مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی


سوالات:

  1. راهکار اساسی  شما برای رفع وابستگی چیست؟
  2. اگر بخواهی یک راهکار به معتاد برای ترک اعتیاد بدهی، آن راهکار چیست و اولین قدم را از کجا بردارد؟

مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:

  • قوی ترین منطق برای وابسته نشدن به هر چیزی؛
  • قانون فرکانسیِ کبوتر با کبوتر باز با باز؛
  • مسیر تکاملی رفع وابستگی به هر عامل بیرونی و اتصال به نیروی درونی؛
  • دارایی های اصلی و درونی خود را بهتر بشناسیم و بیشتر روی آنها حساب کنیم؛
  • شناختن ریشه های وابستگی و درمان ریشه ای آن؛
  • انسان می تواند تغییر کند و هر شرایطی را تغییر دهد. انسان می تواند حتی از اسفل السافلین به سمت رشد و تعالی حرکت کند؛

منابع بیشتر:

سرمایه اصلی شما چیست


 

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    203MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

395 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «آرزو نظامی» در این صفحه: 1
  1. -
    آرزو نظامی گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    سلام به استاد عزیزومریم جون باعشق وسلام خدمت تمام دوستانم درخانواده صمیمی عباس منش

    فایل امروز چقدر باعث شد من سپاسگذارجلسه باشم من معتاد نیستم ولی درمشهد جلسهای تشکیل شده خیلی وقت به نام الانان جلسه هست برای خانواده های NAبرای منی که پدرمصرف کننده وهمسرمصرف کننده دارم من الان نزدیک به ۸ساله جلسه میرم راهنما دارم قدم کارمیکنم این جلسات روی زندگی من خیلی تاثیر گذاشته چون این جلسات توروبابیماری اعتیاد اشنامیکنه وبعد ازاینکه تورواشنا کرد معنی پذیرش بهت آموزش میده

    قدم اول میگه :ماپذیرفته ایم که درمقابل الکی زندگیمان عاجزیم واختیارزندگیمان ازدستمان خارج شده

    ودعا قدم یک میگه خداوند آرامشی عطا کن تا بپذیرم انچه راکه نمیتوانم تغییردهم وشهامتی که تغییردهم آنچه را که می‌توانم ودانشی به من عطاکن تا فرق این دورابدانم

    این دعای قدم اول خیلی به من کمک کرد تا دست ازتغییر وپاک بودن همسرم بردارم من زمانی که به جلسه الانان رفتم خیلی داغون بودم دیگه به مرز خودکشی رسیده بودم طلاق گرفت بودم ازهمسرم سردرگم بودم بچه ۲سالمو رها کرده بودم چون خسته شده بودم وزانو زدم گفتم خدایا خسته شدم دیگه نمیتونم بعدش معجزه رخ داد ازطریق یکی ازدوستانم درسال ۹۴بااین جلسات آشنا شدم وقتی وارد جلسات شدم حس عجیبی داشتم یک حس آرامش واون کسی که ورودی درب جلسات منو درآغوش کشید آغوشی پرازمهرمحبت امید آغوشی که من تا به حال تجربه نکرده بودم وقتی جلسات شروع شد من فقد اشک می‌ریختم ودلم ازهمه گرفت بود وزمانی که ازمن خواستن حرف بزنم ترس داشتم نکنه منو قضاوت کنن نکنه منو مسخره کننن وبه یک چشم دیگه نگاهم کنن ولی من احتیاج داشتم به خالی شدن وحرف زدم وگریه کردم وتمام بچه‌ای جلسه باعشق به حرفهای من گوش دادن وبعد برام دست زدن وگفتن آفرین تومیتونم بعدازتمام شدن حرفام تعجب کردم چرا منو قضاوت نکردن چرا چیزی نگفتن فقد با لبخند بهم گفتن آفرین اونجا بود احساس آرامش کردم وگفتم من هرروز باید برم جلسه نه بخاطر اموزشهایش نه بخاطراینکه حرف بزنم وانگشتم سمت دیگران بگیرم وبه من حق بدن ماها گذشت وبعداز۹۰روز احساس آرامش خوبی داشتم ولی هنوز دنبال مقصرمی گشتم تااینکه به من گفتم باید راهنما بگیری تاقدم کارکنی منم یک راهنما گرفتم وگفت من جلسات قدم رو توخونه برگزارمیکنیم کتاب قدم تهیه کن وفردا بیا جلسه منم کتاب خریدم رفتم جلسه اولش دعا قدم خوندم ولی معنای دعا رونفهیمدم چون ذهن من خیلی داغون بود وپذیرش وفهمیدن یکسری چیزهابرام سخت بود چون سخت بود بپذیرم تمام این اتفاقهاروخودم رقم زدم وسخت ترازاون این بود باید بپذیری که نمیتونی دیگران روتغییربدی وای خدای من چه روزهای بود من جسله میرفتم ولی هنوز تسلیم حرف راهنما نبودم چون پذیرش کلمه خیلی سختیه ویکسال طول کشید که من بپذیرم که مقصر اصلی منم ولی چاره ای نبود اگه قراربود رشد کنم وتغییر کنم باید تسلیم تسلیم حرف راهنما باشم جالب اینجا بود که به قول استاد چطور یک معتاد میتونه یک مهندس بشه توجلسات ماهم همین تور بود یک خانم به همسروپسران مصرف کننده سنش خیلی زیاد بود ولی تونسته بود راهنمایی بزرگی بشه وتوهم سن اینقدر به خودش می‌رسید وچقدر شاد بود پرازارامش وقتی میگفت من همسرم وپسرم جلوی خودم مصرف میکنن من میگفتم چرت میگه ولی حرفاش پرازصداقت بود وبه دل می‌نشست بقول استاد اگراین زن تونست من هم میتونم اونجا بود که تحول من شروع شد وچندماهی گذشت ومن اصولی قدم هاروکارمیکردم وجلسه می رفتم

    معجزها رو بگم

    ۱.دوباره باهمسرم ازدواج کردن

    ۲.پدرومادرم وهمسرم وهم رو بخشیدم

    ۳.نسبت به دیگران پذیرشم روبردم بالا

    ۴.دست ازتغییر دیگران برداشتم

    ۵.باسایت استاد اشناشدم

    ۶.ارامش دارم

    ۷.وهمسرم رو بااینکه هنوز مصرف میکنه دوستدارم

    ۸.وصاحب یک دختر خوشگل شدم

    ۹.باخداوند آشتی کردم

    واخر کلام اگه کسی این دیدگاه میخونه میخوام بهش بگم با همون همسر وپدر ومادر مصرف کننده میشه تغییر کرد درسته سخت درد داره ولی تا پیله نشی به پروانه تبدیل نمیشه

    من که الان دارم این دیدگاه مینویسم خیلی خیلی سختی کشیدم ولی گفتم من دیگه قربانی نیستم من باید خالق زندگیم باشم واین جلسات وقدم ها زندگی من زیرروکرد

    الان همسر من مصرف میکنه من حالم خوبه

    پدرم فوت کرده حالم خوبه چون جلسه میرم من میدونم پدرم کجا رفته اینم معجزه جلسات بود که منو نسبت به مرگ پدرم آگاه کرد

    استادازتون سپاسگذارم که به من یادآوری کردین که چقدر این جلسات خوبه ومن یکبار یکباردیگه ازخداوند سپاسگذارم که منوهدایت کردبه این جلسات تا خودموپیداکنم ودل سختهامن رشد کنم خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: