مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 72
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














به نام خدایی که به تنهایی کافیست
سلام به دواستاد عزیز وخانواده دوست داشتنیم
کلید:اجرای توکل درعمل
فایل:مصاحبه با استاد 7
اولین نکته:وقتی روی باورهام کار کنم ومدارم بالاتر بره شرایطم از مکان افراد وموقعیتها تغییرمی کند در اینجا نباید تلاش کنم دیگران که ممکن است خانواده ودوستانم باشند تغییر دهم تا بتوانم انها را نگه دارم وقتی در مداری بالاتر قرار بگیرم روابط با کیفیت تری را دریافت می کنم انسانهایی را پیدا می کنم که با من در این مدار وفرکانس باشند اگر خانواده ودوستان هم روی خود کار کنن با من به مدار بالاتری می ایند در غیر این صورت تلاش من تاثیری ندارد چون زندگی هر کس را باورها وفرکانسش می سازد وهیچ کس قادر به تغییر زندگی دیگران نیست حتی زندگی فرزندش پس خدایی که در این مسیر پیدا می کنم هرگز مرا رها نکرده وهدایتم می کند
نکته دوم:اگر توحیدرا به عنوان اصل اساسی درک کنم و توکل کنم هر خواسته ای دست یافتنی است اگر خواسته ای در من شکل گرفته به معنی اینکه نیرویی در من ایجاد شده که شور وشوق رسیدن به ان خواسته رادر من ایجاد کرده ومن برای تقویت ان باید باورهای توحیدی در مورد ان خواسته را به وجود اورم وتکاملم راطی کنم تا به ان خواسته برسم وفقط کافی است سکان زندگی را به دست این نیروی هدایتگر بدهم
نکته سوم:تقوا یعنی تسلیم بودن درمقابل خداوند یعنی حرص نورزیدن طمع نکردن حسادت نداشتن وخود را درمسابقه ورقابت با دیگران ندیدن خود م با خودم رقابت کنم امروزم بهتر از دیروز وفردایم بهتر از امروز باشد مقایسه کردن خودم با دیگران به من کمکی نمی کند زیرا هرکس زندگی مطابق با باورهایش دارد
تقوا منافاتی با ثروت ندارد اتفاقا تقوا بعد از ثروت وبی نیازی است که به وجود می اید چرا که کسی که ثروت دارد شرک نمی ورزد زندگی خود را وابسته به کمک دیگران نمی داند حسد نمی ورزد نگران نیست به خودش ودیگران با ثروتش کمک می کند واین تقوای واقعی است
پس فرمان زندگی را به خدا می دهم البته در این مسیر تلاش کرده به الهامات گوش می دهم عمل می کنم وتوکل به خدا تا خدایی که همه قدرت از ان اوست مرا به مقصد خواسته هایم برساند ودر این مسیر از زیبایی ها لذت می برم
نکته چهارم:فرق الهام با نجوای شیطان اگر چیزی به من گفته شده ومن حالم خوب است شادم نگران نیستم استرس ندارم الهام است واگر چیزی گفته شده که من حالم بد است نگران وعصبی هستم نجوای شیطان است
اگر چیزی گفت شد که حالت من خنثی است نه شاد ونه غمگین به ان عمل می کنم واین الهام است چون حالم بد نیست
خدایا شکرت این فایل رو هم گوش دادم وخواسته ای رو که دارم به تو می سپارم تلاش می کنم ولذت می برم ومی دانم تو مرا به بهترینها هدایت می کنی چون من خواستار بهترینها هستم
خدایا شکرت
استاد از شما سپاسگزارم
درپناه خدا
خیلی خوشحالم که همراه با روز شمار تحول زندگی من
فایلهای مصاحبه با استاد رو هم میبینم:
نکات مهمی که از این فایل دریافت کردم:
باور فراوانی
فراوانی دختر یا پسر مناسب، فراوانی آب، ثروت،مشتری،هنرجو و همه چیز
دیدن و تحسین فراوانی ها باعث میشه باور فراوانی
در ما تقویت شود.
باورهای مناسب رابطه :
آزادی فکری ، تا وقتی خوشیم و با هم هستیم
بهم وابسته نباشیم،لذت ببریم هیچ اجباری در عشق نیست
کیفیت رابطه مهمه نه زمان رابطه
در لحظه زندگی کنیم و از وجود هم و زندگی مون
لذت ببریم
عشق واقعی آزادی بدون وابستگی تا زمانی که دوست داریم با هم صادقانه و عاشقانه زندگی کنیم
خدارو شکر میکنم بابت این آگاهی ها و باید در عمل و رابطه هام این وارستگی و عشق رو تجربه کنم.
چه زمانی تجربه میکنم ؟ وقتی که باورهای مناسب را جایگزین باورهای کهنه و قبلی ام کنم
و کانون توجهم متمرکز باشه روی خواسته ام
و فرکانس زیبا و عشق رو به جهان هستی بفرستم.
بنام خدایی که انسان را آزاد افرید
دوست دارم از انتهای این فایل بگم
از اونجا که صحبت سبک شخصی هست
من عاشق این سبک هستم
عاشق اینکه سبک شخصی خودم رو دارم
اسمش همراهشه ” سبک شخصی ”
یعنی نه صرفا سبک خانم ایکس و اقای ایگرگ
یعنی خودت فکر کن
خودت ببین چی میخای اززندگی
خودت از رابطه چی میخای
خودت دنبال چی هستی
وای که این سبک شخصی اصلا یعنی آزادی
یعنی رها شدن از قید و بندهای مسخره
یعنی جهان من و جهان خصوصی من
من عاشقشم
و چقدر شما زیباا میگید از این آزادی
از این دیدگاه
عاشقتونم
که اینقدر ازاد و رها هستید
استاد عزیزم سلام.
این اولین کامنتی هست که من برای شما میفرستم.
من تقریبا یک سالونیم هست ک با شما همراه شدم
در صورتی ک من اولین گام در راستای راه موفقیت و مطالعه در مورد این راه و گوش دادن سخنرانی یکی از استاتید رو حدودا 10 سال پیش شروع کردم اما ادامه دار نبود.روزی که خواهرم شمارو ب من معرفی کرد من شما رو مسخره کردم و امروز عاشقانه شمارو دوست دارم.دوست دارم خیلی خلاصه این داستان رو برای شما بگویم چون خیلی پیچیده است،همین حالا هم با اشکانی ک از گونه هام سرازیر شده مینویسم.من با شما فهمیدم قوانین را
و فهمیدم چقدر اون اصولی ک همیشه ازش دم میزدم اشتباه بوده و چقدر باورهای مزخرف و نادرستی داشتم.زندگی برای من با دانستن فرکانسو ارتعاش،با دانستن مفهوم مثبت اندیشی،با هضم کردن نگاه جدید درون روح بیمارم و ایجاد کردنه بینش مثبت و دیدن زیبایی های راه،و همچنین فهمیدین و لمس کردنه قانون تکامل،عزت نفس،و مراقبت کردن از ورودی ها و خروجی ها…حس آرامشی ب من داده ک هیچگاه در طول این 33سال عمری ک از خداوند متعال گرفتم نداشتم.و با علم ب این ک این راه انتهایی ندارد و هر لحظه لحظه اش شوق است،لحظه لحظه اش زیباییست و آرامش است ادامه خواهم داد.
من تازه فهمیدم تغییرات بقول معروف لم داره فوتو فن داره،من اینجا هستم،و شاید باورتون نشه
من دارم با تغییرات بازی میکنم
من هستم ک افسار مغزم و ذهنم رو توی دستم گرفتم،من الان قدرتی رو توی وجودم حس میکنم ک شاید باور کردنی نیست،خودم اتفاقات خودم رو اونجوری ک دوست دارم بوجود میارم(این اصلا برای من دو سال پیش اصصصصصلا پذیرفتنی نیست)من هیچ از این راه نمیدونم تازه اولشم استاد اینم برای من خیلی عجیبو غریبه
خیلی حرف دارم ک شاید فقط باید حرف بزنم و نوشتنی نیست چون من یک دهم هم نتونستم بگم چ خبره تو وجود من و من تو این یکسالو خرده آیی چ کارایی کردم.
واقعا دوست دارم استاد
وقتی همسفری تو گوشمه و میرم رو ویسات و میگی سلام به نام خدا من سید حسین عباس منش هستم
آنقدر از این زندگی و از این بودن،و از این شدن،و از این راه،و از این احساس،و از این صدا خداوند متعال و صاحب کیهان رو شکر میکنم
و با تمام وجودم میگم دست خدا داره ب من یاد میده ک کجا برم.
شما بی شک دست خدایی برای من
دوستت دارم.
مخلصم
حسن️
باسپاس بیکران ازخداوند بخشنده ی مهربان…
وبا سلام خدمت استاد عزیز
ودوستان همراه
میخام ازتجربه چندروزه خودم بگم
شاید حدودیکماه شایدم کمتر که وارداین سایت شدم
قبلا تو اینستا پستهای هدیه استاد رو پیگیری میکردم
ولی جدی نبود تا حدود یکماه پیش
ازوقتی پیگیر وتغییرذهنیت رو شروع کردم وروی باورهام کارمیکنم هرلحظه اتفاقات خوب ومثبت برام میفته خداروشکر
که قبلانمیدونستم قانون چیه باور چیه همش درگیر گذشته بودم البته الانم هستم ولی بادانستن قانون یواش یواش کمتر میشه
خداروشاکر وسپاسگذارم که لامپ ذهنم روشن شدازخدامیخام دراین راه منو ثابت قدم کنه وهدایتم کنه چون هرچی خودش بخواد قطعا بهترینه
وقتی خودش بچینه قطعا قشنگه
وقتی خودش هدایت کنه قطعا به بهترین میرسم
مطمینم هرچی از اون برسه عالیه
وبه منبع میرسونه ادمو
ازخداشاکرم که بااین برنامه اهدافم روخیلی قابل لمس ودسترس تر میبینم خودمو بزرگتر ولایقتر ووالاتر از اهدافم میبینم
اهدافمو باور کردم
خودمو باور کردم
هدفهام مقدس ومحبوب شدن برام
عاشق اهدافم شدم
به خواستهام ارزش دادم وحاضرم بهاشو بدم
خداوندا هرانچه از توبه من برسه فقیرم
حمایت وهدایتم کن که نیازمند یاری وراهنمایتم
……….
به همه اهدافم قول رسیدن دادم
به خودم تعهد عمل کردن
اهدافم لایق رسیدن به من هستن
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد ارزشمندم و مریم خاااانم مهربانم
خداروشاکرم بابت کلام شیوای استاد عزیزم که همیشه ناب و دوست داشتنی ، طوری جواب سوال میدن که از زبان برنیامده برجان و دل مینشینه و این دقیقا بخاطر عمل خودشون به آموزه هاست.
خیلی از جواب این سوال لذت بردم که اگر به عقب برمیگشتین چطور عمل میکردین ؟!
خیلی رهاتر و شادتر و با یقین بیشتر به حصول نتیجه ، زندگی میکردم.
این درس بزرگی برای من داره که همیشه تو مسیر حق بمونم و از تضادها اهرمی برای رسیدن استفاده کنم.
خیلی بهتر روی خودم کار کنم تا نتایجم با جان و دل و شادی بیشتر همراه کنم.
اگه کوچکترین بادی و حرکتی در مسیر یه دود کوچولو راه بیفته ، اگه کوچکترین نفسی کشیده بشه، اون دود تغییر جهت میده، پس چطور ممکنه تمام وجودت مسیر پیشرفت و توجه به نکات مثبت باشه و یقین به شدن نداشته باشیم ….!!!!!
اینها نجوا شیطانه، که میخواد ته دلت خالی کنه و ….
پس با شادی و ایمان بیشتر ( نسبت به خداوندیکه عظیم ترین خلقت هارو در مقیاس های متفاوت، بوجود آورده) ادامه بدیم که حق پایدار و ماندنی است .
استاد عزیزم کلام شیوای شما برای خدمت به خلق و اومدن ثروت مثال زدنی است.
شاید این جمله رو زیاد شنیدیم ولی باوری که اینجا از خدمت و ثروت ساخته میشه بی حد وحصره.
چقدر همه جا خوب توضیح دادین که ملاک رضایت درونی خودمون ، شادی خودمون ، رضایت خدا ، عشقمون به کار و ….باشه تا ثروت پایدار اتفاق بیفته.
چقدر در مسیر ثروت آفرینی، کمک کردین رشد و شخصیت تکمیل بشه تا نتایج پایدار بشه.
توجه به اصل، توحیدی بودن ( قدرت مطلق دانستن خداوند)، و توجه به احساسمون ( احساس خوب = اتفاقات خوب)
آویزه گوشمه و سعی میکنم آمیخته با تمام وجودم باشه.
خدلروشاکرم برای همه موهبت ها، واین موهبت ارزشمند و حضور استاد بی نظیرم برای طی مسیر زیبا ، موجز وکارا..
خدایا مارا با راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی و مسیرهای شگفت انگیز هدایت بفرما.
در پناه خداوند باشیم
سلام به استاد عزیزم
من یک ساله که عضو سایت هستم و این اولین دیدگاهمه که می فرستم خیلی از فایل های رایگان را گوش کردم و آموزش های آن را رعایت میکنم و نتایجی که از آنها گرفتم آرامش مطالعه قرآن ولذت بردن از مطالعه آن ، احساس نزدیک بودن به خداوند هست و الان فایل 1تا 5 مصاحبه با استاد را گوش کردم که لذت بردم از آگاهی های آنها هر فایل که در این سایت هست دری از درک و فهم حقایق را به روی ما می گشاید که نتیجه اش در سایه زندگی راحت قرار گرفتنه
امیدوارم به زودی از دوره های شما بخرم و شاهد نتایج عالی باشیم
ممنونم از شما استاد خوبم
به نام خدای مهربان🪴
سلام به استاد عزیز و دوستان عزیز سایت
چطور انگیزه خودم رو برای ادامه دادن این مسیر حفظ کنم و با اینکه به نتایج دلخواه نرسیدم نه تنها ناامید نشم بلکه این مسیر رو همچنان با شور و شوق ادامه بدم؟
وقتی که من عمیقاً با تمام وجودم قانون خدا رو درک کنم که جهان ساخته شده تا به فرکانسهای من پاسخ بده و تجربه زندگیم چیزی جدا از باورهام نیستن دیگه حجت بر من تموم میشه که تجربه شرایط خوب یا تجربه شرایط ناخواسته تنها در گرو باورها و کانون توجه خودمه و هیچ شانس یا اتفاق غیر منتظرهای هم در کار نیست.
رسیدن به خواستهها منو به احساس خوب نمیرسونه اما رسیدن به احساس خوب قطعاً منو به خواستههای بیشتری میرسونه
وقتی که این قانون رو خوب درک کنم اون وقت دیگه جرات موندن در احساس ترس، نگرانی، ناامیدی و در یک کلام موندن در احساس بد رو ندارم و متعهد میشم به تلاش برای هماهنگ شدن با قوانین خداوند.
همونطور که دستم رو روی آتیش نگه نمیدارم چون قدرت آتیش رو درک کردم،
یا خودم رو از بلندی پرت نمیکنم چون از قدرت نیروی جاذبه آگاهم، یا اگه شنا بلد نباشم توی آب پر عمق شیرجه نمیزنم، به همین ترتیب هم وقتی قدرت این قانون و نقش اون در تجربه زندگیم رو درک کنم قطعاً جرات نادیده گرفتن اون و موندن در احساس بد رو نخواهم داشت، چون میدونم اگه به هر دلیل، برهان و منطق در احساس بد بمونم قطعاً اتفاقات بدی رو تجربه میکنم
و برعکس هر چقدر که بتونم باورهای محدود کنندهام رو که منشا ناامیدی، ترس، نگرانی، طمع، خساست، دلهره، خشم و در یک کلام احساس بد هست رو با باورهای متضادشون یعنی باورهای قدرتمند کننده بپوشونم زندگیم در تموم جنبهها با کیفیتتر میشه.
این یعنی توانایی کنترل ذهن برای موندن در احساس خوب.
باورهای محدود کننده همیشه در وجودمون هستن و منتظر یه فرصتن برای فعال شدن دوباره، به محض کوچکترین غفلت، شیطان ذهن دست به کار میشه و اون باورها رو فعال میکنه، پس باید کار کردن روی باورها یه فرایند دائمی باشه که این هم یک مسیر تکاملیه.
همانطور که نمیتونم دیوار سیاه رو تنها با یک فرچه از رنگ سفید تبدیل به دیوار سفید کنم پس نمیتونم با موندن در احساس خوب در کوتاه مدت و تلاشی موقتی و مقطعی برای کنترل ذهن تغییری ملموس و پایدار در کیفیت اتفاقات زندگیم ایجاد کنم
هر چقدر که تلاش برای موندن در احساس خوب با کمک ایجاد باورهای قدرتمند کننده رو ادامه بدم اون باورها قدرت بیشتری میگیرن و منو وارد مدارهای بالاتری میکنن که اتفاقات و شرایط با کیفیتتری رو تجربه کنم و از اتفاقات و شرایط نادلخواه فاصله بیشتری میگیرم.
اگر که کنترل ذهن برام سخته، اگر که موندن در احساس خوب رو بهایی گزاف و کاری غیر ممکن برای رسیدن به خواستهها میدونم و قادر به تمرکز بر نکات مثبت هر جنبهای از زندگیم نیستم یعنی هنوز نتونستم این قانون رو خوب درک کنم چون وقتی به معنای واقعی کلمه درباره این قانون به یقین برسم که احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد
اولاً نگران بودن درباره اتفاقات آینده رو کنار میذارم و به آرامش میرسم
چون میدونم نتیجه فرکانسهای خوب قطعاً اتفاقات خوبه
ثانیاً از اونجایی که میتونم ارتباط بین میزان باورهای قدرتمند کنندهای که برای غلبه بر نجواهای ذهنم و رسیدن به احساس خوب ساختم رو با میزان اتفاقات دلخواهی که تجربه میکنم پیدا کنم نه تنها میتونم از دیدن نتایج حتی بسیار کوچیک شاد و امیدوار باشم و برای ادامه دادن این مسیر انگیزه بگیرم، بلکه از اینکه هنوز خواستههای بزرگم محقق نشدن ناامید نمیشم، چون میدونم این یک مسیر تکاملیه که باید طی بشه و هر چقدر تواناییم در کنترل ذهن و تمرکز بر زیباییهای زندگیم بیشتر بشه باورهام قدرتمند کنندهتر و منو وارد مدارهای بالاتری میکنه که زندگی با کیفیتتری رو تجربه کنم
باید سعی کنم که از زندگیم لذت بیشتری ببرم و مطمئن باشم که خداوند هر خواستهای رو که بخوام بهم میده وهر لحظه احساس بهتری داشته باشم تا به مسیرهای بهتر هدایت بشم. سعی کنم روی باور فراوانی کار کنم باوری که هر چقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوبترم. اگر نگاهم رو به مسائل جوری تغییر بدم که احساسم بهتر بشه 100 اتفاقات خوب برام میفته و اگه نتونم این کارو بکنم 100 شرایط برام سخت میشه.
اگر احساسم رو خوب کنم اوضاع حالا هرجوری که هست تهش برای من خوب میشه موضوع اینجاست که کسی اینو باور نمیکنه یعنی خیلیها که نمیتونن خودشون رو کنترل کنن دلیلش اینه.
اگه بدونم که آتیش دست منو میسوزونه دستم رو هیچ جوره سمت آتیش نمیبرم، مگر اینکه مطمئن نباشم
اگر نتونم احساسم رو خوب کنم با تغییر زاویه ذهنم، حتماً میسوزم.
باورها یک شبه به وجود نمیان که یک شبه هم از بین برن
من باورهای قبلی رو نمیتونم خراب کنم، اونا همیشه هستن، من با ایجاد باور مناسب، متضاد با باور غلط، در واقع باعث میشم باور مناسب دیده بشه، یعنی فضای بیشتری رو ذهنم بهش اختصاص بده.
باورهام از بین نمیرن، اونا همیشه در ذهنم هستن،برای همینه که باید همیشه روی خودم کار کنم
یعنی علفهای هرز همیشه هستن به محض اینکه روشون کار نمیکنم، نمیچینمشون، مواظبت نمیکنم، اونا دوباره رشد میکنن، ولی وقتی روی باورهای خوبم کار کنم و توجه کنم به اونها فضای ذهنی بیشتری میدم به باورهای خوب، و همین فضای بیشتر و توجه بیشتر به باورهای خوب، باعث میشه کارم انجام بشه.
هیچ وقت دنبال راه سریع نباشم، مثل اونایی که دنبال سریع لاغر شدن یا سریع پولدار شدن هستن.
همه چیز باید تکاملش طی بشه.
اگه تکاملم طی بشه هر چیزی که به دست میارم پایداره.
اگه تکاملم طی نشه مثل اونی هست که دو روزه میره باشگاه گنده میشه بعد فرداش انگاری سوزن زدی بادش خالی میشه.
به اندازهای که مشکلات مردم رو حل کنیم ثروتمند میشیم، آدمهایی که ثروت پایدار دارن آدمهایی هستن که مسائل رو حل میکنن، حالا هر کی هر مسئلهای رو بهتر و بیشتر حل کنه ثروتمندتر میشه.
به نام خدای مهربان🪴
یکی از بزرگترین ترمزهایی که درهای زندگی رو به روی نعمتهای جدید و برکتهای بیشتر میبنده چسبیدن به چیزهایی که در زندگی دارم و تلاش برای حفظ چیزهاییه که بهشون عادت کردم تموم تجربه های زندگیم از روابطی که تجربه میکنم، شغلی که دارم، مکانی که در اون زندگی میکنم، به خاطر فرکانسها و باورهای منه
خیلی از افراد ترسشون اینه که با تغییر باور اونها و عدم تغییر باورهای همسر، دوست، خواهر، برادر، یا فرزندشون جهان اونا رو از هم جدا کنه
برای همین تصمیم به تغییر دیگران هم میگیرن و تلاش زیادی برای همراه کردن دیگران با خودشون دارن.
من هرگز قدرتی در تغییر هیچ فردی به جز خودم رو ندارم و نیازی هم به داشتن این قدرت ندارم. چون تنها عامل تجربه اتفاقهای بهتر ایجاد باورهای قدرتمند کننده است.
جهان همواره منو در ارتباط با آدمها و اتفاقهایی قرار میده که هم فرکانس با من هستن.
هر کدام از ما در هر لحظه در مداری متناسب با باورهامون قرار داریم و در اون مدار اتفاقات و روابطی رو تجربه میکنیم که همجنس با باورهامون در اون برهه است
به محض اینکه فاصله فرکانسی من به واسطه ایجاد باورهای متفاوت از اطرافیانم زیاد بشه جهان منو وارد مدار بالاتری میکنه که روابط با کیفیتتری رو تجربه کنم.
باید سعی کنم از هر تغییری استقبال کنم چون هر تغییر منو به سمت تجربه با کیفیتتری در همه جنبهها هدایت میکنه.
موضوع بعدی که اونم مانع بزرگی در برابر ایجاد باورهای قدرتمند کننده است غیر ممکن دونستن رسیدن به برخی از خواستههاست.
به محض شکل گرفتن خواستهای توی وجودم نیرویی درونی در من بیدار میشه که خودش رو در قالب انگیزه و شور و شوقی سوزان برای داشتن اون خواسته نشون میده.
اگه این نیرو رو با کمک ایجاد باورهای قدرتمند کننده مخصوصاً باورهای توحیدی تقویت کنم قدم به قدم منو به سمت تحقق اون خواسته هدایت میکنه.
پس در هر وضعیت و شرایطی که هستم هیچ خواستهای اونقدر بزرگ نیست که توان رسیدن به اونو نداشته باشم
فقط باید قدم به قدم تکاملم رو در مسیر طی کنم.
باور توحیدی که توی این مسیر بهم کمک میکنه اینه که بتونم سکان زندگیم رو در دست هدایت نیرویی قرار بدم که در حال هدایت همه جهانه و به جای تکیه بر عقل و منطق انسانی، چگونگی هدایت به مسیر خواستههام رو از این نیرو بخوام و در برابر هدایتش تسلیم باشم.
این حد از تسلیم یعنی تقوای واقعی که خودش رو در حرص و طمع نورزیدن نشون میده
خودش رو در مسابقه ندادن با دیگران، عجله نداشتن برای عقب افتادن از قافله دیگران و بیاهمیت بودن تایید شدن توسط دیگران نشون میده.
این تقوا خودش رو در تلاش برای هماهنگی بیشتر با قوانین و لذت بردن از مسیری که در اون قرار گرفتم و احساس بینیازی از خواسته نشون میده
باید تنها موضوع مهم زندگیم لذت بردن از زیباییهای مسیر باشه و تنها چیزی که به اون فکر نکنم چگونگی رسیدن به مقصد یا ترس از نرسیدن به مقصد باشه. چون به اون سیستم اعتماد کامل دارم برای همین فرمان رو به اون سپردم و قادرم در آرامش از مسیر لذت ببرم.
خوبی جهان و آزادی که خدا به انسان داده اینه که من آزادم هرجور دوست دارم فکر کنم بقیه هم آزادن هرجور که دوست دارن فکر کنن
اما من نتیجه افکار خودمو میگیرم اونا هم نتیجه افکار خودشون رو میگیرن. اصلاً نباید فکر کنم که بقیه باید با من همراه باشن تا من بتونم این مسیر رو ادامه بدم
باید فقط روی خودم کار کنم اونایی که با من همراه هستن با من ادامه میدن و توی زندگی من هستن
اونایی هم که نیستن میرن و آدمهای دیگه میان .
به هیچ عنوان نخوام خانوادم رو به زور وارد مسیری کنم که خودم دارم توی اون مسیر میرم.
باید فقط روی خودم کار کنم جهان اونایی رو که هم مسیر با من هستن رو وارد زندگیم میکنه
حالا ممکنه خانوادم نباشه
وقتی که من در مسیر درست قرار میگیرم حتی اون مسائلی که فکر میکردم به ضررمه به نفعم میشه در نهایت.
اصلاً اینجور نیست که اگه موفقیت خاصی رو کسب نکردم دیگه نتونم کسبش کنم به محض اینکه باورهام رو تغییر بدم و روی خودم به صورت بنیادین کار کنم همه چیز زندگیم تغییر میکنه. فارغ از هر شرایطی که توی خونه و زندگی دارم میتونم به هرچی که میخوام برسم فقط باید تکاملم طی بشه.
هر گفتگوی ذهنی، هر نجوایی که به من احساس بد میده، احساس ترس، نگرانی، ناراحتی میده از طرف شیطانه
و هر گفتگویی که بهم احساس خوب میده احساس صبر، ایمان، توکل، امید، شادی، شور و شوق و لذت میده از طرف پروردگاره
یک سری چیزها هم هست که هیچ احساس خاصی نداره، پس انجامش بدیم و نگرانش نباشیم.
اگر احساس بدی نداره یعنی خوبه.
اگر چیزی احساس بدی نداره، فکری، نجوایی، گفتگویی، مسیری، یا هر چیزی، یعنی میگیم نه احساس بدی دارم نه احساس خوب،
اگر احساس بدی نداره یعنی احساس خوب داره
چون ما احساس بد رو کاملاً واضح میفهمیمش
سعی کنم توی زندگی مسیر خودم رو برم و هر بار هم از قبل بهتر بشم.
اصلاً هم دنبال این نباشم که فلانی چقدر کار میکنه، چقدر کار نمیکنه،
اصلاً با کسی رقابت نکنم
به من ربطی نداره که فلانی یا بیل گیتس یا هر کس دیگه چقدر درآمد داره
یا روزی چقدر کار میکنه
اینها همش حاشیه است
اگر میخوام رقابت کنم با خودم رقابت کنم سعی کنم هر روزم بهتر از قبل باشه
سعی کنم از زندگیم لذت ببرم و کاری هم نداشته باشم بقیه چقدر دارن، چقدر ندارن، چقدر باید حسرت بخورم، چقدر نباید حسرت بخورم، چقدر فاصلهام از اونا کمتره یا زیادتره
هر چقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا عزیزتر و محبوبتر میشم.
اگرثروت واقعی داشته باشم و در مسیر درست باشم نه حرص میزنم، نه طمع دارم، نه کار خلاف میکنم، نه کلاهبرداری میکنم، نه حسادت میورزم، نه به کسی باج میدم، نه به کسی التماس میکنم، نه نگرانم کسی ازم سو استفاده کنه.
تا وقتی که ایمان و باورهای درست نسبت به خداوند در ذهنم هست ثروت و نعمت هم هست
این باران الهی همیشه داره میاد
نگاه نکنم که کی چقدر داره و یا سطلش چقدر بارون جمع کرده
بدونم که این بارون همیشه میباره سطلم رو درست کنم، سوراخهاش رو بگیرم، به اندازهای که نیازم باشه خداوند بیشتر از نیازم بهم خواهد داد
وقتی که باورهام رو درست کنم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
در قسمت پایانی این فایل استاد راجع به تقوا و ثروت صحبت کردند و فرمودند که
هر چه ثروتمند تر شوی ، با تقوا تر میشوی و بنابر آیه زیر که می فرماید:
إِنَّ أَکۡرَمَکُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰکُمۡ
[سوره الحجرات 13]
هر چه با تقواتر باشی ، محبوبیت تو نزد خدا بیشتر است…
چه باور زیبایی
این حرف استاد عباس منش من را یاد یک سخن زیبا از حضرت محمد انداخت…
نِعمَ العُونِ عَلى تَقْوى الله الغِنَى
بی نیازی ، چه خوب یاوری است در راه تقوای خدا
بی نیازی چگونه بوجود می آید؟
با پول
اینقدر داشته باشی که نیازمند هیچ کس نباشی
سپاس استاد نازنین که سخاوتمندانه این آگاهی ها را با ما به اشتراک میگذارید…