اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز خیلی حرفا دارم که بگم چند وقته منتظرم که این اتفاقا بیفته و من بیام کامنت بنویسم و تعریف کنم از شگفتیهای با خدا بودنم
بگم که طی این مدت کوتاهی که با خدا هستم چه جوری دارم پادشاهی میکنم
استاد شما راست گفتی این فایل واقعاً کلید اجابت دعاهاست این فایل اصلاً یک فایل متفاوتی بود برای من اصلاً یک چیز خیلی خاصی بود نمیدونم چه جوری بگم اما انگار برای من خود خود معجزه بود.
با خودم فکر میکنم چطور من تا الان به این همه بزرگی و قدرت خدا پی نبردم چه جوری این همه کارها خدا برای من کرد و من درک نکردم این همه بزرگی و قدرتشو
حدوداً دو هفته پیش یا شاید سه هفته پیش همسرم که راننده کامیونه و قبلاً هم گفته بودم ماشینشو فروخته بود و تصمیم گرفته بود که ماشینشو بزرگتر کنه و تبدیل به تریلی کنه و ما از این بابت خیلی خوشحال بودیم چون این آرزوی چندین سال همسرم بود و بینهایت عاشق تریلیه ما اقدام به فروختن ماشینش کردیم و فکر میکردیم ماشین خیلی سریع فروخته میشه اما چند وقت از اقدام به فروش ماشین گذشت و ماشین فروش نمیرفت و ما نگران شدیم چون همه میگفتند که بازار راکته و خرید و فروش انجام نمیشه و کلی ترس افتاده بود به جونم
خلاصه دو سه روزی بود که خیلی نگران و کلافه بودم و بیقرار بودم و گفتم ای کاش استاد یه فایل جدید بذاره من گوش کنم شاید یه ذره آروم بگیرم نمیدونم چرا نمیرفتم سراغ فایلهای دیگه اومدم توی سایت و دیدم استاد یه فایل جدید گذاشت به اسم کلید اجابت دعا همون موقعی که من خیلی نیاز داشتم دعاهام اجابت بشه وقتی این فایل گوش کردم انگار واقعاً خدا کلیدو داد دستم اصلاً تو حیرت این حرفا مونده بودم خدایا چرا تا الان نفهمیدم چرا تا الان به این موضوع پی نبردم چرا تا الان به به این قدرت پی نبردم و اومدم خودم قرآنو خوندم سوره مریمو آوردم و نشستم خوندم و با خودم هی گفتم خدایی که به زکریا تو سن پیری فرزند میده خدایی که به مریم مقدس بدون همسر فرزند میده یعنی این خدا انقدر توانمند نیست که دعای منو اجابت کنه که خواستههای من اجابت کنه مگه میشه
احساس کردم یه دفعه کلی ایمانم قویتر شد احساس کردم مدارم کلی بالاتر رفت دیگه هیچ ترس و نگرانی نداشتم همون جا نگرانی و ترس و کاملاً گذاشتم کنار و گفتم خدایا من اینو اینو اینو از تو میخوام و نمیدونم چطور و چگونه فقط به قدرت بی انتهای تو ایمان دارم
خدایا دیگه بدون نگرانی ازت همه چیز میخوام بدون شک ازت میخوام بدون اینکه ذرهای ترس داشته باشم که شاید نشه و میدونم که هرچی که از سمت تو به من برسه خیر مطلقه اگر ماشین ما فروخته بشه یا نشه اگر ماشین دیگهای بخریم یا نخریم اگر هر اتفاقی بیفته من دیگه ناراحت نیستم نگران نیستم هیچ غمی ندارم و به هیچ عنوان نمیذارم هیچی باعث نگرانین بشه و به تو ایمان دارم و یقین دارم که هر اتفاقی بیفته خیر مطلقه
و همش میگفتم خدایا ماشینمونو به بالاترین قیمت به یک انسان فوق العاده بفروش و یک ماشین خوب و عالی به پایینترین قیمت برای ما بخر خدایا خودت برای ما فروشنده و خریدار باش خلاصه که سرتونو درد نیارم این موضوع دو سه روز هم طول نکشید که زنگ زدن به همسرم و گفتند بیا برای معامله و مشتری اینجا منتظر شماست و همسرم رفت و ماشینو از قیمتی که ما انتظار داشتیم تقریباً 300 میلیون بالاتر برامون فروخت
خلاصه ماشین فروش رفت چند روز گذشت و دلار روز به روز داشت بالاتر میرفت و همه چیز روز به روز و ساعتی گرون میشد و همه زنگ میزدند حواستون هست ماشین خریدید چرا نمیخرید همه چیز داره گرون میشه بخرید چرا عجله نمیکنید و تمام این حرفا باعث نمیشد که من ذرهای نگران بشم با خودم میگفتم اگر همه چیز هزاران برابر گرونتر بشه اون خدایی که بخواد به من چیزیو بده میده و من نگران هیچی نیستم و سپردم به خدا
به همسرمم هر وقت که نگران میشد بهش میگفتم یادت نره از کی خواستی برات ردیف کنه به قدرت خدا شک نکنیا مطمئنم بهترینها رو بهمون میده همونجور که تا الان بهترین هارو نصیبمون کرد ما ازش خواستیم بهمون یه ماشین با ارزونترین قیمت بده پس میده شک نکن زمانش دست خودشه به برنامهریزی و چیدمان خدا شکی نداشتم
خلاصه که دو هفته گذشت از روزی که ما ماشینو فروختیم همه چیز لحظهای داشت گرون میشد اما من هر لحظه ایمانم قویتر میشد و ترسم کمتر حالم خوب بود هر روز صبح زود از خواب بیدار میشدم شکرگزاری میکردم ستاره قطبیمو مینوشتم و آهنگ میزدم و کلی میرقصیدم و شادی میکردم و با خدا حرف میزدم و راز و نیاز میکردم انقدر خوشحال بودم انقدر خوشحال بودم که هیچ وقت تو عمرم انقدر خوشحال نبودم.
و همش با خودم میگفتم این حال خوبو با هیچی عوض نمیکنم با خودم میگفتم یافتم یافتم استاد راست میگفت که حال خوب مساوی با اتفاقات خوب یا احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
تو این چند وقت این موضوع کاملاً با عمق وجودم درک کرده بودم
تا اینکه همین یک ساعت پیش که داشتم دخترا رو میبردم مدرسه همسرم زنگ زد و گفت ماشین خریدم و دقیقاً ارزونتر از اونی که فکرشو میکردیم
و ماشینی که ما در نظر داشتیم خیلی مدلش قدیمی بود و و خدا یه ماشین جدید بهمون داد چیزی که اصلاً فکرشو نمیکردیم و من تو راه برگشت به خونه فقط در تلاش این بودم که تو خیابون اشکام سرازیر نشه از شوق این خبر و دقیقاً صبح امروز من روی کلی کاغذ نوشته بودم که چنان روزی رسان روزی رساند که صد عاقل از آن حیران بمانند و به همه جای خونه چسبونده بودم و وقتی دخترم بیدار شد میگفت مامان اینا چیه به همه جا چسبوندی گفتم از خدا خواستم چنان روزی بهم بده که خودم در حیرتش بمونم
این چند روز همش سعی میکردم قرآن بخونم و همش این برای من میومد که به یاد بیاور نعمتهایی که به تو داده شده.
مامانم خیلی نگران بود همش زنگ میزد و میپرسید نکنه تو این گرونی ماشینتونم از دست بدید نکنه گرونی باعث بشه دیگه نتونید ماشین بخرید آخه دقیقاً همین اتفاق چند سال پیش برامون رخ داده بود و ما هم خونمونو هم ماشینمونو فروخته بودیم تا بزرگترش کنیم اما چند روز بعد از فروختن خونه و ماشین یهو همه چیز سر به فلک کشید و ما هم خونه رو از دست دادیم هم ماشینو و شده بودیم صفر و بعد از چند ماه با کلی وام و قرض و قسط تونستیم فقط دوباره یه ماشین بخریم و مادرم همش نگران بود که نکنه اون اتفاق دوباره تکراربشه منم همش میگفتم مامان اون موقع من خیلی ایمانم ضعیف بود اما الان اون شیوای سابق نیستم و مطمئنم هیچ وقت اون اتفاق دیگه برای من تکرار نمیشه
استاد اگه روزی هزار بار از خدا تشکر کنم بابت اینکه شما را سر راه من قرار داد بابت اینکه منو با شما آشنا کرد با فایلهای شما آشنا کرد بازم کمه
این فایل واقعا برای من یک معجزه بود
و از اون روزی که این فایلو گوش کردم در قلبم باز شد که مطمئن بودم که به بهترین و راحتترین شکل ممکن من به خواستهام میرسم و گفتم روزی که همسرم زنگ بزنه و بگه من ماشین خریدم من همون روز میام دقیقاً زیر همین فایل کامنت مینویسم و به بقیه دوستام میگم که رسیدن به خواسته چقدر شگفت انگیزه ایمان آدمو قویتر میکنه چقدر لذت بخشه وقتی از خدا میخوای و اجابت میشه بگم که چقدر خدامون مهربونه چقدر قدرتمنده.
هنوز خیلی چیزای دیگه هست که باید بهش برسم مطمئنم که میرسم و باز هم میام و براتون مینویسم
سپارم، خودم توانایی حل مسالم رو ندارم . توی اولین کامنتی که روی این فایل گذاشتم نوشتم که هم زمان با گوش دادن به این فایل همسرم که به شدت مخالف سفر به ایران بود خودش پیشنهاد داد بریم این سفررو. این کامنت رو می نویسم که یادم بمونه چقدر دعاهام زیبا در مورد این سفر اجابت شدند :
از خداممنونم که معجزاتش رو در حقمون تموم کرد. خدایا،من ازت خواستم راحت برسیم ایران و خوب و راحت 9
نه تا چمدونمون رو برداریم و بیایم بی سوال جواب و دردسر و معطلی بیرون. زیر پوستی هم ازت خواستم خانواده خودم هم بیان برای استقبال. آخه چندروز قبلش همگی سرما خورده بودند و من خودم گفتم نیاید استقبال. چی بگم آخه از عظمتت. با اینکه پروازمون عالی بود و دخترم خیلی ریلکس و آروم کل این پونزده شونزده ساعت رو گذروند، بیست و چهارساعت و یا بیشتر بود که نتونسته بودم بخوابم، در طول پرواز اشتهای کمی داشتم و غذای خیلی کمی خوردم.هیجان و استرس زیادی رو گذرونده بودم. وقتی توی پرواز دوممون که به سمت ایران بود بودیم، لحظات آخری که هواپیما میخواست بشینه تو فرودگاه ایران. چون دخترم خوابش برده بود، همسرم کفت نگار وقتی رسیدیم ، تو دخترمونو بغل کن ، من بقیه ساکها و وسایل رو میارم. اما من انقدر ضعف داشتم که فکر نمیکردم بتونم حتی یک قدم بردارم، فکر کردم قندم افتاده و یک تکه کیت کت خوردم ، اما گویا باید نمک میخوردم و همون لحظه حالم بدتر شد و نیمه بیهوش شدم . در همون حال مدام توی دلم میگفتم خدایا حالمو زود خوب کن که بنده خدا همسرم دست تنها نمونه، با این همه وسایل و دست تنها و بچه ی خواب، چیکار کنیم. همسرم کلی بهم نمک داد کادر پرواز دورم بودند و من همش توی دلم می گفتم اخه با این حال چطوری پیاده بشم . طفلک همسرم با اون همه استرس چیکار کنه من رو جمع کنه ،چمدونا رو بیاره یا دخترمونو؟ من قبل سفرمون ازت خواسته بودم که با این همه سوغاتی و خوراکی و چمدون و بچه ی کوچیکمون ، تو فرودگاه معطل نشیم و راحت بیایم و برسیم به خانواده هامون بعد از مدتها. و تو مثل همیشه قطعات پازل رو برام چیده بودی️. تو از جایی که عقل من قد نمیده. برنامه ریزی کرده بودی برام، حتی نمیخواستی یک لحظه زمانم هدر بره، نمیخواستی با بچه توی صف بمونم. خلاصه وقتی پرواز نشست، امبولانس خبر کرده بودن برام، فشارمو گرفتند و داشت حالم خیلی بهتر میشد ولی گفتند راه طولانیه با ویلچر بریم بهتره. بهم ویلچر دادند دخترم رو که نیمه بیدار بود نشوندم رو پام و مثل جت اومدیم توی سالنی که باید چمدون هارو تحویل میگرفتیم. سریع خودشون کمک کردند چمدونارو برداشتند ، از کنار صف به اون طولانی ای ردمون کردند و بقیه مراحل سریع طی شد .پنج دقیقه کمتر طول کشید از مسیر پیاده شدن از هواپیما تا تحویل گرفتن چمدونا، تا دیدن عزیزانمون. نه چمدونی چک شد. نه سوال جواب و فرم پر کردنی بود ونه هیچی. خدایا شکرت، دستهات رو برام فرستادی، دل ها رو برامون نرم کردی و آسانمون کردی برای آسانی ها. تو بینظیری . خانواده ی خودم همگی سلامت و شاد به همراه خانواده ی همسرم آمده بودند فرودگاه برای استقبال. خدایا شکرت که این فرصت رو بهم دادی تا دوباره پدر و مادرم و عزیزانمو در آغوش بگیرم، شکرت که دستانت رو از هر طرف فرستادی برامون.، دونفر چمدونامونو اوردند یک نفر دیگه مارو برد به خونه ش. مادرم برام گوشی و سیمکارت اورده بود .محل اقامت عالی، شام و خوراکی و حمام و اینترنت همه چیز مهیا بود، ممنونتم خدا. هرجا رفتیم هرجا بودیم غرق محبت و احترام بودیم، هدایا رو از هر سو سرازیر کردی به سمتمون، خرج سفر رو خودت دادی، هرچی هوس کردیم رو بهمون دادی بدون هیچ تلاش و تقلا و زمانی، عجیب همه چیز عالی پیش رفت. هرچیزی که میخریدیم خودشون تخفیف می دادند . من از مدتی پیش هوس کباب کوبیده ی رستورانی ایرانی و آش رشته ی مادرم رو داشتم ، همون شب که منزل پدرم بودیم، شام کباب داشتند، و مادرم برام غذای مورد علاقه م یعنی آش رشته رو هم پخته بود، میخواستم فرداش خامه بخرم دیدم مهیاست، دلم میخواست برم سبزی خوردن و حلیم هم بخرم و قبل از اینکه من حتی پام رو از خونه بیرون بگذارم یا حتی درخواست کنم ، دیدم پدرم رفته و خریده برام، تعداد چیزهایی که لازم داشتم و سریع جورشدند زیاده : وسایل، لباس، خوراکی ها و…
هرجا سوالی داشتیم، درجا پاسخ داده شد.ماشین و محل اقامت و خرید و همه چیز مهیا بود. هوا مطبوعتر شد ، مردم به ما که می رسیدند خوش برخوردتر بودند، راننده های اسنپ خوب رانندگی میکردند و اصلا یه وضعیخدایا شکرت. خودت مارو اوردی، خودت این سفررو جورکردی،خودتم همه کارهارو برنامه ریزی کردی و جلو بردی توی این زمانی که ایران بودیم، به همه کارهامون رسیدیم . دندانپزشکی و دکتر رفتیم، چکاد انجام شد. سفر داخلی رفتیم، و تک تک کارهایی که توی لیستم بود انجام شدند.
زمان برگشت بازهم نجواها و نکرانی ها اومدند سراغم، کلی دارو و خوراکی های مختلف خریده بودیم و توی چمدون هامون بود و نگران بودیم فرودگاهها اذیتمون کنند. توی دلم کفتم خدایا تو که من رو با نه تا چمدون با کلی خوراکی ها و وسایلی که عموما گویا ایراد میگیرند توی فرودگاه، سالم و راحت و پر از ارامش و سرعت رسوندی به خانواده م، تویی که خودت معجزه وار این سفر رو جور کردی برامون و تمام شرایط رو مهیا کردی، خودتم بازگشتمون رو مدیریت کن. از به موقع و راحت رسیدنمون به فرودگاه کرفته، تا ارامش و راحتی درطول مسیر تا رسیدنمون به فرودگاه ال ای اکس و دریافت چمدون ها بی زحمت و بدون ایراد کرفتن به بارهامون، و رفتن به منزلمون که دو ساعتی با فرودگاه فاصله داشت. من به خاطرات اطرافیانم که از گیردادنهای الکیه فرودگاه ایران برامون کفته بودند گوش نمیدادم. خدارو شکر انقدر خوش برخورد و خوب بودند که من فقط در دلم تشکر میکردم از خدا. به راحتی سوار هواپیمامون شدیم، راه طولانی بود نزدیک بیست و هفت ساعت توی راه بودیم . و شکر خدا دختر جهارساله ی من تقریبا در بیشتر ساعت ها خواب بود و زمان بیداری هم خیلی همکاری میکرد. توی فرودگاه امریکا هم موجی از جمعیت اطرافمون بودند شاید دو هزار نفر مسافر توی سالن بودند و صف طولانی! باز هم معحزه شد و صف سیتیزنها رو جدا کردند و بدون هسچ سوال جواب و چمدون گشتن خاصی خیلی سریعتر از بقیه رسیدیم به سالن تحویل بار. و برگشتمون هم راحت و اسون بود. خدایا شکرت. امسال و سال کذشته سه تا از ارزوهامو تیک زدی برام: قطع درخت تپی خیاط که خودش پروژه ای بود، ساخت دیوار سیمانی به حای فنس های چوبی حیاط. سفرمون عالی و امن و راحت به ایران. ازت میخوام بهم شغلی عالی با درامدی عالی با شرایطی عالی هم بدی و تمام امور دیگه رو هم خودت مدیریت کنی چون من توانایی حل مسایلم رو ندارم و خودت مسیول حل تمام مسایلم هستی. تو زمانم رو مدیریت کن، تو از دخترم مراقبت کن ، تو ترس هامو بریز تو دلم رو همواره به شکرگزاری و نور ایمانت روشن نگه دار خودت هدایت و حمایتم کن. من دارم از روزی که برگشتیم اپلای میکنم برای کارهای اداری. خودت بهترینش رو جور کن برام. خودت رفرنس و معرف و پارتیم شو. خودت راههارو برام هموار کن من جز تو هیچ پناهی ندارم. خودت مراقبم باش و مستقلم کن. خودحالمو خوب نگه دار.
به نام خدای بخشنده و مهربانم که وقتی ازش درخواست میکنی میگه چشم بنده خوبم الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به دوست عزیز و توحیدیم نگار جونم
مرحبا مرحبا
تخسینت میکنم شما رو که اینقدر قشنگ و عالی روی خودتون کار کردین و ابنقدرقشنگ از خدا خواستی با ایمان
بدون هبچ نگرانی و خدا هم اومد دستتو گرفت و همه کارها رو برات به راحتی انجام داد چون بهش سپردی و باورش کردی قدرت و عظمتش رو
باورها اصل هستن و افکار فرع
احسنت به شما که اینقدر روی باورهاتون کار کردبن
و همون که خواستین شد
برای منم خیلی پیش اومده که جاده ای که میخواستیم بریم خیلی شلوغ و پر از تریلی بوده و من با ایمان ازش خواستم جاده رو برام خلوت کن تو رانندگی کن راحت بریم و برگردیم
باور کن نگار جونم انگار جاده رو برای ما خلوت کرده بودن
و منو همسرم خدا رو و باور داریم
و میدونیم اینا همه کار اوست که با قدرتش انجام میدهد
با عرض سلام ووقت بخیرخدمت استاد عباس منوسرکارخانم شایسته وهمه دوستان عزیز
سپاسگذار خداوندی هستم که من را باشخصی به اسم عباسمنش آشنانموددروداستاد دروداین فایل هم مثل خیلی از فایل های دیگه که همیشه میزارید کاملا به موقع وبجا بود درست زمانیکه من شاید تا حدود 2 هفته دیگه میخوام مهاجرت کنم به استان البرز و اونجا ساکن بشم وحقیقتا با شنیدن این فایل خیلی احساس امیدواری به من دست داد منیکه تا بحال برای مدت زیاد نتونستم از منطقه امنم خارج بشم الان میخوام با توکل به خداوندمهاجرت کنم به یک مکان دیگه و یک جای دیگه البته من برای این مهاجرت خیلی خیلی امیدوارم وذهنم برای اینکار روشن هست
خیلی احساس خوبی داشتم زمان شنیدن این فایل ولی باید چندین چند بار دیگه این فایل گوش داده بشه سپاسگذارم برای همه زمانیکه برای ما میگذارید
سپاس گزار خداوندم بابت حس بودنش ،حس وجودش ،حس بودنش و خیال راحتی که از این بابت دارم
عاشقتونم
مشمول جایزه شدم توی سایت و دیشب که سر زدم دیدم
از شما استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز و مدیر فنی عزیز و خانوم فرهادی عزیز تشکر میکنم که انقد این سایت زنده و پویاس و انقد خلاقیت هست و هرروز داره بهبود پیدا میکنه
الهی سپاس گزارم
این چند روزه به سایت سر زدم اما کامنتی نزاشتم ، با خدا راز و نیاز کردم و با احساس خوشبختی زندگی کردم
این هفته ای که گذشت احساس خوشبختی من در طول روز بیشتر شده بود ،چرا که درخواست من از خداوند این بود که به من قدرت سپاس گزاری بیشتر عطا کنه و قدرت دیدن نعمت هایی که دارم و برام عادی نشه
پیاده روی کردم و حرف زدم و شوق و ذوق زندگی در من بیشتر و بیشتر شده
مثالهایی رو به یادم اوردم که خداوند درهارو باز کرد چون من توکل کردم و سپردم بهش ، چون من تصمیم گرفتم که هی چی بهم میگه عمل کنم و اون منو ببره
خدایا تویی قدرت بازوان من
خدایا تویی توان پاهای من
تویی قوت و قدرت وجودم
تویی انگیزه ی من برای ادامه زندگی
تویی شور و شوق زنده در من
تویی عشق جاری درمن
الهی سپاس گزارم که لیاقت وسعادت اینو به من عطا کردی تا بندگی تو کنم
الهی سپاس گزارم بابت حس بودنت ………….
چه کلمه ای پشتش بیارم ؟؟؟ حس بودنت …….
الهی سپاس گزارم بابت اینکه هرروز از هر جهت بهتر و بهتر میشوم
الهی سپاس گزارم بابت اینکه داری جهان رو رهبری میکنی
فقط دوسدارم سپاس گزاری رو تمرین کنم
صب بلند شم سپاس گزاری کنم
شب سپاس گزاری کنم
فایل گوش بدم ، لبخند بزنم ، شاد باشم
بیشتر باورش کنم ، در لحظه زندگی کنم
این حس قدرتی که در درونم جاریه
این حس ارامشی که در درونم جاریه
این حس اطمینان و رضایت قلبی
این حس زدن قید هر چیزی که منو از اون دور میکنه
من اینارو میخوام
استاد عاشقتم
من دارم از این اگاهی ها استفاده میکنم و میبینم که ملت چقدر پرتن
من تصمیم گرفتم که با صداقت باشم توی زندگیم و باید روی این تمرین کنم و هی بهتر و بهتر بشم
دیشب میخواستم از سره خستگی یک کاری رو بپیچونم ، ولی چون تصمیم گرفتم راستش رو بگم کارمو انجام دادم و گفتم اگر فلانی پرسید من باید راستش رو بگم
من دوس دارم خدایی رو بیشتر و بیشتر باور کنم که هر لحظه در حال هدایت منه
هر لحظه داره منو هدایت میکنه
هدایت میکنه به ایده ای که نیاز دارم
به ادمی که لازمه به جواب سوالام
میخوام خیلی بیشتر روی هدایت الله کار کنم
خیلی بیشتر روی بندگی کردن درست خودم کار کنم
خیلی بیشتر خیالم رو راحت کنم که اگه من گیرندم تنظیم باشه فرستنده کارشو بلده و همیشه فرستنده درست عمل میکنه
میخوام نقد رو بچسبم و نسیه رو ول کنم
اون شب داشتم به برنامه های فرپام فک میکردم قبل خواب و کلی گفتم اینکارو میکنم و اون کارو و یه لحظه اخرش یه حسی اومد توی وجودم و گفتم که خدای من البته اگر تو منو بیدار کنی ، حیات و ممات همه به دست توست و اشکم جاری شد
من این حس ارامش درونی رو میخوام
من احساس خوشبختی رو میخوام
به خدا گفتم استاد من یاد داده که همه چیز رو با هم بخوام و منم همه چیزو میخوام نه فقط پولرو
من حس سرزندگی میخوام
من حس امید و ارامش رو میخوام
من حس بودنش رو میخوام
من اتصال دائمی به خداوند رو میخوام
من قدرت سپاس گزاری بیشتر میخوام
من قدرت سپاس گزاری بیشتر میخوام
من قدرت سپاس گزاری بیشتر میخوام
والضحی
والیل اذا سجی
و قسم به روز و شب که خدا همواره با منه و منو از سختی ها و از شرایطی که ساخته خودم بوده عبور داده و همیشه روز های روشن رو اورده
و قسم به بزرگیش که همیشه به موقع رسیده
قسم به بزرگیش که حتی یک بار توکلم روبی جواب نزاشته
قسم به ربوبیتش که همیشه حواسش به من بوده حتی تمام مواقعی که من حواسم بهش نبوده ،اون حواسش به من بوده
فقط من انسانم خدایا من یادم میره
من خیلی موقع ها توی افکارم گم میشم
ذهنم از یاد میبره همه ی اون اتش هایی که برام گلستان کردی
همه ی اون جاهایی که منو روسفید کردی
همه ی اون عشقی که به من داری
من یادم میره که وعده های توهمه حقن و تورب قدرتمند و قادر به انجام هر کاری هستی
من انسانم
خدایا خودت یادت رو همواره در دلم جاری کن و منو از هر ان چیزی که باعث دوری من از تو میشه جدا کن پاک کن
به من شهامت و جسارت بده تا با تمام وجودم حذف کنم هر ان چیزی که منو از یادتو و حس بودنت دور میکنه
از تو درخواست میکنم چون تو قادر مطلقی
چون تو توانایی انجام هر کاری رو داری
منو در مسیر این بهبود دائمی و طی تکامل در تمام ابعاد زندگیم یاری بده و خودت منو پیش ببر
من از تو چیزهایی رو درخواست میکنم که هیچ کس جز تو نمیتونه اجابتشون کنه
سپاس گزارم ای اجابت کننده ی همواره ی درخواست های من
منو در مسیر توحید عملی منو در مسیر بندگی کردنت یاری بده تا دستت رو برای اربابی کردن باز بزارم .
طبق عادت هر شب داشتم سایت رو شخم میزدم و فایل گوش میدادم یهو دیدم فایل جدید اومد کلی ذوق کردم و پلی کردم. صبح با خودم گفتم کاش استاد فایل جدید بزارن دلم براشون تنگ شده. و چه زود اجابت شد.خدایا شکرت
ده دقیقه اول رو که گوش کردم گفتم از این فایلهایی که باید چند بار گوش کنم نت بردارم تا باور سازی کنم
که به همه خواسته هام میتونم برسم در واقع رسیدم فقط باورش کنم دریافت میکنم .
درباره زکریا گفتین که خدا بهش وعده استجابت دعا داده و وعده فرزند داده باز زکریا گفته من پیر و فرتوت هستم. و خداوند مژده میدهد به زکریا فرزندش یحیی را. (باور عالی برای کسانی که فرزند میخواهند و منطق میگه بخاطر شرایط جسمی یا … امکانپذیر نیست)
بنظرم باز زکریا بچه دار شدنش باور پذیر تر هست .
و چیزی که من هنوز هم ته ذهنم همیشه سوال بوده
خدا چطور عیسی مسیح رو به مریم داده؟؟؟ درحالیکه آمیزشی شکل نگرفته؟؟ (امشب تولد مسیح هست و کریسمس) از بچگی همیشه بچه دار شدن مریم برام پذیرفتنی نبوده و نیست…و دنبال جواب سوالم هستم
خب اونجایی که ایه طلاق رو خوندین و گفتین خدا وعده داده به خانمهایی که طلاق گرفتن روزی میرسونه
اشک تو چشام جمع شد .آخه چقدر مهربونه الله و در دلم تصدیق کردم وعده خدا حقه. چقدر سیستم بدون نقص عمل میکنه!!
برداشت من از این آیه اینه: بهیچ وجه نباید زندگی مشترکی که احساس خوشی نداری و باب میل نیست و خواسته های طرفین تامین نمیشه رو تحمل کنی. عمری که داده خیلی ارزشمنده جای درست پیش آدم درست باید پیر بشی
و حتی وعده داده که بخاطر ترس فقر تو اون رابطه نمون
من پناه و روزی رسان تو هستم ، من( الله) بهت دارم قول میدم تحت حمایت منی، روی من حساب کن،
اینجا نگفته مثلا تو جدا شو پدر یا برادر یا خانواده ت موظف هستن مالی تو رو حمایت کنن یا بهت پناه بدن . گفته خودم، من خالق ، من تضمین کننده روزی تو هستم . به من پناه بیارر.
یعنی گفته اگه انتخابت اشتباه بود نترس و بیا بیرون از اشتباه. عذاب وجدان یا ترس نداشته باش حق تو هست زندگی با کسی که مایه آرامش تو باشه. خدایا عاشقتم چقدر هوامونو داری
و هنوز اشکهای من روانه….
میگه با خوبی جدا شین اگه خانم خواست پیش مرد بمونه تا هروقت که بخواد . مرد با نیکویی باهاش رفتار کن. اگر اینطور عمل نکنی به خودت ظلم کردی.
آیه ای که به من الهام شد قدم 8 و من ازش الگو گرفتم.
جای دیگه میگه من استجابت میکنم از من بخواه
جز من از کسی نخواه . درخواست تو بمن بگو اما
ظرف ذهنتو هم باخودت بیار، منتظر دریافت باش،
به تو داده میشود. شک نکن. وقتی یه جا نذری میدن مثلا حلیم میدن بزرگترین قابلمه ها رو میگیریم تو دستمون میریم تو صف وایمیستیم . حتی اگه احتمال بدیم ممکنه تموم شه به ما نرسه ولی تو صف طول و دراز منتظر میشیم نوبت مون شه. به دیگ حلیم همسایه بیشتر دلخوش میکنیم تا خدااا.
ولی خدا میگه بنده من بیا ازم بخواااه من بهت میدم ظرف که نمیبریم پیش خدا هیچی ، تازه خودمونو حتی لایق نمی بینیم تو صف هم منتظر باشیم شاید بهمون برسه. مثله پسر بچه های شیطون که زنگ خونه ها رو میزنن در میرن ما هم تا خواسته میاد رو زبونمون ، ذهن نجواگر میگه آخه چطوری؟؟ تو رو اجابت کنه؟؟؟ در حد خواسته ت نیستی آخه تووو !!! . زنگ بزن در برووو
ترسووو .
خدا به شجاعان پاسخ میده، مصر و سمج روی خواسته ت پافشاری کن بگو حق منه اومدم دریافت کنم. الله وعده داده.
خدایا، انقدر بمن توحید، قلبی شاکر، ثروت و مکنت و نعمت و آرامش و خوشبختی و عشق بده
که هر لحظه با تمام وجودم فریاد بزنم ممنون که راضیم کردی… مثله استاد عباسمنش که راضیش کردی.
من قول میدم تو مسیر بمونم تو هم وعده دادی راضیم میکنی
استاد من دقیقا برای رسیدن به ثروت چله گرفتم و روز سوم هستم عجب فایلی بود چقدر میتونه باورهای منو عوض کنه برای دریافت ثروت و نعمت ازت سپاسگزارم
باید بارها و بارها گوش بدم تا به جانم بشینه و نوش روحم بشه
بعد شنیدن فقط 12 دقیقه از این فایل بهمالهام شد که بنویسم که نظرم بمونه برام.
میخوام بگپ کاملا درسته و یعنی تازه دارم میفهمم چقدر دقیق بازی رو توضیح دادین تو این فایل. آرزو های متولد نشده و جرقه هایی کا در نتفه خفه شده.
یعنی منم همینطور شدم، یادمه وقتی کوچیک که بودم برای هر مشکل یه راه حل داشتم، و برای هر بخشی از زندگیم یک آرزو و خواسته. اما بزرگتر که شدم افکار از کجا و چجوری توسط اطرافیان و جامعه به من منتقل شد. دیگه اون جوانه ای که قراربود درخت بشه فرصت نمیکرد رنگ آفتاب رو ببینه، بسکه پیچک های ذهنی به دور افکارم گشته بود و حتی الان گشته.
احساسم میکنم برهوت شدم، ذهنی که درمورد مسائل فراوانی ،بخصوص فراوانی ثروت شبیه بیبان شده. یعنی اگر علاقه و عشقی دارم، دراون زمینه فرصت هست، اما فرصت های مالی بسیارکمتره، و درهزار مورد بی ربط به علاقم فرصت ها هست. مثل روستایی دور افتد ه، یا سرزمینی به دور از سرسبزی که هرسال کمی بارون میگیره، سرسبز میشه اما کافی نیست، اصلا نزدیک به چیزی که باید نیست و نزدیک ترین سرسبزی دور هست و رسیدین بهش سخت.
اول فایل رو با این جمله گسترش دادید” فرستنده مشکل نداره، گیرنده تون رو دست بزنید”
شاید واقعا عاجز شده بودم این چند رو زاخیر، که چه کنم! خیلی نعمت ها میخوام، خواسته هام بززگ شده، یکسری خواسته هارو مثل مهاجرت رو رسیدم، ولی تصور این بود که مهاجرت حامل یکسری نعمت و راحتی های بیشتر باشه، نه مثل زمین سرد و سخت، فقط در دل جنگلی زیبا. یعنی درسته اطرافم زیباست ،اما هنوز اون راحتی ،اون سرمایه مادی که دنبالش بودم، اون نعمت هایی که میدونستم اینجا فراوانه رو ندارم و خیلی دلممیخواد که بهش برسم و لذت ببرم از مسیر رسیدن بهش.
امیدوارمکه بتونمعملگاریی خوب به آگاهی های این فایل و دوره روانشناسی ثروت 1 باشم.
امیدوارم که همان طور که مهاجرت کردن برای شما با موفقیت صورت گرفت به دیگر آرزوها و رویاهای خود برسید.
مطمئن باشید که با عمل کردن به آموزش های روانشناسی ثروت یک اتفاقات بسیار خوبی را در زندگی تجربه میکنید و آینده ای روشن در کشور جدیدی که در آن زندگی میکنید در انتظار شماست.
با عرض سلام خدمت شما استاد مهربانممم و خااانم شایسته نازنین …!
_خداوند را سپاس گذارممم بابت هدایت کردنم برای دیدن این ویدئو زیبا
زمانیکه میخواستم این ویدئو را دانلود کنم و بیبینم از دو سه روز گذشته به مراتب مشکل پیش میآمد و یا مشکل ایجاد میشد بر انترنت باز نمیکرد ویدئو هارا .
امونجا گفتم ببین خداوند چقدر مارا ضعیف خلق کرده کار که خیلی آسان است نمیتوانیم اما آهسته آهسته به زمان درستش هدایتم ساخت به سمت این ویدئو قشنگ . واقعااا سپاس گذارممم
هرزمان که شیطان مرا گمراه میکند سعی میکنم بیشتر خداوند را در قلبمم بیبینمم در لحظه لحظه که با یک تکان دادن چشمانم زره زره نعمت های او است . شکرگذار تر باشم موعد تر باشم .
چقدر با شنیدن این ویدئو قلبمم آرام تر شد و خداوند را بهتر شناختمم .
و چقدر لذت بردممممم خدایا شکرت
خدایا من ! من خودت را از خودت میخواهممم که مرا کمککنی به سمت آگاهی خودت ! که من لایق شومممم که من باعزت شومممم که من هدایتگراباشممم که من عاشقت باشم (عاشق هیچگاه در مقابل عشقش بی ادب نمیشود )
خدایا من ! مرا هدایت کن که همیشش این آیه هارا مد نظر بگیرممم و به آسمان نگاه بکنم و بگویممم
وِالضُّحَی ….. ووو ادامه سوره
سوگند به وقتیکه خورشید طلوع میکند .!
و سوگند به زمانیکه آرام میگیرد شب .!
که پروردگارت تورا رها نکرده و مورد خشمم و کینه قرار نداده است .!
سپاس گذارممم بابت آن دستانی که مرا هدایت ساخت این کنمت را بنویسم …!
دقیقه 5م 6 فایل بود که صدای اهنگی از پذیرایی و از تی وی اومد که بسیار اشنا بود جوری که یکلحظه با خواهرم با چشمانی گرد شده همزمان بهم نگاه کردیم و تی وی داشت سریال مریم مقدس پخش میکرد الله اکبر …
اصلا باورتون میشه؟؟؟
من و ابجیم که تازه یک ساعتی بود از بیرون برگشته بودیم و اومدیم سایت دیدیم فایل جدید اومده و تصمیم گرفتم بعد مدتها باهم گوش بدیم
و همون موقع مادرم کانال و عوض کنه و از تی وی مریم مقدس با اون اهنگ اشنایی که تو ذهن ما جا مونده بود پخش بشه چیزی ندارم ک بگم
بخودم اومدم و ادامه فایل :
واقعا سوره مریم سوره عالی هست فکر میکنم پیامی هست که باید ازش بکشم بیرون برای خودم چون چند ماه پیش هم وقتی برای تمرین دوره دوازده قدم رفتم سراغ قران ایه 80 سوره مریم برام باز شد حالا شماره ایه رو دقیق یادم نیست ولی سوره مریم بود و این فایل و حتی سریالش از تی وی که بندرت ما اصلا صدای تی وی رو گوش میکنیم یا توجه مون جلب میشه بهش پخش بشه فردا میرم سراغ سوره مریم
باور امکان پذیر بودن خواسته
به به عجب کلیدی و چقدر به موقع چون اینروزها خیلی بیشتر دارمروی این اصل کار میکنم روی ایمان و اطمینان ازینکه خداوند خودش کارها رو انجام میده و من باید سمت خودم و انجام بدم روی نگاه سیستمی بودن و اینکه من فقط کارم اجابت کردن و باورهای هم جهت با خواسته م هست و این تمرکز و این نگاه که حتما به خواسته م میرسم و از مسیرم لذت ببرم این کلید هم با اون منطق های محکم ثبات قدمی رو بیشتر بیشتر میکنه در وجودم
اینکه خداوند به زکریا فرمود:
من تو رو از هیچ خلق کردم چجوری فکر کردی نمیتونم بهت فرزند بدم؟؟
اصلا منطقش کوبید فرق سرم
پس من چجوری برای خواسته هام باورهای محدود کننده میارم؟ اصلا ذهنم روش میشه بهانه بیاره؟ اگه فقط همیشه همین جمله روهربار تکرار و تکرار کنم درکش کنم هی یاداور بشم برای خودم واقعا اصلی ترینکلید اجابت دعاست از نظرم
با دوستم داشتیم راجع به موضوعاتی صحبت میکردیم که در راستای خواسته مبود و من داشتم رنگ و لعاب میدادمبهش که مسیر مثبتی رو پیش ببریم برگشت یسری باورهای محدود کننده گفت ولی قبلش گفت دیدی ادم استرس میگیره؟ بعد ادامه داد حالا تو که نه تو خیلی خوشبینی ولی من خیلی استرس میگیرم وقتی ب این چیزها فکر میکنم و اصلا قبل اینکه من حرفی بزنم خودش برید و دوخت و من در سکوت داشتم ب این فکر میکردم
خوشبینی، خوشبینی و بعد گفتم خدا رو شکر که اینجوری عمل کردم که بوضوح مشخصه چون شاید خود ادم یکم دیرتر متوجه تغییراتش بشه و دیگه نفهمیدم کی موضوع عوض شد
و این ایه
پروردگارت اینقدر به تو میبخشد که تو راضی و خشنود باشی
….
خیلی خیلی بیشتر باید فایل و گوش بدم و درک بیشتری برای خودم داشته باشم اینارو خیلی دوست داشتم بنویسم که فراموشم نشه
ممنونم ازتون استاد توحیدی من
دوستتون دارم شما بینظیری
خدایا شکرت که من و هدایت کردی و مدار شنیدن اگاهی های این فایل و در وجودم قرار دادی رب قدرتمند من مرسی که از من به من نزدیکتری مرا انی به خودم وامگذار
خداروشکررررررر که فایل دیگه ای روی سایت اومد اونم از قرآن و منطق قرآن
این فایل های اخیر همش استاد دارن در مورد منطق قرآن و آیات و نشانه هاش میگن
درست از زمانی که مریم جان پروژه خونه تکونی رو شروع کردن من همون موقع یه دفتر گرفتم و به عنوان یه دوره بهش نگاه کردم و نت برداری کردم و کامنت گذاشتم و تمرین کردم و بعد فایل های دانلودی استاد از قرآن رو در ادامه به عنوان دوره بهش نگاه کردم و تمرکز کردم و نت برداری کردم و کامنت گذاشتم
یعنی میخوام بگم این جلسات اگه ارزشش بیشتر از دوره ها نباشه کمتر هم نیست
واسه من که خیلیییییییی ارزشمنده و کلی آگاهی داره بهم میده
یعنی گوش میدم نت برداری میکنم و باز گدش میدم و کامنت میزارم و اگه کلیدی برام روشن بشه توی ذهنم توی برگه ای مینویسم و به دیوار کنارم میزنم تا ببینم
خدایاااااا شکررررت به خاطر این آگاهی های فوق العاده
موضوع : کلید اجابت دعاها
داستان زکریا و سوره مریم
داستان پیامبر و سوره ضحی
داستان جنگ بدر و … ال عمران
داستان سوره طلاق
داستان سوره بقره و باور نزدیک بودن خداوند
همه اینها بوی مرحمت خدا میده
همه اینها بوی فراوانی میده
همه اینها بوی سپاسگزاری میده
همه اینها بوی باور قدرتمند میده
همه اینها داره میگه چطور ذهن رو برای دریافت منطقی کنیم
همه اینها داره بهمون راهکار میده
خدا خودش داره میگه چکار کنیم اونم ریزِ ریز
فقط
فقط
فقط
باید قدرت خداوند رو باور کنیم
باید باور کنیم خداوند قدرت مطلقه
باور کنیم رب العالمینه
باور کنیم قدرت مدیریت و رهبری جهان رو داره
باید باورش کنیم اون پروردگاره
به هر کاری تواناست
شب و روز در قوانین اونه
پاییز و بهار و زمستون در قوانین اونه
ماه و خورشید و ستاره در قوانین اونه
بینایی و شنوایی و … من در قوانین و مرحمت اونه
دریاها و کوه ها و آسمان ها از آن خداست
موجودات و جانوران و گیاهان و رشد و نموشان در اختیار خداست
کارکرد قلب و مغز و تمام اندام های من در اختیار خداست
این قدرت میتونه منو به تمام خواسته هام برسونه به شرط ایمان به شرط باور
چه جوری ؟؟؟؟
همون جوری که منو متولد کرد
همون جوری که منو از زیرررررر زیر صفر رسوند به الان که راحت دارم زندگی میکنم
همون جوری که کل اعتبار از دست رفتمو بهم برگردوند
همون جوری که ارتباطم رو با همسرم فوق العاده کرد که دلمون میخواد مادام با هم در کنار هم باشیم و عشق بدیم و در مورد قوانین حرف بزنیم
همون جوری که استاد رو تو مسیرم قرار داد تا به سلامتی و تناسب اندام برسم از راهی که فکرشووووو نمیکردم
من روزی که با استاد آشنا شدم یک میلیون درصد هم فکرشو نمیکردم از طریق استاد به وزن ایده ال و سلامتی برسم
ارهههههههه من دارم یاد میگیرم با یاداوری نعمت ها ذهنم رو منطقی کنم واسه دریافت نعمت های بیشتر
من دارم یاد میگیرم با همون ویژگی ذهن خودش رو خلع سلاح کنم
بنام خداوند که تنها روزی دهنده و نجات دهنده اوست …
سلام ….
ای خدایی که ب من فرصت زندگی در این دنیا را دادی قلبی نیز سرشار از حق شناسی و سپاسگزاری عطا فرما….
جهانی که در ان زندگی میکنیم احساس نداره اما با احساس ما کار داره زیرا همه چی ب احساسی که داریم خلاصه میشه
اگه خوبیم اگه بدیم ب احساس ما برمیگرده
اگه نتایج خوب یا بد گرفتیم ب احساسی ( ارتعاشی ) که داشتیم برمیگرده احساس بما میگه در چه فرکانسی در حال مرتعش شدنیم و ارتعاش ما تعیین میکنه درحال جذب چه چیزی هستیم
ما در دنیایی زندگی میکنیم که با انرژی کار میکنه …….
قبل از رسیدن ب خواسته یا ارزویی که داریم باید در ارتعاشش قرار بگیریم تا جهان هماهنگ با ارتعاشی که دران هستیم اتفاقات و شرایط و ادمهایی رو سر راه مون قرار بده و ما ب خواسته مون برسیم
این چیزیه که خیلی از ادما نمیتونن درکش کنن …..
نمیتونن انجامش بدند …
این افراد میگن چه جوری وقتی هنوز ب خواسته ام نرسیدم خوشحالی کنم ؟ یعنی سرخودمو گول بزنم ؟ یا الکی ب خودم تلقین کنم ؟
نمیدونن که با همین فرمول یعنی با قرار گرفتن در ارتعاش خواسته یا نا خواسته از قبل باعث رخ دادن تمام اتفاقات بد و ناخواسته ها ب زندگیشون شدند …
اگه توانایی قرار گرفتن در ارتعاش خواسته رو در خودشون پرورش بدند ب تمام خواسته ها و ارزوهایی که دارند میرسند …
چون موضوع رسیدن یا نرسیدن ب خواسته نیست موضوع احساس ما ست ….ما اومدیم در این دنیا تا لذت رو تجربه کنیم و از احساسی که همیشه تبدیل ب فیزیک میشه لذت رو ب شکل مادی تجربه کنیم …
اصلا ادما برای چی میخوان ب خواسته شون برسند ؟ یا اصلا ما چرا خواسته داریم ؟ ایا غیر از اینه که میخواییم با رسیدن ب خواسته ب احساس خوب برسیم ؟
ایا غیر از اینه که میخواییم لذت رو درجهان مادی تجربه کنیم ؟
اگر بتونیم قبل از رسیدن ب خواسته ب احساس خوب برسیم خواسته خودش با پای خودش میاد ب سمت ما …..این قانون جذب هست میگه احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب و احساس بد مساویست با اتفاقات بد
منشا تمامی اینها برمیگرده ب ایمان و باور ما ….یعنی چیزی که از قبل نمیبینیم ولی باورش داریم ….درحقیقت چیزی که توذهن تجسم میکنیم تو قلبمون احساسش میکنیم
و این جمله طلایی استاد که میگه : ما با رسیدن ب خواسته ب احساس خوب نمیرسیم بلکه با رسیدن ب احساس خوب ب خواسته مون میرسیم کل داستان همینه ….
کل داستان اینه که افراد نمیتونن قبل از رسیدن ب خواسته ب احساس خوب برسند ب دلایل زیادی که مهمترین عاملش برمیگرده ب ذهن و باورهایی که دارند ….
هستن افراد زیادی که حتی وقتی ب خواسته شونم میرسند احساس خوبی ندارند چون موضوع اصلا خواسته نیست موضوع ذهنشونه…
ذهنیت منفی افکار و باورهای منفی شون اجازه نمیده تا درزندگی ارامش داشته باشند و لذت ببرند
این افراد اگر خواسته ای داشته باشند یا حتی وقتی ب خواسته شون میرسند هم شاد نیستن زیرا این دفعه نگرانن که یه اتفاق بدی براشون بیفته یا یه اتفاقی بیفته چیزی که بدست اوردند رو از دست بدند ….
مشکل جایی درون ذهن ادماست همه چی در ابتدا ب ذهن ما برمیگرده …
باورها چیزی هستن که وقتی شکل گرفتن با منطق کاری ندارند اما برای ساختن باور باید جایی از منطق ذهن عبور کرد ما موجوداتی هستیم بما ذهن قدرتمند داده شده و این توانایی رو در اختیار ما قرار میده مثل خداوند خالق باشیم ما تابع شرایط نیستیم خالق شرایط خویشیم
خیلی از افراد ب دلیل عدم اگاهی و عدم توانایی در کنترل ذهن موجبات نابودی خویش رو فراهم میکنن درصورتیکه تمام اتفاقات زندگی رو ذهن داره بوجود میاره
خیلیها ب جای انکه با قدرت ذهن ب خواسته شون برسند با ذهن مشکلات و بدبختی می افرینن و با تلاش جسمی میخوان مشکلات رو برطرف کنن و در یک چرخه معیوب گرفتار میشن چون ایراد جای دیگریه ربطی ب تلاش فیزیکی زیاد نداره ….
همه چی ب افکار …ذهن ….و باورهایی که داریم برمیگرده خیلی از ادما ب خاطر اینکه ذهن منطقی قوی دارند نمیتونن رسیدن ب خواسته شون رو باور کنن
اونا همیشه بدنبال منطقی کردن رسیدن ب خواسته هاشون هستن و چون نمیتونن درک کنن چگونه بهش میرسند درنهایت بیخیال میشن درحالیکه اگه کمی فکر کنن متوجه میشن که این خداونده که داره تمام کارهارو انجام میده …اونا قرار نیست کاری بکنن فقط کافیه اجازه بدند…..
ما فقط اینجا هستیم تا خواسته داشته باشیم و ب خداونددرخواست بدیم تا مارو ب خواسته هامون برسونه
مگه برای خداوند کاری داره که ادمارو ب خواسته هاشون برسونه ؟
خیلی خنده داره فکر کنیم خداوند نمیتونه مارو ب خواسته مون برسونه تنها مشکلی که این وسط هست نداشتن ایمان و باور که مانع میشه …
سلام به استاد بزرگوار و مریم جان عزیزم
امروز خیلی حرفا دارم که بگم چند وقته منتظرم که این اتفاقا بیفته و من بیام کامنت بنویسم و تعریف کنم از شگفتیهای با خدا بودنم
بگم که طی این مدت کوتاهی که با خدا هستم چه جوری دارم پادشاهی میکنم
استاد شما راست گفتی این فایل واقعاً کلید اجابت دعاهاست این فایل اصلاً یک فایل متفاوتی بود برای من اصلاً یک چیز خیلی خاصی بود نمیدونم چه جوری بگم اما انگار برای من خود خود معجزه بود.
با خودم فکر میکنم چطور من تا الان به این همه بزرگی و قدرت خدا پی نبردم چه جوری این همه کارها خدا برای من کرد و من درک نکردم این همه بزرگی و قدرتشو
حدوداً دو هفته پیش یا شاید سه هفته پیش همسرم که راننده کامیونه و قبلاً هم گفته بودم ماشینشو فروخته بود و تصمیم گرفته بود که ماشینشو بزرگتر کنه و تبدیل به تریلی کنه و ما از این بابت خیلی خوشحال بودیم چون این آرزوی چندین سال همسرم بود و بینهایت عاشق تریلیه ما اقدام به فروختن ماشینش کردیم و فکر میکردیم ماشین خیلی سریع فروخته میشه اما چند وقت از اقدام به فروش ماشین گذشت و ماشین فروش نمیرفت و ما نگران شدیم چون همه میگفتند که بازار راکته و خرید و فروش انجام نمیشه و کلی ترس افتاده بود به جونم
خلاصه دو سه روزی بود که خیلی نگران و کلافه بودم و بیقرار بودم و گفتم ای کاش استاد یه فایل جدید بذاره من گوش کنم شاید یه ذره آروم بگیرم نمیدونم چرا نمیرفتم سراغ فایلهای دیگه اومدم توی سایت و دیدم استاد یه فایل جدید گذاشت به اسم کلید اجابت دعا همون موقعی که من خیلی نیاز داشتم دعاهام اجابت بشه وقتی این فایل گوش کردم انگار واقعاً خدا کلیدو داد دستم اصلاً تو حیرت این حرفا مونده بودم خدایا چرا تا الان نفهمیدم چرا تا الان به این موضوع پی نبردم چرا تا الان به به این قدرت پی نبردم و اومدم خودم قرآنو خوندم سوره مریمو آوردم و نشستم خوندم و با خودم هی گفتم خدایی که به زکریا تو سن پیری فرزند میده خدایی که به مریم مقدس بدون همسر فرزند میده یعنی این خدا انقدر توانمند نیست که دعای منو اجابت کنه که خواستههای من اجابت کنه مگه میشه
احساس کردم یه دفعه کلی ایمانم قویتر شد احساس کردم مدارم کلی بالاتر رفت دیگه هیچ ترس و نگرانی نداشتم همون جا نگرانی و ترس و کاملاً گذاشتم کنار و گفتم خدایا من اینو اینو اینو از تو میخوام و نمیدونم چطور و چگونه فقط به قدرت بی انتهای تو ایمان دارم
خدایا دیگه بدون نگرانی ازت همه چیز میخوام بدون شک ازت میخوام بدون اینکه ذرهای ترس داشته باشم که شاید نشه و میدونم که هرچی که از سمت تو به من برسه خیر مطلقه اگر ماشین ما فروخته بشه یا نشه اگر ماشین دیگهای بخریم یا نخریم اگر هر اتفاقی بیفته من دیگه ناراحت نیستم نگران نیستم هیچ غمی ندارم و به هیچ عنوان نمیذارم هیچی باعث نگرانین بشه و به تو ایمان دارم و یقین دارم که هر اتفاقی بیفته خیر مطلقه
و همش میگفتم خدایا ماشینمونو به بالاترین قیمت به یک انسان فوق العاده بفروش و یک ماشین خوب و عالی به پایینترین قیمت برای ما بخر خدایا خودت برای ما فروشنده و خریدار باش خلاصه که سرتونو درد نیارم این موضوع دو سه روز هم طول نکشید که زنگ زدن به همسرم و گفتند بیا برای معامله و مشتری اینجا منتظر شماست و همسرم رفت و ماشینو از قیمتی که ما انتظار داشتیم تقریباً 300 میلیون بالاتر برامون فروخت
خلاصه ماشین فروش رفت چند روز گذشت و دلار روز به روز داشت بالاتر میرفت و همه چیز روز به روز و ساعتی گرون میشد و همه زنگ میزدند حواستون هست ماشین خریدید چرا نمیخرید همه چیز داره گرون میشه بخرید چرا عجله نمیکنید و تمام این حرفا باعث نمیشد که من ذرهای نگران بشم با خودم میگفتم اگر همه چیز هزاران برابر گرونتر بشه اون خدایی که بخواد به من چیزیو بده میده و من نگران هیچی نیستم و سپردم به خدا
به همسرمم هر وقت که نگران میشد بهش میگفتم یادت نره از کی خواستی برات ردیف کنه به قدرت خدا شک نکنیا مطمئنم بهترینها رو بهمون میده همونجور که تا الان بهترین هارو نصیبمون کرد ما ازش خواستیم بهمون یه ماشین با ارزونترین قیمت بده پس میده شک نکن زمانش دست خودشه به برنامهریزی و چیدمان خدا شکی نداشتم
خلاصه که دو هفته گذشت از روزی که ما ماشینو فروختیم همه چیز لحظهای داشت گرون میشد اما من هر لحظه ایمانم قویتر میشد و ترسم کمتر حالم خوب بود هر روز صبح زود از خواب بیدار میشدم شکرگزاری میکردم ستاره قطبیمو مینوشتم و آهنگ میزدم و کلی میرقصیدم و شادی میکردم و با خدا حرف میزدم و راز و نیاز میکردم انقدر خوشحال بودم انقدر خوشحال بودم که هیچ وقت تو عمرم انقدر خوشحال نبودم.
و همش با خودم میگفتم این حال خوبو با هیچی عوض نمیکنم با خودم میگفتم یافتم یافتم استاد راست میگفت که حال خوب مساوی با اتفاقات خوب یا احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
تو این چند وقت این موضوع کاملاً با عمق وجودم درک کرده بودم
تا اینکه همین یک ساعت پیش که داشتم دخترا رو میبردم مدرسه همسرم زنگ زد و گفت ماشین خریدم و دقیقاً ارزونتر از اونی که فکرشو میکردیم
و ماشینی که ما در نظر داشتیم خیلی مدلش قدیمی بود و و خدا یه ماشین جدید بهمون داد چیزی که اصلاً فکرشو نمیکردیم و من تو راه برگشت به خونه فقط در تلاش این بودم که تو خیابون اشکام سرازیر نشه از شوق این خبر و دقیقاً صبح امروز من روی کلی کاغذ نوشته بودم که چنان روزی رسان روزی رساند که صد عاقل از آن حیران بمانند و به همه جای خونه چسبونده بودم و وقتی دخترم بیدار شد میگفت مامان اینا چیه به همه جا چسبوندی گفتم از خدا خواستم چنان روزی بهم بده که خودم در حیرتش بمونم
این چند روز همش سعی میکردم قرآن بخونم و همش این برای من میومد که به یاد بیاور نعمتهایی که به تو داده شده.
مامانم خیلی نگران بود همش زنگ میزد و میپرسید نکنه تو این گرونی ماشینتونم از دست بدید نکنه گرونی باعث بشه دیگه نتونید ماشین بخرید آخه دقیقاً همین اتفاق چند سال پیش برامون رخ داده بود و ما هم خونمونو هم ماشینمونو فروخته بودیم تا بزرگترش کنیم اما چند روز بعد از فروختن خونه و ماشین یهو همه چیز سر به فلک کشید و ما هم خونه رو از دست دادیم هم ماشینو و شده بودیم صفر و بعد از چند ماه با کلی وام و قرض و قسط تونستیم فقط دوباره یه ماشین بخریم و مادرم همش نگران بود که نکنه اون اتفاق دوباره تکراربشه منم همش میگفتم مامان اون موقع من خیلی ایمانم ضعیف بود اما الان اون شیوای سابق نیستم و مطمئنم هیچ وقت اون اتفاق دیگه برای من تکرار نمیشه
استاد اگه روزی هزار بار از خدا تشکر کنم بابت اینکه شما را سر راه من قرار داد بابت اینکه منو با شما آشنا کرد با فایلهای شما آشنا کرد بازم کمه
این فایل واقعا برای من یک معجزه بود
و از اون روزی که این فایلو گوش کردم در قلبم باز شد که مطمئن بودم که به بهترین و راحتترین شکل ممکن من به خواستهام میرسم و گفتم روزی که همسرم زنگ بزنه و بگه من ماشین خریدم من همون روز میام دقیقاً زیر همین فایل کامنت مینویسم و به بقیه دوستام میگم که رسیدن به خواسته چقدر شگفت انگیزه ایمان آدمو قویتر میکنه چقدر لذت بخشه وقتی از خدا میخوای و اجابت میشه بگم که چقدر خدامون مهربونه چقدر قدرتمنده.
هنوز خیلی چیزای دیگه هست که باید بهش برسم مطمئنم که میرسم و باز هم میام و براتون مینویسم
استاد بینهایت ازتون ممنون و سپاسگزارم
خدایا شکرت شکرت شکرت
در پناه ارباب تمام جهان هستی و کهکشانها.
خدایا من حل تمام مسائل زندگیم رو به تو
می
سپارم، خودم توانایی حل مسالم رو ندارم . توی اولین کامنتی که روی این فایل گذاشتم نوشتم که هم زمان با گوش دادن به این فایل همسرم که به شدت مخالف سفر به ایران بود خودش پیشنهاد داد بریم این سفررو. این کامنت رو می نویسم که یادم بمونه چقدر دعاهام زیبا در مورد این سفر اجابت شدند :
از خداممنونم که معجزاتش رو در حقمون تموم کرد. خدایا،من ازت خواستم راحت برسیم ایران و خوب و راحت 9
نه تا چمدونمون رو برداریم و بیایم بی سوال جواب و دردسر و معطلی بیرون. زیر پوستی هم ازت خواستم خانواده خودم هم بیان برای استقبال. آخه چندروز قبلش همگی سرما خورده بودند و من خودم گفتم نیاید استقبال. چی بگم آخه از عظمتت. با اینکه پروازمون عالی بود و دخترم خیلی ریلکس و آروم کل این پونزده شونزده ساعت رو گذروند، بیست و چهارساعت و یا بیشتر بود که نتونسته بودم بخوابم، در طول پرواز اشتهای کمی داشتم و غذای خیلی کمی خوردم.هیجان و استرس زیادی رو گذرونده بودم. وقتی توی پرواز دوممون که به سمت ایران بود بودیم، لحظات آخری که هواپیما میخواست بشینه تو فرودگاه ایران. چون دخترم خوابش برده بود، همسرم کفت نگار وقتی رسیدیم ، تو دخترمونو بغل کن ، من بقیه ساکها و وسایل رو میارم. اما من انقدر ضعف داشتم که فکر نمیکردم بتونم حتی یک قدم بردارم، فکر کردم قندم افتاده و یک تکه کیت کت خوردم ، اما گویا باید نمک میخوردم و همون لحظه حالم بدتر شد و نیمه بیهوش شدم . در همون حال مدام توی دلم میگفتم خدایا حالمو زود خوب کن که بنده خدا همسرم دست تنها نمونه، با این همه وسایل و دست تنها و بچه ی خواب، چیکار کنیم. همسرم کلی بهم نمک داد کادر پرواز دورم بودند و من همش توی دلم می گفتم اخه با این حال چطوری پیاده بشم . طفلک همسرم با اون همه استرس چیکار کنه من رو جمع کنه ،چمدونا رو بیاره یا دخترمونو؟ من قبل سفرمون ازت خواسته بودم که با این همه سوغاتی و خوراکی و چمدون و بچه ی کوچیکمون ، تو فرودگاه معطل نشیم و راحت بیایم و برسیم به خانواده هامون بعد از مدتها. و تو مثل همیشه قطعات پازل رو برام چیده بودی️. تو از جایی که عقل من قد نمیده. برنامه ریزی کرده بودی برام، حتی نمیخواستی یک لحظه زمانم هدر بره، نمیخواستی با بچه توی صف بمونم. خلاصه وقتی پرواز نشست، امبولانس خبر کرده بودن برام، فشارمو گرفتند و داشت حالم خیلی بهتر میشد ولی گفتند راه طولانیه با ویلچر بریم بهتره. بهم ویلچر دادند دخترم رو که نیمه بیدار بود نشوندم رو پام و مثل جت اومدیم توی سالنی که باید چمدون هارو تحویل میگرفتیم. سریع خودشون کمک کردند چمدونارو برداشتند ، از کنار صف به اون طولانی ای ردمون کردند و بقیه مراحل سریع طی شد .پنج دقیقه کمتر طول کشید از مسیر پیاده شدن از هواپیما تا تحویل گرفتن چمدونا، تا دیدن عزیزانمون. نه چمدونی چک شد. نه سوال جواب و فرم پر کردنی بود ونه هیچی. خدایا شکرت، دستهات رو برام فرستادی، دل ها رو برامون نرم کردی و آسانمون کردی برای آسانی ها. تو بینظیری . خانواده ی خودم همگی سلامت و شاد به همراه خانواده ی همسرم آمده بودند فرودگاه برای استقبال. خدایا شکرت که این فرصت رو بهم دادی تا دوباره پدر و مادرم و عزیزانمو در آغوش بگیرم، شکرت که دستانت رو از هر طرف فرستادی برامون.، دونفر چمدونامونو اوردند یک نفر دیگه مارو برد به خونه ش. مادرم برام گوشی و سیمکارت اورده بود .محل اقامت عالی، شام و خوراکی و حمام و اینترنت همه چیز مهیا بود، ممنونتم خدا. هرجا رفتیم هرجا بودیم غرق محبت و احترام بودیم، هدایا رو از هر سو سرازیر کردی به سمتمون، خرج سفر رو خودت دادی، هرچی هوس کردیم رو بهمون دادی بدون هیچ تلاش و تقلا و زمانی، عجیب همه چیز عالی پیش رفت. هرچیزی که میخریدیم خودشون تخفیف می دادند . من از مدتی پیش هوس کباب کوبیده ی رستورانی ایرانی و آش رشته ی مادرم رو داشتم ، همون شب که منزل پدرم بودیم، شام کباب داشتند، و مادرم برام غذای مورد علاقه م یعنی آش رشته رو هم پخته بود، میخواستم فرداش خامه بخرم دیدم مهیاست، دلم میخواست برم سبزی خوردن و حلیم هم بخرم و قبل از اینکه من حتی پام رو از خونه بیرون بگذارم یا حتی درخواست کنم ، دیدم پدرم رفته و خریده برام، تعداد چیزهایی که لازم داشتم و سریع جورشدند زیاده : وسایل، لباس، خوراکی ها و…
هرجا سوالی داشتیم، درجا پاسخ داده شد.ماشین و محل اقامت و خرید و همه چیز مهیا بود. هوا مطبوعتر شد ، مردم به ما که می رسیدند خوش برخوردتر بودند، راننده های اسنپ خوب رانندگی میکردند و اصلا یه وضعیخدایا شکرت. خودت مارو اوردی، خودت این سفررو جورکردی،خودتم همه کارهارو برنامه ریزی کردی و جلو بردی توی این زمانی که ایران بودیم، به همه کارهامون رسیدیم . دندانپزشکی و دکتر رفتیم، چکاد انجام شد. سفر داخلی رفتیم، و تک تک کارهایی که توی لیستم بود انجام شدند.
زمان برگشت بازهم نجواها و نکرانی ها اومدند سراغم، کلی دارو و خوراکی های مختلف خریده بودیم و توی چمدون هامون بود و نگران بودیم فرودگاهها اذیتمون کنند. توی دلم کفتم خدایا تو که من رو با نه تا چمدون با کلی خوراکی ها و وسایلی که عموما گویا ایراد میگیرند توی فرودگاه، سالم و راحت و پر از ارامش و سرعت رسوندی به خانواده م، تویی که خودت معجزه وار این سفر رو جور کردی برامون و تمام شرایط رو مهیا کردی، خودتم بازگشتمون رو مدیریت کن. از به موقع و راحت رسیدنمون به فرودگاه کرفته، تا ارامش و راحتی درطول مسیر تا رسیدنمون به فرودگاه ال ای اکس و دریافت چمدون ها بی زحمت و بدون ایراد کرفتن به بارهامون، و رفتن به منزلمون که دو ساعتی با فرودگاه فاصله داشت. من به خاطرات اطرافیانم که از گیردادنهای الکیه فرودگاه ایران برامون کفته بودند گوش نمیدادم. خدارو شکر انقدر خوش برخورد و خوب بودند که من فقط در دلم تشکر میکردم از خدا. به راحتی سوار هواپیمامون شدیم، راه طولانی بود نزدیک بیست و هفت ساعت توی راه بودیم . و شکر خدا دختر جهارساله ی من تقریبا در بیشتر ساعت ها خواب بود و زمان بیداری هم خیلی همکاری میکرد. توی فرودگاه امریکا هم موجی از جمعیت اطرافمون بودند شاید دو هزار نفر مسافر توی سالن بودند و صف طولانی! باز هم معحزه شد و صف سیتیزنها رو جدا کردند و بدون هسچ سوال جواب و چمدون گشتن خاصی خیلی سریعتر از بقیه رسیدیم به سالن تحویل بار. و برگشتمون هم راحت و اسون بود. خدایا شکرت. امسال و سال کذشته سه تا از ارزوهامو تیک زدی برام: قطع درخت تپی خیاط که خودش پروژه ای بود، ساخت دیوار سیمانی به حای فنس های چوبی حیاط. سفرمون عالی و امن و راحت به ایران. ازت میخوام بهم شغلی عالی با درامدی عالی با شرایطی عالی هم بدی و تمام امور دیگه رو هم خودت مدیریت کنی چون من توانایی حل مسایلم رو ندارم و خودت مسیول حل تمام مسایلم هستی. تو زمانم رو مدیریت کن، تو از دخترم مراقبت کن ، تو ترس هامو بریز تو دلم رو همواره به شکرگزاری و نور ایمانت روشن نگه دار خودت هدایت و حمایتم کن. من دارم از روزی که برگشتیم اپلای میکنم برای کارهای اداری. خودت بهترینش رو جور کن برام. خودت رفرنس و معرف و پارتیم شو. خودت راههارو برام هموار کن من جز تو هیچ پناهی ندارم. خودت مراقبم باش و مستقلم کن. خودحالمو خوب نگه دار.
به نام خدای بخشنده و مهربانم که وقتی ازش درخواست میکنی میگه چشم بنده خوبم الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به دوست عزیز و توحیدیم نگار جونم
مرحبا مرحبا
تخسینت میکنم شما رو که اینقدر قشنگ و عالی روی خودتون کار کردین و ابنقدرقشنگ از خدا خواستی با ایمان
بدون هبچ نگرانی و خدا هم اومد دستتو گرفت و همه کارها رو برات به راحتی انجام داد چون بهش سپردی و باورش کردی قدرت و عظمتش رو
باورها اصل هستن و افکار فرع
احسنت به شما که اینقدر روی باورهاتون کار کردبن
و همون که خواستین شد
برای منم خیلی پیش اومده که جاده ای که میخواستیم بریم خیلی شلوغ و پر از تریلی بوده و من با ایمان ازش خواستم جاده رو برام خلوت کن تو رانندگی کن راحت بریم و برگردیم
باور کن نگار جونم انگار جاده رو برای ما خلوت کرده بودن
و منو همسرم خدا رو و باور داریم
و میدونیم اینا همه کار اوست که با قدرتش انجام میدهد
آن شالله که بهترینها نصیبتون بشود
چقدر من لذت بردم نگار عزیزم از شرح حالی که دادی و بی نهایت برام درس داشت
اینکه هر اتفاقی برام بیفته حتی اگر ظاهر مناسبی نداشته باشه ، اگر من به خدا پناه ببرم و اگر در فرکانس مناسبی باشم ، اون اتفاق برام خیر و برکت میاره
و چقدر من با خوندن کامنت تون گریه کردم ، برام نشانه ای بود که انشاله منم بعد از چهار سال بتونم والدینم رو ببینم
نحوه مدیریت افکارتون برام درس های ویژه ای داشت
لذت بردم ، انشاله همواره بر مسیر لذت و آسانی باشین
با عرض سلام ووقت بخیرخدمت استاد عباس منوسرکارخانم شایسته وهمه دوستان عزیز
سپاسگذار خداوندی هستم که من را باشخصی به اسم عباسمنش آشنانموددروداستاد دروداین فایل هم مثل خیلی از فایل های دیگه که همیشه میزارید کاملا به موقع وبجا بود درست زمانیکه من شاید تا حدود 2 هفته دیگه میخوام مهاجرت کنم به استان البرز و اونجا ساکن بشم وحقیقتا با شنیدن این فایل خیلی احساس امیدواری به من دست داد منیکه تا بحال برای مدت زیاد نتونستم از منطقه امنم خارج بشم الان میخوام با توکل به خداوندمهاجرت کنم به یک مکان دیگه و یک جای دیگه البته من برای این مهاجرت خیلی خیلی امیدوارم وذهنم برای اینکار روشن هست
خیلی احساس خوبی داشتم زمان شنیدن این فایل ولی باید چندین چند بار دیگه این فایل گوش داده بشه سپاسگذارم برای همه زمانیکه برای ما میگذارید
به امید دیدار مجدد
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت حس بودنش ،حس وجودش ،حس بودنش و خیال راحتی که از این بابت دارم
عاشقتونم
مشمول جایزه شدم توی سایت و دیشب که سر زدم دیدم
از شما استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز و مدیر فنی عزیز و خانوم فرهادی عزیز تشکر میکنم که انقد این سایت زنده و پویاس و انقد خلاقیت هست و هرروز داره بهبود پیدا میکنه
الهی سپاس گزارم
این چند روزه به سایت سر زدم اما کامنتی نزاشتم ، با خدا راز و نیاز کردم و با احساس خوشبختی زندگی کردم
این هفته ای که گذشت احساس خوشبختی من در طول روز بیشتر شده بود ،چرا که درخواست من از خداوند این بود که به من قدرت سپاس گزاری بیشتر عطا کنه و قدرت دیدن نعمت هایی که دارم و برام عادی نشه
پیاده روی کردم و حرف زدم و شوق و ذوق زندگی در من بیشتر و بیشتر شده
مثالهایی رو به یادم اوردم که خداوند درهارو باز کرد چون من توکل کردم و سپردم بهش ، چون من تصمیم گرفتم که هی چی بهم میگه عمل کنم و اون منو ببره
خدایا تویی قدرت بازوان من
خدایا تویی توان پاهای من
تویی قوت و قدرت وجودم
تویی انگیزه ی من برای ادامه زندگی
تویی شور و شوق زنده در من
تویی عشق جاری درمن
الهی سپاس گزارم که لیاقت وسعادت اینو به من عطا کردی تا بندگی تو کنم
الهی سپاس گزارم بابت حس بودنت ………….
چه کلمه ای پشتش بیارم ؟؟؟ حس بودنت …….
الهی سپاس گزارم بابت اینکه هرروز از هر جهت بهتر و بهتر میشوم
الهی سپاس گزارم بابت اینکه داری جهان رو رهبری میکنی
فقط دوسدارم سپاس گزاری رو تمرین کنم
صب بلند شم سپاس گزاری کنم
شب سپاس گزاری کنم
فایل گوش بدم ، لبخند بزنم ، شاد باشم
بیشتر باورش کنم ، در لحظه زندگی کنم
این حس قدرتی که در درونم جاریه
این حس ارامشی که در درونم جاریه
این حس اطمینان و رضایت قلبی
این حس زدن قید هر چیزی که منو از اون دور میکنه
من اینارو میخوام
استاد عاشقتم
من دارم از این اگاهی ها استفاده میکنم و میبینم که ملت چقدر پرتن
من تصمیم گرفتم که با صداقت باشم توی زندگیم و باید روی این تمرین کنم و هی بهتر و بهتر بشم
دیشب میخواستم از سره خستگی یک کاری رو بپیچونم ، ولی چون تصمیم گرفتم راستش رو بگم کارمو انجام دادم و گفتم اگر فلانی پرسید من باید راستش رو بگم
میخوام بگم صداقت تعهدم میاره ،همه ی اینا زنجیره وار بهم وصلن
من دوس دارم خدایی رو بیشتر و بیشتر باور کنم که هر لحظه در حال هدایت منه
هر لحظه داره منو هدایت میکنه
هدایت میکنه به ایده ای که نیاز دارم
به ادمی که لازمه به جواب سوالام
میخوام خیلی بیشتر روی هدایت الله کار کنم
خیلی بیشتر روی بندگی کردن درست خودم کار کنم
خیلی بیشتر خیالم رو راحت کنم که اگه من گیرندم تنظیم باشه فرستنده کارشو بلده و همیشه فرستنده درست عمل میکنه
میخوام نقد رو بچسبم و نسیه رو ول کنم
اون شب داشتم به برنامه های فرپام فک میکردم قبل خواب و کلی گفتم اینکارو میکنم و اون کارو و یه لحظه اخرش یه حسی اومد توی وجودم و گفتم که خدای من البته اگر تو منو بیدار کنی ، حیات و ممات همه به دست توست و اشکم جاری شد
من این حس ارامش درونی رو میخوام
من احساس خوشبختی رو میخوام
به خدا گفتم استاد من یاد داده که همه چیز رو با هم بخوام و منم همه چیزو میخوام نه فقط پولرو
من حس سرزندگی میخوام
من حس امید و ارامش رو میخوام
من حس بودنش رو میخوام
من اتصال دائمی به خداوند رو میخوام
من قدرت سپاس گزاری بیشتر میخوام
من قدرت سپاس گزاری بیشتر میخوام
من قدرت سپاس گزاری بیشتر میخوام
والضحی
والیل اذا سجی
و قسم به روز و شب که خدا همواره با منه و منو از سختی ها و از شرایطی که ساخته خودم بوده عبور داده و همیشه روز های روشن رو اورده
و قسم به بزرگیش که همیشه به موقع رسیده
قسم به بزرگیش که حتی یک بار توکلم روبی جواب نزاشته
قسم به ربوبیتش که همیشه حواسش به من بوده حتی تمام مواقعی که من حواسم بهش نبوده ،اون حواسش به من بوده
فقط من انسانم خدایا من یادم میره
من خیلی موقع ها توی افکارم گم میشم
ذهنم از یاد میبره همه ی اون اتش هایی که برام گلستان کردی
همه ی اون جاهایی که منو روسفید کردی
همه ی اون عشقی که به من داری
من یادم میره که وعده های توهمه حقن و تورب قدرتمند و قادر به انجام هر کاری هستی
من انسانم
خدایا خودت یادت رو همواره در دلم جاری کن و منو از هر ان چیزی که باعث دوری من از تو میشه جدا کن پاک کن
به من شهامت و جسارت بده تا با تمام وجودم حذف کنم هر ان چیزی که منو از یادتو و حس بودنت دور میکنه
از تو درخواست میکنم چون تو قادر مطلقی
چون تو توانایی انجام هر کاری رو داری
منو در مسیر این بهبود دائمی و طی تکامل در تمام ابعاد زندگیم یاری بده و خودت منو پیش ببر
من از تو چیزهایی رو درخواست میکنم که هیچ کس جز تو نمیتونه اجابتشون کنه
سپاس گزارم ای اجابت کننده ی همواره ی درخواست های من
منو در مسیر توحید عملی منو در مسیر بندگی کردنت یاری بده تا دستت رو برای اربابی کردن باز بزارم .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
درپناه عالم و قادر مطلق .
سلام
عجب کامنتی
عجب پیامی
چقدر در هماهنگی بودید و نوشتید
کیف کردم
خیلی لذت بردم،
و وعده خداوند
و لسوف یعطیک ربک فترضی
و بزودی پروردگارت چنان به تو عطا کند که تو کاملا راضی خواهی شد
رضایت
رضایت
رضایت
این راضی بودن از زندگی رو توی کامنت شما دیدم
توی خودم دیدم
فکر میکنم این همون وعده خداوند به ما بود که محقق شد
و در ادامه این رضایت هستش که
ثروت میاد
همسر مناسب میاد
سلامتی میاد
مسافرتهای دور دنیا میاد
خوشبختی و سعادت میاد و و و
ولی بهترین احساس دنیا همینه
راضیمون کرد خدا از اینجایی که هستیم حتی اگر چیزایی که میخوایمو هنوز نداشته باشیم…
درود و نور بر استاد عزیز
طبق عادت هر شب داشتم سایت رو شخم میزدم و فایل گوش میدادم یهو دیدم فایل جدید اومد کلی ذوق کردم و پلی کردم. صبح با خودم گفتم کاش استاد فایل جدید بزارن دلم براشون تنگ شده. و چه زود اجابت شد.خدایا شکرت
ده دقیقه اول رو که گوش کردم گفتم از این فایلهایی که باید چند بار گوش کنم نت بردارم تا باور سازی کنم
که به همه خواسته هام میتونم برسم در واقع رسیدم فقط باورش کنم دریافت میکنم .
درباره زکریا گفتین که خدا بهش وعده استجابت دعا داده و وعده فرزند داده باز زکریا گفته من پیر و فرتوت هستم. و خداوند مژده میدهد به زکریا فرزندش یحیی را. (باور عالی برای کسانی که فرزند میخواهند و منطق میگه بخاطر شرایط جسمی یا … امکانپذیر نیست)
بنظرم باز زکریا بچه دار شدنش باور پذیر تر هست .
و چیزی که من هنوز هم ته ذهنم همیشه سوال بوده
خدا چطور عیسی مسیح رو به مریم داده؟؟؟ درحالیکه آمیزشی شکل نگرفته؟؟ (امشب تولد مسیح هست و کریسمس) از بچگی همیشه بچه دار شدن مریم برام پذیرفتنی نبوده و نیست…و دنبال جواب سوالم هستم
خب اونجایی که ایه طلاق رو خوندین و گفتین خدا وعده داده به خانمهایی که طلاق گرفتن روزی میرسونه
اشک تو چشام جمع شد .آخه چقدر مهربونه الله و در دلم تصدیق کردم وعده خدا حقه. چقدر سیستم بدون نقص عمل میکنه!!
برداشت من از این آیه اینه: بهیچ وجه نباید زندگی مشترکی که احساس خوشی نداری و باب میل نیست و خواسته های طرفین تامین نمیشه رو تحمل کنی. عمری که داده خیلی ارزشمنده جای درست پیش آدم درست باید پیر بشی
و حتی وعده داده که بخاطر ترس فقر تو اون رابطه نمون
من پناه و روزی رسان تو هستم ، من( الله) بهت دارم قول میدم تحت حمایت منی، روی من حساب کن،
اینجا نگفته مثلا تو جدا شو پدر یا برادر یا خانواده ت موظف هستن مالی تو رو حمایت کنن یا بهت پناه بدن . گفته خودم، من خالق ، من تضمین کننده روزی تو هستم . به من پناه بیارر.
یعنی گفته اگه انتخابت اشتباه بود نترس و بیا بیرون از اشتباه. عذاب وجدان یا ترس نداشته باش حق تو هست زندگی با کسی که مایه آرامش تو باشه. خدایا عاشقتم چقدر هوامونو داری
و هنوز اشکهای من روانه….
میگه با خوبی جدا شین اگه خانم خواست پیش مرد بمونه تا هروقت که بخواد . مرد با نیکویی باهاش رفتار کن. اگر اینطور عمل نکنی به خودت ظلم کردی.
آیه ای که به من الهام شد قدم 8 و من ازش الگو گرفتم.
جای دیگه میگه من استجابت میکنم از من بخواه
جز من از کسی نخواه . درخواست تو بمن بگو اما
ظرف ذهنتو هم باخودت بیار، منتظر دریافت باش،
به تو داده میشود. شک نکن. وقتی یه جا نذری میدن مثلا حلیم میدن بزرگترین قابلمه ها رو میگیریم تو دستمون میریم تو صف وایمیستیم . حتی اگه احتمال بدیم ممکنه تموم شه به ما نرسه ولی تو صف طول و دراز منتظر میشیم نوبت مون شه. به دیگ حلیم همسایه بیشتر دلخوش میکنیم تا خدااا.
ولی خدا میگه بنده من بیا ازم بخواااه من بهت میدم ظرف که نمیبریم پیش خدا هیچی ، تازه خودمونو حتی لایق نمی بینیم تو صف هم منتظر باشیم شاید بهمون برسه. مثله پسر بچه های شیطون که زنگ خونه ها رو میزنن در میرن ما هم تا خواسته میاد رو زبونمون ، ذهن نجواگر میگه آخه چطوری؟؟ تو رو اجابت کنه؟؟؟ در حد خواسته ت نیستی آخه تووو !!! . زنگ بزن در برووو
ترسووو .
خدا به شجاعان پاسخ میده، مصر و سمج روی خواسته ت پافشاری کن بگو حق منه اومدم دریافت کنم. الله وعده داده.
خدایا، انقدر بمن توحید، قلبی شاکر، ثروت و مکنت و نعمت و آرامش و خوشبختی و عشق بده
که هر لحظه با تمام وجودم فریاد بزنم ممنون که راضیم کردی… مثله استاد عباسمنش که راضیش کردی.
من قول میدم تو مسیر بمونم تو هم وعده دادی راضیم میکنی
استاد من دقیقا برای رسیدن به ثروت چله گرفتم و روز سوم هستم عجب فایلی بود چقدر میتونه باورهای منو عوض کنه برای دریافت ثروت و نعمت ازت سپاسگزارم
باید بارها و بارها گوش بدم تا به جانم بشینه و نوش روحم بشه
دوست داررررم استاد یه دونه ای، بینظیری
خدا برامون حفظت کنه
سارا
سلام استاد
بعد شنیدن فقط 12 دقیقه از این فایل بهمالهام شد که بنویسم که نظرم بمونه برام.
میخوام بگپ کاملا درسته و یعنی تازه دارم میفهمم چقدر دقیق بازی رو توضیح دادین تو این فایل. آرزو های متولد نشده و جرقه هایی کا در نتفه خفه شده.
یعنی منم همینطور شدم، یادمه وقتی کوچیک که بودم برای هر مشکل یه راه حل داشتم، و برای هر بخشی از زندگیم یک آرزو و خواسته. اما بزرگتر که شدم افکار از کجا و چجوری توسط اطرافیان و جامعه به من منتقل شد. دیگه اون جوانه ای که قراربود درخت بشه فرصت نمیکرد رنگ آفتاب رو ببینه، بسکه پیچک های ذهنی به دور افکارم گشته بود و حتی الان گشته.
احساسم میکنم برهوت شدم، ذهنی که درمورد مسائل فراوانی ،بخصوص فراوانی ثروت شبیه بیبان شده. یعنی اگر علاقه و عشقی دارم، دراون زمینه فرصت هست، اما فرصت های مالی بسیارکمتره، و درهزار مورد بی ربط به علاقم فرصت ها هست. مثل روستایی دور افتد ه، یا سرزمینی به دور از سرسبزی که هرسال کمی بارون میگیره، سرسبز میشه اما کافی نیست، اصلا نزدیک به چیزی که باید نیست و نزدیک ترین سرسبزی دور هست و رسیدین بهش سخت.
اول فایل رو با این جمله گسترش دادید” فرستنده مشکل نداره، گیرنده تون رو دست بزنید”
شاید واقعا عاجز شده بودم این چند رو زاخیر، که چه کنم! خیلی نعمت ها میخوام، خواسته هام بززگ شده، یکسری خواسته هارو مثل مهاجرت رو رسیدم، ولی تصور این بود که مهاجرت حامل یکسری نعمت و راحتی های بیشتر باشه، نه مثل زمین سرد و سخت، فقط در دل جنگلی زیبا. یعنی درسته اطرافم زیباست ،اما هنوز اون راحتی ،اون سرمایه مادی که دنبالش بودم، اون نعمت هایی که میدونستم اینجا فراوانه رو ندارم و خیلی دلممیخواد که بهش برسم و لذت ببرم از مسیر رسیدن بهش.
امیدوارمکه بتونمعملگاریی خوب به آگاهی های این فایل و دوره روانشناسی ثروت 1 باشم.
شاد و سلامت باشید.
سلام به دوست گرامی ارشیا عزیز.
امیدوارم که همان طور که مهاجرت کردن برای شما با موفقیت صورت گرفت به دیگر آرزوها و رویاهای خود برسید.
مطمئن باشید که با عمل کردن به آموزش های روانشناسی ثروت یک اتفاقات بسیار خوبی را در زندگی تجربه میکنید و آینده ای روشن در کشور جدیدی که در آن زندگی میکنید در انتظار شماست.
شاد و پیروز باشید.
بنااام انکه هرچی دارمم از ان اوست !
با عرض سلام خدمت شما استاد مهربانممم و خااانم شایسته نازنین …!
_خداوند را سپاس گذارممم بابت هدایت کردنم برای دیدن این ویدئو زیبا
زمانیکه میخواستم این ویدئو را دانلود کنم و بیبینم از دو سه روز گذشته به مراتب مشکل پیش میآمد و یا مشکل ایجاد میشد بر انترنت باز نمیکرد ویدئو هارا .
امونجا گفتم ببین خداوند چقدر مارا ضعیف خلق کرده کار که خیلی آسان است نمیتوانیم اما آهسته آهسته به زمان درستش هدایتم ساخت به سمت این ویدئو قشنگ . واقعااا سپاس گذارممم
هرزمان که شیطان مرا گمراه میکند سعی میکنم بیشتر خداوند را در قلبمم بیبینمم در لحظه لحظه که با یک تکان دادن چشمانم زره زره نعمت های او است . شکرگذار تر باشم موعد تر باشم .
چقدر با شنیدن این ویدئو قلبمم آرام تر شد و خداوند را بهتر شناختمم .
و چقدر لذت بردممممم خدایا شکرت
خدایا من ! من خودت را از خودت میخواهممم که مرا کمککنی به سمت آگاهی خودت ! که من لایق شومممم که من باعزت شومممم که من هدایتگراباشممم که من عاشقت باشم (عاشق هیچگاه در مقابل عشقش بی ادب نمیشود )
خدایا من ! مرا هدایت کن که همیشش این آیه هارا مد نظر بگیرممم و به آسمان نگاه بکنم و بگویممم
وِالضُّحَی ….. ووو ادامه سوره
سوگند به وقتیکه خورشید طلوع میکند .!
و سوگند به زمانیکه آرام میگیرد شب .!
که پروردگارت تورا رها نکرده و مورد خشمم و کینه قرار نداده است .!
سپاس گذارممم بابت آن دستانی که مرا هدایت ساخت این کنمت را بنویسم …!
هرکجا استین در پناه الله یکتا شاد و سالم باشید !
سلام
قبل از هر چیز فقط از همزمانی اللهی بگم
دقیقه 5م 6 فایل بود که صدای اهنگی از پذیرایی و از تی وی اومد که بسیار اشنا بود جوری که یکلحظه با خواهرم با چشمانی گرد شده همزمان بهم نگاه کردیم و تی وی داشت سریال مریم مقدس پخش میکرد الله اکبر …
اصلا باورتون میشه؟؟؟
من و ابجیم که تازه یک ساعتی بود از بیرون برگشته بودیم و اومدیم سایت دیدیم فایل جدید اومده و تصمیم گرفتم بعد مدتها باهم گوش بدیم
و همون موقع مادرم کانال و عوض کنه و از تی وی مریم مقدس با اون اهنگ اشنایی که تو ذهن ما جا مونده بود پخش بشه چیزی ندارم ک بگم
بخودم اومدم و ادامه فایل :
واقعا سوره مریم سوره عالی هست فکر میکنم پیامی هست که باید ازش بکشم بیرون برای خودم چون چند ماه پیش هم وقتی برای تمرین دوره دوازده قدم رفتم سراغ قران ایه 80 سوره مریم برام باز شد حالا شماره ایه رو دقیق یادم نیست ولی سوره مریم بود و این فایل و حتی سریالش از تی وی که بندرت ما اصلا صدای تی وی رو گوش میکنیم یا توجه مون جلب میشه بهش پخش بشه فردا میرم سراغ سوره مریم
باور امکان پذیر بودن خواسته
به به عجب کلیدی و چقدر به موقع چون اینروزها خیلی بیشتر دارمروی این اصل کار میکنم روی ایمان و اطمینان ازینکه خداوند خودش کارها رو انجام میده و من باید سمت خودم و انجام بدم روی نگاه سیستمی بودن و اینکه من فقط کارم اجابت کردن و باورهای هم جهت با خواسته م هست و این تمرکز و این نگاه که حتما به خواسته م میرسم و از مسیرم لذت ببرم این کلید هم با اون منطق های محکم ثبات قدمی رو بیشتر بیشتر میکنه در وجودم
اینکه خداوند به زکریا فرمود:
من تو رو از هیچ خلق کردم چجوری فکر کردی نمیتونم بهت فرزند بدم؟؟
اصلا منطقش کوبید فرق سرم
پس من چجوری برای خواسته هام باورهای محدود کننده میارم؟ اصلا ذهنم روش میشه بهانه بیاره؟ اگه فقط همیشه همین جمله روهربار تکرار و تکرار کنم درکش کنم هی یاداور بشم برای خودم واقعا اصلی ترینکلید اجابت دعاست از نظرم
با دوستم داشتیم راجع به موضوعاتی صحبت میکردیم که در راستای خواسته مبود و من داشتم رنگ و لعاب میدادمبهش که مسیر مثبتی رو پیش ببریم برگشت یسری باورهای محدود کننده گفت ولی قبلش گفت دیدی ادم استرس میگیره؟ بعد ادامه داد حالا تو که نه تو خیلی خوشبینی ولی من خیلی استرس میگیرم وقتی ب این چیزها فکر میکنم و اصلا قبل اینکه من حرفی بزنم خودش برید و دوخت و من در سکوت داشتم ب این فکر میکردم
خوشبینی، خوشبینی و بعد گفتم خدا رو شکر که اینجوری عمل کردم که بوضوح مشخصه چون شاید خود ادم یکم دیرتر متوجه تغییراتش بشه و دیگه نفهمیدم کی موضوع عوض شد
و این ایه
پروردگارت اینقدر به تو میبخشد که تو راضی و خشنود باشی
….
خیلی خیلی بیشتر باید فایل و گوش بدم و درک بیشتری برای خودم داشته باشم اینارو خیلی دوست داشتم بنویسم که فراموشم نشه
ممنونم ازتون استاد توحیدی من
دوستتون دارم شما بینظیری
خدایا شکرت که من و هدایت کردی و مدار شنیدن اگاهی های این فایل و در وجودم قرار دادی رب قدرتمند من مرسی که از من به من نزدیکتری مرا انی به خودم وامگذار
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه دوستانم
خداروشکررررررر که فایل دیگه ای روی سایت اومد اونم از قرآن و منطق قرآن
این فایل های اخیر همش استاد دارن در مورد منطق قرآن و آیات و نشانه هاش میگن
درست از زمانی که مریم جان پروژه خونه تکونی رو شروع کردن من همون موقع یه دفتر گرفتم و به عنوان یه دوره بهش نگاه کردم و نت برداری کردم و کامنت گذاشتم و تمرین کردم و بعد فایل های دانلودی استاد از قرآن رو در ادامه به عنوان دوره بهش نگاه کردم و تمرکز کردم و نت برداری کردم و کامنت گذاشتم
یعنی میخوام بگم این جلسات اگه ارزشش بیشتر از دوره ها نباشه کمتر هم نیست
واسه من که خیلیییییییی ارزشمنده و کلی آگاهی داره بهم میده
یعنی گوش میدم نت برداری میکنم و باز گدش میدم و کامنت میزارم و اگه کلیدی برام روشن بشه توی ذهنم توی برگه ای مینویسم و به دیوار کنارم میزنم تا ببینم
خدایاااااا شکررررت به خاطر این آگاهی های فوق العاده
موضوع : کلید اجابت دعاها
داستان زکریا و سوره مریم
داستان پیامبر و سوره ضحی
داستان جنگ بدر و … ال عمران
داستان سوره طلاق
داستان سوره بقره و باور نزدیک بودن خداوند
همه اینها بوی مرحمت خدا میده
همه اینها بوی فراوانی میده
همه اینها بوی سپاسگزاری میده
همه اینها بوی باور قدرتمند میده
همه اینها داره میگه چطور ذهن رو برای دریافت منطقی کنیم
همه اینها داره بهمون راهکار میده
خدا خودش داره میگه چکار کنیم اونم ریزِ ریز
فقط
فقط
فقط
باید قدرت خداوند رو باور کنیم
باید باور کنیم خداوند قدرت مطلقه
باور کنیم رب العالمینه
باور کنیم قدرت مدیریت و رهبری جهان رو داره
باید باورش کنیم اون پروردگاره
به هر کاری تواناست
شب و روز در قوانین اونه
پاییز و بهار و زمستون در قوانین اونه
ماه و خورشید و ستاره در قوانین اونه
بینایی و شنوایی و … من در قوانین و مرحمت اونه
دریاها و کوه ها و آسمان ها از آن خداست
موجودات و جانوران و گیاهان و رشد و نموشان در اختیار خداست
کارکرد قلب و مغز و تمام اندام های من در اختیار خداست
این قدرت میتونه منو به تمام خواسته هام برسونه به شرط ایمان به شرط باور
چه جوری ؟؟؟؟
همون جوری که منو متولد کرد
همون جوری که منو از زیرررررر زیر صفر رسوند به الان که راحت دارم زندگی میکنم
همون جوری که کل اعتبار از دست رفتمو بهم برگردوند
همون جوری که ارتباطم رو با همسرم فوق العاده کرد که دلمون میخواد مادام با هم در کنار هم باشیم و عشق بدیم و در مورد قوانین حرف بزنیم
همون جوری که استاد رو تو مسیرم قرار داد تا به سلامتی و تناسب اندام برسم از راهی که فکرشووووو نمیکردم
من روزی که با استاد آشنا شدم یک میلیون درصد هم فکرشو نمیکردم از طریق استاد به وزن ایده ال و سلامتی برسم
ارهههههههه من دارم یاد میگیرم با یاداوری نعمت ها ذهنم رو منطقی کنم واسه دریافت نعمت های بیشتر
من دارم یاد میگیرم با همون ویژگی ذهن خودش رو خلع سلاح کنم
خدایااااااا شکررررت
استاااااد سپاسگزارمممممم
بنام خداوند که تنها روزی دهنده و نجات دهنده اوست …
سلام ….
ای خدایی که ب من فرصت زندگی در این دنیا را دادی قلبی نیز سرشار از حق شناسی و سپاسگزاری عطا فرما….
جهانی که در ان زندگی میکنیم احساس نداره اما با احساس ما کار داره زیرا همه چی ب احساسی که داریم خلاصه میشه
اگه خوبیم اگه بدیم ب احساس ما برمیگرده
اگه نتایج خوب یا بد گرفتیم ب احساسی ( ارتعاشی ) که داشتیم برمیگرده احساس بما میگه در چه فرکانسی در حال مرتعش شدنیم و ارتعاش ما تعیین میکنه درحال جذب چه چیزی هستیم
ما در دنیایی زندگی میکنیم که با انرژی کار میکنه …….
قبل از رسیدن ب خواسته یا ارزویی که داریم باید در ارتعاشش قرار بگیریم تا جهان هماهنگ با ارتعاشی که دران هستیم اتفاقات و شرایط و ادمهایی رو سر راه مون قرار بده و ما ب خواسته مون برسیم
این چیزیه که خیلی از ادما نمیتونن درکش کنن …..
نمیتونن انجامش بدند …
این افراد میگن چه جوری وقتی هنوز ب خواسته ام نرسیدم خوشحالی کنم ؟ یعنی سرخودمو گول بزنم ؟ یا الکی ب خودم تلقین کنم ؟
نمیدونن که با همین فرمول یعنی با قرار گرفتن در ارتعاش خواسته یا نا خواسته از قبل باعث رخ دادن تمام اتفاقات بد و ناخواسته ها ب زندگیشون شدند …
اگه توانایی قرار گرفتن در ارتعاش خواسته رو در خودشون پرورش بدند ب تمام خواسته ها و ارزوهایی که دارند میرسند …
چون موضوع رسیدن یا نرسیدن ب خواسته نیست موضوع احساس ما ست ….ما اومدیم در این دنیا تا لذت رو تجربه کنیم و از احساسی که همیشه تبدیل ب فیزیک میشه لذت رو ب شکل مادی تجربه کنیم …
اصلا ادما برای چی میخوان ب خواسته شون برسند ؟ یا اصلا ما چرا خواسته داریم ؟ ایا غیر از اینه که میخواییم با رسیدن ب خواسته ب احساس خوب برسیم ؟
ایا غیر از اینه که میخواییم لذت رو درجهان مادی تجربه کنیم ؟
اگر بتونیم قبل از رسیدن ب خواسته ب احساس خوب برسیم خواسته خودش با پای خودش میاد ب سمت ما …..این قانون جذب هست میگه احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب و احساس بد مساویست با اتفاقات بد
منشا تمامی اینها برمیگرده ب ایمان و باور ما ….یعنی چیزی که از قبل نمیبینیم ولی باورش داریم ….درحقیقت چیزی که توذهن تجسم میکنیم تو قلبمون احساسش میکنیم
و این جمله طلایی استاد که میگه : ما با رسیدن ب خواسته ب احساس خوب نمیرسیم بلکه با رسیدن ب احساس خوب ب خواسته مون میرسیم کل داستان همینه ….
کل داستان اینه که افراد نمیتونن قبل از رسیدن ب خواسته ب احساس خوب برسند ب دلایل زیادی که مهمترین عاملش برمیگرده ب ذهن و باورهایی که دارند ….
هستن افراد زیادی که حتی وقتی ب خواسته شونم میرسند احساس خوبی ندارند چون موضوع اصلا خواسته نیست موضوع ذهنشونه…
ذهنیت منفی افکار و باورهای منفی شون اجازه نمیده تا درزندگی ارامش داشته باشند و لذت ببرند
این افراد اگر خواسته ای داشته باشند یا حتی وقتی ب خواسته شون میرسند هم شاد نیستن زیرا این دفعه نگرانن که یه اتفاق بدی براشون بیفته یا یه اتفاقی بیفته چیزی که بدست اوردند رو از دست بدند ….
مشکل جایی درون ذهن ادماست همه چی در ابتدا ب ذهن ما برمیگرده …
باورها چیزی هستن که وقتی شکل گرفتن با منطق کاری ندارند اما برای ساختن باور باید جایی از منطق ذهن عبور کرد ما موجوداتی هستیم بما ذهن قدرتمند داده شده و این توانایی رو در اختیار ما قرار میده مثل خداوند خالق باشیم ما تابع شرایط نیستیم خالق شرایط خویشیم
خیلی از افراد ب دلیل عدم اگاهی و عدم توانایی در کنترل ذهن موجبات نابودی خویش رو فراهم میکنن درصورتیکه تمام اتفاقات زندگی رو ذهن داره بوجود میاره
خیلیها ب جای انکه با قدرت ذهن ب خواسته شون برسند با ذهن مشکلات و بدبختی می افرینن و با تلاش جسمی میخوان مشکلات رو برطرف کنن و در یک چرخه معیوب گرفتار میشن چون ایراد جای دیگریه ربطی ب تلاش فیزیکی زیاد نداره ….
همه چی ب افکار …ذهن ….و باورهایی که داریم برمیگرده خیلی از ادما ب خاطر اینکه ذهن منطقی قوی دارند نمیتونن رسیدن ب خواسته شون رو باور کنن
اونا همیشه بدنبال منطقی کردن رسیدن ب خواسته هاشون هستن و چون نمیتونن درک کنن چگونه بهش میرسند درنهایت بیخیال میشن درحالیکه اگه کمی فکر کنن متوجه میشن که این خداونده که داره تمام کارهارو انجام میده …اونا قرار نیست کاری بکنن فقط کافیه اجازه بدند…..
ما فقط اینجا هستیم تا خواسته داشته باشیم و ب خداونددرخواست بدیم تا مارو ب خواسته هامون برسونه
مگه برای خداوند کاری داره که ادمارو ب خواسته هاشون برسونه ؟
خیلی خنده داره فکر کنیم خداوند نمیتونه مارو ب خواسته مون برسونه تنها مشکلی که این وسط هست نداشتن ایمان و باور که مانع میشه …
تشکر ….