مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














بنام رب جهانیان
سپاسگزار خداوندی هستم که بهترین هدایتگر جهانیان هستش و هدایتگر من به این مسیر یکتاپرستی و راه مستقیم، راه کسانی که به آنها نعمت های فراوان داده است.
صراط مستقیم منو یاد درس ریاضی دوران ابتدایی میندازه که یه نقاشی ای بود که تووی اوون نقاشی یه خرگوشی بود که برای رسیدن به هویج ها، سه تا راه جلوش بودند
دو تا از راهها راه دور و دراز و کج و کوله بودند و راه مقابل خرگوش یه راه مستقیم بود.
یعنی راهی که صاف بود، کوتاه بود، لذت بخش بود بی خطر بود و کوتاه و کوتاهتر از همه ی راههای دیگه ی جهان.
خدا همین راه مستقیم رو توو سوره حمد میگه.
همون مسیر تمرین ستاره قطبی دوره 12 قدم.
و جقدر من از این اصطلاح صراط مستقیم خوشم میاد.
اصلا وقتی میشنوم، قند توو دلم آب میشه و باز هم از خدا می خواهم که ما رو به راه مستقیم هدایت کنه، راه کسانی که به آنها نعمت های فراوان داده است.
و اما ارتباط تقوی و کنترل ذهن با ثروتمند شدن.
نتیجه ی 4 روز اخیر
توو فروشگاه و دفتر کارم نشسته بودم و از خدا خواستم که هدایتم کنه تا ایرادات شخصیتی و باورهای مخربی که مانع ورود ثروت زیاد و آسان و مشتری فراوان به زندگیم در ذهنم هست رو پیدا کنم.
از ته دل خواستم.
شب رسیدم خونه و بعد از صخبت و بگو و بهند و درس بچه ها و سپاسگزاری خوابیدم.
صبح اوونی که درونم هست و من بهش میگم ارباب جان (خداوند جهانیان) بهم گفت؛ امروز به هر بهونه ای تونستی سپاسگزاری کن.
منم گفتم ای به روی چشم ارباب جانم، نوکرتم، عبد هستم، دستور بدهید.
از همون لحظه توو تخت خواب نرمم شروع کردم و گازش رو گرفتم.
بچه هام رو با ماشینم بردم مدرسه و حتی با همین حال خوب سپاسگزاری، مسیرمون پر از لحظات عالی شد.
بچه ها رو که گذاشتم مدرسه و راهییه فروشگاه شدم، ارباب جون گفت که الان باید مشتری زیاد رو تحسین بکنی.
هرجا مشتری زیاد دیدی تحسین کن.
یه نان روغنی دیدم
ماشینو پارک کردم و توو ماشین نشستم و شروع کردم به تحسین مشتری های نونوایی طوری که هوا منفی 4 درجه بود و مشتریهای نانوایی توو صف بودند و گفتم خدایا واقعا شُکرت برای اییییین همه مشتری که به این فروشنده ها دادی.
یکم اومدم جلو یه سنگکی بود و بیرون سنگکی پر مشتری بودند، باز با احساس خوووووب تحسین کردم فراوانی مشتریها رو
یه کم جلوتر پمپ بنزین بود و ماشینها (مشتریها) رو میدیم که هر لحظه وارد پمپ بنزین میشوند و بنزین میزنند و کارت میکشن. و تشکر میکنند و خداحافظ
حدود یک ربع جلوی پمپ بنزین بودم و در حال تحسین.
و رفتم فروشگاهم به لطف خدا
و کلا توو احساس عالی و خوبی بودم.
استاد عباس منش عزیزمون میگن که؛
بهترین و نزدیکترین فرکانس به خداوند فرکانس سپاسگزاری هستش، واقعا همینجوریه.
یا رب سپاسگزارم برای نوشتن این آگاهی هایی که تو میدی. خییییلی سپاسگزارم.
ظهر بود یه پسر جوون خوش اخلاق و آرومی اومد داخل مغازه و ازم قیمت چوبهای داخل مغازه رو پرسید و منم که احساسم از سپاسگزاری عالی بود، با احساس عالی همه چیز رو بهش توضیح دادم و ایشون سفارش دادن و کارت بانکیشون رو دادن به من و گفتند لطفا تخفیف بدین.
منم با رووی خوش بهشون گفتم که؛
شما بنده ی خوب خدایین
شما نگفته، من تخفیفها رو داده ام.
برگشت بهم گفت که؛
شما بنده ی خوب خدایین که مادرم منو برای تعمیر درب پلو پز فرستاده توو این مخیابون و الان من اینجا نشستم و دارم ازتون خرید میکنم، راستشو بخوای اصلا نمیدونم من چرا اینجام.
ولی من میدونستم
ارباب جون این مشتری رو به بهانه پلو پز فرستاده اینجا و
من کارت رو کشیدم و فاکتور شون رو تقدیم کردم.
و ثروت خوبی وارد زندگیم شد
با خودم گفتم؛
این نتیجه ی اون الهامات و جواب درخواست من از خدا بوده.
تا شب چند نفر دیگه هم اومدن
فرداش باز همون کار رو تکرار کردم و نتیجه باز هم عالی بود
و
پس فردا باز عالی تر
یعنی تقوا و کنترل ذهن نتیحه اش ثروت ها و نعمت هاست و ثروت بیشتر، انگیزه میده که تقوامون رو بیشتر کنیم و باز لذتهای بیشتر و بهتر و بیشتر و تقوا و لذت و نعمت و همینجوری زنجیروار.
استاد عزیزم و خانم شایسته گل، ازتون خیلیییییییییییییییی ممنون و سپاسگزارم
سلام استاد عزیز از خدا سپاسگذارم که شما رو وارد زندگیم کرد. در مورد این فایل واقعیتِش باید بگم مغزم سوت کشید، فکر نمی کردم دیدگاه و نوع زندگی تون درباره ی روابط اینطور باشه. نمی دونم چرا هنگام دیدن این فایل آرزو کردم که کاش از همسرتون جدا نمی شدید و با هم این مسیر رو از قم تا امریکا ادامه می دادید. شاید من باورهام خیلی ایراد داره و محدوده. اما واقعا هنگام دیدن این فایل یک لحظه به همه چی شک کردم، به تمام قوانیتی که شما گفتین و من با جان و دل پذیرفتم و سعی در اجرای اون ها داشتم. اما باز به یاد آوردم شهریور ماه 95 رو. زمانی که در اوج ناراحتی و افسردگی، در حالی که به فکر از بین بردن خودم بودم، از ته دل مثل کسی که وسط دریا تنها، گیر افتاده و کمک میخواد، از خدا کمک خواستم که راه رو و روشِ زندگی رو به من نشون بده. چون میدونستم که این زندگی نیست. شاید 24 ساعت نگذشت که با یکی از دوستان درباره ی آرزو هام و اینکه چقدر به علم و اختراع علاقه دارم صحبت کردم و اون دوست یا اون دست خدا یا شاید هم خود خدا که به اون شکل دراومده بود من رو با شما آشنا کرد. و فصل جدیدی از زندگی برای من شروع شد. از اون روز تا الان فراز و نشیب های زیادی داشتم. اما الان به لطف خدای مهربانِ هدایتگر انسان دیگه ای شدم. نسبت به اون روز از لحاظ مالی خیلی پیشرفت کردم اما هنوز به اون جایی که می خواستم نرسیدم و دارم تکاملم رو طی میکنم. از لحاظ آرامش به منبع عظیم آرامش و احساس خوب رسیدم و فکر میکنم هدف و رسالتم از زندگی رو شناختم و دارم به سمتش حرکت میکنم و لذت میبرم. از لحاظ کیفیت زندگی هزاران برابر شده. استاد خوبم امشب همانطور شکه شدم که وقتی برای اولین بار ازتون شنیدم که ما خالق تمام شرایط زندگیمون هستیم شکه شدم. در این مورد بدلیل باورهایی که مخصوصا از طرف خانواده و افراد مذهبی بهم القا میشد این حرف شما رو نوعی شرک میدانستم و به خودم میگفتم پس خدا چِکارس؟!! خدا سرنوشت مرا رقم میزند و من فقط میتوانم پنجاه درصد زندگیم رو کنترل کنم. غافل از اینجا که این کلام شما نهایت توحید و این فکر بیمارگونه من نهایت شرک و بت پرستی است. آره واقعا من بت پرست بودم و مشرک. از پدرم بت ساخته بودم. از افرادی که توی زندگیم بودند تک به تک بت ساخته بودم و در ذهنم آنها را عبادت میکردم آنها را اطاعت میکردم. تلاش من فقط برای آن بود که در مورد خواسته هایشان کوتاهی نکنم و رفتاری نکنم که مخالف خواسته آنان باشد. اما اکنون فقط رب را میپرسم. اکنون فقط کسی را میپرسم که تمام قدرت را به من داده تا بتونم زندگیم رو اونجوری که میخوام خلق کنم. وقتی اینها رو بیاد آوردم شک از دلم خارج شد و دوباره هزاران نشانه بیادم آمد. استاد وقتی از قوانین استفاده میکنم و به چشم خودم می بینم که رفتار آدم ها متناسب با نوع فکر و باور من است، احساس میکنم این آدم ها اصلا موجودیت ندارند، احساس میکنم، تنها در روی زمین زندگی میکنم و فقط خدا هست و من. و آدم ها فقط جلوه ای از خدا هستند که من با باورهایم به آنها شکل میدم. این، چیزیه که درک کردم و نتیجه اش آرامش و ثروت و سلامتی و دوستان خوب هست که البته درک الان من مثل خوردن چند قطره آب از منبع آب زلال و شیرینی به اندازه ی دریاست و خیلی درک کمی از قوانین خداست.
احساس میکنم تنها روی زمین زندگی میکنم و فقط خدا هست و من….
خیلی عالی بود این جمله اتون. یادداشتش کردم
باسلام.
نظرتون خیلی به دلم نشست.چون خود منم وقتی دیشب این فایل رو دیدم خیلی شوکه شدم.به همه چی شک کردم.چون فکر میکردم استاد با همسرشون همه ی این مسیر هارو طی کردن و به اینجا رسیدن و خوشبختن.
ولی وقتی گفتن جدا شدن خیلیییییییی حالم گرفته شد.از دیشب ذهنم درگیره. ای کاش استاد بیشتر توضیح بدن راجع به این موضوع.
سلام دوست عزیز
شما گعتین ک به علم و اختراع علاقه داشتین و هدایت شدین به سمت علاقه تون ؟ آیا از این راه پول در آوردین ؟ ینی پیشرفت مالی تون از این راه بوده ؟ ممنون میشم اگه ممکنه توضیح بدید چون منم به این راه علاقه دارم و دنبال مثال هایی میگردم خودشون به تنهایی تونسته باشن از راه علم و اختراع به ثروت هم برسن ..
سلام دوست عزیز مثالِ من مثالِ آدمیه که از بدترین شرایط روحی که منفی هزار بوده به لطف خدا تونسته به یک آرامش و زندگی نسبتا خوب برسه. پیشرفت من نسبت به اون روزها خیلی سریع و تند بود اما هنوز به خیلی چیزا نرسیدم و به بعضی ها هم رسیدم مثل قبول شدن در دانشگاه سراسری در مقطع کارشناسی در رشته ای که عاشقش بودم ولی اصلا نمیدونستم این رشته به اون علایق من ربط داره و خیلی چیزای دیگه … و دارم تکاملم رو آرام آرام از منفی هزار به منفی صد و مثبت یک و … ادامه میدم. ایده های خیلی عالی که دقیقا مطابق رویاها و آرزو هام بوده بهم داده شده که الان در حال عمل به اونها هستم مثل نوشتن کتابم یا برنامه نویسی و … اما نتیجه نهایی هنوز حاصل نشده که انشاء الله بزودی نتایج خودشدن رو نشون میدن و من تو سایت میگم. اما چیزی که هست اینه که من شک ندارم قوانین درسته و فقط و فقط همینه و بس و تنها کار من تمرین به اونچه که میدونم هست.
سلام و روزگارتون به خیر و نیکی.
من از این فایل و سوالات مطرح شده در آن و پاسخهای کامل و مشروحی که استاد دادند به این نتیجه مهم رسیدم که احساس ما مهمترین اصل در زندگی ما هستند. در شرایط خوب هر انسان سالمی دارای احساس خوب و شادی بخش هست.. و به محض این که به مشکلی بر می خوریم کوچک باشد یا بزرگ فرقی نمی کند کنترل احساس نقش حیاتی دارد.. چالش هر چه بزرگتر باشد کنترل احساس سختتر می شود اما غیر ممکن نیست. ولی اگر بشود که احساسمون رو کنترل کرده و حسمون رو خوب نگه داریم و به خداوند توکل کنیم و مشکلمون رو به خداوند بسپاریم. امید است که نتایج عالی را به دست بیاوریم..
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیز و هم خانواده عزیزم
اینکه بخوایم اونقدر جسارت و شهامت اینو داشته باشیم که بتونیم با مهاجرت از صفر شروع کنیم با وجودیکه سرمایه داریم اما اونقدر به قوانین جهان ایمان داریم که باز از صفر شروع میکنیم واقعا شهامت میخواد که هر کسی این جسارت و نداره
واقعا تحسین میکنم استاد عزیزم رو که چقدر قوانین جهان رو خوب یاد گرفتن و بهش عمل میکنن خیلی جا داره که بخوایم اینطوری بشیم
کاش بجای سرک کشیدن تو زندگی دیگران بتونیم اگاهیهامونو بالا ببریم و درست عمل کنیم
به واسطه چند تا جمله اسممون میره تو شناسنامه همدیگه و یه عمر بدون هیچ حسی کنار هم زندگی میکنیم زیر یک سقفیم دز حالیکه فرسنگها از هم فاصله داریم یک روز زندگیکردن کنادر کسیکه پیشش آرامش داری صدها برابر بهتر از یه عمر زندگی کنار کسیه که اصلا بهش حسی نداری
تبریک میگم به استاد عزیز و مریم جان نازنین که تونستن مسیر و روش درست زندگی رو پیدا کنن
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خانم شایسته عزیزم ممنونم بابت روز سوم از پرواز به مدار بالاتر
چقدر زیبا استاد بیان کرد که ثروت تقوا را افزایش میدهد و تقوا با ثروت می آید و من هر چقدر ثروتمند تر باشم نزد خداوند محبوب تر و عزیز ترم زیرا من وقتی به ثروت میرسم آرام میشوم برای نیاز به پول هر کاری را انجام نمیدهم هر غذایی را نمی خورم با هر کسی ارتباط برقرار نمیکنم به کسی باج نمیدهم جلوی هر کسی سر خم نمیکنم به خانواده ام خدمت میکنم رفتارهایم سالمتر است ذهن سالم و آرامتری دارم میتونم راحت ببخشم و گذر کنم میتونم دنیا را ببینم و هم خودم خوب زندگی میکنم و هم کمک میکنم دنیا جایی بهتری برای بقیه باشد
مثل استاد الگوی بزرگ من که چقدر با موفق شدنش با ثروتمند شدنش با سلامت شدنش به بسیاری از ماها داره خیر و برکت میرسونه و الگویی واضحی که میشود خوب زندگی کرد میشود بهشت را در همین دنیا تجربه کرد .
ایمان من و باور های که دارم میسازم تو ذهنم مهمه و کار سازه و نتیجه میده نه یکسری حرف های قشنگ که یاد میگیرم و یا آگاهی های جدیدی رو میشنوم.
وقتی من شروع کردم روی باورهام کار کردم به مسیر سخت هدایت نشدم من همواره دارم هدایت میشم به راه آسان و اگر هم مشکلی پیش میاد مثل قبل منو نابود نمیکنه به اندازه ای که من دارم رشد میکنم نشکلات و تضادها کوچیک تر میشن و به اندازه ای که دارم هر لحظه درک میکنم احساس بد مانند آتیشی سوزاننده وخطرناک است سمتش نمیرم و یا سریع آگاهانه توجه ام رو به چیزهای میبرم که احساس منو بهتر کنه .
تغییر باور این نیست که من بتونم باورهای محدود و فقر آلودم رو خراب کنم یا از بین ببرم هرگز این اتفاق نمیافتد اما من میتوانم با ایجاد باورهای بهتر و قدرتمند تر و ثروت آفرین تر و توحیدی تری را ایجاد کنم و فضایی بیشتری را در ذهنم به آنها اختصاص بدم وگرنه علفهای هرز همیشه هست من هستم که باید مراقبت کنم و نزارم رشد کنند و فضایی ذهنی منو دوباره در بر بگیرن من آگاهانه باید هر روز و همیشه حواسم به ورودی ها و کانون توجه ام باشم و تا ابد روی باور فراوانی و توحید کار کنم
همه چیز توحیدی
همه چیز باور های منه
ومن هستم که هر لحظه دارم فرکانس به جهان هستی میفرستم با باورها و افکار خودم اتفاقات و شرایط زندگیم را میسازم.
از خدا میخوام که همواره کمکم کنه و هدایتم کنه در این مسیر توحیدی و راه راست بمونم و تا ابد ادامه بدم که این راه حق است خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام دوستان و استاد عزیزم
خداوند رو شاکرم که بازهم فرصت گوش دادن این فایل های ناب و واقعا کاربردی و مهم رو دارم.
خیلی جالبه که چند روزی ذهن من درگیر کمتر خرج کردن و یا دسته بندی پولم هست و من باید به این فایل هدایت میشدم.
وقتی تصمیم میگیری وارد مسیر درست بشی خداوند دستت رو میگیره و هدایتت میکنه.
امروز خیلی یهویی نجوایی درون ذهن من به صدا دراومد که یکی دو ماه دیگه اگه پول کم بیارم چی ، از الان برای اون موقع نگه دارم که یه وقت به مشکل برنخورم و از این افکار بیهوده و نگران کننده که دقیقا الان بهم یادآوری شد که تمام اینها نجواست که اگه من بهشون قدرت بدم ، اتفاق می افتن و به واقعیت تبدیل میشن
در حالی که اگر من در مسیر درست باشم نه تنها افت نمی کنم بلکه رشد میکنم و تنها موضوع مهم و اساسی توحید و ایمانه منه نه هیچ چیز دیگه
امروز به خاطر همین نجوای کوچیک حدود نیم ساعتی حس و حالم بد شد
در حالی که اگر آگاه باشیم می تونیم همون لحظه تشخیص بدیم که این نجواست و چیزی جز حال بد و اتفاق بد به همراه نداره
خیلی خوشحالم که خداوند من رو به این فایل هدایت کرد و دوباره باهام حرف زد.
این منم که می تونم زندگیه خودم رو بسازم
پس به جای گوش دادن به نجوا و خراب کردن حالم ، می تونم همون لحظه با یه دید خوب به قضیه نگاه کنم و حالم رو خوب کنم تا اتفاقات خوب رو خلق کنم.
الهی شکرت
عاشقتمممم خدا
عااااشقتونم
به نام انرژی معجزهکننده و قدرتمند:
که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و به خوشبختی، سعادتمندی، آرامش، سلامتی، ثروتمندی
و داشتن زندگی سرشار از عشق و وفاداری
و تجربه لذت های ناب و وصف نشدنی
و بودن در آسایش و رفاه برای من،
بیشتر از خودم مشتاق و مصر است
به نام سیستمی قانونمند:
که جهانی سرشار از نعمت و ثروت و برکت و فرصت و آدم های خوب و هر چیز خوبی را به بی نهایت مقدار خلق کرده
و من را خالق زندگی خودم آفریده
تا بتوانم از راه های ساده و لذت بخش
به تمام خواسته ها، آرزوهای کوچک و بزرگ و زندگی دلخواه و رویاییام برسم
به نام خدایی که مرا بسیار دوست دارد
و من را موجودی بالیاقت، ارزشمند، عزتمند، شایسته و لایق نعمت هایش خلق کرده
و هر روز بر عزت نفس و میزان لیاقتم برای دریافت نعمت هایش میافزاید.
*
سلام به خوبیها و زیباییها
سلام به هر ذره و جریانی از خوبی که در جهان زیبا و غنی ما در جریان هست
سلام به تمام آدم های خوب و باوجدان در همه جای جهان، از گذشته های دور تا همین حال حاضر و آینده
سلام به تمام افراد و عوامل و راههای هموار و لذتبخشی که به فرمان خداوند برای رسیدن من به خواستهها و آرزوها و شرایط دلخواه و رویایی ام برایم مهیا میشوند
سلام به:
خوشبختی و آرامش
موفقیت و ثروتمندی
سلامتی و زیبایی
امنیت و ایمنی
عزتمندی و آبرومندی
لیاقت و شایستگی
آسایش و رفاه
مهربانی و محبت
عاشقی و وفاداری
فراوانی و ثروت
نعمت و فرصت
راهنمایی و هدایت خداوند
احساس ارزشمندی و اعتمادبهنفس
زندگی سرشار از عشق و محبت و وفاداری
زندگی مملو از تجربههای ناب و لذتهای وصفنشدنی
سعادتمندی و عاقبت به خیری
*
نکات و باورهای صحیح این جلسه:
1- من با تمام وجودم قوانین خداوند مهربان را درک میکنم.
2- این جهان زیبا ساخته شده تا به فرکانسهای من پاسخ دهد.
3- تجارب زندگی من، تماما به باورهای من بستگی دارد.
4- تجربه شرایط خوب و دلخواه، تنها در گرو کانون توجه و باورهای من است.
5- رسیدن به احساسِ خوب، قطعا من را به خواستههای بیشتری میرساند.
6- من با درک قانون خداوند، پیوسته در احساس یقین، امید و در یک کلام، احساس خوب هستم.
7- من متعهد هستم تا برای هماهنگ شدن بیشتر با قوانین خداوند، پیوسته تلاش کنم.
8- داشتن احساس خوب، من را به اتفاقات خوب میرساند.
9- کانون توجه من فقط روی خوبیها، زیباییها و نعمتهای خداوند است.
10- من ذهن قدرتمندکنندهای دارم که مملو است از باورهای صحیح و قدرتمندکننده.
11- با باورهای قدرتمندکنندهای که دارم، زندگیام در تمام جنبهها، با کیفیتتر میشود.
12- من به لطف خدا، توانایی کنترل ذهنم را برای ماندن در احساس خوب دارم.
13- من با توانایی کنترل ذهنم به هر موفقیتی که بخواهم، خواهم رسید.
14- کار کردن روی باورها، یک فرایند دائمی و یک مسیر تکاملی است و من در این مسیر تکاملی زیبا قرار دارم و از این فرآیند زیبا، لذت میبرم.
15- هرچه روند تلاش برای ماندن در احساس خوب، به کمک ایجاد باورهای قدرتمندکننده، ادامه مییابد، آن باورها قدرت بیشتری یافته و من را وارد مدارهای بالاتری مینمایدکه اتفاقات و شرایط با کیفیتتری را تجربه خواهم کرد.
16- کنترل ذهن برای من کار آسان و لذتبخشی است.
17- ماندن در احساس خوب جهت رسیدن به خواستهها، کاری آسان و لذتبخش برایم است.
18- من قادر به تمرکز بر نکات مثبت در هر جنبهای از زندگیام هستم.
19- من به خوبی میدانم که احساس خوب = اتفاقات خوب است.
20- من به لطف خدا، درباره تمام اتفاقات آینده امیدوار هستم.
21- به لطف خدا، من نسبت به حال حاضر و آیندهام بسیار آرامش دارم.
22- میدانم که نتیجه فرکانسهای خوب، قطعا اتفاقات خوب است.
23- من میتوانم ارتباط میان میزان باورهای قدرتمندکنندهای که برای غلبه بر نجواهای ذهنم و رسیدن به احساس خوب ساختهام را با میزان اتفاقات دلخواهی که تجربه میکنم، به خوبی بیابم.
24- من از دیدن نتایج حتی بسیار کوچک شاد و امیدوار میشوم و برای ادامه دادن مسیر تکاملیام انگیزه بسیار دارم.
25- میدانم مسیر تکاملیام باید طی شود
و در این راه، هر چه تواناییام در کنترل ذهن
و تمرکز بر زیباییهای زندگی بیشتر شود،
باورهایم قدرتمندکنندهتر شده
و من را وارد مدارهای بالاتری مینماید
و در نهایت، زندگی با کیفیتتری را تجربه خواهم کرد.
*
من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی میکنم که
در آن بیشمار نعمت و فرصت و ثروت و آدمهای خوب وجود دارد و
من قرار است سفری بسیار لذتبخش و عاشقانه را در این جهان داشته باشم و
در کمال خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.
خدایا، خداوندا
من فقط و فقط به تو ایمان دارم
و تنها به تو توکل میکنم
و فقط از تو یاری میجویم
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
ای خدای بخشنده، به خاطر همه شرایط و عوامل ریز و درشتی که در مسیر رسیدن من به خوشبختی و داشتن زندگی ایدهال و رویاییم ترتیب میدی، هزاران بار ممنونم.
خدای قدرتمند و عادل من، بخاطر تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که به من عطا کردی، از اولین روز زندگیم تا حال حاضر و همچنین اونهایی که در آینده دور و نزدیک به من خواهی داد، هزاران هزار بار متشکرم.
خدایا، به خاطر همه چیزهای ریز و درشت خوبی که من عطا کردی، ولی من هیچوقت متوجه اونها نشدم،
یا اون دسته از نعمتهایی که بهم بخشیدی ولی فراموش کرده و از یاد بردم،
حتی اون خوبیهایی که الان هم متوجه اونها نیستم
و اون نعمتهایی که در آینده به من خواهی داد و ممکنه متوجهشون نشم یا باز هم از یاد ببرم
هزاران هزار هزار بار شکرت.
خدایا
بخاطر سلامتی و امنیتی که برایم مهیا کردی و میکنی،
بخاطر آدمهای خوبی که وارد زندگیم کردی و همچنان میکنی،
بخاطر همسر فوق العادهای که نصیبم میکنی،
بخاطر موفقیتهای گذشته و آیندهام،
بخاطر فرصتهای خوبی که جلوی پاهام گذاشتی و میگذاری،
به خاطر وضع مالی خوبم و نیز ثروت عظیمی که نصیبم میکنی،
به خاطر عزت و احترام و ارزش و لیاقت و آبرویی که بهم بخشیدی و میبخشی،
بخاطر تمام تجربههای شیرین و ناب گذشته و
لذتهای وصفنشدنی و فوقالعادهای که به من عطا خواهی کرد،
به خاطر رفاه و آسایشی که به من بخشیدی و همچنان میبخشی،
بخاطر خیر و برکتی که به زندگیم دادی و همچنان ازم دریغ نمیکنی،
بخاطر احساس خوب و آرامش و خوشبختی که برایم فراهم کردی و میکنی،
بخاطر داشتن شرایط دلخواه و زندگی رویایی و ایدهآلم،
بخاطر رسیدن به خواستهها و رویاهای کوچک و بزرگم،
برای تکتک این خوبیها، زیباییها و نعمتها
پیوسته و پیشاپیش، میلیونها بار سپاسگزار و ممنون تو هستم.
خدایا شکرت.
سلام به دوست خوبم مریم خانم عزیز
شب قشنگتون بخیر و شادی
چه قدر کامنتتون رو زیبا و تأثیر گذار نوشته بودین
چندین و چند بار خوندمش
حتی تو دفترم هم نوشتمش
سپاسگزاری اخر کامنتتون رو چه قدر زیبا و با عشق نوشته بودین
حس و حالش بینظیر بود
خدایا شکرت
چه احساسی با ارامش تر از اینکه بدونیم خدایی داریم که
خالق تمام زیبایی ها و قشنگی ها و مهربانی هاست
خالق تمام نعمت ها و ثروت ها و فراوانیها ست
مالک و صاحب کل عالم هاست
چه احساس قدرت از این بالاتر که بدونیم خدایی داریم که
آفریننده کل موجودات هستیه
فرمانروای مقتدر کل جهانه
علم و دانشش کل هستی رو فرا گرفته
و حتی برگی بدون اذن او از درخت نمیافته
خدایا شکرت
توفیق سپاسگزاری بیشتر
تواضع و فروتنی در مقابل خودت رو بیشتر و بیشتر بهمون عطا کن
بازم ممنونم از شما دوست با محبت
در پناه ربالعالمین شاد و سربلند باشین
سلام محمد عزیز
خیلی ممنونم که کامنت من رو چند بار خوندین و احساس خوبتون رو با پیامی دلنشین و مثبت به من منتقل کردین.
بدونین که شما و پیام زیباتون از جمله اتفاقات خوب امروز من هستین که بابتش خدای مهربون رو شکر میکنم.
براتون از صمیم قلب، آرزوی داشتن زندگی فوقالعاده عالی، سلامتی، عزتمندی، آبرومندی، آرامش، آسایش، موفقیت و ثروتمندی بسیار رو دارم
و امیدوارم در هر دو جهان، خوشبخت و سعادتمند باشین.
🎉به نام خداوند بخشنده و وهاب🎊
در مورد تغییر یاد چند تا داستان افتادم ، یکیش که همین داستان تلاش برای تغییر نگرش خانواده که فک کنم تقریبا تمام بچه های سایت چنین تلاش بیهوده ای کردند 😂
یه داستان دیگه ای که یادم افتاد این بود که من تقریبا بیش از دو سال پیش جایی بودم که تمام اطرافیان من همشون بلا استثنا مصرف خیلی زیاد انواع دود و انواع مواد مخدر داشتن ، در واقع خونه تیمی بود و تمام اونها هم همکاران من بودن و من تازه هدایت شده بودم اونجا و اینو میدونستم که باید بهشون توجه نکنم.
خلاصه که من شروع کردم روی خودم کار میکردم ، فایل گوش میدادم ، ورزش میکردم و …
از هر زاویه ای شما به این قضیه نگاه کنید من تقریبا مورد تمسخر این دوستان قرار میگرفتم ولی اون کاری که فکر میکردم درسته رو انجام دادم .
کم کم شرایط تغییر کرد ، آدم هایی که اونجا بودن کمتر شدن ، ساعاتی که اتاق پر دود بود من نبودم و بیرون از اون جا بودم و یه جورایی میفهمیدم که جهان داره واکنش نشون میده و داره مدیریت میکنه و همینجوری کم کم پیش رفتم تا بعد یه مدت کلا از اونجا هدایت شدم به جاهای بهتر و الان که دیگه خیلی وقته که هر کسی وارد سیستم کاری من میشه ، به طرز عجیبی از همون روز اول یهو خودشو شبیه من میکنه 😄 به خدا هر کی میاد یهو میگه منم میخوام ورزش کنم و میره شروع میکنه ، و خیلی از اون ویژگی های اخلاقی من رو انجام میده ، بدون اینکه من ازش بخوام چون اصلا به من مربوط نیست 😂
این یعنی اینکه من راه خودمو میرم ، جهان آدم های درست رو میاره به سمت من.
🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃☘️🍃
در مورد یه سری مسائل اتفاقا من هم باور هام قوی بود و اتفاقا این ذهنیتی که نسبت به مسائل و یه سری موفقیت ها داشتم به داستان های من بابام مربوط میشه 😂
البته بابای من واقعا هیچوقت منو سرزنش و تحقیر نکرد و برعکس همیشه با تشویق کردن ، با ایجاد این باور که میشه به هر موفقیتی رسید یه سری باور هارو در ذهنم ساخت.
البته خیلی باور های مخربی هم داشت ولی خب من واقعا نمیدونم چطور ، از تو حرفای بابام فقط همون نقطه ی رسیدن به هدف رو میدیدم و اصلا به مسیری که میگفت توجه نمیکردم.
به همین خاطر در مورد خیلی از مسائل من واقعا محدود فکر نمیکنم ولی اینم میدونم که بازم خیلی جای کار داره.
💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸
این نکته ای هم که اگه یه چیزی حس بدی نداره ، یعنی خوبه هم خیلی بهم کمک کرده ، چون بعضی وقتا یه ایده های میاد به ذهنم که واقعا احساسی ندارم بهش ولی انجامش میدم و جواب هم میده انصافاً.
و اگه ما این موضوع که : «اگه چیزی داره احساس ترس و نگرانی و ناامیدی میده ، حتما از شیطانه و هر چی که احساس خوبی میده از خداست» رو بتونیم باورش کنیم و بتونیم واقعا همیشه به خودمون یادآوری کنیم و در عمل ازش استفاده کنیم ، خیلی کنترل ذهن برامون راحت تر میشه.
در عمل استفاده کنیم ، یعنی اعراض کنیم از آنچه که احساس بدی میده و بیشتر توجه کنیم به انچه که احساس خوبی میده.
💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸
در مورد مسائل مالی هم ، خودم واقعا قبلا خیلی دنبال این بودم که ببینم چه کسایی چه درآمد هایی دارن و بیشتر برای الگو پیدا کردن بود.
ولی از وقتی که درآمدم زیاد شد و تونستم اون چیزایی که لازم دارم ، دوس دارم رو برای خودم و خونوادم بخرم ، دیگه خیلی کمتر به این موضوع اهمیت دادم و بیشتر سعی میکنم از پولم لذت ببرم.
شاید گفتنش درست نباشه ولی من واقعا یه روزایی آرزوم این بود که مثلا فقط یه روز فلان جور زندگی کنم و لذت ببرم و …
ولی الان واقعا هر روز زندگی من همینه و اصلا اون هزینه ها دیگه به نظرم اصلا زیاد نیست و خیلی هم ارزونه به نظرم. باور ها که عوض میشه ، خیلی چیزا عوض میشه.
بیایم رو باورامون کار کنیم ، از زندگی لذت ببریم ، به خدا پول میاد ، اگه دیدی نمیاد صد درصد ایمان نداریم.
من هزار بار این موضوع هم در جهت درستش ، هم در جهت نادرستش امتحان کردم و برام کاملا دیگه عادی و باور پذیره.
چند شب پیش با یکی از دوستان قدیمیم داشتم حرف میزدم ، نزدیک سه سال ازش خبری نداشتم تا اینکه چند روز پیش بهم زنگ زد و مرور خاطرات داشتیم.
لای حرفاش گفت از ساعت ۶ تا ۱۰ شب سر کاره و فقط ظهر یه استراحت برای ناهار داره.
و این در حالیه که برای کسی هم کار نمیکنه.
ازش پرسیدم گفتم کارتو دوس داری ؟ (چون خودم از شغلش خوشم نمیاد)
گفت نه بابا ، این خیلی کار مزخرفیه ، من فقط برای پولش دارم این کارو میکنم و …
بعد ازش پرسیدم چرا خب داری این کارو میکنی ، تو که وضع مالیت خوبه ، برو سمت یه کاری که لااقل حالتو نگیره یا ساعت کاریتو کم کن یکم با خونواده لذت ببر از زندگی.
جوابی که بهم داد خیلی عجیب بود.
گفت ببین فقط باید پول درآورد ، زندگی مهم نیست ، خانواده مهم نیست ، امروز پول در نیاری فردا پول نیست ، بعد سی سالگی نمیشه پول ساخت ، باید قبلش پول در آورد ، ساعت کاری رو کم کنم ، پول در نمیاد ، آدم درست پیدا نمیشه که به نحو احسن کار کنه ، مجبورم خودم فقط کار کنم.
آقا تو چند تا جمله ۵۰ تا باور مخرب گفت که دیگه من اصلا هیچی نگفتم.
با خودم فقط گفتم خدایا شکرت که حداقل من هم کار میکنم ، هم کارمو دوس دارم ، هم پول میسازم ، هم ورزش میکنم ، هم سالمم ، هم از زندگیم لذت میبرم و آرامش دارم.
به نظرم اصلا مهم نیست که اون دوستم چند برابر من درآمد داره ، تا زمانی که با باور کمبود و با حرص داره اون پولارو جمع میکنه ، طبق قانون با کمبود مواجه خواهد شد.
که البته یه همچین چیزی هم انتهای حرفاش گفت که دقیقا باوراشو تایید میکرد که گویا با پول هاش یه زمینی خریده که کاملا براش مشکل داشته تا به الان.
💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸💸
از خدا میخوام به هممون ثروت به غیرالحساب بده که ثروت باعث تقوا میشه.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا آرامش بیشتری داشته باشیم.
از خدا میخوام کمکمون کنه تا فقط روی خودش حساب کنیم.
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه ی دوستهای قشنگم
من با عزیزدلم و اکانت ایشون تو سایت فعالیت میکنیم و تا حالا با اکانت خودم کامنتی نزاشتم و این اولین باره
آنقدر ک به وجد اومدم الان ساعت 2 و 22 دقیقه ی شبه نتونستم جلوی این حس خوب و کامنت نوشتن و بگیرم
خداروشکررررررر برای این قوانین فوقالعاده و ثابتش و خداروشکر ک در مسیر نور و آگاهی هستیم …
امروز تو ستاره ی قطبی نوشته بودم خدایا باورهای خوبی بهم الهام کن ک توی کارم بهم کمک کنه
بعد در طول روز خیلی یهویی حسم اومد ک فایل 5 مصاحبه رو گوش کن
من نفهمیده بودم ک این فایل جواب سوال منه و الان ک برگشتم ب لیست صبحم نگاه کردم دیدم وااااای خدای من چقدر تو بینظیری جواب سوالمو بهم دادی و من الان فهمیدم …الله اکبر
و همون لحظه ک دوباره اومدم به این صفحه و مشغول خوندن متن و کامنت ها شدم
اون حس قشنگم خدای درونم بهم گفت
ببین میزبان این دنیا خداونده مگه میشه چیزی کم بزاره تو این دنیا
تو مهمون خدااایی مگه میشه تو دنیا چیزی برای تو کم باشه
این قشنگترین باور فراوانی من میشه
واقعا همینهههههه ما مهمون خداییم خدا از قبل برامون بی نهااااایت نعمت قرار داده
و یه نکته ی دیگه ک امروز با تموم وجودم زندگیش کردم این متن بود:
با یه کم کنترل کانون توجه ات، خیلی زود به احساس شادی می رسی و همین احساس شادی برای خلق یه زندگی خوب، کافیه
امروز از بدترین فرکانس از غم و اندوه و سردرگمی و حسرت رسیدم به بالاترین سطح احساس خوب شادی عشق امید ایمان لذت
فقط با همین کار
با عزیزدلم نشستیم راجب اتفاقای خوبمون روزای قشنگتون ویژگی های خوبمون خواسته هایی ک بهش رسیدیم حرف زدیم همه چیز صد و هشتاد درجه فرق کرد
استاد ازت ممنونیم…
میدونم کامنت من رو حتما با عشق میخونید
میخام بهتون بگم منم یه عزیزدل دارم ک عاشقانه باهم ساعت ها حرف میزنیم راجب قوانین راجب شما تحسینتون میکنیم راجب الگوها
تمام تمرکزمون رو گذاشتیم رو دوره 12قدم
البته عزیزدلم خیلی جدی تر و با تمرکز و درک بیشتر داره کار میکنه واقعا و خداروشکر نتیجه های خیلی قشنگی داره میاد تو زندگیمون
استاد بعضی وقتا هم میشه مث امشب ک نجواهای شیطان زیاد میشه کنترلش سخت میشه
انگار داریم از کوه پرت میشیم پایین
دوباره هرجوری شده خودمونو میاریم تو مسیر ب خودمون تعهد دادیم یا تو این مسیر به نتیجه های عالی میرسیم یا میمیریم راه دیگه ای نداشتیم برای خودمون
هرچند راه دیگه ای هم نیست
چه راهی بهتر از این ک مسیر شادیه مسیر لذته مسیر خداونده مسیر فراوانیه مسیر راحتیه
اولش انرژی بیشتری میخاد ولی ایمان دارم خدا باهامونه کمکم میکنه خیلی قشنگ این مسیر و میایم جلو
عاشقتونممممممم
به نام خدای مهربان و بخشنده ام
سلام به دوست عزیزم مهسا جانم
چقدر تو زیبا نوشتی من که با خوندن کامنتت بی نهایت خدا رو شکر کردم که منو امروز هدایت به این متن زیبا که برای من درسها داشت
ما مهمان خداییم مگه میشه برای مهمان کم بذاره وای وای الله اکبر
متشکرم مهسا جان
واقعا همینطوره وقتی میخواد مهمان خونه ما بیاد جلوتر تمام نیازها رو میگیریم و همه چیز ها رو آماده میکنیم که این مهمان دو سه روز میخواد بیاد منزل ما راحت باشه
یا بچه ای میخواد بدنیا بیاد و مهمان پدر و مادر میشه همه امکانات رو آماده میکنیم
بعد این خدا قربونش برم که برای ما کم نذاشته ما آگاهی نداشتیم که اینقدر خودمون رو اذیت میکردیم و ازش دور بودیم
اما خدا رو شکر استادی اومد نور در زندگیمون شد راهنما شد
مهسا جانم همین که تونستی احساسه تو خوب نگه داری بدون در مسیر درست هستی پس با قدرت و ایمان به خدا ادامه بده که نتایج و شرایط خوب و عالی برات رفم میخوره و خداوند دستاشو برات میفرسته و قدمهای بعدی رو خودش برات بر میداره
و خداوند دوستان عزیزی رو سر راه ما قرار داد مثل این مهسای عزیزم
خدایا بابت این دوستان خوبم که نعمته بزرگیست برای من شکرت
خدایا برای وجود استاد عزیز و مریم جانم بی نهایت شکرت سپاسگزارتم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به روی ماه همه عزیزانم
دلم می خواد در مورد رابطه بین تقوا و ثروت پایدار بنویسم.
این رو می تونم از تجربه زندگی خودم به راحتی حس کنم. چون لمسش کردم.
دقیقا از زمانی که برخلاف روند تمام عمرم سعی کردم برای پول ارزش بیشتری قائل باشم و کمی بیشتر دوستش داشته باشم، پول به سمت من روانه شد.
یک مورد ترس از دست دادن پول بود که از ضعف ایمان به قدرت خداوند و شرک ناشناخته ام بود.
این باعث میشد همیشه در حال حساب و کتاب کردن باشم و برای هر مورد ضروری زندگیم هم دستم به خرید نره، یا به جنس ارزون و بی کیفیت راضی بشم نکنه که پولهام کم بشه. چون فکر می کردم پول دیگه همین قدره و اگر کم بشه دیگه جایگزین نمیشه و بالاخره یه روزی تموم میشه.
و تموم هم میشد.
این خودش احساس عدم ارزشمندیم رو هم شدیدتر کرد.
این ضعف و نادانی و ناسپاسی از نظر دیگران اسمش ویژگی زیبای قانع بودن بود و بابتش تحسین هم می شدم. پس رفته رفته قبول کردم که درستش اینه و انسانیه که کمتر خرج کنم تا فشاری به پدر یا همسرم نیارم.
اصلا تو ذهنم جا افتاده بود که پول کمه و درآمد همیشه یک مقدار محدوده و ما باید همیشه خودمون رو با درآمدمون وفق بدیم. من باید خودم رو به اندازه درآمدم کوچیککنم.
اما با آموزشهای استاد دیدم قانون دنیا کاملا برعکسه.
وقتی ما بزرگ بشیم نعمتها هم با ما بزرگ میشن.
کی ما بزرگ میشیم؟ وقتی بزرگی خدا رو درک کنیم. هرچه بیشتر باور کنیم که مخلوق یک خالق قدرتمند و یک فرمانروای مطلق هستیم که از ذرات زیراتمی تا پهنه کهکشانها در قبضه قدرت نامحدود اونه، اون وقت با خیال راحت تری ازش درخواست می کنیم. درخواستهای بزرگتری ازش می کنیم و اطمینان بیشتری خواهیم داشت که پس از طی تکامل و یک صبر معنادار خواسته هامون محقق میشن.
همین درصد اندکی که این باورها رو پذیرفتم باعث ورود نعمتهای فراوان مادی و معنوی و درآمد حدود 50 برابری به زندگیمون شد.
تغییری که من کردم اینه که قدر پول رو بیشتر میدونم، سپاسگزارترم ولی در عین حال خیلی کمتر حساب و کتاب می کنم. کمتر میترسم تموم شه و کمتر نگران پر شدن دوباره حسابم هستم.
این تغییرات دقیقا همزمان با رشد دادن جوانه توحید در دلم رخ دادند.
خدا میدونه چه پیشرفتهایی در انتظارمه که با برداشتن ترمزهای کوچک و بزرگ فعلیم قراره اتفاق بیفتن. ممنونم خدای مهربونم!
استاد عباسمنش عزیزم و مریم بانوی شایسته نازنین بی نهایت ازتون سپاسگزارم که الگویی به این شایستگی شدید تا یاد بگیریم کمی زندگی کنیم بجای اینکه فقط زنده باشیم.