اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یادمه وقتی اولین بار وارد این سایت شدم حرفای استاد خیلی سریع به دلم نشست، البته یه باورهای غلطی داشتم که بعضی از فیلم های سایت شاید برام خوشایند نبود تحت تاثیر اون باورها، ولی شاید بگم چند روزی بیشتر نگذشته بود که با دیدن ویدیوهای بیشتری از سایت فهمیدم باورهای منه که غلطه و روند سایت چقدر درسته… البته خب پیش زمینه قبول اون حرف ها رو داشتم. از وقتی یادم میاد توی همون باورهای اشتباه یا با همون تعریف های قبلیم از رفتار شایسته انسانی، همیشه دنبال یه الگویی بودم که بهترین ورژن از چیزی که مد نظرم هست باشه، مثلا زمانی که در عالم بچگی تحت تاثیر محیط اطرافم تعصب مذهبی داشتم دنبال یه “مسلمون واقعی” بودم و حتی میخواستم خودم هم نمونه ای از اون باشم، بعدا وقتی قدم به قدم افکارم و عقایدم تغییر کرد و دیگه به شیوه قبل فردی مذهبی نبودم باز هم دنبال انسانیت و شیوه درست زندگی بودم توی همون تعریف جدیدم و این حقیقت که همیشه دنبال انسان بودن و شیوه صحیح و افکار صحیح بودم همیشه و هیچوقت تغییر نکرد.. به خاطر همین پذیرش این حرف ها برام راحت بود.. قبل از آشنایی با سایت وقتی از آدم های دیگه ای میشنیدم که سبک متفاوت از چیزی که من همیشه تو زندگیم دیده بودم زندگی میکردن و حرف و رفتار تحسین برانگیزی داشتن، ناخودآگاه اشک تو چشمام جمع میشد جوریه که انگار اون مسیری بود که اون لحظه اون زمان نیاز دارم برم سمتش و کنجکاوی کنم راجع بهش.. میخوام بگم همه اینا پیش نیاز داشتن اینجوری نبوده که من اصلا هیچ تغییری و هیچ حرفی رو قبول نداشته باشم یهو نظرم به این سمت جلب بشه، نه.. همون راه و و روش و افکار قبلیم، حتی اگر غلط هم بوده باشن بازم به نوبه خودم از توی دل همون ها دنبال شیوه بهتری بودم.. خب البته به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است واسه همین نیازه تو عمل با تعهد بیشتری رو خودم کار کنم تا نتایجم بیشتر و بزرگتر و پررنگ تر شه، ولی همین که آدم از همون روز اول علائم و نشانه هایی از نتایج بهتر رو میبینه، همین توی دل آدم باعث ایجاد امید و انگیزه میشه.. خیلی جالبه استاد، من از همون روز اول که این فایل رو گوش دادم بهم خبرای خوبی داده شد، و همون موقع نکته های این فایل و تمرین یادم اومد، بعد حالا شنیدم که به ظاهر مسئله دچار موانع شده و الان خیلی خوب میدونم که چقدر تمرین خوبیه واسم که ذهنمو کنترل کنم و مثبت نگهش دارم و روی فرکانس خوب تمرکز کنم نه فقط تیو فکر بلکه عمل و به یاد بیارم اون نشانه های قبلی رو و تجربیات گذشته از حال خوب و تمرکز روی اتفاقات و شرایط مثبت رو… الان واقعا تبدیل شده برام به یه تمرین عملی که همزمان بتونم یاد بگیرم کنترل ذهنمو و از این بابت واقعا خدا رو شکر میکنم..
سپاس گزارم بابت این حجم از آگاهی هایی که با ما به اشتراک میذارید واقعا از خدا برای خودم و شما حال خوب بیشتر ثروت بیشتر سلامتی بیشتر و نعمت های هرچه بیشتر و تمام تر میخوام.. ممنونم
از صمیم قلبم خوشحال، خوشنود و سپاسگذارخداوندم منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم: خدایا هر آنچه من دارم به فضل، کرم بخشش ومهربانی توست؛ همچین چند خطی که نوشتم قلبم باز شد.
خدایا من تو این مسیر قدم گذاشتم ؛ تا بتونم به بهترین شکل ممکن از فرصتی که بهم دادی به بهترین شکل ممکن بهره ببرم، اومدم تا ورژن بهتری از خودم بسازم، اومدم شخصیتمو تغییر بدم تا یک انسان تاثیرگذاری باشم: نیتم خیره پس مثل همیشه ازت میخام حمایتم کنی و هدایتم کنی: انرژی که دارم میذارم به بهترین شکل ممکن بهم برگرده.
وقتی استاد داشتن راجب اولین سوال فکر میکردن؛ این به ذهنم خطور کرد من خودم چه تصویری از قانون دارم؛ و رسیدم به همین موضوعی که استاد بهش اشاره داشتم؛ دیدم منم اولین بار وقتی راجب این قوانین شنیدم به دلم نشست و به راحتی باورش کردم و ادامه دادم و کلی نتایج ریز ودرشت گرفتم؛ دارم فکر میکنم به معجزاتی که از این قوانین قبلا نا آگاهانه استفاده کردم و برام رخ داد؛ و معجزاتی که آگاهانه از این قوانین استفاده کردم و تو زندگیم رخ داد.
بهیاد میارم اون روزایی که تازه وارد این سایت شدم که چقدرذوق و شوق داشتم و چقدر از دیدن نتایج کوچیک کوچیک ذوق زده میشدم و مدام با خودم مرور میکردم؛ الانم هنوز اون نتایج کوچولو کوچولو هستا ولی انگار دلم برا اون ذوق و شوق اوایل مسیر تنگ شده و فقط تکرار و خلق نتایج و معجزات بزرگ هستم.
ولی در کل خیلی خوشحالم اینجام، خوشحالم دارم رو خودم کارمیکنم؛ خوشحال و سپاسگذار خداوندم و به یاد میارم اون روزایی که من غرق در افکار منفی بودم و خدا دست منو گرفته وارد این مسیرکرده: آره الان همه جوره همه چی عالی تر از قبل اصلا نمیشه مقایسش کرد؛ اما باید ادامه داد؛ همواره باید ادامه داد، من باید همواره ادامه بدم، همواره اون مسیری که منو به این نتایج رسوند رو برم تا نتایج پایدار بمونه.
اتفاقات روخودم رقم میزنم در زندگیم با افکارم – اتفاقات کوچک رخ میدهند و اگر خواسته های بزرگی که دارم اتفاق نمیفته به خاطر اینه که من هنوز اونقدر روی خودم کار نکردم و باید ظرف خودم رو بزرگتر کنم تا اون خواسته هایی که دارم که البته اجابت شده و همه پشت در هستند دری که کلیدش دست خودم هست و خودم باید بازش کنم تا اون خواسته ها وارد زندگیم بشن والبته با کار کردن و تمرین کردن و باور داشتن و کنترل ورودیهاباید ظرف خودم رو بزرگتر کنم تا اون درها همه باز بشن من اصلا نباید ناامید بشم و همچنان ادامه بدم مثلا از اتفاقات کوچک بخوام بگم مثل وقتی که اسنپ میگرفتم یه ماشین خیلی تمیز و مرتب و نو شیک و هوای خوب و مطبوع با یک راننده مودب و مرتب با رانندگی خوب و مطمئن برام میومد یا وقتی پیاده میرفتم به هر چهار راه میرسیدم چراغ عابر پیاده سبز میشد یا توی مغازم مشتریهای خیلی خوب و مطمئن و معتمد و لارج و مودب و بافرهنگ و پولدار برای خرید میومدن یا خبرهای خوب و خوشحال کننده در مورد فرزندانم یا همسرم به من میرسید و خوشحال میشدم یا به صورت خیلی اتفاقی یک وسیله بسیار لازم و مورد نیاز خونه رو تهیه میکردم خیلی راحت و باعث خوشحالی خودم و خانواده میشه یا یه مهمونی خیلی خوب و باحال با خانواده جور میشد یا مامیرفتیم یا کسای دیگه میومدن خونه ما و باعث حال خوب همه میشه
که من باید اینا رو هی بیشتر وبیشتر مرور کنم و یادم بیاد و حالم خوب بشه وای تمرین کردن خیلی مهمه که برای تثبیت و پایداری نتایج اجام بدم وقانون اصلی همینه که من ورودیهای ذهنی و دیداری و شنوایی و نوشتاری و ارتباط و بینایی و فکری خودم رو کنترل کنم و این کار رو تمرین و تمرین کنم و وقتی این کار رو انجام بدهم جهان منو هدایت میکنه وراهنمایی میکنه به اون اتفاقات و آدمها و موقعیتهایی که خودم دنبالشون هستم و کم کم ورودی خواسته هام بیشتر و قویتر میشه و در طول مسیر نباید نا امید بشم البته با به یاد آوردن و مرور مداوم نشانه های کوچک
در مورد این سوال که اگر ثروت و دارایی که داری صفر بشه چقدر طول میکشه تا همه اون ثروتت رو بدست بیاری یه موضوعی رو میخوام در مورد خودم بگم : من تقریبا 5 سال پیش از یه شرکتی که کار میکردم با سابقه تقریبا 11 ساله استعفا دادم و به جرات میتونم بگم اولین نفری بودم که توی اون شرکت معتبر با اون سمتی که من داشتم استعفا دادم چون در زمان خودش مزایای خوبی داشت ولی من ذهنم وفکرم دنبال چیزای دیگه بود و این هم بگم که اصلا با استاد عباسمنش اون موقع آشنایی نداشتم و یادمه که اون زمان وقتی میخواستم استعفا بدم خیلی از همکارام بامن صحبت میکردن که تو مگه چیکاری چرا لگد به بخت خودت میزنی این چیزا از روی شکم سیریه نکن این کاررو الان آدمهایی هستن بامدرک دکتر و فوق لیسانس برای این موقعیت پشت در شرکت صف کشیدن و التماس میکنن و برادرام هم همینطور خیلی مخالف این تصمیم من بودند وبه طرق مختلف همه دوستان و آشنایان میخواستن جلوی این تصمیم منو بگیرن
هیج وقت یادم نمیره یه دوست صمیمی و خیلی خوب و عالی داشتم که باهم ازخیلی وقت پیش همکار دوست بودیم یه روز از من پرسید چرا میخوای استعفا بدی من شاهد اون همه زحمت و تلاش و پشتکاری که توی این 10 و 12 سال داشتی از نزدیک بودم من دیدم به چشم خودم که تو چقدر اذیت شدی و زن و بچت مایه گذاشتی از اعتبارت و وقت و جوونی خودت توی این شرکت گذاشتی تا به اینجا رسیدی و این جایگاهی که داری خیلی باارزشه و میتونی بالاتر هم بری چرا این کار رو با خودت میکنی این توضیحات رو البته خیلی خلاصه نوشتم تا به اینجا برسیم که اون موقع هیچ کس حرف منو درک نمیکرد وقتی میگفتم آقا این شرایط دلخواه من نیست و حالا تقریبا بعد از 5 سال دقیقا همین حرف استاد عباسمنش رومن اون زمان که اصلا شناختی در مورد ایشون نداشتم به دوستم گفتم و این بود که محمد جان همون خدایی که منو به اینجا رسوند مطمئنم که اگر صفر مطلق هم بشم باز همه چی بهم میده و معتقد بودم و هستم که خدا منو خیلی دوست داره و تنهام نمیذاره و باور کنید توی این چند سال اینقدر اتفاقات عجیب افتاد که من نه تنها ثروت که اعتباری که هم داشتم از بین رفت و فشار های مالی و اعتباری بسیار شدیدی بهم وارد شد ارتباطات دوستان و حتی خانواده و خواهر و برادرهام کاملا قطع شد و فقط همسرم فرزندانم محکم واستوار در کنارم بودند و هستند البته ثروتم صفر نشد یعنی یه حالتی که دارم ولی ندارم(یعنی بعداز 4 سال یه سری موارد رو الان درک میکنم و میفهمم ) اون موقع من یه قدم بسیار بزرگ برداشتم و تمام داشته های خودم رو برای یه برج مسکونی بسیار بزرگ و لوکس و برند شهر شاید بهتر بگم ایران سرمایه گذاری کردم و هنوز که هنوزه آماده تحویل نشده یعنی قانون تکامل رو درک نکرده بودم و شاید هم کمالگرایی بسیار زیاد بود ولی در هر صورت 2 سال تمام به هر دری که بگید زدم ولی نه به پولم رسیدم نه به خونه البته تا الان . به قول استاد ظرف من کوچک بود ولی من به زور میخواستم به یه خواسته بزرگ برسم و این اشتباهه و این رو من با تمام پوست و گوشت و استخونم درک کردم اینقدر جملات استاد استاد رو یه جاهایی خوب درک میکنم یه فایلی از استاد گوش میکردم میگفتن در مورد آشنایی که داشتن و قوانین رو درک نکرده و کارهایی انجام دادکه طرف پودر شد و واقعا چقدر درست و اساسی گفتن فرقه بین گوش دادن و فهمیدن و درک کردن اون درک قوانین و اون پودر شدن رو با تمام وجود درک کردم.
بعدا از طریق یکی از دوستام فایل “چگونه درآمد خود را 3 برابر یا بیشتر کنیم ” برام فرستاد و این اولین آشنایی من با استاد بود که دیگه شروع کردم به گوش دادن و خریدن فایلهای دیگه و وارد دانشگاه استاد عباسمنش شدم و ثبت نام کردم
حرف برای گفتن زیاد دارم خیلی دلم پره ولی امید دارم به خداوند خدا شاهده که دارم اشک میریزم و مینویسم به هیچ کس و هیچ چیز دل نبستم و دست نیاز جلوی هیچ کس دراز نکردم الا لطف رب خودم و فقط و فقط در خونه همون خدای مهربون و دوست داشتنی و بخشنده خودم رو میزنم و میدونم که به وقتش همه چی بهم میده و یاد گرفتم من فقط وفقط باید روی خودم وافکار خودم کار کنم که البته هر چیزی غیر از ثروت و سلامتی و خوشبختی و زیبایی و فراوانی و ارتباطات سالم اگر در زندگیم هست فقط و فقط مقصرش خودم وخودم و خودم هستم و لاغیر
خدایا بینهایت ازت ممنونم بابت همه نعمتها سلامتی ثروت زیبایی و فراوانی و امکانات و موقعیتهای بسیار عالی که برایم فراهم کردی خدایا بینهایت ازت ممنونم خدایا شکرت منو به جایی هدایت کردی که هم میتونم حرف دلم رو بزنم و هم حرفهام رو میفهمن خدایا شکرت بابت هدایت و راهنمایی که همیشه برام انجام میدی خدایا شکرت بابت سلامتی و تندرستی که من داده ای
وقتی استاد گفتن امکان نداره کسی که راهش درست انتخاب کرده و یه روند رو به جلو داره همه چیزش رو از دست بده و با این جمله اگه من 5 سال پیش استعفا دادم از کارم و اطمینان دارم که کارم درست بوده وتصمیم درستی گرفتم پس من چیزی از دست ندادم اگر با کسی قطع رابطه داشتم اون باید از زندگیم حذف میشد چون من دوست دارم به مدار بالاتری برم و لاجرم باید از یه سری افراد و چیزها جدا بشم و حتی ثروتم هم معتقدم داره چندین برابر میشه چون من دارم روی خودم کار میکنم چون دوست دارم رشد کنم چون دقیقا الان شدیدا تشنه رشد و پیشرفت و گرفتن اطلاعات درست و یادگرفتن قوانین و رفتن به مدار بالاتر هستم من باید اعتراف کنم تا یه مدتی نگاهم این بود که من همه چیمو از دست دادم و نه خونه و نه ماشین و نه درآمد و نه کار درستی نه اعتباری و نه دوست درستی و …..
ولی الان دارم ازین زاویه نگاه میکنم که من چون تصمیمم درست بوده و اهداف و خواسته های درستی داشتم الان همه چیز دارم عزیزانم کنارم هستن جایی که سرمایه گذاری کردم داره روز به روز رشد میکنه از طریق کار جدیدی که دارم تونستم هزینه های زندگیم رو تامین کنه تو این موقعیت خاص و این طرز فکرم باعث شده حالم بهتر بشه و همسرم و فرزندانم اون احساس قبلی رو نداشته باشن و کم کم داریم به همون لول قبل که خونه خوب و ماشین خوب و شغل خوب و درآمد عالی و مسافرت و مهمونی و معیشت وخوش گذرونی سالم وخوب داریم نزدیک میشیم و این اتفاق موقعی رخ داد که من نوشتن و تمرین کردن رو جدی تر و مهمتر و عملی تر دارم انجام میدم برای همینه که میگم بچه ها بنویسید و تمرین کنید این خیلی مهمه
امیدوارم همیشه سالم ثروتمندشادو سعادتمنددر دنیا و آخرت باشید
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
ــ با یادآوری قانون تکامل و الگوهایی که با طی کردن این قانون در مسیر علائقشون حرکت کردند و به نتایج بزرگی رسیدند مثل زیدان مثل استاد عباسمنش با به یاد آوردن افرادی که توانستند به موفقیتهای بزرگی برسند مثل آرنولد ،بیل گیتس ،ایلان ماسک ،استاد عباسمنش ،این افراد در مسیر علائقشون حرکت کردند روی مهارتها و توانایی های خودشون تمرکز کردند از مسیر زندگیشون لذت بردند و همین روند ادامه دادن و من وقتی این چنین الگوهایی را میبینم و مدام این الگوها را به ذهنم یادآوری کنم انگیزه ها م در این مسیر حفظ میشه و برام امکان پذیر میشه که منم به آنچه که میخوام میرسم .
ــ یکی دیگر از مواردی که باعث میشه این مسیر با قدرت ادامه بدم و انگیزه ی بالایی داشته باشم این که منم میتونم مثل استاد در کار خودم موفق بشم ومن هم عباسمنش کار خودم باشم و در شرایطی که به ظاهر نامساعد میشه و به تضادها برخورد میکنم از خودم بپرسم اگر الان استاد عباسمنش جای من بود چیکار میکرد؟؟؟
ــ وقتی میدونم با هر منطقی دستم بکنم تو آتیش میسوزه ،وقتی لحظاتی را به یاد بیارم که با تمرکز بر نکات مثبت و توجه به زیبایی و سپاس گذاری و ارتباط با خدا و توجه به نکات مثبت و توانایی های خودم به احساس بهتر رسیدم انگیزه هام بیشتر میشه که همین روند به صورت جدی تر و تمرکزی تری ادامه بدم و ترمزهای بیشتری را شناسایی و حذف کنم و بیشتر در سایت باشم و تمرینات را عملی تر کنم ،کامنت بخونم و کامنت بذارم وقتی به این شکل این روند طی کنم و به ایده ها عمل کنم لاجرم اتفاقات خوب میفته و وقتی اتفاقات خوب میفته و نتایج خوبی رقم میخوره اعتماد به نفسم بالاتر میره که با قدرت بیشتری این مسیر ادامه بدم و انگیزه هام خیلی بیشتر میشه برای استمرار در حفظ این مسیر .
ــ وقتی اتفاقات خوب و هدایت های ویژه ی خداوند را به یاد میارم و خودم را با قبلم مقایسه میکنم و نتایج شگفت انگیزی مثل سلامتی رابطه ی خوب با اطرافیانم و حذف شدن خود به خودی افراد نامناسب از زندگیم ،پیدا کردن شغل مورد علاقم را با همین قانون به دست اوردم انگیزم خیلی بیشتر میشه که تو این مسیر بمونم و نتایج شگفت انگیز تری را خلق کنم .
خدارا شکر که خودم را دارم بهبود میدم و قدم بر میدارم و احساس خوبی دارم …
قدم دهم، جلسه ی اول، شما استاد قشنگم اومدید در مورد قطع کردن درختچه ها وپیچکهای هرز صحبت کردید، اومدید در مورد نوع هرس کردنددرختچه ها وعلف ها وپیچکهای هرز پردایس توضیح دادید و بعد مثالتون رو ربطش دادید به هرس کردن مداوم باورهای نادرستی که باعث شده زندگی ما پیشرفتی نداشته باشه وحتی پس رفت هم داشته باشه.
توضیح دادید که چطوری وقتی با قوانین حاکم برجهان هستی آشنا میشیم باید بهش عمل کنیم تا تغییرات چشم گیری ومثبت توی شخصیت و زندگیمون از هر لحاظ اتفاق بیفته…
دلیل پایداری نتایج بدون شک استمرار در عمل به قوانین هست واینو همه یا شنیدیم یا میدونیم، ولی خب برامون سخته که همیشه بهش عمل کنیم.
چرا؟ چون قانونمند بود برامون سخته
چون آدمیزاد دوست داره خودمختار عمل کنه
چون آدمیزاد دوست داره هر جوریکه خودش دلش میخواد وراحت تره زندگی کنه…
چون آدمیزاد میخواد همیشه همه چیز باب میلش باشه بدون اینکه بخواد به خودش سختی بده…
بله سختی!!! تغییر رویه، تغییر عادات، تغییر افکار وگفتار و رفتار کاری خیلی سختی هست برای منی که یه عمر یه جور دیگه فکر کردم یه جورای دیگه صحبت کردن و یه جورای دیگه ای رفتار کردم، ولو به اشتباه وبه غلط…
خصوصا که می بینم اکثریت جامعه مثل من دارند فکرمیکنند وحرف میزنند ورفتار میکنند
خصوصا که اطرافم با کسایی احاطه شده باشه که خودم رو موظف ومجبور بدونم که برای هم رنگ جماعت شدن و ترس از دست دادن و ترس تایید نشدن و به خاطر تردد نشدن، مثل اونا باشم.
بله تغییر سخته، برای کسیکه فکر میکنه خودش همه چیز رو بلده…
تغییر سخته برای کسیکه منتظره همه چیز از بیرون درست بشه، دیگری تغییر کنه، اوضاع تغییر کنه، مافوق وکارفرماش تغییر کنه، رئیس جمهورش تغییر کنه، قوانین مملکتش تغییر کنه یا اصلا شهر ودیار وکشورش باید تغییر کنه تا بتونه زندگی دلخواهش رو تجربه کنه…
تغییر سخته برای کسیکه نمیدونه هر چیز بهایی داره، و ندونه که بهای تغییر نکردن و ترک عادات ناپسند ونادرست خیلی خیلی بیشتر از بهایی هست که بابت تغییر شخصیتش به شکل مثبت براش رقم میزنه!!
مشکل اینجاست که 99 درصد مردم اصلا نمی دونند که جهان هستی داره طبق یه سری قوانین اداره میشه…
وتلاشی هم برای فهمیدن ویا درکش نمی کنند وترجیه میدن طبق راه وروش گذشتگان پیش برند…
اما برای ماها که بدون شک توی زندگیمون این درخواست رو خیلی زیاد از جهان هستی داشتیم که راه درست زندگی وبندگی ومسیر درست سعادت وخوشبختی رو بهمون نشون بده، وخداوند دست مارو گرفته آورده اینجا و از طریق شما استادقشنگم قوانین حاکم بر جهانش رو بهمون داره می آموزه، قانون به شکل قابل فهمی معنا شده ….
حالا دیگه اگه منه مینا نمیخوام یا سختمه ونمی تونم بهش عمل کنم اون یه بحث دیگه اس.
قانون میگه بازتاب توجهات توی مینا، بازتاب افکار دائمی تو و گفتار ورفتار تو به خودت برمیگرده ، حالا توی مینا دوست داری چه افکار وگفتار ورفتار وتوجهاتی داشته باشی؟؟؟
باز میخوای مثل قبل باشی؟؟؟
از دیدگاه معنوییت هم اگر بخوایم قانون رو بررسی کنیم خالق میگه مخلوق من، من همواره خیر مطلق، قدرت مطلق، شادی مطلق، ارامش مطلق، ثروت وسلامتی مطلق، ومهر وعشق مطلق هستم…
اگر میخوای تو همیشه وهمواره در سعادت وخوشبختی باشی باید با من باشی، چون در نبود من نمی تونی خیر وخوشی رو تجربه کنی حتی اگه خیلی ازم دور باشی….
برای با من ونزدیک من بودن هم راه سختی پیش روت نیست، کافیه نگاه کنی کجاها توی زندگیت گند زدی بعد منو صدا زدی ومن گندتو جمع کردم و نجات دادمت از منجلابی که داشت تو رو خفه وغرق میکرد، انوقت میفهمی که قدرت تنها در دستان من هست وهمه ی چیزهای خوب هم در دستان من وپیش من هست..
خب اگه یه کم عقل تو کله ی پوکت باشه، از صبح که چشمت رو باز میکنی منو صدا کنی به یادم باشی از من راهنمایی وهدایت بخوای ومنتظر پاسخ من باشی وحرفهامو گوش کنی وبهش عمل کنی ، منم هر لحظه هدایتت می کنم که راحت وآسوده زندگی کنی…
جوریکه هم خودت راضی باشی وهم من…
ودر نهایت قانون پایداری نتایج ، عمل به قوانین حاکم برجهان هستیه، که اگه با تکیه وتوکل بر خالق اتفاق بیفته، آسونیش بیشتر از سختیش هست.
چون وظیفه اصلی بار بیشتر و سهم بیشتر رو خود قانون گذار برعهده داره، چون انقدر مهربونه که دل به دلش بدی کلی بهت تقلب میرسونه کلی به جات کارهارو انجام میده وآخرشم جوری طرح ریزی میکنه که تو فکر کنی خودت انجامش دادی، ولی خالق از اینکه ذوق تو رو ببینه ذوق میکنه و انگار به خواسته اش رسیده، که دیدن احساس رضایت وخوشبختی توی مخلوقش هست….
منتهی…..منه مینا، منه آدمیزاد، میخوام قانون گذار و فرمانده و همه کاره خودم باشم…
در صورتیکه امکانش وجود نداره، اگر به این درک رسیدن باشم که تمام کائنات وساکنان جهان هستی اگه تا به امروز پابرجاست به خاطر همین قانونمندیش بوده…
مثل قوانینی که پدر ومادرها توی خونه برای ثبات ارامش وامنیت خانواده برای خودشون وفرزندانشون دارند، اگر چه گاهی سخته ولی باعث پایداری بنیان خانوادست….
مثل قوانینی که حاکم بر یک کشور هست باید بهش پایبند بود برای داوم وپیشرفت یه جامعه…
و قشنگ توی خانواده ها ویک جامعه ویه کشور،بی قانونی وعمل نکردن به شرح وظایف وقانون ، نتایج بدش رو داره به ما همیشه نشون میده….
حتی وقتی به زندگی خودمون نگاه کنیم هرجا گند خورد به زندگیمون، به صورت واضح تخطی کردن از قانون حاکم برجهان هستی، خودش رو به ما نشون میده….
با این وجود یا باز آدم عاقل از قانون سرپیچی میکنه؟ قانونی که باعث سعادتش میشه؟
سلام ودرود خدمت استاد عزیزوفوق العاده وهمه عزیزای دلی که مثل من دونبال پیشرفت و خوب زیستن هستن.
نمیدونم حسی که دارم و چطور به اشتراک بذارم ولی از خدا میخام که کمکم کنه تادیدگاهمو نسبت به این فایل به اشتراک بذارم.منم مثل خیلی ها خیلی وقته که میخام پیشرفت کنم وروی خودم کار میکنم ولی دریغ از یه کوچولو نتیجه و وقتی نتیجه ای نمیومد ناامیدمیشدم وبرای اینکه خودمو قانع کنم میگفتم نمیشه دیگه حتما اونایی که مثل استاد عباسمنش تونستن به نتیجه برسن یه جورخاصی فکر میکنن ادمای خاصی هستن شرایط خاصی روتجربه کردن ولی من چی…منکه باشرایط داغونی بزرگ شدم از پانزده سالگی درگیر اعتیاد شدم،اعتماد به نفسم مخصوصابخاطر اینکه دندونام هم خرابه درحده زیره صفره اقا خلاصه که نمیشه بیخیال شو توهم مثل بقیه دوروبریاتی از اوناکه بیشتر نیستی وبازبرمیگشتم به پله اول وباز به مهاجرت به مدارپایین تر از جایی که بودم از لحظ فکری،ولی هرچه بیشترزیرچک و لگدهای جهان هستی میرفتم انگاریه حسی باز درونم شعله ورمیشد ومیگفت ناصر اینجوری که نمیشه حتما یه راهی هست دوباره تلاش کن دوباره امیدوار میشدم البته امیدم بیشتربه خاطراین بود که وجدانم قبول نمیکردکه زندگیم اینجوری بگذره واسه همین دوباره تلاش میکردم واین ازمون خطاها همینجورتکرار و تکرار میشد دنبال موفقعیت بودم اما ازخودم راضی نبودم همیشه ادای ادم خوبارو در میاوردم.همیشه دنبال یه حرف خاص یه حرف جدید یه نکته یه طرز فکر خاص چه میدونم یه چیزی که منو به وجه بیاره بودم وهرروز اون حرف خاص و تکرار کنم البته جواب میداد حالم خوب میشد ولی فقط درحده دوسه روز وبعداز دوسه روز اصن یادم میرفت اون نکته به قول خودم خاص اصن چی بود به خودم میگفتم اینجوری که نمیشه باتکرارچند عبارت تاکیدی که نمیشه خلاصه گذشت تا اینکه باز الان دوباره شروع کردم باز اعتیادم رو چند وقته که گذاشتم کنار البته اینم بگم که شش ماه که دارم به این فکرمیکنم که چجوری ترک کنم که بعدیه مدت که حالم خوب شد باز سمتش نروم فهمیدم که باید هرروز روخودم کارکنم وحتی شده یه زره از دیروز بهتر بشم ودنبال نتیجه سریع و بزرگ نباشم اولش رفتم چند دست لباس نو گرفتم، برای چند روز حالم خوب بوداحساس ارزشمندی میکردم دوستام ازم تعریف میکردن ولی دیدم باز حسم داره افت میکنه داره طبیعی میشه.درعین حال هم حواسم روذهنم بود.به این نتیجه رسیدم که اقا من دارم ازنگاه بقیه زندگی میکنم به قول استادبه ادا دراوردن نیست طرزفکرموعوض کردم سعی کردم واقعا حسم خوب باش تا اینکه به طوراتفاقی یه حس خوبی سراغم اومد خداروتو وجودخودم پیدا کردم.یه چیزی مثل اینکه یه رفیق خوب داشته باشی باهاش راحت باشی بگی بخندی همیچی حسی داشتم اقانگم براتون شیرین ترین روز زندگیم بودبا اینکه سرکارم بودم تا شب حالم خوش بود انگار یکی یه جوک خنده دارتعریف کرده ومن کلادارم بهشم میخندم خلاصه عجیب بود برام همچی حسی مثل ادمی که یه چیزی مصرف کرده همش توفضابودم اما هوشیار بابت هرچیز کوچکی شکرگذاری میکردم حتی یه شکلات کوچیکی که یکی بهم داد،حتی بادی که به صورتم میخورد،برگای سبزدرختان،خورشیدی که داغ بودوگرماش امونم وبریده بودخلاصه بابت همه چی شکرگذاری میکردم،باهاش عشق بازی میکردم. شب اومدم خونه همه خواب بودن من باورکنیدتو تاریکی چون نمیخواستم برقارو روشن کنم با خودم میخندیدم خلاصه یه وضعی بودکه خودمم نمیفهمیدم دارم به چی میخندم، گذشت اون روز به خودم گفتم تمومه دیگه ازاین به بعد هرروز همینجوریم روز بعد شد رفتم سرکار از همون اول صبح سعی میکردم اون حسو درون خودم پیدا کنم دیدم نمیشه گفتم اعه چیشدنه به دیروز نه به امروز از خدا هدایت خواستم تا اینکه به این فایل هدایت شدم ودیدم دارم باتمام وجود حرفای استاد و درک میکنم بله دوستان موفقیت کار یه روز دوروز نیست یه رونده تکاملی بازالان تو اون حس خوبم فهمیدم عجله نکنم یه روز حالم یه کم بد شد نا امید نشم که دیگه اون حس خوب نیست دنبال نتایج بزرگ سریع نباشم .امشب فهمیدم همه این ازمون خطا ها یه روندتکاملی بوده وبا خودم راحت شدم مهم اینه که پیگیر باشی ونا امید نشی.
بابا بچه بخدااستاد عباسمنش هم که ایشالا سایشون همیشه بالاسرمون باشه وخیلی دوسش دارم باورکنید استادهم یه ادم معمولیه دقیقا مثل خودمون پس باخودتون راحت باشید هیچی رو بلدش نکنیدواگه یه روز یکم احساستون بد شد اشکال نداره باز برگردید به مسیر حس خوب و از زندگیتون از شب و روزتون لذت ببرید
باارزوی موفقیت وپیشرفت برای همه شمادوستان عزیز واستاد عزیز، باورکنید عاشقتوووونم بی نظیری شما خداروشکر خدانگهدار.
ادما خیلی زود با دیدن موفقیت دیگران نتیجه گیری های سطحی میکنند. مثلا میگن به خاطر اینکه فلان سن کارو شزوع کرده ،، یا میگن استعداد داشته ،، یا میگن چون فلان کشور بوده یا فلان شغل رو داشته ،، یعنی افراد ناموفق برای توجیح عدم موفقیت خودشون اولین چیزی رو که بهانه میکنند عوامل بیرونیه.. یعنی میگن چون فلانی این عوامل بیرونی رو در اختیار داشته پس به این دلیل موفق شده !!! خب چون نمیرن بررسی کنن که هزاران نفر دیگه هم موفق شدن بدون اینکه هیچ حمایتی از طرف خونواده داشته باشن ،، بدون اینکه پارتی داشته باشن،،ووو اون ها موفق شدن بدون در اختیار داشتن عوامل بیزونی !!! خب چرا موفق شدن؟؟ به خاطز فاکتور هایی که در درون خودشون داشتن که منجر شده به طور مستمر و با رعایت قانون تکامل قدم بردارن و بعد موفق شن .. ایمان ، باور ،، جسارت ،، قدم برداشتن
بعد دیگه نمیرم توی زندگی طرف تحقیق کنن که بابا چه میدونم مثلا عادل فردوسی پور سال هاست داره فعالیت میکنه ..
علی دایی سال ها ورزش کرده
یعنی ادم ها با دیدن میوه ها خیلی زود گول میخورن و نمیدونن دلیل این میوه ها ریشه های خیلی قویه !!!
یعنی ادمایی که خیلی از این شاخه به اون شاخه میپرن مهمترین دلیلش همین نگاه سطحیه که نسبت به موفقیت افراد موفق دارن..
و سال ها تمرین و تلاش و باور و توکل و جسارت زو نمیبینن !!!
یعنی ادم ها با دیدن اون لحظه ی آخر خیلی نتیجه گیری سطحی میکنند !! یا با دیدن میوه ها خیلی هیجان زده میشن و تصمیم های احساسی و احمقانه میگیزن !!
ولی واقعیت اینه که موفقیت یک شبه حاصل نمیشود ،، بزای هیچ فرد موفقی که موفقیتش پایدار بوده یک شبه حاصل نمیشه .. پس به همین دلیل موفقیت اون فرد یک شبه هم از بین نمیرود !!
مثلا کسی که با یک روند درستی ورزش کرده و مهارت کسب کرده ،، حتی اگر مدت ها ورزش رو رها کنه چ بعد شزوع کنه به ورزش کردن،، ما میبینیم که همچنان رگه هایی از قدرت بدنی و اون مهارت توی وجود طرف هستش !!
ولی کسی که با قرص و دارو که مثالش توی بدن ساز ها زیاد هستش ،، رشد میکنه خیلی زود هو اون بدن فیکش از بدن میزه .. چون عضلاتش یه قدرت فیک و ظاهری دارن !!! یا فقط عضلش یه ظاهر زیبا دازه !!
با توجه به این توضیحات باید به خودم یاد اور بشم که عجله نکنم و جا نزنم و ادامه بدم و ناامید نشم..
من الان چند وقته به طوز مستمر و با راعایت تکامل دارم تمرین میکنم ،، اصن اینقدرررر بدنم بهتر شده ،، اینقدر حرکات رو زیباتر انجام میدم و کلی پیشرفت کردم بدون اینکه اذیت خاصی بسم و البته هر بار که تمرین میکنم ،، توی دفعات بعدی سعی میکنم هی از تجربیات قبلیم استفاده کنم و تکامل رو بهتر رعایت کنم و سعی کنم فقط هدفم لذت برردن باشه ،، کلی توان بدنیم و انعطافم بهتر شده و حرکات دارن اروم اروم با میزن توی بدنم و با من یکی میشن..
پس عجله نکنم و ادامه بدم .
خب اینم از رد پای من از گام بعدی،، یادم باشه تعهد دادم.
باسلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گل و همراهان جان
من کاملا به این درک رسیدم که خدارو باید در لحظه لحظه درک کرد.
در واقع مثل همون تمرین ستاره قطبی که از خواسته های معمولی روزمره شروع میکنیم، بلکه من ب شخصه یافتم، هررررررچیزی که در لحظه پیش میاد، خودمو بسپارم ب خدا و عمل کنم
با توحید صددرصد
و هرچی میگذره انقققدرررر دلم از خدا راحت و خداروشکر آنقدر پشتم گرم
یعنی مثال مناسب ک میتونم بزنم عین بچه کوچولو که خودشو از پشت پرت میکنه تو بغل بابا
همون قدر خیالم راحت و دیگه میرم تو دل زندگی
از ریزترین هاش هم لذت میبرم،
یک تماس
یک کار تکمیل شده
یک ناهار خوب
و بدنبالش حال خوش
آخ که اون حال خوش پیدا کردم، انگار بهشت
الحمدالله رب العالمین
اینجا هروقتم چیزی نشه، با کمال ادب میپذیرم، قطعا ی چیزی هست ک تو میدونی، باشه میکشم کنار اگر نباید
ولی سختی که انگار باید برم رو میرم و با این جمله که اتفاقا امروز داشتم
خدایا منو آسان کن برای آسانی ها
چقدر عالی نتیجه میگیرم
الهی شکرت
ب قول پیامبر اگر خورشیدو دست راستم بدین و ماهو دست چپم هرگز از این مسیر طلا برنمیگردم. بابا مگه عقلمو از دست دادم
ولی حقیقت اینکه من خودم نمیتونم جلو بعضی کارامو بگیرم
مثلا هنوز از اینکه یک بنده خدایی چند سال پیش بسسسسیااار بسسیاار منو آزار داد و اتفاقا اون موقع گفتم خدایی هست من هیچی نمیگه. و الان که در قعععععععر فاضلاب افتاده و مدام کار خودشو سخت تر میکنه، هی میگم خودش کرد خودش باعث شد، جواب اخلاق و رفتارش رو میده.
ولی سریع متوقف میشم و ناراحت، که چرا من هنووززززز
دوست دارم این جنس حتی لذت بردن رو نداشته باشم،هرچند واقعا با خیلی امورات هیچ کاری ندارم فقط دارم روی خودم کار میکنم ولی این مدل رفتار رو هنوز دارم، حتی همین الان خوشحالم که نتیجه اعمالش رو میبینن
خدا هدایتمون کنه
ولی ازین صحبت استاد که میگن، اگر برگردن، سعی میکنم بیشتر لذت ببرن، چون از نتیجه که مطمئن، پس لذیذتر مسیر رو طی کنند.
آنقدر خوشحال شدم.
انگار یک آدم مطمئن داره بهم میگه کدوم دست گل و کدوم پوچ
خوشحال و سپاسگزارم که در گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر هستم. ردپایم را می گذارم تا بدانم از کجا و چگونه شروع کردم.
در جواب به سوالات تمرین بالا باید بگویم که:
من با وجود اینکه از این موضوع آگاه بودم که فقط با گوش دادن به فابل های استاد و فهمیدن قوانین ،بدون عمل کردن و تلاش، پیشرفتی حاصل نمیشود، ولی باز به صورت اتوماتیک وار به فایل ها گوش میدادم و بدون اینکه باور های درست را در ذهنم ایجاد کنم و تمرینات لازم را انجام دهم، خودم را اینگونه آرام میکردم که آگاه شدن از این قوانین و گوش دادن به صحبت های استاد به خودی خود تغییرات زیادی ایجاد خواهد کرد و همین فهمیدن و شنیدن کافیست. به همین دلیل هم کار من این بود که مانند سرگرمی هر فایل استاد را یکبار گوش میدادم و بدون درک کامل و انجام تمرینات و عمل به آگاهی ها ، به فایل بعدی میرفتم و دنبال چیز جدیدی بودم که تکراری نباشد. نتیجه اش هم این بود که تغییر یا پیشرفت محسوسی در زندگیم حاصل نمیشد و من بدون عمل، فقط اطلاعات بیشتر و بیشتری را در ذهنم انبار میکردم و از این ناراحت بودم که پس کی اتفاق مورد نظرم خواهد افتاد. حتی به خودم زحمت هم نمیدادم که یک دیدگاه کوتاه یا ردپای کوچک از خودم به جای بگذارم…
اما اکنون کمر همت بسته ام تا در این مسیر استمرار داشته باشم و فقط با گام اول این پروژه می بینم که تغییرات و پیشرفت ها جزئی و کوچک دارند خودشان را به من به صورت احساس بهتر، ذهن آرام تر، ایمان بیشتر، توکل و اعتماد به خداوند و عمل و انجام دادن آگاهی ها، نشان میدهند. همین نتایج و ثمر های هر چند ریز، انگیزه و شوق من را برای ادامه مسیر و استمرار در آن بیشتر میکند و سعی میکنم با یادآوری این پیشرفت ها و باور به اینکه با تلاش و عمل و استمرار بیشتر می توانم به نتایج و دستاورد های بیشتری برسم، انگیزه خود را حفظ می کنم.
همچنین این منطق را استخراج کرده ام که حتی استاد هم در اول مسیر نتایج بزرگ و آنچنانی نداشت، و او هم مانند من تغییرات بسیار کوچک و جزئی داشت مانند فکر کردن به یک دوست و تماس گرفتن آن دوست با ایشان یا بهتر شدن وضع روحی و آرامش و حس خوب بیشتر . و این منطق که وقتی استاد از آن نقطه و با آن شرایط توانست با عمل به قوانین و استمرار در آن، به این جایگاه و زندگی بینظیر برسد، پس قطعا این روش کار می کند و من هم می توانم با انجام این کار ها از این نقطه به نقطه دلخواهم برسم.
استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان دوست داشتنی ام بی نهایت دوستتان دارم و به خاطر تمام کمک ها و لطف خالصانه و بی منت شما ممنون و متشکرم
به نام خدا
سلام
یادمه وقتی اولین بار وارد این سایت شدم حرفای استاد خیلی سریع به دلم نشست، البته یه باورهای غلطی داشتم که بعضی از فیلم های سایت شاید برام خوشایند نبود تحت تاثیر اون باورها، ولی شاید بگم چند روزی بیشتر نگذشته بود که با دیدن ویدیوهای بیشتری از سایت فهمیدم باورهای منه که غلطه و روند سایت چقدر درسته… البته خب پیش زمینه قبول اون حرف ها رو داشتم. از وقتی یادم میاد توی همون باورهای اشتباه یا با همون تعریف های قبلیم از رفتار شایسته انسانی، همیشه دنبال یه الگویی بودم که بهترین ورژن از چیزی که مد نظرم هست باشه، مثلا زمانی که در عالم بچگی تحت تاثیر محیط اطرافم تعصب مذهبی داشتم دنبال یه “مسلمون واقعی” بودم و حتی میخواستم خودم هم نمونه ای از اون باشم، بعدا وقتی قدم به قدم افکارم و عقایدم تغییر کرد و دیگه به شیوه قبل فردی مذهبی نبودم باز هم دنبال انسانیت و شیوه درست زندگی بودم توی همون تعریف جدیدم و این حقیقت که همیشه دنبال انسان بودن و شیوه صحیح و افکار صحیح بودم همیشه و هیچوقت تغییر نکرد.. به خاطر همین پذیرش این حرف ها برام راحت بود.. قبل از آشنایی با سایت وقتی از آدم های دیگه ای میشنیدم که سبک متفاوت از چیزی که من همیشه تو زندگیم دیده بودم زندگی میکردن و حرف و رفتار تحسین برانگیزی داشتن، ناخودآگاه اشک تو چشمام جمع میشد جوریه که انگار اون مسیری بود که اون لحظه اون زمان نیاز دارم برم سمتش و کنجکاوی کنم راجع بهش.. میخوام بگم همه اینا پیش نیاز داشتن اینجوری نبوده که من اصلا هیچ تغییری و هیچ حرفی رو قبول نداشته باشم یهو نظرم به این سمت جلب بشه، نه.. همون راه و و روش و افکار قبلیم، حتی اگر غلط هم بوده باشن بازم به نوبه خودم از توی دل همون ها دنبال شیوه بهتری بودم.. خب البته به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است واسه همین نیازه تو عمل با تعهد بیشتری رو خودم کار کنم تا نتایجم بیشتر و بزرگتر و پررنگ تر شه، ولی همین که آدم از همون روز اول علائم و نشانه هایی از نتایج بهتر رو میبینه، همین توی دل آدم باعث ایجاد امید و انگیزه میشه.. خیلی جالبه استاد، من از همون روز اول که این فایل رو گوش دادم بهم خبرای خوبی داده شد، و همون موقع نکته های این فایل و تمرین یادم اومد، بعد حالا شنیدم که به ظاهر مسئله دچار موانع شده و الان خیلی خوب میدونم که چقدر تمرین خوبیه واسم که ذهنمو کنترل کنم و مثبت نگهش دارم و روی فرکانس خوب تمرکز کنم نه فقط تیو فکر بلکه عمل و به یاد بیارم اون نشانه های قبلی رو و تجربیات گذشته از حال خوب و تمرکز روی اتفاقات و شرایط مثبت رو… الان واقعا تبدیل شده برام به یه تمرین عملی که همزمان بتونم یاد بگیرم کنترل ذهنمو و از این بابت واقعا خدا رو شکر میکنم..
سپاس گزارم بابت این حجم از آگاهی هایی که با ما به اشتراک میذارید واقعا از خدا برای خودم و شما حال خوب بیشتر ثروت بیشتر سلامتی بیشتر و نعمت های هرچه بیشتر و تمام تر میخوام.. ممنونم
خدایا بی نهایت بار شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
گام دوم از پروژه مهاجرت به مداربالاتر
از صمیم قلبم خوشحال، خوشنود و سپاسگذارخداوندم منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده
خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم: خدایا هر آنچه من دارم به فضل، کرم بخشش ومهربانی توست؛ همچین چند خطی که نوشتم قلبم باز شد.
خدایا من تو این مسیر قدم گذاشتم ؛ تا بتونم به بهترین شکل ممکن از فرصتی که بهم دادی به بهترین شکل ممکن بهره ببرم، اومدم تا ورژن بهتری از خودم بسازم، اومدم شخصیتمو تغییر بدم تا یک انسان تاثیرگذاری باشم: نیتم خیره پس مثل همیشه ازت میخام حمایتم کنی و هدایتم کنی: انرژی که دارم میذارم به بهترین شکل ممکن بهم برگرده.
وقتی استاد داشتن راجب اولین سوال فکر میکردن؛ این به ذهنم خطور کرد من خودم چه تصویری از قانون دارم؛ و رسیدم به همین موضوعی که استاد بهش اشاره داشتم؛ دیدم منم اولین بار وقتی راجب این قوانین شنیدم به دلم نشست و به راحتی باورش کردم و ادامه دادم و کلی نتایج ریز ودرشت گرفتم؛ دارم فکر میکنم به معجزاتی که از این قوانین قبلا نا آگاهانه استفاده کردم و برام رخ داد؛ و معجزاتی که آگاهانه از این قوانین استفاده کردم و تو زندگیم رخ داد.
بهیاد میارم اون روزایی که تازه وارد این سایت شدم که چقدرذوق و شوق داشتم و چقدر از دیدن نتایج کوچیک کوچیک ذوق زده میشدم و مدام با خودم مرور میکردم؛ الانم هنوز اون نتایج کوچولو کوچولو هستا ولی انگار دلم برا اون ذوق و شوق اوایل مسیر تنگ شده و فقط تکرار و خلق نتایج و معجزات بزرگ هستم.
ولی در کل خیلی خوشحالم اینجام، خوشحالم دارم رو خودم کارمیکنم؛ خوشحال و سپاسگذار خداوندم و به یاد میارم اون روزایی که من غرق در افکار منفی بودم و خدا دست منو گرفته وارد این مسیرکرده: آره الان همه جوره همه چی عالی تر از قبل اصلا نمیشه مقایسش کرد؛ اما باید ادامه داد؛ همواره باید ادامه داد، من باید همواره ادامه بدم، همواره اون مسیری که منو به این نتایج رسوند رو برم تا نتایج پایدار بمونه.
همواره همواره و در همه حال باید ادامه داد.
خدایا شکرت
سلام آقای نوروزی امیدوارم حالتون عالی باشه کنار مریم عزیز
راستش من میخوام دوره قانون سلامتی رو شروع کنم ولی نمیدونم چه قرص هایی باید بگیرم،میشه شما بهم بگید چه قرص هایی میخورید؟
واینکه اگه تجربه ای از زندگی به سبک قانون سلامتی دارید میشه بهم بگید واسه شروع
درود و ادب
اتفاقات روخودم رقم میزنم در زندگیم با افکارم – اتفاقات کوچک رخ میدهند و اگر خواسته های بزرگی که دارم اتفاق نمیفته به خاطر اینه که من هنوز اونقدر روی خودم کار نکردم و باید ظرف خودم رو بزرگتر کنم تا اون خواسته هایی که دارم که البته اجابت شده و همه پشت در هستند دری که کلیدش دست خودم هست و خودم باید بازش کنم تا اون خواسته ها وارد زندگیم بشن والبته با کار کردن و تمرین کردن و باور داشتن و کنترل ورودیهاباید ظرف خودم رو بزرگتر کنم تا اون درها همه باز بشن من اصلا نباید ناامید بشم و همچنان ادامه بدم مثلا از اتفاقات کوچک بخوام بگم مثل وقتی که اسنپ میگرفتم یه ماشین خیلی تمیز و مرتب و نو شیک و هوای خوب و مطبوع با یک راننده مودب و مرتب با رانندگی خوب و مطمئن برام میومد یا وقتی پیاده میرفتم به هر چهار راه میرسیدم چراغ عابر پیاده سبز میشد یا توی مغازم مشتریهای خیلی خوب و مطمئن و معتمد و لارج و مودب و بافرهنگ و پولدار برای خرید میومدن یا خبرهای خوب و خوشحال کننده در مورد فرزندانم یا همسرم به من میرسید و خوشحال میشدم یا به صورت خیلی اتفاقی یک وسیله بسیار لازم و مورد نیاز خونه رو تهیه میکردم خیلی راحت و باعث خوشحالی خودم و خانواده میشه یا یه مهمونی خیلی خوب و باحال با خانواده جور میشد یا مامیرفتیم یا کسای دیگه میومدن خونه ما و باعث حال خوب همه میشه
که من باید اینا رو هی بیشتر وبیشتر مرور کنم و یادم بیاد و حالم خوب بشه وای تمرین کردن خیلی مهمه که برای تثبیت و پایداری نتایج اجام بدم وقانون اصلی همینه که من ورودیهای ذهنی و دیداری و شنوایی و نوشتاری و ارتباط و بینایی و فکری خودم رو کنترل کنم و این کار رو تمرین و تمرین کنم و وقتی این کار رو انجام بدهم جهان منو هدایت میکنه وراهنمایی میکنه به اون اتفاقات و آدمها و موقعیتهایی که خودم دنبالشون هستم و کم کم ورودی خواسته هام بیشتر و قویتر میشه و در طول مسیر نباید نا امید بشم البته با به یاد آوردن و مرور مداوم نشانه های کوچک
در مورد این سوال که اگر ثروت و دارایی که داری صفر بشه چقدر طول میکشه تا همه اون ثروتت رو بدست بیاری یه موضوعی رو میخوام در مورد خودم بگم : من تقریبا 5 سال پیش از یه شرکتی که کار میکردم با سابقه تقریبا 11 ساله استعفا دادم و به جرات میتونم بگم اولین نفری بودم که توی اون شرکت معتبر با اون سمتی که من داشتم استعفا دادم چون در زمان خودش مزایای خوبی داشت ولی من ذهنم وفکرم دنبال چیزای دیگه بود و این هم بگم که اصلا با استاد عباسمنش اون موقع آشنایی نداشتم و یادمه که اون زمان وقتی میخواستم استعفا بدم خیلی از همکارام بامن صحبت میکردن که تو مگه چیکاری چرا لگد به بخت خودت میزنی این چیزا از روی شکم سیریه نکن این کاررو الان آدمهایی هستن بامدرک دکتر و فوق لیسانس برای این موقعیت پشت در شرکت صف کشیدن و التماس میکنن و برادرام هم همینطور خیلی مخالف این تصمیم من بودند وبه طرق مختلف همه دوستان و آشنایان میخواستن جلوی این تصمیم منو بگیرن
هیج وقت یادم نمیره یه دوست صمیمی و خیلی خوب و عالی داشتم که باهم ازخیلی وقت پیش همکار دوست بودیم یه روز از من پرسید چرا میخوای استعفا بدی من شاهد اون همه زحمت و تلاش و پشتکاری که توی این 10 و 12 سال داشتی از نزدیک بودم من دیدم به چشم خودم که تو چقدر اذیت شدی و زن و بچت مایه گذاشتی از اعتبارت و وقت و جوونی خودت توی این شرکت گذاشتی تا به اینجا رسیدی و این جایگاهی که داری خیلی باارزشه و میتونی بالاتر هم بری چرا این کار رو با خودت میکنی این توضیحات رو البته خیلی خلاصه نوشتم تا به اینجا برسیم که اون موقع هیچ کس حرف منو درک نمیکرد وقتی میگفتم آقا این شرایط دلخواه من نیست و حالا تقریبا بعد از 5 سال دقیقا همین حرف استاد عباسمنش رومن اون زمان که اصلا شناختی در مورد ایشون نداشتم به دوستم گفتم و این بود که محمد جان همون خدایی که منو به اینجا رسوند مطمئنم که اگر صفر مطلق هم بشم باز همه چی بهم میده و معتقد بودم و هستم که خدا منو خیلی دوست داره و تنهام نمیذاره و باور کنید توی این چند سال اینقدر اتفاقات عجیب افتاد که من نه تنها ثروت که اعتباری که هم داشتم از بین رفت و فشار های مالی و اعتباری بسیار شدیدی بهم وارد شد ارتباطات دوستان و حتی خانواده و خواهر و برادرهام کاملا قطع شد و فقط همسرم فرزندانم محکم واستوار در کنارم بودند و هستند البته ثروتم صفر نشد یعنی یه حالتی که دارم ولی ندارم(یعنی بعداز 4 سال یه سری موارد رو الان درک میکنم و میفهمم ) اون موقع من یه قدم بسیار بزرگ برداشتم و تمام داشته های خودم رو برای یه برج مسکونی بسیار بزرگ و لوکس و برند شهر شاید بهتر بگم ایران سرمایه گذاری کردم و هنوز که هنوزه آماده تحویل نشده یعنی قانون تکامل رو درک نکرده بودم و شاید هم کمالگرایی بسیار زیاد بود ولی در هر صورت 2 سال تمام به هر دری که بگید زدم ولی نه به پولم رسیدم نه به خونه البته تا الان . به قول استاد ظرف من کوچک بود ولی من به زور میخواستم به یه خواسته بزرگ برسم و این اشتباهه و این رو من با تمام پوست و گوشت و استخونم درک کردم اینقدر جملات استاد استاد رو یه جاهایی خوب درک میکنم یه فایلی از استاد گوش میکردم میگفتن در مورد آشنایی که داشتن و قوانین رو درک نکرده و کارهایی انجام دادکه طرف پودر شد و واقعا چقدر درست و اساسی گفتن فرقه بین گوش دادن و فهمیدن و درک کردن اون درک قوانین و اون پودر شدن رو با تمام وجود درک کردم.
بعدا از طریق یکی از دوستام فایل “چگونه درآمد خود را 3 برابر یا بیشتر کنیم ” برام فرستاد و این اولین آشنایی من با استاد بود که دیگه شروع کردم به گوش دادن و خریدن فایلهای دیگه و وارد دانشگاه استاد عباسمنش شدم و ثبت نام کردم
حرف برای گفتن زیاد دارم خیلی دلم پره ولی امید دارم به خداوند خدا شاهده که دارم اشک میریزم و مینویسم به هیچ کس و هیچ چیز دل نبستم و دست نیاز جلوی هیچ کس دراز نکردم الا لطف رب خودم و فقط و فقط در خونه همون خدای مهربون و دوست داشتنی و بخشنده خودم رو میزنم و میدونم که به وقتش همه چی بهم میده و یاد گرفتم من فقط وفقط باید روی خودم وافکار خودم کار کنم که البته هر چیزی غیر از ثروت و سلامتی و خوشبختی و زیبایی و فراوانی و ارتباطات سالم اگر در زندگیم هست فقط و فقط مقصرش خودم وخودم و خودم هستم و لاغیر
خدایا بینهایت ازت ممنونم بابت همه نعمتها سلامتی ثروت زیبایی و فراوانی و امکانات و موقعیتهای بسیار عالی که برایم فراهم کردی خدایا بینهایت ازت ممنونم خدایا شکرت منو به جایی هدایت کردی که هم میتونم حرف دلم رو بزنم و هم حرفهام رو میفهمن خدایا شکرت بابت هدایت و راهنمایی که همیشه برام انجام میدی خدایا شکرت بابت سلامتی و تندرستی که من داده ای
وقتی استاد گفتن امکان نداره کسی که راهش درست انتخاب کرده و یه روند رو به جلو داره همه چیزش رو از دست بده و با این جمله اگه من 5 سال پیش استعفا دادم از کارم و اطمینان دارم که کارم درست بوده وتصمیم درستی گرفتم پس من چیزی از دست ندادم اگر با کسی قطع رابطه داشتم اون باید از زندگیم حذف میشد چون من دوست دارم به مدار بالاتری برم و لاجرم باید از یه سری افراد و چیزها جدا بشم و حتی ثروتم هم معتقدم داره چندین برابر میشه چون من دارم روی خودم کار میکنم چون دوست دارم رشد کنم چون دقیقا الان شدیدا تشنه رشد و پیشرفت و گرفتن اطلاعات درست و یادگرفتن قوانین و رفتن به مدار بالاتر هستم من باید اعتراف کنم تا یه مدتی نگاهم این بود که من همه چیمو از دست دادم و نه خونه و نه ماشین و نه درآمد و نه کار درستی نه اعتباری و نه دوست درستی و …..
ولی الان دارم ازین زاویه نگاه میکنم که من چون تصمیمم درست بوده و اهداف و خواسته های درستی داشتم الان همه چیز دارم عزیزانم کنارم هستن جایی که سرمایه گذاری کردم داره روز به روز رشد میکنه از طریق کار جدیدی که دارم تونستم هزینه های زندگیم رو تامین کنه تو این موقعیت خاص و این طرز فکرم باعث شده حالم بهتر بشه و همسرم و فرزندانم اون احساس قبلی رو نداشته باشن و کم کم داریم به همون لول قبل که خونه خوب و ماشین خوب و شغل خوب و درآمد عالی و مسافرت و مهمونی و معیشت وخوش گذرونی سالم وخوب داریم نزدیک میشیم و این اتفاق موقعی رخ داد که من نوشتن و تمرین کردن رو جدی تر و مهمتر و عملی تر دارم انجام میدم برای همینه که میگم بچه ها بنویسید و تمرین کنید این خیلی مهمه
امیدوارم همیشه سالم ثروتمندشادو سعادتمنددر دنیا و آخرت باشید
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزانم
حالا که میدانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یکشبه پدیدار نمیشوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمیبینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟
ــ با یادآوری قانون تکامل و الگوهایی که با طی کردن این قانون در مسیر علائقشون حرکت کردند و به نتایج بزرگی رسیدند مثل زیدان مثل استاد عباسمنش با به یاد آوردن افرادی که توانستند به موفقیتهای بزرگی برسند مثل آرنولد ،بیل گیتس ،ایلان ماسک ،استاد عباسمنش ،این افراد در مسیر علائقشون حرکت کردند روی مهارتها و توانایی های خودشون تمرکز کردند از مسیر زندگیشون لذت بردند و همین روند ادامه دادن و من وقتی این چنین الگوهایی را میبینم و مدام این الگوها را به ذهنم یادآوری کنم انگیزه ها م در این مسیر حفظ میشه و برام امکان پذیر میشه که منم به آنچه که میخوام میرسم .
ــ یکی دیگر از مواردی که باعث میشه این مسیر با قدرت ادامه بدم و انگیزه ی بالایی داشته باشم این که منم میتونم مثل استاد در کار خودم موفق بشم ومن هم عباسمنش کار خودم باشم و در شرایطی که به ظاهر نامساعد میشه و به تضادها برخورد میکنم از خودم بپرسم اگر الان استاد عباسمنش جای من بود چیکار میکرد؟؟؟
ــ وقتی میدونم با هر منطقی دستم بکنم تو آتیش میسوزه ،وقتی لحظاتی را به یاد بیارم که با تمرکز بر نکات مثبت و توجه به زیبایی و سپاس گذاری و ارتباط با خدا و توجه به نکات مثبت و توانایی های خودم به احساس بهتر رسیدم انگیزه هام بیشتر میشه که همین روند به صورت جدی تر و تمرکزی تری ادامه بدم و ترمزهای بیشتری را شناسایی و حذف کنم و بیشتر در سایت باشم و تمرینات را عملی تر کنم ،کامنت بخونم و کامنت بذارم وقتی به این شکل این روند طی کنم و به ایده ها عمل کنم لاجرم اتفاقات خوب میفته و وقتی اتفاقات خوب میفته و نتایج خوبی رقم میخوره اعتماد به نفسم بالاتر میره که با قدرت بیشتری این مسیر ادامه بدم و انگیزه هام خیلی بیشتر میشه برای استمرار در حفظ این مسیر .
ــ وقتی اتفاقات خوب و هدایت های ویژه ی خداوند را به یاد میارم و خودم را با قبلم مقایسه میکنم و نتایج شگفت انگیزی مثل سلامتی رابطه ی خوب با اطرافیانم و حذف شدن خود به خودی افراد نامناسب از زندگیم ،پیدا کردن شغل مورد علاقم را با همین قانون به دست اوردم انگیزم خیلی بیشتر میشه که تو این مسیر بمونم و نتایج شگفت انگیز تری را خلق کنم .
خدارا شکر که خودم را دارم بهبود میدم و قدم بر میدارم و احساس خوبی دارم …
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
(قانون پایداری نتایج)
قدم دهم، جلسه ی اول، شما استاد قشنگم اومدید در مورد قطع کردن درختچه ها وپیچکهای هرز صحبت کردید، اومدید در مورد نوع هرس کردنددرختچه ها وعلف ها وپیچکهای هرز پردایس توضیح دادید و بعد مثالتون رو ربطش دادید به هرس کردن مداوم باورهای نادرستی که باعث شده زندگی ما پیشرفتی نداشته باشه وحتی پس رفت هم داشته باشه.
توضیح دادید که چطوری وقتی با قوانین حاکم برجهان هستی آشنا میشیم باید بهش عمل کنیم تا تغییرات چشم گیری ومثبت توی شخصیت و زندگیمون از هر لحاظ اتفاق بیفته…
دلیل پایداری نتایج بدون شک استمرار در عمل به قوانین هست واینو همه یا شنیدیم یا میدونیم، ولی خب برامون سخته که همیشه بهش عمل کنیم.
چرا؟ چون قانونمند بود برامون سخته
چون آدمیزاد دوست داره خودمختار عمل کنه
چون آدمیزاد دوست داره هر جوریکه خودش دلش میخواد وراحت تره زندگی کنه…
چون آدمیزاد میخواد همیشه همه چیز باب میلش باشه بدون اینکه بخواد به خودش سختی بده…
بله سختی!!! تغییر رویه، تغییر عادات، تغییر افکار وگفتار و رفتار کاری خیلی سختی هست برای منی که یه عمر یه جور دیگه فکر کردم یه جورای دیگه صحبت کردن و یه جورای دیگه ای رفتار کردم، ولو به اشتباه وبه غلط…
خصوصا که می بینم اکثریت جامعه مثل من دارند فکرمیکنند وحرف میزنند ورفتار میکنند
خصوصا که اطرافم با کسایی احاطه شده باشه که خودم رو موظف ومجبور بدونم که برای هم رنگ جماعت شدن و ترس از دست دادن و ترس تایید نشدن و به خاطر تردد نشدن، مثل اونا باشم.
بله تغییر سخته، برای کسیکه فکر میکنه خودش همه چیز رو بلده…
تغییر سخته برای کسیکه منتظره همه چیز از بیرون درست بشه، دیگری تغییر کنه، اوضاع تغییر کنه، مافوق وکارفرماش تغییر کنه، رئیس جمهورش تغییر کنه، قوانین مملکتش تغییر کنه یا اصلا شهر ودیار وکشورش باید تغییر کنه تا بتونه زندگی دلخواهش رو تجربه کنه…
تغییر سخته برای کسیکه نمیدونه هر چیز بهایی داره، و ندونه که بهای تغییر نکردن و ترک عادات ناپسند ونادرست خیلی خیلی بیشتر از بهایی هست که بابت تغییر شخصیتش به شکل مثبت براش رقم میزنه!!
مشکل اینجاست که 99 درصد مردم اصلا نمی دونند که جهان هستی داره طبق یه سری قوانین اداره میشه…
وتلاشی هم برای فهمیدن ویا درکش نمی کنند وترجیه میدن طبق راه وروش گذشتگان پیش برند…
اما برای ماها که بدون شک توی زندگیمون این درخواست رو خیلی زیاد از جهان هستی داشتیم که راه درست زندگی وبندگی ومسیر درست سعادت وخوشبختی رو بهمون نشون بده، وخداوند دست مارو گرفته آورده اینجا و از طریق شما استادقشنگم قوانین حاکم بر جهانش رو بهمون داره می آموزه، قانون به شکل قابل فهمی معنا شده ….
حالا دیگه اگه منه مینا نمیخوام یا سختمه ونمی تونم بهش عمل کنم اون یه بحث دیگه اس.
قانون میگه بازتاب توجهات توی مینا، بازتاب افکار دائمی تو و گفتار ورفتار تو به خودت برمیگرده ، حالا توی مینا دوست داری چه افکار وگفتار ورفتار وتوجهاتی داشته باشی؟؟؟
باز میخوای مثل قبل باشی؟؟؟
از دیدگاه معنوییت هم اگر بخوایم قانون رو بررسی کنیم خالق میگه مخلوق من، من همواره خیر مطلق، قدرت مطلق، شادی مطلق، ارامش مطلق، ثروت وسلامتی مطلق، ومهر وعشق مطلق هستم…
اگر میخوای تو همیشه وهمواره در سعادت وخوشبختی باشی باید با من باشی، چون در نبود من نمی تونی خیر وخوشی رو تجربه کنی حتی اگه خیلی ازم دور باشی….
برای با من ونزدیک من بودن هم راه سختی پیش روت نیست، کافیه نگاه کنی کجاها توی زندگیت گند زدی بعد منو صدا زدی ومن گندتو جمع کردم و نجات دادمت از منجلابی که داشت تو رو خفه وغرق میکرد، انوقت میفهمی که قدرت تنها در دستان من هست وهمه ی چیزهای خوب هم در دستان من وپیش من هست..
خب اگه یه کم عقل تو کله ی پوکت باشه، از صبح که چشمت رو باز میکنی منو صدا کنی به یادم باشی از من راهنمایی وهدایت بخوای ومنتظر پاسخ من باشی وحرفهامو گوش کنی وبهش عمل کنی ، منم هر لحظه هدایتت می کنم که راحت وآسوده زندگی کنی…
جوریکه هم خودت راضی باشی وهم من…
ودر نهایت قانون پایداری نتایج ، عمل به قوانین حاکم برجهان هستیه، که اگه با تکیه وتوکل بر خالق اتفاق بیفته، آسونیش بیشتر از سختیش هست.
چون وظیفه اصلی بار بیشتر و سهم بیشتر رو خود قانون گذار برعهده داره، چون انقدر مهربونه که دل به دلش بدی کلی بهت تقلب میرسونه کلی به جات کارهارو انجام میده وآخرشم جوری طرح ریزی میکنه که تو فکر کنی خودت انجامش دادی، ولی خالق از اینکه ذوق تو رو ببینه ذوق میکنه و انگار به خواسته اش رسیده، که دیدن احساس رضایت وخوشبختی توی مخلوقش هست….
منتهی…..منه مینا، منه آدمیزاد، میخوام قانون گذار و فرمانده و همه کاره خودم باشم…
در صورتیکه امکانش وجود نداره، اگر به این درک رسیدن باشم که تمام کائنات وساکنان جهان هستی اگه تا به امروز پابرجاست به خاطر همین قانونمندیش بوده…
مثل قوانینی که پدر ومادرها توی خونه برای ثبات ارامش وامنیت خانواده برای خودشون وفرزندانشون دارند، اگر چه گاهی سخته ولی باعث پایداری بنیان خانوادست….
مثل قوانینی که حاکم بر یک کشور هست باید بهش پایبند بود برای داوم وپیشرفت یه جامعه…
و قشنگ توی خانواده ها ویک جامعه ویه کشور،بی قانونی وعمل نکردن به شرح وظایف وقانون ، نتایج بدش رو داره به ما همیشه نشون میده….
حتی وقتی به زندگی خودمون نگاه کنیم هرجا گند خورد به زندگیمون، به صورت واضح تخطی کردن از قانون حاکم برجهان هستی، خودش رو به ما نشون میده….
با این وجود یا باز آدم عاقل از قانون سرپیچی میکنه؟ قانونی که باعث سعادتش میشه؟
بنام حضرت عشق خدای بی نظیرودوست داشتنی ام
سلام ودرود خدمت استاد عزیزوفوق العاده وهمه عزیزای دلی که مثل من دونبال پیشرفت و خوب زیستن هستن.
نمیدونم حسی که دارم و چطور به اشتراک بذارم ولی از خدا میخام که کمکم کنه تادیدگاهمو نسبت به این فایل به اشتراک بذارم.منم مثل خیلی ها خیلی وقته که میخام پیشرفت کنم وروی خودم کار میکنم ولی دریغ از یه کوچولو نتیجه و وقتی نتیجه ای نمیومد ناامیدمیشدم وبرای اینکه خودمو قانع کنم میگفتم نمیشه دیگه حتما اونایی که مثل استاد عباسمنش تونستن به نتیجه برسن یه جورخاصی فکر میکنن ادمای خاصی هستن شرایط خاصی روتجربه کردن ولی من چی…منکه باشرایط داغونی بزرگ شدم از پانزده سالگی درگیر اعتیاد شدم،اعتماد به نفسم مخصوصابخاطر اینکه دندونام هم خرابه درحده زیره صفره اقا خلاصه که نمیشه بیخیال شو توهم مثل بقیه دوروبریاتی از اوناکه بیشتر نیستی وبازبرمیگشتم به پله اول وباز به مهاجرت به مدارپایین تر از جایی که بودم از لحظ فکری،ولی هرچه بیشترزیرچک و لگدهای جهان هستی میرفتم انگاریه حسی باز درونم شعله ورمیشد ومیگفت ناصر اینجوری که نمیشه حتما یه راهی هست دوباره تلاش کن دوباره امیدوار میشدم البته امیدم بیشتربه خاطراین بود که وجدانم قبول نمیکردکه زندگیم اینجوری بگذره واسه همین دوباره تلاش میکردم واین ازمون خطاها همینجورتکرار و تکرار میشد دنبال موفقعیت بودم اما ازخودم راضی نبودم همیشه ادای ادم خوبارو در میاوردم.همیشه دنبال یه حرف خاص یه حرف جدید یه نکته یه طرز فکر خاص چه میدونم یه چیزی که منو به وجه بیاره بودم وهرروز اون حرف خاص و تکرار کنم البته جواب میداد حالم خوب میشد ولی فقط درحده دوسه روز وبعداز دوسه روز اصن یادم میرفت اون نکته به قول خودم خاص اصن چی بود به خودم میگفتم اینجوری که نمیشه باتکرارچند عبارت تاکیدی که نمیشه خلاصه گذشت تا اینکه باز الان دوباره شروع کردم باز اعتیادم رو چند وقته که گذاشتم کنار البته اینم بگم که شش ماه که دارم به این فکرمیکنم که چجوری ترک کنم که بعدیه مدت که حالم خوب شد باز سمتش نروم فهمیدم که باید هرروز روخودم کارکنم وحتی شده یه زره از دیروز بهتر بشم ودنبال نتیجه سریع و بزرگ نباشم اولش رفتم چند دست لباس نو گرفتم، برای چند روز حالم خوب بوداحساس ارزشمندی میکردم دوستام ازم تعریف میکردن ولی دیدم باز حسم داره افت میکنه داره طبیعی میشه.درعین حال هم حواسم روذهنم بود.به این نتیجه رسیدم که اقا من دارم ازنگاه بقیه زندگی میکنم به قول استادبه ادا دراوردن نیست طرزفکرموعوض کردم سعی کردم واقعا حسم خوب باش تا اینکه به طوراتفاقی یه حس خوبی سراغم اومد خداروتو وجودخودم پیدا کردم.یه چیزی مثل اینکه یه رفیق خوب داشته باشی باهاش راحت باشی بگی بخندی همیچی حسی داشتم اقانگم براتون شیرین ترین روز زندگیم بودبا اینکه سرکارم بودم تا شب حالم خوش بود انگار یکی یه جوک خنده دارتعریف کرده ومن کلادارم بهشم میخندم خلاصه عجیب بود برام همچی حسی مثل ادمی که یه چیزی مصرف کرده همش توفضابودم اما هوشیار بابت هرچیز کوچکی شکرگذاری میکردم حتی یه شکلات کوچیکی که یکی بهم داد،حتی بادی که به صورتم میخورد،برگای سبزدرختان،خورشیدی که داغ بودوگرماش امونم وبریده بودخلاصه بابت همه چی شکرگذاری میکردم،باهاش عشق بازی میکردم. شب اومدم خونه همه خواب بودن من باورکنیدتو تاریکی چون نمیخواستم برقارو روشن کنم با خودم میخندیدم خلاصه یه وضعی بودکه خودمم نمیفهمیدم دارم به چی میخندم، گذشت اون روز به خودم گفتم تمومه دیگه ازاین به بعد هرروز همینجوریم روز بعد شد رفتم سرکار از همون اول صبح سعی میکردم اون حسو درون خودم پیدا کنم دیدم نمیشه گفتم اعه چیشدنه به دیروز نه به امروز از خدا هدایت خواستم تا اینکه به این فایل هدایت شدم ودیدم دارم باتمام وجود حرفای استاد و درک میکنم بله دوستان موفقیت کار یه روز دوروز نیست یه رونده تکاملی بازالان تو اون حس خوبم فهمیدم عجله نکنم یه روز حالم یه کم بد شد نا امید نشم که دیگه اون حس خوب نیست دنبال نتایج بزرگ سریع نباشم .امشب فهمیدم همه این ازمون خطا ها یه روندتکاملی بوده وبا خودم راحت شدم مهم اینه که پیگیر باشی ونا امید نشی.
بابا بچه بخدااستاد عباسمنش هم که ایشالا سایشون همیشه بالاسرمون باشه وخیلی دوسش دارم باورکنید استادهم یه ادم معمولیه دقیقا مثل خودمون پس باخودتون راحت باشید هیچی رو بلدش نکنیدواگه یه روز یکم احساستون بد شد اشکال نداره باز برگردید به مسیر حس خوب و از زندگیتون از شب و روزتون لذت ببرید
باارزوی موفقیت وپیشرفت برای همه شمادوستان عزیز واستاد عزیز، باورکنید عاشقتوووونم بی نظیری شما خداروشکر خدانگهدار.
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
ادما خیلی زود با دیدن موفقیت دیگران نتیجه گیری های سطحی میکنند. مثلا میگن به خاطر اینکه فلان سن کارو شزوع کرده ،، یا میگن استعداد داشته ،، یا میگن چون فلان کشور بوده یا فلان شغل رو داشته ،، یعنی افراد ناموفق برای توجیح عدم موفقیت خودشون اولین چیزی رو که بهانه میکنند عوامل بیرونیه.. یعنی میگن چون فلانی این عوامل بیرونی رو در اختیار داشته پس به این دلیل موفق شده !!! خب چون نمیرن بررسی کنن که هزاران نفر دیگه هم موفق شدن بدون اینکه هیچ حمایتی از طرف خونواده داشته باشن ،، بدون اینکه پارتی داشته باشن،،ووو اون ها موفق شدن بدون در اختیار داشتن عوامل بیزونی !!! خب چرا موفق شدن؟؟ به خاطز فاکتور هایی که در درون خودشون داشتن که منجر شده به طور مستمر و با رعایت قانون تکامل قدم بردارن و بعد موفق شن .. ایمان ، باور ،، جسارت ،، قدم برداشتن
بعد دیگه نمیرم توی زندگی طرف تحقیق کنن که بابا چه میدونم مثلا عادل فردوسی پور سال هاست داره فعالیت میکنه ..
علی دایی سال ها ورزش کرده
یعنی ادم ها با دیدن میوه ها خیلی زود گول میخورن و نمیدونن دلیل این میوه ها ریشه های خیلی قویه !!!
یعنی ادمایی که خیلی از این شاخه به اون شاخه میپرن مهمترین دلیلش همین نگاه سطحیه که نسبت به موفقیت افراد موفق دارن..
و سال ها تمرین و تلاش و باور و توکل و جسارت زو نمیبینن !!!
یعنی ادم ها با دیدن اون لحظه ی آخر خیلی نتیجه گیری سطحی میکنند !! یا با دیدن میوه ها خیلی هیجان زده میشن و تصمیم های احساسی و احمقانه میگیزن !!
ولی واقعیت اینه که موفقیت یک شبه حاصل نمیشود ،، بزای هیچ فرد موفقی که موفقیتش پایدار بوده یک شبه حاصل نمیشه .. پس به همین دلیل موفقیت اون فرد یک شبه هم از بین نمیرود !!
مثلا کسی که با یک روند درستی ورزش کرده و مهارت کسب کرده ،، حتی اگر مدت ها ورزش رو رها کنه چ بعد شزوع کنه به ورزش کردن،، ما میبینیم که همچنان رگه هایی از قدرت بدنی و اون مهارت توی وجود طرف هستش !!
ولی کسی که با قرص و دارو که مثالش توی بدن ساز ها زیاد هستش ،، رشد میکنه خیلی زود هو اون بدن فیکش از بدن میزه .. چون عضلاتش یه قدرت فیک و ظاهری دارن !!! یا فقط عضلش یه ظاهر زیبا دازه !!
با توجه به این توضیحات باید به خودم یاد اور بشم که عجله نکنم و جا نزنم و ادامه بدم و ناامید نشم..
من الان چند وقته به طوز مستمر و با راعایت تکامل دارم تمرین میکنم ،، اصن اینقدرررر بدنم بهتر شده ،، اینقدر حرکات رو زیباتر انجام میدم و کلی پیشرفت کردم بدون اینکه اذیت خاصی بسم و البته هر بار که تمرین میکنم ،، توی دفعات بعدی سعی میکنم هی از تجربیات قبلیم استفاده کنم و تکامل رو بهتر رعایت کنم و سعی کنم فقط هدفم لذت برردن باشه ،، کلی توان بدنیم و انعطافم بهتر شده و حرکات دارن اروم اروم با میزن توی بدنم و با من یکی میشن..
پس عجله نکنم و ادامه بدم .
خب اینم از رد پای من از گام بعدی،، یادم باشه تعهد دادم.
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده و بخشایشگر
باسلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گل و همراهان جان
من کاملا به این درک رسیدم که خدارو باید در لحظه لحظه درک کرد.
در واقع مثل همون تمرین ستاره قطبی که از خواسته های معمولی روزمره شروع میکنیم، بلکه من ب شخصه یافتم، هررررررچیزی که در لحظه پیش میاد، خودمو بسپارم ب خدا و عمل کنم
با توحید صددرصد
و هرچی میگذره انقققدرررر دلم از خدا راحت و خداروشکر آنقدر پشتم گرم
یعنی مثال مناسب ک میتونم بزنم عین بچه کوچولو که خودشو از پشت پرت میکنه تو بغل بابا
همون قدر خیالم راحت و دیگه میرم تو دل زندگی
از ریزترین هاش هم لذت میبرم،
یک تماس
یک کار تکمیل شده
یک ناهار خوب
و بدنبالش حال خوش
آخ که اون حال خوش پیدا کردم، انگار بهشت
الحمدالله رب العالمین
اینجا هروقتم چیزی نشه، با کمال ادب میپذیرم، قطعا ی چیزی هست ک تو میدونی، باشه میکشم کنار اگر نباید
ولی سختی که انگار باید برم رو میرم و با این جمله که اتفاقا امروز داشتم
خدایا منو آسان کن برای آسانی ها
چقدر عالی نتیجه میگیرم
الهی شکرت
ب قول پیامبر اگر خورشیدو دست راستم بدین و ماهو دست چپم هرگز از این مسیر طلا برنمیگردم. بابا مگه عقلمو از دست دادم
ولی حقیقت اینکه من خودم نمیتونم جلو بعضی کارامو بگیرم
مثلا هنوز از اینکه یک بنده خدایی چند سال پیش بسسسسیااار بسسیاار منو آزار داد و اتفاقا اون موقع گفتم خدایی هست من هیچی نمیگه. و الان که در قعععععععر فاضلاب افتاده و مدام کار خودشو سخت تر میکنه، هی میگم خودش کرد خودش باعث شد، جواب اخلاق و رفتارش رو میده.
ولی سریع متوقف میشم و ناراحت، که چرا من هنووززززز
دوست دارم این جنس حتی لذت بردن رو نداشته باشم،هرچند واقعا با خیلی امورات هیچ کاری ندارم فقط دارم روی خودم کار میکنم ولی این مدل رفتار رو هنوز دارم، حتی همین الان خوشحالم که نتیجه اعمالش رو میبینن
خدا هدایتمون کنه
ولی ازین صحبت استاد که میگن، اگر برگردن، سعی میکنم بیشتر لذت ببرن، چون از نتیجه که مطمئن، پس لذیذتر مسیر رو طی کنند.
آنقدر خوشحال شدم.
انگار یک آدم مطمئن داره بهم میگه کدوم دست گل و کدوم پوچ
سپاسگزارم استادجونم
خوشحال و سپاسگزارم که در گام دوم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر هستم. ردپایم را می گذارم تا بدانم از کجا و چگونه شروع کردم.
در جواب به سوالات تمرین بالا باید بگویم که:
من با وجود اینکه از این موضوع آگاه بودم که فقط با گوش دادن به فابل های استاد و فهمیدن قوانین ،بدون عمل کردن و تلاش، پیشرفتی حاصل نمیشود، ولی باز به صورت اتوماتیک وار به فایل ها گوش میدادم و بدون اینکه باور های درست را در ذهنم ایجاد کنم و تمرینات لازم را انجام دهم، خودم را اینگونه آرام میکردم که آگاه شدن از این قوانین و گوش دادن به صحبت های استاد به خودی خود تغییرات زیادی ایجاد خواهد کرد و همین فهمیدن و شنیدن کافیست. به همین دلیل هم کار من این بود که مانند سرگرمی هر فایل استاد را یکبار گوش میدادم و بدون درک کامل و انجام تمرینات و عمل به آگاهی ها ، به فایل بعدی میرفتم و دنبال چیز جدیدی بودم که تکراری نباشد. نتیجه اش هم این بود که تغییر یا پیشرفت محسوسی در زندگیم حاصل نمیشد و من بدون عمل، فقط اطلاعات بیشتر و بیشتری را در ذهنم انبار میکردم و از این ناراحت بودم که پس کی اتفاق مورد نظرم خواهد افتاد. حتی به خودم زحمت هم نمیدادم که یک دیدگاه کوتاه یا ردپای کوچک از خودم به جای بگذارم…
اما اکنون کمر همت بسته ام تا در این مسیر استمرار داشته باشم و فقط با گام اول این پروژه می بینم که تغییرات و پیشرفت ها جزئی و کوچک دارند خودشان را به من به صورت احساس بهتر، ذهن آرام تر، ایمان بیشتر، توکل و اعتماد به خداوند و عمل و انجام دادن آگاهی ها، نشان میدهند. همین نتایج و ثمر های هر چند ریز، انگیزه و شوق من را برای ادامه مسیر و استمرار در آن بیشتر میکند و سعی میکنم با یادآوری این پیشرفت ها و باور به اینکه با تلاش و عمل و استمرار بیشتر می توانم به نتایج و دستاورد های بیشتری برسم، انگیزه خود را حفظ می کنم.
همچنین این منطق را استخراج کرده ام که حتی استاد هم در اول مسیر نتایج بزرگ و آنچنانی نداشت، و او هم مانند من تغییرات بسیار کوچک و جزئی داشت مانند فکر کردن به یک دوست و تماس گرفتن آن دوست با ایشان یا بهتر شدن وضع روحی و آرامش و حس خوب بیشتر . و این منطق که وقتی استاد از آن نقطه و با آن شرایط توانست با عمل به قوانین و استمرار در آن، به این جایگاه و زندگی بینظیر برسد، پس قطعا این روش کار می کند و من هم می توانم با انجام این کار ها از این نقطه به نقطه دلخواهم برسم.
استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان دوست داشتنی ام بی نهایت دوستتان دارم و به خاطر تمام کمک ها و لطف خالصانه و بی منت شما ممنون و متشکرم
با سلام خدمت استاد و همه ی همسفران
از خداوند ممنونم بابت فرصت زندگی امروزم
ازش سپاسگذارم بابت آگاهی های این سایت
سپاسگذارم بابت درکی که امروز از جهان هستی دارم
خدایا شکرت بابت تمام اتفاقات خوبی هرروز از روش های مختلف برام رغم میزنه
خدایا شکرت بابت این که اینقدر همه چی روان و آسان داره برام انجام میشه
خدایا ازت سپاسگذارم که هرلحظه در کنار من هستی و منو به مسیر درست هدایت میکنی
خدایا شکرت بابت قوانین جهان هستی
خدایا شکرت بابت آرامشی که امروز به واسته آگاهی های این سایت بدست آوردم
خدایا بابت تمام نعمت هایی که هرروز وارد زندگی من میکنی عزت سپاسگذارم
خدایا شکرت بابت احساس سپاسگذاری که دارم
خدایا شکرت که بهم قدرت دادی تا بتونم زندگی خودمو اونجوری میخوام خلق کنم
خدایا بابت استمرار در این مسیر ازت ممنونم
دم همتون گرم خدایا شکرت
رد پای من در گام دوم
چقدر زیباست خوندن کامنت های شما خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت