این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد سوالی که ازتون دارم اینکه شما چطوری کسبو کارتونو شروع کردید و تو چه حوزه ای فعالیت دارید؟ و مراحل رشدتون چطوری بوده .درامدتون چطوری و با چه سیکلی زیاد شده؟ این سوال همیشه توی ذهن من بوده و امروز امکان پرسیدنش فراهم شده ممنون میشم راهنماییمون کنید.من دانشجو هستم و بیکار :(
استاد وقتی به صحبت هایت در فایلهای مختلف گوش میدهیم و بارها و بارها گوش میدهیم و مدت ها از این گوش دادن ها و تفکر کردن ها میگذرد یک چیزی که به آن میرسیم و خوب درکش میکنیم خوب حسش میکنیم ثابت بودن قوانین الاهیست شاگردانت دیگر میداند قوانین یک اصل دارد و آن هم احساس خوب داشتن و لذت بردن از تک تک لحظه های زندگیست. در ابتدای آشنایی با شما هیجان رسیدن به آرزوهای مان را داشتیم هر تمرینی از شما می آموختیم فقط هدف آن بخاطر رسیدن به فلان خواسته بود هر تجسمی که میکردیم هر عبارت که استفاده میکردیم هر توجهی که میکردیم فقط میخواستیم به خواسته های مان برسیم و وقتی آرام آرام به خواسته های مان میرسیدیم شاد و خوشحال میشدیم و اینبار با جدیت دوباره میخواستیم قوانین رو مرور کنیم و به بقیه خواسته های مان برسیم حتی اغلب با یادگیری قوانین در ابتدا عجله هم میکردیم که حالا که موضوع باور رو فهمیدیم سریع تر باور بسازیم و سریع تر به خواسته های مان برسیم و این کار را هم کردیم ولی هرچه به فایلهایت به گفته هایت گوش دادیم و بارها و بارها شب و روز قوانین رو مرور کردیم به نتیجه رسیدیم که اصل زندگی همان لذت بردن و تمرکز بر نکات مثبت و تغییر نوع نگاه مان است همان لذت بردن و داشتن احساس آرامش است در این صورت ما همیشه به خواسته های مان رسیده ایم. استاد جان چی بگم حس فوق العاده ی که با آموزش قوانین کیهانی به ما دادی رو اغلب نمیشه بیان کرد فقط میشه حسش کرد خودمان را شناختیم دنیا را شناختیم خداوند را درک کردیم و قدرت حاکم بودن به سرنوشت مان را احساس کردیم. حالا که قصد داری درخواسته مصاحبه ی ما را بپذیری ازت میخوایم مثل همیشه مثل یک دوست احساس کنی که همه ی ماها در کنارت اومدیم و تو مثل یک رفیق بازهم در رابطه با احساس خوب داشتن صحبت کنی زیرا ما دیگر میدانیم که اصل قانون احساس خوب داشتن است و میدانیم که برای احساس خوب داشتن باید رو باورهای مان کار کنیم. استاد ما میخوایم بیشتر لذت ببریم میخوایم در این مصاحبه طوری تشویق مان کنی که اونایی که تازه با شما آشنا شده اند لذت بردن از زندگی رو با تغییر نگاه شان شروع کنند و ماهایی که یکم مسیر رو با شما طی کردیم بر لذت بردن مان بیفزاییم میخوایم از تغییر نگاهت صحبت کنی خودمان به تجربه رسیدیم که وقتی یه مدت طولانی با صحبت هایت زندگی میکنیم و احساس مان را خوب نگهمیداریم به خواسته های مان میرسیم میخوایم بازهم در رابطه با احساس خوب داشتن در رابطه با عجله نکردن در رابطه با اینکه از همین لحظه احساس کنیم به خواسته های مان رسیدیم صحبت کنی استاد برای مان از آرامش بگو.
از وقتی بسته روانشناسی و راهنمای عملی را تهیه کردم و گوششون کردم خیلی حالم خوبه یعنی عالیه و این حال خوب را از خدای مهربان و شما بنده مخلصش دارم.
استاد عزیز و همفرکانسی های خوبم دوست دارم نظرتون را به حکایتی جلب کنم و بعد سوالم را بپرسم.
ممنون از صبر و حوصلتون برای خوندن نظرم
(حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد
آوردهاند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او….
شیخ احوال بهلول را پرسید.
گفتند او مردی دیوانه است.
گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.
شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد میکنی؟ عرض کرد آری..
بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟
عرض کرد اول «بسمالله» میگویم و از پیش خود میخورم و لقمه کوچک برمیدارم، به طرف راست دهان میگذارم و آهسته میجوم و به دیگران نظر نمیکنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمیشوم و هر لقمه که میخورم «بسمالله» میگویم و در اول و آخر دست میشویم..
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو میخواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمیدانی و به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
بهلول پرسید چه کسی هستی؟
جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمیداند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را میدانی؟
عرض کرد آری…
سخن به قدر میگویم و بیحساب نمیگویم و به قدر فهم مستمعان میگویم و خلق را به خدا و رسول دعوت میکنم و چندان سخن نمیگویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت میکنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمیدانی..
پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمیدانید.
باز به دنبال او رفت تا به او رسید.
بهلول گفت از من چه میخواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمیدانی، آیا آداب خوابیدن خود را میدانی؟
عرض کرد آری… چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب میشوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیهالسلام) رسیده بود بیان کرد.
بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمیدانی.
خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمیدانم، تو قربهالیالله مرا بیاموز.
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
جنید گفت: جزاک الله خیراً! و ادامه داد:در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.
و در خواب کردن اینها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد)
امیدوارم مثل من از این حکایت لذت برده باشید.
حال سوال من
استاد عزیز من نیز چون شیخ جنید به نادانی خود اعتراف می کنم و خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.
من چگونه خدای خویش را عبادت کنم؟
خداوند فرموده ما جن و انس را خلق کردیم تا عبادت کنند.
حال شما بفرمایید چگونه؟
آیا با نماز و روزه و حج و…
یا با لذت بردن و هر لحظه شاکر بودن؟
خواهش می کنم مرا از این برزخ رها کنید خیلی ذهنم را مشغول کرده
باز هم از اینکه حوصله کردید و نظر طولانی من را مطالعه کردید و به آن امتیاز دادید سپاسگزارم
شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
والا من فکر کنم خودت جواب خودت را دادی فقط می خواهی از زبان استاد تاییدیه بگیری . بهلول در واقع به زبان دیگه داره میگه, هیچ آداب و ترتیبی مجو هر چه خواهد دل تنگت بگو . یا به عبارت دیگر وقتی میگه”بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است” خود استاد عباس منش هم در جایی از صحبتهاش گفته ما اصلیات قران را رها کردیم و چسبیدیم به فرعیاتی مثل روش وضو گرفتن و و و و ….در حالی که اصلیات چیز دیگست وقتی ما صبح تا شب بفکر این هستیم که چه بگوییم و چکار کنیم که منافع مالی بیشتری از بندگان خدا ببریم این یعنی شرک در واقع هیچ کدوممان در مورد شرک خوب فکر نکردیم در جایی استاد میگه ” خدا گفته تو فقط منو به وحدانیت قبول داشته باش , بقیه حله”الان اگر به تک تک ما یک نفر مثل پدر یا مدرتون بگه از فردا هیچ تلاشی نکن من تا آخر عمر تامین مالیت میکنم , سریع قبول میکنیم و از فردا سر کار نمیریم ولی خدا گفته تو فقط به من ایمان داشته باش و برای من شریک قایل نشو من تا آخر عمر روزیت رو می رسونم ولی کیه که باور کنه ,پیش خودمون میگیم تو راست میگی ها ولی……..این شرکه دیگه , شرک چطوری میشه
سوال من اینه که براساس قانون تکامل وقتی ما کاری یا شغلی رو شروع میکنیم برای اینکه تکاملش طی بشه در ابتدا باید رایگان در خدمت مردم باشیم یا اینکه با دریافت هزینه کم شروع کنیم
وسوال دوم من در مورد ارتعاش هست چطور ما ارتعاش پول بفرستیم مثلا فقط احساس خوب کافیه یا اینکه تمرینات خاصی وجود داره برای اینکه سطح ارتعاش ما در مور د پول بالا بره
استاد خیلی دوست دارم در مورد نماز بیشتر توضیح بدید
و این موضوع رو برای ما ریشه ای باز کنید تا خدای نکرده شرمنده خدا نشیم خواهش میکنم استاد موضوع نماز خیلی مهمه برام تاحدی که همش دعا میکنم بهت الهام بشه و درموردش صحبت کنید
وهمچنین دوست دارم و آرزوی بزرگ من اینه که شما دوره قرآن بگذارید و آیات قرآن رو برامون شرح بدید
بارها معنی قرآن رو خوندم اما گیج شدم حتی ایمیل دادم به سایت شما اما خبری نشد حتی اگر توی فکر این دوره هستید توی فایلا اعلام کنید تا من خوشحال بشم و از خدا خواستم کمکم کنه تا کتاب قرآن که راهنمای ماست رو اونطور که خدا گفته درک کنیم
خیلی ممنون از زحمات شما آرزوی خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت براتون دارم
با احازه ی استاد ، دوست خوبم من از دید خودم به سوال شما جواب میدم . امیدوارم درست و کامل باشه ….
سوال من اینه که براساس قانون تکامل وقتی ما کاری یا شغلی رو شروع میکنیم برای اینکه تکاملش طی بشه در ابتدا باید رایگان در خدمت مردم باشیم یا اینکه با دریافت هزینه کم شروع کنیم
به نظرم زیادی فکرت رو درگیر حاشیه نکن. ابتدا شروع کن . حتی اگه رایگان هم بود مهم شروع کردنه . چون وقتی قدم برمیداری و شروع میکنی وقایع اتفاق میفته . وقتی شروع میکنی و قدم اول رو برمیداری قدم دوم بهت گفته میشه … راه برات باز میشه . وقتی تو شب چراغ ماشین رو روشن میکنی فقط 50 متر اول رو میبینی ولی استارت میزنی و راه میفتی چون میدونی اگه 50 متر اول رو برداری . همون چراغ که 50 متر رو برات روشن کرده 50 متر بعدی رو هم برات روشن میکنه . . . پس قدم اول رو برمیداری و به راه و جاده و ماشین و کائنات و خودت اعتماد میکنی …
درود بر استاد عزیز و همه دوستان سوالم اینه که کسی که تازه با سایت شما آشنا شده و فایل های رایگان شما رو هم دیده برای تغییر باورهای مخرب کار کردن روی کدام حوزه از زندگی انسان در اولویت قرار داره و مهم تر و اصلی تر هست به طوری که با تغییر دادن اون باورها تمام جنبه های زندگی انسان تحت تاثیر قرار می گیرد و رو به بهبود می گذارد مثلا آیا تغییر باورها در حوزه سلامتی در اولویت اول قرار داره یا تغییر باورها در حوزه عشق و روابط و یا ثروت یا اینکه روی تغییر باورهایمان در همه جنبه های زندگی به طور همزمان و یکسان کار کنیم؟ سوال دیگرم اینه که چی کار کنیم که باورهای مخربی که در ضمیر ناخوداگاهمان هست را شناسایی کنیم و چگونه این تغییر باورها را نهادینه کنیم و آن را نگهداری کنیم که به ثبات برسد و دیگه تحت هیچ شرایطی تغییر نکند سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟
سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟
سلام منم به این سوال فکر کردم …. بله وقتی مدارت عوض میشه انگار طرف مقابل متوجه میشه که تو دیگه همون آدم قبلی نیستی …. گاهی شاید حتی بخواد رو به روت یا مقابلت قرار بگیره …. من خودم بار ها و بارها به این قضیه فکر کردم …ولی دیدم وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که روی خودم کار کنم … وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که باور های خودم رو تغییر بدم و روی خودم کار کنم …. اگر هم نظر منو بخوایید اصلا لازم نیست به دیگران توضیح بدین دارین چی کار میکنید … اصلا لازم نیست طرفتون رو قانع کنید … اصلا لازم نیست حتی ازش بخواین که با شما همراه بشه ….. به نظرم فقط 2 تا کار رو همزمان انجام بدین 1- رو خودتون کار کنید 2- هر اتفاقی افتاد بگید خیره و خوبه ….. میدونید تو مسیری که داری رو خودت کار میکنی گاهی پیش میاد که یکی میخواد از پیش شما بره … یا شما رو ترک کنه …. به نظرم نباید جلوشو بگیرید …. به نظرم نباید وایسید جلوش و ازش بخواین که بمونه . به نظرم فقط باید در کمال آرامش قبول کنید و تو دلتون بگید ایشالله که خیره …. همین خوبه …. همینی که الان داره اتفاق میفته خوبه و به نفع منه . . .
اینکه اول رو کدوم باورت باید کار کنی یا در چه زمینه ای … …. بذار راجب خودم بگم … من دوره ی عشق و مودت رو تموم کردم و بعد از اینکه اون دوره رو تموم کردم و بارها و بارها فایلش رو گوش دادم و بعد به خودم گفتم انگار روابط برام خیلی مهم شده . دلم میخواد برم سراغ قانون آفرینش و رفتم فایل ها یقانون آفرینش رو به ترتیب گوش دادم . جالب اینه که تا وقتی فوکوس کرده بودم رو دوره ی عشق و مودت و دائم اونو گوش میدادم انگار نتایج کمتری میگرفتم …. ولی همین که دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ قانون آفرنیش انگار رهایی ایجاد شده بود …… خیلی از این اتفاق خوشحال بودم … من خودم ناخودآگاه اون دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار ولی دیدم چه خوب شد …. دوره ی قانون آفرینش تموم میشه میرم سراغ دوره ی بعدی …. جالبش اینه که وقتی یه دوره تموم میشه و میرم دوره های بعدی رو مرور میکنم … اتفاقی که میفته اینه که وقتی بعد از گذشت چند ماه دوباره به دوره ی عشق و مودت سر میزنم و فایل ها رو گوش میدم انگار خیلی ا صحبتهای استاد برام تازگی داره و جالب اینه که چون چند ماه گذشته و من دائم تو این چند ماه رو خودم کار کدم انگار مدارم تغییر کرده و حرفهای استاد رو یه مدل دیگه .. یه جور دیگه …. از یه نگاه دیگه میبینم ……. و این چه قدر برام جالبه ….. کافیه یه دوره رو شروع کنی و فایلهاش رو گوش کنی بعد میبینی که دوست داری اونو ادامه بدی یا نه ….. فقط میتونم بگم شروع کن یه دوره رو شروع کن….. بعد مثلا داری روانشناسی ثروت رو میبینی که توی اون فایل استاد داره راجب روابط و تاثیر روابط خوب در ثروتمند شدن حرف میزنه ….. گاه یبه این نتیجه میرسی که بری و دوره ی عزت نفس رو گوش بدی و رو خودت کار کنی ……
میدونی ا
لبته نمیخوام بگم جسته و گریخته کار کنی ولی فقط اینو میدونم که با دست دست کردن و دل دل کردن هیچی درست نمیشه و باید شروع کنی …. همه چیز از شروع ؛ شروع میشه … همه چیز تو همون نقطه ی شروع هست . اصلا به نظرم تو شروع کردن …. تو قدم اول ر و برداشتن رازی هست که بهت اجازه میده نترسی و بقیه ی مسیر رو بری و ادامه بدی .
سوالی که داشتم این هست که چگونه وقتی یه هدفی رو انتخاب کردیم و شروع کردیم به حرکت؛ اون انگیزه ابتدایی رو داشته باشیم و انگیزمون کم نشه و هر روز پر انرژی تر از روز قبل باشیم.
با توجه به مدتی که با شما و سایت شما همراه بودم و همچنین با توجه به صحبت های شما که گفتید شما هم تکاملتون رو طی می کنید و هر چه میگذره آگاهی های بهتر و کاملتری رو بدست میارید و همینطور گفتید که نیازی به خوندن کتابهای مختلف نداریم و خود شما مدتهاست که هیچ کتابی رو نخوندید (با اینکه قبلا یکی از توصیه های محصول روانشناسی ثروت خوندن کتاب و مطالعه بود و در محصولات قبلی حتی کتابهای مفید و خوبی هم پیشنهاد می کردید) و اینکه در فایلهای اخیر بنظر میرسه که صحبتهای شما و احساس شما تغییر خاصی کرده و شما به درک قویتری نسبت به این موضوعی که میخوام عرض کنم رسیدید و البته که همیشه و در فایلها و محصولات مختلف شما سعی داشتید این موضوع رو به مخاطبین خودتون بگید ولی از یه جایی به بعد تقریبا همه ی صحبت های شما در مورد الهامات و نشانه ها و گفته هایی که از جانب خداوند به شما گفته میشه هست و اینکه به نظر میرسه دیگه برای شما مهمترین و اصلیترین موضوع و قانون, همین الهاماتی هست که به طور واضحتری از قبل به شما گفته میشه و گوش شما نسبت به قبل حتی شنواتر و گیراتر به الهامات شده و شما به احساس خیلی بهتر و آرامش بیشتری نسبت به قبل رسیدید
سوال اینکه :
شما چطور به این مرحله رسیدید که به این وضوح این الهامات رو دریافت میکنید و چطور در تمام زمینه ها این الهامات بصورت پیوسته برای شما هست بطور مثال برای خود من با اینکه کتابهایی که در محصول هدفگذاری معرفی کردید رو خوندم و تقریبا همیشه سعی میکنم بشنوم و دریافت کنم و با خداوند صحبت میکنم ولی بجز چند مورد که بسیار هم مفید بود, دیگه کمتر گفته شد و من کمتر تونستم دریافت کنم
خواهش میکنم مفصل تر و کامل تر در اینباره صحبت بفرمایید و کمک کنید این درک مهم و تاثیرگذار رو که به رابطه ی توحیدی و نزدیکتر با خداوند و آگاهی فراوان از منبع هستی منجر میشود برسیم.
اگر قرار بود من به آمریکا سفر کنم و با شما مصاحبه کنم و فقط حق پرسیدن یک سوال رو داشتم همین سوال رو می پرسیدم.
بسیار سپاسگذارم و آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر برای شما و گروه شما دارم.
سلام با اجازه ی استاد من میخوام جواب سوالتون رو از دیدگاه خودم بدم .
سایت رو نگاه کردم دیدم شما 3٫5 سال یا 4 سال هست که عضو سایت شدید و حتی اگه از روز اول هم متعهد شده باشید و فقط و فقط به فایلها گوش داده باشید و این مسیر رو به طور مداوم ادامه داده باشید باز هم نسبت به استاد که حداقل 10 ساله این راه و رو داره مداوم و مداوم ادامه میده …. شما هنوز اول راهید …… این چیزیه که به خودم امید میده …… درباره ی کتاب خوندن باید بگم که: به نظرم اگه قانون رو ندونی و کتاب های دیگ نویسنده ها رو مطالعه کنی دچار سردرگمی میشی …. ولی اگه قانون رو بدونی و کتابهای دیگه رو مطالعه کنی ( البته فقط و فقط کتابهای خوب رو ) خوبه . ….. چون میتونی تشخیص بدی کجای کتاب طبق قانونه و کجاهاش با قانون در تضاده ….. من خودم الان که کتاب میخونم میبینم بعضی جاهاش چه قدر با قانون یکیه و درست منطبق بر قانونه . . .
اون وقت ایمانت حتی قوی تر هم میشه . . . به نظر شخص خود من کتاب خوندن اصلا بد نیست چون من خودم شخصا بعد از این که قانون رو متوجه شدم و کتاب خوندم دیدم خب استاد همه ی این آموزه ها رو که داره به ما میگه … خیلی عمیق تر و واضح تر . . . .. بعدشم استاد هم داره مثل همه ی ما تکاملش رو طی میکنه … خودش میگه فایلهای اولیه که داشته خیلی هم ضایع بوده خخخخخ ولی کم کم بهتر و بهتر شده ….. تکاملش رو طی کرده و همه چیز بهتر و بهتر شده ….. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم …. ما هم تکاملمون رو طی میکنیم …. ما هم نسبت به دو ماه پیشمون خیلی بهتر شدیم …. و تو ماههای آینده همه چیز بهتر و بهتر میشه …
بند آخر نکته جالبی بود، برای دوستانی که سخن از واجبات شرعی و دینی دارند. باید از خودمان پرسیم آیا اگر با تشکیل اسلام عمر پیامبر هم همچنان تا الان ادامه داشت، اگر بگویم اصول ثابت بود آیا همان قوانین فقهی و احکام را برای همه وضع میکرد، آیا همچنان میگفت همان روزه را بگیرید همان نمازی که اول خواندم را بخوانید یا همچنان با خود او که پیوسته در حال رشد و تکامل بود تغییر میکرد؟ چون ماهیت که یکی است و صورت است که مدام تغییر می کند…
راستش من سوالات زیادی حین گوش کردن فایلها برام پیش میاد
1٫ اولین و مهمترین سوالم اینه ک شما چطور قرآن رو مطالعه و درک کردید، تو بعضی از فایلها اشاره کردید اما توضیح کامل ندادید، قطعا برای ما ک محقق نیستیم و نمیدونیم روش صحیح به چ صورت هست این کار کمی دشواره من مدتهاست میخوام این کارو انجام بدم ولی روش دقیق رو نمیدونم
2٫ من هر تقریبا هر روز فایلهای شما رو گوش میدم ، همه فایلهای رایگان شما رو چندین بار گوش دادم اما هنوز تغییرات عمده در زندگیم شکل نگرفته هم از لحاظ ثروت، هم روابط و…. طوری ک اطرافیان ب من میگن تو اینهمه این فایلها رو گوش میدی پس چرا هیچی نشدی هنوز هر چند ک ب حرفشون اهمیت زیادی نمیدم ،
واقعا شما ک در ابتدای کار بودید چ کردید، چطور برای خودتون وقت خالی ایجاد میکردید تا ب تغییر باورها برسید، چطور برای خودتون ارزش قایل میشدید، چطور اولویت اول خودتون بودید،چطور ب نقاط مثبت دیگران توجه کردید بدون وابستگی،
چرا دوره تغییر در ما اینهمه طولانی شده ،
3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،
سلام دوست خوبم . با اجازه ی استاد میخوام به این سوالتون پاسخ بدم … 3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،
به نظر من استاد خیلی وقتا دست ما رو گرفته و با خودش برده در جزئی ترین لحظات زندگیش … خوندم که نوشته بودید خیلی از فایلهای رایگان رو دارید . نمیدونم آیا محصولی هم خریداری کردید یا نه …. ولی خب به هر حال خیلی از تیکه های زندگی استاد توی محصولات هست و بچه هایی که اونا روخریداری کردن شاید بیشتر در جریان زندگی ایشون هستن و اینکه چه طوری تو تک تک لحظات زندگی استاد داره روی خودش و باورهاش کار میکنه….. یه فیلمی بود در حد دو سه دقیقه از استاد وقتی که توی بندرعباس زندگی میکرده و تمام خونه و زندگیش تو یه اتاق و فقط یه اتاق خلاصه میشده ….. اونو دیدید؟ خود اون فیلم خیلی از رفتار های جزئی استاد رو بهمون نشون میده …. اینکه وقتی شرایطش از نظر مالی خیلی بد بوده و حتی معمولی هم نبوده … ولی باز حس خوب داشته …. … خود استاد میگه یه کتونی برنده شده تو یه مسابقه و همش با اون کتونی راه میرفته و تجسم میکرده ….. کف کتونی سائیده میشه و حتی کف پای استاد زمین رو حس میکنه هاااااا اما باز هم دست از تجسم برنمیداره و لحظات خوب و ثروت و نعمت رو تجسم میکنه ….. یه جایی تو یه فایلی استاد داره فایل ضبط میکنه که یه خروسه همش سرو صدا میکنه خخخخخخ اگه ما بودیم شاکی میشدیم و میگفتیم ای بابا این حیوون نفهمو ببین هی داره صدا میکنه ….. ولی استاد میخنده ومیگه این خروسه هیچ وقت این قدر سرو صدا نمیکردااااا خخخخخخخخخ
ببین دوست من نمیدونم اونفایل رو دیدی یا نه ولی خروسه انگار تست خوانندگی داشته باشه همش سرو صدا میکرد خخخخخخخخخ وای من خودم اون قدرررررر خندیدیم خخخخخخ
یا مثلا وسط حرف استاد وقتی داره فایل ضبط میکنه همسایه شون میاد وبهش سلام میکنه . بازم استاد نه شاکی میشه و نه هیچی …. میخنده و میره باهوش حرف میزنه و بعد میاد دوباره فایلش رو ضبظ میکنه …… میبینی دوست من همه چیزو ساده میگیره ….. میبینی دوست من خب اینا همون لحظات زندگی استاد هست دیگه ….. اینا اتفاقا جزئی ترین لحظات زندگی یه فرد میتونه باشه ….. و کلی لحظه ی دیگه ……
دوست من تمرین کنیم با هم دیگه که تو ریزترین لحظات زندگیمون شاد باشیم و به نکات مثبت توجه کنیم ….. همین لحظات کوچیک وقتی کنار هم قرار بگیرن کلیت زندگی ما رو میسازن ….. یهو چشم باز میکنیم و میبینیم واااااای چه قدر زمانهایی که داره به شادی میگذره زیاده و این طبیعیه … همیشه شاد بود طبیعیه .
سلام استاد من واقعاااااااااااااااااااااااااا انرژِی میگیرم کلیپ های شما رو میبینم من دانشجوی ارشد هوافضام و کلی از زندگیم نا امید بودم و اینکه تا حدی که میخواستم به دلیل گفته دیگران که همش میگن کار نیست چراااااااااا درس میخونی ترک تحصیل کنم ولی این فایلهای رایگان شما رو که میبینم میگم چقد خوبه که من خدا رو دارم واین مردم فقط دنیا رو میبینن و همش دارن از وضعیت موجود ناله میکنن …..استاد عزیز من فقط جواب یه سوال توی ذهنم مونده و در طول روز خیلی منو اذیت میکنه و اون ذهن منطقیه میگه که هر کاری میخوای بکنی نمیشه ……بزارین براتون از اتفاقای خوبه زندگیم بگم که وقتی اینا رو میبینم همش ایمانم بیشتر میشه..
هر وقت برای خرید میخوام برم بیرون مجبورم از یه بزرگراه بگذرم که خیلی هم شلوغه اوایل خیلی معطل میشدم خلوت بشه رد بشم ولی الان که کنار بزرگراه وایمیستم اصلااا انگار زمان متوقف میشه بزرگراه خالی از ماشین میشه و همین که من از بزرگراه رد میشم دوباره ماشین ها با سرعت رد میشن …هیچکاری نکردم فقط باورم رو عوض کردم …………
در حال حاضر خیلی درامد خاصی ندارم و خیلی دوست دارم زندگی مالیم رو تغییر بدم ولی حس دلتنگی خونه هر ساله نمیذاره به دنبال کار بگردم بچه اخر خونواده ام و پدر و مادرم خیلی دوست دارن من کنارشون باشم و هر وقت تصمیم میگیرم که خونه نرم همون روز مادرم زنگ میزنه و میگه کی میای خونه ؟ و این چندین ساله تکرار میشه و من ادم احساسی ام و زود ناراحت میشم که چرا اونها رو تنها گذاشتم … از طرفی هم دوست دارم کار کنم و مثل شما زندگی سرشار از خوشی و ثروت داشته باشم ………لطفااااا اگه میتونین سوال رو جواب بدین و راهی رو پیشنهاد بدین که از این دو راهی خارج بشم ممنون میشم ………
من فکر میکنم باوری که در خودت باید بسازی (با توجه به حس و علاقه ات به خانواده) اینه که میتونی در کنار پدر و مادرت یک کار فوقالعاده ایجاد بکنی مثل سایت عباسمنش که از اون در عین حال که پول در میاری به نیاز احساسیت هم برسی . چون هر چقدر بخواهی با این احساس وابستگی مبارزه کنی و فکر کنی در دور بودن از خانوادت میتونی پولدار شوی چون مقایر با اون ضمیر ناخوداگاهته من فکر میکنم نتونی به اهداف مادیت هم بررسی ولی اگر مطابق احساست که بودن در کنار خانواده است راهی برای پولدار شدن پیدا کنی بیشتر مطابق با احساساتت باشه
درود بر شما اقای پایدار واقعاااااا من از کمک شما ممنونم حتمااااا من پیگیر میشم که بتونم در کنار خونواده کاری رو جور کنم باز هم از کامنتتون بسیار سپاس گذارم و خیلی ممنونم که راهنمایی کردین …..
سلام استاد خداقوت :)
استاد سوالی که ازتون دارم اینکه شما چطوری کسبو کارتونو شروع کردید و تو چه حوزه ای فعالیت دارید؟ و مراحل رشدتون چطوری بوده .درامدتون چطوری و با چه سیکلی زیاد شده؟ این سوال همیشه توی ذهن من بوده و امروز امکان پرسیدنش فراهم شده ممنون میشم راهنماییمون کنید.من دانشجو هستم و بیکار :(
سلام دوست عزیز استاد در محصول شیوه حل مسائل زندگی این موضوع رو توضیح دادن
سلام دوست عزیز
تو دوره ای راهنمای ملی رسیدن به خواسته ها، استاد به این سوال جواب دادن
من بهتون پیشنهائ میکنم از این دوره استفاده کنید ؟؟؟؟؟
سلام استاد جان
سلام دوستان عزیزم
استاد وقتی به صحبت هایت در فایلهای مختلف گوش میدهیم و بارها و بارها گوش میدهیم و مدت ها از این گوش دادن ها و تفکر کردن ها میگذرد یک چیزی که به آن میرسیم و خوب درکش میکنیم خوب حسش میکنیم ثابت بودن قوانین الاهیست شاگردانت دیگر میداند قوانین یک اصل دارد و آن هم احساس خوب داشتن و لذت بردن از تک تک لحظه های زندگیست. در ابتدای آشنایی با شما هیجان رسیدن به آرزوهای مان را داشتیم هر تمرینی از شما می آموختیم فقط هدف آن بخاطر رسیدن به فلان خواسته بود هر تجسمی که میکردیم هر عبارت که استفاده میکردیم هر توجهی که میکردیم فقط میخواستیم به خواسته های مان برسیم و وقتی آرام آرام به خواسته های مان میرسیدیم شاد و خوشحال میشدیم و اینبار با جدیت دوباره میخواستیم قوانین رو مرور کنیم و به بقیه خواسته های مان برسیم حتی اغلب با یادگیری قوانین در ابتدا عجله هم میکردیم که حالا که موضوع باور رو فهمیدیم سریع تر باور بسازیم و سریع تر به خواسته های مان برسیم و این کار را هم کردیم ولی هرچه به فایلهایت به گفته هایت گوش دادیم و بارها و بارها شب و روز قوانین رو مرور کردیم به نتیجه رسیدیم که اصل زندگی همان لذت بردن و تمرکز بر نکات مثبت و تغییر نوع نگاه مان است همان لذت بردن و داشتن احساس آرامش است در این صورت ما همیشه به خواسته های مان رسیده ایم. استاد جان چی بگم حس فوق العاده ی که با آموزش قوانین کیهانی به ما دادی رو اغلب نمیشه بیان کرد فقط میشه حسش کرد خودمان را شناختیم دنیا را شناختیم خداوند را درک کردیم و قدرت حاکم بودن به سرنوشت مان را احساس کردیم. حالا که قصد داری درخواسته مصاحبه ی ما را بپذیری ازت میخوایم مثل همیشه مثل یک دوست احساس کنی که همه ی ماها در کنارت اومدیم و تو مثل یک رفیق بازهم در رابطه با احساس خوب داشتن صحبت کنی زیرا ما دیگر میدانیم که اصل قانون احساس خوب داشتن است و میدانیم که برای احساس خوب داشتن باید رو باورهای مان کار کنیم. استاد ما میخوایم بیشتر لذت ببریم میخوایم در این مصاحبه طوری تشویق مان کنی که اونایی که تازه با شما آشنا شده اند لذت بردن از زندگی رو با تغییر نگاه شان شروع کنند و ماهایی که یکم مسیر رو با شما طی کردیم بر لذت بردن مان بیفزاییم میخوایم از تغییر نگاهت صحبت کنی خودمان به تجربه رسیدیم که وقتی یه مدت طولانی با صحبت هایت زندگی میکنیم و احساس مان را خوب نگهمیداریم به خواسته های مان میرسیم میخوایم بازهم در رابطه با احساس خوب داشتن در رابطه با عجله نکردن در رابطه با اینکه از همین لحظه احساس کنیم به خواسته های مان رسیدیم صحبت کنی استاد برای مان از آرامش بگو.
ممنونیم
خیلی عالی بود فرید خان, واقعا حس خوبی دادید, بی نظیر
با سلام و احترام
استاد عزیز خیلی تشکر می کنم از راهنمایی های شما.
از وقتی بسته روانشناسی و راهنمای عملی را تهیه کردم و گوششون کردم خیلی حالم خوبه یعنی عالیه و این حال خوب را از خدای مهربان و شما بنده مخلصش دارم.
استاد عزیز و همفرکانسی های خوبم دوست دارم نظرتون را به حکایتی جلب کنم و بعد سوالم را بپرسم.
ممنون از صبر و حوصلتون برای خوندن نظرم
(حکایت بهلول و شیخ جنید بغداد
آوردهاند که شیخ جنید بغداد به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او….
شیخ احوال بهلول را پرسید.
گفتند او مردی دیوانه است.
گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.
شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسید چه کسی هستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد میکنی؟ عرض کرد آری..
بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟
عرض کرد اول «بسمالله» میگویم و از پیش خود میخورم و لقمه کوچک برمیدارم، به طرف راست دهان میگذارم و آهسته میجوم و به دیگران نظر نمیکنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمیشوم و هر لقمه که میخورم «بسمالله» میگویم و در اول و آخر دست میشویم..
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود تو میخواهی که مرشد خلق باشی در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمیدانی و به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است. خندید و گفت سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
بهلول پرسید چه کسی هستی؟
جواب داد شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمیداند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را میدانی؟
عرض کرد آری…
سخن به قدر میگویم و بیحساب نمیگویم و به قدر فهم مستمعان میگویم و خلق را به خدا و رسول دعوت میکنم و چندان سخن نمیگویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت میکنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمیدانی..
پس برخاست و برفت. مریدان گفتند یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟ جنید گفت مرا با او کار است، شما نمیدانید.
باز به دنبال او رفت تا به او رسید.
بهلول گفت از من چه میخواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمیدانی، آیا آداب خوابیدن خود را میدانی؟
عرض کرد آری… چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب میشوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیهالسلام) رسیده بود بیان کرد.
بهلول گفت فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمیدانی.
خواست برخیزد جنید دامنش را بگرفت و گفت ای بهلول من هیچ نمیدانم، تو قربهالیالله مرا بیاموز.
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
جنید گفت: جزاک الله خیراً! و ادامه داد:در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدای باشد و اگر برای غرضی یا مطلب دنیا باشد یا بیهوده و هرزه بود.. هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.
و در خواب کردن اینها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد بشری نباشد)
امیدوارم مثل من از این حکایت لذت برده باشید.
حال سوال من
استاد عزیز من نیز چون شیخ جنید به نادانی خود اعتراف می کنم و خواهشمندم مرا راهنمایی کنید.
من چگونه خدای خویش را عبادت کنم؟
خداوند فرموده ما جن و انس را خلق کردیم تا عبادت کنند.
حال شما بفرمایید چگونه؟
آیا با نماز و روزه و حج و…
یا با لذت بردن و هر لحظه شاکر بودن؟
خواهش می کنم مرا از این برزخ رها کنید خیلی ذهنم را مشغول کرده
باز هم از اینکه حوصله کردید و نظر طولانی من را مطالعه کردید و به آن امتیاز دادید سپاسگزارم
شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام دوست خوبم
من جسارت میکنم و جواب سوال شما رو از دید خودم میدم .
به نطرم ندای درون شما خودش جواب شما رو داده :یا با لذت بردن و هر لحظه شاکر بودن؟
به نظرم اگه شاکر باشید و سپاسگزاری کنید و شادی کنید و این مدلی زندگی کنید به همه چیز میرسید . به آرامش …. به خود خدا …. به سلامتی …. به روابط خوب .
سلام دوست عزیز
ممنون از نظر زیباتون
می دونی دوست من
من فکر می کنم خیلی انسان ترسویی هستم و می خوام به قول شما از استاد تایید بگیرم.
خیلی ممنون تلنگر خوبی بود
هیچ اداب و ترتیبی مجو هرچه می خواهد دل تنگت بگو.
ولی ولی
آخه تو قران گفته وضو بگیر و صلات هم در قران زیاد اومده می دونی ایمان دارم ولی می خوام به یقین برسم
شک داره رنجم می ده
با سلام, خدمت مهدی عزیز
والا من فکر کنم خودت جواب خودت را دادی فقط می خواهی از زبان استاد تاییدیه بگیری . بهلول در واقع به زبان دیگه داره میگه, هیچ آداب و ترتیبی مجو هر چه خواهد دل تنگت بگو . یا به عبارت دیگر وقتی میگه”بدانکه اینها که تو گفتی همه فرع است” خود استاد عباس منش هم در جایی از صحبتهاش گفته ما اصلیات قران را رها کردیم و چسبیدیم به فرعیاتی مثل روش وضو گرفتن و و و و ….در حالی که اصلیات چیز دیگست وقتی ما صبح تا شب بفکر این هستیم که چه بگوییم و چکار کنیم که منافع مالی بیشتری از بندگان خدا ببریم این یعنی شرک در واقع هیچ کدوممان در مورد شرک خوب فکر نکردیم در جایی استاد میگه ” خدا گفته تو فقط منو به وحدانیت قبول داشته باش , بقیه حله”الان اگر به تک تک ما یک نفر مثل پدر یا مدرتون بگه از فردا هیچ تلاشی نکن من تا آخر عمر تامین مالیت میکنم , سریع قبول میکنیم و از فردا سر کار نمیریم ولی خدا گفته تو فقط به من ایمان داشته باش و برای من شریک قایل نشو من تا آخر عمر روزیت رو می رسونم ولی کیه که باور کنه ,پیش خودمون میگیم تو راست میگی ها ولی……..این شرکه دیگه , شرک چطوری میشه
ببخشید طولانی شد
امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم
سلام دوست عزیز
ممنون از نظر زیباتون
می دونی دوست من
من فکر می کنم خیلی انسان ترسویی هستم و می خوام به قول شما از استاد تایید بگیرم.
خیلی ممنون تلنگر خوبی بود
هیچ اداب و ترتیبی مجو هرچه می خواهد دل تنگت بگو.
ولی ولی
آخه تو قران گفته وضو بگیر و صلات هم در قران زیاد اومده می دونی ایمان دارم ولی می خوام به یقین برسم
شک داره رنجم می ده
سلام استاد خیلی ممنون از محصولات بی نظیرتون
سوال من اینه که براساس قانون تکامل وقتی ما کاری یا شغلی رو شروع میکنیم برای اینکه تکاملش طی بشه در ابتدا باید رایگان در خدمت مردم باشیم یا اینکه با دریافت هزینه کم شروع کنیم
وسوال دوم من در مورد ارتعاش هست چطور ما ارتعاش پول بفرستیم مثلا فقط احساس خوب کافیه یا اینکه تمرینات خاصی وجود داره برای اینکه سطح ارتعاش ما در مور د پول بالا بره
استاد خیلی دوست دارم در مورد نماز بیشتر توضیح بدید
و این موضوع رو برای ما ریشه ای باز کنید تا خدای نکرده شرمنده خدا نشیم خواهش میکنم استاد موضوع نماز خیلی مهمه برام تاحدی که همش دعا میکنم بهت الهام بشه و درموردش صحبت کنید
وهمچنین دوست دارم و آرزوی بزرگ من اینه که شما دوره قرآن بگذارید و آیات قرآن رو برامون شرح بدید
بارها معنی قرآن رو خوندم اما گیج شدم حتی ایمیل دادم به سایت شما اما خبری نشد حتی اگر توی فکر این دوره هستید توی فایلا اعلام کنید تا من خوشحال بشم و از خدا خواستم کمکم کنه تا کتاب قرآن که راهنمای ماست رو اونطور که خدا گفته درک کنیم
خیلی ممنون از زحمات شما آرزوی خوشبختی و سعادت در دنیا و آخرت براتون دارم
سلام
با احازه ی استاد ، دوست خوبم من از دید خودم به سوال شما جواب میدم . امیدوارم درست و کامل باشه ….
سوال من اینه که براساس قانون تکامل وقتی ما کاری یا شغلی رو شروع میکنیم برای اینکه تکاملش طی بشه در ابتدا باید رایگان در خدمت مردم باشیم یا اینکه با دریافت هزینه کم شروع کنیم
به نظرم زیادی فکرت رو درگیر حاشیه نکن. ابتدا شروع کن . حتی اگه رایگان هم بود مهم شروع کردنه . چون وقتی قدم برمیداری و شروع میکنی وقایع اتفاق میفته . وقتی شروع میکنی و قدم اول رو برمیداری قدم دوم بهت گفته میشه … راه برات باز میشه . وقتی تو شب چراغ ماشین رو روشن میکنی فقط 50 متر اول رو میبینی ولی استارت میزنی و راه میفتی چون میدونی اگه 50 متر اول رو برداری . همون چراغ که 50 متر رو برات روشن کرده 50 متر بعدی رو هم برات روشن میکنه . . . پس قدم اول رو برمیداری و به راه و جاده و ماشین و کائنات و خودت اعتماد میکنی …
سلام دوست عزیزم ممنون از پاسخ شما
با سلام به استاد عباس منش عزیز
پیشنهاد من اینه که وقتی به ایالتهای مختلف سر میزنید إز قبل اعلام کنید که همراهان شما بتونند از نزدیک با شما ملاقات کنند با سپاس
درود بر استاد عزیز و همه دوستان سوالم اینه که کسی که تازه با سایت شما آشنا شده و فایل های رایگان شما رو هم دیده برای تغییر باورهای مخرب کار کردن روی کدام حوزه از زندگی انسان در اولویت قرار داره و مهم تر و اصلی تر هست به طوری که با تغییر دادن اون باورها تمام جنبه های زندگی انسان تحت تاثیر قرار می گیرد و رو به بهبود می گذارد مثلا آیا تغییر باورها در حوزه سلامتی در اولویت اول قرار داره یا تغییر باورها در حوزه عشق و روابط و یا ثروت یا اینکه روی تغییر باورهایمان در همه جنبه های زندگی به طور همزمان و یکسان کار کنیم؟ سوال دیگرم اینه که چی کار کنیم که باورهای مخربی که در ضمیر ناخوداگاهمان هست را شناسایی کنیم و چگونه این تغییر باورها را نهادینه کنیم و آن را نگهداری کنیم که به ثبات برسد و دیگه تحت هیچ شرایطی تغییر نکند سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟
با تشکر فراوان از استاد عزیز و همگی دوستان
سلام با اجازه استاد من جواب سوالتون رو میدم
سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟
سلام منم به این سوال فکر کردم …. بله وقتی مدارت عوض میشه انگار طرف مقابل متوجه میشه که تو دیگه همون آدم قبلی نیستی …. گاهی شاید حتی بخواد رو به روت یا مقابلت قرار بگیره …. من خودم بار ها و بارها به این قضیه فکر کردم …ولی دیدم وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که روی خودم کار کنم … وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که باور های خودم رو تغییر بدم و روی خودم کار کنم …. اگر هم نظر منو بخوایید اصلا لازم نیست به دیگران توضیح بدین دارین چی کار میکنید … اصلا لازم نیست طرفتون رو قانع کنید … اصلا لازم نیست حتی ازش بخواین که با شما همراه بشه ….. به نظرم فقط 2 تا کار رو همزمان انجام بدین 1- رو خودتون کار کنید 2- هر اتفاقی افتاد بگید خیره و خوبه ….. میدونید تو مسیری که داری رو خودت کار میکنی گاهی پیش میاد که یکی میخواد از پیش شما بره … یا شما رو ترک کنه …. به نظرم نباید جلوشو بگیرید …. به نظرم نباید وایسید جلوش و ازش بخواین که بمونه . به نظرم فقط باید در کمال آرامش قبول کنید و تو دلتون بگید ایشالله که خیره …. همین خوبه …. همینی که الان داره اتفاق میفته خوبه و به نفع منه . . .
اینکه اول رو کدوم باورت باید کار کنی یا در چه زمینه ای … …. بذار راجب خودم بگم … من دوره ی عشق و مودت رو تموم کردم و بعد از اینکه اون دوره رو تموم کردم و بارها و بارها فایلش رو گوش دادم و بعد به خودم گفتم انگار روابط برام خیلی مهم شده . دلم میخواد برم سراغ قانون آفرینش و رفتم فایل ها یقانون آفرینش رو به ترتیب گوش دادم . جالب اینه که تا وقتی فوکوس کرده بودم رو دوره ی عشق و مودت و دائم اونو گوش میدادم انگار نتایج کمتری میگرفتم …. ولی همین که دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ قانون آفرنیش انگار رهایی ایجاد شده بود …… خیلی از این اتفاق خوشحال بودم … من خودم ناخودآگاه اون دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار ولی دیدم چه خوب شد …. دوره ی قانون آفرینش تموم میشه میرم سراغ دوره ی بعدی …. جالبش اینه که وقتی یه دوره تموم میشه و میرم دوره های بعدی رو مرور میکنم … اتفاقی که میفته اینه که وقتی بعد از گذشت چند ماه دوباره به دوره ی عشق و مودت سر میزنم و فایل ها رو گوش میدم انگار خیلی ا صحبتهای استاد برام تازگی داره و جالب اینه که چون چند ماه گذشته و من دائم تو این چند ماه رو خودم کار کدم انگار مدارم تغییر کرده و حرفهای استاد رو یه مدل دیگه .. یه جور دیگه …. از یه نگاه دیگه میبینم ……. و این چه قدر برام جالبه ….. کافیه یه دوره رو شروع کنی و فایلهاش رو گوش کنی بعد میبینی که دوست داری اونو ادامه بدی یا نه ….. فقط میتونم بگم شروع کن یه دوره رو شروع کن….. بعد مثلا داری روانشناسی ثروت رو میبینی که توی اون فایل استاد داره راجب روابط و تاثیر روابط خوب در ثروتمند شدن حرف میزنه ….. گاه یبه این نتیجه میرسی که بری و دوره ی عزت نفس رو گوش بدی و رو خودت کار کنی ……
میدونی ا
لبته نمیخوام بگم جسته و گریخته کار کنی ولی فقط اینو میدونم که با دست دست کردن و دل دل کردن هیچی درست نمیشه و باید شروع کنی …. همه چیز از شروع ؛ شروع میشه … همه چیز تو همون نقطه ی شروع هست . اصلا به نظرم تو شروع کردن …. تو قدم اول ر و برداشتن رازی هست که بهت اجازه میده نترسی و بقیه ی مسیر رو بری و ادامه بدی .
سلام
سوالی که داشتم این هست که چگونه وقتی یه هدفی رو انتخاب کردیم و شروع کردیم به حرکت؛ اون انگیزه ابتدایی رو داشته باشیم و انگیزمون کم نشه و هر روز پر انرژی تر از روز قبل باشیم.
چگونه اهرم رنج و لذت رو در خود قوی کنیم؟
با سلام و عرض احترام خدمت استاد و همه ی دوستان
با توجه به مدتی که با شما و سایت شما همراه بودم و همچنین با توجه به صحبت های شما که گفتید شما هم تکاملتون رو طی می کنید و هر چه میگذره آگاهی های بهتر و کاملتری رو بدست میارید و همینطور گفتید که نیازی به خوندن کتابهای مختلف نداریم و خود شما مدتهاست که هیچ کتابی رو نخوندید (با اینکه قبلا یکی از توصیه های محصول روانشناسی ثروت خوندن کتاب و مطالعه بود و در محصولات قبلی حتی کتابهای مفید و خوبی هم پیشنهاد می کردید) و اینکه در فایلهای اخیر بنظر میرسه که صحبتهای شما و احساس شما تغییر خاصی کرده و شما به درک قویتری نسبت به این موضوعی که میخوام عرض کنم رسیدید و البته که همیشه و در فایلها و محصولات مختلف شما سعی داشتید این موضوع رو به مخاطبین خودتون بگید ولی از یه جایی به بعد تقریبا همه ی صحبت های شما در مورد الهامات و نشانه ها و گفته هایی که از جانب خداوند به شما گفته میشه هست و اینکه به نظر میرسه دیگه برای شما مهمترین و اصلیترین موضوع و قانون, همین الهاماتی هست که به طور واضحتری از قبل به شما گفته میشه و گوش شما نسبت به قبل حتی شنواتر و گیراتر به الهامات شده و شما به احساس خیلی بهتر و آرامش بیشتری نسبت به قبل رسیدید
سوال اینکه :
شما چطور به این مرحله رسیدید که به این وضوح این الهامات رو دریافت میکنید و چطور در تمام زمینه ها این الهامات بصورت پیوسته برای شما هست بطور مثال برای خود من با اینکه کتابهایی که در محصول هدفگذاری معرفی کردید رو خوندم و تقریبا همیشه سعی میکنم بشنوم و دریافت کنم و با خداوند صحبت میکنم ولی بجز چند مورد که بسیار هم مفید بود, دیگه کمتر گفته شد و من کمتر تونستم دریافت کنم
خواهش میکنم مفصل تر و کامل تر در اینباره صحبت بفرمایید و کمک کنید این درک مهم و تاثیرگذار رو که به رابطه ی توحیدی و نزدیکتر با خداوند و آگاهی فراوان از منبع هستی منجر میشود برسیم.
اگر قرار بود من به آمریکا سفر کنم و با شما مصاحبه کنم و فقط حق پرسیدن یک سوال رو داشتم همین سوال رو می پرسیدم.
بسیار سپاسگذارم و آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر برای شما و گروه شما دارم.
سلام با اجازه ی استاد من میخوام جواب سوالتون رو از دیدگاه خودم بدم .
سایت رو نگاه کردم دیدم شما 3٫5 سال یا 4 سال هست که عضو سایت شدید و حتی اگه از روز اول هم متعهد شده باشید و فقط و فقط به فایلها گوش داده باشید و این مسیر رو به طور مداوم ادامه داده باشید باز هم نسبت به استاد که حداقل 10 ساله این راه و رو داره مداوم و مداوم ادامه میده …. شما هنوز اول راهید …… این چیزیه که به خودم امید میده …… درباره ی کتاب خوندن باید بگم که: به نظرم اگه قانون رو ندونی و کتاب های دیگ نویسنده ها رو مطالعه کنی دچار سردرگمی میشی …. ولی اگه قانون رو بدونی و کتابهای دیگه رو مطالعه کنی ( البته فقط و فقط کتابهای خوب رو ) خوبه . ….. چون میتونی تشخیص بدی کجای کتاب طبق قانونه و کجاهاش با قانون در تضاده ….. من خودم الان که کتاب میخونم میبینم بعضی جاهاش چه قدر با قانون یکیه و درست منطبق بر قانونه . . .
اون وقت ایمانت حتی قوی تر هم میشه . . . به نظر شخص خود من کتاب خوندن اصلا بد نیست چون من خودم شخصا بعد از این که قانون رو متوجه شدم و کتاب خوندم دیدم خب استاد همه ی این آموزه ها رو که داره به ما میگه … خیلی عمیق تر و واضح تر . . . .. بعدشم استاد هم داره مثل همه ی ما تکاملش رو طی میکنه … خودش میگه فایلهای اولیه که داشته خیلی هم ضایع بوده خخخخخ ولی کم کم بهتر و بهتر شده ….. تکاملش رو طی کرده و همه چیز بهتر و بهتر شده ….. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم …. ما هم تکاملمون رو طی میکنیم …. ما هم نسبت به دو ماه پیشمون خیلی بهتر شدیم …. و تو ماههای آینده همه چیز بهتر و بهتر میشه …
بند آخر نکته جالبی بود، برای دوستانی که سخن از واجبات شرعی و دینی دارند. باید از خودمان پرسیم آیا اگر با تشکیل اسلام عمر پیامبر هم همچنان تا الان ادامه داشت، اگر بگویم اصول ثابت بود آیا همان قوانین فقهی و احکام را برای همه وضع میکرد، آیا همچنان میگفت همان روزه را بگیرید همان نمازی که اول خواندم را بخوانید یا همچنان با خود او که پیوسته در حال رشد و تکامل بود تغییر میکرد؟ چون ماهیت که یکی است و صورت است که مدام تغییر می کند…
سلام به استاد عزیزم
و خانواده خوب و دوست داشتنی ام
راستش من سوالات زیادی حین گوش کردن فایلها برام پیش میاد
1٫ اولین و مهمترین سوالم اینه ک شما چطور قرآن رو مطالعه و درک کردید، تو بعضی از فایلها اشاره کردید اما توضیح کامل ندادید، قطعا برای ما ک محقق نیستیم و نمیدونیم روش صحیح به چ صورت هست این کار کمی دشواره من مدتهاست میخوام این کارو انجام بدم ولی روش دقیق رو نمیدونم
2٫ من هر تقریبا هر روز فایلهای شما رو گوش میدم ، همه فایلهای رایگان شما رو چندین بار گوش دادم اما هنوز تغییرات عمده در زندگیم شکل نگرفته هم از لحاظ ثروت، هم روابط و…. طوری ک اطرافیان ب من میگن تو اینهمه این فایلها رو گوش میدی پس چرا هیچی نشدی هنوز هر چند ک ب حرفشون اهمیت زیادی نمیدم ،
واقعا شما ک در ابتدای کار بودید چ کردید، چطور برای خودتون وقت خالی ایجاد میکردید تا ب تغییر باورها برسید، چطور برای خودتون ارزش قایل میشدید، چطور اولویت اول خودتون بودید،چطور ب نقاط مثبت دیگران توجه کردید بدون وابستگی،
چرا دوره تغییر در ما اینهمه طولانی شده ،
3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،
سلام دوست خوبم . با اجازه ی استاد میخوام به این سوالتون پاسخ بدم … 3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،
به نظر من استاد خیلی وقتا دست ما رو گرفته و با خودش برده در جزئی ترین لحظات زندگیش … خوندم که نوشته بودید خیلی از فایلهای رایگان رو دارید . نمیدونم آیا محصولی هم خریداری کردید یا نه …. ولی خب به هر حال خیلی از تیکه های زندگی استاد توی محصولات هست و بچه هایی که اونا روخریداری کردن شاید بیشتر در جریان زندگی ایشون هستن و اینکه چه طوری تو تک تک لحظات زندگی استاد داره روی خودش و باورهاش کار میکنه….. یه فیلمی بود در حد دو سه دقیقه از استاد وقتی که توی بندرعباس زندگی میکرده و تمام خونه و زندگیش تو یه اتاق و فقط یه اتاق خلاصه میشده ….. اونو دیدید؟ خود اون فیلم خیلی از رفتار های جزئی استاد رو بهمون نشون میده …. اینکه وقتی شرایطش از نظر مالی خیلی بد بوده و حتی معمولی هم نبوده … ولی باز حس خوب داشته …. … خود استاد میگه یه کتونی برنده شده تو یه مسابقه و همش با اون کتونی راه میرفته و تجسم میکرده ….. کف کتونی سائیده میشه و حتی کف پای استاد زمین رو حس میکنه هاااااا اما باز هم دست از تجسم برنمیداره و لحظات خوب و ثروت و نعمت رو تجسم میکنه ….. یه جایی تو یه فایلی استاد داره فایل ضبط میکنه که یه خروسه همش سرو صدا میکنه خخخخخخ اگه ما بودیم شاکی میشدیم و میگفتیم ای بابا این حیوون نفهمو ببین هی داره صدا میکنه ….. ولی استاد میخنده ومیگه این خروسه هیچ وقت این قدر سرو صدا نمیکردااااا خخخخخخخخخ
ببین دوست من نمیدونم اونفایل رو دیدی یا نه ولی خروسه انگار تست خوانندگی داشته باشه همش سرو صدا میکرد خخخخخخخخخ وای من خودم اون قدرررررر خندیدیم خخخخخخ
یا مثلا وسط حرف استاد وقتی داره فایل ضبط میکنه همسایه شون میاد وبهش سلام میکنه . بازم استاد نه شاکی میشه و نه هیچی …. میخنده و میره باهوش حرف میزنه و بعد میاد دوباره فایلش رو ضبظ میکنه …… میبینی دوست من همه چیزو ساده میگیره ….. میبینی دوست من خب اینا همون لحظات زندگی استاد هست دیگه ….. اینا اتفاقا جزئی ترین لحظات زندگی یه فرد میتونه باشه ….. و کلی لحظه ی دیگه ……
دوست من تمرین کنیم با هم دیگه که تو ریزترین لحظات زندگیمون شاد باشیم و به نکات مثبت توجه کنیم ….. همین لحظات کوچیک وقتی کنار هم قرار بگیرن کلیت زندگی ما رو میسازن ….. یهو چشم باز میکنیم و میبینیم واااااای چه قدر زمانهایی که داره به شادی میگذره زیاده و این طبیعیه … همیشه شاد بود طبیعیه .
سلام استاد من واقعاااااااااااااااااااااااااا انرژِی میگیرم کلیپ های شما رو میبینم من دانشجوی ارشد هوافضام و کلی از زندگیم نا امید بودم و اینکه تا حدی که میخواستم به دلیل گفته دیگران که همش میگن کار نیست چراااااااااا درس میخونی ترک تحصیل کنم ولی این فایلهای رایگان شما رو که میبینم میگم چقد خوبه که من خدا رو دارم واین مردم فقط دنیا رو میبینن و همش دارن از وضعیت موجود ناله میکنن …..استاد عزیز من فقط جواب یه سوال توی ذهنم مونده و در طول روز خیلی منو اذیت میکنه و اون ذهن منطقیه میگه که هر کاری میخوای بکنی نمیشه ……بزارین براتون از اتفاقای خوبه زندگیم بگم که وقتی اینا رو میبینم همش ایمانم بیشتر میشه..
هر وقت برای خرید میخوام برم بیرون مجبورم از یه بزرگراه بگذرم که خیلی هم شلوغه اوایل خیلی معطل میشدم خلوت بشه رد بشم ولی الان که کنار بزرگراه وایمیستم اصلااا انگار زمان متوقف میشه بزرگراه خالی از ماشین میشه و همین که من از بزرگراه رد میشم دوباره ماشین ها با سرعت رد میشن …هیچکاری نکردم فقط باورم رو عوض کردم …………
در حال حاضر خیلی درامد خاصی ندارم و خیلی دوست دارم زندگی مالیم رو تغییر بدم ولی حس دلتنگی خونه هر ساله نمیذاره به دنبال کار بگردم بچه اخر خونواده ام و پدر و مادرم خیلی دوست دارن من کنارشون باشم و هر وقت تصمیم میگیرم که خونه نرم همون روز مادرم زنگ میزنه و میگه کی میای خونه ؟ و این چندین ساله تکرار میشه و من ادم احساسی ام و زود ناراحت میشم که چرا اونها رو تنها گذاشتم … از طرفی هم دوست دارم کار کنم و مثل شما زندگی سرشار از خوشی و ثروت داشته باشم ………لطفااااا اگه میتونین سوال رو جواب بدین و راهی رو پیشنهاد بدین که از این دو راهی خارج بشم ممنون میشم ………
با تشکر و ارزوی موفقیت برای شما و تمام مردم جهان
سلام محمد جان
من فکر میکنم باوری که در خودت باید بسازی (با توجه به حس و علاقه ات به خانواده) اینه که میتونی در کنار پدر و مادرت یک کار فوقالعاده ایجاد بکنی مثل سایت عباسمنش که از اون در عین حال که پول در میاری به نیاز احساسیت هم برسی . چون هر چقدر بخواهی با این احساس وابستگی مبارزه کنی و فکر کنی در دور بودن از خانوادت میتونی پولدار شوی چون مقایر با اون ضمیر ناخوداگاهته من فکر میکنم نتونی به اهداف مادیت هم بررسی ولی اگر مطابق احساست که بودن در کنار خانواده است راهی برای پولدار شدن پیدا کنی بیشتر مطابق با احساساتت باشه
امیدوارم تونسته باشم راهنماییت کنم
درود بر شما اقای پایدار واقعاااااا من از کمک شما ممنونم حتمااااا من پیگیر میشم که بتونم در کنار خونواده کاری رو جور کنم باز هم از کامنتتون بسیار سپاس گذارم و خیلی ممنونم که راهنمایی کردین …..
انشالا موفق باشین
شما لطف دارید , خوشحالم که تونستم کمک فکری براتون باشم