کلید اجابت دعاها


در این فایل استاد عباس منش از طریق توضیح بخشی از آیات قرآن، منطق های قدرتمند کننده ای را به ما یادآوری می کند که لازمه کنترل ذهن به منظور دریافت خواسته هایی است که ذهن ما رسیدن به آنها را غیرممکن می داند.

خداوند از طریق منطق های این آیات، کلید کنترل ذهن را در دست پیامبرانش قرار داده است تا در لحظاتی از عهده کنترل ذهن خود برآیند که باور به امکان پذیری یک خواسته، برای آنها سخت بوده است. زیرا ذهن آنها امکان پذیری داشتن آن خواسته ها را با محدودیت های شرایط کنونی شان می سنجیده و دلایلی را لیست می کرده که – حتی با وجود وعده خداوند – رسیدن به آن خواسته را برایشان غیرممکن نشان دهد.

آگاهی های این فایل، کلید باور داشتن به “دریافت نعمت های خداوند در هر شرایطی” را در دست ما قرار می دهد. ایمان و توکل ما در مسیر دریافت خواسته هایمان را به همان نحوی تغذیه می کند که خداوند ایمان پیامبرانش را تغذیه کرده است تا باور کنیم: “وعده های خداوند به ما حتمی است”. زیرا در فرایند درخواست از خداوند و اجابت درخواست ها، خداوند همواره در حال اجابت درخواست هاست اما مشکل از باورهای محدود کننده ای است که ما درباره امکان پذیر بودن رسیدن به یک خواسته داریم.

آگاهی های این فایل، یادآور کننده ای است برای اینکه بدانیم:

  • خداوند به عنوان نیرویی که اجابت درخواستهای بندگانش را بر عهده گرفته، چه جایگاه و چه قدرتی دارد؛
  • ما به عنوان درخواست کننده، چقدر توانایی درک این جایگاه را داریم، چقدر به قدرت این نیرو باور داریم و چقدر در این مسیر متوکلیم؛
  • به محض واضح شدن یک خواسته، ذهن ما با چه منطق هایی امکان پذیری اجابت خواسته هایمان را غیر ممکن نشان می دهد و ایمان ما به وعده های حتمی خداوند را تبدیل به شک و ناامیدی می کند؛
  • ما چگونه می توانیم با ابزار منطق، استدلال های محدود کننده ذهن درباره غیر ممکن بودن ها را، زیر سوال ببریم؛
  • چگونه در فرایند دریافت خواسته، کنترل ذهن و تقوای مستمر به خرج دهیم و متوکل بمانیم؛
  • چگونه باور به ” امکان پذیر بودن رسیدن به خواسته ها ” را بسازیم و این باور را مرتباً تقویت کنیم؛
  • کدام ویژگی شخصیتی، به صورت مستمر در حال منطق ساختن برای امکان پذیری دریافت خواسته هاست؛
  • و چه نگاهی ما را همواره در مدار دریافت وعده های خداوند برای دریافت نعمت ها قرار می دهد؛

آگاهی های این فایل را با دقت بارها بشنوید. از این منطق های باورساز نکته برداری کنید. سپس در بخش نظرات این فایل، درباره درسهایی بنویسید که آگاهی های این فایل برای باور به امکان پذیری به شما یاد داده است.

منتظر خواندن نکات تاثیرگذار تان هستیم.


منابع کامل درباره محتوای این فایل: دوره روانشناسی ثروت 1

ذهن همواره شرایط نادلخواه فعلی را به عنوان وضعیتی ثابت و همیشگی می بیند و به محض واضح شدن یک خواسته در وجود ما، امکان پذیر بودن داشتن آن را با محدودیت های شرایط کنونی می سنجد و به شکل بسیار منطقی، دلایلی را لیست می کند تا ما را به این نتیجه برساند که: داشتن این خواسته به این دلایل، برای ما غیر ممکن است.

آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، از طریق منطقی کردن ” امکان پذیر بودن داشتن یک خواسته در ذهن دانشجو”، شیوه خلع سلاح کردن ذهن در این باره را به دانشجو یاد می دهد و او را به این باور می رساند که:

شرایط کنونی، هر چقدر به ظاهر نامناسب و هر چقدر به ظاهر غیر قابل تغییر، به راحتی می تواند تغییر کند. 

“منطق ساختن برای امکان پذیر بودن یک خواسته”، اصل و اساس آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1 است. زیرا تنها زمانی ما در مدار دریافت خواسته های خود قرار می گیریم که داشتن آن خواسته برای ذهن ما منطقی شود.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1 و نحوه شرکت در این دوره

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اسماء منصوری» در این صفحه: 1
  1. -
    اسماء منصوری گفته:
    مدت عضویت: 2219 روز

    به نام خداوند خیلی خیلی مهربونم

    این کامنت رو به خواست و هدایت خدا مینویسم

    وقتی فایل کلید اجابت دعاها رو برای اولین بار دانلود کردم، همون موقع که استاد در سایت اپلود کردین، خب بصورت معمولی گوش کردم و در حد و حدود خودم پارسال یه چیزایی فهمیدم یادداشت کردم تو کاغذ و مرورشون هم نکردم، ولی یادمه چندباری فایل رو گوش کردم.

    اما اگر بخوام بگم دقیقا کی گوش دادم وقتی واقعا نیاز داشتم به هدایت خدا برای آرامش داشتن، شب رو راحت خوابیدن احساس اینکه این جهان بی در و پیکر نیست، و نیاز داشتم از ترس زندگی نکرده رها بشم. رسیدم به جایی که واقعا بلد نبودم چطوری آروم بگیرم. اون هم در شرایط جنگ بود.

    خداوند گفت همونجور که این فایل بت کمک کرد و چقدر برات نتیجه داشت، بیا در موردش حرف بزن و تو سایت به اشتراک بگذار، چون خیلی وقت هست، کامنت نمیزارم و مشارکتی در بخش کامنت ندارم، ولی به سایت سر میزنم هر فایلی باشه که جدیدا آپلود بشه رو به لطف الله دانلود میکنم و گوش میدم.

    یادمه شب واقعا راحت نمیخوابیدم و نیاز داشتم به حرفهایی از جنس آرامش، از طرفی اینترنت هم قطع بود و سایت استاد دور از دسترس، بعد خدا هدایت کرد که برو تو قسمت ویدیو گوشیت و هیمنطوری اسکرول کن ببین چی پیدا میکنی، همینطور که میگشتم، فایل کلید اجابت دعاها بصورت ویدیو موجود بود. خدا همون لحظه گفت همینه، همین تمام چیزی هست که میخوای، همون لحظه فیلم رو پخش کردم و فقط فیلمی هم میدیدم فایل رو، چون من عادت ندارم فایل های توضیحی استاد رو بصورت فیلم ببینم و اکثرا صدا هست که حواسم پرت نشه، ولی زندگی در بهشت و سفر بدور آمریکا بصورت ویدیو میبینم و گوش میدم.

    خلاصه همون بار اول متوجه گنجی شدم که تو گوشیم بوده ولی از وجودش خبر نداشتم و حجابی در درونم، باعث این شده بود که نبینمش.

    اونقدر من با این فایل اشک شوق سپاسگزاری آرامش ریختم که خدا میدونه

    جنسی از اطمنیان قدرت امیدی که این فایل میده شدیدا فوق العادست، غیرقابل وصف

    دقیقا سه روز قبل از جنگ بش دسترسی پیدا کردم یا دو روز فک کنم، یادم نیست، و بعد از گوش دادم بش استاد به گونه ای معرکه باورسازی میکنند اجابت دعاها رو، که دقیقا کلید هست برای دریافت خواسته

    دقیقا جوری که به بهترین شکل سخاوتمندانه ترین شکل واضح ترین شکل و ساده ترین شکل، توضیح میدن که چطوری خواسته داشته باشیم و دریافتش کنیم.

    بعد از شنیدن و تکرار مداومش، ایده اومد برو خونه خواهرت که خیلی بچه هاش دوست دارم و باهم راحتیم، دو روز بمون، و من مدام اون جملات تاکیدی که استاد تو فایل میگن رو تکرار میکردم، اینم بگم که از وقتی با برنامه های استاد بودم من دیگه تی وی این چیزا و شبکه های اجتماعی نمیبینم اصن و ندارمشون.

    یعنی سعی میکردم ایزوله باشم جمعی باشه حرف نامربوط بزنه من ایرپاد میزدم

    خلاصه رفتیم خونه خواهرم و با بچه ها کلی میخندیدم و انیمیشن میدیدم و تا صبح باهم بازی میکردیم و حالمون خوب بود، و بعدش همون روز اول یا دومی که خونشون بودیم صبحش با خبر خوش تمام شدن و پایان یافتن وقایع پا شدم. خیلی خیلی خوشحال بودم فقط و فقط بخاطر ارتباطی که با خدا و از جنس فایل کلید اجابت دعاها با خدا برقرار کرده بودم، جنس رابطه من با خدا عوض شده بود، صمیمی تر شده بودم، و از اون بعد به لطف خودش این احساس رو همیشه میخواستم و فقط همین مدلیش به دلم می‌نشست، از اون روز بعد کلی من اون فایل رو گوش کردم با عشق و لذت تا دو روز بعدش، و همش میگفتم اگر قرار بود فایلی باشه که شما رو به آرامش واقعی قلب چیزی فراتر از اون، یاد خدا و رابطه ای صمیمی باش برسونه همین فایل و من دیگه به هیچی احتیاج ندارم، فهمیدن این فایل گوش دادنش برای هزاربار برای من کافیه، چون هربار من چیزی از این فایل یاد میگرفتم و هر جمله در بارهای بعد یجور دیگه ای تو مغزم باز میشد، خلاصه اونقدر از این فایل پیش همه دوستان عباسمنشیم تعریف میکردم که همه میگفتن فایل رو بده اسمش رو بده، و من فقط با این فایل عشق میکردم و لذت میبردم و گوش میکردم کارم شده بود صبح تا شب بش گوش کردن، عین جملاتش رو تکرار کردن گه چجوری برای خودم کاربردی و کاستومایزش کنم. یک جمله مینوشتم، چند صفحه راجع بش مینوشتم دوباره جمله بعدی فایل و همینطوری عشق کردن باش که تا قبلش من فقط با فایل توحیدی عملی 11 احساسی نزدیک به این احساس رو گوش کردم، که توی گوشیم دقیقا این دوفایل کلید اجابت دعاها و توحید عملی 11 شده بودن در پلی لیست must listen گوشیم.

    کلی کامنت میخوندم از بچه ها زیر فایلی که استاد اونموقع آپلود کردن آرامش در شرایط جنگی که همه از آرامششون به واسطه دوره جریان خدا میگفتن، ولی من دیگه مقایسه نمیکردم و نمیگفتم چرا این دوره رو ندارم، گفتم من چیزی که باید پیدا میکردم رو پیدا کردم و این الان برای من بس است. تا اینکه خواهرم فاطی گفت یه خبر خوب بتون بدم، دوره جریان رو خریدم، آقا من اونقدر خوشحال شدم گفتم ایول این پاداش پیروی از هدایت خدا بود، که گفت کلید اجابت دعاها رو گوش بده، و اون من رو برای این دوره آماده کرد. و چقدر لذت بردم من‌. و از همونموقع شروع کردم دوره جریان رو یعنی از تیر یا مرداد فکر کنم دوره جریان رو شروع کردم و بسیار نتایج عالی دیدم که انشالله راجع اون هم میام حرف میزنم.

    فایل کلید اجابت دعاها دقیقا پیش دوره یا مینی دوره جریان هست، اونقدر فوق العادست که هرچی بگم کم گفتم. وقتی این فایل رو مدام گوش بدین و دقیقا عمل کنید بش، جنس چیزی در درون شما تغییر میکنه، که قطعا متوجهش میشید.

    اینجا نکاتی هست که از آخرین باری که فایل کلید اجابت دعاها رو گوش کردم؛ فک کنم دو هفته پیش هست رو براتون پیست میکنم.

    (این فایل رو باز به هدایت خداوند برای نشانه ای که ازش میخواستم و هدایت خواستم برای فهمش گوش کردم)

    سوره مریم: داستان حضرت زکریا که درخواست میگنه از خدا که بش وارثی بده، قبلش تو ایه 5 میگه همسرم نازاست و من هم خیلی ضعیف و پیر شدم.

    یک درخواستی داره زکریا، و یک سری باورهایی هم داره.

    خداوند میگه: ای زکریا ما تورا به پسری که نامش یحیی است بشارت میدهیم.

    _ یک درخواستی داری و باورهایی هم داری، این نکته رو داشته باش

    _ این نکته رو هم داشته باش، که خداوندم جواب درخواست رو میده.

    اینجا شروع میشه، تو آیه 8، نگفته خدایا گفته ای رب من، تفاوت الله و رب، نگفته با الله، گفته ای رب من، _ نکته دیگه، تفاوت اینکه ما چه باوری راجع به خدا داریم و ازش درخواست میکنیم، با باور رب؛ پدیدآورنده. صاحب، مالک و گرداننده جهان یا الله فقط، و میگه چگونه پسری برای من خواهد بود در حالیکه من پیر و فرتوتم و زنم نازاست

    ما یک درخواستی داریم و یک سری باورهایی داریم که نمیزاره اجابت بشه

    خداوند همیشه میده، وعده هاش: پیروزی، پول و عشق همیشه حتمی هست، پس چی میشه که درخواست های ما برای ما رخ نمیده، برمیگرده به جایی که ما باور نمیکنیم، مثلا با توجه به شرایط فعلی من برای من رخ نمیده، مثلا من درآمد ندارم، خانواده ثروتمندی ندارم، دلار اینطوره، شرایط کشور اینجوره، پس شرایط مالی من خوب نمی‌شه درخواست داریم که شرایط مالیمون خوب بشه، ولی شرایط فعلیمون رو نگاه میکنیم و میگیم نمبشه که بشه.

    یعنی باورهای محدودکننده ای داریم که نمیزاره وعده خداوند برامون رخ بده.

    (الان تو این جلسه 11 جریان که هستم، فهمیدم و خداوند من رو به این درک رسوند، که اساس همه چیز هر چیزی تو زندگی مون هست و هرچی تو زندگیمون میخوایم که بیاد، باور هست، اینکه چه باوری راجع بش داری ورود اون خواسته به زندگیت را آسون یا سخت میکنه، وقتی بدونی اساس همه چیز باوری هست که من راجع من شخص شخیص من راجع بش دارم، اونوقت دیگه میدونی تلاش ذهنی حرف اول رو میزنه، یعنی میای سوال درست میپرسی از خدا و چون سوال درست میپرسی سریعتر هم هدایت میشی و به خواستت میرسی، مثلا میگی آقا من فلان خواسته رو میخوام، براش چه باورهایی داشته باشم، چه قدم هایی بردارم، یا مثلا من میخوام خونه و زندگی خودم رو داشته باشم و به عاشقانه ترین و راحت ترین شکل ازدواج کنم، چه باورهایی باید داشته باشم، در عملکردم تعمق کنم، در رفتارهام تعمق کنم، در احساساتم تعمق کنم، و هر لحظه سوال درست بپرسم اگر فکر میکنم شرایط باید به گونه ای دیگر باشه. به گونه ای که شادب و لذت من رو سرو کنه).

    همیشه مشکل از ماست، چون خداوند همیشه جواب میده و همیشه به وعده هاش عمل میکنه و منبع خیره، هرچی از خدا بیاد خیره، و هرچی غیر از اون بخاطر باورهای اشتباه ماست که داره تو زندگی مون رخ میده.

    برای اینکه مکانیزم مغز و اشکال در گیرنده رو بفهمیم این داستان و این آیه ها بسیار کمک کننده هستند، داستان زکریا رو در مورد خودمون ببینیم

    یک سری درخواست ها داریم، و بعد یک سری باورهای محدودکننده راجع بش داریم که نمیزاره خواسته برامون رخ بده، باورهای محدودکننده اونقدر قویه، که باور نمیکنیم خدا بمون بده خواستمون رو.

    خداوند درخواست رو اجابت میگنه برای زکریا، ولی زکریا میگه با شرایط کنونی برام منطقی نیست درخواستم رو جواب بدی.

    ما به راحتی تحت تاثیر شرایطی که توش هستیم قرار میگیریم و نمیذیریم که میشه تغییر کرد.

    حالا خداوند میاد برای زکریا منطقی میکنه

    وقتی من خواسته ای دارم برای اینکه خواسته به من برسه، خواسته که اجابت میشه از طرف درگاه خدا، حالا من بتونم دریافتش کنم تو درگاهم، من باید منطقی کنم ورود اون خواسته و داشتنش رو تو ذهنم فارغ از شرایط فعلی ای که توش هستم. میخواد هر چی باشه.

    یعنی برای ذهن باورهایی بیاری که بش میگی معلومه که میشه، یا تو دوره جریان، وقتی خداوند به من ترمز هام رو نشون میده، میگه این همه وقت اینطور فکر میکردی و غلط بود حالا بیا اینطور فکر کن، یعنی این باورهای قدرتمندکننده درست رو به مغزت بده قفل درگاهت رو باز کنه و این جریانی که داره به سمتت بیاد بیاد تو زندگیت و درگاهت.

    و اون ها رو مرور میکنی و در نتیجه برات منطقی میشه اون خواسته و خواستت وارد زندگیت میشه.

    در واقع باورسازی= امکان پذیری تحقق خواسته.

    باور قدرتمندکننده = یعنی امکان رخ دادن اتفاقی که خوشایند من هست برای من هست. امکان پذیره تحققش. این درست بشه بقیه قدم ها برداشته میشه، قدم اول ذهنیه، وقتی ذهن بتونه امکان پذیری رو باور کنه، باور درست داشته باشه، هدایت میشیم چطوری و چه قدمی برداریم.

    باور کنیم در هر شرایطی که هستیم لایق معجزه هستیم، و تو بدترین و بدبختانه ترین شرایط برای بقیه هزاران هزاران بار داره معجزه رخ میده برای افراد.

    یعنی میشود اوضاع تغییر کند

    میشود شرایط من بهتر شود

    میشود امکان پذیر هست شرایط من تغییر کنه

    امکان پذیره بتونم به راحتی از توانایی هام پول بسازم

    امکان پذیره تو روابط عاطفی عالی بشم و عشق و ازدواج راحت با کسی که دلخواه من هست فرد دلخواه من هست رخ بده.

    وقتی ذهن باورهایی رو میاره که بلاک میکنه خواسته رو، همون لحظه بپرسیم چه باوری داشته باشم، مغز قفل رو باز میکنه، و خداوند جواب میده هدایت میشیم و رخ میده به راحتی به راحتی.

    ما باااااااید باور کنیم شرایط فعلی مون هر چی که هست را ما خودمون به وجود آوردیم با باورهایی که داریم، حالا اساس همه چیز تو این جهان باوره، اگر من باورهام رو عوض کنم شرایطمم عوض میشه، وقتی باور عوض بشه شخصیت عوض میشه، و ربطی به گذشتت نداری.

    جالا وقتی زکریا شرایط فعلیش رو گفت. و باورهای محدوکننده اش رو گفت، خدا فرمود:

    برای من آسان است‌

    خدا داره باور ایجاد میکنه، من ربم، تو داری با کسی حرف میزنی که نه تنها خالق جهان هستیه نه تنها خلق کرده بلکه داره رهبری و مدیریت میکنه تمام کیهان گوش به فرمان اونن.

    داریم در مورد رب حرف میزنیم نه الله

    در مورد ربوبیت، ویژگی ارباب بودن، قدرت بی انتها، توانایی انجام هر کار صحبت می‌کنیم

    خدا میگه رب تو، سوار بر همه چیز است

    هنه چیز براش آسان هست

    رب تو فرمانرواست

    یعنی اول میاد به زکریا میگه داری از من درخواست میکنی ها

    یعنی هر درخواستی داریم اول حواسمون باشه داریم از کی درخواست میکنیم. از فرمانروای کل جهان، ارباب جهان کسی که خلق کرده و داره رهبری و هدایت و کنترل میکنه. کسی که توانایی اش رو حد توانایی اش رو مغز تو نمیتونه درک کنه، از کسی داری درخواست میکنی که محدودیتی در توانایی اش نیست.

    پس هر خواسته ای داریم، منطقی کردن باور قدرتمندکننده داشتن که قفل مغز رو باز کنه و اجازه ورود نعمت رو بده این هست

    1. اول از همه بدون داری از کی درخواست میکنی از ارباب جهان، خالق و مدیر و مدبر و هدایتگر و کنترلگر جهان، کسی که مغزت نمیتونه توانایی اش رو درک کنه و نامحدوده.

    بعد خدا میگه به زکریا، من تو رو خلق کردم در حالیکه تو قبلش نبودی

    یعنی اولین بار آدم رو که ساختم، بشر و انسان رو که ساختم قبلش که نساخته بودم ولی تونستم بسازم و ساختم، حالا بخوام دوباره آدم بسازم که دیگه کاری نداره برام، پس بچه ساختن برای تو که برام کاری نداره، برای همین میگم بچه خواستی، باشه بت میدم، و میگه چرا آسونه برام که بت بچه بدم، چون قبلا آدم ساختم تا الان تا تو کلی آدم ساختم، میتونم یکی دیگه هم بسازم، آسونه برام.

    این تیکه منطقی کردن امکان پذیری اجابت دعا مهم هست که خدا الان اینکارو کرد.

    چون باید ذهن بپذیره، یعنی منطقی کنیم براش، و اگر ذهن منطقی نکنی براش و نپذیره، نمیتونه دریافت کنه درخواست رو.

    و در نتیجه فرکانس هامون با خدا یکی نمیشه

    وقتی باورسازی میکنیم امکان پذیری اجابت دعامون رو ، یعنی داری تنظیم میشیم روی موج خدا، هم فرکانس میشیم با خدا، در نتیجه دریافتش میکنیم.

    خدا میگه، به ما هر وقت ما هر خواسته ای داریم: درسته که میگی زنم نازاست، من پیر شدم (درسته که تو فک میکنی ایت شرایط فعلیت همین تا ابد خواهد بود، و باورمحدودکننده داری)

    یادت باشه اولا: اگر من وعده ای میدهم، من کسی هستم که میگم باش و میشود، اقل له کن فیکون، من رب توام، کسی هستم که فرمانروای جهانم و داره کل جهان رو کنترل میکنه.

    خدا میاد این رو یادآوری میکنه، بدون داری از کی درخواست میکنی، بدون جایگاه خدا رو، بدون قدرت خدارو در اجابت دعاها.

    این در درجه اول باید پذیرفته بشه باید درکش کنی و بفهمیش.

    حالا برای ما اینجا کار چیه، اگر این میزان از باور به قدرت رو نداریم، فقط بریم روی همین تیکه کار کنیم، که خدا چقدر قدرتمنده، بریم نشانه هاش رو ببینیم، تو زندگی مون، نمیتونیم تو زندگیمون ببینیم تو زندگی بقیه تو بقیه نمیتونیم ببینیم بریم تو جهان کیهان بریم بگردیم بریم ببینیم واقعا داریم از کی درخواست میکنیم

    و بعد خدا برای اینکه بیاد منطق رو قوی تر کنه میگه: دوما، مگر من کسی نیستم که وقتی تو هیچ بودی من تو رو ساختم، پس چطور نتونم دوباره برات کسی رو بیافرینم.

    این تیکه ای هست که اگر بتوانیم بپذیریم در مسیر دریافت خواسته هامون قرار میگیریم.

    امکان پذیری رو باید برای ذهنمون تفهیم کنیم در مورد خواسته هامون.

    به اندازه ای و با سرعتی درخواست های ما اجابت میشن که بتونیم این باورهای قدرتمندکننده رو بدیم به ذهنمون و قفل رو باز کنیم

    1. بدونم دارم از کی درخواست میکنم و اون چه قدرت نامحدودی برای اجابت دعاهای من و درخواست های من داره.

    2. بیام منطقی کنم برای ذهن خودم که آقا به همون شکل که قبلا برام فلان کارو کرد، برای فلانی کرد معلومه میتونه برای منم انجام بده.

    در نهایت حضرت زکریا نشانه میخواد از خدا، و خدا میگه در صورتیکه سالم هستی ولی 3 روز نمیتونی حرف بزنی، در حالیکه قاعدتا باید بتونی حرف بزنی، و اینجوری میاد قدرتش رو به زکریا نشون میده، تا دستش بیاد و بدونه از چه قدرتی داره درخواست میکنه (این رو به خودم میگم اسماء، خدا امروز نشونم داد چه قدرتی داره، همون لحظه فهمیدم چقدر قدرتمنده، فقط ترسیدم، اما الان با شنیدن این فایل و این تیکه، تازه میفهمم خدا داره بمون نشون میده وقتی ازم درخواست داری، نگران نباش من اجابتش کردم برات، هدایتتم میکنم که دریافتش کنی، من این قدرت رو دارم که اینکارو بکنم برات به آسانی، خب به قولی ما جدی نمیگیریم و همش فکر میکنیم طول میکشه اینا یکم حالت ناامیدی پیدا میکنیم و بعد خدا میاد قدرتش رو نشون میده، و میگه بابا من همینی که اینکارو میکنم در این حد کنترل دارم روی همه چیز، من میتونم هم خواستت رو اجابت کنم، یا اگر از آینده و شرایط فعلی میترسی بت میگم نترس، من هستم، من سوار بر همه چیز هستم، تو در دستان امن من قرار داری، من هدایتت میکنم هر لحظه، نترس و غمگین نباش من باتم از رگ گردن بت نزدیکترم، و بعد باور نمیکینم و حرفای بقیه ما رو میترسونه و میاد و قدرتش رو نشون میده، که بدونیم کلا کت تن کیه، در این حد کنترل داره، پس دیگه نگرانی از آینده و چسبیدن به شرایط فعلی یا ترس از شرایط فعلی، با وجود چنین رب قدرتمندی، بی معناست و عبث، یادت باشه به کی وصلی اسما جانم، خدا فقط خیر میده، این نشونه این هست که درخواستت قراره اجابت بشه، یادمه همون زمانی که این فایل رو گوش کردم درخواستی داشتم از خدا که اگربتونی فلان کارو برام کنی معنیش این میشه که فلان کارو هم میتونی برام انجام بدی، در واقع وقتی فایل رو گوش کردم بعد اومدم طبق فایل عمل کردم، نشونه که چه عرض کنم خود اون خواسته رو برام اجابت و من انگشت به دهان ماندم، و به سجده افتادم و بعدش حالیم کرد نمیخواد صغری کبری بچینی برای خواسته خود اصل مطلب رو بخواه، اصل مطلب رو جرئت کن بخوای، یعنی یادم داد اینجوری).

    پس شد:

    خداوند بی نهایت رحمان، رحیم، وهاب، رزاق و غفوره

    اگر شرایط سلامتی مالی و روابط خوبی نداریم، مشکل از خدا نیست مشکل از ماست

    مشکل از ماست که حتی نمیتونیم بش فکر کنیم چه برسه به اینکه باورش کنیم. در این حد ذهن اجازه نمیده بش فکر کنیم. وقتی ذهن اجازه نمیده به خواسته ای فکر کنی، و نمیزارتت بش فکر کنی جتی یک دقیقه، حتی اجازه تجسمش کنی تخیلش کنی تو ذهنت، و تورو بازداشت از رسیدن بش، این همه گفت با شرایط اقتصادی جامعه تو نمیشه، با شرایط تو نمیشه، و ما باید بدونیم که کار ذهن این هست که بگه نمیشه. و باید بتونیم که با سیستم خود ذهن خلع سلاحش کنیم، و به اندازه یک اپسیلون منطقش رو بشکونیم و یک ذره مقاومت هاش رو ضعیف کنیم، یواش یواش میریم سراغ پیشروی بیشتر تو ذهن و باز کردن بیشتر و بیشتر قفل ها.

    یک کوچولو بتونیم با مثال های اینطوری، میگی نمیشه بابا فلانی اوضاعش بدتر بود ولی براش شد.

    برای فلانی و فلانی شد، پس میشه.

    مغز میگه نمیشه، یک ذره براش دلیل بیاریم بگیم بابا دیدم برای یک سریا شده، دیدم

    یا حتی برای خودمون بگیم، اسما جان فلان موقع و فلان موقع خدا برات اینکارا کرد در حالیکه ذهن میگفت نمیشه، ولی من ادامه دادم هدایت های خدا رو انجام دادم و شد

    به محض اینکه یکم شروع کنیم به باور کردن و ذهن یکم باورش بشه، باور امکان پذیری اجابت خواسته ها، فقط یک درصد یک درصد باور داشته باشیم بشه، و بعد کمکم ذهن میتونه بیشتر و بیشتر باور کنه.

    آیا ما میپذیریم یک درصد، فقط یک درصد که امکان پذیر هست؟ و بعد ادامه میدیم که اون یک درصد رو بیشتر و بیشتر کنیم. و بعد وقتی ذهن باور کنه خواسته هامون از مسیرهای طبیعی و بدیهی و منطقی به ما داده میشه.

    خدا کیسه پول نمیندازه، بصورت طبیعی وارد زندگیمون میکنه، وقتی که آماده ای، کی آماده ای وقتی برای ذهنت منطقی کرده باشی، نمیگیم بی مقاومت باشه چون ذهن همیشه جفتک میندازه، میگیم مقاومت کمتری داشته باشه، و وقتی زمان بزاری و وقت بزاری برای منطقی کردن ذهن، اون موقع یعنی خودت آماده کردی، و خواسته هات بدیهی طور وارد زندگیت میشن، چرا بدیهی، چون ذهنت یکم مقاومتش کمتر شده و براش یکم طبیعی شده، همون یکم برای ذهن کافیه، که خواسته هات رو وارد زندگیت کنه. قفل رو باز میکنه، درگاهت باز میشه و خواسته هات راحت و آسون وارد میشن.

    مهمه بخودمون یاد آوری کنیم، خدا قبلا فلان جا و فلان کارو برام انجام داده، یرای فلانی کرده این کارو، برای منم میتونه دوباره انجام بده‌.

    و به اندازه ای که ما بخاطر نعمت هایی که دریافت کردیم، سپاس گزاری کنیم، نعمت های بیشتری وازد زندگیمون میکنه

    سپاس گزاری یعنی امکان پذیر کردن اجابت درخواست ها، یعنی یادآوری میکنی به خودت همون خدایی که فلان و فلان کارها رو برام کرد، اینبارم میتونه برام انجام بده. بشرطی که کنترل ذهن داشته یاشم، یعنی تقوا داشته باشم.

    خدا با منطقی کردن به این شکل، مقاومت های ذهن اونها رو کم میکنه: همونطور که قبلا تو فلان جنگ کمکتون کردم. الانم میتونم کمکتون کنم، اگر تقوا داشته باشید، اگر سپاس گزار باشید.

    سپاس گزاری چون به ما یادآوری میکنه برای نعمت هایی که داریم و نعمت هایی که قبلا دریاقت کردیم، در واقع داره امکان پذیری اینکه درخواست هامون دوباره برآورده بشه، رو انجام میده. همونطور که قبلا خدا بم داد، الانم میده.

    وقتی در مدار درستی در مدار خدا فرکانس خدا قرار میگیریم، همه نعجب میکنن، چطور اینقدر به موقعی، و همه کارات به موقع پیش میرن، همه بت محبت میکنن، چطوری همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب هستی. کافیه هماهنگ بشی با خدا، چهان جهان فراوانیه، جهان ثروت، خدا داره هر لحظه بیش از نیاز کل کیهان داره نعمت میده، ما باید در مسیرش باشیم و هماهنگ با خدا، اینطوری میتونیم راحت و آسان نعمت های فراوان رو دریافت کنیم.

    در سوره طلاق، امیدواری رو میده به زنی که همسرش ازش جدا شده، فک نکن الان بدبخت شدی، و رزق نداری، خدا میگه من از جایی که فکر نمیکنی بت رزق میدم، این در مورد زنان مطلقه است این آیه، داره میگه، یادت باشه که خدا از جایی که گمان نمیکنی یعنی گمان اونموقع اینطور بوده اون زمان، که مردها نان آور خانواده بودن، و بش میگه فکر نکنی که الان شوهر نداری چطور نون ندارم بخورم، آیا کسی دوباره بام ازدواج میکنه، و خدا به ذهن و باورهای محدودکننده میگه، خدا از جایی که تو گمان (فک میکردی شوهرت فقط نونت میده یا پدرمادرت) نمیکنی بت رزق میده. و اگر بر خدا توکل کنی خدا برات کافیه، اگر بر خدا توکلی کنی، نه بر شوهرت یا کس دیگه، آنچه قبلا بوده میتونه تغییر کنه اگر بر خدا توکل کنی، از جایی که فکر نمیکنی بت رزق میده، اینطوری خدا میاد منطقی میکنه برای ذهن، قفل مغز رو باز میکنه.

    خدا بعد از این آیه میگه، هرکس تقوا کنه کنترل ذهن کنه، خدا براش راهی رو باز میکنه و رزقی بش میده از جایی که نمیتونه فکرش رو کنه، و اگر بر خدا توکل کنه خدا براش کافیه، در ادامه آیه میگه، امر خداوند بر همه چیز سوار است. ان الله بالغ امره، امر خدا جاری و نافظ است، اگر میگم من برات درها رو باز میکنم، از جایی که فکر نمیکنی بت رزق میدم، اگر میگم خدا برات کافیه اگر بر خدا توکل کنی، به این دلیل که امر من و فرمان من بی تردید و بدون شک اجرا میشه، چون من دارم میسازم هر لحظه و کنترل میکنم. و اینطوری میاد باورپذیری میکنه اجابت شدن درخواست رو.

    اگر این حرفا رو باور کنیم، و این فایل رو بارها گوش بدیم، میتونیم یواش یواش قفل های ذهن رو باز کنیم.

    جالا این در مورد طلاق بود، شما در مورد کار یا هرچیزی دیگه در نظرش بگیر

    یادت بیار، من بر خدا توکل میکنم. خدا برای من کافیه

    تو کنترل کن ذهنت رو من از جایی که تو فکرش رو نمیکنی بت رزق میدم

    تو کنترل کن ذهنت، اگر این در بسته شده، من در بهتری برات باز میکنم.

    چون آنچه خدا میگوید انجام میشود من دارم کارها رو انجام میدم.

    این ها باورهایی هستند که باید در مغز ایجاد کنیم و هماهنگمون کنه با فرکانس خدا تا راحت دریافت کنیم خواسته هامان رو.

    میریم سراغ آیه روم، ببین نشانه های خدا رو که چطور زمین رو زنده میکنه، همون هم آدم ها رو دوباره زنده میکنه، و او قادر متعال است.

    سوال و نگاه این بود که با مرگ همه چیز تمام میشه، ولی خدا میگه نه پس از مرگ زندگی هست، و بقیه میگن چطور ممکنه، و خدا میگه زمین میمیره تو زمستون، درخت ها خشک میشن و زمین خشک میشه من تو بهار همه چیز رو زنده میکنم دوباره، طبیعت مرده رو زنده میکنم و همون خدایی که اینکارو میکنه، میتونه با آدم هم همینکارو میکنه و خداوند بر هر کاری تواناست

    و خدا اینطوری امکان پذیر میکنه دریافت نعمت ها رو و بهبود شرایط رو

    در هر شرایطی که هستی امکان پذیره بهبود اوضاع

    امکان پذیره بهبود شرایط مالی

    امکان پذیره برات عشق و رابطه عاطفی عالی برات رخ بده

    حالا بریم سراغ بقره 186: (این آیه تنها آیه ای است که خدا خودش رو بصورت انا و من استفاده کرده بقیه جاها همش ضمیر ما رو میگه، ولی اینجا 7 بار میگه من)اگر بندگان من درباره من از تو پرسیدند بگو من زندیکم و من اجابت میکنم درخواست کسی که درخواست میکند.

    چه باور قدرتمندی هست، خدای من خدایی هست که به من نزدیکه و دور نیست، و اجابت کننده درخواست هاست

    من همواره در حال اجابت کردن درخواست کسی هستم که درخواست میکند

    یعنی همواره همیشه هر لحظه، قطع نمیکنم این کارو همیشه انجامش میدم.

    اگر درخواست من قبول نمیشه پس دیگه تقصیر خدا نیست، چون خودش الان گفت همیشه اجابت میکنم هر کسی درخواست که، حتما سمت خودمون رو انجام ندادیم درست، و اون هم این هست: پس باید مرا اجابت کنند و ایمان بیاورند و باشد که رشد کنید و پیشرفت کنید‌

    اگر درخواستی هست، کار خدا این هست که اجابت میکنه درخواستهارو، پس شما هم من رو اجابت کنید، دعوت من رو بپذیرید و به من ایمان بیارید، تو برای ذهنت منطقی کن یعنی اجابت کن خدا رو ، تو باورش کن به ذهنت بفهمون باورسازی کن براش که خدا میکنه خدا همیشه انجام میده، خدا میتونه انجام بده، چون خدا قادر متعال و وهابه، چون قبلا یرای من انجام داده، چون خدا برای فلانی انجام بده، اجابت کردن این هست، منطقی کردن و باز کردن قفل های ذهن، تا بتونیم اون اجابتی که خدا در قسمت اول انجام داده رو دریافتش کنیم.

    تمام خواسته های ما اجابت میشه، اگر ما باورش کنیم و ایمان داشته باشیم به خدا، میبینیم چطور چهان ما متفاوت میشه، چرخ زندگی مون روون میشه و نعمت ها راحت وارد زندگی مون میشه.

    حالا میریم سراغ ضحی: پروردگار تو هرگز تو را ترک نکرده و هرگز از تو ناراحت نیست.

    احتمالا این سوال بوده تو ذهن پیامبر و سوالی که در ذهن همه ماهست، همون احساس گناه، فکر میکنیم خدا دیگه دوستمون نداره، دیگه خدا ازم راضی نیست و بارها و بارها اینطور شده برامون بخاطر باورهای زری که از بچگی بمون خوروندن، اگر اشتباهی کردیم چیزی، بصورت احساس گناه اینا برامون ایجاد میشه؛

    اینجا خدا میاد به همه ما میگه، بع روز و شب قسم میخوره و میگه هرگز تو رو ترک نکرده و از دستت ناراحت نیست. (کلا این رو از ذهنت برای همیشه پاک کن)

    و میگه آینده تو بهتر و درخشان‌تر از گذشته تو هست. اینده تو اوضاع بهتر از گذشته تو میشه

    مهمه باور کنیم که خدا هر روز و هر لحظه داره میگه، که اوضاع تو بهتر و بهتر میشه اگر در مسیر خدا حرکت کنی و شیطان همش وعده فقر و فحشا میده.

    و بعد میگه خدا اونقدر بت میده اونقدر نعمات بت میده که راضی بشی.

    توجه کنید نمیگه بیشتر از بقیه بت میدم، یعنی بحث مقایسه نیست، نمیگه اونقدر نعمت میدم که از همه بهتر بشی، همه ای وجود نداره، کاری به بقیه نداشته باش، جوری میدم که تو راضی باشی.

    ولی وقتی مقایسه میکنیم اونموقع احساس بدبختی میکنیم. شرایطتت خوبه ولی وقتی مقایسه میکنی از شرایطتت ناراضی میشی

    خدا میگه در آینده اونقدر بت میدم که راضی بشی

    حالا برای منطقی کردن و قابل پذیرش کردن این وعده ها برای ذهن پیامبر اینطوری میگه

    آیا زمانی که یتیم بودی بت پناه ندادیم.

    ایا وقتی گمراه بودی خدا هدایتت نکرد

    ایا زمانی فقیر بودی خدا تو رو توانگر و غنی (بی نیازت کرد، رضایت از زندگی داشته باشی)کرد.

    پس یتیم رو از خودت دور نکن، سائل رو از خودت مرون

    و با خدا صحبت کن در مورد نعمت هایی که خدا بت داده، چون اینکار یادآوری نعمت هایی که خدا بمون داده، باعث میشه ذهنمون قفل هاش باز بشه، مقاومت هاش کم بشه، پذیرش داشته باشه، تا باور کن این وعده ها رو

    خدا داره کلید باور کردن و دریافت کردن وعده هاش رو به ما میده تو این سوره.

    چطور از این آیه ها برای موضوع سلامتی استفاده کنیم!

    ذهنت میگه وای الان بیمار شدی حالا اوضاع بدتر میشه، دیگه درمان نمیشی، میتونیم به یاد بیاریم، من قبلا هم مریض شدم و درمان شدم، این همه آدم مریض شدن و درمان شدن،

    سیستم ایمنی و قدرتمندی رو خدا بم داده

    پس قطعا منم خوب میشم. عالی میشه حالم. خداوند در پرفکت ترین حالت ممکن سیستم ایمنی بدن ما رو ساخته پس قطعا با این دقت فوق العاده و کنترل گری رب وهاب و بخشنده ام، قطعا منم خوب میشم‌.

    و همینطور در بحث های مالی هم و رابطه ای هم میتونیم استفاده کنیم

    بیاد بیاریم کجاها خدا دستمون رو گرفته

    کجاها درها رو برامون باز کرده

    هر چی بیشتر اینکارو کنیم، بیشتر باور میکنیم و هرچی بیشتر باور میکنیم، هدایت ها رو بهتر دریافت میکنیم راحت هدایت رو دریافت میکنیم و اوضاعمون عالی میشه.

    شبکه های اجتماعی، افراد چرت و پرت گو از باورهای محدودکننده میگن رو حتی ثانیه ای براشون وقت نزاریم و نزاریم ببینیم و گوش کنیم. کار ذهن تقویت کننده منفیاس برای همین باید بش افکار مثبت بدیم ورودی مثبت بدیم، تا کار تغییر باورها راحت و آسون بشه برامون.

    تا قفل هایی که این همه سال داشتیم با خودمون رو بتونیم باز کنیم. و می‌بینیم به اندازه ای که این قفل ها باز بشه، درگاه ما برای دریافت جریان نعمت های خدا بیشتر و بیشتر باز میشه.

    خدایاشکرت که نوشتمش

    سپاسگزارم ازت برای این فرصت، تو بهترینی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: