مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 86


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2138 روز

    بنام رب العالمین.

    خدایا شروع میکنم به نوشتن با هدف فهم بیشتر آگاهی ها و تاثیر بیشتر روی خودم و در نهایت نتایج آن در اینده… تو کمکم کن.

    اول قصد داشتم به نوشته هام نگاه کنم و به ترتیب بنویسم اما الان میخوام از دلم بنویسم.

    استاد جانم خیییییلی هنره که به رابطه بطور موقتی نگاه کنی و از هر لحظه رابطتت لذت ببری، خییییلی هنره که وقتی نکته ای در شخصیت پارتنرت میبینی که دلخواه تو نیست نخوای تغییرش بدی و به جاش تمرکزت و بذاری روی نکات مثبتش..

    دقیقا چندروزه که تو رابطه عاطفیم این اتفاق افتاده. ینی در ظاهر همه چی خوبه ولی من میفهمم که یه سری نجواها داره میاد و اگر مچش و نگیرم رابطه میپوکه. نجواها چی بودن؟ تمرکز من و دقیقا میبرد میذاشت رو نکاتی که من دوست نداشتم و آخرشم میگفت. نچ نچ نچ به زودی رابطتتون تموم میشه.

    ناخوداگاه دوست داشتم ایشون و سرزنش کنم یا غر بزنم بخاطر رفتاراش ( که کاملا عادی بودن البته) یا اصلاحش کنم.. توقع داشتم سریع جواب پیاممو بده و مدام بهم زنگ بزنه. ـــــــــــــــــــ

    به لطف خدای مهربان سریع مچ حسمو گرفتم و فهمیدم که من روش حساب کردم. هنوز ازدواج نکردیم و یجورایی رابطمون مثل استاد و عزیزدلشه ولی یه مدت رو خودم کار نکرده بودم و کم کم داشت نجوا ها میومد.

    دوستان میخوام از نشونه های وابستگی در روابط بگم براتون که به عینه تجربش کردم (اما سریعا اصلاحش کردم) :

    یه میل زیادی برای دیدنش داری

    یه حس نیاز به وجودش کنارت داری

    دوست داری بیشتر از قبل بهت توجه کنه

    و نشونه جالبش اینه که وقتی که توی رابطه عزت نفست میاد پایین یجورایی انگار میخوای همه چیو تو رابطه به عهده بگیری. مثلا پارتنرت حالش خوب نیست. این و به عهده خودت میگیری و میخوای تمام تلاشت و بکنی که حال اون و خوب کنی.( دقیقا از نشانه های احساس عدم لیاقت که استاد گفتن) وقتی استاد اینو میگفت نمیتونستم درکش کنم اما در حال حاضر دارم به وضوح و در عمل درکش میکنم. چند شب پیش عزیزدلم حالش خوب نبود و این موضوع و با من درمیون گذاشت و من خییلی دیگه رفتم تو فکر و اصلا انگار معذب بودم و باید حتما یه کاری میکردم حالش خوب بشه و شروع کردم به یه سری صحبتا و بعد از تموم شدن حرفام احساسم خوب نبود.

    حالا امروز هم ایشون تو محل کارش به مسئله ای برخورده و الان چندساعتی از اون موضوع گذشته و من نه زنگی زدم و نه پیامی و وااقعا احساس خوبی دارم. میفهمم این مسیر درسته..من بهش زمان میدم و خودش مایل بود باهام تماس میگیره.

    میدونی میخوام چی بگم؟ همیشه قرار نیست وقتی عزیزدلمون مسئله رو باهامون به اشتراک میذاره ما اظهار نظر کنیم. اینکه کنارش باشی در همه لحظات به این معنی نیست که صرفا همه چیزشو بدونی و متقابلا همه چیزتو بدونه و لازم نیست که برای هر مسئله ای که برخورده اظهار نظر کنی. مگررررر اینکه ازت کمک بخواد.. این یکی از مخرب ترین باورهای من هست که باید مدام تکرارش کنم تا فراموش نکنم.

    باور غلطی که من داشتم: مسئله اون مسئله منم هستـ…

    موضوع بعدی:

    استاد درود به قدرت ذهن شما برای عدم اهمیت حرف مردم براتون… نمیدونید چقدر کیف کردم وقتی با قدرت گفتید اصلا نظرتون و انتقادتون برام مهم نیست.

    زیبا گفتید: اگر به هر دلیل دیگه ای این رابطه از نظر شما با ازدواج متفاوته یعنی نظر مزدم برات مهمه… استاد من عاشق روابط شما هستم و واقعا دوست دارم خودمم اینجوری تجربه کنم ولی قفلش هنوز تو ذهنم بستس و باورای محدود کننده زیادی براش دارم.

    وااقعا احمقانس که اینقدر حرف مردم برام مهمه. احمقانس که اینقدر دام میخواد محبوب باشم و همه دوسم داشته باشن.(مخصوصا تو دانشگاه) اصلا من میرم تو دانشگاه انگار کمبود محبت میگیرتم. عزت نفسم میریزه… بین خانواده و اقوام دنبال رضایت افراد نیستما ولی دانشگاه خیلی برام مهم شده که اینم از باورای بچگیم هست که خیلی کمبود محبت داشتم و بی عزت نفس بودم و این مورد هنوز تو ناخوداگاهم مونده و باید وقت بذارم حسابی تمیز کنم ذهنمو.

    شما راجب روابط عاطفی میگید من راجب رابطه دوستانه میگم… یه مدته که با دوستای صمیمیم قطع ارتباط کردم (اونا قطع کردن رابطه رو) و من یکی از مسائل مهم تو ذهنم نظر افراده… با خودم میگم الان بچه ها میگن عه نگاه ولش کردن / معلوم نیست بینشون چی شده که گندمکار تنها شده و…

    واقعا چرا اینقدر برام مهمه؟ من میخوام از زندگیم لذت ببرم بذار مردم هر چی میخوان بگن. در دهن مردم همیشه بازه.

    اونجوری که فکر میکنی درسته رفتار کن. مهم نیست بچه ها چی میگن. مهم نیست از نظر بقیه کار تو درسته یا غلط….

    و در آخر هم میخوام قانون و مرور کنم برا خودم.

    اکر از چیزی شاکی هست یا چیزی رو دوست نداری راجبش فکر نکن و راجبش صحبت نکن.

    مثلا یکی از استادامون تدریسش زیاد جالب نیست. اینقدر من اینو تکرار کررردم که امروز هییچ از حرفاش نفهمیدم. باید اینو کنترل کنم و سکوت کنم

    یکی از پسرای مذهبی دانشگاه که عضو گروهمون هست اصلا به دخترا نگاه نمیکنه و یجورایی بی احترامی میشه که رو مخمه ( امروز این اتفاق افتاده و تا حالا چندین بار راجبش حرف زدم و بهش فکر کردم)

    به نکات منفی پارتنرم فکر میکردم باید کلا از فکرش دربیام و یه کلمه به خودم بگم.«به من چه»

    سپاسگزارم استاد عزیزم. سپاسگزارم. سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مریم کشاورزی گفته:
    مدت عضویت: 1376 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    استاد خداروشکر بابت این فایل زیبا و تاثیرگذار چقدر زیبا درباره رفتن و مردن افراد زندگی ما صحبت کردید واقعا هیچ تفاوتی ندارد میان رفتن و مردن هر دو امری طبیعی در جهان هست و ما باید از وجود هم لذت ببریم و در لحظه باشیم .

    مرگ اطرافیان فقط با گذشت زمان از صفحه تمرکز ما کنار می‌رود

    استاد تفکر ما باعث رفتار دیگران نسبت به ما میشود چقدر تو جامعه شکل طلاق بد جا افتاده و مردم دیدگاه بدی دارن

    واقعا خیلی جالب درباره این موضوع توضیح دادید

    احترام و عشق تنها رکن مهم یک رابطه هست و ما باید یاد بگیریم به هیچ فردی وابسته نباشیم حتی پدر و مادر که از وجودشان هستیم واقعا خوشحالم که در این جمع هستم و لذت میبرم خداروشکر

    تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مریم کشاورزی گفته:
    مدت عضویت: 1376 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    استاد خداروشکر بابت این فایل زیبا و تاثیرگذار چقدر زیبا درباره رفتن و مردن افراد زندگی ما صحبت کردید واقعا هیچ تفاوتی نداره رفتن و مردن هر دو امری طبیعی در جهان هست و ما باید از وجود هم لذت ببریم و در لحظه باشیم .

    استاد تفکر ما باعث رفتار دیگران نسبت به ما میشود چقدر تو جامعه شکل طلاق بد جا افتاده و مردم دیدگاه بدی دارن

    واقعا خیلی جالب درباره این موضوع توضیح دادید

    احترام و عشق تنها رکن مهم یک رابطه هست و ما باید یاد بگیریم به هیچ فردی وابسته نباشیم حتی پدر و مادر که از وجودشان هستیم واقعا خوشحالم که در این جمع هستم و لذت میبرم خداروشکر

    تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    به تان خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در این فایل استاد در مورد تسلیم بودن در برابر خدا و تسلیم نشدن در برابر مشکلات توضیح دادند . تسلیم بودن در مقابل خداوند یعنی باور داشته باشیم که خداوند نیروی برتری است که همواره در حال هدایت ما است و اگر با ایمان از او درخواست کنیم ما را به بهترین شرایط هدایت خواهد کرد و تمام موقعیتها را برای ما فراهم خواهد ساخت. یعنی رها بودن و بدون ترس و نگرانی و اعتماد کردن به خداوند که تمام کارها را مدیریت می کند و اگر تسلیم محض او باشیم مانند کودکی که در اغوش پدر و مادر احساس اطمینان قلبی کرده و با احساس خوب که نشانه ان ارامش است مصداق این جمله:

    تنها به یاد خدا دلها ارام می گیرد خود را در اغوش خداوند رها کند. البته هیچگاه نمی توانیم تسلیم محض خداوند باشیم اما سعی کنیم که خود را تسلیم خداوند سازیم.

    اما تسلیم نشدن در برابر مشکلات به این معناست که استاد با مثالی دوره های تند خوانی خود را بیان کردند که به خدا اعتماد کرده و تمام افراد را دستان خدا می دانند و به کسی باج نمی دهند. همان گونه که خداوند چنین فردی را برای حل مسائل ایشان هدایت کرده و سایر افراد را نیز با ایمان و توکل هدایت خواهد کرد.

    اگر به مسائل پیش رو مانند شطرنج و بازی نگاه کنیم که با هر بار حل کردن ان ظرف وجودی ما بزرگتر شده و به نعمت و ثروت بیشتری دست می یابیم از حل انها استقبال کرده و با ایمان به خداوند تمام مسائل پیش رو را حل خواهیم کرد. تضادها به رشد و پیش رفت ما کمک خواهند کرد.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1303 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    امروز روز 55ام این سفر زیباست

    و فایل هایی که تشنه و گرسنه ی شنیدنشم انگار ،همین دیشب یه کامنت خوندم که هدایت شدم به توحید عملی 5که می‌خوام گوشش بدم و چقدر انسان فراموش کاره ،چقدر باید هزاران بار و تا آخره عمر در این مسیر باشیم و تکرار کنیم این آگاهی ها و برا خودمون و درهر لحظه واقف باشیم که همه چیز توحیده و فقط باید روی خدا حساب کرد ،

    چقدر حتی وقتی فکرشو میکنم که رو یکی حساب کنم ،انگار قلبمو از درون از هر طرف دارن فشار میدن و احساس خفگی بهم دست میده انگار نفس کشیدن برام سخت میشه حتی تصور اینکه رو یکی حساب کنم قلبمو به درد میاره ، خدایا من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم ،منو ببخش به خاطر تمام شرک هایی که آگاهانه یا ناآگاهانه یا از روی پیروی از هوای نفس ورزیدم ،خدایا همواره کنارم باش و هدایت کن تا با گوشت و پوست و استخونم درک کنم توحید رو و در عمل اجرا کنم که تویی تنها هدایتگره من و تویی قادر مطلق ،خدایا ذهنمو افکارمو کنترل هدایت و رهبری کن همواره به سمت توحید ،خدایا تنها امیدم به توا ونه هیچکس دیگر ،خدایا همه و همه ودستان تواند و وسیله ای از جانب تواند ،هر انسانی هر شرایطی هر موقعیتی همه و همه وسیله ای از جانب تواند رب یکتا .

    خدایا ایمان و باورمو نسبت به قدرتت و یگانگیت و درک توحیدت هرروز بیشترو عمیق تر گردان ،خدایا من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    میلاد خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    سلام استاد عزیزم و همه دوستان هم مدار

    چقد من به این فایل وآگاهی هاش نیاز داشتم وواقعا مثل همیشه خداوند منو هدایت کرد به این فایل خوب در زمان مناسب که خوب بتونم درک کنم این موضوع وابستگی رو،چقدر من از وابستگی ضربه خوردم در همه جنبه های زندگیم وخداروشکر میکنم که به این فایل ارزشمند گوش دادم

    واقعا هرچی پیش میرم میبینم فقط باید روی خدا حساب بازکنم وباایمان حرکت کنم وباورها والگوهای خوبی بسازم وتایید کنم.

    استاد منم دقیقا نظرم درمورد رابطه یا ازدواج همینه که نمیدونم شناسنامه و مهریه واین ادا اطفارا نمیتونه باعث خوشبختی ولذت ورابطه ماندگار باشه.

    واینکه چقدر توی زندگیم نگران حرف مردمم واقعا مردمی که هرجوری باشی بالاخره پشت سرت حرف میزنن واصلا حرف مردم تمومی نداره و من بااین تفکر چقدر زندگی رو برای خودم سخت کردم.

    خداروشکر میکنم وازاین خدا میخام به من قدرت اینو بده که بهتر روی خودم وایمانم کارکنم که بتونم مثل شما زندگی خودم وداشته باشم.

    خدایا شکرت که این نشانه امروزم بود وداری باهام صحبت میکنی ومن لیاقت صحبت باتورو دارم

    شادوثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2001 روز

    بنام الله

    سلام ب استاد عزیزم

    ردپای55

    استاد چقد لذت بردم ازاین فایل ازاین آگاهی ها از خنده های قشنگتون

    شوخ طبی باحالی ک دارین

    کلی خندیدم و لذت بردم

    خداروصدهزار بارشکر

    من سری اول ک این فایل و گوش دادم خییلی ذهنم مقاومت میکرد

    ک یعنی چی هر وقت بخوایی، بگی

    میخوام برم از رابطه

    و طرف مقابل هم بگه اوکی بسلامت و ککشم نگزه

    الان ک دارم فک میکنم من اون موقع خییلی حساب میکردم رو رابطه ک باید تاآخر عمر تحت هرشرایطی با طرف مقابلم ادامه بدم

    و خودمو وفق بدم با شرایط

    انگار میترسیدم ک طرفم ن من

    طرف مقابلم منو تنها بزاره

    چ بلایی سر من میاد

    از وابستگی و حتی تامین مخارج خودم میترسیدم انگار یعنی اینقدررر شرک تو وجودم بود ک فک میکردم

    یکی دیگه باید خرج منو بده و حتی خیلی از خواسته هامو گذاشته بودم بعد ازدواج بدست بیارم

    الله اکبر

    اصن فک نمیکردم خدایی هست ک میتونم ازش درخواست کنم

    ک اونه ک اصن بهم روزی میده

    اصن فک نمیکردم خودم میتونم مستقل باشم و پول دربیارم

    از بس ک عزت نفس نداشتم

    از بس ک بهم گفته بودن

    ک فلان خواسته ت و از شوهرت بعد ازدواج بخواه

    فلان سفر و باهمسرت بعدا برو

    فلان طلا رو بگو همسرت بخره بعد ازدواج

    یعنی تمام خوشبختی من با ازدواج کردنم محقق میشد طبق باورهایی ک ب خوردم داده بودن

    من خودم ب تنهایی توانایی تحقق هیچ خواسته ای و ندارم

    و اینکه من با ازدواجه ک اجر و قرب پیدا میکنم

    چن وقت پیش مادرم داشت ب پدرم گله میکرد ک نزاشتی با بچه هام برم مشهد زیارت

    خودت ک نبردیم تو جوونی

    حتی الانم اجازه نمیدی پسرم ببرم

    گفتم چرا با داداش نرفتی

    گفت چون بابات گفته ن

    گفتم مگه خودت دوسنداری

    بری خودت چرا تصمیم نگرفتی

    گفت زکیه،نمیدونی ی زن

    دوتا خدا داره

    ی خدا بالاسر

    یکی هم پایین شوهر ادم

    گفتم مامان این شرکه

    اینو کی گفته بهت

    گفت خیلیا میگن

    گفتم اشتباه گفتن بهت دیگه تکرار نکنی ها

    یعنی مادرم یک عمر پدر و خدای خودش میدونسته

    و همیشه هرکاری میخواد بکنه باید پدر اجازه بده وتاییدش کنه

    همیشه ذهنم مقاومت داشت ب این دیدگاه

    تو کل زندگیم مادرم همیشه بار و بدوش کشیده

    کارهای خونه

    بزرگ کردن بچه ها

    غذا وتمیزی

    حتی خرید وسایل خونه

    پدر هیچ مسئولیتی تقبل نکرده

    وهمیشه هم طلب کاره تازه

    و ندیدم یکبار از مادر تشکر کنه بخاطر غذایی ک درست کرده

    خییلی ب ندرت شاید گفته ک من یادم نیست

    و کلا خانواده ما پدر سالاره حتی الان پدر راجب همه چیز نظر میده

    و این تضادها برای من باعث شد بفهمم ک خواسته م چیه

    چی میخوام از زندگی

    تو سریال زندگی دربهشت ی بار دیدم ک استاد آشپزی میکردن

    چقد حس خوبی گرفتم ک میشه مردها هم ظرف بشورن هم آشپزی کنن

    و خییلی دیدم ک استاد چقددد

    زیبا وباعشق تشکر میکنن از مریم عزیز تحسین شون میکنن

    تعریف میکنن

    عشقشون و ابراز میکنن

    ی جمله ی استاد تو ذهنمه ک ب مریم جان گفتن :

    عاشقتممم با این جورابات

    چقد راحت و باعشق حتی جورابای مریم عزیز و تحسین کردن

    چقد حس خوبی گرفتم ازش

    مخصوصا این هم پا بودنتون

    تو پیاده روی های روزانه

    اینکه هرروز سعی میکنین خودتون و بهبود بدین

    زیبایی ها رو تحسین کنین

    لذت ببرین

    مسافرت طولانی با تراکمپر

    پیاده روی تو تریل های جنگلی وکوهستانی

    واینکه همیشه حواستون هست اعتبار همه چی و ب الله بدین

    و درلحظه زندگی کنین

    استاد یعنی من عااااشققق سبک زندگیتون شدم

    و شده مهم ترین خواسته ی من

    جوری ک کلا دیدگاهم ب ازدواج تغییر کرده

    ک من فقط مسئول حال خوب خودمم اگه طرفم بهم عشقشو ابراز کرد محبت کرد

    اونو از طرف خدا بدونم ک خدا داره از طریق ابشون ب من عشق شو ابراز میکنه

    الان ک فکرشو میکنم قبلا خوشبختی من در گرو ازدواجم بود

    و ابنکه من خیییلی رو رابطه م حساب میکردم ک میخواد منو ب همه چی برسونه

    و خوشحال و خوشبخت میشم دیگه

    ولی اگه ی روزی نباشه من نابود میشم چقدر من مشرک بودم خدای من

    ولی الان خداروشکر دارم ی قدم هایی برمیدارم برای مستقل شدن

    و ان شاالله خدا هدایتم کنه مبخوام

    از دوره هاتون تهیه کنم

    قبلا فک مبکردم خیلی گرونن ولی الان اینطور نیست حس میکنم خیلی کمه قیمتشون چرا ک کلی زندگی آدم هارو تغییر میده و خداروبیشتر درک میشه ثروت میاد عشق میاد خوشبختی میاد

    چرا چون یاد میگیریم با منبع درونمون هماهنگ بشیم

    و من باعشق منتظر روزی ام ک در مدار آگاهی دوره ها قرار بگیرم ان شاالله

    ی چیزی ک دو روز پیش متوجه شدم از خودم

    این بود ک خییلی چشمم ب دست بقیه بوده وهست ک برام چیزی بخرن کاری بکنن ،حساب میکردم رو بقیه

    بعد ازاینکه متوجه شدم

    گفتم خدایااا من دیگه از خودت میخوام

    از خودت درخواست میکنم

    میخوام با پولی ک بهم میدی خودم برای خودم خرید کنم

    و اینکه چشمم ب دست کس دیگه نباشه

    استاد دمتون گرررم واقعا

    خیلی خوشحالم ک در مدار شنیدن این آگاهیا قرار گرفتم

    وخداروشکر میکنم بابتش

    سپاسگزارمممم استاد خوشگل وخوش تیپم:))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمود امیری گفته:
    مدت عضویت: 2422 روز

    سلام خداقوت استادعزیز ودوست داشتنی من از افشا کردن خودم هیچ ابای ندارم ومیدانم که این زات اصیل من نیست که این اتفاقات برای من رقم خورده است وبیماری من از هر لحاظ در جمبهای زندگیم باعث نا ارامی من ومشکلات من شده است

    زمانی در مصرف مواد مخدر هیچ چیزی و هیچ کس برای من مهم نبود ونمیتوانست در مقابل من حتی به اندازه 1درصد شاید هم کمتر بتواند مانع مصرف من در مورد مواد مخدر شود به هیچ قدرتی وهیچ کسی اجازه نمیدادم که بتواند مانعی شود که من به مواد مخدر فک نکنم چه برسد بتواند مسیر مرا عوض کند

    یاد دارم روزی در بیمارستان به خاطر تسادفی که پدرم با موتور داشت پایش شکست ودرد شدید داشت وبه خاطر تعطیلات ماه رمضان دکتر برای جراهی نداشتند تا بعد از تعطیلات فقط باید پانسبان میشد در مدت ان سه روز وپدرم درد شدید داشت ومن همراه ان بودم یادمه که روز دوم پرستار خیلی با من تند برخورد کرد وگفت شما چرا کنار بیمارتون نیستید انقدر درد میکشه ومن به خاطر مصرف مواد اصلا خیلی برایم مهم نبود چه اتفاقی می افتد وفقط مصرف وتهیه مصرف برایم مهم بود

    ابرو اصلا برایم تعریف نداشت ومهم نبود نظر اون پرستار وتمام مردم دنیا برایم مهم نبود

    اما امروز در مسیر بهبودی برای امور روز مرگی حرف اطرافیان برایم مهمست

    هر کاری که انجام میدهم حتی درست نظر دیگران احمیت پیدا کرده است

    واگر فقط بیاد بسپارم که چگونه عمل میکردم در ان مسیر که فقط خودم را نابود تر ورنجور تر میکردم

    از ان فرمول استفاده کنم برای تمام خاصته هایم واهدافم وفقط بر روی خداوند که قادر مطلق است حساب کنم چه کارهای که برایم انجام نمیدهد

    هیچ کس در ان مسیر سخت ودشوار به جز الله نتوانست به من کمک کند

    چه راهای که امتحان نکردم اما یک بار روی خدا حساب کردم وشد وهمان حساب کردن درهای از نعمت وثروت را از هر لحاظ بر روی من باز کرد

    اما چه کنم که فراموش کارم بعضی وقتها فکر میکنم در بعضی مسائل نباید روی خدا حساب کرد وباید خودت انجامش بدی

    اما با دیدن این کلیپ فهمیدم وبه این درک رسیدم که تو به خدا اعتماد کن خدا برات همه چیز میشه

    تو فقط توکل کن

    بابا خدا سخت ترین کار رو برات به راحتی انجام داد

    ترک مواد مخدر که تمام پزشکان جهان وروانپزشکان درگیر این مسائله بودن و هستن اما نتونستن کاری برا اهیچ انسان معتادی انجام بدن

    باقی مسائل که تیله بازیست بزار وبسپار به الله

    روی هدایتش وخودش حساب کن

    امیدوارم زنده وپایدار باشد تا ابد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    داشتن سبک شخصی بسیار اهمیت دارد و زمانی که سبک شخصی خود را انتخاب کردیم باید فارغ از حرف مردم به همان شیوه خود عمل کنیم. هر سبکی را که انتخاب کنیم عده ای مخالف و عده ای موافق آن خواهند بود برای همین اگر سبک شخصی مورد علاقه ما نبوده می توانیم آن را نپذیریم اما نسبت به آن مقاومت ذهنی نداشته باشیم. هیچگاه از کسی بت نساخته که بخواهیم با شنیدن دیدگاهش در حوزه ای خاص تمام دیدگاه های درست او را نادیده بگیریم تنها کافی است که کمی به خود زمان داده تا درستی و نادرستی این دیدگاه اثبات شود.

    رابطه بین دو نفر بدون وابستگی رابطه ای توحیدی است و بدون شرک. همواره باید تنها بر روی قدرت خداوند حساب باز کنیم. هیچگاه نباید هیچ رابطه ای برای ما مهمتر از رابطه با خداوند و خودمان باشد و اگر این گونه شد حتما به جدایی خواهد انجامید. فرقی نمی‌کند که این شخص فرزند باشد یا دوست و…….در رابطه به دور از وابستگی هر شخص تنها برای لذت خودش کارها را انجام می دهد و هیچ گونه توقعی از طرف مقابل ندارد. همچنین جدا شدن از یکدیگر نیز بدون وابستگی و به راحتی صورت می پذیرد. کیفیت رابطه بسیار مهمتر از کمیت آن است. اگر رابطه ای یکساعت به طول انجامد اما با احساس خوب و لذت همراه باشد بسیار بهتر از رابطه ی شرک آلود است که طرفین به یکدیگر وابستگی دارند.

    هر یک از ما به یک اندازه به خداوند و هدایت های او دسترسی داشته و کودکان نیز به خداوند بیشتر از ما متصل هستند و لازم نیست که ما نگران آنها بوده و بخواهیم به خاطر بچه ها رابطه مخرب خود را نگه داریم که باعث ضربه ی بیشتر به بچه ها خواهد شد. قانع کردن دیگران برای سبک شخصی خود کار نادرستی است زیرا خداوند تنها یک مرتبه به ما حق زندگی عطا کرده است و ما نباید با بحث کردن و قانع کردن افراد احساس خود را بد کرده و اتفاقات بد را برای خود رقم بزنیم.به سبک خود زندگی کنیم و حرف مردم را نا دیده بگیریم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 1321 روز

    به نام خدایی که هدایت می‌کند دردانه هایش را

    سلام و صد سلام خدمت استاد و مریم جونم عزیزم

    و دوستای خوبم.

    توحید. یکتا پرستی. ایمان به خداوند. چقدر زیباست اگر به جای پرستیدن حرف هزاران نفر حرف یکی را گوش کنی. جای حرف هزاران آدم به صدای خداوند که در قلبت طنین انداز میشود.

    این محکم بودنتون استاد در کلمات به ادم ایمان میده به ادم قدرت میده اینکه هیچ ترسی نیست. اینکه چه قدرتی درونمون وقتی فقط توحید هست.

    وقتی توحید هست سبک بالیم اماده ی مهاجرتیم از هرجا و از هرکس. ازادیم و رها.

    رهاییم رهاییم وقتی توحید هست. اینکه رهاییم مثل یک پر در هوا و ازاد و سرخوش می‌گذریم.

    وابسته نبودن به حرف مردم و به پدر مادر خداهر بردار فرزند یا فردی که توی رابطه ایم باهاش باعث میشه هردومون بهتر و قشنگتر زندگی کنیم. باعث میشه با احساس بهتری از زندگی لذت ببریم.

    امروز احساسش کردیم وقتی برنامه نمیریزی وقتی میگی خدایا تو بساز وقتی وابسته نیستی به چیزی چطور لذت میبریم چطور احساس عشق تو وجودته.

    و خوشحالم که اینقدر زیباست زندگی وقتی مسیر مسیر هدایت باشه و به کسی نچسبی.

    خدایا شکرت برای این اگاهی ها.

    همه نوع وابستگی زجر اورده. مثل وابستگی من به وسایلم که از باور کمبود میاد مثل وابستگی من به خونه‌مون که الان که خوابگاهم چند روزه یه اضطراب ناشناخته ای تو وجودم رخنه کرده.

    مثل وابستگی به اینکه حال من اینجا خوب نمیشه مثل وابستگی و چسبیدن به تفکرات و حال بد گذشته که باز اون اتفاق میوفته.

    اما خداروشکر من مسیرم به مالک خودم به خداوندم به تنها رب جهان به پروروگارم سپردم.

    من تسلیم اویم و او هدایتگر من به سمت خواسته ها و آرامش.

    خدایا شکرت برای سلامتیم

    برای بوسه ها و بغل های پدر و مادرم

    خدایا شکرت برای عزیزدلم

    خدایا شکرت برای هوای خوب امروز

    برای اسمون صاف

    برای ابرهایی که گوشه و کنار اسمان بودند

    برای افتاب نرم و طلایی امروز

    برای هوای خنک امروز

    برای سادگی و تمیزی و فراوانی امروز در شهر

    برای اون بنز زیبا در شهر

    برای ماشین های خفنی که امروز دیدم

    برای در عین حال خلوت بودن و زیبا بودن شهر

    خدایا هزاران بار شکرت️

    روز 55ام سفرنامه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: