درباره قانون آفرینش | خواسته ها محقق می شوند اگر…
سرفصل های این قسمت شامل:
- به جای نصیحت کردن دیگران، تمرکز را بر بهبود عملکرد خود در اجرای قوانین بگذار؛
- خواسته ها در برخورد با تضادها شکل می گیرند. وقتی باورهای هم جهت با آن خواسته را می سازیم، قدم به قدم به مسیر تحقق آنها هدایت می شویم؛
- خیلی از افراد خواسته ای ندارند، چون راهکاری برای “چگونگی رسیدن به آن خواسته” ندارند. در حالیکه طبق قانون، درخواست وظیفه ما و “هدایت به چگونگی”، وظیفه خداوند است؛
- درخواست اگر واضح باشد، “چگونگی” به شما گفته می شود؛
- نگران بودن درباره “چگونگی رسیدن به یک خواسته”، حیله شیطان است؛
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره قانون آفرینش و نحوه خرید
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD426MB27 دقیقه
- فایل صوتی درباره قانون آفرینش | خواسته ها محقق می شوند اگر…25MB27 دقیقه









بنام خداوند بخشنده ی مهربان
درود
این فایل نشانه ی روز من بود
خدایا شکرت برای این آگاهی
سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز
اول صبح قبل از این که وارد این نشانه بشم یک تصمیم بزرگ گرفته بودم که تصمیمی که بارها به زبان گفتم که گرفتم اما در درون مردد بودم و پای تصمیمم نموندم
من از سه سالگی دخترم رو برای آموزش همراهی کردم. و فوقالعاده هوش بالا و دریافت بالایی داشت و این قضیه من رو مصمم کرد که بیشتر واسش وقت بزارم سال اول ابتدایی روزی که مدیر با اولیا جلسه داشت ،گفت سیستم آموزشی پنجاه پنجاه شده ، یعنی پنجاه درصد معلم ،پنجاه درصد اولیا . و یک وظیفه ی سنگینی روی دوش اولیا گذاشته شد که از همون اول همزمان شروع کردم با دخترم به آموزش و مدرسه رفتن و تکلیف انجام دادنو…. تا کلاس پنجم، کلاس پنجم دیگه دیدم داره فشار زیادی بهم وارد میشه و یواش یواش خودم رو رها کردم از این بچه ، و خیلی هم خوشحال بودم که من دیگه همراهی نمیکنم و مسئولیت با خودش هست و از اونجایی که تصمیم داشتیم که بره مدرسه ی تیزهوشان ، یکی دو سالی کلاسهای آمادگی تیزهوشان ثبت نامش کردم و بردم اوردم. کارهاشو چک کردم و فقط به مدرسه کاری نداشتم اما کلاسها رو همه رو چک میکردم و ازش میپرسیدم الان باید چیکار کنی برنامت چیه ؟ چند ساعت درس خوندی ؟چند ساعت است زدی ؟ تا این آزمون تیزهوشان ششم به هفتم رو داد و با اختلاف یک سوال قبول نشد.
دنیا روی سر من و دخترم خراب شد . و خب دیگه شرایط اینجوری شد و با هزار زحمت تو یک مدرسه ی خوب ثبت نامش کردیم و امسال سال هشتم هست. مدرسه به لحاظ آموزشی کیفیت خوبی داره ، سطح بچه ها نه در حد تیزهوشان اما تقریبا بالاست . و من خوشحال از اینکه به درس دخترم کاری ندارم اما مدام از درون دلواپسش بودم مدام برنامه هاشو چک میکردم چند ساعت درس خوندی چیکار میکنی الان چی باید بخونی، پاسو درس بخون…..
و مدام استرس مدام کلکل ، مدام نگرانی …
چندین بار تصمیم گرفتم که دیگه کلا کاری به مبحث آموزش و امتحان و کارنامه و … نداشته باشم اما هر بار نمیتونستم
تا اینکه امروز وقتی کارنامه ترم اومد و فهمیدم افت کرده ، کلی حال هردومون بد شد و خیلی جدی بهش گفتم من یکسالی بود که همیشه تو ذهنم این حرف استاد میآمد که شما باید فقط به تغییرات و رشد خودتون تمرکز کنید نه دیگران
اما همش خودم رو تبرئه میکردم که خب بچمه ، از پیش دبستانی نه سال هست که حواسم بهش بوده و اگر رها کنم ممکنه بیخیال همه چیز بشه و توی ریاضی خیلی با استعداده ، حیفه رهاش کنم بزار بهش راهکار بدم بزار راهنماییاش کنم بزار هشدار بدم بزار تهدید کنم تا بلکه آینده ی تحصیلی خوبی داشته باشه ….
و اینها نمیگزاشت که رهاش کنم، امروز دیگه تصمیم قطعی گرفتم بخودش هم اعلام کردم و گفتم من وظایف مادرانه م رو انجام میدم اما دیگه درباره درس ازت پرس و جو نمیکنم. همه چی با خودت. برنامه ریزی تایم درسیت،خوندنت نخوندنت .…علاقه ت به ریاضی . علاقه ت به فیزیک به نجوم همه ی اینا مال خودت . اگر خیلی متعهد باشی به علایقت میرسی و اگر هم نباشی نمیرسی . به عبارتی هر گلی زدی به سر خودت زدی
و از خداوند خواستم کمکم کنه که دوباره وسوسه نشم و نگران درسش بشم یا پرس و جو کنم .
خلاصه وقتی این تصمیم رو گرفتم و نشانه ی امروز رو دیدم خیلی واسم جالب بود سر فصل این نشانه که گفته شده بجای نصیحت دیگران تمرکز رو روی بهبود عملکرد خودت بزار .
و این یعنی اینکه دیگه دنبال کنترل کردن و نصیحت کردن دخترت برای یک اینده ی خوب تحصیلی نباش ، فکر خودت باش تمرکز رو روی خودت بزار بجای پند و نصیحت عملگرا باش برای خودت تا برای اون خواسته ای که میخواهی بیشتر تلاش کنی و بهش نزدیک بشی
دخترم اگر بخواد خودش میتونه و نیازی به من نداره و باید رها بشه چون اونم باید خودش روی خودش تمرکز بزاره
و تغییر و حرکت باید از درون خودش باشه نه از طریق عوامل بیرونی مثل مادر مثل اطرافیان …
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان
روز شمار( شب یازدهم )
دیشب که شب دهم بود من نتونستم وارد سایت بشم نمیدونم چرا دوشب بود ک نمیتونستم
الحمدلله الان تونستم وارد بشم.
چقدر این فایل های هدایتی همیشه دقیقا نسبت به چیزاییه ک توی فکرم میگذره هست :(
مثلا منم این چند روزه درگیر همچین چیزی هستم و الان این فایل برام اومد.
خدایا شکرت بابت نشانه هات،شکرت بابت هدایت هات.مرسی که همیشه حواست هست،الحمدالله که هستی و من دارم میشناسمت.خدایا شکرت بابت آشنایی با استاد و مریم جان و این همه دوست هم فرکانس و مهربون.
الحمدلله،شکرت.
سپاسگزارم استاد بابت این فایل زیباتون،بابت این حرف های ارزشمندتون.
ان شاءالله همیشه سالم و ثروتمند باشید.
روز ششم تعهد، 2 آذر
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیز دلم
استاد از خدا پرسیدم نمیتونم سه برابر شدن درآمدم رو تصور کنم به نظرم برام زیاد میاد، چون پارسال هی گفتم ولی سه برابر نشد، (زیادتر شد هااا ولی سه برابر نه)، البته من خیــــلی به چگونگی سه برابر شدنش کار داشتم، هی خودم برنامه میچیدم تو ذهنم!
این فایل بهم گفت بنویسید
به چگونگی کار نداشته باشید
اگر نمیتونید خودتون رو تو اون حالت ببینید حداقل بگید خدایا من اینو میخوام، مثل بچه ای که میره بازار میگه من فلان چیز رو میخوام کاری هم نداره مامان باباش میتونن یا نه!
درخواست اگر واضح باشد راهها به شما گفته میشه
استاد من توی درخواست کردن از خدا مشکل دارم، هی میگم، تجسم میکنم، اما براش بازه زمانی میذارم تو ذهنم و وقتی نمیشه ناامید میشم، دیگه از تجسم کردن و سناریو نوشتن میترسم، حس میکنم قراره نشه!!!
اما شما اینجا دارید بهم میگید نگین بنویس
استاد این فایلهای معرفی قانون آفرینش فوق العاده ان، ممنونم که بهمون هدیه دادید.
زیبایی روز:
دیروز عصر من و همسر و پسرم جلوی بخاری نشستیم و عصرونه خوردیم پسرم تو لپ تاپ کارتون دید و سه تای کلـــــــی خندیدیم. خدایا شکرت.
سلام
امروز صبح بعد از انجام کارام تصمیم گرفتم به حرف کودک درونم گوش بدم و بریم خودمون دوتایی یه دوری بزنیم و بریم تو طبیعت . وقتی خواستم حاضر شم به خودم گفتم سخت نگیر و تایم نزار راحت حاضر شو میخوای بهت خوش بگذره و زود بری و وقتت گرفته نشه ( من عاشق طبیعت و آفتاب هستم ) پس سریع حاضر شدم و رفتم .
وقتی سوار ماشین شدم قبل حرکت اومدم تو سایت و رفتم سراغ نشانه ی امروزم .
و این فایل اومد چقد عالیه .
وقتی گفتید خودت رو دوس داشته باش و هر چی که دلت میخواد رو بپوش و همین تفاوت ها جهان رو زیبا میکنه و واقعا برام مهم نباشه دیگران چی میگن و چه نظری دارن .
در مورد صحبتتون راجع به ( عمل کردن ) که در من تلنگری بود عالی ، چون واقعااااا فقط گوش کردن کافی نیست باید عمل کنم به این تمرینهاااااااا و البته متعهد باشم .
و نوشتن خواسته هام ، من گاهی اوقات سعی میکردم خواسته هام رو بنویسم ولی به قول شما مقاومت ذهن که چجوری ، سخته ، راحت نیست و ……
ولی وقتی این فایلو گوش کردم مصمم شدم از امروز بنویسم فقط بنویسم و بنویسم با عشق و لذت و به نتیجه فکر نکنم .
خداروشکر هزاران بار شکر برای اینکه تو این مسیر پر از آرامش هستم . ممنونم ازتون
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
نوشتن خواسته ها و ارزوها
من خودم در این زمینه خیلی مقاومت ذهنی دارم، و در دفتر مخصوص خودم 5یا 6 مورد بیشتر نوشتم .
الان که فکر می کنم دلیلش اینکه با شرایط فعلی خودم مقایسه می کنم و اجازه می دهم نجوای شیطانی وارد گفتگوی ذهنی من بشه و منو ناامید می کنه .
اما طبق قانون و آگاهی های این فایل حدود 100 تا از آرزو های خودم و چیزهای که دوست دارم داشته باشم و یا تجربه کنم را بنویسم و بقول استاد نوشتن آروزها قدم اول هست و اصلا به چگونگی رسیدن به آن را فکر نکنم ، و فقط بنویسم و بطور واضح مشخص کنم چی دوست دادم و با ایمان بنویسم و بقیه کار بعهده جهان هست و من طبق نشانه ها و الهامات الله حرکت خواهم کرد و در آینده نزدیک می بینم که به همه آنها رسیدم و دارم استفاده می کنم .
یا وهاب
یا کاشف کرب
یا قاضی الحاجات
استاد درود بر شما
استاد ممنونم بابت این صحبت های ارزشمند
استاد در باره قانون آفرینش صحبت کردین
استاد من هم تجربه خودم را به اشتراک میگذارم
استاد من هم قدم اول را برداشتم ونوشتم چی رو میخواهم
استاد هر چیزی که به من احساس خوب وجزه خواسته هایم یا رویاهایم بود واضع وروشن مینوشتم
امروز که نگاه میکنم اون شرایط اون موقعیت برایم رخ داده است خدایا شکرت
استاد من هر روز خواسته های جدید وزیادی میخواهم وتمرکزم روی خواسته هایم میگدارم
استاد دقیقا خواسته های من هم شباهت به خواسته های شما دارد
من هم از شما وطرز فکرتان الگو میگیرم وتمام حرف هایتان را در هرجنبه ای از زندگی ام عملی میکنم چون شما دقیقا همان چیزی هستید که من میخواستم
آره استاد خداوند به درخواست ها پاسخ میدهد
چرا من درخواست های بهتر وعالی تر از خداوند نداشته باشم
من برای خودم از بهترین بهترین رو میخواهم
استاد عزیز من هم از قانون آفرینش برای خلق خواسته هایم استفاده میکنم
استاد من هر آنچه که بهش رسیدم آن را نوشتم
الان در زندگی ام ظاهر شده
استاد الان ساعت سه ونیم شب است دارم کامنت میگدارم وتجربه ام را مینویسم
استاد واقعا هر کسی به این قانون متعدد باشد
واجرا کند
میخواهی میشود
قل انو کن فیکون به قول قرآن وخداوند
استاد عزیز دوسیون دارم
درود بر شما،استاد عزیز خودم،اگه بگم پیامبر وقت شاید به دید یه کسانی کفر بگم،ولی من تو ذهن خودم شما رو پیامبر وقت تصور میکنم،واقعا شما یه موهبت الهی هستین،امیدوارم هر روز ما شاهد موفقیت های بیشتری از شما باشیم،من تقریبا 6 ماه که با شما آشنا شدم،و انصافا چه از لحاظ روابط و چه از لحاظ تغییرات جسمی و تغیرات کسب و کارم فوق العاده بهتر شدم،و الان که شما میگین بنوبسید تا اتفاق بیفته دارم بیشتر درک میکنم،که چقدر این قانون های خداوند میتونه آدم رو به اوج موفقیت برسونه،دمتون گرم،براتون آرزوی سلامتی دارم
سلام به استادان عزیزم و همه ی دوستان خوبم در این سایت الهی
امروز به این موضوع رسیدم که چقدر که خواسته ها طبیعی و ساده وارد زندگیمون میشن و اصلا خیلی وقتها متوجه شون نمیشیم و بنابراین به اندازه کافی قدردان نیستیم.
داستان ازین قراره عصر ک یکم برای دخترم اب میوه ریختم توی لیوانش، و یک لحظه بهش نگاه افتاد و دیدم که چقدر با تسلط داره لیوان رو ناخوداگاه به لبهاش نزدیک میکنه، یک جرعه می نوشه و بعد دوباره از لبهاش دور میکنه و حواسش ناخوداگاه به این هست که محتویات لیوان نریزه. یکهو به خودم اومدم و کفتم عه، این کی اینکارو یاد گرفت؟!
واقعا از همون ابتدا که به دنیا اومد، همه چیز برام غیر قابل حل و سخت بنظر میومد و خواسته هام پشت سر هم ردیف می شدند ، خواسته هایی که اصلا حواسم نبود الان تک تکشون مدتهاست که به حقیقت پیوستند .
یادمه وقتی به دنیا اومد عاجزانه آرزو میکردم ای کاش بشه یه شب یکسره بتونم بخوابم و انقدر شبا بیدارم نکنه ، آرزوم شده بود که بتونم مثل قبل صندلی جلوی ماشین و کنار همسرم بشینم و مجبور نباشم عقب کنار صندلی بچه باشم. آرزوم بود غذای معمولی رو بتونه با تسلط بخوره و گوشت ها رو له نکنه از دهانش بریزه بیرون. به خدا که اصلا نمیدونم کی یاد گرفت گوشت و همه چیز رو راحت بجوه و قورت بده . ارزوم بود از لیوان معمولی بدون تو گلوش پریدن و یا سرنگون کردن لیوان اب بخوره. ث انقدر طبیعی و با سرعت حرف زد که یه آن به خودم اومدم دیدم داره جمله که میکه هیچ، غر هم می زنه. آرزوم بود بتونیم با ارامش سه تایی بریم گردش و خرید و مهمونی ، آرزوم بود یاد بگیره مستقل دستشویی بره. آرزوم بود به راحتی با ما در اجتماع ظاهر بشه و غریبی نکنه. ارزوم بود مدرسه بره . ارزوم بود کف خونه مون که موکت بود تبدیل بشه به پارکت، فنس های چوبی و داغون حیاط تبدیل بشن به بلوک سیمانی شیک. درخت تنومند پر از دردسر توی حیاط قطع بشه، یه سفر خوب به ایران داشته باشم و عزیزانمو ببینم، بعد از زایمان وزنم برگرده به قبل، و این لیست بی انتهاست. واقعا من خیلیییی اندک برای اینها شکرگزاری کردم.
الان سه روزه که دارم
دخترمو میسپرم به دستای خدا. هرروز که میگذارمش مدرسه یک ربعی توی حیاط مدرسه با وسایل بازی سرگرمند و بعد صف میشن و میرن توی کلاس. همیشه از بالای نرده ها و یواشکی تا اخرین لحظه چهارچشمی می پاییدمش و با هر حرکتش قلبم تند میزد که نکنه اونی که تاب بازی داره می کنه بخوره به بچم، نکنه زمین بیفته نکنه کلاسو پیدا نکنه و حالا انگار که درا بروم بازه و میتونم برم تو کمکش کنم. همسرم هم روزهایی که میاد باهامون همین رفتاررو توصیه میکنه. اما سه روزه تا میکذارمش مدزسه و میبینم رفت محوطه بازی، از بین کلی پدر و مادر که مثل من منتظرند و بچه هاشونو از اون بالا نگاه میکنند تا زنگ بخوره، رد میشم و میام سوار ماشین میشم و اون یک ربع رو توی ماشین میمونم و میسپرمش دست خدا که خودش مراقبش باشه ار هر لحاظ. جالبه روز اول که اینکارو کردم، نوشتم خدایا دلم میخواد اسنکش رو خورده باشه و ناهار و صبونه مدرسه رو خورده باشه و من که میرم دنبالش حسابی شاد و سرحال باشه و سیر. راستش هیچ امیدی هم نداشتم مه بشه ولی خوب خواستمو نوشتم. هر که رفتم دنبالش تا منو دید با شادی گفت مامان امروز رقصیدیم، صبونه نونش رو خوردم، ناهار ناگت خوردم، و وقتی ظرف غذاشو چک کردم با دیدن نصفه بودنش از ذوق گریه م کرفت. وافعا چرا انقدر ناباورم ؟ اینهمه خواسته براورده شده هنوزم با شک می نویسم خواسته هامو. هنوزم شکرگزاریام کمه.
سلام نگار جان
چقد درسته واقعا کامنتت باعث شد منم ب اینکه کم شکر گذار بودم پی ببرم
من کم شکرگذارم خدایا کمکم کن سپاسگذارت باشم
من بخام بشینم بنویسم فکر کنم دفتر کامل بشه طی این یکسال اخیر. ک فرزندم دنیااومده
من دفترها پرکردم طی این 4 سال ک با قانون آشنا شدم
ولی من باید بیشتر سپاسگذار باشم
یاد چندماه پیش خودم افتادم
من آرزوم بود یک شب راحت بخابم
آرزوم بود راحت با کالسکه بچه رو بیرون ببرم
آرزوم بود جاهای جدید تنها برم
آرزوم بود با خانمهای جوان و جدید رابطه برقرار کنم
آرزوم بود از تنهایی بیام بیرون
آرزوم بود دخترم خودش مسئولیت درس و مدرسه و لباس و حمامش بربیات
آرزوم بود موهای دخترم مرتب بشه و اینقد از من زمان واسه مرتب کردنش نگیره
آرزوم بود پسرم غذا خوردن رو شروع کنه
دندون در بیاره راحت غذارو بخوره
راحت گاگله کنه بایسته کفش صدادار براش بگیریم ذوقش کنه
آرزوم بود مهارتمو جدی پیش ببرم و رشد کنم توش
آرزوم بود چیزهای جدیدی یاد بگیرم
آرزوم بود دوره ثروت یک رو بخرم
آرزوم بود ورودی مالیم چندبرابر. بشه
آرزوم بود فرزندم آرومتر بشه روزها بازی،کنه نیازی ب مراقبت زیاد نداشته باشه
آرزوم بود یدونه مشتری داشته باشم
آرزوم بود بیماریم و ضعفم درمان بشه
آرزوم بود ب کارام راحت برسم و همه رو بتونم هندل کنم
آرزوم بود وسایل دلخواهم لباسهای دلخواهم کفش و کیف دلخواهمو داشته باشم
الان من تمام اونهارو دارم
همشون رو دارم
و خاسته هام بزرگتر شده
.درخواست بیشتر شدن مشتری هام
آروم تر شدن فرزندانم
شادبودن جو خانه ام
سرحالتر بودن خودم
افزایش،ورودی مالیم ودرخواست
افزایش مهارتم کردم
میدونم همشون اجابت میشن چون قبلی ها هرچی خاستم اجابت شده
بااینهمه نتایج کوچک و بزرگ هنوز ذهنم میگه چطور ب اهداف جدیدت میرسی
چگونگیش،ب خدای من مربوطه ن ب من
خیلی متشکرم ک این کامنت را نوشتی،
نعمتهام بهم یادآوری شد
برات آرزوی موفقیت های روز افزون دارم
سلام نگار عزیز
سلام دختر زیبارو و زیبا سیرت
تحسینت میکنم که دخترتو سپردی دست بهترین محافظ ،خودش میدونه چجوری نگهدارشون باشه فقط کافیه بهش ایمان داشته باشیم ،
خداجون کمکمون کن که بتونیم باورهامونو توحیدی تر کنیم و از شرکهای پنهانی و آشکارمون دوری کنیم .
بخدای مهربان و بزرگ میسپارمت