مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»


سوالات مطرح شده در این قسمت:

  1. چگونه خود را در شرایط سخت احساسی مثل احساس ناامیدی، ترس یا نگرانی کنترل می کنید، به هم نمی ریزید و دوباره به مسیر اصلی بر می گردانید؟
  2. برای بهبود اوضاع مالی، بهتر است هدف را خدمت به خلق انتخاب کنم یا جنبه مادی آن یعنی ثروتمند شدن را؟
  3. روند شکل گیری باورهای قدرتمندکننده شما درباره ثروت به چه شکل بوده است و شما از چه مسیری به استقلال مالی رسیدید؟
  4. نگاه شما به پول و ثروت چیست؟
  5. تغییر چه باورهایی، بیشترین تاثیر مثبت را بر وضعیت مالی شما داشته است؟

 


مفاهیمی که استاد عباس منش در پاسخ به سوالات این قسمت، توضیح داده اند:

  • قدرتمند کننده ترین باوری که در لحظات تضاد، باعث کنترل ذهن می شود؛
  • درک قانون « احساس خوب = اتفاقات خوب» و احساس بد = اتفاقات بد»، قویترین منطق برای کنترل ذهن در لحظات تضاد است؛
  • قانون باور و استفاده از این قانون برای ساختن باورهای قدرتمند کننده و ثروت ساز؛
  • قانون تاثیرگذاری این است که: “شما خودت اولین نفری هستی که به آنچه می گویی عمل می کنی”؛
  • مفهوم کلی تغییر باورها؛
  • چرا تا این حد بر جدی گرفتن تغییر باورها تأکید دارم!
  • معنوی ترین نگاه به پول و ثروت؛
  • معیاری برای “تشخیص الهامات قلبی” از نجواهای ذهن؛
  • تنها کلیدی که در مبحث الگوبرداری، تأثیر سازنده دارد؛
  • مثالهایی درباره «باور فراوانی» و راهکارهایی برای ایجاد این باور به عنوان شاه کلید ورود نعمت‌ها به زندگی؛
  • ثروت، تقوا را افزایش می دهد؛

تمرین این قسمت:

  1. با توجه به آگاهی های این قسمت، باورهای قدرتمند کننده ای را لیست کن که ارتباط مستقیم بین ” تقوا و ثروت پایدار ” را نشان می دهد.
  2. از خلال توضیحات استاد عباس منش در این قسمت، چه راهکارهایی برای ایجاد و تقویت باور به فراوانی آموخته ای با توجه به اینکه، «باور به فروانی» نقشی بسیار اساسی در تجربه موفقیت مالی پایدار دارد؟

منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به تمرین این قسمت، هستیم


منابع کامل برای ساختن استقلال مالی: دوره روانشناسی ثروت 1

دوره روانشناسی ثروت 1، استاد شناسایی باورهای شماست. زیرا هر کدام از ما به واسطه ی گذشته ی خود و محیطی که در آن بزرگ شده ایم، باورهای متفاوتی درباره ثروت داریم. به همین میزان هم پاشنه های آشیل ما درباره ثروت و موفقیت مالی، با هم متفاوت است.

به عنوان مثال، پاشینه آشیل یک فرد در مبحث موفقیت مالی، احساس لیاقت داشتن درباره ثروت است. اما برای یک فرد دیگر، مهم ترین مانع در برابر موفقیت مالی، باورهای مذهبی و شرک آلودی است که در ذهن او معنویت و ثروت را در مقابل هم قرار داده است. خداوند و ثروت را در مقابل هم قرار داده است و به این شکل ترمزهای در ذهن فرد درست شده که مانع رسیدن به موفقیت مالی است.

بر این مبنا، آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1،  برای هر دانشجو به صورت منحصر به فرد و شخصی عمل می کند. یعنی این دوره به دانشجو کمک می کند تا با به شناخت رسیدن از باورهایش درباره ثروت، در قدم اول، باور محدود کننده ای را در ذهن خود بشناسد که در حال ایجاد بیشترین تخریب در وضعیت مالی اوست و پاشنه آشیل او محسوب می شود. باوری که حتی کوچکترین بهبود در آن نقطه، بیشترین تأثیر مثبت را می تواند در وضعیت مالی فرد ایجاد کند. سپس در ادامه جلسات دوره، به کمک منطق های قوی، فرایند تغییرات آن باور در ذهن فرد شروع می شود و به همین منوال هم وضعیت مالی فرد شروع به بهبود می کند.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1

ایجاد باور فراوانی به وسیله “تئوری ظرف آب” در دوره روانشناسی ثروت 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    247MB
    33 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»
    32MB
    33 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1778 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساحل آرامش» در این صفحه: 6
  1. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    رابطه متقابل بین تقوا و ثروت پایدار

    چگونه خودتون رو در شرایط سخت احساسی ناامیدی ترس کنترل می‌کنید و چگونه به مسیر اصلی برمی‌گردید و به هم نمی‌ریزید

    کلاً از وقتی که روی باورهام کار کردم مسیرهای خیلی سخت بهش بر نخوردم که سخت باشه

    من چند تا اتفاق سخت توی زندگیم داشتم یکی همون اتفاقی بود که دوستام فوت کردن که تا به حال توی زندگیم به خاطر هیچ چیز اونقدر گریه نکردم حتی به خاطر فوت فرزندم

    حتی اون موقع اونقدر قوی نبودم اون موقع اون شروع تغییراتم بود

    بعد اتفاق تلخ و سخت دیگه فوت فرزندم بود که درد داشت خیلی

    مخصوصاً که مثلاً همسرم هم خیلی اذیت شد دیگه اونم یه ذره مزید بر علت شد که درد بیشتر بشه چون باید اونم آروم می‌کردم بعد خودم هم یه ذره اون اتفاق سخت بود مخصوصاً اون بچه‌ای که سالم سالم بود و هیچ نشانه‌ای از هیچ مسئله‌ای نداشت و بسیار بسیار هم بی‌آزار بود یعنی میکائیل خیلی بچگیش مخصوصاً 6 ماه اولش بنده خدا دردسر داشت و خیلی اذیتمون کرد و همیشه گریه و ناراحتی

    ولی پسر دومم اصلاً هیچ شیرش رو می‌خورد می‌گرفت می‌خوابید اصلاً کاری نداشت خیلی آروم و راحت بود بعد که یهویی این اتفاق افتاد بی‌خبر و بدون هیچ مقدمه‌ای یعنی یه شب هم مریض نبود سالم سالم توی یک روز که ما نبودیم اون موقع این اتفاق افتاد من که بندرعباس بودم مادرش هم پیشش نبود و توی یک روز این اتفاق افتاده بود بنابراین خیلی سخت بود و اتفاق خاصی که مثلاً بگم اذیت کرده باشه

    و اون یه دوره‌ای هم که توی مسائل مالی بدهکار شده بودم اون دوره هم یه ذره سخت بود ولی هر کدومشون رو به نسبت خودشون هی سعی می‌کردم روی باورهام کار کنم.

    یعنی من این باور رو دارم خیلی خیلی قوی که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب

    این باور رو دارم که وقتی شما نگاهت رو به مسائل جوری تغییر میدی که احساست بهتر میشه 100درصد اتفاقات خوب برات میفته و اگر نتونی این کارو بکنی 100درصد شرایط برات سخت میشه

    یعنی این اهرم رنج و لذت رو خوب ساختم توی ذهنم به همین دلیل اصلاً وقتی می‌دونم اگر احساسم رو خوب کنم اوضاع حالا هرجوری که هست تهش برای من خوب میشه خب دیگه این کارو می‌کنم یعنی موضوع اینجاست که این یه تیکه رو کسی باور نمی‌کنه

    خیلی‌ها که نمی‌تونن خودشون رو کنترل کنند دلیلش اینه که اینو یعنی اگر من بدونم که آتیش اینجا دست منو می‌سوزونه خب دستم رو هیچ جوره سمت آتیش نمی‌برم هیچ جوره مگر اینکه اینقدر مطمئن نباشم که آتیش دستم رو می‌سوزونه بعد اون وقت احتمال داره دستم رو ببرم توی آتیش

    یعنی در مورد احساس خوب و بد مثل اینه که من می‌دونم اگر نتونم احساسم رو خوب کنم با تغییر زاویه ذهنم حتماً می‌سوزم اینو بهش مطمئنم به همین دلیل خیلی راحت می‌تونم ذهنم رو کنترل کنم.

    سوال بعدی آیا راهی دارید که در سریع‌ترین راه ممکن بشود باوری را به وجود آورد و نهادینه کرد

    نه سریع‌ترین راه اگر منظورتون یک دکمه هست یا یه چیزی که بعضی از دوستان میگن جادو و جنبل اینا نه به خدا من بلد نیستم اگر کسی میگه و ادعا می‌کنه ای کاش که نتیجه‌ای هم نشون بده آخه ادعا کردن که کاری نداره همه می‌تونن ادعا کنند اما نتیجه گرفتن مهمه وگرنه ادعا کردن که بگی من می‌تونم از برج میلاد همینجوری با پنجه برم بالا خب باشه می‌تونی بری برو بالا ببینم

    من اگه میگم نمیشه به این دلیل که قانونش رو می‌دونم به این دلیل که باورها یه شبه به وجود نیومده که یه شبه از بین بره و ساخت یک موضوعی ساخت یک چیزی

    یعنی شما یک خونه رو بخوای خراب کنی می‌تونی راحت خرابش کنی اما می‌خوایی بسازیش چون باور رو باید بسازیش اینجوری نیست که بگی ما باورهای قبلی رو خراب می‌کنیم باورهای جدید رو ایجاد می‌کنیم نه شما باور قبلی رو خراب نمی‌تونی بکنی اون باور همیشه هست شما با ایجاد باور مناسب متضادِ با باور غلط در واقع باعث میشید که باور مناسب دیده بشه

    یعنی فضای بیشتری رو ذهنت بهش اختصاص بده

    شما باورهای غلطتون از بین نمیره که، همیشه گفتم مثل اینه که رنگ بریزی روی کاشی

    شما رنگ کاشی رو نمی‌تونی عوض کنی می‌تونی رنگ بریزی روش اون باورهای غلط همیشه توی ذهن ما هست به همین دلیل هم هست که ما باید همیشه روی خودمون کار کنیم یعنی علف‌های هرز همیشه هستن به محض اینکه روشون کار نمی‌کنی و نمی‌چینیشون مواظبت نمی‌کنی اونا دوباره رشد می‌کنن

    یعنی اونا همیشه هستن

    ولی وقتی روی باورهای خوبت کار می‌کنی و توجه می‌کنی به اون‌ها فضای ذهنی بیشتری میدی به باورهای خوب و همین فضای بیشتر و توجه بیشتر به باورهای خوب باعث میشه که کارشون انجام بشه وگرنه اونا هستن

    به همین دلیل هم ساخت خونه است

    بالاخره خونه خراب کردنش شاید بشه توی یک ساعت با یک بمب خرابش کرد ولی ساختش نه باید بسازیش با جزئیات مخصوصاً وقتی باور خوب می‌خوایم بسازیم باید تمام جزئیات توش دیده بشه

    بنابراین من هرچی رو که گفتم به شما خودم قبلش انجام دادم من در هر مورد اون دوستانی که میگن آقای عباس منش چرا اینقدر کلامت نفوذ داره و چه تاثیر می‌ذاره و من یک بار این همه دوره و برنامه رفته بودم و این تاثیر رو نداشته یه بار برنامه شما رو دیدم اینقدر تاثیر گذاشت به این دلیله که من اون چیزی رو میگم که خودم نتیجه ازش گرفتم یعنی خودم اول انجامش دادم نتیجه گرفتم بعد کلی هم بهش فکر کردم کلی بالا پایینش کردم و بعد اومدم جلوی دوربین گفتمش به همین دلیل تاثیر داره

    یعنی من خودم می‌دونم آدم تاثیرگذاری هستم شماها چه بگید چه نگید من به وضوح به این قدرتم واقفم

    اما اینجوری نیست که همینجوری اتفاق افتاده باشه به این دلیل اتفاق افتاده که من عمل می‌کنم به اون چیزی که میگم هر کسی عمل کنه همین قدرت رو پیدا می‌کنه.

    صداقت و درستی و روراستی برای من خیلی خیلی ارزشش بالاست توی ذهن من

    به همین دلیل تحت هیچ شرایطی چیزی رو که بدونم جواب نمیده به کسی نمی‌گم و اگر روی چیزی مثل بحث باورها اینقدر تاکید می‌کنم میگم همه چیز به خدا فقط همینه

    یا بحث توحید میگم همه چیز فقط همینه

    به خاطر اینه که ازش جواب گرفتم و چه شما باشید چه نباشید من دارم به همون شکل زندگی می‌کنم به همون شکلی که دارم صحبت می‌کنم و میگم

    حتی با چیز بیشتر با غلظت بیشتر توی زندگی خودم دارم بهش عمل می‌کنم

    بنابراین دنبال راه سریع نباشید مثل اینه که دنبال راه سریع لاغر شدن هستند یا سریع پولدار شدن میرن

    توی یه سری موسسات پول میذارن میگن سودتون رو ما سه برابر بانک به شما سود می‌دیم بعداً کل پول رو جمع می‌کنن میرن یا اونایی که سریع می‌خوان عضله‌هاشون بشه اینقدر بعد اون اتفاقی میفته که خودتون در جریانش هستید همه چیز باید تکاملش طی بشه.

    میگه هدفمون رو باید صرفاً خدمت به خلق در نظر بگیریم یا جنبه مادیش رو که برامون خیلی خیلی مهمه در نظر بگیریم

    جفتشون یکی هستن

    یعنی شما به اندازه‌ای که مشکلات مردم را حل می‌کنید ثروتمند میشید جدا از هم نیستن

    آدم‌هایی که ثروت پایدار دارن آدم‌هایی هستن که مسائل رو حل می‌کنن

    حالا هر کی هر مسئله‌ای رو بهتر و بیشتر حل کنه ثروتمندتر میشه

    نگاهتون به پول و ثروت چی هست؟؟

    نگاهم اینه که هر چقدر ثروتمندتر باشی در دیدگاه خداوند عزیزتری این نگاه منه

    روند شکل‌گیری باورها در مورد رابطه با سرعت چی بوده؟

    باور خوبتون

    روند شکل گیریش همون باوری بوده که من توی دوره روانشناسی ثروت 1 گفتم در واقع دوره روانشناسی ثروت یک همه اون باورها یا حداقل 98 درصد اون باورها پاشنه آشیل من بوده

    یعنی نه 98 درصد 100درصد اون باورها حالا یه جاهاییش رو بیشتر روش کار کرده بودم اون موقع یه جاهاییش رو کمتر روش کار کرده بودم ولی تمام اونها پاشنه آشیل من بوده ولی هر چقدر که بیشتر روش کار کردم اون اساسی‌هاش بیشتر مشخصه دیگه

    مثل همین باور فراوانی و اونجا اون دوره روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 دوره‌های فوق‌العاده‌ای هستن برای تغییر باورهاتون دوره‌های بی‌نظیری هست

    یعنی من هنوز که هنوزه اون دوره‌ها رو اصلاً عاشقانه ازشون استفاده می‌کنم و میگم اه چه مطالبی توش گفته شده خیلی دوره‌های خوبی هستن خیلی باورهای منو تغییر دادن.

    دوستمون پرسیدن که توضیحی در مورد ایجاد باور فراوانی به ما بدید

    چطور به صورت ریشه‌ای روی این باور کار می‌کنید

    اصلاً من میگم این باور اینقدر توی ذهن من ایراد داره که فکر نمی‌کنم روزی بشه که بگم مثلاً من مسلط شدم روی باور فراوانی

    یعنی خیلی باور کمبودی که به ما گفتن پول کمه موفقیت سخت به دست میاد

    آدم خوب کمه

    موقعیت کار خوب کمه

    و همه چی کمه آب کمه برف کمه بارون کمه آب کمه ویتامین کمه اصلاً همه چی کمه نون کمه غذا کمه اینقدر به ما گفتن توی زندگیمون و نسل در نسل به ما گفتن که حد و حساب نداره

    خیلی ما باورهامون در مورد این موضوع ایراد داره کاری که من می‌کنم اینه که تایید می‌کنم تحسین می‌کنم اون نمودهای فراوانی رو

    مثلاً در مورد آب من این همه آب می‌بینم اطراف خودم تایید می‌کنم تحسین می‌کنم و در مورد اون موقع که توی ایران بودم و آب هم می‌گفتن کمه مثلاً من یک خبرهایی رو خوندم در مورد نانو تکنولوژیک آب دریاها رو می‌تونه شیرین کنه و اصلاً آب شیرین دیگه نامحدود میشه

    آب دریاها هر کجا که هست دریا مگه محدوده دریا که نامحدوده 70 درصد کره زمین را آب پوشونده و اون آب رو می‌تونن شیرین کنند

    بعد مثلاً من اینو هی به خودم گفتم هی روی باور فراوانی آب مثلاً یه دستگاهی رو الان هست می‌تونید توی آمازون سفارش بدید بخرید اصلاً یک بطری آب هست شما آب جوب رو بریزید توش اصلاً آب جوب آب دریا آب شور هرچی که هست بریزید توش دو تا به هم بزن بعد درش رو باز کن و آب آشامیدنی رو بخور راحت و خوب اصلاً توی ماشینتون بزارید هر کجا که رفتیم آب نبود یه جویی بود یه رودخونه‌ای آب لجنی کثیفی هرچی که بود بریزی توش آب سالم گوارا رو برای شما داره هیچ مشکلی هم نداره.

    یا مثلاً ما برای تسلا برای خودرو تسلا ثبت نام کردیم جدیدترین مدلش رو گفته بودن مثلاً همون موقع که ثبت نام کردیم گفته بودن آخر 2018 یعنی همون موقعش می‌شد یک سال و خورده‌ای بعد

    یعنی توی این بازاری که همه خودروسازها خودروهاشون رو گذاشتن 500 تا نمایشگاه توی کل دنیا هم میذارن آی تخفیف ویژه فلان تخفیف ویژه فادر دی تخفیف ویژه فورت آف جولای تخفیف ویژه کریسمس باز همین جوری خودروهاشون هست

    شما هرجا میری می‌بینی توی هر محله‌ای توی آمریکا اینا نمایندگی‌های خود را دارن و یه پارکینگ لایت‌های بزرگی دارن پر از ماشین و هر بار هم به یه شکلی در واقع می‌فروشن این ماشین‌ها رو

    حالا یه خودروسازی هست یک شیوه جدید با یک دیدگاه متفاوت داره خودرو تولید می‌کنه یه دونه نمایشگاه هم نداره اصلاً اینجوری نیست که ماشین‌هاش رو همینجوری بذاره زیر آفتاب حالا تا یک سال بعد کی بخره یا نخره

    شما باید سفارش بدی از کارخانه برات بیاد بعد تازه سفارش میدی گفته بودن یک سال و خورده‌ای صبر کن الان دوباره میگن نه بیشتر از این ما نمی‌تونیم برسونیم و احتمالاً باید یک سال دیگه بیشتر از اونی که بهتون گفتیم صبر کنید

    یعنی چی؟؟

    یعنی اینکه اینقدر فراوانی هست برای فروش این‌ها اینقدر مشتری هست که توی هفته اول برای همین تسلا مدل تری 400 هزار سفارش ثبت شده در تاریخ فروش هیچ جنسی غیر از اپل این پیش سفارش وجود نداشته که توی یک هفته 400 هزار سفارش ثبت کنه بگن ما اینو الان ثبت می‌کنیم سفارشش رو دو سال بعد به ما جنس رو تحویل بدید.

    من اینا رو هی به خودم میگم و اینا هی باور فراوانی در ذهن من ایجاد می‌کنه حالا این دو تا مثالش بود من یک میلیارد تا از این مثال‌ها دارم و به این شکل باور فراوانی توی ذهن خودم ایجاد می‌کنم و تقویت می‌کنم تا ذهنم بهتر بشه هرچند که پاشنه آشیل هم همین باور فراوانیه

    یعنی فکر می‌کنم تا ابد باید روش کار کنم

    در مورد اینکه چطور الهامات رو تشخیص بدیم که بفهمیم از طرف خدا یا از طرف شیطان توضیح بدید که اینم گفتم هر گفتگوی ذهنی هر نجوایی که به شما احساس بد میده ترس نگرانی ناراحتی میده از طرف شیطانِ هر گفتگویی که به شما احساس خوب میده احساس صبر ایمان توکل امید شادی شور شوق لذت میده از طرف پروردگار

    خیلی هم راحت میشه فهمید احساسش رو همون اول

    بعد یه سری چیزها هم هست که بعضیا میگن هیچ احساس خاصی نداره انجامش بدید نگران نباشید اگر احساس بدی نداره یعنی خوبه کلاً یه بار من همیشه این قانون رو بگم اگر چیزی احساس بدی نداره فکری نجوایی گفتگویی مسیری هرچی یعنی میگی نه احساس بدی داره نه احساس خوب این چیه این داستانش

    اگر احساس بدی نداره یعنی احساس خوب داره چون احساس بد خیلی خوب می‌فهمیدش احساس خوب رو ممکنه خوب نفهمیدش شاید

    مثلاً اگر بدنمون سالمه نمی‌فهمیم سالمیم ولی وقتی یه زخم میشه قشنگ می‌فهمیم می‌سوزه یه جاییش یا پاره میشه قشنگ می‌فهمیم ایرادی هست ولی وقتی اوکی هست نمی‌فهمیم الان خوبه یا بد

    ولی وقتی مریض میشی می‌فهمی که بدی به خاطر همین وقتی که میگی من احساسم خنثی هست و هیچ چیزیم نیست یعنی خوبه چون اگر بد باشه کاملاً واضح می‌فهمی مثل زخم شدنه اگر دستت یه بلایی سرش بیاد در بره بشکنه یا مشکلی براش به وجود بیاد امکان نداره که نفهمی اگر هیچ احساسی نداری یعنی سالمِ دستت

    اونم همینه اگر گفتگوهایی که به شما گفته می‌شه احساسی در موردش نداری یعنی احساسش خوبه چون اگر احساسش بد بود کاملاً درکش می‌کردی

    سوال من اینه که شما چه بیزینسی رو از صفر شروع کردید و با باورهاتون به نتیجه رسوندید آیا بیزینس شما سخنرانی در مورد ثروت بود در حالی که ثروتی نداشتید یا کسب و کاری را استارت زدید و وارد بازار فروش شدید و بعد مرحله به مرحله پیشرفت کردید من قبلاً هم توی دوره راهنمای عملی توضیح دادم

    من اولاً که توی فایل قبلی هم گفتم از همون 14 ،15 سالگی برای خودم بیزینس داشتم مغازه داشتم وضعم هم خوب بود یعنی من در مقایسه با هم سن و سال‌های خودم فک و فامیل خودم از همه اونایی که می‌شناختم وضعم بهتر بود از لحاظ مالی بماند که حالا رفتیم بندرعباس و اون داستان اتفاق افتاد من توی شرایط عالی رفتم بندرعباس و از صفر شروع کردم دوباره وضعم یه ذره از لحاظ مالی نامناسب بود ولی بعدش دوباره خوب شد ولی کلاً همه اونایی که منو می‌شناسن مخصوصاً اونایی که از خیلی سن کم منو می‌شناختن می‌دونن که من خیلی زود وارد بازار کار شدم بیزینس داشتم درآمد داشتم درآمد خیلی خوب داشتم من یادمه اون موقع که کلوپ بازی‌های کامپیوتری داشتم دخل مغازه من هر شب اینقدر پر پول می‌شد که جیب‌های من جا نداشت من پول‌ها رو می‌ریختم توی پلاستیک می‌آوردم خونه یه روزی مادرم یه کمدی داشتم توی زیرزمین خونه پول‌ها رو می‌ریختم توی اون اومد پایین من در کمد رو باز کردم این پول‌ها همینجور ریخت بیرون چون همینجوری اومده بودم هر شب ریخته بودم توی کمد و درش رو بسته بودم خوابیده بودم بعد یهویی گفت که این همه پول از کجا آوردی گفتم چیه پول خودمه و کار کردم اصلاً متعجب شده بود و اون پول‌ها رو حالا من ازدواج کردم پول هزینه عروسیم بود هزینه خرید خدمت بود هزینه یه سری خرج‌هایی که خیلی توی کارم سرمایه‌گذاری می‌کردم هزینه اونا بود ولی در کل از پول ساختن سر در می‌آوردم و کار کرده بودم و میگم از لحاظ مالی هم نسبت به تمام دوستام حتی تمام فک و فامیل از لحاظ مالی وضعم توی همون سن از همه فامیل اونایی که بزرگ بودن و زن و بچه داشتن من هنوز زن و بچه نداشتم ولی از لحاظ مالی وضعم از همشون بهتر بود

    در مورد مراحل بعدی و پیشرفت بزرگترم اینجوری شد که من روی دوره‌های تندخوانی که آماده کردم و بعدش به صورت محصول آماده شد و اول دوره‌هایی بود که من به صورت حضوری دوره‌هاش رو برگزار می‌کردم و بعدش به صورت دی وی دی شد و بعدشم آنلاین شد من توی اون دوره‌ها در واقع از لحاظ مالی خیلی پیش رفتم یعنی من توی اون دوره‌ها یعنی اونایی که آنلاین بود و دی وی دی بود بعد آنلاین چندین میلیارد تومان اون موقع که توی ایران بودم من فروش کردم بعد از اینکه اون فروش انجام شد و نتایج اتفاق افتاد به صورت جدی من دوره‌های ثروت رو شروع کردم به آموزش دادن و اون نتیجه مالی رو گرفته بودم که اومدم دوره‌های ثروت را آموزش دادم.

    قبلش من بیشتر روی دوره‌های موفقیت و قرآن و قانون جذب کار می‌کردم یعنی اون موقع من اصلاً از لحاظ ذهنی اون موقع که حالا دوره برگزار می‌کردم اصلاً از لحاظ ذهنی من دنبال پول و ثروت نبودم من چیزهای دیگه‌ای رو در واقع خیلی دنبالشون نبودم که اون‌ها هم خیلی مهم بود هنوزم برام خیلی مهمه ولی بعد اومدم باورم رو در مورد ثروت درست کردم و از همون کارهایی که انجام می‌دادم یه سری ایده‌ها اومد توی اون کار خیلی از لحاظ مالی پیشرفت کردم در واقع من اون موقع که دوره‌های 21 روزه رو برگزار می‌کردم این دیدگاه رو داشتم که اصلاً ثروت همون آرامشه همون سلامتیه

    الان میگم همونه آرامش و سلامتی و البته پول همه اینا با هم هست

    اون موقع یه ذره دیدگاه منفی داشتم به خاطر باورهای نادرستم که بعد از اینکه اون باورها رو تغییر دادم اینقدر رشد توی کسب و کارم اتفاق افتاد هرچند که من بقیه باورها رو درست داشتم یعنی بعضیا هستن با برنامه من آشنا میشن همه باورهاشون ایراد داره من نه من خب سال‌ها روی باورهام کار کردم من در مورد سلامتی در مورد روابط در مورد توحید در مورد موفقیت کاری در مورد این مسائل اینقدر روی خودم کار کرده بودم که اصلاً توی زمان کوتاه توی ایران نفر اول بودم در حوزه کاری خودم

    اما از لحاظ مالی رشد نمی‌کردم و بعدش اومدم روی ذهن و باورهای ذهنی خودم در مورد ثروت کار کردم و اتفاقی که افتاد این بود که توی دوره‌های تندخوانی اصلاً یه دریچه بزرگ از موفقیت مالی برام به وجود آورد که دیگه مطمئن شدم راه رو پیدا کردم ایراد رو پیدا کردم در مورد ذهن ثروتمند و بعدش اومدم اون دوره‌های موفقیت مالی و روانشناسی ثروت را آماده کردم به پشتوانه اون نتایجی که از دوره‌های تندخوانی گرفتم و واقعا لطف خوبی بود دیگه واقعاً توی دوره‌های تندخوانی ما به یک موفقیت فوق العاده رسیدیم اون موقع چند میلیارد عدد کمی نبود خیلی‌ها هم این سوال را پرسیدن که شما از اینکه چطور ثروتمند شوید ثروتمند شدید

    نه به خدا ما قبل از اینکه روانشناسی ثروت یک روی سایت قرار بگیره و یه همچین دوره‌ای آماده بشه من اون عددها میلیارد تومان‌ها اومده بود توی حسابم ملک خریده بودم کارهاش رو کرده بودم و اتفاق افتاده بود و بعدش اومدم دوره‌های ثروت رو برگزار کردم قبلش من در مورد ثروت اصلاً ذهنیت خوبی نداشتم قبلش در مورد موفقیت صحبت می‌کردیم که نتایج عالی گرفته بودم غیر از مسائل مالی در تمام موارد من نتیجه عالی گرفته بودم و اونایی که توی دوره‌های من شرکت کردن همین جور نتایج عالی گرفتن وقتی هم که روانشناسی ثروت را آماده کرده بودم چون خودم نتیجه گرفته بودم و با ایمان و با تعهد می‌گفتم دوستانی که از دوره روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 استفاده می‌کنن نتیجه می‌گیرن

    یعنی اصلاً نمی‌شه یه آدمی که خودش نتیجه نگرفته باشه و بتونه تاثیرگذار باشه یعنی اگه یه نفر بارها و بارها دوستان میان میگن که فلان استاد اومده حرف‌های شما رو عین شما کپی کرده حتی تکیه کلام شما رو میگه حتی اصلاً اونجایی که شما مکث می‌کنی اونجایی که شما صدات رو بالا می‌بری بالا می‌بره هیچ تاثیری روی ما نمی‌ذاره با اینکه دقیقاً همونه یعنی دقیقاً اومده کپی کرده و حرف‌های شما رو یه دوره‌ای آماده کرده عین شماست و هیچ تاثیری نداره تاثیری که افکار یا کتاب‌ها یا سخنرانی‌های شما میذارند به خاطر اینکه از یک باوری داره میاد یعنی یک پشوانه‌ای داره یک عقبه‌ای داره و اگر عقبه‌ای نداشته باشه تاثیری نداره این ایمانِ که داره کارش رو انجام میده نه یه سری حرف

    درآمد شما چقدره

    چقدر پول توی حسابتون دارید

    چرا اینقدر این سوال مهمه براتون برای خودم اصلاً اینقدر مهم نیست

    یکی از همین دوستانی که دوره و سمینار و فایل‌های مختلف برگزار می‌کنه توی ایران چند وقتی هم هست معروف شده پیام گذاشته بود که شما چقدر درآمدتون هست توضیح دادم توی فایلی که گفتم که دوست عزیزم چرا باید برات مهم باشه که من چقدر دارم درآمد کسب می‌کنم یا چی دارم یا چی ندارم تو خودت مسیر خودت رو برو و سعی کن هر بار هم از قبلت بهتر باشی اصلاً دنبال این نباش که فلانی چقدر کار می‌کنه چقدر کار نمی‌کنه کلاً بحث رقابت رو براش باز کردم که ما با کسی رقابت نداریم که اصلاً به من ربطی نداره که فلانی یا بهمانی بیل گیتس یا هر کس دیگه‌ای چقدر درآمد داره یا روزی چقدر داره کار می‌کنه چقدر فلانه

    خوبه که آدم بدونه که خیلی خوب دارن موفق میشن که آدم باور کنه موفقیت قابل دست یافتنیِ

    ولی همین که می‌دونی بالاخره اینقدر موفقیت یه سری افراد هستن توی حوزه‌های مختلف که به چیزای خوب رسیدن همین که می‌بینی می‌فهمی که می‌شود دیگه بقیه‌اش دیگه مسیریه که باید طی بشه حالا اینکه ما می‌خوایم بدونیم دقیقاً چقدر داره من چقدر می‌تونم داشته باشم دیگه میره توی حاشیه شما با خودتون اگر می‌خواهید رقابت کنید با خودتون رقابت کنید سعی کنید هر روزتون از دیروزتون از پریروزتون بهتر باشه فرداتون از امروزتون

    یعنی سعی کنید هر روز بهتر از قبل باشید بعد ثروت و اینا از یه جایی به بعد من همیشه گفتم توی دنیای ثروتمندان اون فردی که یک میلیارد دلار ثروت داره با اون فردی که 100 میلیارد دلار ثروت داره هیچ فرقی نمی‌کنه از لحاظ اینکه می‌تونه همه چیز داشته باشه اون کسی که 20 میلیون دلار داره با اون کسی که یک میلیارد دلار داره هم بازم خیلی فرقی نمی‌کنه یعنی اصلاً از یه جایی به بعد دیگه شما وقتی توی مسیر پیش میرید واقعاً اگر مسیرتون درست باشه اگر نخواید رقابت کنید با کسی البته اینا همش این اگرها رو هم داره اگر نخواهی چشم اونو کور کنید چشم اونو نابود کنی

    چرا هر چقدر آدم برسه طمع و حرص تمومی نداره

    ولی اگر توی مسیر درست باشی از یه جایی به بعد دیگه اصلاً میگی من هر چیزی رو که بخوام می‌تونم داشته باشم دیگه نه حرص داره نه طمع داره نه آز داره نه به هر ترتیبی به هر داستانی بخوای به هر چیزی برسی داره خیلی خیلی راحت زندگی می‌کنی بنابراین سعی کنید از زندگیتون لذت ببرید کاری نداشته باشید که بقیه چقدر دارند چقدر ندارند چقدر باید حسرت بخوری چقدر نباید حسرت بخورید چقدر فاصله‌تون از اون‌ها کمتره زیادتره چقدر فلان تره

    در مورد مسائل مالی هم من بی‌نیازی رو می‌خواستم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر خیلی وقته که به اون فضای بی‌نیازی رسیدم هرچند که این به این معنا نیست که نخوام پول بسازم من اصلاً این باور رو ساختم که هر چقدر ثروتمندتر شوی نزد خداوند عزیزتر و محبوب‌تر می‌شوی در واقع اینکه خداوند می‌فرماید اون که با تقواتر است به خداوند نزدیک‌تر است تقوا با ثروت به نظرم میاد ثروت واقعی و در مسیر درست باشه.

    ثروت واقعی داشته باشه و در مسیر درست باشه نه حرص می‌زنه نه طمع داره نه کار خلاف می‌کنه نه کلاهبرداری می‌کنه نه حسادت می‌ورزه به کسی

    یعنی ثروت تقوا میاره

    ثروت باعث تقوا میشه

    انسان خوبیه به بقیه کمک کنه بخشش می‌کنه به جهان کمک می‌کنه به خودش کمک می‌کنه ذهن سالمی داره نه شرک می‌ورزه نه به کسی باج میده نه به کسی التماس می‌کنه نه نگرانِ کسی ازش سوء استفاده کنه اصلاً هیچی

    یعنی اینکه من میگم هر چقدر ثروتمندتر شویم نزد خداوند محبوب‌تر می‌شوی یا اونایی که خداوند می‌فرماید در قرآن اونی که با تقواتر است به خداوند نزدیک‌تر است یا محبوب‌تر است‌

    تقوا با ثروت واقعی میاد یعنی اونی که ثروت نداره واقعا خیلی جاها طمع می‌کنه خیلی جاها حسد می‌ورزه خیلی جاها باج میده بقیه رو بزرگ می‌کنه شرک می‌ورزه و من خدا رو صد هزار مرتبه شکر اونقدی هست که توی مسیری باشم و البته که من باید همیشه پول بسازم این بایدی باید باشه

    مثل یک ورزشِ

    بنابراین همیشه به سمت پول ساختن میرم ولی این نیست که حساب کنم الان چقدر دارم و از بقیه جلوترم از بقیه کمترم و پایینترم و بالاترم.

    یاد همون مثال میرداماد میفتم میومد توی مردم در مورد خدا صحبت می‌کرد یه پیرمردی اومد گفتش که یه خری داشت گفتش آقای میرداماد تو می‌تونی در مورد خدا و عشق به خدا و محبت خدا و رحمانیت و رزاقیت خدا صحبت کنید چون خدا به تو همه چیز داده این همه اسب داری من بدبخت که فقط یه خر دارم یه خر پیر و مریض دارم من چی

    من چه خدا چه رحمانتی چه رزاقیتی چه وهابیتی چه مهربانی و بخششی میرداماد میگه که تفاوت من با تو اینه که افسار اسب‌های من به گل بسته شده ولی افسار خر تو به دل بسته شده یعنی اگر خر تو بره دلت هم باهاش کنده میشه می‌میری سکته می‌کنی ولی شب من بخوابم اسبای من برن از میخ از زمین کنده شده از گل کنده شده رفتن هیچ اتفاقی نمیفته واقعاً هم همینه وقتی شما در مسیر درست قرار می‌گیرید مال و ثروتتون نیست که بخواهید بهش تکیه کنید اون خدایی که به شما ثروت و مال داده تکیه‌اش می‌کنید

    بنابراین ثروت و مال بره اون خدا که هیچ وقت نمیره هرچند که تاکید می‌کنم اگر اون خداوند همیشه توی ذهنت باشه خدا همیشه با ثروت و نعمت و خوشبختی هست اینا با هم یکی هستن

    حتماً با هم یکی هستن

    اگر ایمانت را از دست بدی ثروتت رو هم از دست میدی تا وقتی ایمان و اون باورهای درست در مورد خداوند هست ثروت و نعمت هم هست اما حالا فرض می‌کنیم که اصلاً اینجوری نباشه که فرض اشتباهی است ولی با همه این اوصاف اگر که اون مال و ثروت بره اون خداه که هست بنابراین خیلی راحت دوباره میشه ایجادش کرد و ساختش اون ثروت رو

    بنابراین اصلاً این نیست که من ببینم چقدر دارم چقدر ندارم من همینجوری کار می‌کنم و خداوند هر روز و هر روز نعمت‌هایی رو به همه ما داره عطا می‌کنه این باران الهی همیشه داره میاد نگاه نکن که کی چقدر داره سطلش بارون جمع کرده بدون که این بارون همیشه می‌باره سطلت رو درست کن سوراخش رو بگیر به اندازه‌ای که نیازت باشه خداوند به بیش از نیازت به تو خواهد داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    به نام خدای مهربان🪴

    سلام به استاد عزیز و دوستان عزیز سایت

    چطور انگیزه خودم رو برای ادامه دادن این مسیر حفظ کنم و با اینکه به نتایج دلخواه نرسیدم نه تنها ناامید نشم بلکه این مسیر رو همچنان با شور و شوق ادامه بدم؟

    وقتی که من عمیقاً با تمام وجودم قانون خدا رو درک کنم که جهان ساخته شده تا به فرکانس‌های من پاسخ بده و تجربه زندگیم چیزی جدا از باورهام نیستن دیگه حجت بر من تموم میشه که تجربه شرایط خوب یا تجربه شرایط ناخواسته تنها در گرو باورها و کانون توجه خودمه و هیچ شانس یا اتفاق غیر منتظره‌ای هم در کار نیست.

    رسیدن به خواسته‌ها منو به احساس خوب نمی‌رسونه اما رسیدن به احساس خوب قطعاً منو به خواسته‌های بیشتری می‌رسونه

    وقتی که این قانون رو خوب درک کنم اون وقت دیگه جرات موندن در احساس ترس، نگرانی، ناامیدی و در یک کلام موندن در احساس بد رو ندارم و متعهد میشم به تلاش برای هماهنگ شدن با قوانین خداوند.

    همونطور که دستم رو روی آتیش نگه نمی‌دارم چون قدرت آتیش رو درک کردم،

    یا خودم رو از بلندی پرت نمی‌کنم چون از قدرت نیروی جاذبه آگاهم، یا اگه شنا بلد نباشم توی آب پر عمق شیرجه نمی‌زنم، به همین ترتیب هم وقتی قدرت این قانون و نقش اون در تجربه زندگیم رو درک کنم قطعاً جرات نادیده گرفتن اون و موندن در احساس بد رو نخواهم داشت، چون می‌دونم اگه به هر دلیل، برهان و منطق در احساس بد بمونم قطعاً اتفاقات بدی رو تجربه می‌کنم

    و برعکس هر چقدر که بتونم باورهای محدود کننده‌ام رو که منشا ناامیدی، ترس، نگرانی، طمع، خساست، دلهره، خشم و در یک کلام احساس بد هست رو با باورهای متضادشون یعنی باورهای قدرتمند کننده بپوشونم زندگیم در تموم جنبه‌ها با کیفیت‌تر می‌شه.

    این یعنی توانایی کنترل ذهن برای موندن در احساس خوب.

    باورهای محدود کننده همیشه در وجودمون هستن و منتظر یه فرصتن برای فعال شدن دوباره، به محض کوچک‌ترین غفلت، شیطان ذهن دست به کار میشه و اون باورها رو فعال می‌کنه، پس باید کار کردن روی باورها یه فرایند دائمی باشه که این هم یک مسیر تکاملیه.

    همانطور که نمی‌تونم دیوار سیاه رو تنها با یک فرچه از رنگ سفید تبدیل به دیوار سفید کنم پس نمی‌تونم با موندن در احساس خوب در کوتاه مدت و تلاشی موقتی و مقطعی برای کنترل ذهن تغییری ملموس و پایدار در کیفیت اتفاقات زندگیم ایجاد کنم

    هر چقدر که تلاش برای موندن در احساس خوب با کمک ایجاد باورهای قدرتمند کننده رو ادامه بدم اون باورها قدرت بیشتری می‌گیرن و منو وارد مدارهای بالاتری می‌کنن که اتفاقات و شرایط با کیفیت‌تری رو تجربه کنم و از اتفاقات و شرایط نادل‌خواه فاصله بیشتری می‌گیرم.

    اگر که کنترل ذهن برام سخته، اگر که موندن در احساس خوب رو بهایی گزاف و کاری غیر ممکن برای رسیدن به خواسته‌ها می‌دونم و قادر به تمرکز بر نکات مثبت هر جنبه‌ای از زندگیم نیستم یعنی هنوز نتونستم این قانون رو خوب درک کنم چون وقتی به معنای واقعی کلمه درباره این قانون به یقین برسم که احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد

    اولاً نگران بودن درباره اتفاقات آینده رو کنار می‌ذارم و به آرامش می‌رسم

    چون می‌دونم نتیجه فرکانس‌های خوب قطعاً اتفاقات خوبه

    ثانیاً از اونجایی که می‌تونم ارتباط بین میزان باورهای قدرتمند کننده‌ای که برای غلبه بر نجواهای ذهنم و رسیدن به احساس خوب ساختم رو با میزان اتفاقات دلخواهی که تجربه می‌کنم پیدا کنم نه تنها می‌تونم از دیدن نتایج حتی بسیار کوچیک شاد و امیدوار باشم و برای ادامه دادن این مسیر انگیزه بگیرم، بلکه از اینکه هنوز خواسته‌های بزرگم محقق نشدن ناامید نمی‌شم، چون می‌دونم این یک مسیر تکاملیه که باید طی بشه و هر چقدر تواناییم در کنترل ذهن و تمرکز بر زیبایی‌های زندگیم بیشتر بشه باورهام قدرتمند کننده‌تر و منو وارد مدارهای بالاتری می‌کنه که زندگی با کیفیت‌تری رو تجربه کنم

    باید سعی کنم که از زندگیم لذت بیشتری ببرم و مطمئن باشم که خداوند هر خواسته‌ای رو که بخوام بهم میده وهر لحظه احساس بهتری داشته باشم تا به مسیرهای بهتر هدایت بشم. سعی کنم روی باور فراوانی کار کنم باوری که هر چقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا محبوب‌ترم. اگر نگاهم رو به مسائل جوری تغییر بدم که احساسم بهتر بشه 100 اتفاقات خوب برام میفته و اگه نتونم این کارو بکنم 100 شرایط برام سخت می‌شه.

    اگر احساسم رو خوب کنم اوضاع حالا هرجوری که هست تهش برای من خوب میشه موضوع اینجاست که کسی اینو باور نمی‌کنه یعنی خیلی‌ها که نمی‌تونن خودشون رو کنترل کنن دلیلش اینه.

    اگه بدونم که آتیش دست منو می‌سوزونه دستم رو هیچ جوره سمت آتیش نمی‌برم، مگر اینکه مطمئن نباشم

    اگر نتونم احساسم رو خوب کنم با تغییر زاویه ذهنم، حتماً می‌سوزم.

    باورها یک شبه به وجود نمیان که یک شبه هم از بین برن

    من باورهای قبلی رو نمی‌تونم خراب کنم، اونا همیشه هستن، من با ایجاد باور مناسب، متضاد با باور غلط، در واقع باعث میشم باور مناسب دیده بشه، یعنی فضای بیشتری رو ذهنم بهش اختصاص بده.

    باورهام از بین نمیرن، اونا همیشه در ذهنم هستن،برای همینه که باید همیشه روی خودم کار کنم

    یعنی علف‌های هرز همیشه هستن به محض اینکه روشون کار نمی‌کنم، نمی‌چینمشون، مواظبت نمی‌کنم، اونا دوباره رشد می‌کنن، ولی وقتی روی باورهای خوبم کار کنم و توجه کنم به اون‌ها فضای ذهنی بیشتری میدم به باورهای خوب، و همین فضای بیشتر و توجه بیشتر به باورهای خوب، باعث میشه کارم انجام بشه.

    هیچ وقت دنبال راه سریع نباشم، مثل اونایی که دنبال سریع لاغر شدن یا سریع پولدار شدن هستن.

    همه چیز باید تکاملش طی بشه.

    اگه تکاملم طی بشه هر چیزی که به دست میارم پایداره.

    اگه تکاملم طی نشه مثل اونی هست که دو روزه میره باشگاه گنده میشه بعد فرداش انگاری سوزن زدی بادش خالی میشه.

    به اندازه‌ای که مشکلات مردم رو حل کنیم ثروتمند می‌شیم، آدم‌هایی که ثروت پایدار دارن آدم‌هایی هستن که مسائل رو حل می‌کنن، حالا هر کی هر مسئله‌ای رو بهتر و بیشتر حل کنه ثروتمندتر میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    به نام خدای مهربان🪴

    یکی از بزرگترین ترمزهایی که درهای زندگی رو به روی نعمت‌های جدید و برکت‌های بیشتر میبنده چسبیدن به چیزهایی که در زندگی دارم و تلاش برای حفظ چیزهاییه که بهشون عادت کردم تموم تجربه های زندگیم از روابطی که تجربه می‌کنم، شغلی که دارم، مکانی که در اون زندگی می‌کنم، به خاطر فرکانس‌ها و باورهای منه

    خیلی از افراد ترسشون اینه که با تغییر باور اون‌ها و عدم تغییر باورهای همسر، دوست، خواهر، برادر، یا فرزندشون جهان اونا رو از هم جدا کنه

    برای همین تصمیم به تغییر دیگران هم می‌گیرن و تلاش زیادی برای همراه کردن دیگران با خودشون دارن.

    من هرگز قدرتی در تغییر هیچ فردی به جز خودم رو ندارم و نیازی هم به داشتن این قدرت ندارم. چون تنها عامل تجربه اتفاق‌های بهتر ایجاد باورهای قدرتمند کننده است.

    جهان همواره منو در ارتباط با آدم‌ها و اتفاق‌هایی قرار میده که هم فرکانس با من هستن.

    هر کدام از ما در هر لحظه در مداری متناسب با باورهامون قرار داریم و در اون مدار اتفاقات و روابطی رو تجربه می‌کنیم که همجنس با باورهامون در اون برهه است

    به محض اینکه فاصله فرکانسی من به واسطه ایجاد باورهای متفاوت از اطرافیانم زیاد بشه جهان منو وارد مدار بالاتری می‌کنه که روابط با کیفیت‌تری رو تجربه کنم.

    باید سعی کنم از هر تغییری استقبال کنم چون هر تغییر منو به سمت تجربه با کیفیت‌تری در همه جنبه‌ها هدایت می‌کنه.

    موضوع بعدی که اونم مانع بزرگی در برابر ایجاد باورهای قدرتمند کننده است غیر ممکن دونستن رسیدن به برخی از خواسته‌هاست.

    به محض شکل گرفتن خواسته‌ای توی وجودم نیرویی درونی در من بیدار میشه که خودش رو در قالب انگیزه و شور و شوقی سوزان برای داشتن اون خواسته نشون میده.

    اگه این نیرو رو با کمک ایجاد باورهای قدرتمند کننده مخصوصاً باورهای توحیدی تقویت کنم قدم به قدم منو به سمت تحقق اون خواسته هدایت می‌کنه.

    پس در هر وضعیت و شرایطی که هستم هیچ خواسته‌ای اونقدر بزرگ نیست که توان رسیدن به اونو نداشته باشم

    فقط باید قدم به قدم تکاملم رو در مسیر طی کنم.

    باور توحیدی که توی این مسیر بهم کمک می‌کنه اینه که بتونم سکان زندگیم رو در دست هدایت نیرویی قرار بدم که در حال هدایت همه جهانه و به جای تکیه بر عقل و منطق انسانی، چگونگی هدایت به مسیر خواسته‌هام رو از این نیرو بخوام و در برابر هدایتش تسلیم باشم.

    این حد از تسلیم یعنی تقوای واقعی که خودش رو در حرص و طمع نورزیدن نشون میده

    خودش رو در مسابقه ندادن با دیگران، عجله نداشتن برای عقب افتادن از قافله دیگران و بی‌اهمیت بودن تایید شدن توسط دیگران نشون میده.

    این تقوا خودش رو در تلاش برای هماهنگی بیشتر با قوانین و لذت بردن از مسیری که در اون قرار گرفتم و احساس بی‌نیازی از خواسته نشون میده

    باید تنها موضوع مهم زندگیم لذت بردن از زیبایی‌های مسیر باشه و تنها چیزی که به اون فکر نکنم چگونگی رسیدن به مقصد یا ترس از نرسیدن به مقصد باشه. چون به اون سیستم اعتماد کامل دارم برای همین فرمان رو به اون سپردم و قادرم در آرامش از مسیر لذت ببرم.

    خوبی جهان و آزادی که خدا به انسان داده اینه که من آزادم هرجور دوست دارم فکر کنم بقیه هم آزادن هرجور که دوست دارن فکر کنن

    اما من نتیجه افکار خودمو می‌گیرم اونا هم نتیجه افکار خودشون رو می‌گیرن. اصلاً نباید فکر کنم که بقیه باید با من همراه باشن تا من بتونم این مسیر رو ادامه بدم

    باید فقط روی خودم کار کنم اونایی که با من همراه هستن با من ادامه میدن و توی زندگی من هستن

    اونایی هم که نیستن میرن و آدم‌های دیگه میان .

    به هیچ عنوان نخوام خانوادم رو به زور وارد مسیری کنم که خودم دارم توی اون مسیر میرم.

    باید فقط روی خودم کار کنم جهان اونایی رو که هم مسیر با من هستن رو وارد زندگیم می‌کنه

    حالا ممکنه خانوادم نباشه

    وقتی که من در مسیر درست قرار می‌گیرم حتی اون مسائلی که فکر می‌کردم به ضررمه به نفعم میشه در نهایت.

    اصلاً اینجور نیست که اگه موفقیت خاصی رو کسب نکردم دیگه نتونم کسبش کنم به محض اینکه باورهام رو تغییر بدم و روی خودم به صورت بنیادین کار کنم همه چیز زندگیم تغییر می‌کنه. فارغ از هر شرایطی که توی خونه و زندگی دارم می‌تونم به هرچی که می‌خوام برسم فقط باید تکاملم طی بشه.

    هر گفتگوی ذهنی، هر نجوایی که به من احساس بد میده، احساس ترس، نگرانی، ناراحتی میده از طرف شیطانه

    و هر گفتگویی که بهم احساس خوب میده احساس صبر، ایمان، توکل، امید، شادی، شور و شوق و لذت میده از طرف پروردگاره

    یک سری چیزها هم هست که هیچ احساس خاصی نداره، پس انجامش بدیم و نگرانش نباشیم.

    اگر احساس بدی نداره یعنی خوبه.

    اگر چیزی احساس بدی نداره، فکری، نجوایی، گفتگویی، مسیری، یا هر چیزی، یعنی میگیم نه احساس بدی دارم نه احساس خوب،

    اگر احساس بدی نداره یعنی احساس خوب داره

    چون ما احساس بد رو کاملاً واضح می‌فهمیمش

    سعی کنم توی زندگی مسیر خودم رو برم و هر بار هم از قبل بهتر بشم.

    اصلاً هم دنبال این نباشم که فلانی چقدر کار می‌کنه، چقدر کار نمی‌کنه،

    اصلاً با کسی رقابت نکنم

    به من ربطی نداره که فلانی یا بیل گیتس یا هر کس دیگه چقدر درآمد داره

    یا روزی چقدر کار می‌کنه

    این‌ها همش حاشیه است

    اگر می‌خوام رقابت کنم با خودم رقابت کنم سعی کنم هر روزم بهتر از قبل باشه

    سعی کنم از زندگیم لذت ببرم و کاری هم نداشته باشم بقیه چقدر دارن، چقدر ندارن، چقدر باید حسرت بخورم، چقدر نباید حسرت بخورم، چقدر فاصله‌ام از اونا کمتره یا زیادتره

    هر چقدر ثروتمندتر بشم نزد خدا عزیزتر و محبوب‌تر می‌شم.

    اگرثروت واقعی داشته باشم و در مسیر درست باشم نه حرص می‌زنم، نه طمع دارم، نه کار خلاف می‌کنم، نه کلاهبرداری می‌کنم، نه حسادت می‌ورزم، نه به کسی باج میدم، نه به کسی التماس می‌کنم، نه نگرانم کسی ازم سو استفاده کنه.

    تا وقتی که ایمان و باورهای درست نسبت به خداوند در ذهنم هست ثروت و نعمت هم هست

    این باران الهی همیشه داره میاد

    نگاه نکنم که کی چقدر داره و یا سطلش چقدر بارون جمع کرده

    بدونم که این بارون همیشه می‌باره سطلم رو درست کنم، سوراخ‌هاش رو بگیرم، به اندازه‌ای که نیازم باشه خداوند بیشتر از نیازم بهم خواهد داد

    وقتی که باورهام رو درست کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    ⚘سلام استاد عزیزم وخانم شایسته جان⚘

    🎀مصاحبه بااستاد قسمت۸🎀

    ❓اگر با این آگاهی‌ها و تجربه‌ای که الان دارید برگردید به ۱۵ سال پیش، به روزهایی که هنوز از لحاظ مالی ضعیف بودید و روابط تون نادلخواه بود، دقیقا چه کارهایی رو انجام می دادید؟؟ روی کدوم باورها کار می کردید؟ و چگونه و چقدر❓

    جوابی که الان میدونم اینه که بیشتر لذت می‌بردم بیشتر مطمئن بودم که خداوند به من می دهد که باعث می‌شد که احساس بهتری داشته باشم بنابراین به مسیرهای بهتری می رسیدم🥳

    و روی همین باورهایی که الان کار میکنم،کار میکردم

    مثل باور فراوانی، مثل باوره هرچقدر ثروتمند تر شوی نزد خدا محبوب تر می‌شوی🤗

    الان هم همون باورهای قبلی رو کار می کنم فقط تفاوتش اینه که خیالم راحت تره نسبت به نتیجه💃

    اگر این آگاهی‌ها رو داشته باشم نسبت به نتیجه راحت ترم.⚘

    من این انرژی و تمرکز و عشقی که برای این کار دارم میذارم برای هر کار دیگه‌ای میذاشتم، مثل همین نتیجه می گرفتم

    یعنی فرق نمی‌کرد چه کاری باشه، اگر عشق انرژی و تمرکزی که من برای این کار گذاشتم برای هر کار دیگه‌ای بذارم به همین نتیجه می‌رسد🥳

    ❓❓ چه باوری باعث شده که اینقدر با انگیزه و بدون توقف و مدام روی باور هاتون کار کنید و متوقف نشید در میان راه و نا امید نشید❓❓

    نتیجه باعث شده. وقتی که کار کردم و نتیجه گرفتم این نتیجه هی انگیزه به آدم میده.

    بعد نتیجه هم، نه نتیجه مالی،نتیجه احساس خوب

    ❓❓چگونه خودتون رو در شرایط سخت احساسی ناامیدی و ترس کنترل می کنید و چگونه به مسیر اصلی بر می گردید و به هم نمی ریزید❓❓

    از وقتی روی باورهام کار کردم مسیرهای سخت بهش بر نخوردم که سخت باشه. من این باور رو دارم که خیلی هم قویه که⚘ احساس خوب = اتفاقات خوب⚘

    این باور رو دارم که شما نگاهتو به مسائل جوری تغییر میدی که احساست بهتر میشه، صد در صد اتفاقات خوب برات میفته🎊

    و اگر نتونی این کار رو بکنی صددرصد شرایط برات سخت میشه🥴

    یعنی این اهرم رنج و لذت رو خوب ساختم توی ذهنم و وقتی میدونم اگر احساسم رو خوب کنم اوضاع حالا هرجوری که هست تهش برای من خوب میشه، خوب این کار رو انجام میدم. 🌺

    موضوع اینجاست که کسی اینو باور نمیکنه. یعنی خیلی ها که نمی تونن خودشون رو کنترل کنن، دلیلش اینه

    یعنی اگر من بدونم که آتیش دست منو میسوزونه دستم رو هیچ جوره سمت آتیش نمی‌برم مگر اینکه مطمئن نباشم🤪

    من میدونم که اگر نتونم احساسم رو خوب کنم با تغییر زاویه ذهنم، حتماً میسوزم. اینو بهش مطمئنم

    به همین دلیل خیلی راحت میتونم ذهنم رو کنترل کنم🥰

    ❓❓آیاراهی داری که در سریعترین راه ممکن بشود باوری را به وجود آورد ونهادینه کرد❓❓

    باورها یک شبه به وجود نیومده که یک شبه هم از بین بره👌

    یعنی شما یک خونه رو بخوای خراب کنی میتونی راحت خرابش کنی، اما میخوای بسازی چون باور باید بسازی اینجوری نیست که بگیم ما باور های قبلی رو خراب می‌کنیم باورهای جدید رو ایجاد می‌کنیم

    نه، شما باور های قبلی رو خراب نمی تونی بکنی اونها همیشه هستن شما با ایجاد باور مناسب متضاد با باور غلط، در واقع باعث میشی باور مناسب دیده شود یعنی فضای بیشتری رو ذهنت بهش اختصاص بده شما باور هاتون از بین نمیره اون ها همیشه در ذهن ما هست به همین دلیله که ما همیشه باید روی خودمون کار کنیم🤩

    یعنی علف های هرز همیشه هستن، به محض این که روشون کار نمی‌کنی، نمیچینی، مواظبت نمیکنی اونها دوباره رشد میکنن😥

    ولی وقتی روی باورهای خوبت کار می‌کنی و توجه می کنی به اونها فضای ذهنی بیشتری میدی به باورهای خوب و همین فضای بیشتر و توجه بیشتر به باورهای خوب، باعث میشه کارشون انجام بشه

    وگرنه اونها هستن. مثل ساخت خونه است. خراب کردن خونه شاید بشه یک ساعت با یک بمب خرابش کرد ولی ساختنش نه🙃

    باید بسازیش با جزئیات، مخصوصاً وقتی می‌خواهی باور خوب بسازی، باید تمام جزئیات توش دیده بشه من همیشه چیزی رو میگم که خودم ازش نتیجه دیدم دنبال راه سریع نباشید مثل اونایی که دنبال سریع لاغر شدن هستن، یا سریع پولدار شدن🤨

    همه چیز باید تکاملش طی بشه اگر تکاملتون طی بشه هر چیزی به دست میارید پایداره، اگر تکاملتون طی نشه، مثل اونی هست که دو روزه میره باشگاه گنده میشه بعد فرداش انگاری سوزن زدی بادش خالی میشه😯

    من بیشتر روی اصل کار می‌کردم نه فرعیات👌

    اگر می‌خواستم روی فرعیات کار کنم که از مسیر دور می‌شدم و به جای نمیرسیدم 🥰

    ❓❓ما باید هدفمون رو صرفا خدمت به خلق در نظر بگیریم یا جنبه‌ مادی که خیلی مهمه در نظر بگیریم❓❓

    جفتشون یکیه، شما به اندازه‌ای که مشکلات مردم رو حل می کنی ثروتمند میشی، جدا از هم نیستن آدم‌هایی که ثروت پایدار دارن آدم هایی هستن که مسائل رو حل میکنن، حالا هر کی هر مسئله‌ای رو بهتر و بیشتر حل میکنه ثروتمند تر میشه💃⚘

    وقتی عمیقاً با تمام وجودت قانون خداوند رو درک می کنی که جهان ساخته شده تا به فرکانس‌های تو پاسخ بده و تجربه های زندگیت، چیزی جدا از باورهات نیستن ،دیگه حجت بر تو تموم میشه که تجربه شرایط خوب یا شرایط بد، تنها درگرو باورها و کانون توجه خودته🥳

    هیچ شانس یا اتفاق غیرمنتظره ای هم در کار نیست رسیدن به خواسته ها تورو به احساس خوب نمیرسونه، اما رسیدن به احساس خوب، قطعاً تورو به خواسته‌های بیشتری می رسونه 💃🥳

    من این قانون رو عالی درک کردم به همین دلیل جرئت موندن در احساس ترس، نگرانی، ناامیدی و در یک کلام موندن در احساس بد رو ندارم🙃🏆

    وقتی قدرت این قانون و نقش اون رو در تجربه های زندگیت درک می کنی، قطعاً جرأت نادیده گرفتن اون و موندن در احساس بد رو نخواهی داشت🏅

    زیرا میدونی که اگر به هر دلیل و برهان و منطق در احساس بد بمونی، قطعاً اتفاقات بدی رو تجربه خواهی کرد🌺

    برعکس هر چقدر بتونی باورهای محدود کننده ات که منشاء ناامیدی، ترس، نگرانی، طمع، خساست، دلهره خشم و در یک کلام احساس بد رو، با باورهای متضادشون یعنی باور های قدرتمند کننده بپوشونی زندگی در تموم جنبه ها با کیفیت تر میشه🤩

    🪴🏵 این یعنی توانایی کنترل ذهن برای موندن در احساس خوب 🪴🏵

    هر چه تلاش برای موندن در احساس خوب، به کمک ایجاد باورهای قدرتمند کننده ادامه داشته باشه، این باورها قدرت بیشتری میگیرن و شما رو وارد مدار های بالاتری میکنن که اتفاقات و شرایط با کیفیت تری رو تجربه میکنید و از اتفاقات و شرایط نا دلخواه فاصله بیشتری می گیرید🤗

    افرادی که کنترل ذهن شون براشون سخته، افرادی که موندن در حساس خوب رو کاری غیر ممکن برای رسیدن به خواسته هاشون میدونن و قادر به تمرکز بر نکات مثبت هر جنبه ای از زندگی خودشون نیستن افرادی ان که هنوز نتونستن این قانون رو درک کنن

    زیرا وقتی به معنای واقعی کلمه درباره این قانون به یقین میرسی که احساس خوب= اتفاق های خوب و احساس بد= اتفاق های بد

    اولاً نگران بودن درباره اتفاقات آینده رو کنار میذاری و به آرامش می رسی🥰

    زیرا میدونی نتیجه فرکانس های خوب، قطعا اتفاقهای خوبه و میتونی از دیدن نتایج بسیار کوچیک شاد بشی و برای ادامه این مسیر انگیزه بگیری

    و از اینکه هنوز خواسته‌های بزرگ محقق نشدن ناامید نمیشی🤗

    زیرا می دونی که این یک مسیر تکاملیه که باید طی بشه🙏🙏🎊🎊⚘🪴🙏⚘🪴🪴🎊

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته مهربونم

    خییییلی دوسسستتتون دارم⚘⚘⚘⚘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    باسلام به استاد عزیز وخانم شایسته🎀🎀

    ⚘مصاحبه بااستاد قسمت ۷⚘

    خوبی جهان و آزادی که خداوند به انسان داده زیبایش همینه که تو آزادی هر جور دوست داری فکر کنی و بقیه هم آزادن هر جور که دوست دارن فکر کنن🥰🥰

    اما تو نتیجه افکار خودتو میگیری، اونها هم نتیجه افکار خودشون رو می گیرن

    اصلاً فکر نکنید باید بقیه باشما اوکی باشن و همراه باشن تا شما این مسیر رو ادامه بدید

    تو روی خودت کار کن، تو مسیر رو ادامه بده، اون هایی که با تو همراه هستن، با شما ادامه میدن و توی زندگی شما هستن، اونایی هم که نیستن، میرن و آدمهای دیگه میان👌

    خیلی ها میخوان قانون رو دور بزنن که من می خوام هم خودم خوشبخت بشم، هم این آدم رو به زور خوشبخت کنم😯

    ما خیلی موقع ها می خواهیم به زور همسر یا فرزند یا خانواده مون رو ببریم بهشت. یک مسیری رو پیدا کردیم که بهشتیه و می‌خواهیم اونها رو هم ببریم😕

    شما روی خودت کار کن جهان اونهایی رو که هم مسیر با تو هستن رو وارد زندگیت میکنه، حالا ممکنه خانوادت نباشه

    وقتی شما در مسیر درست قرار می‌گیرید حتی اون مسائلی که فکر می کردید به ضررتونه، به نفعتون میشه در نهایت🤗

    واقعاً اینجور نیست که شما اگه موفقیت خاصی رو کسب نکردید، دیگه نتونید کسب کنید. به محض اینکه باور هاتون رو تغییر بدید و روی خودتون به صورت بنیادین کار می کنید همه چیز زندگیتون تغییر میکنه🥰

    اینکه روی اعداد بزرگ کارکن یا روی موفقیت های بزرگ، معناش اینه که همون جوری که یک آدم های معمولی، از شما خیلی معمولی تر، تونستن به یکسری چیزهای بزرگ برسن، شما هم میتونی برسی و این‌جور نیست که بگی اون عدده خیلی بزرگه، باید تکاملت رو طی کنی

    ولی اینکه میرسی بهش، حتما میرسی

    حالا باید اول مسیرش رو طی کنی، اون فاصله های دور طی شدنیست⚘

    اون مسافت‌های دور، اون فاصله شما با اون خواستتون طی شدنیست ⚘

    اما وقتی قدم ها رو برمیداری حالا اگه باورها درست باشه قدم ها سریع تر میشه با ماشین میری با هواپیما میری و زودترمی‌رسی💃

    اگه باور هات خیلی ایراد داشته باشه، قدم‌هات کندترمیشه

    اگه باورهات خیلی ایراد داشته باشه، اصلاً اشتباهی میری. میخوای بری سمت غرب به سمت شرق میری

    ولی در کل شدن این اتفاقات باید توی ذهنمون بدیهی باشه، به دلیل اینکه آدم های زیادی رسیدن فارغ از هر شرایطی که توی خونه و زندگی دارید میتونید به هرچی که می خواهید برسید🥳

    اگه من رسیدم پس شما هم میتونید برسید. من با اون شرایط و با آن داستان‌ها، این مسائل و کابوس ها، من اگه رسیدم، پس شما هم میتونید برسید

    پس عددهای بزرگ شدنیه🤗

    فقط باید تکامل تون طی بشه. خوردش می‌کنیم اهداف رو

    میگی من می خوام تا پکن پیاده برم، خب الان تهرانی، تا شرق تهران رو پیاده برو فعلاً🚶‍♀️

    بعد مثلاً برو تا مرز افغانستان،🚶‍♀️ بعد برو تا کابل🚶‍♀️ پیاده اینها رو برو🚶‍♀️

    بعد همینجوری یواش یواش می بینی که رسیدی به پکن🤸💃

    هر گفتگوی ذهنی، هر نجوایی که به شما احساس بد میده،احساس ترس، نگرانی، ناراحتی میده از طرف شیطانه😱

    هر گفتگویی که به شما احساس خوب میده، احساس صبر، ایمان، توکل، امید، شادی، شور وشوق،و لذت میده، از طرف پروردگاره🤗🙏🎀

    یکسری چیزها هم هست که بعضی ها میگن هیچ احساس خاصی نداره، انجامش بدید، نگرانش نباشید اگر احساس بدی نداره یعنی خوبه. اگر چیزی احساس بدی نداره فکری، نجوایی، گفتگویی، مسیری یا هرچیزی، یعنی میگی نه احساس بدی داری نه احساس خوب، اگر احساس بدی نداره، یعنی احساس خوب داره🥰

    چون احساس بد رو خیلی خوب متوجه میشید احساس خوب رو ممکنه خوب نفهمیدش، شاید الان که بدنمون سالمه نفهمیم که سالمیم. اما وقتی که زخمی میشه قشنگ می فهمی. یا میسوزه جایش یا پاره میشه قشنگ می‌فهمیم که ایرادی هست اما وقتی اوکی هست نمی‌فهمیم😯

    پس وقتی میگی من احساسم خنثی است و هیچ چیزی نیست، یعنی خوبه ،چون اگه بد باشه کاملاً واضح می فهمید

    اگر گفتگوهایی که به شما گفته میشه احساسی در موردش نداری، یعنی احساسش خوبه⚘

    چون اگه احساسش بد بود کاملاً درکش می کردی سعی کنیم توی زندگی مسیر خودمون رو بریم و هر بار هم از قبل بهتر باشیم اصلاً هم دنبال این نباش که فلانی چقدر کار میکنه و چقدر کار نمیکنه

    ما با کسی رقابت نداریم به من ربطی نداره که فلانی یا بیل گیتس یا هر کس دیگه چقدر درامد داره یا روزی چقدر کار میکنه

    خوبه که آدم بدونه که دارن تو کارشون موفق میشن که آدم باور کنه موفقیت قابل دست یافتنیه🤗

    ولی همین که میدونی اینقدر موفقیت دارن و به چیزهای خوب رسیدن، همین که میبینی، میفهمی که می‌شود

    دیگه بقیه‌اش مسیریه که باید طی شود حالا این که بدونیم چقدر داره و من چقدر میتونم داشته باشم اینها میره توی حاشیه😯

    شما اگر می‌خواهید رقابت کنید با خودتون رقابت کنید سعی کنید هر روزتون بهتر از قبل باشه

    توی دنیای ثروتمندان اون فردی که یک میلیارد دلار ثروت داره با اون فردی که ۱۰۰ میلیارد دلار ثروت داره هیچ فرقی نمیکنه از لحاظ این که میتونه همه چیزی که نیاز داره رو داشته باشه👌

    از یک جایی به بعد وقتی شما توی مسیر دارید پیش میرید واقعاً اگه مسیرتون درست باشه اگه نخواهید رقابت کنید با کسی (و این اگر ها رو هم داره) اگه نخوای چشم اونا کور کنی

    چرا هر چقدر ادم برسه این طمع و حرص تمومی نداره

    ولی اگر توی مسیر درست باشی از یک جایی به بعد دیگه ن حرص داره نه طمع داره و میگه من هرچی رو بخوام میتونم داشته باشم

    و نه دیگه به هر ترتیب و به هر روشی به هر چیزی بخواهی برسی، داره و خیلی راحت زندگی می کنی

    بنابراین سعی کنید از زندگیتون لذت ببرید و کاری هم نداشته باشید بقیه چقدر دارن، چقدر ندارن، چقدر باید حسرت بخوری، چقدر نباید حسرت بخوری، چقدر فاصله تون از آنها کمتره یا زیادتره

    هر چقدر ثروتمند تر شوی نزد خدا عزیز تر و محبوب تر می شوی🥳💃

    اینکه خداوند می‌فرماید اونی که با تقوا تر است به خداوند نزدیک تر است تقوا با ثروت میاد. کسی که ثروت واقعی داشته باشه و در مسیر درست باشه نه حرص میزنه، نه طمع داره، نه کار خلاف میکنه نه کلاهبرداری میکنه، نه حسادت می ورزه به کسی، یعنی ثروت تقوا میاره ثروت باعث تقوا می‌شود⚘

    انسان خوبیه به بقیه کمک میکنه، بخشش میکنه، به جهان کمک میکنه، به خودش کمک میکنه، ذهن سالمی داره، نه شرک میورزه، نه به کسی باج میده، نه به کسی التماس میکنه، نه نگرانه کسی ازش سوء استفاده کنه 👌🥳

    پس تقوا با ثروت واقعی میاد، اونی که ثروت نداره خیلی جاها طمع میکنه، حسد می ورزه، باج میده بقیه رو بزرگ میکنه، شرک می ورزه🤔🤨

    مثال میرداماد که میان مردم در مورد خدا صحبت می‌کرد

    یک پیرمردی اومد گفت، که خودش هم یک خری داشت و گفت آقای میرداماد تو میتونی در مورد خدا و عشق به خدا و محبت خدا و رحمانیت و رزاقیتش صحبت کنی، چون خدا بهت همه چی داده این همه اسب داری

    من بدبخت که فقط یک خر پیر و مریض دارم من، چه خدایی چه رحمانیتی چه رزاقیتی چه مهربانی و بخششی از خدا دیدم

    میرداماد میگه تفاوت من با تو اینه که افسار اسب های من به گل بسته شده

    ولی افسار خر تو به دل بسته شده👌 یعنی اگه خر توبره، دلت هم باهاش کنده میشه میمیری سکته می کنی

    ولی شب من بخوابم اسبای من برن، از میخ از زمین کنده شده و رفتن و هیچ اتفاقی نمیفته👌🥰

    وقتی شما در مسیر درست قرار می‌گیری مال و ثروتتون نیست که بخواهید بهش تکیه کنید اون خدایی که به شما ثروت و مال داده تکیه بهش می کنید🎀

    بنابراین ثروت و مال بره، اون خدا که هیچ وقت نمی ره

    هرچند که تاکید می‌کنم، اون خدا همیشه توی ذهنت باشه، اون خداهه همیشه با ثروت و نعمت و خوشبختی هست و اینها با هم یکی هستن حتماً با هم یکی هستن🤗

    اگر ایمانت رو از دست بدی، ثروتت رو هم از دست میدی تا وقتی ایمان و باورهای درست نسبت به خداوند در ذهنت هست ثروت و نعمت هم هست این باران الهی همیشه داره میاد و نگاه نکن که کی چقدر داره و یا سطلش چقدر بارون جمع کرده

    بدون که این بارون همیشه میباره، سطلت رو درست کن، سوراخ هاش رو بگیر، به اندازه‌ای که نیازت باشه خداوند به بیش از نیازت به تو خواهد داد

    وقتی که باورهاتو درست کنی🥰

    یکی از بزرگترین ترمز هایی که در های زندگی رو به روی نعمت های جدید میبنده چسبیدن به چیزهایی است که در زندگی داریم و تلاش برای حفظ چیزهایی که به آنها عادت کردیم

    آدم‌های زیادی وقتی میدونن که تجارت زندگیشون از روابطی که تجربه می‌کنن، شغلی که دارن، مکانی که در آن زندگی می‌کنن، به خاطر فرکانس ها و باورهای خودشونه

    وقتی تصمیم به تغییر باور ها شون می گیرن، مهمترین ترسشون اینه که با تغییر باور ها شون و عدم تغییر باورهای همسر، دوست، خواهر و برادر و فرزندشون جهان اونها رو از هم جدا میکنه

    به همین دلیل تصمیم به تغییر دیگران هم می‌گیرند و تلاش زیادی برای همراه کردن دیگران با خودشون دارند ما هرگز قدرتی در تغییر هیچ فردی به به جز خودمون نداریم و نیازی به هم به داشتن این قدرت نداریم زیرا تنها عامل تجربه اتفاقات بهتر ایجاد باورهای قدرتمند کننده است

    زیرا جهان همواره تو رو در ارتباط با آدم‌ها و اتفاقاتی قرار میده که هم فرکانس با تو هستن، هر کدام از ما در هر لحظه در مداری متناسب با باورها مون قرار داریم و در آن مدار، اتفاقات و روابطی رو تجربه می کنیم که همجنس با باورهای ما در اون برهه است

    به محض اینکه فاصله فرکانسی شما به واسطه ایجاد باورهای متفاوت از اطرافیانتون زیاد بشه، جهان شما رو وارد مدار بالاتری می کنه که روابط با کیفیت تری رو تجربه می کنی🤗

    پس اگه باورهای اطرافیانت هم قدرتمند بشه در مدار هم خواهید موند، در غیر اینصورت، آدم‌های جدیدی وارد رابطه میشه🥳

    اما قطعاً نتیجه نهایی این تغییر در رابطه شما، دقیقاً به اندازه تغییر وضعیت مالی شما از فقر به ثروت، برای شما دوست داشتنی‌تر، لذت بخش تر و قابل تحسین تر از تجربه‌های گذشته خواهد بود🥰

    پس از هر تغییری استقبال کن چون هر تغییر تو رو به سمت تجربه‌های باکیفیت‌تر در همه جنبه ها هدایت میکنه🎀

    موضوع بعدی که اون هم مانع بزرگی در برابر ایجاد باورهای قدرتمند کننده است، غیرممکن دانستن نرسیدن به برخی از خواسته‌ها ست 🤔

    آدم‌های زیادی از آنجا که نتونستن باورهای توحیدی توکل به خدا به معنای واقعی کلمه به عنوان نیروی برتری که همه ما به یک اندازه به او وصل هستیم رو بسازن، در همون نقطه شروع شکل‌گیری خواسته،

    حریف نجواهای ذهنشون نمیشن که سعی میکنه با بزرگ نشان دادن اون خواسته ناامید شون کنه 😕بنابراین خیلی زود ناامید شده و بی‌خیال خواستشون میشن😯

    باور قدرتمند:⚘ هیچ خواسته‌ای اونقدرها بزرگ نیست که داشتنش غیر ممکن باشه⚘

    به محض شکل گرفتن خواسته‌ای در وجود ما، نیرویی درونی در ما بیدار میشه که خودش رو در قالب انگیزه و شور و شوق سوزانی برای داشتن اون خواسته نشون میده🤩

    اگه این نیرو رو با کمک ایجاد باورهای قدرتمند کننده مخصوصاً باورهای توحیدی تقویت کنیم قدم به قدم ما رو به سمت تحقق اون خواسته هدایت میکنه🎉

    بنابراین در هر وضعیت و شرایطی که هستی، هیچ خواسته‌ای اونقدر بزرگ نیست که توان رسیدن به اون رو نداشته باشی🤗

    حتی اگه قبلاً هیچ موفقیتی کسب نکردی به این معنا نیست که نمیتونی اون خواسته بزرگ رو محقق کنی، زیرا همه ما به یک اندازه به این نیروی هدایتگر درونی وصل هستیم👌🥳

    فقط باید قدم به قدم تکاملمون رو در مسیر طی کنیم در نتیجه تنها موضوع مهم لذت بردن از زیبایی های مسیره🎀

    و تنها چیزی که به اون فکر نمی کنی، چگونگی رسیدن به مقصد، یا ترس از نرسیدن به مقصده👌

    زیرا به اون سیستم اعتماد کامل داری، به همین دلیل فرمان رو به او سپردی و قادری در آرامش از مسیر لذت ببری🥳

    تسلیم بودن در برابر این قدرت به معنای دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه به معنای قرار دادن خود در مسیر دریافت الهامات، به واسطه ایجاد باورهای توحیدی و عملی ساختن اون الهامات برای طی کردن مراحل تکاملی مسیرت است زیرا ایمانی که عمل نیاورد فقط حرف است👌🥳🎀💃🎉🎊⚘

    باسپاس از استاد عزیز وخانم شایسته جان🎀🎀🎀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    سلام به استاد عزیز وخانم شایسته ودوستان سایت🎀🎀

    مصاحبه بااستاد قسمت۵

    این باور کمبودی که به ما گفتن پول کمه، موفقیت کمه و سخت به دست میاد آدم خوب کمه موقعیت کار خوب کمه

    همه چی کمه، آب کمه، برف، بارون، آفتاب ویتامین نون، غذا کمه

    اینقدر به ما اینها رو گفتن توی زندگیمون

    و نسل در نسل ما این ها رو گفتن که هر حد و حساب نداره و خیلی باورهامون در مورد این موضوع ایراد داره

    کاری که من می کنم اینه که تایید می‌کنم تحسین می کنم اون نمودهای فراوانی رو

    مثلاً در مورد آب من این همه آب می بینم اطراف خودم تایید می‌کنم تحسین می کنم

    در مورد روابط هم اصل زندگی اینه که تا هر وقت دوست دارید با هم باشید هر وقت هم نخواستین همدیگه رو

    از هم جدا بشین

    تکلیف اینه که ما می‌خواهیم تا وقتی باهم هستیم از وجود همدیگه لذت ببریم از زندگی لذت ببریم و هیچ

    وابستگی هم در کار نباشه و به همین شکل آزادانه زندگی کنیم هیچ طنابی هم کسی به دور کسی نبنده و هیچ اجباری نباشه و هیچ محدودیتی نباشه و خیلی راحت زندگی کنیم

    مثل دو تا دوستی که تازه با هم آشنا شدن، توی دوستی چقدر هوای همدیگر رو دارید، چقدر مراعات همدیگه رو می کنید، چقدر ملاحظه اون دوستی که تازه شکل گرفته

    صبورترید، ملاحظه کار ترید، چقدر متفاوته رابطه

    بعد که هی عمیق تر میشه و وابستگی بیشتر میشه چقدر گیر میدید.

    نه این باید اینجوری باشه، چرا فلان حرف رو فلان موقع زدی، چرا به من زنگ نزدی

    عشق یعنی اینکه شما آزاد باشی و با اون آزادی که دارید، بخواهید با هم بدون وابستگی از حضور با همدیگه لذت ببرید و اصلا هم این نباشه که تا فردا هستیم یا نیستیم

    نه،این لحظه رو با هم لذت می‌بریم فردا ممکنه هر اتفاقی بیفته، به هیچی وابسته نباشید جز خدا

    حتی همسرتون و فرزندتون

    توکلتون، اول و آخر تون، ظاهر و باطنتون ،فقط خدا باشه و لاغیر

    نباید به هیچ کسی چسبید، نباید به زور کسی رو نگه داشت، نباید کسی رو زندانی کرد

    در اکثر رابطه ها تا زمانی که رابطه جدی نشده و طرف مقابلشون رو دائمی و همیشگی نمیدونند طور دیگری رفتار می‌کنند

    شکرگزار ترن، مهربون ترن، خوش اخلاق ترن، صبور ترن، با گذشت ترن

    چون میدونن اونی که باهاشن معلوم نیست تا کی هست

    اما به محض اینکه رابطه جدی میشه به محض اینکه طرف مقابلشون رو همیشگی و دائمی می دونن و فکر می‌کنن دیگه همیشه دارنش

    رفتارشون تغییر میکنه

    عدم وابستگی و رها بودن رو یاد بگیریم، نترسیدن از دست دادن

    ارزش گذاشتن اول برای خودت بعد دیگران، دوست داشتن خودت اول

    و از همه مهمتر لذت بردن

    لذت بردن واقعی که آویزون به کسی نباشی

    و نچسبیدن نه تنها به همسر و دوست و نامزد، بلکه به خانواده، همسایه، همکار و مال و اموال

    نه به خانواده وابسته باشیم نه به کسی و نه به چیزی

    خداوند برای ما اصل باشه، لذت‌بردن برای ما اصل باشه و اینها هم اتفاقاتی ان که باعث میشن مسیر لذت بردن کامل بشه🌺🌺🌺🌺🌺

    سپاسگزارم ازشما استاد عزیز وخانم شایسته جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: