مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
سوالات:
- پیشنهاد شما برای پر کردن خلأهای درونی چیست؟
- چه نوع عملکردی کمک می کند تا خلأهای درونی آدم پر شود و بتواند به مراحل بالاتر صعود کند؟
- چرا ما باید دائما رشد کنیم؟ حالا که فهمیدیم رشد دائمی یک الزام است، چطور مرتبا برای این رشد، انگیزه بسازیم؟
مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:
- چیزی به اسم سکون نداریم، اگر چیزی بهبود داده نشود، از بین می رود؛
- از تضادها، انگیزه بساز برای رشد؛
- تضادها برای حسرت دادن نیامده اند بلکه برای «انگیزه دادن برای رشد کردن» آمده اند؛
- انگیزه ساختن برای استمرار در مسیر درست؛
- تقویت اراده و زنده نگهداشتن انگیزه ها؛
- بهترین راه بهبود عزت نفس، افزایش مهارت هاست؛
- به جای مقصر دانستن خداوند درباره مسئله پیش رو، از قدرتی که خداوند برای حل آن مسئله داده استفاده کن و رشد کن؛
- به جای پذیرفتن ناخواسته های زندگی ات به عنوان سرنوشت، سرنوشت مورد دلخواه خود را بساز؛
- چطور از حسادت به تحسین برسیم؛
- اهرم رنج و لذت برای ترک عادت های مخرب و ایجاد عادت های سازنده؛
تمرین:
چقدر مراقب رفتار مخربی به نام “دشمنی با پول” هستی؟
امروزه ما در دنیای زندگی می کنیم که شبکه های اجتماعی به صورت نامرئی بیماری “نیاز به جلب توجه” را بیشتر و سریعتر از همیشه پخش می کنند. این بیماری از طریق تلاش برای خودنمای و جلب توجه یا تقلا برای عقب نماندن از قافله ی زندگی ظاهری دیگران، خود را در رفتارهای ما بروز می دهد، شما را تبدیل به مصرف کننده کالاهای کاذب می کند و مثل یک افعی پولهایی را که می سازید، می بلعد. معضل بدتر این است که خیلی از افراد، پولی را در این مسیر خرج می کنند که هنوز آن را نساخته اند. همان موضوعی که در دنیای امروزه نام هایی فانتزی مثل: وام، قرض، خرید اقساطی یا credit دارد.
تا کنون با این سوال مواجه شده ای که: این همه پول من ساخته ام پس کجاست؟
جواب این است که: بیماری خودنمایی و جلب توجه، این پولها را به صورت بسیار چراغ خاموش می بلعد. بر خلاف گذشته، معضل مسائل مالی امروز، خسیس بودن و خرج نکردن نیست بلکه معضل اساسی، بیهوده خرج کردن پول است که دوره روانشناسی ثروت 1 آن را دشمنی با پول یا ارزش قائل نشدن برای پول می نامد و برای حذف این عادت بسیار مخرب، تمرین دوستی با پول را به شما پیشنهاد می دهد تا بتوانید اول از همه با پولی که می سازید دوست شوید، برای آن ارزش قائل شوید و با آن دوست بمانید تا حضور او در زندگی شما پایدار تر شود.
یکی از عادت های ثروت آفرینی که دوره روانشناسی ثروت 1 در شخصیت افراد می سازد، “ریختن طرح دوستی با پول” و “بهبود مدام این رابطه” است. اگر دوره روانشناسی ثروت 1 را دارید و درگیر این مسئله هستید که نمی دانید این همه پولی که ساخته اید کجا رفته؟! پیشنهاد می کنم برنامه ای جدی برای کار کردن با آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1 بریزید خصوصاً جلسات مربوط به تئوری ظرف آب و راهکارها برای گروهی از افراد که ظرف آب آنها سوراخ است. استعاره از اینکه هنوز نعمت وارد ظرف آنها نشده، از ظرف آنها خارج می شود. این جلسات به شما کمک می کند تا روی رابطه دوستی تان با پول کار کنید و این دوستی را بهبود ببخشید. زیرا از دیدگاه فرکانسی، “پول”، ذاتا از احساس لیاقت بالایی برخوردار است و همواره جایی می رود که برای آن ارزش قائل باشند نه اینکه به قول روانشناسی ثروت 1، هنوز نیامده، از قبل چاله خرج کردن آن را کنده باشید.
اگر دوره روانشناسی ثروت 1 را هنوز ندارید، کمی درباره رفتاری که با پول خود دارید، هوشیار شوید. ببینید چقدر از پول هایی که خرج می کنید، اصولاً غیر ضروری است و اساس آن نیاز به جلب توجه است؟
چند درصد از پولی که می سازید را خرج می کنید؟
چقدر میان پولی که می سازید و پولی که خرج می کنید، تعادل برقرار می کنید؟
چقدر از وسایلی که با آن پول خریده اید، استفاده می کنید؟ و چقدر آن وسایل نیازهای اساسی شما را فراهم می کند؟
چقدر مسائل شما را حل می کند به گونه ای که زندگی برای شما آسان تر می شود؟
چقدر خوشحالی شما از آن خرید، پایدار است؟ (آیا مدت خوشحالی شما از آن خرید، در حد باز کردن بسته و امتحان کردن آن است یا اینکه آن خرید، واقعا با حل یک مسئله، به شما کمک می کند؟)
چقدر از وسایلی که خریده اید، فقط به انباری خانه تان اضافه شده؟
به این سوالات فکر کنید و برنامه ای جدی برای ترک این عادت بریزید. زیرا مهاجرت به مدار بالاتر، نیازمند ترک عادت های مخرب و ایجاد عادت های سازنده است. شما نمی توانید عادت های مخرب خود را نگه دارید و به مدار بالاتر مهاجرت کنید. زیرا آن عادتها شما را به مدار کنونی ات زنجیر کرده است.
اگر نیاز به خریدهای بیشتری دارید، اول برنامه ای برای بیشتر پول ساختن بریزید تا همواره بتوانید تعادلی بین پولی که می سازید و پولی که خرج می کنید، نگه دارید.
نگران نباشید که نکند خسیس شوم زیرا موضوع آگاه شدن از اساس رفتارهای مان است. موضوع این است که دلیل رفتارهای خود را بدانیم و از خود بپرسیم آیا این رفتار از یک باور قدرتمند کننده نشات گرفته یا محدود کننده؟!
البته جلسه دوم از ثروت 1، به شما یاد می دهد که برای ترک یک عادت محدود کننده و ایجاد یک عادت قدرتمند کننده چطور یک اهرم رنج و لذت بنویسید و این برنامه را در ذهن خود نصب کنید و به این شکل از قدرت ذهن تان به نفع خودتان استفاده کنید برای اینکه یک عادت قدرتمند کننده جدید را جایگزین عادت محدود کننده قبلی کنید.
جلسه دوم از دوره روانشناسی ثروت 1 به شما یاد می دهد: چطور از قدرت ذهن تان به نفع خودتان استفاده کنید. درست مثل توربین گذاشتن جلوی یک طوفان مخرب و تولید برق از آن.
منابع کامل درباره محتوای این قسمت:
دوره روانشناسی ثروت 1 و جلسات مربوط به تئوری ظرف آب (بستن سوراخ های ظرف آب) و ریختن طرح دوستی با پول؛
جلسه 2 روانشناسی ثروت 2 اهرم رنج و لذت
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی226MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی19MB21 دقیقه














اوه خدای من خدااای من…الان میفهمم که مریم جون با دیدن هر زیبایی،هر شگفتی میگه( خداااای من دیوانه شدم..)یعنی چی؟؟
سلام سلام عشقای من…
اینقدر حالم خووووبه اینقدر انرژیم بالاست که نمیدونم از کجا شروع کنم ب گفتن…
چقدر این حرف حقه که خدا سریع جواب میده…خدا درخواست درخواست کنندشو اجابت میکنه…
خدا اخه اینقدر زود اجابت میکنی؟؟؟خدایی خیلی باحالی…
چقققدر امشب من با خدای خودم عشق بازی کردم چقدر چقدر چقدر…
اصلا نمیفهمم چی بگم چجوری بگم فقط دلم میخواد ک بگم دوس دارم بهتون بگم ب شماهایی که اینقدر خدا از طریق شماها باهام حرف زده…
الان داره تمام بدنم میلرزه…
اخ خداااا خدا هدایتم کن ک قشنگ همه چیزو بگم…
من چند وقته ک هی ب خدا گیر دادم ک اقا من میخوام خودت باهام حرف بزنی واسطه و اینا نمیخوام…چون میدیدم بچه ها میگفتن خدا خودش بهم گفت…خیلی خیلی از بچه ها این حس رو داشتن همیشه میگفتم خوش ب حالشون منم این تجربه رو میخوام..
من ادم نوشتنی هستم همیشه درحال نوشتن..چ شکرگذاری،چ اموزش،کللا نوشتن رو خیلی دوست دارم همیشه دو رو ورم کاغذ و دفتر و خودکار هس…
اقا امروز انقدر حالم خوب بود ک سرمست سرمست الان…
من چون ب خودم تعهد دادم که تا ۴۰ روز با هیچکس هیچ ارتباطی نداشته باشم و گوشیمم از دسترس خارج کردم تا تمرکزی روی خودم و باورهام و ورودی های ذهنم کار کنم که خیلی از این تصمیمم راضیم و دارم لذت میبرم از این مسیری ک افتادم توش..
خلاصه اقا من خیلی وقته بیرون نشدم اونم منی که همیشه ب هر بهانه ای بیرون بودم و با دیگران رفت و امد داشتم…
اتفاقا هم چند روزی هس ک با همسرم میخواستیم بیرون بشیم(در حد با ماشین دور زدن)ک دست بر قضا نمیشد هی یه چیزی میشد ک نمیشد بیرون بشیم(البته اینو هم میدونم ک خودم خلقش کردم از یه طرف دوس داشتم برم از یه طرف هم بنا ب شرایطی دوست نداشتم از خونه بیرون بشم)دیگه این دو روز یکم انرژیم اومده بود پایین ولی از اونجا که احساسات منه ک اتفاقات ایندمو رقم میزنه اگاهانه احساسم رو خوب میکردم…شکر گذاری میکردم،تصویر سازی،رقص،شوخی و خوده با شوهرم..
امروز اولش زیاد پر انرژی نبودم،داشتم با خودم فکر میکردم من ک اینقدر مثلا سفت گرفتم و تمرکزم رو گذاشتم رو خودم و فرکانسم چ تغییری تاحالا تو زندگیم داشتم (البته اینو بگم ک من قصدم از اول ک اومدم تو این مسیر دستاورد مالی بود هنوزم هس ولی بعد فهمیدم اگ ب خدا وصل بشم ب همه چی میرسم برا همین دوس داشتم با خدا ارتباط برقرار کنم)
بعد یکم فکر کردم دیدم خداییش از لحاظ ارامش خیلی ارومه زندگیم..من قبلا هم زندگی ارومی داشتم از زندگیم و شوهرم و رابطه ام راضی بودم ولی الان اصلا جنس همشون فرق کرده…
ارامش الان من خیلی جنسش فرق کرده با قبلا نمیدونم چ حال دیگه ای….
رابطه من و شوهرم خیلی باهم خوب بود ولی الان خیییلی خیلی بهتر شده توی این چند وقت اصلا یادم نمیاد که ما کدورتی یا ناراحتی بینمون پیش اومده باشه…
تازه شوهرم اینقدر توی این مسیر همراهم شده و باهم اینقدر هم فرکانس شدیم بدون اینکه من کاری بکنم یا پیشنهادی بدم خودش خود ب خود جذب این مسیر شد اون الان ایمانش قوی تر شده اصلا نمیگنجه باید تا خود صبح بنویسم…
خلاصه ک همینجور هی ب تغییراتم فکر میکردم بعد توی سایت ب کامنت یکی از شما عزیزان برخوردم ک اونم انکار داشت از زبون خودم برام میگفت ک ببین چ چیزایی توی این راه نصیبت شده..اون نوشته برا دوسال پیش بود منم جواب او دوستمون رو دادم(اللن ک دارم براتون مینویسم حس میکنم با نوشتن کامنت ب اون دوستمون انرژی رو در جریان انداختم..اووم نمیدونم!!!)
من هرشب شکرگذاری میکنم و اتفاقات خوبی ک در طی روز برام افتاده مینویسم.
ولی…..
امشب اصلا من نبودم ک مینوشتم خدا بود…
(بچه ها من معمولا هر شب یه صفحه مینویسم اونم ب صورت خلاصه،حتی اگ بخوام بیشتر بنویسم ببینم صفحه تموم سد دیگ نوشتن رو ادامه نمیدم و ول میکنم)
ولی امشب از همون اول ی حسی گغت ریز و خط در چفت بنویس ک کلی حرف داریم باهم…
و من نوشتم و نوشتم😭😭😭
یه چیزایی ک درک کردم رو میگم اینجا..
یه چندوقتیه ک فکر مهاجرت خیلی تو سرمه و خیلی دارم این چند روز تصویر سازی میکنم..امشب از اول نوشته هام از حس و حال خوبم گفتم و دیدم رفتیم فرودگاه و مسافرت و هتل و من اصلا اینا رو نمیخواستم بنویسم😳😳😳ولی هی نوشتم و نوشتم…
من به یه درکی امشب از رب بودن خدا رسیدم..همیشه میگفتم خب رب یعنی مالک دیگه..ولی امشب تو حرفامون این بود ک برگی بدون اجازه خدا ب زمین نمیوفته..بعد ی دفه تو ذهنم اومد نوشتم ک ببین خدا مالک و صاحب اون برگ روی درخته..همون برگ تا خدا اجازه نده نمیوفته رو زمین..
بعد گفتم خب یه درخت چندتا برگ داره؟؟یه جنگل چندتا درخت داره؟؟همین پرادایس چندتا درخت داره؟؟اون زمین ۶۰ هکتاریه؟؟همینجور هی جاهای مختلف رو کاغذ اومد بعد دیدم ک خدا مالک همه ی اون برگ هاس اصلا برگ ها رو میشه شمرد؟؟؟اینه خدای بی نهایت!!!
بعد اومد رو کاغذ ک همون برگ باید خدا اجازه بده ک بیوفته رو زمین،با افتادن اون برگ جهان تغییر میکنه(مثال همون اثر پروانه ای ک میگن پروانه ای این سر دنیا پرواز میکنه ولی اثرش اون سر دنیا سونامی میشه)بعد ببین من با چ چیزز هایی میتونم چ تغییراتی رو خواسته یا ناخواسته توی جهان ایجاد کنم…حتی مثال اون معتادی ک استاد تو کتاب رویا هایی ک رویا نیستند اوردن ک اون معتاد ب پیشرفت جهان کمک کرده باعث شده مراکز ترک اعتیاد درست بشه و چ شغل هایی ایجاد شده،چ خواسته هایی در بقیه میتونه ایجاد بکنه خواسته خوب و سالم زندگی کردن…
من اصلا تا حالا ب خدا و دنیاش و بی نهایت بودنش و توانا و ثرتمند بودنش رو اینجوری درک نکرده بودم…
اصلا امشب یه درک جدیدی از خدا دارم قشنگ میفهمم ک ظرفم بزرگ تر شده ک اینا رو درک کردم.هرچند ک میدونم ک ذره ای نیست در قبال اگاهی هایی ک توی دنیا وجود داره…
اینقدر خدا قشنگ باهام حرف زد و گفت کجاها شرک داشتی ک خودم هنگ کرده بودم و دیدم اره واقعا همینطور بود..واقعا شرک پنهان مثل همون مورچه سیاه اس رو سنگ تو شب…سعی میکنم بیشتر مراقب باشم ک شرک نکنم
یه چیز دیگم بگم جالب بود برام..
من چند وقت پیش تو بخس عقل کل یکی از دوستان نوشته بودن ک خواسته هایی ک برای یه هفته تون دارین از خدا رو بنویسین و بعد بیاین بگین ک بدستش اوردین یا ن….
خب من برای نودم تو دفترم نوشتم ۵ مورد رو ک از ۵ مورد توی یه هفته فقط یکیش تیک خورد…
یکی از اون ۵ خواسته ی مبلغ پولی بود ک درخواست داده بودم ولی توی ی هفته اکی نشد…یه دفه یادم اومد ک امشب یکی از دستان خدا بدون هیچ درخواستی و توقعی تو حسابم پول ریخته..بعد نوشتم رو نگاه کردم دیدم خدای من ۳ برابر اون پولی ک گفته بودم تو حسابمه الان و برای خودمه..بعد دو هفته درخواستم اجابت شد..من فهمیدم ک موقع درخواست این خواسته من شرک داشتم با خودم گفتم خوبه این پول رو از این راه ب دستم برسه چون راه دیگه ای ب ذهنم نمیرسید بعد ک فهمیدم اون راهی ک من فکررمیکردم اون پول ب دستم میرسه کلا مسدود شد،و من فهمیدم شرک یعنی اینکه من ب خدای بی نهایت دستان اعتماد نداشتم و فکررمیکردم فقط از فلان طریقه ک میشه پول ب دستم برسه خدا هم گرفت اون مسیر رو کلا بستش تا خیالم راحت بشه..الان ک دارم فکررمیکنم میبینم من چ جاهای زیادی ایو شرک رو داشتم ب ادم ها چ قدرت هایی داده بودم ک فکرشم نمیکردم اون موقع،و چ قشنگ خدا همه اون ادم ها رو ک تو ذهنم بزرگشون کردم باعث شده بودم ک ضربه بخورم از قدرت دادن ب اونا…و اللن میفهمم ک من مشرک بود چ جالب تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم…
چ باحاله..چ چیزا فهمیدم🤔🤔🤔
در مورد انگیزه و اهرم رنج و لذتم ک دیگه نگم براتوووون😊😊😊
من چند روزیه ک خیلی دنبال این اهرمه بودم و اینور و اونورم میخوندم ک ببینم دقیقا باید چیکاررکنم ولی میگفتم بابا دوس دارم استاد خودش بگه بهم(اصلا تو ذهنم یه جوری کد خورده انگار ک تا خود استاد نگه من اصل مطلب رو درک نمیکنم)بعد از اونجا ک دوست داشتم بیام براتون از این حال خوبم و نگاه جدیدم براتون بگم گفتم هب رو کدوم فایل بگم..گفتم بیخیال برو حالا تو سایت ببین چ خبره…
دیدم چ جالب فایل جدید🥰🥰🥰
دانلودش کردم دیدم واااای خدای من ای خدایی ک سریع اجابت میکنی استاد جانم پاره ای از خدا داره برام از اهرم رنج و لذت میگه…
اخه خدااایییش من نباید عاااشق این خدا و دنیای قشنگ و قانونمندش بشم؟؟؟
نباید عاشق پاره های خدا بشم؟؟؟؟
استاد عزیزم عزیییزم
استاد عزیزم با حرفات با اموزش هات خدارو بهم نشون دادی… چ چیزا ازت یاد گرفتم…استاد عزیزززم من زندگی کردن رو یاد گرفتم ازت…درخواست کردن…ارزو کردن ..من همه اینارو یاد گرفتم..
چقد خوبی..چقددددر خوبی..عاشق شما و مریم عزیزم هستم..
تازه امروز فهمیدم ک از روی کامنت ها میشه فهمیدم ک کیا بهت ستاره دادن(چقدر این سایت باحاله..حتی استفاده من از این سایت هم تکاملی بود و هدایتی)
ی حسی بهم گف برو کامنتای خودتو ببین بعد زدم ببینم چجوریه مثلا کیا رای دادن و از اینجور حرف ها بعد دیدم خدااااای من گروه تحقیقاتی عباس منش هم رای داده بهم و این برا منی ک سعی داشتم حالم رو خوب کنم بمب انرژی بود و چ حالی داد و چقدر ب موقع دیدمش…برام این رای ک دادین ارزشمنده..دوستون دارم
الهی شکرت برای خلق یه همچین ادم های عزیزززی ک سراسر عشقن..
چقدر دنیای منو عوض کردین..
عاشقتونم..عاشقتونم
امشب قشنگ فهمیدم نگاهم چقدر تغییر کرده…و خوشحالم این یعنی فرکانسم رفته بالاتر..
بهاره عزیزم سلام….
خدای من چقدر تواناست …چقدر قدرتمنده…
بهترین همزمانی ها رو انجام میده….خدایا شکرت ک دارمت…
خیلی جالبه امروز هم من خیلی حالم خوب و متوجه یه نعمت عظیمی در وجود خودم شدم ک شاید تاحالا بهش توجه نمیکردم…
و توی شغلمم امروز خیلی موفق بودم خوشحال و سرخوش بودم….
دستم رو گردنم بود ک یه ان متوجه جریان خون توی رگهام شدم قشنگ حسش میکردم دستم بردم بالاتر و نبضم و حس کردم و خدارو حس کردم اینقدر حالم خوب بود ک شروع ب گریه کردم از این نعمت بزرگ ک بدون اینک من کار خاصی بکنم این نعمت در من جریان داره قلب من براحتی میتپه،خون توی رگ هام در جریانه بدون اینکه من اصلا توجهی بهش بکنم و خدا بهم گفت ببین دارم تک تک سلول اای بدنت رو هدایت میکنم در هر لحظه و هر زمان نگران هیچی نباش خودتو بسپار ب من…
بهم گفت ایا تا وقتی ک زنده هستی تپش قلبت کم و زیاد میشه؟؟؟؟
بهم گفت ایا اکسیژنی ک داری مصرف میکنی برای داشتنش کاری کردی؟؟؟این اکسبژن ب صورت طبیعی در همه جا هست حتی اگ میلیون ها ادم در ی جا جمع بشن باز این اکسیژن تموم شدنی نیس…
بهم گفت فراوانیمو باور کن….
یادم انداخت از ایه قران ک اگ تمام درخت ها قلم بشن و تمام اقیانوس ها مرکب بشن نمیتونی نعمت هایی رو ک من بهت دادم رو بشماری…
بعد گفت درخت اکسیژن تولید میکنه و نعمت های من بی انتها هستند و درخت هم بی انتها هس و در نتیجه اکسیژن تموم نمیشه بی نهایت موجوده نگران کمبود نباش….
بهم گفت نگران تموم شدن اب نباش بی نهایت اب هست کمبود رو باور نکن….
ببین فراوانی رو ک بهت دادم…
یادم انداخت از اخباری ک خونه یکی از اقوام نشون داد ک امسال سال خشکی بود ولی این چند ماه اخر اینقدر بارون اومد ک تمام کمبود ها رو جبران کرد 80 درصد میزان بارا ن برای ماه های اخر سال بود و فوری ب ذهنم اومد ک ببین این همون خدای فراوان و بینهایتی هست ک تمام کمبود ها رو میتونه جبران کنه…
من خودم بارها تو زندگیم اینو لمسش کردم…
بهاره عزیییزم نمیدونی چ حس خوبی بود خوندن کامنتت ک باعث شد برم و کامنت خودم رو بخوتم این اولین تجربه ام رو بخونم و سرشارر از لذت بشم…
دقیقا امروز هم مثل همون شب خدا کلی باهام حرف زد…
عاشق این خدای قدرتمند و توانا هستم…
رب من،پروردگار من از تو بی نهایت سپاسگذارم ک توی این جمع عالی با دوستانی پر از عشق هستم…
سپاس بی کران بهاره عزییزززم…
دوست خوبم در مورد سوالی ک پرسیدی میتونی توی کامنت هایی ک نوشتی بزنی توی تعداد رای های داده شده و میره تو صفحه ای ک بهت نشون میده چ کسانی بهت رای دادن…
عااشق این سایت و امکانات بی نظیرش هستم…..
دوست خوبم سعیده عزیزم بیینهایت سپاسگذارم ازت ک چنین کامنت ارزشمندی رو برام نوشتی اونم دقیقا الان ک کلی بهش نیاز داشتم و حکم یه نیتروژن قوی داشت برام ک مسیرم رو پر قدرت تر ادامه بدم..
منی ک امروز داشتم ب همسرم میگفتم ک احساس میکنم انگیزه ام کم شده و هی دوس دارم همه چی زودتر انجام بشه برام و امروز اومدم توی سایت (از دیروز هی میخواستم بیام توی سایت ولی هی نمیشد تا اینکه امروز در بهترین زمان وارد سایت شدم و دیدم ک دو تا از پاره های خدا برام کامنت نوشتن و خدای خوبم از دستان پر مهرش منو راهنمایی کرد)
خدای من اینجوری هدایتم کرد و گفت ک ببین تو در مورد شغلت ب یه قدم بالاتر و بهتر هدایت شدی (دقیقا موقعی ک زوی باورهام بیشتر و بیشتر کار میکردم این هدایت صورت گرفت مثل شما ک دوستاتون در مورد شغلتون باهاتون حرف زدن)
و الان متوجه شدم ک چرا انگیزه ام کمه چون کار کردن روی باور هام کم شده چون تعهدم کم شده و قبل از اینکه بزنم ب جاده خاکی خدا گوشم رو کشید و گفت بیا تو راه راست دختر…
و این کامنتون بعث شد ک من کانت خودم رو دوباره بخونم و حرف های خدا رو بیشتر و بیشتر درک کنم و اینکه اینم مثل اهرم رنج و لذت میمونه برام ک ببین روی باور هات کار میکردی چقدر حال و هوات فرق میکرد چقدر انگیزه ات برای ادامه دادن بیشتر بود ..
مچکرم سعیده عزیزم ک کامنتت تلنگری بود برام مطمئنم اگ پر قدرت بری جلو شگفتی هایی در مسیر شغلیت تجربه خواهی کرد..
منم از اون موقع ک کامنت رو نوشتم تا این تاریخ از لحاظ شغلی شگفتی های زیادی رو تجربه کردم…
دوست خوبم بهترین ها رو برات ارزو میکنم…
خدایا چقدر تو هستی…چقدر وجود داری….
دوست خوبم سلام…
باور دارم ک کامنتی ک من اون شب نوشتم خدا بود ک داشت رو کیبورد گوشیم حرفاشو پیاده میکرد…
انرژی ک این کامنتم داره ک با هر بار خوندش سراسر شوق و حال خوب میشم بهم نشون میده ک خدا بود و خدا بود و خدا بود و من هیچ نبودم…
هر وقت ب یه تلنگری نیاز دارم هر وقت ب یه هل یه انگیزه ای نیاز دارم دقیقا روی این کامنتم دوستان خوبم پاسخ میدن ک دقیقا پاسخشون حرف های خدای خوبم هس ب من ک سپیده (گر صد بار توبه شکستی باز آی….)
دوست خوبم نمیدونم تو چ شرایطی کامنتتون رو خوندم و خدای من باز خودش رو ب من ثابت کرد…
من دو دقیقه قبل معنی سوره حمد رو هی روی تکرار گذاشته بودم و از خدا هدایت میخواستم بعد گفتم بزار برم تو سایت نشانه روز بزنم ک دیدم پاسخ ب دیدگاهم داده شد و بعد در حال خوندن کامنت شما شوهرم جلسه یک قدم یک دوازده قدم رو برای خودش پلی کرده بود(چندیدن و چند بار خدای من ب روش های مختلف داره میگه این دوره رو دوباره شروع کن) اگ این ها نشانه نیست پس چیه؟؟؟
اگ اینا رو خدا برای من نچینده پس چیه؟؟؟
ایا این ها همه اتفاقیه؟؟؟
خدای من در هر لحظه حضور داری و من از تو معذرت میخوام ک اینقدر تو مسیر شل کن سفت کن در میارم (میدونم ک ترمزی دارم اما نمیدونم چی !)
خدایا شکرت ک هستی شکرت ک ب این سایت ارزشمند و دوستان واقعی و خدایی هدایتم کردی.
اسما خوبم مرسی ک دست ب قلم شدی و برای نوشتی حرفات حرفای خدای من بود و برام خیلی ارزشمنده.
امیدوارم ب زودی از دستاورد های عالیت توی سایت بخونم…
دوستتون دارم..