مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 24
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی226MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی19MB21 دقیقه














سلام و درود خدمت شما استاد گرامی امید که هر کجای دنیا باشید خوش و آرام باشید
این بحث را از فایل نشانه ها بود برایم با خواندن کامنت سعیده عزیز شروع و متوجه شدم که من دقیقا چه را میخایم
موضوع اهرام رنج و لذت را در روانشناسی ثروت روی خودم کار کردم ولی کوتاهی کردم اینجا میخایم بطور جدی روی اهرام رنج و لذت کار کنم
به مدت بیست و یک روز میخایم با تمام تمرکز روی باور های خود و تمام دوره های که دارم کار کنم
از همین حالا شروع کردم
هر روز میخایم زود بیدار شوم و با پلان حرکت کنم به مسیر خواسته هایم
هر روز میخایم روی دوره ثروت کار کنم
هر روز میخایم روی آمازون کار کنم
و هر روز میخایم روی باور های فراوانی خود کار کنم
خدایا به امید خودت حرکت میکنم !
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
المص﴿١﴾
الف، لام، میم، صاد
کِتَابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلَا یَکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِکْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿٢﴾
این کتابی [با عظمت] است که به سوی تو نازل شده است؛ پس نباید در سینه ات از ناحیه [تبلیغِ] آن تنگی و فشار باشد، تا به وسیله آن مردم را بیم دهی، و برای مؤمنان [مایه] تذکّر و پند باشد.
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ ۗ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ ﴿٣﴾
آنچه را از سوی پروردگارتان به جانب شما نازل شده پیروی کنید، و از معبودانی غیر او پیروی ننمایید، ولی بسیار اندک و کم، پند می گیرید.
=====================================
نشانه ی روزانه ی من :٢٠/٨/١4٠٣
سلام به استاد عباسمنش عزیزم
سلام به استاد شایسته جانم
سلام به دوستان عزیز توحیدی من
اینجاست که شاعر میگه :
تلاش کُن واسه چیزی که میخوای
نبینم خسته شی،جونه من جا نزن
میدونی تنهایی خودت ارتشی
تلاش کن واسه شرایطت دلخوات،
واسه از بین بردن عیبات
بجای گفتن ای کاش،پاشو به فکر تحولت باش!
دوباره از نو میچینم همه پِلَنارو خدا کمک کن
از جات بلندشو میبینی خودت معجزشو خدای من شُکر…
چقدر خووبببه این اهرم رنج و لذت!چقدددر این نشانه ی روزانه دقیق بود مثل همیشه …نشانه نگو!عصای موسی بگو …به خدا …جریان جاری هدایته که داره از هر فایل این سایت میباره !
اگر تغییر نکنی!اوضاع بدتر میشه!اوضاع بدتر میشه!
فایل رو دوبار نگاه کردم،تصویری!
دقیقا موقع گفتن این جمله ی استاد ،زل زدم توی چشم هاشون،گفتم سعیده استاد با توعه!سعیده استاد با توعه!
به پا توی این مرحله گیر نکنی،اگر سوخت حرکتت رو زیاد نکنی،تو ثابت نمیمونی،تو پسرفت میکنی!
بعد با خودم قرار گذاشتم ظهر که نیلا نیکا رو رسوندم مدرسه،بیام بشینم با فراغ بال یک اهرم رنج و لذت مشتی بنویسم برای هدفی که دارم …
ببین جهان چه جوری به کمک آدم میاد!
دقیقا توی راه یکی از همکاران اورژانس کودکان رو دیدم !!!!
اصلا ایشون کجا؟!اینجا کجا؟!
اولش نگرفتم داستانو،بعد دیدم در الهامات داره باز میشه و میگه دیدی سعیده ؟!اگر تغییر نکنی باید برگردی همونجایی که بودی …تازه تو انصراف از خدمت دادی،حتی نمیتونی برگردی به پرستاری ..ازونم میری پایینتر …روز های سخت اورژانس کودکان رو یادته ؟!اگر پیشرفت نکنی،ازونم بدتر میشه !!!
نیلا نیکا رو که رسوندم اومدم یکبار دیگه این فایل رو نگاه کردم …همون موقع یک صدای بلند آمبولانس اومد به صورت ممتد…معلوم بود داره مریض بدحال میبره …
باز پرت شدم تو خاطرات گذشته …
سعیده …حرکت کن،برو تو دل ترس هات،اگر توی این مرحله بمونی ،اوضاع بدتر میشه،یادته اون اعزام های سخت رو؟یادته چقدر از تکون های آمبولانس حالت بد میشد؟!یادته چه استرسی رو تحمل میکردی تا به مقصد برسی؟!
تو تغییر کردی و اون اوضاع هم تغییر کرد …
ولی حواست باشه ،تو باد موفقیتت نمونی!
حرکت کن و پیش برو و برای هدفت هر روز قدم بردار …
این شد که نشستم با دقت اهرم رنج و لذت رو نوشتم …اصلا همین نوشتنش یک انرژی توی وجودم آزاد کرد که انگار شکافت هسته ای رخ داده… :)
عاشقتممم استاد همه چیز تمومممم
عاشقتم استاد شایسته ی شایسته ی تحسین
عاشق شما و عاشق خدایی که به من سعادت شاگردی شمارو داد!دوستتون دارم از روشنی قلبم …
بریم برای خلق نتایج جدید …
الهی به امید تو!
حَسْبِیَ اللَّهُ
لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ
ۖ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ
ۖ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ…
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام سعید عزیزم،
اگه بدونی چقدر با کامنتهایی که مینویسی ذوق میکنم و حالم خوب میشه.
اگه بدونی هر وقت کامنتی میذاری سریع میام میخونم و هر کلمه به کلمش رو هزار بار تو ذهنم مرور میکنم.
واقعا ازت سپاسگزارم به خاطر این کامنتهای زیبایی که میذاری.
واقعا آدم باید زمانی شروع به تغییر بکنه که همه چیز عالیه،آدم وقتی به دنیا میاد همه چیز به کامشه همه چیز براش عالیه،اونجا همون لحظهای که انسان شروع میکنه به راه رفتن تلاش برای اینکه غذاهای دیگهای رو امتحان بکنه،تو اونجا که همه چیزش تو پدر و مادرش تو بهترین حالت براش آماده کردن شروع میکنه به تست کردن هر چیزی که اطرافش هست،
اما متاسفانه وقتی بزرگ میشیم همه اینها رو فراموش میکنیم.
انگار هر چیزی که هست جیزه و نباید بهش دست بزنیم.
کم کم سنمون میره بالا و یادمون میره باید همین حالا تو همین لحظه شروع کنیم و یه چیزایی رو تغییر بدیم.
کامنت امشبت واقعا به من یادآوری کرد که اگه الان تو بهترین وضعیت هستی باید تلاشت رو چند برابر کنی و پرقدرتتر از همیشه روی خودت کار کنی،به قول خودت این موقعیت هیچ وقت موندنی نیست داری سقوط میکنی یا داری اوج میگیری هیچ حالت استیبلی وجود نداره،
خلاصه که سعیده این کامنتها غوغایی تو من به وجود میاره.
همیشه بنویس،مطمئن باش منو تمام بچههای سایت هر روز تحسینت میکنیم و هر روز نتظر خوندن کامنتهای جدیدت هستیم.
هرجا که هستی برات آرزوی شادی و خوشبختی و ثروت در هر دو دنیا رو دارم.
موفق باشی
خدایا شکرت
سلام آقاجواد عزیز
سلام وسلامتی ونورو رحمت الله به قلب سلیمتون…
بینهایت از شما ممنونم برای این نقطه ی آبی پربرکت،تحسین شما تجلی روشنی قلب خودتونه،سپاسگزارم.
کامنتتون خیلی برام درس داشت،خیلی مثال خوبی در مورد تولدمون زدید.
ازتون ممنونم وبراتون بهترین هارو آرزو میکنم.
در پناه نور میسپارمتون،خدای نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ
سلام سعیده عزیزم
امیدوارم که حالت عالی باشه
دیشب خواب می دیدم رفتم سفر، سفر به شمال
وارد یه خونه شدم، در واقع خونه رو یادم نیست، یادمه وارد یه اتاق شدم، یه پنجره بزرگ داشت، نشستم اونجا نماز خوندم، بعد از نماز داشتم با خدا حرف می زدم و از پنجره منظره بیرون رو نگاه می کردم، انقدرررر زیبا بود
من عاشق غروبم، یه غروب زیبا بود، قرمز و نارنجی، با یه رودخونه، همینطور داشتم منظره رو نگاه می کردم و کیف می کردم، یادمه که یه زمانی گذشت و بعد دیدم دریا بالا اومد، یعنی رودخونه تبدیل به دریا شد، انقدر زیبا بود، یهو متوجه شدم اون اتاقی که توش نماز خوندم و اون پنجره بزرگ و منظره بی نظیر رو داره اتاق سعیده شهریاریه…
سعیده من اون لحظه با تمام وجودم به حالت غبطه خوردم، گفتم خدای من سعیده هر روز این صحنه رو می بینه، خوابم خیلی برام جالب بود. گفتم برات تعریف کنم، اخه از توی کامنتات خونده بودم که از پنجره اتاقت دریا رو می بینی خواستم بدونی این چیزی که تو الان داری خواسته قلبی منه...
من عاشق دریام، عاشق طبیعتم…
بهترین ها سهم قلب مهربونت عزیزدل…
در پناه خدا باشی
لبَّیک اللّهمّ لبَّیک…
لبَّیک لا شریک لک لبَّیک…
إنّ الحمد و النّعمه لک و الملک…
لا شریک لک لبَّیک…
عاطفه یعزیزومهربونم
ازت ممنونم پیغام خدا روبرام آوردی،ممنونم که به ندای قلبت گوش کردی وبرام نوشتی.
ازت ممنونم قلب سلیمت جایگاه دریافت الهامات شده…
ممنونم رفیق،نور خدا رو برام آوردی،خدا تموم زندگیت روپر از نور کنه …
دوستت دارم… بینهایت.
سلام بر استاد عزیز
این فایل دقیقا براساس دریافت نشانه ای که میخواستم برایم بالا آمد
خیلی عالی بود از این فایل یاد گرفتم که برای رسیدن به خواسته چه رابطه عاطفی و مالی باید تمرکزم رو بزارم روی زیبایی هایی که دوست دارم داشته باشم وخلا های زندگی رو باید با ایجاد انگیزه و باور رسیدن به انها داشته باشیم این خودش نقطه پرش است ،در مسیر زندگی امان بدون استرس و با تلاش در راستای مسیری که خستگی اش لذت آرامش بخش هست حرکت کرد
با سلام خدمت دوستان در خانواده عباس منش اهرم رنج و لذت برای من یک قطب نمایی برای
تشخیص حرکت درست در مسیر خواسته هایم هست تا بتوانم ذهنم را مجاب کنم تا تغییر جدید را بپذیرد مثال در مورد پول رسیدن به پول لذت بخش و خوشایند است چونکه خداوند هم ثروتمندان را دوست داردواینکه پول معنویت می آورد، بهشت در این دنیا و آن دنیا بدنبال دارد،وباعث میشود که جذب پول بشوم ،واگر نرسیدن به پول را فقیری را رنج آور دردناک بدانم که باعث میشود فساد بیشتر بشود مشکلات، گرفتاری
دزدی ،طلاق و غیره. بیشتر بشود ذهن خودبخود از فقر دوری میکند فقر را دوست نخواهد داشت و این یک پروسه طولانی و همیشگی است که باید باشد
تا عادت. همیشگی بشود که تمام مسایل مثبت را لذتبخش و منفی آنرا رنج آور و متنفر را بدانم تا یک انقلاب فکری ایجاد بشود
سلام خدمت دوستان هم فرکانسی خودم ،داستن شور و انگیزه برای انجام کارها همیشه لازم هست تا کار به درستی در مسیر درستش انجام بگیرد،سوخت حرکت یک لذت ،شور شوقی است که ابتدا در ذهن باید درست بشود ،به قول استاد تا ما قدمی برای هدفمان بر نداریم جهان هم قدمی بر نمیدارد جهان خودش را با قدمهای من هماهنگ میکند اگر ساکن باشم نعمتهایی که اون طرف هستند دسترسی ندارم و جهان هم حرکتی نمیکند حرکت از من برکت از جهان هست مسیر نعمتها در مداری هست که گروی هست پس باید حرکت کنم تا با چرخش و حرکت به آنها برسم ،من با حرکت به نعمتهایم رسیدم ،
برای شغل دوم خودم هر موقعی به کارم توجه میکردم و میخواستم حرکتی کنم یهویی یک نشانه یا یک ندایی می آمد که باید انجامش میدادم تا مسیر آن نعمت که منتظر بود به زندگی ورود پیدا کند باز میشد یعنی من با حرکت تمام مسیرها را باز میکنم و جهان خودش هر مسیری را که هماهنگتر باشد به من میدهد راههای ورود بی نهایت است در مورد ثروت خیلی باورهای خوبی با توجه آموزشهای استاد که برعکس آنها را یاد گرفته بودم کار میکنم دیدم همه حرفهایی که قبلاً شنیده بودم به کل اشتباه است حتی ضربالمثلهای اشتباهی در مورد ثروت شنیدم منو به کل از پول فراری میداد یک نمونه نامبرده رنج گنج میسر نمیشود و پول برابر رنج سختی درد میدانستم و من هم از سختی بیزار بودم
هر موقعی رابطه ام با پول بهتر میکردم و تلاش میکردم دوستش داشته باشم حسم خوب میشد
و خبرهای پولساز و مشتریهای خوبی سراغم می آمد و این واکنش جهان به باورهای درستی بود که از من میگرفت و جواب میداد، خیلی وقتها ظاهراً کار میکردم ولی حسم خوب نبود و اون طرف سکه که مخالفت میکرد و قدرتش بیشتر بود کار میکرد و اتفاق خاصی نیفتاد جهان هم سرش کلاه نمیرفت خودم سر خودم کلاه میزاشتم ،جهان تغییرات واقعی را تشخیص میداد
من خودم نمیتونستم تشخیص بدم ،اما وقتی با باور خالص و قدرتمندی با حس خوب ارتباط و توجهه بیشتری ارتباط بر قرار میکردم معجزه فرکانس خیلی سریعتر خودش را نشان میداد،من آماده باشم جهان آماده تر آز من هست،خلاصه
از هر اهرمی استفاده کنیم که حرکت متوقف نشود ذهن رنج را نمیخواهد لذت را میخواهد
رسیدن به پول لذتبخش کنم ،نرسیدن به آن را رنج آور کنم حتی خداوند هم فقرا را دوست ندارد
هر روز یک قدم عملی برای کار جدیدم انجام میدهم و مطمئن هستم که خداوند این حرکتهایم را بدون جواب نمیگذارد و هر کدام از این حرکتها دستی از دستان خداوند میتوانند باشند که بعداً منو در رسیدن به خواسته هایم کمکم کنند و جزیی از برنامه هدفم باشند جایگاهی با عمل به آگاهی ها تعیین میشود سمت من درخواست کردن و حرکت کردن در مسیر خواسته ام هست و خداوند هم سریع العجاب است
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چگونه انگیزه های خود را زنده نگه داریم؟
با استفاده از اهرم رنج و لذت می توانیم:
انگیزه های خود را برای تحقق اهدافمان افزایش دهیم تحقق خواسته ها مستلزم این است که: رسیدن به هدف برای ما لذت بخش و نرسیدن به آن رنج آور باشد
هر تغییری: در ابتدا بسیار سخت است اما اگر رسیدن به هدف برای ما لذت بخش شود دستیابی به آن راحت تر خواهد شد
بنابراین:
مزایای تغییر کردن و معایب تغییر نکردن را یادداشت کنیم و به مدت 21 روز هر روز از روی آنها بخوانیم تا به تدریج :
رفتار و عملکرد ما به صورت ناخودآگاه تغییر کند و انگیزه های ما همیشه زنده و پویا بماند
اوضاع و شرایط ما هیچ گاه نمی تواند در جهان مادی ثابت باشد: اگر هر روز بهبود نیافته و بهتر و بهتر نمی شویم در حال بدتر شدن خواهیم بود
حرکت این دو اهرم در یک جهت: می تواند به ما در تحقق اهدافمان کمک کند
هر کسی بتواند از اهرم رنج و لذت به خوبی و درستی استفاده کند:
در مسیر تحقق اهدافش عملکرد بسیار بهتری خواهد داشت
در مورد هر رفتار و عادت نامناسب : می توانیم از این اهرم استفاده کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چگونه خلاهای درونی خود را پر کرده و از آن گذر کنیم؟
هر یک از ما در زندگی خود:
مسائل مشکلات و خلاهایی داریم که می توانند به ما قدرت دهند تا به سمت خواسته های خود حرکت کنیم
موفق ترین ثروتمند ترین و پیشرو ترین افراد در هر زمینه ای :
افرادی از خانواده های ضعیف مسئله دار و نامناسب بوده که به موفقیت و پیشرفت دست یافته اند
کمبودها و خلاها: به ما انگیزه برای حرکت و تحقق اهداف مان می دهد
باید به خواسته ها و کمبودهای خود : دست یابیم تا بتوانیم از آنها بگذریم
در زمینه خلاهای عاطفی باید:
ایرادهای خود را پیدا کرده عزت نفس خود را افزایش دهیم و مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشیم
یکی از بهترین راه های بهبود عزت نفس:
کسب مهارت دیدن نعمتها افزایش احساس لیاقت عدم سرزنش و تحقیر خود است
مسائل و خلاها: سوخت اصلی ما برای پرواز حرکت و رسیدن به خواسته هاست
هنگام مواجه با تضادها از خود سوال کنیم:
چگونه می توانیم از این شرایط انگیزه برای حرکت پیشرفت و بهبود کسب کنیم؟
تمام افراد موفق از تضادهای خود: انگیزه برای حرکت کسب کردند و دیگران را مقصر و مسئول ندانستند
ما می توانیم:
با تغییر باورها و فرکانس های خود نتایج زندگی خود را تغییر دهیم
نباید انتظار داشته باشیم: نتایج ما یک دفعه و یک شبه تغییر یابد قانون تکامل را به درستی رعایت کنیم
به اندازه ای که:
رفتار اعمال شخصیت عادت باور و فرکانس های ما تغییر می کند : جهان واکنش های متفاوتی به ما نشان خواهد داد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چه باوری پشت خرید بیشمار کفش و لباس های شما وجود دارد؟
قرار نیست انجام هر کاری: باور نگاهی و هدفی : پشت آن وجود داشته باشد
دلایل آن:
در برهه ای از زمان: هیچ چیزی نداشتم و خلاها باید پر می شد در قانون سلامتی : سایز من مرتبا کاهش یافت که منجر به افزایش خرید لباس های متعدد شد
هر کسی ممکن است : کارهایی را انجام دهد که منطقی نباشد خرید متعدد لباس باعث می شود: از آن بگذرم
مبلغی که برای خود هزینه می کنم: اصلا قابل مقایسه با میزان ورودی مالی من نیست
برخی از افراد:
تمام ورودی مالی خود را خرج می کنند و حساب آنها همیشه صفر است
هزینه ای که برای خود می کنیم: باید یک هزارم ورودی ما یا حتی کمتر از آن باشد
خود را مجبور کنیم:
به جای اینکه از پس انداز خود خرج کرده وام بگیریم قرض کنیم قسط بدهیم یا کل حقوق خود را خرج کنیم:
پول بسازیم و مقدار بسیار کمی از آن را هزینه کنیم
اگر هزینه ی ما بیشتر است:
ورودی های مالی خود را بیشتر کنیم تا بتوانیم چیزهایی که دوست داریم را خریداری کنیم
تا با پول رفیق نباشیم : پول به سراغ ما نخواهد آمد
قانون زندگی را تبدیل به کلید کنیم چیست؟
باید همه چیز را ساده کرد اما: نه ساده تر از آن یک کلید : وجود ندارد که تمام قفل ها با آن باز شود
کلید بسیار مهم:
توانایی کنترل ذهن نگاه کردن به مسائل و موضوعات از زاویه ای که به ما احساس خوب دهد بوده و بسیار مهم است اما در بردارنده ی باورهای بیشماری مانند:
ایمان توکل احساس لیاقت و خود ارزشمندی
در هر برهه از زمان باید بر روی : باورهای خود کار کرده و به مراحل بعدی برویم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
با نام و یاد خدا
نشانه امروز من 21 شهریور 1403
من دیروز داشتم به این مفهوم فکر میکردم و جالبه که نشانه امروزم دقیقا همین بود. من حدود 2 هفته است که حس و حال عالی رو تجربه میکنم. از درون احساس فوق العاده ای دارم، بدون اینکه اتفاق خاصی تو زندگیم افتاده باشه و همه اینا رو مدیون تضادی هستم که چند هفته قبل تو کارم بهش برخوردم و متوجه شدم ناخواسته های اخیر زندگیم حاصل جدی نگرفتن آموزشهای استاد هستم. فهمیدم اصل باید کار کردن روی خودم و باورهام باشه و نه کار فیزیکی و این تضادها منو به این احساس فوق العاده رسوندن.
من از بچگی با خیلی حسرتها بزرگ شدم. از بچگی انگار فهمیده بودم باید رو پای خودم باشم و وقتی دانشجو شدم و از شهرمون مهاجرت کردم به تهران، به خودم قول دادم دیگه به اون شهر برنگردم چون برای من تهران شهر پیشرفت بود. دوست نداشتم با آدمهایی در ارتباط باشم که از نظر مالی و فکری فقیر بودن و تو مدت کوتاهی تونستم به شرایط عالی رسیدم. کار خوب، سفرهای عالی، درآمد بالا، خرید ماشین و خونه و وووو. وقتی به زندگی خودم و افرادی که زمانی زندگیشون آرزوی من بوده نگاه میکنم، متوجه میشم که واقعا تضادها اومدن تا ما رو رشد بدن. این تضادها نیروی محرکه من بودن برای تلاش و پیشرفت. و من الان میتونم به خودم افتخار کنم که حامی مالی نداشتم اما خودم رو پای خودم به این جایگاه رسیدم و حتما میتونم بیشتر از اینها پیشرفت کنم.
یادمه اوایل که درآمدم زیاد شده بود، همش لباس میخریدم چون این یکی از خلاهای من بود در اون زمان. و انقدر لباس خریدم که کمد لباسم پر شده. انقدر کتونی فوق العاده دارم که بعضی وقتا یادم میره چه رنگایی دارم. و میتونم بگم الان دیگه پر شدم ازش. دیگه ولع نمیزنم برای خرید لباس. اما هنوز تو خیلی جنبه ها پر نشدم.
آرزو میکنم خودم و همه دوستانی که در مسیر خودشناسی هستیم بتونیم به سطحی برسیم که پر بشیم از ثروت، سلامتی، روابط، آرامش، خوشبختی و سعادت.
به نام خالق هستی
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان
استاد شما و خانم شایسته در هر فایلی که نگاه میکنم بدون استثناء آرامش دارین و همیشه با خوتون در صلحین واقعا قابل تحسینه. یه الگوی بی نظیرید.
من قبلا که با قانون آشنا نبودم و چیزی در موردش نمیدونستم وقتی به یه تضاد یا مشکلی میخوردم خیلی احساسم بد میشد و اینقدر ذهن اون رو بزرگ میکرد و من رو کوچیک که 100 درصد کانون توجه میرفت روی نبودن و نمیشه و نمیتونی و خلاصه کمبود.
اما از وقتیقانون رو در حد تکامل الان خودم درک کردم وقتی به تضاد میرسم یه استپ میکنم و قبل اینکه ذهن شروع کنه به نجوا من حرفای استاد رو مرور میکنم:
طبق قانون برای حل این تضاد چه کار باید بکنم و چه کار میتونم بکنم؟؟؟؟
طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
طبق قانون احساس بد = اتفاقات بد
طبق قانون تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء بازتاب باورها و فرکانس های خودمونه پس هیچ عاملی بیرون از من مانعی برای رسیدن به خواستههام یا عاملی برای دستیابی به خواستههام نیست و هر چه هست درونه منه و باور منه.
وقتی توحید رو قبول دارم و تسلیمم در برابر رب خودم و به قول خانم شایسته:
استاد عباس منش به گونهای معنای توکل و تسلیم بودن را به من آموخته که، بتوانم در شرایطی کانون توجهم را کنترل کنم و از درون به احساس خوب برسم که، اوضاع اصلاً مطابق میلم نیست.
استاد عباس منش به گونه ای ایمان به غیب را به من آموخته که بتوانم در شرایط نادلخوه، بیآنکه ایده یا راه حلّی داشتهباشم یا روی قول و کمک فردی بتوانم حساب کنم، به خود بگویم فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیست، من از درون خود را به آرامش میرسانم با این اطمینان و یقین که، محال است من به احساس اطمینان قلبی و آرامش برسم و آن شرایط، هرچقدر هم نادلخواه، به نفع من تغییر نکند
واقعا وقتی آدم مدام این قوانین رو مرور میکنه دیگه احساسش بد نمیشه با برخورد به تضاد و آروم میشه که البته تکامل خودش رو میخواد.
سپاس از استاد و خانم شایسته
در پناه الله یکتا شاد و تندرست باشید.