مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 88
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













سلام استاد عزیز
سلام دوستان خوب خودم
فایل های مصاحبه با استاد خیلی خیلی برای من ارزشمند است چرا که هم نکته های عالی در آن یاد می گیرم و هم اینکه می توانم درس هایی تازه و خوب از بین سوالات دوستان و حرف های استاد برای خودم کسب می کنم
یک درس عالی در ابتدای این فایل من یاد گرفتم و برای من خیلی عالی و مفید بود
از هیچکس در ذهن خودم برای خودم بت نسازم
این بت ساختن واقعا برای من سخت و رنج آور می شود چرا که آن شخص ممکن است که خطایی کند و آن خطا سبب
می شود که من خراب بشوم و نتوانم دیگر روی خودم حساب باز کنم
بارهای بار من از این موضوع ضربه خوردم
وقتی یک نفر در ذهن من برای من خدا بود و اگر از او جوابی و یا عملی غیر از انتظار خودم از او می دیدم این سبب می شد که من حالم خراب بشود
تمام انتظارات من و عقاید و باورهای من بهم بریزد و خراب بشوم
اینها برای من درس هایی دارد که واقعا مهم هستند و همیشه باید روی خودم حساب باز کنم
همیشه باید چشم به دستهای پروردگار خودم داشته باشم
همیشه باید دنبال هدایت ها و الهامات خدای مهربان خودم باشم
از هر کسی و چیزی که قدرت را از من می گیرد دوری گزینم و در ذهن خودم فقط و فقط قدرت را به خدای خودم بدهم
این درس دیگر را باید همیشه آویزه گوش خودم کنم که
هرگز قدرت را به دیگران ندهم
همیشه به خدای خودم ایمان و توکل داشته باشم
همیشه از خدای مهربان خودم یاری و کمک بخواهم
باورهای توحیدی خودم را تقویت کنم
باورهای توحیدی را در درون خودم بسازم که همیشه به من قوت قلب می دهد و به من کمک می کند تا آرامش وارد زندگی من بشود این بزرگترین درس امروز برای من است
خدای من می تواند برای من همه کاری را انجام بدهد
به خدای مهربان خودم تکیه کنم و به او اعتماد داشته باشم
کارهای خودم را به دست او بسپارم
من موفق خوام بود
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدای معجزه ها
یادگار55
سلام استاد عزیزم و مریم بانو
سلام به همراهان این مسیر طلایی
استاد همیشه مهربونم بی نهایت ازت سپاس گذارم که با این گوهرهای فوق العاده به زندگی من رنگ و لعاب دادین
همیشه به همه میگفتم بابا بیخیال غم وغصه باشین هیچکی زندگی رو دوبار تجربه نکرده
ولی خودم اصلا عملگرا حداقل به حرف خودم نبودم و همش شعار بود
از وقتی با این سایت الهی آشنا شدم هر چقدر زمان برد که تکامل طی بشه اما الان میفهمم معنی حرف خودمو
دیشب به دکترم گفتم هیچکی زندگی رو دوبار تجربه نکرده ول کن اینده بچه و کشور رو از لحظه هات لذت ببر
میگفت هر وقت میای و میبینمت کلی ازت انرژی میگیرم و کلی تعریف من پیش همکارش میکرد که چقدر این دختر عالیه
کلی دوستم و خواهرش و مادرش هر لحظه ازم تعریف کردن و به زور منو بردن خونشون که شوهرش منو ببینه
در صورتی که همین دوست رو چند ساله من دارم پس چرا این همه مدت اینقدر منو تحویل نمیگرفتن
همین دکتر سالی چند بار میرم پیشش پس چرا تا الان این حرفارو بهم نمیزد
همه همکارا هر روز اسم ی همکار دیگه رو میارن و هر روز میگن این طرف تو کارش خیلی شیطنت میکنه و جنس اصل نمیده
دقیقا همین شخص هر روز به من زنگ میزنه از من قیمت میگیره و بر اساس قیمت من به مشتریش قیمت میده یا چند روز پیش برای ی مشورت رفتم پیشش به زور منو نگه داشته پیتزا سفارش داده میگه تا ناهار نخوری نمیزارم بری و حتی برای حل مشکل من خودش به وکیل زنگ زده نرخ وکالت هم بسته و کلی هم سفارش کرده
تمام این لطف تمام این محبت تمام این احترام رو فقط خدا بهم داده اونم منی که ی جنگجو واقعی بودم با همه از خانواده بگیر تا اطرافیان تا همکار
خداشاهده تک تک همکارا میگفتن با این اخلاقت همه مشتری ها میپرن و اینقدر بد صحبت نکن با مردم
الان طوری شده که مشتری ثابت ی همکار دیگه اومده از من خریده و حتی با دو میلیون گرونتر
فقط میگه از وقتی با شما حرف زدم گفتم من میخوام از این خانم خرید بزنم برام مهم نیس قیمت
تمام این هارو فقط اون خدایی که داره تمام زمین و کهکشان رو مدیریت میکنه به من هدیه داده
چند روز پیش توسط ی دوستم که خیلی برام با ارزش هست به ی تضادی برخوردم کلی خندیدم گفتم نگاه این
فک کرده با اینکارش من میرم ازش گله کنم که چرا این کارو کردی
اون خدایی که هر روز عاشقانه منو بیدار میکنه و بهم سهم لذت بردن از نعمت هاشو میده خودشم درست میکنه من اصلا سمت تو بیا نیستم و هر کاری دلت میخواد بکن
روزی هزار بار دعای خیر استاد میکنم میگم خدا هزار برابر به زندگیش برگردونه که این شادی این لذت این آرامش رو خدایی بهم داده که شما بهم معرفی کردی
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
در روابط قبلیم همش دنبال این بودم که چه رفتاری کنم که طرف دوست داره حتی تو مدل غذا خوردنم
اما الان میگم خدایا من فقط چیزی که حالمو خوب میکنه چیزی که خودم دوست دارم انجام میدم
الان طوری شده که من شدم الگو برای اطرافیانم
میگن تو ساکاروز حذف کردی ما هم حذف میکنیم
میگن تو باشگاه میری ما هم میریم
وای چقدر یخچالمون دعای خیرم میکنه همیشه پر بود از آت و آشغال
الان کلی سبک شده
و تمام این لطف رو فقط مدیون خدایی هستم که همیشه خیلی بیشتر از قبل هوامو داشته ولطف کرده
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
به نام خداوند جان
سلام دوستان عزیزم
سلام گرم به استاد عباسمنش عزیزم که بسیار این دیدگاه ها و عملگرایی شو تحسین میکنم
و امروز با این کلیپ فوق العاده چقدر بهم لذت داد و حرفاتون با قلبم یکی هست
میگی استاد این حس رو داشتی که بیای و این پیام رو بذازی آره درسته چون من اومدم دیدمش و باورم محکم تر شد و بهم کمک کرد و تو گوشی ریختم که گوش کنم
امروز که از سرکار میومدم خونه به این فکر میکردم که یه سالهایی بود که غذا نذاشتم یا خیلی غذای محدود ساده بود اونقدر که بدنم قوت نداشت و تحمل برداشتن حتی یک کیلو رو و چند متر راه رفتن نداشتم و عذاب بود برام.
اما امروز به لطف خدا بهترین غذاهای رو دارم میخورم انقدر که دیگه میل به خوردن ندارم
اره وقتی با خدا باشی از راحترین راه و اسانترین راه تو رو میبره و بهت حال میده
خداروشکر که خیلی سرم خورد به سنگ و شکست خیلی چیزها رو با وجود لمس کردم و از هر لحاظ باعث شده خیلی از مسائل رو راحت تر بپذیرم و درک میکنم و میپذیرم حرفای استاد رو، منی که انسانی بسیار سخت و مثل سنگ در تغییر بودم.
در مورد وابستگی:
من دیدم که خیلی بعضی پدر و مادرها به بچه هاشون وابسته هستن و نمیذارن بچه ها دست به کاری بزنن و متاسفانه از گریه و زاری و حرف های احساسی استفاده میکنن که اونا رو منصرف کن نسبت به کاری یا شغلی و غیره مثل خود من
یا بچه ها بسیار وابسته هستن به خانوادشون و نگاهشون به خانوادشون هست که یک کاری براشون بکنن.
یه خاطره جالب یادم اومد:
دوستم یه برادر داشت که آسم داشت و تو روستا زندگی میکرد و چندین گوسفند و بز داشت و زندگیشو وقف اینا کرده بود و بسیار شدید به این گوسفندا وابسته بود حتا با این که براش از هزینه زیاد داشت و ضرر داشت برای بیماری آسم و گرد و غبار.
، اتفاقی افتاد که به پول نیاز داشت و هیچی غیر گوسفند نداشت این انسان لجوج، اولش مقاومت شدید داشت و براش سخت بود که گوسفندارو بفروشه ولی اخرش برای پول مجبور شد از گوسفندا دست بکشه و گوسفندارو بفروشه و همین اتفاق به ظاهر ناخوشایند باعث شد بیکار بشه و چون نامزد داشت مجبور شد و رفت دنبال کار و بعد یه مدت یه کار خوب تو بیمارستان براش جور شد و رفت شهر بزرگ و مشغول کار شد.
کلا وابستگی به هر شکلی اسیب زننده هست و با این دید که من الان دارم، میگم همه فانی اند و خداوند باقی، خب رو ادم های فانی و محدود اصلا نمیشه حساب کرد
اینقدر بد خوردم چه از دوست و پدر و مادر و… که به این نتیجه رسیدم و بعد یه مدت از طریق اموزه های استاد به خدا رسیدم و وابستش شدم
اوایل کمی با این توحید اومدم جلو، دیدم چقدر حالم خوبه انگار با دو تا پا رو زمین راه میرم و چشام رو باز شده و حس ارامش و زندگی دارم، انگار قبلا تو خواب بودم و الان این انرژی منو شارژ داره میکنه و حس رضایت دارم
پس طرف حسابم دیگه با خداست، اینقدر روم تاثیر داره که بعد از یک عمر من پیداش کردم این سرچشمه رو در صورتی که بود من نمیدیدم. الان همه کس منه و میخوام تا موقع زندم باهاش باشم چون بدون خدا من نمیدونم کی ام
من یاد گرفتم رو خدا حساب باز کنم میدونم همه چی رو درست میکنه و نگران دیگه نیستم، ازادم چون اعتماد دارم چون این نیرو رو باور کردم چه بدهد و چه ندهد با داشتن خداوند کنارم راضیم.
من این رب رو میخوام
قبلا خیلی خیلی حرص میخوردم تو استرس و نگرانی بودم در مورد همه چی اما الان همه چی رو سپردم دست خودش و قلبا این بهم میگه همه چی ردیفه و من فقط هدایت رو باید دنبال کنم
( من نمیگم انسان توحیدی هستم، نه منم هنوز شرک دارم و 1٪ باور دارم ولی همین 1٪ داره کار را رو درست میکنه و حس خوب دارم و همیشه و هر روز باید ابیاری بشه و رو خودم کار کنم چه بسا هنوز خیلی ترس ها، باورهای اشتباه و…. دارم که باید با کمک رب بردارمشون)
«أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
سلام به استاد عزیز و توحیدی
همه داستان زندگی من در طول 37 زندگی یک طرف آشنایی با شما و این سایت الهی یک طرف دیگه
من از وقتی که با شما آشنا شدم معنی واقعی آیه بالا رو فهمیدم .یک عمر وقتی این آیه رو برای ما ترجمه میکردن تنها چیزی که ازش یاد میگرفتم خدای جباری بود که اگر طبق میلش رفتار میکردیم حامی ما بود و در عین حال اگر کاری انجام میدادیم که به ظاهر بر خلاف عقاید جامعه ما بود خداوند خشمگین میکردیم و هر لحظه منتظر عذابش بودیم
این عذاب وجدان اتفاقات بد رو برامون رقم میزد و مهر تاییدی بود بر درستی ترجمه این آیه که به ما گفته بودن
یعنی هر بار کاری انجام میدادیم که باعث ناراحتی اطرافیانمون میشد خدای جبار فرا خوان میزدیم برای عذابمون
همیشه کلی سوال توی ذهنم داشتم در مورد این خدا و عدالتش که هیچ پاسخی جز مصلحت خدا براش پیدا نمیکردم و همیشه باید تسلیم تقدیر خودمون میشدیم چون خداوند ما اینطور شکل گرفته بود برای ما
اما با آشنایی با شما اونم هم در زمانی که فکر میکردم تا مرگم فاصله ای نیست معنی همه چیز و مخصوصا آیه بالا عوض شد برام
تضادهای من توی زندگیم هر روز بیشتر میشد و من هر روز گیج تر چون پاسخی براشون جز عذاب الهی نداشتم .در اون روزهای تاریک زندگیم خدای من خیلی خدای خشمگینی بود .اما همیشه در نقطه دور افتاده قلبم ندای بود که منو به یاد خودم در زندگی قبل از زمینی شدنم صدا میزد .ندایی که جنس صداش فرق میکرد با همه صداهای که شنیده بودم .صدای که وقتی حرف میزد کل وجودم یخ میبست فریز میشدم از آرامش
اون روزها در عین سختی که داشت قشنگترین کنتراست بین من و روح درونم بود یعنی تلفیقی از نجواهای شیطانی که یک عمر فرمانروای من بودن و من غلام حلقه به گوششون و روح خدای من که با هر بار اتصال ضیعفی که باهاش داشتم کل تیرگی های شیطانی از وجودم پاک میکرد
اون صدای مخملی روح و خدای درونم اینقدر برام لذتبخش بود که کل مادیاتی که 37 سال از زندگیمو براش تلاش کردم در چشم من ناچیز میدونست
هوای نفسانی و صدای شیطان هر روز داشت ضعیف تر میشد و تسلیم بودن و صدای مخملی خدای درونم هر روز بیشتر میشید
تولد دوباره من استارت خورد و محمد نو نو به این دینا قدم گذاشت .الان که دارم اینا رو مینویسم کل این 37 سال جلو چشمام رژه میرن .هر کاری که اسمش معصیت بود و کلام شیطان من انجام داده بودم اما دو سال که به لطف الله هر روز دارم روی خودم کار میکنم و هر روز بهتر میشم
هر روز ارتباطم با الله بیشتر میشه نجواهام زورشون کمتر و کمتر .هر بار تضادی پیش میاد فقط توکل میکنم تمام تلاش خودمو میکنم که تسلیم خدا بشم چون میدونم اون منو میبینه و اون هوامو داره مثل کل این دو سال که هر روزش میتونست یه آدم فولادی آب کنه ولی چون همراهم بود بسلامت عبور کردم
استاد عزیزم اینا دل نوشتهای بود که دوسداشتم اینجا ثبت کنم چون میدونم یه روز میام و مخونمش و به خودم افتخار میکنم برای هر تضادی که حل کردم هر توکلی که کردم و هر بار تسلیم بودنم
استاد عزیزم فقط خدا میدونه که چقدر شما رو تحسین کردم چقدر براتون آرزوی سلامتی و تندرستی کردم .عمر با عزت براتون آرزو دارم
دیدن هر لحظه شما صراط مستقیمی که یه عمر توی قرآن برامون به زبون گفتن ..از خداوند هدایت میطلبم که در این صراط پایدار باشم
وقتی شروع کردم به نوشتن اصلا نمیدونستم چی بنویسم و گاها وسطاش نجواها میومد که بیخیال بابا اینا چیه مینویسی حرفات سرو ته نداره ولی نوشتم چون میدونم در اینده سوپرایز میشم
دوسدار شما محمد کرمی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَلَقَدْ أَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقًا فِی الْبَحْرِ یَبَسًا لَّا تَخَافُ دَرَکًا وَلَا تَخْشَىٰ» (ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﻲ ﻭﺣﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﺪﻩ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍﻫﻲ ﺧﺸﻚ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺑﺘﺮﺳﻲ که برسند ﻭ ﻧﻪ ﺑﻬﺮﺍﺳﻲ(٧٧)
«فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُم مِّنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ» (ﭘﺲ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﺑﺎ ﻟﺸﻜﺮﻳﺎﻧﺶ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩ ، ﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﻳﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﮔﺮﻓﺖ ، ﭼﻪ ﻓﺮﻭﮔﺮﻓﺘﻨﻲ(٧٨)
«وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَىٰ» (ﻭ ﻓﺮﻋﻮﻥ ، ﻗﻮﻣﺶ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﻧﻨﻤﻮﺩ(٧٩)
«یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ قَدْ أَنجَیْنَاکُم مِّنْ عَدُوِّکُمْ وَوَاعَدْنَاکُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَیْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ» (ﺍﻱ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ! ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﺘﺎﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻳﻢ، ﻭ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻧﺐ ﺭﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭ ﻭﻋﺪﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻴﻢ ﻭ ﺗﺮﻧﺠﺒﻴﻦ ﻭ ﻣﺮﻍ ﺑﺮﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ(٨٠)
«کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَمَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَىٰ» (ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻮﺩﻳﻢ ، ﺑﺨﻮﺭﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺍﻟﻬﻲ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻳﺪ، ﻭ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻳﺪ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻫﻠﺎﻙ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ(٨١) (سوره طه)
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
Isaiah 6:8
And I heard the voice of the Lord saying, “Whom shall I send, and who will go for us?” Then I said, “Here am I! Send me.”
و صدای خداوند را شنیدم که می گفت: “چه کسی را بفرستم و چه کسی بخاطر ما خواهد رفت؟” سپس گفتم: “اینجا هستم! مرا بفرست.”
«انجیل اشعیا فصل 6 آیه 8»
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته و سلام و درود بینهایت به دوستان نازنینم در این سایت توحیدی، الهی صد هزار مرتبه شکر.
این فایل نشانه امروزم بود و البته خب بارها دیده بودم ولی همیشه توی نشانه های روزانه با اتفاقات روزمره من یه ارتباطاتی وجود داره. بریم سراغ درسهایی که گرفتم (ایموجی لبخند یادتون نره)
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
چند روز پیش برای چندین و چندمین باااااااار فیلم لذتبخش Gravity رو دیدم با بازی درخشان ساندرا بولاک (در نقش دکتر رایان استون) و جورج کلونی (در نقش ستوان متیو کوالسکی)
من وقتی یه فیلمی تماشا میکنم از منظر قوانین توحیدی که استاد عباس منش بهمون درس میده بهش نگاه میکنم اگه درس داشته باشه برام چند ده بار دیگه نگاهش میکنم. حتی توی این مورد یه سری سکانس ها رو برای خودت اسکرین رکورد کردم.
امروز داشتم اون سکانسهای اسکرین رکورد رو میدیدم و توأم شد با این فایل نشانه روزانه.
ماجرای فیلم از اون قراره که ستوان مت کوالسکی که هنوز زنده است توی جریان مأموریت همش به مرکز کنترل (با اسم اختصاری هیوستون) میگه: هیوستون من احساس بدی به این مأموریت دارم…
I’ve got a bad feeling about this mission
و برای هر احساس منفیش یه خاطره تعریف میکنه، چند دقیقه بعد یه حادثه سفینه شون رو درب و داغون میکنه و همه فضانوردان کشته میشن بجز ستوان کوالسکی و دکتر استون که دیگه توی فضا معلق هستن و حتی سفینه برای بازگشت به زمین ندارن. و به کلی ارتباط شون با مرکز کنترل قطع میشه ولی ستوان کوالسکی دائماً کارها رو گزارش میکنه که هیوستون اینکار و این کار رو میکنم، دکتر استون میگه کسی صدای ما رو نمیشنوه ، میگه ما نمیدونیم ، شاید اونها صدای ما رو میشنون ولی ما صدای اونها رو نمیشنویم پس به صحبت کردن ادامه میدیم. با جت پک فضایی خودشون رو میرسونن به ISS یا همون ایستگاه فضایی بینالمللی، اینجا یه اتفاق میافته و ستوان کوالسکی خودش رو فدا میکنه تا دکتر استون نجات پیدا کنه. و ستوان کوالسکی توی پهنه سرد و تاریک و بیکران فضا غرق میشه و بیسیمش رو هم خاموش میکنه …
دکتر استون تصمیم میگیره با پاد فرود سایوز ایستگاه فضایی بینالمللی برگرده به زمین. سایوز از ایستگاه جدا میشه ولی متوجه میشه سوخت نداره. و توی فضا معلق میشه. دکتر استون تصمیم میگیره اکسیژن رو قطع کنه تا خوابش ببره و توی سکوت و آرامش مرگ خودش رو بپذیره. عملاً تسلیم میشه چون هیچ راهی برای بازگشت وجود نداره.
این سکانس از فیلم بر اساس این آیه از انجیل اشعیا طراحی شده. اونجایی که انسان صدای خداوند رو میشنوه.
حیفم اومد کامنتم رو با آیه انجیل شروع کنم ولی از قرآن نورانی ننویسم، بعد از نماز ظهر بود که رب العالمین (جان جانانم) منو هدایت کرد به صفحه 317 ، سوره طه آیات 77 تا 81 که چقدر شباهت بود بین این آیات و اون آیه انجیل. داستان حضرت موسی علیه السلام که رب العالمین بهش امر میکنه شبانه قوم بنیاسرائیل رو حرکت بده تا از فرعونیان نجات پیدا کنن. خداوند امر میکنه از دل دریا براشون راهی رو باز کن.
اگر این آیات قرآن و آیه انجیل رو بخونید و فیلم Gravity رو ببینید خودتون شباهت موضوع رو متوجه میشید.
اینجای ماجرا ما هیوستون رو داریم بعنوان نماد جهان هستی ، مرکز کنترل و دریافت افکار و گفتار و فرکانسهای ما.
روح ستوان کوالسکی (بعد از مرگ) نماد پیامبری که اومده انسانی رو هدایت کنه برای رسیدن به بهشت (زمین) و این انسان در طول مسیر فضانوردی (زندگی) ممکنه ناامید بشه. دکتر استون نماد اون انسانی هست که باید هدایت بشه.
دکتر استون وقتی متوجه میشه سفینه سایوز سوخت نداره و اکسیژن رو قطع میکنه بین خواب بیداری یه صدای نامفهوم رو میشنوه از زمین، که یه شخص چینی داره آواز میخونه، بنام آنینگانک. چند لحظه بعد صدای گریه یه نوزاد میاد، (مسیحیان میگن عیسی فرزند خداست و مسلمانان معتقدند عیسی مسیح توی گهواره صحبت کرده) اینجا صدای نوزاد انگار داره با دکتر استون تسلیم شده و در حال گریه حرف میزنه. چند دقیقه بعد ستوان کوالسکی رو میبینه که میاد میزنه پشت شیشه و وارد سفینه سایوز میشه. (با باور مسیحیان فرزند خدا برای هدایت انسان اومده) و میگه: چرا برنمیگردی به زمین میگه سوخت نداریم. ((نکته این سکانس اینکه وقتی ستوان کوالسکی وارد سفینه میشه در رو که باز میکنه دکتر استون کلاه فضانوردی سرش نیست قطعاً باید در اثر خلأ کشته بشه ولی هیچ اتفاقی براش نمی افته و خیلی عادی با ستوان حرف میزنه این صحنه به من مخاطب این مفهوم رو میده که این اتفاق توی خیال دکتر استون افتاده، چون اگر حقیقت داشت در اثر خلأ فضا کشته میشد))
ستوان کوالسکی بهش میگه: اگه بخوای تسلیم بشی و نخوای ادامه بدی پس معنا و اهمیت زندگی چی میشه؟
و میگه از سافت لندیگ جت استفاده کن تا بتونی برسی به ایستگاه فضایی تیانگانگ چینی ها و با پاد فرود شنزو (سفینه شنزو در واقع همون سایوز چینیه) برگردی به زمین
دکتر استون میگه سافت لندیگ جتها برای فرود هستن …
اینجا روح ستوان کوالسکی (نماد مسیح) بازم یه جمله مهم میگه «فرود همون پرتابه»
Landing is Lunching
برداشت من اینه ، خضوع و آرامش ناشی از ایمان و تواضع به درگاه رب العالمین اوج گرفتنه …
بقول استاد عباس منش هر چقدر در برابر خداوند سرمون پایین باشه در برابر غیر خدا سرمون بالاست.
اینجا دکتر استون بیدار میشه شیر اکسیژن رو باز میکنه و همزمان که داره با هیوستون (جهان هستی) و ستوان کوالسکی (مسیح) صحبت میکنه حرکت میکنه به طرف تیانگانگ. تیانگانگ داره ارتفاع کم میکنه که وارد اتمسفر بشه. دکتر استون خودش رو به تیانگانگ میرسونه و وارد شنزو میشه و با شنزو برمیگرده به زمین. از شنزو با هیوستون تماس میگیره که هنوز نمیدونه هیوستون یا جهان هستی اصلا جواب میده یا نه …
دکتر استون میگه هیوستون من احساس بدی نسبت به این مأموریت دارم، منو یاد این داستان میندازه که ….. ، که یهو سفینه شروع میکنه بشدت لرزیدن (نماد فرکانس و ارتعاش افکار ما به جهان هستی) انگار جهان هستی از شنیدن این جمله بشدت ناراحت شده ، دکتر میگه بیخیااااال داستان… من برمیگردم و یه قصه واقعاً شنیدنی رو براتون تعریف میکنم. هر اتفاقی پیش بیاد لذتبخشه… و جهان اینبار با یک صدای دیگه به نشانه تایید بهش جواب میده.
(همین الان که دارم کامنت مینویسم آهنگ Shenzou از آلبوم gravity اثر استوین پرایس رو دارم گوش میدم و سکانسهای فیلم داره برام تداعی میشه) دکتر استون برمیگرده زمین و وقتی چتر نجات شنزو باز میشه صدای هیوستون رو میشنوه که میگه دکتر استون ما همین الان فرود شما به سطح زمین رو دریافت کردیم و تیم نجات توی راهه برای نجات شما… (جهان هستی همه فرکانسها و افکار و گفته های ما رو دریافت میکرده ولی ما چون صدای جهان هستی رو نمیشنویم، چون مراحل محقق شدن خواسته رو نمیبینیم، فکر میکنیم بی فایده است، جهان پاسخ نمیده)
چند لحظه بعد دکتر استون توی یه دریاچه فرود میاد و لباس فضانوردی رو درمیاره تا بتونه شنا کنه و بیاد به ساحل … و پا میشه سر پا می ایسته.
نماد به بهشت رسیدن یا یک بار دیگه متولد شدن، فرقی نمیکنه از این جهان به بهشت برسی یا همینجا روی زمین متولد بشی … اگه در مسیر توحید باشی بهشت رو همینجا تجربه خواهی کرد.
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
توی این فایل صحبتهای استاد که نشانه امروزم بود استاد باز هم داره از توحید میگه. بازم اینکه به خداوند اعتماد کن، به جریان هدایت اعتماد کن، و وارد مسیر شو و بیخیال باش که قراره چی بشه. چون توی آغوش خداوند هستی، خدایی که همیشه جواب میده.
«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
«أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید؛ در مدار توحید.
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
پیشنهاد میکنم فیلم Gravity رو با عینک آموزش های توحیدی استاد و قوانین الهی ببنید.
با درود و سلام و وقت بخیر خدمت شما آقای Maverick عزیز چقدر خوشحالم که اولین خواندن کامنت صبحگاهی من کامنت زیبای شما بود و بقول معروف تکلیف و هدف امروزم مشخص شد اینکه امروز در مورد این موضوع درخواست بنویسم که بیشتر به شهود و الهام و نشانه های الهی ام توجه کنم و درخواستم رو در دفترم برای ستاره قطبی ام بنویسم …
آقای حمید امیری عزیز چقدر از این فیلم فضایی فیلم لذتبخش Gravity با بازی درخشان ساندرا بولاک (در نقش دکتر رایان استون) و جورج کلونی (در نقش ستوان متیو کوالسکی) رو معرفی کردید رو باید ببینم البته فکر کنم یکبار این فیلم و خیلی وقت ها پیش تر دیدم . اتفاقا یک فیلم مشابه ی معروف دیگری هست که خیلی زیباست و فکر کنم شما هم اونو دیده باشید بیشتر در مورد بُعد زمان در فضا صحبت میشه که اگر زمان وجود نداشته باشه چه اتفاقی میوفته واقعا فیلم فوق العاده ای هستش بنام in Terstellar. یا همون جنگ ستارگان یا میان ستاره ای که موزیک اون هم خیلی خیلی معروفه هانس زیمر .؟ منم این فیلم های فضایی رو خیلی دوست دارم و وقتی این فیلم ها رو میبینم دقیقا داستان جهان هستی رو توضیح میده . دقیقا در مورد باورها و یا چطور میشه که وارد این جهان میشیم برای تجربه کردن و چطوری افکارمون رو خلق می کنیم ..
من اینقدر که فیلم های فضایی رو دوست دارم ببینم که حد ندارها چون افکارم رو درگیر خودش می کنه و تا چند وقت روی مسایل اون فیلم و قوانین جهان هستی تمرکز دارم و با خودم و ذهنم کلی راجبش صحبت می. کنم .. یجورایی داستان این جهان هستی رو در فضای آسمان و در خارج از اتمسفر زمین رو بیشتر درک می کنم و یا همون فیلم in Terstellar بخصوص با اون موزیک معروف و بینظیرش که عجیب تاثیر گذاره و قوانین رو خیلی قشنگ توضیح میده.. یک فیلم دیگه فضایی هست که الان یادم اومد و عکسشو توی گالریم داشتم و الان آمدم پیداش کردم که براتون بنویسم بنام MARTIAN یعنی این فیلم فضایی هم دسته کمی از اون فیلمی که شما دیدید ندارها .. عالیع . یعنی اینقدر خوبع که تا چند وقت با خودت راجب قوانین این جهان هستی صحبت می کنی . واقعا عالیع ..
آقای حمیدی عزیز آتش نشان فوق العاده ی سایت مون ممنون و سپاسگذارم که اومدین برامون در این قسمت با این فیلم مبحث تسلیم و توحید رو توضیح دادید واقعا خدا رو شکر می کنم که اول صبح زیبامو با خواندن چنین کامنتی شروع کردم و سبب خیر شدید که بیام پاسخ بنویسم و بعدش در یک فرصت مناسب فیلم پیشنهادی شما رو دانلود کنم و ببینم . ممنون و سپاسگذارم
موفق و پایدار باشید
وسرشار از انرژی الهی در این صبحگاه بینظیر باشید و یک شروع فوق العاده عالی رو برای شما و دیگر دوستان عزیزی که با این چشمان زیبابین شون این کامنت منو و شما رو می خوانند آرزو می کنم پیشنهاد می کنم حتما این فیلم های قشنگ فضایی رو با دقت ببینننند و با دیدن این فیلم های فضایی ذهن رو پرورش می دهیم واقعا تاثیر گذاره اینکه سبب میشه در مورد قوانین جهان هستی صحبت کنیم بخصوص اگر با شخصی که در مدار این فضاها هست این فیلم ها رو ببینیم خیلی عالیع .. بهترینهع بهترین ها رو برای شما آقای حمیدی عزیز و برای همه مون آرزومندم
سلام و درود به شما خواهر بزرگوارم. بینهایت از شما ممنون و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمندتون . آره باهاتون موافقم. دو تا فیلمی که نام برده بودین خیلی فیلم های ارزشمندیه. مخصوصاً میان ستاره ای با آهنگسازی هانس زیمر.
و همچنین فیلم Martian هر کدوم از یک زاویه به جهان ما نگاه میکنه که ما به عنوان یک انسان چطوری قراره از در این جهانی که داریم با چالش ها مواجه بشیم.
از شما بینهایت سپاسگزارم ، در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت باشید.
سلام دوست عزیزم. من رفتم این فیلم و دیدم و واقعا بی نظیره..
چیزی که من بیشتر از فیلم دریافت کردم
تفاوت بین باور های قدرتمند کننده با باور های محدود کننده
تفاوت بین حرفای مثبت و حرفای منفی
تفاوت بین امید و ناامیدی
تفاوت بین خوشبینی و بدبینی
بود.
و نشون میداد که نوع فکر چطور روی نتیجه تاثیر میذاره.
وقتی دکتر رایان امیدی نداشت ،حالش بد بود و پر بود از ترس و نگرانی و اتفاقای خوبی هم نیفتاد بطوریکه آخرش تسلیم شد و میخواست بمیره.
اما وقتی به این فکر کرد که حتما راهی هست و این بار با امید و مثبت گرایی ادامه داد، اول از همه حالش خوب بود و خبری از ترس نبود و در نهایت روی زمین فرود اومد…
اونجا که با مرکز ارتباط گرفت و گفت
“دو تا احتمال وجود داره یا من به زمین میرسم یا تا 10 دقیقه دیگه جزغاله میشم که در هر صورت فرقی نداره چون من یه داستان معرکه برای گفتن دارم”
چقدر امیدوار کننده بود.
چقدر با این نوع تفکر ترس زدایی کرد.
خلاصه خیلی لذت بردم .سپاس از شما برای صحبتکردن راجه به این فیلم عالی
به نام خداوند جان آفرین
سلام حمید آقا
من وقتی جوان تر بودم عاشق فیلم و تعریف کردن آن
یعنی میگفتن فلان فیلم تا ته داستان تعریف میکردم
ولی هیچ وقت قانون رو نمیدونستم ک الان تعریف شما و تطبیق با قانون برام خیلی خیلی جذاب بود
استاد فیلم گربه چکمه پوش رو با قانون توضیح داد رفتم دیدم و لذت بردم
یه دوستی هم فیلم …اسمش الان یادم نیست ولی دیدم با نگاه قانون خیلی قشنگ بود
و الان این فیلم فضایی
حتما نگاه میکنم
از شما بابت تفسیر زیبای فیلم با دید قانون بینهایت سپاسگزارم
لذت بردم در شب بارانی
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
بنام خدای مهربان
سلام به آقا حمید عزیز
دوستی که بارها با خوندن کامنتهاش لذت بردم جواب سوالامو گرفتم وکلی با قران مانوس تر شدم
دیروز ازکامنت بچه ها فهمیدم روز اتش نشانیه
از وقتی با استاد اشنا شدم نه سرم تو اخباره و نه رویدادها رو میدونم گاهی از این واون میفهمم امروز عید بوده وفات بوده و….
حتی وقتی روزهای پنجشنبه رو برا ادارات تعطیل کردن من خبر نداشتم و یه روز از راننده ی تاکسی ای که سوارشده بودم فهمیدم
البته اونم از تو اینه نگاهی بهم انداخت انگار میخواست بگه مگه شما فضا زندگی میکنی که خبر نداری ؟
خلاصه این روزو بهتون تبریک میگم وامیدوارم اگه عاشق شغلتون هستید همیشه دراین شغل موفق وموید باشید
سوالی که تو عقل کل مطرح کردید و خونده بودم وچون خودم تجربه طلاق نداشتم جوابی ندادم
ولی یه حسی گفت اینجا از تجربه ی مشابهی که باهاتون دارم بنویسم
منم مثل شما همسری دارم که در مدار قانون و این مسائل نیست
از وقتی با قوانین اشنا شدم و به قول شما هرچی بیشتر رو خودم کار کردم
ته دلم ارزوم این بود که با یه مرد توحیدی زندگی کنم کسی که حرف مشترک باهم داشته باشیم قوانینو باهم مرور کنیم و….
چون این خواسته رو داشتم دیگه برا این رابطه هیچ تلاشی نمیکردم
میگفتم اگه قراره هدایت بشه میشه وگرنه جهان ما رو از هم جدامیکنه
البته ته ذهنم این بود که محاله این ادم عوض بشه
پس فعلا باهم کنار میایم تا بعدا با بکی دیگه تجربه لذت بخشی داشته باشم
ولی از اونجایی که داشتم مسیر اشتباهی رو میرفتم تضادها اومدن وتبدیل شدن به یه الگوی تکراری
ویه جایی که دیگه واقعا تسلیم شدم واز خداوندهدایت خواستم
بهم گفت تو باید بتونی با همین مرد لذت وارامش رو تجربه کنی
این مرد بازتاب رفتار وکردار توئه
باید خلائ های عاطفیت رو بتونی تو زندگی با همین فرد درستشون کنی
فک نکن بیرون خبریه واگه ازش جدابشی یه زندگی رومانتیک در انتظارته
اگه تونستی خودتو درست کنی و بهبود بدی و ارامشو تو همین زندگی بدست بیاری
اونوقت یا همین مرد میشه اونی که میخوای یا با یکی دیگه زندگی ایده ال خواهی داشت
(دقیقا صحبتهای استاد بود وبارها شنیده بودمش ولی نمیدونم چرا عملیش نمیکردم)
وخدا وکیلی از وقتی تصمیم گرفتم خودمو تغییر بدم زندگیمون خیلی بهتر شده
ایده آل نشده
همسرم هنوز سرش تو اخبار و نکات منفیه اطرافشه
ولی رابطه ی ما بهتر شده
تاحدی که رفتارهایی ازش میبینم که حتی دوران اوایل ازدواجمونم ندیده بودم
ومرتب به خودم میگم ببین سعیده باورت میشه فرید داره این کارارو میکنه چیزهایی که یه زمان ارزوت بودن ولی چون پذیرفته بودی اون ورژنش اینحوریه ونمیتونه به اون شکل دلخواه تو دربیاد
دیگه فراموششون کرده بودی
من نه میخوام شما رو قضاوت کنم نه نصیحت
این تحربه شخصی من بود وخداوند گفت بنویس ونوشتم
خیلی جاها دلم میخواد مثلا اونم توجهش به زیباییها باشه انقدر دنبال نکات منفی و بازگو کردنشون نباشه یا مثلا به قران و خداوند از یه دید دیگه نگاه کنه
ولی همین که میبینم زندگیم از چندماه قبل بکلی عوض شده
میگم خدایاشکرت پس مسیرم درسته
دارم سعی میکنم بهش عاشقانه نگاه کنم همون نگاه اول اشنایی
اونو یه تیکه از وجود خداوند ببینم
بگم من تو شرایط اون نیستم حتما اگه منم بک گراند اونو داشتم مثله اون رفتار میکردم شایدم بدتر
خلاصه سعی میکنم روخودم کار کنم با دید اون به دنیانگاه کنم اعراض کنم هرکاری که باعث بشه این رابطه روون تر پیش بره رو انجام میدم
وجالبه وقتی که دیگه از لحاظ فرکانسی اون میره پایین تر و منم چون نمیخوام تحمل کنم
سریع براش جور میشه بره اصفهان وچند روز دوری میشه تایم اوت برامون یه نفس تازه برایه شروع بهتر
البته که قبول دارم زندگی بایه فرد که قوانینو میدونه اگاهانه تلاش میکنه هر روزشو بسازه خیلی زیباست ولی فک کنم این کار کردن وتلاش برا درست رفتار کردن تو زندگی فعلی فندانسیون وزیربنای زندگی ایده آله آیندست.
امیدوارم این تحربه و صحبتها به کارتون بیاد و نوری باشه ازطرف خداوند تو مسیر زندگیتون
این فایل نشانه امرورم بود تسلیم بودن
فک کنم تنها جایی که درها باز میشه نقطه تسلیم بودنه
موفق وموید باشید.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته و همراهان سایت
من قبلا باسایت آشنا شده بودم و برای اینکه بتونم ببینم این سایت در مورد چیه ، در سایت ثبت نام کرده بودم و الان که سطح مدارم بالاتر اومده و خداوند من را مورد لطفش قرار داده به سایت هدایت شدم و چند روزه به سایت عباسمنش سر میزنم و ابتدا فایل از کجا شروع کنم را شنیدم که ایشون گفتن از فایل های دانلودی سایت که شامل مصاحبه با استاد و… است شروع کنید…
من چند روز هست که به فایل های مصاحبه گوش میدهم و امروز که این فایل را شنیدم با دیدگاه توحید عملی آشنا شدم…
این موضوع بسیار برایم جالب بود…
*فقط و فقط روی قدرت خداوند حساب باز کنم و به او وابسته شوم زیرا او قدرتمندترین نیروی جهان هستی هست. و هیچ قدرتی بالاتر از او نیست که من به آن تکیه کنم…و مهمتر آنکه توحید عملی را در هر جنبه از زندگی ام اجرا کنم و نه تنها قلباََ و ذاتاََ به یگانه بودن خدا ایمان داشته باشم بلکه در عمل نیز تنها به او تکیه کنم و به او وابسته باشم…
.
.
نکته ی مهم دیگه این فایل برایم این بود که :
*اگه کسی صحبتی کرد که من از آن حرف خوشم نیامد، لازم نیست مقاومتی نشان دهم و دنبال قانع کردن آن فرد باشم، بلکه باید روی نکات مثبت فرد تمرکز کنم و اگه نکته مثبت نداشت بهتر است که آن فرد را کنار بگذارم و دیگر او و حرف هایش را فالو نکنم…
.
به خودم قول دادم که با خودم آنقدر در صلح باشم و به خدای درونم وصل باشم، که بتوانم در رابطه ام فرکانس های مثبت بفرستم تا ارتباطی صمیمی با همسرم تجریه کنم.
.
ضعف ما در ایمان به خداوند باعث میشود که ما در برابر مسائل مقاومت کنیم و در جریان گذر زندگی قرار نگیریم. وقتی با ایمان حرکت کنیم، اتفاقاتی عالی در زندگی برایمان می افتد…
.
وقتی همه چیز درست باشه و باور درست داشته باشیم میتوانیم به پرفکت فکر کنیم وقتی وقتی با باوری غلط در مسیر اشتباه باشیم قطعا نمیتونیم به بهترین ها فکر کنیم…
.
این موضوع که توضیح دادید کسی که در آمد 2 تومن داره نمیتونه به ویلایی عالی که 5 میلیارد مالیات داره فکر کنه، برایم بسیار جای تامل کردن داشت، تفاوت فرکانسی که بین من و چیز های بزرگی که در جهان وجود دارد و در ذهنم نمیگنجند، همین است که شما توضیح دادید و من را به این موضوع آگاه کردید…
سلام استاد عزیز
سلام دوستان خودم
صحبت های استاد همیشه برای من انیگزه بخش است و بسیار نکته های عالی از آن یاد می گیرم
خدا را شکر که در حال شنیدن این فایل فوق العاده هستم
هر چه بیشتر بتوانم روی خودم و باورهای توحیدی خودم کار کنم آرامش من بهتر و بیشتر خواهد بود
هر زمان که روی خدای خودم حساب باز کنم و از او کمک بگیرم
بدانم که او قدرت برتر این جهان بزرگ است
هر زمان که من بدانم او بهترین و بزرگترین کسی است که من ایمان داشته باشم که او می تواند به من کمک کند
اطمینان کامل به او داشته باشم آنوقت من موفق و پیروز و نیرومند خواهم بود
هر چه بهتر بتوانم تسلیم خدای خودم باشم بی شک من آرام تر خواهم بود و لذتی بیشتر خواهم برد
تسلیم خدای خودم که باشم خدای مهربان هم آنچنان به من کمک می کند که به راحتی و آسانی من به خواسته ها و اهداف خودم می رسم
در این راه هدایت ها و الهاماتی به من می شود که هر چه بهتر بتوانم روی آنها تمرکز کنم من آرام تر و خوشحالتر خواهم بود
همیشه در ذهن خودم به این موضوع فکر می کردم که باید فلانی باشد تا من بتوانم موفق بشوم
تمام توان و قدرت خودم را روی دیگری گذاشته بودم
این برای من جز درد و رنج و تحمل سختی ها هیچ چیز دیگری نداشت
اما وقتی در ذهن خودم بدانم که قدرت در دست خدای بزرگ است خوب بی شک آرامش برای من خیلی راحتر تر و دستیافتنی تر خواهد بود
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای خوبی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان عزیزم
ردپای من درفایل55سفرنامه
مهمترین رابطه مادرزندگیمون رابطه باخداونده
ومافقط بایدبه خداوندوابسطه باشیم وتنهاروی اونوحساب کنیم
منم خیلی وقتی روی دیگرانوحساب کردم ضربه خوردم وچقدرشرایط مالی روحی وخانوادگی بدی روتجربه کردم وقتی به کسی قدرت دادم وروی اون حساب کردم
واقعاتک تک جملات استادروباتغییرمدارم بهتردارم درک میکنم وبه قول استادمن اوایل اشنایی باایشون دچارکج فهمی دردرک قوانین واموزش های استادشدم وچقدراذیت شدم بعدفهمیدم درست متوجه نشده بودم وموضوع درموردشغل ودرامدبود
استادمیگه منوبت نکنیدچون هیچ کس کامل نیست وهمه اشتباه میکنندواگراشتباهی کردیم خودمون روسرزنش نکنیم چون استادهم شایداشتباه کنندونبایدبگیم مابایدهمیشه پرفکت وعالی باشیم
استادبه اصل پرداخته واون توحیده وبه فرعیات وسبک شخصی ایشون هرکسی دوست داشته باشه میتونه الگوبگیره برای خودش وهرکسی ازاده برای دیدگاه واعتقاداتی که داره ومیتونه بیان کنه
شایدیکی هم دوست داشته باشه درویلایی که سالیانه چندمیلیاردمالیات بایدبده زندگی کنه شایدم نه
اساس امورش های استاداینه که روی هیچ کس حساب نکنیدحتی روی خودتون وفقط روی خدای خودتون حساب کنیدوازاوکمک بخواین ومردم رودستان خداوندبدونید
خدایاازت میخوام که باورتوحیدی رودروجودمن گسترش بدی تابتوانم برترس هاونگرانی های خودم غلبه کنم
الهی امین
احمدفردوسی
شادوموفق وپیروزدردنیاواخرت باشید
سلام روز 55 ام از سفرنامه و باز هم توحید .رد پای توحید همه جا هست و همه جا اثر گذاره حتی تو روابط .توحید یعنی روی هیچکس جز خدا حساب باز نکنیم و امیدمون فقط به خدا باشه و فقط به اون توکل کنیم.توحید یعنی این که به چیزی وابسته نشیم و رها باشیم .شرک مقابل توحید قرار داره اگه ما روی دیگران حساب باز کنیم حالا این دیگران میتونه پدر مادر باشه دولت باشه فامیل باشه دوست باشه یا …از همون طرف ضربه میخوریم چون داریم شرک میورزیم و خدا رو فراموش میکنیم چون داریم روی ی چیزی حساب میکنیم که در مقابل خدا پشیزی قدرت نداره.
تو جامعه امروزی این جمله رو خیلی میشنویم که دولت مردم و بدبخت کرده و اقتصادشونو خراب کرده و زندگیشونو نابود کرده و…و خدارو این وسط فراموش میکنیم که آخه دولت مگه مقابل خدا چه قدرتی داره ؟چرا تمرکزمونو میزاریم روی دولت چرا روی خدا حساب باز نکنیم تا اون انقدر مارو بالا ببره که همون دولت وابسته ما بشه؟شرک میورزیم و تعجب میکنیم که چرا شرایط درست نمیشه.به قول استاد امکان نداره شما شرک بورزید و تجربه خوبی از زندگی داشته باشید.زندگی توحیدی واقعا خیلی لذت بخشه و امیدوارم هممون بتونیم توحید واقعی و درک کنیم و توی واقعیت بهش عمل کنیم.
سلام وقت شما بخیر.
داستان سفرنامه چیه که شما روز 55 ام هستید؟
لطفا راهنمایی کنید.
.
.
راجب حساب باز کردن روی دولت خیلی خوب توضیح دادید
واقعا وقتی تنها توکلمان به خدا باشد ، دولت تاثیری در زندگی ما ندارد…
هرجا میریم فقط حرف از اینه که دولت باعث بدبختی مردم شده در صورتی که هر کس مسئول زندگی و سرنوشت خودش است، ووقتی با نگاه توحیدی به آینده و شرایط زندگیمان نگاه کنیم متوجه میشویم این شرایط را، با درخواست نکردن از خداوند یا با درخواست اشتباه کردن از خداوند یا با کم خواستن از خداوند، برای خودمان ایجاد کردیم.
هم اکنون بهتر است که ابتدا قلباََ و ذاتاََ به یگانه بودن خداوند ایمان آوریم و سپس در عمل اعتقاد به یگانگی خداوند را اجرا کنیم.
یعنی قبل از انجام هر کاری به خداوند توکل کنیم و از او درخواست راهنمایی و هدایت کنیم و سپس اجازه دهیم خداوند ما را پیش ببرد و هر الهام درونی که به ما شد آن را باور داشته باشیم و آن را اجرا کنیم.
سلام دوست عزیز سفرنامه بخشی از سایت هست به عنوان روز شمار تحول زندگی من در بخش دانلود ها که در آنجا استاد فایل هایی را دسته بندی و طبقه بندی کردند و هر روز را به یک فایل اختصاص دادند اگر شما در طول روز نمیدانید که چه فایلی را گوش دهید و میخواهید خودتونو متعهد کنید میتونید سفرنامرو شروع کنید و هر روز یک فایل از فایل های طبقه بندی شده رو ببینید و دنبال کنید.اگر برید تو بخش روز شمار تحول زندگی من و قسمت اولشو بزنید و فایلشو ببینید اونجا هم استاد درمورد سفرنامه توضیح دادند.
سلام استاد عزیز
سلام دوستان خودم
هر زمان که استاد فایل مصاحبه با دوستان را روی سایت می گذارند برای من واقعا درس های آموزنده دارد
هر چه بیشتر روی خودم کار می کنم و بیشتر صحبت های استاد را گوش می دهم واقعا درس ها و نکته های تازه ای یاد می گیرم
یک درس عالی که اکنون یاد گرفتم این بود که در زندگی خودم از هیچ کس بت نسازم
همیشه هر کس را همان جور که است دوست داشته باشم
هرگز کسی را در زندگی خودم آنقدر بزرگ نکنم که اگر کاری خلاف آنچه که من در ذهن خودم دارم برایم رخ داد ناراحت نشوم و بهم نریزم
دوم اینکه همیشه دنبال نکات مثبت افراد پیرامون خودم باشم
نکات مثبت آنها را ببینم و در زندگی خودم بکار ببندم
همیشه دنبال بهتر شدن خودم باشم
یاد بگیرم که روی هیچکس و هیچ چیز جز خدای خودم حساب باز نکنم
همیشه دنبال این باشم که با سرچشمه و با مبدا رابطه برقرار کنم و این برای من فوق العاده است
این نگاه توحیدی را همیشه برای خودم الگو قرار بدهم
روی هیچ چیز و هیچ کس جز خدای خودم حساب باز نکنم
هر وقت این کار را عملی کنم آنوقت دیگران و اطرافیان من دستهای خداوند روی زمین می شوند تا کار من را رواج بدهند و به من کمک کنند بدون آنکه من از آنها بخواهم
این یعنی روی خدای خودم حساب باز کردن
با او همراه شدن
به او دل بستن
به او توکل کردن
با او دست در دست شدن
وقتی که من اینگونه رفتار کنم آرامش در زندگی من همیشگی خواهد بود
خدای من دوستت دارم و هر زمان که روی تو حساب باز کردم و هر زمان که از تو کمک خواستم من موفق ترین و پیروزترین و شادترین خواهم بود
خدای من دوستت دارم
یاد بگیرم بخاطر کسی کاری را انجام ندهم و فقط بخاطر خودم و برای خودم کار انجام بدهم و مشغول به خودم و خدای خودم باشم
یک درس عالی دیگر جوری زندگی کنم که حال خوب من محتاج به بودن و وجود دیگری نباشد
این درس بسیار عالی و نکته فوق العاده ای برای من بود
هر چه بیشتر روی خودم و باورهای خودم کار کنم من به جاهایی خواهم رسید که آرزوی خیلی ها خواهد بود
زمانی که من باورها و افکار من در جهت خواسته های خودم باشد من همان می شوم که همیشه در رویاهای خودم داشتم
ممنونم استاد عزیز
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای توانمند خودم
سپاس از خدای فراوانی ها