مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج


مفاهیمی که استاد عباس منش در این فایل توضیح می دهند شامل:

  • به اندازه ای که قانون را بهتر درک می کنیم، به همان اندازه نگرانی های ما تبدیل به جسارت برای سازندگی می شود؛
  • طبق قانون، همانگونه که یک شبه یک گونی پول از آسمان برایت نمی افتد، همانگونه نیز “سقوط” یک شبه اتفاق نمی افتد؛
  • موفقیت پایدار، یعنی موفقیتی که پایه و اساس دارد، هویت دارد و هویت آن آجر به آجر با درک قانون و رشد شخصیت درونی به وسیله این درک ساخته شده است. این جنس از نتایج پایدار، خروجی یک شخصیت قوی است که با این راحتی با هر طوفانی نمی لرزد چون در مسیر خودسازی، نه تنها راهکار مقابله با طوفان را یاد گرفته بلکه می داند چطور از آن به نفع خود بهره برداری کند.
  • مثل همه ی مهارت ها، مهارت شما در عمل به قانون، یک روند تکاملی دارد. این روند تکاملی با استمرار در به یاد آوردن قانون، درک قانون و تعهد برای اجرای همان مقدار درک در روند روزانه زندگی، هر بار بهبود پیدا می کند و هر بار شخصیت قوی تری در شما می سازد که به این راحتی از صراط مستقیم خارج نمی شود؛

سوالات:

1.عمیق ترین درک شما از قانون -که بیشترین تاثیر را بر تغییر ذهنیت قبلی شما گذاشت- چه بود؟

این درک، به چه شکل خود را در تجربیات زندگی شما بازتاب می داد؟ این درک چه ایده هایی به شما برای تغییر شرایط زندگی تان می داد؟ چطور با این درک به خودتان انگیزه می دادید برای ادامه مسیر، خصوصا وقتی نتایج محسوسی نداشتید؟

2. اگر تمام ثروت و دستاوردهای خود را از دست بدهید و تبدیل به یک آدم عادی شوید در حالیکه همین میزان درک از قانون را دارید، چقدر طول می کشد دوباره به جایگاه کنونی برسید؟

3. بعد از آشنایی با قانون و در شروع مسیر، چقدر قانون را باور کردید؟ چطور شک و تردیدهای اولیه را نسبت به قانون برطرف کردید که موجب شد در مسیر عمل به قانون استمرار داشته باشید؟

3. سیر تکاملی خود درباره رسیدن به موفقیت مالی را توضبح دهید. چقدر طول کشید تا از درگیری ها، مسائل مالی و بدهی، به استقلال مالی برسید؟

5. اگر با باورها و آگاهی های کنونی به 14 سال پیش که تازه این مسیر را شروع کرده بودید برگردید، چه باوری را بیشتر از همه جدی می گیرید و روی آن کار می کنید؟ چه مهارتی را بیشتر از بقیه بهبود می دهید؟ چه اصلی را از همه جدی تر می گیرید و به چه شکل عمل می کنید؟ یعنی در مسیری که تا کنون آماده اید، چه آیتمی را بیشتر از همه تغییر می دهید؟

6. پایه ای ترین باوری که موجب استمرار در مسیر درست می شود چیست؟ حتی با اینکه در شروع کار هنوز نتیجه ی مورد انتظارت را ندیده ای؟

7. چرا بعضی ها خیلی راحت تغییر می کنند و بعضی ها برای اینکه تغییر کنند خیلی باید تلاش کنند و روی خودشان کار کنند؟

چرا بعضی ها آموزه های شما را خیلی راحت باور می کنند، اما بعضی ها برای باور کردن این قوانینی که بر خلاف شنیده های قبلی آنهاست، باید خیلی تلاش کنند؟

چرا بعضی ها به راحتی توکل می کنند و تسلیم خدا می شوند و بعضی ها بسیار مردد هستند و به این راحتی به نقطه تسلیم شدن در برابر خداوند نمی رسند؟


چند کلید در باب آگاهی های این فایل و یک تمرین: 

نشانه ی تغییر باورها به صورت بنیادین این است که  نتایج پایدار می شوند. اما شاخص اصلی درباره اینکه فرد می تواند باورهای خود را به صورت بنیادین تغییر دهد این است که:

  • چقدرمی تواند در مسیری که درباره درستی اش به آگاهی رسیده، استمرار بورزد؛
  • چقدر شیوه فکری و رفتاری قدرتمند کننده ای را ادامه می دهد که در حال آموختن آن است حتی اگر در ابتدا برای ذهنش جذاب نباشد؛
  • چقدر قانون را به ذهنش یادآوری می کند خصوصا در لحظاتی که کنترل ذهن سخت می شود و ذهن تمایل دارد به برگشتن به عادت های قبلی؛
  • چقدر به فرعیات خوش رنگ و لعابی که در طی روز جلوی راهش قرار می گیرد، “نه” می گوید و چقدر به اصولی از قانون که اطاعت از آنها برای ذهنش جذابیتی ندارد یا سخت و حوصله سربر است، “بله” می گوید

باورهای قدرتمند کننده با استمرار در مسیر درست ساخته می شوند.  استمرار در مسیر درست یعنی: تلاش آگاهانه برای ترک عادتهای محدود کننده و ایجاد عادت های قدرتمند کننده.   

تلاش آگاهانه یعنی: از آگاهی های این گام ها، منطق هایی بسازیم برای اینکه آن عادت محدود کننده را برای ذهن مساوی با یک رنج کنیم و ترک آن عادت را برای ذهن تبدیل به یک لذت. سپس به صورت مکرر این منطق ها را به ذهن یادآوری کنیم تا جایی که تبدیل شوند به شیوه ی فکر ذهن مان. یعنی ذهن ما به صورت ناخودآگاه به شیوه آن رفتارها و عادت های قدرتمند کننده فکر کند و به مسائل نگاه کند. این معنای واقعی آن چیزی است که “تعهد” نامیده ایم. تعهد یعنی تبدیل باورهای قدرتمند کننده ی هماهنگ با قانون به عادت های فکری و رفتاری.

مهاجرت به مدار بالاتر، از قدم برداشتن در راستای ایجاد این عادت های فکری و رفتاری قدرتمند کننده شروع می شود. یعنی بهبود فکر، رفتار و عملکرد از همان جایی که هستید، با همان شرایط و امکاناتی که دارید.

با توجه به آگاهی های این قسمت، به این سوال فکر کنید و جواب دهید:

«حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

از خلال توضیحات استاد در این فایل، چه منطق هایی استخراج کرده اید که فکر می کنید می تواند در این زمینه به شما کمک کند تا همچنان در مسیر عمل به قانون استمرار بورزید، ناامید نشوید، درباره اینکه این مسیر قطعا نتیجه می دهد تردید نکنید و به مسیر قبلی بر نگردید؟

منتظر خواندن ایده ها و راهکارهای شما در پاسخ به این سوال و کلیدهایی که از این قایل گرفته اید، هستیم


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    231MB
    28 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | قانون پایداری نتایج
    27MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1115 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مجید عزیزی پیردوستی» در این صفحه: 3
  1. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1763 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزانم

    حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    ــ با به یاد آوردن نتیجه ها انگیزه و اشتیاقم را در مسیر حفظ میکنم مثلا :

    حدودا ده روز پیش دنبال کار میگشتم تا کسب درآمدی داشته باشم اما هر سایتی میرفتم و هر کاری میکردم استخدام نمی‌شدم چون میخواستم بیکار نباشم و یه ورودی مالی داشته باشم تا همینجا را داشته باشین حالا می‌خوام یه مقدار برگردم عقبتر

    تقریبا 70 روز پیش بود که تصمیم گرفتم از شهرستان به تهران مهاجرت کنم و هر باری که مهاجرت کردم به شدت رشد کردم و اتفاقات عالی افتاده و توکلم و ایمانم خیلی بیشتر شده و این بار که می‌خواستم مهاجرت کنم با یک نشانه ای هم همزمان شد که یکی از دوستانم که در مهاجرت قبلیم باهاش آشنا شده بودم بهم زنگ زد و گفت یک ایونتی داریم (رفیقم معلم و می‌خواست واسه بچه ها هم ایونت برگزار کنه ) گفت تو هم بیا چون من با بچه‌ها خوب ارتباط برقرار میکنم و با صداهای بامزه و خوبی که بلدم عروسک گردانی هم میکنم

    تقریبا با پولی که از هدایت ربم به دست آوردم و تقریبا ده میلیون بود به تهران اومدم و تا رسیدن به تهران و چند تا وسیله ای که خریدم نصف بیشترش خرج شد و چند وقت در خوابگاه بودم و هیچ کاری هم نداشتم چون این ایونت دوستم تازه شروع شده بود و به صورت رایگان بود و ورودی مالی واسش نداشت که بخواد به من هم پولی بده اما این هدایت خداوند بود تا من به تهران بیام .

    از زمانی که به تهران اومدم فقط سعی کردم احساس خوبی داشته باشم و با به یاد آوردن این که قبلا چقدر احساسم خوب بوده و خدا چقدر اتفاقات خوبی را واسم رقم زده سعی میکردم انگیزه و شوقم را زنده نگه دارم و اتفاقات خوب شروع شد و من به خونه ی دوستم رفتم و تا خود الان در خونه ی دوستم هستم و حدود دو ماه میشه که یک ریال هم بابت هزینه کردن خرج نکردم و مدام در شرایط عالی بودم و خداوند قلب‌ها را واسم نرم کرده و انقدر شدت اتفاقات خوب زیاد بوده که من مدام در حالت گریه کردن از سر احساس خوب بودم و شکر گذار خداوند بودم و در این مدت متوجه شدم که چه کاری باید انجام بدم و به دل چالش هایی رفتم که قبلا حتی بهش فکر نمیکردم مثلا یکی از چالش ها شروع کردن یکی از علاقه هام که تدوین کردن هست بوده و با یک سیستم بسیار بالایی که از طریق دوستم بهم رسید کار شروع کردم و هر ابزاری که نیاز داشتم بهم رسیده و مدام در احساس خوب بودم یعنی من فقط خوش گذرانی میکردم و لذت میبردم و با این دست خوب خداوند فقط لذت بردم و کیف کردم .

    در این مدت عملگراییم خیلی بیشتر شد مثلا همون اوایلی که اومدم یه کاری پیدا کردم که بهش علاقه داشتم درواقع باید میرفتم vr بازی میکردم و بابتش پول می‌گرفتم یعنی واسه منی که به گیم علاقه دارم همون چیزی بود که میخواستم و کلی واسم رشد و پیشرفت داشت اما اما اما فضاشو دوست نداشتم چون افرادی که اونجا بودند با حالی که خیلی باهوش و خوب بودند ولی باورهای مخربی داشتند و از دولت و کمبود صحبت میکردند خلاصه من از اونجا انصراف دادم و اومدم بیرون و همین انصراف دادن و شجاعتی که داشتم باعث شد که خونه ی دوستم برام ردیف بشه و تغذیه و امکانات عالی و وسیله نقلیه هم بهم داده شد .

    بعد از مدتی همین دوستم یه کاری بهم داد که باید تدوین میکردم و پول به دست میاوردم و از اون بیکاری خونه ی دوستم در میومدم اما اون کار را هم دوست نداشتم و بهش گفتم داداش حقیقتا من این کار دوست ندارم و این در حالی بود که من باید پولی به دست میاوردم چون دوستم میخواست با پارتنرش بره مسافرت و من هم باید میرفتم به خوابگاه ولی هیچ پولی نداشتم یک ریال هم نداشتم اما من باید ایمان خودم را نشون میدادم و به خدا توکل کردم .

    صبح با توکل بر خدا از خونه ی دوستم رفتم بیرون و با خدا صحبت کردم و ازش نشانه ای در سایت گرفتم و به فایل اعتماد به رب هدایت شدم و قلبم را محکم کرد و سعی کردم به یاد بیارم که چقدر قبلا اتفاقات خوبی را واسم رقم زده بعدش رفتم خوابگاه و با چندین نشانه که خیلی جزئی هستند و زمان زیادی می‌بره که توضیح بدم به یک پارکی هدایت شدم و در جایی که نشسته بودم یه ساعت برند پیدا کردم ،روز بعدش دوستم خودش واسم پول فرستاد ،دو روز بعدش آبجیم واسم پول فرستاد ،همون روز خالم زنگ زد و به خونش دعوت شدم و به اندیشه رفتم و خلاصه به صورت رگباری اتفاقات شگفت انگیزی واسم افتاد .

    حالا من این اتفاقات را تجربه کردم و زمانی هم تجربه کردم که شرایطم به ظاهر بد بوده اما با احساس خوب شرایط به شکل معجزه آسایی دراومده و همین شرایط باعث میشه که در زمانی که پیشرفت فوری شکل نمیگیره انگیزه داشته باشم و ادامه بدم .

    حالا برگردیم به داستان اول کامنت که ده روز پیش دنبال کار میگشتم و هرکاری میکردم و هرجایی سر میزدم واسم ردیف نمیشد اولش فکر کردم که با این احساس خوبی که دارم و همه چی هم خوب داره پیش می‌ره چرا جور نمیشه ؟؟؟ بعدش جواب گرفتم که رها کن و همون احساس خوب خودت داشته باش و آنقدر به این نچسب که از کجا کار جور کنم چون تو در خواست دادی و حرکت کردی به موقع اجابت می‌شه و یکی از باورهایی که دارم این که هر چی واسم پیش بیاد خیره و به نفع من و خدا هم خیلی خوب هوامو داره .

    تقریبا سه روز پیش در احساس خیلی خوبی بودم و با خدا هم خیلی عشق بازی کردم که یکی از دوستان قدیمی که ازم فاصله گرفته بود با حال خوب بهم زنگ زد و کلی بهم خبرهای خوب داد و هدایت خداوند طوری شد که برم ببینمش و شب رفتم پیش همین رفیقم خوابیدم و همونجا خدا یک ترمز بسیار مخفی را که مربوط به احساس گناه هست بهم نشون داد و صبح که رفتم بیرون داییم تماس گرفت و احوالم پرسید و جویای حالم شد و گفت کارت چیه چیکار می‌کنی منم گفتم تدوین میکنم و با کودکان هم هرزگاهی کار میکنم و وقتی مکالممون تموم شد سریع به یاد آوردم که هدف بزرگی که واسه امسال چیدم کار با بچه ها بوده که من تقریبا یادم رفته بود و خدا از طریق داییم هدفم به یادم آورد داشتم این فکر ها را مرور میکردم که چشمم به یه خانه ی بازی کودکان افتاد بعدش رفتم داخل و با مسئولش صحبت کردم که یک خانم بسیار خوب و هم فکر من بود و اولین کار من در اونجا آغاز شد که قرار فردا شب برم و با عروسک نمایش اجرا کنم و خداوند به درخواست من این گونه پاسخ داد و منو به علاقم هدایت کرد و از طریق علاقم بهم کار داد .

    درواقع بعد از یک سال یکی از دوستان قدیمی بهم زندگی میزنه و من از شرق تهران به غرب تهران میرم و خدا از طریق همین دوستم یک ترمزی را بهم نشون میده و من وقتی متوجه این ترمز شدم خیلی احساسم بهتر شد و داییم زنگ زد و یه همزمانی واسم رقم خورد که به این مهد هدایت بشم در جایی که گمان نمی‌کردم هدایت شدم چقدر اسان و لذت بخش هدایت شدم .

    همین طور دارم در مومنتوم مثبت قرار میگیرم و امروز که روز تولدم بود این کار برام ردیف شده و امروز بهم کادو داده شد منم برای اینکه اعتماد به نفسم بالاتر بره پیام بازرگانیم را در مترو انجام دادم و بازهم اعتماد به نفسم بیشتر شد احساسم بهتر شد .

    خیلی از اتفاقات خوبی که این مدت به تهران اومده را ننوشتم ولی تا جایی که تونستم در موبایل و یا دفتر نوشتم و هرزگاهی به یاد میارم که خدا واسم چیکار کرده .

    از خدا خواستم امروز به عنوان کادوی تولدم یک فایلی را بهم بده که در طی این سال می‌خوام گوشش کنم و به این فایل هدایت شدم که باعث شد این اتفاقات را دوباره مرور کنم و هر چند وقت یک بار میام و اینجا کامنت می‌نویسم چون این فایل کادوی خداوند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1763 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزانم

    حالا که می‌دانید نتایج پایدار، یک روند تکاملی است و یک‌شبه پدیدار نمی‌شوند، بلکه با استمرار در درک قانون و اجرای این درک در افکار، رفتار و عملکرد ایجاد می شوند، در لحظاتی که ظاهرا هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید، به چه شکل می خواهید انگیزه های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهن تان، پای شما را بلرزاند؟

    ــ با یادآوری قانون تکامل و الگوهایی که با طی کردن این قانون در مسیر علائقشون حرکت کردند و به نتایج بزرگی رسیدند مثل زیدان مثل استاد عباسمنش با به یاد آوردن افرادی که توانستند به موفقیت‌های بزرگی برسند مثل آرنولد ،بیل گیتس ،ایلان ماسک ،استاد عباسمنش ،این افراد در مسیر علائقشون حرکت کردند روی مهارتها و توانایی های خودشون تمرکز کردند از مسیر زندگیشون لذت بردند و همین روند ادامه دادن و من وقتی این چنین الگوهایی را میبینم و مدام این الگوها را به ذهنم یادآوری کنم انگیزه ها م در این مسیر حفظ میشه و برام امکان پذیر میشه که منم به آنچه که می‌خوام میرسم .

    ــ یکی دیگر از مواردی که باعث میشه این مسیر با قدرت ادامه بدم و انگیزه ی بالایی داشته باشم این که منم میتونم مثل استاد در کار خودم موفق بشم ومن هم عباسمنش کار خودم باشم و در شرایطی که به ظاهر نامساعد میشه و به تضادها برخورد میکنم از خودم بپرسم اگر الان استاد عباسمنش جای من بود چیکار میکرد؟؟؟

    ــ وقتی میدونم با هر منطقی دستم بکنم تو آتیش میسوزه ،وقتی لحظاتی را به یاد بیارم که با تمرکز بر نکات مثبت و توجه به زیبایی و سپاس گذاری و ارتباط با خدا و توجه به نکات مثبت و توانایی های خودم به احساس بهتر رسیدم انگیزه هام بیشتر میشه که همین روند به صورت جدی تر و تمرکزی تری ادامه بدم و ترمزهای بیشتری را شناسایی و حذف کنم و بیشتر در سایت باشم و تمرینات را عملی تر کنم ،کامنت بخونم و کامنت بذارم وقتی به این شکل این روند طی کنم و به ایده ها عمل کنم لاجرم اتفاقات خوب میفته و وقتی اتفاقات خوب میفته و نتایج خوبی رقم میخوره اعتماد به نفسم بالاتر میره که با قدرت بیشتری این مسیر ادامه بدم و انگیزه هام خیلی بیشتر میشه برای استمرار در حفظ این مسیر .

    ــ وقتی اتفاقات خوب و هدایت های ویژه ی خداوند را به یاد میارم و خودم را با قبلم مقایسه میکنم و نتایج شگفت انگیزی مثل سلامتی رابطه ی خوب با اطرافیانم و حذف شدن خود به خودی افراد نامناسب از زندگیم ،پیدا کردن شغل مورد علاقم را با همین قانون به دست اوردم انگیزم خیلی بیشتر میشه که تو این مسیر بمونم و نتایج شگفت انگیز تری را خلق کنم .

    خدارا شکر که خودم را دارم بهبود میدم و قدم بر میدارم و احساس خوبی دارم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1763 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز

    سلام به خانواده بهشتیم

    خدایا شکر که یک بار دیگر فرصتی بهم داده شد تا کامنتی بگذارم و رد پایی به جا بزارم

    وقتی برای اولین بار این آگاهی‌ها را می‌شنویم مون تایید می‌کنه که آره درسته و اینا رو چون از قبل می‌دونیم تایید می‌کنه اما ذهن نجواگر می‌خواد مانع از دریافت این آگاهی‌ها بشه.

    حالا که می‌دونیم این آگاهی‌ها درست و اصلوقتی وارد مسیر شدیم برای اینکه در این مسیر بمونیم و به نعمت‌های بیشتر و آنچه که می‌خواهیم برسیم باید نشانه‌ها را تایید کنیم اتفاقات خوب را تایید کنیم هم زمانی‌ها را تایید کنیم سپاسگزار باشیم بابت هر آنچه که داریم و به این صورت اتفاقات بزرگتر هم می‌افته و درواقع ظرفمون بزرگ و بزرگتر میشه و نتایج بیشتری میاد و با طی کردن تکامل وسیع‌تر می‌شیم و وقتی می‌دونیم که این مسیر درست دیگه عجله‌ای نداریم و با قدم برداشتن‌های کوچک اما مداوم مسیر را با لذت ادامه می‌دیم باورپذیرتر میشه نتایج بیشتری می‌گیریم درکمون بالاتر میره مدارمون بالاتر میره به شرایط بهتری هدایت می‌شیم ایمانمون قوی‌تر می‌شه و نتیجه‌های بیشتری می‌گیریم

    قانون جواب میده: چرا جواب میده؟؟؟چون مثل یک سیستم طراحی شده مثل قانون جاذبه که اگر از یک ارتفاع یک شی را ول کنی به سمت زمین کشیده می‌شه ،حالا هرچقدر بتونیم از این قانون استفاده کنیم در این مسیر درست بیشتر خواهیم ماند و با تمرکز بر نکات مثبت و توجه به اتفاقات خوب و تایید نشانه‌های خوب و دیدن وجه مثبت افراد و تحسین آنها مدارمون بالاتر میره و چون انسان فراموش کار هست اگر تمرین نکنه این واتفاقات خوب را مرور نکنه یادش میده و باز همون شرایط قبلی و نجواهای قبلی به وجود میاد دقیقاً مثل بدن که باید آب سالم بهش بدی هوای پاک بهش بدی تغذیه مناسب بهش بدی و هر روز این روند تکرار کنی .

    فرعیات و آنچه که بیهوده هست را حذف کنم و اصل را مدام تکرار کنم باورهای مناسب را بارها تکرار کنم ترمزها را پیدا کنم و به این صورت ماشین خودش با سرعت بالایی حرکت می‌کنه و گاز می‌خوره.

    آنچه فرعی هست آنچه مخرب هست آنچه ترمز هست را پیدا کنم و حذفش کنم چطور حذف میشن ؟؟؟ با تمرکز بر خواسته‌ها بر نکات مثبت بر زیبایی‌ها سپاسگزاری به خاطر داشته‌ها که در مجموع میشه احساس خوب داشتن و با تکرار باورهای مناسب به وسیله منطقی کردن و دیدن الگوهای مناسب وقتی این روند پیش بره در یک مسیر اصل و یک اصول درست قرار می‌گیریم و با ادامه دادن همین روند ات بهتر شرایط بهتر افراد بهتر موقعیت‌های بهتر هم زمانی‌های بیشتر اتفاق می‌افته .

    با تکرار اصل نتایج بهتر و پایدارتر میشه

    پس برای پایداری نتایج: اصل را بشناس و تکرار کن و ادامه بده و فرعیات حذف کن

    اصل چیه؟؟؟احساس خوب(توجه به نکات مثبت مثل تحسین افراد و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری) ،باورهای مناسب،توحید و یگانه پرستی و قدرت مطلق فقط خداوند،احساس لیاقت ،باور فراوانی،کنترل ورودی‌ها،به هیچ چیزی وابسته نباشند و فقط به خدا محتاج و وابسته باشم.

    برقراری ارتباط با جنس مخالف: بهترین جایی که استاد برای روابط خوب و دلخواه صحبت کردن دوره عزت نفس و عشق و مودت در روابط می‌باشد که تایید آن بر عزت نفس و خود ارزشمندی در روابط است که من به شخصه کات مثبت و کلی از زیبایی‌های جنس مخالفم را نوشتم و هر از گاهی بهشون نگاه می‌کنم و البته که تا وارد هیچ رابطه‌ای نشدم ولی در زمان مناسب خداوند منو به یک عزیز دل و رابطه خوب توحیدی هدایت می‌کند.

    برای هر جنبه از زندگی باید یک روند خوب را طی کرد و اصل آن را تکرار کرد چه در روابط چه معنویت چه ثروت چه کسب و کار همه این‌ها باید یک روند و اصل طی بشه و باورهای مناسب در این روند قرار بگیره

    وقتی یک روند درستی را طی می‌کنیم و در مسیر درست هستی چیزی خراب نمی‌شه

    تمرکز همه چیزه و هرچقدر تمرکز عمیق باشه نتایج هم عمیق میشه

    انرژی،انگیزه و عشق و تمرکز به همراه باورهای مناسب در هر کاری میشه کن فیکون

    در لحظاتی که ظاهراً هیچ پیشرفت فوری و آشکاری نمی‌بینید به چه شکل می‌خواهید انگیزه‌های خود را برای استمرار در این مسیر حفظ کنید و اجازه ندهید شک و تردیدهای ذهنتان پای شما را بلرزاند؟؟؟

    بزرگترین انگیزه‌ای که می‌تونم به خودم بدم اینه که قانونی وجود دارد که هرگز تغییر نمی‌کند که من می‌تونم زندگی خودم رو با افکار ،باورها و کانون توجهم خلق کنم

    انگیزه بعدی : قانون بدون تغییری هست که میگه احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و برعکس بنابراین کافیه من با سپاسگزاری از داشته‌هام با توجه به نکات مثبت اطرافم با تحسین دیگران به احساس بهتر برسم تا اتفاقات خوب هم برسه .

    خیلی ساده‌تر تی قوانین را می‌شناسم و می‌دونم که یک قانون بدون تغییر گذاشته شده بنابراین خیالم راحت میشه و زمانی که می‌دونم با احساس خوب به همه چی می‌رسم دیگه نگرانی نمی‌مونه و سعی می‌کنم تمرکزم را بزارم روی اینکه احساسم خوب باشه و احساس خوب هم از سپاسگزاری و تمرکز بر داشته‌ها و توجه به نکات مثبت و دیدن زیبایی‌ها و تحسین دیگران و تکرار باورهای قدرتمند کننده میاد

    و وقتی الگوی مثل استاد را به این خفنی دارم و می‌بینم که نتیجه گرفته و همین مسیری را که رفته با صداقت داره به ما میگه خیلی انگیزه بیشتری می‌گیرم که احساسم را خوب نگه دارم و این روند و اصول را تکرار کنم و پیش ببرم و نشانه‌ها را تایید کنم و جدیداً هم خیلی دارم می‌نویسم و واقعاً احساسم عالیه و اتفاقات داره هر روز بهتر و بهتر و بهتر میشه

    سپاسگزارم استاد عزیز و استاد شایسته عزیز بابت به اشتراک گذاری این فایل‌های فوق العاده

    سپاسگزارم دوستان عزیز بابت کامنت‌های طلاییتون

    آفرین به خودم که در حال رشد پیشرفت و یادگیری هستم و با همین شرایطی که دارم کافی و ارزشمندم

    خدایا شکر که در هر کاری در هر لحظه‌ای در هر چیزی هدایتم می‌کنی و بهم میگی که چیکار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: