مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Pari گفته:
    مدت عضویت: 3117 روز

    بنام تنها رب و فرمانروای جهان خداوند رزاق و وهاب وقادرخداونده غفورو رحمان و رحیم

    سلام عرض میکنم خدمت استاد محترم و مریم جانم

    و اعضای عزیز و دوست داشتنی این خانواده

    امروز روز 57 از روز شمار تحول زندگی من هست این فایل مربوط به روز 55 از سفرنامه هست

    اینکه من امروز اومدم اینجا از خودم رد پا بزارم برای این هست که یه سری فایل ها صحبت که در اون فایل ها مطرح شده خیلی بیشتر احساس آدمو خوب میکنن آدم دوست داره چندبار پشت سر هم گوش بده البته تمام فایل های استاد بینظیر هستن و اینکه بعضی فایل ها بیشتر احساسمون خوب میکنه بخاطر اینکه در فرکانس اون مطالب هستیم

    از جمله مباحثی که من خیلی دوست دارم از استاد بشنوم مباحث توحیدی هست موضوعی که اساس و نکته کلیدی این فایل و خیلی از فایل های دیگه هست

    جهان بمن ثابت کرد که وقتی رو کسی غیر از خدا حساب کنی چه بلایی سرت میاد

    من روابط اجتماعی عالی داشتم خیلی راحت تو محیط کار بیرون با مردم ارتباط برقرار میکردم

    یکی دو سال اخیر روابطم ناخواسته خیلی کم شد وقتیکه صحبت استاد رو گوش میدادم آگاهانه روابطمو انتخاب میکردم که مثلا با کی هم صحبت بشم پای حرفای کی بشینم آگاهانه روابطمو انتخاب میکردم تا اینکه….

    یه رفاقت 7 ساله که براساس صداقت و معرفتو پاکی شکل گرفته بود به طرز فجیعی تموم شد

    من رو این رفیقم خیلی حساب میکردم هر کاری میکردم اول باید نظر ایشون میپرسیدم بهش وابسته شده بودم و مهم تر ازون به کاری که داشتم چون ما دوتا تو یه محیط کار میکردیم طوریکه همه زندگی من کارم شده بود و این رفیق متوجه اطرافیان نبودم اصن خیلی هوای همدیگه رو داشتیم و بیشتر من هوای رفیقمو داشتم

    تا اینکه یه روز خیلی بد ازین رفیق ضربه خوردم طوریکه کارمم از دست دادم

    من موندمو یه تصویر خراب شده از یه رفیق و بیکاری

    دو سه روز اول باورش برای همه سخت بود که همچی اتفاقی برا من افتاده ولی من لابلای اون سختی ها فایل های رایگان و عزت نفس رو گوش میدادم تمریناتشو انجام دادم

    بعد از یکی دوماه متوجه شدم که اشتباهم کجا بود

    متوجه شدم نباید روی بنده یا روی کاری که داشتم حساب باز میکردم

    من وابسته کارم بودم رفیقم بودم اعتباری که کارم بهم میداد و این وابستگی باعث شد همه رو یه جا از دست بدم

    شروع کردم به تقویت باورهای توحیدی

    دوماه نشده کاری بهتر ازون پیدا کردم با شرایط عالی

    و شرایط خیلی بهتر شد واسم آدمایی که باید میرفتم رفتن آدمایی که باید میموندن موندن و حتی آدمای جدید با فرکانس های مثبت تر وارد زندگیم شد

    دوستان واقعا وابستگی اسارت میاره نه تنها وابستگی به آدما وابستگی به کار به پول به هرچی غیر از خدا

    انسانو اسیر خودش میکنه

    من ازونروز به بعد خیلی بیشتر ردپای خدا رو تو زندگیم میبینم اتفاقات خوب پشت اتفاقات خوب البته خواسته اصلیم هنوز مونده ولی مطمئنم اگه همینجوری پیش برم تمرکزی حتما اوناروهم تجربه خواهم کرد

    دوستان هر جا دیدین دارین به چیزی وابسته میشین آگاهانه یه مدت خودتون ازش دور کنین مدیریت کنین همه چی از جانب خداونده

    حتی این کامنتی الان دارم مینویسم از جانب خداونده

    خدایی که عاشق منه

    بقول استاد درسته تو زندگی خیلی ضربه خوردم ولی این ضربه ها آگاهم کردند که اشتباهم کجا بوده

    خداجونم واقعا گاهی وقتا عاجزم از سپاسگزاری چون هرچقد سپاسگزاری کنم در قبال نعمت هات جوابگو نیست

    سپاسگزارم عاشقانه سپاسگزارم خداجونم

    استاد عزیزم مریم جانم از شما هم سپاسگزارم بابت تمام زحمت هایی که برامون میکشین .

    عاشقتونم خیلی دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مریم گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 1721 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز

    اول از همه بگم تا زمانی که از لحاظ احساسی و درونی به آرامش قلبی نرسید نمیتونید ارتباطی با منبع داشته باشید و آگاهی رو دریافت کنید

    به این دلیل که طبق قانون مدارها: ما شرایطی رو تو زندگیمون تحربه میکنیم که در ابتدا با افکار و فرکانس هامون اونو ساختیم و کاملا قانومند تو اون مدار قرار میگیریم و اتفاقات به صورت خود به خود رخ میده..

    واز اونجا که خداوند و آگاهی ها در مدار بالاتری هستن لازمش اینه که ما با جهت دهی افکارمون ورسیدن به احساس بهتر به مدار نزدیکی به خالق برسیم واون موقع هست که لایق دریافت الهامات و هدایت های خاص خداوند میشیم که دقیقا رسیدن به این مرحله نتیجه پرداخت بها(کنترل ذهن و رسیدن به احساس رهایی) به صورت اکاهانه هست

    من میخوام تجربه ی خودم رو در مورد روابط و وجود یه سری وابستگی ها و ترس ها بگم وبعد الهامی که از طرف خداوند دریافت کردم…

    خیلی اوقات شاید فک کنیم همین که تو مسیر هستیم و داریم اگاهی هارو میشنویم کافیه وقطعا تو مسیر اصلاح باورهامونیم

    اما غافل از اینکه ذهن ما خیلی چموش تر از این حرفاس و جدیت و پشتکار قوی تری رو میطلبه که بخوایم اگاهانه به سمت خواسته هامون جهتش بدیم

    منو همسرم رابطه ی خییلی خیلی خوبی رو باهم داریم و واقعا هم دیگه رو خیلی اوقات میفهمیم و به هم کمک میکنیم، با اینکه سن کمی داریم و به شخصه خود من تجربه ی خیلی کمی در مورد روابط دارم اما خیلی جاها سعی میکنم کنترل کنم و بهتر عمل کنم

    اما با وجود همه ی خوبیها تو رابطمون ، یه سری مسائل هم هست که من یاد گرفتم برای اینکه برای مسائلم راهکاری داشته باشم و در حیطه ی کنترل من باشه اون مسئله رو به خودم نسبت بدم و بخوام اونو درون خودم حل کنم

    واون مسیله اینه که من به خاطر عزت نفس پایینم گاها پیش اومده که از اینکه همسرم با بقیه خوب رفتار میکنه و محبت مبکنه یه طوری شده باشم یا اینکه مدام بخوام از لحاظ ظاهری و رفتاری مورد قضاوت قرار بدم و خودمو با دیگران مقایسه کنم، یا اگه همسرم از کسی تعریف میکرد من قلقلکم میشد اومدم با خودم یکم فک کردم

    گفتم خدایا من انتظارم از یه رابطه ی عالی اینکه که کاملا رها و بدون ترس از دست دادن، کنترل، وابستگی و انتظار خاصی باشه و واقعا بخوام کنارش فارغ از هرگونه دیدگاه سمی زندگی کنم و لذت ببرم وکنار هم رشد کنیم

    وسعی کردم این افکار سمی که میاد تو ذهنم رو فقط وفقط به خودم نسبت بدم که من چه ایراداتی دارم که اگه حلشون کنم این دیدگاه منفی برطرف میشه

    تا اینکه خدا اینو به دلم انداخت که مریمی مگه تو بارها اینو به خودت نگفتی که عشق واقعی ما عشق ما به خالقه جهانه کسی که مارو خلق کرده و به ما فدرت خلق زندگیمون رو داده…

    واگه اینو باور داریم که ما لایق ارتباط با خالق جهانیم خالقی که همه ی جهان رو برای ما افریده ومارو برای خودش و جایگاه اشرف مخلوقات رو به ما نسبت داده، چرا نباید باور کنیم که همون خدا این فرد عالی رو تو زندگیمون قرار داده که یه مقداری از اون عشق الهی رو ازش دریافت کنیم؟!

    اگه اینطور نباشه یعنی تو خودتو لایق ارتباط با خدای خودت و درخواست و هدایت ازش نمیدونی و باور نداری که اون داره ذره ای از عشقش رو توسط یکی از بنده هاش بهت میده اما تو چکار میکنی؟

    با یه سری افکار منفی(خود کم بینی، احساس عدم لیاقت، حسادت) خودت کاملا اگاهانه به نعمت و عشق خداوند دست رد میزنی

    وبعد از اینکه خداوند اینو به دلم انداخت نمیدونید چه حس و حالی داشتممیگفتم خدایا یعنی اینکه میگن خدا با ما حرف میزنه دقیقا همینه من به تضادی خوردم و از خدا هدایت خواستم و اون بهم جواب داد ونتیجش این شد که من تو رابطه ی دنیایی به عشق واقعی و ابدی یعنی خدای خوبم برسم و اتفاقا ازش بخوام بهترین رفتار وبرخورد رو از طرف مقابلم ببینم چون من لایقم، چون من با خداوند در ارتباطم، من ازش مبخوام فردی که کنارمه کاملا با ایمان، ذهن سالم و افکار سالمی داشته باشه و کاملا متعهد باشه و ابنو هم تو ذهنم جا انداختم که کار جهان چیدن فرکانس های مشابه کنار همه و دقیقا زمانی که من خودم چنین ادم صالح، درستکار ومتهدی باشم دقیقا طرف مقابلمم همین ویژگی هارو داره و به معنای واقعی و کاملا رها کنار هم زندگی میکنیم

    ومن خیلی خیلی بابت این اگاهی ها خوشحالم و با این کنترل ذهنی که دارم مطمئنم از لحاظ شخصیتی هر روز بیشتر و بیشتر رشد میکنم و خدا گونه تر میشم

    دوس داشتم صریح و واضح بنویسم و خودم باشم تا از خودم رد پا بزارم️

    خداروشکر برای این لحظه، نوشتن این موضوع خیلی حس خوبی بهم داد، امیدوارم برای شماهم مفید باشه و باور داشته باشیم که واقعا لایق بهترین زندگی کنار بهترین ادم جهانیم وخداوند مارو هدایت میکنه

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      شهلاحیدری گفته:
      مدت عضویت: 1539 روز

      سلام مریم نازنیم

      کامنت شمارو خوندم چقدر صادقانه وعالی نوشته بودی

      با وجود سن کم،چقدر نزدیکی به خدا رو زیبا در زندگیت اجرا میکنی ، خیلی قدر این حال رو بدون، شما ثروتمندترین هستی،چون این حال خدایی رو همه تو این سن ندارن،ونمیتونن تو زندگیشون اجرا کنن ومشکلات پشت مشکلات،براشون پیش میاد…

      عزیزدلم بهترینهارو برات از خدا میخوام

      وهمین توکل ،که برای رسیدن به سعادت واقعی به شدت برات کافیست

      در پناه حق باشی…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مریم گودرزی گفته:
        مدت عضویت: 1721 روز

        خیلی ممنونم شهلای عزیزماینقد که از پاسختون به کامنتم احساسم خوب شد و اشک تو چشام جمع شد که خدا میدونه، شما با این کارتون به من انگیزه دادین که بیشتر تو سایت فعالیت کنم و کامنت بزارم، واینکه باعث شدین حس بهتری نسبت به خودم بگیرم و قدر این اگاهی ها و این مسیر قشنگ رو بدونم️بازم ممنونم شما بهترین دوستای ادم میتونید باشید، شکر که بابت این سایت فوق العاده

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    mohammadb گفته:
    مدت عضویت: 4285 روز

    به نام منبع آگاهی ها که ما به وسیله دستش استاد به این اگاهی ها متصل هستیم

    استاد شما مثل سیمی هستید که جریان نور و اگاهی رو از منبع بی پایان این اگاهی ها یعنی خالق لایزال به ما انتقال میدهید و به وجود ما نور میبخشید و انسان چیزی نیست جز اگاهی و ما با دریافت این اگاهی ها وجود خود را گسترش میدهیم و میشه گفت یکی از هدفهای اصلی خلقت هم همین بوده و بهترین راه برای درک بهتر و سریعتر این اگاهی ها دریافت این اگاهی ها همراه با لذت است. اما اتفاقی و تجربه ای برای من در این چند مدت گذشته اتفاق افتاد و یک گره و باگ ذهنی رو برام روشن کرد که میخوام در باره اش بنویسم.

    من 31 سال سن دارم و در مدت 6، 7 سال گذشته نتونستم رابطه عاطفی رو داشته باشم (قبل از اون رابطه داشتم ولی به اقتضای سن و اگاهیم عمیق نبوده) و همچنین از نظر وضعیت مالی نتونستم به جایگاهی که مدنظرم بوده برسم (ولی خداروشکر در حال پیشرفت هستم و دارم تکاملم رو طی میکنم)

    چند وقت بود که داشتم به مسئله تسلیم رب بودن فکر میکردم و این فکر در ذهنم میچرخید که شاید خداوند برای من رابطه عاطفی نمیخواد و شاید من باید تا آخر عمر تنها باشم و یا اینکه خداوند برای من ثروت نمیخواد و من باید تسلیم خواسته خداوند باشم و این فکر حس قربانی بودن به من میداد و من فکر میکردم که چه انسان خوب و بزرگواری هستم که دارم خودمو قربانی خواسته خداوند میکنم و اینکه من من اگر عشق زمینی رو تجربه نمیکنم به عشق الهی میرسم و اگه من ثروت رو تجربه نمیکنم خداوند من رو برای خودش میخواد و من الهی هستم و این بالاتر از ثروت هستش.

    من که دوره ثروت شما رو تهیه کردم و هزاران بار این صحبت رو شنیدم که خداوند برای ما ثروت میخواد، برای ما بهترین روابط میخواد و فکر میکردم که این موارد رو درک کردم فک نمیکردم اینجوری در دام تله ذهن بیفتم.

    اگه فکر کنیم بدون رسیدن به ثروت میتونیم از اون گذر کنیم کور خوندیم، اگه بدون تجربه عشق و روابط زمینی به عشق الهی می رسیم کور خوندیم،

     و این که اخه خداوند به قربانی کردن تو چه احتیاجی داره ؟؟؟

    خداوند فقط برای تو لذت میخواد ولی خودت هم باید بخوای،

    خداوند عشق بی انتها نثار بنده اش میکنه

    حالا چه اتفاقی برای من افتاد که این درسو بهم داد

    من به حساب خودم تسلیم بودم، تسلیم خداوندی که یه سری شادی ها رو برام من نمیخواد و نمیومدم مشکل رو در خودم ببینم.

    و تو این مدت یه سری اتفاقهایی برام افتاد که دیگه به این حد رسیدم که حسم کاملا منفی بودم و به خداوند میگفتم  که چرا من و خداوند داشت بهم میگفت اگه فکر میکنی دلیل مشکلاتت منم و من جبارم که میخوام تو رو از شادیهای دنیا محروم کنم و تو توی ذهنت منو جبار ساختی  پس بیا منم هر لحظه بیشتر تو رو قربانی میکنم و جبارتر میشم برای تو .

    ولی حقیقت اینه که خداوند عشقه و برای من لذت میخواد، منو عاشقانه دوست داره و میخواد من تجربه های لذت بخش همراه با احساس های عالی رو تجربه کنم.

    خداوند اگه لذتی رو از من میگیره میخواد یه لذت عظیم تر به من بده و من نباید احساس قربانی بودن کنم.

    در پناه حق باشید.

     تاریخ 402/3/18 

    ساعت 2:17 بامداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      ندا رنجبری گفته:
      مدت عضویت: 3640 روز

      دوست عزیز خیلی از کامنتتون دریافت داشتم، من هم دقیقا مثل شما به تازگی‌ متوجه شدم این باور اشتباه رو در درون خودم دارم با اینکه دوره ی ثروت رو دارم با اینکه جلسات راهنمای عملی رو که استاد گفتن خدا هیچ صلاح و غیرصلاحی برای ما تعیین نکرده گوش داده بودم با این که پنج سال هست که در مسیر درک قوانین الهی هستم اما باز گول این رکب ذهنی رو خوردم و هر چی تلاش میکردم توی شغلم پیشرفتی حاصل نمیشد و به جای اینکه ترمزهایی که در مورد مسیر علائقم رو داشتم بخوام مرتفع کنم رفتم در نقش قربانی و گفتم حتما خدا میخواد از طریق دیگه ای بهم رزق بده و من دارم توی کار خدا دخالت میکنم با اینکه استاد همیشه گفتن که اگر رفتی در مسیر علاقه ات و نتونستی پول بسازی باورهاتو درست کن شغلت رو عوض نکن، این باورهای ما خیلی درونی هستن و رفتارهای ما رو تحت کنترل دارن اما ما حواسمون نیست، وقتی خدا حکمت رو به قلب من جاری کرد و این باگ بزرگی ذهنی برداشته شد همون شب یه نفر زنگ زد و درخواست آموزش داد و خداوند درها رو باز کرد، اما این باور اینقدر تو وجود ما نهادینه هست که به فاصله ی چند روز من همه اش رو یادم رفت و دوباره رفتم تو حس بد تا امروز که دوباره با کامنت شما خداوند بهم این مهم رو یادآوری کرد، متشکرم دوست عزیز.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        mohammadb گفته:
        مدت عضویت: 4285 روز

        سلام دوست عزیز

        لذت بردم از خوندن نظرتون و بسیار خوشحال شدم که کامنتم برای شما مفید واقع شده.

        خداوند فقط اجابت میکنه درخواست ما رو و کاری به صلاح و غیر صلاح نداره ، اگه خواسته ما اتفاق نمیفته باید ببینیم چه ترمزهایی داریم که جلو ورود خواسته ها به زندگیمون رو میگیره نه اینکه خودمون از زیر بار مسئولیت شونه خالی کنیم و بندازیم گردن خداوند و بگیم خدا برای ما نمیخواد به جای اینکه خودمون رو کنکاش کنیم و ترمزها و باورهای غلط رو پیدا کنیم. شاید یکی از هدف های اصلی زندگی خودشناسی که در نهایت به خداشناسی منجر میشود باشد.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Rouzbeh somayeh گفته:
    مدت عضویت: 1528 روز

    به نام خدای زیباییها

    سلام خدمت استاد ارزشمندم که انقد زیبا، رهایی رو توضیح دادن ….

    رهایی از هرکسی و هر چیزی برای بهتر زیستن

    رهایی از حرف آدمها، و اخذ تصمیمات درست برای زندگی آسون

    رهایی از هرچیزی که موضوع آرامش‌ نیست و پراز

    وابستگیه….

    وابستگی به حرف مردم که به باور عمیقی تبدیل شده تا کارای درست زندگی شخصی خودمون رو انجام ندیم

    موقع انتخاب

    شغل

    مکان خونه و زندگی

    رنگ لباس و نوع پوشش

    نوع ماشین و سبک زندگی

    حتی نوع تحصیل و مکان اون …

    شریک زندگی و

    ……….

    و بجای تصمیمات درست و اساسی

    بفکر حرف مردم باشیم تا حاشیه امنیت مون بهم نخوره و سر زبون ها نیفتیم .

    ترس هایی که ریشه در شرک ما دارن و مارو از هدف زندگی ، شادی ، سلامتی و موفقیت دور میکنن.

    اصل زندگی رو برمبنای توحید و یگانه پرستی بنا کنیم و با توجه به احساسمون و هدایت های بی نظیر خداوند جلو بریم که جایی که وابسته به هدایت خداوند باشیم موفقیت ردخور نداره .

    و خداوند هرکه را بخواهد هدایت می کند …..

    خدایا مارا به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن که تو همه کاره ایی و دانای همه امور.

    یا قادر متعال ، یاحامی حمایتمان کن به مسیرهای شگفت انگیز، پر از شادی ، سلامتی ،عشق بی پایان

    در پناه الله یکتا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    داشتن سبک شخصی بسیار اهمیت دارد و زمانی که سبک شخصی خود را انتخاب کردیم باید فارغ از حرف مردم به همان شیوه خود عمل کنیم. هر سبکی را که انتخاب کنیم عده ای مخالف و عده ای موافق آن خواهند بود برای همین اگر سبک شخصی مورد علاقه ما نبوده می توانیم آن را نپذیریم اما نسبت به آن مقاومت ذهنی نداشته باشیم. هیچگاه از کسی بت نساخته که بخواهیم با شنیدن دیدگاهش در حوزه ای خاص تمام دیدگاه های درست او را نادیده بگیریم تنها کافی است که کمی به خود زمان داده تا درستی و نادرستی این دیدگاه اثبات شود.

    رابطه بین دو نفر بدون وابستگی رابطه ای توحیدی است و بدون شرک. همواره باید تنها بر روی قدرت خداوند حساب باز کنیم. هیچگاه نباید هیچ رابطه ای برای ما مهمتر از رابطه با خداوند و خودمان باشد و اگر این گونه شد حتما به جدایی خواهد انجامید. فرقی نمی‌کند که این شخص فرزند باشد یا دوست و…….در رابطه به دور از وابستگی هر شخص تنها برای لذت خودش کارها را انجام می دهد و هیچ گونه توقعی از طرف مقابل ندارد. همچنین جدا شدن از یکدیگر نیز بدون وابستگی و به راحتی صورت می پذیرد. کیفیت رابطه بسیار مهمتر از کمیت آن است. اگر رابطه ای یکساعت به طول انجامد اما با احساس خوب و لذت همراه باشد بسیار بهتر از رابطه ی شرک آلود است که طرفین به یکدیگر وابستگی دارند.

    هر یک از ما به یک اندازه به خداوند و هدایت های او دسترسی داشته و کودکان نیز به خداوند بیشتر از ما متصل هستند و لازم نیست که ما نگران آنها بوده و بخواهیم به خاطر بچه ها رابطه مخرب خود را نگه داریم که باعث ضربه ی بیشتر به بچه ها خواهد شد. قانع کردن دیگران برای سبک شخصی خود کار نادرستی است زیرا خداوند تنها یک مرتبه به ما حق زندگی عطا کرده است و ما نباید با بحث کردن و قانع کردن افراد احساس خود را بد کرده و اتفاقات بد را برای خود رقم بزنیم.به سبک خود زندگی کنیم و حرف مردم را نا دیده بگیریم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    به تان خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در این فایل استاد در مورد تسلیم بودن در برابر خدا و تسلیم نشدن در برابر مشکلات توضیح دادند . تسلیم بودن در مقابل خداوند یعنی باور داشته باشیم که خداوند نیروی برتری است که همواره در حال هدایت ما است و اگر با ایمان از او درخواست کنیم ما را به بهترین شرایط هدایت خواهد کرد و تمام موقعیتها را برای ما فراهم خواهد ساخت. یعنی رها بودن و بدون ترس و نگرانی و اعتماد کردن به خداوند که تمام کارها را مدیریت می کند و اگر تسلیم محض او باشیم مانند کودکی که در اغوش پدر و مادر احساس اطمینان قلبی کرده و با احساس خوب که نشانه ان ارامش است مصداق این جمله:

    تنها به یاد خدا دلها ارام می گیرد خود را در اغوش خداوند رها کند. البته هیچگاه نمی توانیم تسلیم محض خداوند باشیم اما سعی کنیم که خود را تسلیم خداوند سازیم.

    اما تسلیم نشدن در برابر مشکلات به این معناست که استاد با مثالی دوره های تند خوانی خود را بیان کردند که به خدا اعتماد کرده و تمام افراد را دستان خدا می دانند و به کسی باج نمی دهند. همان گونه که خداوند چنین فردی را برای حل مسائل ایشان هدایت کرده و سایر افراد را نیز با ایمان و توکل هدایت خواهد کرد.

    اگر به مسائل پیش رو مانند شطرنج و بازی نگاه کنیم که با هر بار حل کردن ان ظرف وجودی ما بزرگتر شده و به نعمت و ثروت بیشتری دست می یابیم از حل انها استقبال کرده و با ایمان به خداوند تمام مسائل پیش رو را حل خواهیم کرد. تضادها به رشد و پیش رفت ما کمک خواهند کرد.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1459 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوب خودم

    فایل های مصاحبه با استاد خیلی خیلی برای من ارزشمند است چرا که هم نکته های عالی در آن یاد می گیرم و هم اینکه می توانم درس هایی تازه و خوب از بین سوالات دوستان و حرف های استاد برای خودم کسب می کنم

    یک درس عالی در ابتدای این فایل من یاد گرفتم و برای من خیلی عالی و مفید بود

    از هیچکس در ذهن خودم برای خودم بت نسازم

    این بت ساختن واقعا برای من سخت و رنج آور می شود چرا که آن شخص ممکن است که خطایی کند و آن خطا سبب

    می شود که من خراب بشوم و نتوانم دیگر روی خودم حساب باز کنم

    بارهای بار من از این موضوع ضربه خوردم

    وقتی یک نفر در ذهن من برای من خدا بود و اگر از او جوابی و یا عملی غیر از انتظار خودم از او می دیدم این سبب می شد که من حالم خراب بشود

    تمام انتظارات من و عقاید و باورهای من بهم بریزد و خراب بشوم

    اینها برای من درس هایی دارد که واقعا مهم هستند و همیشه باید روی خودم حساب باز کنم

    همیشه باید چشم به دستهای پروردگار خودم داشته باشم

    همیشه باید دنبال هدایت ها و الهامات خدای مهربان خودم باشم

    از هر کسی و چیزی که قدرت را از من می گیرد دوری گزینم و در ذهن خودم فقط و فقط قدرت را به خدای خودم بدهم

    این درس دیگر را باید همیشه آویزه گوش خودم کنم که

    هرگز قدرت را به دیگران ندهم

    همیشه به خدای خودم ایمان و توکل داشته باشم

    همیشه از خدای مهربان خودم یاری و کمک بخواهم

    باورهای توحیدی خودم را تقویت کنم

    باورهای توحیدی را در درون خودم بسازم که همیشه به من قوت قلب می دهد و به من کمک می کند تا آرامش وارد زندگی من بشود این بزرگترین درس امروز برای من است

    خدای من می تواند برای من همه کاری را انجام بدهد

    به خدای مهربان خودم تکیه کنم و به او اعتماد داشته باشم

    کارهای خودم را به دست او بسپارم

    من موفق خوام بود

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1103 روز

    به نام سیستم قانونمندی که من را خالق تمام اتفاقات زندگی‌ام قرار داده، تا بتوانم از راه‌های آسان و لذت‌بخش به تمام خواسته‌هایم برسم

    به نام انرژی قدرتمندی که خالق عشق، وفاداری، خوبی، زیبایی، سلامتی، آرامش، ثروت و خوشبختی است، و از رگ گردن به من نزدیک‌تر است

    *

    سلام به جهان زیبا و سخاوتمندی که در آن زندگی می‌کنم

    و آن بینهایت نعمت و فرصت و برکت و ثروت و خوبی و زیبایی و آدم‌های خوب وجود دارد

    *

    تسلیم بودن در مقابل خداوند یعنی

    من ایمان دارم که یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان، آن را خلق کرده و داره هدایتش می‌کنه،

    و همان نیرو من رو هم خلق کرده و داره هدایت می‌کنه

    و اگر من خودم را به او بسپارم و اگر توکل کنم بهش،

    اگر بهش ایمان و باور داشته باشم، اگر ازش درخواست کمک کنم،

    او من را به مسیرهای درست هدایت می‌کنه

    و آدم‌های درست، شرایط درست و موقعیت‌های درست را وارد زندگی من می‌کند.

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ دهد به درخواست‌های ما.

    پس وقتی چیزی رو از خدا خواستی، احساس نگرانی و ترس و ناامیدی و دلواپسی و غصه خوردن رو بزار کنار چون نشانه شر‌ک ورزیدنه، اینها یعنی واقعا تسلیم نیستی.

    تسلیم بودن مثل بچه‌ای می‌مونه که خودش بغل پدر مادرش می‌سپاره.

    تسلیم بودن بچه‌ای هست که بالای درخته و باباش میگه بپر بغل من و اون بچه خودشو پرت می‌کنه بغل باباش.

    تسلیم کسیه که حالش خوبه، چون اعتماد داره به خدا، چون می‌دونه وقتی خودشو پرت می‌کنه، میفته بغل خدا.

    تسلیم بودن بدون شک احساس خوب، لذت، شادی، امید، آرامش و اطمینان قلبی می‌آورد.

    توکل کردن یعنی اینکه بپذیری به کسی وابسته نیستی جز خدا.

    یعنی اگر هر کسی بره، هر اتفاقی هم که بیفته، خدا هست و ما اون قادر مطلق رو داریم.

    تضادها و چالش‌هایی که به آنها برمی‌خورید، باعث قدرتمند شدن، ثروتمند شدن، رشد کردن و دریافت موهبت‌های بیشتر است؛

    پس در برخورد با آنها آرامش خودت را حفظ کن، به خدا توکل کن و تلاش کن برای حل کردن آنها.

    پس به مسائل زندگی، به عنوان یک بازی، معما یا پازل نگاه کنید تا از این مسیر به سلامت عبور کرده و رشد یابید.

    بنابراین:

    تفاوت میان تسلیم خداوند بودن با تسلیم شدن در برابر مشکلات زندگی، تفاوت میان امید و ناامیدی، تفاوت میان آرامش و نگرانی، تفاوت میان یقین و شرک و تفاوت میان حرکت کردن و ناامید بودن است.

    تسلیم خداوند بودن یعنی، همان نیروی برتری که جهان را خلق نموده و در حال هدایت جهان است،

    همان نیرویی که برگی به اذن او به زمین نمی افتد و خالق من است، خدای من، هدایت‌گر من و حامی من است.

    سهم من از دریافت این هدایت و حمایت،

    به اندازه ایمانم به این نیرو

    و هماهنگ شدن با قوانین این نیرو است.

    به همان اندازه ای که می توانم قوانین این نیرو را در زندگی ام اجرا کنم،

    حمایت، هدایت و رحمتش را دریافت می کنم.

    تسلیم خداوند بودن،

    یعنی اگر فرمان زندگی ات را به دست او سپرده ای، نشانه اش این است که بی چون و چرای قوانینش را می پذیری  و اجرا می کنی.

    زیرا ایمان داری که تنها راه رسیدن به مقصد خوشبختی در تمام جنبه های زندگی، فقط همین است و جز این نیست.

    آنوقت حتی در شرایط به ظاهر نادلخواه، می توانی هدایت این نیرو را در قالب فرصت ها، ایده ها و راهکارهایی ببینی که آمده اند تا تو را رشد دهند.

    آنوقت است که همه نگرانی هایت رنگ می بازد و  تمام وجودت مملو از آرامش و اطمینان قلبی می گردد.

    تسلیم خداوند بودن یعنی

    رخصت ندادن به نجواهای ذهن برای نگران کردن و ناامید نمودنت

    و اجازه دادن به قلب برای دریافت الهامات، هدایت ها و ایده هایی که حلال مسائلت است.

    فقط آدمهایی که در برابر این نیرو و قوانینش تسلیم هستند می توانند از عهده اجرای قانون

    “احساس خوب = اتفاقات خوب” بر می آیند.

    به دلیل چنین حدی از ایمان و تسلیم بودن در برای قوانین خداوند است که،

    می توانند اوضاع و شرایط را به جای آنچه هست،

    به گونه ای ببیند که می خواهند باشد.

    به همین دلیل اینچنین

    پر نشاط و امیدوارند،

    آرامش دارند،

    و می توانند بدون نگرانی از آینده،

    از مسیر زندگی لذت ببرند.

    زیرا به دلیل چنین حدی از پذیرش، توکل و تسلیم در برابر قوانین است که لاخوف علیهم و لاهم یحزنون شده اند.

    به دلیل چنین حدی از تسلیم بودن در برابر خداوند است که آگاهانه مراقب ورودی های ذهن شان هستند

    و همواره به هر مسئله ای به گونه ای نگاه کنند که به احساس خوب برسند.

    به همین دلیل است که الا بذکرالله تطمئن القلوب هستند.

    *

    خدای مهربان من، برای اینکه مرا به سمت شرایط دلخواه و زندگی رویایی‌ام هدایت می‌کنی، هزاران بار تو را سپاس.

    *

    خدایا من آمادگی دریافت برکات و نعمات بیشتر و هر چیز خوبی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همه آنها ازت ممنونم.

    *

    خدای بخشنده من، برای تمام نعمت‌های کوچک و بزرگی که به من دادی، هم‌اکنون می‌دهی و در آینده خواهی داد، هزاران بار شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1152 روز

    ب نام خداوند هدایتگرم

    سلام استاد عزیزو مریم بانو

    استاد این فایل ادمو قدرتمندمیکنه دربرابر مسائلی ک براش پیش میاد در زندگی

    خیلی خوب شد ک اینو تعریف کردین وکلی برام درس داشت

    من تابحال کلی برام پیش اومده بود ک برای نگهداشتن کسی کلی سعی و تلاش ب خرج دادم اما بی فایده بود

    و باجم خیلی دادم

    اما نمیدونستم این اشتباهه فکر اینو میکردم ک بابا ب نفع منه ک طرفو نگهدارم حالا چ عاطفی باشه چ کاری باشه چ مسائل دیگه

    اما چند وقت پیش برام ی مسئله ای رخ داد ک باج ندادم چون این فایل شمارو من چندین بار گوش داده بودم و تو ذهنم یجوری هک شده بود چون برام خیلی تو زندگیم تکرار میشد و مراقب بودم ک دیگه تکرار نشه و جلوشو بگیرم

    میترسیدم ک بعدش اتفاق بدی بیوفته ولی اتفاق خاصی نیوفتاد ک هیچ اونقدر ارامش پیداکردم ک نمیشه توصیفش کرد

    انگار خودمو تو بغل خدا رها کردم

    خیلی حس خوبیه خیلی

    این فایل کلی درس داره اگ بارها و بارها شنیده بشه

    ازتون بینهایت سپاسگذارم استاد قشنگم

    ازخداوندسپاسگذارم برای وجود شما

    درپناه الله مهربان شادو خوشبخت و ثروتمندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 783 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    روز157

    ردپایی در سفرنامه هدایت خدا برکت خدا بر من

    فایل مصاحبه با استاد قسمت21

    تسلیم شدن در برابر خداوند

    خدایا شکرت برای زیبایی های بهشت

    دریاچه بینظیر درختان سر به فلک کشیده و آب گوارا و ماهی هاو گاو و گوسفندانی که در این سرزمین معنوی مهمان زمین خداوندهستند

    هوای عالی و مطبوع رنگ زیبای آسمان الهی شکرت چقدر زیباست این بهشت خداوند

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم

    خودت منو هر روز یه ذره تکاملی تر تسلیمم کن

    می‌خوام هر روز یه ذره اعتمادم بهت بیشتر باشه

    خدایا شکرت هر چقدر رهاتر میشوم بیشتر تسلیم تر هستم

    هر بار که با استمرار و استاقمت و تمرین و تکرار و تعهد در مسیر درست الهی هستم احساس اطمینان قلبی ام داره بیشتر میشود

    ألا بذکر الله تطمئن القلوب

    تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد

    خدایا شکرت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس بهت جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت که اجازه دادم که تو مرا هدایت کنی

    احساس خوب اتفاقات خوب

    وقتی با احساس خوب اتفاقات را بخدا میسپاری دیگه خیالت راحته که یکی هست که همه جوره هواتو داره مثله کوه پشتته و دلت آرومه

    من وقتی خودم را به اقیانوس آرام خداوند سپرده ام دیگه با اون آرامشی که از درونم وجود داره ن غمی دارم و ن ترسی

    پس باید بیشتر در این مسیر قدمهامو محکم‌تر بردارم تا خداوند در زمان مناسب و مکان مناسب بهترین شرایط را برام بوجود میآورد

    خدایا شکرت

    که با چالشی که چند روزی هست داره تکرار. میشه امروز دیگه گفتم خدایا من تسلیمم هیچی نمیدووووونم تو راه رو بهم نشون بده

    مدتی دخترم بدون اجازه می‌رفت مغازه خوراکی بر می‌داشت و تو خونه نمی‌گفت

    بعد که فهمیدم اول ناراحت شدم و سرش داد زدم

    و دوباره تکرار کرد

    امروز دستاهامو بردم بالا گفتم خدایا من تسلیمم هیچی نمیدووووونم تو بهم بگو چکار کنم

    صبح رفتم کلاس و برگشتم

    اومدم یه دفتر و خودکار برداشتم و گفتم بگو دلیل این کارها یعنی چی

    چندتا از روی بچگی دلیل آورد و من فقط میخواستم بفهمه کارش اشتباه است و ارزش کارش از خودش کاملا جداست

    و وقتی روی کاغذ نوشتیم با هم

    قرض گرفتن ممنوع

    دروغ گفتن ممنوع

    در حیات ماندن در ساعات طولانی ممنوع

    و خیلی راحت خداوند درها رو باز کرد و هدایت کرد به نوشتن یه سری چیزها که مسئله رو جان جانانم برام به راحترین شکل و زیباترین راهکارها حل کرد

    و چقدر حالم خوب شد که خودمون بین خودمون تونستیم با نگاه یه بازی منو دخترم و پسرم باهم حل کردیم که در نهایت کاره خدا بود خودش دلها را نرم کرد که به آرامی حرف بزنیم و همه چی به نفع من پیش بره

    خدایا شکرت که هر وقت خودمو سپردم بهت فقط نشستم و نگاه کردم خودت دست بکار شدی و بقیه کارها را انجام دادی

    خدایا شکرت که همه چی توحیده هر رشد و پیشرفت و گسترش در جهان همه نگاه توحیدی به اون قضیه بوده

    خدایا شکرت که مرا لایق بندگی کردن دانسته ای

    خدایا شکرت که مرا لایق دریافت الهامات و نعمت‌های الهی کرده‌ای

    خدایا شکرت که مرا ارزشمند آفریدی اشرف مخلوقات جانشین خودت بر روی زمین

    خدایا شکرت برای سلامتی ام

    خدایا شکرت برای تمام داشته هایم که هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی

    چنان برای من انسان ارزش قائل بودی که آسمان ها و زمین را مسخر من کرده ای

    خدایا شکرت برای نگاه مثبت به اتفاقات

    خدایا شکرت از هر خیری از برسه من فقیرم من نیازمند و محتاجم

    خدایا شکرت که بی نهایت دست هست که هر کدوم به رشد و بزرگ شدن من کمک میکنند

    خدایا شکرت که با تضادها دارم بزرگتر و با اعتماد به نفس تر میشوم

    خدایا شکرت که اسانم کردی بر آسانی ها

    خدایا شکرت که تضاد و چالش ها موهبتی از طرف توست تا منو رشد بدهند

    و وقتی ایمانمون رو نشون میدم درها ی رحمت و ایده های خداوند. از راه میرسه

    خدایا شکرت که ایمانم را قوی تر کرده ای

    خدایا شکرت برای حل کردن مسئله و موهبت های الهی که پشت اون هست

    خدا جونم شکرت که مرا هر لحظه در معرض هدایت خودت قرار داده ای

    خدایا شکرت تنها امیدم تویی تنها خالقم تویی

    خدایا شکرت که آرامشم تویی جان جانانم سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: