مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 82


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1501 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده دوستداشتنی ام

    روز پنجاه و پنجم از سفرنامه زندگی زیبای من

    استاد عزیز چقدر شمارو تحسین میکنم از اینکه زندگی به این خوبی و زیبایی رو برای خودتون ساختید

    با باورهای قدرتمنده و خالصتون و این تو حیدی بودن

    هر روز به خودم میگم که خدا این همه خواسته های منو اجابت کرده ولی من هنوزم نگران میشم، غصه میخورم … و هنوز خیلی جای کار دارم

    امروز صبح تو تمرین ستاره قطبی کارهایی رو از خدا خواستم که تک تکشون انجام شد و در حال انجام شدنه که یکیش این بود که وقتی دارم فایل روز شمارمو گوش میدم بتونم آگاهی هارو درک کنم بشنوم و بتونم منم تو زندگیم اجراش کنم

    خداروشکر تونستم با توجه گوش بدم و متوجه بشم که اگه یه اتفاق ناخوشایند تو زندگیم میفته درسشو بگیرم ازش بگذرم و به هزاران هزار نعمت و زیبایی که خدا پیش روم گذاشته توجه کنم

    متوجه شدم که اگه میخوام رابطه های خوب داشته باشم، پارتنر فوق‌العاده داشته باشم باید خودم همنقدر خوب و فوق‌العاده باشم

    هرچیزی رو که من بخوام خدا بهم میده پس چرا بهترینارو نخوام

    درست فکر کنم، باورام قوی کنم، افراد موفق و ثروتمند و همینطور روابط زیبا، مثل رابطه استاد رو تحسین کنم و ازشون یادبگیرم؛ تا بقول خودتون استاد عزیز، از جنس همونا وارد زندگیم بشه

    تا الان هم کلی تجربه خوب و زیبا داشتم که همین تجربه های کوچیک داره انگیزه بیشتری برای بیشتر رو خودم کار کردن و بیشتر خدارو باور کردن بهم میده

    احساس خوب = اتفاقات خوب رو خیلی خوب دارم حسش میکنم و امیدوارم که بتونم همنقدر خوب و عالی در کنار شما عزیزان پیش برم

    و از استاد عزیزم بهتر و بیشتر یادبگیرم و عمل کنم

    خدایا شکرت بخاطر همه این آگاهی ها بخاطر داشتن استاد عباسمنش بخاطر همه دوستان هم فرکانسیم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    سلام و خداقوت به استاد عزیزم

    چقدرررر این فایل زیباس

    هم طبیعت و ویو

    هم استاد خیلی زیباس

    دقت کردم هرموقع استاد از توحید صحبت میکنه چهرش جذاب تر میشه و دوس داشتنی تر میشه بخدا

    چقدر مثال زیبایی زدین از اون بچه ای ک تسلیمه و میپره بغل باباش ، این مثال هاتون چقدر بجاس

    چقدر اون نگاه حل مسئله کمک میکنه به ادم

    خودم تجربه شو بارها داشتم ک با این نگاه ک خودمو تست کنم ببینم میتونم این مسئله رو حل کنم ، خیلی راحت هدایت شدم به پاسخ و راهکار مسئله و خیلی این نگاه ، بازی کمک میکنه

    منم تجربه بازاریابی رو دارم اونجا هم تمرین هایی داشتیم با بچها ، یک نفر بعنوان مشتری بود ک خیلی مقاومت داشت و من باید قانعش میکردم

    یاد اون تمرینا افتادم

    خدایا شکرت

    سپاس گذارم از استاد عزیز با این فایل های ارزشمند

    مثل یک هنرمند یا نقاشی ک اثر هنری خلق کرده و بعد از سالها افراد ازش استفاده میکنن و لذت میبرن

    و انگار همین لحظه این فایل تولید شده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز پنجاه وپنجم، روزشمار تحول زندگی من!

    استاد جانم، این فایل شمارو من چندین بار گوش کردم و واقعا تک تک مطالبی رو که عنوان کردید در مورد روابط صدر در صد قبول دارم..

    وامروز که روزشمار تحول زندگی من این فایل بود، میخوام در مورد دوتا رابطه ی متفاوتی که تجربه کردم و نتیجش مهر تاییدی بر گفته های شماست رو اینجا کامنت کنم انشالله که برای دوستانم هم مفید باشه…

    همین امروز تویکی از کامنتهام گفتم که بعد فوت همسرم، حدودا دوسال واندی بعد که من توی استانه ی 30 سالگیم بودم،با داشتن یه پسر 8 ساله، بعد اینکه تصمیم گرفتم واقعا به تنهاییم پایان بدم از خداوند خواستم شخصی رو به عنوان دوست ونه همسر وارد زندگیم کنه واین اتفاق افتاد، وشخصی که وارد زندگیم شد مجرد بود وتجربه ازدواج نداشت،اما بسیار عاقل ودانا و البته به معنای واقعی یه مرد کامل بود که حمایت خانوادش رو بر عهده داشت،وکسی بود که حداقل یکسال دورادور میشناختمشون اما حتی اسمشون رو نمی دونستم، به هر حال باب آشنایی شد و من ازشون خواستم برای ادامه رابطه محرم بشیم که به اعتقاد اونموقعه من گناهی نکرده باشیم، وایشون نه از جنبه مذهبیش بلکه به خاطر اینکه مدرک ثبتی وسندی داشته باشیم به خواسته من احترام گذاشتند، استاد جان فقط می تونم بگم این آقا یه فرشته به تمام معنا، بسیار باشخصییت فهمیده و ارام بود، وبسیار بسیار توی دورانیکه باهم بودیم درکنار هم رشد کردیم، وعشقی فرا زمینی رو باهم تجربه کردیم، باهم خرید میرفتیم، مسافرت میرفتیم، کارهایی که از دستمون برمیومد برای هم انجام میدادیم همه اش از روی عشق، حتی ایشون عادت داشتند ساعت 11 شب گوشیشون رو خاموش میکردند ومیخوابیدن و من همراه پسرم منزل خودمون بودیم یعنی از 11 شب تا 9 صبح فردا حتی یه پیام هم بین ما رد وبدل نمیشد، وقتی پیش خانواده هامون بودیم حتی تلفنی باهم حرف نمیزدیم،به نوع پوشش هم کاری نداشتیم، هیچ وابستگی بینمون نبود، ولی تعهدی قلبی وعمیق بین مابود ودلبستگی، توی مسائل مالی باهم تفاهم وتوافق داشتیم وایشون باعشق در حدتوانشون منو ساپورت میکردن ومن هم خودم شاغل بودم و مستقل، و از روز اول قرار گذاشته بودیم که هر کدوم خواست جدا بشه ومسیر زندگی خودش رو بره ، طرف مقابل باعشق بپذیره…خلاصه که حتی یکبار هم توی اون دوسال بین ما دعوا وبحثی جدی پیش نیومد که حتی بخوایم یه شبانه روز قهر کنیم حتی…

    نسبت بهم احساس عشق داشتیم نه وظیفه،همدیگرو همونطور که بودیم پذیرفته بودیم بیشتر از هم یاد میگرفتیم تا از هم ایراد بگیریم، وهیچوقت همدیگرو توشرایط نادلخواه واجبار برای کاری یا چیزی قرار نمیدادیم..

    از یه جایی به بعد من تصمیم گرفتم که تنها باشم تا بتونم برای زندگی خودم تصمیم بگیرم که ازدواج کنم و…

    وایشون هم پذیرفت واز هم جدا شدیم، خب بهم عادت کرده بودیم یه چند وقتی سخت گذشت بهمون ولی به خاطر اینکه هر کدوم میخواستیم مسیر تازه ای رو بریم قبول کردیم که راهمون جدا بشه…

    حدودا دوسال از اون موضوع گذشت ومن تصمیم گرفتم ازدواج دائم داشته باشم اونم به خاطر ترس از اینده وپیری وکوری وتنهایی و…

    ترس از شرایط مالی واینکه باید یه مرد بالای سرم باشه حمایتم کنه و اصرار خانواده و دوستان که ازدواج کن وسرو سامون بگیر بلاخره منم تسلیم شدمو از خدا خواستم شرایطش رو برام اوکی کنه…

    واز اونجا که خداوند هیچ مخالفتی با خواسته های ما نداره ودر هر فرکانسی قرار بگیریم از جنس همون افکار وباورها وتوجهات رو جذب می کنیم خیلی زود با همسر دومم آشنا شدم

    جالبه که ماتوچندماهی که نامزد بودیم ایشون خیلی سعی میکرد خود واقعیش رو پنهون کنه و خیلی تظاهر میکرد که آروم هست اما من متوجه عصبی بودن و خسیس بودن و…ایشون شده بودم حتی 10 جلسه مشاوره رفتیم ومشاور مدام میگفت ایشون شرایط سختی رو گذروندن، ضربه عاطفی خوردن، فرزندشون مریضه، واین عصبی بودن و..‌طبیعیه، خلاصه ما ازدواج کردیم وعروسی و بریم توخونه ایشون زندگی کنیم، خداشاهده از همون هفته ی اول ایشون بنارو گذاشت روی ناسازگاری با پسر من ومن، بعد شروع کرد به طرز پوشش من گیر دادن، بعدگفت حق نداری دیگه با کساییکه قبل ازدواجمون رفت وامد میکردی بری وبیاین!! هم میگفت تو وظیفه داری برای بچه ی من مادری کنی،پسرت دیگه بزرگ شده فقط باید به منو بچم رسیدگی کنی، پسرت خیلی ناراحته بره پیش خانواده پدرش!!! اصلا یه وضعی، حرفهایی میزد کارهایی میکرد که من شاخ در میاوردم، هرشب کلی قرص میخورد و توهم میزد، یه روز عاشق بود یه روز فارغ…من نه تنها مادر بچش و زنش بودم توقع داشت مادرشم باشم! توقعاتی وانتظاراتی ازم داشت که خودم از خودم نداشتم!

    خودشون بادوستاشون میرفتن بیرون تادیر وقت انوقت پسرشون که مریض بود بیمارهموفیلی بود ونیاز به مراقبت شدید داشت رو میذاشتن پیش من واگه بچه میخورد زمین دیگه روزگار من سیاه بود…

    من فکر میکردم انقدر پخته و سرد وگرم چشیده ام، انقدر پراز عشق ومحبتم که حتما کاری میکنم این مرد وبچش حس خوشبختی رو تجربه کنند، بعد دیدم نه بابا ایشون بشکه ته خالی هستند هرچی عشق ومحبت واز خودگذشتگی و…دارم از تهش خالی میشه وباز خالیه خالیه!!! چون فقط گیرنده بود نه دهنده!!

    وجون من خودم رو تنها کامل نمی دیدم که همچین فردی رو جذب کرده بودم…

    بماند که چقدر من وپسرم تواون 3 سال زندگی مشترک زوری، ( ترس از طلاق وحرف مردم و دوباره از صفر شروع کردن و …) آسیب دیدیم.. ویکسال ونیم هم طول کشید تا ایشون طلاق بدن منو..

    اینهارو نگفتم که حس بد ومنفی بدم به شما دوستای عزیزم، اینهارو نگفتم که بگم قربانی شدم، نگفتم که بگم آی ببینید ازدواج دائم چقدر بدو سخته، بگم ازدواج مجدد یعنی مصیبت…

    اینهارو گفتم که بگم من هم تجربه ی رابطه ی دوستی وعاشقانه ی بدون ثبت شناسنامه ومهریه رو تجربه کردم و بهترین دوران زندگیم اون دوسال بوده…

    وهم تجربه ازدواجی رو داشتم که از روی ترس ، و تردید ویه جورایی اجبار، حرف مردم وفشار جامعه وسنت ها و….بوده…

    اینهارو گفتم که بگم به قول استاد عزیزمون رابطه باشه چند روز اصلا باشه یک ساعت، ولی انقدر پراز عشق دوطرفه ورها از وابستگی واز روی احساس قلبی باشه که تا اخر عمر یادش میفتی حس خوب داشته باشی…

    بخدا قسم که بعد طلاقم از مادرم گرفته تا خاله و دوست وآشنا وخانمهای فامیل گفتن که بخدا ماهیچکدوم از زندگیمون ورابطه ای که با شوهرامون داریم راضی نیستیم واز ترس ابرو وبچه هامون موندیم توی زندگیمون!!!

    حالا چرا این اتفاق میفته اونم بیشتر تو کشور ما، خصوصا شهرستانها؟

    ما گرفتار یه سری سنتهای دست وپاگیر شدیم، ماگرفتار باورهای پوچ شدیم، مردها وزنهای ما خالی از خدا هستند، خالی از مهر ومحبت، خالی از عشق…مثل گذشته ی من، از سر نیاز وترس و قضاوت وحرف مردم میرن ازدواج میکنن یا یه رابطه ی دربو داغون رو به قیمت داغون کردن خودشون و فنا دادن عمرو جونیشون تحمل میکنند…

    فقط 10 درصد زن ومردهای جامعه ما اطراف من حداقل دارن باعشق کنار هم زندگی میکنن،و90 درصد از روی اجبار!!!!

    کسیکه به خودشناسی نسبی هم رسیده باشه کسیکه معنی عشق رو بفهمه، کسیکه درک کنه اصلا چرا اومده به این دنیا، کسیکه محبت ومهر رو نعمت ببینه، کسیکه بودن در کنار کسی رو رحمت ولطف خدا بدونه، بدون شک جهان عشقی بی همتا نسیبش میکنه…

    کسیکه دنبال این نیست طرف بیاد نیازهاشو برطرف کنه، بیاد مدام قربون صدقش بره، بیاد که اونو به آرزوهای بچگی و به آرزوهای دور ودرازش برسونه، بیاد که در کنارش به اسم ورسم وشهرت وثروت برسه…

    کسیکه به این درک رسیده که بودن در کنار جنس مخالف یه نعمت الهی هست براش از طرف خداوند تا به عشق، ارامش وشادی برسه، اون شخص خوشبخت واقعی هست، کسیکه با خودش در صلح هست وجز مهر و عشق چیزی در وجودش نیست ومیدونه که جهان مثل آینه عمل میکنه…

    اصلا این شخص سر راهش آدم بد قرار نمیگیره، وارد رابطه ی بد نمیشه، چون جهان وقوانین بی نقصش وقانون فرکانس ها بی نقص عمل میکنه…

    من تو رابطه ی دوستیم با اون شخص همه چیز داشتم حتی لبریز عشق ومحبت بودم، وفقط میخواستم کسی باشه اون عشق رو بهش هدیه بدم و همونم شد..

    اما توی ازدواجم دنبال عشق و پول و امنیت و تعهد و راضی کردن خانواده و دوست وآشنا و البته دنبال به جا اوردن سنت و قوانین بودم!!!

    مهر تو شناسنامه، مهریه، حق وحقوق، زیر یه سقف بودن دائم…زندگی کردن تا وقت پیری ومردن!!!

    حاصل چی شد؟ همه چیز دیدم تو ازدواجم جز امنیت وارامش وعشق و تعهد و وفاداری و مهریه و حق وحقوق و حتی اونچیزی که داشتمم از دست دادم …

    خداوندمی فرماید زن وشوهر مایه ارامش هم هستند، مثل لباس که زینت انسان هست…زن وشوهر جامعه ولباس هم هستند! مثل یک روح در دو بدن…

    دیگه خداوند چطوری بیاد بگه که آقا جان قرار بوده زن ومرد، در کنار هم به آرامش وعشق برسند و به واسطه ی عشقی پاک تولید مثلی عاشقانه وپاک هم داشته باشند!!

    اونکه امنیت میده منم، اونکه ثروت وشهرت و خوشبختی و امنیت و…میده منم، از من بخواه، نشون بده لایق دریافتش هستی من بهترین عشق رو تقدیمت میکنم اصلا جاری وساری میشم توی طرف مقابلت که هروقت مهربونی وعشقش رو دیدی یا عظمت وبزرگی من بیفتی…

    وتواین دو روز زندگی این دنیایی تواین مسیر که میرسه به مرگ و زندگی دوباره، مکمل هم یار هم مونس هم ویاری دهنده هم باشید برای رسیدن به یکتاپرستی به انسانیت به پاکی به درستی …

    خلاصه که آقا جان صلاح مملکت خویش خسروان دانند، هرکسی نسبت به درکی که داره از جهان وزندگی وخودش،وتجربه هایی که از سر گذرونده یا هنوز نگذرونده، سبک شخصی خودش رو داره..

    به قول شما استاد عزیزم نتیجه باید با آدم صحبت کنه، اگه نتیجه یه تصمیم یا عملکردی خوب هست وعالی، پس اون تصمیم و اون سبک درست هست، والسلام …‌

    انشالله که همیشه یادمون بمونه این دنیا محل گذره و ما وهمه ی آدمها رهگذریم فقط یه تایمی اومدیم تا در کنارهم باصلح وصفا وعشق وارامش زندگی کنیم…چه یک ساعت ، چه یکسال، چه یک عمر…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      پاکیزه بارکزی گفته:
      مدت عضویت: 1111 روز

      سلاممممم مینا عزیزم

      دوست خوب و هم فرکانسی عزیزم

      خداوند را صدهزار مرتبه سپاسگذار هستم چینین دوستانی فهمیده و دانایی دارم

      مینا عزیزم چقدررررررر من دوست تان دارم چقدررررر عالی هستین

      شما یک خانم قهرمان و عالی هستین چقدر کمنت های تان با عشق میخوانم چقدر در زنده گی درس ها را خوب یاد گرفتید راستی هم بین انسان های موفق و عالی و انسان ناموفق چقدر تفاوت هست

      عزیزم شاید این عشق خداوند به شما باشد که بعد از خواندن پیام تان خواستم با شور شوق کمنت بنویسم برایتان و تحسین تان کنم

      که این قدر شجاع و عال هستین

      درس های زنده گی را به خوبی سپری کردین و یاد گرفتین میدانم دوست عزیزم هر روز عالی عالی میشوین یک لحظه شما را در او شرایطی که بودین با خانم های که من میشناسم مقایسه کردم چقدر عالی و مقتدر عمل کردین آفرین آفرین خواهر ناز من

      الهی که در پناه تنها فرمانروایی جهان همرایی پسر شرین تان شاد سالم خوشبخت ثروتمند سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سیده مینا سیدپور گفته:
        مدت عضویت: 1858 روز

        به نام خداوند بخشنده ی مهربان

        سلام به استادعزیزم ومریم بانوی مهربانم

        وسلامی گرم به شما دوست عزیزم

        ممنونم بابت لطفی که بهم دارید..

        چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم با اینکه تایم کمی هست که وارد سایت شدید کامنتها رو میخونید وحتی کامنت میذارید، واین نشون میده در فرکانس جذب آگاهی بالایی هستید دوست خوبم..

        انشالله حالا که خداوند دستمون رو گرفته وآورده توی مسیر خیروخوبی، تا ابد رهامون نکنه وکمکمون کنه هرلحظه وهمیشه در این مسیر ثابت قدم باشیم

        دوست عزیزم، قشنگم براتون بهترینهارو از خداوند خواستارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    حسن گلشائیان گفته:
    مدت عضویت: 2171 روز

    واقعاً واقعاً من نمیدونم چرا با اینکه تو مداره شما نبودم از اولین روز که با شما آشنا شدم صفر تا صد سبک شخصی شما باب میلم بود

    و واقعاً جالبه برام سبک شخصی آینده ای که میخواستم مخصوصاً در مورد دیدگاه روابط و حجاب دقیقا همان چیزی بود که شما در آینده ذهن من زندگی میکنید ولی قبول دارم که افرادی که این سبک را درک نمیکنند در مدار این موقعیت نیستند.

    حقیقتا تنها کسی که تمام صفر تا صد سبک ش رو تو ذهنم تایید میکردم و دوست داشتم (با اینکه شمارو اون زمان نمی‌شناختم و اصلا شما اون زمان تو موقعیت موفقیت نبودین) شما بودین تأکید میکنم تمام صفر تا صد چون من یک تحلیل گر حرفه ای بودم و اصلا تحت هیچ شرایطی کور کورانه چیزی نمی‌پذیرم در تمام ابعاد زندگی و من شک ندارم تمام این ویژگی ها بخاطر باورهای توحیدی شماست وگرنه هیچ قدرت انسانی نمیتونه اینطور بسازه که مجهول باشه چرا؟ چون خودم امتحان کردم زمانی که تماما در اختیار خداوند بودم حتی یک روز، تمام متد های من مورد تأیید قرار می‌گرفت و زمانی که نگاهم به شرک دچار میشد با توجه به مواظبت هام در مورد اون موضوع ، برنامه یا هدف من خراب میشد!

    الله اکبر واقعا ایمان همه چیزه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محسن خجسته گفته:
    مدت عضویت: 1063 روز

    سلام بر همه عشق ها درود بر جسور ترین انسان ها حقیقتا خیلی وقت ها یاد حرف عارف بزرگی میفتم که می‌گفت اگه بدونی کی هستی و ارزش خودت و این هدیه زندگی رو بدونی کف خیابون رو میبوسی و راه میری … الهی شکر چقدر ارزش آگاهی بالاست یعنی همه چیزه و چقدر انسان آرامش و حس قدرت می‌کنه با آگاهی از قوانین جهان هستی …تشکر ویژه و جانانه از وجود همه شماها و استاد و مریم عزیز دارمممممم دنیایی از عشق و انرژی های خالص الهی رو به همتون تقدیم میکنم ….همه شما قابل تحسین و تقدیر هستی و استاد عباس منش پیام آور الهی من دوست دارم و دورت بگردمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 3871 روز

    روز 55 از سفرنامه

    هر زمان روی هرچیزی و هرکسی حساب باز می کنم دقیقا از طرف همان موضوع آسیب زیادی می بینم

    این فایل پر از نکته و نکات توحیدی بود.

    روی هیچ‌کس حساب باز نکن

    چه فایلی بود چه نکاتی ازش یاد گرفتم

    یاد گرفتم حتی روی خودم و توانایی هایش حتی حساب باز نکنم چه برسد به دیگران.

    خدایا در مسیری قرار بده که فقط روی خودت حساب کنم فقط خودت.

    چه آرامشی دارد رسیدن به این جایگاه

    از زمانی که تو سایت هستم اولین اتفاقی که برام افتاد بهتر شدن روابطم با همسرم بود.قبلا فک‌می کردم از این بهتر نمیشه و الان هر روز داره بهتر میشه

    به آرامشی رسیدم که حتی قبلاً تصورش هم نمی کردم

    از روزی که وابستگیم‌به همسرم کم‌شد رابطه ما بهتر شده به خصوص وابستگی روحی

    زندگی عالی داریم وو هر روز دارم روی خودم بیشتر کار می کنم تا بیشتر رشد کنم بیشتر درآمد داشته باشم بیشتر به خودم برسم و جالب اینه که همسرم دقیقا همراه من هست

    داشتم امروز برای یکی از دوستانم از نتایج این سایت در مورد روابطم می گفتم

    و الان دوست دارم با تمام دوستانم به اشتراک بذارم

    به دلیل شغل همسرم با مجبور بودیم تا دیر وقت بعضاً تا ساعت 3شب بیدار باشیم و این دیر خوابیدن باعث می شد من نتونم به خوبی سرکار برم و مدتی حتی سرکار نرفتم و به خاطر همین درامدم خیلی کم شده بود

    همیشه دوست داشتم یه روزی بشه که شب زود بخوابیم تا بتونم روز زودتر بیدار بشم تا تمرکز بیشتر روی کارم بذارم

    و درکنار تعجب این اتفاق افتاد و همسرم الان تاکید داره که شب ساعت 10 بخوابیم

    خدای من مگه میشه این اتفاق بیفته و خدا روشکر الان یک ماهی هست این اتفاق افتاده و‌من خیلی در طی روز حالم خوبه و می توانم همه کارهامو‌انجام بدم.

    از نتایج در روابطم بخوام بگم خیلی زیاده.

    منم یاد گرفتم که اگه یه روزی همسرم یکم رفتارش بد میشه به خودم بگم من چه فکری چه باوری چه فرکانسی فرستادم که این اتفاق در دنیای واقعی رخ داده .اینجوری سریع خالم خوب میشه وهمسرم هم زودتر آروم میشه

    استاد جان هر فایل تون پر از نکته های زیادیه ،اللن این موارد رو‌درک کردم و مطمئنم چند وقت دیگه نکات بیشتری از این فایل و همه فایل ها یاد می گیرم و درک می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    علی نژادی گفته:
    مدت عضویت: 1148 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان سلام براستادعزیز ودوستان گرامی نشانه امروز من تسلیم بودن دربرابر خدا من یه خونه دیدم فکر میکردم چی میشه اینها ولی با این نشونه من حرکت میکنم ولی رها هستم (خدا) دروس میکنه همه چیرو چون قبل هم دنبال خانه بودم ودنبال خانه میگشتم ولی باخدا صحبت می‌کردم ومیگفتم من میرم خونه میبینم ولی خدایا تو اوکی کنی ویادمه چند خونه دیدم تا پای معامله هم رفتم نشد تا اینکه این خونی که الان داخلشم دیدم ولی اون موقعه پولم کافی نبود با قرض ولی وامی که خونه داشت خوب بود خلاصه صحبت کردیم نشد ولی چون به خدا سپرده بودم صبح خانمش به خانمم که شمارشو داشت زنگ زد گفت دیشب استخاره کردم ازاین حرفها بیاید همون قیمتی که گفتین بخرید من خیلی خوشحال بودم البته اون موقعه نمیدونستم قانون جهان چیه ولی خیلی از کارم خودآموز در راستای قانون جهان که خداوند قرار داده انجام می‌دادم این داستان برای5سال پیش ولی خدارو شکر با این سایت استاد عزیزم وخانم شایسته گرامی آشنا شدم خیلی دار خوب پیش میره زندگیم

    خدایا شکرت به بی نهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    محمدحسین مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    استاد این دیدگاه تون که کاری که به دل تون افتاده و الهام شده که درست هستش رو تحت هر شرایطی انجام می دهید، از نظر من بسیار تحسین شده هستش.

    استاد اینکه کار درست تون رو با وجود مخالفت های اطرافیان انجام می دهید رو تحسین می کنم.

    اینکه به ترس از انجام کاری که مخالف روال عادی زندگی بقیه مردم است اجازه ی اعمال قدرت نمی دهید تحسین شده است.

    یه دیدگاهی هستش که میگه هیچ کسی به قدر تو همه ی جنبه های زندگی ت رو نمی دونه و هیچ کسی به اندازه ی تو نمی دونه که چی برات خوب هستش، پس به ندای درونت گوش کن و کاری که از نظرت درسته رو فارغ از اینکه چه قدر مخالفت داری انجام بده.

    حرف های این فایل و صحبت های شما در یکی از فایل های دیگر شما که گفتید قانون تکامل رو برای روابط عاطفی تون هم اجرا کنید، به نظر من هم برای افرادی که داخل رابطه ی عاطفی هستند و هم دوستانی که قصد دارند در آینده این نوع از رابطه رو شروع کنند بسیار هدایت کننده هستش.

    از الهام گر شما که چند سال پیش ازتون خواست که این فایل رو ضبط کنید بینهایت سپاسگزارم.

    از گروه تحقیقاتی عباس منش برای انتشار این فایل عالی بسیار سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2385 روز

    سلام ب همه دوستان

    سلام ب استاد زندگی و دوست عزیزش بانو مریم سرآشپز

    خدایاشکرت ک تو این روز سفر وقتی این فایلو دیدم چقدر قدرت گرفتم برای تصمیم گیری برای زندگی مشترکم با همسرم..

    چقدر فهمیدم داشتن نگاه توحیدی کلا نگاهتو ب زندگی تغییر میده میشی خودت و خدای خودت فارق از حرف و نگاه دیگران آزاد میشی از خیلی بندها و چقدر عزت نفست میره بالا واقعافایل پر از درسی بود ک باید بارها گوش کنم تا بیشتر بره تو وجودم و از خدا میخوام همه کسانی ک نیاز ب تغییر در روابط دارن قدرت تصمیم گیری بهشون عطا کنه تا از فرصتی ک داریم برای زندگی روی این کره خاکی بهترین وبیشترین لذتو ببریم بهترین استفاده از زمان حیاتمون داشته باشیم..من توی رابطه ای هستم ک همسرم عصبی هست و من همیشه صبر کردم و گفتم حتما تغییر میکنه بخصوص از زمانی ک داره از فایلای رایگان استاد استفاده میکنه و مطمئنم ب لطف خدا هر روز زندگیمون بهترمیشه روابطمون بهتر میشه چون همدیگرو دوست داریم و باهمه شرایطی ک برامون پیش اومده تلخ و شیرین کنار هم موندیم و امیدوارم با تغییر باور در مورد روابط و تغییر افکارمون بتونیم زندگی بهشتی دراین دنیا تجربه کنیم..

    من واقعا با دیدن این فایل قدرت گرفتم و باز روی توحیدم و یکتاپرستیم بیشتر تمرکز میکنم و میدونم بااین تغییر و با این نگاه ک فقط روی خدای خودم حساب کنم درهایی از نعمت و رحمت ب روم باز میشه خیلی حرفاتون نکته داره خیلی درس داره و این فایل خیلی ارزش داره ک بارها و بارها دیدش و از نگاه شما ب زندگی لذت برد و درس زندگی کردن گرفت

    دوستتون دارم دوستتون دارم دوستتون دارم

    الهی من تنها تو را میپرستم تنها تنها از تو یاری میجویم..

    درپناه حق شاد سالم ثروتمند و سعادتمند دردنیاوآخرت باشید

    رد پای من روز 55

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    استاد جانم، من این فایل رو حدود یکسال قبل گوش داده بودم انموقعه هنوز رسما از همسرم جدا نشده بودم ولی جدا از هم زندگی میکردیم، وقتی این فایلتون رو گوش کردم یادمه دانلودش کردم چندبار دیگه هم گوش کردم واون تایم احساسم این بود که من چون از حرف مردم می ترسم، چون ازدواج دومم هست، چون همسرم رو دوست دارم و ترس از دست دادنش رو داشتم،ترس اینکه بهم خیانت کنه، حالا دقیقا توی چنین شرایطی قرار گرفتم که به مشکل بخوریم وایشون خونه رو ترک کنه وبره بهم خیانت کنه و…

    تا من بتونم روی تمام این ترسهام پا بذارم ، تا قوی بشم ودست بردارم از ترس در مورد قضاوت دیگران، ترس تنها شدن، ترس بی ارزشی وخود کم بینی وناکافی بودن، ترس اینکه کسی جای منو بگیره، ترس از اینده و ابرو و سرزنش خانواده و کلی ترس دیگه…..

    وقتی این فایل پراز اگاهی رو گوش کردم صداتون توی وجودم شروع کرد به طنین انداختن، بسه دیگه تمومش کن، چندسال دیگه می تونی با این روش ادامه بدی؟ تا کی می تونی با این وابستگی ها وترسها وتردیدها و شرکها زندگی کنی؟

    صدای شما بود، همه جابود، بهم میگفت باخودت صادق باش، تو هیچوقت این مرد واین زندگی رو نمیخوای، تو فقط از حرف مردم میترسی، تو عشقی نسبت به این مرد نداری وقتی چندین بار دست روت بلند کرده، ترکت کرده، وباز اومده وباز رفته وبهت خیانت کرده، تو فقط میترسی که دیگران بگن حتما تو مقصر بودی، توباعث شدی که شوهرت بره، یا حتما کاری کردی که کتکت زده، یا حتما کمبودی داشته که خیانت کرده!!!

    من یه روز تمام با صدای شما روزم رو به شب رسوندم، اخرشب یادمه نشستم وهرچی شنیدم و حس کردم و باور کردم از این فایل واز زندگیم واحساساتم نوشتم، در نهایت دیدم یه لیست دستمه که نوشتم فواید ادمه رابطه با این مرد و ضرر وزیان ادامه زندگی با این مرد برای من چیه؟ رو بروم بود…

    میدونم باورتون میشه، چی بود نتیجه، فواید هیچی…ضرر بالای 15و16 تا….

    وقتی آدمی مثل من الگوش یه آدم توحیدی و یکتاپرست وموفق هست، کار براش خیلی آسونتره تا کسیکه نمیدونه به احساساتش توجه کنه؟ یا به صدای ذهنش ، یا صدای قلبش، یا ترسهاش، یا مشاور، یا خانواده و….تابتونه یه تصمیم درست بگیره….

    ولی برای من همه چیز مثل روز روشن بود، ومن چون به خودم قول داده بودم هرچی شما میگید گوش کنم، وچون واقعا خیلی جاها نتیجه گرفته بودم از عمل به قوانینی که ازشما یادگرفته بودم، حجت برمن تمام شد وبرای همیشه تصمیم گرفتم قید این مرد رو بزنم ولو به قیمت بخشیدن مهریه وحق وحقوقی که توی عقدنامه به نفع من امضاء شده بود…

    چون من دیگه واقعا مینای سابق نبودم، چون آگاه شده بودم، آگاه به احساساتم به عواطفم به افکارم وبه خواسته هام، دلم نمیخواست بیشتر از این تاوان پس بدم ودوتا بچه بی گناه هم این وسط پای حماقت ما دوتا بسوزن، به قول شما و اونچه که به تجربه ثابت شده توی دعواهای بین زن وشوهری، اگه طلاق اتفاق بیفته واقعا بچه ها آسیب کمتری می بینن تا همش تو بحث ودعوا باشن…

    من تصمیم رو گرفتم وعملی هم کردم،امااااا الان که حدود یکسال از اون ماجراها گذشته من هنوز هم از روبرو شدن با فامیل واهمه دارم، یه جورایی هنوز نتونستم ترس از قضاوت رو توی خودم از بین ببرم، با اینکه همه جوره مطمعنم که بهترین تصمیم رو گرفتم، به خاطر شرایط مجبور بودم، واصلا قضاوت دیگران نباید برام مهم باشه، و به قول شما خیلی شهامت میخواد زنده از قضاوت دیگران بیرون اومدن، برای همین تصمیم گرفتم تا زمانیکه این ترس رو رها نکردم با فامیل رو در رو نشم، واقعا خیلی سخته بگی من یه چیزی رو باور دارم وقبولش کردم ولی بخوای به اجراش در بیاری نتونی!!!

    منکه میدونم وقتی اون وابستگی رو کنار گذاشتم چقدر رشد کردم، منکه میدونم وقتی همسرم رو بخشیدم چقدر رشد کردم، منکه میدونم چقدر به خداوند نزدیک شدم وچقدر از لحاظ روحانی ومعنوی رشد کردم وبزرگ شدم، منکه میدونم چه درهای نعمت ورحمتی بعد پشت سر گذاشتن اون درد ورنج نسیبم شده، منکه میدونم این درس بزرگی بود توی زندگیم که باید پاسش میکردم، منکه میدونم به قول شما کسی تعهد نداده زن وشوهرهای عقدی ورسمی تا ابد کنارهم باشن وامکان داره هر لحظه مرگ اونهارو از هم دور کنه وطلاق وجدایی که بدتر از مرگ نیست، منکه میدونم از دید جهان وخداوند اصلا این چیزها معنی نداره ، واین نمادها واسمهاو رسم ورسومهای دنیایی اصلا جزء اصل نیست واصل اینه که بیای توی این دنیا با هرآنچه که داری ودر اختیارت هست خوش باشی و اگه ازت گرفته شد براثر ناشکری، ویا از دستت رفت وبهترش اومد، فقط مشاهده گر باشی وتوی هیچ چیز گیرنکنی ، وبهش نچسبی…

    من اینهارو نه تنها میدونم بلکه با تک تک سلولهای وجودم درکشون میکنم وباور ویقین دارم بهشون…

    ولی اگه هنوز ترس از قضاوت شدن دارم معلومه که در این بخش نمی تونم توحیدی عمل کنم با اینکه خانواده و فامیل همیشه گفتن ومیگن مینا همه چیز تمومه، وخدا همیشه هواشو داره، حتما برای خودش وپسرش این بهترین مسیر بوده، وبه گوشم رسیده ، ولی نمیدونم چرا توی این مورد فقط حرف میزنم ولی عملکرد نمی تونم داشته باشم…

    اینکه اصلا چه اهمیتی داره کسی منو تایید کنه یا نکنه، کسی حق رو به من بده یانده…

    به قول شما بعد جدایی ما با اونهمه ترسیکه جفتمون داشتیم ولی انگاری هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده وهر کدوم داریم زندگیمون رو می کنیم حالا بد یا خوب، منکه میدونم برای منو پسرم خیلی این جدایی خوب بوده و رشدمون داده وکلی بزرگ شدیم ودرس گرفتیم…

    استاد جان خودتون میدونید اینها همه تکامل میخواد…

    ومن امیدوارم بتونم بزودی براین ترس قضاوت شدن از طرف دیگران در مورد جداییم غلبه کنم …

    وهمونطور که قطع وابستگی کردم، از نو شروع کردم قویتر از قبل وارد کسب وکار شدم، هدفهامو دنبال کردمو ومیکنم ونتایجش به وضوح توی زندگیم مشهوده و راضی وپر روزی وسلامت وشاد و البته در ارامش هستم،یعنی من به زندگی عادی برگشتم واین برام جای شکر وسپاسگزاری داره…

    اصلا انگاری حاصل وبرکت این ازدواج و جدایی 3و4 ساله، این بوده که من به این درک از جهان هستی وخداوند برسم، همینقدر به خداوند نزدیک بشم و از همه ی جهان حتی از پسرم که انقدر وابستش بودم قطع وابستگی کنم …

    انگار متولد شدم دوباره، و هر روز خدارو شکر میکنم واگه برگردم به گذشته باز همین مسیر رو انتخاب میکنم وهمون ادم رو…

    کسیکه انگاری مامورییت داشت بیاد با یه پکیج کامل از تضادها، بزنه تارو پود منو از هم پاره کنه، باورهای من دستخوش تغییر بشن و دوباره خداوند با باورهای قشنگ و حقیقی جان وروح و وجودم رو بهم ببافه و منو از نو بسازه….

    به قول یکی از خاله هام، که روزی صدبار میگه، خدایا داده ونداده ات رو شکر….

    منم باید بگم،خدایا خوبم نعمتهای، داده ونداده و پس گرفته و بخشیده ات رو شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سکینه کاظمی فرد گفته:
      مدت عضویت: 2385 روز

      سلام سیده جان بهت تبریک میگم ک تونستی تصمیم اساسی در زندگیت بگیری و قدم بزرگی برداشتی ک باوجود ترس از قضاوت دیگران بازم توانایی عمل کردن ب خواستت ک جدایی بوده داشتی و چ بسا هستند افرادی ک همچنان ب روابط خودشون ادامه میدن و وابستگی جلوی رشد و حرکتشونو میگیره مثل خودم ک هنوز ب اون شهامت و شجاعت نرسیدم و دارم زندگی میکنم البته ب امید و ایمانی ک روزی همسرم قدردان من باشه و توی کلاس استاد تغییر کنه و زندگیمون بهشتی بشه..

      برات بهترینهارو آرزو میکنم

      هرجاهستی شادسالم ثروتمندوسعادتمند درپناه خداوندباشی..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سیده مینا سیدپور گفته:
        مدت عضویت: 1858 روز

        به نام خداوند بخشنده ی مهربان

        سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

        وسلام به شما دوست عزیزم،

        ممنون از لطفتون بانو جان، کلا طلاق وجدایی های عاطفی خیلی سخته ، خیلی درد داره، من همه کاری کردم، خدا شاهده، ولی نشد، حتما خواست خدا همین بوده، چون من 180 درجه که چه عرض کنم هزار درجه تغییر کردم، کلا یه آدم دیگه شدم، واین ازدواج وطلاق وجدایی به ظاهر بد،برام خیر داشت، به قیمت شناخت خداوند، قیمت شناخت خودم..

        انگار از فرش به عرش رسیدم، وقتی بهش اون شخصییت قبلم فکر میکنم خدارو شکر میکنم که این ازدواج و طلاق توی مسیر زندگیم اتفاق افتاد تا توحیدی بشم، یکتاپرست بشم، واینها شعار نیست بخدا، عین حقیقته، من خیلی تو درو دیوار بودم، خوشحالم که بیدار شدم هوشیار شدم…

        انشالله که اونچه که بهترینه براتون رقم بخوره، انشالله که انقدر شما تغییرات مثبت داشته باشید که همسرتون هم توسط تغییرات مثبت شما، توسط قانون برانگیختگی، به امید خدا در مسیر خیر قرار بگیرند وتا اخرعمر در کنار هم به خیرو خوشی زندگی کنید…

        انشالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: