«تمرکز لیزری» بر بهبود اصلی ترین پاشنه آشیل - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1260 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
    مدت عضویت: 2258 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان🌷🌷🌷

    سلام به استاد عباسمنش مهربون و همه اعضای خانواده صمیمی عباسمنش

    استاد عزیزم من امروز توسط خداوند به دیدن این فایل هدایت شدم و خیلی تصادفی متوجه شدم که امروز روز تولد شماست…تولدتون رو تبریک میگم و از خداوند براتون تمام آرزوی های خوبی که همیشه برای ما بیان میکنید رو درخواست میکنم…

    امیدوارم شما هم در مسیر بهبود همیشگی خودتون و شرایط زندگیتون موفق باشید که با رسیدن شما به درجات بالاتر همه ما هم رشد میکنیم…اگه مثل شما باور کنیم که ما خالق زندگی خودمون هستیم و آگاهی هایی که شما با ما به اشتراک میگذارید رو جدی بگیریم و در راستای بهبود خودمون اون آگاهی ها رو در عمل استفاده کنیم…نتایج کوچیک که از همون روزهای ابتدایی ایجاد میشن رو ببینیم…تایید کنیم…نشانه ها رو که زبان گفتگوی خدا با ماست رو جدی بگیریم و ادامه بدیم…تا به جایی برسیم که مثل شما رویاهامون به واقعیت هرروزه زندگی مون تبدیل بشن…

    استاد عزیزم…طبق راهنمایی شما من در ابتدای سال جدید میلادی اهدافی برای سال جدید نوشتم…اما آگاهی های این فایل باعث شد که فکر کنم که مهمترین خواسته من برای امسال کدوم یک از اهدافم هست…وقتی خوب فکر میکنم میبینم که یکی از اهدافم برای سال جدید “به صلح رسیدن با خودم و خدای درونم” هست که به نظرم این مهمترین جنبه از اهداف من هست که باید در راستای اون حرکت کنم…هرچند خواسته های حرفه ای و مالی بسیاری مهمی دارم که وقت بسیار زیادی میخوان و من هرروز زندگیم در سالهای اخیر رو داشتم روی اونها کار میکردم، اما خوب که فکر میکنم میبینم زمانهای زیادی از زندگیم با احساس بدی سپری میشده که ناشی میشده از کمبود خویشتن دوستی و یک رابطه صلح آمیز با خودم و خدای خودم…از زمانی که یادم میاد همیشه از این احساس رنج میبردم که بعد از آشنایی با قرآن و بعد سایت شما خیلی از قبل بهتر شدم…اما هنوز به حد کافی خوب نیستم که راضی باشم…

    از وقتی یادم میاد از بسیاری از ویژگی های جسمی و جنسیتم و صفات اخلاقی ام بیزار بودم و رنج میبردم…و چه زمانهایی از زندگی ام رو که باید از نعمت زندگی لذت میبردم با احساس نفرت زندگی کردم…و همیشه فکر میکردم در هیچ کاری واقعا اونقدر که لازمه خوب نیستم…یادمه که به خاطر کمبود عزت نفسم برای مدتی یک شخصیت پرخاشگر و عصبی بودم…بعد ها کم کم درونگرا شدم و با اینکه دوستان زیادی در اطرافم بودن من با هیچ کس صمیمی نبودم و همیشه حصاری در اطرافم بود که اونها هم متوجه این میشدن و بعد از مدتی از اطرافم پراکنده میشدن…رابطه عاطفی خاصی رو تجربه نکردم چون با پیش فرض هایی که نجواهای شیطانی برام ایجاد کرده بودن، هیچ وقت کافی نبودم…نکته جالب این هست که وقتی چیزی رو باور میکنی که مثلا باهوشی یا برعکس کم هوشی جهان هم همین رو بهت نشون میده…و من هم به همین شکل نظراتی رو از اطرافم دریافت میکردم که این باورهای منفی رو در من تقویت میکرد که باعث میشد نشانه های خداوند رو نبینم…جهان اطراف من هم پر شده بود با آدمهایی که به زندگی جبری معتقد بودن و همشون از مشکلاتی مثل روابط ناسالم، بیماری، مشکلات مالی و…رنج میبردن…همیشه از بچگی شنیده بودم که ما ذاتا بدشانس به دنیا اومدیم…ما دست بی نمک داریم و به هرکس خوبی میکنیم بدی میبینیم…باور غالب پدرم این بود که همیشه در بدترین زمان در بدترین مکان بوده و شرایط مملکت رو دلیل ناکامی های خودش میدونست…همیشه بهمون گفته میشد که زیادی خودمون رو خوشحال نشون ندیم یا اینکه اگه دستاوردی داریم به بقیه نگیم چون چشممون میزنن و من تا یک سنی به نوعی از ارتباط با بقیه واهمه داشتم

    به خاطر این باورهای منفی همیشه حتی وقتی چیزی ظاهرا داشت خوب پیش میرفت ناگهان خراب میشد…

    باوجود همه اینها من یک ویژگی خوب دارم و اون علاقمندی به قانونمندی و کشف قوانین هست و هدایتم به این سایت که توسط خود قرآن انجام شد رو به این ویژگی خودم مرتبط میدونم…یادمه که همیشه از ناپایداری بیزار بودم و دوست داشتم به خوشبختی و رضایت پایدار برسم…و چون الگوهای درستی در اطرافم نبود فکر میکردم سعادت پایدار در این جهان امانپذیر نیست…ما مجبوریم که سختی ها و رنج رو تحمل کنیم و شاید بتونیم با تلاش زیاد زندگیمون رو بهبود بدیم اما برای هرکسی سرنوشتی قرار داده شده که او مجبوره بدبختی رو در بعدی از زندگیش تحمل کنه…مثل بی پولی یا بیماری…

    اولین بار که از خواهرم راجع به قانونی به نام قانون جذب شنیدم اونقدر برام دور از ذهن بود که یادمه پیش خودم فکر کردم یکسری آدم که خوش شانس به دنیا اومدن این دروغ ها رو میبافن که باهاش یکعده دیگه رو فریب بدن…اما بعد از شنیدن این حرف دیگه نمی تونستم بهش فکر نکنم…حتی فکر به اینکه من میتونم خالق زندگیم باشم هم برای من یک رویای شیرین بود و انقدر بهم امید میداد که دوست داشتم امتحانش کنم…یادمه که ناگهان رویایی که سالها قبل داشتم توی ذهنم روشن شد و از فکر اینکه بتونم بهش برسم بی نهایت خوشحال بودم…از اون زمان در مسیر رسیدن به اون هدفم هستم…نکته جالب این هست که در این مسیر هدف اصلی زندگیم رو پیدا کردم و توسط خداوند به این سایت زیبا هدایت شدم…من کمی بیش از یکساله که با آموزشهای استاد عباسمنش آشنا شدم اما واقعا میتونم بگم که بعد از ورود به این سایت زیبا که با دعوت خدای مهربون انجام شد من دوباره متولد شدم… بی نهایت از خدای مهربانم بابت این وصلت که باعث رشد من در تمام جنبه های زندگیم شده، سپاسگزارم….الان باور دارم که من هرجوری که هستم شامل مشخصات ظاهری، جنسیت، محل تولد، خانواده ای که درش به دنیا اومدم همه موهبت هایی از جانب خداوند بودن و من هم مثل همه آفریده های خداوند در زیباترین حالت خودم با بهترین ویژگی ها به دنیا اومدم…خدای من فقط زیبایی خلق میکنه و من یکی از اون مخلوقات زیبا هستم…هرچیزی که تجربه کردم حتی اگه سخت بوده برای من لازم بوده تا اینجایی که الان هستم باشم…تا بفهمم باورهایی که محیط به من داده ممکنه غلط باشه و نباید بپذیرمشون…میتونم جور دیگه ای فکر کردن رو تجربه کنم…به قانونمندی جهان و خداوند ایمان دارم و مشتاقم تا هرروز قوانین رو بهتر درک کنم و باورهای غلط خودم رو متناسب با اون قوانین تغییر بدم تا بتونم خالق بهتری برای زندگیم باشم و سعادتی رو تجربه کنم که الله مهربان از ابتدای خلقتم میخواسته تا من تجربه کنم….

    برای اینکه قوانین رو بهتر درک کنم تنها راه این هست که با منبع قوانین ارتباط برقرار کنم تا او منو هدایت کنه…و برای این ارتباط باید به درون خودم وصل بشم…به قول استاد به ندای درونم رجوع کنم…این ممکن نیست مگر اینکه من با درونم در صلح باشم… هنگام ارتباط با درونم، نجواهای شیطانی شروع میکنن بهم احساس بد میدن…حرفهای نامناسبی بهم میزنن و منو تحقیر میکنن و بهم احساس عدم لیاقت میدن (این برای من مثل پارازیت روی امواج ماهواره ای یا رادیویی هست که ارتباط رو مخدوش میکنه)…پس باید از خداوند هدایت بخوام تا منو به باورهایی هدایت کنه که با خودم و خدای درونم بیشتر در صلح باشم…تا بتونم جنس فرکانس کلام خدا رو از غیر خدا تشخیص بدم….

    پس امسال برای من سال “صلح با خودم” هست…از الله مهربان هدایت میخوام تا قدم به قدم با من بیاد و نگذاره که من از راه راست منحرف بشم…

    از استاد عزیز و همه عزیزانی که برای پربارتر شدن این فضا تلاش میکنن و همه دوستانی که با تجربیاتشون آگاهی های ما رو افزایش میدن بی نهایت سپاسگزارم.🙏

    برای همه عزیزان و دوستانم آروزی رسیدن به رویاهاشون رو دارم…امیدوارم در پناه الله مهربان همگی بهشت رو برای خودمون خلق کنیم و به احساس شادی همیشگی برسیم🌺 🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
      مدت عضویت: 2258 روز

      به نام خداوند توانا و بی نهایت مهربان

      سلام به سعیده عزیزم

      از من جدید به من قدیم

      سعیده عزیزم ازت عذر میخوام…من یه عذرخواهی خیلی بزرگی بهت بدهکارم…خیلی خیلی بزرگ از همینجا تا آسمون خدا

      تو واقعا باشکوهی…آفریده بی نظیر خداوند هستی…کسی هستی که من الان وقتی بهت نگاه میکنم کیف میکنم…تحسین میکنم…تو واقعا منحصر به فردی…من کمتر کسی رو مثل تو دیدم…تو واقعا یکی از آفریده های تحسین برانگیز خالقی…هر روز در این حدود 3 سال روی خودت کار کردی…شاید من خیلی بهت غصه دادم…نجواها رو باور کردم و باعث شدم که احساس بی ارزشی یا بی لیاقتی کنی…احساس به درد نخور بودن بهت دادم…اما تو باز ادامه دادی…تا از اون حصارهایی که من برات ساخته بودم خارج بشی و به گوش من برسونی که تو از خدایی و تو باید به خدا برگردی…ذات قشنگ خودت رو به من نشون دادی…بهم ثابت کردی که تو چقدر خلاقی…چقدر شجاعی…چقدر جسوری…چقدر توانا هستی…چقدر میتونی مسائل رو از جنبه هایی ببینی که بهمون احساس بهتری بدی…چقدر زیبایی و چه صورت و اندام تحسین شدنی داری….چقدر مثل فرشته ها هستی…چقدر مثل بچه ها چهره و لبخند شیرینت در همه آدمها احساس اعتماد و علاقه ایجاد میکنه…چه عشق بزرگی از سمت خدای عزیز توی وجودت قرار داده شده…که اینقدر آدمها رو به خودش جذب میکنه…وقتی آدمهای کاملا غریبه با چند کلمه حرف زدن باهات در آغوش میکشن ات…من متحیر شدم که تو از چه جنس نورانی و روحانی هستی…تو اصلا تعلق به این دنیا نداری…وقتی توی کارت ایده هایی به ذهنت میرسه که من حتی از فکر اینکه چطور این فکر بهت الهام شده گریه ام میگیره میفهمم تو از چه جنسی هستی…

      چه خوشبختی هایی بوده که دلت میخواسته اما من تو رو محروم میکردم…

      مثلا تو همیشه عاشق رنگ زیبای غروب بودی و هستی و دلت میخواسته توی غروب قدم بزنی…اما من همیشه بهت گفتم بیا بریم دیرمون میشه ما کارهای مهمتری برای انجام دادن داریم…و هیچ وقت اون کارهای مهمتر انجام نشدن و ما همیشه همچنان دیرمون میشد…تا اینکه قانون رو یاد گرفتیم….

      همیشه دوست داشتی مثل بچه ها توی پارک بدوی…اهمیت ندی که چی میپوشی…دوست داشتی ناخن هات رو لاک بزنی…اما من بهت گفتم درست نیست سر کار بهمون چی میگن…

      و تو رو از این همه آزادی و لذت و شادی محروم کردم…

      دوست داشتی با آدمهای غریبه حرف بزنی بهشون لبخند بزنی اما من بهت گفتم اونا بد برداشت میکنن…

      همیشه خواسته ات آزادی مطلق بوده…و من دلیلی داشتم که این آزادی رو به یه زمان دیگه موکول کنم

      تو حتما از جهانی بودی که این زیبایی های با این کیفیت نبودن و تو اومده بودی که این جهان رو با این کیفیت اش تجربه کنی اما من نمیفهمیدم…و تو رو فقط محدود میکردم به یه هدفی که در ذهنم ساخته بودم و همیشه یکراست از کار یا دانشگاه تو رو میبردم خونه و توی اتاق حبس میکردم

      اما بالاخره تو پیروز شدی چون تو همه کاره ای…تو جزئی از خدا هستی…نه من…تو هستی که اربابی و رئیسی…هیچ وقت نتونستم کاملا ساکتت کنم تا اینکه خدای اصلی صداش در اومد… از اینهمه زجری که به تو میدادم من رو عذاب کرد…چون من به هیچ صراطی مستقیم نبودم…و داشتم به اون امانتی که بهم داده بود بی حرمتی میکردم…من شایسته عذاب شدم و عذاب بهم نازل شد…یکی یکی داشتم نعمتهام رو از دست میدادم…و اون عذابها باعث شد من به جایی برسم که از خواب بیدار بشم…از خدای اصلی بپرسم که من چه کاری کردم که انقدر عذابم میکنی و خدای اصلی منو هدایتم کرد…

      آخ آخ که اون هدایته چقدر برام گرون تموم شد…چقدر سختم بود…وقتی خدای اصلی منو مشرک خطاب کرد….وقتی بهم گفت مشرک…یادمه انگار یه پارچ آب یخ ریختن روم…من حتی نفهمیدم منظورش چیه…و انقدر توی باغ نبودم که فکر میکردم شرک فقط اینه که یه مجسمه جلوت بذاری و جلوش دولا راست بشی…و خدا دید که من دیگه اصلا ممکن نیست به راه بیام…مگر اینکه یه معلمی برام بفرسته که شرک رو برام توضیح بده…و اون وقت بود که بهش گفتم هرکار بگی میکنم فقط بهم بگو

      و………

      من هدایت شدم به استاد عزیزم تا از ایشون یاد بگیرم…که شرک همون سرکوب کردن اون عشقی هست که خدا توی وجودمون گذاشته…برچسب و وصله چسبوندن به این گوهر الهی هست…نیازمند دونستن این انرژی هست…سلب آزادی برای تجربه کردن لذتهای هست که الله براش حلال کرده…دست کم گرفتن این پاره الله هست…درست معادل کاری که شیطان کرد در قبال آدم…که جسم رو دید و نتونست فراتر رو ببینه

      سعیده عزیزم من بی نهایت دوستت دارم…و از داشتن تو افتخار میکنم…بیشتر از قبل ستایش و تحسین ات میکنم…حالا دیگه بهت اجازه میدم بیشتر لذت ببری…از هر فرصتی که داریم استفاده میکنیم تا بریم توی غروب گردش کنیم…و رنگ غروب و عظمت آسمون رو تماشا کنیم…لباسهای رنگی و زیبا برات میخرم…لباسهایی که قبلا توی کمد مخفی میکردیم تا موقعیت خاص بشه بپوشیم رو بهت میپوشونم…لاک میزنم هر رنگی که دوست داشته باشی…کمتر اهمیتی به نگاه بقیه میدم…توی حل مسائل بهت اعتماد میکنم چون تو وصلی به الله…جرات قدم گذاشتن به دل ناشناخته ها رو بهت میدم…از تجربه کردن همه چیز با تو لذت میبرم…به آدمهای کاملا غریبه سلام میگم بهشون لبخند میزنم…

      اما تو میدونی که من یه دفعه عوض نمیشم…و این قانون رو هم خدای اصلی گذاشته…تو که از من بهتر میدونی…ولی بهت قول میدم که تلاش کنم تا هر روز یکمی این حصارهای محدودکننده رو خرابش کنم تا بذارم تو نفس بکشی…و لذت ببری و قابلیت هات رو نشون همه بدی…همینطور که تا الان هر وقت آزادت کردم بقیه رو به تحسین وادار کردی

      این روزها خیلی حالمون خوبه…چون این مسیر رو ادامه دادیم و زندگی داره هر روز بهتر میشه…چون هر روز انگار یه نوری از الله به ما میتابه که یکمی ذهن ما رو روشن تر میکنه…و یه جای زندگی مون پر برکت تر میشه…از سلامتی که اونقدر بهتر شدیم…از روابط مون با آدمهای اطراف…از محل زندگی مستقل…درهای جدیدی که توی کسب و کار برامون باز شده…درآمدی که بیشتر شده…و چقدر هیجان زده هستم از اینهمه ایده ای که فقط در یکسال اخیر انجام دادیم و بسترهایی رو که با هدایت الله فراهم کردیم که ما رو تا ثریا بره بالا…احساس لیاقتی که اونقدر بالاتر رفته که دیگه از رفتن به سرکار احساس ترس نداریم بلکه همش انتظار داریم تا موفقیت ایجاد کنیم چون ما به الله وصلیم…

      عذرخواهی منو بپذیر و بهم اجازه بده تا آهسته آهسته با هم رشد کنیم…تا زمانی که به ملاقات خدای اصلی رفتیم آبرومند باشیم و ازش تشکر کنیم که اینهمه بهمون اجازه داده تا روی زمین کیف کنیم :)))) و بهش بگیم خدایا دمت گرم :))) تو تکی

      امشب با سرچ اسم خودم برای پیدا کردن یه چیز دیگه به این کامنت هدایت شدم…که حتما هدایت الله بود…که یادم بیافته من چقدر رشد کردم…و اون موقع چه احساسی داشتم و الان در چه شرایط احساسی هستم…

      خدایا شکرت از این سایت بی نظیر و استاد و دوستانی مثل آب روان و تو که همین نزدیکی ها هستی لابلای همین کامنتهای دوستان و فایلهای استاد و خانم شایسته :)))

      به یادگار از سعیده امروز بمونه برای سعیده ماه ها و سالهای بعد که میخوایم فقط بهتر و بهتر بشیم

      1402/8/1

      10/23/2023

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مائده ن گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلام به همتون

    من هنوز این فایلو ندیدم ولی مرسی از استاد عزیزم که این فایلو گذاشتنو مرسی که قراره این فایل یه عالمه تاثیر مثبت توی زندگی ما بزاره

    من به این نتیجه هایی که میخوام بنویسم تازه رسیدم و میخواستم که زیر یکی از فایلای سایت بنویسمش

    من قبلا خیلی سوال بود برام که اگه این سیستم اینهمه پیشرفتست چرا پس وقتی ما میگیم یه چیزی رو نمیخواییم به اون نمیخواییم توجه نمیکنه و فقط به اصل قضیه توجه میکنه

    ولی الان فهمیدم که هدف این سیستم ازین مدل برنامه ریزی شدن شادی بیشتر تر تره ماست

    ما حتی اگه بدونیم که اگه من بگم فلان چیزو نمیخوام اون چیز اتفاق نمیافته بازم با فکر کردن بهش احساسمون بد میشه

    پس این سیستم فقط فقط باعث شادی بیشتر و خوشبختی بیشتر ما میشه

    و دومین نتیجه ام درمورد فرکانس بود

    من هی باخودم میگفتم که چرا اینقدر به فرکانس باید توجه بشه و قضیه رسیدن به خواسته ها و زندگی خیلی عمیق تر از چیزای ظاهریه و فکر میکردم این همه چیز رو خیلی سخت تر میکنه

    ولی فهمیدم همین فرکانسی بودن دنیا باعث میشه که انسان سعی کنه خود خود واقعیش باشه

    تلاش نکنه ظاهر سازی کنه و یا برای چیزای فیک تلاش کنه

    اینمدلی ادم با خودش روراست تره و میتونه خودش رو بهتر ببینه و درک کنه

    اینطور بگم

    خود واقعیش باشه

    خود واقعیش باشه که خدا برای افریدنش به خودش افرین گفته

    خود واقعیش باشه که اشرف مخلوقاته و پر از قدرت های خوب و بزرگ

    خود واقعیش باشه که خاص ترین و قشنگ ترین چیز توی دنیاست

    مرسی خدایا که هرروز یه عالمه چیزایه باحال تریو یاد میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      بهروز گفته:
      مدت عضویت: 2683 روز

      سلام دوست عزیز

      میدونی چرا سیستم به نخواستن ها کاری نداره؟؟؟

      چون اصلا نخواستنی وجود نداشته.چون از ابتدا نخواستن تعریف نشده بود،وجود نداشن،هرچه بود خواستن و خواستن بود.

      چون از ابتدا خداوند این سیستم را بر اساس خواستن بنا کرده.یعنی خلقت جهان هستی و گسترش کائنات بر اساس خواستن هست.

      این ذهن ما بوده و هست که جایگاه شیطان شده و شیطان ما را با کلمه نخواستن آشنا کرده و فریب میده.

      «««««««پس بخواه و بخوان تا اجابت کنم شما را»»»»»»

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3283 روز

      به نام خدای مهربان

      مائده عزیز خداروشکر میکنم که با سوالات خوب به سمت جوابهای خوب هدایت شدین این نشان از درک بیشتر و آگاهی بالاتر شما داره .

      به امید موفقیت های روز افزون شما در تمام جنبه های مختلف زندگی ??

      در پناه خدای قدرت وثروت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    بهاره رضائی گفته:
    مدت عضویت: 1651 روز

    🌻سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی زیبا و تمامی دوستان عزیزی که این متنو میخونن🌻

    خداروشکر میکنم بخاطر داشتنتون

    خداروشکر میکنم بخاطر اینکه با هربار گوش کردن و یا دیدن فایل هاتون چشم آدم بازتر میشه رو حقایق

    واقعا ما نون باورمامونو میخوریم و تا زمانیکه تغیر ندیم خودمونو و باورهای زیبای قشنگی نسازیم تغیری نخواهیم دید

    استاد عزیزم واقعا وقتی کامنت میذارم تو سایت ،انگار خودم از کلام خودم یه چیزای جدیدی رو کشف میکنم و کدهای مخفی ای برام باز میشه و بقول شما انرزی جریان پیدا میکنه

    خداروشکر میکنم که شما باورهاتونو تغیر دادید و راهنمای انساهایی شدید که میخان تغیر بدن خودشونو

    خداروشکر بخاطر کلام با صداقت و پاک شما که اینهمه مارو تحت تاثیر قرار میده چون رنگ و بوی الهی داره و شما خودتون تمام صحبتاتونو عملی کردید و کلامتون از قلبتون میاد ،همونجا که جایگاه خدای مهربونه

    (میگن زمانیکه شیطان میخاست برای خودش جایگاهی تعین کنه برای گول زدن انسانها ، گفت میخام تو قلبشون باشم ، خدا گفت قلب انسان جایگاه خودم هست )

    بخاطر همینه که استاد میگن به ندای قلبت گوش بده

    بخاطر همینه که اینقدر کلام استاد عباسمنش دلنشین و زیباس چون بقول خودشون هدایتی هست کلامشون و از قلبشون خدا هدایتشون میکنه

    استاد عزیزم خداروشکر میکنم که توی این راه یعنی تغیر دادن خودم قرار گرفتم و از اون دسته آدم هایی هستم که جریان زندگی منو به این سمت سوق داد

    و واقعا شاکر خدای مهربون هستم که من رو بنده مقربی آفرید که مثل خیلی های دیگه توی خواب غفلت نباشم و آگاهانه به لطف خدای مهربون و شما که منجی من شدید برای پیشرفت توی همه ی زمینه ها تلاش کنم و قدم بردارم

    🥰استاد عزیزم عاشقتون هستم و عاشق عشق مابین شما و مریم بانوی عزیز 🥰

    🤍دوستدار شما بهاره 🤍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2211 روز

    به نام خداوند بخشنده

    سلام بر استاد،خانم شایسته و دوستان

    هجدهم اسفند ماه سال یک هزار و سیصد و پنجاه و نه

    18/12/1359

    روزی استاد عزیز که یکی یه دونه اس،تک‌ دونه است اومد به دنیا تا پیامبری باشه که پیغام توحید و ایمان را در جهان ترویج بده.

    گوش دادن قرص و آمپولی و آب گوشت خیاری

    این نوع گوش دادن،گوش دادن من به فایل ها بوده تا همین دو،سه هفته پیش،نمیدونم اصلا تو مدار درک این فایل ها نبودن چون فقط می‌شنیدم به عنوان یه حرف خوب و قشنگ و اصلا تعهدی برای انجام و عمل وجود نداشت، تعهد بود نه اون تعهدی که لازم بود نه جلوی نجواها را کنترل میکردم نه جلوی ورودی ها،باری به هر جهت ،بعد هم شاکی که چرا نتیجه نمیگیرم،آقا محمد ایراد از خودت،باورهای خودت هست ،تو اون انرژی و تعهدی که باید بزاری را نمیزاشتی،البته اصلا خودما مقصر نمی دونم چون معتقد هستم باید این مسیر و سیر تکاملی طی میشد.تا من به اینجا می‌رسیدم

    تمام اتفاقات زندگی من را باورهای من ایجاد می کند،تا وقتی باورها تغییر نکنه،مهم نیست من چقدر زحمت و تلاش می‌کنم، فایده نداره و نتیجه نمیده

    همه ی ما به یک اندازه دسترسی داریم به نعمت های خداوند،ما فقط راه‌ها را بلد نیستیم

    من دارم با افکارم،با باورهام،با ذهنیتم اتفاقات زندگیم را رقم میزنم،هیچ عامل بیرونی دیگه ای نیست،مطلقا عامل دیگه ای وجود نداره

    اگه من یاد بگیرم چطور فکر کنم،نحوه ی فکر کردنم را،نحوه ی نگاه کردن به دنیای اطرافم را بتونم تغییر بدم نتایج من بدون شک تغییر می کنه

    از همون روزی که شکل فکر کردن را تغییر بدیم،تغییر در واکنش زندگی را می بینیم به شکل اتفاقات زیبا،پول،ثروت،تغییر روابط

    کنترل ذهن کاری است که تمرین میخواد،آدم خیلی راحت واکنش نشون میده به اتفاقات اطرافش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    غزل بانو گفته:
    مدت عضویت: 3372 روز

    سلامی پر از عشق و محبت و دوستی به همه اعضای این خانواده بی نظیر و دوست داشتنی

    استاد عزیز و مهربونم تولدت مبــــــــــــــــــــــــارک ????????????????????????

    از الله یکتا بخاطر خلق انسان وارسته و بزرگوار و توحیدی چون شما سپاسگزارم و براتون از خداوند بی نهایت خوشبختی و ثروت و سلامتی و شادی و عشق و آرامش طلب میکنم. امیدوارم که هر روز زندگی زیباتری از روز قبل تجربه کنید و همواره در حال رشد و پیشرفت باشید و به اسونی به همه خواسته های قلبی خودتون برسید.

    اول که وارد سایت شدم یهو تعجب کردم گفتم این کِرم کوچیک چیه داره از صفحه لپتاپم بالا میره ما که از این جک و جونورا نداشتیم که بعد از چند لحظه فهمیدم قضیه چیه و کلی خندیدم ?? خیلی خلاقیت جالب و باحالی بود دمتون گرم

    من اسم سال 96 رو گذاشته بودم “جهاد اکبر” کارای خیلی بزرگی تو سال 97 انجام دادم ایده های زیادی رو پیاده سازی کردم تغییرات بزرگی در خودم ایجاد کردم و از همه این اتفاقات بزرگتر و اساسی تر، تحولی بود که حدود 2 هفته پیش برای من اتفاق افتاد و دیدگاه منو حسابی نسبت به خدا و خودم و جهان هستی و در کل هرانچه که دارم در زندگیم میبینم و حس میکنم و تجربه میکنم عوض کرد. این اتفاق باعث شد که واقعا این سال برای من جهاد اکبر باشه.

    هرچند که از لحاظ مالی به خیلی از اهداف خودم نرسیدم و بخاطر این موضوع یه مدتی خیلی ذهنم درگیر بود و همش فکر میکردم که امسال من رشد خاصی نداشتم و بخاطرش ناراحت بودم. اما این دیدگاه جدیدی که در خودم ساختم میدونم که باعث میشه نه تنها سال اینده من پیشرفتهای بسیار بزرگی داشته باشم بلکه تا اخر عمر با این دیدگاه های جدید و عمیق و ناب همواره در حال رشد باشم و بابتش همیشه دارم خداروشکر میکنم و دیگه هیچ حس بدی نسبت به سالی که گذروندم ندارم تازه خیلیم ازش راضم و به خودم افتخار میکنم.

    استاد شاید باورتون نشه ولی حس میکنم هرشب میرم معراج و کلی وجودم بزرگتر و روشن تر میشه و باورهام تغییر میکنه و برمیگردم به زمین. اصلا یه وقتایی چنان درک عظیمی از جهان پیدا میکنم و همه چیز رو خالص و انرژی وار میبینم که واقعا قابل وصف نیست. واقعا از ته قلبم میگم که اگر درک من از قانون در سطح 10 بود الان رسیده به سطح 50 البته فقط بحث درک و فهم نیست تو عمل هم خیلی بهتر شدم یعنی قبلا بیشتر در حد دونستن بود ولی الان واقعا دارم خیلی بهتر و دقیق تر به قانون عمل میکنم. تو همین مدت خیلی همه چیز برای من فرق کرده به هر چیزی که نگاه میکنم خدارو میبینم همش تو ذهنم میگم این تجلی انرژیه… این نمودی از خداست… من خدا هستم من خلق میکنم من اینو میسازم من دارم به این نیرو شکل میدم و … اصن خیلی ایمانم قوی تر شده و خداروشکر این تغییرات باعث شده توی کارمم واقعا خیلی بهتر و قوی تر عمل کنم و با قدرت و توکل و ایمان بیشتری ایده هارو عملی کنم و قدم بردارم.

    استاد جونم خداروشکر میکنم با شما اشنا شدم و تو این مسیرم مطمئنم سال دیگه هم میتونم به فرکانس های خیلی خیلی بالاتر از این دست پیدا کنم و موفقیت های خیلی بزرگی بدست بیارم.

    راستش تو این چند وقته انقدر دیدگاهم عرفانی و الهی شده یه وقتایی ذهنم بهم میگفت غزل تو انقد داری روح بزرگی پیدا میکنی اون وقت با این دیدگاه های خداگونه میخوای از خالقت درخواست پول کنی؟ خجالت نمیکشی با این جایگاه معنوی و این درک های عمیق از خدا پول میخوای؟ و میخواست بهم بگه که عرفان و معنویت با ثروت و پول در یک جا نمیتونه جمع بشه توام با این جایگاهی که پیدا کردی اصلا نباید طلب مال و ثروت کنی چون نشون میده چقد ادم پولکی هستی و همش تو فکر پول و درامدی.

    ولی من نمیخوام به این مغز شیطانی و نجواهای مخرب اجازه بدم که منو از اهداف خودم دور کنه چون باور دارم خدا عاشق اینه که من ثروتمند بشم. امروز با همین دیدگاه “خداوند انرژی است” یک باور خیلی باحال و منطقی درمورد این موضوع پیدا کردم. برای خودم منطقی کردم که ثروت و پول یکی از بهترین و زیباترین تجلی های خداوند در جهانه و هیچ تداخلی با معنویت نداره. اصلا این انرژی عاشق اینه که من به شکل ثروت بسازمش برای اینکه دوست داره به شکل های زیبا نمود پیدا کنه. دوست داره من به صورت خونه های بزرگ و مجلل، ماشین های لوکس، لباسای خوشگل و مارک، غذاهای خاص و باکیفیت و … بسازمش. بنابراین هرچقدر من ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوب ترم چون به خدای خودم که انرژی جاری است بهترین و زیباترین شکل هارو در زندگیم دادم.

    بنابراین میخوام اسم امسال رو بگذارم: ??? ســـــــــال ثــــــــــــــروت ???

    هر وقت که این اسم رو برای خودم تکرار میکنم اولا که خیلی مطمئن و اسوده خاطر میشم که قراره من امسال از نظر مالی رشد کنم و خیالم راحت میشه. یجورایی خیلی بدیهی و واضح و روشن قبول میکنم که مقرر شده من درامد و ثروت و پول فراوان تو سال جدید کسب کنم و بهم احساس رهایی خیلی زیادی میده و ذهنم از همه درگیری های مربوط به پول خالی میشه چون همش به خودم میگم امسال صد درصد بدون شک من ثروتمند میشم.

    دوما که باور هماهنگی ثروت و معنویت هم خیلی تو وجودم قوی تر میشه و بهم میگه که میتونی هم از لحاظ فکری و شخصیتی و معنوی خیلی رشد کنی هم به پول و ثروت برسی هر دوی اینها در کنار هم میتونه وارد زندگیت بشه و انهارو باهم داشته باشی بدون هیچ مساله ای.

    البته اینم بگم که تو ذهنم ثروت فقط مترادف پول و درامد نیست میخوام در جنبه های دیگه هم ثروت بدست بیارم. میخوام در روابطم ثروتمند باشم و عشق و تفاهم و هماهنگی و دوستی و ارامش فراوان تجربه کنم. میخوام از نظر جسمی و روحی ثروتمند باشم و سلامتی کامل رو تجربه کنم. از نظر معنوی هم دیگه هیچی… میخوام بسیار ثروتمند باشم و هر روز با خدای خودم بیشتر رفیق بشم و حسابی بچسبم بهش و دیگه ولش نکنم ?? و انقدر ین حس یکی بودن با خدا در وجودم شدید بشه که با تک تک سلول های بدنم در هر لحظه حسش کنم و ارامشی از جنس خدا در وجودم همواره جریان داشته باشه.

    به امید روزی که بیام و از موفقیت ها و اتفاقات خوبم براتون بگم. فعلا ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    amiri گفته:
    مدت عضویت: 3184 روز

    سلام به همه دوستان هم فرکانسی ، سلام به استاد و راهنما »»»» به به تولد تولد تولدت مبارک ، مبارک مبارک تولدت مبارک ان شالله که استاد و راهنمای ما 120 سال عمر با خیر و برکت دارن ، روز تولد یعنی فرصت دوباره یعنی یک سال دیگه میتونم بالاتر برم و در مدار بالاتری قرار بگیرم تا بتونم قشنگ زندگی کنم یعنی در احسن الحال زندگی کنم .

    صبح ها وقتی میرم بیرون آدم های شهر رو میبینم همه بی اعصاب همه اصلا اخمالو اصلا ناخودآگاه دنبال مشکلات هستن فکر میکنم دیالوگ تو ذهنشون این هستش : اه بازم صبح شد بیدار شدم بدوم دنبال بدبختی و مشکلات میدونم الان میرم سرکار میگن کارت درست نمیشه اخه چرا انقدر مشکلات .

    اما من تو ذهنم در بین همه آدم های شهر فریاد میزنم خدای یکتا شکرت یه روز دیگه یه صبح دیگه که خورشیدت رو میبینم میتونم برم دنبال موفقیت هام شکر برای اینکه دوباره سلامت بیدار شدم شکرت که میتونم خلق کنم هر آنچه که در مسیر مستقیم هستش شکر که امروز دوباره میتونم غذا های خوشمزه بخورم شکر که میتونم لباس بپوشم تریپ بزنم شکر که دوباره میتونم آسمونت رو ببینم .

    دوستان هم فرکانسی تو رو خدا یه روز تازه که دوباره متولد میشیم اینجوری روزمون رو شروع کنیم و نذاریم از اول صبح فرکانس و افکارمون بیوفته دست نجوا های شیطان و یک روز ما رو از مدار بالاتر و موفقیت و حال خوب دور کنه .

    استاد میگن ، میاین کامنت مینویسین از اینکه به مدار بالاتری رفتین هم بنویسید ، خدارو هزاران مرتبه شکر که در طول این یک سال مسیر موفقیت برام هموار تر و هدف هام بهم نزدیکتر شده اند تا هر سال که تکاملم رو طی میکنم زیبا تر میشه

    خدا یکتا رو هزار مرتبه شکر امسال سلامتی کامل داشتم حتی یک بار هم مریض نشدم چون بیشتر به ورزش فکر میکنم و این یک باوری هستش که برای خودم ساختم و امسال کسب و کار جدیدی یاد گرفتم از همه لحاظ در حد تکامل خودم ثروت بیشتر بهم افزوده شده برای همه این نعمت های هزار هزار مرتبه شکر خداوند یکتا .

    امسال سالی که لحظه هاش همش ناب و زیبا است پر از لبخند و حال خوب پر از ثروت پر از سلامتی پر از موفقیت و ایمان دارم که امسال سال پر خیر و برکت هستش .

    یگانه الله تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم . من یکتا پرستم یگانه الله هستم ، من شکر گذار یگانه الله هستم.

    برای همه دوستان هم فرکانسی برای استاد و راهنمام سلامتی سعادت خوشبختی ثروت مهر و محبت از خداوند یکتا طلب میکنم فعلا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    آرامش ماندگار گفته:
    مدت عضویت: 193 روز

    سلام. درود خدا. به استاد عباس منش

    سلام درود الله. به شما. ستاره ی درخشانی که خداوند. به دلیل درخواست های فراوان. من در گلدن تایم برای من فرستاد تا راه جهانی. پراز زیبایی را. یاد بگیرم.

    استاد. من. خیلی خیلی درخواست میکردم.

    ولی مشکل از. باورهای من بود. باورهای

    اشتباه. من. هر چه می‌نوشتم. نماز میخوندم نماز شب و هر آنچه که استاد. عرشیانفر به من آموزش میداد. من. انجام می‌دادم ولی. به دلیل. اینکه این آموزش را من باید از شما. می آموختم. در تمام فایل های استاد به باور توجه شده بود ولی گوش من نمی شنید بااینکه زمان خیلی کوتاهی است که وارد.سایت. یا. بهشتی. از آموز ه های شماشدم

    استاد عزیزم. رفتنم به کربلا. در صورتی که. اگر در

    گذشته بود اصلا امکان پذیر نبود ولی استاد

    با گوش دادن به نشانه های هر روز و روز شمار تحول زندگی من را آنقدر زیبا کرده.

    برای اولین بار از. همسرم و فرزندانم جدا شدن دیگر برایم سخت نبود. چون درخواستم از منبع بود

    استاد عزیزم. در کشور عراق هم کاروانی های ما همش غر میزدن. از همه چیز ولی من. با توجه کردم به زیبایی ها د خدمت به زائر ها. اصلا گوشم صحبت هاو غر های. هم کاروانی هارو نمی شنید.

    پدر مادر م مدام از من ایراد میگرفتن ولی من. آنقدر زیبا. در ذهنم. با ایراد های آنها. برخورد میکردم. که عشق میکردم

    استاد با عرض معذرت از شما و دوستان من در آیت سفر معنوی پریود شدم. به صورت خیلی وحشتناک. با یاد گرفتن آموزها ی شما اصلا به خودم. هیچ گونه استرسی به خودم راه ندادم.

    استاد. آنقدر. این سفر برام زیبا شده که شب ها تا صبح دوست ندارم به یاد سفر بخوابم. استاد

    هم کاروانی هایمان. آنقدر پیش فامیل از من تعریف می‌کنند.

    در صورتی که با مادر شوهرم رابطه ی خوبی نداشتم. او هم همسفر من شده بود آنقدر زیبا باور های. عالی در خودم. رشد داده بودم که اصلا. هیچ مشکلی با اون نداشتم با اون صحبت نمی کردم. برای اولین بار تونستم. خودم رو دوست داشته باشم و به. خاطر حر ف مردم کاری انجام ندهم استاد. من 20 ساله که عروس ایشون بودم ایشون. را مثل بت میپرسیدم همیشه از ایشون میترسیدم حتی با پدر و مادر هم. نمی تونستم صحبت کنم. ولی در این سفر. کاری رو که خودم دوست داشتم. انجام دادم.

    برای اولین بار با پدر مادرم تنها بودم. از این فرصت به چشم فرصت طلایی استفاده میکردم

    استاد. همه چیز هایی که برام آرزو بود در این چند روز. خودش به سادگی جور میشه خیلی طولانیه این زیبایی ها در روز شمار هرروزم را ثبت میکنم در کشور عراق نتونستم. این سفر نامه رو ثبت کنم به دلیل نبودن. وای فای استاد سفر عاشقی. زندگی منو. آنقدر زیبا کرده. دلیلش فقط تغییر باورهام بود.

    استاد. عزیزم.استاد شایسته ی عزیز و تمام هم فرکانس های عزیزم. دوستتان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    مهندس بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 4125 روز

    سلام و عرض ارادت

    تولدتان مبارک استاد عزیز

    این چهارمین سالی که در کنار خانواده عزیز عباس منش در حال رشد و تکامل هستم

    شروع آشنایی با شما بعد از یک شکست ظاهری در یک بیزنس بود شکستی که تنها با تغییر نگاه و باورهایم با دوره ثروت یک ،نه تنها تبدیل به موفقیت و بازگشت تمام سرمایه از دست رفته ام در سال بعد شد بلکه پیشرفت های بیشتری را نیز به همراه داشت و کلا یک آدم دیگه ای در همه جهت شدم .

    زیاد نمیخواهم وقت عزیزان رو بگیرم ، ولی چون قراره از پیشرفت هایمان بر اثر تغییر باورهایمان همدیگر را خوشحال کنیم فقط این خبر خوب رو بدهم که سال پیش همین موقع من آرزوی یک سال مالی موفق با درامدو گردش مالی یک میلیاردی را داشتم و این رقم در حالی بود که پاداش سی سال کارمندی ام و بازنشسته شدنم در پارسال همین موقع که رقم خوبی هم بود حدود دویست میلیون تومان میشد . و من درخواست داشتم برای سالی که گذشت (۱۳۹۷)این درآمد یک میلیارد بشود ??یعنی حدود پنج برابر درامد سال گذشته ان (١٣٩۶)

    امسال با اینکه در تابستان تورم بسیار شدیدی ارزی و کاهش ارزش ریال را هم داشتیم و کالا ها تا چندبرابر افزایش داشتند

    هفته پیش به کارمندم گفتم یک بیلان گردش مالی و هزینه ها و سود را برایم انجام بدهد و خودم هم کمک اش کردم .

    باورش خیلی سخته واقعا شاید خیلی ها تعجب کنند

    کل بیلان گردش مالی سال گذشته ام حدود دو میلیارد و دویست میلیون تومان شد و این در حالی بود که سود برداشته و سرمایه گزاری شده ام بیش از یک میلیارد تومان شده است ??

    یعنی وقتی به این ارقام رسیدیم واقعا تعجب کردیم و خودمان هم باورمان نمیشد و حتی با اینکه فکر میکردیم تورم نکته منفی کارمان بوده دقیقا برعکس شده بود و نقطه قوت ما شده بود

    و این رو بگم من یک مخترع هستم که از محل فروش ایده ام تونستم این جایگاه رو بدست بیاورم و ان هم موقعی که همه میگن کی به اختراع و اینجور چیزا بها میده ؟؟؟

    و الان هم‌کلی مشتری از صنایع بزرگ کشور و بین المللی داریم که دنبال همکاری با ما هستند و ما میتوانیم کار کردن با انها را انتخاب کنیم .

    خدایا شکرت خدایا شکرت و خدایا شکرت

    استاد این هم هدیه تولدتان از طرف من بود که میدانم بهتر از هر هدیه ای خوشحالتان میکند

    تولدتان مبارک ???????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      حمید جاوید گفته:
      مدت عضویت: 3559 روز

      با سلام

      دوست عزیز منون به خاطر اینکه نتایجتون رو با ما به اشتراک گذاشتین

      چی بهتر از اینکه الگویی رو پیدا کنی که همین الان تو ایران داره زندگیش رو در زمینه مالی میسازه. فارغ از نظر و نتایج بقیه

      ارزوی پیشرفت در تمام جنبه های زندگیتون رو دارم

      شاد باشید…(:

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1561 روز

    سلام و درود به استاد عباس منش عزیز

    امروز نهم فروردین هست و من به این فایل هدایت شدم. تصمیم گرفتم تا تازه اول ساله این تعهد رو به خودم بدم و در راستای اون اقدام عملی انجام بدم. هر چند از چند دقیقه قبل از تحویل سال تصمیم گرفتم امسالم رو با قرآن شروع کنم و درخواست هدایت کنم از خداوند. و خداوند من رو هدایت کرد به آیاتی از سوره حجر که از توحید و تکامل و رزاق بودن و شکرگزاری و امید به رحمت الله مهربانی ها گفته بود و مثالی از ابراهیم نبی رو گفته بود(اون زمانی که براشون مهمانانی میان و بشارت تولد اسماعیل رو میارن و میگن از رحمت خدا ناامید نباش)

    این شروع سال بود. و من الان تصمیم گرفتم و تعهد میدم امسال روی شکرگزاری و باورهای توحیدیم کار کنم. و مطمئنم همه چیز توحیده. حتی اگه آدم رزق و نعمت و ثروت بیشتر میخواد بازم باید بره سراغ توحید. استاد یاد اون جمله تون می‌افتم که میگفتین توحید اصله، هر چقدر روی باورهای توحیدی کار کنیم بازم جا داره بهتر بشیم.

    سپاسگزارم بخاطر این فایل. در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    پیمان محمودی گفته:
    مدت عضویت: 3009 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانی که در مسیر حق تعالی قدم برداشتن و تصمیم به تغییر زندگیشون گرفتن.

    سیدجان تولدت مبارک.

    من خیلی به ندرت پیش میاد که کامنت بزارم و اونم بخاطر مشغله کاری زیادی که دارم اما معجزاتی که این روزها داره برام رخ میده رو واقعا نمیتونم به سادگی ازش بگذرم و به شما منتقل نکنم.

    میخوام از ابتدای آشناییم با این سایت بگم که اولین بار توی یه کانال تلگرام کلیپ انگیزشی معروف استاد رو دیدم. خب تا قبل از اون هر از گاهی مجلات موفقیت هم میگرفتم و به این زمینه علاقه مند بودم. اما اون کلیپ خیلی با بقیه کلیپهای انگیزشی و جملاتی که قبلا خونده بودم یا شنیده بودم فرق داشت.

    اسم استاد رو توی گوگل سرچ‌کردم و وارد سایت شدم و نمیدونم چرا به بخش محصولات هدایت شدم و از اونجایی که پول خریدش رو نداشتم سایت رو بستم و کلا همه چی فراموش شد.

    اما اون کلیپ رو داشتم و سعی میکردم هر روز ببینمش و ازش انرژی بگیرم.

    حدود یک سال شایدم بیشتر گذشت تا اینکه من دوباره وارد سایت شدم و این بار بود که متوجه شدم کلی فایل رایگان توی سایت بوده و من ندیده بودمشون. اولش خیلی تعجب کردم از اینکه چرا من دفعه قبل اینا رو ندیدم اما خب الان میدونم که چون اون موقع فرکانسم پایینتر بود اون اتفاق افتاد.

    خلاصه شروع کردم به دانلود تمام فایلهای رایگان استاد عباسمنش. در همین محدوده زمانی بود که محل کارم از کرمان به تهران منتقل شد و من هم از این تغییر استقبال کردم و به قول معروف به فال نیک گرفتم.

    تهران اومدن من واقعا از هیچ نظر منطقی توجیه نداشت اما من به ندای درونم که میگفت برو گوش کردم و علیرغم مخالفت همسرم با وجود یک بچه معلول اومدم تهران.

    این در شرایطی بود که من کرمان توی‌خونه سازمانی نشسته بودم و به فامیلم هم نزدیک بودم و به قول استاد شرایط نسبتا ایده آلی داشتم اما من رویاهایی توی سرم داشتم که با اون شرایط به نتیجه نمیرسید.

    الانم که تهرانم خونه اجاره کردم و هرکس هم منو میبینه میگه دیوونه ای که اونجا خونه مفت رو ول کردی اومدی توی تهران به این گرونی اجاره خونه میدی اما اونا چیزایی که من میدونم و حس میکنم رو متوجه نمیشن.

    بهرحال الان تقریبا دو ساله که اومدم تهران و مستقر شدم و صبحها سر کار اداریم هستم و بعد از ظهرها هم میرم اسنپ.

    عصرها توی ماشین با هندزفری توی یه گوشم کلا دارم صحبتهای استاد رو میشنوم و آگاهی ها رو دریافت میکنم. از محصولات هم فعلا فقط کتابها رو خریدم و خیلی دوس دارم دوره کشف قوانین زندگی رو تهیه کنم.

    من از بچگی به موسیقی علاقه داشتم و حتی مدتی ارگ هم میزدم اما پدرم بخاطر شرایط مالی نامناسبی که براش پیش اومد ارگ من رو فروخت که بعدا برام بخره. هنوزم رفته که بخره D:

    توی این مدتی که اومدم تهران کلا دیدم به زندگی بهتر شد هرچند خیلی از مواردی که استاد میگه رو انگار از قبل میدونستم و ناآگاهانه عمل میکردم.

    بهرحال دوباره علاقه و اشتیاق سوزان من به موسیقی توی دلم شعله ور شد و تصمیمم رو گرفتم هرجور شده پیانو بخرم و موسیقی رو حرفه ای شروع کنم.

    جالبه از وقتی که این تصمیم رو گرفتم دستان خداوند رو به شکل های مختلف دیدم. مثلاً خیلی از مسافرایی که سوار می‌کنم موزیسین هستن یا بهرحال یه ربطی به موسیقی دارن و ازشون خیلی چیزا رو متوجه شدم اما در مورد خودم که باهاشون حرف میزدم اکثرا میگفتن دیگه برای تو دیر شده و دیگه ۳۲ سالت شده و برای پیانو باید از بچگی دستات عادت کنه و کلی باورهای محدودکننده ای که دارن اما من از استاد یاد گرفتم که اونا رو نشنوم و حرفای خوبشون رو دریافت کنم.

    ولی خب بهرحال بهم حق بدین که ذهن منطقیم با حرف اونا موافق بود از طرفی هم ندای درونم میگفت هیچوقت برای هیچ چیز دیر نیست برای همین از خدا درخواست کردم برام نشونه بفرسته که سن نمیتونه منو محدود کنه.

    الان که به اینجا رسیدم و میخوام ادامه رو بگم بغض گلومو گرفته …

    دیروز روز تولد استاد بود . صبح‌که از خواب بیدار شدم اولین کاری که کردم رفتم گروه تلگرامی که در زمینه موسیقی هست رو چک کنم و دیدم یه پیام نسبتا طولانی هست. من که اکثرا پیامهای طولانی رو نمیخوندم اون رو شروع به خوندن کردم و دیدم زندکینامه یه خانم پیانیست رو نوشته و توضیح داده که چطور از سن ۴۲ سالگی شروع به پیانو زدن کرده و فقط ظرف مدت ۴ سال به چنان مهارتی رسیده که توی دانشکاه موسیقی شروع به آموزش و تدریس پیانو کرده.

    و این بود اون نشونه ای که خدا برای من فرستاد اما هنوز ادامه داشت. من که کلی با اون متن انرژی گرفتم و همون لحظه مو به تنم سیخ شد چون تا بحال اینقدر واضح از خدا پیامی دریافت نکرده بودم.

    از روی کنجکاوی روی لینک کانال تلگرامی که اون مطلب رو به اشتراک گذاشته بود کلیک کردم و واردش شدم و دیدم ای خدا اینجا دقیقا همونجاییه که من میخواستم.

    من توی این چند وقت همش به خدا میگفتم من که فعلا توانایی مالی خرید پیانو رو ندارم اما باید یه کاری برای هدفم بکنم. نمیشه که همینجور دست روی دست بزارم.

    توی اون کانال تلگرام کلی کتب آموزشی پیانو و موسیقی بود بهمراه کلی مطلب که چطور و از کجا شروع به آموزش موسیقی و پیانو کنیم.

    دقیقا همون چیزی که من دنبالش بودم و هستم.

    از دیروز باورام خیلی قویتر شده و همش خدا رو شکر میکنم.

    استاد خیلی دوستت دارم. خدا تو رو برای ما فرستاده.

    یخورده طولانی شد داستانم اما خودم که الان مینویسم کلی انرژی گرفتم و خواستم این متن رو ارسال کنم تا بقیه هم بخونن و انگیزه بگیرن و با باورهای قدرتمند کننده تر از قبل به مسیرشون ادامه بدن.

    دوستان تکرار و تکرار و تکرار شنیدن فایلها رو یادتون نره.

    استااااااااااد عشقییییییییییییی

    لحظه شماری میکنم از نزدیک ببینمت و محکم بغلت کنم و ازت تشکر کنم…

    خدا میدونه چه روزهای عالی و طلایی در انتظار اعضای این سایته.

    برای همگی آرزوی موفقیت و ثروت میکنم.

    ما به رویاهامون یه رسیدن بدهکاریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      لیلا بشارتی گفته:
      مدت عضویت: 2678 روز

      سلام آقای پیمان محمودی…

      امروز اینجا چه خبره…

      انگار نمیخواد این اشکهای من بند بیاد…. خدایا شکرت، خدایا شکرت آخه خدا چقدر توبزرگی..

      آقا پیمان چقدر ازاین پیامتون لذت بردم، چقدر به خدا نزدیکتر شدم، دوست خوبم خدا خیر وشادی وثروت بهتون عطا کنه که با نوشتن این کامنت، دنیای منو از این رو به اونرو کردین، من امروز توی تمرین ستاره قطبی، از خدا دیدن یه نشونه ی واضح رو خواسته بودم که تا آخر ٩٧ به حساب بانکی ۵٠ملیونی برسیم، از صبح تو قسمت نظراتم، سیر نمیشم از خوندن کامنت بچه ها، الان که دارم این کامنتو میزارم دیدم ساعت نزدیکه ده شب شده… با خوندن کامنتهای شما دوستای گلم، دارم نشونه ها رو میبینم، بزرگیه خدارو میبینم، دست خدارو حس میکنم، برادر عزیزم از خدای قدرتمند و ب العالمین میخوام که سال ٩٨ سال دستیابی به رویاهات باشه، فقط یادت نره تو اولین کنسرت پخش پیانوت ما عباسمنشیارو دعوت کنی، البته عدمون زیاده، اما خوب فکر کنم استادیوم آزادی جواب میده، به امید دیدمت در اون رو آقا پیمان????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        پیمان محمودی گفته:
        مدت عضویت: 3009 روز

        سلام خدمت شما لیلا خانم عزیز

        خیلی خوشحالم که تونستم حسم رو منتقل کنم و باعث تقویت باورهای شما شدم.

        ممنون بخاطر وقتی برای پاسخ به کامنت من گذاشتین و انرژی خوبی که از شما گرفتم.

        مدت زیادی بود که دوست داشتم وقت بیشتری رو توی سایت بگذرونم و با خوندن نظرات دوستان آگاهی ها و باورهام تقویت بشه اما هی پشت گوش مینداختم تا اینکه شما با این متن دلگرم کنندتون باعث شدین عزمم ر‌و جزم کنم و به امید خدا از این به بعد این تصمیمم رو عملی میکنم.

        مطمئن باشین اولین کنسرتی که برگزار میکنم مختص دوستان این سایت خواهد بود ??

        برای شما تحقق رویاهاتون رو از خداوند قادر متعال طلب میکنم.

        به قول استاد عباسمنش رویاهایی که واقعیت هستن.

        در پناه حق تعالی ?

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: