مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 76


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا جديدي گفته:
    مدت عضویت: 3981 روز

    سلام استاد عزیزم خدا قوت به شما و همه دوستان گروه

    سوال من درباره مغجزات ‍پیامبران است.. اگر قانون برای همه یکسان است چطور پیامبران می توانستند معجزه داشته باشند ولی امروزه دیگر کسی نمی تواند معجزه کند؟ فکر می کنم در یکی از فایلهاتون فرمودید که برای معجزه باید در زمان مناسب در مکان مناسب بود مانند باز شدن نیل توسط حضرت موسی که ارتباطی به عصای موسی ندارد بلکه شرایط جوی در زمان مناسب باعث باز شدن نیل گردید. نظرتان در مورد معجزات دیگر پیامبران چیست مانند سخن گفتن در کودکی یا مرده را زنده کردن یا شق القمر و … آیا اینها خرافات است یا واقعاْ انسان می تواند به این مرتبه برسد که معجزه کند؟ آخر چگونه ممکن است که نوزادی که مراحل تکامل را نگذرانده است سخن بگوید؟ مگر قانون تکامل برای همه کاپنات نیست؟ لطفا در این موارد توضیح بدهید

    سپاسگزار شما هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      Ramin گفته:
      مدت عضویت: 3563 روز

      سلام محمد جان

      با توجه به نتایجی که من از صحبتهای عباس جان در مورد معجزات پیامبران گرفتم اینه که کلا همه چیز باوره ،چون پیامبران به اون درجه از باور و ایمان رسیده بودند می توانستند این معجزات مثل شکاف رود نیل را انجام بدهند.توضیحی که در مورد حضرت یعقوب و یوسف پسرش میدند و مقایسه ای که ایمان حضرت ابراهیم(در رها کردن زن و بچه اش در بیابان و زبح اسماعیل و..) را با یعقوب می کنند خیلی جالبه در واقع نشون میدند که همه پیامبران هم ایمانشان ویا به عبارتی باورشون و بالطبع معجزاتشان با هم یکی نیست .در ثانی معجزه فقط شکافتن رود نیل نیست همین که موسی رو مادرش در رود نیل میندازد و در کاخ فرعون بزرگ میشود و یا زن وبچه ابراهیم در بیابان زنده می مانند و یک شهر در آنجا ایجاد می شود خودش معجزه است . اگر جستجو کنید در دوران خودمون هم اینطور معجزات زیاد است .چه زندگی خود عباس جون چه زندگی عباس برزگر(یک بوم گردشگر در بوانات فارس) که با دو کلاس سواد و شغل نمکی و دست فروشی یک شب دو تا جهانگرد آلمانی در روستا به منزلش میروند و الان میلیاردر شده. بقول عباس جون معجزه همینه دیگه فکر می کنی معجزه چیه .وقتی باور داشته باشی معجزه اتفاق می افتد . مشکل همین باور ماست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    آرام (*) گفته:
    مدت عضویت: 2977 روز

    با سلام خدمت استاد بزرگوار، عزیز و مهربان و همه دوستان خوب و پر انرژی خودم در این سایت????

    استاد عزیز من مشکل من با ساخت باورهای جدید هست ، وقتی شما در مورد باور های قدرتمند صحبت میکنید من اکثر اون باورها رو تقریبا بدون مقاومت ذهنی می پذیرم. ولی وقتی در زندگی با موارد جدید روبرو میشم که تا به حال باوری راجب اون از شما نشنیدم ، و خودم یک باور قدرتمند ایجاد میکنم، نمیتونم تشخیص بدم که باور صحیحی استفاده کردم یا نه ،اون باور من رو به مسیر موفقیت میرسونه یا نه؟

    جزئیات بیشتری شرح میدم که چطور شد به این سوال رسیدم و بعد میرسم به سوال مصاحبه:

    من خیلی وقت پیش بنا به شرایطی که داشتم تصمیم گرفتم 2 تا بیزنس رو با هم همزمان پیش ببرم، بعد از آشنایی با قوانین ، باور قدرتمندی برای خودم ایجاد کردم که “من باور دارم توانایی این رو دارم که هر دو تا کسب و کارم را به موفقیت بزرگ مالی برسونم” ، با اینکه هر دو هنوز به درامدزایی نرسیدن و باید مسیر تکاملی خود رو طی کنند، من تصمیم گرفتم سختی ها رو تحمل کنم و باور جدیدی که ساختم این بود که “من میتونم از راه های ساده و آسان و بدون درگیری با پیچیدگی در هر دو کار به موفقیت برسم”

    ولی بعد از مدتی به یک تناقض برخورد کردم که باعث شد هر جا قراره باور جدیدی ایجاد کنم نگران بشم، تناقضی که برخورد کردم این بود : اینکه احتمالا تمرکز روی دو تا کسب و کاری که هر دو هم نیاز به انرژی فکری زیاد دارند، از اساس از دید قوانین کسب و کاری باور اشتباهی باشه و یک فرد وقتی موفق میشه که یکی یکی کارها رو به نتیجه برسونه .

    حالا اینجا قوانین کسب و کار درسته یا باورهای ساخته شده ؟ کدام درسته کدام اشتباه ؟

    اگر باورهایی که ساختم درسته ، پس این تضاد و تناقض که بهش برخورد کردم چی میگه ؟ اگر باوری که ساختن درسته چطور تقویتش کنم و از این تناقض عبور کنم ؟

    اگر باوری که ساختم اشتباهه چه باوری میتونم جایگزین کنم ؟ و به چه دلیل اشتباهه ؟ و اصلا چطور میشه فهمید یک باوری اشتباهه؟

    شما در دوره جهان بینی توحیدی توضیح دادید برخورد با ناخواسته ها (همون تضادها) باعث میشه برای ما خواسته های جدید شکل بگیره ، حالا مشکل من اینه که من با برخورد با موارد ناشناخته و جدید و متناقض با باورهای قدرتمندم نمیدونم چه رفتاری داشته باشم.

    این توضیحی بود که دادم اما سوالی که به عنوان سوال مصاحبه بخوام از استاد عزیز بپرسم:

    1- شما هم در چنین شرایطی قرار گرفتین که همزمان چندتا بیزنس رو به صورت موازی رشد بدید و همزمان انرژی صرف کنید در حالی که هنوز به درامد نرسیدن ؟ (نه زمانی که اصل کسب و کار به نتیجه رسیده و فقط نیاز به مدیریت داره، بلکه زمانی که هنوز باید انرژی زیادی برای پا گرفتن کسب و کار ها صرف بشه )

    2-اساسا انجام چند کسب و کار با هم رو توصیه می کنید ؟

    با توجه به جواب شما سوالات زیرا برایم پیش میاد:

    اگر رشد موازی کسب و کارها رو توصیه نمیکنید :

    3- پس چطور می توان تشخیص داد که روی موضوعی به درستی باورسازی انجام میدهیم یا خیر ؟(چون من باوری ساختم که شدنی است پس اگر توصیه نمیکنید ، این باوری که ساختم اشتباه است )

    4- اصلا ساخت باور برای هر مساله و هر موضوعی که با آن روبرو هستیم صحیح هست یا نه ؟ (مثل مساله ای که من با آن روبرو هستم و باوری که ساختم )

    3-در مورد انجام کارهای موازی قوانین چی میگن ؟ چه باوری در این مورد صحیحه ؟

    4- آیا هر باوری به دلمان الهام شد و پذیرفتیم و با آن احساس خوبی داشتیم، باور درستیه ؟

    5-راه تشخیص باور درست از باور اشتباه چیه ؟

    در برخورد با با موضوعات و مسائل جدید روش ساخت باورهای قدرتمند و عالی چیه ؟

    به خاطر این تناقضی که برای من در کسب و کارهام پیش اومد ، یکسری تناقضات دیگر بین باور و علوم کسب و کار ، اقتصاد ، بازار، فروش و … هم به ذهن من هجوم آوردن و مرتب به تنقضات بیشتری برخورد میکنم، و باعث میشه با مساله باورسازی بیشتر دچار مشکل بشم ، که در ادامه توضیح میدم :

    6- استاد قطعا شما هم با مباحث کسب و کارهای نوپا و استارتاپ ها آشنایی دارید، نمیدونم چقدر به قوائدی که برای رشد یک کسب و کار نوپا در کتاب هایی که در ارتباط با این مباحث هست، نوشته میشه، آشنایی دارید، اما یکسری از مباحث این علوم برای من باور مخرب ایجاد میکنه، باورهایی که با آموزش های که از فایل ها یاد گرفتم متضاده و برای من تضاد ذهنی ایجاد میکنه(که یک نمونه از آنها ، مورد تمرکز روی فقط و فقط یک کسب و کار بود که در بالا توضیح دادم) آیا من باید با علم این قوانین و خواندن این کتاب ها یک کارافرین بشم یا علم رو دریافت کنم ولی هرجا در این علوم به تضادی با باورها و قوانین کیهانی برخورد کردم، الویت ذهنی و اون چیزی که چهارچوب مسیر حرکت من به سمت موفقیت رو مشخص کنه الویت عمل به قوانین کیهانی باشه ؟

    مثلا در بعضی از این کتاب ها توصیه میشه کسب و کار من برای اینکه به ثروت زیاد برسه ، باید راه حلی پیدا کنم که رقبا کنار زده بشن، درحالی که شما درجلسه 4 فایل جهان بینی توحیدی مثال های زیادی از کسب و کارهای نوپا در آمریکا زدید که ایده های تقریبا مشابه چه خوب در کنار هم کار میکنند و به ثروت میرسند.

    یا مورد مخرب دیگر در مباحث کسب و کارهای نوپا حتما تیم ها رو سوق میدن به سمت جذب سرمایه گذار ، به تیم ها این باور رو القا میکنن که اگر سرمایه جذب نکنید به موفقیت چشم گیر نمیرسید ، که این هم با باورهایی که ما ساختیم متناقضه، چون ما باور فراوانی داریم ولی اون ها این باور رو دارند که بدون جذب سرمایه گذار به موفقیت بزرگ نمیرسید

    استاد با این تضادها بین علوم مختلف و قوانین کیهانی چطور باید برخورد کنم ؟

    7-با این توضیح به عنوان سوال مصاحبه دوست داشتم از زبان شما بشنوم برای یک کارآفرین موفق شدن به غیر از کار کردن روی خودمون و باورهامون با این تناقض هایی که در دل کار بین مباحث تخصصی و قوانین کیهانی روبرو میشیم چطور برخورد کنیم ؟

    (برای کارافرین شدن باید به علوم کارآفرینی ، بازار ، فروش ، علم اقتصاد و سایر علوم تخصصی مسلط بود) هرجا نیاز به تصمیم گیری داشتیم و دیدیم اون علم داره مبحثی رو مطرح میکنه که در تضاد با باورهای قدرتمند کننده ما هست به قوانین و الهامات درونی و باورهای قدرتمند توجه کنیم ؟ یا به راه هایی که اون علوم دارن توصیه میکنن ؟ در این شرایط دچار نگرانی میشم که باور من نکنه اشتباهه

    در یکی از فایل های رایگان اشاره داشتید که چطور بازدید سایت شما بالا رفت درحالی که مربی که بهتون آموزش سئو داده بود اصلا باور نداشته که به این سرعت میشه آمار بازدید رو بالا برد ولی شما با عمل به قوانین کیهانی نتیجه گرفتین این یک نمونه از تناقض های بین قوانین و علوم تخصصی بود که شما بهش برخورد کردید، ولی دوست داشتم این مورد رو شفاف تر به عنوان سوال مصاحبه از شما بپرسم، احتمالا مثل این مورد سئو شما هم با تضادهای زیادی بین علوم تخصصی مختلف و قوانین برخورد داشتین ، اگر بتونیید با مثال های بیشتر بیان کنید که چطور از اون ها عبور کردید؟چون من در حوزه تخصصی خودم خیلی به این موارد برخورد میکنم.

    8-شما در یکی از فایل ها گفتین ، بخواهید از راه های ساده ، با همین دانشی که دارید ، همین تخصصی که دارید ، همین افرادی که در اختیار دارید ،راه ها بهتون نشون داده بشه و به ثروت برسید. آیا اگر در یکسری از حوزه های تخصصی ضعیف بودیم مانعی برای کسب ثروت ما وجود نداره ؟

    9- دوست دارم زمانی آزاد داشته باشم که روی قوانین کار کنم ولی این زمان آزاد برای من سختی به دست میاد، به عنوان سوال مصاحبه میخوام بپرسم شما چطور زمان تون رو مدیریت میکنید که به همه کارها به خوبی برسید ؟ چه تمرینات ذهنی برای این مورد انجام میدید ؟

    10- استاد برای متفاوت بودن، متفاوت فکر کردن و متفاوت نتیجه گرفتن ، اگر همکاران هم فکر و هم فرکانس ما نباشن آزار میبینیم و سد راهمون میشن ، آیا بهتره روی خصوصیات خوب افراد تمرکز کنیم تا زمانی که افراد هم فکر و هم فرکانس با ما در مسیرمون قرار بگیرن ؟ یا باید این افراد رو رها کنیم و حذف کنیم و دنبال افراد جدید باشیم ؟

    سوال مصاحبه اینکه اگر هم تیمی های شما با شما هم فرکانس نبودند سریع آنها رو عوض میکردید ؟ یا فرصت میدادید و روی نقاط مثبتون تمرکز میکردید ؟ من به این مورد برخورد کردم و نمیدونم بهترین تصمیمی که باید گرفت چیه

    ممنونم که زمان صرف کردید برای خوندن سوالاتم و از شما استاد عزیز و همه دوستان خوبم عذرخواهی می کنم که متن من طولانی شد ، چون استاد فرمودند با جزئیات توضیح بدید ، سعی کردم توضیح بدم که مشخص بشه چه جواب هایی نیازه دریافت کنم.

    از شما و همه دوستان عزیزم که این متن رو خوندن بی نهایت سپاسگزارم و ممنونم که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادید ????

    هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن به سوالاتم جواب بدن خوشحال میشم ولی دوست دارم نظرات استاد عزیزم رو هم حتما بدونم ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      آرام (*) گفته:
      مدت عضویت: 2977 روز

      در کامنت زیر یکی از دوستان سوالی مطرح کردن که برای من سوالاتی که داشتم شدت بیشتری گرفت لینک اون دیدگاه و جوابی که اون جا ارسال کردم رو اینجا هم قرار میدم:

      https://abasmanesh.com/fa/your-interview-with-master-abbasmanesh/comment-page-70/#comment-306234

      جواب من در اون دیدگاه که ارتباط به همین پست خودم داره :

      سلام خدمت شما دوست عزیز

      وقتی شما که 5 سال هست با این قوانین آشنایی دارید چنین سوالاتی به ذهنتون رسیده که بعضی از اون ها مربوط به ریشه این قوانین هست ، من که 5 ماهه با قوانین آشنا هستم بیشتر دچار وسواس میشم ، فکر میکنم خیلی نباید نگاه با وسواس به قوانین داشته باشیم .

      الان من خودم در مورد باورسازی دچار وسواس شدم که چه باوری ساخته بشه درسته و چه باوری ساختیم، اشتباهه که سوالم رو هم جلوتر کامل پرسیدم .

      در مورد زمانی که استاد قم بودن نوشتین “زمانی که شغل کلوپ بازی‌های کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمی‌کردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه می‌کردید.” اینجا هم برای بحث باورسازی که ذهن من درگیرش هست، این سوال برای من پیش میاد که استاد میتونستن اون موقع باور کنین که با همین کار میتونم به موفقیت برسم ؟یا ایده های جدیدی پیدا میکنم و باور دارم با ایده های جدید جریان ثروت وارد همین کسب و کارم میشه ؟

      آیا ساختن باور زمانی درسته که مجموعه ای از عوامل و شرایط درست باشه ؟

      آیا هر باوری رو نباید باور کرد ؟

      ساخت باور اصول و پیش نیازهایی داره که باید رعایت کرد ؟

      اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟

      من اینطور متوجه شده بودم هر آنچه رو ذهن انسان بتونه باور کنه ، میتونه به دستش بیاره، اینجا در مورد خود اصل باور دچار اشکال شدم شاید این درست نیست ، هر آنچه ذهن انسان بتونه باور کنه ولی با توجه به یکسری پیش نیاز و اصول و قاعده خاص خودش ، اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟

      اگر اون زمان استاد در قم باوری قدرتمند می ساختن که من میتونم توی همین شغل و در همین شهر ثروتمند بشم ، این باور اشتباه بود ؟

      اگر اشتباه بود چرا اشتباه بود ؟

      اگر اشتباه بود ، پس هر باوری رو نمیشه در ذهن پروش داد ، پس سوال اساسی اینه که چه پیش نیاز ها و اصولی رو باید قبل از ساخت باور باید رعایت کرد ؟

      شاید باید اول عوامل بیرونی رو برسی کرد ، سایر قوانین رو برسی کرد و بعد براساس یکسری مجموعه عوامل باور ساخت نه که از ابتدای کار سراغ ساخت باور بیایم، این مجموعه عوامل پیش نیاز ساخت باور رو خوشحال میشم استاد توضیح بدین .

      من الان به نقطه ای رسیدم که بین هر دو راهی باور سازی هم خودش رو میزاره و نمیدونم باور بسازم یا عوامل بیرونی رو در نظر بگیریم

      از هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن کمک کنن این نمونه از وسواس ها که ذهن ماها در مورد قوانین درگیرش میشه رو بتونن شفاف کنن.چون این درگیری ها شاید راه رسیدن به هدف رو برای ما طولانی تر کنه

      به قول این دوست عزیز، وقتی آگاهی داریم از قوانین “بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتی‌که قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده ” ، الان من که توی مسیر رسیدن به هدف نیاز به این دارم که کلی تخصص های خودم رو ارتقا بدم و خیلی کم فرصت میشه بیام به قوانین بپردازم (البته هر روز تا اون جایی که بشه بهش می پردازم ولی برای تسلط کامل نیاز به این دارم که چند ماه درگیر هیچ کار دیگه ای نباشم ) آیا الان در مسیر هدف تمرکزم باید روی اون n تا تخصص باشه که باید کسب کنم یا روی قوانین ؟ یا ترکیبی از همه ؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مجید منهاج گفته:
    مدت عضویت: 4046 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش

    وتشکر از ارایه مطالب و تجربیات خود بعنوان زکات علم خود

    سوال من از استاد این است که استاد در فایل هایی خود را یکتابرست معرفی می کنند و در خیلی موارد به قران استناد می کنند

    مگر نه این که قران کتاب مسلمان است؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    علی آذر گفته:
    مدت عضویت: 4120 روز

    با سلام استاد ببخشید میشه بگید الان بیزینس اصلی تون از چیه ؟ و اینکه ممکنه بگید اون وبسایتی که روزانه 500 هزار دلار درآمد داره در چه زمینه ای فعالیت میکنه ؟

    ممنون از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    محمد علی رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 4292 روز

    با سلام

    ضمن تشکر از استاد عباسمنش عزیز

    میخواستم بدونم دقیقا و بصورت واضح اعلام بفرمائیید چه باورهایی در مورد ثروت ساخته اید که تونستید به این سطح از موفقیت مالی فعلی برسید؟ ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سید جواد مجیدی گفته:
      مدت عضویت: 3821 روز

      سلام

      البته من جسارت نمیکنم و باید خود استاد پاسخ بدن ولی:

      بنظرم محصول روانشناسی 1 و 2 و3 میتونه کمک کننده باشه مخصوصا روانشناسی 1

      استاد هم هر ازچندگاهی آپدیت هایی براشون میدن که باعث میشه این محصولات بروز باشن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمد علی رحمانی گفته:
        مدت عضویت: 4292 روز

        با سلام و تشکر

        من منظورم این بود که بطور مصداقی و دقیق استاد بفرماییند مشخصا کدوم باورها ایشون را به اون جایگاه مالی رسانده است .در محصولات روانشناسی ثروت به نظرم کلی توضیح دادند و من منظورم باورهای شخص خودشون در این زمینه هست

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          سید جواد مجیدی گفته:
          مدت عضویت: 3821 روز

          سلام

          درسته.

          ولی بنظرم یک باور به تنهایی در رشد و عدم رشد انسان تاثیر گزار نیست

          استاد در محصولات روانشناسی 1 2 3 که من 1 رو استفاده کردم بطور مفصل و کامل تمامی باورهاشون رو که بنظرم بالای 100 150 تاباور هست رو بسیار دقیق توضیح و ریشه یابی میکنند.

          خود استاد چندین بار در فایلهای رایگان و غیر رایگان گفتند که هنوز هم نیاز دارند که باورهای گفته شده در روانشانسی 1 رو مرور کنند و با خودشون کار کنند و این اهمیت این محصول رو میرسونه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      آپادا گفته:
      مدت عضویت: 3306 روز

      سلام دوست من استاد در کانال تلگرام یک پیام گذاشتند که اعضا هم به سوالات بی پاسخ جواب دهند و من تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و در جواب سوالتون از توحید بگم چون هر بار درمورد توحید صبحبت کردم و ترویجش دادم

      بعدش به طور معجزه وار جریانی از ثروت و خوشبختی و معنویت و همه چیز وارد زنگیم شده و بارها و بارها ازش معجره دیدم

      دوست من اصلی ترین باورهایی که هرکس داشته باشه سرعت رشدش را هزاران برابر میکنه این هاست??

      1-توحیدی بودن و پرهیز از شرک

      هست و وقتی توحید باشه بقیه چیزهای لازم که در پایین گفتم هم اتوماتیک وار در ما ایجاد میشود

      در قران سوره نسا آیه 48 گفته شده تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هست و کمتر از اون را خداوند طبق قانونمندی حاکم میبخشد(در مورد بخشش بقیه گناهان از یشاُ استفاده شده یعنی طبق مشیت و قانونمندی اما در ترجمه ها اشتباه گفتند هر که را بخواهد و اشار به مشیت نکردند)

      2-ایمان به ربوبیت خداوند(یعنی ایمان به اینکه صاحب و مالک تمام چیزها خداوند است تمام قدرت ها از آن خداوند است و…)

      3-ایمان به قدرت خداوند

      4-نماز( ریشه صلاه صلو هست و صلاه یعنی توجه به خدا و ما باید همواره توجهتون به خدا باشه هرچی بیشتر باشه سعادتمندتر میشویم و هیچ الزامی در این نیست که حتما به روش مرسوم به خدا توجه کرد و هرکس میتواند به روشی که به او آرامش بیشتری میدهد نماز بخواند)

      5- ایمان به فروانی

      6-احساس خوشبختی بخاطر نعمت هایی که داریم (احساس شکرگزاری)

      از میان این ها توحید که اصلی ترین موضوع هست نیاز به توضیخات بیشتر دارد

      توحید = یکتا پرستی

      پرستش = قدرت دادن

      پرستش بت = قدرت دادن به بت

      پرستش خدا = قدرت دادن به خدا

      اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه

      به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشوید

      مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم

      شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران

      شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد

      شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست

      شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند

      شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد

      یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم

      شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد

      شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند

      شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا

      شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم

      شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد

      باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید

      مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده

      اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …

      اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست

      اگر وقتی ایده ای می آید

      گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست

      اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند

      حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست

      و… و… و…

      و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم و اینقدر یادآوری کنیم که جزیی از وجودمان شود و اتوماتیک وار افکار غالبمان حتی در خواب هایمان هم توحید موضوع اصلی باشد

      یاد آوری مجدد

      ?توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن

      ?کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست

      ?یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن

      ?ساز و کار قوانین جهان به گونه ای هست که هرکس به میزان شرک داشتن و توحیدی بودنش پاداش یا مجازات میشود

      پاداش همان قرار گیری در مداری هست که با افراد و شرایط و اتفاقات و ایده و… مواجه میشوید که شما را به خاسته هایتان برساند

      و مجازات ضربه خوردن از شرایط و اتفاقات و… هست

      و این موضوع یعنی پاداش و مجازات با قانون مندی و اتوماتیک وار انجام میشه

      و جزیی از طبیعت و قانون مندی هست که خداوند بر این جهان حاکم کرده و به گونه ای نیست که خدا از کسی عصبانی بشه و مجازات کنه و چون وضع کننده قوانین طبیعت را خداوند طراحی کرده همواره پاداش دادن و مجازات را به خودش نسبت داده و در واقع گفته من خود همین سیستم هستم

      بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست

      خداوند صاحب ومالک تمام ثروت هاست و من تنها از خداوند ثروت میخواهم

      خداوند مقدر کرده که من ثروتمند باشم و تمام درهای رحمتش را بروی من گشوده است

      (این واسه ثروت هست و و مثلا اگه روابط خوب بخواهم میگویم خداوند مالک و صاحب تمام روابط زیباست و مقدر کرده که من عالی ترین روابط را داشته باشم یا هرچیز دیگه فقط کلمات عوض میشن

      و لازمه که بعد این جمله از خودمان بپرسیم خدا کیست و در جواب بگوییم خداوند صاحب و مالک و فرمانروای تمام جهان هستی است کسی هست که تمام قدرت ها و ثروت ها و…

      از آن اوست تا حس کنیم چه کسی مقدر کرده تا به اون خاسته برسیم و احساس غرور کنیم و به یقین بیشتر برسیم که قطعا به خاسته خود میرسیم

      من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم

      به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم و لایق این هستم که مثل خداوند ثروتمند باشم

      خداوند مقدر کرده که من توحیدی باشم

      خداوند مقدر کرده که من همواره بیشتر و بیشتر قدرتش را باور کنم

      ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست

      ثروتمند شدن آسونترین کار دنیاست

      اگه این باورها را ایجاد کنیم به هزاران برابر بیشتر از آنچه میخواهیم میرسیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    بهزاد بهزاد گفته:
    مدت عضویت: 4227 روز

    سلام

    استاد اگر الان بخواهین از صفر صفر شروع کنید

    جه کاری انجام میدهید؟

    چه باورهایی رو انتخاب میکنید؟

    چه مسیر هایی رو میروید؟

    و آیا دوباره به همین عباسمنشی که الان هست میرسید یا ممکنه یه عباسمنش دیگه با یه خصوصیات دیگه بشوید؟

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    محمدجواد رضایی گفته:
    مدت عضویت: 3409 روز

    سلام…امید وارم حال دل همه تون خوب باشه ….

    من داشتم امروزصبح خودمو با خدا هماهنگ می کردم …وبه خودم یاد اوری می کردم که همه چیو خدا ببینیم …چند دقیقه این کارو انجام دادم .دیدم ذهنم در میان این گفته ها داره توجهمو میبره به سمت دیگه ….راحت بگم .دیدم داره چرت وپرت می گه ِِ..ِ…

    با خودم گفتم چقدر تفاوته بین این دو ….

    من داشتم رو خودم کار می کردم ولی ذهن یک چیز دیگه می گفت …..

    .سوالم اینه ….

    استاد راهکار شما برای خاموش کردن نجوا های ذهن چیه؟

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سید جواد مجیدی گفته:
      مدت عضویت: 3821 روز

      سلام

      البته من جسارت نمیکنم و باید خود استاد پاسخ بدن ولی:

      بنظرم تمرین در باره کنترل ذهنی مثل مدیتیشن میتونه کمک کننده باشه ، اولش سخته و طبیعی هم هست ولی یک یخه باید بشکنه

      به امید موفقیت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      امیر خان گفته:
      مدت عضویت: 4062 روز

      سلام دوست عزیز

      1٫شما احتمالا تازه این کار رو داشتید انجام میدادید چون در مراحل اول ذهن خیلی مقاومت میکنیه شما سعی کنید زیاد انجام بدید.

      2٫تمرکزتونو بالا ببرید ، لازم نیس زیاد هزینه کنید میتونید از اینترنت چند مقاله مفید در مورد تمرکز بخونید و با تمرین های گفته شده تمرکزتونو بالا ببرید.

      3٫یکی از کارایی که خود من انجام میدم ، نوشتنه ، با این کار هم افکار منفی ، مزاحم و…. از یاد میره ، شما وقتی افکار منفی رو مینویسید در واقع دارید اونارو به کاغد انتقال میدید هیچ نگرانم نباشید اصلا جذب نمیشه و بعد از نوشتن ذهن خالی میشه و کم کم ارامش سرغ میاد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    هانا بیگی گفته:
    مدت عضویت: 4287 روز

    استاد عزیز و دوستان خوبم سلام

    این فایل هم مثل بقیه فایل ها واقعا عالی بود. ممنونم ازتون. نوش جان تون. ان شا الله اون روز برسه من و همه دوستان بیام همونجا و اون کباب خوشمزه رو بزنیم بر بدن..با دیدن هر فایل از شما خواسته های جدیدی در وجودم شکل می گیره. بی نهایت ازتون سپاس گذارم که همیشه به حس تون گوش میدید.

    سوالات:

    1- با وجود اینکه به خیلی از اهداف و خواسته ها تون رسیدید اهداف بزرگ بعدی رو چطور مشخص می کنید؟ بنظرم آدم وقتی از لحاظ مالی نیازی نداره و به خیلی از اهداف بزرگش رسیده داشتن انگیزه و دنبال کردن اهداف بعدی خیلی سخت تر میشه. شما چطور این انگیزه رو در خودتون ایجاد می کنید؟

    2- شما توی دوره هاتون میگید که تضاد توی زندگی همه پیش میاد. می خواستم بدونم شما که تا الان باورهای عالی در خودتون ایجاد کردید تضادهای زندگی تون چی هست؟ چندتا مثال بزنید. چون من احساس می کنم شما تضاد جدی ندارید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سید جواد مجیدی گفته:
      مدت عضویت: 3821 روز

      سلام

      البته من جسارت نمیکنم و باید خود استاد پاسخ بدن ولی:

      بنظرم جهان مادی کلا یعنی تضاد و تکامل! ما هی به تضاد بر میخوریم و اون رو مثلا حل میکنیم و خودمون رو ارتقا میدیم و این باعث میشه رشد کنیم

      و چون خواصیت جهان مادی اینطور هست که در تمامی حالا هی خوساته های جدید هی خواسته های جدید ایجادمیشه

      مثلا یک فرد معمولی میاد میگه چجوری شکم خودم و خانوادم رو سیر کنم و مثلا ممکنه استاد بگن چجوری پول کارمندهاشون رو بدن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    زهره سلطانی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3148 روز

    سلام استاد عزیزم همواره سپاسگزارم که راه جدید تفکر و زندگی کردن رو به من یاد دادید

    سوال اول من در مورد شب قدر هست که تو قرآن هم اومده نظرتان در مورد شب قدر چیه تا حال مطلبی ازتون نشنیدم آیا فرکانس شب قدر متفاوت

    دومین سوالم درمورد روابط خانوادگی هست چون من با زن هستم برایم این س ال پیش اومده که شما همیشه از فر توتون حرف میزنید ورابطه تونو با او می نویسید پس همسرتان چی خیلی خوبه که جوانان ما ببینند وبشونند و حتی خودمن البته نمی خوام تو مسایل خصوصی وارد شوم هر کسی یه خط قرمزی داره فقط جهت این که عشق و عواطف و قانون در زنگی خانوادگی تون چطوره من تمام فایلاتونو دیدم اما هرگز نام و نشانی از همسرتان نیست .من از محصول قانون آفرینش و کتاب رویا و کتاب فکر خداوند و ثروت 3 و فایلهای رایگان تون استفاده کردم و زندگیم در حال تغییر رو به بهتر شدن

    در پناه یکتای بی همتا باشید و سپاسگرارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: