مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














به نام الله که فرمانروایی جز او نیست
سلام به استاد جان، خانم شایسته جان و همه عزیزانِ جان
استاد متشکرم. با تمام قلبم دارم میگم و امیدوارم انرژیش بهتون برسه.
قصد داشتم دیگه راجع به مسأله فوت ناگهانی مادرم چیزی ننویسم ولی با این فایل نتونستم. باید بگم. باید نعمت خدا رو همیشه فریاد بزنم. باید همواره شکرگزارش باشم.
سوال اول از شما درباره این بود که چطور در شرایط سخت ایمانتون رو حفظ کردید و به هم نریختید.
بسیار مشتاقم یک بار دیگه اینجا جار بزنم منم یک انسانم و سرشار از عواطف انسانی. اصلا اگر آدم احساساتی هم نباشی حداقل مادرت رو که با تمام وجودت دوست داری. اون هم مادری کاملا سالم و سرحال و لبریز از شور زندگی و امید.
کسی که به اذعان همه حداقل 10 سال از سنش جوانتر به نظر می رسید.
این اتفاق قابلیت این رو داشت که منو نابود کنه. باردار بودم و منتظر اومدن مادرم به خونه ام که برای یکی دو هفته اول زایمانم کمکم کنه.
ولی….
چی شد که بر خلاف انتظارم از خودم تونستم از همون 5-6 دقیقه اول شنیدن این خبر آرامش رو به خودم برگردونم؟ شکرگزار وجودش باشم بجای اینکه ناسپاس رفتنش بشم؟
فقط خود خود خدا.
حس کردم توی اون لحظات خدا داره با ضمیر مفرد با من حرف میزنه. انگار که شخص خودش اومده منو بغل کرده و قلبمو توی دستاش گرفته. داره تنفسمو کنترل میکنه. ذهنمو خاموش کرده و دسترسی به خاطراتم رو موقتا قفل کرده.
این از کجا اومد؟ شما قطعا می دونید.
از سابقه کار کردن روی خودم.
از عمل به آموزه های شما و باور کردن حرفتون.
استاد اینجا دیگه نه شکسته نفسی می کنم و نه می ترسم که مغرور و خودپسند به نظر برسم. دارم عین واقعیت رو میگم.
من مورد لطف خاص خدا قرار گرفتم چون از قبل سالها و سالها تمرین توکل در شرایط سخت رو انجام داده بودم. چون همیشه با خودم تکرار کرده بودم من هرجای دنیا باشم حتی اگر تنهای تنها باشم خدا تنها رفیق و فریادرس منه.
من از قبل در ذهنم کاشته بودم و اون روز برداشتش کردم.
خودم می دونم که ریشه هام رو ساخته بودم.
یادمه وقتی بیماری سخت پدرم بروز کرد و دکترها حرفهای ناامیدکننده بهمون میزدن من تو دلم گفتم حتی اگر همه این مراحل سخت از سر پدرم بگذره و نتیجه نده و از دنیا بره من باز هم شکر می کنم که اینهمه سال پدر داشتم.
خوب به لطف خدا بر خلاف نظر و تجربه پزشکان حال پدرم رو به بهبود رفت و درمانش خیلی ساده از اونی که در نظر داشتند جواب داد.
اما این دیدگاه دو سال بعدش در عمل خودش رو ثابت کرد. و من متوجه شدم چقدر همه اتفاقات زندگی می تونن به راحتی رفع بشن و ما با محدودیتها و عادتهای نادرست ذهنیمون بزرگشون می کنیم.
اصلا چطور میشه که من در شرایطی قرار بگیرم که در هفته اول فوت مادرم اصلا اهواز نباشم و اون شلوغیها و عزاداریها رو نبینم؟
همزمانی تولد فرزندم با رفتن مادرم بود که باعث شد من حتی اگر بخوام هم نتونم برم مراسم مادرم.
جهان برای من پلنی رو چید که مشغول تولد نورادم بشم و کمتر غصه بخورم. توی خونه خودم کرج بمونم و نرم مراسم عزا.
نعمتی وارد زندگیم بشه و تمرکزم رو ببره سمت فراوانی نعمت بجای از دست دادن نعمت.
تولد بیاد جای مرگ رو بگیره.
زیبا نیست؟
انصافا این زیباترین همزمانی بود که در زندگیم رخ داده بود.
باورهای توحیدی که از شما استاد عزیزم در عمق ذهن من کاشته شده بود باعث رخ دادن این معجزه در زمان مناسبش شد.
اصل مهم سپاسگزاری
و ایمان به زنده بودن روح، اینکه ما ارواح مجردی هستیم که تنها اومدیم و تنها به سوی خدا برمی گردیم،
احساس خوب=اتفاقات خوب
و ایمان به قدرت خدا در کنترل احساسات هنگام بحران روحی
اینا باورهایی بود که تا حد مناسبی ساخته شده بود و در زمان درست در جای درستش عمل کرد.
الهی شکر
##############################
مبحث دوم باور فراوانی بود که قطعا همچنان نیاز به تقویت داره.
یکی از باورهای کمبودی که دارم که خودش باعث عجله و احساس ترس و حتی مقایسه کردن خودم با دیگران میشه باور به کمبود وقت هست.
همش میگم سنم داره بالا میره و وقت برای انجام کارهایی که مدنظرمه کم و کمتر میشه.
می ترسم عمرم تموم شه و هنوز هیچ کاری نکرده باشم. مخفی بود ولی خیلی قوی داشت ذهنمو از درون می خورد. هنوزم البته هست.
باید باور کنم همیشه وقت هست و عمر من میتونه انقدر پربرکت باشه که در زمان مناسبی به خواسته هام برسم
اگر باورها و ریشه هامو قوی بسازم خیلی زودتر از اونچه خیلیها رسیدند من می تونم به ثمر بشینم و نتیجه بسازم.
من منحصر به فردم و قرار نیست شبیه دیگران نتیجه بگیرم.
من دنبال رضایت خودم از زندگیم هستم نه اینکه هرآنچه دیگران داشتند رو برای خودم بخوام. من منم و اونچه که من رو بی نیاز و رازی میکنه از خدا میخوام.
این باورها رو دارم هر روز تکرار می کنم و در کنارش بابت داشته هام هر روز و هر ساعت در حال سپاسگزاری ام.
چه با کامنت نوشتن، چه در دفتر نوشتن، چه به زبون آوردن و چه حتی فکر کردن و لبخند زدن.
با دوست داشتن هر چیزی دارم فرکانس رضایت از اون چیز رو به جهان می فرستم.
اما اگر چیزی رو ناکافی و نامناسب بدونم اون مقدار به درد بخورش رو هم نادیده گرفتم و ناسپاسی کردم. پس سعی می کنم همیشه سپاسگزار نیمه پر لیوان و اون مقدار موجود از نعمت هام باشم تا خدا بیشتر و بهترش رو بهم بده.
الهی شکر…
باز هم یک تمرین دیگه بصورت بچه بغل !!!
خانم شایسته عزیزم خیلی خیلی خیلی زیاااااد دوستتون دارم و از لطفتون متشکرم.
در پناه لطف الله شاد و درخشان باشید.
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه اعضای خانواده ام.
چقدر این فایل ارزشمند و عالی بود و پر از باورهای توحیدی. واقعاً لذت بردم.
حالا چی شد من هدایت شدم به این فایل. امروز رفتم بانک، سیستم نوبت دهی بهم شماره 110 رو داد. رفتم کارم رو انجام دادم و رفتم. بعدش رفتم یه بانک دیگه باز هم سیستم نوبت دهی شماره 110 رو بهم داد. حتی از بین کارمندان بانک هدایت شدم به اون آدم خوبه، همونی که مثبت بود و لبخند میزد.
گفتم این چه حکایتی بود،دوبار عدد 110 ؟
گفتم این یک نشانه است ، برم سراغ قرآن، سوره 110 م قرآن.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1) وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾ فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾
و من بسیار بسیار بسیار ذوق زده شدم. امروز میخواستم یه سری کارها رو انجام بدم که بعداً در مورد نتایجش خواهم گفت، اولین قدمها با توکل به الله مهربانی ها کاملاً موفقیت آمیز و هدایتی انجام شد. در ادامه گفتم برم ببینم فایل شماره 110 توی لیست دانلودیها کدومه. و هدایت شدم به این فایل عالی و بینظیر. چقدر باورهایی که استاد گفتن عالی و ارزشمند بود. یه وقتایی عجله داشتم زودتر همه فایلها رو ببینم ولی الان میگم حتی یه فایل برای رشد و موفقیت کافیه. اگر یه فایل رو عمل کنم و بتونم به انسان بهتری تبدیل بشم لاجرم مدارم عوض میشه و مدار بالاتر یعنی نعمات فراوان، آرامش بیشتر، روابط عاطفی سالمتر.
به نکته اضافه کنم، اونم این که اگر دو بار یه عدد تکراری جلوم بیاد شاید یه موضوع کاملاً اتفاقی باشه، ولی من خودم آگاهانه ذهنم رو وارد این بازی میکنم. که از هر چیزی یه چیز خوب بکشم بیرون،از طرفی آگاهانه فرکانس مثبت به جهان هستی ساطع کنم. ممکن بود همین رو برم توی گوگل سرچ کنم کلی ریزالت منفی برام بیاره.
سپاس فراوان از استاد عباس منش عزیز
خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت ارزشمند وجود شما، و این مسیر توحیدی عالی.
In GOD we TRUST
سلام به برادر عزیزم آقای امیری
خدا قوت بهتون بخاطر شغل تحسین برانگیزتون
امیدوار م در لحظه اکنون که کامنتم بدستتون میرسه در بهترین حالت فرکانسی خودتون باشید و در حال استفاده از نعمتهای گرانبهای خداوند باشید چرا که داشتن نعمت یعنی داشتن ثروت ، و ثروت با خودش تقوا میاره و خداوند میفرماید: إِنَّ أَکۡرَمَکُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰکُمۡ
من یه برنامه ای واسه خودم چیدم که گوش دادن به سلسله فایلهای مصاحبه با استاد هم جزو برنامه روزانمه
وقتی داشتم کامنتا رو میخوندم به کامنت شما که رسیدم با دقت مضاعفی خوندم چون از نظرات شما و سعیده شهریاری عزیز که این روزا در حال شخم زدن کامنتهاش هستم نهایت استفاده رو میبرم
چون هنوز خوندن کامنت های شما دو عزیز ادامه داره که سرشار از آگاهی ناب الهی و یه مکمل بسیار کارساز در کنار فایلای استاد عزیزمونه و به فهم من برای درک این آگاهی ها خیلی کمک میکنه از این رو ازتون بسیار سپاسگزارم
تو کامنت تون نوشتین دوبار به عدد110 برخورد کردین که اومدید 110مین سوره قرآن رو خوندید و 110مین فایل دانلودی استاد رو گوش جان سپردید،
اما چیزی که منو مصمم کرد به نوشتن کامنت برای شما این بود که دوباره داشتم این فایل و گوش میکردم چون سری اول نوت برداری کردم سری دوم رو خلاصه میکنم فایلو چون چند تا باور عالی رو میخوام مثل رضا عطار روشن عزیز مدام گوش کنم تا ملکه ذهنم بشه
خلاصه داشتم دوباره گوش میکردم به اونجایی رسیدم که استاد مثال اس ام اس گشت ارشاد و میزنه که ما شما رو می بریم بهشت ولو بزور سوره ناجا آیه 110 ناخودآگاه کامنت شما به یادم اومد و برام جالب بود، بعد از پیگیری آگاهانه شما برای بار سوم هم تو 110مین فایل دانلودی سایت، عدد 110 رو خود استاد هم میگه
ازتون دوباره چیز یاد گرفتم که اگه عددی دوبار برام تکرار بشه، شاید یه موضوع کاملا اتفاقی باشه اما من خودم آگاهانه ذهنمو وارد این بازی کنم که از هر چیزی یه چیز خوب بکشم بیرون، البته که در این جهان هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست
بقول سعیده شهریاری عزیز امیدوارم این نقطه آبی در زمان و مکان مناسب به دستتون برسه
بازم ازتون مچکرم بخاطر تک تک نوشته هاتون،خوندن کامنت هاتون چقدر بهم امید انگیزه شوق و شعف و آگاهی میده
زنده و سلامت و شاد و خوشبخت و ثروتمند در پناه رب العالمین باشید
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا» (ﻣﺎﻝ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ، ﺯﻳﻨﺖ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ، ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﭘﺎﺩﺍﺷﻲ ﺑﻬﺘﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﻜﻮﺗﺮ ﺍﺳﺖ. 46 کهف)
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلام و درود فراوان به شما خانم بابازاده گرانقدر، بینهایت سپاسگزارم از لطف و بزرگواری شما بخاطر کامنت ارزشمند تون. و قطعاً که کامنت شما در زمان و مکان مناسب بدستم رسید. الهی صد هزار مرتبه شکر.
خیلی ممنونم که با کامنت ارزشمند تون به کامنت گذشته خودم هدایت کردین. وقتی میخواستم براتون پاسخ بنویسم یه احساس درونی ازم خواست تا یه هدایت بگیرم و این آیه از سوره کهف اومد. که خیلی دوستش دارم. و این آیه و این قانون خط بطلانی میکشه بر همه دروغ های مذهبی که فقر رو معنوی و الهی بیان میکنن. فقر از کمبود و نقصان میاد و کمبود و نقصان در ذات پروردگار عالم جایی نداره. عده ای میگن شما مال و ثروت رو رها کن و بچسب به آخرت . ولی خداوند میگه مال و ثروت و تشکیل خانواده مایه زینت و زیبایی زندگی میشه «ولی حواستون به آخرت هم باشه» تا از مسیر توحید منحرف نشید.
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
بینهایت تحسینتون میکنم که اینجوری متعهدانه دارید روی خودتون کار میکنید. با شما موافقم ، کامنت های خانم شهریاری خیلی درس داره، خیلی بینظیره، و این بخاطر تعهد و ایمان و نور توحیدیه که در خودشون ایجاد کردن. هر جا هدایتی اومده بهش عمل کردن. بارها توی کامنت شون در مورد جریان هدایت نوشتن، بارها نوشتن که حتی برای نوشتن کامنت هدایت میخوان که آیا بنویسن یا نه؛ و کاری که شما هم الان دارید انجام میدین همونه، تعهد و تمرکز گذاشتن روی آموزشها و هدایت خواستن از پروردگار ، بزودی نشانه ها و تغییرات کوچیک خودش رو نشون میده و زمینه ساز تغییرات بزرگ خواهند شد.
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
از شما بینهایت ممنون و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون. در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام و صد سلام و سلامتی خدمت شما جناب امیری عزیز یا بقول سعیده جان بهتره بگم حمید حنیف
صدای مرا میشنوید از شمال از استان گلستانِ ایران زیبا( این مدل نوشتن رو بزارید پای غرق شدن در کامنتهای سعیده شهریاری عزیز، کاملا ناخودآگاهه:) انشالا عمل به آگاهی هامونم مثل ایشون باشه)
دیروز شاهد بارش برف بارش نعمت شاهد چهره زیبای سفید پوش طبیعت بودم، شاهد عشقبازی خدا بودم
خداوند خیر دنیا و آخرت را نصیب شما کند
از اینکه کامنتمو خوندید و وقت گذاشتید برام نوشتید مچکرم خیلی خوشحال شدم ،نقطه آبی و پیام شما برام حکم تقلب رسوندن بچه زرنگای کلاس سر جلسه امتحان به درس نخون های کلاس بود ، ازتون ممنونم
ممنونم از هدایتی که از خدا خواستید و آیه ای که به درستی مفهومش رو برام بیان کردید
انشالا بتونم در زمره بچه زرنگای کلاس درس استاد عزیزمون قرار بگیرم بزودی زود و بیام و از نتایج درخشانم بنویسم و گواهی بشم برای آیندگانی که وارد این سایت میشن و مثل امروزِ من ، به دنبال فکت ها و الگو ها و نتایج بچه ها هستن
توکل بر رب العالمین
در پناه خدای مهربان پیروز و موفق و شاد و ثروتمند و سربلند در دنیا و آخرت باشید
سلام به آقا حمید عزیز
چقدر خوب داستان اتفاقات زیبا که برایت افتاد رو پیگیر بودی که این که دومکان مختلف بری ویک عدد نوبت داده بشه وایکه هواست هسته این اتفاقی نیست میری قران کتاب راهنمای انسان باز میکنی و چه آیه زیبا برات بعنوان نشانه نصرت وپیروزی ونوید دهنده روزهای فتح وپیروزی وتایید برای رسیدن به درخواستهایی که به جهان هستی ارسال کرده بودی بهت اعلام میکنه
که بنده من همین مسیر درست رو ادامه بده که فتح نزدیک است فقط باید فراموش نکنیم راه چی بود وهدایتگر کی بود
مثلا من دو روز پشت سرهم رفتم کار بانکی داشتم پولی رو باید جابجا میکردم و حواله دو امضا داشت مسو،لباجه گفت باید نفر دوم حضور داشته باشه گفتم باشه اومدم که از بانک بیام بیرون همکار دیگش منو صدا کرد وکارو رو انجام داد روز بعد هم نوبت گرفته بودم منتظر بودم صدام کنن و تو حال خودم بودم که باز یکدفعه همون اقای بانکی دیروز بدون مقدمه فرمهایی ازدست گرفت وخارج از نوبت کارم روانجام داو بدون اینکه اصلا حواس باشه برگه رو از دستم گرفت
حالا برای چی اینا رو گفتم اون لحظه اول از بفکرم نرسید چرا این اتفاقات زیبا افتاد بعدا که حواسم جمع شد به خودم گفتم اصغر خدا اینطوری کارهارو برات انجام میده براحتی که استاد میگه فقط باید حال خوب وهمیشه سپاسگزار باشی خدایاشکرت کامنت حمید عزیز یکبار دیگه منو یاد کاری که برام توسط دستان مهربانت انجام دادی انداخت سپاسگزارم خدا ومتشکرم حمیدگلم
شاد وسالم وموفق باشی
سلام و درود به آقای کاظمی عزیز. براتون از خداوند متعال بهترین نعمتها و شادمانه ترین لحظات رو درخواست میکنم.
سپاسگزارم بخاطر این کامنت ارزشمند و این جمله طلایی تون. اینکه فراموش نکنیم راه چی بود و هدایتگر کی بود.
در این جهان هر راهی غیر راه خدا بیراهه است. ذهن همیشه با نجوا و اضطراب فراموشش میشه که اصل چیه ولی کافیه کمی آرام بشیم تا قلب بازم جایگاه خداوند بشه.
از خداوند درخواست قلبی آرام میکنم برای همه مون، تا همواره بتونیم دریافت کننده الهام الهی باشیم.
در راستای تعهد امسالم که قرار بود روی باورهای توحیدی کار کنم، سه بار توی قرآن به یک قانون هدایت شدم. سه بار ، سه تا پیامبر و سه تا ماجرا ولی یک قانون. یه حسی بهم گفت اینو با شما و بقیه دوستانم به اشتراک بذارم.
داستان اول سوره صافات از 133 تا 136 داستان لوط و قومش که سالها هدایت فایده نداشت و وقوع عذاب حتمی شد و لحظه ای که عذاب رسید به لوط گفته شد اینجا رو ترک کن. خداوند لوط و خانواده اش رو نجات داد به جز یه پیرزن که اهل ایمان نبود و در شهر باقی موند. داستان دوم 45تا48 هود، سرگذشت نوح پیامبر و پسری که گرفتار عذاب شد. نوح از خداوند درخواست میکنه خدایا تو بهم وعده دادی که من و خانواده ام رو نجات بدی و حالا پسرم هم از خانواده منه و تو بهترین حکم کنندهای. خداوند میگه این از اهل تو نیست. او کرداری ناشایست داره. اهل ایمان نیست. از جاهلان نباش. داستان سوم هدایت به آیات 32و33 انفال. باز هم مشرکین و اینبار پیامبر اسلام. ای محمد اگه بر حق هستی از خداوند برامون درخواست بارانی از سنگ کن. خداوند در پاسخ میگه ای محمد خداوند تا زمانی که تو بین این امت هستی بر آنها عذاب نمیفرسته و تا زمانی که عده ای طلب آمرزش میکنند خداوند عذاب کننده نخواهد بود.
چند بار این جمله رو توی دفترم نوشتم «خداوند همیشه هدایتگر و نجات دهنده اهل ایمان است»
هر انسانی در مسیری در حال تکامل و پیشرفته، این مسیر به یه مقصد منتهی میشه. فارغ از اینکه اطرافیان چه فرکانسی بفرستند و ما چه فرکانسی ، هر کسی به یه مقصدی میرسه. هیچکس بار دیگری رو بر گردن نمیگیره. خداوند هیچوقت تر و خشک رو با هم نمیسوزونه. اگر ما درگیر رنج و عذابی هستیم از جنس همون چیزی که بدنه جامعه درگیرش هستن این بدین معنیه که من هنوز اهل ایمان و تقوا نیستم و هنوز همون باورهای غلط گذشته رو دارم . اگه از اون عذاب جدا شدم، به شرایط یا سرزمینی بهتر هدایت شدم اینجا میتونم ادعا کنم که اهل هدایت و توحید هستم. و ایمان من منجر به عملی متفاوت و نتیجه و شرایطی متفاوت شده.
توی ماجرای لوط اصلا فضای فرکانسی پیامبر و قوم یکی نیست. این دو لاجرم باید از همدیگه جدا بشن ولی لوط ماموریت داره تا آخرین ثانیه با قوم باقی بمونه. ما که این ماموریت رو نداریم. ما محکوم نیستیم شرایطی که جامعه داره تحمل میکنه رو تحمل کنیم. با عین حالی که میبینیم خداوند همون لوط رو شبانه حرکت میده و عذاب «بما کسبت ایدیهم» قوم نجات میده. اهل ایمان و تقوا به مقصد مسیر تکامل خودشون میرسن و اهل کفر به مقصد خودشون. یا در مورد نوح خداوند به نوح میگه بعد از این طوفان و نجات تو کسانی که باهات هستن ، اونهایی که در مسیر باقی بمونن، از نعمتها و برکات بهره میبرن و اونهایی که برگردن به شیوه غلط گذشته بازم عذاب براشون میاد. یکی از نکاتی که خداوند به نوح میگه اینه که چیزی رو از من درخواست نکن که در مورد اون علمی نداری. اینجا احساسات پدر و فرزندی غلبه میکنه به اصل و هدف ماموریت نوح. ولی خداوند این موضوع رو بهش تذکر میده. حتی اگه فرزند نوح هم سوار کشتی میشد ممکن بود با یه موج پرت بشه بیرون.
امیدوارم از این مطلب لذت برده باشی. در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام آقای امیری عزیز
یه نکته توی کامنتتون بود که منو به سمت خودش جذب کرد
گفتید از هر چیزی یه چیز خوب بکشم بیرون
دقیقا برای منم دیروز این اتفاق افتاد
توی چت های تلگرام با دوستام دقیقا دو تاشون گفت ما شانس خوبی داریم
منم هر روز از خدا میپرسم که بهم بگو امروز چه باوری قدرتمند کننده ای بسازم
بعد دیدم دقیقا تو یه روز دو تاشون اینو گفتن گفتم منم پس باید این باور رو بسازم
دیگه به هر اتفاقی نگاه ساده نمیکنم میگم این اتفاق برای من درسی داره
ممنونم بابت کامنت عالیتون
موفق باشید
سلام و درود به شما
ببینید من اساساً به شانس اعتقاد ندارم (شانس به عنوان عامل و نیرویی که زندگی منو کنترل کنه) مخصوصاً اگه بخوام بگم بدشانسی آوردم فلان شد و چنان شد ولی همیشه به خودم میگم من آدم خوش شانسی هستم. هر جا رفتم مورد حمایت خداوند بودم. خداوند همیشه همراه و یاور من بوده و هست. اینو الکی نمیگم که دل خودمو خوش کنم. چندین مورد یادمه از زمانی که 19-20 ساله بودم تا الان توی شرایط یکسان با دیگران، من اتفاقات بهتری برام رخ میداد همه اش لطف خدا بود. همیشه مورد حمایت خدا بودم. از جایی که فکرشو نمیکردم شرایط من به راحتی رقم میخورد، یه اتفاقاتی میافتاد ظاهرش بد بود بعد میدیدم من اینجا مسیرم عوض شد ولی بقیه پوستشون کنده شد. فلانی فلان تصمیم رو گرفت که بهم ضربه بزنه ولی نتیجه اش چقدر به نفع من شد. پس اونجایی که باور قدرتمند کننده باشه برام میگم اکی من آدم خوش شانسی هستم. بدشانسی مطلقا وجود نداره ، ولی برای قدرتمند تر شدن ذهنم میگم من خوش شانس هستم. پس به خودمون بگیم من در پناه حمایت خداوند همیشه خوش شانسم…
الهی صد هزار مرتبه شکر که شما هم خوش شانس هستین.
در پناه حمایت و هدایت رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام به همگی و سلام به سید عزیز
فایل صوتی توضیح این جلسه رو الان از کانال شنیدم. چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم که چه طور و چه باورهایی رو در مورد آب بسازم که نشنوم در مورد کم آبی و نگران نشم در موردش. و فکر میکردم که باورم نسبت به این موضوع خیلی بهتره از دیگران ولی الان تازه فهمیدم که باور کمبود رو دارم و آنچنان که ذهنم میگفت اوضاع باورهای فراوانیم خوب نیست. یعنی ذهنم میگفت بابا تو این همه کار کردی خیلی بهتره باورهات نسبت به دیگران و همین قدر کافیه. راستش تا حالا اینقدر واضح نمیفهمیدم که واسه فراوانی ارزش قائل نیستم و به حساب نمیارمش. میگفتم خب آره هست ولی اعتقادی بهش نداشتم و یکی از اهدافم یادم اومد که دقیقا موید اینه که من به روز مبادای منفی و کمبود و نگرانی از نبودن، باور دارم علی رغم اینکه میدونم باید روی معکوسش کار کنم. ذهنم میگه این همه روی باورات کار کردی یعنی سعی میکنه منو ببره توی گذشته و سعی میکنه منحرفم کنه که چند روزه کار نکردم و فراموش کنم تا نتایج بد برام ایجاد بشه. سعی میکنه منو منحرف کنه از اینکه خودم رو تنها با خودم مقایسه کنم و میگه باورهات نسبت به دیگران نه اینکه بگه باورهای الانت نسبت به گذشته. سعی میکنه منو به درجا زدن تشویق کنه و میگه همینقدر بسه و من میدونم اگه به همینکه هستم کفایت کنم به سکون میرسم و اونوقت این جهانه که کار برام درست میکنه. خدایا ممنونم که با زبون سید آگاهم کردی. حالا که دشمنم رو به رومه و واضح میبینمش بهتر میتونم بهش حمله کنم. سیبل هدفم الان باور کمبود نداشته. همون کار کردن بیشتر روی فراوانی.
اما از کجا فهمیدم که این باور دارم. اینجا زابل، به ظاهر رودخانه ها و دریاچه ها خشک هستن اما هفته پیش یه چاه زدن و به آب رسیده. میگفتن این سفره زیرزمینی به اندازه 300سال مردم آب داره و این در حالیه که الان 18سال خشکسالی پیاپی هم داشتیم! از یک سال رد کرده که تو این نقطه شهر که من زندگی میکنم قطعی آب نداشتیم طوریکه یک روز بگذره و آب قطع باشه. میدونید من همه اینا رو دیده بودم و میدونستم ولی باز تو فکر این بودم که برم به تانکر آب بگیرم و آب ذخیره کنم که اگه یه روزی با این اوضاع آب قطع شد من داشته باشم!!! حتی رفته بودم قیمتشم پرسیده بودم. حتی میدونستم که خشکسالی ها تو این منطقه گویا طبیعیه و هر چندسال یکبار تکرار میشه و بعدش دوران پرآبیه. خنده دار نیست؟ به جای اینکه فکر کنم به دوران پرآبی و سیلهای پیاپی، به جای تصور کردن دریاچه ها و رودخانه پرآب و لبریز از ماهی های خوشمزه، به جای ساختن باور اینکه آب فراوان و همه جا هست و تا چشم کار میکنه رودخانه های جاری و زلاله، دشتهای سرسبز و پر از درخت و میوه و کشاورزی و دامداری پررونق تر از همیشه، داشتم به خریدن یه تانکر که نهایتا 200 لیتر آب میگیره فکر میکردم! آبی که مثل پول اگه بمونه میگنده و حتی اگه تمیز بمونه طراوت روز اولشو نداره. به اینکه قبض آب چقدر میخواد بشه! به اینکه احساس عذاب وجدان بگیرم برای شست و شوی حیاط یا اینکه زود به زود برم حمام و تصور کنم من کم استفاده کنم که دیگران هم بتونم آب داشته باشند! خداوند بیش از اندازه ی هر کسی در اختیارشه و من دوست دارم به این انرژی نامحدود شکل بدم برای خودم به صورت زندگی در کنار دریاچه ها و رودخانه های همیشه پرآب زلال که بی هیچ شرطی و بی هیچ دلیلی برای من روانه، به صورت بی نهایت از هر خواسته ی اجابت شده ام و چطوریشو خود خدا میدونه. من دوست دارم توی ناز و نعمت باشم و بریز و بپاش کنم هرچند اگه دیگران اسمشو بذارن اسراف ولی درون خودم میدونم که به اندازه ی نیازم دارم استفاده میکنم. درود به فراوانی. دلیلی نداره من کم استفاده کنم که دیگران هم بتونن استفاده کنن. ظرف وجودی من بزرگه و مقدار زیادی نعمت رو می طلبه حالا اگه ظرف وجودی بقیه کوچیکه و مقداری که من استفاده میکنم ازشون سرریز میکنه و میریزه دور و برشون و نمیتونن استفاده کنن و اسمشو میذارن اسراف مشکل خودشونه.
یادم میاد در گذشته یه تبلیغی بود که یادم نمیاد از زبون افراد خانواده میشنیدم یا تلویزیون پخش میکرد اونم 10سال پیش و بیشتر که طرف میگفت آب و برق استفاده میکنم و پولشو میدم و اصلا به حرفهای مخاطب که میگفت نه کمه و کم مصرف کن توجه نمیکرد و شده بود آدم بده و اسرافگر. اونقدر پول بساز که هرچقدر قبضت اومد نگرانش نشی و بدون تا ابد برای همه نعمت هست. خدا تا ابد خدای همه ست. چطور داشتم خودمو راضی میکردم به داشتن لجن ته تانکر به جای خوردن آب تمیز و تازه و زلال؟ ? مجددا درود بر فراوانی
سپاسگزارم. در پناه الله یکتا باشید
سلام به دوست خوبم مهتاب عزیز
داشتم دنبال یکی از نظرات دوستان میگشتم که دیدم دوست بسیار خوب و پر انرژیم اعظم عزیز در مورد باور فراوانی اب که شما گفتید . گفته.
کنجکاو شدم و نظرتون مطالعه کردم
نظر زیبایی بود و لذت بردم از فراوانی آب در سیستان.
بهم الهام شد که بگم در صفحه 195 دوره روانشناسی ثروت 1 جلسه 12 ثروت رو که شامل فراوانی و ثروت میشه نوشتم و قرار دادم در قسمت نظرات که در مورد فراوانی و همچنین فراوانی آب هست
حتما مطالعه کنید چون بسیار ارزشمند استاد گفتن و من تمام حرفهای استاد نوشتم
و همینطور دوستان عزیزی هستن که در مورد فراوانی مطالب عالی گذاشتن
حتما مطالعه کنید
مخصوصا نظرات دوره روانشناسی ثروت 1
همیشششششه شااااد و خندااان و سلامتتتت و سعادتمنننند و ثروتمننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خداوند باشید
سلام دوست عزیزم جناب مرادی نظیف
ممنون از راهنمایی تون. خیلی جالب بود برام که توجهم چه گسترشی پیدا کرد. قبلاً بطری های آبی که با قیمت بسیار پایین و بسیار در دسترس آب رو آشامیدنی میکردن رو دیده بودم اما برای تقویت هرچه بیشتر باورم حتما به توصیه تون عمل میکنم. جالبتر اینکه دقایقی بعد از گذاشتن نظرم، فایلی توی کانال خانواده صمیمی گذاشته شد که درباره تبدیل هوا به آب بود و ازون جالب تر اینکه من مدتها پیش تو فکر این بودم که چطور میشه از رطوبت اتمسفر استفاده کرد! و این یعنی این ایده تنها به من گفته نمیشده بلکه به هرکسی که تو این مدار بوده گفته میشده و مثل خیلی بارهای دیگه که قبلاً هم در نظراتم در مورد ماشینهای پیشرفته ی امروزی نوشتم من چیزی رو خواستم و خیلی راحت دیگران ایده منو عملی کردن و در اختیارم گذاشتن. اینکه توجهم باعث گسترش اون چیز میشه رو باز هم به عینه دیدم. ممنونم از دوستان نازنینم با ذهن ثروتمندشون
مرسی داری دادا مهرداد ?
سلام به دوست خوبم اعظم عزیز
نظراتتون توی دوره جهان بینی خیلی عالیه ، از غلبه ترس و جواب استاد به شما و…… همه نظراتتون عالی بوده و بعضی از نظراتتون اینقدر باحاله فقط میخندم ??? ، واقعا خدارو شکر میکنم از داشتن دوستانی ارزشمند مثل شما
دوره عشق و مودت هم مبارکتون باشه .
به فراتر از چیزی که میخواین به لطف خداوند برسید.
همیشششششه شااااد و سلاممت و سعادتمننند و ثروتمنننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامشش خدا باشید.
سلام به داداش مهرداد مهربونم، سپاس داداشی نظر لطفتونه و باعث افتخاره برام که وقت میگذارید و نظرا مو میخونید امیدوارم که به درد بخور بوده باشه و خیلی خوشحالم که تونستم بخندونمتون، از بابت آرزوهای قشنگی که برام کردید یه دنیاااااااااا سپاس اشکمو در آوردی پسر، تو قلب خیلی بزرگی داری، من هم از خدا جونم برای تو آرزوی چندین برابر چیزهایی که برام خواستی رو دارم، سربلند باشی
عالی بود و تاثیر گذار... مرسی
سلام دوست عزیزسایت تدمخترع بطری تصفیه اب روببین
دمت گرررررررم دوستمچه باورهای عالیی در مورد فراوانی آب پیدا کردی 20
سلام اعظم عزیزم
سپاسگزارم اینکه دیدگاهی رو مطالعه کردید. عزیزید ?
سلام استاد نازنینم
سلام خانم شایسته و خانم فرهادی گلم
سلام دوستای مهربونم
تا یادم نرفته اینو بگم از تمام دوستان عزیزی که تو بخش عقل کل با من هم فکری میکنند و سعی دارن کمکی کنن سپاسگزارم. بخصوص از دوستانی که به بنده لطف دارن و پی گیر نظرات من هستن. به همین خاطرم تصمیم گرفتم بیشتر در مورد تجربیاتم بنویسم تا بلکه ی ایده کوچولویی ی جرقه ای چیزی تو ذهن کسی ایجاد کنه. به شدت اعتقاد دارم از وقتی تو سایت فعالترم و آگاهی هامو به اشتراک میزارم، روزبروز آگاهی های بیشتر و خالص تر و نابتری بدست میارم که شاید اگر قبلناا بود فهم و درک هر کدومش چند هفته یا حتی چند ماه!! زمان میبرد.
استاد عزیزم چندتا نکه در مورد فایلتون
1٫داشتم به زاویه دید شما نسبت ب مسائل فکر میکردم. اونجا که میگین دوربیناشون تموم شده بود یا زمان تحویل خودروتون عقب تر افتاد، چقدر قشنگ نگاه کردین وفکر کردین. اگر بجای شما خیلیای دیگه بودن(شایدم خود من که البته سعی میکنم نباشم) این دیالوگارو را مینداختن:
“معلوم نیست چه گندی زدن که دیگه تولید نمیشن. شایدم گندی که زدن انقدر بزرگ بوده که هرچی داشتنو از بازار جمع کردن و الان الکی میگن تموم شده. یا درمورد تسلا اگر ایران بود به جرات میگم 90ئرصد مردم میگفتن چه کلاهبردارایی هستن.پول ملتو گرفتن نوش جان کردن عین خیالشونم نیست ماشینو تحویل بدن. پس تکلیف خاب پول ما تواین مدت چی میشه، با این تورم وو با این رکود و با این کاروکاسبی…”
و همینجوری تا اخر ادامه میدادن??
باورها اینجا خودشو نشووون میده
2٫استاد دیروز برام ی اتفاقی افتاد که تازه بعداینهمه مدت فهمیدم وقتی میگین تغییر باورها سخته و زمان و انرژی میخواد یعنی چی!!
دیروز با یکی آشنا شدم که ی مغازه ای داشت و ازش در مورد درامدشو اینا پرسیدم. دیدم چقدر پول درمیاره. 20برابر میانگین درامد 2سال گذشته من!!!!
اولین چیزی که به ذهنم رسید بزار منم ی مغازه بزنم. اینهمه مدرک گرفتی درس خوندی چی شد… حتی شروع کردم تو دیالوگام با اون شخص این حرفارو گفتم..اره من فلان و فلان و مدرکو از فلان و فلان دانشگا دارمو واس خودم نخبه ای بودم و اینهمه افتخارات داشتم. اما از هیچ کدوم پول درنیومد. حتی بهشم گفتم دارم فکر میکنم همه کارامو ول کنم بیام تو کار شما… همون جا ی لحظه میخکوب شدم. گفتم این تویی داری این حرفا رو میزنی؟؟ پس اون باوره که میگفت تو هر شغلی با هر وضعیتی میشه پولدار شد کو؟ باورات کووشن پس؟
همش داشتم فکر میکردم این حرفا از کجای من به زبونم اومده و چرا این حرفا رو زدم.
همون موقع متوجه شدم بلههههه… باورهای قبلی من همچین تو ضمیرناخودآگاه من جاخشک کردن که این حرفاا به ذهنم اومد رو زبونم جاری شد. یعنی هر حرف و رفتاری که ناآگاهانه از ادم سرمیزنه اون داره باورهای واقعیشو نشون میده. و تازه من فهمیدم وقتی میگید تغییر باورها سخته یعنی چی….
3٫در مورد باور فراوانی که تواین فایل گفتین . چقدر به مووووووقع بیدارم کردین. دنبال ی کار خاصی هستم. فکر میکردم که باور لیاقتم و باور اسانیم مشکل داره. اما وقتی فایلو دیدم ی لحظه شاک شدم که ای دل غاااااافل چرا من این باورو نساختم که ازین کار زیاده ؟!!
تازهههه من کلا بیخیال باور فراوانی شده بودم چون فکر میکردم خوب شده… اما الان که گفتین نمیتونید هیچ وقت ادعا کنید این باورتون خوب شده گفتم هههه پس من چطوری فکر میکردم این باورم خوب شده!!! ی نگاهی ب اتفاقات اخیر انداختم و چیزایی که دنبالشم، دیدم بلههههههه اصلا من این باووورو نساختمش که بخوام بگم خوب شده!!
یعنی استاد هرچی میرم جلوووتر انگار تو مسیرم ی عالمه پرده ست که میرن کنار و همه چی واضحتر و شفاف تر میشه. دقیقا این حسو دارم الان
4٫به این جمع بندی رسیدم که مهمرتین باورهایی که وجود دارن(حداقل در مورد خودم) این باورهاس
اولی باور فراوانی:فراوانی تو همه چیییییییییییییییییییییییییی همه چی همه چی
دومی باور اسانی: همه چی اسونه. همه چی راحته. همه چی سادست. همه چی شدنیه. همه چی خودبخود اتفاق میفته. خودبخود انجام میشه. خودبخود جور میشه.همه چی راحت اتفاق میفته.راحت انجام میشه. راحت جور میشه. جهان دستها و اتفاقات و شرایط و ادمارو رو خیلی راحت بهم میرسونه تا هرچی که میخوام جلوم ظاهر شه.
سومی باور لیاقت: نه اینکه خودمون رو خالی خالی دوس دشاته باشیم و ب خودمون احترام بزاریما!! بلکه لایق بووودنی که توهرچییییییی خودمون رو لایق بدونیم. خودمون رو اولین انتخاب بقیه بدونیم . اولین انتخاب بقیه واسه استخدام، اولین انتخاب بقیه برای جنس خریدن.یا لایق بودنی که خودمون رو اپسیلونی برای کسی یا چیزی ناراحت نکنیم. بقدری خودون رو ارزشمند بدونیم که حاضر نباشیم ی ذره ناراحتیشو ببینم.
5٫استاد در مورد رابطه عاطفی خب من قبول دارم این سبکتون رو. ولی برام جای سواله خب ازدواجم همینه دیگه ?? ادم چه به کسی قول بده چه قول نده، در هر صورت اگر رابطه به بن بست رسید از هم جدا میشن. اصلا جهان جداشون میکنه. حالا میخوان یا دوستانه باهم زندگی کنن یا زن وشوهری. به نظرم اینم به باورها برمیگرده?استاد ی چیزی ذهنمو درگیر کرده: ایا بخاطر ترسِ ازدست دادن این سبکو انتخاب نکردین؟!
تو جلسه 9قانون افرینش از قول اشو ک میگین:اول با بکی 2سال برو زیر سقف بعد ببین بدردهم میخورین، خب اینم ی باوره. من ممکنه 2سالم نه بلکه 3سال با یکی باشمو همه چی عالی باشه وازدواج کنم اما بعدش از هم فاصله بگیریم و جدا بشیم!! پس حالا فرقش چیه اگر از همون اول ازدواج میکردیم؟!
میخوام بگم اشنایی طولانی مدتم هیچ تضمینی نمیده برای جور بودن همیگشی باهم!!! این همیشه جز یکی از سوالتم بوده
راستی استاد دیروز که بهتون گفتم یکی ازم خواستگاری کرد و نصف چیزایی ک تجسم کرده بودم رو دیدم؟ من ایشون رو همون دیروز رد کردم چون 100 نبود. ولی استاااااااااد امروز با یکی اشنا شدم که اگر نگم 100درصد ولی 99درصد دقیقا شبیه عکسیه که تو دیریم بوردم برای ببعی نازم گذاشتم?? چهرش چشم و ابروش موهاش قدو هیکلش معصومیتش… دقیقاااا خودخودش بود. چندباری هم به بهانه های مختلف رفت و اومد و میخواست سر صحبت رو باز کنه. اما چون از نظر کاری سطحش پایین بود، نزاشتم پیش بیاد.
راستی استاد من خیلی دوس دارم بییعی نازم قانون رو بدونه و قبول داشته باشه و مث من رو خودش کار کنه. یام اینکه باورهاش درست باشه دیگه از همون اول ?? هفته پیش و هفته پیشترش من با 2نفر اشنا شدم که قانون رو قبول داشتن. حتی یکیشونم داره با شما کار میکنه. البته اونا نمیتونستم بیش از ی حدی نزدیک بشن بهم چون سطحشون خیلی از من پایین بود. حتی موقع حرف زدن با من هول بوودن
خلاصه استاد کلی نشونه دارم میبینم از ببعی جونم…تمام این ویژگیها رو میخوام باهم داشته باشه … خیلی دارم بهش نزدیک میشم. چون تو عمرم به این موارد نخورده بوووووووودم. ادمایی ک میومدن خیلی شوت بودن از خواسته های من
با اینکه خیلی کار داشتم ولی اومدم اینم بنویسم
فرق باور فراوانی و باور لیاقت توی عمل اینه:
فرض کنید ما ی چیزیو میخوایم: ی ماشین خاص ی خونه خاص ی ادم خاص یا هرچیزی
باور فراوانی : ایمان داریم که ازون چیز زیااااده. نشونه این باااورم اینکه ازون مورووووووووود خیلی میبینیم. پس اگر ازون چیزی که میخواهیم هیچ مثال و نمونه ای تو اطرفمون نمیکنیم یعنی باور فراوانیمون مشکل داره که ازش نمیبینیم.
اما اگر ازون چیز یاد میبینیم اما برای ما جور نمیشه و اوکی نمیشه یا سخت برامون اوکی میشهف اینا یعنی باور لیاقتمون میلنگه
استاد جووووووونی من الان ی چیز دیگم فهمییییییییدم .. اشکالمو تو بحث پول الان بهم الهام شد و جواب اینه “نه اقدام خالی خالی ، نه باور خالی خالی”
این ک اومد رو زبونم یاد توضحیات محصول روان شناسی ثروت 2 افتادم.. اونجاایی که میگین: ای اونایی که میگین پس کوش کجاس چرا نمیبینم چر اتفاق نمیفته. ی نگاهی ب خودتون ب زندگیتون بندازید ببینید ایا قدمی از قدم برمیدارید!!
یکی از اشتباهاتم این بود: قبل زا قانون ف خودم رو برای هرچیزی میکشتم و به هردری میزدم. بعد از قانوون اینجوری تو ذهنم بودش که: خب من اید رو باورهام کار کنم… ولش کن.. اون کاره اون قدمه اون الهامه اون ایده هه رو ولکن..بچسب ب باورها!!! میگفتم ب من چ وظیفه من نیس که….
استاد چاخان ذهن من خیلی باهوووووووووووووووووشه از باورهای خودم علیه خودم استفاده میکنه!!
1٫نمیزاره قدم بردارم میگه نه فقط باورهاااااااااااس. نتیجش 15ماه بیکاری میشه!!
2٫وقتی ی چیزی نمیشه میگه ببین باورها جواب نمیده. مگه قرار نیس تو راحت بدست بیاری!! اگ قرارا ب تلاش بود ک قبلن داشتی تلشا میکردی!!
3٫یا میگه تو ک نتوسنتی فلان کارو بکنی… دیدی همش ادعا داریییی… تو خودت ب حرفایی ک مینزی عمل نمیکنی… نمیتونی عرضه نداری..ناتوانی حالااااااااا میخای بری فلانی بگی من فلان کارو خوب انجام میدم؟
4٫ یا وقتی یکم احساسم بد میشه بخاطر گذشته میگه ببین نتونستی عمل کنی ب قانون.. دیگه ولش کن.. الا احساست خراب شد..همین الانه ک جواب فرکانستو بگیری و ی اتفاق بدی بیفتهههههههههه
انقد ازنی مثالااااااااا دارم ک نگووووووووووو لین لعنتییییییی خیلی باهوووووووووووووووشه..از ذهن خودم باهوشتره ..از باورهای خودم علیه خودم استفاده میکنه…. خوبه حالا دیروز خانم شایسته ی تلنگر بهم زد و مچشو گرفتم و سعی میکنم بیشتر حواسم باشه
استاااد هی دارم واضح تر میشم شفاف تر میشم خالص تر میشم
هر سری میگم بزار نتیجه هامو بیام بنویسم ن مسیری که میرمو
بعد انقد این مسیر برام لذت بخشه و ب جووونم میشینه ک دووووووووس دارم بیام هی بهتون بگم… هر قدمی که منو جلوتر میبره رو دوس دارم داد بزنم بگممممممم چون هر سری با حس و انرژی بیشتری نزدیکی خواسته هامو احساس میکنم
سلام دوست عزیز واقعا ممنونم از راهنماییتون درباره ی باور فراوانی ولیاقت و اسانی و طریقه ی شناساییش ،رویساختن باور فراوانی که استاد خوب توضیح میدن،روی باور لیاقت هم که میشه با لایق دانستن خود و اقدام عملی اون زمینه این باور رو ساخت ،اما به نظر شما چطور روی باور اسانی میشه کار کرد؟
درپناه الله یکتا شاد وموفق و ثروتمند باشید
وای استاااد بخدا قانون راسته
فایلو که دیدم گفتم بشینم رو باور فراوانیم کار کنم..چند بار تکرار کرررررررررررردم و اقدامم کردم برای اونکاری ک میخاسسسسستم..
باورتون نمیشه همینجوریییییییییییییییییییییییی دارم فرصتهارو میبینممممممممممممممممممممممممممممم
عاشقتتونم خیلی فایلتون ب موقع بوووووووووووووووووووووووووووود
نمیدونم چرا نیمئدیمشششششششششون
یعنی این باور لعنتیووووووو توی تمام سوراخ سنبه های باید بچپونیم خخخخخخخ
آیدا جان سلام عالی بود نکاتی که از درک آگاهی هات از این فایل به اشتراک گذاشتی، موفق باشی
ببعی گفتنت که اصلا عالی بود
انشالله به تموم خواسته هایی که داری برسی دوست عزیز، انشالله روزبه روز آگاهی هات از قانون وسیع تر بشه
موفق و پایدار باشی
عزیزم چطور پیگیر نظراتت باشم بلد نیستممن؟
عزیزم رو اسمم کلیک کن. وارد صفحه پروفایل من میشی. اونجا قسمتای مختلفی داره. ی قسمت دیدگاه اعضای خانواده در مورد منه ک بچه ها سوال پرسیدن جواب دادم.کامنتام تو عقل کلف تو فایلای دانلودی، رو محصولات همشون اونجا هست
سلام ممنون آیدا جون باورت میشه چند روز پیش اتفاقی قبل اینکه این پیامتو ببینم توی نظرات بودم و اسم شما اومد داشتم میخوندم که دستم خورد روی اسمت و فهمیدم چطوری پیگیرت باشمم فرکانسش ارسال شده بود جواب داد ممنون از پاسخگوییت????
دریا جون راجب بعبعی نازت من متوجه نشدم میشه بگی
منم دارم رو باورای روابطمکار میکنم و ویژگیایی ک میخام طرفم داشته باشه رو یادداشت میکنم اما زیاد تغییر حاصل نشده اگه امکانش هست راهنماییم کنم
سلام و عرض ادب
آقای عباس منش حالا می فهمم چرا شما اینقدر نتایجتان با ما متفاوته شما کاملا به آنچه قانونه، عمل می کنید تلاش ذهنی خیلی سخته. کنترل ذهن در لحظه به لحظه زندگی واقعا اراده پولادین می خواد بهتون تبریک میگم اینکه غر نزنی غیبت نکنی اخبار گوش ندی محیط با افکار منفی رو ترک کنی و هزاران هزار کار برای ساختن باورهای عالی که شما سخاوتمندانه به ما توضیح دادید واقعا عمل کردن میخواد نه فقط گوش کنی و دوباره به همون روال قبلی ادامه بدی از شما به خاطر این آگاهی های ناب که در اختیار ما می گذارید ممنون
سختی نداره.
وقتی از نتایجی که دست پیدا میکنی انگیزه میگیری اونوقت دیگه برات راحت میشه و مثل یک بازی میشه.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اگر با این آگاهی ها به 15 سال پیش باز می گشتید بر روی کدام باور و چگونه و به چه میزان کار می کردید؟
استاد بیشتر لذت می بردند و مطمئن بودند خداوند بیشتر به ایشان نعمت خواهد داد که باعث می شد احساس بهتری داشته و به مسیرهای درست تری برسند و بر روی باورهای خود کار کنند باور فراوانی که هر چقدر ثروتمند شوی نزد خداوند محبوب تری …… برای رسیدن به نتیجه خیالشان راحت بود. استاد تمرکز و عشق و انرژی خود را در هر حوزه ای بگذارند همین نتیجه را خواهند گرفت.زمانی که قوانین را بدانیم در تمام حوزه ها می توانیم پیشرفت کنیم به هر هدفی بخواهیم دست می یابیم بدون هیچ شک و تردیدی.
چه باوری باعث شد که در ادامه ی مسیر نا امید نشوید؟
نتایجی که بدست می اوریم. زمانی که بر روی باورهای خود کار کنیم احساس خوبی خواهیم داشت استاد چون شرایط بدی را در گذشته تجربه کرده بودند احساس آرامش برایشان بسیار ارزشمند بود چون آن را نداشتند نه اینکه فقط نتایج مالی باشد از جهنم به بهشت رسیده بودند و این مسیر را ادامه دادند و به فردی متفاوت در دنیایی متفاوت تبدیل شدند و هیچ گاه به مسیر قبلی باز نگشتند.
چگونه خود را در شرایط ناامیدی و ترس کنترل می کنید؟
از زمانی که بر روی باورهای خود کار کرده اند به مسیر های سخت برخورد نکرده هر چند اتفاقات سختی را قبلا تجربه کرده بودند مرگ دوستان که هم زمان با شروع تغییرات شد و فوت فرزندشان که بسیار ناراحت کننده بود بدهکار بودنشان که با کار کردن بر روی باورهایشان خصوصا این باور که احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب زاویه ی نگاه خود را تغییر داده تا شرایط خوب را تجربه کنند اهرم رنج و لذت آن را به درستی در ذهن خود شکل دادند و این باور را داشتند که هر اتفاقی در پایان به نفع ایشان خواهد شد موضوع اینجا است که کسی این باور را ندارد اگر بدانیم که آتش دست ما را می سوزاند دست خود را به سمت ان نخواهیم برد مگر اینکه به چنین چیزی باور نداشته باشیم اگر بدانیم باید احساس خود را خوب نگه داریم به راحتی ذهن خود را کنترل خواهیم کرد.
آیا می توانیم در سریع ترین زمان ممکن باورها را تغییر داد؟
خیر راهی وجود ندارد که یک شبه و با زدن یک دکمه شرایط ما تغییر کند هر کسی چنین ادعایی دارد باید نتیجه ی آن را نشان دهد ادعا کردن مهم نیست و هر کسی می توانداما مهم گرفتن نتیجه است باورها یک شبه به وجود نیامده که یک شبه از بین برود ساخت هر باوری بسیار زمان بر است و اینگونه نیست که باورهای قبلی را خراب کرد تنها با ساختن باور متضاد باعث می شویم ذهن ما فضای بیشتری به باورهای مناسب داشته باشد مثل اینکه رنگ روی کاشی بریزیم باورهای غلط همیشه هستند به محض اینکه بر روی آن ها کار نمی کنیم رشد خواهند کرد زمانی که بر روی باورهای خوب کار می کنیم توجه و فضای بیشتری به آن داده ساخت خانه بسیار سخت تر از خراب کردن آن است باید آن را با جزئیات بسازیم .استاد تمام موارد و باورهایی را که ذکر کرده اند را در خود ایجاد کرده و از آن نتیجه گرفتند و به همین دلیل تاثیر گذار هستند هر کسی عمل کند چنین قدرتی پیدا خواهد کرد. استاد نمی توانند صحبتی دیگر بیان کرده اما به گونه ای متفاوت عمل کنند صداقت و درستی همیشه سر منشا کارشان بوده است و توحید و یکتاپرستی اساس رسیدن به خواسته هاست که استاد به آن عمل می کنند به دنبال کار سریع و نتایج زود هنگام نباشیم باید تکامل همه چیز طی شود و اگر تکامل خود را طی نکنیم نتایج پایدار نخواهد بود
زمانی که شروع به تغییر کرده اید از کجا متوجه می شوید کدام اثر بخش بوده است؟
چون استاد به تمام آموزه هایی که مطالعه و عمل کرده و سعی می کردند با آن پیش بروند متوجه شدند که کدام نتیجه بخش است برخی از آن ها در زندگی خودشان جواب می داد و برخی را در قرآن مطالعه می کردند و همیشه به دنبال تمرکز بر اصل بودند.
آیا هدف خود را صرفا خدمت به خلق دانسته یا جنبه ی ثروت آن را در نظر بگیریم؟
هر دو یکسان هستند به اندازه ای که مشکلات دیگران را حل می کنیم ثروتمند می شویم از هم جدا نیستند افراد که به ثروت پایدار دست یافته اند مشکلات را حل کرده اند به میزانی که مسائل بیشتری را حل می کنیم به همان اندازه ثروتمند تر خواهیم شد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آنِ توس، خدایا هرخیری از جانب تو به من برسد باز من فقیر تو هستم، خدایا من هیچی نمیدونم من بلد نیستم تو بگو چیکار کنم…
ایاک نعبد و ایاک نستعین
سلامی دوباره به عزیزان دلم بانو شایسته گلم و استاد مهربان، یه سلام آتیشی تو این هوای سرد به همفرکانسی های عزیزم امیدوارم حالتون عالی باشه
سپاسگزارم ازتون بانو و استاد خیلی خوب این قسمت، خیلی منو به فکر بردش رابطه تقوا و ثروت پایدار؟؟!! چه ارتباطی میتونه بین این دوتا باشه؟!؟! از خدا هدایت خواستم که کمکم کنه تا رابطه اشون رو درک کنم، الان توی مغازه کنار عشق دلم هستم و کلی نشستیم درباره این ارتباط صحبت کردیم و رفتیم تو گذشته که منوعشقم میخاستیم با هم زندگیمون رو شروع کنیم و یه خونه اجاره کنیم ده سال پیش چقدر زیبا چقدر دوستداشتنیِ این لحظات.،. اینقدر دوسشون دارم این لحظات رو که همیشه یادشون هستم.. حالا یکمیشو اینجا براتون مینویسم که ارتباط مستقیمی به موضوع این گام داره ینی ارتباط بین تقوا و ثروت پایدار.. خدایا به امید خودت
خب ده سال پیش ما هزارتومن هم نداشتیم (حالا به هردلیلی میخام فقط مثبت بنویسم)
و ما دنبال خونه بودیم برای اجاره من غروبهای از سرکار زود میومدم و با عشقم میرفتیم دنبال خونه بدون اینکه توجه کنیم که آیا میتونیم یا نمیتونیم اجاره کنیم… فارغ از هر چیزی فقط عشق میکردیم میرفتیم خونه میدیدم و لذت میبردیم که ماهم میتونیم خونه اجاره کنیم… توی یه چشم بهم زدن یروز عشق دلم زنگ زد و گفت حسین خونه پیدا کردم 100 متر دوخواب آفتابخور رو به نما 10میلیون پیش ماهی 650 هزارتومان کرایه!!! اون روزها من توی اسنپ و تپ سی کار میکردم همون اُوبر!! و فقط هزینه های روزانه امون رو داشتیم چقدر لذت بخشه وقتی یادم میاد اشک شوقم درمیاد خدایا شکرت.. به عشقم گفتم فردا میریم میبینیم و اجاره میکنیم.!!! حالا چطور؟؟ من نمیدونم خدابزرگه!!! فردای آنروز رفتیم خونه رو دیدیم بیعانه دادیم و تا تحویل خانه خدا ده میلیون تومان رو به ما داد باورتون میشه میدونم،
ما کل پس اندازمون 500هزارتومان بود و فقط نه میلیون پانصدهزارتومان کم داشتیم که اونم طی چندروز جفتوجور شد خدایااااااا مو به تنم سیخ شد از این همه همزمانی ها از قدرت خدا از عظمت خدا… حالا میدونید دلیل این همه اتفاقات خوب چیه؟؟؟!!! مهمترین اصل این داستان این بود
حال خوب = با اتفاقات خوب، احساس خوب= با اتفاقات خوب
تنها دلیل این همه اتفاقات خوب این بود که منوعشق دلم توی تمام شرایط حالمون از درون خوب بود
دومین اصل این بود که ما
تقوا داشتیم ینی کنترل ذهن.. ینی ما ناخواسته کنترل ذهن میکردیم و به چیزهای خوب فکر میکردیم تازه ما هنوز اون موقع با استاد و مریم بانو هنوز آشنا نشدیم ولی داشتیم تقوا میکردیم داشتیم کنترل ذهن میکردیم تمرکزمون روی نکات مثبت خودمون داشته هامون و زیبایی های اطرافمون بود… ای خداااااا چقدر من انسانی فراموشکارم چرا این اصل ها رو یادم رفته بود….. خدایا شکرت که الان یادآوری شد برام
آره منوعشق دلم رابطه مستقیم تقوا و ثروت پایدار رو از ده سال پیش با طی کردن تکاملمون رقم زدیم به لطف خدا، بدون اینکه خودمون بدونیم که چه چیزیو داریم رقم میزنیم خدایا شکرت، واین شروع پیشرفت ما بصورت تکاملی شد که از اون خونه ی زیبا که ته یه خیابان بود اومدیم به اول خیابان دقیقا چسب بلوار اصلی شهرکمون بله اون خونه ی خالی که فقط توش یه فرش و چندتا ظروف و یه رختخواب بود تبدیل شد به یه جهیزیه کامل و شیک با رنگ آمیزیهای بسیار زیبا باور کنید توی فقط شش ماه این اتفاقات رُخ دادش…، خب این روند از اول سال 98 شروع شد تا سال 1401 و الان که داشتیم با عشقم صحبت میکردیم ردپای تقوا و ثروت پایدار رو تو این چهار سال پیدا کردیم که در حد خودمون فوقالعاده بود خداروشکر خدایا شکرت خدایا شکرت…..
توی این چهارسال ما فقط میرفتیم تفریح میرفتیم مغازه های شلوغ خرید میکردیم میرفتیم هایپرمارکتهای بزرگ و شلوغ، هرشب میرفتیم فردیس کرج اونجا هرشب خیلی شلوغه و مغازه ها پر از جمعیت و باورهای فراوانیمون رو اونجا تقویت میکردیم یا خانه ها رو میمیشمردیم هزینه ساختش رو حساب میکردیم و قیمت هر واحد رو حساب میکردیم و اینجوری باور فراوانیمون رو تقویت میکردیم یا جمعه ها میرفتیم منطقه یک تهران قیمت خانه ها رو حساب میکردیم و ماشین های بالا 500میلیون تومان رو میشمردیم چقدر عالی بود چقدر باورهای قدرتمندکننده ساختیم نسبت به فراوانی، چه باورهایی ساختیم برای توحیدی بودنمون خدایا شکرت، تمام اون لحظات یه لحظه از جلوی چشمام رد شدن و خیلی چیزها رو بهم یادآور شدن خداروشکر خداروشکر
یادمه زمانی که با عشق دلم میرفتیم دنبال تالار برای عروسی گرفتن چقدر حالمون خوب بود چقدر تو خیابون دنبال هم میکردیم چقدر آب بازی میکردیم تو خیابون چون هوا بشدت گرم بود تو اون تابستون و ما باز همچنان حالمون خوب بود و هرجا میرفتیم از انرژی ما تعجب میکردند یا توی خیابون وقتی دنبال هم میکردیم یجوری بما نگاه میکردند ولی ما فارغ از هر نگاهی با احساس خوب داشتیم از مسیر زندگیمون لذت میبردیم… یه چی بگم عقد منو عشقم رو خدا گرفت ما یه ریال پول نداشتیم هزینه تالار بدیم ولی چون سوگلی خدا بودیم و خدا دید ما خیلی حالمون خوبه دومیلیون پانصدازارتومان بهمون داد که هزینه تالار رو بدیم اونم تازه فردای عقدمون دادیم فقط با یه بیعانه کم ایول خدا دمتگرم چقدر خوب بود باورتون میشه میدونم حالا یه در زمان مناسب و مکان مناسب ماجرای عقدمون رو مفصل تعریف میکنم خیلی دوستدارم تو پراداس بشینم کنار استاد و بانو شایسته و دوستان عزیزم اونجا face to face neck to neck براتون تعریف کنم انشالله به امیدخدا
منظورم اینه که ما در هر لحظه حالمون از درون خوب بود واقعا حالمون خوب بود واقعا حالمون از درون خوب بود ینی بقول استاد هرکی ازم میپرسید از زندگیت راضی هستی من با تمام وجودم میگفتم بله راضی هستم خداروشکر
مریم بانو سپاسگزارم که این اصل ها رو بهم یادآوری کردید که؛:
احساس خوب =با اتفاقات خوب
تقوا و ثروت پایدار
تقوا و نتایج پایدار
اینها حلال مسئله این روزهای من هستند و من ازشون غافل بودم و خداروشکر میکنم برای وجود نازنین شما و استاد قربونتون برم مممممن، خیلی حالم خوب شد خیلی حال قلبم خوب شد خیلی دریچه های قلبم باز شد الهی که همیشه حالتون از درونتون عالی باشه
و درآخر هم راهکارهایی که از صحبتهای استاد گلم دریافت کردم این بود که:
در هرلحظه حالم خوب باشه
الخیر فی ما وقع
احساس خوب
تقوا کنم
و توکلم از درونم به خداوند یکتا باشد
الهی که هرجا هستید پایدار و سلامت و سعادتمند هم در این دنیا و هم در آخرت باشید
دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم بوس ماچ بغل و به امید دیدار تو پرادایس
خدایا شکرت
به نام خدایی که تنها خالق و مالک من است..
خدایا شکرت که هنوز متعهدانه و قدم به قدم دارم روی خودم کار میکنم و از این بابت خیییلی خوشحالم.💙
بعضی وقتا نجوای ذهنممیگه اینطوری که داری پیش میری و هر روز روی یک فایل تمرکز میکنی روند کار کردن روی خودت خیلی طول میکشه و زمان زیادی میبره!!!
اما از اونجایی که من شاگرد سیدحسین عباسمنش هستم و خداروشکر تونستم که قوانین و تکامل رو تا حدودی درک کنم😄🤗، میدونم که برای ساختن باورهای خوب و مناسب نیاز به تکامل دارم
نیاز به قدم برداشتن دارم
نیاز دارم که یکی یکی ایده هامو عملیکنم
به قول لیلا جان شبخیز پله پله تا ملاقات خدا…
من از سید جان یاد گرفتم اگه میخوام که باورهام پایدار بمونن و یک شبه از بین نرن نباید فقط یک شبه روشون کارکنم و بعد رهاشون کنم و بگم خیله خب دیگه تمام…!!
نه…!!
⭐برای اینکه باوری ابدی و پایدار باشه باید تا ابد روش کار کرد⭐
باید تا ابد مراقب علف های هرز ذهنم باشم
علف هایی که با یکی دو بار چیدنشون کاری از پیش نمیره باید هر روووز اونها رو بچینم چون افکار منفی و مخربی که توی ذهنم هستن هیچوقت از بین نمیرن. دقیقن مثل پاشنه آشیل هامون که میتونیم تلاش کنیم بهترشون کنیمنه اینکه نابودشون کنیم…!
باورهایی که شاید نامناسب باشن و بعضی وقتا باعث ناراحتیم شن مثل باورهای کمبود و عدم لیاقت، اما میتونم با جایگذاری باورهای زیبا و مناسب ازپیشروی اونها توی ذهنم جلوگیری کنم😀
اینمنم که انتخاب میکنم چطوری زندگی کنم
اینمنم که انتخاب میکنم چه باوری بشه ورودی ذهنم
پس اینمنم که باید مراقب افکارم باشم
و اما درس های ارزشمندی که از این فایل الهی گرفتم::
سیدجان میگن اگه این باورهارو اون زمان داشتن بیشتر لذت میبردن
احساس بهتری داشتن
به مسیرهای بهتری هدایت میشدن
روی باورهای بهتر و بیشتری کار میردن
خیالشون از کسب نتیجه راااحت بود
و دریک کلام بازهم روی خودشون کار میکردن..
پس خدایاشکرررت که عضو این سایت هستم و هر روووز دارم روی خودم کارمیکنم و سیدجان دستی از دستان قدرتمندت داره باعشق قوانینرو برام روشنمیکنه..🧡
استاد عاااشقتونم که تمرکزتون روی جناب ترامپ انقدررر مثبته و الهی.
شما مثل بقیه روی جنبه های منفی ایشون تمرکز نمیکنید و حتی از موفقیت هاش و باورهاش میگید و تحسینش میکنید
واااقعن برای منم قابل تحسین هستن ایشون
با باورهای فوق العاده ای که داشتن برخلاف خواسته ی عمده ی مردم به چیزی که خواستن رسیدن👏🏻
ایشون به من درسی میدن که اگر باورهات درست باشه و از قانون درست استفاده کنی مطمئن باش که حتی اگه تماااممردم جهان بخوان تو رو به پایین بکشونن باز همنمیتونن.
🍂با تمرکزی که روی هدفت میزاری هدایت میشی و مسیرهای زیادی برات باز میشه
وقتی با تضادهایی رو به رو میشی که منجر به حال بد در تو میشن با بهره گیری از قوانین و کار کردن روی خودت به احساس خوبی میرسی که دنیا برات میشه همون بهشت..
🍂وقتی روی خودت متعهدانه کار کنی مسیری نیست که سخت باشه و برعکس تمااام مسیرها برات لذتبخش و زیبا میشن و علاقمند میشی که زودتر مسیر رو طی کنی تا به هدفی که دوست داری برسی
وقتی روی خودت متعهدانه کار کنی خیییلی کمپیش میاد که با تضاد های سخت روبه رو بشی
وقتی روی خودت متعهدانه کار کنی شاهد نتایج طلایی و ازشمندی خواهی بود که منجر به انگیزه و شور و اشتیاق بیشتری در تو میشوند
♦️اگر هم با مسئله ای به ظاهر غیرقابل حل روبه رو بشی باااید بتونی که احساست رو خوب نگهداری تا توان حل مسئله رو داشته باشی
👈🏻چون احساس خوب میشه اتفاق خوب
و احساس بد میشه اتفاق بد
🍂با کنترل کردن احساسات میشه که از زندگی لذت برد و با شجاعت تمام قدم برداشت
🍂با تغییر زاویه ی ذهن و دیدگاه خوب و مناسب نسبت به مسائل میشه که حتی شرایط سخت و نازیبا هم زیبا بشن و لذتبخش…
⭐نتیجه گرفتن مهمه⭐
بارهااا به خودم میگم فرزانه اگر که از خودت مطمئنی که قانون رو واااقعن بلد شدی باید بتونی در عمل به خودت ثابت کنی
باید بتونی که ایمانت رو عملی کنی
باید بتونی که به خودت ثابت کنی فقط حرف نمیزنی
⭐ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است⭐
🍂استادجان عاااشقتونم که با عزت نفستون میگید که آدم تاثیرگذاری هستید و میگید که عمل میکنید
به قول مریم عزیز شما واااقعن مرد عمل هستید و با ایمانتون که فقط در حد حرف نبود و عمل آورد حالا شدید برامون معلم و الگویی تمام عیار و الهی…
ازصمیم قلبممم تحسینتون میکنم که به ایده هاتون و الهاماتتون گوش میدید👏🏻
تحسینتون میکنم که با نتایجی که کسب کردید دارید آموخته هاتون رو به ما منتقل میکنید👏🏻
🍂همهههه چیز باااید تکاملش طی بشه و هرررگز نمیشود که سریع و یک شبه به جایی رسید
اگر همکه بشه اونهدف پایدار نیست و چون یک شبه بوجود اومده یک شبه هم از بین خواهد رفت!!!
چه جمله ی طلااایی و نابی😀
⭐هرچقدر که بیشتر مسائل مردم رو حل کنی بیشتر ثروتمندتر میشی⭐
🍂آدمهای ثروتمند کسایی هستن که مسائل رو حل میکنن
حل مسائل میتونه برات ثروت خلق کنه
ثروتی که پایداره هیییچ جوره از بین نمیره
این فااایل بینظیییربوووود😍
سیدجان ممنونم برای تک تک آموزه های نابتون
دوستون دارم 💜
در پناه قادرمطلق
توضیحاتت عالی بود بی نظیر بود نمیدونی با چه ذوقی برای خودم خوندمو لذت بردم فرزانه دوست خوبم
عاشقتم فرزانه 😍😍😍😍
سارام😙😙
بنام تنها قدرت مطلق کیهان
بنام مهربانترین مهربانان
بنام بخشنده ترین بخشندگان
بنام او که هر چه دارم از اوست
خدایادتنها تو را می پرستیم ،و تنها ازتویاری میجوییم
خداوند هزاران هزاران هزاران بار سپاسگذارم به خاطر یه روز دیگه ویه گام دیگه
سلام به استاد عزیزم ،به استاد شایسته مهربان ودوستان بهشتی ام
گام سوم : رابطه متقابل بین تقوا وثروت پایدار
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (87)
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ (88)
و ذوالنون (یونس را به یاد آور) آن هنگام که خشمگین (و با قهر از میان مردم بیرون) رفت و گمان کرد که (آسوده شد و) ما بر او تنگ نخواهیم گرفت، (امّا همین که در کام نهنگ فرو رفت و سبب آن را دانست) پس در آن تاریکیها ندا داد که (خداوندا!) جز تو معبودى نیست، تو پاک و منزهى (و) همانا من از ستمکاران بودم (و نمى بایست مردم را بخاطر سرسختى شان رها کرده و تنها بگذارم).
پس ( دعاى ) او را اجابت کردیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و ما این چنین، مؤمنان را نجات مى دهیم.
چگونه خودتون را در شرایط سخت احساسی یاناامیدوسخت کنترل می کنید .وبه مسیر اصلی بر میگردید وبهم نمی ریزید
ازوقتی روی باورهام کار کردم مسیرهای خیلی سخت بر نخوردم که سخت باشد
داشتن این باور که احساس خوب = اتفاقات خوب ،هست وقتی من نگاهم به مسائل را جوری تغییر می دهم که احساسم بهتر میشود صددرصد اتفاقات خوب برای من رخ می دهد واگر من نتونم اینکار را بکنم صددرصد شرایط برای من سخت می شود واگر این اهرم رنج ولذت قوی باشد با این آگاهی که اگر احساسم خوب باشد واین شرایط هرچند سخت آخرش خوب می شود که اگر من این را باور کنم دیگه مواظب احساسم هستم وبه هر طریقی ،با تغییر زاویه ذهنم احساسم را خوب کنم که اگر اینکار را نکنم حتما باخت با من هست
آیا راهی هست که در سریع ترین راه ممکن باورها را بوجود آورد ونهادینه کرد؟ نه ،سریعترین راه اگر منظورتون یه دکمه یا جادو وجنبل هست نه واگر کسی این ادعا را دارد مهم نتیجه هست وگرنه ادعا کردن بدون نتیجه که کاری ندارد چون باورها یک شبه بوجود نیامده که یک شبه از بین برود باورهای قبلی همیشه هست که ما با ایجاد باور مناسب متضاد باور غلط،باعث میشه باور مناسب دیده شود یعنی فضای بیشتری را ذهن به آن اختصاص دهد ،باورهای غلط از بین نمی رود وهمیشه در ذهن ما هست به همین دلیل باید همیشه روی باورهامون کار کنیم یعنی علف های هرز همیشه هستند وبه محض اینکه روی آنها کار نکنیم ومواظبت نکنیم علف های هرز رشد می کنند اما وقتی روی باورهای خوب کار می کنیم وبه آنها توجه می کنیم فضای ذهنی بیشتری می دهیم به باورهای خوب وهمین توجه به باورهای خوب سبب میشه کارها خوب پیش برود وگرنه آنها هستند وبرای ساختن باور خوب ،باید با تمام جزئیات در آن دیده شود
قدرت تاثیر گذاری به این دلیل اتفاق افتاده که عمل کردند به آنچه گفتند وهر کسی عمل کند این قدرت رو پیدا می کند ،صداقت ودرستی،روراستی،در ذهن استاد خیلی ارزشش بالاست به همین دلیل چیزی را که بدانم جواب نمیده به کسی نمی گم واگر روی موضوعی مثل باورها اینقدر تاکید می کنم ویا بحث توحید که میگم همه چیز فقط همینه چون ازش جواب گرفتم وتکامل باید در همه چیز طی شود
آیا باید هدفمون را صرفا خدمت به خلق در نظر بگیریم یا باید جنبه مادی آن که خیلی برامون مهم هست در نظر بگیریم ؟
هردو یکی هستند یعنی ما به اندازه ای که مشکلات بقیه را حل می کنیم ثروتمند می شویم وجدا از هم نیستند افرادی که ثروت پایدار دارند ،افرادی هستند که مسائل را حل می کنند وهرکسی هر مسئله ای را بهتر وبیشتر حل کند ثروتمندتر می شود ،
نگاهمون به پول وثروت چی هست؟
نگاهم این است که هرچقدر ثروتمندترباشیم در دیدگاه خدا عزیزتریم
روند شکل گیری باورها در مورد رابطه با ثروت
همان باورهایی که در دوره روانشناسی ثروت 1 گفته شده که تقریبا 90 درصد آن باورها پاشنه آشیل من بوده که هرچقدر بیشتر روش کار کردم باورهای اساسی بیشتر مشخص شد مثل همین باور فراوانی که دوره های روانشناسی 1و2و3 دوره های فوقالعاده ای هستند برای تغییر باورها که سعی کنیم هرروز عاشقانه رو آن آگاهیها کار کنیم
توضیحی در مورد ایجاد باور فراوانی وچطور به صورت ریشه ای روی این باور کار می کنید
این باور اینقدر در ذهن من ایراد دارد که فکر نکنم بتونم روزی بگم که من مسلط شدم روی باور فراوانی یعنی خیلی باور کمبودی که مدام به ما گفتند که آقا پول کم است ،آدم خوب کم است ،موقعیت کار خوب کم است وآب ،برق،آفتاب،ویتامین ،….کم هست اصلا همه چی کم است اینقدر به ما در زندگی گفتند ونسل در نسل به ما گفتند که حد وحساب ندارد وباورهایمان در مورد این موضوع ایراد دارد
کاری که می توانیم بکنیم این است که تائید وتحسین کنیم نمودهای فراوانی را
چه جالب که دیشب در عقل هدایت شدم به پاسخ یکی از دوستان در مورد نمودهای عینی از باور فراوانی که ما رازانه با آنها سر کار داریم که کامنت دوست عزیزم را اینجا برای تکرار خودم کپی می کنم
من میخوام از یه سری فراوانی ها بگم که ملموسه و ما خودمونم درش نقش داریم
که این بیشتر به ایجاد این باور کمک کند
شرکت های پخش که برای سوپری ها جنس میارن
این یعنی اون جنس توی مغازه فروش رفته و باید شارژ بشه
و همش میاد و میاد
بقول یکی از دوستان سبزی فروشی ها و میوه فروشی ها روزانه از میدون بار میارن
چون فراوون مصرف میشه و از اونطرف هم فراوون تولید میشه
الهی شکر
یه مورد که دیگه خیلی ملموسه
همین آشغال که هر روز میذاریم بیرون
اگر ما بی انتها مصرف نمیکنیم پس این آشغال بی انتها از کجا میاد
ما خودمونم تو بازی فراوانی نقش داریم
همین برق که بینهایت در دسترسه
همین باز شدن مغازه های تازه حتی توی پس کوچه ها
یکی از اقوام ما خانم خانه دار بود الان 3 تا مغازه لباس فروشی داره تو یه پاساژ
و تاجایی که من خبر داشتم هفته ای یکبار میرفت بازارجنس میاورد
خریدار بینهایته
مصرف لباس بینهایته
تولید لباس بینهایته
حتی همون شب عید که مردم کف طبقه های مغازه ها رو جارو میزنن خخخ دو روز بعدش اون مغازه دوباره انقدر لباس آورده که جا نمیشه تو طبقاتش
یه خرازی میشناختم یه مغازه فرعی توی پاساز داشت
یه روز توی یه جای خوب شهر دیدمش و یه ماشین لوکس هم داشت
تو همه مشاغل بینهایت ثروت در جریانه
یه بورس لباس عروس و خنچه عقد برین
اگر فروش نباشه که همه شون تخته میکنن و میرن
تخته که نمیکنن هر سال دکوراشون لوکس تر و جذاب تر میشه
اصلا همین وانتیای کنار خیابون
یک وانت هندوانه میاره
فرداش یا پس فرداش یه وانت خربزه میاره
خریدن تموم شده
بینهایت خریدار از همین میوه فروشای وانتی هست
یه گل فروشی هست ازش خرید میکردیم منصف بود
گل رو جزو کالاهای لوکس رده بندی کنیم ایندفعه که از جلوش رد شدم دیدم مغازش خالیه رفته
دو روز دیگه دیدم یه مغازه گرفته ، طبقه همکف یه برج ، یعنی راحت میشد اونجا رو نمایشگاه ماشین کرد
پس خریدار گل هست
فروش عالی داره
وگرنه هزینه اجاره اون معازه چجوری تامین میشد
همین کامنتای سایت خودمون
بلطف خدا
درسته میشع دقیق گفت چندتاست
ولی شما شروع کنین از یه سمت به خوندن به آخرینش نرسیدین میبینین دو برابر بهشون اضافه شده
آگاهی بینهایته
برای کسی که طالب حقیقته راه های رسیدن بینهایته
ما همه مون توی این بازی فراوانی دست داریم
اگر کسی دنبالش باشه پیدا میکنه
اگر ایمان بیاری به اینکه خدا فرمود
اگر بخواین نعمت ها رو بشمارین نمیتوانید
بنابراین یعنی بینهایت
الهی شکر برای فراوانیش
وخیلی از نمودهای فراوانی که اطراف ما وجود دارد که با دیدن این نمودها باور فراوانی را درذهن خود ایجاد کنیم وتقویت کنیم تا ذهنمان بهتر شود
تشخیص الهامات که از طرف خدا هست یا شیطان
هر نجوای ذهنی که به ما احساس بد بدهد ترس،نگرانی ،اضطراب از طرف شیطان هست وهر گفتگویی که به ما احساس خوب بدهد احساس صبر،ایمان،توکل،امید ، شادی ،شور ،شوق ،لذت بدهد از طرف خداوند است ودر همان ابتدا می توان احساس را فهمید موارد خاصی که هیچ احساس خاصی به آن نداریم انجام بدیم ونگرانش نباشیم وقتی احساس بدی نداریم یعنی خوبه
اگر فکری ،نجوایی ،گفتگویی ،مسیری، احساس خاصی ندارد یعنی احساس خوب دارد
احساس بد را خیلی خوب میشه فهمید چون کاملا واضح هست مثل زخم شدن دست
چه بیزینسی را از صفر شروع کردید وبا بادرهاتون به نتیجه رساندید آیا بیزینس شما سخنرانی در مورد ثروت بوددر حالی که ثروتی نداشتیدکسب وکاری را استارت زدید ووارد بازار فروش شدید وبعد مرحله به مرحله پیشرفت کردید
من از همان 14 سالگی بیزینس داشتم ووضعم خوب بود یعنی کلا من خیلی زود وارد بازار کار شدم وخیلی زود بیزینس با درآمد خیلی خوب داشتم یعنی پول ساختن را بلد بودم وپول در می آوردم
در مورد پیشرفتهای بزرگتر اینجوری شد که روی دوره های تند خوانی که آماده کردم در آن دوره ها از لحاظ مالی خیلی پیشرفت کردم وبعد از آن نتایج به صورت جدی شروع کردم به کارکردن وآموزش دادن دوره های روانشناسی ثروت که قبل از آن روی دوره های موفقیت وقانون جذب و قرآن کار میکردم یعنی آن موقعه از لحاظ ذهنی من دنبال پول وثروت نبودم ودر واقعدنبال چیزهای دیگری بودم که خیلی برام مهم بود بعد باورهام را در مورد ثروت درست کردم واز همان کارهایی که انجام می دادم یکسری ایده ها آمد ودر آن کارخیلی پیشرفت کردم در واقع آن موقعه که دوره های 21 جلسه را کار می کردم این دیدگاه را داشتم که ثروت همان آرامش وسلامتی هست والان میگم ثروت همان آرامش ،سلامتی وپول هست
وقتی روی باورهای ذهنی خودم در مورد ثروت کار کردم در دوره های تند خوانی اصلا یک دریچه بزرگی از موفقیتهای مالی برام بوجود آورد که مطمئن شدم مسیررا در موردذهن پیدا کردم
کسی که خودش نتیجه گرفته میتونه تاثیر گذار برروی دیگران باشد
تاثیری که افراد ،کتابها، سخنرانی ها بر روی ما دارد چون از یک باوری می آید یعنی یک پشتوانه وعقبه دارد واگر عقبه ای نداشته باشد تاثیری ندارد این ایمان است که دارد کار انجام می دهد نه یکسری حرف
در آمد شما چقدره ؟ چقدر پول در حسابتون دارید
چرا این سوال براتون مهم هست برا خود من اینقدر مهم نیست
چرا باید مهم باشد که من چقدر درآمد دارم ما فقط باید مسیر خود را بریم وسعی کنیم هر بار از دفعه قبل بهتر باشیم واصلا دنبال این نباشیم که فلانی چقدرکار می کند
اصلا ما با کسی رقابت نداریم به کسی ربطی ندارد که فلانی چقدر داره کار می کند وچقدر درآمد دارد
این خوب است که بدانیم بعضی افراد خیلی خوب موفق می شوند تا برای ذهن ما هم باور پذیر ودست یافتنی باشد ولی همینقدر که می دونیم دست یافتنی است متوجه میشیم که می شوددیگه بقیه اش مسیری است که باید طی بشود حالا اینکه ما بخواهیم بدونیم دقیقا چقدر دارد ومن چقدر میتونم داشته باشم میریم تو حاشیه ما باید با خودمون رقابت داشته باشیم وسعی کنیم هرروزمان بهتر از قبل باشیم دردنیای ثروتمندان آن فردی که یک میلیارد دلار ثروت دارد با فردی که 100 میلیارد ثروت دارد هیچ فرقی از لحاظ اینکه هر آنچه نیاز دارد میتونه داشته باشد،یعنی وقتی ما در مسیر پیش میریم اگر مسیرمون درست باشد واگر نخواهیم مدام با کسی رقابت کنیم از یه جایی به بعد دیگه میگیم ما هرآنچه بخواهیم می توانیم داشته باشیم که دیگه نه حرص وطمع دارد ونه به هرترتیب وداستانی بخواهیم به هر چیزی برسیم دارد وخیلی خیلی راحت زندگی می کنیم بنابر این سعی کنیم از زندگیمون لذت ببریم وکارهم نداشته باشیم بقیه چقدر دارند ……
آنکه خداوند می فرماید آنکه با تقواتر است به خداوند نزدیک تر است ،تقوابا ثروت می آید ،فردی که ثروت واقعی داشته باشد ودر مسیر درست باشد نه حرص می زند ونه طمع دارد ونه کار خلاف می کند ونه کلاهبرداری می کند وبه کسی حسادت می ورزد یعنی ثروت تقوا میاره انسان خوب به بقیه کمک می کند بخشش می کند به خودش، جهان کمک میکند ذهن سالمی دارد …..
وقتی در مسیر درست قرار بگیریم آن مال وثروت نیست که بهش تکیه می کنیم بلکه خدایی که آن مال وثروت را به ما داده است وآن خدا همیشه با ثروت ونعمت وخوشبختی هست
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
استاد عزیز و ارزشمند سلام
من قسمت 5 مصاحبه با شما را دیدم مانند همیشه کلی نکته یادگرفتم و واقعیت این است با دیدن این فایل مغزم سوت کشید
اول باید بگم من از شما بابت همه درس های که یادگرفتم تشکر می کنم و در کلاس هایم همیشه از شما به عنوان بهترین استادم نام می برم و خوشحالم که باعث شدم افرادی هم با شما آشنا بشوند
می دانم ممکن است علاقه ای نداشته باشید درباره زندگی خصوصی شما سوال پرسیده بشود یا آگاه هستم که افرادی برای مچ گیری سوال می کنند
اما هدف من از سوالم این است که مطمعا بشوم مانند همیشه در مسیری درست و درست تر هستم چون تاحالا به درس های که در این فایل آموزشی گفتید فکر نکرده بودم و ممکن است باعث بشود اشتباه کنم به همین دلیل پرسشم را مطرح می کنم
واقعیت این است که با اینکه الان ساعت 4 بامداد است
اما به شدت به دلم آمد این سوال را مطرح کنم طوری نمی توانستم بخوابم
و امیدوارم اگر صلاح دانستید به این پرسش در برنامه های بعد توضیح بدهید
اما سوال های مهم من درباره این برنامه ارزشمند و تحسین برانگیز
1 . شما فرمودید در رابطه ای هستید اما ازدواج نکردید و محرم هستید این چطور امکان پذیر است صادقانه مطرح می کنم آیا این از نظر قران قابل پذیرش است
و آیا در تضاد با یک فرد درست مثبت و با ایمان نمی تواند باشد
2 . استاد شما به ایشان همسره من نمی گفتید و می گفتید (دوست من) اما رابطه عاشقانه ای بین 2 دوست است
و کسانی که با آن ازدواج می کنند خیلی خیلی متفاوت است
3 . آیا در این رابطه تعهدی وجود دارد برای مثال هیچ کس خوشش نمی آید عاشق بشود یا دوستی داشته باشد و این 2 همزمان که با هم هستند با افراد دیگر هم دوست باشند
4 . خوب من دوست ندارم خانه خودم را بخواهم به نام دوستم بکنم اما زمانی که رابطه عاشقانه مانند نامزدی را همیشه با همسرم داشته باشم حاضرم همه چیز را به نام آن بکنم
استاد شما در آن خانه باحالی که من دوست دارم داشته باشم و به زودی خواهم داشت هستید که
آن خانه باحال 550متر زیر بنا
8 اتاق خواب
8 حمام
استخردار و…
و یا آن خانه 20 هکتاری
را حاضر هستید به نام ایشان بکنید
و اگر نه بین شما چه عشقی وجود دارد؟
اصلا از نگاه شما باوری که در این پرسشم مطرح کردم درست است یا اشتباه است؟
5 . اگر در همچین رابطه ای فرزندی به وجود بیاید و بعد افراد به راحتی تصمیم یگیرند از هم جدا بشوند آسیب روی روحی و باور اشتباهی که ممکن است برای آن فرزند شکل بگیرد چی می شود ؟
6 . خوب دو دوست ممکن است بخواهند بخاطر یک اتفاق کوچک یا یک چیز بی اهمیت تصمیم بیگرند از هم جدا بشوند
مثلا این دو دوست می خواهند بروند مسافرت خانم می گوید برویم انگلیس آقا می گوید برویم المان و حتی برای مثال امکان این که همزمان 2 کشور را بروند ندارند و تصمیم می گیرند بروند انگلیس بابت همین ناراحتی پیش می آید و این 2 دوست تصمیم می گیرند از هم جدا بشوند
آیا در رابطه شما هم ممکن است بخاطر چیزی کوچک و بی اهمیتی که مثلا ناراحت بشوید بخواهید جدا بشوید
(البته واضح است انسان قدرتمندی مانند ما را کسی نمی تواند ناراحت کند اما با این حال فرض کنید برای چیزی کوچک و بی اهمیت از ایشان ناراحت بشوید)
دلیل این پرسش ها این بود که من بتوانم به یک نتیجه ای درست تری در زندگی ام برسم
من هم قبول دارم رابطه ای در آن عشق نیست بهتر است تمام بشود
قبول دارم زندگی که وابستگی در آن باشد عشق از بین می رود
قبول دارم هر روز زندگی که با فردی هستیم حتی اگر 10 سال 20 سال هم باشد باید همچنان احساسی داشته باشیم مانند دوران نامزدی یا اصلا فکر کنیم همچنان نامزد هستیم
تکرار می کنم از این فایل درس های مهمی یاد گرفتم
و با این پرسش ها می خواهم الگوی ذهنی درست را برای خودم مشخص کنم و طبق آن حرکت کنم
و امیدوارم اگر صلاح دانستید به این پرسش های مهم من پاسخ بدهید
سلام
این فایل استاد من را بسیار غافل گیر کرد
شوکه شدم
تمام سوالهای شما در رهن من نقش بست.
محرمیت در اسلام به دو صورت محقق می شود.ازدواج موقت و ازدواج دائم
نمی دانم استاد نوع دیگری از محرمیت را پیدا کرده است؟
تا حالا تمام فایلهای استاد را مانند وحی منزل قبول داشتم و دارم اما این فایل را نمی توانم درک کنم.
امیدوارم استاد در فایلهای بعدی خود به این پرسشها جواب بدهند.
دوستان لطفا موقعی در مورد این مسئله نظر دهید که طعم طلاق را چشیده باشید.
تمام صحبت های این جلسه استاد عباس منش در مورد طلاق رو با پوست و گوشت و استخوان لمس کردم به خاطر همین میتونم بگم من کاملاً با صحبتها و روش زندگی جدید استاد موافقم و آرزو می کنم روزی من هم در چنین رابطه شیرینی قرار بگیرم.
با سلام و ممنونم که نظر بنده هم تا حدودی مشابه شما می باشد دوست دارم استاد در این مورد شفاف تر صحبت کنند و همچنین ایا داشتن فرزند خودش نوعی گسترش جهان نیست بخصوص زمانی که خودت رو در جایگاهی ببینی که می تونی اون فرزندان رو طوری تربیت کنی که هرکدام استادی مثل خودتون باشند.
منم امیدوارم استاد به سوالات شما جواب بدهد
منم
سلام دوست عزیز
تمام سوال هایی که شده میتونید در محصول عشق ومودت جواب هاش رو پیدا کنید ودرکل که بگم برمیگرده به باورهای توحیدی