مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
سوالات:
- راهکار اساسی شما برای رفع وابستگی چیست؟
- اگر بخواهی یک راهکار به معتاد برای ترک اعتیاد بدهی، آن راهکار چیست و اولین قدم را از کجا بردارد؟
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- قوی ترین منطق برای وابسته نشدن به هر چیزی؛
- قانون فرکانسیِ کبوتر با کبوتر باز با باز؛
- مسیر تکاملی رفع وابستگی به هر عامل بیرونی و اتصال به نیروی درونی؛
- دارایی های اصلی و درونی خود را بهتر بشناسیم و بیشتر روی آنها حساب کنیم؛
- شناختن ریشه های وابستگی و درمان ریشه ای آن؛
- انسان می تواند تغییر کند و هر شرایطی را تغییر دهد. انسان می تواند حتی از اسفل السافلین به سمت رشد و تعالی حرکت کند؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی203MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی18MB19 دقیقه












به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به مدار بالاتر
وابستگی به نظرم از کمبود عزت نفس و باور کمبود نعمت ها میاد. یعنی چون طرف باورش اینه که مثلاً دختر خوب دیگه پیدا نمیشه ، بنابراین به یک شخص خاص وابسته میشه و هی میچسبه بهش و دیگ فکر میکنه اگر اینو از دست بده دیگه دنیا تموم میشه.
کسی که عزت نفس نداره میخواد کمبودها و خلا هاش رو مثلاً با اون فرد پر کنه. یعنی طرف از اونجا که خود ارزشی نداره و با خودش در صلح نیست وابسته میشه به یک شخص دیگه ای تا شاید اون شخص دیگر مثلاً بهش محبت کنه و دوستش داشته باشه.
مثلاً ممکنه وابستگی حتی به پول باشه ،، طرف اینقدر باور کمبود داره که به شدت میچسبه به پولش که نکنه پولش تموم بشه. ولی اگر باور فراوانی رو جایگزین باور کمبود کنیم که بابا نعمت ها بی نهایت هستن.. دختر خوب فراوانه ،، پول فراوانه ووو اون وقت دیگ وابسته به چیزی نمیشیم و بهش نمیچسبیم.
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
برای درمان وابستگی باید به خودم بگم این جهان گذراست و هر لحظه ممکنه زندگی تموم شه پس وابستگی به یک فرد یا حتی شغل و پول و مقام وووو غیره دیگه اهمیتش رو تا حدودی از دست میده.
من حتی به شغل و یا کار مورد علاقه هم نباید وابسته باشم و باید به خودم بگم به هر دلیلی ممکنه یه روز من دیگه این کار رو نتونم انجام بدم پس نباید وابسته بهش باشم و یا ممکنه یک موقعیت جدید برایم فراهم شده پس باید از اون موقعیت جدید استقبال کنم .
در مورد یک فرد هم نباید وابسته باشم چون ممکنه به هر دلیلی اون فرد نخواد رابطه رو ادامه بده و یا زندگی تموم شده ووو هر دلیل دیگری ..
من اون جمله ی میرداماد رو هیچ وقت متوجه نمیشدم منظورش چیه که به اون پیرمرد بدبخت گفتش که : تفاوت من با تو در اینه که افسار اسب های من به گل نشسته و افسار خر تو به دل بنده !!
با وجود اینکه بارها این جمله رو شنیده بودم ولی مفهومش رو متوجه نمیشدم … ولی الان تازه یه مقدار درک کردم که میرداماد به ثروتش و اسب هاش و دارایی هایش وابسته نبوده .. چرا وابسته نبوده ؟؟ شاید چون ازشون پر شده ،، شاید چون با خودش اینجوری فکر کرده که اگر اینا هم از بین برن،، خدا روزی رسانه و دوباره میدهد و شاید اینجوری فکر کرده که خب اینا برن که برن زندگی خیلی گذراست وووو هر دلیل دیگری که باعث شده میرداماد به دارایی هایش وابسته نباشد.. ولی اون پیرمرد به اون خرش به شدت وابسته بوده،، طوری که اگر خره بره یا بمیره اون پیرمرد هم باهاش میمیره !!!
ثروت باعث میشه بزرگتر بشی و خدا رو بیشتر پیدا کنی ،، وقتی از ثروت میگذری و تجریش میکنی این موضوع باعث میشه خدا رو بهتر پیدا کنی چون دیگه وابسته به اموالت نیستی !!
بعضی وقت ها این فیلم ها میان به اشتباه مثلاً بودا رو فقیر نشون میده که با یک لباس خیلی ساده روی یک صخره نشسته و داره مراقبه یا مدیتیشن میکنه و میگن ببینید بودا چقدر فقیر بوده و در فقر داره با خدا راز و نیاز میکنه !!
در صورتی که این کلا اشتباهه .. چون بودا از ثروت گذر کرده و تجریش کرده و حالا اون لحظه که مثلاً داشته روی صخره با خدا راز و نیاز میکرده ،، حال کرده لباس ساده بپوشه ،، چون اونجوری راحتتر میتونستم مدیتیشن کنه !! بعد بقیه اومدن این تیکه از زندگی مثلاً بودا رو نشون دادن و تفسیر کردن که بودا فقیر بوده و داشته با خدا مناجات میکرده !!
در صورتی که اون آدم از ثروت گذر کرده و اون آدم اون لحظه ی مناجات با خدا ترجیح داده ساده لباس بپوشه !!!
اصن چرا پیچیدش کنیم ؟؟
اقااااا فرض کن لب ساحل یکی داره با شرت شنا میکنه ، خب اون یارو اون لحظه که نمیتونه با کت و شلوار و ساعت رولکس بره شنا کنه که !! باید یه لباس مخصوص شنا و یا چیز ساده بپوشه ،،پس این موضوع دلیل بر فقیر بودن اون فرد نیست !!!
و اگر بودا مثلاً با لباس ساده و راحت داشته مناجات میکرده ،، به این دلیله که اون لباس ها و اون سادگی پوشش مخصوص اون لحظه ی مناجات کردن بودن و این موضوع دلیلی بر فقیر بودن بودا نیست !!! به این معناست که با اون نوع پوشش توی اون لحظه راحتتر میتونسته با خدای خودش ارتباط برقرار کنه !!
ولی بقیه اومدن یه همچنین موضوعاتی رو به اشتباه تفسیر کردن که اگر میخوای به خدا برسی باید فقیر باشی ،،منطقشونم اینه که فلانی موقع راز و نیاز با خدا لباس های ساده پوشیده بود !!!
این منطق دقیقا به همون اندازه احمقانس که در مورد موضوع شنا مثلاً بیای بگی چون یارو با شرت شنا کرده پس فقیره !!
خب از بحث اصلی خارج نشم.
وابستگی به هیچی موضوعی خوب نیست. شغل و کار. و پول و ثروت و آدم ووووو بلکه باید آدم تجربه کنه این ها و ازشون بگذره.
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت