونم
الهی که حال دلتون عالی باشه و قلبتون پر از آرامش…
فرکانس قلبیتون،در بهترین زمان ومکان،با عشق دریافت شد.
سپاسگزارم برای نور قلبتون،ممنونم برای تحسین هاتون که تجلی زیبایی های درون خودتونه…
دوستون دارم از روشنی قلبم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
سلام و درود به قشنگ ترین سعیده ی دنیا
امیدوارم هرجا هستی روی دوش خدا و در پناه امن الهی باشی
دختر چقدر نفست گرمه
بعداز مدت ها امروز با دیدن این همه تحسین و توجه به نکات مثبت وخوندن این کامنت های عالی هدایت شدم به نوشتن کامنت
من هنوز فایل و ندیدم و فقط اعلان کامنت شما روی گوشیم اومد و من اومدم از نوشته های زیبات لذت ببرم و همین اول صبح فرکانسمو تنظیم کنم روی نعمت ها و زیبایی ها و هدایت شدم به اینجا وسط اینهمه قشنگی ،بهشت زیبایی که استاد عزیزم و مریم جون مثل دوتا باغبون مهربون دارن تو این بهشت میلیون ها میلیون گل بهشتی و توحیدی پرورش میدن و هر لحظه به واسطه ی این خیر رسوندن به بنده های خدا دارن به مدارهای بالاتر و بالاتر هدایت میشن
انصافا وقتی وارد سایت میشی انگار پاتو مستقیم گذاشتی وسط بهشت و فقط و فقط زیبایی و عشق و آرامش و لذت میبینی این همه صفا و صمیمیت و یکدلی بین اعضای سایت و دوستی هایی که از دل همین کامنت ها جوونه زده
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت این هدایت الهی ات و شکر بابت وجود نازنین استادم و مریم بانو که شایسته ی مدال افتخار معلمی هستن
سعیده ی عزیزم از شما هم سپاسگزارم که با نوشتن هات و یاد آوری قانون در قالب تجربه های بی نظیر خودت از عمل به قانون اینطور زیبا باعث جهت دهی ذهن هر بیننده ای میشی و الگویی شدی برای شاگرد اول شدن در مکتب توحید و بندگی
و تسلیم بودن در برابر امر خداوند
فکر میکنم سال هاست میشناسمت از بس نوشته هاتو زیبا و صادقانه مینویسی آدم احساس میکنه داره به حرف های خواهرش گوش میده همینقدر صمیمی و زیبا
خدایاشکرت که این سایت برقراره و هرروز داره رشد و پیشرفت میکنه و هر فایل یک دوره ی کامل و بی نظیر هست برای آگاه ترشدن و آگاهانه زیستن
آخه کجا بری که اینهمه قشنگی ببینی و لذت ببری
سعیده جانم واقعا برام شدی مثل یک خواهر بزرگتر و آگاه که هروقت مسأله ای دارم میام و کامنت هاتو میخونم تا یادبگیرم چطوراون مسأله رو حل کنم و رهنمود کنترل کنم و هربار خدا هدایتم میکنه به کامنتی که جوابم داخلش هست و واقعا این ها همه از لطف خدا و قدرت بینظیر خداونده که به محض اینکه ازش درخواست میکنی اجابت میکنه و در لحظه هدایت میکنه
امیدوارم هرروز قلبت پرنورتر و روشن تر بشه به نور الهی و با قلم زیبات بنویسی و تحسین کنی و توجه کنی به زیبایی ها و نعمت ها و دستی بشی از دستان خداوند برای منی که هنوز خیلی راه دارم تا توحیدی شدن و تسلیم بودن هنوز باید خیییییلی درس بگیرم از استاد جان و شما شاگرد اول های کلاس عشق و توحید
خداوند به استادم و همه ی اعضای فو
سلام خواهرخوبم سعیده جان
من یکی از نفراتی هستم که کامنت های عالی تورو درسایت میذاری شروع به خوندن میکنم واقعااااااا هروقت مطالب زیبا نوشتی رو خوندم اشک ریختم
وخداروشکر میکنم به خاطر دوستان بهشتی که پیدا کردم
مطلب این کامنت واقعاااااا حالمو دگرگون کرد واز خداخواستم روزی بشه ببینمت وحضورا این حرفای قشنگ ازتون بشنوم چقدر زیبا ازقران استفاده میکنی وکامنت میگذاری
واقعاااا تحسینتون میکنم که اینقدربه قران مسلط هستی واز قران کمک میگیری بیشتر مطالبتون تو روحم تاثیرداره
از خداوند میخواهم هرلحظه درمدارپرودگارباشی وبازم این کامنت های زیبا بنویسی واستفاده کنیم هرجا هستی خوشبخت ،حال دلت هرلحظه عالی باشه
الهی آمین یا رب العالمین
سلام سعیده خانم
کامنت های شما خط به خطش درس و نکته های شگفت انگیز داره. یعنی وقتی کامنت های شما رو میخونم درس های مختلف میگیرم و شیوه نگاهتون به زندگی، تعهدی که دارین، ارتباطتون با خدا و عشق بازی ای که با او دارین برام درس و درس هست. واقعا خداروشاکر میکنم که در چنین سایت بی نظیری حضور دارم و این فرصت رو خدا بهم داده که چنین آگاهی های ناب و تجربیات بی نظیری رو دریافت کنم.
شما بی نظیر هستی سعیده جان و براتون بهترین ها رو از خدا میخوام، نتایج الهی که میگیری نوش جونت باشه، با کامنتت واقعا فرکانسم بالا رفت و کلی از تمرینات شما استفاده کردم.
سپاس از خوبی و درک قوانین و تجارب بی نظیر شما.
سلام سعیده جون .شاگرد اول سایت بهشتی . خاستم بهت بگم خیلی ایول داری دمت گرررررررم . با این همه تعهدت با این قلمت . من که کلی لذت میبرم از نوشته هات . تحسینت میکنم از اینجا تا اسموووووووو..ن هفتم ، &&
از ایه های قرآنی که مینویسی خیلی لذت میبرم وازت سپاسگزارم عزیزم . ممنونم که با قلم زیبات هم خنده به لبمون میاری هم اشک شوق به چشمامون . هم ارامش به قلبمون .
من لایکت میکنم و از خدا میخام لایکت کنه عزیزم الهی که همیشه . همیشه بدرخشی خوشکلم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای این
رزق پربرکت و پراز آگاهی وزیبایی …
آخ جوووون توجه به نکات مثبت
پیش به سوی زندگی خوشگل تر …
توجه به ویژگیهای مثبت آدمها و تحسین کردن آدمها
قطعا معجزات خدارو به همراه داره
چون آدمها روحی از خدا درون شون هست
و آدمها دستانی از دستان خداوند هستن …..
هر آدمی در وجودش چندین ویژگی مثبت
یا توانایی های خاص ومتنوع داره
که میشه به باور فراوانی ربط داد و بیانش کرد …
بهترین کار برای تقویت ذهن مون ،
تمرکز برزیبایی ها و تحسین کردنه
و بهترین کار برای وسیع کردن قلب مون ،
سپاسگزاری کردن از خداست …
اوایل تو دوره ی مقدس 12قدم ، بعد از شنیدن
اگاهی های قدم اول جلسه سوم
این تمرین رو آگاهانه تودفترم انجام میدادم و کم کم وارد برنامه ی روزانه م کردم به شکلی عملی خداروشکر….
خداروشکر میکنم که دفترهایی مخصوص این تمرین دارم
و داخلش از ویژگیهای مثبت و کنترل ذهن ها ونتایج
دوستان بهشتیم دراین سایت بهشتی مینویسم
چقدر این کار باعث شده که الگوهای درستی توذهنم
شکل بگیره و تاجایی که فرصت میکنم برای دوستان
نازنینم پاسخ مینویسم وتحسین شون میکنم خداروشکر..
نتیجه ی ارزشمند ومقدس :
سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت
خیلی به من کمک کرد که تمرکز بذارم به زیبایی ها
و ویژگیهای مثبت آدمها رو ببینم و بیان کنم
جالبه 21 روز از دیدن این فایلها و کامنت نوشتن ما میگذره
که نتیجه از راه رسید و دوره ی روانشناسی ثروت 1
به راحتی و آسونی ودر بهترین زمان وارد زندگی مون شد
خدا همیشه شاهکار میکنه
و درلحظه پاسخ میده به باورهای ما …
تازه من تو جلسات دوره ی هم جهت با جریان خداوند
(موسیقی رویش) دارم یادمیگیرم چه جوری
به خدا اعتماد کنم و پای خدا وایسم
ودارم یادمیگیرم که اصل قانون فراوانی چیه !!!
خدایا شکرت بی نهایت شکرت برای نعمت آگاهی…
مثال های بعدی :
یه بار برای سمانه جان صوفی عزیز کامنت نوشتم
تو فایل تمرکز برزیبایی ها و تحسینش کردم که
استاد شایسته جان لایکش کرده
همون لحظه که کامنتم تموم شد هنوز تایید نشده بود
مامانم زنگ زد که داداشم ازسفر اردبیل برگشته
و دوکیلو پنیر و کره محلی برام سوغاتی آورده ..
یا همین چندروز پیش سعیده جان عکس نیلا ونیکا جانم فرستاد با مدال تو ورزشگاه و همراهی پدرومادرعزیزش
یعنی نمیدونین من چه حالی داشتم از اینهمه قشنگی
فیلمها وتمرینکردن هاشون معرکه بود و خوشگل
نتیجه چی شد ؟؟؟؟ آشنایی من با یه نرم افزار کاربردی تر
و راحت تر انجام دادن کارهام …
لیلی جان اسفندیاری امسال براشون از طرف محیط کارش جشن گرفتن و از طبیعت اونجا و فواره ها برام عکس فرستاد ،نمیدونین چه بهشتی بود
چقدر همکاراش اهل دل بودن
همه زیبای خاصی داشتن و پرانرژی وناز بودن
دقیقا ده روز بعدش من وهلیسا تو همون مکان دعوت شدیم به جشن از طرف مدرسه شون و فیلمش برای لیلی جان فرستادم وگفتم ببببین قانون چقدر دقیق ودرست جواب میده ،منی که از پشت گوشیم عاشق این مکان بهشتی شدم ، دعوت شدم دقیقا
به همین مکان برای جشن ..
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای وجود تموم
انسان های ارزشمند تو زندگیم
مثال های بعدی از خانواده :
عید امسال ، کل خانواده رفتن اردبیل بخاطر مادربزرگم
ولی بعداز 13بدر ، دایی م بهم زنگ زد که
میخوان بیان خونه ی ما
منم خیلی عالی گفتم خونه هستیم…
دایی م تا وارد خونه ی ما شد
من خیلی از بوی عطرش خوشم اومد
و اولین تحسین رو ، بیان کردم
گفتم دایی ساختمون پرشد از بوی عطرت!
این عطر کی خریده ؟!
گفت زندایی برای تولدم خریده
گفتم زندایی مثل همیشه خوش سلیقه است …
زندایی بی نظیره تو تربیت بچه ها،
تو خونه داری ، تو آشپزی …
از همه مهمتر اینکه زندایی همیشه
آرومه و من عاشق این آرامشش هستم
یهو دیدم دایی م چشماش پراز اشک شد
گفتم چی شد یهو ؟؟
گفت دوساعت پیش باهم بحث مون شد
وقتشه اینجا ازش عذرخواهی کنم …
اتفاقا خونه ی چند نفرهم رفتیم عیددیدنی
ولی با حس وحال ناخوب وعصبی…
بماند که بعدش چقدر گفتیم وخندیدیم
و عیدی گرفتم اونم تپل خداروشکر..
چقدر احساس ارزشمندی کردیم همگی …
فردای اون روز حدود ده تا قرآن در رنگهای مختلف
به رسول جان هدیه دادن تو محیط کارش
که منم برای دوستان بهشتی مون فرستادم با عششششق..
و حدود پنج روز بعد زندایی م ، کل خانواده رو
دعوت کرد خونه شون و مهمونی دادن
یه دورهمی بی نظیری شکل گرفت
تو این مهمونی چقدر فرصت کردم
از قشنگیای اطرافیانم گفتم و تحسین شون کردم
با عششششق فراوون ..
دوروز پیش خواهرزاده ی من تو مسابقات تکواندو
حذف شد ، حمید به من گفته بود خاله اگه برنده شدم
بیایی با بچه ها خونه ی بابایی (پدر من )بخوابیم
منم قبول کرده بودم منتها باخت
و با گریه زنگ زدبهم از سالن ورزشگاه …
گفتم حمید من و بچه ها خونه بابایی هستیم
هروقت اومدی بیا اینجا منتظرتیم …
انگار دنیارو بهش داده بودی
خواهرم با پسرهاش اومد اونجا
چقدر تحسینش کردم که سکوت کرده…
ازش قدردانی کردم که با اینهمه خستگی ،
لطف کرده و اومده و حرفی به این بچه نزده ….
میدونین نتیجه چی شد ؟
همسایه ی مامانم ینا که عروس هلندی ش
چهارتا تخم گذاشته بود وجوجه هاش یه ماه پیش
دراومده بودن ، همون روز یکی از جوجه هارو
با قفس آورد داد به حمید
یه عروس هلندی لپ گلی حدود یه ماهه
خیلی ناز ودلبر
باید ساعتها بشینی نگاش کنی
با چه عشقی قفس پرنده ش رو
این بچه تزیین میکرد با کامواهای مامانم….
به خواهرم گفتم اینم از برکات سکوت امروزته
گفتم واااایییی طاهره
نگاه کن چه جوری حمید رو نگاش میکنه
انگار میشناسه
از قفس در اوردیم تو خونه ی مامانم ینا
رفت بالای پرده نشست ….
پرواز کردن این پرنده خیلی دلبرونه بود
حالا من نازش میکردم
حمید میگفت خاله عاشق شدی ها …
گفتم آره حمید جان
هرکی ببینه عاشقش میشه
از بس قشنگه ….
نتیحه چی شد ؟ هدایت شدیم به یه سفر دلچسب
و پراز زیبایی و قشنگی در دل جنگل و رودخونه …
همزمان با این سفر دوتا نقطه آبی قشنگ دریافت کردم
که رزق خداوند میدونم
و خبر مهدکودک رفتن لیلین جانم شنیدم
اومدم بابت فیلمهای این قندک ویس بفرستم
که اسم منو تونست بگه
وااااااییی خدایا شکرت من روی ابرا بودم
خیلی حس خوبیهههه
احساس لیاقتم رفت تا آسمون
چهل صددفه ویسش گوش دادم با ذووووق وهیجان
نتیجه چی شد ؟ خودکار پاکنی بنفش رنگ دریافت کردم
با دوتا دفتر و یه سبد ریحون تازه باغچه ی بی نظیر …
من اینهارو باید میلیاردها بار بگم به ذهنم
تا از مقاومتهام کم بشه و ایمان بیارم که
خدا درلحظه قشنگ برام مومنتوم های مثبت
خوشگلش میفرسته که بی نهایت خوشگلن
کار من اینه که باتمرکز بیشتری بهشون توجه کنم …
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت
این فایل بهشتی وپر برکت و پراز آگاهی وزیبایی
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
بنام الله یکتا خدای زیبایی ها
سلام به فاطمه خانوم کار درست
من نمیدونم چرا هروقت کامنت شما ، محسن جان توحیدی و سعیده شهریاری نازنین رو میخونم از ذوق گریه ام میگیره
چقدر حس خوبیه وقتی میبینم انقدر رها هستید و خیلی خوب زیبایی ها رو میبینید ، تحسین میکنید
این همه اتفاق فوق العاده داره 100% قانون رو متذکر میشه نشونه ای از درست بودن مسیره
واقعا تحسینتون میکنم ، آفرین بر شما ، آفرین به تعهد تون
راستی تقریبا یک ماه پیش تو یکی از کامنتاتون با اجازه شما چند تا باور خوب رو واسه خودم نوشتم و هر روز صبح که از خواب پا میشم با اون ها شروع میکنم :
خدایا این خواسته هایی که در قلبمه هدیه ای از طرف توئه پس رسیدنیه اما تو حکیمی تو علیمی وتا من لیاقتش رو نسازم نمی فرستیش
خدایا توفیق شکر گزاری به قلبم بده و کمکم کن سپاسگزار تر باشم
خدایا هر جا از مسیر خارج شدم بهم گوشزد کن تا تسلیم خودت باشم تا بندگی تو کنم تا خودتو منبه همه چیز بدونم
خدایا کمکم کن همون آدمی بشم که این خواسته ها براش طبیعی و عادیه
خدایا کمک کن باور کنم همه چیز از درون خودمه*
خدایا به من یاد بده که چجوری نعمتهای زندگیم رو ببینم ، بشنوم و بچشم
خدایا کمکم کن و بهم بگو چجوری ذهنم رو قانع کنم و حالیش کنم که خدای خیلی بزرگه و قدرت داره
و کلی باور دیگه
و این باور ها باعث شده چقدر آرام تر باشم و چقدر اتفاقات عااالی برام بیافته و چقدر رزق و روزی بیشتری وارد زندگیم شه
همینجا از شما سپاسگزارم بخاطر این همه باور خوب که با نوشتنش دارید به افراد بسیاری کمک میکنید که خودشون رو بهتر بشناسن و هم خداشون رو بهتر بشناسن همچنین هم جهت با جریان خداوند بشن بابت همه چیز ممنونم از شما
بابت کامنت زیباتون هم خیلی سپاسگزارم
خدا حفظتون کنه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به حمید جان عزیز
عااااااااشقتیم رفیق بهشتی مون
بی نهایت سپاسگزارم از لطف ومهرتون
قطعا میدونیم که
اگه کامنتی نوشته میشه ، از لطف خداست.
تک تک دوستان در این سایت بهشتی درحکم
رزق و موهبت ونعمت وبرکت خدا هستن ..
تموم این باورهای قشنگی که نوشتین مربوط به آگاهی هایی از استاد جان و رفیق های بهشتی مونه که دستی از دستان خداوند هستن
تموم تلاشم اینه که آگاهانه یادبگیرم
وبهشون عمل کنم به امید خدا …
بی نهایت سپاسگزارم که برام نوشتین
و با قلبم دریافتش کردم
قطعا نیاز من بوده وهست وخواهد بود
تا جوری یاد بگیرم که ویژگی شخصیتم بشه
مخصوصا این دومورد همیشگی :
خدایا توفیق شکر گزاری به قلبم بده و کمکم کن سپاسگزار تر باشم.
خدایا هر جا از مسیر خارج شدم بهم گوشزد کن تا تسلیم خودت باشم تا بندگی تو کنم تا خودتو منبع همه چیز بدونم…
خدایا شکرت که اینجوری نشونه هاتو میفرستی تا باور کنم که مهربان تر از حد تصورم هستی
و حواست بهم هست …
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون
خداروشکر برای حال واحساس خوبتون
خداروشکر برای آرامش زندگی تون
خداروشکر برای رزق های وبرکتهای زندگی تون
خدا حفظ تون کنه
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام به اقا حمید عزیز
بسیار سپاسگزارم که باورهایی که از کامنت فاطمه جان گرفته بودید
برای ما هم به اشتراک گذاشتید
استاد عزیز بارها گفتن که با نوشتن کامنت و به اشتراک گذاشتن نتایج خود ،به گسترش آگاهی دیگر بچه های سایت و گسترش جهان کمک میکنید
و شما هم با نوشتن این باور های،عالی همینطور عمل کردید .
من هم با خوشحالی این باورهای قشنگ را در دفتر شکر گزاری ام نوشتم تا هر روز صبح و شب چشمانم را نورانی کنه و با تکرارش ذهنم را آرام کنم و نتایج عالی اش را ببینم
ممنون و سپاسگزارم دوست خوبم
از خداوند برایت موفقیت و آرامش وسلامتی خواستارم
بنام خدا مهربان
سلام خانوم حکیمیان نازنین
خیلی ازتون سپاسگزارم واسه کامنت خوبی که برام نوشتید
کاملا با شما موافقم ، ما تو این سایت اومدیم که رشد کنیم ، احساسمون عااالی بشه و هر چیزی که باعث این احساس خوب میشه رو به اشتراک بزاریم و در اصل داریم کمک میکنیم جهان جای بهتری بشه واسه زندگی کردن
حالا همه مون تو این سایت با تجربیاتمون داریم این کار رو میکنیم ، خیلی ها با شغلشون ، خیلی ها با آموزش ، یسری با ثروت ساختن و…. هزاران راه دیگه این کار رو انجام میدن و این یعنی کمک به گسترش جهان که همون هدف اصلی خداوند برای خلق این جهانه و این مسیر همیشه ادامه داره به شکل های مختلف
خانوم حکیمیان عزیز منم براتون بهترین ها رو از الله یکتا میخوام
الهی به تمام خواسته هاتون برسید
موفق و پیروز باشید
سلام به فاطمه جان نازنین و خوش قلبم.
من تو کامنتم تو این صفحه با عشق و صادقانه و کاملا قلبی ازت یاد کردم، تحسینت کردم برای قشنگی هات…
و الان که رسیدم به کامنتت، دیدم شما هم اسم منو اوردی.
خیلی ذوق کردم از این ارتباط دلی و زیبا.
بدون شک، تو توی قلب اعضای سایت جایگاه ویژه ای داری به خاطر شخصیت قشنگ، مهربان، سرشار از آرامش و دوست داشتنیت.
همه جوره تحسینت میکنم برای پکیجِ بزرگِ زیبایی ها و شخصیتِ قشنگت.
شخصیت قشنگی که لحظه به لحظه ساختی و همچنان میسازی.
همیشه شاد باشی و در مسیر بهبود و ارامش و سعادت، در کنار خانواده نازنینت.
این کامنتت هم مثل همیشه بسیار زیبا و کاربردی و الهام بخش بود.
نمیدونی چقدر کیف میکنم وقتی مثال هات از زندگی حقیقیت رو میخونم.
محبت و نگاه لطیفت نسبت به خواهر و خواهر زاده ات، نسبت به دوستانت و …
شخصیت سپاس گزارت نسبت به رزق و نعمت هایی که تو زندگیت جاری میشه.
هر چی که نوشتی، مخصوصا اون عروس هلندی لپ گلی که نوشتی رو تجسم کردم، و روی پرده دیدمش.
اینکه رفتین خونه پدر و خواهرزاده ات خوشحال شد.
خدا حفظت کنه برای خانواده ی عزیزت، و همه ی ما در سایت.
ماچ به روی ماهِ خوش انرژیت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام فاطمه جون
امیدوارم کنار همسر و بچه های گل در سلامت کامل باشی و آرامش مهمان همیشگی خانه تان باشه
چند روز پیش هدایت شم به یکی از کامنت هات که در مورد بارداری و کنترل ذهنی که داشتی، نوشته بودی ، منم العان تو چنین موقعیتی هستم، و میخوام بارداری دوم ام رو تجربه کنم و چقدر نیاز داشتم به خوندن اون کامنت
بسیار زیبا بود کلی ذوق کردم و کلی ایده گرفتم برای توجه به خواسته ام
چند روز پیش داشتم اسامی دخترانه رو تو سایت های مختلف سرچ میکردم وسطش خوابم برد
خواب دیدم مشهد تو حرم بودیم و کلی آقا با چراغ های در دستشون به ردیف ایستاده بودن و ما هم وسط شون بودیم ، من شما و دختر تون ، بعد شما گفتی، هلیسا
رو آوردم مشهد نیت کردم هلیسا خادم امام رضا بشه ،و قبول کردن دخترت هم بود با موهای خوشگل چتری که یه چادر کوچولو رو خودش انداخته بود، کلی صحبت کردی اما ،چیزی جز تکه ای که نوشتم یادم نموند ،خیلی خوابم برام جالب بود دوست داشتم برات بنویسم
مرسی از کامنت های زیبا و رسا ی که مینویسی و خدا رو شکر بابت عشقی که بین شما و آقا رسول برقرار هست
چقدر باعت تحسین هستید و یه الگو خوب در روابط
مرسی که از نتایجت مینوسی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام فرنگیس جاااان قشنگم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از مهربونیت و
نشونه هایی که برام فرستادی
با تموم قلبم دریافت کردم دلبر جااانم
ای جاااانم به تصمیم بارداری دوم
پیشاپیش تبریک میگم عززززیزم
چهل صدتا ایموجی قلبی اکلیلی بذار جلوش
اینکه دنبال اسم دخترونه میگشتی
خیلی حالمو عالی تر کرد
کوچولویی که مامانش داره واسش
باعشششششق فراووون اسم انتخاب میکنه
چقدر جذذذذاب آخهههههه
چقدر قشنگگگگگ آخهههههه
چی میتونم بگم من جز ذووووق وخوشحالی ..
چه رزق خوشگلی برام فرستادی
با این کامنت پربرکت و پراز نشونه های زیبا ..
خدای من شکررررت چقدر تحسین برانگیزه
خواسته ای که در حال محقق شدن هست ..
ذوق این تصمیم قشنگت یه طرف
ذوق اینکه تو عالم خواب کنارهم بودیم
اونم در مشهد جان هم یه طرف دیگه
حتی کنارشما بودن در خواب هم برای من رزق خداوندهست رفیق بهشتیم
و نشونه ی قشنگیه از طرف خدا
چقدر خیر وبرکت و آگاهی قراره
وارد زندگیمون بشه به امید الله یکتا
اینکه از هلیسا جان نوشتی اشکمو در آورد
از همزمانی های خدا و هماهنگی ذهن و روح ..
و اما ماجرا اینه که ،پنج شنبه هفته ی پیش یعنی ششم شهریور ماه ، محمدحسن جان و رسول جان رفتن مسافرت پدروپسری…
ومن وهلیسا جان باهم موندیم خونه
و کلی برنامه چیدیم که لذت ببریم مادر ودختری،
شب از راه رسید و وقت خواب هلیسا جان شد
گفت مامان همیشه محمدحسن برام قصهمیگفت
با یه احساس دلتنگی ،
منم سریع گفتم من قصه میگم واست
از سفر بچگیام به مشهد با اتوبوس …
شروع کردم به تعریف خاطره های این سفر
از لباس آبی رنگ که تنم بود
بایه شلوار لی و یه چادر گل گلی که
مامانم برام دوخته بود
و عروسکی که همیشه همراهم بود گفتم
از اینکه تو این سفر بابام برام یه چتر زرد رنگ خرید و
مادربزرگم واسم یه کیف قرمز خریدتعریف کردم …
و ادامه ی خاطراتم ….
هلیسا خوابش برد و فردا طبق برنامه بردم خونه ی
پدرم ینا که تو حیاط بازی کنه و بعد
آلبوم عکس هارو آوردم که نگاه کنه و
هم لباسامو هم عروسکمو هم اون چتر وکیف قرمز
که تو عکسهای آلبوم بود
جالبه فقط اون چادر گلی گلی توجهش جلب کرد
دوباره رفت حیاط با برادرزاده م بازی کنه
مامانم از تو پارچه هاش گشت و براش یه
پارچه پیدا کرد و چادر دوخت همون روز و بهش داد
خداروشکر که اون شب دیگه به کل دلتنگی برای محمدحسن نکرد و باهمون چادر هم خوابید
کلی خوشش اومده بود …
اینکه تو خواب چادر روی سرش دیدی خواستم بگم
همزمان این اتفاق افتاده در واقعیت …
بی نهایت دوست دارم عزیزدلم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت مخصوصا پسر قشنگ و مسئولیت پذیرت
خداروشکر برای سلامتی و پیاده روی های
توحیدی خوشگلت عزیزدلم
خداروشکر برای رابطه ی عاطفی قشنگت
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
به نام خداوند بخشنده مهربان
باران:
سلام فاطمه جان عزیزم من واقعا لذت میبرم از کامنت های شما و اینکه هرروز منو ایوب جان در مورد شما صبحت میکنیم همیشه به ایوب جان میگم من عاشق فاطمه جانم هستم که اینقد قشنگ به قوانین عمل میکنه و اینکه از ویژگی های مثبت افراد همیییشه تو کامنت هاش گفته واقعا شما بی نظیری .من لذت میبرم ازتون .تحسینتون میکنم که واقعا شاگرد زرنگ استادی باعث افتخارمه که با عشق کامنت های شمارو میخونم و از نتایج بی نظیرتون لذت میبرم وهمچنین آقا رسول عزیز هم واقعا کامنت هاشون انرژی فوق العاده به آدم میده .انشالله در کنارهم موفق ترین باشین به امید خدای مهربان .
و جالب اینجاست فاطمه جان من همیشه کامنت های شمارو میخونم قشنگ انرژی فوق العاده عالی میره تو وجودم قلبم باز میشه ،خیلی قشنگ انرژی مثبتت منتقل میشه ،خییلی عالی هستی خیلی خوشحالم برات عزیزم .
یه بار کامنتی براتون نوشتم که منم مثل شما ویژگی مثبت افراد و مینویسم اون کامنت شما انگیزه بیشتر بهم داد نوشتن عالیه ،صحبت کردن عالیه .ولی من یه مدت مشغول بودم یادم رفت بنویسم صحبت میکردم با ایوب جان ولی کمتر شده بود با این فایل استاد دوباره شروع کردم به امید الله منم مثل شما اینقد قشنگ تمرکز میکنی رو نکات مثبت افراد منم انجام بدم و نتایج عالی بگیرم .
در پناه خدای مهربان باشید عزیزدلم
خدانگهدار.
سلام بر فاطمه جان جانان الهی که مثل خواهر از بودنش در این سایت بهشتی لذت می برم ….
نوووووووش جانت باشه این زندگی لذت بخشی که خودت خلقش کردی برای خودت و نتیجه اش اینکه خودت کیفش را میکنی …
سپاس از پروردگار از نتایج عااالی فاطمه جانم …این هم تحسین من از نتایج شما در سایت
این هم بگم که فقط نتایجت حال خوب به من نمیدهد، بلکه نوع نگارشت، زبان ساده مثال زدن هایت، این ها همه باعث ایجاد حال خوب در خواندن کامنت هایت میکند و حالا آخرشو بگم که چه اثراتی بر من خواننده دارد که خیلی تلاش میکنم که مثل شما باشم … چون دوست دارم و میدونم نتایجم با این نوع افکار و باورها، گلباران تر می شود ….
خیلی خیلی دوستت دارم ….
در پناه حق تعالی …
شیما بانو …
خواهر فاطمه بانو
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااام شیما جااااان عزیزم
عااااااااشقتم خواهر بهشتی نازنینم
بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت عزیزدلم
بوس به قلب مهربونت
چه عکس پروفایل زیبایی
خیلی بهشتهههه دلبر جان
لبخند شما خودش مومنتوم مثبته
دیدن روی ماهت و وجود فرشته وارت،
زیبایی این عکس رو میلیارد برابری کرده..
به قول فریدون مشیری جان عزیزم :
کاش می گفتی چیست
آنچه از چشم تو
تا عمق وجودم جاریست…
مثل همیشه تحسین برانگیزو توانمندی
من همیشه از شماها یادمیگیرم بانو
اینکه در این مسیر باهم داریم تکاملی
رشد میکنیم نعمتی بی نهایت قشنگیه
خداروشکر میکنم که شما دوستان بهشتیم
در حکم رزق خداوند توزندگیم هستین
علی جااانم رو از طرف من ببوس وبگو خالههه عاشقته
خداروشکر میکنم بخاطر برکت حضورت
در دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای
زندگی خوشگلت
خداروشکر برای حال خوبت رفیق بهشتیم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به خواهر خوب و خوش قلبم
فاطمه جان چقدر دوستت دارم
هر بار که کامنتت را میخوانم آنقدر ساده و روان هست آنقدر قابل لمس هست ،که انگار کنارم نشستی و داری برام تعریف میکنی .
نمیدونم خودت هم میدانی که در کامنت هایی که میزاری چقدر نکات خانه داری ، همسر داری ،دوست یابی ،احساس لیاقت وجود داره
من هر بار میخوانم کلی چیز یاد میگیرم خدا را هزاران بار سپاسگزارم
فاطمه جانم ،شما یه همسر عالی برای رسول جان
یه مادر عالی برای محمد حسن جان و هلیسا خانم گلم ،یه خواهر خوب و مهربان برای خواهر و برادرت
یه خاله فوق العاده برای خواهر زاده هات ،یه دختر عالی برای پدر و مادرت
و یه عضو فعال وموفق خانواده عباسمنش هستی
الگوی خیلی خوب و عالی برای ما هستی .
من خودم از کامنتهات طرز فکر صحیح، نوع رفتار با کودک ،با همسر وحتی با خواهر وبرادرم را یاد گرفتم
اتفاقات زندگیت را آن قدر ساده و در عین حال عالی توضیح می دهی که در دل تمام این اتفاقات با تیز بینی ات کلی نکات مثبت بیرون می کشی
بر روی آنها تمرکز میکنی و لاجرم طبق قانون بدون تغییر خداوند ،هدایت میشوی به زیبایی های بیشتر
همه ما در زندگی چنین زیبایی هایی داریم ولی ساده ازش می گذریم و یادمان می رود که با اعتماد به خداوند و هم جهت شدن با جریانش ،چه در هایی به رویمان گشوده شده
چقدر،سبک زندگی ما ها عوض شده و زندگی برایمان شیرین تر شده .
فاطمه جانم چقدر قشنگ که دفتری داری تا نکات مثبت را می نویسی و به ذهنت میلیارد ها بار یاد اوری می کنی تا اون مقاومت ذهن بشکنه و انصافا بسیار،عالی،عمل کرده ای .
بهت تبریک میگم و چقدر تحسینت میکنم .
ممنونم که برایمان می نویسی .
این کامنتت را من چهار بار خواندم از بس حس قشنگی ازش میگیرم
باز هم سپاسگزارم
سلام من را به اقا رسول عزیز ،محمد حسن جان و هلیسا جان برسان .
می بوسمتان.
یه بوس گنده از یزد به کرج زیبا
سلام فاطمه جان . خواهر پر ذوق و قشنگم . نمیدونی چقدر از خوندن کامنتت لذت بردم تا جاییکه نمیدونم چرا بی اختیار اشک پهنای صورتم رو پوشوند انکاری تمام خاسته ی قلبی منو تو.داری زندگی میکنی . چه زیبا و با چه مهربونی تحسین میکنی زیبایی ها رو افراد رو . و به زبون میاری و چه زیباتر که به خودشون ابراز میکنی . همیشه و همیشه آرزو داشتم و دارم که بتونم خوبی هاو قشنکی های دیگران رو به خودشون بگم وابراز کنم ولی خیلی ذهنم مقاومت داره . یه جور خجالت یه مانع قوی نمیزاره که با افراد. راحت باشم . و اون چیزایی که به چشمم میاد . میبینم رو به زبون بیارم . .کامنتت خیلی حالم رو خوب کرد و این خاسته ی منو قویتر. کرد. یه راهکار بهم.داد که اول بیام از نوشتن شروع کنم و آروم آروم به زبون بیارم .البته تو دلم میگم ها .مسعله ام تو بیان کلماته مخصوصا به خود فرد .
خدارو شکر میکنم به کامنت زیبای شما هدایت شدم کلی حال دلم خوب شد . از بیان این همه حس خوب . منم سرشار از ذوق و شوق شدم . اشکم سرازیره . مرسی ممنونم خوش سخنم
فاطمه عزیزم سلام
کامنت های قشنگت پر از حس بینظیر و درس و مثال برای من
تحسین میکنم خانواده عباسمنشی شما رو
خداروشکر برای حلقه دوستان ارزشمندی که داری
ممنون ک از نتایجت مینویسی
ایمان ما هم بیشتر میشه و مشتاقتر میشیم به ادامه مسیر
با عشق همیشه کامنت های شما رو دنبال میکنم
در پناه خدای مهربان باشی
سلام فاطمه جان،
چقد مثله همیشه کامنت زیبایی نوشتید و من بیشتر اوقات از دوره هم جهت با جریان خداوند هرجلسه کامنت شما رو میخونم و نکته ای که متوجه شدم که قابل تحسین هست ،این که شما برای تمامی اسم ها چه آشنا چه غیر آشنا پسوند (جان)اضافه میکنید و این خیلی زیباس و به طرف مقابلتان احترام و ارزشمندی رو هدیه میدهید خیلی ستودنی هس این ویژگی دمتون گرم . و این یه شیوه خیلی خوب برای ارتباطات هس که من از شما یاد گرفتم . ممنونم از شما و از استاد عزیز که باعث میشن ما کلی چیزی یاد بگیریم و به نکات مثبت فک کنیم و نگاه کنیم الهی شکرت.
فاطمه جان نازنینم سلام.
مدتیه که کامنت های تو رو در فایل های مختلف می بینم و از خوندنش کلی لذت میبرم.
ازت ممنونم که انقدر صادقانه و زیبا می نویسی. فاطمه جان من هم بر حسب هدایت الله امروز اومدم این فایل رو دیدم. مدتی بود که رابطم با یکی از اطرافیان نزدیکم یکمی از قشنگی در اومده بود و امروز از خدا خواستم که منو هدایت کنه و امروز به طرز معجزه آسایی با این فایل استاد روبرو شدم و با جان و دل گوش دادم و عمل کردم. جوری که همون لحظه ویدئو رو قطع کردم و به همون آشنامون زنگ زدم و برای کاری که برام امروز انجام داده بود تشکر کر دم و کلی تحسینش کردم. همه تحسین ها واقعی بود و از حالت تملق هم در اومده بود، برای همین هم اون آشنامون کلی از این تعریف و تحسین حالش خوب شد و کلی از منم تشکر کرد که بر اش چند روز پیش کاری رو انجام داده بود و اما اون وقت نگرده بوده که من زنگ بزنه و تشکر کنه.
فقط تو قانون رو ببین. من که تشکر کردم اون بلافاصله این تشکر رو برگردوند. بعد از این تماس اشک از چشمام جاری شد و فقط خداروشکر کردم که چقدر قشنگ هدایت می کنه.
بازم ازت ممنونم و خیلی خوشحالم که با دوست بهشتی همچون تو آشنا شدم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااام عششششق جاااان
فاطمه ی نازنین و قشنگم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از لطف ومهرت عزیزدلم
من باید ساعتها به تماشای نگاهت بشینم
چقدر با مهربونی خندیدی
فرکانس لبخند مهربونت به قلب من نشست و دریافتش کردم
به قول عرفان یزدانی جان:
آسمان چشمانت که مهتابی می شود
شب آرام آرام، از راه می رسد
آرامش می بارد از نگاهت
به وقت مهتاب
ستاره ها، گل لبخند را روی لبانت
نقش می زنند، نقره فام
و من آرامش را می نوشم
از زمزمه مهتابی چشمانت …
خوشحالم که در این مکان بهشتی با
دوستان بهشتی مثل شما در ارتباطم
و از همگی تون عشق و آگاهی یادمیگیرم
خدا میدونه چقدر حال کردم و کف کردم
ولذت بردم از خوندن کامنت پربرکتت
اینکه خدا چه جوری هدایتت کرد
به این فایل مقدس و درلحظه تونستی
زنگ بزنی به این شخص و با احساس قلبی
ازش تشکر کنی و تحسینش کنی
واقعا اقدام عملی که انجام دادی
خیلی قشنگ و تحسین برانگیزه …
یادم انداختی
عاشق دل خوش های ساده ی زندگیم باشم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین جهان زیبا و سایت بهشتی مون
خداروشکر برای حال خوبت
خداروشکر برای رابطه ی قشنگت
بوس به قلب مهربونت رفیق دوست داشتنیم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره