مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    226MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2068 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    سلام دوستان توحیدی

    گام بیست و دوم

    اگه از هر چیزی سیراب نشوی نمیتوانی ازش بگذری

    اگه استاد الان لباس و کفش و …… می خرند

    همانطور که خودشان گفتند یکی از دلایلش شاید همون نداشتن ها و کمبودهای گذشته است‌.

    و چقدر باشکوه است که الان خدا روشکر توانایی خرید فراون دارند.

    حالا من واقعا خیلی دوست دارم ببخشم

    و برای خانواده ام و پدر و مادرم خرج کنم

    نه برای تایید بلکه این حس رو دوست دارم

    چون تو اسکیل خیلی کوچک تجربه اش کرده ام.

    خوب من باید اول به حد از دارایی مالی برسم

    که بتونم راحت این جور کارها رو انجام بدم

    و یا راحت تر خرید کنم

    من هم دقیقا مثل آب اگه راکد بمونم میگندم

    چه خوبه که آقا میثم همیشه در حال پیشرفت باشی و حرکت کردن

    چون جهان چیزی،گ به عنوان سکون نداره

    اگه رشد نکنی داری سقوط میکنی

    من دیگه خیلی لاک پشتی میرم جلو

    و این اصلا راضی کننده نیست

    ولی نه یک جاهایی هم رشدم متوقف شده

    و وقتی نگاه میکنم متوجه میشم که دقیقا رکود داشتم

    اگه مثل اون موقع ها در حال رشد کردن بودم الن خیلی شرایط بهتری داشتم.

    خدایا کمکم کن تا همیشه در حال حرکت به سوی کمال باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    به نام خداوند ثروتمند.

    چقققققدر دوست دارم ثروت بسازم و با استفاده کردنش لذت ببرم.

    استاد جان سلام

    مریم جان سلام چقققققدر زیبا شدین مثل فرشته ها .

    این روزها خیلی دارم آگاهانه رو باورهای مالی کار می کنم.

    من تو زندگیم خیلی خلأهای مالی دارم و دوست دارم به جایی برسم که به راحتی پر کنم این جاهای خالی تو زندگیم و چون باید پر کنم خودمو اگه بخوام بگذرم باید سیر بشم، شرط گذشتن اینه که باید بهش برسم و سیر بشم تا براحتی بگذرم.

    رو باورهای توحیدی هم خیلی دارم کار می کنم که خیلی جاها باید حرکت کرد و ایمان داشت و شجاعت به خرج داد بزودی پاداش ها از راه می رسند.

    من از خدا می خوام که دوره ی ثروت 1 ، به راحتی در مدارش قرار بگیرم و بزودی دعوت بشم بهش که شروع کنم کار کردن رو باورها م.

    وقتی برای خرید چیزی به فروشگاه میرم خوب حس می کنم که باورهای مالیم یه جایی مشکل دارن.

    وقتی حساب بانکی م هی پر میشه هی خالی،

    وقتی این کار بارها در زندگی م داره هی تکرار و هی تکرار میشه یعنی خیلی راحت داره باهام حرف میزنی که باااااااید بلند شد و شروع کرد.

    خدای ثروتمند م اینققققققققدر زندگیم و غرق ثروت کن غرق ایده کن که عشق تو بشم.

    خدای رزاق م، اینققققققققدر بارش نعمت ها، ایده‌ها ، برام ببار که لذت ببرم تو هم لذت ببری.

    خدای قدرتمند م، اینققققققققدر بهم شجاعت بده که وصل به قدرت تو بشم وقتی که بلند میشم از هیچ قدرتی نترسم چون خداوند قدرت بالای همه ست.

    خدای خوبم کمک کن خوب زندگی کنم تا جهان را جای بهتر ، زیباتر کنم برای یک زندگی خوبتر و زیبا تر.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    کامنت شصت و یکم

    19 بهمن 1403

    تعهد دعا:

    خدای من مرسی که انقدر عالی و فوق العاده مسیر رو برام باز کردی و راه رو هموار کردی.

    سپاسگزارم که مسئلمون رو به سلامتی و راحتی حل کردی و دیگه هیچ مسئله ای وجود نداره.

    خدایا شکرت به خاطر تمام اتفاقات خوبی که برامون رقم زدی. به خاطر معجزاتت ازت سپاسگزارم.

    پروردگارا ازت ممنوم که دعای درمانده رو شنیدی و بدی ها و مشکلات رو برطرف کردی.

    خدایا تو برتر و بالاتر از هر کسی هستی. پس کمکم کن که همیشه تو رو بپرستم و تنها از تو یاری بجویم.

    سپاسگزارم. شکرت.

    تعهد اول و دومم خیلی به دلم نمی شینه. احساس می کنم دارم کم می ذارم. خیلی حرفه ای نیست کارهام.

    همش به خاطر تمرکزمه. همه جا پخش میشه و نمی ذاره راحت به اهدافم فکر کنم.

    چه چیزهایی باعث میشه تمرکزم به هم بریزه؟

    1. خونه تکونی عید

    2. نوبت هایی که از یه سری افراد گرفتم و باید برم پیششون

    3. رفتن به مدارس و دادن رزومه ی کاریم برای جذب دانش آموز آنلاین

    4. عدم موفقیت به خاطر عدم تمرکز

    مسائل دیگه ای هم هست که الان حضور ذهن ندارم.

    در حال حاضر برای حل مسئله چه کاری می تونم انجام بدم؟

    باید چیزهایی که تمرکزم رو به هم می ریزه رو لیست کنم و طبق لیست، اون کارهایی که قابلیت انجام شدن رو دارن رو اجرا کنم.

    اجرای گزینه ی اول: می تونم شروع کنم به خونه تکونی و طی ده روز تمومش کنم.

    اجرای گزینه ی دوم: در حدود ده روز آینده باید سه الی چهار جا برم. این ها رو هم که توی ریمایندرز گوشیم سیو کردم و نیازی نیست بخوام بهشون فکر کنم. خود نرم افزار بهم یادآوریشون می کنه.

    اجرای گزینه ی سوم: اول می خوام پکیج زبان هفتم رو تموم کنم و بعد برم به مدارس سر بزنم که اگر ازم نمونه کار خواستن، بتونم بهشون نمونه کارهام رو نشون بدم.

    اجرای گزینه ی چهارم: این هم که معلومه نجواست. اومده که نذاره به موفقیت برسم.

    نتیجه گیری: من از فردا که بیستم بهمنه تا سی ام بهمن کارهای خونه تکونی و نوبت هایی که گرفتم رو انجام میدم و دیگه روی گزینه ی سه و چهار تمرکز نمی کنم.

    از اول اسفند باید دوباره شروع کنم به کار کردن و کارهام رو با تمرکز بالاتر پیش ببرم. چون خیلی از مسائلی که ذهنم رو به خودش مشغول می کرد طی این ده روز انشالله حل میشن.

    من به خودم ده روز فرجه میدم که گزینه ی اول و دوم رو حل کنم و دوباره برگردم سر تولید محتوای آموزشی.

    پس تعهد اول و دوم رو تا سی ام بهمن نمی نویسم و دوباره از اول اسفند شروع می کنم به نوشتنشون.

    امیدوارم بتونم با این فرمون یکم سطح تمرکزم رو بالا ببرم.

    تعهد سوم:

    پروردگار مهربانم شکرت که امروز تونستم نصف کابینت های آشپزخونه رو تمیز کنم. با اینکه بچه هم پیشم بود، اما تو کمکم کردی بتونم به راحتی نصف کابینت ها رو تمیز کنم. خدایا شکرت.

    پروردگارا سپاسگزارم که امروز مهمون هام به سلامتی از خونمون رفتن و به سلامتی به مقصد رسیدن.

    خدایا شکرت که امروز دخترکم کلی برام خندید. سپاسگزارم که داره بزرگ میشه و تمام اجزای بدن و ذهنش به درستی و به راحتی دارن رشد می کنن.

    خدایا شکرت به خاطر همسرم که حضورش توی خونه خیلی خوبه.

    خدایا شکرت که امشب همسرم دخترم رو حدود دو ساعت برد پیش مادرجون و آقاجونش و من در این مدت کلی کابینت تمیز کردم. خدایا شکرت.

    خدایا شکرت به خاطر اجابت دعای تمام انسان های روی زمین.

    پروردگارا شکرت

    سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    اکرم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 988 روز

    به نام خدا

    سلام به همه عزیزانم

    نشانه امروزم

    دوستی باپول؟

    خدایاشکرت برای تموم پول هایی دارم خرج میکنم

    درطی عمرچهل ساله ام یادم نمیاد این همه پول که امسال دستم اومده خرج کرده باشم.

    هم تونستم براخودم طلابخرم شکرخدا

    هم براخوخونه وسایل خیلی زیادی بگیرم،هم وسایل آشپزخونه کلی خریدم

    هم کلی لباس براخودم هرمدلی دوست داشتم خریدم.

    چندین سال بود دوست داشتم کفش چرم مجلسی شیک بخرم نمی تونستم ولی اونم شکرخدا امسال خریدم و برای داشتنشون خیلی خوشحالم.

    من خودم درآمدی ندارم هر ماه همسرم پول بهم میدن که مقدارش زیاد نیست ولی بازهم شکرخداکه هر ماه این پولو میدن.

    ولی خداامسال بسیاربسیاربه پول هایم برکت داده چون من همین چیزهایی خریدم ازهمین طریق بوده بعضی وقت ها خودم تعجب میکنم چه طور من میتونم به راحتی هرچیزی رو دوست دارم میتونم بخرم واین رزق خداوند می‌دونم که پولم برکت داده تاهرچی رودوست دارم بخرم.

    همیشه میگم این قدرپول می‌زارم توکارتم بمونه وخالی نشه ولی هرباراین عطش خریدن باعث میشه کارتم روخالی کنم چیه وقت ببینم پولی براخریدن ندارم.

    هربارهم برنامه می‌چینم بااین مقدارپول راحت باشم وبزارم توکارتم بمونه.ولی هرباربایه خرید دیگه اونم خرجش میکنم وتمومش میکنم.

    خریدهام هم اضافه نیستن چیزهایی که لازم دارم رومیخرم ولی دوست دارم توکارتم همیشه یه مقدارپول باشه ولی در عمل نمی توانم اجراکنم .

    ولی چون دیگه نشانه امروزم همین موضوع بوداینم یه هدایت ازطرف خدامیدونم که براسال جدید به یاری خدا طرح دوستی باپول واجراکنم وبهش پایبندباشم وهمیشه یه پول قابل توجه توکارتم باشه وهرباربادیدن مانده حسابم لذت ببرم وشگفت زده بشم ازپولی که توحسابم هست تاباخیال راحت هران چه. رادوست دارم بتونم به راحتی بخرم ونگران کم شدنش هم نباشم.

    به امیدخدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    لیلا جلوداری گفته:
    مدت عضویت: 2885 روز

    سلام

    من دختر لیلا جلوداری هستم

    امروز با اکانت مادرم کامنت میزارم

    امروز درباره ی اتفاقات خوشحال کننده خودم و مادرم کامنت میزارم

    امروز من به مدرسه رفتم و یه اتفاق خیلی خوب افتاد

    وقتی کلاسم شروع شد دوستم اومد و گفت برات یه سوپرایز دارم چشات رو ببند منم چشام رو بستم و وقتی باز کردم دیدم یک عروسک اورده بود اسم عروسکه استیچ هست از اون مدل ها که مثل لبوبو سوپرایزی هست و ازش خیلی تشکر کردم

    من دوست داشتم مدل اناناسیش در بیاد و وقتی بازش کردم دیدم همونیه که میخواستم

    فکر کن دوستت برات یه عروسک ترند بیاره و وقتی بازش میکنی میبینی همونیه که میخواستی

    اتفاق خوب بعدی اینکه امروز وقتی مدرسم تموم شد و بابام اومد دنبالم منو برد به سوپری و از کیکی که خیلی دوست داشتم ده تا خرید

    خب اتفاقات خوب من تموم شد بریم سراغ اتفاق های خوب امروزه مادرم

    مادرم باید پنجشنبه ی این هفته تعطیل باشه چون یه جشن خانودگی داریم ولی پنج شنبه شیفت صبح رو داشت خداروشکر امروز تونست شیفت پنج شنبش رو با دوستش عوض کنه و تعطیل بشه

    مامانم با اینکه امروز شیفت عصر رو داشت و من هم شیفت مدرسم ظهری بود تونست من رو ظهر با ماشینمون به مدرسه برسونه

    امشب هم وقتی مامانم اومد بابام یک یتیمچه خوشمزه درست کرده بود و همه با هم با خوشحالی خوردیم

    خب اتفاق های ما هم تموم شد اگه این کامنت من رو خوندی مرسی و خسته نباشی

    استاد عباس منش و خانوم شایسته اگه این کامنت رو خوندید ممنون و خسته نباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    بابک بدرخواهان گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    عالی بود استاد

    من بابک بدخواهان

    لیدر تور شما بودم

    و زندگی من بعد از سال 1388 و با آشنایی با شما فراز و نشیب های زیادی داشت

    و در سفر فرانسه با شما بودم و در آخرین بار هم شما و در سفر به آمریکا دیدم

    خوشحال میشوم شرایطی بوجود بیاد که داستان زندگی من از قبل از اپیدمی کورنا و اتفاقات و مهاجرت و براتون باز گو کنم که شاید چندین فایل و برنامه و کلیپ از زندگی و تغییر زندگی من بتوانید بسازید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 1750 روز

    سلام

    گام 22 پروژه:

    اولا میخوام از تاثیر این پروژه توی زندگیم بگم من دیشب حالم خیلی بد بود و رفتم خوابگاه جدید و دل تنگ بودم و خوابم نمی‌برد و هر چیز منفی که اون خوابگاه داشت همینطور تو سرم بزرگ و بزرگ تر میشد و نجواهای منفی این مواقع خیلی دلسوزانه و با لحن مهربون بهم میگن اشکال نداره به احساس رنجی که داری توجه کن احساساتتو سرکوب نکن اشکال نداره حالت بده گریه کن درباره‌اش بنویس و خلاصه چیزایی که الان جزء متد های روانشاس ها و تراپیست ها برای مواجه با رنج و سختی هست و همه مردم به این شکل فکر و عمل میکنن اما من میدونم که با قانون تناقض داره این نوع نگرش و برای سیستم فرقی نداره تو توی حال بد موندی که دوره سوگواریت تموم بشه و احساساتت سرکوب نشن و بعد از اون میتونی خودتو جمع و جور کنی، نه! قانون میگه تو داری به احساس بدت توجه میکنی منم برات همونو بیشتر میکنم پس به اون نجوا ها توجه نکردم به رویاهام فکر کردم به اینکه اگه بهشون برسم چقدر حالم خوبه و ایمانم قوی تر میشه و به خدا نزدیک تر میشم بعد اومدم توی سایت و یه نشانه از خداوند خواستم و هدایت شدم به گام 20 همین پروژه که درباره‌ی سیستمی بودن خداوند بود و چون هندزفریم پیشم نبود اول متن ابتدای فایل رو خوندم بعد رفتم 2 صفحه کامنت بچه ها رو خوندم و یهو آروم شدم یهو همون خوابگاهی که توش بودم برام شد یه دلیل سپاسگزاری شروع کردم خوبیاشو دیدم به این فکر کردم که الان توی این هوای سوزدار و خنک بیرون ، من یه جایی رو دارم که گرمه و پول داشتم که اجاره‌اش کنم ، تختم سالمه ، خودم سالمم ، کمد دارم ، رفتار سرپرستمون چقدر خوبه باهام ، به تئاتر شهر و پارک لاله نزدیک تر شدم و میتونم هر روز هم برم پارک هم پیاده روی کنم هم روی خودم کار کنم ، پول داشتم و برای خودم اسکاچ و شامپو و خوراکی گرفتم ، یه خانواده ی حمایتگر دارم ، یه رابطه عالی دارم با یار ، دوستای ماه دارم ، پیشرفت کردم توی حوزه های مورد علاقه‌ام و هزار تا چیز دیگه که انگار با فکر کردن و سپاسگزاری قلبم جاش توی قفسه سینه‌ام گرم تر شد و آروم تر می‌تپید و بازم به خودم گفتم که سپاسگزاری بالاترینِ فرکانس هاست و من باید خودم رو در مدار خداوند نگه دارم با سپاسگزاری.

    خدایا شکرت.

    حالا درباره ی فایل امروز:

    این خلا ها و نداشتن ها و تضاد هایی که بهش برمیخوریم نیومدن که ما رو از پا در بیارن اینا اومدن تا مسیر برای ما واضح تر بشه و تکلیفمون مشخص بشه که میخوایم توی این وضعیت بمونیم یا میخوایم تغییر کنیم و به سمت کمال حرکت کنیم و تنها راه گذر کردن از این خلا ها اینه که ازشون انگیزه بگیریم و سوخت ما بشن برای تغییر ولی اگر به همون خلا ها توجه کنیم اونا بزرگ و بزرگ تر میشن و ما توی فرکانس ناخواسته ها باقی می مونیم.

    درباره‌ی حرکت به سمت کمال هم توی این فایل صحبت کردن استاد و من بازم یه تلنگر بهم زده شد که اگه باور های مربوط به درآمد و ساختن ثروت رو درست نکنی سال دیگه تو فقیرتری هااا ، سال دیگه همین تختی هم که الان به سختی داری پولشو میدی نمیتونی داشته باشی و پول گرفتن از خانواده ورودی مالی داشتن نیست و تو باید قدم برداری و خودت ثروت بسازی.

    خدایا شکرت بابت این آگاهی ها

    ممنونم استاد و تیم عزیز سایت عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مهاجر موفق گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    استاد جانم سلام ؛ مریم خانم مهربان و خاص سلام ؛ استاد جانم … مدتیه دارم به فایلها گوش میدم و فکر می‌کنم… چقدر شما باهوشید !

    شاید خیلی موارد رو تک تک دیده ایم ، حس کرده ایم اما پراکنده و بدون دقت ؛ بدون اینکه بفهمیم اینها به هم ربط دارند و تابع یکسری قوانین هستند . قانون هایی که میگید رد خور ندارن .

    اما … موضوع عمل کردنه . که میای عمل کنی یکدفعه میبینی ای دل غافل چرا یک لحظه این ذهن چموش عنان از کف داد و غیبت کردم ؟ با فلانی همراه شدم؟! چرا با اینکه یادم بود نتونستم زبانم رو کنترل کنم ؟! اینم تکامل داره دیگه یعنی از اول نمیتونی صدتو بگذاری هر چقدرم ادعا کنی متوجه مغز تمام این اصول شدی! اما تو همون آدمی که آگاه شده اما عمل کردن داستان دیگه ایه. جدا از حرف و تئوری ..‌ گاهی به دنبال عادت میری چون واست راحت تره . تکراریه و نیاز به کنترل نداره .

    استاد جان … فقط یک جمله میگم . این سری فایلهای پاسخ به سوالات به نظرم اصلا قیمت نداره آنقدر که بی نظیره.

    من تمام این جلسات رو یکبار باید نت برداری کنم و شروع کنم به تمرین عملی ‌. یک جا حرف خیلی خوبی زدید گفتید روش من این نیست که مطالب رو تموم کنم روشن اینه که حتی یک موضوع رو که می‌شنوم بهش ساعتها یا حتی روزها فکر کنم ؛ در موردش با خودم حرف بزنم ؛ بنویسم و کامل بفهممش نه که گوش بدم که تمام شه . منم مدتها تند تند گوش میدادم که تموم شه حتی برای خودم زمان‌بندی می‌گذاشتم که کی چیو گوش کنم و …

    انگار مسابقه است ! استاد مهربان ؛

    چقدر خوش شانس بودم که پیداتون کردم و در مسیر قرار گرفتم . من از طریق یک پیج با خانمی آشنا شدم که فنگ شویی یاد میدادن و در کنارش جذب و توسعه فردی . مثل شما . بعد ایشون که بعدها فهمیدم شاگرد شما هستند یکبار گفتند من فلان استاد رو تایید میکنم اما استاد عباسمنش رو خواهرم تایید میکنه حالا خواهرشون رو هیچکس نمیشناخت دستاورد خاصی هم نداشتن ! من اون موقع با خودم گفتم پس استاد عباسمنش که هیچی! اون استاده رو پیگیر بشم یکبار به حرفهای ایشون گوش کردم جز تبلیغ یک دوره ساعت 6 صبح که لایو گذاشته بود هیچی نگفت منم عصبانی که وقتمون رو گرفتن به اسم لایو آموزشی فقط گفتن بیاید ثبت نام کنید . تو پیجشون هم همین نظرم رو نوشتم و دیگه هیچوقت در لایو هاشون وارد نشدم . بعد اومدم سراغ شما اول متوجه نشدم چی میگید و رفتم . بار بعد چند ماه بعد بود که از شنیدن صحبتهاتون خشکم زد . اولا صحبت های شما نسخه اصل حرفه‌ای همون خانمه بود ایشون پاشنه آشیل ؛ ثروت فقط پول نیست بلکه سلامتی روابط و باقی چیزها هم هست و حتی خیلی وقتها عین جمله شما رو میگفت استاد. و داد میزد شاگردتونه . وارد سایت شدم دیدم چقدر مطلب رایگان داره و واقعا لذت بردم . موردی که ندیدم کسی اشاره بکنه زبان بدن شما هست استاد . نشان دادن کف دست در زبان بدن به معنی صداقت هست که بطور ناخودآگاه کاملا این حس رو به مخاطب القا میکنید . کاملا مشخصه که صداقت کامل دارید . کلا حرکت دستهاتون رو خیلی دوست دارم .

    مورد بعدی که برام جالب بود اینه که اطرافیان شما گاهی بهتون ضربه زدن . مثل مدبر برنامه که نگفته بود یک نفر برای دوره ثبت نام کرده . یا اینکه بدهکار شده بود و اطلاع نداده بود .

    اینکه شما نیت تمام این افراد رو مثبت تلقی میکنید که حتما هم همینه ؛ اما میشه منفی هم برداشت کرد ؛ که مثلا طرف بی فکر بود ؛ یا بی اهمیت بود ؛ یا پنهان‌کاری کرد ؛ یا مثلا به من دروغ گفت !!! وانمود کرد همه چیز روبراهه در حالی که داشتیم بدهکار می‌شدیم؛ طرف دغل بود ؛ طرف قالتاق بود ؛ براش مهم نبود چی میشه ؛ طرف حسود بود نگفت یک نفر ثبت نام کرده که منو اذیت کنه ؛ روز آخر بهم گفت چون بدجنس بود ؛ بدهکار شدیم چون احمق بود ؛ از اینکه من حساب کتاب مالی رو نداشتم سوءاستفاده کرد بهم ضربه زد بدهکارمون کرد ؛ و هزار فکر منفی دیگه … میشه تمام این برداشتها رو کرد اما برام جالبه شما کاملا بی طرفانه بدون حب و بغض و نه از سر عصبانیت و قضاوت در مورد اون آدمها حرف میزنید که هیچ؛ همون موقع هم قبول کردید بدهی رو بدهید و خداحافظ . درگیر نشدید بگید تو تصمیم گرفتی بدون مشورت من . عواقبش هم برای خودت . من که خبر نداشتم !

    چقدر خوب که انقدر دیدگاه تمیز و روشن و مرتبی نسبت به انسان ها دارید . بارها دیده ام چقدر حتی نسبت به همسر سابقتون و خانواده ایشون و حتی اون باری که سر یک بازی با برادر ایشان همراه بودید و سر شرط بندی پولتون رو از دست دادید ؛ مودبانه و محترمانه و بدون قضاوت و تخریب صحبت می‌کنید. من وقتی اطرافم رو نگاه میکنم نسبتا کم قضاوت و غیبت میکنم اما اصلا مثل شما نیستم بخصوص در مورد کسانی که خواسته یا ناخواسته بهم ضربه زدن مثبت نیستم . نمیگم او زحمت خودش رو کشید فقط خواست من ناراحت نشم و این مشکل پیش اومد !

    همینقدر عالی هستید و نتیجه هم به این شکل خودشو نشون میده . من نیستم و با خیلی ها تو روابط مشکل دارم . حتی اگر نیت خوبی داشتن من بنا بر کاری که کردن قدردان نیت خوبشون نیستم و کارشون رو میبینم و طبق اون قضاوت میکنم . استاد عزیز ….

    میخوام همینجا به خودم و شما قول بدم بعد از این دیدگاهم در مورد افراد رو از زاویه ای تغییر بدهم که بهم احساس بهتری بده و تا جای ممکن مثبت تحلیل و استنباط کنم .

    حتی در مورد کسانی که نیتشان واضح هست جملات شما اینطوریه که … این بنده خدا هم با خنده بقیه اش رو میگید هیچوقت لحن و لفظ بدی ازتون نشنیدم و کلمه نامناسبی (به قول خودتون) به زبان نیاوردید . قضاوت ؛ شاخ و برگ دادن به ناخواسته ها … مطلقا . اصلا ‌.

    در مورد اینکه گفتید باورها خیلی مهمن . اگر تلاش میکنید استمرار و علاقه نشون می‌دهید و نمیشه روی باورها کار کنید. استاد من دیدگاه بدی به پول نداشتم و ندارم چون پدرم همیشه پولدارها رو تحسین می‌کرد خودشونم وضعشون خوب بود ؛ پول رو نشانه عرضه و خیلی آیتم های مثبت میدید اما من در کنارش این ذهنیت رو کلا تو همه چیزدارم که زندگی سخته و هیچ چیز با ارزشی راحت به دست نمیاد . این کاملا سد راهم شده . هر چند خیلی ها راحت به همه چیز میرسن اما من فکر میکنم برای من نمیشه و حتی بشه هم ارزشی نداره من باید سخت بدست بیارم ! دوم اینکه تو روابط عاطفی ؛ همیشه طوری با من رفتار میشد که مرد حق داره زن رو تحقیر و بی ارزش کنه . تو زندگی زناشویی خودم من بسیار بسیار بیشتر از حد خودم زندگی رو رشد دادم هم از نظر مالی و هم بعد غیرمالی . اما توهین ها و بی حرمتی های عجیبی که میبینم برام قابل درک و در حد قابل قبول نیست و بسیار آزار دهنده است در حالی که همه جوره خیلی زیاد بودم . این دقیقا برمیگرده به همون ذهنیت عمیق که بخصوص مادر من انگار ما لایق احترام نیستیم چنان رفتار عجیبی با شوهرهامون داشت و هر کار میکردن دو برابر احترام می‌گذاشت و انگار او باید هر کار راحته بکنه و ما باید همینکه حضور داره ممنونش باشیم . اینها کم کم ذهن منو برد به این سمت که چرا باید بهم احترام بگذاره ؟! و کاملا ذهنم باور کرد . طوری که سرایدار ما سر یکی از رفتارهای اشتباه خانمش چنان پشتش ایستاد و با اینکه در مقابل ما در موضع ضعف بود (بخاطر نوع کارش) ؛ دقیقا یادمه من داشتم شاخ درمیاوردم که خانمش کار اشتباه کرده اما او اینطور داره ازش حمایت میکنه یادمه برام قابل باور نبود و خیلی تعجب کرده بودم . فکر میکردم همه اهل آتو گرفتن و داستان درست کردن برای زن هستن و هیچکس نمیاد از زنش پشتیبانی و حمایت کنه ‌. نمیاد بی احترامی واضح زنش رو به بزرگتر از خودش ببینه و بازم پشتش بایسته و با افراد یک ساختمان درگیر شه که از خانمش دفاع کنه ‌. اینکه اون خانم چکار کرده هیچ اینکه برای او مهم نباشه و چشم بسته پشتش بایسته و حتی سرپناه و کارشو به خطر بندازه برام عجیب بود چیزی که تا بحال ندیده ام . و چون مثال نقضش رو ندیده ام فکر میکنم همه همینن که من باور کرده ام .

    استاد جان

    شما گفتید دو تا باوری که هیچ جوره نمی‌تونید قبولش کنید همون مهمترین مواردیه که اگه درستشون کنید نتایج میرسن . و من باید تو این دو مورد باورهامو درست کنم مطمئنم اون موقع خیلی راحت تر مسایلم حل میشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سید علیرضا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    سلام و عرض ادب به استاد عزیز و دیگر دوستان

    منم هم گاهی در بعضی کارها کمی افراط میکنم مثل خرید ساعت مچی یا ادکلن

    این کار حالمو خوب میکنه و اینکه این افراط به من و کسی آسیب نمیزنه پس فکر میکنم کار بدی نیست

    اگر با انجام هر کار به ظاهر افراطی موجب ناراحتی خودم یا اطرافیانم یا افراد جامعه باشم قطعن از انجام اون کار منصرف میشم

    چون انجام کارهایی که انرژی منفی به همراه داره موجب خلق اتفاقات بد تو زندگی میشه

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    زینب رستگارمقدم گفته:
    مدت عضویت: 950 روز

    سلام به استاد عزیزو مریم جان

    سلام دوستان

    امروز به یاری خداوند دوره دوم کشف قوانین زندگی رو شروع کردم …

    این اراده من نتیجه 2 پروژه خانه تکانی ذهن و مهاجرت به مدار بالاتر هستش!

    الان که با این پیش زمینه ها و آگاهی های این دو پروژه شروع به دوباره استفاده کردن از این فایل ها (کشف قوانین زندگی ) کرده ام ، خیلیی بهتر و زیباتر میفهمم صحبت های استاد و هدایت های خداوندم رو…

    واقعا چقدر همین فایل های رایگان و پروژه گذاری استاد درس های بسیار مهمی رو داره…

    به نظرم اگر دوستان دوره ای رو هم شروع کردند ، از این فایل ها برای تمرینات و باور سازی های روزانه غافل نباشند.

    استاد و مریم عزیز سپاس و خداقوت برای آماده سازی این فایل های عالی…

    امروز کدنویسی ام را با حال عالی تر همیشه انجام‌دادم، نشانه ها از همین ساعت های اولیه روز برایم روشن شده است!

    خدایا ممنونم ازت به خاطر آگاهی ها و هدایت های امروزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: