مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













سلام به استاد عباسمنش دوست داشتنی و همه دوستان گل
سوال من اینه که نماز خوندن چند بار در روز هست و شما چه جوری نماز می خونین اصلا نماز می خونین؟ و اگر جواب مثبته مراحلش چه جوری شکلش چه جوریه؟ چند باره در روز؟
و اینکه شما روزه می گیرین؟ اگه روزه می گیرین دلیلتون چیه براش؟ و اینکه چرا باید ما 18 ساعت تو این گرما باید روزه بگیریم و هیچی نخوریم که دیگه واقعا نمیشه کاری کرد و نه حوصله ی کاریو داری نه تمرکز داری و کل روزت کلا از دست میره یعنی کل ماهت نباید کاری کنی و همینجوری میره. نه درسی میفهمی نه تمرکزی داری براش. نه کار فیزیکی میشه کرد نه بدنسازی نه اب برای بدنت و… اصلا درسته این جوری روزه گرفتن؟
فعلا همین سوالا رو دارم و خیلی دهنم رو درگیر کرده.
اگه جواب بذین خیلی ممنون میشم
دوستان عزیز لطفا رای بدین به نظرم سوالات خیلی مهمی هستن، تشکر از همکاریتون.
سلام انشالله که استاد هم جواب بدن این سوال رو چون ما الکی در ی سری چیزها که اصل نیست وسواس فکری داریم
من طبق چیزی که میدونم و از صحبت های خود استاد در قانون آفرینش هست صلاه ریشش صلو هست یعنی توجه کردن و صلاه در قران یعنی توجه کردن به خداوند، من از زندگی شخصی استاد خبر ندارم اما فکر میکنم نمازی که ما به عنوان نماز میشناسیم را استاد اجباری و واجب بودنی درش نمیبینن و همین که توجهشون به خداوند هست همواره در حال نماز هستند و من گمان نمیکنم که به شکلی که الان نماز خوانده میشه نماز بخونند و اگر بخوانند هم با دیدگاهی که حتما باید پنج بار خونده بشه و… گمون نکنم بخونند ، اصل مهم توحیدی بودن هست البته من خودم گاهی نماز به شیوه معمول را هم میخونم و با اینکه نمیتونم موقع خوندن به زبان عربی هم زمان معنیش را در ذهنم تداعی کنم و این اذیتم میکنه اما بعد تمام شدن نماز چشم هام را میبندم و کمی سکوت را هم تجربه میکنم و بعد ی آرامش فوق العاده ای را تجربه میکنم و به عبارت دیگه مراقبه میکنم هدف نماز رسیدن به آرامش هست چون در آرامش هست که ما با خداوند در هماهنگی هستیم و اتفاقات خوب را تجربه میکنیم وقتی بدونیم اصل رسیدن به آرامش از طریق توجه کردن به خداوند هست چه تفاوتی داره که به شیوه شیعه نماز بخونیم یا به شیوه اهل سنت یا به شیوه مسیحی ها یا مراقبه کردن اصل اینه که توجه کردن به خدا و مراقبه سطح ارتعاشی ما را میبره بالا و هرکس طبق اعتقادات خودش به هر شیوه که دلش قرص تره و بهش آرامش میده میتونه نمازش را بخونه ، اصل توحیدی بودن و رسیدن به آرامش هست و چگونگی خوندن و… هیچ اهمیت نداره البته اگه کسی مثل من از بچگی در خانواده مذهبی بزرگ شده باشه زمان میبره تا تعصباتش بشکنه و به مرحله ای برسه و به طور کامل از این وسواس های فکری رها بشه
در کل اگه کسی با روزه و نماز که در رسم ما هست به آرامش برسه خیلی عالیه و انجام دادنش اون را به سعادت میرسونه اما اگه بهش آرامش نده و فکر کنه خدا مثل یک آدم منتظره که ببینه کی نماز میخونه و کی نمیخونه و مجازاتش کنه اگه تاثیر منفی نداشته باشه تاثیر مثبت هم ندارد چون جهان طبق قانونمندی عمل میکنه و اون قانون طبق ارتعاش هست و ارتعاش ما رو احساس ما تعیین میکنه
افکار و ورودی ها به مرور تبدیل به باور میشوند و افکار غالب ذهن ما رو ایجاد میکنند و اون افکار هم احساس ما رو مشخص میکند و اون احساس ارتعاش ما هست و سرنوشت ما رو تعیین میکند
بسیار عالی بود خیلی ممنونم از جواب بسیار خوبتون
پاسختون کاملا منطقی و مستدل بود بنظرم. چنین دیدگاهی به آدم واقعا آرامش میده. شما چقدر خوب قانونو درک کردین. ممنونم دوست عزیزم آقای رضا محمدی
سلام استاد عزیز و دوتای گلم.
استاد شما در پایان فیلم ها و برنامه هاتون میگین که: شاد و سلامتو ثروتمند باشید در دنیا و آخرت.
میخواستم بدونم که آخرت از نظر شما چه جور جاییه؟ و شما اونو چطور میبینید و آیا آموزه های دینی در ایران دنیای پس از مرگ رو درست معرفی کرده اند؟؟؟
سوال بعدیم در رابطه با نماز و روزه هست. شما که قرآن رو مطالعه کردین آیا روزه به این شکل هست که ما داریم میگیریم و ساعاتش هم همینگونه است؟
البته راجبه نماز در دوره قانون آفرینش توضیح کلی دادین. ولی اگر ممکنه نماز رو از دیدگاه خودتون معرفی بکنید.
سپاسگذارم
سلام دوست عزیز
در قران ایات بسیاری درباره احکام روزه و نماز و همچنین روز اخرت و قیامت هست انهارو مطالعه کنید خیلی کمکتون میکنه
با سلام و احترام
استاد عزیز خیلی تشکر می کنم از راهنمایی های شما.
از وقتی بسته روانشناسی و راهنمای عملی را تهیه کردم و گوششون کردم خیلی حالم خوبه یعنی عالیه و این حال خوب را از خدای مهربان و شما بنده مخلصش دارم.
استاد عزیز و همفرکانسی های خوبم دوست دارم نظرتون را به حکایتی جلب کنم و بعد سوالم را بپرسم.
ممنون از صبر و حوصلتون برای خوندن نظرم
(حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد
آوردهاند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او….
شیخ احوال بهلول را پرسید.
گفتند او مردی دیوانه است.
گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.
شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد میکنی؟ عرض کرد آری..
بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟
عرض کرد اول «بسمالله» میگویم و از پیش خود میخورم و لقمه کوچک برمیدارم، به طرف راست دهان میگذارم و آهسته میجوم و به دیگران نظر نمیکنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمیشوم و هر لقمه که میخورم «بسمالله» میگویم و در اول و آخر دست میشویم..
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو میخواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمیدانی و به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
بهلول پرسید چه کسی هستی؟
جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمیداند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را میدانی؟
عرض کرد آری…
سخن به قدر میگویم و بیحساب نمیگویم و به قدر فهم مستمعان میگویم و خلق را به خدا و رسول دعوت میکنم و چندان سخن نمیگویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت میکنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمیدانی..
پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمیدانید.
باز به دنبال او رفت تا به او رسید.
بهلول گفت از من چه میخواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمیدانی، آیا آداب خوابیدن خود را میدانی؟
عرض کرد آری… چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب میشوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیهالسلام) رسیده بود بیان کرد.
بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمیدانی.
خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمیدانم، تو قربهالیالله مرا بیاموز.
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
جنید گفت: جزاک الله خیراً! و ادامه داد:در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.
و در خواب کردن اینها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد)
امیدوارم مثل من از این حکایت لذت برده باشید.
حال سوال من
استاد عزیز من نیز چون شیخ جنید به نادانی خود اعتراف می کنم و خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.
من چگونه خدای خویش را عبادت کنم؟
خداوند فرموده ما جن و انس را خلق کردیم تا عبادت کنند.
حال شما بفرمایید چگونه؟
آیا با نماز و روزه و حج و…
یا با لذت بردن و هر لحظه شاکر بودن؟
خواهش می کنم مرا از این برزخ رها کنید خیلی ذهنم را مشغول کرده
باز هم از اینکه حوصله کردید و نظر طولانی من را مطالعه کردید و به آن امتیاز دادید سپاسگزارم
شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
با سلام, خدمت مهدی عزیز
والا من فکر کنم خودت جواب خودت را دادی فقط می خواهی از زبان استاد تاییدیه بگیری . بهلول در واقع به زبان دیگه داره میگه, هیچ آداب و ترتیبی مجو هر چه خواهد دل تنگت بگو . یا به عبارت دیگر وقتی میگه”بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است” خود استاد عباس منش هم در جایی از صحبتهاش گفته ما اصلیات قران را رها کردیم و چسبیدیم به فرعیاتی مثل روش وضو گرفتن و و و و ….در حالی که اصلیات چیز دیگست وقتی ما صبح تا شب بفکر این هستیم که چه بگوییم و چکار کنیم که منافع مالی بیشتری از بندگان خدا ببریم این یعنی شرک در واقع هیچ کدوممان در مورد شرک خوب فکر نکردیم در جایی استاد میگه ” خدا گفته تو فقط منو به وحدانیت قبول داشته باش , بقیه حله”الان اگر به تک تک ما یک نفر مثل پدر یا مدرتون بگه از فردا هیچ تلاشی نکن من تا آخر عمر تامین مالیت میکنم , سریع قبول میکنیم و از فردا سر کار نمیریم ولی خدا گفته تو فقط به من ایمان داشته باش و برای من شریک قایل نشو من تا آخر عمر روزیت رو می رسونم ولی کیه که باور کنه ,پیش خودمون میگیم تو راست میگی ها ولی……..این شرکه دیگه , شرک چطوری میشه
ببخشید طولانی شد
امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم
سلام دوست عزیز
ممنون از نظر زیباتون
می دونی دوست من
من فکر می کنم خیلی انسان ترسویی هستم و می خوام به قول شما از استاد تایید بگیرم.
خیلی ممنون تلنگر خوبی بود
هیچ اداب و ترتیبی مجو هرچه می خواهد دل تنگت بگو.
ولی ولی
آخه تو قران گفته وضو بگیر و صلات هم در قران زیاد اومده می دونی ایمان دارم ولی می خوام به یقین برسم
شک داره رنجم می ده
سلام دوست خوبم
من جسارت میکنم و جواب سوال شما رو از دید خودم میدم .
به نطرم ندای درون شما خودش جواب شما رو داده :یا با لذت بردن و هر لحظه شاکر بودن؟
به نظرم اگه شاکر باشید و سپاسگزاری کنید و شادی کنید و این مدلی زندگی کنید به همه چیز میرسید . به آرامش …. به خود خدا …. به سلامتی …. به روابط خوب .
سلام دوست عزیز
ممنون از نظر زیباتون
می دونی دوست من
من فکر می کنم خیلی انسان ترسویی هستم و می خوام به قول شما از استاد تایید بگیرم.
خیلی ممنون تلنگر خوبی بود
هیچ اداب و ترتیبی مجو هرچه می خواهد دل تنگت بگو.
ولی ولی
آخه تو قران گفته وضو بگیر و صلات هم در قران زیاد اومده می دونی ایمان دارم ولی می خوام به یقین برسم
شک داره رنجم می ده
سلام استاد مهرباااااااااانم
استاد بازم دست پر اومدم ،با کلی کشفیات جدید ????
استاد برای چندمین بار نشستم کتاب روباهایی که رویاها نیستند رو خوندم.6ساعت فقط فصل 3و4 ش که 64صفحه در مورد احساسات بود زمان برد. استااااااااد چقدر من ازش نکااات جدیدی یاد گرفتم که اصن باور نمیشددددم چیز خاصی توش پیدا کنم. با توجه به اینکه نصف محصولات شمارو دارم !!!
از پریشب تا الان من همش داشتم خودمو واکاوی میکردم و به یک سری از اشتباهات جدیدم پی بردم که جواب سوالاتی که تو این مسابقه ازتون پرسیدم رو گرفتم. که امروز با خوندن کتاب رویاهااااا پاسخهام کاملتر شد.
من این پاسخهارو مینویسم برای دوستانی که دارن تکامل سایر دوستان رو دنبال میکنن.
1٫ در مورد اولین چیزی که نوشته بود که من خیلی به قانون چسبیدمو باید رهاش کنم، اتفاقا مشکل من چسبیدن زیاد به قانون نبود.دوستان فکر نکنن زیاد دارم تمرینااات رو انجام میدم !!
+مشکلم من اینه که حدود 500تا باور ساختم و داشتم زور میزدم همزمان روی همشون کار کنم و نمیشد. اما نمیرسیدم ! اما شما خودتون بارها و بارها گفتید حتی کار کردن روی باورهاتون بصورت تمرکزی باشهه. باید با تمام وجود روی پاشنه اشیلتون کار کنید بعدش برید سراغ بعدی.
حالا شما فرض کن 500تا باور در مورد خودمو خدا و ادما و سلامتی و ثروت و ازدواج و… نوشتم که همشون باورهای اشتباهم بودن.البته دوستان نگران نشید لازم نیس اینهمه باور اشتباه پیدا کنید بعضی باورها رو با چندتا جمله مختلف نوشتم. ????
+مشکل بعدیم این بود چون تمرکز نداشتم به تمرینات شکرگزاریو صحبت کردنو نوشتن و تجسم رو قاطی کرده بوده و به هیچ کدوم نمیرسیدم. یعنی واقعااا وقت نمیزااااااااااااااااااااشتم.
+مشکل من این بود با تمرکز و حواس جمعی روی خودمو خواسته هام یا بحث ثروت کار نمیکردم. 80درصد توجه و انرژی من روی گذشته بود که حالا تو ادامه میگم به چه راه حلی رسیدم.
+بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله.
+چون ی برنامه خیلی شلوغ پلوغ واسه خودم ریخته بودم که فلان موقع باید فلان کارو کنی،بخصوص در مورد بسته روان شناسی ثروت، اما همش میگفتم خب دیگه الان دیر شده نمیرسم که به همش. از فردا از فردا !!!
بله دوستان عزیز باید اعتراف کنم که با اینهمه اگاهی هایی که دارم، من فقط تو توهم کار کردن روی خودم بودم و در تعجب که پس نتایج کوووو
البته بگممممم من مدام دارم کار میکنم از صب تاشب. فایل میبینم. مینویسم. فکر میکنم. دارم رو خودم کار میکنم ولی اصل داستان که بالا در موردشون حرف زدمو انجام نمیدادم.
ی مشکلمم اینه خیلی فک کنم سخت میگرم و ذهنم خیلی پیچیدست?
2٫در مورد سوالی که پرسیدم تو جهان بینی توحیدی که گفتین رسیدن اگاهانه به احساس خوب بهتر از احساس خوب همینجوری هست، متوجه نکتش شدم. فکر میکنم نکتش در “تمرکز و توجه” هست. طبق قانون توجه و تمرکز که میگه بسته به شدت و نوع احساسی که بهمون دست میده، همون جنس رو به زندگیمون دعوت میکنیم، وقتی اگاهانه داریم احساسمون رو خوب میکنیم درواقع داریم روی خواسته هامون (منظور فقط اهداف نیستند. منظور چیزای خواستنی و دوس داشتنی هستند. چه اونایی که داریم و چه اونایی که دوس داریم داشته باشیم) توجه و تمرکز میکنیم و در نتیجه اتفاقاتی رو به زندگیمون دعوت میکنیم که باعث احساس خوب بیشتر در ما بشه.
پس خیلی مهمه که اگاهانه احساسمون رو خوب کنیم.
3٫ در مورد صلاح و مصحلت که پرسیده بودم تو همین کتاب رویاها جوابمو گرفتم. در مورد خواسته هایی که دوس داریم داشته باشیم یا وقتی میخواهیم اقدام و عملی برای کاری کنیم، اصلا نباید فکر کنیم که خدا میخواد نمیخواد به صلاح هست نیست. چون این باعث میشه اصلا حرکتی نکنیم. اما وقتی که با باورهای درست و ب ایمان و یقین کاریو انجام دادیم ولی به نتیجه مطلوب نرسیدیم اون وقت باید:
+اول باید فکر کنیم ایا باور اشتباهی در من هست یا نه. اگر بود که بگیم خدراوشکر پیداش کردم درستش میکنم دفعه بعد نتیجه میگیرم.
+اما اگر باور اشتباهی نداشتم یا نتونستیم پیداش کنیم، ازووووووونجایی که تنها وظیفه ما اینه که احساسمون رو خووووب نگهداریم و از زاویه ای به اون موضوع نگاه کنیم که بهمون حس خوبی بده. اون موقع میتوینم بگیم که : حتماا خیری بوده. قراره بهترش اتفاق بیفته. یعنی این خیر و حکمت داشتن فقططط موقعی که میخواهیم با نگاه و نگرشی متفاوت به موضوع نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده کارایی داره. و به هیچ وجه قبل از شروع کاری یا در مورد خواسته ای که برامون ایجاد نشده نباید بکارش ببریم.چون ما خودمون خالق زندگیمون هستیم.
نکته ای هم که در مورد نشانه ها گفتم که بعضی جاها مثال زدین که گفتم شاید نشونست که انجام ندم در واقع نوعی الهام و هدایت درونی هستند که اگر کسی به منبع وصل باشه میتونه تشخیصش بده.
4٫ مورد بعدی که پرسیده بودم در مورد بخشش:
داشتم فکر میکردم اگر اتفاقی میفته که دوست نداریم و هیچ جوره نمیتونیم هضمش کنیم چرااا باید خودمون رو بکشیم که بپذیریم؟ مگه داستان این نیست که ما واقعیتهارو خلق میکنیم؟ مگه داستان این نیست که جهان به باورهای من واکنش نشون میده؟مگه داستان این نیست که طوری بهش نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده؟
حالا که داستان اینه من میام اینجوری فکر میکنم: اون چیزی که من دیدم و تجربه کردم همه چیز نبود و چیزای دیگه ای هم بودن که من ندیدم و این باعث شد اشتباه کنم. اره. من این باورو میسازم. چون بهم حس خوبی میده. چون باورهامو نسبت ب ادما خراب نمیکنه. چون باعث میشه ارامش داشته باشم. حس خوب داشته باشم. حالا اگر جهان واکنشی هم نشون داد و باور منو تایید کرد که دیگه نور علی نور. که البته طبق اون چیزی که تو جهان هولوگرافیک خوندم که : جهان ی سوپ انرژی جاریه و هرجور نگاش کنی اونجوری شکل میگره، اصلا بعید هم نیست که اونچه که ما دیدیم و تو ذهنمون ساختیم طور دیگه ای بوده باشه.(گاهیم میریم به دیگران تعریف میکنیم و اوناهم هی باور مارو تایید میکنن و از روی نوع نگاه و تفکرشون که از روی تجربه شخصیشون صورت گرفته واس ما نسخه هم میپیچنن و حالمون رو بدتر میکنن!!!). بهترین کارش اینه که به هیچکی تعریف نکنیم که بقیه بخوان مارو قضاوت کنن. تو ذهنمون اونجوری بسازیم که دوست داریم بوده باشه. اینجوری رها میشیم و راحت زندگیمون رو میکنیم.
من فکر میکردم برای اینکه بزرگ وقوی باشم باید بپذیرم و بگم عیبی نداره و ببخشم!!
نه اقا جان. من خیلیم مهربون و بخشنده هستم اما میخوام تو این موضوع واقعیت چیز دیگه ای باشه و جهان متفاوت بهم واکنش نشون بده. اصلااا نمیخوام جهانم واکنش خاصی نشون بده. حتی اگر توهمههه دوس دارم تو این توهم باشم و حس و حال و لحظه های خودمو با منطقی فکر کردن خراب نکنم.
ولی استاد دوس دارم در مورد شادی درونی و احساس خوب بازم بیشتر صحبت کنید. در مورد خودتون بگید. در مورد احساسات درونی خودتون. در مورد لحظات تنهایی خودتون .بخصوص بعداز جدایی از همسرتون که ایا اصلا فکرا و خاطره هاش میومد و چه میکردین؟تکامل توی ازدواج چطوری اتفاق میفته؟ ببعی های زیاد؟???
در مورد ثروت
+بزرگترین دلیلی که بعضیا دیرنتیجه میگیرن یا بعضیا زود نتیجه میگرن چیه؟
در مورد خودم که به این نکته رسیدم که تمرکز و توجه و انرژی من روی پول وثروت کامل معطوف نبوده. اگر هم بوده بازم در جهت بودن و شدن نبوده در جهت نبودن بوده. حس میکنم توجه و تمرکز درونی من که زیادم ازش خبر نداشتم بخاطر ذهن شلوغم، روی این بوده که الان پول ندارم. الان بدهی دارم. الن کار ندارم.
حس میکنم در مورد بقیه هم همینطوره که با اینکه فرمالیته دارن تمرنیاتو انجام میدن و حتی شاید احساسشو ن خوب باشه اما در درووووووون و در اعماق ذهنشون تمرکز روی نداشتن و نبودن پول و مشکلات هست. و انصافااا خیلی باید حواس جمع بود تا اینو تحت کنترل دربیاری.
+استاد دوس دارم در مورد سایر بیزنسهاتون بگید. در مرود افرادی یگین که تو همین سایت هستن و به اندازه شما پیشرفت کردن. این دوستان زیاد فعال نیستن. میخوام برامون باور ساخته بشه که فقط شما نبودین کسای دیگه هم که از اموزشهای شما استفاده کردن حداقل به اندازه شما پیشرفت کردن.
+از بیزنسهاتون لطفا بگین. حس میکنم این باور برای بعضی مث من ایجاد شده که استاد چون تواینکار بوده خیلی رشد کرده . البته میدونم خیلیا تواین حوزه هستن و انگشت کوچیکه شما هم نمیشن . ن از نظر سطح اموزشی ن اوضاع زندگی و مالیشون. میخوام این باور در ما تقویت شه که میشه از جاهای مختلف درامد داشته باشیم. گاهی ته ذهنم میگه این کار خاص بوده یا شما خاص بودین!
استاد جونی ممنون میشم جواب این سوالاتم بدین. دوستون دارم ??
من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.
بعد میام از نتایجم میگم
سلام
وای من چه قدر خندیدم خخخخخخخ دمت گردم دختر جون
+بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله
نصفشو خشمیگن بودی نصفشو بی حوصله خخخخخخخخخخخخ وااااااااااااای این کلمه ی خشمگین و خیلی خوب تو جمله گنجوندی لعنتی خخخخخخخخخخ دارم قهقهه میزنم
حالا اینو ببین : من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.
بعد میام از نتایجم میگم خخخخخخخخ پول پولی بشم ….. ببعی دار بشم ………خخخخخخخخخخخ واااااااااااااای وااااااااااااااای چه قدر خندیدم …..
ببین دریا خانوم یادته استاد یه فایلی داشت ضبط میکرد بعد آهویی اومد داشت انگشت پای استاد و میخورد خخخخخخخخخخخ واااااااااااااااای استاد یهو گفت شاید باورتون نشه ولی این آهویی داره انگشت پای منو میخوره خخخخخخ
خیلی خوب بود …….
شاداب باشی
سلام سمانه ای سمانه ای????????
وای خدای من چه نشوووووووووونه بامزه ایییییییییییییییی. دیشب داشتم فکر میکردم بیام روی یکی از نظراتت نظر بزارم بهت بگم چقدر نظراتت باز مزست ???? حالا شما اومدی همینو واسم گذاشتی ???
قانووووووووون جواااااااااااب میده.
ی جوری جواب میده که امروز داشتم فکر میکردم چرا برای همسایه کناریمون مهمون نمیاااادش. 2ساعت بعدش بعداز مدتها واسشون مهمون اووووووووووومد. یعنی نه تنها قدرت خلق زندگی خودمو پیدا کردم، دارم برای بقیه هم می خَلقم????
سمانه من خیلی دوست دارم ی بار تو دنیای بیرون ببینم و باهات دوست بشم?
فکر کنم خیلی باهم دیگه بخندییییییییم. همش مسخره بازی دربیاریم . اونم با قانون ????
چَکار کنیم؟؟ ???
بعضی وقتا میام نظراتت رو میخونم و کلی انرژی میگیرم.
ی عالمه بوس بوسیییییییییییییییییییییی???????
سلام استاد عزیزم. ازتون واقعا سپاسگذارم واسه این دوره ی فوق العاده. مطمئنا به من و همه ی دوستان خیلی کمک میکنه. قسمت قبلیو دیدم واقعا نمیدونم چقدر زحمت کشیدید واسه درست کردنش. دیشب خوابی دیدم یکم هم مرتبط بود به قسمت دوم، گفتم خلاصشو اینجا تعریف کنم چون واسم واقعا عالی بود و مطمئنم اگه بشنوید خوشحال میشید. خواب دیدم اومده بودم آمریکا-ایالت فلوریدا. داشتم توی جاده بین زیبایی هایی و فراوانی خداوند رانندگی میکردم و با خودم میگفتم هر چقدر که استاد از زیبایی های اینجا میگفتند واقعا درسته. تا اینکه به فکرم خورد که شاید یه جایی همین اطراف توی این طبیعت زیبا در حال ضبط کردن ویدئویی جدید باشید. چیزی نگذشت که دیدم یه جای خیلی خوبی ایستادید و در حال صحبت جلوی دوربین هستید و خودتون هم نشسته بودید یکم اونطرف تر( دو تا استاد ??) خلاصه پیاده شدم یکم تعجب کرده بودم اما شما رو در آغوش گرفتم و بعد از سلام و احوالپرسی کلی باهاتون حرف زدم. اما جالب اینجاست که سوالی توی ذهنم نبود که ازتون بپرسم چون حالم خیلی خوب بود. خییلی. اما بعد از مدتی میخواستم ازتون بپرسم که چطور ثروت خیلی بیشتریو به زندگیم بیارم که دیگه از خواب بیدار شدم… خدارو خیلی زیاد شکر میکنم چون شک ندارم که این نشونه ای هس از اتفاقات فوقالعاده بعدی. بازم ازتون سپاسگزارم. امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت و سلامت باشید ? ? ? ? ?
سلام و روز به خیر خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته گرامی
خدا روشکر میکنم برای این لحظه که در این سایت و برنامه زیبای شما هستم . و خدا خودش درست کرد . ممنونم از شما با تمام وجودم که این برنامه عالی را دارید . الان دارن اذان میگن و گواهی میدیم که خدایی جز خدای یگانه نیست .
تبریک میگم سال جدید رو به شما خوبان .
امیدوا م بهترین ها برای شما و دوستان خوبم باشه .
دلتون شاد و لبتون خندون .
از آگاهی های این فایل این بود که باید لذت ببرم از جایی و موقعیتی که هستم . . باور ها مهم هستند و خودمون داریم زندگی رو میسازیم .
باید بیشتر گوش بدم تا نکات بیشتری و بهتری درک کنم .
از تجربه هایی که فرمودید بگیم : همیشه به همه میگم خانه دار شدنمون در سن جوانی و بسیار عالی و لذت بخش بود . .. میرم نماز بخونم برمیگردم کامل تعریف میکنم .
جونم براتون بگه خانواده همسر من یک خونه ویلایی بالای 300 متر در بهترین منطقه شهر در اختیارمون قرار دادن که موقتا باشیم . من هم همیشه میگفتم اگه خدا بخواد به خودمون میده و خدا شاهده به اندازه کمی هم چشم به خونه ها و آپارتمانها نداشتم .چون کار پدرشوهرم ساخت و ساز بود . و با اینکه خیلی ها میگفتن خوش به حالتون میگفتم اینها امانته و اگه هر زمان بخوان بفروشن سریع پا میشیم . همین طور هم شد و باز همین طور جای دیگه.. تازه میگفتم ازمون کرایه بگیرید . خدا خواست و یک کار درست و حسابی برای همسرم درست شد و مایی که زندگیمون از صفر شروع کرده بودیم بعد از صبر و توکل رونق گرفت . میخوام بگم درسته اگه اطرافیان پولدار باشن ولی هیچ وقت حتی چشممون هم دنبال اون نباید باشه و از اصل کاری بخواهیم . خدا اگه بخواد میشه خوبم میشه .
شوهر من نه کار داشت نه حساب بانکی نه خونه نه ماشین . ولی نیتش درست بود چشم به مال مادرو پدر نداشت من هم همینطور ذره ای وسوسه اش نکردم که مثلا وظیفشونه باید فلان کنن . الحمدلله گذشت و گذشت (همون تکامل ) الان که این متن رو مینویسم به لطف و رحمت الهی خونه ویلایی ، مغازه ، ملک ، و.. همه چی خدا داده صدهزار مرتبه شکر . فقط خدا داده . من اگه هزااار نقشه راه میکشیدم برای شغل و… پول و نمیشد ولی خودش قشنگ درست کرد . و هزاران نعمت دیگه فرزندانم و سلامتی و امنیت و همه امکانات زندگی فراهم فرموده خدای بزرگ و زیبایم . و چه خطرات بزرگی رو دفع کرده که خیلی هاش هم نمیدونم به لطف و کرامتش . شکرت خداجونم . دوست دارم .
خانم شایسته عزیزمن هستم این پروژه رو انشا الله با تمام وجودم میام
واقعا نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم . الهی خدا مراد دل همه رو بده .
همیشه در زندگی هامون خوب و خوش و با خدا باشیم . جواب میده .
فدای محبتتون که این حرف های قشنگ رو با ما درمیون میذارید .
استادان عزیزم ممنون سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عزیز سوال مهمی که ذهن خیلی از ما را درگیر کرده این است که من خیلی علاقه به کار پرورش و تکثیر زالو دارم اما این کار 5 الی 6 ماه یا یکسال زمان میبره که به این سایز مورد نظر برسه که بفروش برسه و در ضمن من متاهل هستم و یک فرزند هم دارم و داخل این مدت که بیکار هستم نمی دانم چگونه خرج زندگیم را در بیاورم تا محصولم را وارد بازار کنم لطفا راهنماییم کنید در ضمن من خیلی از محصولات شمارا خریداری کردم از جمله روانشناسی ثروت 1و3و دوره عملی دستیابی به رویاها و عزت نفس و قانون افرینش و چند کتاب دیگر .ممنون میشم راهنماییم کنید
خب اگه زمان میبره،انجامش بده
وقتی علاقه داشته باشی،تمام کار برات لذت میشه و زمان معنا پیدا نمیکنه!
همش میشه لذت
اگر فکر میکنی برای شروع محدودیتی وجود داره،بدون شرایط تو،نمود واقعی باور های توعه،بسپار به خدا و شروع کن
سلام استاد
امیدوارم سوالات منو جواب بدین واقعا دغدغه ذهنم شده
من دوره قانون آفرینش رو کامل دارم و دوره جهان بینی توحیدی و اکثر فایلهای رایگان رو دیدم
من برای خودم معنویات خ مهتر از مادیات هس ینی دوست دارم در زمینه معنویات واقعا آگاهی ناب کسب کنم دوست دارم وقتی کسی مثل شما رو الگوی خودم قرار دادم از لحاظ معنوی و دینی هم الگوی کاملی باشه
شما همیشه از مطالعه قرآن و عمل به اون حرف میزنید ولی بالاخره من متوجه نمیشم چرا مستقیما واسه دین اسلام تبلیغ نمیکنند؟ ! چرا ابا دارید که بگید مسلمانید و الان که آمریکا هستید میگید یکتا پرستید؟! مگه مسلمانی و یکتا پرستی با هم منافات داره که مسلمانی رو انکار میکنید؟! میدونم که اعتقاد دارید دین اون چیزی نیست که ما ازش فهمیدیم ولی یه چیزهایی هست که خیلی واضحه مثل نماز مثل حج مثل حجاب …. ولی شما عملا اقدام خاصی واسه دعوت مردم به این واجبات نمیکنید! حتی دو پهلو حرف زدن شما باعث شدن یه سری که قبلا اینا رو رعایت کردن هم از نماز و حجاب فراری بشن…. دیدم تو عقل کل و کامنتهای دوستان که طرف میگه من قبلا شدیدا اهل نماز و حجاب سفت و سخت بودم ولی الان فهمیدم نه …، نماز این نیست …نماز یعنی توجه قلبی …. درسته که اصل نماز باید با توجه قلبی باشه ولی این دلیل نمیشه که خود نماز به شکل کنونی زیر سوال بره مخصوصا که الان علم ثابت کرده حالت سجده باعث تخلیه انرژی های منفی بدن میشه و ….
شما تو دوره آفرینش خ مبهم در این مورد صحبت کردین… فرمودید چون جزئیات نماز تو قرآن نیومده پس نماز این شکلی که شما فکر میکنید نیست؟! امریکا مسجد نداره ایا؟! چرا اونجا نمیرید و فیلم نمیذارید ولی کلیسا میرید ….. شما الان با توجه به وسع مالی که دارید حج بر شما واجبه طبق قرآن ولی هیچی ازش نمیگید…. این همه شاگرد و طرفدار دارید که خیلی خیلی متاثر از رفتار و کلام شما هستند چرا هیچ وقت سعی نمیکنند امر به معروف و نهی از منکر کنید امر به نماز حجاب…. می دونم راجب امر به معروف و نهی از منکر گفتید خودتون برید مطالعه کنید منم مطالعه کردم دوست دارم بدونم چرا شما بهش عمل نمیکنید؟
این همه تو قرآن اومده از خدا و رسول پیروی کنید … رسول خدا اهل نماز مخصوصا نماز جماعت و جمعه نبودن؟شما اهل نماز جماعت نیستید؟ اگه هستید چرا در موردش حرفی نمیزنید؟ جماعت دیگه یه چیز شخصی نیست که نخوایی ازش بگید ..رسول خدا مردم رو به واجبات امر نمیکردن؟
باور کنید استاد من از وقتی با شما آشنا شدم خ از لحاظ ذهنی و روحی حالم خوب شده فقط وقتی در مورد شما با این تضاد ها برخورد میکنم واسم مسئله میشه … من واقعا به شما ارادت دارم ولی حقیقت اینه که واقعا بعضی وقتا شک میکنم که تو صراط مستقیم هستین یا نه ؟!! فقط به خاطر این که احساس میکنم در راه عمل به واجبات اسلام تبلیغ خاصی نمیکنید… میدونم خیلی از دوستان میان جبهه گیری میکنند که اسلام اون چیزی نیست که شما فکر میکنی اسلام یعنی تسلیم شدن اسلام یعنی … یا دین یه چیز شخصی هست و از این حرفها …. ولی همون طور که گفتم در مورد استاد میخوام به سوالم جواب بدن ایشون که رسالتشون توحید هست ایا توحید جدا از اسلام هست ؟ جدا از پیروی از رسول خدا و سنت رسول است؟!
واقعا اینو از ته دل میگم به هیچ وجه قصد اینو ندارم که استاد رو زیر سوال ببرم یا یه بحث دینی مذهبی اینجا راه بندازم خدا خودش میدونه فقط دوست دارم این سوالات ذهنم جواب داده بشه
چون دوست دارم الگوی زندگی من اول از لحاظ دینی و معنوی الگوی بسیار خوبی باشند
ممنونم که نظرم تایید و البته جواب داده میشه
و هزاران بار ممنونم از استاد عزیزم که سبب تحولات زیادی در زندگی من شدند.
چقدر سوال خوبی کردین خانوم کریمی
خیلی ممنونم ازتون…
? در مورد اسلام و توحید، خیلی ازون چیزایی که ما شنیدیم و باورشون کردیم و حتی کلی هم براشون تبلیغات صورت میگیره مثل حجاب در اسلام،
از نظر فقهی این مورد نه تنها جزو اصول دین نیس، شابد باورتون نشه اما حتی جزو فروع دین هم نیس!
برای من خیلی جالب بود اینکه ببینم یه موضوعی که حتی تو فروع دینمونم نیس اینقدر مهم شده و یه اصل اساسی و اولین اصل دین که توحید باشه به فراموشی سپرده شده و اصلا معنیش بیان نمیشه (و تا قبل از اینجا اومدن مفهومش اینقد برام روشن نشده بود) ?
? در مورد نماز و روزه و حج و نهی از منکر هم اینها جزو فروعات دینمون هستن و البته زمانی باید سراغشون رفت که در مورد اصول دین که تحقیقی (و نه تقلیدی!) هست به نتیجه درستی رسیده باشیم…
و ازین جهت توحید به طور کامل ورای دستورات و احکام مربوط به فروع دینه…
البته سوالای خوب شما تا حدود زیادی سوالای خود من هم هست و خیلی علاقه مندم که این امکان برای استاد باشه تا بیشتر برامون در مورد نهی از منکر، نماز و سایر فروع و احکام دین که تو کتاب قرآن هم اومدن صحبت کنن…
? برام خیلی جالبه که دقیقا حجم زیادی از سوالامون تو یه حوزه های نزدیک به هم مثل این موضوع پیش میره!
من هم از استاد عزیزم میخوام اگه امکانش براشون باشه در مورد این مباحث قرآنی بیشتر…
بازم ممنون از سوال خوبتون
سلام.
گفتین از نظر«علمی» ثابت شده سجده بهترین حالت برای تخلیه انرژیهای منفی بدن می باشد.
میشه این«علمی» بودن رو بیشتر توضیح بدین؟ یعنی «دقیقا» کجا و چه زمانی و توسط چه کسی یا کسانی و به چه روشی همچین چیزی ثابت شده؟! کدوم دانشمند«نام ،محل کار، دانشگاه یا موسسه تحقیقاتی و…» ثابت کرده؟ کجا «مجله یا ژورنال مربوطه چی و کجا بوده» این مطلب چاپ شده و منعکس شده؟! چجوری اثبات کرده؟ روش تحقیق و آزمایش وی چجوری بوده؟! و چیزایی از این دست که ما می توانیم برای نشان دادن «علمی» بودن یک مطلب بکار ببریم.
لطفاً پاسختان از این دست نباشد که: برو سرچ کن خودت پیدا می کنی، یا فلان وبلاگ یا سایت اینجوری گفته، یا یک دانشمند مثلا هلندی یا آمریکایی (بدون نام و نشان) بوده.
لطفاً شما که ادعا کردهاید علمی ثابت شده، خودتان جستجو کنید و پاسخی گویا (شامل همه مواردی که اشاره کردم) اعلام کنید.
خیلی ممنونم از شما
پانوشت 1: بخدا نمیدانم این مطلب را نوشتم آیا خوبه یا نه؟! آیا میشه «بحث کردن» که استاد ما را بر حذر داشتن یا نه؟! آیا این مصداق بحث کردن هست؟! استاد اگر هست لطفاً پیام را تایید نفرمایید و من جواب خودم را درباره بحثی بودن یا نبودن این مطلب می گیرم.
پانوشت 2: من خودم نماز گزار هستم اونم پنج نوبتی (همانگونه که قرآن گفته اند) ولی نه بخاطر تخلیه انرژیهای منفی بدن از راه سجده. (هر چند کاملا ممکنه نماز و سجده این کارایی تخلیه انرژیهای منفی را هم داشته باشند).
سلام دوست گرامی شما حتما دوره روان شناسی ثروت یک رو تهیه کن بقول استاد کسی میتونه به معنویت برسه که از مادیات پر شده باشه وقتیکه بفکر قسط و بدهی و اجاره خونه و غیره هستی ذهنت سمت ایده و خلاقیت نمیره بقول استاد توی دوره روانشناسی ثروت یک گفته هم خدا رو بخواه هم خرما رو نه فقط یکی از این دو رو ، استاد یکتاپرستی و توحید رو در این میدونه که فقط روی خود خدا حساب باز میکنه نه روی مردم و مردم رو که براش کاری انجام میدن رو دستی از دستان خدا میدونه نه اینکه که از خدا چیزی بخواد و اجابت خواسته اش رو از مردم بخواد و در قران امده است که خدا برای شما کافی است به چه شرطی خدا برامون کافیه بشرط توکل واقعی و اینکه بنده مخلصش باشیم اگه اشتباه نکنم ایه 62 سوره بقره خدا در مورد تمام ادیان صحبت کرده و گفته کسی به من نزدیکتره که باتقواتر باشه و تقوا ربطی به دین نداره و گفتین چرا استاد اسلام رو تبلیغ نمیکنه چون اصل اسلام بر یکتا پرستی است و استاد هم داره همین کارو میکنه و اینکه درباره اینکه چرا درباره نماز نمیگه بنظزم نماز یک چیز شخصیه و نیازی نیست استاد از عبادتهاش فیلم بگیره که ریا بشه خدا یک انرژی هست که همیشه ما با فرکانسامون بهش شکل میدیم که استاد دقیقا در جلسه 9 و مخصوصا 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها اینو توضیح دادن منهم قبل اشنایی با استاد مثل اکثر مردم عباداتم کورکورانه بود ولی الان به لطف خدا از هدایت شدگانم و خدا رو جور دیگه ای میبینم
باسلام خدمت استاد عباس منش
اول تقدیر و تشکر میکنم از تلاشهای خالصانه شما برای اینکه باورهای مثبت در وجود انسانها ایجادمیکنید و انسانها را هدایت میکنید تا خدا و جهان را بهتر بشناسند و باور کنندکه جهان جای بهتری برای زندگی است.
دوم اینکه باتوجه به عدم حضور شما درایران و امکان نبودن جلسات حضوری، ایده ارزشمند شما برای پاسخ به سوالات دوستان توسط خودتان بسیار به جا است چرا که از دل دوره هایی که استفاده میشود سوالاتی پیش می اید که عدم جواب صحیح به آن سوالات فرد را به چالش ذهنی میکشاند وحتی از مسیر خارج میکند.
لذا امکان دارد به این سولات من پاسخ دهید:
1- چگونه بین ذهن و قلب ارتباط برقرار کنیم.
2- چگونه برای هر هدفی باور ان را درست کنیم.مثلا برای سلامتی یا خرید خانه یا تجارت ،تکرارجملات تاکیدی باور را بوجود می اورد یا روش دیگری باید انجام داد.
باسپاس فراوان از شما استاد عزیز
سلام ، فصل سوم کتاب رویاهایی که رویا نیستند را حتما مطالعه کنید چون در مورد نزدیک کردن ذهن به روح هست.
تکرار جملات تاکیدی بسیار موثر هست ، جمله تاکیدی انقدر باید تکرار بشه که ذهن بپذیره و آرام بشه ، مهم تر از همه این هست که باورتون نسبت به خدا درست باشه چرا که اگر خدا را خوب بشناسید تمام باورهای دیگر و جملات تاکیدی مخصوص به آنها را براحتی میپذیرید
سلام خدمت شما دوست عزیز
من در ساختن جملات تاکیدی ایراد دارم مثلا یکی از اهدافم خرید خانه در یزد ،مشهد وتهرانه یا ویلا درشمال.حالا چگونه جملات تاکیدی آنها را بسازم.
اگرمقدوره به عنوان مثال چندجمله تاکیدی بسازید.
باسپاس.موفق و پیروز باشید
سلام، اول اینکه هدف باید مشخص و معین باشه ، هرچه خواسته یا همون هدف خودتون را با جزییات بیشتری تجسم کنید بهتر می تونید به اون برسید مثلا خرید ملک بین چند شهر مختلف درست نیست باید تحقیق کنید و ببینید کدام شهر برای شما مرجح هست و انتخابش کنید و بعد محله های مختلف اون شهر را بررسی کنید و به این ترتیب خواسته تون به وضوح می رسه و سپس هرروز و هرشب با جزییات کامل تصویر سازی کنید و در خلوت خودتون طوری که صدای خودتون را بشنوید در موردش صحبت کنید ، فایل های سه گانه رایگان هدفگذاری را گوش کنید ، تکرار جملات تاکیدی مناسب هم تاثیر گذاره مثلا من لایق داشتن بهترین خانه در فلان محله فلان شهر هستم ، روزبروز فرصت ها ، موقعیت ها و شرایطی که میتونند من را به خواسته م برسونند بیشتر و بیشتر میشوند
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
خدایا ازت ممنونم که باز هم بهم فرصت دادی تا بنویسم و اینبار میخوام از اتفاقات فوق العاده اینروزام بنویسم تا اینجا هم ثبت بشه و ردپایی از آغاز این مسیر الهی بمونه به یادگار…
استاد تو این فایل ارزشمند شما از اهمیت قانون تکامل توی تغییر باورها صحبت کردید و من میخوام از این اصل مهم که توی زندگیم حاکمه و دارم ازش لذت میبرم بنویسم
من مدت هاست که توی سایت عضوم و هر ازگاهی میومدم یه فایلی گوش میدادم و بیشتر هم سریال زندگی در بهشت رو می دیدم اما بعد از خرید قانون سلامتی و تعهدم برای عمل به این قانون فوق العاده، نقطه عطفی شد که آموزش های دیگه رو جدی تر دنبال کنم و میتونم بگم از اول مهر ماه هرروز بلا استثنا فایل گوش میدم کامنت میذارم، کامنت میخونم، نکته برداری میکنم و تمام این کارها باعث شد من تغییرات رو در خودم احساس کنم وقتی فایل های خانه تکانی ذهن رو گوش میدادم تصمیم گرفتم هرروز صبح به محض بیدار شدن یک قسمت از سریال تمرکز بر نکات مثبت رو ببینم و تمرکزم رو بزارم روی زیبایی ها و بعد شکر گذاری و ستاره قطبیم رو بنویسم و بعد ادامه زندگی…
یه روز دیدم که وقتی فایل هارو گوش میدم انگار یه مُهری از گوش هام برداشته شده و من تازه دارم متوجه میشم استاد چی میگه و قانون چیه…
اونجا فهمیدم که مداومت من تو آموزش دیدن نتیجه داد و تازه از زیر صفر رسیدم به نقطه صفر و این تازه شروع راهه و قلبم گفت و هدایتم کرد که تازه بیام روی قانون دقیق تر کار کنم و اولین باوری که برای خودم ایجاد میکنم این باشه که فقط و فقط من خالق زندگی خودم هستم و جهان به فرکانس های من پاسخ میده
هدایت شدم به فایل های مصاحبه و حسم میگفت از این دسته بندی شروع کنم و با حوصله به تک تک فایل ها توجه کنم و قانون رو، اصل رو از صحبتای استاد بکشم بیرون و ذهنم باورش کنه و با حوصله کامنت بخونم و کامنت بزارم و قطعا به الهامات و هدایت هام عمل کنم
همینکارو هم کردم با عشق و راستش با وجود ترس هایی اون ته دلم و نجواها، تمام سعی مو میکردم توحیدی عمل کنم و فقط و فقط قدرت رو به الله بدم و هدایت هارو بشنوم و به ایده های الهامی عمل کنم
من توی این یکماه تمام تلاش خودم رو کردم که برم تو دل ترسام و روی عزت نفس و احساس لیاقتم کار کنم و میومدم برای خودم چالش میذاشتم که هرجا به خاطر ترس از حرف و قضاوت مردم(پاشنه آشیل شدید من) خواستم کاری و انجام ندم یا انجام بدم بیام برعکس عمل کنم و برم تو دل ترسم و من الان دارم نتایج ارزشمند عزت نفس داشتن و توحیدی بودن رو میبینم
من هر فایلی گوش میدادم هر نکته ای گفته میشد سعی میکردم عملی کنم و خداروشکر من تازه یکماهه انگار روند درست و تکاملی تغییرات رو شناختم و دارم گام به گام جلو میرم
یک نمونه اتفاق مثبت و اولین خلق خواستم که تو این یکماه آموزش جدی برام اتفاق افتاد رو تعریف میکنم
من همیشه عاشق کار کردن، مستقل شدن و درآمد داشتن بودم و هستم و چند روزی بود به شدت دلم میخواست برم سرکار و کاری انجام بدم با اینکه همیشه همسرم مخالف بود و تنها جمله برای دلیل مخالفتش این بود که: دوست ندارم
با خودم گفتم خب مریم حالا وقت توحیدی عمل کردنه وقت اینه که شرک نورزم و تمام قدرت رو به خدا بدم و اومدم با خدای مهربونم صحبت کردم و نوشتم که خدایا من میخوام کار کنم من میخوام از یه جایی شروع کنم هر شغلی و هر درآمدی باشه قبوله فقط میخوام این درآمد داشتن رو استارت بزنم خودت هدایتم کن
چند روزی گذشت و بهم الهام شد که از فردا برم حضوری دنبال کار بگردم و هرجا که اگهی گذاشته بودن رو سر بزنم یا تماس بگیرم و این ایده مثل همیشه پر از سود و خیر بود برای من چون با این اقدام این فرکانس جدی رو به جهان میفرستادم و جهان لاجرم منو به سمت کاری مناسب هدایتم میکرد، این ایده تمرین عملی برای تقویت عزت نفسم بود و ترس از قضاوت و حرف مردم برام کمرنگ تر میشد
فرداش رفتم که انجامش بدم اما دیدم که حرفش راحته اما در عمل پاهام نمیرفت اما به هر روشی که بود خودمو راضی کردم و انجامش دادم و کل کارهای اون محله خیاطی بودن که ساعت کاریشون زیاد بود و من با پسر پنج سالم نمیتونستم اون همه ساعت اونجا باشم
تو راه برگشت خونه به خودم میگفتم که اشکال نداره که کار پیدا نشد عوضش تمرینی بود برای افزایش عزت نفست
این نکته خیلی خیلی جالب هم از هدایت خدا بگم که من وقتی دنبال کار میگشتم دوست داشتم کاری باشه که مربوط به کار با کامپیوتر و اینترنت باشه و زیاد به کار خیاطی علاقه نداشتم و یه دفتر پیشخوان بود که تازه باز کرده بودن و از ذهنم گذشت که کاش میشد اینجا کار کنم ولی گفتم که با بچه نمیتونم و شرایطش رو ندارم و این گذشت و رفت
شب که خونه اومدم حسم گفت برو سایت دیوار رو هم بگرد با اینکه قصدش رو نداشتم اما یاد گرفتم که به الهامات چشم بگم و رفتم و به اگهی برخوردم که نیرو میخواستن برای انجام یه سری کارهای اینترنتی و ساعت کاریش هم منعطف بود و به انتخاب خودمون بود
من فرداش یعنی یک آبان ماه صبح زنگ زدم و صحبت کردم و همونطور که گفتم کار با اینترنت و سیستم و سایت بود و ساعت کاری هم به انتخاب خودم بود و اخر سر که ادرس پرسیدم در کمال ناباوری گفتن که ما دفتر پیشخوان هستیم:)))))
باورتون میشه؟ قیافه من دیدنی بود
به نظرتون این جریان هماهنگ، چیزی جز هدایت خداوند بود…؟
از نظر من همه چیزش اوکی بود و جالبیش اینه که این کار دقیقا تو محله ای که ساکن هستم با فاصله یکی دو خیابون از خونمون بود
خدای من تو خواسته من رو به زیباترین و روان ترین حالت ممکن اجابت کردی آیا باز هم شکی برای ایمان داشتن به قدرتت باقی میمونه؟؟
حالا جالب ترین قسمتش مونده، من تمام اقدامات رو کرده بودم اما هنوز با همسرم صحبت نکرده بودم اما یه ایمانی ته دلم بود که خدایی که این جریان رو چیده دل همسرم رو هم نرم میکنه
شب با همسرم صحبت کردم و باز هم مخالفت کرد و من متفاوت از همیشه بدون اینکه اشکی بریزم و احساس قربانی بودن کنم با محبت و منطقی باهاش صحبت کردم و فکر میکنید چی شد… در کمال تعجب موافقت کرد…
بله خدای من هدایتم کرد به شغلی که دوست داشتم برم و اولین تجربه کار کردنم رو برام رقم زد و من یکم مهرماه تعهد جدی برای تغییر زندگیم رو شروع کردم و دقیقا یکم آبان ماه اولین خواسته توحیدی بزرگ من اجابت شد و باور و ایمانم هزار برابر شد به اینکه اگر فقط از خداوند بخوام اگر فقط به خدا قدرت بدم و شریکی براش قائل نشم و اقدام کنم و به ایده های الهامی عمل کنم و خودم رو به دست هدایت بسپرم، بهترین اتفاق ها برام رقم میخوره
همونطور که استاد تو این فایل فرمودن، توحیدی بودن و قدرت رو به خدا دادن سرعت رشد و رسیدن به خواسته هامون رو هزار برابر میکنه و من دارم با تمام وجود این قضیه رو درک میکنم
خدایا شکرت که امروز که سوم آبانه من دومین روز کاریم رو گذروندم و این شروع درآمد زاییه منه و من ایمانم به روزهای روشن آینده بی نهایته…
خدایا شکرررررررت…
سلام دوست عزیزم مریم بانو چقدر کامنتت شیرین بود اومدی با جسارت نوشتی از توحیدی بودنت نوشتی از عمل کردن به قانون نوشتی و از اینکه تو مسیر ایمانتو از دست ندادی و صبور بودی نوشتی احسنت
از اینکه احساستو خوب نگه داشتی و ذهنتو کنترل کردی مرحبا بهت میگم من چقدر خوشحالم که شماها رو دارم من از این کامنتت ایده گرفتم که باید در مسیر رسیدن به خواسته ایمانتو به قدرت خداوند حفظ کنی و نجواها رو بخوابانی و خفه کنی و خداوند دستانشو میفرسته و دل همه رو نرم میکنه برات و همون چیزی که خودت میخوای میشه
توجه بر زیباییها و خوبیها = اتفاقات خوب و خواسته های خوب
الهی شکرت که کنارمون هستی و صدامون رو میشنوی و از دلمون خبر داری
مریم جانم بهترینها نصیبت
سلام مریم جان عزیز
سپاس از کامنت زیبایت که پر از آگاهی بود.
چقدر کار خوبی کردی که تجربه ات را از ایمان به رب و تعهدات به آموزه های استاد جان به اشتراک گذاشتی.دلی نوشتی ولاجرم بر دلمان نشست.
امیدوار تر و متوکل تر مسیر را ادامه بده تا نتایج عالی تر بگیری
به همه خواسته ها و اهداف والایتان به آسانی وبا آرامش ،معجزه وار برسی