مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «A» در این صفحه: 12
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -خداوند عملکرد سیستمی دارد

    -خداوند به باورها و افکار ما پاسخ می دهد

    -خداوند هیچ اتفاقی را برای ما رقم نمی زند

    -اتفاقات به خودی خود خنثی هستند

    -با داشتن باورها و افکار متفاوت به اتفاقات برچسب مثبت یا منفی می زنیم

    -اتفاقات نامناسب برای افراد در مدار مناسب خیر و اتفاقات مناسب برای افراد در مدار نامناسب شر می شود

    -همواره سعی کنیم خیریت را در پلن خداوند ببینیم

    -با داشتن احساس خوب اتفاقات خوب و با داشتن احساس بد اتفاقات بد را برای خود رقم می زنیم

    -همه ی ما ذاتا خداوند را در قلب خود احساس کرده و به او ایمان و باور داریم

    -با حساب نکردن بر روی افراد باورهای توحیدی را در ذهن خود ایجاد کنیم

    -افراد دستان خداوند برای کمک به ما هستند

    -تنها به خداوند نه دستان او وابسته شویم

    -شرک و حساب کردن بر روی افراد و سایر عوامل بیرونی باعث شکست و عدم موفقیت می شود

    -رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است

    -با داشتن باورها و افکار مناسب می توانیم در مدار خداوند قرار گیریم

    -اولین باور برای تحقق خواسته ها باور به نزدیک بودن خداوند است

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -اینکه تنها بر هدایت های خداوند و قدرت او حساب باز کنیم

    -جایگاه افراد را در ذهن خود پایین آورده و جایگاه خداوند را بالا ببریم

    -خداوند به هیچ وجه اتفاقی را برای ما رقم نمی زند

    -اتفاقات به خودی خود خنثی هستند ما با باورها و افکارمان به آنها برچسب مثبت یا منفی می زنیم

    -اتفاقات برای افراد در مدار نامناسب شر و برای افراد در مدار مناسب خیر می شود

    -رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است

    -خداوند طبق قانونمندی مانند آینه باورها و افکار ما را به ما باز می گرداند

    -آیه ی اذا سالک عبادی آیه ای بسیار خاص و متفاوت است

    -باور به نزدیک بودن خداوند باعث درخواست از او و تحقق خواسته ها می شود

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -عملکرد خداوند را به شکل سیستمی در نظر گرفتن باعث شده بپذیریم خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود هستیم

    خداوند طبق قوانین بدون نقص باورها و افکار ما را به ما باز می گرداند

    اگر به دنبال نتایج متفاوت از گذشته هستیم باید بتوانیم ورودی های ذهن خود را تغییر داده تا خروجی های متفاوت دریافت کنیم

    بنابراین برای تحقق اهدافمان لازم است شبکه های اجتماعی فیلم سریال اخبار افراد نامناسب را به کلی از زندگی خود حذف کرده قدرت افراد را در ذهن خود پایین آورده آنها را دستی از دستان خداوند بدانیم تا بتوانیم نتایج نامناسب گذشته را تغییر دهیم

    باید بیشتر باور کنیم که خداوند هیچ اتفاقی را برای ما رقم نمی زند این ما هستیم که با افکار و باورهایمان به اتفاقات خنثی جهت مثبت و منفی می دهیم

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -ایجاد باورهای توحیدی و حساب کردن تنها بر قدرت خداوند است

    در گذشته و حتی اکنون نیز افراد را مقصر و مسئول اتفاقات زندگی خود دانسته و مشرک بودیم اکنون با کار کردن بر دوره ی عشق و مودت بیشتر توانستیم با خداوند و خودمان به صلح و هماهنگی دست یافته و بدانیم دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما نداشته همان گونه که ما نیز تاثیری در زندگی آنها نداریم

    ما با باورها و افکار خود اتفاقات زندگیمان را رقم می زنیم اگر بتوانیم قوانین خداوند را به درستی درک کرده و به آنها عمل کنیم فارغ از عوامل بیرونی قادر به خلق اتفاقات زندگی خود هستیم خداوند قدرت خلق زندگی دلخواه را تنها در دستان ما قرار داده است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگی ما می شود آیا با رخ دادن اتفاقات بد هم خداوند وارد زندگی ما شده است؟

    -اصلا موافق این نظر نیستم که خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگی ما می شود

    -اتفاقات به خودی خود خنثی هستند

    -ما به اتفاقات برچسب خوب یا بد می زنیم

    -اتفاقات به ظاهر خوب برای عده ای نتایج نامناسب و اتفاقات به ظاهر بد برای عده ای نتایج مناسب در بر دارد

    -عسی ان تکرهوا شی ء و هو خیر لکم

    -عسی ان تحبوا شی ء و هو شر لکم

    -خداوند عملکر سیستمی دارد

    -خداوند به هیچ وجه در انتخاب ما دخالتی ندارد

    -هر اتفاقی برای ما رخ می دهد: بما کانوا تعملون بما کسبت ایدیهم بما قدمت ایدیهم به واسطه ی چیزهایی است که پیشاپیش می فرستیم

    -خداوند هرگز به افراد ستم نمی کند

    -ما با باورها و افکار خود آگاهانه یا ناآگاهانه اتفاقات زندگی خود را خلق می کنیم

    -اگر همواره ناراحت و غمگین هستیم اتفاقاتی برای ما رخ می دهد که غمگین تر و ناراحت تر می شویم

    -اگر همواره شاد امیدوار متوکل هستیم اتفاقاتی برای ما رخ می دهد که باعث احساس خوب بیشتر ما می شود

    بنابراین:

    +خداوند هیچ دخالتی در نتایج زندگی ما ندارد مگر اینکه فرکانس آن را به جهان ارسال کرده باشیم

    +با کانون توجه و باورهای خود به جهان فرکانس ارسال می کنیم

    +به ناخواسته ها بی توجه بوده و از آنها اعراض کنیم

    +هنگام رخ دادن تضادها و چالش ها خیریت را در پلن خداوند ببینیم

    +با داشتن باورهای مناسب (الخیر فی ما وقع)اتفاقات به ظاهر بد به نفع ما تمام می شود

    +با کنترل ذهن و ورودی ها اتفاقات خوبی را تجربه می کنیم

    چگونه باورهای توحیدی بسازیم؟

    -همه ی ما به خداوند ایمان و باور قلبی داریم

    -همه ی ما نیرویی در قلب خود احساس کرده که در شرایط سخت به ما کمک می کند

    -با حساب نکردن بر روی افراد و سایر عوامل بیرونی می توانیم باورهای توحیدی را تقویت کنیم

    -با مرور و بررسی تجارب گذشته متوجه می شویم حساب کردن بر روی افراد همیشه نتایج بسیار بدی برای ما به همراه داشته است

    -تنها بر هدایت های خداوند حساب کنیم

    -تنها نگاه ما به خداوند( ایاک نعبد و ایاک نستعین) باشد

    -افراد دستان خداوند هستند

    -دستان خداوند به هزاران طریق به سمت ما هدایت می شوند

    -از انسان ها تشکر و سپاسگزاری کرده اما توکلمان همواره بر خداوند باشد

    -اگر به افراد در ذهن خود قدرت دهیم حتما از آنها ضربه می خوریم

    -خداوند از هزاران طریق به ما کمک کرده و ما را هدایت می کند

    -شفاعت و حساب کردن بر روی هر فرد جز خدا شرک محسوب می شود

    -به نسبتی که شرک در وجودمان باشد از راه خداوند دور می شویم

    -افراد مذهبی به دلیل شرک و شفاعت قدرت را به اشخاص و سایر عوامل بیرونی دادن نتایج نامناسب می گیرند

    -تفاوت بین الله و رب را به درستی درک کنیم

    منظور از اجابت کردن خداوند در ایه ی اذا سالک عبادی چیست؟

    -رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است

    -خداوند انسان نیست و احساساتی عمل نمی کند

    -خداوند عملکرد سیستمی دارد

    -تفاوت بین یشاء و یرید را به درستی درک کنیم

    -مشیت به معنای قوانین و یرید و رود به معنای اراده ی خداوند است

    -با داشتن باورها و افکار متفاوت نتایج متفاوتی از خداوند دریافت می کنیم

    -خداوند به باورها و افکار ما پاسخ می دهد

    -خداوند مانند آینه ای باورها و افکار ما را به ما بازمی گرداند

    -خداوند تنها انرژی و نور جهان هستی است

    -خداوند همه چیز است

    -خداوند عملکرد سیستمی دارد

    -با درک قوانین و ارسال فرکانس های مناسب نتایج مناسب می گیریم

    -با ارسال ورودی مناسب خروجی مناسب دریافت می کنیم

    -خداوند تمام خواسته های ما را به شرط ایمان اجابت می کند

    -درخواست ما کلامی نیست

    -درخواست ما به وسیله ی باورها و افکارمان ارسال می شود

    -به محض تغییر باورها و افکارمان رفتار خداوند با ما تغییر خواهد کرد

    -مزیت دیدگاه سیستمی به خداوند:

    فارغ از نتایج نامناسب گذشته به محض تغییر باورها و افکارمان نتایح ما متفاوت و مجزا از گذشته خواهد شد

    -باورها و افکار خود را تغییر داده جهان به تغییرات ما واکنش نشان می دهد

    -دلیل خاص بودن آیه ی اذا سالک عبادی انی:

    هفت مرتبه از ضمیر من در آن استفاده شده است

    سالک تنها یک مرتبه و در این آیه بیان شده است

    خداوند به سوالی پاسخ می دهد که سوال نشده است

    مخاطب این آیه ی بندگان خداوند نه افراد عادی هستند

    اجیب فعل مضارع و اشاره به این دارد که خداوند همواره در حال هدایت ماست

    تنها با هم جهت و هم مدار شدن با خداوند خواسته های ما اجابت می شود

    اولین باور برای تحقق خواسته ها :

    باور به نزدیک بودن خداوند است

    باور به دور بودن خداوند باعث عدم تحقق خواسته ها و عدم درخواست ما از او می شود

    خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است

    ما همواره در گرفتاری ها و خوشی ها:

    خداوند را فراموش می کنیم

    با باور به نزدیکی خداوند:

    نه عصیانگر و نه از رحمت خداوند نا امید می شویم

    -به محض داشتن باورهای نامناسب حتما از مسیر خداوند دور می شویم

    -شیطان به هیچ وجه تسلطی بر بندگان خداوند ندارد

    -بنده به معنای بندگی تنها خداوند نه هیچ عامل بیرونی دیگر است

    -اغلب ما بنده ی غیر خدا به جای خداوند هستیم

    -با بندگی خداوند خواسته های ما به راحتی محقق می شود

    -هیچ یک از ما نمی توانیم ادعا کنیم بنده ی خالص خداوندیم

    -خداوند تصمیم گیرنده برای ما نیست

    -ما با قرار گرفتن در مدار خداوند مشمول دریافت هدایت های او می شویم

    -خداوند به ایمان و باور ما پاسخ می دهد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    آیا خداوند به شکل اتفاقات بد یا خوب وارد زندگی ما می شود؟

    -خداوند به شکل اتفاقات خوب یا بد وارد زندگی ما نمی شود

    -اتفاقات به خودی خود خنثی هستند ما به آنها برچسب مثبت یا منفی می زنیم

    -ممکن است اتفاق به ظاهر خوب برای شخصی رخ داده و نتیجه ی معکوس برای او در بر داشته باشد و برعکس

    -عسی آن تکرهوا شیء و هو خیر لکم

    -عسی آن تحب شی ء و هو شر لکم

    -خداوند عملکرد سیستمی دارد و هر آن چه را به جهان هستی ارسال می کنیم از جنس اصل و اساس آن را دریافت خواهیم کرد

    -بما کانوا یعملون بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدیهم در قرآن به معنای این است که تمام اتفاقات رخ داده شده در زندگی ما به واسطه ی فرکانس هایی است که پیشاپیش به جهان هستی ارسال کرده ایم

    -خداوند عادل است و به هیچ کس ظلم و ستم نمی کند

    -روند زندگی خود را با افکار و باورهایمان به صورت آگاهانه و نا آگاهانه خلق می کنیم

    -اگر با داشتن باورهای نامناسب همواره احساس بد مانند غم عصبانیت افسردگی و احساس گناه داریم اتفاقات بد و نامناسب را جذب می کنیم

    -اگر با داشتن باورهای مناسب همواره احساس خوب مانند شادی آرامش امید و توکل داریم اتفاقات خوب و مناسب را جذب می کنیم

    -به طور کلی خداوند هیچ دخالتی در نتایج زندگی ما ندارد مگر اینکه خودمان فرکانس آن را به جهان هستی ارسال کنیم

    چگونه ؟

    *با باورهایمان

    *با کانون توجهمان

    -خداوند در قرآن به پیامبران تاکید دارد از نازیبایی ها اعراض کنید و نسبت به آنها بی توجه باشید

    -اگر با تضاد یا چالشی مواجه شدیم سعی کنیم از زاویه ای متفاوت به آن نگاه کرده تا به احساس خوب و مثبت دست یابیم و اگر بتوانیم ذهن خود را در این شرایط کنترل کنیم اتفاقات به ظاهر بد در نهایت به نفع ما تمام خواهد شد

    چگونه باورهای توحیدی در ذهن خود ایجاد کرده اید؟

    -همه ی ما در قلبمان به خداوند ایمان و باور داریم

    -در شرایط سخت باور داریم نیرویی بالاتر از ما هست که می تواند به ما کمک کند

    -با حساب کردن بر روی افراد به جای خداوند حتما نتیجه ی نامناسب آن را مشاهده می کنیم

    -از طریق الگوهای تکرار شونده می توانیم متوجه شویم با حساب کردن بر روی افراد به جای خداوند نتایج منفی و ناجالبی کسب کرده و می کنیم

    -اگر ایاک نعبد و ایاک نستعین باشیم افراد به عنوان دستان خداوند به ما کمک خواهند کرد

    -دستان خداوند می تواند به اشکال مختلف از طریق افراد دور و نزدیک و ایده ها وارد زندگی ما شوند اما توکل ما باید تنها بر خداوند باشد

    -از افراد تشکر کرده اما در ذهن خود قدرت را تنها از خداوند بدانیم

    -اجازه دهیم خداوند از طریق بی نهایت دستانش به ما کمک کند

    -شفیع و واسطه قرار دادن برای خداوند شرک محسوب می شود

    -به نسبتی که در وجود خود شرک داشته باشیم از خوشبختی دور می شویم

    -در نهایت یکتاپرستی دین و مذهبی است که باید به آن دست یابیم

    -افراد مذهبی مشکلات بسیار بیشتری دارند چون قدرت را به غیر خداوند می دهند

    -تفاوت بین واژه ی الله و رب را به درستی درک کنیم

    ما چگونه می توانیم در آیه ی اذا سالک عبادی انی خداوند را اجابت کنیم؟

    -رابطه ی ما با خداوند رابطه ی دو طرفه است

    -خداوند انسان نیست و عملکردی سیستمی دارد

    -خداوند هیچ گونه احساسات انسان گونه مثل دلسوزی و ترحم ندارد

    -تفاوت بین یشاء و یرید را به درستی درک کنیم

    -یشاء به معنای مشیت خداوند نه خواست خداوند است

    -یرید به معنای خواست خداوند و زیر مجموعه ی یشاء است

    -همه ی ما با توجه به باورها و افکار خود از خداوند نتایج متفاوتی دریافت می کنیم

    -خداوند به باورها و افکار ما پاسخ می دهد

    -خداوند به عنوان منبع انرژی مانند آینه باورها و فرکانس های ما را به ما باز می گرداند

    -خداوند همه چیز در بعد زمان مکان و اشیاء است و عملکرد سیستمی دارد که با درک قوانین آن می توانیم اتفاقات دلخواه زندگی خود را خلق کنیم

    -هر آن چیزی که به عنوان ورودی به جهان ارسال کنیم همان خروجی را دریافت می کنیم

    -امکان ندارد با وجود ارسال ورودی های متفاوت خروجی یکسانی را دریافت کنیم

    -خداوند تمام درخواست های ما را اجابت می کند تنها در صورتی که به او ایمان بیاوریم و ما هم او را اجابت کنیم

    -درخواست ما از خداوند کلامی نیست باورها و فرکانس های ما باید تغییر کند تا نتایج ما متفاوت شود

    -زمانی که باورها و فرکانس های ما تغییر کند رفتار خداوند در مورد ما تغییر خواهد کرد ممکن است در مورد سایر افراد به این شکل نباشد

    -یکی از مزایای اصلی درک عملکرد خداوند به عنوان سیستم فارغ از گذشته این است که ورودی های نامناسب را از هر زمان تصمیم بگیریم می توانیم با ارسال ورودی های متفاوت خروجی متفاوتی را دریافت کنیم

    -آیه ی اذا سالک عبادی … آیه ای بسیار خاص و متفاوت بوده که خداوند 7 مرتبه از ضمیر من استفاده کرده است به دلیل تمرکز افراد بر مسائل فرعی سالک تنها یک مرتبه در قرآن بیان شده و در سایر موارد از یسئلونک استفاده شده که خداوند به بندگان خود فرموده من نزدیکم و دلیل آن این است که اگر خداوند را نزدیک به خود بدانیم می توانیم به راحتی از او درخواست کنیم هنگام رخ دادن اتفاقات خوب عصیانگر شده و هنگام رخ دادن اتفاقات بد نا امید می شویم با درک نزدیک بودن خداوند می دانیم او عملکرد سیستمی داشته و به باورها و فرکانس های ما در هر لحظه پاسخ می دهد اجیب به معنای همواره اجابت کردن درخواست هایی است که از او می شود به شرطی که ما هم خداوند را اجابت کرده به او ایمان بیاوریم و در مدار خداوند قرار گیریم

    -زمانی که شیطان از خداوند درخواست گمراه کردن بندگان را داشت خداوند درخواست او را پذیرفته اما می فرمایید تو تسلطی بر بندگان من نداری

    -بنده به معنای بندگی کردن فقط خداوند است نه اینکه به دیگران قدرت دهیم و بندگی آنها را کنیم

    -اگر همواره بنده ی خداوند باشیم خداوند درخواست ما را پاسخ می دهد

    -می توانیم همواره تلاش کرده و هر بار بیشتر تنها بنده ی خدا باشیم

    -خداوند تصمیمی برای ما نمی گیرد دیگران هیچ برتری به ما و ما برتری به دیگران نداریم تنها باید با باورها و فرکانس های خود در مدار خداوند قرار گرفته و خداوند به باورها افکار رفتار ایمان و فرکانس های ما پاسخ می دهد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    ما چگونه می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟

    رابطه ی ما با خداوند: رابطه ی دو طرفه است

    خداوند عملکرد سیستمی دارد: انسان نیست و رفتارهای انسان گونه مثل دلسوزی و ترحم ندارد برای ما تصمیم گیری نمی کند باید تفاوت بین یشاء و یرید : را به درستی درک کنیم

    ما با توجه به افکار باورها و فرکانس های خود: از خداوند نتیجه می گیریم دو نوع نگاه متفاوت: باعث رخ دادن دو نوع نتیجه ی متفاوت خواهد شد

    اذا سالک عبادی عنی فانی قریب: ما درخواست می کنیم خداوند اجابت می کند این رابطه دو طرفه است

    خداوند به باورها و فرکانس های ما: پاسخ می دهد اگر خداوند را به عنوان انرژی آینه نور آسمان ها و زمین اول آخر و ظاهر و باطن در نظر بگیریم :

    عملکرد سیستمی داشته که به او ورودی مشخص داده : خروجی مشخصی دریافت می کنیم

    امکان ندارد ورودی مشخص: خروجی متفاوت داشته باشد اگر به خداوند ایمان و باور داشته باشیم: درخواست های ما اجابت خواهد شد

    خداوند به باورها و فرکانس های ما : پاسخ می دهد نه به حرف های ما زمانی که باورهای ما تغییر کند: خداوند و جهان رفتارش را در برابر ما تغییر خواهد داد

    مزیت عملکرد سیستمی:

    فارغ از اینکه گذشته ی ما تا چه حد ناجالب و نامناسب بوده است:

    اگر باورهای خود را تغییر دهیم به محض تغییر باورهایمان نتایج زندگی ما به کلی تغییر خواهد کرد

    آیه اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوت الداع اذا دعان:

    آیه ی بسیار خاصی است خداوند 7 مرتبه از ضمیر من در آن استفاده کرده است سالک : تنها یک مرتبه در قرآن بیان شده درباره ی: بندگان خداوند است نه افراد عادی اجیب : فعل مضارع و به این معناست که خداوند همواره در حال اجابت درخواست هایی است که از او می شود به شرطی که ما در مدار خداوند باشیم

    اولین باوری که خداوند در مورد خود بیان کرده در حالی که پرسشی در این زمینه مطرح نشده است:

    نزدیک بودن او به ماست چون: همه ی ما باور داریم خداوند از ما دور است فاصله ای بین ما و خداوند وجود ندارد و او:

    از رگ گردن به ما نزدیک تر است

    خداوند 7 مرتبه قسم خورده که:

    خیر و شر ما به ما الهام خواهد شد

    ما خداوند را در همه حال فراموش می کنیم: چه زمانی که اوضاع و شرایط ما مناسب است و دچار غرور شده ایم چه زمانی که با مشکلات و سختی ها مواجه شده و او را از خود دور می دانیم :

    اگر خداوند را به خود نزدیک بدانیم: نه عصیانگر شده نه نا امید می شویم

    زمانی که شیطان قصد فریب انسان را دارد:

    خداوند می فرمایید می توانی این کار را انجام دهی اما تو تسلطی بر بندگان من نداری

    بنده کسی است که: تنها بندگی خداوند را می کند اما همه ی ما بندگی دیگران را به جای خداوند می کنیم و شیطان تسلط کاملی بر ما دارد

    اگر بندگی رب و خداوند را کنیم: همه ی درخواست های ما اجابت خواهد شد

    ما نمی توانیم ادعا کنیم بندگان خداوند هستیم: اما هر بار می توانیم با کار کردن بر روی باورهایمان خود را به بنده ی خداوند بودن نزدیک کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    شما چگونه باورهای توحیدی ساختید؟

    همه ی ما در قلب خود: به خداوند ایمان و باور داریم و تفاوتی ندارد چه مذهبی داشته باشیم

    در شرایط سخت : احساسی در قلب خود داریم که نیرویی به ما کمک می کند

    از دوران نوجوانی : به دلیل تکرار شدن الگوی تکراری حساب نکردن بر روی افراد و گرفتن نتایج خوب این باور در ذهن ما شکل گرفت که:

    اگر بر روی افراد حساب کنیم اتفاقات نامناسب و نتایج معکوس برای ما رخ می دهد

    در ابتدا تنها بحث: حساب نکردن بر روی افراد مطرح بود نه حساب کردن بر روی قدرت خداوند

    به تدریج: به این نتیجه دست یافتیم که تنها باید بر قدرت خداوند حساب کرده و به خداوند ایمان و توکل داشته باشیم

    اگر تنها توکل و تکیه ی ما به خداوند باشد به ما کمک می کند: ایاک نعبد و ایاک نستعین تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

    انسان ها: دست خداوند هستند که به ما کمک می کنند اما اعتبار اصلی تنها از آن خداوند است باید به خداوند توکل کنیم و از افراد سپاسگزار باشیم و بر روی آنها حساب نکنیم

    اگر بر روی دیگران حساب کنیم: حتما شکست می خوریم توحید و درک آن: موضوع اصلی و کلیدی است

    شفاعت و واسطه قرار دادن پیامبران: شرک محسوب می شود به نسبتی که در وجود خود شرک داریم: از اهداف خود دورتر می شویم شرک به معنای: قدرت دادن به هر کس و هر چیز غیر از خداوند است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    ما چگونه می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟

    رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است. خداوند عملکرد سیستمی داشته انسان نیست که دلش برای ما بسوزد و به حال ما ترحم و دلسوزی کند او تصمیم گیرنده برای ما نیست. باید تفاوت بین یشاء و یرید را درک کنیم شیء به معنای مشیت خداوند و همان قوانین است و یرید اراده و خواست خداوند است.

    سیستمی بودن خداوند به این معنا است که ما با باورها و افکار خود اتفاقات زندگی خود را رقم می زنیم افراد با داشتن باورهای متفاوت در شرایط یکسان نتایج متفاوتی می گیرند.

    ما درخواست می کنیم و خداوند اجابت می کند این رابطه دو طرفه است ما فرکانس می فرستیم و باورهایی داریم و خداوند همیشه به فرکاس های ما پاسخ می دهد و آینه ی باورهای ما است خداوند انرژی و نور آسمان ها و زمین است و به هر کجا رو کنیم مشرق و مغرب خداوند را می بینیم خداوند اول آخر ظاهر و باطن است خداوند همه چیز در بعد زمان مکان و اشیا است نگاه ما باید نسبت به خداوند کامل باشد خداوند به صورت سیستمی عمل می کند اگر قانون آن را درک کنیم مثل هر سیستم دیگری که به آن ورودی می دهیم و خروجی دریافت می کنیم هر ورودی که بدهیم همان را دریافت خواهیم کرد.

    در آیه ی اذا سالک …خداوند فرموده تو درخواست کن و من اجابت می کنم به شرطی که تو به من ایمان بیاوری. درخواست ما کلامی نیست درخواست فرکانسی است باورهای ما باید تغییر کند و جهان به عنوان سیستم رفتارش را در مقابل ما تغییر خواهد داد اما ممکن است رفتار جهان در برابر دیگران تغییر نکند. خوبی سیستم این است فارغ از اینکه در گذشته چه ورودی هایی به سیستم داده ایم اگر این بار ورودی متفاوتی به او دهیم خروجی متفاوتی دریافت خواهیم کرد. زمانی که بدانیم سیستم عمل می کند فارغ از پاسخ های قبلی با تغییر باورهایمان نتایج تغییر خواهد کرد.

    ما رابطه ی دو طرفه با خداوند داریم که کلامی نیست باید خودمان باورها افکار شخصیت عادت ها و.. را تغییر داده تا خداوند به تغییرات ما پاسخ دهد آیه ی اذا سالک بسیار خاص است چون :

    – خداوند هفت مرتبه از ضمیر من استفاده کرده

    خداوند به صورت کلی از ضمیر ما استفاده می کند ما نازل کردیم وحی کردیم و… . در این آیه هفت مرتبه از ضمیر من استفاده می کند. زمانی که بندگان من درباره من سوال کردند.

    – سالک تنها یک مرتبه در قرآن بیان شده است.

    اگر درباره ی من سوال پرسیدند در تمام موارد در قرآن از یسئلونک استفاده شده اما تنها یک مرتبه از سالک استفاده کرده است و تنها آیه ای است که خداوند به چیزی جواب می دهد که سوال آن پرسیده نشده است در سایر موارد پاسخ به سوالی است که توسط پیامبر پرسیده و سوال مطرح شده پاسخ داده شده است. این آیه از این جهت نیز استثناء است مردم همیشه در حاشیه بوده و چنین موضوع مهمی را از پیامبران نپرسیده اند. هیچ گاه در مورد خداوند سوالی مطرح نشده است اما در مورد مسائل حاشیه ای و بی ارزش مرتبا سوال می پرسیدند.

    – قریب به معنای نزدیک و اولین باوری است که خداوند می خواسته خود را توضیح دهد در صورتی که کسی از او سوال نکرده بود. اگر به این موضوع فکر کنیم که چرا خداوند گفته است من نزدیکم و چنین ویژگی را ابتدا بیان کرده است چون همه ی ما این باور را داریم که خداوند از ما بسیار دور است خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است ما بسیار زود خداوند را فراموش می کنیم چه زمانی که بدبخت هستیم و چه در دوره ی غرور اگر بدانیم نزدیک است نه عصیان خواهیم کرد و نه ناامید خواهیم شد چون می دانیم نزدیک است با ورودی بد خروجی بد را دریافت خواهیم کرد هیچ رحم و مروتی در کار نیست از مسیر درست دور شویم نتایج بدی خواهد داشت نزدیک بودن این پیام را دارد

    – از فعل مضارع استفاده شده و بیان می کند من همواره در حال اجابت درخواست دعا کننده هستم درخواست کسی که درخواست می کند به شرطی که او هم مرا اجابت کرده و به من ایمان بیاورد و در مسیر و مدار من باشد .

    همه ی ما افکار شیطانی داریم زمانی که شیطان مغرور و از درگاه خداوند رانده شد به خداوند گفت اجازه بده من نسل انسان را گمراه کنم خداوند می پذیرد اما به او می گوید تو هرگز تسلطی بر بندگان من نخواهی داشت در آیه ی اذا سالک هم درباره ی بندگان خود کسی که بندگی خداوند را می کند صحبت شده نه هر آدمی .

    بنده کسی است که تنها بندگی خداوند را بکند ما به همه ی افراد باج می دهیم و همه ی افراد را برای خود خدا می دانیم شیطان کاملا بر چنین بندگانی تسلط دارد. اگر بنده به معنای بندگی ارباب و رب باشد خداوند هم تمام درخواست های او را اجابت می کند. هیچ یک از ما هیچ گاه نمی توانیم ادعا کنیم که بنده ی صالح خداوندیم اما می توانیم روی خود کار کرده و بهتر شویم . خداوند سیستمی است که با توجه به شرایط ما به ما نتیجه را نشان می دهد. خداوند هیچ چیزی را برای هیچ کسی نمی خواهد او به رفتار باور و ایمان ما پاسخ می دهد نه اینکه برای برخی بخواهد و برای برخی نخواهد.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    شما باورهای توحیدی را چگونه ساختید؟

    همه ی ما قلبا خداوند را باور داریم حتی کسانی که ادعا دارند خداوند را قبول ندارند در شرایط سخت به نیرویی بالاتر از خود ایمان دارند استاد بیشتر در سنین 15 یا شانزده سالگی بر روی نیروی خداوند حساب می کردند و چون به دلایل مختلف افراد پشتیبان ایشان نبودند به این نتیجه رسیدند که هیچ گاه بر روی دیگران حساب نکنند و همین عامل باعث چنین شخصیت توحیدی در ایشان شده است و به تدریج با مطالعه قرآن این شخصیت در ایشان قوی تر شد. با حساب کردن بر روی قدرت خداوند افرادی که دست خداوند هستند به ما کمک می کنند و ایده ها از هزاران طریق به ما الهام خواهد شد باید توکل خود را تنها بر خداوند قرار دهیم از افراد سپاسگزار باشیم اما اعتبار اصلی تنها از آن خداوند و او است که کارها را انجام می دهد اگر توکلمان به خداوند باشد دست های خداوند به ما کمک خواهند کرد بر روی افراد خاص حساب نکنیم وقتی بر روی افراد خاص حساب می کنیم حتما زمین خواهیم خورد هر چقدر زودتر این درس ها را یاد بگیریم به خداوند اجازه خواهیم داد که از دستان بی نهایتش برای کمک به ما استفاده کند. به دنبال واسطه و شفاعت پیامبران نباشیم به اندازه ای که مشرک باشیم خوشبختی را تجربه نخواهیم کرد به همین دلیل بیشتر افراد خصوصا افراد مذهبی در ایران وضعیت و شرایط نامناسبی دارند. یکتا پرستی موضوع اصلی است که باید به آن دست یابیم. دلیل تمام مشکلات ما شرک و قدرت را به دیگران دادن است.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در مورد آیه اذا سالک عبادی ……

    خداوند همواره در حال اجابت درخواست‌های ما است. این آیه تنها آیه ای است که هفت بار ضمیر من در آن به کار برده شده در صورتی که در سایر آیه ها از ما استفاده می کند که بیانگر رابطه توحیدی است. همچنین بیان می کند اگر از تو پرسیدند که مشخص است تا کنون کسی در باره خداوند هیچ پرسشی نکرده بوده و تمام سوالات حاشیه ای و فرعی مانند روح، جنگ، شراب و…..بوده است و بر روی اصل تمرکز نمی کردند. اولین ویژگی که از خود بیان کرده نزدیک بودن است چون همه ما این باور را داریم که خداوند از ما بسیار دور است و هرگز به ما وحی نمی کند. در صورتی که هفت بار سوگند یاد کرده که خوب و بد ما به ما الهام خواهد شد و به مادر موسی و زنبور عسل و…….هم وحی کرده است.

    وجود فعل مضارع بیان گر این است که او همواره و پیوسته در حال اجابت درخواست‌های ما است همانگونه که ما نیز پیوسته در حال ارسال فرکانس هستیم.

    البته کسانی که بندگی خداوند را می کنند حق دارند که از او درخواست کنند. خداوند نیز آن را اجابت کرده اما ما به واسطه باورها و فرکانس خود در مدار دریافت آن قرار نداشتیم.

    خداوند انسان نیست و احساسات انسان گونه نیز ندارد. عدالت او مانند آینه بوده و باورها و فرکانسهای ما را دریافت کرده و از جنس همان به زندگی ما وارد می کند. بنابر این عمل کرد سیستمی دارد.

    ورودی های ما را دریافت کرده و خروجی متناسب با ورودی را به ما تحویل می دهد و کاری به صحبتهای ما ندارد. اگر بخواهیم اتفاقات متفاوتی را تجربه کنیم باید باورها و فرکانسهای خود را که همان ورودی ما است تغییر بدهیم تا نتیجه و خروجی متفاوتی دریافت کنیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    همه ما خداوند را مانند یک انسان فرض کرده که ما را می بیند و نسبت به رفتارهای ما واکنش نشان می دهد اما خداوند منبع انرژی بی نهایت مالک و خالق جهان هستی است که قوانین را تعیین کرده که همه افراد فارغ از عوامل بیرونی می توانند با عمل کردن به آن زندگی دلخواه خود را خلق کنند. ما با ارسال فرکانسهای خود به جهان هستی اتفاقات زندگی خود را رقم زده که باورهای ما تکرار افکاری است که طی زمان طولانی توسط افراد در ذهن ما شکل گرفته و خداوند به فرکانسهای ما پاسخ می دهد. پس ورودی های ما بسیار اهمیت دارد . اگر ورودی های مناسب به سیستم بدهیم خروجی مناسب را دریافت خواهیم کرد و اگر ورودی های نامناسب دهیم خروجی نا مناسبی را دریافت خواهیم کرد و هیچ گونه تخفیفی هم ندارد.

    در ایه اذا سالک عبادی ……که تنها آیه ای است که خداوند هفت مرتبه از ضمیر من استفاده کرده و بیان کرده که اگر بندگان من از تو در باره من سوال کردند بگو من نزدیکم . من همواره در حال اجابت درخواست‌هایی هستم که از من می شود . آنها نیز باید مرا بپذیرند تا شاید رشد یابند. این تنها آیه ای است که خداوند از سالک استفاده کرده و بدین معنا است که تا کنون چنین سوالی پرسیده نشده است چون بیشتر افراد در مسایل حاشیه ای بوده و هیچگاه به سراغ اصل نرفتند.

    باور بعدی که خداوند در این آیه بیان کرده است نزدیک بودن خودش به ما است. چون همه افراد فکر می کنند که خداوند بسیار دور است و هیچگاه به ما چیزی را الهام نمی کند. در صورتی که هفت مرتبه قسم خورده که خوب و بد را به شما الهام می کنم و حتی به زنبور عسل و مادر موسی که پیامبر نیز نبود الهام کرد.

    اگر نزدیک بودن خداوند را بپذیریم در زمان شکست و پیروزی احساساتی عمل نکرده و حد وسط را حفظ می کنیم. او همواره در حال اجابت درخواستها است به شرط آن که ما نیز در مدار خداوند قرار گیریم. شیطان که از دستور خداوند سرپیچی کرده و ادعای برتری و غرور داشت خداوند درخواست او را اجابت کرد اما فرمود تو هرگز تسلطی بر بندگان من نداری اما بندگان خدا کسانی هستند که ارباب خود را تنها خداوند می دانند و بر قدرت او حساب می کنند.اگر به خداوند این گونه نگاه کنیم و او را باور کرده و تنها بر روی قدرت او حساب کنیم اتفاقات خوب برای ما رخ خواهد داد و خالق زندگی خود هستیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    استاد در مورد چگونگی شکل گیری باورهای توحیدی در مورد خودشان توضیح دادند. همه ما در قلبمان به خداوند ایمان داشته و او را باور داریم به خصوص در روزهای سخت او را به خوبی در قلب خود احساس کرده و می دانیم که تنها نیروی قدرتمندی که می تواند به ما کمک کند خداوند است.

    استاد در دوران نوجوانی به دلیل شرایط خانوادگی و سایر مسایل هنگام دعوا بر روی اشخاص دیگر حساب کرده اما آنها همواره پشتشان را خالی می کردند و این الگوی تکرار شونده باعث شد که به این نتیجه دست یابند که حساب کردن بر روی افراد باعث ضربه خوردن شدید از آنها می شود و از آن زمان تنها بر خداوند توکل کرده و بر روی او حساب می کنند.

    اگر ما بر روی افراد حساب کنیم حتما زمین خواهیم خورد. تنها بر روی خداوند حساب کرده او تمام راه حل ها را می داند و کارها را برای ما به نحو احسن انجام می دهد. هیچ واسطه و شفیعی بین ما و خداوند وجود ندارد و اگر امام زاده یا امامان را شفیعان بدانیم و به آنها قدرت دهیم مشرک بوده و از خوشبختی دور می شویم.افراد مذهبی بیشتر از سایر افراد مشرک هستند.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: