مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»
سوالات:
اگر یک کلید برای جدی گرفتن ایده های الهامی و عمل به آنها بدهید، آن کلید چیست؟
چگونه در مدار دریافت الهامات الهی قرار بگیریم؟
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- به اندازه ای که ظرف وجود خود را برای درک الهامات آماده می کنی، الهامات را تشخیص می دهی و دریافت می کنی؛
- الهامات الهی برای هدایت ما همواره جاری است اما دسترسی ما به الهامات به اندازه ظرفی است که آماده کرده ایم؛
- سیر تکاملی پیامبر اسلام در دریافت «آیات قرآن با جزئیات کامل تر»، گویای بزرگتر شدن ظرف وجود پیامبر در طی مسیر است؛
- خداوند “بی نهایت” است اما توانایی ما برای «بهره مندی از این بی نهایت»، به اندازه ظرف وجود ماست و نه به اندازه دریافت بی نهایت؛
- مسیر تکاملی دریافت الهامات و دسترسی به آگاهی های درونی؛
- درسهای داستان موسی و خضر؛
- توانایی دریافت الهامات الهی، یک فرایند تکاملی است؛
- قرار گرفتن در مدار دریافت الهامات الهی؛
- کلید «جدی گرفتن ایده های الهامی»؛
- پشتوانه هایی برای «تواناییِ ماندن در احساس خوب»؛
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»229MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی»19MB21 دقیقه














به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام بیست و چهار 24 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام بیست و چهارم، که در رابطه با موضوع : ” قرار گرفتن در مدار «دریافت الهامات الهی» هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
همیشه یکی از موضوعات مورد علاقه من هم همین موضوع هست، که خدا خودش هم این لطف رو به من داشته که همیشه بهم الهام میکنه و من رو هدایت میکنه، و این رو با تمام وجودم حس میکنم که الهامات الهی که برای هدایت ما بهمون گفته میشه همیشه در دسترس هست، و به قول استادجانم ما به اندازه ظرف وجودیمون به این الهامات و … دسترسی داشته باشیم، و همیشه میگم که خداوند هدایتگر من هست، و همیشه ازش میخوام تا که هدایتم کنه به مسیر درست و آدمها و اتفاقات و شرایط درست، و خداروشکر از زمانی هم که خواستم ازش و بهش ایمان و باور داشتم دیدم که چه اتفاقات خوبی در زندگیم برام اتفاق میفته.
خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه، و خود خداوند قسم میخوره به این موضوع، کلمه وحی به تعداد زیادی در قرآن اومده، اما کلمه الهام با ریشه لَهَمَ فقط یک بار در قرآن اومده، و در این مورد هم خداوند چند بار قسم میخوره، قسم به خورشید و ماه و آسمون و …، و که بعدش هم میفرماید : « فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا : پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد. » ، که در واقع میفرماید : ما به شما خیر و شرتون رو الهام میکنیم، یعنی اینکه به ما میگه این مسیره درسته و این مسیره غلطه، اما چیزی که باید بدونیم اینه که با توجه با آمادگی ما مسیر برامون روشن میشه، و باید اینها رو بفهمیم که با توجه به اینکه ما مدارمون بالاتر میره آگاهیهامون هم خالصتر میشه و ما دریافتشون میکنیم، و در واقع ما هم درکی از مدارهای بالاتر از خودمون رو نداریم و اون چیزی رو میفهمیم که در مدارش هستیم و برامون آمادهست، و اینکه ما چقدر دریافت میکنیم از خداوند به اندازه ظرفمونه، به اندازه میزان آمادگیمونه، به اندازه درسهایی که قبلا خوندیم و پاس کردیم هست، به اندازهای که فهمیدیم هست، و باید این موضوع رو کامل درک کنیم که ما در واقع یه آدمهایی هستیم توی فضای فرکانسی که دسترسی داریم، و خداوند هم میفرماید : ما بر خودمان واجب کردیم که شما رو هدایت کنیم، و همه ما دسترسی داریم به هدایت خداوند، همه ما دسترسی داریم به آگاهی و شهود، اما به اندازه خودمون میتونیم اینها رو دریافت کنیم.
حتی اگر به قرآن نگاه کنیم و این کتاب رو که در واقع به عنوان الهاماتی که خداوند به حضرت محمد داشته بپذیریم، متوجه میشیم که توی همین مورد هم باز ربط داشت به ظرف پیامبر اسلام، و حضرت محمد که از همون اول آماده نبود که این دریافتها رو داشته باشه، اولاً که سالهای سال سالی یک ماه تنهایی میرفتن غار حرا، و سالهای سال مراقبه و نیایش کرده و روی خودش کار کرده، و نشسته خودش با خدای خودش صحبت کرده تا یواش یواش آماده بشه برای دریافت و این ظرفِ یواش یواش بزرگ و بزگتر شده که در واقع پیامبر در سن 40 سالگی مبعوث میشه، و در واقع این ظرف هی بزرگ و بزرگتر شده و هی تجربهش بیشتر و بیشتر شده.
استادجان هر وقت که من فایلهاتون رو گوش میکنم و کار میکنم روی خودم و فایلها و …، بیشتر به این درک میرسم که ما همش داریم روی اصل و اصول کار میکنیم و هر چقدر هم که بیشتر ادامه میدیم درک ما از این اصول بالاتر و بالاتر میره، و واقعا خیلی تحسینتون میکنم برای این درک درستی که از قوانین خداوند و قرآن دارید، و برای ما دست خدا هستید که ما هم این اصول و قوانین الهی و قرآن رو هرچه بیشتر درک کنیم و آگاهیهامون رو در این زمینه بیشتر و بیشتر کنیم، این مثالی هم از الهامات هم که داخل فایل بهش اشاره کردید واقعا برای منم همینطوره، و هی با خودم قبلا میپرسیدم که چرا این الهامات و شهود اینطوریه اما اصلا حواسم به قانون تکامل نبود، و الآن که این فایل رو گوش کردم بهش پی بردم که چرا اینطوریه و …، و فهمیدم که اینها باید تکاملی در من افزایش پیدا کنه، و این من هستم که دارم ظرف وجودیم رو بزرگتر میکنم تا مدارم بالاتر بره تا که بتونم الهامات بیشتری دریافت کنم و اونها رو در زندگیم اجرا کنم، و خداروشکر میکنم همیشه که هدایتگر من بوده و هست و خیلی از جاهایی که اصلا فکرش رو نمیکردم کمکم کرده و نور مسیر من بوده و هست.
هر چیزی بستگی داره به خودمون، و این مورد در رابطه با دریافت الهامات از خداوند هم صدق میکنه، و بستگی داره به اینکه ما چقدر آماده باشیم، اینکه خداوند بینهایت هست به این معنا نیست که ما بتونیم بینهایت رو دریافت کنیم، ما به اندازه ظرفمون میتونیم دریافت کنیم، و هر چقدر هم که ما این مسیر رو ادامه میدیم و گام برمیداریم آماده میشیم برای دریافت قدمهای بعدی اگر مراحل قبلی رو فهمیده باشیم، اگر که درکشون کرده باشیم، و اگر که استفادهشون کرده باشیم، و ما باید یه همچین فضایی رو در مورد خودمون و خداوند ببینیم.
این توهم هست که ما فکر کنیم که دسترسی داریم به کل آگاهیهای منبع بینهایت خداوند در حالی که هنوز خودمون ظرف وجودیمون بزرگ نشده باشه، هر چقدر که ظرفمون بزرگتر میشه بیشتر میتونیم بیشتر دریافت کنیم، نباید عجله کنیم، باید عجله نکنیم، آروم آروم می تونیم دریافت کنیم، حتی خود پیامبر هم اون اوایل نتونسته دقیق بفهمه که منظور خدا چیه، اگر که ما بریم آیههای جز 30 قرآن رو بخونیم متوجه این موضوع میشیم، و متوجه میشیم که تقریبا موضوع رو نمیفهمیم، خودمون هم نمیفهمیم و مفسران هم هزاران هزار برداشت متفاوت دارن از جز 30، همیشه هم دارن با همدیگه بحث میکنن که ببینن کدوم تفسیر و ترجمه درستتر هست و …، و حتی ممکنه خود پیامبر هم متوجه نبوده که دقیقا منظور چیه، فقط میشنیده و میگفته مینوشتن، ولی در سورههایی که بعدا نازل شده مثلا بقره رو برای اینکه ببینیم تفاوت رو و این موضوع رو بهتر درک کنیم بعد از مقایسه میبینیم که یه داستانی هست که از یک جایی شروع میشه، مثال میزنه، و افراد رو دسته بندی میکنه و جایگاه هر کدوم رو مشخص میکنه، و بعدش هی ادامه میده و بعدش به جایی میرسه که حتی ریزترین چیز و کوچکترین مورد هم که در رابطه با با اون زمان ممکنه که لازم بوده و احتیاج بوده رو هم فرموده، و در واقع خیلی مسائل اجتماعی و … رو هم که دیگه قشنگ و واضح مشخصه، و قابل درکه، و میفهمیم چرا گفته شده، داستانهای پیامبران رو گفته، مثالهایی که از پیامبران زده از داستان نوح و قوم بنی اسرائیل و و و مواردی که گفته شده، و اینها یک قالب داستانی داره که ما میتونیم ازش درس یاد بگیریم بر خلاف جز 30 که ما جز 30 رو که مطالعه میکنیم نمیفهمیم که منظور چیه و مفسرها دارن با همدیگه بحث میکنن همیشه که بفهمن منظورش چیه، اصلا شاید اون یه موضوعی هست که شاید هنوز ظرف کسی آماده نباشه برای دریافتش و …، ما باید بیایم سراغ اصول، اصولی که برای این دنیاست، بریم سراغ سورههایی که مال این دنیاست، و گفته شده که ما به اینها عمل کنیم، بهخاطر همین نیاز داره که ما یه ذره جایگاه خودمون رو بدونیم، و هی دنبال بهتر شدن باشیم، و دیگه انتظار هم نداشته باشیم که یه شبه همه چی اوکی بشه و …، و ما به اندازهای میتونیم دریافت میکنیم که ظرف وجودیمون رو بزرگتر کنیم، و اینها همه نیازمند طی شدن یک مسیر تکاملی و گام به گام برداشتن قدمها و ادامه دادنمون تو این مسیر هستش.
داستان موسی و خضر خیلی به ما کمک میکنه، و موسی در واقع یه شخصیتی هست که مثل ماها انسانهای الآنه، عجوله، تندخو هست، دعوایی هست، یه ذره بی حوصلهست، اعصاب نداره اصلا و …، و حالا یا به هر دلیلی و …، و خلاصه رفتارهاش رو که میبینیم متوجه میشیم که شبیه انسانهای الآنه، و استادجانم هم چند تا مثال آوردن داخل فایل در این رابطه، و به همین دلیل هست که ما در قرآن بیشترین مثالها و توضیحات و درسها رو ما در رابطه با داستانهای حضرت موسی میبینیم، و بیشترین اسم پیامبری هم که در قرآن تکرار شده و بهش اشاره شده کلمه موسی هست، و بیشترین داستانها هم مربوط به شخص موسی، به اطرافیان موسی، به اتفاقاتی که برای بنی اسرائیل رخ داده و … هست. و این نوع شخصیتِ که همه ما همون هستیم در واقع، خیلی کمک میکنه به ما و نشون میده توی داستان خضر و موسی و در واقع ما خیلی بیشتر میفهمیم که ما ظرفمون چقدره، و البته ما داریم در رابطه با پیامبری صحبت میکنیم که یه قومی رو نجات داد، و این آدم اصلا آدم کوچیکی نبود حضرت موسی حالا از همون زمانی که به دنیا اومد و بزرگ شد و دیدیدم که بعدش خودش چه مسیری رو طی کرد و چه اتفاقاتی افتاد و چه حرکتهایی کرد و … و چه معجزاتی کرد و … ( البته که هیچ پیامبری هم به اندازه موسی معجزه نداره ) ، به همین دلیل کمک میکنه به ما یرای اینکه جایگاهمون رو بفهمیم و بفهمیم که آقا ما هم یه موسیایم، و اولش ممکنه یه ذره نفهمیم قضیه رو، نیاز داره که بهتر بشیم، نیاز داره که روی خودمون کار کنیم، نیاز داره که پیشرفت کنیم و صبوری کنیم و خداوند به اندازهای که ما رشد میکنیم الهامات و دریافتها رو واضحتر میکنه، مشخصتر میکنه، و هر چقدر که ظرفمون بزرگتر میشه زبون خداوند رو هم بهتر میفهمیم.
و اگر که ما در مسیر درست قرار بگیریم و عمل کنیم به اون چیزهایی که فکر میکنیم درسته و الهام میشه بهمون باعث میشه که ظرف وجودی ما بزرگ و بزرگتر بشه، در واقع ایمان داشتن و عمل کردن و عمل صالح داشتن و دنبال هدایت بودن، و اون چیزی رو که میفهمیم رو دریافت میکنیم رو و باید بهش عمل کنیم حتی اگر یه مقداری ممکنه نامفهوم باشه برامون، حتی اگر که ممکنه یه ذره ترسناک باشه برامون، حتی اگه یه ذره نیاز داره به شجاعت و ایمان و جسارت بیشتر، بعدش دیگه الگوها رو پیدا میکنیم و هی مسیرها بهمون گفته میشه دیگه، و وقتی هم که ما ادامه میدیم در این مسیر و تکاملمون رو طی میکنیم نسبت به قبلمون و گذشتهمون خیلی چیزهای بیشتری رو میفهمیم و درک میکنیم و … .
در این دنیای مادی ما دسترسی کاملی نداریم به آگاهیها و …، و در این دنیای مادی در واقع ما هیچ حالتی از بینهایت رو تجربه نمیکنیم و این دنیا بینهایت نیست در هیچ یک از ابعادش و در همه ابعاد محدوده، ولی توی دنیای غیرمادی همه چیز بینهایته، علم بینهایته، آگاهی بینهایته، ثروت بینهایته، نعمت بینهایته، عمر بینهایته، همه چی بینهایته، و در این دنیا ما فقط به اندازه ظرف وجودی خودمون میتونیم دسترسی داشته باشیم به منابع و ثروتها و نعمتها و آگاهیهای الهی .
توی بحث عمل کردن به ایدههای الهامی بیشتر از همه، بحث بحثِ باوره به اینکه این ایده الهامیِ، و وقتی که ما حس میکنیم به اینکه یه سری ایدهها و الهامات هست که به ما گفته میشه و ایدههایی الهام میشه، اونها رو باید بدون اینکه بحث کنیم انجام بدیم، فقط بهخاطر اینکه این باور توی وجود ما هست که این ایده از یک آگاهی بالاتر اومده، و باید مثل استادجان تصورمون از خدا یه اینجور حالتی باشه که چه مثال واضحی هم داخل فایل بهش اشاره کردن، راجب ایدههای الهامی که ما اینطوریه که میفهمیم که خدا انگار داره از اون بالا میبینه و داره ما رو هدایت میکنه و ما فقط باید به اون چیزهایی که بهمون گفته میشه عمل کنیم، و ما چون این تصور رو داریم که خداوند داره به این شکل هدایتمون میکنه و داره چیزهایی رو میبینه که ما نمیبینیم، خیلی با ایمان بیشتر به اون ایدهها عمل میکنیم، و کل داستانش توی ذهن ما باید اینطوری باشه، و اگر که ما باور داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که اون ایدهها و الهامات اومدن که بهمون کمک کنن برای اینکه به خواستهمون برسیم و از آگاهی بالاتری میان که ما عقلمون شاید نرسه و اونقدر دید وسیعی نسبت به اتفاقات و شرایط نداشته باشیم که اونها دارن خیلی راحتتر بهشون عمل میکنیم.
استادجان خیلی ممنونم بابت توضیحات کاملتون راجب این مورد، و سپاسگزار خداوندم که در این زمان درست و مناسب من رو به این فایل و آگاهیهایی که بهش احتیاج داشتم هدایت کرد، چند سالی هست که ایدههایی رو دارم که شاید از نظر همه غیرممکن هست و غیرمنطقی هست و …، و منم چون ایدهای برای اجرایی کردن اون الهامات نداشتم فعلا دست نگه داشته بودم تا روی خودم کار کنم ببینم چه الهاماتی رو میتونم دریافت کنم و … ، تا همین چند روز پیش که خیلی اتفاقی اون ایده و الهامات بهم گفته شد و من توسط خداوند به افرادی هدایت شدم که میتونن توی اجرایی کردن اون ایده بهم کمک کنن و این دقیقاً همون چیزی بود که من از خدام میخواستم، و مورد بعدی اینکه من یه مقداری شک داشتم و … که برای اجرایی کردن و رسوندن اون ایده به یک ایده ثروت ساز باید چیکار کنم و ایدهای هم که توی ذهنم داشتم این بود که من بشینم و روانشناسی ثروتها رو تهیه کنم و روی آگاهیهای اون دورهها کار کنم تا ببینم انشالله به کجا میرسه و …، و دیشب هم یه مقدار خیلی ریزی شک داشتم که با گوش کردن فایلها برطرف شد و این فایل امروزی که دقیقاً من در زمان درست و مناسب بهش هدایت شدم دقیقاً همون جواب سوالاتم بود و باعث شد که ایمانم به مسیرم و به الهامات و شهود درونیم و خداوند بیشتر بشه، و متشکرم ازتون و سپاسگزار خداوندم که من رو به سمت استاد عزیزی مثل شما هدایت کرد.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 16 بهمن 1404